بهترین جای دنیا برای پول درآوردن کجاست؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۱٫۳۰ - ۸:۳۲ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت: پیش از آن که وارد اصل مقاله شوم، بهتر است پرسش مطرح شده در تیتر را دقیق تر بپرسم: بهترین جای دنیا برای پول درآوردن، برای یک «ایرانی» که حداقل دو دهه ابتدای عمرش را در ایران زندگی کرده است، کجاست؟ و پاسخ، صریح و سر راست این است: «ایران». شاید شما با این پاسخ موافق نباشید، به خصوص اگر زندگی در یک کشور دیگر را تجربه نکرده باشید. من هم قصد ندارم نظر خودم را ثابت کنم، فقط می خواهم تجربه ها و مشاهدات خودم را با شما درمیان بگذارم. مطمئنم که پس از به پایان بردن این مقاله، خودتان به بهترین پاسخ خواهید رسید.
 
 

یک ایرانی ممکن است فکر کند که اگر نتوانسته به پول و درآمد دلخواهش برسد، اشکال از این است که در ایران به دنیا آمده است و در این کشور زندگی می کند. البته درخصوص به دنیا آمدن دیگر نمی شود کاری کرد- به محض این که آدم متولد می شود دیگر کار تمام شده است و راه عقب گردی نیست! اما درخصوص کشور محل زندگی، با هزار و یک اما و اگر البته، ممکن است فرد بتواند در جایی و سرزمین دیگری رحل اقامت بیفکند؛ و برای این کار، چه جایی بهتر از کشورهای جهان اول؛ این کشورها بازار آزاد و سرمایه داری دارند؛ مخصوصا آمریکا که اصلا ادعایش این است که سرزمین فرصت هاست. هرچه نباشد، «سیلیکون ولی» در این کشور است که از دل آن اپل و مایکروسافت و گوگل و فیس بوک و خیلی شرکت های دیگر متولد شده اند که امروزه هر کدام، از حیث تعداد کاربر و میزان نقدینگی، برای خودشان کشوری هستند.
 
 بهترین جای دنیا برای پول درآوردن کجاست؟
دارا خسروشاهی مدیر عامل شرکت اوبر
 
 

آن قدر که مثلا می شنوی فیس بوک قرار است در انتخابات آلمان کمک حال دولت این کشور باشد تا آگهی ها و پست های درج شده در این شبکه اجتماعی، جهت گیری نسبت به یک جناح و حزب سیاسی خاص نداشته باشد. همین طور دیده ایم که خیلی از ایرانی های موفق، سر از آمریکا درآورده یا با تحصیل و کار در این کشور، پله های موفقیت را طی کرده اند. اصلا افسانه ای هست که پدربزرگ ها شب یلدا، وقتی همه دور کرسی نشسته اند، تعریف می کنند که نصف دانشمندان ناسا را ایرانی ها تشکیل می دهند. البته بعضی چیزها هم دیگر افسانه نیست. مثل «دارا خسروشاهی»، مدیرعامل جدید «اوبر» که تبار ایرانی دارد، یا «انوشه انصاری» که شرکتی میلیون دلاری را تاسیس کرد و به خاطر همان توانست هزینه سفر شخصی اش به فضا را تامین کند. افسانه اینجا ها می گوید اینها اگر ایران بودند، نهایتش در یک اداره ای، شرکتی داشتند یک کار معمولی می کردند.
 
 

اما افسانه عادت دارد که روی چیزهای کمیاب و استثنایی انگشت بگذارد. اگر این طور نباشد، یک قصه معمولی و شاید کسالت بار می شود که کسی حوصله ندارد برای گوش کردن به آن وقت بگذارد. افسانه می گوید در «خارج»، طرف می تواند با آمازون برای فروش کالاهایش همکاری کند و درصد بگیرد، یا اصلا یک کسب و کار برای خودش در ئی بی (eBay) راه بیندازد. حتی می تواند کالاهای فیزیکی ای را بفروشد که در چین تولید می شوند و در انبارهای آمازون نگهداری می شوند و برای خریداران در سراسر دنیا ارسال می شوند. یعنی طرف در خانه اش پشت لپ تاپ بنشیند، یا اصلا لپ تاپش را بردارد برود در استارباکس بنشیند و قهوه تلخ نوش جان کند و یک عالمه «دلار» درآورد. یک عالمه.
 
 

افسانه است دیگر، شیرین است. اغواکننده است. یا اصلا طرف می تواند یک انتشاراتی برای خودش در آمازون راه بیندازد. کتاب چاپی را هم از طریق آمازون می تواند on_demand (بسته به سفارش) چاپ کند و برای خریدار بفرستد، بدون این که لازم باشد چندصد یا چند هزار نسخه را همان ابتدای کار چاپ کند و کلی هزینه چاپ و انبارداری بدهد. یا این که اصلا بزند در کار کتاب های الکترونیک و در بازار «کیندل» (کتاب های الکترونیک آمازون) سری توی سرها درآورد. یا هیچ کدام نه، یک «اپ» درست کند برای اندروید و iOS، یک دلار هم قیمتش باشد؛ کافی است یک میلیون از آن را بفروشد تا میلیونر شود به دلار. زرشک! اینجا پر است از دوره های آموزشی آنلاین که وعده های عجیب و غریب درخصوص درآمدزایی از این روش ها می دهند.
 
هر روز یک وبینار، هر روز یک بسته آموزشی، هر روز یک روش جادویی که تا حالا کسی از آن خبردار نشده است. اما گرد و خاک ادعا که فرو می نشیند، طرف دور و برش را نگاه می کند و می بیند اکثریت مطلق جامعه صبح تا شب (یا همان ۹ صبح تا ۵ بعد از ظهر حداقل) سر کار هستند و امیدشان به پولدارشدن، بیشتر بسته به خرید بلیت های لاتاری و برنده شدن یک هویی چند میلیون دلار پول قلمبه است. اینها تازه کسانی هستند که خودشان سال هاست اینجا زندگی می کنند، همین جا متولد شده اند یا با جمعه کم و بیش اخت شده اند. زرنگ ترهایشان توانسته اند نیازهایی از جامعه را تشخیص بدهند و برای برآوردن آن نیازها، کسب و کاری راه انداخته اند و به پول پاروکردن که شاید نرسیده باشند، اما با هر روز سر کار بودن و خون دل خوردن، زندگی نسبتا مرفهی دارند.
 
 

اما کمی که این لایه موفقیت ظاهری را کنار می زنی و وارد دنیای درونی فرد می شوی، می بینی که این موفقیت به قیمت فدا کردن خیلی چیزها به دست آمده است. مثلا دلتنگی برای کشوری که از آنجا آمده است. گاهی احساس بیگانگی از خود و از دست دادن معنای زندگی. ما ممکن است یک ایرانی تیپیکال را نشناسیم، اما حداقل نسبت به یک ایرانی و خواسته هایش، بیشتر شناخت داریم تا یک کانادایی، هندی، روس یا مکزیکی. اگر با یک ایرانی کار کنیم بیشتر راحت هستیم تا مثلا یک چینی. از سریال و فوتبال و سیاست گرفته تا کتاب و حرف های شخصی، خیلی راحت تر با یک هم وطن و هم زبان می توانیم ارتباط برقرار کنیم تا کسی که این جغرافیا و سرزمین را تجربه نکرده است.
 
بهترین جای دنیا برای پول درآوردن کجاست؟ 
 
 

خدمت کردن به آن ایرانی هم در قالب کسب و کار، برایمان خوشایندتر است، چون هم نیازهایش را بهتر می شناسیم، هم برایمان معنادارتر است که کاری را برای کسانی انجام بدهیم که در سرزمین ما زندگی می کنند و تاریخ و جغرافیای مشترکی را با هم تجربه کرده ایم، هم نفوذ به بازار ۸۰ میلیونی ایران راحت تر است تا بازاری هر چند شاید بزرگ تر اما پر از ناشناحتگی. شاید بپرسید بحث صادرات در کجای قضیه می گنجد، آن داستانش کمی فرق می کند. در صادرات، فرد ابتدا بازاری در کشور خودش دارد و بعد می رود بازارهای دیگر را هم بگیرد. در «جایی» هست که احساس می کند به آنجا تعلق دارد (جایش را یافته است به قول «دُن خوان» در آموزه هایش به «کارلوس کاستاندا») و فونداسیون محکمی زیر پایش است.
 
اما مهاجرت به یک کشور غریبه و راه اندازی کسب و کار در آن، مثل معلق بودن میان زمین و آسمان است. جاذبه سرزمین مادری، هم معنوی و هم مادی، همواره فرد را به سمت خود می کشد و سایه ای از غمی نوستالژیک را بر جان او می اندازد. فردی است در کانادا که هفته نامه شکیل و خوشخوانی را برای مخاطبان ایرانی اینجا منتشر می کند. اما وقتی به ایران سفر می کند و برمی گردد، با شوق از بازار پررونق مطبوعات و شور مردم می گوید. چیزی که اینجا نیست. هفته نامه اش به آگهی سرپاست و با توزیع مجانی هم خیلی ها حوصله برداشتن آن را از سبدهای جلوی مغازه های خوار و بار و خواندنش، ندارند.
 
 

بازار آن هفته نامه محدود به جامعه کوچک ایرانی است، اما دیگری شرکت ساختمانی موفقی در تورنتو دارد با مشتریانی از هفتاد ملت، بر فراز بزرگراه مدرس و خواندن مطالبی درباره آن بیشتر ذوق می کند تا خبر آسمانخراش ۸۵ طبقه ای که قرار است اینجا ساخته شود و بلندترین ساختمان شهر خواهدشد و رسانه ها حسابی به آن پرداخته اند. در چشم هایش می خوانی که دوست داشت همین کسب و کار موفق را در تهران می داشت. یکی دیگر شرکت نصب و راه اندازی و تعمیرات وسایل گرمایشی و سرمایشی دارد و کل سال و خوشی با رفقا و سفرهای آمریکا و مکزیک و اروپایش را یک طرف می گذارد و سفر به ایران را یک طرف دیگر. و همه اینها، صاحبان کسب و کارهای کوچک و متوسط و دیگرانی که اینجا شغل های حقوق بگیری دارند، ترجیح می دهند در ایران می بودند.
 
آنقدر که شما در ایران آشنا و شبکه ارتباطی داری، اینجا هرگز نمی توانی داشته باشی. آنقدر که آنجا می توانی بزرگ شوی، اینجا نمی توانی. آنقدر که آنجا می توانی برای کسب و کارت معنا پیدا کنی، اینجا نمی توانی. یک ایرانی، در ایران راحت تر می تواند پول درآورد چه از راه کارآفرینی چه از راه کار برای دیگران، و این شیوه برایش خوشایندتر و معنادارتر است. هر چند تا وقتی در ایران است، از شدت نزدیکی به گنج ممکن است آن را نبیند، با این حال حتی با دیدن گنج هم کاستی های بزرگ او را آزار می دهد.
 
او دوست دارد در سرزمین خودش باشد، ریشه در آنجا داشته باشد و اگر خواست، شاخ و برگ به تمام دنیا بگستراند. دوست دارد با هویت ایرانی اش راحت و محترمانه به نقاط مختلف دنیا سفر کند، در همایش ها و نمایشگاه ها شرکت کند، واحد پول کشورش در سیستم های مالی دنیا پذیرفته شده باشد و بتواند آزادانه با تمام دنیا تراکنش مالی داشته باشد و اگر دستگاهی می سازد یا اپلیکیشنی درست می کند، کتابی می نویسد یا خدمتی عرضه می کند، آن را با افتخار به نام ایران به تمام دنیا معرفی کند.

دیدگاه‌ها خاموش

فکر کردن مانند یک هکر، برای موفقیت در کار

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۱٫۳۰ - ۷:۲۷ ٫ق٫ظ


رازمجنون – ترجمه از حمید گنجی: شرکت‌هایی که می‌خواهند در زمینه امنیت سایبری به کارمندانشان کمک کنند باید پایشان را از تمارین ساده‌ای مثل امنیت پسوورد و سایر پروتکل‌های پایه‌ای امنیتی فراتر بگذارند. بهترین روش آموزش کارمندان برای دفاع در مقابل هکرها این است که به آن‌ها یاد بدهید که مانند یک هکر فکر کنند.
 
 

اولین قدم این است که بدانید هکر بودن اساسا به چه معناست. در ابتدا باید هر آن چیزی که رسانه‌ها و صنعت سرگرمی در مورد هکرها به شما گفته است را فراموش کنید. رسانه‌ها با استفاده از واژه‌های هک و هکر برای نشان دادن جرائم سایبری، در مورد این عبارات حساسیت‌های عمومی را برانگیخته‌اند. این یک دیدگاه خیلی محدود است.
به روش‌های مختلف، هکرها شهروندان مدل عصر دیجیتال هستند. این افراد ویژگی‌هایی مانند خلاق بودن، مداومت و مجرب بودن را از خود نشان می‌دهند. آن‌ها در شرایط دیجیتال فکر می‌کنند و برای دانستن اینکه فناوری چگونه کار می‌کند کنجکاو هستند. آن‌ها هر مشکلی را به‌عنوان یک فرصت می‌بینند. آن‌ها برای چیزی که به آن باور دارند پافشاری می‌کنند و می‌خواهند که جهان یک مکان امن‌تر باشد.
 
به کارمندانتان آموزش دهید که مانند هکر‌ها فکر کنند
هکرها همچنین یک یا دو مورد از محدودیت‌های فناوری را می‌دانند. آن‌ها به هیچ سیستم کامپیوتری اعتماد ندارند و می‌دانند که هیچ نرم‌افزاری بدون باگ نیست. آن‌ها همچنین می‌دانند اینکه کامپیوترها و نرم‌افزارها کارهای خوب زیادی را انجام می‌دهند، به این معنی نیست که نمی‌توان از آن‌ها برای مقاصد بد نیز استفاده کرد. برای هکرها، نرم‌افزارها می‌توانند کارهایی بیشتر از آن چیزی که برایشان مقرر شده است را انجام دهند و بنابراین هکرها همیشه در کمین آسیب‌پذیری‌های امنیتی هستند.
برای کسانی از ما که قبل از دیجیتالیزه شدن جامعه به دنیا آمده‌ایم، این مفاهیم ممکن است بیگانه باشد. اما برای هکرها، این مفاهیم به‌سادگی کارکرد جهان است.
به همین خاطر است که ترویج اندیشه و ذهنیت هکرها درون سازمان برای شرکت‌های مختلف از اهمیت بالایی برخوردار است. ترویج چنین ذهنیتی نه تنها می‌تواند دیدگاه کارمندان نسبت به امنیت سایبری را تغییر دهد، بلکه می‌تواند موجب افزایش امنیت در سرتاسر سازمان شود و همچنین به کارمندان کمک می‌کند تا کنجکاو‌تر و مجرب‌تر باشند- دو مهارتی که با رشد هوش مصنوعی اتوماسیون، برای کارمندان بسیار کارگشا خواهند بود. در ادامه روش‌هایی آورده شده است که شرکت‌ها، صرف‌نظر از اندازه، می‌توانند با استفاده از آن‌ها به کارمندان خود یاد دهند که مانند هکرها فکر کنند.
هکاتون‌ها و مسابقات
کارمندانتان را تشویق کنید که به هکاتون‌ها بروند، حتی اگر برای تماشا و یادگیری باشد. چنین رویدادهایی این شانس را به افراد می‌دهد که برای لحظاتی از کارهای روزانه خود فاصله بگیرند و برای حل نوعی از مشکلات خلاقانه فکر کنند و این دقیقا همان چیزی است که «هک کردن» در حول آن شکل گرفته است.
این رویدادها گاهی اوقات به محصول یا کسب‌وکار مرتبط هستند، اما گاهی نیز موضوع و محور آن‌ها ممکن است روی یک چیز کاملا متفاوت متمرکز شده باشد. ایده اصلی در اینجا آن است که افراد کمی فسفر بسوزانند و ماهیچه‌های ذهنی‌شان را به کار گیرند. این رویدادها به افراد کمک می‌کند تا از دیدگاه تونلی و فکر گروهی اجتناب کرده و آن‌ها را وادار می‌کند که خلاقانه‌تر فکر کنند. همچنین باعث می‌شود که افراد با دید بازتر و کنجکاوی به جهان اطراف خود نگاه کنند و این دقیقا همان چیزی است که در قلب سلامت سایبری نهفته است.
اما اگر می‌خواهید کارمندانتان بیشتر در مورد امنیت سایبری بدانند، می‌توانید مسابقات و بازی‌ها را درون سازمان برگزار کرده و کارمندانتان را تشویق کند که کشف کنند جرائم سایبری چگونه اتفاق می‌افتند. شما حتی می‌توانید پا را فراتر گذشته و یک مشکل امنیت کنترل شده را به وجود آورید. چنین شرایطی می‌تواند کارمندان را در شرایط واقعی قرار داده و ذهنیت آن‌ها در مورد امنیت سایبری را به مرحله جدیدی ارتقا دهد.
حادثه و به اشتراک‌گذاری اطلاعات
وقتی‌که یک مورد عمده در صنعتتان اتفاق می‌افتد، تیم‌هایتان را تشویق کنید که یافته‌ها و آنالیزهای خود را به اشتراک بگذارند. این به این معنا نیست که هر شخص باید ده صفحه گزارش بنویسد. هدف در اینجا آن است که شرایط را برای به اشتراک‌گذاری اطلاعات و بینش‌های کارمندان خود فراهم کنید.
وقتی‌که سیلوهای موجود بین تیم‌ها شکسته می‌شود، یک جامعه و هدف مشترک را خلق می‌کند که در امنیت سایبری یک دفاع قدرتمند است. این رویکرد به شما کمک می‌کند یک نیروی کار هوشیار داشته باشید که برای شناسایی و پاسخ دادن به تهدیدات مشتاق است.
این مورد در هنگام کار با تیم‌های امنیتی نمود و اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. وقتی‌که یک حادثه رخ می‌دهد، آن‌ها باید از یک گروه بزرگ‌تر بپرسند که چه اتفاقی رخ داده و چه پاسخی داده شده است. اگر آسیب‌پذیری‌ها مشخص و رفع شدند، آن‌ها باید با همکاری مهندسان نرم‌افزار، طراحان و مهندسان سعی داشته باشند که از بروز مشکلات مشابه در آینده جلوگیری کنند. وقتی‌که صنایع مورد حملات سایبری گسترده یا آسیب‌پذیری‌ها قرار می‌گیرند، تیم امنیتی باید به طرزی فعال آخرین به‌روزرسانی‌ها و اطلاعات را درون شرکت به اشتراک بگذارد و همچنین با برگزاری جلسات پرسش و پاسخ به سوالات کسانی که می‌خواهند در این زمینه بیشتر بدانند پاسخ بدهد.
همکاری کردن
کارمندانتان را به دپارتمان‌ها و تیم‌های مختلف بفرستید و از آن‌ها بخواهید که برای مدتی با سایر تیم‌های سازمان همکاری کنند. این رویکرد باعث ایجاد خطوط ارتباطی جدید در سازمان می‌شود و همچنین به تیم‌ها کمک می‌کند که تمامی انواع مشکلات را با دیدگاه‌های تازه حل کنند.
حتی اگر تیم امنیتی شما بهترین تیم امنیتی موجود است، واقعیت این است که تمامی انسان‌ها جایزالخطا هستند. به همین خاطر است که شرکت‌هایی که بیشترین اهداف امنیتی را دنبال می‌کنند گاهی اوقات از خارج از سازمان نیز کمک می‌گیرند و با دعوت از کارشناسان امنیتی مورد اعتماد، بااستعداد و بی‌طرف سعی در کمک به شناسایی آسیب‌پذیری‌های امنیتی دارند.
 شرکت‌ها همچنین می‌توانند در موقع توسعه یک محصول یا ویژگی جدید، پل ارتباطی نزدیکی بین تیم امنیت داخلی و تیم محصول ایجاد کنند. درحالی‌که بخشی از آسیب‌پذیری‌ها به دلیل نقص در کد نویسی ایجاد می‌شوند، برخی دیگر از آسیب‌پذیری‌ها به دلیل عملکردهای پنهانی است که در طراحی وجود داشته است. استفاده از تیم‌های امنیتی در کنار تیم محصول کمک ‌کند تا قبل از اینکه آسیب‌های جزیی به آسیب‌هایی جدی تبدیل شوند، آن‌ها را شناسایی و حل کرد.
اگر به سال‌ها و دهه‌های آینده نگاه کنید، می‌بینید که همه ما باید مانند هکرها فکر کنیم. وقتی‌که یک ذهنیت هکری را به وجود می‌آورید، پیشرفت‌های سریع در صنعت کامپیوتر و فناوری نمی‌تواند به شما آسیبی وارد کند. در عوض، شما این پیشرفت‌ها را با جان دل می‌پذیرید و از توانایی‌های آن برای تبدیل جهان به یک جای بهتر و امن‌تر استفاده می‌کنید. مزیت این موضوع فقط برای امنیت نیست، بلکه برای کسب‌وکار نیز هست.

دیدگاه‌ها خاموش

راه‌هایی برای دلپذیرتر شدن محیط کار

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۱٫۲۹ - ۹:۱۷ ٫ق٫ظ


ماهنامه معیشت – تینا کیهانی: اکثر کارمندان مدت طولانی از روز را در محیط کاری می گذرانند که جزئی از بهترین ساعات روزشان محسوب می شود. این زمان بسته به حجم و نوع کار می تواند گاه بی نهایت خسته کننده باشد؛ به طوری که با گذشت زمان باعث می شود افراد دیگر انگیزه و اشتیاق سابق را نداشته باشند و هر چه بیشتر پایان ساعات کاری را انتظار بکشند و تنها از روی اجبار و برای تامین معاش خانواده این ساعات را تحمل کنند.
 
گاهی هم به دلیل یکنواختی کارها و عدم جذابیت برای فرد، کارها ماشین وار و صرفا به امید پایان یافتن آن ها در زمان کاری انجام می شوند که همین امر نیز باعث از بین رفتن روحیه نشاط در افراد می شود. پس چه باید کرد؟ در اینجا چند روش کوچک که باعث می شوند محیط کاری به فضایی دوست داشتنی تر تبدیل شود، بیان خواهدشد. امیدوارم با انجام آن ها بتوانیم از فردا محیط کاریِ مطلوب تری را تجربه کنیم.
 
 راه‌هایی برای دلپذیرتر شدن محیط کار
زمانی برای آموزش

اگر هر روز بتوانیم مهارتی را فرابگیریم و دچار یکنواختی و روزمرگی کارهای اطرافمان نشویم، محیط کاری می تواند ضمن القای احساس مفیدبودن، محیطی برای کسب مهارتی جدید باشد. نیاز نیست برای یادگیری مهارت ها زمان زیادی را در آموزشگاه ها صرف کنیم. می توانیم با اختصاص تنها چند دقیقه در هر روز، پایگاه دانش و مهارت خود را تقویت کنیم. این مهارت می تواند تمرین در تایپ کردن، یادگیری زبانی جدید، آموزش مهارت های کامپیوتری همانند اکسل و… باشد.
 
نوشیدنی های دلچسب

دمنوش بابونه یا گل گاوزبان یا یک فنجان قهوه با شیر زیاد می تواند هدیه و وعده ای باشد که برای خود در یک روز سرد زمستانی در نظر گرفته اید. لزومی ندارد که همیشه منتظر ساعت چای در محل کار خود باشید، بلکه می توانید با یک فنجان نوشیدنی جدید، حال و هوای روزتان را عوض کنید. حتی می توانید لیوان چای فردایتان را با چند قطره آب لیموی تازه یا پودر هل طعم دارتر کنید. مطمئن باشید چنین لذت های کوچکی باعث می شوند خستگی و فشار کاری تان کاهش پیداکند.

ناهار غذایی برای مغز

اکثر شرکت ها زمانی برای ناهار کارمندان اختصاص می دهند. پس، از زمانتان استفاده کنید. فکرکردن به کار در این زمان ممنوع است. ب گذارید ذهن و مغز شما هم نفس بکشد. از زمان ناهار لذت ببرید و تا حد ممکن از این بازه استفاده کنید. سعی کنید وعده ناهار خود را با سالاد مطلبوتان یا سبزی خوردن همراه کنید تا هم بتوانید به سلامتی تان کمکی کرده باشید و هم بیشتر از وعده ناهار لذت ببرید.

موسیقی حلّال مشکلات

اگر محل کار شما به گونه ای است که در ساعاتی از روز از شنیدن موسیقی بهره مند می شوید، پس خوش به حالتان! ولی اگر همانند اکثر ادارات امکان پخش موسیقی عمومی در محل کارتان غیرممکن است، می توانید خودتان اقدام کنید. دقایقی از روز را برای گوش دادن به آهنگی بی کلام صرف کنید. هندزفری تلفن همراهتان را در گوشتان بگذارید و قطع ای از موسیقی بی کلام یکی از نوابغ موسیقی دنیا را گوش دهید. دو دقیقا کافی است تا روحتان تازه شود و بی حوصلگی از جسمتان خارج شود.
 
راه‌هایی برای دلپذیرتر شدن محیط کار 
خوراکی های اشتراکی
چه چیزی می تواند مطبوع تر از این باشد که ناگهان همکارتان با یک جعبه شکلات یا شیرینی به سراغتان بیاید و شما را هم در شادی شیرین خود شریک کند؟ شما هم می توانید همکارتان را این گونه خوشحال کنید. هر از چند گاهی همکارانتان را به صرف شیرینی و شکلات دعوت کنید و بدانید که دیر یا زود این موضوع به رفتاری همه گیر تبدیل خواهدشد و شما هم با شیرینی، شکلات و میوه های تعارفی آن ها خوشحال خواهیدشد. حتی می توانید ماهی یک بار با صرف بهای کمی و به صورت اشتراکی برای چای عصرانه خود و همکارانتان برنامه متفاوتی ترتیب دهید. این رفتار علاوه بر تعدیل حالت یکنواخت یک روز کاری و انرژی بخشی هرچند اندک، می تواند در بهبود روابط همکاران موثر باشد.

کاری برای دوست داشتن

هیچ موضوعی به غیر از این که عاشق کارتان باشید، نمی تواند شما را در محیط کارتان خوشحال کند. پس سعی کنید تا ایی که می توانید کاری را انتخاب کنید که می دانید دوستش خواهیدداشت. البته گاهی برخی از ما به دلایلی چون نبودن بازار کار مناسب ناگزیر وارد حرفه ای می شویم که آن را دوست نداریم؛ آن وقت است که باید توانایی انعطاف پذیری فراوانی که در وجود هر یک از مخلوقات خدا نهاده شده است، استفاده کنیم؛ یعنی سعی کنیم نکته ای را در کار خود دوست داشته باشیم و عاشقش شویم تا حس مطلوب رضایت شغلی را در وجود خود روشن نگاه داریم. من مطمئنم که همه کارمندان می توانند آن نکته منحصر به فرد را کشف کنند.

باغچه رومیزی


از گلدان های کوچک و زینتی یا کاکتوس های کوچک بر روی میز کارمان استفاده کنیم. وجود گیاهان علاوه بر کمک به پاکی هوا باعث جریان یافتن انرژی مثبت و خوب در محیط پیرامونمان می شود.

اشیای دوست داشتنی


گاهی لازم است که میز کار خود را با وسایلی که دوست داریم، زینت دهیم. اسباب بازی  کوچک فرزندمان، قندانی که با دیدنش خاطره ای خوش در ذهنمان زنده می شود، عکس کوچکی از عزیزانمان یا کتاب شعر مورد علاقه مان کمک می کنند تا بخشی از میز کار را با حال و هوای خانه همراه کنیم و در نتیجه احساس خوشایندتری نسبت به آن داشته باشیم.

دیدگاه‌ها خاموش

چگونه یک لوگوی خوب شرکتی طراحی کنیم؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۱٫۲۹ - ۷:۱۱ ٫ق٫ظ


رازمجنون – ترجمه از حمید پاشایی: چه چیزی در لوگو وجود دارد؟ آیا تصویر لوگو به قدری روی برند تأثیرگذار است که می تواند روی درآمد نیز تأثیر بگذارد؟ اخیراً در مطالعه ای، شرکت C+R Research برخی از برندهای بزرگ را بررسی کرد که لوگوی آن ها در طول زمان چگونه در ارتباط با درآمدشان تغییر پیدا کرد. نتایج این تحقیق داده های ارزشمندی را در مورد طراحی لوگوی شرکتی فراهم کرد و اینکه برندینگ مجدد چه منفعت ها و ریسک هایی را برای کسب و کارها به دنبال دارد.
 
 

این مطالعه شامل برخی از معروف ترین اسامی در جهان از جمله استارباکس، اپل، آمازون و لیوایز است. بعضی از این شرکت ها لوگوی خود را بارها تغییر داده اند، و برخی به ندرت دست به تغییر زده اند. بعضی از آن ها طراحی های مجدد کاملاً متفاوتی انجام دادند، و بعضی دیگر تنها تغییراتی جزئی در لوگوی خود دادند.
 
 چگونه یک لوگوی خوب شرکتی طراحی کنیم؟
استارباکس (Starbucks)
فروشگاه معروف و همه جا حاضر قهوه استارباکس در سال ۱۹۷۱ با نسخه ای کلاسیک و قهوه ای از لوگوی دایره ای حالا شناخته شده آن تأسیس شد. این شرکت طرح سبز و سفید را ابتدا در سال ۱۹۸۷ اضافه کرد، و بعداً آن را با سبکی شیک تر در سال ۱۹۹۲ به روز کرد.
در سال ۲۰۱۱، استارباکس متن Starbucks Coffee را به طور کامل از لوگوی خود حذف کرد و تنها تصویر مرکزی باقی ماند. هر ریبرندینگ، تکراری جدید از همان لوگو با تغییراتی کوچک بود که اغلب منجر به سبک شیک تر و مینیمالیست تری شد.
اپل (Apple)
اپل در سال ۱۹۷۶ با لوگویی کاملاً متفاوت از لوگوی معروف اپل که امروزه می شناسیم، تأسیس شد. یک سال بعد، طراحی مجدد بزرگی رخ داد که اولین لوگوی سیب را با طرح رنگین کمانی معرفی کرد. در سال ۱۹۹۸، اپل دو لوگوی جدید را بر اساس عکسی یکسان ارائه داد: یکی به رنگ مشکی و دیگری به رنگ آبی روشن. در سال ۲۰۰۱، لوگوی نقره ای اپل معرفی شد. بعد از آن فروش این کمپانی شروع به افزایش پیدا کرد، و در سال ۲۰۰۷ لوگوی نقره ای رنگ دیگری را معرفی کرد. در نهایت، این شرکت تکرار تازه ای از لوگوی سیب ساده مشکی ارائه داد که هنوز هم استفاده می شود.
ریدیزاین های لوگوی اپل تقریباً همیشه به سمت حسی «آینده نگر» و «پیشرفته» حرکت کرده است. چنین تلاش هایی به ویژه برای برند یک شرکت تکنولوژی بزرگ بسیار مفید هستند.
آمازون (Amazon)
بعد از تأسیس در سال ۱۹۹۴، آمازون در سال ۱۹۹۷ با دو لوگوی جدید ریبرندینگ انجام داد که یکی از آن دو اساس تصویرپردازی مدرن Amazon.com را شکل می دهد. یک سال بعد، این شرکت دو لوگوی دیگر را توسعه داد. در سال ۲۰۰۰، آمازون باز هم ریبرندینگ کرد و این بار برای مدت زمان طولانی لوگوی خود را حفظ کرده است.
آمازون بعد از تکرار شش طراحی مختلف لوگو در شش سال اول تأسیس خود، از یک تصویر استفاده کرده است. این نکته را باید در نظر گرفت که آمازون به عنوان کتابفروشی کار خود را آغاز کرد، بعداً به فروشگاه «کتاب، فیلم و غیره» گسترش پیدا کرد و حالا تقریباً در همه چیز فعالیت دارد. خیلی عادی است که وقتی مدل کسب و کار شرکتی تغییر می کند یا گسترش پیدا می کند، بخواهد ریبرندینگ کند.
لیوایز (Levi’s)
لیوایز به خاطر یک محصول اصلی شناخته می شود: شلوار جین. این شرکت معروف پارچه های دنیم در سال ۱۸۵۳ تأسیس شد و تنها یک بار در سال ۱۹۳۶ لوگوی خود را به تصویر قرمز و سفیدی تغییر داد که امروزه می شناسیم. از آن زمان، این برند همواره از همان لوگو استفاده کرده است.
با داشتن چنین نام نمادینی (لیوای استراوس) که به محصولی به آسانی قابل شناسایی چسبیده باشد، لازم است بپرسیم که آیا اصلاً لیوایز فراتر از لوگوی ساده و قابل تشخیصی که در دهه ۱۹۳۰ طراحی شد، نیاز به طراحی مجدد لوگو داشته است؟
 
 چگونه یک لوگوی خوب شرکتی طراحی کنیم؟
این برندها چه درسی به ما می دهند؟
این مطالعه نشان می دهد که با این که درآمد هر شرکت در زمان تغییر لوگو بعضی وقت ها گاهی دچار نوسان می شد، ولی هیچ ارتباط ثابتی وجود ندارد: مت زایکوفسکی مدیر توسعه شرکت Digital Third Coast معتقد است که شرایط پیرامون ریدیزاین و محصول یا خدمت واقعی احتمالاً اهمیت بیشتری دارد. او می گوید:
«یک چیزی که این تحلیل به اثبات می رساند این است که بسیاری از بازاریاب هایی که نگران ارتباط بین زیبایی برند و درآمد هستند بهتر است که ابتدا توجه خود را معطوف موضوعات دیگری کنند. هیچ ارتباط ثابت و قابل توجهی وجود نداشته که نشان دهد لوگوهای متفاوت منجر به فروش بیشتر یا کمتر می شوند.
مهم ترین الگویی که ما متوجه شدیم این است که بسیاری از برندهای بزرگ به خصوص برندهای تکنولوژی، در سال های اول حساسیت بسیاری روی لوگوی خود نشان می دهند، ولی به محض اینکه به موفقیت می رسند و رشد شگرفی را تجربه می کنند، دست از تغییر لوگو بر می دارند و آن را به حال خود رها می کنند. آمازون، مایکروسافت و توییتر نمونه هایی عالی از این نوع رفتار هستند.»
با این حال، مؤسسه C+R چندین نتیجه گیری از مزایا، موانع و مشکلات پیرامون ریدیزاین لوگو مطرح کرده است.
چه زمانی باید لوگوی خود را تغییر دهید؟
•    وقتی که لوگوی شما منسوخ و قدیمی است
•    وقتی که شرکت شما خط محصول خود را گسترش می دهد
•    زمانی که شرکت ها با هم ترکیب می شوند
•    زمانی که نیاز به کاهش تصورات منفی مرتبط با برند است
•    زمانی که برند جهانی شده و زبان در آن اهمیت کمتری پیدا کرده است
ریدیزاین لوگو چه ریسک هایی در بر دارد؟
•    اگر مصرف کنندگان به لوگوی کنونی وابستگی داشته باشند، ریدیزاین می تواند نتیجه معکوس داشته باشد و به فروش لطمه بزند.
•    گرفتن فیدبک پیش از انتشار لوگو، می تواند ضعف های موجود در ریدیزاین را آشکار کند.
•    تغییر همیشه به معنای پیشرفت نیست.
مردم به چه چیزهایی در لوگو واکنش نشان می دهند؟
بر اساس C+R، اثربخش ترین لوگوها بدون کلمه و مینیمالیست هستند. دن فرگوسن کارشناس بازاریابی با این موضوع هم عقیده است و به کسب و کارها توصیه می کند که لوگوها را یکپارچه، ساده و به یاد ماندنی نگه دارند. او می گوید:
«چه شما از صفر شروع می کنید یا اینکه می خواهید ظاهر لوگوی خود را تغییر دهید، به دقت در مورد رنگ ها، شکل ها، الگوها و فونت هایی که استفاده می کنید و عواطفی که در مورد برند شما ایجاد می کنند، فکر کنید. اگر نوعی ناهمگونی بین هویت، ارزش ها و لوگوی شما به وجود بیاید، ممکن است شما را وارد مسیر دشوار بازاریابی برای برندی نا امید کننده یا گیج کننده کند.
فرگوسن در مورد عناصر مختلف در لوگو و اینکه هر یک چه پیامی را به مصرف کننده انتقال می دهد، توصیه های زیر را ارائه می دهد:
رنگ
روانشانسی رنگ نقشی مهم در پیام هایی که لوگوی شما ارسال می کند و چگونگی تفسیر آن پیام ها ایفا می کند. رنگ های لوگوی شما در مورد برند شما چه می گوید؟ رنگ های شما چه احساساتی را برانگیخته می کند؟ تحقیقات نشان می دهد که مصرف کنندگان رنگ های گرم مثل قرمز و نارنجی را با اشتیاق، قدرت و انرژی در ارتباط می دانند، در حالی که رنگ های خنک مثل آبی و سبز با آرامش، طراوت و طبیعت در ارتباط هستند.
شکل ها و خط ها
شکل های لوگو بیش از آن چیزی که فکر می کنید اهمیت دارند. آن ها برای تقویت معنای کلی برند شما استفاده می شوند، و بینش بیشتری در مورد هویت و پیام های عاطفی شما فراهم می کنند.
•    طراحی های دایره ای می توانند ایده های مثبت اندیشی، پایداری، اجتماع و حتی زنانگی را القا کنند. (مثل برندهای World Wildlife Fund و Chanel)
•    طراحی های چهارگوش یا طراحی هایی که دارای لبه های سخت و تیز هستند دلالت بر پیام های تعادل، تقارن، قدرت، حرفه ای گری و اثربخشی دارند. (مثل برندهای Adobe و National Geographic)
•    مثلث ها پیام هایی را انتقال می دهند که قرار است مردانه، قدرتمند، علمی، حقوقی یا حتی مذهبی باشند. (مثل برندهای Adidas و Google Play)
•    خط های افقی عواطف مرتبط با آرامش و کامیونیتی را انتقال می دهند.
•    خط های عمودی بیشتر در ارتباط با قدرت، تهاجم و مردانگی هستند.
فونت
درست مثل رنگ ها، فونت ها نیز شناسه هایی برای برند شما شده اند و مشابه شکل ها عمل می کنند. فونت های شما چه پیام هایی را در مورد برند شما آشکار می کند؟
•    فونت های زاویه دار می توانند هویت برند شما را به عنوان پویا و قابل اعتماد مشخص کنند، در حالی که فونت های گردتر جوانانه تر و ملایم تر هستند.
•    فونت های پر رنگ نیز مردانه تر هستند، در حالی که فونت های شکسته زنانه تر هستند.
یک فونت در لوگو ایده آل هست، ولی هیچ وقت بیشتر از دو فونت را با هم ترکیب نکنید. هر چیزی که انتخاب می کنید باید مشخص و به آسانی قابل خواندن باشد.
 

دیدگاه‌ها خاموش

چگونه بدون تقلید از کسی یک رهبر سازمانی باشید؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۱٫۲۸ - ۹:۲۰ ٫ق٫ظ


روزنامه دنیای اقتصاد – آناهیتا جمشیدنژاد: به نظر می‌رسد برای راه‌اندازی یک کسب‌و‌کار موفق در دنیای امروز، «رهبری سازمانی خوب» مورد نیاز است. اما برای رهبرسازمانی که کاریزمای پایینی دارد یا نمی‌تواند قلب و ذهن کارمندان را تسخیر کند، این پایان دنیا نیست. گاهی، برای کارمندان موثرتر است که به‌جای اینکه به رهبر سازمان وفادار باشند، به کارشان وفادار باشند.
 
 چگونه بدون تقلید از کسی یک رهبر سازمانی باشید
در نتیجه، هدف نهایی، متعهد و بهره‌ور نگه داشتن کارمندان با عهده‌دار کردن آنها برای حل مشکلات قابل‌توجه است. ابتدا، درک تفاوت بین یک رئیس جذاب و کار پرچالش بسیار مهم است. مقاله اخیر مجله Harvard Business Review دریافته است که احتمال بیشتری وجود دارد که کارمندان فیس‌بوک کارشان را ترک کنند و این به نحوه کارشان برمی‌گردد و نه به‌خاطر یک رئیس «ترسناک».نویسندگان این مقاله- سه مسوول اجرایی منابع انسانی و آدام گرنت استاد دانشگاه وارتون- سال‌ها صرف مطالعه رویکرد‌های مدیریتی فیس‌بوک کرده‌اند. نویسندگان این مقاله می‌نویسند: وقتی این غول رسانه‌های اجتماعی شروع به پیگیری خروج کارمندان کرد همه چیز به مدیر آن قسمت مربوط نمی‌شد؛ بلکه نتایج نشان داد، کارمندان زمانی شغل‌شان را ترک می‌کنند که آن شغل لذت‌بخش نباشد، از نقاط قوت‌شان استفاده نشود و در حرفه خود پیشرفت نکنند.
نیروی کار حل مشکل

بسیاری از موسسان مدت طولانی روی این موضوع بحث می‌کنند که چه نوع ساختار رهبری سازمانی را بپذیرند؟ (تحول‌آفرین یا تبادلی؟ مقتدرانه یا پیونددهنده؟) اما رهبران سازمانی که این موضوع را بی‌اهمیت می‌دانند در نهایت به کارآفرینان تبدیل می‌شوند؛ نه به‌خاطر اینکه می‌خواهند خودشان کاری را راه‌ بیندازند، بلکه چون معتقد هستند که یک استارت‌آپ بهترین شکل برای پیگیری یک مشکل است که شخصا آن را جذاب یافته‌اند. دبورا انکونا و هال گرگرسن، استادان دانشگاه MIT، این نگرش را «رهبری سازمانی هدایت‌شده با مشکلات۱» می‌نامند و می‌گویند که این رویکرد برای آنها امری معمول است. این دو فارغ‌التحصیل دانشگاه MIT هستند که تصمیم به شروع کسب‌و‌کار گرفتند.

 
(موسسه کافمن در سال ۲۰۱۴ گزارش داده است که بیش از ۳۰هزار و ۲۰۰ کسب‌وکار توسط فارغ‌التحصیلان دانشگاه ام‌آی‌تی راه‌اندازی شده‌اند.) در رویکرد مدیریتی این دو کارآفرین بارها موضوعاتی که در آن به جای معادل ساختن نقش‌شان در سیاست، سلسله‌مراتب، خودستایی و سوء‌استفاده از اختیارات، از خودشان به‌عنوان «رهبر سازمانی» یاد می‌کردند، رد شد. گرگسن می‌گوید: «گویی کلمه رهبر سازمانی یک بیماری است.» البته، به‌عنوان مقیاس کسب‌و‌کار، گرگسون اشاره می‌کند که «به نظر این مشکل در حال از بین رفتن است و رهبر سازمانی مهم‌تر می‌شود.» او به جوان‌سازی پیکسار (Pixar) از استودیو انیمیشن والت‌دیزنی به عنوان مثالی از رهبری هدایت‌شده با مشکلات اشاره می‌کند که به یک تیم نیرومند خلاق سابق باز می‌گردد که مدیران اجرایی که برای رشد شکست خورده‌اند را کنترل می‌کند.
رهبر سازمانی غیرهدایتگر

موسس یک شرکت که می‌خواهد تا جای ممکن حداقل هدایتگری را داشته باشد، به کارمندانی نیاز دارد که مسوولیت رهبری سازمان را به‌عهده بگیرند. اما به گفته انکونا، همه کارمندان علاقه‌مند به تبدیل شدن به رهبران سازمانی سنتی نیستند. عناوین عالی و دفاتر کاری شیک، انگیزه اندکی به چنین کارمندانی می‌دهد؛ بنابراین انگیزه باید در محیط کار ایجاد شود. انکونا می‌گوید: «بخشی از این پاداش این است که شما روی مشکل بعدی شروع به‌کار کنید.» او می‌افزاید: «شما همواره روی مشکلات بزرگ‌تر کار می‌کنید و شهرت خود را به عنوان یک حل‌کننده مشکل می‌سازید.»به گفته انکونا اینکه همه افراد را متعهد نگه دارید، به همان اندازه مهم است. این به معنای استخدام افراد با مهارت‌های تشخیصی قوی و به‌طور ایده‌آل در همه بخش‌های کسب‌و کار است. پرسش از متقاضیان کار در مورد نحوه روبه‌رو شدن با یک مشکل خاص یا دادن یک نگرش به آنها برای حل، یک راه برای انجام این کار است.

کارمندان در شرکت‌های متمرکز بر مشکل، همچنین زمان قابل‌توجهی را خارج از کسب‌و‌کار و در جست‌وجوی راه‌حل‌هایی در جهان وسیع‌تر می‌گذرانند. آیا شما یک رهبر سازمان هدایت‌شده با مشکلات هستید؟ به گفته انکونا و گرگسن، رهبران سازمانی هدایت‌شده با مشکلات، علاوه‌بر بیزاری از گرفتن عنان امور، به‌طور نمونه تخصص عمیقی در یک نظم تکنیک محور یا علمی دارند. تصمیمات آنها داده‌محور است و فقدان داده‌ها می‌تواند از سرعت همه‌چیز بکاهد. اما آنها همچنین به دانش وسیعی از دیگر حوزه‌های کسب‌وکار نیاز دارند تا اطمینان یابند که علایق مالی در گرداب حل مشکلات از بین نمی‌روند. رهبران سازمانی هدایت‌شده با مشکلات، همچنین نسبت به همتایان خود تمایل دارند که کمتر مبادی آداب باشند. آنها به محیط‌های فیزیکی خود چندان اهمیتی نمی‌داند؛ یک گاراژ به اندازه یک گوشه دفتر کار برایشان خوب است. آنها می‌توانند نسبت به سیاست‌ها توجهی نداشته باشند. هوش هیجانی نقطه قوت آنها نیست. چه خوب و چه بد، آنها به‌طور فوق‌العاده نسبت به‌خصوصیات اخلاقی در دیگران شکیبا هستند.

ارتباطات یک مهارت کلیدی است

با این وجود، رهبران سازمانی هدایت‌شده با مشکلات، هنوز نیاز به پذیرفتن تلاش‌های همکارانه برای موفقیت دارند. برخی از قدرتمندترین رهبران سازمانی سنتی متعهد به انتشار یک فرهنگ حل مشکلات بین کارمندان‌شان هستند.اسکات کوک، به عنوان یکی از موسسان اینتویت (Intuit یک شرکت تولید نرم‌افزار آمریکایی) در اشاعه ویژگی‌های حل مشکلات در سراسر شرکت خود بسیار خوب عمل می‌کند. گرگسن توصیف می‌کند که چه تعداد از مدیران اینتویت، در زمان گفت‌وگو با کارمندان، از گفت‌وگوهای کوک با برد اسمیت، مدیر ارشد اجرایی این شرکت، رفتارهایی را به‌عنوان راهنما برای خودشان انتخاب می‌کنند. گرگسن می‌گوید: «کوک با سوالات ساده‌ای مانند «با چه مشکلات دشواری درگیر هستید؟»، شروع می‌کند و «در پایان سوال او این است «چگونه می‌توانم کمک کنم؟»

دیدگاه‌ها خاموش

استارتاپ‌های میلیاردی ایران

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۱٫۲۸ - ۸:۵۳ ٫ق٫ظ


روزنامه هفت صبح – علی هادی زاده: فهرست هشت استارتاپ که توانسته اند در مدتی کوتاه سریع ترین رشد را داشته باشند.

یک سال پیش، تقریبا همین روزها بود که سورنا ستاری، معاون علمی و فناوری رییس جمهور از وجود چهار استارتاپ ایرانی با میزان فروش خیره کننده بالاتر از چهار هزار میلیارد تومان خبر داد. چهار هزار میلیارد برای خودش یک پا مقیاس است؛ نشانه ای برای رشد و ترقی کسب و کارهای نوپا و تازه تاسیس که بیشترشان توسط ذهن های خلاق و جیب های خالی تاسیس شده اند. درستش این است که خلاقیت ماجرا را پیش برده، عده ای فداکاری کرده اند و در میانه های راه شرکت های سرمایه گذاری بزرگ متوجه شده اند دستگاه چاپ پول کجاست.

 
آمارهای موجود نشان می دهند سایتی که قرار بود توسط دو برادر به نقد و بررسی کالاهای دیجیتال بپردازد، الان به یکی از بزرگ ترین خرده فروش های آنلاین کشور با ۱۲۰ میلیارد تومان سود خالص در سال تبدیل شده است. این تنها راه پولدار شدن نیست اما تا همین پنج سال پیش چند نفر می توانستند پیش بینی کنند از راه فروش اپلیکیشن های موبایلی می توان به سود خالص ۵۰ میلیارد تومان در سال رسید؟ اوضاع بقیه استارتاپ ها به این خوبی نیست اما از همین حالا می توان برایشان آینده ای درخشان تجسم کرد. باور نمی کنید؟
 
استارتاپ‌های میلیاردی ایران 
دیجی کالا
 
به عنوان بزرگ ترین فروشگاه آنلاین ایران که قصد دارد با آمازون در خاورمیانه رقابت کند، در حالی که نسبت به اسنپ کاربر و هزینه انسانی بیشتری دارد، حدود ۸۰ درصد خرده فروشی آنلاین کشور را در دست دارد و با حدود دو هزار میلیارد تومان فروش سالانه معادل ۱۲۰ میلیارد تومان سود خالص کسب می کند و ارزش تقریبی هزار و ۱۰۰ میلیارد تومانی دارد در حالی که بامیلو به عنوان رقیب دیجی کالا حدود ۲۰۰ میلیارد تومان ارزش گذاری شده است.
 
استارتاپ‌های میلیاردی ایران 
از کجا آمده؟

دیجی کالا بزرگ ترین شرکت خرده فروشی اینترنتی در ایران است که در سال ۲۰۰۶ راه اندازی شد. در حال حاضر دیجی کالا، پربازدیدترین سایت در خاورمیانه و بزرگ ترین سایت فروش محصولات دیجیتالی و الکترونیکی در ایران است. این وب سایت در آغاز راه خود تنها به نقد و بررسی کالاهای دیجیتال نظیر موبایل و لپ تاپ و… می کرد ولی با گذشت زمان به فکر فروش این محصولات در وب سایت خود افتاد.
 

کافه بازار

با ارزشی معادل ۴۵۰ میلیارد تومان هنوز تا هزار میلیاردی شدن راه درازی دارد هر چند با جهش های بلند در حال بالابردن سهم خود از بازار است. پیش بینی می شود ارزش پولی کل بازار اپلیکیشن های تلفن همراه که در سال ۹۶ بر بستر مارکت کافه بازار مبادله خواهدشد به حدود ۲۰۰ میلیارد تومان برسد که نسبت به ۱۶۰ میلیارد سال ۹۵ حدود ۳۰ درصد رشد داشته است. حداقل ۳۰ درصد از این رقم معادل ۶۰ میلیارد سود کافه بازار است که پس از کسر مالیات ۵۰ میلیارد تومان سود خالص حاصل می شود و بر این اساس حداقل ارزش کافه بازار حدود ۴۵۰ میلیارد تومان خواهدبود.
 
استارتاپ‌های میلیاردی ایران 
از کجا آمده؟

این شرکت بزرگ ترین بازار انواع اپلیکیشن های گوشی هوشمند در ایران است. موسسان این استارتاپ توانسته اند میلیون ها کاربر، تبلیغات کنندگان اینترنتی و برنامه نویسان گوشی های هوشمند را از طریق بسترهایی مانند اپ استور بازار به یکدیگر متصل کنند. پس از این که شرکت گوگل برای دسترسی کاربران ایرانی به برنامه های قرار داده شده در فروشگاه گوگل (گوگل پلی) محدودیت ایجاد کرد شرکت آوای همراه هوشمند با بومی سازی برنامه ای مشابه برنامه گوگل پلی توانست تا حد قابل قبولی خلا ایجاد شده برای کاربران اندرویدی را از بین ببرد و با در دسترس قرار دادن بازی ها و نرم افزارهای تولید داخل سهم بزرگی در پیشرفت بازی و نرم افزارها ایفا کند. عمر این استارتاپ حدود پنج سال است.
 

اسنپ
اسنپ، اولین و بزرگ ترین شرکت نرم افزاری درخواست خودرو در ایران، در سال ۱۳۹۵ معادل ۲۰ میلیون یورو سرمایه از MTN دریافت کرد. جالب است بدانید که اسنپ از سال ۱۳۹۳ تاکنون با میانگین رشد ماهیانه ۱۰۰ درصدی توانسته به یکی از بازیگران اصلی تجارت الکترونیک در ایران تبدیل شود. این اپلیکیشن ده ها هزار کاربر به عنوان راننده و صدها هزار کاربر به عنوان مسافر دارد.
 
استارتاپ‌های میلیاردی ایران 
از کجا آمده؟
اسنپ یکی از استارتاپ های موفق و الهام گرفته شده از ایده خلاقانه اوبر؛ بزرگ ترین شرکت تاکسی آنلاین دنیا است. این شرکت توانست با داشتن یک اپلیکیشن موبایل، افرادی که تمایل دارند به عنوان تاکسی فعالیت کنند را جذب کرده و با آنها همکاری داشته باشد. از طرفی با ارائه خدماتی با کیفیت بالا و پشتیبانی قوی به همراه هزینه پایین، مشتریان زیادی را به خود جذب کند. این شرکت که در سال ۱۳۹۳ توسط شهرام شاهکار، یک دانشجوی مهندسی برق دانشگاه فردوسی مشهد به عنوان اولین استارتاپ ایرانی در زمینه حمل و نقل عمومی تاسیس شد. اپلیکیشنی که این دانشجو آن را معرفی کرد، تنها سه سال بعد، چندین میلیون یورو سرمایه از سوی یک شرکت بین المللی جذب کرد!

تپسی
 
با ارزش ۴۰۰ میلیارد تومانی خود هنوز تا رسیدن به رقیب اصلی اش یعنی اسنپ راه درازی دارد اما پس از قیمت گذاری ۳۲۰ میلیارد تومانی و فروش ۲۵ درصد سهام به بانک ملی به قیمت ۸۰ میلیارد تومان، رشد سریعی داشته و حدود ۴۰۰ میلیارد تومان ارزش فعلی این استارتاپ است. کارپینو با ارزش حدود ۱۰۰ میلیاردی پشت سرش حرکت می کند.
 
استارتاپ‌های میلیاردی ایران 
از کجا آمده؟
تپسی (IAP30) رقیب اپلیکیشن اسنپ، سامانه هوشمند درخواست تاکسی است که در حال حاضر در شهرهای تهران و کرج و اصفهان و شیراز و تبریز و مشهد خدمات خود را ارائه می دهد. تپسی از طریق اپلیکیشن موبایل و پنل سازمانی، شما را با رانندگان مرتبط می سازد. شما به راحتی، با دو کلیک می توانید درخواست خودرو دهید و سفرهای درون شهری را امتحان کنید.
 

 
آژانس مسافرتی آنلاین علی بابا
 
در حال حاضر ماهانه بیش از ۱۴۰ هزار بلیت با نرخ میانگین ۱۷۰ هزار تومان به فروش می رساند. در هر ماه حداقل پنج تا ۹ درصد از فروش ۲۴ میلیارد تومانی خود و معادل ۱٫۸ میلیارد تومان در ماه کارمزد دریافت می کند که اگر سایر درآمدهای رزرو بلیت قطار و اتوبوس و درآمدهای جاباما را هم اضافه کنیم، در ماه حدود دو میلیارد تومان و سالانه حدود ۱۸ میلیارد تومان درآمد خالص دارد که پس از کسر هزینه های شش میلیارد تومانی در هر سال حدود ۱۲ میلیارد تومان سود خالص دارد و بر این اساس ارزش علی بابا حداقل ۱۲۰ میلیارد تومان تخمین زده می شود.
 
استارتاپ‌های میلیاردی ایران 
از کجا آمده؟
علی بابا باسابقه ترین، بزرگ ترین و معتبرترین سامانه خرید اینترنتی بلیت هواپیما و قطار است. علی بابا نه تنها تمامی پروازهای ثبت شده در سیستم پروازهای بین المللی را که از مبدا یا مقصد تهران انجام می شود برای شما جست و جو می کند، بلکه این جست و جو را برای تمامی مقاصد پروازی و ایرلاین های خارجی که امکان خرید آنلاین بلیت آنها موجود است انجام می دهد. همچنین برای خرید بلیت چارتر علی بابا مطمئن ترین گزینه است چرا که استرداد آنلاین پروازهای کنسل شده را تضمین می کند.
 

دیوار
سامانه آگهی آنلاین و اپلیکیشن دیوار روزی ۵۰ میلیون تومان و ماهی ۱٫۵ میلیارد و سالانه ۱۸ میلیارد تومان درآمد و ماهانه ۲۵۰ میلیون هزینه و سالانه حدود سه میلیارد تومان هزینه دارد. بر این اساس با کسب سود حدود ۱۵ میلیارد تومانی، ارزش دیوار حدود ۱۵۰ میلیارد تومان است.
 
استارتاپ‌های میلیاردی ایران 
از کجا آمده؟
دیوار از محبوب ترین و معروف ترین استارتاپ های ایرانی به حساب می آید. این سایت یک سایت فروش محصولات دست دوم است و کاربران می توانند ابزار، لوازم و وسایلی که به آنها نیازی ندارند در این سایت به فروش برسانند. درج آگهی در این سایت هزینه ای ندارد ولی پس از مدتی که از ثبت آگهی شما می گذرد به دلیل این که ممکن است آگهی های مشابهی روی آگهی شما قرار گیرد و یا پایان یک ماه رایگان بودن درج آگهی عملا دیده شدن آگهی شما با مشکل مواجه شود می توانید با پرداخت هزینه ای کم اصطلاحا آگهی خود را نردبان کنید
 
و دوباره آن را به بالای لیست فروش در سایت منتقل کنید. همچنین می توانید آگهی خود را از نوع ویژه انتخاب کنید و با درج ستاره در کنار آگهی توجهات بیشتری را به سمت آن جلب کنید. این سایت در حال حاضر دو اپلیکیشن برای گوشی هایی با پلتفرم اندروید و iOS منتشر کرده که کاربران با استفاده از این اپ ها می توانند کالای مد نظر خود را بدون مراجعه به سایت خریداری کنند. شیپور نام دیگر سایتی است که کاری مشابه سایت دیوار انجام می دهد.
 

آپارات
مدل درآمدی ناپایدارتری نسبت به سایر استارتاپ ها دارد. با ارزش حدود ۲۰۰  میلیارد تومان امید کمی به هزار میلیاردی شدن دارد.
 
استارتاپ‌های میلیاردی ایران 
از کجا آمده؟
از زمانی که وب سایت آپارات شروع به فعالیت کرده پنج سال می گذرد. آپارات درواقع بومی سازی شده سایت یوتیوب است که به خاطر فیلتربودنش در ایران، توانسته به خوبی جایگزین مناسبی باشد و از این طریق به درآمد قابل توجهی دست پیداکند. این سایت در سال ۸۰ تاسیس شد و در سال ۹۳ پس از تاسیس حساب کاربری رییس جمهور در این سایت، آپارات رسما وارد دنیای پخش ویدئوی آنلاین شد. سایت آپارات از سایت های زیرمجموعه شرکت صباایده است، این شرکت مالک سایت هایی نظیر میهن بلاگ و سایت تبلیغات کلیکی صباویژه نیز محسوب می شود.
 

زرین پال

در حوزه فینتک ها زرین پال با حدود یک میلیارد تومان تراکنش در روز حدود نیم تا یک درصد کارمزد می گیرد که حداقل روزانه ۱۰ میلیون تومان درآمد دارد؛ بر این اساس  ماهانه بیش از ۳۰۰ میلیون تومان و سالانه ۳٫۶ میلیارد درآمد و با توجه به پرسنل ۳۰ نفری حدود یک میلیارد تومان هزینه سالانه و نهایتا بیش از ۲٫۵ میلیارد درآمد سالانه دارد که می توان ارزشی برابر حداقل ۲۵ میلیارد تومان برایش درنظر گرفت.
 
استارتاپ‌های میلیاردی ایران 
از کجا آمده؟

این استارتاپ که از سال ۸۹ کارش را آغاز کرد نقش یک واسط بین خریدار و فروشنده را داشته و به کمک بستر امن خود می تواند خریدی راحت و آسان را برای مشتریان شما رقم بزند. همچنین کسانی که حساب زرین پال دارند، می توانند جای استفاده از بانک با این روش پول هایشان را در محیطی امن جا به جا کنند. ضمن اینکه قابلیت پرداخت قبض ها یا خرید شارژ هم خواهیدداشت.

دیدگاه‌ها خاموش

بزرگترین ترندهای بازاریابی محتوایی در سال ۲۰۱۸

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۱٫۲۷ - ۳:۵۰ ٫ق٫ظ


رازمجنون – ترجمه از حمید گنجی: اکنون ما در سال ۲۰۱۸ میلادی قرار داریم و در این سال نیز همانند سال‌های گذشته قطعا شاهد تغییراتی در زمینه بازاریابی خواهیم بود. بازاریابی محتوایی نیز از شعله این تغییرات در امان نخواهد ماند و ممکن است برخی شاکله‌های اساسی آن دچار تغییر شوند. در این مقاله می‌خواهیم ببینیم که بازاریابی محتوایی در سال ۲۰۱۸ چه تغییرات عمده‌ای را تجربه خواهد کرد. تا پایان با ما همراه باشید.
 
بزرگ‌ترین ترندهای بازاریابی محتوایی در سال 2018 کدام‌اند؟ 
 
1. تغییرات عمده در عملیات‌های محتوایی
سخت‌ترین بخش بازاریابی محتوایی، شروع کردن یک پست وبلاگی یا ساخت یک فایل گرافیکی برای به اشتراک‌گذاری در شبکه‌های اجتماعی نیست. بلکه سخت‌ترین بخش بازاریابی محتوایی را می‌توان فهمیدن این نکته دانست که چگونه می‌توان از محتوا به شیوه‌ای استفاده کرد که هر تعامل با مشتری را موثرتر کند و درعین‌حال نیز بر سردردهای بوروکراتیک فائق بیاید.
در سازمان‌های بزرگ، اجرایی کردن چنین ایده‌ای نیازمند حجم عظیمی از همکاری‌های داخلی است. شما باید نیازهای محتوایی هر بخش را ارزیابی کرده و بفهمید که چگونه می‌توانید یک ماشین محتوایی را بسازید که دستاوردهای باکیفیت بالای آن‌ها را پمپاژ کند. قدم بعدی این است که باید بدانید چگونه می‌توان این محتوا را به دست کسانی که به آن نیاز دارند برسانید. به همین خاطر باید سوالات بزرگی را از خود بپرسید. مانند:
چگونه یک سیستم را ایجاد کنیم که به ذینفعان اجازه می‌دهد درخواست‌های خود را مطرح کنند و همچنین از زنجیره‌های ایمیلی نیز اجتناب شود؟
چگونه محتواهای قدیمی و باکیفیت پایین را شناسایی و آن‌ها را از چرخه خارج کنیم؟
چگونه محتواهایی مرتبط را به دست افراد نیازمند آن برسانیم؟
برای رهگیری موفقیت باید چه KPI های کلیدی را بسنجیم و این سرمایه‌گذاری قابل‌توجه را توجیه کنیم؟
چه کسی مسئولیت آن را بر عهده می‌گیرد؟
استراتژی محتوایی
استراتژی محتوایی چیزی بیش از ایده‌های داستانی و یک تقویم تحریریه‌ای است. استراتژی محتوایی با آزمایش نیازهای سازمان آغاز می‌شود. (از طریق محتوا می‌خواهید روی چه اهدافی از کسب‌وکار تاثیر بگذارید و کدام یکی از آن‌ها ارزش بالاتری دارند؟). برای مثال اگر شما سازمانی هستید که به برند بسیار اهمیت می‌دهید، اهداف محتوایی شما به اهداف بازاریابی برند گره خواهد خورد و درنهایت تیم بازاریابی برند در مورد محصول تصمیم نهایی را می‌گیرد.
سپس باید یک وارسی محتوایی را انجام دهید تا ببینید که کدام یک از محتواهای شما قابلیت هدف‌گذاری مجدد را دارند و کدام یک از آن‌ها نیز باید از چرخه محتوایی کنار گذاشته شوند. بعدازاین کار، باید زمانی را ایجاد و مطالعه پرسنا برای مخاطبانتان و شناسایی نوع محتواهای باب طبع آن‌ها اختصاص دهید. از این طریق می‌توانید خودتان را از رقبا متمایز کنید. اما از همه مهم‌تر، شما به یک نقشه برای رساندن این محتوا به دست افراد نیازمند از طریق کانال‌های مناسب و در زمان صحیح نیاز دارید.
تکنولوژی
شما قطعا نمی‌توانید عملیات‌های محتوایی یک شرکت بزرگ را روی ایمیل یا گوگل درایو مدیریت کنید. این کار مثل آن می‌ماند که بخواهید از طریق اکسل روی عملیات‌های فروش خود نظارت داشته باشید. هرچند که استفاده از این سرویس‌ها ممکن است رایگان باشد، اما اگر ناکارآمدی این سرویس‌ها برای فعالیت‌های خود را نیز در نظر بگیرید، متوجه می‌شوید که استفاده از آن‌ها فقط هدر دادن سرمایه و وقت است.
شما همچنین باید آنالیزهای دقیقی روی محتوای خود داشته باشید و میزان اثرگذاری آن را به‌دقت اندازه بگیرید. برای این کار می‌توانید به سراغ سرویس‌هایی مانند گوگل آنالیتیکس و یا Marketo بروید.
استعداد خلاق
حتی اگر بهترین استراتژی و فناوری‌های محتوایی را در دسترس داشته باشید، ولی تولید‌کنندگان محتوای شما افراد خلاق و با استعدادی نباشند و نتوانند به درستی با مخاطبان شما وارد تعامل شوند، هیچ کاری از پیش نخواهد رفت. توصیه ما به شرکت‌ها این است که تلاش زیادی را برای به خدمت درآوردن افرادی به‌کارگیرند که ترکیبی از تخصص موضوعی و داستان‌سرایی را در خود دارند. حقیقت آن است که بازاریابی محتوایی فرآیندی بسیار دشوار است و وقت، تلاش و سخت‌کوشی زیادی را می‌طلبد.
۲٫ از استراتژی‌های محتوایی دیگران تقلید نکنید
هفته گذشته مرکز BuzzSumo آماری جالب از رابطه معکوس بین تعداد پست‌های منتشر شده در یک موضوع خاص و میانگین تعداد به اشتراک‌گذاری دریافت شده هر محتوا را منتشر کرد.
برای مثال، مفهومی به نام بازاریابی اینفلوئنسر را در نظر بگیرید. این مفهوم در طول چند سال گذشته توجهات بسیار زیادی را به خود جلب کرده است و ماهیانه حدود ۱۰۰۰ مقاله مورد بازاریابی اینفلوئنسر در اینترنت منتشر می‌شود. اما در توییتر، میزان به اشتراک‌گذاری به ازای هر محتوا کاهش یافته است.
در اوایل سال ۲۰۱۵، بازاریابی اینفلوئنسر یک مفهوم تقریبا ناشناخته بود و کسانی که در مورد آن می‌نوشتند به‌عنوان رهبران صنعت شناخته می‌شدند. اما بعد از مدتی، تولید‌کنندگان محتوای کپی‌کننده نیز به این روند پیوستند و با نوشتن همان محتواها باعث شدند که میزان به اشتراک‌گذاری کاهش یابد. زیرا فقط ۵ درصد از این محتواها به همان مفهوم اصلی اشاره می‌کرد.
مارک شایفر این پدیده را «شوک محتوایی» نامید. تعلل کردن در مورد یک موضوع محتوایی مانند این است که آخرین نفری باشید که یک سهام ارزشمند را خریداری می‌کند. هرچند که ممکن است یک انتخاب امن به نظر برسد، اما در واقعیت ریسک شکست بسیار زیاد است. شرکت آدیداس هرگز شعار «Just Do It» نایکی و مایکروسافت هرگز شعار «Think Different» اپل را کپی نمی‌کنند. اما وقتی در مورد مقاله‌ها، ویدئوها و صفحات سفید صحبت می‌کنیم، به نظر می‌رسد که برندها مشکلی با کپی کردن از یکدیگر ندارند.
البته این به این معنی نیست که به خاطر اشباع شدن یک موضوع شما باید از آن اجتناب کنید. موضوع بازاریابی محتوایی در طول چند سال گذشته به‌شدت مورد هجوم شوک محتوایی قرار گرفته است. چالش شما این است که پیش‌بینی کنید چه چیزی در آینده برای صنعت شما رخ خواهد داد. برای ما، تمرکز کردن روی موضوعاتی مانند هوش مصنوعی در بازاریابی محتوایی، استراتژی‌های محتوایی وابسته به داده و نقش محتوا در تجربه مشتری حائر اهمیت است. وقتی‌که نوبت به محتوا می‌رسد، اکثر بازاریابان به فکر تکرار روش‌های کارساز گذشته می‌افتند. اما داده‌ها نشان داده است که این رویکرد شکست خواهد خورد.
۳٫ داستان‌های کمتر، محتوای بهتر
بر اساس تحقیقات صورت گرفته، تعداد پست‌های منتشرشده توسط وبلاگ‌نویسان در چند سال گذشته با کاهش مواجه بوده است، درحالی‌که در همین زمان طول محتواهای تولید شده توسط آن‌ها افزایش یافته است. به‌عبارت‌دیگر، بهترین نویسندگان آنلاین به این نتیجه رسیده‌اند که فرمول برنده این است باید تعداد محتواهای کمتر ولی با ژرفای بیشتر را منتشر کرد.
من همیشه به مشتریانمان توصیه می‌کنم که روی تولید محتواهای پیشرفته تمرکز کنند و منابع بیشتری را به توزیع این محتواها به افراد اختصاص دهند. شما به محتواهای پیشرفته و ژرف نیاز دارید، زیرا اینکه صرفا افراد روی محتواهای شما کلیک کنند کافی نیست. شما باید توجه آن‌ها را جلب کنید. شما باید چیزی را به آن‌ها یاد بدهید. و وقتی‌که یک داستان می‌تواند این کار را انجام دهد، وظیفه شما این است که مطمئن شوید مخاطب هدفتان آن را می‌بیند.

دیدگاه‌ها خاموش

۴ روش برای داشتن مشتریانی مادام العمر

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۱٫۲۷ - ۳:۴۹ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت: «دو قدم به پیش، یک قدم عقب. دو قدم به پیش، یک قدم عقب.» شرایط خوبی نیست، مگر نه؟ مدت هاست دارید روی بهینه سازی تبلیغات و بازاریابی تان کار می کنید، ولی ناگهان به خودتان می آیید و می بینید که مشتریانتان به صورت دائمی از شما خرید نمی کنند.
امیدوار بودید که محصول یا خدمات فوق العاده تان باعث ایجاد وفاداری مشتریانتان شود. اگرچه ممکن است گاهی اینطور بوده باشد، اما واقعیت این است که صرفا فوق العاده بودن محصولاتتان نمی تواند استراتژی کارآمدی برای حفظ مشتریان باشد. اگر روی مشتریانتان متمرکز نشوید و کاری نکنید که آنها احساس ارزشمند بودن کنند، در نهایت آنها را از دست خواهید داد و این برایتان گران تمام خواهدشد.
جذب مشتریان جدید برای محصولاتتان چیزی بین شش تا هفت برابر گران تر از حفظ مشتریان فعلی تمام خواهدشد. شما باید هر کاری را که می توانید، انجام دهید تا وفاداری مشتریانتان را افزایش دهید. هیچ گاه ارزش «حفظ مشتری» را دست کم نگیرید. در ادامه به چهار استراتژی اشاره می کنیم که می توانید به این منظور به کار بگیرید.
 
4 روش برای داشتن مشتریانی مادام العمر

1. مشتریانتان را بهتر از خودشان بشناسید.

مردم ذاتا دوست دارند شناخته و درک شوند. اگر آنها احساس کنند که شما این نیاز آنها را برطرف می کنید، شما را به هر کسب و کار رقیب دیگری، که رد آن صرفا یک مشتری هستند، ترجیح خواهندداد. تاکتیک خوبی که می توانید به کار بگیرید، این است که کمی وقت بیشتری به هر مشتری اختصاص دهید. این استراتژی ساده را در هر نوع ارتباطی که با مشتری برقرار می کنید، لحاظ کنید. روش های زیادی برای ارتباط برقرار کردن با مشتری وجود دارد که باید بهترینشان را بسته به کسب و کارتان انتخاب کنید، اما سعی کنید با مشتری ارتباطی واقعی و انسانی داشته باشید.

۲٫ سیستم های نظرسنجی داشته باشید.

مشتریان دوست ندارند مورد بی توجهی شما قرار بگیرند. یکی از چیزهایی که آنها می خواهند، این است که احساس کنند حرف هایشان شنیده می شود. اگر به مشتریان اجازه دهید حرف هایشان را بزنند، می توانید تجربه مثبت و مفیدی را برای آنها ایجاد کنید.
سیستم هایی مثل نظرسنجی یا پرسش نامه به شما کمک می کند تا متوجه شوید که مشتریانتان چه احساسی به کسب و کار، محصولات و خدمات شما دارند. با این کار می توانید به نتایج و دیدگاه های مفیدی در زمینه حفظ مشتریان و افزایش میزان رضایت و وفاداری آنها دست پیدا کنید. پیشنهاداتشان را بررسی کنید و تا جای ممکن به کار بگیرید.
مدت هاست از مشتری قدیمی تان خبری نیست؟ گوشی تلفن را بردارید و از او خبری بگیرید. حرفی از فروش نزنید و فقط سراغش را بگیرید. شاید راه ارتباط با شما را گم کرده باشد. اگر می توانید، هدایای کوچک یا کارت های تخفیفی را برای مشتریان قدیمی تان بفرستید تا ثابت کنید برای وقت و نظراتشان ارزش قائل هستید.

۳٫ بسیار مهربان و مودب باشید.

سپاسگزاری کار درستی است، اما سورپرایزی غیرمنتظره نیز می تواند کارایی زیادی داشته باشد. وقتی اتفاقات شیرین و غیرمنتظره ای برای مردم پیش می آید، آن را فراموش نمی کنند. مهربانی های غیرمنتظره در خاطره مردم ماندگار می شود.
شپ هایکن، متخصص بازاریابی، اصطلاحی برای این مهربانی های غیرمنتظره دارد که به عقیده او باعث تمایز کسب و کار شما نسبت به کسب و کارهای دیگر می شود. «لحظات جادویی» نامی است که او روی این کارهای غیرمنتظره گذاشته است. بسته به اندازه و قدمت کسب و کارتان باید لحظات جادویی مناسبی برای مشتریانتان تدارک ببینید. این کار می تواند شامل اشانتیون های کوچک، کارت های تبریک تولید یا بلیت کنسرت یا تئاتر باشد.

۴٫ خدمات در حد انتظار ارائه دهید.

اگر فکر می کنید خدمات پس از فروش و ارتباط با مشتری مهم ترین کاری است که باید برای پیشرفت کسب و کارتان انجام دهید، درست فکر می کنید!
درس های مهمی در زمینه ارتباط با مشتری وجود دارد که باید به خوبی آنها را بدانید. اول از همه این که گزینه های مختلفی را در اختیار مشتری قرار دهید تا بتواند به وسیله آنها از شما کمک بگیرد یا سوالاتش را بپرسد؛ تماس تلفنی، ای‌میل یا گفت و گوی آنلاین، هرچه گزینه های بیشتری داشته باشید، میزان رضایت مشتریانتان را افزایش خواهیدداد.
 
همچنین فراموش نکنید که صفحه ای تحت عنوان «سوالات متداول» در وب سایت خود داشته باشید تا مشتریان بتوانند پاسخ سوالات رایج را در آنجا بخوانند. این صفحه را به طور مرتب به روز کنید تا مرجع کاملی از سوال و جواب مربوط به کسب و کارتان داشته باشید. اگر محصول یا خدمات پیچیده ای را ارائه می کنید، می توانید چند ویدئوی آموزشی نیز تهیه کنید و در وب سایتتان بگذارید.
مشتریانی که یک باز ار شما خرید می کنند و دیگر از آنها خبری نمی شود، نمی توانند به رشد و گسترش کسب و کارتان کمکی کنند. اگر می خواهید در کسب و کارتان به موفقیت برسید، باید یاد بگیرید که چگونه مشتریانتان را حفظ کنید و میزان وفاداری شان را افزایش دهید. این کار، سرمایه گذاری ضروری ای برای کسب درآمد در آینده و اطمینان از موفقیت کاری تان است.
مگان تاتکا
مترجم: شادی حسن پور 
دیدگاه‌ها خاموش

چگونه یک تعمیرکار حرفه‌ایِ خودرو شویم؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۱٫۲۶ - ۳:۴۷ ٫ق٫ظ


روزنامه خراسان: درباره خدمات فنی خودرو جزئیات دقیقی را در سه بخش ارائه می کنیم؛ ابتدا انواع دوره های آموزشی-مهارتی موجود در حوزه انواع حرفه های فنی خودرو را مرور می کنیم، سپس سراغ فرایند شروع کار و دریافت مجوزها می رویم و در نهایت تصویری از وضعیت آینده این مشاغل و همچنین تخمینی از درآمد آن ارائه خواهیم کرد.
 
آموزش مهارت های خودرویی چقدر آب می خورد؟
برای استادکار شدن در حوزه خودرو، چند مسیر پیش رو دارید:
۱٫ طبق تجربه، بهترین روش برای یادگیری مهارت های تعمیرات خودرو، شاگردی کردن است، اما ممکن است برای بسیاری از مشتاقان این حوزه، این امر میسر نباشد.
 
طبیب خودرو شدن چند؟ 
2. تحصیل در رشته های مرتبط که با عناوینی چون مهندسی خودرو، مهندسی مکانیک، مهندسی ساخت و تولید، اتومکانیک، مکانیک خودرو و… در دوره ها و مراکز مختلف (هنرستان های فنی و حرفه ای، کاردانش، دانشگاه های متعارف و دانشگاه علمی کاربردی) ارائه می شوند هم برای کسانی که هنوز حال و حوصله تحصیل و فرصت شرکت در دوره های آموزشی مفصل را دارند، ممکن است مناسب باشد اما برای بسیاری این گونه نیست.
۳٫ شرکت در دوره های فنی و حرفه ای برای بسیاری از علاقه مندان کسب و کارهای خودرویی مناسب تر خواهد بود. این دوره ها توسط انواع مراکز فنی و حرفه ای دولتی و آزاد و آموزشگاه های تخصصی خودرو ارائه می شود. طول دوره ها و هزینه آن هم متفاوت است. جدول مقابل دوره های آموزشی برای چند رسته کسب و کار در این حوزه را نشان می دهد.
در انتخاب دوره ها به چه نکاتی توجه کنیم؟

البته انتخاب دوره های مهارت آموزی نباید صرفا بر اساس قیمت باشد بلکه جزئیات زیاد دیگری هم باید موردتوجه باشد. از نکاتی مثل تجربه و سابقه استادان، سرفصل های ارائه شده، تعداد افراد حاضر در هر کلاس، به روز بودن آموزش ها و… که بگذریم، کیفیت دوره های عملی و به خصوص “امکانات و تجهیزات آموزشگاه ها” بسیار حائز اهمیت است. ممکن است دوره ای ارزان باشد -یا حتی مثل برخی دوره های دولتی، رایگان باشد- اما شما در طول دوره نتوانید آموخته های خود را به خوبی تمرین کنید. مثلا در دوره تنظیم موتور، یا ecu (کامپیوتر موتور) این که انواع موتورها و ecu ها در اختیار مهارت آموز قرار داده شود تا او تفاوت ها را درک کند و عیب یابی و تعمیر را در عمل تمرین کند، بسیار حائز اهمیت است.
دریافت مجوز و شروع به کار
همان طور که قبلا گفتیم، گلوگاه اصلی در راه اندازی کسب و کار خدمات فنی خودرو، مهارت آموزی است. اگر به هر طریقی شما این خان را طی کنید، گام های بعدی، یعنی تامین سرمایه و تجهیزات اولیه و دریافت مجوز چندان سخت نخواهد بود. برای دریافت مجوز کافی است با مدرک معتبر خود (مدرک تحصیلی مرتبط یا مدرک فنی و حرفه ای مرتبط)، مدارک شخصی و مدارک مالکیتی محل کارگاه تان به اتحادیه صنف تعمیرکاران بروید. آن ها شما را برای برخی استعلام ها به ادارات مربوط خواهند فرستاد. این فرایند به طور معمول کمتر از یک میلیون تومان (تعرفه استعلامات و کمیسیون ورودی و…) هزینه دارد و اگر مشکلی وجود نداشته باشد، کمتر از یک ماه زمان می برد. تامین تجهیزات لازم (که برای خدمات مختلف متفاوت است) نیز به سرمایه اولیه زیادی نیاز ندارد.
 
طبیب خودرو شدن چند؟ 
حال بازار تعمیرات خودرو خوب است؟
شاید بپرسید که سرمایه گذاری برای ورود به این حرفه توجیه اقتصادی دارد؟ شرکت در دوره ها و کلاس ها، پرداخت هزینه آموزش، هزینه خرید یا اجاره مکان و در نهایت تجهیز تعمیرگاه، همه هزینه هایی است که باید از محل درآمدهای این کار حاصل شود. اگر بازار اشباع باشد، ممکن است این همه سرمایه گذاری منطق اقتصادی نداشته باشد. اما واقعیت این است که این بازار برای تعمیرکاران حرفه ای هنوز جا دارد و به نظر نمی رسد به این زودی اشباع شود. برخی شواهد این موضوع را تایید می کند؛
 
از جمله افزایش روزافزون تعداد خودروها که در نمودار زیر بر اساس آمار رسمی بانک مرکزی به خوبی تشریح شده است و نشان می دهد که درصد تعداد خانوارهایی که در سال ۱۳۹۵ صاحب خودروی شخصی بوده اند نسبت به ۲۰ سال قبل بیش از سه برابر شده است. اگر رشد تعداد خانوارها و همچنین خانوارهای دارای دو خودرو را هم در نظر بگیریم، به خوبی در خواهیم یافت که چگونه تعداد خودروها از حدود یک میلیون دستگاه در ابتدای انقلاب به حدود ۲۰ میلیون دستگاه در زمان فعلی رسیده است و طبق پیش بینی وزیر راه، طی ۲۰ سال آینده ۲٫۵ برابر خواهد شد و به ۵۰ میلیون دستگاه خواهد رسید. علاوه بر این آمار رسمی، مشاهدات میدانی هم نشان می دهد سر بسیاری از تعمیرکاران حرفه ای شلوغ است.
درآمد تعمیرات خودرو چقدر است؟
تعرفه تعمیرات مختلف خودرو طبق اعلام اتحادیه ها و عرف بازار مشخص است. مثلا بر اساس اعلام اتحادیه تهران برای خودروی پراید، تعویض جعبه فرمان حدود ۹۰ هزار تومان، تعویض رادیاتور با پروانه حدود ۴۵ هزار تومان، تست انژکتور با دستگاه ۳۰ هزار تومان، تعمیر کامل موتور، ۴۵۰ هزار تومان، تعویض شمع و مگنت بدون دستگاه ۴۵ هزار تومان حق الزحمه دارد. اگر فرض کنیم که شما در روز پنج مشتری داشته باشید و به طور متوسط از هر نفر ۴۰ هزار تومان حق الزحمه بگیرید، درآمد ناخالص کارگاه شما در روز ۲۰۰ هزار تومان و در ماه (با ۲۵ روز کاری) پنج میلیون تومان خواهد بود.
 
حدود ۱٫۵ میلیون تومان از این مبلغ را باید برای هزینه های تاسیسات، استهلاک تجهیزات و حقوق یک نفر شاگرد پرداخت کنید که به طور خالص ۳٫۵ میلیون تومان برای شما باقی خواهد ماند. البته این فقط یک تقریب است. مکان یابی و تبلیغات مناسب و از همه مهم تر تبحر شما و ارائه خدمات کافی و مطمئن به مشتری، نکاتی است که در صورت رعایت، می تواند درآمد شما را افزایش و در صورت رعایت نکردن ممکن است این درآمد را کاهش دهد.

دیدگاه‌ها خاموش

امنیت شغلی در کسب و کار امروزی

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۱٫۲۶ - ۳:۴۷ ٫ق٫ظ


ماهنامه معیشت – احسان عسکریان دماوندی: امنیت شغلی مترادف است با امنیت در کسب درآمد؛ لذا امنیت شغلی یکی از مهم ترین دغدغه های افراد شاغل است. کمتر شاغلی را می توان پیدا کرد (جز در مواردی که افراد استخدام رسمی مراکز دولتی و نیمه دولتی هستند) که دغدغه امنیت شغلی نداشته باشد. فرد شاغل دوست دارد جایی کار کند که براساس عاید و درآمدی که دارد برای زندگی اش برنامه ریزی کند. بداند برای مدتی طولانی چقدر درآمد دارد، چقدر مزایا دارد و مسیر شغلی و ارتقایش به چه صورت است تا بتواند بسیاری مسائل بیرون از شغلش را که متاثر از امنیت شغلی است، کنترل کند.
امنیت شغلی از دو منظر قابل بررسی است: منظر اول محل کار است. بسیاری از افراد تصورشان از امنیت شغلی آن است که جایی کار کنند که از ابتدا تا دوران بازنشستگی در آنجا باشند، اخراج نشوند و حقوق کافی هم بگیرند. اگر هم شد بتوانند در شغلشان پیشرفت داشته باشند. این تصور تا سی سال پیش هم تصور عجیبی نبود و عموم شاغلان به سبب مشاغل دولتی یا رسمی همین گونه بودند؛ شغلی داشتند و تا انتها در همان شغل ماندگار می شدند. مشاغل آزاد هم تا حدودی همین شرایط را داشته است. یعنی حتی فردی که مغازه و کاسبی خاصی داشت در همان کار و کاسبی ماندگار شد. اما امروز با تغییرات سریع دنیا این موضوع نیز دستخوش تغییر شده است. این روزها معنای امنیت شغلی از بودن در جایی به شکل ثابت تغییر کرده است.
 
امنیت شغلی در کسب و کار امروزی 
 
بی شک این ترجیح که فردی به شکل دائم برای سازمانی کار کند، در ذهن فرد شاغل و کارفرما وجود دارد؛ اما دنیای امروز مانع از آن است که این مسئله همه گیر باشد و برای بیشتر افراد و سازمان ها این گونه نیست. البته این موضوع را نیز نباید از نظر دور داشت که امنیت شغلی برای سازمان ها، که به معنای نگهداشت نیروی انسانی است، نیز اهمیت زیادی دارد. آن ها می خواهند نیرویی را که با صرف هزینه های مختلف و  آموزش های متعدد استخدام می کنند، در سازمان ماندگار باشد. اما بحث این است که محیط پرچالش بیرون از سازمان بسیاری از این ها را مجبور می کند در دوره های مختلف تعدیل داشته باشند و بعد که شرایط بهبود پیدا کرد، دوباره جذب نیرو کنند.
 
این اتفاق سازمان های امروز را با مسائل زیادی رو به رو کرده است؛ ضمن آن که بسیاری از شاغلان نیز در صورتی که موقعیت بهتری پیدا کنند، فوری از سازمان خارج می شوند و قراردادهای کوتاه هم در این مسئله معمولا دخیل اند. با توجه به این مسائل و تغییرات (چه در محیط کار و چه در بحث قوانین و نوع قراردادهای کاری) بحث در خصوص امنیت شغلی را باید در جای دیگری پیگیری کرد. در هر صورت این موضوع برای هر شاغلی اهمیت دارد و پیوستگی در کسب درآمد قطعا از میزان درآمد نیز مهم تر است؛ این پیوستگی زمانی رخ خواهدداد که فرد در صورت تغییر شغل مدت زیادی بیکار نماند. با توجه به مطالبی که گفته شد و به طور خلاصه، برای داشتن امنیت شغلی، فردی که جویای کار یا مشغول به کار است، باید به مسائل زیر توجه کند:

نوع سازمان


اگر وارد سازمانی می شوید که نوع کارش فصلی است یا به شکل پروژه ای فعالیت می کند و قرار است در بخش هایی فعالیت کنید که ارتباط مستقیم با پروژه های سازمان دارد، بدانید که شغل شما امنیت مطلوبی نخواهد داشت. تغییر دولت ها، سیاست های پولی و ارزی، بودجه های عمرانی، اولویت های کاری و… مسائلی است که ممکن است یک سازمان پروژه محور را دچار رفت و آمد نیروی زیادی کند؛ از این رو اگر قرار است در این گونه سازمان ها مشغول به فعالیت شوید، زیاد به فکر امنیت شغلی نباشید. در این بین سازمان هایی هم هستند که اصولا ماهیت فصلی دارند. به ویژه این موضوع در کشور ما بسیار رایج است که پس از تغییر دولت ها و افراد در مناصب مختلف، شرکت هایی با وابستگی هایی این چنینی به وجود می آیند و بعد ناگهان محو می شوند. شاید برای یک شاغل تشخیص این گونه سازمان ها مشکل باشد؛ اما از شنیده ها می تواند در این خصوص تصمیماتی بگیرد.

نوع شغل


مشاغلی هستند که در آن ها تغییر و تحول زیاد است؛ مشاغل مهندسی معمولا از این دست اند یا به طور کلی مشاغلی که در حال حاضر با تولید مرتبط اند. با توجه به بند قبلی می توان گفت مشاغلی هم که اصولا با پروژه ها ارتباط دارند، جزو این دسته مشاغل اند. برای نمونه می توان به حرفه های مرتبط با صنعت ساختمان اشاره کرد. به شکل مستقیم و غیرمستقیم بیش از دویست شغل با صنعت ساختمان در ارتباط است. بدیهی است در کشور ما که چند سالی است این صنعت روبه افول گذاشته، مشاغل مرتبط با آن نیز دچار عدم ثبات و امنیت هستند.
 
امنیت شغلی در کسب و کار امروزی 
مهارت

دو بحث قبلی مسائلی بود که بیشتر به محیط کار و محیط بیرون از کار مرتبط بود. اما بحث مهارت بحثی درونی و مربوط به خود شاغل است. بیان شد که این روزها و در دنیای امروز امنیت شغلی لزوما به معنای ماندگاری در یک محل کار ثابت نیست، بلکه بیشتر به این معناست که فرد شاغل بتواند و توانایی این را داشته باشد که در مدت کوتاهی شغل پیدا کند. این مهم حاصل نمی شود مگر این که فرد شاغل از توانایی های ویژه و متنوعی برخوردار باشد. توانایی هایی که صرفا محصور به یک شغل در یک جایگاه خاص نباشد و بتواند در جایگاه های مشابه و در محل های دیگر انعطاف به خرج دهد و فرد را صاحب شغل کند.
 
باز این موضوع حاصل نمی شود مگر آن که فرد در تمام مدتی که مشغول به کار است، دست از آموختن برندارد. حداقل در کشور ما کمتر سازمانی وجود دارد که فرد در آن ها دائم در حال یادگیری باشد و معمولا آموزش ها محدود به همان کار خاصی است که فرد به آن مشغول است. به همین دلیل هم اگر آن شغل از دست برود، توانایی پیدا کردن شغل جدید بسیار کم است. یادگیری دائمی به فرد این امکان را می دهد که امنیت شغلی را بحثی درونی کند، نه بیرونی. یعنی خود فرد درباره شغل و موقعیت خود تصمیم گیرنده باشد. این گونه است که فرد امنیت شغلی به معنای واقعی را تجربه می کند؛ به شکلی که جا به جایی در شغل همواره او را در وضعیت بهتری قرار می دهد و دلواپسی از این جهت برایش وجود ندارد.

تعامل


همان گونه که گفته شد در شرایط عادی هم سازمان و هم فرد علاقه مندند که در یک وضعیت ثبات به کار خود ادامه دهند. اما این ثبات نیازمند آن است که شرایط برای هر دو طرف در حد مطلوب باشد. کارکنان دوست دارند حقوق آن ها  مراعات شود و از سوی دیگر سازمان دوست دارد فردی که استخدام کرده و تا حدود زیادی به او امنیت شغلی داده است، از نظر عملکرد و بهره وری در حد حداقل معمول باشد و همچنین سایر نظام ها (دیسیپلین ها) و قوانین مرتبط با سازمان را مراعات کند. در مشاغلی که شکل پشتیبانی دارند یا سازمان هایی که ماهیت آن ها خدماتی است، که شرایط بیرونی آن چنان تاثیری بر کسب و کار آن ها ندارد، معمولا رفت و آمد شغلی آن چنان زیاد نیست و خود سازمان ها علاقه زیادی دارند که نیروهای آن ها به سازمان وفادار بمانند.
 
کارکنانی که خوب کار نمی کنند یا رفتارشان در سازمان خارج از عرف قراردادهای سازمانی است، استثنا هستند. رفتار و عملکرد این گونه شاغلان در عمل امنیت شغلی آن ها و گاه حتی آینده شغلی شان را به مخاطره جدی می اندازد. در باب امنیت شغلی مطالب بسیار زیاد است. از بُعد روان شناسی و این که افراد چگونه به شغل نگاه می کنند تا مسائل سازمانی و همچنین جنسیت در این موضوع حائز اهمیت است؛ اما مسئله ای که در هر صورت تضمین کننده شغل است، توانمندی فرد و تنوع در توانایی ها و آمادگی روانی برای پذیرش شغل های جدید و کار در سازمان های مختلف است و از دید نویسنده این یادداشت برای تضمین شغلی هیچ موضوعی مهم تر از این نیست.

دیدگاه‌ها خاموش

برگه ی بعدی »