نرخ بهره چیست؟ چگونه به نفع یا ضرر شما عمل می‌کند؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۱٫۲۵ - ۸:۵۶ ٫ق٫ظ


ماهنامه معیشت: نرخ بهره راهی مهم برای به دست آوردن یا از دست دادن پول است. نرخ بهره مبلغی است که در ازای استفاده از پول در گذر زمان به آن تعلق می گیرد. شما می توانید با قرار دادن پول و ثروت خود در بانک مقدار مشخصی بهره کسب کنید، آن چنان که شما اگر از بانک وام بگیرید باید بهره پرداخت کنید. مبلغ پرداخت بهره در طول عمر وام یا سپرده می تواند ثابت یا متغیر باشد.

مثال:


- زمانی که شما حساب پس انداز در بانک افتتاح می کنید، برای این که شما پولتان را در آن بانک نگه دارید، بانک به شما مبلغی پرداخت خواهدکرد. بهره درواقع همین مبلغی است که شما دریافت می کنید.
- وقتی که شما یک وام خرید منزل مسکونی از بانک دریافت می کنید، شما به ازای استفاده از پول به بانک بهره پرداخت خواهیدکرد که آن را در قالب سود وام می شناسید.

انواع نرخ بهره


درواقع دو راه برای محاسبه نرخ بهره وجود دارد: راه ساده محاسبه نرخ بهره براساس میزان مبلغی است که شما در حساب بانکی سپرده گذاری می کنید. به طور مثال اگر شما صد هزار تومان با نرخ بهره ۲ درصد شش ماهه در بانک سپرده گذاری کنید، هر شش ماه مبلغ دو هزار تومان بهره دریافت خواهید کرد و در مجموع ۴ هزار تومان بهره سالانه دریافت می کنید.
 
شرح ساده‌ی نرخِ بهره 
بهره مرکب

این شیوه از بهره بسیار جالب است. براساس مبلغ صد هزار تومان که در حساب سپرده گذاری کرده اید، بانک شروع به پرداخت دو هزار تومان بهره به شما می کند؛ اما میزان بهره ای که در مرحله بعد به پول شما تعلق می گیرد، براساس میزان پولی محاسبه می شود که از گذشته در حساب شما انباشته شده است (۱۰۲ هزار تومان). شاید این افزایشی بزرگ در میزان بهره به نظر نرسد؛ اما در بلندمدت و برای مبالغ هنگفت، بهره مرکب راهی بسیار موثر و آسان برای کسب سود بیشتر است.

نکته هیجان انگیز درباره قدرت بهره مرکب


کودکان بسیار کمی هستند که به خودی خود در سنین کودکی جذب فرایندهای بانکی و علاقه مند به یادگیری آنها می شوند؛ اما نیروی بهره مرکب احتمالا توجه آن ها را به خود جلب می کند. چقدر طول می کشد تا مبلغ پولی که آن ها در بانک سپرده گذاری کرده اند، بدون آن که کوچک ترین زحمتی بکشند، دو برابر شود؟

جنبه های منفی یا بد نرخ بهره


در حالی که بی شک کودکان شما از شنیدن مسائل مربوط به نرخ بهره لذتی خواهند برد و برایشان اهمیتی دارد که مثلا فردی توانسته با دریافت بهره پول خود را طی زمان دو برابر کند، مطمئنا شنیدن جنبه های منفی نرخ بهره که در بزرگسالی احتمالا با آن ها رو به رو میشوند، زیاد برایشان هیجان انگیز نیست و دانستن این که مسئولیت این زیان های ناشی از نرخ بهره برعهده آن هاست برایشان جالب نخواهدبود.
 
آن ها نه تنها بر روی بهره ناشی از خریدهای بزرگ زندگی، مانند خرید خودرو زیاد خواهندکرد، بلکه از مجموع زیان های ناشی از بهره های خرد تعلق گرفته به مسائل کوچک زیان های بزرگی می بینند. حالا که آن ها تقریبا مفهومی از نرخ های بهره متفاوت را درک کرده اند، می توان انتظار داشت مفهوم سود یا زیان ناشی از سرمایه گذاری و سپرده گذاری را بفهمند.
در این مرحله می توانید به کودکانتان نکاتی مفید درباره استفاده از نرخ بهره یاد بدهید:
۱٫ در امور مالی به دنبال وام های با بهره کمتر باشند.
۲٫ از تبلیغ های سودهای غیرمعمول که در آگهی ها می بینند دوری کنند؛ چرا که سودهای غیررایج در بازار ریسک زیادی به همراه دارند.
۳٫ یقین از این که هر فردی که به او قرض می دهند یا از او قرض می گیرند، قابل اطمینان باشد.

دیدگاه‌ها خاموش

اهمیت نوشتن اهداف را می‌دانید؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۱٫۲۵ - ۸:۰۰ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت: چه خوب است که انسان رویا داشته باشد و از آن بهتر زمانی است که هدف داشته باشد. رویا، یک هدف بدون دست و پاست. داشتن رویایی که به هدف ختم می شود می تواند انگیزه ای برای زندگی باشد. البته این هدف باید شفاف و قابل دسترس محسوب شود و باید طوری به آن پر و بال دهیم که خود به خود به سمت ما حرکت کند.
 
قرارگرفتن در چنین حالتی برای هر شخصی ایده آل و موفقیت آمیز است. برای تبدیل یک رویا به هدف، باید شفاف سازی کامل صورت گیرد. تمام جزییات بررسی شوند و به قدری واضح باشد که بتوانید آن را لمس و حس کنید. باید به احساس و درک کاملی از هدف خود برسید. از خود بپرسید زمانی که به هدف خود دست پیدا می کنید چه حسی خواهیدداشت؟ داشتن اهداف به زندگی و کسب و کار شما در تمام مراحل جهت می دهد. اهداف به شما دلایلی برای زندگی و کار و انگیزه ای برای ادامه دادن آن خواهندداد. اهداف، دلایلی هستند برای زود بیدار شدن و دیرتر خوابیدن.
نداشتن اهداف مثل دریانوردی بدون نقشه و قطب نماست. اهداف مانند نقشه راه هستند که به شما کمک می کنند سریع تر و مطمئن تر به مقصد برسید. زمانی که هدف داشته باشید، تمام فرصت های ناشناخته ای را که اطرافتان هستند، ملاحظه خواهید کرد. اهداف به شما کمک می کنند تا مراحل اجرایی را نیز به بهترین شکل به پیش ببرید و نیز مسیرهای انحرافی و بن بست را از جلوی پای شما بر می دارد. همچنین تمام تصاویر و ایده هایی را که در ذهن و قلب شماست، آشکار می سازد.
 
اهمیت نوشتن اهداف را می دانید؟ 
هرگاه خواستید دعا کنید مراقب باشید که چه می خواهید، چون حتما برآورده خواهندشد. شاید در همان زمان مورد نظر شما یا دقیقا طبق خواسته شما نباشد؛ ولی قطعا دست خواهید یافت. پس تا می توانید و برای این که نزدیک تر به خواسته های شما باشد، آن را محدود و دقیق تر کنید. به عنوان مثال باید بگویم که اگر برای شروع کار می خواهید اقدام کنید، نگویید «کاری می خواهم که درآمد خوبی داشته باشد و در طبیعت باشد» بگویید «می خواهم کار پرورش زنبور عسل در طبیعت را انجام دهم». با این کار، شما مستقیم به هدف اصلی خود نشانه رفته اید و با تمام قدرت پیش خواهیدرفت.

چگونه هدفگذاری کنید؟


همان گونه که گفته شد ابتدا باید یک رویا یا آرزو داشته باشید. هر آن چه را می خواهید، در ذهن خود قرار دهید «بدون هیچ محدودیتی». به خودتان اجازه رویاپردازی بدهید، همان گونه که در کودکی این کار را می کردید. خیال پردازی کنید و طوفان فکری به راه اندازید. سپس ایده ها را روی کاغذ بیاورید و بررسی کنید کدام یک برای شما مهم تر و حیاتی تر هستند. حال زمان آن فرارسیده تا دقیقا رویای خود را تعریف کنید و دلیلی برای آن داشته باشید. یک هدف واضح و متعالی انتخاب کنید؛ اگر هدف خیلی راحت باشد، احساس نمی کنید که دستاوردی داشته است و اگر غیرواقعی باشد، شما برای رسیدن به آن کاری نخواهید کرد. این را بدانید که شما نه می توانید آب اقیانوس را به جوش آورید و نه مردگان را زنده کنید.
برای رسیدن به هدف حتم داشته باشید که با گام هایی بلند و یک شبه به آن نمی رسید. بلکه با قدم های کوتاه و با بینشی که در طی مسیر به دست می آورید، به هدف تان دست خواهیدیافت. پس روی یک کاغذ سفید، یک هدف اصلی را بنویسید و در کنار آن، زمانی برای دستیابی به آن هدف تعیین کنید. تا جایی که می توانید این زمان نزدیک به واقعیت باشد.
برای دستیابی به یک هدف بزرگ، زمان بندی کنید و تمام مراحل و مسیر پیشرفت را باز مان های کوتاه تر مشخص کنید تا دسترسی آسان تر و لذت بخش تر شود.

رازهای دستیابی به اهداف


اهداف الهام بخش تعیین کنید: هدف شما به اندازه ای بزرگ باشد که شما را به چالش بکشد. به خاطر داشته باشید، اگر خود را به چالش نکشید، دسترسی به هدف نیز غیرممکن خواهدبود.

اهداف تان را با وضوح مشخص کنید: دقیقا بدانید که چه می خواهید. هرچه اهداف واضح تر و شفاف تر باشند، دسترسی نیز آسان تر خواهدشد. مثلا اگر بخواهید منزلی را بخرید، تعیین این هدف که می خواهم یک منزل بخرم، کافی نیست. برای این کار، مساحت، مکان، تعداد اتاق و حتی طبقه چندم را نیز عنوان کنید. پس از دانستن این اطلاعات مطمئن باشید که دستیابی به منزل رویاهای تان آسان تر خواهدبود.

جملاتی کمکی بنویسید: چند خط در مورد این بنویسید که چرا می خواهید به این هدف دست یابید. این جملات به صورت انگیزشی باشند و همیشه جلوی چشمان خود قرارشان دهید تا در طی مسیر به شما کمک کنند.  

مدام روش عملکرد را بررسی کنید:
دانستن نقشه راه به تنهایی کافی نیست و باید مدام این نقشه و مراحل طی مسیر را بررسی و ارزیابی کنید.

هرگز از اهداف اصلی فاصله نگیرید:
هر روز زمانی اختصاص دهید و هدف خودتان را مرور کنید. هر صبح و شب این کار را انجام دهید تا هیچ وقت از هدف اصلی فاصله نگیرید. با این کار، ذهن و قلب و رفتار شما همواره در مسیر رسیدن به آن هدف خواهدبود. اگر از این کار خسته نشوید، بدانید که هدف شما مهم است و حتما به آن دست می یابید.

به تعویق نیندازید: به تعویق انداختن یک قاتل خاموش است. بدانید و آگاه باشید که برای دسترسی به هدف باید عمل کنید. دانستن و داشتن نقشه به تنهایی کافی نیست. دنیا مملو از افرادی است که ایده های بسیار خوبی دارند، ولی هیچ گاه آنها را اجرا نکرده اند.

از جمله فواید بسیار مهم در تعیین هدف این است که پس از مدتی میزان انگیزه و انرژی زیادی را که در زندگی شما به وجود آمده، ملاحظه خواهید کرد. کنترل زندگی را در دست خواهید داشت. با تعیین هدف، سرنوشت خود را تغییر می دهید. هدف، به شما دلیلی برای زندگی می دهد. هدف، کاری می کنید صبح زودتر برخیزید.

دیدگاه‌ها خاموش

پنج سطح بازاریابی دیجیتال و فرآیند فروش

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۱٫۲۴ - ۹:۱۴ ٫ق٫ظ


وب سایت آی بازاریابی – مسعود محمدی: مشتریان بالقوه ی خود را از طریق سطوح بازاریابی دیجیتال و فرآیند فروش صحیح بالفعل کنید.

می توانید اینکار را با بازاریابی صحیح دیجیتالی انجام دهید و اعتماد متقابل را در مشتریان بوجود آورید. می توان از طریق این پنج مرحله مطمئن شد که می توانید بسیاری از دیدارکنندگان سایت شما تبدیل به مشتری شوند. هر کسی که بازاریابی خوانده باشد می داند که برای راضی شدن مشتری به خرید باید یک سری نیازهای روانی او ارضا شوند. آیا محصول شما نیاز خاصی از مشتری را رفع می کند. اگر شما دارید محصولی را می فروشید از نیاز یا درد واقعی مشتری از نزدیک تماس دارید تا او را متمایل به خرید کنید.

مراحلی و جود دارد که شما می توانید آنرا بارها و بارها در دنیای مجازی تکرار کنید. این تکرار بارها و بارها انتخاب استراتژی بازاریابی دیجیتال را تبدیل به یک الزام و نه یک انتخاب کرده است. این مراحل فروش را باید عینا در سایت خود پیاده سازی کنید. این مراحل باید دقیقا مطابق با اهداف بازاریابی دیجیتال شما پیاده سازی شوند. مطمئنا هر کدام از این گام ها روی دیگری اثر می گذارد، و به سمت فروش موفق شما را پیش می برد.

 
 پنج سطح بازاریابی دیجیتال و فرآیند فروش
این پنج مرحله ی فرآیند فروش عناصر اصلی ای هستند که دیدارکنندگان وبسایت شما را به مشتری تبدیل میکنند.

  •     بازاریابی شما باید برای بازار و مخاطبان هدف شما باشد.
  •     باید اعتبار و اعتماد درست کنید. (  بازدید کنندگان شما به این گام احتیاج دارند تا جلو بروند.)
  •     مشتریان را در طول فرآیند خرید همراهی کنید. (۷ تا از ۱۰ تا نیاز آنها را ارضا کنید. خواهند خرید.)
  •     محصولات و یا خدماتی که نیازهای آنها را برآورده می کنند نمایش بدهید.
  •     با موفقیت فروش را ببندید.

وقت تشریح تک تک این گام ها رسیده است.

۱- بازاریابی / چشم انداز

چشم انداز حاصل بازاریابی شماست. این کار با سئو باید انجام شود. با انجام تبلیغات، پرداخت بر حسب کلیک، مردم را به سایت خود جذب کنید. وقتی به سایت شما امدند آنوقت وظیفه ی شما برای فروش فرا رسیذه است.

باید این سوالات را از خود بپرسید:

  1.     نیاز واقعی برای ارضا شدن چیست.
  2.     مزیت رقابتی شما که از کسب و کارهای مانند شما جدا می شوید چیست.

۲- معتبر سازی و اعتمادسازی

عنصر اصلی اعتماد سازی در کسب و کار با ارتباطات انسانی ساخته می شود. وقتی بصورت فیزیکی مشتری به فرروشگاه شما آمد، با کمک به مشتری و رفع نیازهای او می توان اعتمادسازی کرد. اما در دنیای دیجیتال این امر چگونه است. متعجب خواهید شد اگر بگویم عناصر طراحی و توسعه ی سایت موضوع اصلی برای معتبر و اعتمادسازی در سایت است. بازدیدکنندگان شما به صورت ناخودآگاه با پرسش های زیر اعتبار شما را بررسی می کنند.

  •     آیا این سایت حرفه ای و قانونی به نظر می رسد.
  •     آیا این سایت مورد اعتماد است.
  •     سرعت دانلود سایت چقدر است و آیا لینک های خراب و تصاویر خراب دارد.
  •     ایا می توانم مطلب مورد نظرم را در سایت پیدا کنم، یا سایت فقط یک سری مطالب پراکنده است.
  •     کپی برداری در این سایت چگونه است.
  •     آیا مطالب قوی است و برای نوشتن آنها وقت گذاشته شده است.
  •     آیا اشتباهات نوشتاری در سایت هست.
  •     آیا تصاویر ربطی به مطلب دارند.
  •     می توانم طرز استفاده از مطالب را پیدا کنم.
  •     پشتیبانی مشتریان چگونه است. آیا اصلا وجود دارد.
  •     آیا می توانم به پشتیبانی و اطلاعات به راحتی دسترسی داشته باشم.

در مورد سایت خود این سوالات را بپرسید و ببینید آیا جواب آنها واضح است.

  1. سایت شما باید مانند یک فروشنده و دستیار مجازی باشد.
  2. باید راهکارها را برای آنها ساده ترین شکل کنیم.
۳- پشتیبانی و همراهی مشتریان

اگر شما چشم انداز خود را صحیح تعریف کرده باشید، بازدیدکنندگان شما در گروه هدف شما قرار خواهند داشت. برای تعیین گروه هدف بودن مشتریان کار ساده ای است. مشتری دنبال راه حلی برای مشکل خود است. شما هم محصولی را برای راه حل دارید.

مطالعات نشان می دهد که ۷ تا از ۱۰ تا بازدید کننده ی سایت آماده ی خرید هستند.

باید آنها را در مسیر همراهی کنید.

  •     آیا وقتی به سایت خود نگاه می کنید، به نظر شما به بازدیدکنندگان خود کمک می کنید تا بهترین راه حل را برای مساله ی خود پیدا کنند.
  •     آیا آنها را راهنمایی میکنید برای حل مساله خود.

می باید سایت خود را ساختار دهی مناسبی بکنید. با این کار مشتریانی که مساله ی خود را به صورت عمومی می دانند ولی درباره ی جزئیات مطمئن نیستند، برای پیمایش و رسیدن به راه حل مناسب خود ایده می گیرند.

۴-نمایش محصول

نمایش محصول در مورد اینست که شما چطور بعد از پیمایش مراحل قبلی محصول را در نهایت به مشتری می نمایانید. باید بدانید که این مراحل با هم همپوشانی دارند. در هنگام نمایش محصول باید مطمئن شوید که توجه و علاقه ی آنها را حفظ کرده اید تا به خرید نهایی برسید.

۵-بستن خرید

  • آیا سایت شما خرید را موفقیت آمیز می بندد.
  • آیا شما اطاعات کافی را در مورد محصول داده اید.
  • آیا قوانین بیمه و گارانتی به خوبی توضیح داده شده اند.
  • آیا توضیحات شما سوالات رایج مشتریان را پاسخ می دهد.

در مورد گواهینامه ی محصول به خوبی توضیحات بدهید تا اعتبار سایت شما بالا برود.

یک نکته ی مهم فراهم کردن اطلاعات پرداخت است.

  • آیا کارت اعتباری مورد قبول است. چه نوع کارتی.
  • با چک الکترونیکی می توان پرداخت کرد.
  • آیا می توانم چک را به شما ایمیل کنم.

اخرین مزحله ی از بستن خرید که نباید فراموش شود، ارتباط صحیح با گارانتی و بیمه است. اگر شما هر یک از مراحل را به درستی انجام دهید و مشتریان بالقوه را از پنج مرحله بالا به خوبی عبور دهید سایت شما یک موفقیت خواهد بود.

دیدگاه‌ها خاموش

۱۰ مهارتی که کمک می‌کند ترفیع بگیرید

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۱٫۲۴ - ۶:۳۰ ٫ق٫ظ


رازمجنون – ترجمه از حمید پاشایی: ارتقاء شغلی، هدفی بزرگ است که برای رسیدن به آن باید تلاش کنید. اگر قصد دارید «ترفیع شغلی» را در لیست اهداف خود برای یک سال آینده قرار دهید، ما به شما کمک می کنیم که در رسیدن به آن موفق شوید.
 
اگر واقعاً می خواهید حرفه شغلی تان به سمت جلو حرکت کند، این ها مهارت هایی هستند که باید رویشان تمرکز کنید.
۱٫ همکاری و تعامل
۱۰ مهارتی که کمک می‌کند در شغل خود ترفیع پیدا کنید
اگر می خواهید در شغلتان ترفیع پیدا کنید، باید روی چیزهایی بیشتر از کار شخصی خود تمرکز کنید. به این توجه کنید که از چه کسی در محیط کار می توانید در کارهایتان کمک بگیرید. هر چه همکارانتان بیشتر تحت تأثیر شما قرار بگیرند، احتمال بیشتری وجود دارد که رییس شما نیز در مورد اخلاق کاری تان چیزهایی بشنود. توانایی شما در همکاری و تعامل به اندازه توانایی تان در کار به صورت مستقل دارای اهمیت است.
همکاری بین تیم ها در داخل سازمان همیشه مورد توجه قرار می گیرد. نحوه نگاه سایرین به شما در محیط کار، تأثیر بسیاری بر آینده شغلی تان خواهد داشت.
۲٫ حس مالکیت
داشتن حس مالکیت از سوی کارکنان، از ارزش بسیاری نزد مدیران شرکت ها برخوردار است. مدیران به کسانی ترفیع می دهند که نسبت به خروجی پروژه شان حس مالکیت نشان دهند، به این معنی که هر کاری که لازم است برای به انجام رساندن آن انجام دهند. اگر لازم است بیشتر سر کار باقی بمانند، خلاقیت از خود به خرج دهند و از تمام منابع موجود برای کمک استفاده کنند. حس مالکیت از اشتیاق کارمند برای گل زدن ناشی می شود، به جای اینکه توپ را به دیگران پاس دهد.
۳٫ تلاش
۱۰ مهارتی که کمک می‌کند در شغل خود ترفیع پیدا کنید
وقتی بحث اخلاق کاری شما پیش می آید، موضوع همیشه رسیدن به اهداف مرحله به مرحله پروژه نیست. بعضی از مدیران به تلاشی که کارمندشان به خرج می دهد نگاه می کنند. آیا گزارش او نشان دهنده نظم فردی و قابلیت انطباق است؟ آیا متمرکز و خلاق است؟ مقدار تلاشی که شما به خرج می دهید اهمیت زیادی نزد رئیستان دارد.
مقدار تلاشی که رئیستان از شما می بیند بیشتر از اهداف خاص مرحله به مرحله برایش مهم است. آن ها کارمندانی را ارتقا می دهند که هر روز تلاش زیادی از خود نشان دهند. حتی افرادی که مهارت کمتری دارد، نسبت به افراد ماهرتر که حداقل تلاش را به خرج می دهند از شانس بیشتری برای ترفیع شغلی برخوردارند.
۴٫ قابل اطمینان بودن
اگر می خواهید در شرکت خود پیشرفت کنید، باید به رئیس خود نشان دهید که همیشه می تواند روی شما حساب بکند.
وقت شناسی، داشتن ابتکار عمل، رفتار دوستانه و توانایی در نشان دادن پیشرفت عواملی کلیدی هستند که مدیران برای ترفیع کارکنان در نظر می گیرند.
۵٫ یادگیری از شکست ها

هیچ کس بی عیب نیست. همه ما در نقطه ای از حرفه شغلی خود شکست هایی را تجربه می کنیم. ولی، نحوه برخورد شما با اشتباهات می تواند تبدیل به نتیجه ای مثبت شود. رئیس شما متوجه توانایی شما در عوض کردن اوضاع خواهد شد.
این وظیفه مدیران است که جوی را ایجاد کنند که کارکنان برای انجام کارهای جدید تشویق شوند تا ببینند چه نتیجه ای می دهد. و اگر نتیجه مورد نظر نیز به دست نیاید، آن شکست می تواند منبعی عالی برای یادگیری باشد.
۶٫ مکالمه مؤثر
لازم نیست حتماً مخفیانه برای رسیدن به ترفیع شغلی تلاش کنید. به این فکر کنید که راجع به اهداف خود با رئیستان صحبت کنید و اشاره کنید که چرا می خواهید ترفیع پیدا کنید. انجام این کار، مکالمه ای مؤثر بین شما و رئیستان ایجاد می کند، که باعث می شود هر دو در مورد موقعیت شما دیدگاهی یکسان داشته باشید.
اینکه از مطرح کردن نگرانی ها، مشکلات یا سؤالات خود با رئیستان ترس نداشته باشید، می تواند نقشی مهم در پیشرفت شغلی شما داشته باشد.
۷٫ خودمختاری
۱۰ مهارتی که کمک می‌کند در شغل خود ترفیع پیدا کنید
توانایی شما در کار کردن به صورت مستقل کمک خواهد کرد که رئیستان متوجه شود شما چقدر بر وظایف و پروه ها حس مالکیت دارید، درست همانطور که واگذاری برخی از کارها به دیگران همین تأثیر را خواهد داشت.
وقتی وظایفتان در کار را خودتان انجام می دهید، نشان می دهد که نقش خود را درست فهمیده اید، آمادگی کار و تلاش سخت را دارید، و به همه می فهمانید که شما فرد مناسب برای این شغل هستید.
۸٫ صداقت
هرگز نباید سر کار دروغ بگویید. رئیس شما قدر صداقت شما را می داند، حتی اگر موضوعی منفی باشد. وقتی کاری است که به شما فشار می آورد سعی کنید از پس آن بر بیایید، و وقتی پاسخ موضوعی را نمی دانید حتماً در موردش سؤال بپرسید. صداقت داشته باشید که شما پاسخ تمام مسائل را نمی دانید.
۹٫ کار سخت

احتمالاً از همان روز اول، رئیس شما برایتان شفاف کرد که چگونه در تیم او، یا در شرکتی که کار می کنید، به موفقیت برسید. اگر خوب گوش کرده باشید، به روشنی می دانید که چه قدم هایی بردارید و رئیس شما چه مهارت هایی را می پسندد. اگر نمی دانید، به همکارانی توجه کنید که همواره مورد تحسین مدیر قرار می گیرند یا افرادی که به تازگی ترفیع گرفته اند. با کمی کار سخت و تمرکز روی مهارت های خاصی که رئیستان می خواهد شما داشته باشید، شما نیز به زودی به ترفیع شغلی دست پیدا خواهید کرد.
۱۰٫ خلاقیت

فکر کردن خارج از محدوده همیشه شما را نسبت به همکارانتان متمایز می کند، و کمک می کند که در زمان ترفیع شغلی در ذهن مدیرتان باقی بمانید. مدیران معمولاً افرادی را ارتقا می دهند که خارج از محدوده های موجود فکر کنند و راهکارهای متعددی را فراهم کنند. این افراد هر وقت مشکلی را مطرح می کنند، همیشه راه حل هایی بالقوه نیز برای این مشکلات به همراه دارند.

دیدگاه‌ها خاموش

شخصیت‌هایی که هرگز در کار خود موفق نمی‌شوند

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۱٫۲۳ - ۱۰:۴۳ ٫ق٫ظ


وب سایت روزیاتو: تجربه و دانش خیلی راحت می توانند نقش خود را برای موفقیت در محیط کار از دست بدهند.

«دیوید دمینگ»، اقتصاددان هاروارد از سال ۱۹۸۰ تاکنون در زمینه فعالیت های مشاغل گوناگون به تحقیق و مطالعه پرداخته است. او معتقد است کسانی که بر مهارت های اجتماعی اصرار دارند ۲۴ درصد بیشتر از بقیه رشد و پیشرفت می کنند. دمینگ می گوید مشاغلی که روی مهارت ها و ارتباطات اجتماعی تاکید داشته اند، بیشتر از بقیه با افزایش حقوق و درآمد مواجه بودند.

 شخصیت هایی که هرگز در کار خود موفق نمی‌شوند را بشناسید
 

کسانی که هوش احساسی و روابط اجتماعی ضعیفی دارند، همانند گورخر در گله اسب هستند. تقریبا همه ما با شخصیت هایی که ضعف اجتماعی دارند، آشنا هستیم. اشخاصی که مثلا وقتی در تلاش برای رساندن کارهایتان به ضرب الاجل هستید شما را به حرف می گیرند و در مورد موضوعات بی ارزش صحبت می کنند. یا کسانی که ایده های شما را به نام خود تمام می کنند یا کسانی که مشکل ایجاد کرده و خودشان از صحنه خارج می شوند تا شما اشتباهاتشان را جبران کنید.

تعداد کسانی که به خودشان در محیط کار ظلم می کنند، کم نیست. عدم خودآگاهی و بی کفایتی اجتماعی باعث می شود تا افراد تیر خلاص را به شغل و کار حرفه ای خود بزنند.

خودآگاهی و مهارت های اجتماعی ارکان اصلی هوش احساسی (EQ) هستند. تحقیقات علمی متعددی نیز ثابت کرده اند که هوش احساسی مسئول ۵۸ درصد از فعالیت های کاری هستند. یعنی کسی که هوش احساسی ندارد، در شغل خود نیز هرگز روی موفقیت و پیشرفت را نخواهد دید.

افراد با خصلت های گوناگون وجود دارند که به دلیل نداشتن هوش احساسی همیشه در مشاغل خود با شکست مواجه می شوند. برای شناخت هر چه بهتر آنها توصیه می کنیم ادامه مطلب را مطالعه کنید.

ترسو

ترس یک محرک بسیار قوی است. به همین خاطر است که روسای جمهور در کمپین های تبلیغاتی خود همیشه اصرار دارند که حریف «مشکلات اقتصادی» برای مردم ایجاد خواهد کرد. یا مثلا روی پاکت های سیگار همیشه نوشته می شود که «سیگار کشنده است».

در محل کار، مردم از روی ترس رفتارهای نامعقول و آسیب‌رسان از خود نشان می دهند. همکاران بزدل فورا اشتباهات بزرگ و مهم خود را به گردن دیگران می اندازند. این افراد توانایی یافتن راهکار درست و راه حل صحیح را ندارند.

شخصیت هایی که هرگز در کار خود موفق نمی‌شوند را بشناسید 
شخصیت دیمنتور در هری پاتر

دیمنتورها

در مجموعه داستان های هری پاتر نوشته جی کی رولینگ، دیمنتورها کسانی بودند که روح بقیه را از بدنشان به بیرون می مکیدند و فقط کالبدی از انسان را برایشان باقی می گذاشتند. به محض ورود یک دیمنتور به اتاق، فضا تیره و سرد می شد و مردم خاطرات بد خود را به یاد می آورند.

رولینگ در مورد پردازش این شخصیت گفته که دیمنتور از انسان های همیشه منفی الهام گرفته است: کسانی که به محض ورودشان به اتاق می توانند روح، طراوت و زندگی را از آن بربایند و از بین ببرند.

این افراد با منفی گرایی، باورهای منفی و انرژی های بدی که دارند همه اطرافیان خود را در کام تلخی و ناکامی فرو می برند. خون‌آشامی این افراد، نیمه خالی لیوان را دیدن است. این افراد می توانند با ورود خود ترس و نگرانی را دل مردم شکوفا کنند.

متکبر / خودبزرگ‌بین

انسان های خودبین و پرنخوت وقت شما را هدر می دهند زیرا هر کاری که شما انجام دهید را به عنوان یک مبارزه فردی برداشت می کنند. این افراد اغلب دارای اعتماد به نفس کاذب هستند و روی عدم امنیت درونی خود یک نقاب بزرگ زده اند تا از نگاه بقیه محفوظ بماند.

در مطالعات دانشگاه آکرون مشخص شده، افراد متکبر مسئول بسیاری از مشکلات و سوتفاهمات در محل کار هستند. این افراد با عملکرد ضعیف خود و مخالفت های همیشگی خود باعث عقب افتادن کارها و بروز اختلاف می شوند.

متفکران گروهی

این افراد اصولا راهی را در پیش می گیرند که کمترین پایداری را دارد و اغلب هم به این قائل هستند که «این راهی است که ما همیشه می رویم» یا «این روشی است که ما برای کارهایمان استفاده می کنیم». سعی کنید توسط این گروه از افراد شست‌وشوی مغزی داده نشوید. روش های ثابت و گروهی که هیچ خلاقیتی در خود ندارند موجب عقب افتادن از قافله پیشرفت خواهند شد.

عدم تغییرپذیری

کسانی که حاضر نیستند کوچک ترین تغییری را در روش های رفتاری خود صورت دهند، کسانی هستند که همیشه عدم موفقیت خود را به گردن کمبود فرصت ها می اندازند. گاهی یک توقف کوتاه می تواند همچون سکوی پرتابی برای پیروزی محسوب شود. سخت کار کردن همچون ربات یک مزیت محسوب نمی شود، بلکه در طولانی مدت موجب خستگی ذهنی و روحی شما خواهد شد. بنابراین لازم است گاهی از قالب همیشگی خود بیرون بیایید و تغییرات هر چند کوچک در روند کاریتان ایجاد کنید.

دمدمی

برخی از افراد واقعا روی رفتار خود هیچ کنترلی ندارند. این افراد قادرند به راحتی کار و پروژه های دیگران را خراب کرده و سپس طلب کار شوند که شما باعث ناراحتی آنها شده اید. افراد تندخود و دمدمی همیشه بسیار ضعیف عمل می کنند زیرا قضاوت ها و تفکرات ناسالمشان روی رفتارشان سایه افکنده است. این افراد وقتی با مشکل مواجه می شوند، سریعا اشتباهات رفتاری خود را به دیگران نسبت می دهند.

قربانی

تشخیص این افراد از بقیه سخت تر است. آنها به گونه ای نقش بازی می کنند که گویا همه رویدادها در خلاف جهت موفقیتشان پیش می رود. اما واقعیت این است که آنها مسئولیت پذیر نیستند. به افراد قربانی اگر وقت و فرصت زیادی هم بدهید همچنان در جا خواهند زد زیرا توانایی صعود را ندارند. آنها زمان های سخت را به عنوان فرصت نمی نگردند و در نتیجه به جای بهره گرفتن از آنها، نقش قربانی را ایفا می کنند.

زودباور

شما نمی توانید به فردی که زودباور است هیچ کمکی بکنید. فقط می توانید برایشان متاسف باشید. این افراد بدون هیچ مقاومتی با جریان رودخانه پیش می روند تا سرانجام به اقیانوس پرتلاطم برسند. زودباورها و افراد ساده لوح از نه گفتن می ترسند، از اینکه در مورد حقوق خود صحبت کنند می ترسند و به همین خاطر همیشه از آنها سواستفاده می شود و هرگز پیشرفت نمی کنند.

عذرخواهی کننده ها

افرادی که اعتماد به نفس کافی ندارند اغلب برای همه کارهای خود از دیگران عذرخواهی می کنند. آنها از شکست می ترسند و تصور می کنند که با معذرت خواستن می توانند امنیت شغلی خود را حفظ کنند. اما باید بدانید که این روش نه تنها کارساز نیست بلکه موجب بی ارزش شدن ایده هایشان هم می شود و کمتر کسی به نظراتشان بها می دهد. مطرح کردن یک نظر و ایده در قالب سوال نیز به اندازه معذرت خواستن اشتباه و غلط است. اگر تصور می کنید نظری قابلیت به اشتراک گذاری را دارد، آن را قاطعانه مطرح کنید.

جمع بندی

هیچ کدام از این رفتارها باعث از دست رفتن شغل شما نمی شود زیرا می توانید با هوش احساسی بر این مشکلات غلبه کنید. برای این منظور باید سطح خودآگاهی، تمایلات قوی و مهارت های اجتماعی خود را افزایش دهید.

دیدگاه‌ها خاموش

امنیت شغلی در کسب و کارهای کوچک

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۱٫۲۳ - ۷:۱۹ ٫ق٫ظ


ماهنامه معیشت – سمیه تقوی زنوز: همه کسانی که در فضای کسب و کار قرار دارند یا مطالعاتی در این خصوص داشته اند، واژه امنیت شغلی را حتما شنیده اند. اصطلاح امنیت شغلی که امروزه در دنیای کسب و کار از آن زیاد استفاده می شود، به معنی حفاظت کارکنان در مقابل از دست دادن شغل و نوسانات درآمد است. روشن است که با این تعریف تمام افراد به دنبال افزایش امنیت شغلی اند؛ ولی در حقیقت باید بپذیریم که در هیچ شغلی به طور صد در صد و قطعی امنیت شغلی وجود ندارد و تمام شغل ها در هر سطحی در معرض ناامنی شغلی قرار دارند.
تمام کشورها به منظور افزایش رفاه جامعه و کسب رضایت مردم، به امنیت شغلی افراد جامعه اهمیت زیادی می دهند و در تلاش اند قوانینی در جهت افزایش آن وضع کنند. در ایران نیز در قانون اساسی و همچنین قانون کار به مسئله امنیت شغلی اشاره شده است. لیکن از آنجا که در قوانین مسائل به صورت کلی مطرح می شود، تعریف دقیق تر این موضوع نیازمند اعلام جزییات است.
 
امنیت شغلی در کسب و کارهای کوچک 
چه مواردی در امنیت شغلی تاثیرگذار است؟

عوامل متعددی در امنیت شغلی موثرند، برخی از آن ها در ادامه توضیح داده شده است:

۱٫ تبعیض: در هر سازمانی تبعیض بین کارکنان وجود دارد این تبعیض می تواند بنا به دلایل مختلفی وجود داشته باشد. به دلیل وجود تبعیض ممکن است امنیت شغلی کارکنان در سازمان به خطر بیفتد.

۲٫ ثابت شرایط سیاسی: در شرایط بی ثباتی سیاسی بنگاه های اقتصادی در معرض تهدید کاهش سطح فعالیت یا تعطیلی قرار دارند که این خود منجر به امکان تعدیل نیروی انسانی در بنگاه ها و ایجاد ناامنی شغلی برای کارکنان است.

۳٫ تکنولوژی های جدید: با ورود تکنولوژی های جدید به فضای کسب و کار و تولید، کم کم منابع انسانی جایگاه خود را از دست می دهند و تعداد نیروهای انسانی مورد نیاز جهت تولید کاهش می یابد.

۴٫ رکود اقتصادی: در هنگام رکود اقتصادی بنگاه های اقتصادی در موقعیت کاهش سطح تولید قرار می گیرند که کمبود نیاز به منابع انسانی و در نتیجه کاهش سطح امنیت شغلی را به دنبال دارد.

۵٫ مهاجرت: کشورهایی که مهاجرپذیرند به دلیل افزایش تعداد نیروی کار در آن ها، کارکنان در معرض خطر ناامنی شغلی قرار دارند.

۶٫ برون سپاری: برون سپاری برخی فعالیت ها در بنگاه ها نیز با تعدیل نیروهای واحدهای برون سپاری شده و کاهش سطح امنیت شغلی همراه است.

در کدام دسته از بنگاه ها امنیت شغلی کمتر است؟


در صورتی که شرکت ها را به دو دسته کسب و کارهای کوچک و شرکت های بزرگ تقسیم بندی کنیم، با در نظر گرفتن موارد موثر در امنیت شغلی می توان گفت کسب و کارهای کوچک بیشتر در برابر تهدید ناامنی شغلی قرار دارند؛ زیرا کسب و کارهای کوچک در شرایط بد اقتصادی و سیاسی برای رقابت در مقابل شرکت های بزرگ قدرت کمتری دارند و امکان حذف آن ها بسیار بیشتر است. همچنین شرکت های بزرگ به دلیل حجم فراوان نیروی انسانی شاغل، بیشتر در کانون توجه و حمایت دولت ها قرار دارند و رعایت قوانین وضع شده در آن ها به صورت مستقیم کنترل می شود. بر این اساس کسب و کارهای کوچک نیازمند حمایت بیشتری هستند.
 
امنیت شغلی در کسب و کارهای کوچک 
فواید وجود کسب و کارهای کوچک در جامعه چیست؟

وجود کسب و کارهای کوچک در یک جامعه فواید بسیاری برای جامعه به همراه دارد. صاحبان کسب و کارهای مذکور برای افراد جامعه فرصت شغلی ایجاد می کنند. این شرکت ها در کارهایشان خوش قول تر و کارکنان آنها به شرکت وفادارترند. این شرکت های کوچک اند که باعث رشد امید و خلاقیت در شهرها می شوند. بنابراین با حمایت از آن ها، مردمان شهرهای کوچک و بزرگ، زندگی بهتری خواهند داشت. همچنین این شرکت ها برای از دست ندادن مشتری توجه بیشتری به مشتریانشان در صورتی که سیاست حمایت از کارآفرینی در جامعه وجود داشته باشد، این کسب و کارها در آن موفق ترند؛ بنابراین کمک به افزایش امنیت شغلی در این شرکت ها در جامعه بسیار مهم است. بر این اساس لازم است درباره افزایش امنیت شغلی در این کسب و کارها تدابیری اندیشیده شود.

پیشنهادهایی برای بالابردن امنیت شغلی در کسب و کارهای کوچک

امنیت شغلی در کسب و کارهای کوچک از دو جنبه قابل بررسی اند:

۱٫ امنیت کارکنان شاغل؛
۲٫ امنیت شغلی صاحبان کسب و کار.
درباره امنیت شغلی کارکنان، از یک طرف در سطح کلان دولت ها می توانند با وضع قوانین مناسب و ایجاد بیمه بیکاری از کارکنان کسب و کارهای کوچک در مقابل ریسک ناامنی شغلی حمایت کنند، از طرف دیگر علاوه بر حمایت دولت، بیمه نیز می تواند راهگشا باشد. شرکت های بیمه برای پوشش ریسک ناامنی شغلی در حال حاضر محصولات متنوعی طراحی کرده اند، برای مثال بیمه بازنشستگی. در این نوع بیمه، مشتری با پرداخت حق بیمه ماهانه پس از مدت مشخصی سرمایه بزرگی فراهم می سازد که به صورت ماهانه یا یک جا از شرکت بیمه قابل دریافت است. با استفاده از این نوع بیمه افراد می توانند خود را در مقابل ریسک ناامنی شغلی ایمن کنند.
درباره امنیت شغلی صاحبان کسب و کار نیز در شرایط بد اقتصادی و سیاسی، لازم است کشورها کسب و کارهای کوچک را حمایت کنند. در کشورمان نیز اقداماتی در این خصوص صورت پذیرفته است. ایجاد صندوق کارآفرینی امید یکی از تدابیر است که به منظور حمایت از کسب و کارهای کوچک اندیشیده شده است. این صندوق به کارآفرینان و صاحبان کسب و کارهای کوچک تسهیلات اعطا می کند و در تامین مالی آن ها فعال است که می تواند در تداوم فعالیت این نوع شرکت ها تاثیرگذار باشد. در سال ۱۳۹۴ هیئت وزیران کارگروهی با عنوان تسهیل و بهبود فضای کسب و کار ایجاد کرد که کارگروه مذکور مصوباتی مبنی بر تامین مالی کسب و کارهای کوچک صادر کرده است.
 
اجرای این مصوبات موجب افزایش امنیت شغلی در این نوع شرکت هاست. همچنین در شرایطی مانند زلزله، سیل یا… که کسب و کارهای کوچک آسیب می بیند، دولت مصوباتی برای حمایت و تامین مالی آن ها صادر می کند. این اقدامات علاوه بر افزایش امنیت شغلی صاحبان کسب و کار، با توجه به ایجاد امکان تداوم فعالیت این نوع شرکت ها در افزایش امنیت شغلی کارکنان آن ها نیز موثر است. در این بخش مجال بررسی موثر بودن اقدامات انجام شده نیست؛ اما روشن است گام هایی در این مسیر برداشته شدهاست. علاوه بر اقدامات صورت گرفته از طرف دولت، خود صاحبان کسب و کار نیز باید هوشیارتر باشند و در صورت احساس وجود تهدیداتی برای کسب و کارشان درست تصمیم بگیرند تا امنیت شغلی خود و کارکنانشان را فراهم کنند.

دیدگاه‌ها خاموش

۲۴ سوال که دیدتان را درباره استارتاپ‌ها تغییر می‌دهد

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۱٫۲۲ - ۳:۵۴ ٫ق٫ظ


روزنامه هفت صبح – علی هادی زاده: فضای استارتاپی کاملا در حال عوض شدن است و دیگر با کلیشه های داخل ذهن ما فرسنگ ها فاصله دارد. دیگر تصور یک جمع بسیار جوان که مهم ترین کارشان برنامه نویسی و کارهای کامپیوتری بود، اشتباه است. فضای استارتاپی دنیا طی سال گذشته به حدی تغییر کرده است که شاید اصلا تصورش را نکنید. بیشتر کارمندان شرکت های سنی حدود ۴۰ تا ۵۰ سال پیدا کرده اند و دیگر برنامه نویس هسته اصلی موفقیت کسب و کار نیست.
 
نقش ها و روندها در حال عوض شدن است و برعکس اتفاقی که سابقا می افتاد، اولویت های استارتاپ ها از جذب سرمایه گذار و تهیه یک برنامه کسب و کار مناسب به استخدام تغییر کرده است. برای اینکه کاملا با میزان تغییرات و تغییر کلیشه ها آشنا بشوید مهم ترین سوالاتی که از استارتاپ ها در سال ۲۰۱۷ پرسیده اند را برای شما لیست کرده ایم. سوالاتی که جواب های شان حتما شگفت زده تان خواهدکرد.
۱٫ کدام شغل بیشتر مورد نیاز استارتاپ ها است؟
 
برعکس دو سال گذشته که مهندسان نرم افزار و سخت افزار بیشترین تقاضا را داشتند و همه به دنبال آنها بودند، امسال استارتاپ ها بیشتر به دنبال افرادی برای بخش فروش خود می گشتند و بازایابی برای شان مهم تر از همیشه بوده است.
 
24 سوال که شاید دیدگاه‌تان را درباره استارتاپ‌ها تغییر دهد 
 
2. در شروع کسب و کار کارآفرین در مذاکره قدرت بالاتری دارد یا سرمایه گذار؟
 
در ایران به خاطر مشکلات مالی و نبود کپی رایت مشخصا قدرت در دستان سرمایه گذار است. ولی در خارج از کشور معمولا کارآفرین و ایده های خاصش در مذاکره قدرت بالاتری برای مذاکره دارد. هر چند این قانون امسال عوض شده و برعکس دو سال گذشته قدرت مذاکره در دستان سرمایه گذار قرار گرفته است.

۳٫ چه ویژگی خاصی در سرمایه گذار بیشتر مدنظرتان است؟
 
شاید ابتدا فکر کنید میزان قدرت مالی حرف اول را می زند. ولی برخلاف تصور حدود ۲۸ درصد استارتاپ ها گفته اند که شخصیت خوب سرمایه گذار از همه چیز مهم تر است. در مرحله بعدی هم میزان تخصص و تسلط او به حوزه کاری را اولویت خود دانسته اند.

۴٫ کدام حوزه های فناوری بیش از حد بزرگ شده اند و واقعا ارزش سرمایه گذاری ندارند؟
 
در یکی، دو سال گذشته، واقعیت مجازی سر و صدای زیادی کرده و به عنوان فناوری آینده معرفی شده است. ولی در حقیقت ۶۴ درصد استارتاپ ها اعتقاد دارند در مورد این فناوری بیش از حد اغراق شده است. این اغراق بیش از حد در مورد گجت های پوشیدنی و کوادکوپترها هم دیده می شود. از طرفی بخش امنیت و خودروهای خودران نیز به عنوان بخش هایی معرفی شده اند که به رغم آینده ای روشن کمتر کسی در مورد آنها صحبت می کند و آنها را جدی می گیرد.

۵٫ فکر می کنید جذب سرمایه در سال جدید سخت تر می شود یا راحت تر؟
 
نکته جالب اینجاست که استارتاپ ها به این سوال بی تفاوت بوده و حدود ۴۵ درصد آنها گفته اند که نه سخت تر می شود و نه راحت تر. البته در مقام بعدی با ۳۶ درصد کسانی قرار دارند که معتقدند برعکس افزایش سرمایه گذار و شتاب دهنده، جذب سرمایه در سال آینده کمی سخت تر می شود.

۶٫ فکر می کنید در ۱۰ سال آینده مدیرعامل استارتاپ خود بمانید؟
 
با اینکه انتظار بیشتری می رود ولی تنها ۵۲ درصد صاحبان کسب و کار معتقدند که مدیرعامل خواهندماند. از طرفی حدود ۴۰ درصد اعتقاد داشته اند که مدیرعامل نمانند و البته هشت درصد هم گفته اند که هم اکنون نیز مدیرعامل استارتاپ خود نیستند.

۷٫ اصلی ترین نگرانی شما چیست؟
 
معمولا اولین جواب هایی که به ذهن غیراستارتاپی ها می رسد، بحث رقبا و جذب سرمایه و این موارد است. ولی واقعیت چیز دیگری است. حدود ۷۴ درصد استارتاپ ها گفته اند که اصلی ترین نگرانی آنها استخدام و جذب افراد است. برای بحث جذب سرمایه تنها ۴۷ درصد ابراز نگرانی کرده اند و رقبا تنها ۲۷ درصد استارتاپ ها را نگران کرده است. تعادل میان زندگی و کار نیز با ۲۰ درصد کمترین میزان نگرانی را به خود اختصاص داده است.

۸٫ بزرگ ترین اشتباه شما در فرآیند کسب و کارتان چه چیزی بوده است؟
 
معمولا فکر می کنیم مدل کسب و کار ضعیف یا انتخاب بازار اشتباه و غیره رشد یک استارتاپ را کند یا متوقف می کند در حالی که حدود ۵۱ درصد استارتاپ ها گفته اند که انتظار بیش از حد برای شروع کسب و کار به آنها آسیب زیادی زده است. در مقام های بعدی جذب سرمایه کم و مدیریت ضعیف با ۳۲ و ۲۱ درصد قرار دارند. نکته جالب اینجاست که انتخاب مدل کسب و کار اشتباه تنها ۱۵ درصد رای ها را به خود اختصاص داده است.
 
24 سوال که شاید دیدگاه‌تان را درباره استارتاپ‌ها تغییر دهد 
 
9. آخرین باری که جذب سرمایه کردید، میزان آن چقدر با انتظارتان مطابق بود؟
 
استارتاپ ها همیشه به این متهم هستند که خود را دست بالا گرفته و ارزش خود را بیش از حد واقعی ارزیابی می کنند ولی در این نظرسنجی مشخص شد که حدود ۴۵ درصد استارتاپ ها دقیقا همان پولی را که فکر می کردند باید دریافت کنند گرفته اند. حدود ۳۵ درصد کمتر از انتظار جذب سرمایه کرده اند و حدود ۲۰ درصد هم بیشتر از انتظار پول به جیب زده اند.

۱۰٫ فرآیند جذب سرمایه شما چقدر طول کشید؟
 
حقیقت این است که برای راه اندازی استارتاپ باید کفش آهنی به پا کنید. طبق آمار هم برای ۳۴ درصد استارتاپ ها بیش از چهار ماه طول کشیده است تا سرمایه ای جذب کنند. این در حالی است که تنها هفت درصدشان موفق شده اند در ماه اول سرمایه ای به جیب بزنند.

۱۱٫ برای جذب سرمایه به سراغ چند شرکت و سرمایه گذار رفته اید؟
 
حدود ۲۰ درصد استارتاپ ها برای جذب سرمایه به حداقل ۱۱ تا ۲۰ شرکت مختلف سرزده اند. نکته جالب اینجا است که حدود ۱۳ درصد آنها نیز به سراغ بیش از ۳۰ شرکت رفته اند تا سرمایه مورد نظرشان را جذب کنند، در عین حال ۱۳ درصد هم با کمتر از سه شرکت کارشان راه افتاده است.

۱۲٫ بعد از جذب سرمایه گذار به نظر شما قدرت بیشتر در اختیار کارآفرین قرار دارد یا سرمایه گذار؟
 
حدود ۵۲ درصد استارتاپ ها معتقدند که سرمایه گذار قدرت بیشتری به نسبت کارآفرین دارد. هر چند میزان سهام او کمتر از صاحب اصلی شرکت باشد. ۴۸ درصد هم معتقدند قدرت در دستان کارآفرین است.

۱۳٫ اگر قصد دارید سهام تان را به صورت عمومی عرضه کنید، فکر می کنید چقدر طول می کشد تا به آنجا برسید؟
 
شاید به نظر برسد بیشتر استارتاپ ها قصد دارند با سهامی کردن خود، سرمایه و قدرت زیادی کسب کنند، ولی حدود ۳۲ درصد استارتاپ ها گفته اند که اصلا قصد ندارند به سراغ عرضه سهام بروند. از طرفی حدود ۲۶ درصد گفته اند بین پنج تا هفت سال آینده شروع به عرضه سهام خواهندکرد.

۱۴٫ چقدر مطمئن هستید که یک شرکت میلیاردی خواهیدساخت؟
 
تنها ۱۸ درصد شرکت ها کاملا از میلیاردی شدن خودشان مطمئن هستند. این در حالی است که ۲۳ درصد گفته اند ممکن است میلیاردی شوند ولی مطمئن نیستند. حدود ۱۶ درصد هم به کل امیدی به میلیاردی شدن خود ندارند و از همین الان بازی را واگذار کرده اند.

۱۵٫ فکر می کنید به خاطر چه چیزی شکست بخورید؟
 
حدود ۲۱ درصد استارتاپ ها اعتقاد دارند که به خاطر جذب نکردن سرمایه به زمین می خورند. در مقام های بعدی هم پیدا نکردن بازار مناسب و استخدام افراد اشتباه با ۱۷ و ۱۶ درصد قرار دارند. جالب ترین نکته این است که تنها پنج درصد اعتقاد دارند که یک رقیب کار آنها را تمام می کند.
 
24 سوال که شاید دیدگاه‌تان را درباره استارتاپ‌ها تغییر دهد 
 
16. فکر می کنید چند سال دیگر به سوددهی برسید؟
 
با اینکه آمارها چیز دیگری می گویند ولی حدود ۵۰ درصد استارتاپ ها اعتقاد دارند که در یکی، دو سال اول به سوددهی می رسند. از طرفی تنها سه درصد معتقدند که روند به سوددهی رسیدن آنها کند بوده و بیش از پنج سال طول می کشد.

۱۷٫ به دنبال سود هستید یا رشد؟
 
حدود ۶۶ درصد استارتاپ ها فعلا دنبال سود نبوده و رشد برای شان اهمیت بیشتری دارد. ۳۳ درصد هم به سوددهی رسیدن را اولویت خود قرار داده اند.

۱۸٫ محل کار حال حاضرتان چقدر قیمت دارد؟
 
در مسئله میزان هزینه برای محل کسب و کار، استارتاپ ها به دو دسته کلی تقسیم شده اند. ۲۲ درصد گفته اند که قیمت محل کارشان حدود صفر تا ۱۰ دلار به ازای هر مترمربع است. ۲۲ درصد دیگر گفته اند که بین ۳۰ تا ۵۰ دلار به ازای هر متر مربع خرج کرده اند. در این میان تنها دو درصد به سراغ مکانی با بیش از ۸۰ دلار به ازای هر متر مربع رفته اند.

۱۹٫ در سال گذشته کسی را اخراج کرده اید؟
 
حدود ۸۴ درصد استارتاپ ها در یک سال گذشته هیچ  کسی را اخراج نکرده اند که نشان می دهند فرآیند جذب و استخدام برای شان چقدر مهم است. از طرفی حدود هشت درصد شرکت ها بیش از ۱۰ درصد نیروی خود را اخراج کرده اند.

۲۰٫ میانگین سن کارمندان شرکت شما چقدر است؟
 
استارتاپ اصولا ما را یاد چند جوان می اندازد که مشغول کسب درآمد هستند. ولی در حقیقت سن ۳۰ درصد افرادی که  کسب و کار راه انداخته اند حدود ۴۰ تا ۵۰ سال است. در مقام بعدی جوانان ۳۰ تا ۳۵ سال با ۲۲ درصد قرار دارند.

۲۱٫ شرکت شما چند موسس دارد؟
 
در ابتدای شروع استارتاپ معمولا شاهد بیش از سه نفر هستیم که کنار یکدیگر کار می کنند ولی طبق نظرسنجی انجام شده حدود ۴۷ درصد استارتاپ های موفق تنها دو موسس داشته اند. در رتبه بعد با حدود ۲۲ درصد شاهد استارتاپ های یک نفره هستیم. تعداد استارتاپ هایی که بیش از چهار موسس دارند تنها حدود هشت درصد است.

۲۲٫ بیشتر روی کدام پلتفرم تمرکز کرده اید؟
 
با اینکه پلتفرم گوشی روز به روز محبوب تر می شود ولی حدود ۵۰ درصد استارتاپ ها گفته اند که تمرکزشان را روی پلتفرم وب گذاشته اند و تنهای ۲۷ درصد روی موبایل تمرکز کرده اند. در این میان پلتفرم واقعیت مجازی تنها ۱٫۵ درصد رای را به خود اختصاص داده است.

۲۳٫ سیاست شما برای واگذاری سهام به کارمندان چیست؟
 
تقریبا ۴۶ درصد استارتاپ ها گفته اند که اصلا سهامی به کارمندان خود نمی دهند. در عین حال ۴۶ درصد هم گفته اند که باید هیات مدیره موافقت کنند. در این میان فقط دو درصد شرکت ها به راحتی سهام در اختیار کارمندان خود قرار می دهند.  

24. دیدگاه سیاسی یک نفر چه زمانی برای شما مهم می شود؟
 
تقریبا ۶۰ درصد استارتاپ ها گفته اند که اصلا دیدگاه سیاسی برای شان مهم نیست ولی در عوض حدود ۳۶ درصد گفته اند دیدگاه سیاسی برای عضو کردن یک نفر به عنوان هیات مدیره تاثیر زیادی می گذارد. ۲۹ درصد هم دیدگاه سیاسی سرمایه گذارشان برای شان مهم است. تنها ۲۵ درصد گفته اند که دیدگاه سیاسی هنگام استخدام افراد برای شان مهم است.

دیدگاه‌ها خاموش

بازاریابی براساس روانشناسی رنگ‌ها

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۱٫۲۲ - ۳:۵۳ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت: رنگ؛ عاملی چشم نواز و بسیار کاربردی در زمینه بازاریابی. مطالعات بی شماری نشان داده اند که رنگ های مختلف، تاثیرات متفاوت و خاص خود را روی مصرف کنندگان می گذارند. برخی از رنگ ها باعث ایجاد هیجان و برخی دیگر مایه آرامش انسان می شوند. به این ترتیب، شرکت ها و برندها می توانند به آسانی و تنها با انتخاب ترکیب رنگ مناسب، مشتریان هدف خود را تحت تاثیر قرار دهند. شما چطور؟ آیا در وب سایتتان از ترکیب رنگی مناسب استفاده می کنید؟ رنگ ها چطور انسان را  تحت تاثیر قرار می دهند؟

سبز
 
•    مرتبط با سلامت، آرامش، طبیعت
•    مرتبط با ثروت و افراد و برندهای ثروتمند
•    مورد استفاده در فروشگاه ها برای ایجاد حس آرامش برای مشتریان
•    استفاده مکرر در امور مربوط به حفاظت از محیط زیست
 
بازاریابی براساس روانشناسی رنگ ها 
 
آبی
 
•    مورد علاقه آقایان
•    مرتبط با آرامش، آب، اعتماد
•    ایجاد احساس امنیت و اعتماد به برند
•    کاهش اشتها و افزایش بهره وری
•    رایج ترین رنگ برای ادارات و برندهای محافظه کار
•    آرام کننده ذهن
•    افراد جوان رنگ آبی را به بلوغ نسبت می دهند.
 
 قرمز
 
•    تحریک کننده اشتها؛ مورد استفاده بسیاری از فست فودهای زنجیره ای
•    ایجاد احساس نوعی ضرورت
•    مرتبط با حرکت، هیجان، اشتیاق
•    پرانرژی و جلب توجه کننده
•    تاثیرگذار بر اعصاب انسان، افزایش فشار خون و ضربان قلب

نارنجی
 
•    افزایش دهنده شادابی و خوش بینی
•    نشانگر احتیاط ورزیدن
•    استفاده رایج برای جذب مشتریانی که فقط به تماشای ویترین ها می پردازند.
•    تحریک کننده بخش منطقی مغز و ایجاد اشتیاق
•    در صورت استفاده بیش از حد باعث ایجاد تشویش و اضطراب می شود.

بنفش
 
•    رنگ سلطنت، خرد، احترام
•    تحریک کننده توانایی «حل مسئله» و خلاقیت ذهنی
•    استفاده رایج برای فرآورده های زیبایی و ضدپیری
•    نشانگر برند، محصولات و خدمات خلاقانه، هوشمند و مبتکرانه

سفید
 
•    رنگ خلوص، پاکی و امنیت
•    استفاده شده برای نشان دادن بی رنگی یا خنثی بودن
•    می تواند نشانگر خلاقیت نیز باشد.

خاکستری
 
•    رنگ همبستگی، زمان نامحدود و عمل گرایی
•    استفاده بیش از حد آن باعث ایجاد احساس پوچی می شود.
•    در عین زیبایی ممکن است احساس پیری، مرگ و افسردگی را در انسان برانگیزد.

مشکی
 
•    رنگ قدرت، اعتبار، ثبات و توانایی
•    اغلب به عنوان نماد هوش به کار می رود.
•    اگر بیش از حد استفاده شود، باعث خستگی مشتری می شود.
 
 بازاریابی براساس روانشناسی رنگ ها
 
به درستی از نظریه رنگ ها استفاده کنید.
 
•    کنتراست بدهید.
•    از یک طیف رنگی استفاده کنید.
 
طیف های رنگی به طراحی شما احساس و جان می بخشند.

۱٫    استفاده از رنگ های روشن تر باعث ایجاد هیجان و کنش گرایی بیشتر خواننده/ مشتری می شود.
۲٫    استفاده از رنگ های خنثی زمانی منطقی خواهدبود که بخواهید اطلاعات مهم و نسبتا سنگینی را به خواننده/ مشتری انتقال دهید.

استفاده از رنگ ها در بازاریابی چه نتایجی به همراه دارند؟
 
•    رنگ هایی که به وسیله یک برند خاص مورد استفاده قرار می گیرند، می توانند تاثیر زیادی بر مشتری داشته باشند.
•    یک درصد مصرف کنندگان براساس رایحه یا صدا تصمیم گیری کرده اند.
•    سه درصد مصرف کنندگان به بافت محصول نگاه کرده اند.
•    93 درصد مصرف کنندگان بر روی ظواهر بصری محصول متمرکز شده اند.

رنگ اغلب می تواند تنها دلیل خرید یک محصول باشد.
 
•    84.7 درصد مصرف کنندگان معتقدند که رنگ، اولین عامل جذب مشتری است.
•    52 درصد مصرف کنندگان، در صورت عدم رضایت از زیبایی دکور فروشگاه، دیگر به آنجا نمی روند.
•    80 درصد مصرف کنندگان بر این باورند که رنگ می تواند عامل شناخت و شهرت یک برند باشد.

نتیجه گیری:


استفاده از رنگ در بازاریابی به نیازها و فرهنگ مشتریان بستگی دارد. اگرچه ممکن است رنگ ها در هر کشور معنای خاصی داشته باشند، برندهای هوشمند می توانند از این عامل به بهترین شکل ممکن به نفع خود استفاده کرده و مشتریان بیشتری جذب کنند.

دیدگاه‌ها خاموش

۷ کتاب الهام بخش مدیر عامل توییتر

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۱٫۲۱ - ۷:۱۵ ٫ق٫ظ


رازمجنون – ترجمه از حمید پاشایی: جک دورسی، مدیرعامل و مؤسس دو شرکت توییتر و اسکوئر مسئولیت دشواری را در اداره این دو شرکت سهامی عام به عهده دارد. حالا که دورسی به عنوان یک رهبر به بلوغ رسیده، تمرکز بیشتری روی به چالش کشیدن خود پیدا کرده، و کتاب های مورد علاقه وی چشم اندازی به فرایند فکری او ارائه می دهد.
 
در اینجا، کتاب هایی را معرفی می کنیم که به گفته جک دورسی، بیش از همه الهام بخش او بوده است.
 
 هفت کتابی که زندگی جک دورسی مدیرعامل توییتر را متحول کرد
دائو ده جینگ (Tao Te Ching) نوشته لائوتسه
در پرسش و پاسخ با وبسایت Product Hunt، جک دورسی گفت که ارزشمندترین دارایی او نسخه ای از کتاب «دائو ده جینگ» است که دوستی به او هدیه داد.
این متن باستانی چینی به لائوتسه فیلسوف چینی نسبت داده می شود. این متن تبدیل به شالوده مکتب تائوئیسم در قرن ششم پیش از میلاد شد و اولین بار در قرن نوزدهم به انگلیسی ترجمه شد.
این کتاب شامل ۸۱ شعر در مورد تائو است، که نیروی پشت سر هر چیزی در جهان به شمار می رود.
از جمله مضامین توضیح داده شده در آن، تسلط بر خود از طریق فروتنی است.
 
 هفت کتابی که زندگی جک دورسی مدیرعامل توییتر را متحول کرد
 

امتیاز خودش به دست می آید (The Score Takes Care of Itself) نوشته بیل والش با کمک استیو جیمیسون و کرگ والش
دورسی مرتباً مطالعه کتاب «امتیاز خودش به دست می آید» را به کارآفرینان سیلیکون ولی توصیه می کند.
این کتاب راهنمایی در مورد رهبری است که به وسیله بیل والش فقید، یکی از بزرگترین مربیان تاریخ لیگ ملی فوتبال آمریکایی نوشته شده است. این کتاب بعد از فوت او در سال ۲۰۱۰ منتشر شد.
زمانی که والش در سال ۱۹۷۸ سرمربی سن فرانسیسکو فورتی ناینرز شد، آن ها مایه خنده لیگ بودند؛ در طول ۱۰ سال بعدی، فورتی ناینرز با فتح چهار عنوان «سوپر بول» تاریخ ساز شد.
چیزی که حرفه والش را قابل توجه تر می کند این است که او استعدادی در یافتن و رشد دادن رهبران داشت، و تیم مربیگری او شامل هشت سرمربی آینده بود.
والش در کتاب خود اهمیت ایجاد فرهنگی برای عملکرد سطح بالا از طریق تشویق فردی و تحسین برای کار فوق العاده را شرح می دهد.
 
 هفت کتابی که زندگی جک دورسی مدیرعامل توییتر را متحول کرد
 

بین جهان و من (Between the World and Me) نوشته تا-نهیسی کوتس

وقتی که «بین جهان و من» عنوان پرفرش ترین را کسب کرد و برنده جایزه کتاب ملی آمریکا شد، این نوشته تا-نهیسی کوتس در مورد آزادی مدنی آمریکا تبدیل به کتابی مهم و تأثیرگذار در سال ۲۰۱۵ شد.

در این کتاب که بخشی به عنوان خاطرات و بخشی به عنوان گزارشی خبرنگاری نوشته شده، کوتس توضیح می دهد که یک انسان آفریقایی – آمریکایی بودن در حال حاضر چه معنایی دارد، و تمام آن تحت نامه ای خطاب به پسر جوانش به رشته تحریر درآمده است.
این کتاب هم به خاطر تفسیرش از زندگی آمریکایی و هم اندیشه اش در مورد اینکه برای رشد کردن از پسر بچه به یک مرد به چه چیزی نیاز است، بسیار قابل توجه است.
 
 هفت کتابی که زندگی جک دورسی مدیرعامل توییتر را متحول کرد
 

چهار میثاق (The Four Agreements) نوشته دون میگل روئیز

دون میگل روئیز نویسنده مکزیکی کتاب «چهار میثاق» را راهنمایی به آرامش درونی بر اساس آموزه های معنوی سرخپوستان مکزیکی می نامد.

بیش از پنج میلیون نسخه از این کتاب از زمان انتشار در سال ۱۹۹۷ در آمریکا به فروش رفته است.
این کتاب نام خود را از چهار دستورالعمل زیر برگرفته است:
۱٫ به کلام خود پایبند باش
۲٫ هیچ چیز را شخصی و خطاب به خودت فرض نکن
۳٫ هیچ پیش فرضی نداشته باش
۴٫ همیشه نهایت تلاش خود را انجام بده
 
هفت کتابی که زندگی جک دورسی مدیرعامل توییتر را متحول کرد 
 

پیرمرد و دریا (The Old Man and the Sea) نوشته ارنست همینگوی

رمان کوتاه ارنست همینگوی در سال ۱۹۵۳ داستانی ساده و مختصر از پیرمردی است که تمام روز را صرف شکار نیزه ماهی بزرگی کرده تا اینکه زمانی که به ساحل می رسد، کوسه ها آن را از چنگش در می آورند.

این کتاب اندیشه ای در این مورد است که چه چیزی ما را به حرکت وا می دارد و چرا، و اینکه چطور با ماهیت زودگذر دستاوردها و شادمانی کنار بیاییم.
 
 هفت کتابی که زندگی جک دورسی مدیرعامل توییتر را متحول کرد
 

بیانیه چک لیست (The Checklist Manifesto) نوشته آتول گاوانده

تمام کارکنان شرکت اسکوئر در اولین روز کاری خود نسخه ای از کتاب «بیانیه چک لیست» را دریافت می کنند، و دورسی یک بار پستی در توییتر منتشر کرد که چندین جلد از این کتاب را خریده تا آن را به دیگران بدهد.

در این کتاب سال ۲۰۰۹، آتول گاوانده پزشک جراح و نویسنده معتقد است که اشتباهاتی از جهل و اشتباهاتی از بی عرضگی وجود دارد، و دسته دوم در جهان مدرن رایج تر است. او باور دارد که راهنماها و چک لیست هایی که به درستی نوشته شده باشند برای اتمام وظایف با نهایت توانایی، الزامی است.
گاوانده وقتی به این نتیجه رسید که او و تیمش چک لیست امنی از جراحی ایجاد کردند که تبدیل به موفقیتی بزرگ در سراسر جهان شد.
 
 هفت کتابی که زندگی جک دورسی مدیرعامل توییتر را متحول کرد
 

سوتراهای یوگای پاتانجلی (Yoga Sutras of Patanjali) نوشته ادوارد اف. برایانت
دورسی بسیار به یوگا علاقمند است، و می توان کتاب «سوتراهای یوگای پاتانجلی» را در کتابخانه شرکت اسکوئر یافت.
یوگا در دنیای غرب به شدت دنیوی است، ولی این کتاب هندو از سال ۴۰۰ راهنمایی است که نه تنها به شما آموزش می دهد چگونه یوگا را انجام دهید، بلکه چگونه از آن حرکات و الگوهای تنفسی برای ارتباط با خداوند استفاده کنید.
 
هفت کتابی که زندگی جک دورسی مدیرعامل توییتر را متحول کرد 
دیدگاه‌ها خاموش

فریلنسر بودن چگونه می‌تواند شما را نجات دهد؟!

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۱٫۲۱ - ۶:۲۲ ٫ق٫ظ


وب سایت یادانه: آیا تا کنون به داشتن یک کار آزاد یا فریلنسر بودن فکر کرده‌اید؟ این ایده‌ای است که بسیاری از اوقات هنگام خسته شدن از کاری که داریم به ذهن‌مان می‌رسد. ولی، آیا باز هم از لحاظ منطقی می‌توان روی انجام این کارها حساب کرد؟ ما این‌جاییم تا دلایلی را به شما بدهیم که آزادکاری یا فریلنسر بودن ارزشش را دارد!

آیا در محیط کار با کسی مشکلی دارید؟ آیا باز هم یکی از همکاران‌تان دوباره لیوان مورد علاقه‌تان را برداشته است؟ زندگی در یک محیط اداری با قوانین خشک و بی‌روحی که دارد، می‌تواند تا حد زیادی شما را بی‌رمق و بی‌حوصله بکند.

اگر بخواهیم جدی‌تر به این موضوع نگاه کنیم، فشاری که در محیط کاری وجود دارد، هر روز تعداد روزافزونی از افراد را متمایل به انجام کارهای آزاد یا فریلنسری می‌کند. چرا که می‌توانند برای خودشان کار کنند و از لحاظ مالی نیز به استقلال بهتری خواهند رسید.

اما داشتن مشتریان خودتان و دوری از کارهای تکراری در محیط‌های خسته‌کننده، چه مزایای دیگری می‌تواند داشته باشد؟ و آیا سودی که در فریلنسر بودن نصیب‌تان می‌شود، ارزش ریسک کردن و کنار گذاشتن یک کار دائمی را دارد؟ البته نگرانی‌هایی هم در رابطه با پیدا کردن شغل و کنار آمدن با درآمدهای غیرمنظم وجود دارد.

ما در وب‌سایت خودمان، علاوه‌بر این‌که با آزادکارها (فریلنسرها) کار می‌کنیم، توانایی‌های آزادکاری را در خودمان تقویت کرده‌ایم تا در صورت لزوم و در مواقع ضروری، هرکدام به‌تنهایی کسب‌و‌کار خودمان را آغاز کنیم!

فریلنسر بودن چگونه می‌تواند شما را نجات دهد؟!

چرا همیشه باید راه‌اندازی یک «شغل آزاد» در اولویت برنامه‌های‌مان باشد؟!

اگر شما از کارتان متنفر باشید؛ طبیعی است که به فکر خروج از آن کار باشید. اما وقتی که شما به شغل خود عشق بورزید؛ فکر کردن درمورد خروج از آن کار کمی عجیب به‌نظر خواهد رسید. با این اوصاف، کارمندان باهوش هر روز باید برای کناره‌گیری از کار و ایجاد یک کسب‌و‌کار آزاد آماده باشند.

دلیل این توصیه این است که آینده همیشه مبهم است. این موضوع که شما امروز از کار خود لذت می‌برید و برای شما بهترین شغل دنیا محسوب می‌شود، اصلاً تضمین‌کننده‌ی فردای شما نیست.

ممکن است در آینده، شرکت با مشکلات مالی روبرو شود و از روی اجبار، تعدادی از کارکنان را اخراج کند. یا این‌که مجبور به کار کردن با همکاری نفرت‌انگیز شوید که تحمل کردنش برای شما غیرممکن باشد.

حتی ممکن است قانون جدیدی در شرکت اعمال شود که به مذاق شما خوش نیاید. علاوه بر این‌ها، هزاران اتفاق دیگر ممکن است بی‌افتد که خوش‌حالی شما را نابود و تبدیل به رنج و عذاب بکند.

داشتن یک برنامه‌ی خروج، مثل داشتن یک کپسول آتش‌نشانی در هنگام آتش‌سوزی است. شغل ما، تنها منبع درآمد ما برای تامین معاش خانواده، پرداخت اجاره و تسویه‌ی اقساط مختلف است.

پیدا کردن شغل جدید، بسیار دشوار است و نیازمند صرف زمان زیادی است. اگر برای آن روز مبادا آماده نباشید، ممکن است از سرناچاری مجبور به انجام کارهایی شوید که از آن‌ها متنفرید.

حالا متقاعد شده‌اید که چرا باید همیشه به فریلنسر بودن به عنوان یک چتر نجات نگاه کنید؟ اگر سردرگم هستید و نمی‌دانید چطور یک برنامه‌ی خروج تنظیم کنید، ادامه‌ی این مطلب را بخوانید.

 فریلنسر بودن چگونه می‌تواند شما را نجات دهد؟!

۱) همیشه برای بی‌کاری خود پس‌انداز داشته باشید

بسیاری از ما اگر یک ماه سر کار نرویم، تمام زندگی‌مان مختل خواهد شد. اگر یک ماه کار نکنیم، چک‌های برگشتی، اجاره‌ و اقساط عقب‌مانده ما را بیچاره خواهند کرد.

دلیل تمام این‌ها نداشتن پس‌انداز اضطراری است. سعی کنید یک حساب جداگانه برای خود داشته باشید که پول‌های خود را برای مواقع ضروری در آن پس‌انداز می‌کنید.

اگر همیشه به اندازه‌ی مخارج چندین ماه در این حساب‌ها پول داشته باشید، پس از بی‌کار شدن، فرصت کافی خواهید داشت تا دوباره روی پای خود بایستید.

۲) با دیگران روابط قوی برقرار کنید


به زبان خودمانی‌تر، سعی کنید هر جایی «آشنا» داشته باشید. تا جایی که ممکن است با افراد مفید و صاحبان کسب و کارهای دیگر هم ارتباط برقرار کنید.

در جلسات مختلف شرکت کنید. برای دوستان و آشنایان خود، کار کمکی و مجانی انجام دهید تا نزد آن‌ها به اعتبار و منزلت برسید. تمام این افراد ممکن است روزی به‌درد شما بخورند.

پس، سعی کنید اجتماعی‌تر باشید و دیگران را حمایت کنید تا در مواقع ضروری، بتوانید از آن‌ها درخواست کمک و حمایت بکنید.

 فریلنسر بودن چگونه می‌تواند شما را نجات دهد؟!

۳) برای داشتن شغل آزادکاری ( فریلنسر ) زمینه‌سازی کنید


به لطف امکانات امروزه، شما می‌توانید از راه‌های مختلفی کسب درآمد کنید. ممکن است یک نویسنده‌ی خوب باشید و یا کسی باشید که آخر هفته‌ی خود را با ساختن زیورآلات سپری می‌کند. همه‌ی ما یک سری علایق و استعداد داریم که در صورت نیاز، می‌توانیم از آن‌ها کسب درآمد کنیم.

در طول مدتی که مشغول به کار هستید، می‌توانید برای داشتن یک شغل آزادکاری یا فریلنسر بودن تمرین کنید. حتی، برای احتیاط، کارت‌های ویزیت خود را هم از الان چاپ کنید. چون ممکن است موقع بی‌کار شدن، پول کافی برای این‌کار نداشته باشید.

سعی کنید با مشتریان شرکت روابط دوستانه ایجاد کنید. چراکه این افراد می‌توانند تبدیل به مشتریان بالقوه‌ی شما در زمان بی‌کاری شوند. در کل، سعی کنید همواره همه‌ی ابزار لازم برای شروع یک کار فریلنسری فراهم باشد تا در صورت لزوم، بلافاصله دست به کار شوید.

دیدگاه‌ها خاموش

« برگه ی قبلیبرگه ی بعدی »