چگونه «خواب»، کسب و کاری میلیارد دلاری شد؟ (۱)

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۲٫۲۹ - ۶:۵۱ ٫ق٫ظ


خبرگزاری ایسنا: خستگی، هنجار جدیدی است و تعجبی ندارد که امروزه شرکت‌ها کالاهایی برای خواب راحت‌تر می‌فروشند. اما چطور شد که «شبی آرام» به کالایی لوکس تبدیل شد؟

«راکول شاه» با شور و شوق خاصی درباره‌ی خواب صحبت می‌کند. او مدیرعامل شرکت «پیزز» (Pzizz) است؛ برنامه‌ای که «صدای دینامیکی طراحی می‌کند» تا شما را «با فشردن یک دکمه» بخواباند. آقای شاه ۱۰ سال قبل از راه‌اندازی برنامه‌ی خودش، در یک شرکت نرم‌افزار پزشکی مشغول بود. اما چالش شخصی‌اش در چرت‌زدن و «شناسایی خواب به عنوان مسئله‌ی بهداشت عمومی»، به او انگیزه داد وارد این حوزه شود.

آیا او از برنامه‌ی خود استفاده می‌کند؟ «اوه خدای من! همیشه». به عنوان یک کارآفرین در حوزه‌ی خواب، عادت خواب او چیست؟ آیا او با چای بابونه به خواب می‌رود یا عادت دارد پیژامه‌ی خاصی بپوشد؟ «من یک تشک بنفش دارم؛ اصلاً شبیه چیزی که شما تا به حال با یک تشک تجربه کرده‌اید نیست. آدم روی آن شناور می‌شود». او واقعاً درباره‌ی به خواب رفتن هیجان دارد. چه‌کسی او را سرزنش می‌کند؟ یک خواب شبانه‌ی خوب، به حافظه، یادگیری و حال‌ و حوصله‌ی ما کمک می کند. بنابراین جای تعجب نیست که سروکله‌ی یک کارآفرینِ صنعت «خواب شاد و پرانرژی»، برای تأمین نیاز ما به خواب بهتر، عمیق‌تر و طولانی‌تر پیدا شده است.

چگونه «خواب»، کسب‌وکاری میلیارد دلاری شد؟

نوعی ربات خواب که ظاهراً کمک می‌کند خواب آرامی داشته باشید!

آنها همه چیز – از ردیاب خواب تا دستگاه‌های «صدای سفید» (صدایی که از تلفیق تمام فرکانس‌های قابل شنیدن برای انساان تولید می‌شود) و لباس‌های با تکنولوژی پیشرفته – ارائه می‌دهند و ادعا می‌کنند که «یک سیستم خواب پیشرفته برای استراحت و ریکاوری» می‌سازند که از مواد بیوسرامیک ساخته شده که «حرارت طبیعی بدن را جذب می‌کند و آن را دوباره به پوست برمی‌گرداند».

از این گذشته یک ربات جدید وجود دارد که «هزاران سال تکنیک تنفس بودایی را بلد است» و این نوید را می‌دهد که شما را به خوابی آرام ببرد؛ به شرط اینکه بغلش کنید. خریدن چنین رباتی ۵۳۹ یورو خرج برمی‌دارد.

کسب‌وکار در دنیای خواب پررونق است. بنا بر گزارش سال ۲۰۱۷، شرکت مشاوره‌ی مدیریت «مک‌کینزی»، برآورد کرده که صنعت بهداشت خواب – شامل هر چیزی از رخت‌خواب و کنترل‌کننده‌ی صدا برای خواب تا مشاوره‌ها و نسخه‌پیچیدن برای لوازم خواب – مجموعاً ارزشی بین ۳۰ تا ۴۰ میلیارد دلار دارد و در یک سال گذشته بیش از هشت درصد رشد کرده است؛ در زمانه‌ای که توانایی ذاتی ما برای خوابیدن، در اثر کار، زندگی روزمره و شریک زندگی محدود می‌شود (تحقیقات اخیر نشان می‌دهد ۳۰ درصد از زوج‌های آمریکایی‌ ترجیح می‌دهند جدا از هم بخوابند).

سرمایه‌داری، خوب یا بد، دنبال راهی است که خواب راحت را دوباره به ما بفروشد. به بازار تشک نگاه کنید؛ در سال‌های اخیر تشک‌ها به کالایی وسوسه‌انگیز تبدیل شده‌اند. تشک‌ها توسط شرکت‌هایی رو به رشدی فروخته می‌شوند که مثل استارت‌آپ عمل می‌کنند و به سرمایه‌هایی دسترسی دارند که معمولاً با «سیلیکون‌ ولی» (مرکز اصلی شرکت‌های فناوری) در ارتباطند. شرکت کاسپر (Casper) که یک خرده‌فروشی آنلاین تشک در نیویورک است، در سال ۲۰۱۵، تنها یک سال بعد از راه‌اندازی شرکت، ۱۰۰ میلیون دلار فروش داشت. شرکت انگلیسی سیمبا که سال ۲۰۱۶ کارش را شروع کرد انتظار دارد فروشش در یک سال آینده به ۱۰۰ میلیون پوند برسد. برنامه‌ی پیزز هم در اکتبر سال ۲۰۱۶ راه‌اندازی شده و تا حالا بیش از نیم‌میلیون‌بار در ۱۶۰ کشور جهان دانلود شده است.

چگونه «خواب»، کسب‌وکاری میلیارد دلاری شد؟

عینک‌های مخصوص جلوگیری از نورآبی صفحه‌های نمایش این نوید را می‌دهند که می‌توانید قبل از خواب بدون نگرانی به صفحه‌ی نمایشگر خیره شوید

اما ظهور ناگهانی این صنعت چه فایده‌ای برای زندگی ما دارد؟ آیا ما با «بحران خواب» مواجهیم؟ پاسخ ساده، «بله» است. دکتر گای میدوز، یکی از مؤسسان و مدیر علمی «دانشکده‌ی خواب» می‌گوید: «ما با اپیدمی بی‌خوابی مواجهیم. یک طوفان تمام‌عیار در اتاق خواب ما رخ داده و نمی‌گذارد ما با آرامش بخوابیم». او می‌گوید: «خستگی، یک عرف جدید است». اینترنت با مطالبی درباره‌ی نگرانی در خصوص خواب، کیفیت، طول و منظم بودن آن لبریز شده است. مقالات جدید به ما هشدار می‌دهند که «یک خواب شبانه‌ی بد، ممکن است سطح پروتئین مربوط به آلزایمر را افزایش دهد» و «کسانی که دیر از خواب بیدار می‌شوند در معرض خطر روزافزون مرگ زودرس قرار دارند» و توضیح می‌دهند که چرا «خوابیدن با لباس خواب نامناسب می‌تواند بر خواب شما تأثیر بگذارد».

کودکان در سرتاسر جهان کمتر می‌خوابند. برای مثال در انگلستان، همراهان بیمارستانی کودکان زیر ۱۴ سال که با اختلالات خواب دست به گریبانند، در ۱۰ سال گذشته سه برابر شده است. مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌ها گزارش می‌دهند که یک‌سوم بزرگسالان آمریکایی معمولاً کمتر از میزان توصیه شده می‌خوابند. سازمان بهداشت جهانی توصیه می‌کند خواب شبانه بین هفت تا ۹ ساعت باشد اما تحقیقات سال ۲۰۱۳ بنیاد ملی خواب نشان داد که بزرگسالان بالغ در انگلیس، شبِ جمعه بطور میانگین فقط شش ساعت و ۴۹ دقیقه می‌خوابند. مردم در متروی نیویورک اغلب خواب می‌مانند و شهردار این شهر از طرحی برای بیدار کردن آنان پشتیبانی می‌کند.

ادامه دارد…

دیدگاه‌ها خاموش

اهمیت رفتار حرفه‌ای در محل کار

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۲٫۲۹ - ۵:۴۹ ٫ق٫ظ


وب سایت روزیاتو: آیا تا به حال برایتان پیش آمده که در محل کار کسی که هم اندازه شما کار و تلاش می‌کند، بیشتر مورد توجه قرار بگیرد و همه امکانات و توجهات برای او باشد؟ یا برایتان پیش آمده که مصاحبه کاری بروید و با اینکه تصور می‌کنید همه چیز خیلی خوب پیش رفته، اما دیگر با شما تماس نگیرند و نتوانید شغل دلخواهتان را تصاحب کنید؟

اگر پاسختان بلی است، شاید لازم باشد به غیر از مهارت‌های حرفه‌ای و توانایی‌های شغلی خود، به مسایل دیگری هم توجه داشته باشید.

اهمیت رفتار حرفه‌ای در محل کار را درک کنید

برای این منظور، در وهله اول باید آداب اجتماعی را بیاموزید. شما باید یاد بگیرید که در مکان‌ها و مراسم‌های رسمی به طور شایسته‌ای رفتار کنید و از فعالیت‌های غیررسمی و کودکانه پرهیز کنید.

در محیط‌های کاری و مصاحبه‌ها همیشه این را به یاد داشته باشید که شما را برای مهارت‌ها و توانایی‌های شغلی‌تان انتخاب می‌کنند نه شخصیت جذاب‌تان! بنابراین، بهتر است در محل کار خودنمایی کردن را فراموش کرده و به کار و ارتباط‌های شغلی خود بیندیشید.

مواردی که در زیر نوشته شده، از جمله آداب اداری هستند که خوب است همیشه رعایت کنید. برای آشنایی با آنها تا انتهای مطلب همراهمان باشید.

رفتار دوستانه

هیچ‌کسی از شما انتظار ندارد در تمام روز کاری لبخند گوشه لب‌‎هایتان باشد. اما این را به یاد داشته باشید که رفتار دوستانه داشتن و گشاده‌رو بودن درهای ارتباطات بهتر را می‌گشاید. کج‌خلقی، عصبی بودن یا بداخلاقی کردن می‌تواند یک گروه کاری را از هم بپاشد زیرا دیگران تصور می‌کنند که شما مشتاق کار کردن با آنها نیستید.

چند ترفند ساده و کاربردی برای گشاده‌رو بودن در محل کار:

  • روز کاری خود را با یک سلام و احوالپرسی بسیار کوتاه آغاز کنید. به همکاری که در میز بغل‌دستی شما نشسته با لبخند سلام کنید تا یک روز خوب برای هر دو شما رقم بخورد.
  • با کسانی که نمی‌شناسید دست داده و خود را به آنها معرفی کنید.
  • با همکاران خود احوالپرسی کنید.

در ارتباط بودن

این را به خاطر داشته باشید که بین تعامل با دیگران و حضور در جلسه‌های غیبت و شایعه‌پراکنی تفاوت بسیار زیادی وجود دارد. ایده بسیار خوبی است که در جریان اتفاق‌ها باشید و آن را با دیگران هم به اشتراک بگذارید. اما از حواشی و مواردی که از صحت آنها اطمینان ندارید به شدت دوری کنید.

بر فرض مثال، اگر خبری مربوط به وظایف کاری خودتان به گوشتان خورد، به جای صحبت‌های خاله‌زنکی به سراغ مدیر یا سرپرست خود بروید و اصل ماجرا را از وی جویا شوید. مثلا بپرسید که آیا قرار است شرح وظایفتان تغییر کند؟ البته، به‌هیچ عنوان به شایعاتی که شنیده‌اید اشاره نکنید زیرا اولین ترکش منفی آن به خودتان خواهد خورد.

حواس‌پرتی

مواردی که موجب حواس‌پرتی یا ایجاد اختلال در کارتان می‌شود را کشف کنید. این مساله در هر اداره یا دفترکاری بسیار عادی است و این شما هستید که باید شیوه برخورد با این وضعیت را پیدا کرده و اجرا کنید.

در وهله اول باید بدانید که کدام کار یا موضوع برایتان از ارزش و اعتبار بیشتری برخوردار است و رسیدگی به آن را در اولویت قرار دهید.

در زیر به تعدادی از ترفندهای لازم برای مدیریت چنین شرایطی اشاره شده است:

  • اگر در یک جلسه کاری موبایل شما زنگ خورد، بدون اینکه به آن نگاه کنید، تماس را قطع کنید؛ مگر اینکه دلیل بسیار مهمی برای جواب دادن داشته باشید. در این شرایط، از قبل به کسی که در راس جلسه قرار دارد بگویید که ممکن است یک تلفن ضروری به شما بشود و مجبور باشید که چند دقیقه اتاق را ترک کنید.
  • وقتی کسی وسط کار نزد شما می‌آید به او نشان دهید که سرتان حسابی شلوغ است. اگر کار فرد بسیار مهم است، در سریع‌ترین حالت ممکن به آن رسیدگی کنید. بهتر است در شرایط مساعد به همکاران خود اعلام کنید که وقتی مشغول کار هستید، فقط در صورتی که کار ضروری دارند سراغتان بیایند، در غیر این صورت نمی‌توانید پاسخگویشان باشید.
  • کاری را که می‌توان از طریق ایمیل یا اپ‌های پیام‌رسان به انجام رساند را با رفتن بالای سر فرد انجام ندهید زیرا این کار باعث ایجاد اختلال در انجام وظایف آن شخص خواهد شد.

توجه به سیاست‌های دفترکار

هر شرکتی خط‌مش خودش را دارد و کارمندان ملزم به رعایت آن هستند. نباید هرگز منفی به این موضوع نگاه کنید. به این فکر کنید که همه شما در این شرکت برای یک هدف واحد تلاش می‌کنید: موفقیت شرکت.

پس با رعایت مواردی که در زیر اشاره شده سعی کنید همسوی سیاست‌های محل کار خود باشید:

  • حتی اگر در مراسمی مسئولیتی ندارید هم بهتر است در صورت امکان در انجام آن مشارکت کنید. این از روحیه کارگروهی شما نشان دارد.
  • هرگز در جلسه‌های کاری دیر نکنید.
  • اگر کسی از میان همکاران خرابکاری می‌کند هرگز در میان جمع به او اعتراض نکنید. در خلوت و تنهایی با هم در مورد اشتباهش صحبت کنید و اگر پیشنهادی برای بهبود اوضاع دارید، مطرح نمایید. به این فکر کنید که گاهی هم شما به کمک دیگران نیاز خواهید داشت و بدون شک دوست ندارید بقیه برای اشتباهاتتان مواخذه‌تان کنند.
  • وقتی در شرکت کسی ارتقا پیدا می‌کند یا پاداش می‌گیرد طوری رفتار نکنید که گویا او شایستگی این جایگاه را نداشته است. حسادت هرگز پسندیده نیست. همیشه مثبت باشید و به این فکر کنید که شاید نفر بعدی که مورد تشویق قرار می‌گیرد، شما هستید.

ارتباطات اجتماعی

گروه‌های کاری زمانی می‌توانند بسیار موفق ظاهر شوند که همکاری مشترکی با هم داشته باشند و دغدغه همگی آنها، هدف غایی شرکت یعنی موفقیت باشد. برای اینکه همه افراد به یک نسبت در جریان امور شغلی قرار داشته باشند، بهتر این است که اخبار به صورت ایمیل گروهی برای همه اعضا ارسال شود.

برخی از ترفندها برای داشتن ارتباط‌های اجتماعی سالم و موفق به شرح زیر است:

  • وقتی ایمیل ارسال می‌کنید، نکات کلیدی را مختصر و مفید معرفی کنید و از زیاده‌گویی بپرهیزید. حواستان باشد که همه مسایل و مواردی که قصد بیانشان را دارید را به صورت جداگانه توضیح دهید.
  • اگر متوجه مساله‌ای نشده‌اید حتما آن را در ایمیل خود بگنجانید، شاید بقیه هم درک درستی از آن نداشته باشند.
  • اگر مخالفتی دارید آن را جداگانه و به‌طور شخصی مطرح کنید. این برای هر دو طرف ماجرا بسیار بهتر خواهد بود و از شیوع هرگونه حرف و حدیث نامربوطی هم پیشگیری خواهد شد.
  • هرگز نظر خود در مورد یک شخص را در ایمیل‌های گروهی شرکت ننویسید زیرا می‌تواند مصداق شایعه‌پراکنی یا غیبت باشد.

مسایل شخصی

انسان‌ هرگز از حواشی زندگی فردی و کاری خود مصون نیست. بنابراین همه ما باید بیاموزیم که برای افکار و عقاید دیگران ارزش قایل باشیم و تفاوت‌هایمان را قبول کنیم. به این صورت دیگر کارهای بقیه برایتان مهم نخواهد بود و سعی نمی‌کنید در مسایلی که ربطی به شما ندارند، دخالت کنید.

این مشکلات در محیط کار نیز به وفور دیده می‌شوند و به همین خاطر مهم است که در مورد فرهنگ و عقاید همکاران خود خیلی کنکاش نکنید و به این موضوعات کاری نداشته باشید.

دیدگاه‌ها خاموش

در مورد طراحی لوگو چه می‌دانید؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۲٫۲۸ - ۲:۳۲ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت – ترجمه شادی حسن پور: برای یک کار آفرین، همیشه لحظه ای وجود دارد که ایده اش دیگر فقط یک ایده نیست. می دانید، همان لحظه ای که با خود می گویید «این ایده واقعا کارساز است!» و اگرچه می توانید مدتی را بدون سرمایه گذاری برای برندسازی بگذرانید، اما ترجیح می دهید از همان ابتدا اسم مناسبی را برای کسب و کار خود انتخاب کنید و به طراحی لوگو بپردازید.

چرایی طراحی لوگو برای کسب و کار

لوگو به نوعی، جنبه حرفه ای بیشتری به کسب و کارتان می بخشد. ممکن است در زیرزمین خانه تان مشغول کار آفرینی باشید، اما لوگو به مشتریانتان نشان می دهد که کسب و کار جدی ای دارید. طراحی اولیه لوگوی تان ممکن است روی یک تکه کاغذ یا در یک نرم افزار حرفه ای صورت بگیرد. اما بهتر است به خوبی در مورد آن فکر کنید.

باید لوگویی را طراحی کنید که بتوانید به آن افتخار کنید. قبل از اینکه کارتان را شروع کنید، بهتر است حس خوبی نسبت به لوگوی خود داشته باشید، چرا که این لوگو را روی همه چیز خواهید دید: در وب سایت، روی محصولات، کارت های ویزیت، خبرنامه ها، فاکتورهای، شبکه های اجتماعی تان و تبلیغات. اگر لوگوی ضعیفی داشته باشید، به مشکل خواهید خورد. مدت زمان بگذارید و لوگوهای متفاوتی را طراحی کنید و ببینید که کدام یک مناسب ترین لوگو برای کسب و کار شماست.

در مورد طراحی لوگو چه می دانید؟

حقایقی در مورد لوگو

وقتی به عنوان یک کارآفرین نوپا مشغول طراحی اولین لوگوی خود هستید، به چه چیزهایی باید توجه کنید؟ در این مقاله پنج نکته ای را بیان می کنیم که باید در ذهن داشته باشید:

۱٫ طراحی لوگو، بودجه خیلی زیادی نمی طلبد

افراد زیادی در مورد اهمیت طراحی لوگو صحبت می کنند. اما اگر یک کارآفرین نوپا هستید و نمی توانید بودجه زیادی را به طراحی لوگوی خود اختصاص دهید، چه؟ بالاخره هیچ استارت آپی در ابتدای کار بودجه زیادی ندارد. اجازه ندهید کسی گول تان بزند. برای طراحی لوگو نباید هزینه زیادی بپردازید. در واقع با صرف هزینه اندکی می توانید لوگوی مناسبی را برای خود دست و پا کنید. پیشنهاد ما این است که به دنبال طراحان گرافیک آزادکار بگردید تا هزینه کمتری بپردازید.

۲٫ خود را در محدودیت قرار ندهید

یکی از بزرگترین اشتباهاتی که باید از آن دوری کنید، این است که خود را هنگام طراحی لوگو در محدودیت قرار دهید. به یاد داشته باشید که استارت آپ شما هنوز تبدیل به کسب و کار کاملی نشده است و هر آن ممکن است جهت و سوی دیگری به خود بگیرد. اگر لوگوی شما به شکلی انحصاری فقط و فقط در مورد یکی از محصولات فعلی شما باشد، در آینده به مشکل خواهید خورد، چرا که احتمالا بخواهید کارتان را گسترش دهید و گستره بیشتری از محصولات را به مشتریان عرضه کنید. در عوض، مورد انتزاعی تر و انعطاف پذیرتری را انتخاب کنید. اینکه بخواهید با هر بار گسترده تر کردن کارتان، لوگوی خود را نیز تغییر دهید ، کار هزینه بردار و غیر منطقی خواهد بود. شما باید ماهیت کارتان را مدنظر قرار دهید، نه یک محصول یا خدمت خاص را.

۳٫ روی ویژگی های کلیدی متمرکز شوید

اولین لوگویی که برای استارت آپ خود تهیه می کنید، قرار نیست جایزه جشنواره بهترین طراحی لوگو را بگیرد. اگر روی موارد زیر تمرکز کنید، کافی خواهد بود.

سادگی: هیچ نیازی به پرزرق و برق بودن نیست. اگر نگاهی به برندهای بزرگ دنیا بیندازید، متوجه می شوید که لوگوی همه آنها بسیار ساده است. نایکی را که فراموش نکرده اید؟!!

ماندگاری در ذهن: آیا لوگوی متمایزی دارید یا به سادگی ممکن است با لوگوی سایر شرکت ها اشتباه گرفته شود؟ نکته بسیار مهمی که در هنگام طراحی لوگو باید در ذهن داشته باشید، این است که مشتریان بتوانند بین لوگو و برند شما ارتباط برقرار کنند و آن را به خاطر بسپارند.

تناسب: آیا لوگو، مناسب برند شماست؟ فراموش نکنید که لوگوی شما باید معنادار و نماد خوبی برای کسب و کارتان باشد.

۴٫ نمونه های عالی زیادی وجود دارد

زمانی که بحث طراحی لوگو پیش می آید، نباید از لوگوهای مربوط به برندهای دیگر استفاده کنید؛ به ویژه لوگوی رقبایتان! با این حال با بررسی لوگوی سایر شرکت ها، ایده های بسیار خوبی به دست خواهید آورد.

۵٫ طراحی لوگو در ابتدای کسب و کار خیلی هم مهم نیست!

رک بگویم، وقتی هنوز کسب و کار نوپایی دارید، نیازی نیست خیلی خود را برای طراحی لوگو به دردسر بیندازید. شاید کمی پذیرفتن این موضوع سخت باشد، چون در ابتدای کار بسیاری از تصمیمات از سر شور وشوق و احساسات گرفته می شوند. همیشه در میانه راه نیز می توانید لوگوی خود را تغییر دهید و مردم نیز با کمی اعتراض بالاخره آن را خواهند پذیرفت. نمونه بارز این مسئله را در مورد اینستاگرام دیدیم اولین لوگوی خود را با این دیدگاه طراحی کنید که قرار است مدتی بعد تغییر پیدا کند. اجازه دهید کسب و کارتان جان بگیرد، معنا و ارزش های برندتان مشخص شود و سپس لوگویی حرفه ای طراحی کنید تا نشان و نمادی عالی برای کسب و کارتان شود.

دیدگاه‌ها خاموش

چگونه شخصیت مثبتی داشته باشیم

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۲٫۲۸ - ۲:۳۲ ٫ق٫ظ


روزنامه آرمان: اگر ذهن را با دیدگاه‌ها، اطلاعات، کتاب‌ها، گفتگوها، برنامه‌های شنیداری و اندیشه‌های مثبت تغذیه کنید، شخصیت مثبت‌تر و موثرتری را پرورش خواهید داد. تاثیر‌گذار‌ی و استدلال شما بهبود می‌یابد و اعتمادبه‌نفس و خودباوری بالاتری خواهید داشت. وقتی صریح و شفاف تصمیم می‌گیرید که بر ذهن کاملا مسلط شوید، تفکرات و احساسات منفی و محدودکننده را دور بریزید و شخصی کاملا مثبت‌اندیش شوید، اینجاست که می‌توانید شخصیت خود را متحول کنید. با آموزش و تمرین می‌توانید خودباوری و نگرش ذهنی مثبت بسیار بالایی را در خود پرورش دهید. برای این‌که شخصی کاملا مثبت‌اندیش شوید هفت کلید وجود دارد:

چگونه شخصیت مثبتی داشته باشیم

گفت و گوی درونی مثبت

با خودتان مثبت صحبت کنید و گفت وگو‌های درونی خود را کنترل کنید. از عبارات تاکیدی مثبت، اول شخص و در زمان حال مانند «من خودم را دوست دارم!» «من می‌توانم!» «من احساس فوق‌العاده خوبی دارم!» و «من مسئول هستم!» استفاده کنید.ما معتقدیم که ۹۵ درصد احساسات شما با گفت وگو‌های درونی خودتان، درطول روز شکل می‌گیرد. واقعیت تلخ این است که اگر عمدا و آگاهانه با خودتان، مثبت و سازنده صحبت نکنید، ناخودآگاه به چیز‌های ناراحت‌کننده که باعث نگرانی و عصبانیت می‌شود، فکر می‌کنید.همان‌طور که قبلا گفته شد، ذهن شما مثل یک باغچه است. اگر در آن، گل نکارید و از آن مراقبت نکنید، علف‌های هرز بدون هیچ تلاشی در آن رشد می‌کنند.

تجسم مثبت

شاید قدرتمندترین توانایی شما، توانایی «تجسم» و دیدن اهدافتان است، به‌طوری‌که انگار همین الان به‌تحقق رسیده‌اند.تصویری هیجان‌انگیز و واضح از اهداف و زندگی ایده‌آل‌تان بسازید و بار‌ها و بار‌ها آن‌را در ذهن مرور کنید. تمام پیشرفت‌های شما در زندگی، با بهبود بخشیدن به تصویر‌های ذهنی شروع می‌شوند. هرچه خود را در درون‌تان ببینید، در دنیای خارج همان خواهید بود.

افراد مثبت‌اندیش

انتخاب درست کسانی‌که با آن‌ها کار می‌کنید و تعامل دارید، بیشتر از هر عامل دیگری بر احساسات و موفقیت شما تاثیر می‌گذارد. همین امروز تصمیم بگیرید که با افراد مثبت، شاد، خوش‌بین و کسانی که در زندگی اهداف بزرگ دارند معاشرت کنید.به‌هر قیمتی از افراد منفی دوری کنید. این افراد، سرچشمه اصلی بیشتر ناراحتی‌های زندگی هستند. مصمم شوید که از هم‌اکنون، دیگر افراد منفی و اضطراب‌آور را به‌زندگی‌تان راه ندهید.

خوراک ذهنی مثبت

سلامتی شما دقیقا به‌همان مقداری است که مواد غذایی سالم بخورید و به خودتان برسید. همین‌طور سلامت ذهنی و روانی شما به‌همان اندازه‌ای است که ذهن خود را به‌جای «شیرینی‌های ذهنی» با «پروتئین‌های ذهنی» تغذیه کنید.کتاب‌ها، مجلات و مقالات آموزنده و انگیزه‌دهنده بخوانید. ذهن را با اطلاعات و ایده‌هایی که موجب شادمانی می‌شوند و شما را نسبت به خود و آرزوهایتان مطمئن می‌سازند، تغذیه کنید.هنگام رانندگی به مطالب شنیداری سازنده و مثبت گوش دهید. پیوسته به ذهن پیام‌های مثبت وارد کنید که باعث می‌شوند بهتر بیاندیشید و بهتر عمل کنید و در رشته کاری خود تواناتر و کارآمدتر باشید.فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی آموزشی و مثبت تماشا کنید و مطالبی بخوانید که به دانش‌تان بیافزاید و به‌شما حس بهتری نسبت به خود و زندگی بدهد.

چگونه شخصیت مثبتی داشته باشیم

آموزش و پیشرفت درست

تمام افرادی که امروزه در اوج هستند، زمانی در پایین‌ترین جایگاه بوده‌اند و بار‌ها و بار‌ها شکست خورده‌اند و به جایگاه‌های پایین‌تر نزول کرده‌اند.معجزه آموزش و پیشرفت شخصی دراز‌مدت این است که شما را از از شکست به موفقیت و استقلال مالی می‌رساند. وقتی خود را به یادگیری، رشد، بهتر شدن در افکار و فعالیت‌ها متعهد می‌کنید، کاملا بر زندگی خود مسلط می‌شوید و سرعت رسیدن به اوج را به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای افزایش می‌دهید.

عادت‌های سلامتی مفید

از سلامت جسمانی خود حداکثر مراقبت را بکنید. غذا‌های خوب، سالم و مغذی بخورید. یک رژیم غذایی عالی، تاثیری مثبت و فوری بر احساسات و تفکرات شما خواهد داشت.تصمیم بگیرید به‌طور منظم ورزش کنید. حداقل ۲۰۰ دقیقه در هفته را به پیاده‌روی، دو، شنا، دوچرخه‌سواری یا کار با دستگاه‌های ورزشی بپردازید. وقتی با برنامه و منظم ورزش می‌کنید، احساس شادمانی و سلامتی بیشتری دارید

و نسبت به فردی که تمام بعدازظهر را روی کاناپه می‌نشیند و تلویزیون تماشا می‌کند، خستگی و فشار روانی کمتری خواهید داشت.به‌اندازه کافی، استراحت کنید. لازم است به‌طور منظم و به‌ویژه در زمان‌هایی که زیر فشارروانی و سختی هستید، باتری‌های انرژی خود را شارژ کنید. یکی از عوامل زمینه‌ساز احساسات منفی، عادت‌های مضر سلامتی خستگی، نرمش نکردن و کار‌و‌تلاش بی‌رویه است. در زندگی به‌دنبال تعادل باشید.

انتظارات مثبت

داشتن انتظارات مثبت یکی از تکنیک‌های بسیار قوی است که با به‌کارگیری آن می‌توانید شخصی مثبت‌اندیش شوید و زندگی مثبت‌تر و بهتری را تضمین کنید. یعنی آنچه شما با اطمینان منتظرش هستید، به‌احتمال زیاد به‌دست خواهد آمد.از آنجا که خودتان انتظارات را انتخاب می‌کنید، همیشه بهترین‌ها را بخواهید و انتظار موفقیت داشته باشید. هنگام ملاقات با افراد جدید، انتظار محبوبیت داشته باشید. انتظار دست‌یابی به اهداف عالی برای خودتان داشته باشید. وقتی پیوسته در انتظار اتفاقات خوب باشید، به‌ندرت ناامید می‌شوید.

دیدگاه‌ها خاموش

آن غیرممکن را انجام بده!

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۲٫۲۷ - ۲:۵۴ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت – ترجمه شادی حسن پور: تمرین خود تخریبی به شما در پاکسازی مسیر کار آفرینی کمک خواهد کرد. «همه ما با موقعیت های فوق العاده زیادی مواجه می شویم که خود را در قالب موقعیت های غیرممکن به ما نشان می دهند.»

سال جدید بهترین فرصت برای ایجاد عادات جدید و به دست آوردن نقطه نظر و دیدگاه های تازه و متفاوت است. چالشی برایتان دارم با افکار و اعمال تان اینقدر خود را تخریب نکنید! اغلب پیش می آید که ما محدودیت هایی برای خود قائل می شویم که ما را از زندگی رویایی مان دور می کنند. این رویاها هر چه که باشند – از رسیدن به آزادی مالی گرفته تا پریدن از هواپیما، کاهش وزن و گسترش دادن روابط اجتماعی – ممکن است خودمان مانع بزرگی برای خود باشیم؛ مشکلی که اغلب، خود نیز از آن بی خبریم. این مسئله به شکل های زیر اتفاق می افتد:

آن غیرممکن را انجام بده!

۱٫ منطقه آسایش

صدای منتقد درونی مان مایل است که ما را در منطقه ای زیبا و امن نگه دارد. مغز ما این کار را به عنوان محافظت شخصی در نظر می گیرد، زیرا می خواهد ما را از احساس آسیب پذیری، اشتباه کردن، قضاوت یا ناامید شدن باز دارد. این صدا چنین چیزهایی به شما می گوید: «نو ارزشمند نیستی» یا «چقدر کار می کنی!» یا «حالا مگر یک تکه دیگر پیتزا چه مشکلی ایجاد می کند؟» ممکن است چنان به این صدا عادت کنید که دیگر چشم بسته حرف های او را بپذیرید.

۲٫ تصور نادرست از خود

این تصویر ممکن است ناشی از مشکلاتی باشد که از دوران سخت کودکی، طلاقی دردناک یا رئیسی بداخلاق سرچشمه گرفته اند و ممکن است چنان با این تصویر خو گرفته باشید که دیگر حتی برای کنار گذاشتن این فکر نیز تلاشی نکنید. ما اسیر الگوها می شویم، سپس کل زندگی مان را بر محوریت این معیارها قرار می دهیم، چرا که به این کار عادت کرده ایم. حصارهایی که برای مراقبت از خود، دورمان کشیده ایم، فقط باعث محدودشدن زندگی و توانایی مان می شود.

۳٫ ترس

هر کاری که در زندگی انجام می دهید، یا از سر ترس یا از سر عشق است. ترس، همان انرژی «منفی» ای است که باعث می شود دست از کار بکشیم، پنهان شویم و در سکوت رنج بکشیم. عشق، همان انرژی مثبتی است که ترغیب می کند، درمانگر است و باعث می شود با آغوش باز چیزی را بپذیریم. ترس از ناشناخته ها، ترس از شکست، ترس از طرد و قضاوت شدن اغلب ما را عقب نگه می دارد. اما اگر نتوانید با این ترس مبارزه کنید، آنگاه دیگر نخواهید دانست که توانایی انجام چه کاری را دارید.

آزمون خودتخریبی

آیا این موارد خودتخریبی برایتان آشنا به نظر می رسیدند؟ اگر چنین است، از شما می خواهم که با من همراه شوید و چند لحظه را به این تمرین خلاقانه اختصاص دهید تا فرضیه های اشتباه خود را کنار بگذارید:

مرحله اول: یک تکه کاغذ را به سه ستون تقسیم کنید.

مرحله دوم: در اولین ستون، فهرستی از تمام کارهایی را بنویسید که اگر امکانش را داشتید، انجام شان می دادید.

مرحله سوم: در ستون دوم و روبه روی هر ک دام از موارد قبلی، موانعی را یادداشت کنید که باعث غیرممکن به نظر رسیدن آن می شوند.

مرحله چهارم: سپس در ستون سوم، فهرستی از روش هایی را بنویسید که برای غلبه بر آن مانع به ذهنتان می رسد. زمانی که دارید این کار را انجام می دهید، به یاد داشته باشید: نباید راه حل هایتان را محدود به کارهایی کنید که فقط خودتان انجام می دهید. به روش هایی که با کمک گرفتن از دیگران نیز قابل اجرا هستند، فکر کنید.

مرحله پنجم: حالا نگاهی به فهرست تان بیندازید. چه چیزی دارید؟ آیا اکنون برخی از آن موقعیت های غیرممکن، «ممكن» به نظر می رسند؟

من می خواهم به شما بگویم که ما خیلی بیشتر از آنچه فکرش را می کنیم، مقاوم هستیم. اجازه ندهید که ترس ها، خودتخریبی یا منطقه آسایش تان، شما را از موفقیت دور نگه دارند. احتمال دارد که چیز جدیدی را امتحان کنید و شکست بخورید. اما من به شدت معتقدم که ما حسرت کارهایی را که انجام داده ایم، نمی خوریم، بلکه چیزهایی که امتحان نکرده ایم هستند که باعث حسرت و اندوه مان خواهند شد.

حالا که اطلاعات بیشتری در مورد این پدیده به دست آوردید، گوشتان را تیز کنید و به مردم گوش دهید که می گویند: «ای کاش می توانستم …»، «غیرممکن است که …» یا «نمی توانم چون …». زمانی که چنین نظراتی را شنیدید، از خود بپرسید که «چه کاری برای حل کردن مشکل این فرد می توانم انجام دهم؟ چه کسب و کاری ممکن است گره از چنین مشکلاتی باز کند؟»

به این شکل، ممکن است ایده کسب و کاری به ذهنتان برسد یا موقعیتی برای کسب ثروت و موفقیت به دست آورید؛ یا حداقل یاد می گیرید که مثل یک کارآفرین فکر کنید.

دیدگاه‌ها خاموش

۱۰ عادت مهم میلیاردر‌ها برای پولدار شدن

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۲٫۲۷ - ۲:۵۳ ٫ق٫ظ


و‌ب‌سایت روزیاتو: کسانی که امروزه در صدر ثروتمندترین مردان و زنان جهان قرار دارد لزوماً کلاهبردارانی موفق یا فرزندانی که ثروت زیادی به آن ها رسیده نیستند. امروزه افرادی که به موفقیت تجاری دست یافته اند مورد تحسین قرار می گیرند. آن ها تحصیلکرده، مودب و متین بوده و جایگاه اجتماعی شان نه بر اساس ثروت و دارایی هایی که دارند بلکه بر اساس کارهای خیرخواهانه و بشر دوستانه ای که انجام می دهند سنجیده می شود. از همه مهم تر از این قهرمانان که توانسته اند با تلاش خود به ثروت و موفقیتی بزرگ دست یابند می توان روش های پولدار شدن را یاد گرفت. در ادامه این مطلب می خواهیم شما را با عادات و سبک زندگی بسیاری از میلیاردرهای جهان آشنا کنیم که سهم زیادی در پولدار شدن آن ها داشته و شما نیز می توانید با بهره بردن از آن ها تغییر عمده ای در زندگی خود ایجاد کنید.
 
۱۰ عادت مهم میلیاردرها که برای پولدار شدن باید آن ها را در خود نهادینه کنید 
10. هدف خود را یافته و برای آن برنامه ریزی کنید

استیو جابز قصد ساخت تلفن همراه در مقیاس گسترده نداشت. هدف او تنها ساخت تلفن همراهی بود که بتواند مانند کامپیوتر عمل کند اما استفاده از آن آسان باشد. اگر در فکر پولدار شدن هستید باید هدف شما خاص و مشخص شده باشد. برای مثال شما دوست دارید کیک بپزید و دوست دارید این کار را هر روز انجام دهید و البته انجام دادن این کار برای پول نیز از نظر شما ایده بدی نخواهد بود.

اگر بخواهید برای این هدف خود برنامه ریزی کرده و آن را فرمول بندی کنید نباید بگویید:” می خواهم برای پولدار شدن کیک بپزم”. هدف درست بدین شرح است:” هدف من باز کردن یک شیرینی فروشی است که بتوانم کیک هایم را در آن جا بفروشم”.

9. نقشه ای کشیده و آن را دنبال کنید

چطور می خواهید به سراسر جهان سفر کنید؟ از چه نوع سیستم حمل و نقلی استفاده خواهید کرد؟ مسیر شما چگونه خواهد بود؟ چه زمان سفر خود را شروع خواهید کرد؟ ایلان ماسک می خواهد که جوامعی انسانی در مریخ ایجاد کند. وی پس از این که نقشه این کار را آماده کرد به این نتیجه رسید که بزرگ ترین مانع او در این راه هزینه سفر به سیاره سرخ است. از این رو وی اکنون در تلاش است که یک سیستم حمل و نقل فضایی مقرون به صرفه را برای سفر به مریخ طراحی کرده و بسازد.

عادت برنامه ریزی برای اهداف کوتاه مدت و بلند مدت به منظور پولدار شدن به شما کمک می کند که ضعف های عمده و وظایف عمده که باید روی آن ها تمرکز کرد شناسایی شوند.

۸٫ خودتان را عقب نگه ندارید
شاید شما نیز در مورد هوش عاطفی و احساسی چیزی شنیده اید. توانایی و هوش عاطفی در واقع سرکوب کردن آن نیست بلکه کانالیزه کرده و مدیریت کردن آن است. به عبارت دیگر توانایی نشان دادن احساسات در زمان و مکان مناسب به شما کمک می کند به اهدافتان برسید. از این رو اگر قصد پولدار شدن و رسیدن به اهداف جاه طلبانه دارید از بروز دادن احساسات و عواطف خود خودداری نکنید.
 
10 عادت مهم میلیاردرها که برای پولدار شدن باید آن ها را در خود نهادینه کنید 
7. کاری که دوست دارید را انجام دهید

اشتیاق به کار را نمی توان به صورت آگاهانه بالا برد و اگر عاشق کارتان نباشید به سختی می توان دیدگاه شما در مورد آن را تغییر دهید. اگر هم نتوانید آن کار را رها کنید باید دلیلی برای دوست داشتن و ادامه کار خود و البته باور به آن پیدا کنید.

۶٫ آگاهانه پول خرج کنید

اگر لازم است یک لباس نو بخرید این کار را انجام دهید. اما قبل از این که این کار را بکنید به این فکر کنید که این لباس جدید تا چه اندازه شما را به هدفتان نزدیک خواهد کرد. استیو جابز می گوید:” خرج کردن متفکرانه و هوشمندانه یک دلار بسیار سخت تر از بدست آوردن آن است”.

5. از وقتتان هوشمندانه استفاده کنید

زمان دارایی ارزشمندی است و درست مانند هزینه کردن سرمایه، در مورد صرف زمان نیز باید بسیار هوشمندانه عمل کرد. منظورمان این نیست که هر لحظه و هر دقیقه مشغول کار و تلاش باشید بلکه درست برعکس این را می گوییم. از زمان هوشمندانه استفاده کنید یعنی این که همیشه زمانی را به بازسازی روحی و جسمی خود اختصاص داده و سعی کنید به هیچ وجه از مسیر رسیدن به اهدافتان خارج نشوید. مارک زاکربرگ در این باره می گوید:” من می خواهم زندگی ام را از چیزهایی که هیچ معنی ندارند پاک کنم. به نظرم اگر بخشی از انرژیم را صرف چیزهای احمقانه و بیهوده در زندگی خود مانند انتخاب لباس کنم نمی توانم روی هدفم تمرکز کرده و کارم را انجام دهم”.

 
10 عادت مهم میلیاردرها که برای پولدار شدن باید آن ها را در خود نهادینه کنید 
4. اولویت بندی کنید

ایلان ماسک به وجود منظومه شمسی باور دارد اما می داند که توانایی کافی برای همه چیز را ندارد. به همین دلیل تمام تلاش خود را در کمپانی های تسلا و اسپیس ایکس متمرکز کرده و مدیریت پروژه شهر خورشیدی را به کارشناسان دیگر سپرده است.

روزهای دوشنبه و پنج شنبه ماسک به دفتر کارش در اسپیس ایکس می رود و سه شنبه ها و چهارشنبه ها در دفتر کارش در شرکت تسلا کار می کند. عادت اولویت بندی نه تنها در کار بسیار مفید است بلکه در جنبه های دیگر زندگی نیز ارزش خود را نشان می دهد. اگر کارهای زیادی برای انجام دادن دارید، سعی نکنید همه این کارها را به طور همزمان پیش ببرید بلکه روی یکی از این کارها تمرکز داشته باشید. اگر تصمیم گرفتید شب را با خانواده بگذرانید سعی کنید با کار و صحبت کردن با دوستان، لذت در کنار خانواده بودن را از دست ندهید.

۳٫ زندگیتان را پیچیده نکنید

پیشرفت تکنولوژی بسیاری از کارها را آسان ساخته است. خرید کردن و رزور کردن در اینترنت، وسایل خانگی اتوماتیک، ابزارهای مدرن ارتباطی- همه این ها باعث شده که بخش زیادی از وقتمان را ذخیره کنیم و به مقدار قابل توجهی از سختی تلاش هایمان کاسته شود. با این وجود گاهی اوقات سختی های زندگی نه از بیرون بکله از درون خودمان برایمان مشکل ساز می شوند. ریچارد برانسون در این باره می گوید:” میل به پیچیده کردن مسایل دشمن شماست. هر کسی می تواند چیزهای پیچیده بسازد. انجام دادن کارها به روشی ساده سخت است”.

 
10 عادت مهم میلیاردرها که برای پولدار شدن باید آن ها را در خود نهادینه کنید 
2. به کلیشه ها و اولویت های دیگران نه بگویید

جای زن در آشپزخانه است، مردان واقعی گریه نمی کنند، ما به بچه نیاز داریم تا زمانی که پیر شدیم کسی را داشته باشیم از ما مراقبت کند و تمام دیگر کلیشه های اینچنینی نه تنها درک ما از واقعیت را مخدوش می کنند بلکه ما را از داشتن یک زندگی خوب، رسیدن به اهداف و شاید بودن باز می دارند. استیو جابز در این باره می گوید:” زمان شما محدود است. به همین دلیل نباید آن را با زندگی کردن در نقش های دیگران تلف کنید. در دام تعصب نیفتید. اجازه ندهید سر و صدای دیگران و عقایدشان  صدای دورن شما را از بین ببرد”.

1. تنها برای خودتان زندگی نکنید

برای بسیاری از میلیاردرهای سرشناس امروزی، کارهای خیریه و بشردوستانه یک اولویت است. بسیاری از آن ها پول های زیادی را برای کمک به افراد نیازمند، برای توسعه هنر، آموزش و علوم پزشکی صرف می کنند. بیل گیتس و وارن بافت کمپینی راه انداخته اند که هدف آن جمع آوری ثروتمندانی است که قبول کنند نیمی از درآمدها و ثروت خود را صرف امور خیریه و بشردوستانه کنند. بیش از ۱۵۰ مرد و زن ثروتمند جهان در این کمپین حضور دارند که از آن میان می توان به مارک زاکربرگ، جورج لوکاس، ویکتور پینچاک و ولادیمیر پوتانین اشاره کرد. زاکربرگ می گوید:” نسل هزاره یکی از آن نسل هایی است که بیشترین پول را در طول تاریخ صرف کارهای عام المنفعه کرده است. اما همه چیز تنها در مورد پول نیست؛ شما می توانید وقتتان را صرف این کار کنید”.

دیدگاه‌ها خاموش

آینده «بازاریابی محتوا»، تحت تاثیر این ۵ مورد

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۲٫۲۶ - ۶:۱۱ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت – ترجمه شادی حسن پور: تکنولوژی های جدید همه چیز را، از تولید محصول گرفته تا توزیع آن، آسان تر کرده اند و راه های جدیدی را پیش روی بازاریاب ها قرار داده اند تا مشتریان جدیدی به دست آورند. برندهای هوشمند به دنبال روش هایی هستند که به وسیله آنها بهتر بتوانند به خواسته ها و نیازهای مخاطبانشان پی ببرند. به کارگیری تکنیک های جدید باعث پیشگامی کسب و کارها و بازاریاب های حرفه ای می شوند. در ادامه می خواهیم به پنج جریان بازاریابی محتوایی اشاره کنیم که به گفته متخصصان امور بازاریابی، بهتر است در سال آینده و در هنگام تدوین استراتژی های بازاریابی، مورد استفاده قرار گیرند.

۱٫ مصرف کنندگان را غرق در واقعیت مجازی کنید.
 
واقعیت مجازی مدتی است که در حیطه املاک و مستغلات و همچنین امور تفریحی و ورزشی به کار گرفته شده است. کسب و کارهایی که می خواهند محتوایی عمیق و فراموش نشدنی را به مشتریان خود ارائه کنند. از این تکنولوژی بهره می گیرند. شرکت های تکنولوژیکی مانند سونی، فیس بوک و اپل نه تنها واقعیت مجازی، بلکه واقعیت افزوده را نیز در نوآوری ها و سرمایه گذاری های اخیر خود گنجانده اند. تخمین زده می شود که هزینه های مربوط به واقعیت مجازی و افزوده در سال ۲۰۱۷ به سه میلیارد دلار برسد.
 
این ارقام نشان می دهند که این دو نوع «واقعیت» فرصت های بیشتری را برای بازاریاب ها فراهم می کنند تا محتوای بهینه تری برای مصرف کنندگان تولید کنند. به عنوان مثال شراکت دو کمپانی «واقعیت مجازی ماندت» و «پادکست وان» مثال خوبی در مورد این موضوع است. با همکاری این دو شرکت از این پس شنوندگان پادکست ها می توانند همزمان با گوش دادن به فایل های مورد علاقه شان، گوینده آن را نیز به طور ۳۶۰ درجه ببینند. این تازه نمونه خیلی ساده و کوچکی از استفاده از این تکنولوژی است.
 
  5 جریانی که آینده «بازاریابی محتوا» را تحت تاثیر قرار خواهندداد
 
 

2. استفاده از هوش مصنوعی برای ویرایش متون
 
هوش مصنوعی، در عصر ترافیک سنگین محتوا، تولید آن را قابل پیش بینی تر، شخصی تر و کارآمدتر خواهدکرد. شرکت Open Influence تنها یکی از شرکت هایی است که از هوش مصنوعی برای شناسایی عکس ها و بررسی میزان تاثیرگذاری اینفلوئنسرهای مختلف در تبلیغات محصولات مختلف استفاده می کند. میکی دیونیزیو، مدیر ارشد فناوری این شرکت می گوید که «ما اکنون می توانیم میلیون ها محتوای مختلف را در کمپین های بازاریابی از طریق افراد تاثیرگذار بررسی و آنها را به وسیله Amazon Rekognition قابل جست و جو کنیم. هوش مصنوعی به ما اجازه می دهد تا افراد تاثیرگذار در حیطه های خاص را شناسایی و به شکل کارآمدی عملکرد کمپین ها را پیش بینی و تحلیل کنیم. این موضوع به بازاریاب ها اجازه می دهد تا افراد مناسبی را برای کمپین هایشان انتخاب کنند.»

3. تولید محتوای باکیفیت از طریق تبلیغات بومی
 
تبلیغات بومی نقشی حیاتی در نسل بعدی استراتژی های تولید محتوا به شمار می آید. مگان جیمز، استراتژیست محتوا در شرکت MGID، بر این باور است که مصرف کنندگان در آینده فاصله خیلی کمی را بین بازاریابی محتوا و تبلیغات بومی خواهنددید، چرا که قوانین سفت و سخت تری که از سوی غول های تکنولوژی، مانند فیس بوک اجرایی شده اند، علاوه بر هوش روزافزون مصرف کنندگان، باعث شده است که بازاریاب ها برای جلب توجه از حقه های قدیمی مانند «طعمه کلیک» (وقتی که تصویر ابتدایی با متن یا ادامه ویدئو همخوانی نداشته باشد) استفاده کنند. تبلیغات بومی و هوشمندانه به یکی از بزرگ ترین روش های توزیع محتواهای بسیار باکیفیت تبدیل خواهدشد.

۴٫ ایجاد ارتباطی واقعی از طریق ویدئوهای زنده (لایو)
 
گزارشی که از سوی یک شرکت تحلیل امور شبکه های اجتماعی به نام Social Bakers منتشر شده است، نشان می دهد که به طور میانگین هر ویدئو در شبکه های اجتماعی ۱۳۵ درصد بیشتر از عکس ها مشارکت مردم را بر می انگیزد. عامل تمایز بخش دیگری نیز وجود دارد: علاقه مردم به ویدئوهای زنده هشت برابر علاقه شان به ویدئوهایی است که هر وقت بخواهند می توانند آنها را ببینند. پس تعجبی ندارد که ویدئوی زنده به ابزار اصلی تولید محتوای آنلاین تبدیل خواهدشد. محتوای ویدئویی تا سال ۲۰۱۹ هشتاد درصد استفاده کلی از اینترنت را دربر خواهدگرفت.

۵٫ داستان سرایی به وسیله کمپین های بازاریابی از طریق افراد تاثیرگذار
 
مردم معمولا علاقه دارند محصولات آزموده شده ای را که دوستان، خانواده یا حتی غریبه ها به آنها توصیه کرده اند، خریداری کنند. تبلیغاتی که از سوی خود برندها یا متخصصان صورت می گیرند، در شبکه های اجتماعی هویتی قابل اعتماد برای مشتریان دارند و مانند پلی بین برندها و مصرف کنندگان عمل می کنند. افراد تاثیرگذار، اجتماعی از افراد وفادار را ایجاد کرده اند که عکس العمل خوبی نسبت به پست های اینستاگرامی آنها نشان می دهند.

دیدگاه‌ها خاموش

رهبران موفق هیچ‌ گاه این جملات را به کار نمی‌برند

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۲٫۲۶ - ۵:۴۹ ٫ق٫ظ


رازمجنون – ترجمه از حمید پاشایی: به عنوان یک رهبر، کلمات شما قدرتمند هستند. سعی کنید از آن ها به شیوه درست استفاده کنید.

انگیزه دادن و روحیه دادن به افراد یکی از مهم ترین وظایف شما به عنوان رهبر است، و کلماتی که بیان می کنید (و اینکه چگونه آن ها را بیان می کنید) قوی ترین ابزار شما است. اگر می خواهید رهبری عالی باشید، عباراتی است که هرگز نباید به زبان بیاورید.

این ها هفت عبارتی هستند که بهتر است آن ها را به طور کامل از فرهنگ لغات خود حذف کنید:

رهبران موفق هیچ وقت این جملات را به کار نمی‌برند

۱٫ «هیچ مشکلی وجود ندارد، تنها فرصت ها وجود دارد.»

بله، مشکل ها به وجود می آیند، و انکار کردن آن ها باعث برطرف شدنشان نمی شود. با اینکه این جمله اغلب استفاده می شود تا اعضای تیم تشویق شوند که خلاقانه تر فکر کنند، در عین حال می تواند این پیام را برساند که وقتی چالش های واقعی به وجود می آید رهبر تیم تمایلی به گوش کردن ندارد. این جمله، رهبر را غیر قابل دسترس و ضعیف نشان می دهد.

راه حل: همیشه تمایل به شنیدن حرف های کارکنان خود داشته باشید، و اطمینان حاصل کنید که آن ها نسبت به این موضوع آگاه باشند. نتیجه این خواهد بود که کارکنان تمایل بسیار بیشتری خواهند داشت که با چالش ها مواجه شوند و راهکارهایی را به شما ارائه دهند.

۲٫ «هیچ کاری را بدون مطرح کردن با من انجام ندهید.»

اگر کسی تازه کار نباشد، مدیریت ذره بینی (مایکرومنجمنت) هر قدم او نه تنها جلوی رشدش را می گیرد، بلکه برای رهبر نیز به همان اندازه بازدهی را پایین می آورد. زمانی که رهبران همه کار را مدیریت ذره بینی کنند، فرایند را در تنگنا قرار می دهند و روحیه کارکنان را تضعیف می کنند. کارکنان زمانی بهره وری دارند که کاری معنادار داشته باشند و منابع و اختیار لازم برای انجام کار خود را در اختیار داشته باشند.

راه حل: به جای مدیریت ذره بینی، انتظارات را از قبل روشن کنید، بررسی کنید که کارکنان از توانایی و مهارت مناسب برخوردار باشند، و فیدبک ها در مورد نحوه عملکرد آن ها را دنبال کنید. هدف این است که افراد مناسب را در جای مناسب قرار دهید و آن ها را قادر سازید که به موفقیت برسند.

۳٫ «هیچ خبر بدی را پیش من نیاور.»

گفتن این حرف ها به کارکنان باعث نمی شود که اخبار بد ناپدید شود، ولی باعث می شود که رهبر نتواند به موقع متوجه مشکل شود تا آن را مدیریت کند. همیشه بهتر است که مشکل را وقتی کوچک است حل کنید تا اینکه به قدری صبری کنید که هزینه بر شود یا اینکه تصویر بدی از سازمان در جامعه ارائه دهد.

راه حل: محیطی ایجاد کنید که در آن کارکنان تشویق شوند تا مشکلات را وقتی که ظاهر می شوند بیان کنند، تا بتوان آن مشکلات را حل کرد.

۴٫ «این مسئله شخصی نیست، کسب و کار همین است.»

کسب و کار به طور کامل در مورد روابط است، و روابط شخصی هستند. کارکنان اکثر وقت کاری خود را سر کار سپری می کنند. رهبرانی که احساسات آن ها را نادیده می گیرند باعث به وجود آمدن خشم و کینه می شوند و کار سختی برای رسیدن به اهدافشان خواهند داشت.

راه حل: فرهنگی ایجاد کنید که در آن کارکنان بدانند که شما شور و شوقی برای کار دارید، ولی در عین حال به آدم ها نیز اهمیت می دهید. با برخورد با آن ها به شکلی که می خواهند با آن ها به آن شکل رفتار شود، نشان دهید که بهشان احترام می گذارید.

رهبران موفق هیچ وقت این جملات را به کار نمی‌برند

۵٫ «ما نیاز به هیچ ایده دیگری نداریم.»

رهبران اغلب ایده های خلاقانه را رد می کنند نه به خاطر اینکه آن ایده ها پتانسیل موفق شدن را ندارند، بلکه به این خاطر که آن ها ظرفیت مواجهه با ترس، عدم قطعیت و اضطراب که از حمایت از ایده ای ناشی می شود که ممکن است نوآورانه باشد ولی دارای ریسک بالقوه مثل ضرر یا قضاوت منفی از سوی رئیسشان است را ندارند. هر چه باشد، اگر رهبران از ایده ای اثبات نشده حمایت کنند و آن ایده با شکست مواجه شود، آن ها باور دارند که خودشان نیز با شکست مواجه خواهند شد. نتیجه ناخواسته این است که سازمان بدون انبوهی از ایده های خلاقانه (و بعضی وقت ها پر ریسک) دچار رونق و پیشرفت نمی شود.

راه حل: از ایده ها و شیوه های تفکر نو با روی باز استقبال کنید. ایده های کارکنان را جدی بگیرید، و از شخصی بی طرف که به او اعتماد دارید بخواهید که ارزیابی کند یک ایده جدید را چگونه می توان از طریق تغییرات در استراتژی یا فرایند اجرا کرد.

۶٫ «من هیچ وقفه ای در کارم نمی خواهم.»

رهبران بارها با وقفه مواجه می شوند. شما نیاز به زمان برای برنامه ریزی و فکر کردن دارید، ولی اگر درِ اتاق شما همیشه بسته باشد و کارکنان هیچ وقت نیایند تا شما را اوضاع باخبر کنند، احتمالاً به این خاطر است که پیام شفاف است: شما بیش از اندازه سرتان شلوغ است که کسی مزاحمتان شود. نکته منفی اینجاست که شما متوجه نمی شوید اوضاع به چه شکل در جریان است و چه چیزی نیاز به راهنمایی شما دارد.

راه حل: کاری که انجام می دهید را متوقف کنید، از پشت کامپیوتر خود بلند شوید و واقعاً به افراد خود گوش دهید. وقتی که لازم است وظیفه ای مهم را حتماً به انجام برسانید و زمان برای گوش کردن ندارید، سعی کنید بگویید «من واقعاً می خواهم به این موضوع گوش دهم چون که موضوع مهمی است. لطفاً یک ساعت دیگر بیا تا بتوانم تمام تمرکز خودم را به آن معطوف کنم.» به این شکل، شما آگاه باقی خواهید ماند و همچنان می توانید کارهایی که برای تکمیلشان به بازه زمانی طولانی تری نیاز دارید را نیز انجام دهید.

۷٫ «شکست جزء گزینه های ما نیست.»

رهبرانی که از این فلسفه استفاده می کنند ترس و اضطراب را به کارکنان خود القا می کنند چون که کسی اجازه اشتباه ندارد. هیچ کس نمی تواند هیچ ریسکی کند یا اینکه هیچ کار جدیدی را امتحان کند چون که همیشه مجبور هستند کارهای مطمئن تر را انجام دهند. این بهترین راه برای رهبران است تا فرهنگی راکد ایجاد کنند و شرکتی بسازند که نمی تواند در بازار رقابت کند. شکست واقعاً ابزاری آموزنده است که چیزی مهم تر را برای ما به ارمغان می آورد.

راه حل: اطمینان حاصل کنید تا کارمندان شما بدانند که شکست نابود کننده نیست. هدف این است که اشتباهات را به سرعت کشف کنیم، آن ها را اصلاح کنیم و به جلو حرکت کنیم. اگر شما منتظر کارهای بی عیب و نقص بمانید، هیچ وقت چیز جدیدی را شروع نخواهید کرد. شکست واقعی، ترس از توسعه ایده ای تا پیش از بی عیب و نقص شدن آن است.

دیدگاه‌ها خاموش

اینفوگرافی: ۵ راه ارتقای کسب و کار با استفاده از اینستاگرام

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۲٫۲۵ - ۹:۳۶ ٫ق٫ظ


رازمجنون: بی شک اینستاگرام، بزرگترین شبکه اجتماعی در سال ۲۰۱۸ است. کسب و کارهای زیادی در اینستاگرام شکل گرفته و این روند روز به روز بیشتر پیشرفت می کند. اگر به دنبال ارتقای کسب و کار خود در اینستاگرام هستید، در اینجا ۵ روش مهم که از تاثیر زیادی برخوردارند را به شما گفته ایم.

برای بزرگنمایی عکس، روی آن کلیک کنید

اینفوگرافی: ۵ روش برای بهترین استفاده از اینستاگرام برای کسب و کارتان در سال ۲۰۱۸

دیدگاه‌ها خاموش

گام‌های بریان تریسی در یک چرخه فروش

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۲٫۲۵ - ۶:۳۸ ٫ق٫ظ


وب سایت آی بازاریابی: یک راه میانبر برای رسیدن به موفقیت در زندگی یا هر صنعت دیگر دنبال کردن رد پای آنهایی است که پیش از شما در آن حوزه یا صنعت به موفقیت دست پیدا کرده اند. این مقوله همچنین در حوزه فروش هم صادق است. این ۷ گام یا ۷ مرحله که باید در هر چرخه فروش جای داده شود، در واقع ۷ گامی است که مثلا هر فرد جویای شغل نیز باید در مراحل جستجو و فرایندمصاحبه شغلی خودش مد نظر داشته باشد.

گام های بریان تریسی در یک چرخه فروش

گام اول – اکتشاف

اگر افرادی را نداشته باشید که به آنها چیزی را بفروشید، در واقع چیزی برای فروش ندارید. هرچیزی با اکتشاف آغاز می شود که در واقع فرایندی است که در آن شما لزوما اقدام به جدا کردن مظنونین از مشتریان بالقوه می کنید. اکتشاف کردن چند شکل مختلف به خود می گیرد. برخی از فروشنده های حرفه ای بر فروش درب به درب و به عبارتی تماس هماهنگ نشده و یکباره تمرکز دارند، درحالیکه برخی دیگر بر شبکه سازی یا کمپین های ارسال محتوای پستی تمرکز دارند.

اینکه شما چگونه دست به اکتشاف می زنید یا اینکه چقدر فرایند اکتشاف را دوست دارید یا از آن نفرت دارید، اصلا مهم نیست؛ چرا که هر فرایند فروشی با این گام آغاز می شود.

گام دوم – ساختن یک رابطه دوستانه

اگر مردم به شما اعتماد کنند، راهی برای داشتن یک رابطه تجاری با شما پیدا می کنند. با این وجود، اگر مردم به شما اعتماد نداشته باشند، دلیلی برای خرید نکردن از شما هم پیدا می‌کنند.

زمانی که تعدادی مشتری  بالقوه پیدا کردید، باید تمرکز خود را تغییر داده و بر ایجاد اعتماد و رابطه دوستانه با آنها متمرکز شوید. اگر در این مرحله خوب عمل نکنید، به شدت در طی مراحل بعدی به زحمت خواهید افتاد.

یک اشتباه معمول در اغلب فروش ها تلاش زیاد برای دوست داشته شدن است. به یاد داشته باشید که در زندگی شخصی و در فروش، مورد احترام و اعتماد قرار گرفتن مهمتر از دوست داشته شدن است.

گام سوم – شناسایی نیازها

نکته جالب یا شاید خنده دار در رابطه با فروش ها اینکه: فروش اصولا تنها در رابطه با افرادی شکل می گیرد که یک خواسته یا یک نیاز داشته باشند که محصول یا خدمت شما بتواند آن را رفع یا حل کند. هر قدر تعداد نیازهایی که توسط محصولا شما رفع می شود و شما شناسایی می کنید بیشتر باشد، شانس شما برای نهایی کردن فرایند فروش شما بیشتر و بهتر می شود.

برخی از نیازها بدیهی هستند و برخی هم برای دیده شدن و مورد شناسایی قرار گرفتن نیاز به قدری سعی و تلاش دارند. اما زمانی که پرده از یک نیاز برداشتید و مشتری بالقوه شما هم با این موضوع موافق بود که آن نیاز باید برآورده شود، باید اطمینان کسب کنید که محصول شما ازپس آن بر می آید.

گام چهارم – ارائه معرفی متقاعد کننده

برخی از فروشندگان قرار گرفتن در مرکز توجه را دوست دارند. قرار گرفتن در مرکز توجه با شانس ارائه و به نمایش گذاشتن مهارت های خودشان یکی از دلایل اصلی آنها برای وارد شدن به حوزه فروش است. با وجود اینکه آیا شما یک طرفدار قرار گرفتن در مرکز توجه هستید یا اینکه مثلا قدری کم حرف هستید، نیاز به توان معرفی موثر ایده ها، راه حل ها و یا شرکت خودتان به صورتی متقاعد کننده، حرفه ای و هدفمند دارید.

گام های بریان تریسی در یک چرخه فروش

اینکه ارائه و معرفی شما چه شکلی و شمایلی داشته باشد، آماده شدن و داشتن هدف های مشخص دو بخش اصلی و مهم یک معرفی اثربخش را شامل می شود.

گام پنجم – فائق آمدن بر مخالفت ها

۹۹% از تلاش های شما برای فروش شامل مخالفت هایی از سوی مشتری می شود. ایناعتراض ها یا مخالفت ها موجب متمایز شدن افراد مختلف از یکدیگر می شوند. اگر بتوانید یاد بگیرید که نه تنها انتظار روبرو شدن با این اعتراض ها را داشته باشید و از قبل آنها را پیش بینی کرده و حتی برای آنها برنامه داشته باشید، در واقع آنها آن گزیدگی و نیش خودشان را برای شما از دست می دهند.

خطرناک ترین اعتراض و مخالفت، اعتراضی است که هرگز آن را از مشتری خود نشنوید.غافلگیری شاید در سالروز تولد شما خوب باشد، اما می توانند به قیمت نابود شدن یک چرخه یا فرایند فروش برای شما تمام شوند.

گام ششم – نهایی کردن فروش

در حالیکه اغلب فروشندگان غیر حرفه ای تصور می کنند که نهایی کردن فروش تنها کاری است که حرفه ای های فروش انجام می دهند، این گام تنها بخشی از یک چرخه طولانی فروش را تشکیل می دهد. در حالیکه این گام ممکن است مهمترین قدم در این فرایند باشد، اختتامیه موفق در یک چرخه فروش با تکمیل شدن موفقیت آمیز هر یک از گام های قبلی بدست می آید،نه با درخواست یکباره و بدون برنامه ریزی برای خرید از شما.

تکنیک ها، راهکارها و حقه های بسیار زیادی برای این گام وجود دارد، اما مهمترین مرحله ایناست که نهایی کردن فروش تنها یک گام یا قدم برای فروش است.

گام هفتم – تکرار فروش و ارجاع به دیگران

گام نهایی در یک چرخه فروش در واقع گام اول در چرخه فروش بعدی شماست. درخواست معرفی شما به دیگران از مشتریان به دلایلی یکی از کارهایی است که حتی بسیاری از حرفه‌های این حوزه هم آن را انجام نمی دهند. در حالیکه بهانه های بسیاری در این رابطه مطرح می شود، اما هنوز هیچ دلیل خوب و قانع کننده ای برای آن رسمین نیافته است.

گام های بریان تریسی در یک چرخه فروش

اگر نتوانید چنین درخواستی را مطرح کنید، حداقل باید از مشتری بخواهید تا وی را به عنوان یک مرجع به دیگر مشتریان بالقوه خود معرفی کنید. از این طریق در واقع می توانید به فرایند اعتماد‌ سازی در نزد مشتری بالقوه سرعت ببخشید.

دیدگاه‌ها خاموش

« برگه ی قبلیبرگه ی بعدی »

LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE