کارآفرینی سالمندان؛ موفقیت در میانسالی

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۱۹ - ۴:۱۸ ٫ق٫ظ


وب‌سایت مدیراینفو: رسانه‌ها استارتاپ‌ها را به‌گونه‌ای تحت‌پوشش قرار می‌‌دهند که به نظر می‌رسد همه بنیان‌گذاران‌شان افرادی جوان یا نوجوان هستند. اما واقعا این‌طور نیست. کارآفرینان زیادی با گذشت سال‌ها -حتی در دوران سالمندی- توانسته‌اند ایده‌های بزرگ خود را کشف و کسب و کارشان را‌ راه‌‌اندازی کنند. در ادامه، کارآفرینان سالمند و موفقی را معرفی می‌کنیم که در سنین بالا کارشان را شروع کردند و نشان دادند موفقیت در هر سنی امکان‌پذیر است:

۱٫ هارلند دیوید ساندرز، مرغ سوخاری کنتاکی (KFC):

«ساندرز» در کودکی پدرش را از دست داد و از چندین شغل اخراج شد. حتی سمت وکالتش را نیز از دست داد. با این حال او مصمم بود و هرگز تسلیم نشد. در نهایت سماجت و پشتکارش او را به موفقیت رساند. زمانی که ساندرز در ایستگاهی خدماتی کار می‌کرد به خاطر دستور غذای مرغ لذیذش به محبوبیت محلی دست یافت. چندی بعد ایستگاه خدماتی در حادثه آتش‌سوزی سوخت. اما ساندرز دوباره آنجا را بازسازی و به رستورانی با ۱۴۰ صندلی تبدیل کرد. در سال ۱۹۵۲، وقتی برای اولین بار حق استفاده از امتیاز مرغ سوخاری کنتاکی را دریافت کرد، ۶۲ سال سن داشت. امروزه KFC دارای بیش از ۱۸۸۰۰ فروشگاه در ۱۱۸ کشور جهان است.

کارآفرینی سالمندان؛ در هر سنی می‌توانید به موفقیت برسید!


۲٫ لئوگودوین، شرکت بیمه‌ی GEICO:

شرکت بیمه‌ی کارکنان دولتی(GEICO)، شرکتی مشهور است که در زمینه بیمه‌ی خودرو فعالیت می‌کند. تاسیس GEICO ایده‌ی لئو گودوین بود. زمانی که او در سمت یک حسابدار کار می‌کرد متوجه شد، حوزه بیمه به بازسازی اساسی نیاز دارد. با خودش گفت چرا شرکت‌ها مستقیما با مشتریان‌شان سر و کار ندارند و تمام پولی که به جیب دلال‌ها می‌رود را پس‌انداز نمی‌کنند؟ در سال ۱۹۳۶ و در سن ۵۰ سالگی شرکت GEICO را در واشنگتن تاسیس کرد. او و همسرش مدیریت شرکت را به‌دست گرفتند. این شرکت در انتهای همان سال ۱۲ کارمند و ۳۷۰۰ بیمه‌نامه داشت. ولی امروز بیش از ۲۷۰۰۰ نفر را استخدام کرده و بیش از ۱۴ میلیون بیمه‌گذار دارد.

کارآفرینی سالمندان؛ در هر سنی می‌توانید به موفقیت برسید!


۳٫ رابرت نویس، اینتل:

«رابرت نویس» بعد از اخذ مدرک دکترا در رشته فیزیک از دانشگاه MIT، به‌عنوان مهندس تحقیقات کار مشغول به کار شد. در سال ۱۹۵۷، او و هفت نفر دیگر شرکت Fairchild را تاسیس کردند. با اینکه او از کارش لذت می‌برد ولی در نهایت با «گوردون مور» شرکت را رها کردند. او در سن ۴۱ سالگی با کمک گوردون مور «اینتل» را تاسیس کرد. «نویس» کارکنانش را مثل خانواده‌اش می‌دانست و از پذیرش مزایای زیادی که اکثر مدیران دریافت می‌کردند سر باز می زد. او به جای اینکه شرکت را درگیر فرایندهای رسمی و بروکراتیک کند، ترجیح ‌داد کارکنانش در فضایی راحت و دوستانه فعالیت کنند. نویس در اینتل، سرپرست بخش اختراع ریزپردازنده بود. این نوآوری دنیای کامپیوتر را متحول کرد.

کارآفرینی سالمندان؛ در هر سنی می‌توانید به موفقیت برسید!


۴٫ رید هافمن، LinkedIn:

حتما فکر می‌کنید شرکتی مثل لینکداین که شبکه‌ی اجتماعی بزرگی است توسط یک نوجوان تاسیس شده است. اصلا این طور نیست! «رید هافمن» بعد از فارغ‌التحصیلی تصمیم به راه اندازی کسب و کار گرفت. او پیش از تاسیس شرکتش با تفکری استراتژیک، برنامه‌ای از آنچه که باید یاد می‌گرفت را تهیه کرد. در آغاز کار، سایت شبکه‌ای به نام «Socialnet‌» تاسیس کرد. هافمن معتقد بود که این سایت، با داشتن الگوریتم‌های خوبش حتما موفق می‌شود، ولی این اتفاق نیفتاد. برای ایده او جاذبه و کششی از سوی جامعه وجود نداشت. در نهایت او ایده‌اش را رها کرد و در سن ۳۵ سالگی لینکداین را تاسیس کرد. وقتی که این شرکت رونق یافت، هافمن ۴۳ ساله بود.

کارآفرینی سالمندان؛ در هر سنی می‌توانید به موفقیت برسید!


۵٫ والی بلوم، Denali Flavors:

والی بلوم در سال ۱۹۹۵ و در سن پنجاه و پنج سالگی شرکت بستنی خود با نام Denali Flavors را تاسیس کرد. شرکت دنالی بیش از ۴۰ طعم بستنی تولید می‌کند و بلوم کارآفرین سالمندی است در سن ۷۰ سالگی همچنان با قدرت پیش می‌رود. واقعا معلوم نیست در چه سنی و از کجا ایده‌ای بزرگ برای راه اندازی کسب و کار به ذهن‌تان خواهد رسید. راه‌اندازی کسب و کار، کار ساده‌ای نیست. برای رسیدن به موفقیت به سختکوشی، نظم و انضباط نیاز دارید. شاید برای کارآفرینی به جرات و جسارت‌های دوران جوانی نیاز داشته باشیم، ‌اما به نظر می‌رسد کارآفرینان سالمند به دلیل تجربه و پختگی‌شان بهتر بتوانند این مسیر پر پیچ و خم را طی کنند. خودتان را دست کم نگیرید، اصلا مهم نیست چند سال دارید، موفقیت در هر زمانی برای هر کسی ممکن است.

کارآفرینی سالمندان؛ در هر سنی می‌توانید به موفقیت برسید!

دیدگاه‌ها خاموش

عرضه محصول جدید به بازار در شش گام

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۱۸ - ۲:۳۸ ٫ق٫ظ


وبسایت مدیراینفو: خیلی‌ها می‌پرسند چطور می‌توانند ایده یا اختراع خود را روانه‌ی بازار کنند. اختراع‌ها بسیار متنوع هستند، از دستگاه‌های تغذیه کودک گرفته تا برنامه‌های نرم‌افزاری، غذاهای فریزشده، ابزارهای باغبانی الکترونیک، و لوازم‌جانبی تلفن همراه. اگر شما هم این سوال را دارید پیشنهاد می کنیم در ادامه مطلب با ما همراه باشید:

اگر واقعا اختراعی دارید (یعنی چیزی که قبلا ایجاد نشده) روش ثابتی برای ورود آن به بازار وجود ندارد. یافتن نحوه‌ی وارد کردن محصول به بازار، بیشتر از اینکه به ویژگی‌ها و مزایای اختراع شما مرتبط باشد به میزان موفقیت شما مربوط است. مشتریان واقعی، اختراع‌ها را نمی‌خرند، محصولات را می‌خرند. بنابراین سعی کنید ببینید چطور می‌توانید محصولی جدید را بفروشید.

عرضه محصول جدید به بازار در شش گام

در اولین گام، باید تحقیق کنید که دیگران چطور محصولات خود را روانه‌ی بازار می‌کنند، ابزارهای موجود مثل اوراق فروش، مالکیت‌معنوی(علامت‌های تجاری، کپی‌رایت‌ها، و حق‌اختراع‌های مختلف) و بازار بالقوه برای محصول خود را درک کنید. دوره‌ها، کتاب‌ها و انجمن‌های آنلاین مختلفی برای کمک به تحقیق شما وجود دارند، ولی شما به عنوان یک مخترع بهترین کسی هستید که می‌تواند تصمیم بگیرد کدام بازار برای محصولش بهتر است.

اگر مایل نیستید وقت و انرژی خود را صرف کسب اطلاعات، بررسی فرصت و حتی پیش‌نویس کردن طرح کسب و کارتان کنید، حتی اگر پول زیادی برای سرمایه‌گذاری در پروژه دارید، ممکن است این واقعا آن چیزی نباشد که به دنبالش هستید. مخترعان معمولا فکر می‌کنند اولین گام شان در این فرایند گرفتن حق امتیاز است. گرفتن حق امتیاز به این معنی نیست که محصول شما روانه‌ی بازار خواهد شد. اگر باور این امر برای‌تان سخت است از حقوقدان یا فردی متخصص بپرسید که چند نفر از مشتریان مخترع‌شان تا به حال پولی بیشتر از هزینه‌ی حق امتیازشان کسب کرده‌اند.

محصول جدیدشش گام برای اینکه محصول خود را روانه‌ی بازار کنید:

۱٫ یک یا دو کتاب خوب در مورد اختراع بخرید. به دنبال اختراع‌هایی بگردید که روی کسب درآمد تمرکز کرده‌اند، نه فقط روی گرفتن حق امتیاز و خواندن آن. بعد از این گام می‌توانید به سراغ پنج گام بعدی بروید.

۲٫ تحقیقات بازار انجام دهید. محصولات موجود در بازار(هم آنلاین و هم در فروشگاه‌هایی که مشابه ایده‌ی محصول شما هستند) را شناسایی کنید. توجه داشته باشید که کدام شرکت‌ها آنها را می‌سازند و در کجا به فروش می‌رسند.

۳٫ به پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز مالکیت معنوی(iripo) بروید تا حق امتیازهای مشابه محصول خود را یافته و مطالعه کنید. http://iripo.ssaa.ir/

4. با منابع موجودتان نمونه اولیه‌ی خوب تهیه کنید. این نمونه می‌تواند ترسیمی از یک محصول حرفه‌ای باشد که در حال تکامل است.

۵٫ در حوزه‌ی محلی خود یا به طور آنلاین با سایر کارآفرینان در ارتباط باشید تا اطلاعات، منابع و پشتیبانی را به اشتراک بگذارید.

۶٫ یک پیش‌نویس از یک طرح ساده‌ی کسب و کار تهیه کنید. این کار را با نوشتن مفاهیم پایه و اساسی آغاز نمایید.

از وسوسه برای انجام بسیار خوب کارتان اجتناب کنید. در مورد کسانی که مدعی هستند توانایی و دسترسی منحصر به فرد دارند تا محصول شما را روانه‌ی بازار کنند تردید کنید. تحقیق کاملی در مورد امکان‌سنجی این کار انجام دهید.

دیدگاه‌ها خاموش

تبلیغات خلاقانه؛ ساعت شنی دندانی

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۱۷ - ۱:۰۴ ٫ق٫ظ


وب سایت شنبه: داشتن دندان‌های سفید یکی از دغدغه‌های مهمی است که بیشتر مردم جهان با آن روبه‌رو هستند و به همین دلیل نیز به دنبال محصولاتی می‌گردند که فرایند سفید‌کردن دندان‌ها را سریع‌تر و مؤثرتر ارائه دهند.

ساعت شنی دندانی

در همین راستا یکی از برندهای معروف محصولات بهداشتی دهان و دندان، یعنی فیلیپس یکی از محصولات مهم خود را که صرفا برای سفید‌کردن دندان کاربرد دارد، طی یک تبلیغ چاپی خلاقانه ارائه می‌کند. شرکت فیلیپس سفیدکننده دندان خود با عنوان فیلیپس‌زوم را محصولی معرفی می‌کند که در عرض یک ساعت دندان‌ها را به طرز شگفت‌آوری سفید می‌کند.

تبلیغ مذکور که توسط آژانس TAG ارائه شده است، مهم‌ترین نکته‌ای را که بر آن تأکید دارد، در راستای شعار این محصول بیان می‌کند که به سفید‌شدن دندان‌ها در یک ساعت اشاره دارد. در واقع تصویر مورد نظر در این تبلیغ، یک رابطه معنایی مهم را بین شعار تبلیغ و تصویر ارائه‌شده ایجاد می‌کند، به این ترتیب که یک تصویر دو‌قسمتی را نشان می‌دهد که ‌با کمی دقت متوجه می‌شویم که شبیه دو دندان است که روی هم قرار دارند و در عین حال مانند یک ساعت شنی نیز هست که دارای دو قسمت مجزا بوده و به مرور بخش بالایی به بخش پایینی منتقل می‌شود؛ بخش بالایی زرد‌رنگ بوده و بخش پایینی نیز سفید‌رنگ است. در پایین تبلیغ نیز تصویری کوچک از این محصول‌ در کنار شعار: دندان‌هایی سفیدتر تنها در یک ساعت! دیده می‌شود که در مجموع مشاهده این تصاویر به همراه عبارت پایینی، ذهن هر مخاطبی را به سوی این معنا سوق می‌دهد که با استفاده از محصول فوق، می‌توانند در عرض یک ساعت دندان‌های خود را سفیدتر کنند.

یک تبلیغ موفق باید بتواند مفهوم اصلی و مورد نظر خود را در قالب یک استعاره تأثیرگذار بیان کند؛ استعاره‌ای که دایره معنایی آن برای مخاطبان شناخته شده باشد و بتوانند در همان وهله اول ارتباط بین مفهوم استعاری و مفهوم واقعی را پیدا کنند.

بر این اساس، ساعت شنی تقریبا یک مفهوم شناخته‌شده برای همه مردم جهان است که گذر زمان را در عرض یک ساعت نشان می‌دهد و بر این اساس، استفاده از این استعاره می‌تواند کاملا مفهوم یک ساعت را که برای سفید‌شدن دندان‌ها بیان شده است، منتقل کند. از طرفی مفهوم سفید‌شدن به طرز مؤثرتری نیز ارائه شده است؛ شن‌های زرد رنگ و شن‌های سفید رنگ!

رنگ تیره‌تری که در قسمت بالای ساعت شنی قرار دارد، مربوط به زردی دندان‌هاست که به مرور و با گذشتن یک ساعت، تبدیل به شن‌های سفید می‌شود، بنابراین انتخاب این دو رنگ نیز در نشان‌دادن تأثیر محصول مذکور بر سفید‌شدن دندان‌ها بسیار مؤثر است. از طرفی شباهتی که بین دو قسمت ساعت شنی و شکل دندان نیز ایجاد شده است، تبلیغی خلاقانه‌تر را ایجاد کرده است؛ به این معنا که قسمت بالایی ساعت شنی شبیه یک دندان زرد‌رنگ بوده و قسمت پایینی مانند یک دندان سفید است که مجموعه این عناصر در کنار هم، سفید‌شدن دندان‌ها را در عرض یک ساعت به صورت تأثیرگذاری بیان می‌کنند.

دیدگاه‌ها خاموش

چگونه تصمیم بگیریم؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۱۵ - ۸:۱۹ ٫ب٫ظ


روزنامه آرمان امروز: قرارگیری در موقعیت‌های دشوار وتصمیم گیری در عرض کوتاه‌ترین زمان ممکن برای همه‌ ما پیش آمده است. در چنین مواقعی احساس می‌کنیم توانایی تفکر و استدلال‌مان مختل شده است و قادر به تصمیم گیری نیستیم. بهتر است آینده‌نگر باشیم و از الان خودمان را برای موقعیت‌های مشابه آینده آماده کنیم. در این مقاله می‌آموزیم چگونه تصمیم بگیریم تا با احساس آزاردهنده پشیمانیِ ناشی از تصمیم گیری‌های نادرست مواجه نشویم.توانایی تصمیم گیری سریع بسیار کارآمد است.
 
در زندگی روزمره‌ با این تصمیمات، زیاد مواجه می‌شویم، گاهی ساده از کنار آنها می‌گذریم، مثلا هنگامی که تصمیم می‌گیریم از کدام مسیر به مدرسه یا محل کار برویم. اما گاهی هم در شرایطی قرار می‌گیریم که باید در مدت زمان کوتاهی تصمیم مهمی بگیریم، احتمالا شما هم در چنین شرایطی نمی‌توانید راه حل مناسبی پیدا کنید.
 
 چگونه تصمیم بگیریم
 
 

اگر در شرایطی قرار گرفتید که لازم بود سریع تصمیم بگیرید، بهتر است برای ارزیابی انتخاب‌هایتان از مهارت‌های تفکر انتقادی استفاده کنید تا با اطمینان خاطر تصمیم‌ بگیرید. در این مقاله راهکارهایی برای تصمیم گیری سریع معرفی کرده‌ایم که با تمرین در تصمیمات روزانه‌ می‌توانید سریع‌تر تصمیم بگیرید، پس مقاله را تا انتها بخوانید.
 
۱. حاشیه‌های تصمیم‌ خود را مشخص کنید:
 
آیا تصمیمی که می‌خواهید بگیرید تصمیمات دیگری هم در پی دارد یا تحت تاثیر تصمیمات دیگری است؟ برای تصمیم گیری مساله‌ اصلی را از عوامل فرعی جدا کنید. اگر تصمیمی که می‌خواهید بگیرید برایتان واضح نیست، سعی کنید اطلاعات بیشتری کسب کنید. تا زمانی که صورت مساله را به خوبی نشناسید، نمی‌توانید سریع تصمیم بگیرید. مانند مساله ریاضی، اگر یکی از پارامترهای مساله را درک نکنید قادر به حل آن نخواهید بود.
 
۲. تا حد امکان احساسات خود را در تصمیم گیری دخالت ندهید:
 
از خودتان بپرسید آیا نتیجه‌ این تصمیم روی زندگیتان تاثیر زیادی دارد؟ اگر پاسخ منفی است، می‌توانید با کنار گذاشتن استرس و ناامیدی ذهن‌ خود را باز کنید و هوشمندانه‌تر تصمیم بگیرید.
 
۳. معیار‌های تصمیم گیری‌ خود را مشخص کنید:
 
عوامل لازم برای عملی کردن تصمیم معیار‌های تصمیم گیری هستند. مثلا اگر می‌خواهید تصمیم بگیرید برای شام چه غذایی آماده کنید، معیار تصمیم گیری‌ شما ممکن است مواد غذایی موجود یا علایق فرزندتان باشد.
 
۴. در مواجهه با گزینه‌های پیشِ رو صادق و صریح باشید:
 
گزینه‌هایی را که قصد انتخاب ندارید، حذف کنید. هر چه تعداد گزینه‌ها کمتر باشد، تصمیم گیری آسان‌تر می‌شود. حواس‌تان باشد در بیشتر مواقع عدم تصمیم گیری، یک انتخاب نیست در چنین مواقعی تصمیم نگرفتن از تصمیمِ بد گرفتن بدتر است. مثلا اگر می‌خواهید تصمیم بگیرید برای خانواده‌تان چه غذایی تهیه کنید، نمی‌توانید تصمیم بگیرید هیچ غذایی تهیه نکنید. به ندرت پیش می‌آید انتخابی بدون نقص باشد؛ هر انتخابی عواقبی دارد. مهارت تصمیم گیری سریع به شما کمک می‌کند با توجه به معیارها و اطلاعات خود بهترین گزینه را انتخاب کنید.
 
۵. از مهارت‌های‌ تفکر انتقادی استفاده کنید:
 
تفکر انتقادی نوعی شیوه استدلال سطح بالا بر مبنای مشاهده، تجربه، تجزیه‌وتحلیل و بازتاب است. پیش از تصمیم گیری، پیامدهای هر انتخاب را مجسم کنید. برای صرفه‌جویی در زمان، به جای نوشتن فهرست مزایا و معایب آنها را در ذهن‌ خود تجسم کنید. انتقادهایی را که به هر گزینه وارد است در نظر بگیرید و بهترین گزینه را انتخاب کنید.
 
6. تصمیم‌ خود را اجرا کنید:
 
با عملی کردن تصمیم‌، دیگران را هم از بلاتکلیفی خارج می‌کنید؛ به این ترتیب آنها هم می‌توانند تصمیم بگیرند و پیش روند.

دیدگاه‌ها خاموش

آمیخته‌ی بازاریابی «۷p» چیست؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۱۴ - ۹:۰۶ ٫ب٫ظ


وب‌سایت مدیر‌اینفو: وقتی استراتژی بازاریابی‌تان را تهیه کردید، برای ارزیابی مداوم فعالیت‌های کسب و کار باید از فرمول آمیخته بازاریابی ۷‌p‌ استفاده کنید.

آمیخته بازاریابی ۷p عبارت است از:

محصول (product)، قیمت (price)، ترفیع (promotion)، توزیع (place)، بسته‌بندی (packaging)، جایگاه‌یابی (positioning) و کارکنان (people). محصولات، بازارها، مشتریان و نیازها به سرعت در حال تغییرند. برای اینکه مطمئن شوید در مسیر درستی قرار گرفتید، باید به طور مداوم آمیخته بازاریابی ۷p را مورد بازبینی قرار دهید. این کار باعث می‌شود،‌ در بازار امروز به حداکثر نتایج موردنظرتان دست ‌یابید.

آمیخته‌ی بازاریابی (7p) چیست؟

۱٫ محصول:

برای شروع، از نگاه مشاور بازاریابی بیرونی (کسی که به شرکت‌تان آمده‌است تا نشان دهد در مسیر درستی قرار دارید یا خیر) به محصول خود بنگرید. هرگاه نتوانستید به میزان مطلوب محصولات یا خدمات‌تان را بفروشید باید کسب و کارتان را صادقانه ارزیابی کنید. از خود بپرسید: آیا خدمات و محصولات فعلی‌تان برای مشتریان امروزی مناسب هستند؟ آیا با دانش و تجربه امروزتان،‌ حاضرید دوباره همین محصولات را تولید کنید؟ آیا محصولات شما مزیت رقابتی دارند؟ این مزیت چیست؟ و اگر مزیتی نسبت به رقبا ندارند، آیا می‌توانید یک مزیت رقابتی برای آنها ایجاد کنید؟

۲٫ قیمت:
قیمت محصولات و خدماتی که می‌فروشید را مرتبا بررسی و بازبینی کنید. مطمئن شوید که این قیمت‌ها هنوز هم برای بازار فعلی مناسب هستند. گاهی باید قیمت‌های‌تان را کاهش دهید و شاید هم لازم باشد قیمت‌ها را بالا ببرید. بسیاری از شرکت‌ها متوجه شده‌اند که سودآوری محصولات یا خدمات خاص، میزان تلاش و منابع صرف‌شده برای تولید آنها را توجیه نمی‌کند. در نظر بگیرید که اگر قیمت محصول‌تان بالا برود، احتمالا درصدی از مشتریان‌تان را از دست بدهید؛ ولی با همین درصد باقیمانده، در هر فروش سود خوبی به‌دست آورید. آیا این روش می‌تواند برای شما مناسب باشد؟ گاهی باید شرایط فروش را تغییر داد.

می‌توانید با پیشنهادات و تبلیغاتی خاص، محصولات و خدمات‌تان را با هم ترکیب کنید. می‌توانید کالاهایی که هزینه‌ی اندکی (قیمت تمام شده ناچیز) دارند را به‌طور رایگان همراه با محصول‌تان عرضه کنید. قیمت‌ها را در آمیخته بازاریابی طوری تنظیم کنید که برای مشتریان جذاب به نظر برسد. در کسب و کار هر وقت مقاومت یا ناامیدی را در هر بخشی از طرح بازاریابی یا فروش‌تان تجربه کردید به بازبینی آن حوزه بپردازید. همواره این احتمال را بدهید که ساختار قیمت‌گذاری فعلی شما برای بازار فعلی ایده‌آل نباشد. در صورت لزوم در قیمت‌های خود بازبینی کنید و رقابتی باقی بمانید. باید بتوانید در بازار متغیر امروزی به بقا و رشد کسب و کارتان ادامه دهید.

۳٫ ترفیع:

ترفیع، بکارگیری تمام روش‌های تبلیغ، بازاریابی و فروش محصولات و خدمات‌ به مشتریان است. اعمال تغییراتی کوچک در شیوه‌ی تبلیغات می‌تواند تغییرات چشمگیری در نتایج فروش‌تان به همراه داشته باشد. این تغییرات کوچک می‌تواند به حجم بیشتری از فروش‌ منجر شود. شرکت‌های فعال در هر صنعت، مرتبا روش‌های مختلف را برای ترفیع و فروش محصولات‌شان تجربه می‌کنند. هر روشی که امروزه برای بازاریابی و فروش به‌کار می‌گیرید، می‌تواند زودتر از آنچه فکر می‌کنید تاثیرش را از دست بدهد. حتی ممکن است، دلیلش را هم متوجه نشوید. از این رو باید به‌طور مداوم از استراتژی‌ها، پیشنهادات و روش‌های جدیدی برای ترفیع محصولات‌تان در آمیخته بازاریابی استفاده کنید.

۴٫ توزیع:

چهارمین p «توزیع» در آمیخته‌ی بازاریابی، مکانی است که در آن، محصول یا خدمت‌تان را می‌فروشید. مکان که مشتری در آنجا فروشنده را ملاقات می‌کند دقیقا مورد بازبینی قرار دهید. گاهی تغییراتی کوچک در مکان توزیع می‌تواند به افزایش سریع فروش منجر شود. بعضی شرکت‌ها از روش فروش مستقیم استفاده می‌کنند. آنها از فروشندگان‌شان می‌خواهند شخصا به مشتری بالقوه رجوع و با او صحبت کنند. بعضی هم از روش‌های بازاریابی از راه دور استفاده می‌کنند. بعضی افراد از طریق کاتالوگ یا سفارش ایمیلی محصول‌شان را می‌فروشند و عده‌ای هم در خرده‌فروشی‌ها. شرکت‌هایی هم هستند که ترکیبی از این روش‌ها را بکار می‌گیرند. کارآفرین باید بهترین مکان را برای مشتری انتخاب کند تا بتواند اطلاعات ضروری در مورد محصول یا خدمتش را در اختیار مشتری قرار دهد. این اطلاعات مشتری را در اتخاذ تصمیم خرید کمک می‌کند.

۵٫ بسته‌بندی:

به هر عنصر بصری در بسته‌بندی محصول‌تان، نگاه منتقدانه داشته باشید. اولین برداشت افراد از کسب و کارتان، در ۳۰ ثانیه‌ی اولی که شما یا بعضی عناصر شرکت‌تان را می‌بینند، شکل می‌گیرد. بهبودهایی کوچک در بسته‌بندی یا ظاهر خارجی محصول‌تان می‌تواند واکنش‌های کاملا متفاوتی از مشتریان به همراه داشته باشد. «بسته‌بندی» در آمیخته بازاریابی اشاره به نمای بیرونی محصول یا خدمت‌تان دارد. بیانگر نحوه‌ی لباس پوشیدن کارمندان، چیدمان اداره‌، اتاق‌های انتظار، بروشور، مکاتبات و هر چیز بصری دیگری در کسب و کارتان است. هر مورد بصری در ظاهر شما می‌تواند به سود یا زیان کسب و کارتان تمام شود. این عوامل ظاهری اعتماد به نفس مشتری برای معامله با شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در هر معامله لازم است فروشنده‌گان‌تان کاملا حرفه‌ای به نظر برسند.

۶٫ جایگاه‌یابی:

در این عنصر از آمیخته بازاریابی باید به این فکر کنید که جایگاه‌تان در قلب و ذهن مشتریان‌ چگونه است؟ ببینید وقتی شما حضور ندارید،‌ مردم در مورد شرکت شما چطور فکر می‌کنند و چه می‌گویند؟ جایگاه‌ برندتان در بازار کجاست؟در اکثر مشتریان با یک ویژگی (مثبت یا منفی) از شما یاد می‌کنند. این ویژگی ممکن است مربوط به «نوع خدمت»، «برتری» یا «مهندسی کیفیت» شما باشد. هر چقدر آن ویژگی عمیق‌تر در ذهن مشتریان بالفعل و بالقوه‌ی شما جای گرفته باشد، به همان اندازه سریع‌تر محصول‌تان را می‌خرند و پولش را پرداخت می‌کنند.

فکر کنید که چطور می‌توانید جایگاه‌ خود را بهبود ببخشید. جایگاهی که دوست دارید داشته باشید را تعیین کنید. اگر بتوانید برداشتی ایده‌آل در قلب و ذهن مشتریان‌تان ایجاد کنید، آن برداشت چه می‌تواند باشد؟ امروز چه تغییراتی در نحوه‌ی تعامل با مشتریان‌تان می‌توانید انجام دهید تا در آینده بهترین انتخاب‌شان باشید؟

۷٫ کارکنان:

به افراد درون و بیرون کسب و کارتان که مسئول هربخش از فروش، فعالیت‌ها و استراتژی‌های بازاریابی هستند، فکر کنید. کارآفرینان و بازرگانان سخت کار می‌کنند درحالی که کمتر به اهمیت «کارکنان» در آمیخته بازاریابی توجه کنند. هراستراتژی و تصمیمی توسط فردی خاص و به شیوه‌ای خاص باید اتخاذ شود. گزینش، استخدام، و حفظ کارکنان مناسب با مهارت‌ها و توانایی‌های موردنیاز کسب و کارتان، مهم‌تر از هر چیز دیگر است. برای موفقیت در کسب و کار، باید بدانید که هر کاری را دقیقا به چه کسی بسپارید. اغلب تا زمانی که فرد مناسبی را جذب نکنید و در موقعیت مناسبش به کار نگیرید، حرکت رو به جلو امکان‌پذیر نیست.

دیدگاه‌ها خاموش

مهارت‌های ارتباطی در راه تولید ثروت

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۱۳ - ۸:۴۸ ٫ب٫ظ


مجله پنجره خلاقیت: به نظر می رسد باید روی زبان فارسی بیش از اینها کار شود. متخصصان ادبیات فارسی و زبان شناسی، بیایند روی این حوزه هم کار و زبان فارسی را برای دنیای امروز، غنی تر کنند. هفتصد هشتصد سال پیش که مولانا و سعدی و حافظ را داشته ایم، اوج زبان فارسی بوده است، ولی آیا زبان دنیا در هفتصد سال پیش مانده است؟ ظاهرا زبان ما در همان دوران مانده است. الان فرهنگستان ادب فارسی وجود دارد، به جای اینکه روی واژه هایی مانند کامپیوتر که دیگر میان مردم رایج شده است، کار کنند، بیایند و زبان را برای ارتباط برقرار کردن بهتر مردم با هم، غنی تر کنند.

حتما شنیده اید که در دسته بندی های چند هفته گذشته، ایرانی ها را جزو عصبی ترین مردم دنیا معرفی کردند. به دلیل اینکه ما حتی مهارت های ارتباطی جدید را در موقعیت های مختلف یاد نگرفته ایم. در مورد یک جای پارک، هنوز ارتباط ما خوب نیست. مثلا امروز صبح ساعت ۷ که خیلی هم شلوغ نیست، خودرویم را جایی پارک کرده بودم، بعد سر کلاس سراغ من آمدند که ماشین تان جای بدی پارک شده است. جای بدی هم نبود، جلوی یک موسسه بود و صاحب آنجا می خواست ماشین خودش را جلوی موسسه پارک کند. حرفش از نظر قانونی، حرف نابجایی بود، ولی خب طبیعتا آدم باید احترام بگذارد. تا من را دید، گفت آقا مگر کوری؟

ارتباطاتی که ثروت هستند

من اینجا نوشته ام کسی پارک نکند. من چه جوابی باید به او می دادم؟ گفتم ببخشید عینکم را تازه عوض کرده ام ندیدم. چقدر از کتاب هایی که در مورد بازاریابی، فروش و … می خوانیم، ترجمه است بالغ بر ۹۵ درصد این کتاب ها ترجمه است. من می گویم فرهنگستان ادب فارسی حداقل برای مترجمان مان کلاس های آموزشی بگذارد تا از کلمات بهتر و روان تر و موثرتری که با بطن جامعه ارتباط برقرار کند، استفاده کنند. چرا می گوییم الان شبکه های اجتماعی آمده اند و جای خیلی از رسانه های ما را گرفته اند؟ چون از زبان ساده تر، کاربردی تر و محاورہ تری استفاده می کنند. چه مشکلی داریم که دیگر نتوانستیم مانند فردوسی و مولانا و رودکی و حافظ و سعدی ایجاد کنیم؟

کسی تابه حال به این فکر کرده است؟ یکی از پایه های اصلی ارتباطات، واژه و کلمه است. ضمن اینکه زبان مادری ام را دوست دارم، می خواهم بگویم که نقص دارد، ضعف دارد، به دادش برسید؛ وگرنه دچار چالش خواهیم شد. به خارجی ها نگاه کنید مثلا اگر برایان تریسی را که در جلساتش اوج تمرکز را به خود جلب می کند، بیاورند، در کنار کسی که تازه یک مترجم خیلی خوب ایرانی هم کنارش است، بگذارند؛ می بینید سطح توجهی که در کنفرانسی که اینجا برگزار می شود، با کنفرانسی که به زبان انگلیسی برگزار می شود، چقدر تفاوت دارد. به دلیل اینکه واژگان آنها برای این کار، غنی تر و قوی تر، مختص این زمان و به روز است؛ ولی برای ما این طور نیست.

یکی از راه های ارتباطی، در گذشته نوشتن نامه و الان، نوشتن پیام است. هنوز داریم با زبان و ادبیات قاجاری می نویسیم؛ «احتراما به استحضار می رساند». امروز برای کسی به دادگاه رفته بودم، نصف کلمات را از وکیل می پرسیدم: «این یعنی چه؟» مثلا نوشته است «نيم عشر»، یعنی چه؟ واقعا نمی دانستم. چرا این وضع را درست نمی کنند؟ چرا کسی به فکرش نیست؟ به قول شما، ارتباطات، تبادل انرژی است؛ واژگان هم که پایه ارتباط هستند، ولی کسی برایش کاری نمی کند! پژوهشی در مورد ایرانی ها انجام داده بودند، اولین ویژگی این بود که امکانش نیست ایرانی ها با هم کار کنند،

این موضوع خودش معضلاتی را به وجود آورده است. از جمله اینکه بیزینس های ایرانی به شدت کوچک هستند و هر وقت در معرض رقابت با جهان قرار بگیرند، به سرعت از بین می روند. مثلا در صنعت هتلداری، تعداد زیادی هتل های کوچک خویش فرمایی خانوادگی ایجاد شده اند که اگر روزی بخواهند با یک برند نیمه معتبر جهانی رقابت کنند، عملا عرصه را باخته اند تقریبا در همه حوزه ها این را می بینیم. علتش این است که حاضر نیستیم تیمی کار کنیم، ارتباطات تیمی برقرار کنیم و بیزینس هایمان کوچک است. در این مورد باید گفت وقتی ما بلد نیستیم با هم رابطه برقرار کنیم، با هم زندگی کنیم، با هم رانندگی کنیم، معلوم است که بلد هم نیستیم با هم کار کنیم

نخستین کار این است که همه مان در هر جایگاهی که هستیم، از دولتمرد گرفته تا هر جایگاه دیگری، بپذیریم که ضعف داریم. برای بعضی از ارتباطات، سیستم می خواهیم. اگر من در کارم، خانواده ام و هر جایی که هستم، یکسری قواعد و چارچوب های ساده بگذارم، یعنی استفاده از سیستم، به نظر من استفاده از نرم افزارهای ارتباطی مدرن، بسیار مهم است. مثلا ارتباط با مشتری ها، امروزه نرم افزارهای جدی ای دارد. در عین حال باید توقعاتمان در ارتباطات را مدیریت کنیم، تمام این خودخواهی ها بابت توقعاتی است که داریم. ما مردم ایران باید این را در ارتباطاتمان جدی تر کنیم که مقداری، توقعاتمان را پایین بیاوریم.

یکی از ریشه هایی که ارتباطاتمان با افراد، چه نزدیکمان، چه در محیط کارمان، چه در فرهنگ رانندگی مان، بد است، به دلیل توقعاتمان است. در خیلی مسائل توقع داریم که همه خلاف نکنند، ولی ما بکنیم اشکال ندارد. توقع داریم همه ما را درک کنند، برایمان کار انجام بدهند. این توقع در ما خیلی بالاست، در همه حوزه ها. اگر به عنوان یک مدیر می خواهی ارتباطات در شرکت خوب شود، اول توقعات خودت را مدیریت کن، بعد در مورد مدیریت توقعات با همکارانت هم صحبت کن؛ برایشان با یک ارتباط خوب شفاف سازی کن که از من، بیشتر از این توقع نداشته باشید یا داشته باشید. ارتباطات، بحثی بسیار جدی است در آینده باید در موردش بسیار صحبت کنیم. از آن بحث هایی است که مطمئنم مردم ما خیلی به آن نیاز دارند.

دیدگاه‌ها خاموش

مهارت‌های ارتباطی قوی به چه معناست؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۱۳ - ۵:۳۲ ٫ق٫ظ


رازمجنون – ترجمه از حمید پاشایی: شما فکر می کنید که از مهارت های ارتباطی خوبی برخوردار هستید؟ خب، شما تنها کسی نیستید که چنین فکری می کنید.

تقریباً همه افراد ادعا می کنند که مهارت های ارتباطی فوق العاده ای دارند، و هر شغلی آن را ایجاب می کند. ولی مهارت های ارتباطی قوی واقعاً به چه معناست؟ و داشتن این مهارت ها در مورد شغل شما چه معنایی دارد؟

اکثر شغل ها نیازمند ارتباطات قوی هستند، افرادی که بتوانند حرف خود را به روشنی و به زبان مثبت هم به صورت کلامی و هم نوشتاری بیان کنند. این یکی از عوامل کلیدی موفقیت است، بنابراین درک آن برایتان مفید خواهد بود. «ارتباطات قوی» بیشتر از آن چیزی که در ظاهر به نظر می رسد، معنا دارد.

مشکل اینجاست که «مهارت های ارتباطی قوی» اصطلاحی است که خیلی زیاد از آن استفاده می شود و بسیار گسترده است، بنابراین فهمیدن اینکه معنای آن چیست دشوار است.

داشتن مهارت های ارتباطی خوب در محیط کار به طور کامل در این مورد است که بتوان اطلاعات را به وضوح و به سادگی به افراد انتقال داد، به شیوه ای که کارها فهمیده و انجام شود. این موضوع به معنای انتقال و دریافت پیام ها به روشنی، و توانایی در فهمیدن مخاطبانتان است. معنای آن اینست که شما بتوانید کارهایی مثل دادن و فهمیدن دستورالعمل ها، یاد گرفتن چیزهای جدید، پرسیدن سؤالات و رساندن اطلاعات را به راحتی انجام دهید.

این موضوع همچنان بدین معناست که شما بتوانید خودتان را با شرایط جدید و متفاوت وفق دهید، رفتار دیگران را درک کنید، برای رسیدن به توافق سازش کنید، گفتگوهای دشوار را به آسانی انجام دهید، و از کشمکش و درگیری جلوگیری کنید و آن ها را رفع کنید. در واقع، بخش مهمی از ارتباطات خوب به داشتن حس همدلی مربوط می شود، به طوری که بتوانید درک کنید که دیگران چگونه واژه ها و رفتار شما را تفسیر می کنند. و البته فراموش نکنید که ارتباط یک خیابان دو طرفه است، بنابراین مهم است که شنونده خوبی نیز باشید.

مهارت های ارتباطی قوی ابزارهایی ساده، ضروری و بسیار مفید هستند که می توانید در اختیار داشته باشید. در حقیقت، این مهارت ها مهم ترین قابلیتی هستند که کارکنان به دنبالشان هستند. بنابراین اگر در این زمینه ضعف دارید، بهتر است که موارد زیر را به خاطر بسپارید.

مهارت های ارتباطی قوی به چه معناست؟

سر خود را بالا نگه دارید

دستان باز، ارتباط چشمی مناسب، لبخند فراوان، طرز ایستادن یا نشستن مناسب، احترام به فضای شخصی دیگران: این ها همه بخشی از بسته ارتباطی خوب هستند. همه این ها نشان دهنده نگرش مثبت شما است و کمک می کند که شما را به عنوان فردی قابل اعتماد معرفی کند. داشتن زبان بدن مناسب ایجاد اعتماد و توافق می کند و به این معنی است که آدم ها نه تنها به شما اعتماد بیشتری خواهند داشت، بلکه می خواهند به شما گوش دهند و با شما کار کنند.

توانایی صحبت به آسانی

زبان خوب لزوماً به این معنی نیست که شما به مهارت های سخنرانی وینستون چرچیل احتیاج دارید. بلکه به این معنی است که طرز بیان شما شفاف و رسا باشد، جملاتتان مختصر باشند، فرایند فکری شما منطقی باشد و انتقال پیام شما حالت شناور داشته باشد. سخنران مطمئن و دوستانه بودن منجر به برقراری اعتماد با مخاطبان شما می شود و به شما کمک می کند که اطلاعات را استخراح کنید و مقدمه های خوبی داشته باشید. این کار به حفظ روابط قوی در محیط کار با همکاران و مشتریان کمک می کند.

خوب صحبت کردن همچنین نیازمند این است که سخنرانی خود را با مخاطبان خود تطبیق دهید، از جمله اینکه انتخاب کلمات خود و لحن خود را برای سناریوهای مختلف تغییر دهید. شما باید انعطاف پذیر باشید تا به صورت اثربخش پیام خود را انتقال دهید و زبانی را انتخاب کنید که برای شنوندگانتان مناسب و قابل فهم باشد.

در استفاده از کلمات مهارت داشته باشید

تا حالا پیامی دریافت کرده اید که در آن بیش از اندازه از کلمات اختصاری استفاده شده، یا ایمیلی گرفته اید که مفهوم مشخصی نداشته باشد؟ انتقال پیام خوب همچنین به این معناست که بتوانید به خوبی بنویسید، یا حداقل به اندازه ای خوب بنویسید که پیام خود را به روشنی منتقل کنید. این فقط به معنای املای کلمات، دستور زبان، ساختار جمله و نقطه گذاری نیست، بلکه همچنین قابلیت خواندن به سرعت، استفاده از ایمیل، فایل های پیوستی، و ارسال و پاسخ به پیام ها در زمان مقتضی را نیز شامل می شود. و درست مثل صحبت کردن، از کلماتی استفاده کنید که برای هر موقعیت خاص مناسب باشد.

محیط دور و بر خود را در نظر بگیرید

مناسب بودن زبان شما در شرایط متفاوت از اهمیت بسیاری برخوردار است. اثربخشی شما به عنوان یک سخنران کاملاً وابسته به این است که چگونه پیام خود را با شرایط متفاوت، محیط های متفاوت، مخاطبان متفاوت و اهداف متفاوت سازگار می کنید.

چگونگی انتقال پیام در محیط کار همچنین به نوع شغل نیز بستگی دارد. اگر شما معلم باشید، نیاز به مهارت های ارتباطی زیادی از جمله نوشتن، صحبت کردن و زبان بدن دارید، چرا که شما با جمعیت کثیری از افراد و گروه ها صحبت می کنید. شما باید حس همدلی داشته باشید و در عین حال بتوانید فرمان دهید. تغییر این علائم برای سازگار شدن با سناریو تا حد زیادی چیزی است که شما را تبدیل به معلمی خوب می کند. این مهارت ها لازم است که برای مثلاً یک وکیل یا یک فروشنده به شکلی دیگر متعادل شود.

روی کاغذ و به صورت حضوری

رزومه و کاور لتر شما اولین تصوراتی هستند که یک کارفرما از شخصیت شما پیدا خواهد کرد. و با اینکه نوشتن این جمله که «من مهارت های ارتباطی بسیار خوبی دارم» در کاور لتر شما زحمت زیادی ندارد، ولی حقیقت این ادعا وقتی که با مصاحبه کننده چهره به چهره شوید به سرعت مشخص می شود.

کارفرمای بالقوه از طریق کاور لتر می تواند فوراً مهارت های نویسندگی شما را ارزیابی کند. اگر می خواهید به عنوان یک متقاضی شغل جدی گرفته شوید، باید مطمئن شوید که هم رزومه و هم کاور لتر شما نگارش صحیحی دارند و فاقد غلط هایی املایی هستند. رزومه و کاور لتر شما همچنین این فرصت را به کارفرما می دهد که توانایی شما در صحیح و با دقت خواندن را ارزیابی کند، که بستگی به این دارد که چقدر خوب به نیازمندی های شغل اشاره کرده باشید، و چقدر خوب در مورد نکات خاص توضیح داده باشید. از آنجایی که چیز زیادی از طریق رزومه و کاور لتر شما به عنوان اولین گام شما در انتقال پیام فهمیده می شود، مهم است که خودتان را به خوبی آماده کنید.

زمانی که موفق به گرفتن وقت مصاحبه شوید، کارفرما تا حد بسیاری از عادت های ارتباطی شما آگاه می شود، و این نقش زیادی در شانس شما برای گرفتن کار خواهد داشت. کارفرما زبان بدن، مهارت های سخنوری، اعتماد به نفس شما، انتخاب کلمات شما، لحن شما و به طور کلی همه چیز را چک خواهد کرد. در اینجا دشوار است که مهارت های ارتباطی قوی را به صورت ساختگی نشان دهید، بنابراین مهم است که پاسخ به سؤالات احتمالی را از قبل تمرین کنید و تا حدی که امکان دارد خود را از قبل آماده سازید.

در مصاحبه، ممکن است از شما خواسته شود که در مورد نمونه ای از مهارت های ارتباطی قوی که در گذشته به کار برده اید صحبت کنید. می توانید از شرایط مختلف استفاده کنید: زمانی که به شکلی ماهرانه از بروز درگیری اجتناب کردید، یا کشمکشی را رفع کردید؛ یا زمانی که محصولی را به مشتری مرددی فروختید یا اینکه ایده ای را در مقابل رئیس خود ارائه کردید. در تمام موارد، می توانید موقعیت را از زوایای متعدد به طور همزمان بیان کنید، ظرفیت خود در همدلی، درک متقابل و دیپلماسی، توانایی خود برای سازگاری با شرایط، و اینکه رویکرد مستقیم شما چگونه باعث شد مشکلی خیلی زود رفع شود را برجسته کنید.

فارغ از اینکه در چه زمینه ای فعالیت می کنید و علی رغم بی معنی بودن ظاهری این اصطلاح، قوی تر کردن «مهارت های ارتباطی تان» در طول زمان همواره برایتان منفعت به همراه خواهد داشت. اگر آن به درستی را انجام دهید، مسیری ساده تر در طول زندگی و حرفه شغلی تان برایتان تضمین خواهد شد.

دیدگاه‌ها خاموش

با مطالعه این کتاب‌ها زندگی‌تان را تغییر دهید

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۱۳ - ۴:۱۷ ٫ق٫ظ


وبسایت بدونیم: وقتی از وارن بافت موفق ترین سرمایه گذار قرن بیستم راز ثروت و موفقیتش را پرسیدند پاسخ داد روزانه ۵۰۰ صفحه کتاب می خواند. اما متاسفانه امروزه با ۸ ساعت کاری کمتر کسی می تواند وقتی برای کتاب خواندن داشته باشد. باید با برنامه ریزی های دقیق مطالعه کتاب را نیز در فعالیت های اوقات فراغتمان بگنجانیم. اگر می خواهید زندگی تان را تغییر دهید این کتاب ها را بخوانید.

۱۳ کاری که افراد هوشمند انجام نمی دهند نوشته امی مورین

هیچ کس نمی تواند از بدشانسی فرار کند اما می تواند واکنش خود را به بدشانسی ها تغییر دهد. آیا درگیر غلبه بر اشتباهات و شکست ها هستید؟ یا درگیر چیزهایی هستید که از کنترلتان خارج شده است؟ غلبه بر موانع تاثیر عمیقی در زندگی روزانه ما می گذارد و آن چه امی مورین در این کتاب به اشتراک گذاشته است روش های موفقی است که بیمارانش در غلبه بر مشکلات به کار گرفته اند.

با مطالعه این کتاب ها زندگی تان را تغییر دهید


چگونه از نگرانی دست برداریم و زندگی کنیم؟ نوشته دیل کارنگی

چه احساسی پیدا می کنید وقتی به شما بگویند که قرار است فردا صبح به اتاق شکنجه بروید؟ آیا نگران و مضطرب می شوید؟ شاید، اما همیشه راهی برای کنار آمدن با این نگرانی ها هست. چرا نمی توانیم بر نگرانی هایمان غلبه کنیم؟ اگر بتوانیم منبع استرس را پیدا کنیم برای همیشه آن را کنار می گذاریم. دیل کارنگی با استفاده از یک فرمول به خواننده کتاب کمک می کند از عهده موقعیت های پر استرس و نگران کننده برآییم.

با مطالعه این کتاب ها زندگی تان را تغییر دهید


یافتن جوهر درون نوشته کن رابینسون

گاهی اوقات احساس می کنید در مسیری تعیین شده که دوست ندارید زندگی می کنید و جامعه ای که در آن زندگی می کنیم ما را تشویق می کند در همین مسیر پیش برویم. از مدرسه فارغ التحصیل می شویم، دانشگاه می رویم، ازدواج می کنیم و بچه دار می شویم. این سبک زندگی از نظر بعضی ها خوب است اما از نظر بعضی هم محدودیتی است که ما را از فرصت ها و پیشرفت ها دور می کند. هر شخصی علایقی دارد. اگر نمی دانید علایقتان چیشت حتما آن ها را کشف نکرده اید. شاید هم می دانید اما آن ها را سرکوب کرده اید. قوانین جامعه را رها کنید و راه خودتان را بروید.

با مطالعه این کتاب ها زندگی تان را تغییر دهید


هوش هیجانی نوشته دانیل گولمن

آیا احساسات مانع پیشرفتمان است؟ اگر احساس نداشتیم آیا بهتر زندگی می کردیم و آدم های منطقی تری می شدیم؟ آیا می دانستید اگر تعداد ضربان قلب تان ۱۰۰ ضربان در دقیقه باشد بیش از حد عاطفی هستید و نمی توانید منطقی فکر کنید؟ بیشتر قضاوت هایی که می کنید از روی احساس است. گولمن در این کتاب به شما خواننده یاد می دهد چگونه تصمیم گیری های عاطفی جلوگیری کند و بتواند تصمیم های بهتری در زندگی بگیرد.

با مطالعه این کتاب ها زندگی تان را تغییر دهید

دیدگاه‌ها خاموش

خصوصیات رفتاری انسان‌های شاد

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۱۲ - ۵:۴۵ ٫ق٫ظ


وبسایت یوکن: همه دوست دارند شاد باشند، اما چه تعداد از مردم می توانند ادعا کنند واقعاً شاد هستند؟ به تازگی تحقیقی انجام شده که نشان می دهد از هر سه شهروند آمریکایی تنها یک نفر آن‌ها واقعاً شاد است. اگر خودتان از جمله افراد شاد نباشید، احتمالاً فرد شادی در اطراف خود پیدا می کنید. به این فکر کنید چقدر انسان‌های شاد را موفق می دانید و چرا. وقتی به طرز تفکر و رفتارهای آن‌ها توجه کنید درمی یابید شما هم به طور شگفت انگیزی می توانید این عادات را در خود به وجود آورید. اکنون قصد داریم خصوصیات انسان‌های شاد را بیان کنیم و ببینیم چه رفتارهایی آن‌ها را متمایز می کند.

خصوصیات رفتاری انسان‌های شاد که آن‌ها را از بقیه متمایز می کند

آن‌ها بسیار مهربان و دلسوز هستند

شاید این خصوصیات کمی کلی به نظر برسد، اما انسان‌های شاد واقعاً خوب و مهربان هستند. آن‌ها در هر جمعی محبوبیت دارند و همه دلشان می خواهد با آن‌ها وقت بگذرانند. این افراد بسیار متواضع، صمیمی، باملاحظه و کمک رسان هستند. اصلاً حسود نیستند و وقت خود را با غُر زدن و شایعه پراکنی تلف نمی کنند. آن‌ها صبر بی‌پایانی دارند و به‌آسانی وقت و توجه خود را در اختیار دیگران می گذارند. این خصوصیات باعث می شود در آن‌ها احساس خشنودی عمیقی ایجاد شود. انسان‌های خوب جو اجتماعی مثبتی به وجود می آورند که محیط را برای اطرافیانشان راحت می کند.

آن‌ها صداقت دارند

احساس شادی و خشنودی واقعی با دروغ همراه نیست. افرادی که مدام به خودشان دروغ می گویند اغلب به دیگران هم دروغ می گویند و از تجربه‌ی روابط سالم بی‌نصیب خواهند ماند. برای داشتن صداقت ، باید ذهنی آگاه داشته باشید. انسان‌های شاد خود را به خوبی می شناسند و از نشان دادن خود واقعی‌شان هیچ ابایی ندارند.

آن‌ها روحیه‌ی همکاری دارند

انسان‌های شاد نه تنها به فکر تسلط روی دیگران نیستند، بلکه به بودن در جایگاه‌های بالا هم تمایلی ندارند. موفقیت و پیروزی برای آن‌ها بدون داشتن هم گروه، بی‌معناست. اینکه افرادی که در مسابقه‌ای پیروز می شوند اغلب در مورد کسانی که برای دست یابی به این موفقیت به آن‌ها کمک کرده‌اند در سخنرانی‌هایشان صحبت می کنند، دلیل خاصی دارد و آن این است هیچ کسی نمی تواند به تنهایی در این مسیر قدم بگذارد و تصور اینکه تمام امتیازات را تنها یک نفر به دست آورده برای آن‌ها ناخوشایند است. برای بیشتر افراد، برنده شدن یا به تنهایی در جایگاه برتر قرار گرفتن نشانه‌ی نادیده گرفتن کمک‌های دیگران است. افرادی که زحمات دیگران را در نظر می‌گیرند و لذت موفقیت را با آن‌ها تقسیم می کنند، زندگی شادتری دارند.

همواره لبخند روی لبشان است

لبخند زدن چه تأثیری روی خودتان و اطرافیانتان دارد؟ داشتن لبخند زیبا، از خصوصیات مشترک انسان‌های شاد است. میان لبخند زدن مقابل دوربین و لبخند زدن از روی شادی تفاوت قابل توجهی وجود دارد. همه می توانند بخندند و دندان‌هایشان را نشان دهند اما فقط افراد شاد با تمام وجود و انرژی لبخند می زنند. هیچ وقت خنده‌ی واقعی نمی تواند مصنوعی باشد. وقتی شادی دیگران را ببینید، انگیزه ای برای شاد بودن خود خواهید داشت و تحسین کننده‌هایی را به خود جذب می کنید.

احساسات و افکار متعادلی دارند

افراد شاد جزئی‌ترین اتفاقات زندگی خود را جشن می گیرند. این رفتار منبعی شادی بخش در اختیار آن‌ها قرار می دهد که خیلی از مردم از آن غافل هستند. انسان‌های شاد به خیلی از موارد بی‌اهمیت که برای خیلی‌ها آزاردهنده است توجه نمی کنند. آن‌ها به خوبی می دانند چه چیزی ارزش لذت بردن دارد و از چه مواردی باید بگذرند. افراد شاد می‌توانند میان خوشی‌ها و ناخوشی‌های زندگی‌شان تعادل ایجاد کنند؛ در نتیجه باید با نگرش مثبت به زندگی، هر چالشی را به یک فرصت برای پیشرفت تبدیل نمایند.

با دیگر آدم‌های شاد ارتباط برقرار می کنند

انسان‌های شاد با افرادی همانند خودشان در ارتباط هستند. آن‌ها به دنبال پیدا کردن دوستان و افرادی با عادت‌های شبیه به خودشان هستند و قدرت بی‌نظیری برای تأثیرگذاری مثبت روی دیگران دارند. شادی و نشاط مسری است. بیشتر افراد تمایل دارند یکدیگر را زیر نظر بگیرند و از جذاب‌ترین رفتارهایی که پیدا می کنند الگو بگیرند. اگر مردم طوری با اطرافیانشان برخورد کنند که دوست دارند دیگران هم همان طور با آن‌ها رفتار کنند، نتیجه‌ای فراگیر به وجود می‌آید که حتی روی کسانی که تنها شاهد این رفتار هستند تأثیرگذار خواهد بود.

خصوصیات رفتاری انسان‌های شاد که آن‌ها را از بقیه متمایز می کند

در زمان حال زندگی می کنند

اهمیت دادن به تمام ثانیه‌های ارزشمندی که در حال گذر است، در ما احساس شادی به وجود می آورد. اگر زندگی در زمان حال این‌قدر ارزشمند است چرا برخی افراد بیشتر وقت خود را صرف فکر کردن درباره گذشته و آینده می کنند؟ افراد شاد از موقعیت خود رضایت دارند. آن‌ها به زمان حال خود کاملاً آگاه هستند و احساس خشنودی می کنند. این مسئله به آن‌ها امکان می دهد برخلاف دیگران که نسبت به هر چیزی وسواس دارند، موقعیت‌های شاد و خوش زندگی را دریابند. این بخش کوچکی از حضور قدرتمند و پرانرژی انسان‌های شاد در تمام موقعیت‌های زندگی است.

گوش‌های خوبی برای شنیدن دارند

انسان‌های شاد برای کسب اطلاعات جدید، همیشه به دنبال نگرش تازه‌ای هستند. احساسات دیگران برای آن‌ها اهمیت دارد زیرا می دانند با کنار گذاشتن تمایلات شخصی‌شان نتیجه‌ی بهتری در انتظارشان خواهد بود. افراد شاد برای یادگیری دائمی با خود تعهد دارند و می دانند سکوت کردن و گوش دادن به دیگران تنها راه انجام این کار است.

بسیار کم توقع هستند

وقتی توقع شما پایین باشد، به هر چیزی راضی خواهید شد. با این طرز تفکر رویکرد غیرمادی‌تری نسبت به زندگی خواهید داشت. افرادی که از اطرافیانشان انتظار دارند همیشه در کنار آن‌ها باشند و از دستوراتشان پیروی کنند، در نهایت نارضایتی بیشتری خواهند داشت. شادی واقعی از درون فرد سرچشمه می گیرد، نه از اعمال و رفتاری که خارج از ذهن ما رخ می دهد. انسان‌های شاد به این موضوع واقف‌اند و بیشتر از اینکه از دیگران توقع داشته باشند، از خودشان توقع دارند. آن‌ها دیگران را همان طور که هستند می‌پذیرند و این پذیرش افراد و موقعیت‌ها رفتار سالمی برای آن‌ها به‌حساب می‌آید. به همین خاطر آن‌ها به جای مقصر دانستن و توقع داشتن از دیگران، با خود در صلح هستند و مشکلات را با ذهنی باز می پذیرند تا بدون هیچ تعصبی، بهترین راه حل را برای مسائل خود پیدا کنند.

آن‌ها بی دلیل قضاوت نمی کنند

هیچ کسی دوست ندارد مورد قضاوت قرار بگیرد زیرا بیشتر قضاوت‌ها با استناد به اطلاعات اشتباه انجام می شود. انسان‌های شاد به این درک رسیده‌اند زندگی مسیری طولانی برای یادگیری است و هر موقعیتی می تواند باعث ایجاد تغییراتی در ما شود. با این طرز تفکر، داشتن فکرهای منفی و حسادت ورزیدن به دیگران کاری بی‌معنا محسوب می شود. انسان‌های شاد می دانند هر فردی نقطه ضعف‌هایی دارد. این طرز تفکر، افراد شاد را نسبت به کسانی که همیشه در حال قضاوت دیگران هستند به هم‌نشین‌های صبورتر و بهتری تبدیل می کند.

در پایان …

پیمودن مسیر دست یابی به شادی و رضایت کار چندان ساده‌ای نیست. این کار نیازمند تواضع و صداقت است که به طور طبیعی در تمام انسان‌ها وجود ندارد. انسان‌های شاد به دلایل زیادی محبوب و موفق هستند. هر کسی به‌اندازه‌ی آن‌ها لبخند بزند بی‌شک در مسیر درستی قرار گرفته است.

دیدگاه‌ها خاموش

کودکان امروز، کارآفرینان اجتماعی فردا

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۱۲ - ۵:۳۶ ٫ق٫ظ


وب‌سایت مدیر‌اینفو: با توجه به مشکلات جهان امروز از جمله مشکلات آموزشی، فن‌آوری، مالی‌ و مراقبت‌های بهداشتی، در آینده به کارآفرینان اجتماعی بیشتری نیاز خواهیم داشت. اگر تنها ۳ تا ۵ درصد از جمعیت جهان باور داشتند که می‌توانند این مشکلات را حل کنند؛ پیشرفتی غیر قابل‌ تصور در انتظارمان بود. ما باید جوانان‌مان را برای کمک به مردم آموزش دهیم. آن‌ها می‌توانند منجر به ایجاد تغییرات پایدار و مهمی در جوامع خود و سراسر جهان شوند و از این طریق به مردم کمک کنند. جامعه، کارفرمایان، مربیان و والدین باید بدانند که توسعه موفقیت شخصی و اجتماعی کودکان ما باید با تسلط بر چندین مهارت مهم از جمله همدلی، کارگروهی، رهبری و ایجاد تغییرات آغاز شود.

کودکان امروز، کارآفرینان اجتماعی فردا

باید در کودکان‌مان قدرت درک و همدلی را ایجاد کنیم. آنها باید بدانند که چگونه رفتار کنند تا به دیگران آسیبی نرسانند و به‌طور مؤثری کمک‌کننده باشند. کودکان و نوجوانان (سنین ۱۲ تا ۲۰ سال) باید مهارت‌‌های جمعی کسب کنند. بدون این مهارت‌ها، آن‌ها نمی‌توانند در جهان به‌صورت مؤثری زندگی کنند. در آینده تنها افرادی ارزشمند خواهند بود که بتوانند تغییراتی مفید در جهان ایجاد کنند. در پروژه‌ای برای سرمایه‌گذاری روی توانمندی‌های کارآفرینانه جوانان با حضور بیش از ۵۰۰ جوان که هر کدام به نوبه خود تغییرات مهمی را به‌وجود آورده بودند؛ به نکات جالبی دست یافتیم که در اینجا به بعضی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

تقریباً تمام این کارآفرینان (انتفاعی و اجتماعی) کسب‌وکارشان را در نوجوانی تأسیس کرده‌اند.

جوانان شایسته و لایقی هستند که دوست دارند در ایجاد تغییرات مشارکت داشته باشند.

تقریباً تمامی آنان موافق بودند که باید جوانان در مدارس یا هر مکان دیگری آموزش داده شوند تا برای آغاز و سازمان‌دهی صحیح تغییرات آماده شوند. علاوه بر آموزش، پاداش مناسب نیز می‌تواند محرک این رفتار باشد.

هر کسی که این اعتماد به‌ نفس و عقیده را داشته باشد که می‌تواند از کار کردن با افراد برای حل مشکلات و ایجاد فرصت‌های جدید استفاده کند، می‌تواند آموزگار انگیزه باشد.

به‌عنوان مثال نوجوان ۱۵ ساله‌ای که داوطلبانه نوجوانان هم سن و سالش را به مناطقی در اطراف منزل‌شان می‌برد تا به افراد سالمند، نحوه کار با لپ‌تاپ و کامپیوتر را یاد بدهند و به آنان بیاموزند که چگونه می‌توان از طریق ایمیل با دوستان و اعضای خانواده‌شان در ارتباط باشند؛ یا نوجوانی ۱۰ ساله که در واکنشی نسبت به ایده‌ی «دختران فضانورد نیستند»، برنامه‌های آموزشی Astro Tots و برنامه‌های اردو برای دختران جوان را جهت آماده‌سازی آن‌ها برای فضانوردی طراحی می‌کند؛

اینها سهامداران جوانی هستند که رویای خود را به نمایش گذاشته‌اند. آنها توانسته‌اند تیمی را ایجاد کنند که جهان‌شان را تغییر بدهد. این کارآفرینان تازه نفس، معمولاً هرساله ۲۵ تیم جوان را تحت آموزش خود قرار می‌دهند تا بتوانند سریع‌تر اهداف بشردوستانه‌شان را پیش ببرند. آنها قدرتمند هستند و مهارت‌هایی را به‌کار می‌برند که بتوانند جهان را به جایی بهتر برای زندگی، تبدیل کنند. هیچ‌کس نمی‌تواند این قدرت را از آنان بگیرد.

در این دنیای سخت و پر از رقابت، به کارآفرینانی نیاز داریم که برای بهبود جهان و کمک به افراد انگیزه داشته باشند. به کودکان و نوجوانان‌تان فکر کنید، قطعاً نسل بعدی شما با وجود چنین افرادی بهتر زندگی خواهد کرد.

دیدگاه‌ها خاموش

« برگه ی قبلیبرگه ی بعدی »

LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE