آیا می‌خواهید بیشتر پول دربیاورید؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۰۳ - ۲:۴۱ ٫ق٫ظ


ماهنامه معیشت: همه ما به پول بیشتری نیاز داریم. در اینجا ما به شما می گوییم چطور می توانید بیشتر پول دربیاورید. شاید شما در حال هدر دادن پولتان هستید. وقت آن رسیده است که با جهشی به موقع هزینه ها را کم کنید.

صحبت کردن بسیار آسان تر از عمل کردن است. من هم کاملا به این موضوع اعتقاد دارم. اولین باری که خواستم پول بیشتری در بیاورم به یاد دارم. هجده سالم بود و در شرکت نمای ساختمان کار می کردم. هر روز ده تا دوازده ساعت با بیل شن و ماسه و سیمان را مخلوط می کردم. یک روز فهمیدم که من دو برابر سایر افراد کار می کنم. افراد جدیدی که وارد این کار می شدند، قبل از ناهار دست از کار می کشیدند. آنها بدون این که چیزی بگویند می رفتند. داستانش مفصل است. خلاصه این که با توجه به تمام جزئیات، ارزش خودم را محاسبه کردم، بعد نزد رئیسم رفتم و از او خواستم دستمزدم را زیاد کند. این اتفاق فرصت های جدید زیادی را پیش رویم قرار داد. اما اگر آن روز درست فکر نکرده بودم به هیچ یک از آن موقعیت ها نمی رسیدم. به شما خواهیم گفت که چطور در چهار مرحله می توان چنین کاری را انجام داد:

آیا می‌خواهید بیشتر پول دربیاورید؟ پس با ما همراه باشید

از جای برخیزید

قبل از این که پول بیشتری درخواست کنید، موقعیت شرکت خود را برای پذیرش ارتقا بررسی کنید. اگر آنها افزایش حقوق ها را هر شش ماه یا هر یک سال بررسی می کنند، بدانید که باید درخواست خود را کمی قبل از افزایش حقوق مطرح کنید. با مدیر یا مافوق خود صحبت کنید و سعی کنید روال امور را یاد بگیرید. بعد از این که همه مهارت ها را آموختید، به مهره ای ارزشمند برای شرکت تان تبدیل می شوید و می توانید برای خودتان برنامه ریزی کنید.

ارزش خودتان را بدانید

بعضی افراد خبره اشتباها بر این باورند که آنها بسیار ارزشمندند، در حالی که ارزش واقعی آنها خیلی کمتر از آن چیزی است که فکر می کنند. برای این که از ارزش میزان حقوقی که در برابر کارتان دریافت می کنید باخبر شوید، باید بدانید وظایف شما چقدر است. هرچه وظایف شما بیشتر باشد بهتر است. سایت هایی مانند PayScale ، Glassdoor و Salery.com نیز ابزارهای ضعیفی برای تخمین میزان دستمرد افراد دارند. تنها به دو یا سه منبع اکتفا نکنید. خوب فکر کنید و حداقل ده مورد مختلف را بررسی کنید تا به طور واضح و قاطع دریابید که افراد دیگری که نقشی مشابه با نقش شما را ایفا می کنند، چقدر پول در می آورند.

از همه مهم تر این است که در سنجیدن ویژگی های خود بی نهایت صادق باشید؛ مثلا اگر شما در رده متوسط هستید، خود را ارشد ننامید. بدانید که بی صداقتی در این باره باعث شکست شما خواهد شد. اگر در محل کار از جایگاه تان راضی نیستید فقط با کوشش بیشتر می توانید به جایگاه واقعی تان برسید. باید سعی کنید مهارتهای تان را به شدت افزایش دهید و وظایفی را که به شما محول می شود، به بهترین نحو انجام دهید.

با مسئولان شرکت خود گفت و گو کنید

فرض کنید که شرکت شما قوانین بسیار جدی و سختگیرانه ای برای افزایش حقوق دارد؛ مثلا در دوره ای معین پس از ارتقای افزایش حقوق سالانه منع قانونی دارد. در این صورت بدانید که اکنون زمان کسب آمادگی است. ملاقاتی را با مدیر خود ترتیب دهید. از او بخواهید اهدافی واقعی برای شما تعریف کند که بتوانید توانایی های خود را تقویت کنید و بر موانع موفقیت فائق آیید. باید بفهمید که هر یک از افراد ارشد از شما چه توقعی دارند و سعی کنید آنها را راضی نگه دارید.

این کار سبب می شود در موعد افزایش حقوق دستمزد شما مورد بازنگری قرار بگیرد. مدیریت مؤثر بدون ابهام است. مدیران خوب با عبارات احمقانه ای مانند «تو باید همین طور خوب ادامه بدهی» یا «تو باید توانایی های جدیدی در وجودت پرورش دهی» با شما برخورد می کنند. اهداف شما باید معین و بحث ناپذیر باشد، سیاه یا سفید. پس از مشخص شدن اهداف، باید از همه چیزهایی که دارید برای رسیدن به آنها بهره ببرید.

پیگیر باشید

پس از آن که در کی منطقی از اهداف خود به دست أوردید، آنها را رها نکنید. تک تک اهداف خود را با مدیرتان بازنگری کنید. نگران هیچ چیز نباشید. شما می خواهید بفهمید که حقوق شما چقدر به جایگاه واقعیتان نزدیک است. شما به دلیل استقامت و تلاش بی وقفه برای بهتر شدن شایسته قدردانی هستید.

این حقیقتی اساسی در زندگی است که شما باید هر آنچه را که توان دارید انجام دهید و تمام سعی تان را بکنید. اگر این قانون را می توان درباره مخلوط کردن شن و سیمان اعمال کرد، پس آن را در سایر کارها نیز می توان اعمال کرد. حقیقت اساسی دیگر این است که اگر می خواهید بیشتر پول دربیاورید، باید اولا سخت کار کنید و ثانیا به کارتان با علاقه ادامه دهید. فقط کافی است به این دو موضوع توجه کنید. نباید از آینده بیم داشته باشید.

دیدگاه‌ها خاموش

۸ مهارت که برای استخدام در دنیای امروز به آن‌ها نیاز دارید

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۰۳ - ۲:۴۱ ٫ق٫ظ


وبسایت جی اس ام: اگر به دنبال یادگیری مهارتی هستید که به شما در پیدا کردن کار کمک کند پیشنهاد می‌کنیم یکی از این ۸ مهارت را یاد بگیرید تا راحت‌تر در شرکت‌های مختلف استخدام شوید. امروز بخش بزرگی از اقتصاد جهان را صنایع جدید و فناوری‌های نو می‌گردانند. در زمانه‌ای که شرکت‌های فناوری، استارتاپ‌ها و محصولات دیجیتال روز به روز بزرگ‌تر می‌شوند، فرصت‌های شغلی برای کار در این حوزه‌ نیز بیشتر و بیشتر می‏شوند.

اگر به دنیای فناوری و تکنولوژی علاقه دارید و می‌خواهید در شرکت‌های معتبری که در این صنعت فعالیت می‌کنند استخدام شوید، پیشنهاد می‌کنیم به دنبال یادگیری یک یا چندتا از این مهارت‌ها باشید و آنها را در رزومه خود بنویسید تا شانس بالاتری برای استخدام به دست بیاورید.

کدنویسی

شاید فکر کنید بازار کار برنامه‌‌نویسان به اندازه کافی اشباع شده است؛ اما اینطور نیست. هر چقدر که برنامه‌نویس بیشتر به بازار اضافه شود فرصت‌ها کاربری بیشتری نیز برای این حرفه ایجاد می‌شود. در حال حاضر هیچ صنعت و شرکتی را پیدا نمی‌کنید که نیاز به استخدام برنامه‌نویس نداشته باشد. پس با فراگرفتن یک یا دو زبان برنامه‌نویسی این شانس را خواهید داشت که به سرعت در شرکتی استخدام شوید.

8 مهارت که برای استخدام در دنیای امروز به آنها نیاز دارید


اکسل

بسیاری به اکسل به دید یک نرم‌افزار و مهارت ساده و ابتدای نگاه می‌کنند؛ اما قابلیت‌ها و امکانات اکسل بسیار گسترده است. اگرچه ممکن است اکثر افرادی که با کامپیوتر کار می‌کنند اکسل نیز بلد باشند، کمتر کسی پیدا می‏شود که به صورت حرفه‌ای از اکسل استفاده کند و بتواند جدول‌ها و گراف‌های پیشرفته‌ای بسازد. ذکر شدن این مهارت در رزومه شما و نشان دادن توانایی که در کار با اکسل دارید می‌تواند نظر مدیران را عوض کند.

8 مهارت که برای استخدام در دنیای امروز به آنها نیاز دارید


توسعه وب

با اینکه اکنون وب‌سایت‌ها بازی ‌را به اپلیکیشن‌ها باخته‌اند و بازدید حالت موبایل بیشتر از حالت دسکتاپ است؛ همچنان بازار کار به توسعه‌دهندگان وب نیازمند است. بسیاری از شرکت‌ها نیاز به فردی دارند که بتواند سایت‌ها را توسعه ببخشد و امکانان جدیدی به آنها اضافه کند.

8 مهارت که برای استخدام در دنیای امروز به آنها نیاز دارید


نویسندگی

تولید محتوای بکر و جذاب همراه با تمرکز بر ارتباط نزدیک با مشتری تنها از دست کسی برمی‌آیند که توانایی نوشتن بالایی داشتن باشد. اگر به فهرست فرصت‌های شغلی شرکت‌های مختلف نگاه کنید قطعا یکی از آنها نیاز به نیرویی با توانایی نوشتن است پس ذکر این مهارت در روزمه شما می‌تواند منجر به استخدامتان شود.

8 مهارت که برای استخدام در دنیای امروز به آنها نیاز دارید


مدیریت پروژه

با بزرگ شدن تیم‌ها و گسترده شدن کارها و وظایف کارمندان، نیاز به فردی احساس می‏شود که بتواند به خوبی پروژه را مدیریت کند و به مدیران اطمینان دهد که همه چیز مطابق با زمان‌بندی و بودجه تعیین شده است. افرادی که از مهارت مدیریت کردن پروژه برخوردارند می‌توانند به راحتی کار پیدا کنند.

8 مهارت که برای استخدام در دنیای امروز به آنها نیاز دارید


سخنرانی

هرچقدر هم محصول شرکتی خوب باشد اگر نتوان آن را به خوبی به دیگران معرفی کرد در بازار موفق نخواهد شد. بنابراین شرکت‌ها به دنبال افرادی می‌گردند که سخنران و سخنور باشند و به خوبی بتوانند با مخاطبان ارتباط برقرار کنند.

8 مهارت که برای استخدام در دنیای امروز به آنها نیاز دارید


گوگل آنالیتیکس

گوگل آنالیتیکس ابزاری است که نشان می‌دهد تلاش‌های صورت گرفته در شبکه‌های اجتماعی و وب‌سایت چه نتیجه‌ای داشته است. فردی که مهارت کار با گوگل آنالیتیکس را داشته باشد و بتواند داده‌های آن را تحلیل کند قطعا در هر شرکتی جا برای او هست.

8 مهارت که برای استخدام در دنیای امروز به آنها نیاز دارید


دیجیتال مارکتینگ

مهارت دیجیتال مارکتینگ نیز یکی دیگر از مواردی است که امروزه بسیاری از شرکت‌ها به آن نیاز دارند. اگر بتوانید در این زمینه مهارت کسب کنید خواهید دید که فرصت‌های شغلی متعددی پیش روی شما قرار خواهد گرفت.

8 مهارت که برای استخدام در دنیای امروز به آنها نیاز دارید

دیدگاه‌ها خاموش

طالع نحس یا اقبال بلند در سرمایه گذاری

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۰۲ - ۶:۱۴ ٫ق٫ظ


ماهنامه معیشت – ابوذر نجمی: همگی بارها از زبان افراد مختلف جملاتی شبیه این را شنیده ایم: «من شانس ندارم. اگر همین فردا دلار بخرم قیمتش نصف میشه» یا «سکه داشت می رفت بالا عين جت، تا من خریدم شروع کرد به سقوط » یا «با هزار قرض و قوله پول جور کردم یه خونه ۷۰ متری خریدم. از موقعی که من خریدم تکون نخورده» و جملاتی شبیه به این یا حتی برعکس: «فلانی شانس داره. سهام یه کارخونه رو خرید دارقوزآباد، همچین که خرید سهامش رفت توی بورس شد ۴ برابر» و …

واقعیت این است که هیچ کدام از این موضوعات شانسی نیست و ربطی به تقدیر بد شما و طالع خوب آن دیگران ندارد. تمام این اتفاقات موضوعاتی تخصصی و ناشی از پدیده های اقتصادی است که عده ای به آن آگاه اند و با داشتن اطلاعات نهانی به ویژه در اقتصاد ایران، می توانند برای خود و نزدیکانشان منفعتی فراوان ایجاد کنند. داستان از این قرار است که در مرحله اول کارشناسان و متخصصان حوزه سرمایه گذاری با کسب اطلاعات اقتصادی (چه اطلاعات عمومی منتشر شده، چه اطلاعات نهانی) و تحلیل آن سیر رشد یا سقوط یک دارایی یا بازار اعم از ارز، طلا، مسکن، سهام و … را پیش بینی و سپس آن دارایی را خرید و فروش می کنند.

طالع نحس یا اقبال بلند در سرمایه گذاری

در مرحله دوم، نزدیکان این افراد یا کسانی که صرفا بازارها را رصد می کنند، شروع به پیروی از رفتار این رهبران بازار سرمایه گذاری می کنند. این مرحله دوم به يكباره اتفاق نمی افتد و بسته به نزدیکی و میزان انتشار اخبار در طی یک دوره اتفاق می افتد، با ورود افراد بیشتر به یک بازار، به اصطلاح آن بازار داغ و داغ تر می شود که در ادبیات حوزه سرمایه گذاری و فاینانس به این حالت، بازار بولیش می گویند. (Bullish به معنای گاوی شدن که تشبیهی از رفتار گاوهای خشمگین مهارنشدنی است.) هر چه بازار داغ تر شود افراد عادی بیشتری جذب بازار می شوند؛ زیرا احساس می کنند این سرمایه گذاری مناسب است و افراد بیشتری در آن وارد شده اند و سود خوبی کسب کرده اند.

مشاهدات آنها هر روز بیشتر و بیشتر می شود و اطمینان خاطر پیدا می کنند که وقت خوبی برای سرمایه گذاری است. این دقیقا زمانی است که متخصصان و کارشناسان سرمایه گذاری در می یابند آن بازار به حداکثر بازده خود رسیده و قیمت های موجود بسیار بالاتر از ارزش واقعی آن دارایی است. در این زمان خبرگان و بازیگران اصلی بازار شروع می کنند به عرضه آن دارایی و به اصطلاح دارایی خود را نقد می کنند و خریداران کسانی نیستند جز مردم عادی که بدون هیچ تحلیل فنی و اقتصادی و صرفا براساس حرکت گله ای وارد بازار و بازی مثلا سرمایه گذاری شده اند. بعد از آن که حجم بزرگی از دارایی از کارشناسان و خبرگان و نزدیکان آنها به افراد عادی واگذار شد، دقیقا زمانی است که قیمت دارایی شروع به کاهش می کند؛ زیرا خريدار جدیدی برای آن وجود ندارد.

بعد از موج اول کاهش قیمت، ترس از کاهش قیمت و از دست رفتن اصل سرمایه باعث می شود که افراد بیشتری شروع به فروش آن دارایی کنند و مدام قیمت ها کمتر و کمتر می شود تا به اصطلاح بازار سقوط می کند. این کاهش قیمت در ایران در بازار سهام سریع تر و در بازار طلا و ارز کندتر و در بازار مسکن طولانی تر است. اگر نگاهی به ۱۰ تا ۱۵ سال اخیر بیندازید قطعا مثال های آن را زیاد می بینید، افزایش قیمت مسکن در سال های ۸۶-۸۵ و رکود تا سه سال و بعد دوباره افزایش قیمت سال ۹۲-۹۱ و رکود آن تا همین یکی دو ماه گذشته، یا افزایش قیمت دلار از هزار تومان در سال ۹۰ تا ۳۹۰۰ تومان در پایان ۹۱ و کاهش آن تا ۲۸۰۰ تومان در سال ۹۲، یا افزایش قیمت سهام شرکت های مختلف و رشد مداوم شاخص بورس در سال های ۹۱ و ۹۲ تا مرز ۹۰ هزار واحد و کاهش آن تا حدود ۶۰ هزار واحد در سال ۹۳٫

همه این بالا و پایین و سود و زیان شما تنها به این بستگی داشته که چه زمانی وارد بازار شده با کی از آن خارج شده اید و در نهایت دلیل سود و زیان میزان دانش، خبرگی با کمک گرفتن از کارشناسان است، نه شانس و اقبال و طالع. در کشورهای پیشرفته در خصوص سرمایه گذاری شخصی (Personal Finance) اکیدا توصیه می شود که افراد تنها از طریق شرکت ها یا کارشناسان مشاور سرمایه گذاری اقدام به سرمایه گذاری کنند و به هیچ وجه مستقیم وارد بازار نشوند. دلیل این موضع هم این است که عوامل متعدد در انتخاب سبد سرمایه گذاری وجود دارد که می باید در سرمایه گذاری شخصی درنظر گرفت، از جمله هدف سرمایه گذاری، دوره سرمایه گذاری حتی شغل فرد صاحب سرمایه و … و نتیجه سرمایه گذاری شما را جستجو و انتخاب و استفاده از مشاوران شخصی و شرکتی مشخص می کند نه شانس و بخت و اقبال.

دیدگاه‌ها خاموش

راز‌های داشتن یک اینستاگرام پرفالوور

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۰۲ - ۵:۱۶ ٫ق٫ظ


روزنامه هفت صبح – مهدی خانلری: سال ۲۰۱۷، صد میلیون کاربر جدید جذب پلتفرم اینستاگرام شدند و این روند رو به رشد در سال ۲۰۱۸ نیز ادامه دارد. البته دلایلی برای این پیشرفت باورنکردنی اینستاگرام وجود دارد. بسیاری از کاربران عادی برای دیدن عکس و ویدئوهای دوستان خود و برندهای محبوب از اینستاگرام استفاده می کنند. شرکت ها به اینستاگرام اعتماد دارند؛ زیرا کاربران از اینستاگرام بیشتر از سایر پلتفرم ها نظیر فیس بوک و توئیتر برای آشنایی با برندهای مختلف استفاده می کنند.

با این حال، برای این که بتوان از اینستاگرام به صورت بهینه بهره برد، ایجاد پروفایلی که بتواند به طور موفقیت آمیزی توجه مخاطبان را جلب کند، مهم به نظر می رسد. با دنبال کردن نکاتی که در ادامه گفته می شود، بازاریابان رسانه های اجتماعی می توانند به منظور دستیابی به نتایج بهتر در کسب و کار، پروفایل اینستاگرام خود را بهینه سازی کنند.

رازهای داشتن یک اینستاگرام پرفالوور

یک حساب تجاری در اینستاگرام ایجاد کنید

در حال حاضر بیش از ۲۵ میلیون کسب و کار برای دسترسی به تجزیه و تحلیل های مفید و ابزارهای تبلیغاتی محصولات خود از اینستاگرام استفاده می کنند. برخلاف حساب شخصی، حساب تجاری این امکان را برای کاربران فراهم می آورد. تا تجزیه و تحلیل های مرتبط با هر پست و همچنین رشد دنبال کنندگان را مشاهده کنند. از آنجایی که ۸۰ درصد از کاربران اینستاگرام حداقل حداقل یک برند را دنبال می کنند، این امکان برای حساب های تجاری فراهم است که به واسطه یک دکمه تماس بتوان از طریق پیام مستقیم اینستاگرام، ایمیل یا اس ام اس با نمایندگان برندها در ارتباط بود. این موضوع باعث می شود که پشتیبانی از مشتریان رسانه های اجتماعی راحت تر از قبل باشد.

آخرین نکته حائز اهمیت این که حساب کاربری تجاری در اینستاگرام تنها با چند حرکت می تواند سبب ارتقای محتوای شما شود. این نوع حساب کاربری نسبتا ارزان به شما اطمینان می دهد، صرف نظر از این که چه پستی را برای ارتقای پروفایل خود انتخاب می کنید، بخش وسیع تری از مخاطبان را در دسترس تان قرار دهید. به بیان ساده تر، یک حساب تجاری اینستاگرام، برای بازاریابان رسانه های اجتماعی قابلیت انعطاف پذیری بیشتری به منظور داشتن حضور موثر در اینستاگرام فراهم می کند. شاید بهترین قابلیت این است که حساب های اینستاگرامی موجود در فضای مجازی تنها با چند کلیک به راحتی می توانند به حساب های کسب و کار تبدیل شوند.

از یک لینک پیگیری در پروفایل خود استفاده کنید

از آنجایی که اینستاگرام به بازاریابان رسانه های اجتماعی اجازه می دهد تا تنها یک URL زنده را در کل پلتفرم به اشتراک بگذارید، وجود یک لینک در پروفایل حساب تجاری بسیار مهم به نظر می رسد. با این حال، بسیاری از بازاریابان به اشتباه هنوز از یک لینک غیرقابل پیگیری در پروفایل حساب خود استفاده می کنند. اگر لینک مورداستفاده قابلیت پیگیری نداشته باشد، فهمیدن این که چه تعداد از بازدیدکنندگان وبسایت و مشتریان به واسطه لینک داده شده در اینستاگرام وارد وبسایت شده اند، غیرممکن خواهد بود. با استفاده از یک پلتفرم تجزیه و تحلیل یا یک URL – ساز رایج نظیر Bit.ly، بازاریابان می توانند ببینند چگونه کاربران با لینکی که در قسمت bio وجود دارد، ارتباط برقرار می کنند.

از تصاویر چندگانه استفاده کنید

بازاریابان اینستاگرام باید پروفایلی طراحی کنند که نشانگر یک بیانیه باشد، ایجاد یک کلاژ چندگانه و نشانگر یک تصویر قابل درک، بهترین روش برای انجام آن است. برندهایی نظیر رولز – رویس برای اشتراک گذاری تصاویر بزرگ که احتمالا هنگام کراپ کردن آنها در پست های انفرادی درست به نظر نمی رسند به این روش تکیه می کنند. بهتر از همه، هنگامی که برندها تعدادی از عکس هایی را که قابل تشخیص نیستند آپلود می کنند، می تواند سبب کنجکاوی دنبال کنندگان شوند.بسیاری از آنها انتخاب می کنند که برای دیدن تصویر در اندازه واقعی به پروفایل اینستاگرام شما بیایند.

روی یک شیوه قدرتمند سرمایه گذاری کنید

تنها راه فهمیدن این که آیا استراتژی شما در اینستاگرام کار می کند، داشتن تحلیل برای اثبات آن است. در حالی که یک حساب کاربری تجاری اینستاگرام اطلاعات پایه ای در باره عملکرد آن به شما ارائه می دهد، پلتفرم های تحلیلی ثالث اطلاعات کاملی ارائه می دهند که در غیر این صورت قابل دستیابی نیستند. از محاسبه عملکرد لینک ردیابی در بخش بیو یا زندگینامه اینستاگرام تا تعیین این که کدام پست ها بیشترین تعداد پیروان را به خود اختصاص می دهند، به منظور اشاره دقیق به بهترین زمان برای پست محتوای جدید، یک ابزار تحلیلی ثالث برای بهینه کردن استراتژی و پروفایل اینستاگرام شما ضروری است.

رازهای داشتن یک اینستاگرام پرفالوور

آزمون A/B بیوگرافی اینستاگرام

گاهی اوقات به سختی می توان فهمید آیا بیوی اینستاگرام در خدمت اهداف بازاریابی رسانه های اجتماعی است یا خیر. بهترین روش برای درک اثرگذاری بیو از طریق آزمایش A/B است. برای شروع، ابتدا باید یک متغیر وابسته را انتخاب کنید که قابلیت اندازه گیری داشته باشد. یکی از متغیرهای وابسته محبوب ردیابی کلیک های لینک URL است. گام بعدی درست کردن تعداد قابل توجهی پروفایل اینستاگرامی و چرخیدن در میان آنها به طور مساوی است؛ البته باید اطمینان حاصل شود که هر بیو برای تعداد یکسانی از دنبال کنندگان و در مدت زمان یکسانی به نمایش گذاشته می شود. در پایان، با نگاهی به اطلاعات به دست آمده از عملکرد URL می توان دریافت کدامیک از پروفایل ها در ایجاد لینک های URL موثرتر بوده اند.

تمرکز باید روی کیفیت دنبال کنندگان باشد

بسیاری از بازاریابان اینستاگرام بر این باورند که داشتن تعداد زیادی از دنبال کنندگان برای ایجاد یک پروفایل کاملا بهینه از اهمیت بالایی برخوردار است. به عبارت دیگر، به نظر می رسد که یک برند، با دنبال کنندگان بیشتر، اعتبار بیشتری دارند اما با یک نگاه اجمالی به پروفایل اینستاگرام متعلق به برخی از بزرگترین شرکت های جهان می توان دریافت که کیفیت دنبال کنندگان از تعداد آنها مهمتر است. پروفایل هایی با صدها هزار دنبال کننده وجود دارند. این پروفایل ها حتی دنبال کنندگان بیشتری نسبت به شرکت سیلزفرس دارند. این شرکت با مالکیت بازار ۷۴ میلیارد دلار برای کلاه تنها ۴۲ هزار دنبال کننده دارد. بازاریابان رسانه های اجتماعی باید بر توسعه یک استراتژی که مخاطبان را هدف قرار می دهد. متمرکز شوند، نه افزایش تعداد دنبال کنندگان به منظور ایجاد اعتبار برای خود.

اعلان های اینستاگرام را فعال کنید

اطمینان حاصل کنید که شما با تیمی که با شما همکاری می کند، در موقعیتی قرار دارید که از طریق روشن کردن اعلان های اینستاگرام بلافاصله قادر به پاسخگویی به تمامی مخاطبان خود هستید. در دسترس بودن همیشگی یک برند برای مخاطبانش این امکان را فراهم می کند که تمایل و تعامل مخاطبان با آن برند افزایش یابد.

نامی مناسب برای پروفایل خود انتخاب کنید

فرض کنید که هنوز پروفایل خود را ایجاد نکرده اید، برای انتخاب یک اسم ایده آل باید وقت بیشتری صرف کرد. استفاده از نام برند بهترین شیوه به منظور پیدا کردن دنبال کنندگان وفادار است. اگر اسم مد نظر شما قبلا مورد استفاده قرار گرفته است. این امکان وجود دارد تا با پرداخت مبلغی به صاحب آن نام بتوان مالکیت آن را گرفت.

دیدگاه‌ها خاموش

حذف کنیم، تا خلاق‌تر شویم!

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۰۱ - ۶:۰۸ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت: برای به دست آوردن بهترین ها، قشنگ ترین ها، سودآورترین ها دلنشین ترین ها، جذاب ترین ها دوست داشتنی ترین ها و برانگیزاننده ترین ها لازم است دست به یک اقدام شجاعانه بزنیم که شاید از نگاه عامیانه این شجاعت، بی رحمی به نظر بیاید که چرا باید خانه ای را که از جوانی داشتیم و در آن کلی خاطره داریم یا دفتر کاری را که از روز شروع کار، در این دفتر شروع کرده ایم یا دوستی را که از اول دبستان با او دوست بوده ایم و یک عالم خاطره داریم، کنار بگذاریم؟! حذف کنیم؟! عوض کنیم؟!

یکی از تعاریف خلاقیت می تواند این باشد که خلاقانه حذف کنیم، کنار بگذاریم، از دست بدهیم و برای کارآمدترها، بهترین ها و … ترین ها جا باز کنیم.

دوستی از رکود کسب و کارش می گفت. وقتی از او پرسیدم آخرین بار چه زمانی تغییر دکوراسیون دادی؟ گفت: ۱۰ سال پیش! پرسیدم جدیدترین عضوی که به مجموعه شما اضافه شده، چه زمانی بوده است؟ گفت: ۱۵ سال پیش و ادامه داد: ما ثبات خاصی در مجموعه مان داریم و از اینکه طی ۱۵ سال گذشته، هیچ نیروی جدیدی را به مجموعه اش اضافه نکرده، خوشحال بود! از او پرسیدم: پس چطور انتظار داری که در بازار امروز حرفی برای گفتن داشته باشی؟

حذف بی رحمانه

تو با آدم های دیروز، با دکوراسیون دیروز و بدون شک با طرز فکر دیروز می خواهی در بازار امروز برای رقابت حرف داشته باشی؟ برافروخت و متعجب به من نگاه کرد و پرسید: یعنی شما می گویید من در حق پرسنل قدیمی و وفادارم، بی وفایی کنم و او را حذف کنم؟! دوباره از او پرسیدم: مگر نمی خواهی کسب و کارت رونق بیشتری داشته باشد؟ مگر نمی خواهی خدمات بیشتری به مردم و جامعه بدهی؟ مگر نمی خواهی سود بیشتری ببری؟ مگر نمی خواهی کارآمدتر و مفیدتر باشی؟ نگاه کرد و گفت: چرا ولی این دلیل نمی شود که من ناجوانمردانه عمل کنم. از اینکه چقدر احساسات بر ما حاکم و چقدر جالب است که می خواهیم احساسی تصمیم بگیریم و عمل کنیم، ولی منطقی نتیجه بگیریم، شگفت زده شدم!

به او گفتم: یادت هست زمانی مردم با شتر سفر می کردند، بعد با اسب، بعد با کالسکه و به تدریج امروز با هواپیما؛ هیچ میدانی آن ساربان بیکار شد؟! روزی که مردم دیگر شتر سوار نشدند، آن ساربان بیکار شد و آن گاریچی خانه نشست، می دانی چقدر بی رحمی بود؟! ولی ببینیم در قبالش چه اتفاق دیگری رخ داد. می دانی چقدر اشتغال ایجاد شد؟ می دانی مردم چقدر راحت تر شدند؟ میدانی دنیا چقدر پیشرفت کرد؟ می دانی چقدر توانستیم سرعت و دقت و کیفیت را افزایش دهیم؟ اگر همه تصمیم گیران کسب و کارها و دولتمردان در طول تاریخ مانند من و شما فکر می کردند، امروز شاهد این همه پیشرفت نبودیم.

این نگاه احساسی و عوام پسند برای تعداد انگشت شماری خوب است، ولی به ضرر خیلی ها می شود. شما فکر نکن که الان چند نفر در دفتر شما مشغول به کار و دارای ثبات شغلی هستند. آیا فکر نمی کنید می توانستید به جای این چند نفر، با نوآوری و خلاقیت برای چندین نفر اشتغال ایجاد کنید؟! فکر نمی کنید با تغییر و تحول و کمی خلاقیت و شاید دلخوری تعداد انگشت شماری، می توانستید دل خیلی ها را شاد کنید برای خیلی ها خدمات خوب ارائه دهید، کیفیتتان را بالا را ببرید، به روز شوید و چرخه اقتصادی کسب و کار به خودتان، دیگران و جامعه را به طور مستقیم و غیر مستقیم به گردش دربیاورید؟!

شاید این نوع تفکر از همان انباری های خانه مان شکل گرفته است که خیلی از لوازم و ابزار آلات غیر قابل کاربرد و غیرمفید را سال ها نگه داشته ایم، برای اینکه شاید روزی به کار بیاید؛ در صورتی که می توانستیم انباری مان را تبدیل به گلخانه کنیم، می توانستیم از انباری مان استفاده بهتری کنیم ولی این نوع فکر کردن، ریشه دوانده و ما را اسیر خودش کرده است! خلاقانه فکر کردن در این عرصه، یعنی اینکه ما بتوانیم برخی آدم هایی را که ناخواسته و به دلیل ناتوانی خودشان یا به خاطر عدم تسلط خودشان بر تکنولوژی روز، مانع پیشرفت ما، سازمان مجموعه و کسب و کار ما هستند، محترمانه و با دلیل و با توجیه منطقی کنار بگذاریم.

حرفی که امروز دارم میزنم شاید کمی زود باشد ولی می دانید که کشورهای توسعه یافته، روزی دست به یک تحول این گونه زدند و شاید دلیل اینکه گوی سبقت را از بسیاری از کشورها ربودند، همین بوده باشد. در آن زمان به آنها، لقب بی رحم داده اند ولی الان خیلی ها دوست دارند به آن کشورها مهاجرت کنند، همه از آنها الگو می گیرند، همه درس های آنها را تکرار می کنند و همه مثال آنها را می زنند! زمان، زمان تغییر و تحول در کسب و کار من و شماست. وسایل و تجهیزات دیروزی نمی توانند در بازار امروزی حرفی برای گفتن داشته باشند و آدم ها با طرز فکرهای دیروزی، نمی توانند باعث تغییر و تحول در کسب و کار من و شما شوند. پس به یک اقدام خلاقانه نیاز داریم، اقدامی که بتواند ساختار سازمانی ما را متحول کند و بتوانیم موثرتر و مفید تر باشیم.

آن اقدام برای شما چیست؟ …………………..
از چه زمانی باید شروع شود؟ …………………..
با چه کسی باید آغاز شود؟ …………………..
چه دستاوردی خواهد داشت؟ …………………..
چه کسی خواهد رنجید؟ …………………..
چه کسانی خوشحال می شوند و سود می برند؟ آیا می ارزد که انجام داده شود؟ …………………..
پس چرا می ترسیم؟ …………………..

دیدگاه‌ها خاموش

۵ ویژگی مشترک افراد موفق

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۰۱ - ۴:۱۴ ٫ق٫ظ


وب سایت مدیر اینفو: روش‌­های خوبی برای سنجش موفقیت وجود دارند. تعریف موردعلاقه­‌ی من از موفقیت، نشات گرفته از اهداف خانوادگی و شخصی است. از نظر من، موفقیت یعنی آگاهی از اهداف خاص و اقدام سنجیده در جهت رسیدن به آن اهداف. اکثر افراد موفق بعد از دستیابی به اهداف‌شان، اهداف جدیدی برای خود تعیین می‌­کنند. ممکن است، تعریف شما از موفقیت با تعریف من متفاوت باشد. با این حال شما هم به نحوی موفقیت را برای خود تعریف کرده‌اید.
 
 افراد موفق چه ویژگی‌های مشترکی دارند؟
1 . آنها وقت‌شان را با سایر افراد موفق سپری می‌­کنند.

معمولا افراد تمایل دارند بر اساس اهداف و ارزش‌­های مشترک‌شان گردهم‌آیند. دوستان خوب الهام‌­بخش یکدیگرند. افرادی که ارزش­‌های مشابه دارند، معمولا اهداف مشابهی هم در زندگی دارند.

۲ . آنها کارهای‌شان را همین امروز انجام می‌­دهند و مبتنی بر اهداف آینده تصمیمات بزرگی می‌گیرند.

فقط ۲۰ درصد تلاش‌های ما منطقی هستند و ۸۰ درصد زمان کاری ما بیهوده تلف می­‌شود. ولی اگر آن ۲۰ درصد را درست انجام دهیم (به سوی اهداف‌مان حرکت کنیم)، آن ۸۰ درصد، دیگر اهمیتی نخواهد داشت.

۳ . آنها برای خود دستور کار تنظیم می­‌کنند.

اکثر افراد موفق به سمت کنترل و پذیرش مسئولیت قدم برمی‌­دارند. همه­‌ی افراد در زندگی خود با موانعی مواجه می‌شوند، ولی افراد موفق اجازه نمی‌­دهند که موانع، آنها را از پا درآورند. حتی اگر کسی سنگی در مسیر آنها پرتاب کند، آنها به‌کار خود در جهت رسیدن به اهداف‌شان ادامه می‌­دهند. گاهی‌اوقات آنها از این موانع و سنگ­‌ها به‌عنوان نردبانی به‌سوی هدف‌شان استفاده می­‌کنند.

۴ . آنها  منابع‌شان را به‌خوبی مدیریت می­‌کنند.  

پول خرج کردن، فقط بخشی از چالش‌های مسیر است. افراد موفق تشخیص می‌­دهند که چه‌طور تمام منابع را در راه رسیدن به اهداف‌شان مدیریت کنند. این منابع عبارتند از زمان، آموزش مداوم، پول و روابط. احتمالا افراد در چهل سالگی قادر نخواهند بود به‌راحتی کسب و کارشان را راه بیاندازند، مگر اینکه در طول مسیر آماده‌­سازی‌­های دقیقی انجام داده باشند.

اگر هدفی مثل پیاده‌روی دور دنیا داشته باشید، برای انجام این کار به‌زمان، پول و زیرکی احتیاج دارید. شاید بتوانید دوست خوبی هم پیدا کنید که هدفی مثل شما داشته باشد و با اشتیاق در این مسیر به شما بپیوندد.

۵ . آنها بازنشستگی را مرحله­‌ی دیگری از فرایند موفقیت می­‌دانند

افراد زیادی را می‌شناسم که از محل کار رسمی‌شان بازنشسته شده‌­اند ولی در فعالیت­‌های متنوع و ارزشمند دیگری همچنان فعال هستند. هیچ‌چیز مثل افراد شاد، سرزنده و مولدی که به سمت اهداف معنی‌­دار و متفکرانه پیش می‌­روند، ما را برای حرکت به سمت موفقیت ترغیب نمی­‌کنند. آنها حتی اگر دست‌شان خالی شود باز خود را تجهیز می­‌کنند تا به مسیرشان ادامه دهند. شاید کلید اصلی موفقیت‌شان اهداف منعطف‌شان باشد.

دیدگاه‌ها خاموش

چگونه «خواب»، کسب و کاری میلیارد دلاری شد؟ (۲)

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۲٫۳۱ - ۵:۱۱ ٫ق٫ظ


خبرگزاری ایسنا: خستگی، هنجار جدیدی است و تعجبی ندارد که امروزه شرکت‌ها کالاهایی برای خواب راحت‌تر می‌فروشند. اما چطور شد که «شبی آرام» به کالایی لوکس تبدیل شد؟

از دانشگاهیان تا کارآفرینان، همه موافقند که بخش بزرگی از تقصیر به گردن تکنولوژی‌ دیجیتال است. به نظر می‌رسد تماشای سریال در نتفلیکس، در حالی که یک چشمتان به اینستاگرام است و چشم دیگر به اخبار، دستورالعمل خوبی برای خواب نیست. مشکل فقط نور آبی صفحه‌ی نمایش نیست که همه‌ی ما نگرانش هستیم؛ حتی طول موج آن روی هورمون ملاتونین که القاکننده‌ی خواب است تاثیر می‌گذارد. دکتر میدوز می‌گوید: «ما بیشتر متصل می‌شویم و از نظر شناختی بیشتر تحریک می‌شویم. مغز ما خاموش نمی‌شود و این بر توانایی آن در خوابیدن تأثیر می‌گذارد».

به عقب برگردیم؛ قدیمی‌ترین انقلاب فن‌آوری یعنی الکتریسیته، می‌گوید ما می‌توانیم انتخاب کنیم که تمام مدت بیدار بمانیم. دکتر راسل فاستر، مدیر مؤسسه‌ی عصب‌شناسی شبانه‌روز در دانشگاه آکسفورد، می‌گوید: «ما به شب تهاجم کرده‌ایم و بیشتر و بیشتر با روزهای کاری عجین شده‌ایم؛ خواب اولین قربانی بوده است». زمانی بعید به نظر می‌رسید که کار کردن در اتاق خواب مجاز باشد، اما حالا عادی است و فقط محدود به ایمل‌زدن‌های شبانگاهی نیست. آقای شاه به ناامنی «اقتصاد پاره‌وقت» اشاره می‌کند و می‌گوید همه همیشه نگران اینند که حقوق بعدی را از کجا باید بگیرند.

شاید کمی تعجب کنید که در بریتانیا، در سال ۲۰۰ هزار روزِ کاری بخاطر غیبت ناشی از کمبود خواب از دست می‌رود و کارمندان کم‌خواب، در سال ۴۰ میلیارد پوند خرج روی دست اقتصاد این کشور می‌گذارند. در سال‌های اخیر کتاب کودکانه‌ی «خرگوشی که می‌خواست بخوابد» در صدر لیست پرفروش‌های سایت آمازون قرار دارد. این کتاب توسط یک روانشناس سوئدی نوشته شده و تمرکزش روی این است و ساختارش طوری طراحی شده که کاری کند تا بچه‌ها با آرامش بخوابند. بزرگ‌ترها هم پیژامه به پا صف کشیده‌اند تا با قطعه‌ی موسیقی کلاسیک «از برلین تا سیدنی» از آلبوم «خواب» اثر مکس ریچتر، یک خواب شبانه‌ی خوب داشته باشند.

چگونه «خواب»، کسب‌وکاری میلیارد دلاری شد؟

یک نوع دستگاه ردیاب خواب که مدت و کیفیت خواب را ثبت و اندازه‌گیری می‌کند

اما چه چیزی باعث این تغییر ذهنیت شده است؟ یک پاسخ در آزمایشگاه‌ها نهفته است. دکتر فاستر می‌گوید: «آنچه اساساً تغییر کرده این است که عصب‌شناسانِ جدی، خواب را جدی گرفته‌اند؛ پیش‌تر این حوزه مثل یک تکه از قبرستان عصب‌شناسی بود» اما دیگر اینطور نیست. کتاب «تجربه‌ی زیبا» نوشته‌ی جان بورن که در سال ۲۰۰۴ منتشر شده می‌گوید خواب مناسب روی قدرت حل مسئله تأثیر زیادی دارد. پژوهشگاه دانشگاه شیکاگو دریافته است کمبود خواب، خطر ابتلا به دیابت نوع دو را درجوانان بالغ و سالم افزایش می‌دهد. همچنین تحقیقات نشان می‌دهد اگر کم‌خواب باشید، واژه‌هایی با بار مثبت را کمتر به خاطر می‌آورید. سطح خواب ما تأثیر زیادی بر چگونگی به یاد آوردن تجربیات خوب یا بد دارد.

فاستر ادامه می‌دهد: «اگر بطور کامل استراحت نکنید، ممکن است در انجام کارها نتوانید همه‌ی جوانب را در نظر بگیرید، به کاری که می‌کنید درست فکر کنید، حس همدلی خود را بروز بدهید و سیگنال‌های اطرافیانتان را دریافت کنید. این اصلاً خوب نیست! آدم‌های خسته نه تنها در ارائه‌ی راه‌حل‌های ابتکاری برای مشکلات پیچیده و استفاده از این مغز خارق‌العاده ناکامند، حتی توانایی‌شان برای اعمال کلی، حس شوخ‌طبعی و تعامل اجتماعی هم بسرعت تضعیف می‌شود». چیزی که دکتر فاستر می‌گوید فقط مربوط به بی‌خوابی در کوتاه‌مدت است. به عقیده‌ی دکتر میدوز «بی‌خوابی در درازمدت نشانه‌ای از عدم سلامت روان تلقی می‌شود».

حالا می‌دانیم که در واقع خواب به عنوان یک نشانه‌ی اخطار اولیه مطرح است: یک “قناری در معدن ذغال‌سنگِ” اضطراب، افسردگی و اختلال دوقطبی. با علم خواب، اثبات می‌شود که ویرجینیا وولف (نویسنده‌ی انگلیسی) هنگامی که بی‌خوابی‌اش را “محرومیت اسفناک از لذت‌های زندگی” می‌خواند، در حال بازی با آتش بود (وولف مدت‌ها با اختلالات روانی درگیر بود و درنهایت خودکشی کرد). تعجبی ندارد که ما مشتاقیم به اندازه‌ی کافی بخوابیم. خیلی‌ها دست به دامن ردیابِ خواب شده‌اند؛

این ردیاب‌ها که گفته می‌شود مدت و نوع خواب (سبک، عمیق یا همراه با اختلال) ما را اندازه‌گیری می‌کنند، امروزه همخواب‌های متداولی شده‌اند. اما دکتر فاستر در این زمینه محتاط است و می‌گوید: «آنها اعتبار نصفه‌نیمه‌ای دارند و برای کسانی که الگوهای خواب و بیداری ثابتی دارند، کار می‌کنند اما اگر شما هرگونه بی‌نظمی داشته باشید یا – مثل خیلی از آدم‌ها – از طیف نرمال خارج باشید، خیلی زود از کار می‌افتند». «اُرتوسومنیا» اختلال شدید و بسیار مدرن بی‌خواب شدن است. دکتر سبرا ابوت، استاد پزشکی اعصاب و روان در بیمارستان مموریال لندن به همراه همکارش دکتر کلی بارون، در سال ۲۰۱۷ برای اولین بار این اصطلاح را در مقاله‌ای به کار برده است.

او توضیح می‌دهد که بیمارانی را ملاقات کرده که «لزوماً درباره‌ی وضع خوابشان شکایت نداشتند؛ نگرانی اصلی آنها این بود که ردیاب خوابشان به آنها گفته بود که به اندازه‌ی کافی یا بخوبی نمی‌خوابند. به نظر می‌رسد این دستگاه مشکل خوابی ایجاد کرده که احتمالاً بدون آن وجود نداشته باشد». فاستر این علاقه‌ی جدید به ردیاب‌های خواب را به زمانی که برای اولین‌بار لوازم خانگی برقی وارد بازار شده بودند، تشبیه می‌کند. بسیاری از مردم شروع به سیم‌کشی خانه‌ها کردند و چون نمی‌دانستند چطور از تجهیزات برقی استفاده کنند، بعضی‌ها دچار آتش‌سوزی شدند.

به نظر می‌رسد اُرتوسومنیا یکی از علائم صنعتی است که بسرعت رشد می‌کند و مصرف‌کنندگان را با داده‌هایی که معلوم نیست با آنها چه باید کرد تنها می‌گذارد (این داده‌ها همیشه هم دقیق نیستند). می‌شود گفت که این پدیده هم چیزی مثل دنیای رسانه‌های اجتماعی است: از آن استفاده می‌کنیم ولی هنوز دقیقاً نمی‌دانیم چه تأثیری دارد. در هر مرحله تجربه‌ی مواجهه با همان چیز تغییر می‌کند؛ همه‌چیز بسرعت به جلو رانده می‌شود و خلاء عظیمی پشت سرش ایجاد می‌شود.

اما همه‌ی صنعت خواب شامل ابزارها نیست. به لطف فناوری‌های پیشرفته، شما از مزایای «پتوهای گرویتی (جاذبه)» در سه وزن هفت، ۹ و ۱۱ کیلوگرم بهره‌مند می‌شوید! به گفته‌ی مایک گریلو مدیرعامل شرکت، «این پتوها احساس بغل‌شدن یا درآغوش گرفته‌شدن را شبیه‌سازی می‌کنند که باعث آزادشدن هورمون سروتونین می‌شود، ملاتونین را تحریک می‌کند، به کاهش سطح کورتیزول که به اضطراب و افسردگی مربوط است کمک می‌کند و به همین خاطر حس آرامش و ثبات را القا می‌کند». به عنوان یک پتوی سنگین بد هم نیست!

به نوشته‌ی نشریه‌ی نیویورکر، گرویتی اخیراً بخشی را از صفحه‌ی سایت کیک‌استارتر (پلتفرم تأمین مالی پروژه‌های خلاقانه) حذف کرده که در آن ادعا شده بود پتوهای این شرکت می‌تواند برای درمان بیماری‌هایی نظیر «بی‌خوابی، اختلال اضطراب پس‌آسیبی و اختلال کم‌توجهی (ADHD)» استفاده شود.

پتوهای گرویتی حمایت خوبی در کیک‌استارتر جذب کرد: هدف اولیه تأمین ۲۱ هزار و ۵۰۰ دلار بودجه بود و تا کنون پنج میلیون دلار جمع‌آوری شده و بنیانگذار آن قصد دارد رونمایی پرسروصدایی برای آن ترتیب دهد. گریلو می‌گوید بعد از انتخابات ۲۰۱۶ و انتخاب دونالد ترامپ و وقوع برگزیت در اروپا درخواست بیشتری به وجود آمده است. مقاله‌ای که اخیراً درباره‌ی این پتوها در نیویورکر منتشر شده، توضیح می‌دهد که این محصول چگونه «رویای کارنکردن را که بخصوص در دنیای وظایف پایان‌ناپذیر – کارکردن، پول‌درآوردن، تحرک و انجام وظیفه – که اغواکننده است، به نمایش می‌گذارد».

صنعتی برای عصر اضطراب؛ جایی که کار و صفحه‌های نمایش به اتاق خواب ما حمله کرده‌اند؛ حالا ربات تنفس کجاست؟ ممکن است لازم شود!

دیدگاه‌ها خاموش

دراپ شیپینگ؛ سراب کسب درآمد از اینترنت

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۲٫۳۱ - ۵:۰۷ ٫ق٫ظ


روزنامه هفت صبح – علی هادی زاده: «متفاوت ترین شغل اینترنتی که تا حالا دیده اید»، «با هر سن و شرایطی، با کمترین هزینه صاحب فروشگاه مجازی خودتان شوید و با فروش کالای دلخواه تان، درآمد بی نظیری را تجربه کنید»، «یک فروشگاه مجازی بدون این که محصولی داشته باشید یا بخرید یا برای مشتری ارسال کنید»؛ اینها جملاتی است که در یک سال اخیر در سایت ها و کانال های ایرانی به اسم یک کسب و کار جدید در حال پخش شدن است. کسب و کاری که به آن Drop Shipping گفته و قرار است همه زحمت ها را از روی دوش شما بردارند تا راحت فروش آنلاین را تجربه کرده و سود زیادی کسب کنید.

دراپ شیپینگ؛ سراب کسب درآمد از اینترنت

دراپ شیپینگ چیست؟

دراپ شیپینگ نسلی جدید از کسب و کار است که مبلغانش، آن را در حد آمازون بالا برده و از آن تعریف می کنند. از طرفی بعضی هم آن را نوعی دلالی اینترنتی می دانند که قرار است فقط کلاه شما را بردارد. برای اینکه با این روش کسب و کار آشنا شوید به سراغ تعاریف معمول این کسب و کار رفته ایم تا ببینیم با چه چیزی سر و کار داریم. ساز و کار این کسب و کار به این شکل است که شما روی وب سایت خود کالا و اجناس سایر شرکت ها و تولید کنندگان را به فروش می رسانید و پس از پرداخت وجه توسط مشتری، وب سایت شما به شرکت مورد نظر سفارش می دهد تا محصول را برای مشتری بفرستد.

در واقع شما و وب سایت تان نقش یک واسط بین شرکت و خریدار را ایفا می کنید. به قول افرادی که در این حرفه فعالیت می کنند، دراپ شیپینگ را می توان نوعی تکنیک مدیریت زنجیره تامین کالا دانست که در آن خرده فروشان اجناس و محصولات را در انبار خود نگهداری نمی کنند و در عوض سفارشات و جزئیات مربوط به حمل و نقل را به شرکت واگذار می کنند.

در این نوع کسب و کار صاحب وب سایت از اختلاف قیمت بین عمده فروشی و خرده فروشی سود می برد. البته فعالان این کسب و کار این روش به سود رسیدن را به گونه ای دیگر تعریف می کنند. آنها می گویند که سود به صورت دلالی نیست، بلکه درآمد فروش بین تامین کننده و فروشنده تقسیم می شود. البته داستان این کار فقط به وب سایت ختم نمی شود. بعضی افراد برای اینکه مشتریان بتوانند محصول را از نزدیک دیده و بتوانند آن را تست کنند، ممکن است اقلامی تستی (یا نمایشی) را در یک فروشگاه ملموس و واقعی در معرض بازدید قرار داده یا کاتالوگ هایی از محصولات را به صورت کتابچه یا به صورت آنلاین تهیه کنند.

کسب و کار دراپ شیپینگ چه مزیتی دارد؟

فعالان این صنعت می گویند راه اندازی یک کسب و کار دراپ شیپینگ بدون هزینه با با هزینه کم قابل انجام است: برای راه اندازی این شغل نیاز به سرمایه میلیونی برای خرید کالا از عمده فروش نبوده و تنها نیاز به مقداری سرمایه برای طراحی سایت ، پشتیبانی آن و تبلیغات نیاز است. از طرفی وقتی نیاز نباشد که شما به طور عمده خرید کنید این امکان برای تان فراهم است که از برندها و دسته های مختلف برای فروش استفاده کنید. با توجه به اینکه راه اندازی این کسب و کار نیاز به سرمایه اولیه ندارد به نسبت ریسک آن نیز پایین می آید چون در صورت شکست سرمایه هنگفت اولیه ای نیست که بر باد برود.

همچنین راه اندازی این کار محدودیت مکانی و زمانی ندارد. در این کار تنها کافی است که به اینترنت دسترسی داشته باشید چون وظیفه ای جز وساطت به شما محول نشده؛ انبارداری، ارسال، حمل و نقل و … همگی به عهده شرکت ارائه دهنده محصول است. در این میان شما به انبار نیازی نداشته و لازم نیست خسارت های ناشی از آن همچون خرابی و فساد، هزینه های انبارداری و نگهداری و غیره را گردن بگیرید. در کل شما با مراحل مختلف فروش کمتر درگیر شده و زمان آزاد بیشتری برای تمرکز روی افزایش فروش خواهید داشت. با این تعاریف به نظر این کار کسب و کار رویایی هر کسی است. ولی همیشه پشت این پیشنهادهای وسوسه کننده یک «اما»ی بزرگ وجود دارد.

دراپ شیپینگ؛ سراب کسب درآمد از اینترنت

آیا واقعا این کسب و کار آنگونه که تعریف می کنند است؟

واقعا با این کسب و کار در گوشه خانه لم داده و پولدار خواهیم شد؟ جواب این سوال یک «نه» بزرگ است. این روش کسب و کار به شما وعده می دهد تا بدون هزینه و کمترین هزینه ممکن کسب و کار را راه بیندازید. اول اینکه چیزی به اسم بدون هزینه وجود ندارد. هزینه ای هم که از شما دریافت می شود برای طراحی و راه اندازی یک سایت است تا در آن محصول خود را قرار داده و با تبلیغات آن را به فروش برسانید. به صورت معمول برای این سایت که قالب آن از قبل طراحی شده است. از شما ۵۰۰ هزار تومان دریافت می کنند. تا اینجا به نظر قضیه مشکلی ندارد. چرا که شما بدون نیاز به دادن پولی برای برنامه نویسی یک سایت ارزان قیمت برای فروش گرفته اید. ولی بیایید قضیه را از طرف فروشنده دنبال کنیم.

این سایت ها همه قالب مشترکی دارند و به نوعی کپی یکدیگرند. تنها کاری که فروشنده می کند خرید یک دامین است. این دامین ها مبلغی حدود ۱۰ هزار تومان دارند. اگر فرض بگیریم یک هاست ساده هم برای شما تدارک دیده باشند، در حقیقت هزینه ای که متقبل شده اند حدود ۵۰ هزار تومان در مجموع است. این ۵۰ هزار با ۱۰ برابر افزایش قیمت به شما ۵۰۰ هزار تومان فروخته می شود و این تازه ابتدای ماجراست.

در این میان بعضی به همان ۵۰۰ هزار تومان بسنده کرده و بعضی دیگر از شما هزينه انبارداری را هم دریافت می کنند. البته به اسم حق عضویت برای انبار. با توجه به اینکه محصولات این شرکت ها معمولا در حد عینک، کلاه و ادکلن است، به نظر نمی رسد انبار بزرگی وجود داشته باشد و شما در این قسمت نیز هزینه بی جهتی پرداخت می کنید. بعد از این مسئله می رسیم به هزینه خرید محصولات. در اینجا روش ها کمی متفاوت است. بعضی می گویند شما محصول را با قیمتی که خودتان در نظر دارید در سایت گذاشته و بعد از فروش سودش را با شما تقسیم می کنند. بعضی محصول را با قیمت پایینی به شما می فروشند و می گویند قیمت فروش آن در بازار چه مقدار است.

مثلا در یکی از کانال های این نوع فروش یک ساعت مچی را به قیمت حدود ۳۰ هزار تومان به شما می فروشند. بعد لینکی از سایت های فروش آنلاین معتبر برای شما می فرستند که قیمت فروش آن را تا ۱۵۰ هزار تومان بیان می کند. در این میان شما وسوسه می شوید که ساعت را خریده و با قیمتی زیر قیمت بازار به فروش برسانید و در عین حال سود زیادی ببرید. ولی همانطور که متوجه شده اید، ماجرا به این سادگی نیست! و اما می رسیم به یکی دیگر از منابع درآمدزایی این شرکت ها. فرض کنیم شما اکنون یک سایت داشته و محصول ۲۰ هزار تومانی خود را با قیمت منصفانه ۱۰۰ هزار تومان برای فروش در آن قرار داده اید.

برای اینکه محصول شما دیده شود و کسی آن را از شما بخرد باید تبلیغات کنید. در اینجا دوباره کار شما به همان فروشنده اولیه می افتد. او به شما می گوید که پکیج های خاص آموزشی را تهیه کرده و به رمز و راز بازاریابی پی ببرید. پکیج هایی که در آن فردی روش های آماتوری و ساده بازاریابی را با زبانی شیرین بیان کرده و به شما وعده جذب تعداد مخاطب بالایی را می دهد. این پکیج ها نیز قیمتی حدود ۵۰ تا ۱۰۰ هزار تومان دارند. حال فرض می کنیم که شما غیر از این روش ها به سراغ روش های نوین بازاریابی بروید تا ترافیک را روانه سایت خود کنید.

ولی تبلیغات هزینه بسیار زیادی دارد و اگر بخواهید کمترین ترافیک را هم داشته باشید، شاید مجبور شوید چند میلیون هزینه کنید. این در حالی است که افرادی مثل شما همان قالب سایت و محصول را داشته و تقریبا از همان روش های بازاریابی شما هم استفاده می کنند. حتی محصول آنها هم مثل شماست و فقط شاید در قیمت گذاری با شما متفاوت باشند. بگذارید یک شرایط ایده آل تر را هم بررسی کنیم تا بیشتر با مشکلات این کسب و کار آشنا شویم. فرض می کنیم سایت شما دیده شده و فروش خوبی دارید. شما که نمی توانید سایت را با دو محصول اداره کنید. باید به چند دراپ شیپر مختلف وصل شوید تا تنوع داشته و به قولی جنس تان جور شود.

دیدگاه‌ها خاموش

نکاتی در مورد فوت‌وفن‌های تصمیم گیری

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۲٫۳۰ - ۶:۰۹ ٫ق٫ظ


روزنامه آرمان: آیا شما نیز از آن دسته افرادی هستید که وقتی می‌خواهید درمورد موضوعی تصمیم بگیرید، دچار استرس می‌شوید و آخرش هم از فرط دودلی و تردید، به هیچ نتیجه مشخصی نمی‌رسید؟ آیا هروقت تصمیمی می‌گیرید، بعدش مدام به این فکر می‌کنید که باید طور دیگری تصمیم می‌گرفتید؟ پس اگر حسابی در تصمیم گیری مشکل دارید، در ادامه با ما همراه باشید تا برایتان از فوت‌وفن‌های تصمیم گیری بگوییم. با این چند توصیه قطعا می‌توانید با اطمینان بیشتری تصمیم بگیرید. ضمنا این توصیه‌ها به‌ویژه در حوزه کارآفرینی و کسب‌وکار بسیار راه‌گشا خواهند بود.

بیش‌ازحد فکر نکنید

به تحلیل افراطی یا فکر کردن بیش‌از‌حد درمورد چیزی، «فلج تحلیلی» گفته می‌شود. بسیاری از صاحبان کسب‌وکار به‌گونه‌ای افراطی و بیش‌از‌حد روی جزئیات تمرکز می‌کنند و دقیقا به همین علت قادر به تصمیم گیری درست نیستند. نباید وقت‌تان را بیش‌ازحد روی تحلیل جزئیات تلف کنید. پس درمورد جزئیات کم‌اهمیتی که ممکن است بعدا اشتباه از آب دربیایند، وسواس به خرج ندهید.

نکاتی در مورد فوت‌وفن‌های تصمیم گیری

محدودیت زمانی قائل شوید

همان‌طور که گفته شد، فکر کردن بیش‌ازحد موجب فلج تحلیلی می‌شود و در برخی افراد می‌تواند پیامدهای مخربی همچون بی خوابی نیز به همراه داشته باشد. پس چه بهتر که برای تصمیم‌گیری درمورد هر موضوعی یک محدودیت زمانی معقول قائل شوید. در این صورت مجبور خواهید بود که کمتر در حاشیه سیر کنید و به‌جای فکر کردن به چیزهای متفرقه و بی‌ربط، حواس‌تان را به موضوع اصلی بدهید. وقتی تحت فشار محدودیت زمانی قرار بگیرید، سعی خواهید کرد که ضمن بررسی جوانب مثبت و منفی قضیه، زودتر به نتیجه برسید.

تصمیمات قابل بهبود بگیرید

عواقب مثبت و منفی هر تصمیمی را به‌دقت بسنجید. بدیهی است که تصمیمات خوب، عواقب مثبت و تصمیمات بد، عواقبی منفی در پی خواهند داشت. گاهی تصمیمی که در شرایط حاضر می‌گیرید، شاید کاملا بی‌عیب نباشد، اما چون تصمیم خوبی است، می‌توانید امیدوار باشید که در آینده از تصمیم خوب امروزتان یک اتفاق بهتر بسازید. در طول مسیر تجربه و اطلاعات‌تان را افزایش بدهید تا بتوانید به یک تصمیم آگاهانه‌تر برسید. خلاصه اینکه با تصمیمات خوب‌تان دست به آزمون‌وخطا بزنید و آنها را رفته‌رفته بهبود ببخشید.

تعلل نکنید

اگر مدیریت کسب‌وکاری را برعهده دارید، شاید لازم باشد تا وقتی که هنوز تیم‌‌تان کاملا شکل نگرفته است، خودتان هم‌زمان بار چند مسئولیت را به دوش بکشید. پس باید بتوانید همه حواس‌تان را صرفا به مسائلی که در کنترل مستقیم‌تان قرار دارند، معطوف کنید. نگرانی درمورد مسائلی که از محدوده کنترل‌تان خارج هستند، فقط باعث می‌شود که در انجام پروژه‌ها تعلل کنید. درعوض، هرچه بیشتر توجه‌تان را به مسائلی بدهید که امکان کنترل‌شان از دستتان برمی‌آید، سریع‌تر می‌توانید در تصمیم‌گیری‌های بزرگ به نتیجه برسید.

الگوهای موجود را شناسایی کنید

بسیاری از مسائلی که در طول روز با آنها مواجه می‌شویم، خیلی شبیه ماجراهایی هستند که تا الان بارها تجربه کرده‌ایم. اگر این مسئله را درک کنید، می‌توانید طیفی از تجارب گذشته خود و پیامدهایشان را سریعا در ذهن‌تان ترسیم کنید و براین‌‌اساس درمورد موضوع موردنظرتان، به تصمیم درست‌تری برسید. با تمرین و تکرار این استراتژی خواهید دید که قدرت تصمیم‌گیری‌تان به‌تدریج سریع‌تر و باکیفیت‌تر خواهد شد.

از تجارب دیگران استفاده کنید

به‌دنبال کتاب‌ها و زندگی‌نامه‌هایی بگردید که از لحاظ محتوا با وضعیتی که اکنون تجربه می‌کنید، ارتباط داشته باشند. مثلا اگر در تصمیم‌گیری برای کسب‌وکارتان دچار مشکل هستید، می‌توانید درمورد تصمیمات کاری صاحبان شرکت‌های معروف مطالعه کنید. همچنین توصیه می‌شود که با تعدادی از دوستان‌تان که صاحب شرکت هستند، مشورت کنید تا درنهایت دست‌تان بیاید که هر تصمیمی احتمالا به کجا ختم خواهد شد. خلاصه اینکه باید عواقب تصمیمات‌تان را به روشن‌ترین شکل ممکن درک کنید.

نکاتی در مورد فوت‌وفن‌های تصمیم گیری

روش مشخصی داشته باشید

خستگی ناشی از تصمیم‌گیری‌های طولانی، یکی از علت‌های عدم تمرکز است و موجب کاهش انرژی ذهنی می‌شود. گاهی در طول روز باید صدها تصمیم جزئی بگیریم و همین باعث می‌شود که نتوانیم به‌خوبی تمرکز کنیم. راه‌حلش این است که برای خرده‌ تصمیمات روزمره‌‌تان، روش‌ مشخصی داشته باشید. با تهیه فهرست کار و پرورش عادات ذهن آگاهی می‌توانید تا حد زیادی به خودتان کمک کنید تا هروقت که با یک تصمیم مهم و جدی روبه‌رو می‌شوید، بتوانید با تمرکز کامل تصمیم بگیرید.

مشکلات احتمالی‌تان را بنویسید

هروقت که خودتان را در تصمیم‌گیری عاجز دیدید، مشکل‌تان و راه‌حل‌هایی را که در ذهن دارید، روی کاغذ بیاورید. اگر فهرستی از مشکلات‌ و راه‌حل‌های احتمالی‌تان را به‌شکل مکتوب بنویسید، قضیه برایتان خیلی واضح‌تر خواهد شد. حتی می‌توانید به یکی از دوستان یا همکاران‌تان تلفن بزنید و درمورد فهرستی که تهیه کرده‌اید، با او مشورت کنید. گاهی‌اوقات تصمیماتی که باید در حوزه کسب‌وکار گرفته شوند، خیلی پیچیده نیستند. در این قبیل موارد که با تصمیمات نسبتا ساده‌تری روبه‌رو هستید، می‌توانید از اشخاص تیزهوشی که در حوزه کاری متفاوتی فعالیت می‌کنند نیز مشورت بگیرید.

مزایا و معایب تصمیماتتان را بنویسید

با نوشتن مزایا و معایب قضیه و منافع و ضررهایی که متحمل خواهید شد، می‌توانید تمامی اطلاعاتی را که در ذهن دارید، بیرون بریزید. وقتی مزایا و معایب تصمیمات‌تان را جلوی روی خود داشته باشید، راحت‌تر می‌توانید تشخیص بدهید که آیا تصمیم الانتان با نقشه ذهنی شما از وظایف فعلی همخوانی دارد یا خیر. به‌این‌ترتیب می‌توانید ببینید که تصمیم‌تان درمورد یک موضوع مشخص چقدر به تحقق دورنمای مطلوب‌تان کمک خواهد کرد.

مغلوب ابهامات نشوید

وقتی سعی دارید دست به کاری نو و بدیع بزنید، کاملا طبیعی است که تمام اطلاعات موردنیازتان را در اختیار نداشته باشید. در این قبیل موارد، چیز زیادی وجود ندارد که جهت کسب اطلاعات و آگاهی درمورد مناسب‌ترین اقدامات از آن کمک بگیرید. پس بپذیرید که ۲۵ درصدِ اوقات ممکن است اشتباه کنید. در پی پذیرش این موضوع، همچنین بکوشید تعداد تصمیمات‌تان را افزایش بدهید و تصمیماتی را که می‌گیرید، به اجرا برسانید.

دیدگاه‌ها خاموش

چیز‌هایی که بازاریابان باید در مورد نسل Z بدانند

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۲٫۳۰ - ۵:۵۵ ٫ق٫ظ


رازمجنون – ترجمه از حمید گنجی: بازاریابان دیگر نمی‌توانند نسل Z را نادیده بگیرند. براساس آمارها، این گروه حدود ۲۵٫۹ درصد جمعیت ایالات متحده را تشکیل می‌دهند و قدرت خرید آن‌ها نیز برابر با ۴۴ میلیارد دلار ذکر شده است. همچنین اگر تاثیرگذاری آن‌ها روی تصمیمات خرید والدین و منزل را نیز در نظر بگیریم، قدرت واقعی این نسل به حدود ۲۰۰ میلیارد دلار می‌رسد.

اما نسل Z چه کسانی هستند؟ نسل Z به کسانی اطلاق می‌شود که در میانه‌های دهه ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰ میلادی دیده به جهان گشوده‌اند. به عبارت دیگر، نسل Z نوجوانان امروز و کسانی هستند که آینده را رقم می‌زنند.

در ادامه تمام چیزهایی که بازاریابان باید در مورد این نسل بدانند ذکر شده است.

هر آن چیزی که بازاریاب‌ها باید در مورد نسل Z بدانند (گنجی)

لیست بلند آمارهای نسل Z که برای بازاریابان مهم است

آن‌ها از بازاریابان می‌خواهند که شخصی برخورد کنند

نسل Z هیچ‌وقت گوشی‌های غیر هوشمند یا تبلیغات هدف‌گذاری نشده را به چشم ندیده است. آن‌ها می‌دانند که برندها دسترسی بیشتری به اطلاعات کاربران دارند و در مقابل، انتظار دارند که تعاملاتشان با برندها به صورتی کاملا شخصی‌سازی شده پیش برود.

با استناد به گزارش گوگل در مورد نسل زِد،  26 درصد از خریداران نوجوان گفته‌اند که آن‌ها انتظار دارند خرده فروشی‌ها براساس عادت و ترجیحاتشان، تجربه شخصی‌سازی شده تری را به آن‌ها ارائه کنند. در مقام مقایسه، فقط ۲۲ درصد از افراد نسل هزاره و ۱۱ درصد از بیبی‌بومرها چنین انتظاری دارند.

آن‌ها از حریم خصوصی خود محافظت می‌کنند

نسل Z ممکن است که بخش بسیار زیادی از زمان خود را در شبکه‌های اجتماعی صرف کند، اما این نسل روی حریم خصوصی خود نیز بسیار حساس است. آن‌ها تمایل بیشتری دارند که وب‌کم لپ‌تاپ خود را بپوشانند.

بازاریابان باید مطمئن شوند که از مسیر درست با نسل Z ارتباط برقرار می‌کنند، به گونه‌ای که آن‌ها احساس نکنند مورد تهاجم یا فریب قرار گرفته‌اند. براساس نتایج تحقیق IBM روی نسل Z، کمتر از یک سوم نوجوانان گفته‌اند که آن‌ها با به اشتراک گذاری جزئیات شخصی، به غیر از اطلاعات تماس و تاریخچه خرید، راحت هستند. اما ۶۱ درصد از افراد همین نسل گفته‌اند که در صورتی که برندها بتوانند از اطلاعات شخصی آن‌ها محافظت کنند، حاضر هستند اطلاعات شخصی خود را با آن‌ها به اشتراک بگذارند.

آن‌ها بازخورد می‌دهند

از آنجایی که نسل Z تمایل به حفظ حریم خصوصی خود دارد، در نتیجه بیش از سایرین اقدام به دادن بازخورد می‌کند. تقریبا نیمی از افراد نسل Z گفته‌اند که اغلب یا به ندرت اقدام به دادن بازخورد می‌کنند.

بیشتر اوقات، این افراد مشغول نوشتن کامنت در سایت خرده فروشی‌ها هستند، اما این افراد نظرات خود را در شبکه‌های اجتماعی مانند فیسبوک، توییتر و اسنپ چت نیز منتشر می‌کنند. بنابراین برندهایی که استراتژی گوش دادن قوی دارند، می‌توانند دنبال‌کنندگان بیشتری به دست آورند.

آن‌ها خود را در شبکه‌های اجتماعی محافظت می‌کنند

از آن‌جایی که نسل Z از پیشنیان خود آموخته است که آن چیزی که وارد اینترنت می‌شود برای همیشه در آن فضا می‌ماند، این نسل تمایل دارد تا بیشتر به صورت ناشناس اقدام به اینترنت گردی کند. اپلیکیشن‌هایی مانند اسنپ چت، Whisper، Yik Yak، Secret به دلیل حفاظت از حریم خصوصی بسیار در میان نوجوانان محبوب هستند. در شبکه‌های اجتماعی مانند توییتر یا اینستاگرام؛ نوجوانان ممکن است با نام مستعار در این شبکه‌ها وارد شوند یا برای حفظ تفاوت، حساب‌های کاربری جداگانه‌ای بسازند. و در جاهایی که کانال‌ها شخصی، مانند دایرکت اینستاگرام، موحود هستند، نوجوانان بیشتر تمایل دارند تا از این روش برای برقراری ارتباط استفاده کنند.

شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک که در آن پنهان کردن هویت واقعی سخت‌تر است، در میان نوجوانان چندان محبوب نیستند. در واقع ۳۴ درصد از نوجوانان آمریکایی فکر می‌کنند که فیس‌بوک برای افراد پیر است!

البته ناشناس بودن یک چالش برای برندهایی است که می‌خواهند با نسل Z در شبکه‌های اجتماعی ارتباط بگیرند. برای توسعه پرسناهای مخاطب دقیق‌تر، برندها باید روی کانال‌های شخصی یا مستقیم برای تعامل یک به یک با نوجوانان تمرکز کنند.

آن‌ها از شبکه‌های مختلفی برای هر مرحله از سفر خرید خود استفاده می‌کنند

نتایج یک تحقیق بازار نشان داد که ۸۵ درصد از افراد نسل Z از طریق شبکه‌های اجتماعی در مورد محصولات جدید اطلاع کسب می‌کنند و همچنین ۵۹ درصد از آن‌ها تمایل دارند تا با برندها در شبکه‌های اجتماعی ارتباط بگیرند.

اینستاگرام یکی از محبوب‌ترین پلتفرم‌ها برای پیدا کردن برند است و ۴۵ درصد از نوجوانان از این اپلیکیشن برای پیدا کردن محصولات جدید استفاده می‌کنند. قبل از انجام یک خرید، نسل Z دو بار بیشتر از نسل هزاره به یوتیوب مراجعه می‌کند.

یوتیوب همچنین از نظر اولویت در مورد خرید، با ۲۴ درصد رتبه اول را در میان نسل Z داره . اینستاگرام و فیس‌بوک نیز با ۱۷ و ۱۶ درصد در رتبه‌های بعدی هستند. اما در فروشگاه‌های فیزیکی، نوجوانان برای مستندکردن تجربه خرید خود به سراغ اسنپ چت می‌روند.

درک نحوه استفاده نوجوانان از شبکه‌های اجتماعی از طریق فرآیندهای خرید آن‌ها، نکته‌ای کلیدی برای تعامل با آن‌ها در پلتفرم‌های درست با پیام‌های صحیح است.

آن‌ها با تبلیغات بیشتر در شبکه‌های اجتماعی مشکلی ندارند

به عنوان نسلی که با دیجیتال خو گرفته است، نسل Z تحمل بیشتری برای دیدن تبلیغات در رسانه‌های اجتماعی دارند. برای مثال، با وجود اینکه ۳۹ درصد از نوجوانان فکر می‌کنند که یوتیوب تبلیغات زیادی دارد، اما این پلتفرم ویدیویی محبوب‌ترین پلتفرم در بین این گروه است. تنها حدود ۱۱ درصد از نوجوانان عقیده دارند که تبلیغات زیادی در اینستاگرام و اسنپ چت وجود دارد، بنابراین فضای زیادی برای تبلیغات در این شبکه‌ها برای برندها فراهم است.

البته یکی دیگر از عادت این نسل این است که می‌خواهند سریع‌تر به مقصود خود برسند. بازاریابان برای جلب توجه نوجوانان تنها ۸ ثانیه وقت در اختیار دارند. یعنی ویدئوها یا محتواها باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن بتوانند توجه نوجوانان را به خود جلب کنند.

آن‌ها گزینه‌ای برای خروج می‌خواهند

از آن‌جایی که نوجوانان عجول هستند، آن‌ها فرمت‌های تبلیغاتی غیرقابل عبور مانند پیش‌رول‌ها یا پاپ‌آپ‌ها را دوست ندارند. بنابراین موقع تبلیغات، گزینه‌ای را برای نمایش یا عدم نمایش تبلیغات به کاربر ارائه دهید. نسل Z تنها بعد از گذشت ۹٫۵ ثانیه از تماشای تبلیغات ویدئویی آن را رد می‌کند، در حالی که این زمان برای نسل ایکس ۱۲٫۶ ثانیه است.

آن‌ها مفاهیم جدید مانند واقعیت مجازی را دوست دارند

نوجوانان نه تنها دوست دارند با برندها تعامل برقرار کنند، بلکه آن‌ها آماده پذیرایی از مفاهیم جدید نیز هستند. براساس نتایج یک نظرسنجی انجام گرفته، ۷۳ درصد از خریداران نسل Z گفته‌اند که آن‌ها یا اکنون در حال استفاده از سفارش‌دهی صوتی هستند یا نمی‌توانند برای استفاده از آن صبر کنند و در آینده آن را فعال خواهند کرد. نوجوانان همچنین مشتاق استفاده از پتانسل‌های واقعیت مجازی هستند.

این آمادگی برای پذیرایی از مفاهیم جدید یک فرصت مغتنم را برای بازاریابان فراهم کرده است تا با کمپین‌ها و مفاهیم خلاقانه، نوجوانان را خوشحال و شگفت زده کنند. ویدئوهای زنده، ویدئوها ۳۶۰ و سایر فرمت‌های این چنینی ارتباط خوبی با نوجوانان برقرار می‌کنند.

همچنین هر چیزی که فرآیند خرید را آسان‌تر یا سریع‌تر می‌کند را نیز باید به این لیست اضافه کند. برای مثال، ۷۱ درصد از پاسخ دهندگان بین ۱۸ تا ۲۰ ساله علاقه مند به برنامه های پردازش خودکار هستند.

آن‌ها به اینفلوئنسرهای شبکه‌های اجتماعی به اندازه سلبریتی‌ها اعتماد می‌کنند

نوجوانان معمولا به توصیه‌های سلبریتی‌ها اعتماد می‌کنند، اما اگر این آفرها به نظر آن‌ها واقعی یا معتبر نباشد، آن‌ها این تمایل مثبت خود را از دست نمی‌دهد. وقتی در مورد مورد پذیرش‌ترین نوع محتوای برند از نسل Z سوال شد، آن‌ها پاسخ دادند که سلبریتی‌های که در مورد دلایل دوست داشتن یک برند صحبت می‌کنند، همیشه برای آن‌ها قابل پذیرش هستند. کمترین میزان پذیرش وقتی است که سلبریتی محصولی را در یک پست به نمایش می‌گذارد و چیزی در مورد آن نمی‌گوید.

اما علاوه بر سلبریتی‌های سینما، ورزشکاران، موزیسین‌ها و…، نوعی دیگری از سلبریتی‌ها را باید در نظر گرفت و آن کسانی نیستند جز اینفلوئنسرهای شبکه‌های اجتماعی. بسته به نوع محصول، سلبریتی‌های آنلاین می‌توانند بیشتر از سلبریتی‌های سنتی، نسل Z را به خود جذب کنند.

هر آن چیزی که بازاریاب‌ها باید در مورد نسل Z بدانند

فاکتور جنسیت

برندها همچنین باید درنظر داشته باشند که کدام پلتفرم‌ها بین مردان و زنان محبوب هستند. براساس نتایج یک تحقیق صورت گرفته، دختران بیشتر تمایل دارند تا از شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام، فیس‌بوک، اسنپ چت، پینترست و تامبلر استفاده کنند. از طرف دیگر، شبکه‌هایی مانند توئیچ، تلویزیون و ردیت برای پسران در اولویت است. همچنین یوتیوب نیز از جمله پلتفرم‌هایی است که پسران به آن تمایل خاصی دارند.

آن‌ها بیش از چیزی که ما فکر می‌کنیم در مورد آینده خود خوشبین هستند

برای نسل Z چشم‌انداز همیشه روشن است. بیش از نیمی از آن‌ها عقیده دارند که اوضاع آن‌ها نسبت به والدینشان بهتر خواهد بود. شاید این نسل دلایل خوبی برای خوش‌بینی نسبت به آینده داشته باشد، زیرا آن‌ها پیش از این اثبات کرده‌اند که از لحاظ مالی مسئولیت‌پذیر هستند. ۸۵ درصد از افراد این نسل گفته‌اند که پس انداز برای آینده برای آن‌ها مهم است. ۳۷ درصد از افراد نسل Z خود را ولخرج می‌دانند، و این در حالی است که ۶۳ درصد گفته‌اند که پس‌انداز کننده هستند.

دیدگاه‌ها خاموش

برگه ی بعدی »

LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE