استارتاپ هایی که در سال ۲۰۱۷ می ترکانند (۲)

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۷۷۷٫۰۱٫۰-۸۸۲ - ۵:۴۸ ٫ق٫ظ


روزنامه هفت صبح – محمدجواد ترابی: «بیزینس اینسایدر» روایت می کند؛ ۱۱ تای آن را در مطلب قبل معرفی کردیم، ۱۱ مورد را هم امروز می خوانید.

استارتاپ ها، با سرعت پرشتابی در حال تبدیل شدن به مدل اصلی شروع کسب و کار در تمام دنیا هستند و به همین سبب است که به تازگی با آغاز هر سال، فهرستی از پدیده های نوظهور که باید منتظر طوفان آن ها در دنیای صنعت و تجارت به ویژه فناوری باشیم، معرفی می شوند. اما به جز زبده های استارتاپ ها، دیگر چه کسی جز سرمایه گذاران خطرپذیر برای تعیین این فهرست مناسب است؟

 
این سرمایه گذاران هستند که این صنعت را رصد می کنند، استارتاپ ها را راهنمایی می کنند، به غرولندهایشان گوش می کنند و روی آن ها سرمایه گذاری می کنند. بیزینس اینسایدر به سراغ همین سرمایه گذاران خطرپذیر (VC) رفته و فهرستی از این استارتاپ های جوان و در حال رشد در سال ۲۰۱۷ را معرفی کرده است.

۱۲- فروشگاه آنلاین کالاهای لوکس دست دوم

نام شرکت: دِ ریل ریل (The Real Real)
 
 33 استارتاپی که سال 2017 دنیا را تکان می دهند (2)
سرمایه گذاری سرمایه گذار خطرپذیر: ۱۲۳ میلیون دلار
چه کاری می کند؟ این فروشگاه دست دوم، کالاهای لوکس دست دوم را (پس از تایید) با نرخ های پایین به فروش می رساند.
چرا قرار است کارش بگیرد؟ این شرکت از زمان آغاز اجرای آن، سالانه ۷۵ تا ۱۰۰ درصد رشد داشته است. با افزایش استقبال از این سامانه انتظار می رود در سال ۲۰۱۷، خرده فروشی و جزء فروشی فیزیکی آن نیز راه بیفتد.
 

13- بازار طراحی آنلاین
نام شرکت: مینتد (Minted)
 
 33 استارتاپی که سال 2017 دنیا را تکان می دهند (2)

سرمایه گذاری سرمایه گذار خطرپذیر:
۸۹ میلیون دلار

چه کاری می کند؟
این شرکت آنلاین، خرید کارت های سفارشی را آسانتر و مقرون به صرفه تر از همیشه کرده است؛ اما کارش محدود به این نماند.
چرا قرار است کارش بگیرد؟ مریم نفیسی که والدینی ایرانی و چینی دارد، مدیرعامل باتجربه ای است که زمان زیادی را صرف توسعه مینتد در سال ۲۰۱۶ کرده است؛ از طراحی دکور خانه ها تا خرده فروشی های فصلی.
 

14- زمان گران فروشی که گذشت، پولت را پس بگیر
نام شرکت: ارنی (Earny)
 
 33 استارتاپی که سال 2017 دنیا را تکان می دهند (2)

سرمایه گذاری سرمایه گذار خطرپذیر:
۱٫۲ میلیون دلار
چه کاری می کند؟ ارین، قیمت هر چیزی که شما خریده اید را دنبال می کند و با کاهش و افت قیمت آن، پول تان را بر می گرداند.
چرا قرار است کارش بگیرد؟ این یک نوع مبارزه حقوقی با گران فروشی است، برخی خرده فروشی ها با قیمتی گزاف اقدام به گران فروشی می کنند ولی قیمت واقعی چیز دیگری است. در فضای آنلاین اما همه چیز به سرعت قابل پیگیری است. گویی «ارنی» کارگزار تعزیرات آنلاین است.
 

15- سازنده چمدان های فناوری دوست
نام شرکت: اوی (Away)
 
 33 استارتاپی که سال 2017 دنیا را تکان می دهند (2)
سرمایه گذاری سرمایه گذار خطرپذیر: ۱۱ میلیون دلار

چه کاری می کند؟
این چمدان ها که از فناوری های به روزی بهره می برند، حتی قابلیت شارژ گوشی و تبلت همراه را به مسافر می دهند.
چرا قرار است کارش بگیرد؟ آن طور که معلوم است، فناوری های به کار رفته در این چمدان ها، جدا از امکان دنبال کردن آن ها و فناوری های خاصی که برای راحتی مسافر یکجا جمع کرده اند، به دنبال سورپرایزهایی در سال ۲۰۱۷ هم هستند، چیزی که شاید بسیاری از مسافران دنبالش باشند.
 

16- جعبه اشتراک لباس های سایز بزرگ
نام شرکت: دیا اند کو (Dia & Co)
 
 33 استارتاپی که سال 2017 دنیا را تکان می دهند (2)

سرمایه گذاری سرمایه گذار خطرپذیر:
۲۵ میلیون دلار
چه کاری می کند؟ آن ها با مدل «در خانه امتحان کن»، لباس ها و بدلیجات تزیینی را به در خانه هایی می رسانند که مشترکان «سایز بزرگ» دارند.
چرا قرار است کارش بگیرد؟ آنها بازار هدف خود را محدود به افرادی کردند که کمتر طراحی خاص آنها با اقبال رو به رو می شود. افرادی که به سایزهای بزرگ لباس و بدلیجات نیاز دارند، حق انتخاب زیادی در بازار ندارند؛ اما حالا می توانند در خانه انتخاب های زیادی را امتحان کنند.

۱۷- سبک جدیدی از «اپ» سازی
نام شرکت: آمینو (Amino)
 
 33 استارتاپی که سال 2017 دنیا را تکان می دهند (2)
سرمایه گذاری سرمایه گذار خطرپذیر: ۲۸ میلیون دلار
چه کاری می کند؟ آمینو به هر شخصی که سر از اینترنت دربیاورد این امکان را می دهد که اپ خودش را بسازد و آن اپ را در پلتفورم آمینو راه اندازی کند. اگر کارش گرفت، آن را به اپ استور معرفی می کند.
چرا قرار است کارش بگیرد؟ برخلاف آن که آمارها نشان می دهد تمایل جهانی برای نصب اپ کاهش پیدا کرده است. آن ها بیش از ۲۵۰ اپ جدید را با موفقیت به اپ استور معرفی کرده اند.


۱۸- یک بیسیم برای نوجوانان
نام شرکت: مارکو پولو (Marco Polo)
 
 33 استارتاپی که سال 2017 دنیا را تکان می دهند (2)
سرمایه گذاری سرمایه گذار خطرپذیر: ۲۵ میلیون دلار
چه کاری می کند؟ نیمی شبیه به اسنپ چت و نیمی شبیه به یک بیسیم؛ این اپی است برای گپ و گفت که محبوب نوجوانان شده.
چرا قرار است کارش بگیرد؟ نه ویدئو چت جدید است و نه فناوری بیسیم، اما ترکیب آن هاست که چیزی متفاوت و پدیده خاص کم سن و سال ها را پدید آورده است.
 

19- برف روبی به سبک برخط
 
نام شرکت: پلوز اند موز (Plowz & Mowz)
 
 33 استارتاپی که سال 2017 دنیا را تکان می دهند (2)
سرمایه گذاری سرمایه گذار خطرپذیر: ۱٫۵ میلیون دلار
چه کاری می کند؟ ترکیبی از مشاغل فصلی که برای نگه داری خانه های بزرگ (ویلاها) لازم است را یک جا و آنلاین تقاضا دهید.
چرا قرار است کارش بگیرد؟ برف روبی، چمن زنی، برگ روبی و… این ها کارهایی است که می توان امید داشت برای تقاضا و انجام درست آن از شبکه اینترنت بهره برد؛ تقاضا، اجرای درست کار و پرداخت همگی به واسطه این اپ ممکن شده است.
 

20- یک سامانه پخش زنده جدید از اخبار کسب و کار
نام شرکت: چددار (Cheddar)
 
 33 استارتاپی که سال 2017 دنیا را تکان می دهند (2)
سرمایه گذاری سرمایه گذار خطرپذیر: ۱۳ میلیون دلار
چه کاری می کند؟ یک سامانه پخش زنده و مبتنی بر تقاضا که قرار است اخبار دست اول کسب و کار را به لحظه به دست مخاطب برساند.
چرا قرار است کارش بگیرد؟ پایگاه ها و شبکه های معتبر انتشار اخبار دست اول کسب و کار کم نیستند، اما تفاوت در اینجا است که این سامانه با بهره گیری از تجارب پخش زنده در اینترنت می خواهد اخبار را سریعتر و آسانتر از هر روش دیگری به دست مخاطب برساند.
 

21- کلیپ های ویدئویی به لحظه
نام شرکت: موزیکالی (Musically)
 
 33 استارتاپی که سال 2017 دنیا را تکان می دهند (2)
سرمایه گذاری سرمایه گذار خطرپذیر: ۱۶ میلیون دلار
چه کاری می کند؟ مزیکالی با ممکن ساختن تولید به لحظه کلیپ های ویدئویی، محبوب نوجوانان شده است.
چرا قرار است کارش بگیرد؟ آن ها همین حالا هم نوازندگان و ستاره های  جدید را به دنیا معرفی کرده اند، بی آنکه تهیه کننده ای در کار باشد. موزیکالی از دو سال پیش در صدر اپ های ۲۰ کشور قرار گرفته است و یک میلیون ویدئو روی این سامانه بارگذاری شده است.
 

22- ذخیره عکس ها در فضای ابری
نام شرکت: اور (Ever)
 
 33 استارتاپی که سال 2017 دنیا را تکان می دهند (2)
سرمایه گذاری سرمایه گذار خطرپذیر: ۱۳ میلیون دلار
چه کاری می کند؟ به طور خودکار عکس های گوشی را در فضای ابری (خارج از گوشی در بستری آنلاین) ذخیره می کند و حافظه گوشی را همیشه به اندازه کافی خالی می گذارد.
چرا قرار است کارش بگیرد؟ جدا از این که شما از ذخیره تصاویرتان همیشه مطمئن خواهید بود، «اور» به شما اجازه می دهد عکس هایتان در فضای مجازی را نیز یکجا ببینید و تجربه متفاوتی را در اختیار شما قرار می دهد.
 
ادامه دارد…

استفاده از قانون دو دقیقه، برای افزایش تمرکز در محل کار

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۷۷۷٫۰۱٫۰-۸۸۲ - ۵:۴۲ ٫ق٫ظ


وب‌سایت تک شات – پریسا قره گوزلو: احتمالا شما هم موافقید که مولتی تسکینگ اشتباه است و کارآیی شما را کاهش می دهد، اما گاه ناخودآگاه به سمت انجام چندین کار بطور همزمان سوق داده می شویم. گاه پیش می آید که در میانه برنامه ریزی برای یک پروژه کاری، ناگهان به خاطر می آورید که خرید هدیه ای که چند روز پیش در مغازه ای دیده اید تا چه حد می تواند مادرتان را شاد کند.

بعد احتمالا از کار برنامه ریزی دست می کشید و شروع می کنید به مقایسه قیمت ها در فروشگاه های آنلاین و شاید در نهایت هم از خرید آن منصرف شوید. سپس ۱۵ دقیقه زمان نیاز دارید تا به خاطر آورید مشغول انجام چه کاری بودید و کار را از کجا باید دنبال کنید.

همه ما چنین وضعیتی را تجربه کرده ایم و می پذیریم که می تواند کارآیی ما را به میزان قابل توجهی کاهش دهد.
اما کارشناسان برای غلبه بر چنین موقعیتی راهکاری دو قسمتی ارایه داده اند. برای آشنایی با این راهکار با تک شات همراه باشید. امیدواریم این توصیه کارشناسان بتواند به نظم بخشیدن به ذهن ما در محل کار کمک کند.

 برای افزایش تمرکز در محل کار، از قانون دو دقیقه استفاده کنید
اگر انجام کار کمتر از دو دقیقه زمان می برد، همان لحظه انجامش دهید

انجام بسیاری از کارهایی که ناگهان به ذهن ما خطور می کنند زمان زیادی نیاز ندارد:مثلا ارسال پاسخ یک دوست و تایید قرار ملاقاتی که با هم دارید، شستن قاشقی که استفاده کرده اید، یا تهیه پرینت برای کلاسی که عصر باید در آن شرکت کنید.

وقتی چنین مواردی پیش می آید، کاری که آن لحظه مشغول انجامش هستید را متوقف کنید و کاری که به ذهنتان رسیده را انجام دهید. در غیر اینصورت، فکر انجام آن فضایی را در ذهن شما اشغال می کند که به انبوهی از کارهای انجام نشده که در ذهنتان دارید افزوده خواهد شد. اگر انجام کاری کمتر از دو دقیقه زمان می برد، چرا همین الان انجامش ندهید؟

البته در خصوص این قانون استثنائاتی هم وجود دارد. مثلا اگر در حال صحبت با شخصی هستید، قطعا بی ادبی خواهد بود اگر به طرف مقابل بگویید:”یک لحظه صبر کن، من باید قرارم را با دوستم برای امشب تایید کنم”و بعد طرف را تنها بگذارید و به سراغ موبایلتان بروید. یا زمانی که مشغول رانندگی هستید، قویاً توصیه می کنیم که تمام تمرکز خود را بر روی مسیر و رانندگی خود قرار دهید.

بسیار واضح است تمام اموری که ناگهان به ذهن ما خطور می کنند در عرض ۱۲۰ ثانیه قابل انجام نیستند. در این موارد باید راهکار دوم را به کار بندید.

اگر انجام کار بیش از دو دقیقه زمان می برد، آن را جایی یادداشت کنید تا در فرصت مناسب انجامش دهید

فرض کنید ناگهان به یاد می آورید که باید برای چند هفته آینده پست هایی که لازم است در شبکه اجتماعی بخش مربوط به اداره خود قرار دهید را تهیه کنید. قطعا این کار بیش از چند دقیقه زمان نیاز خواهد داشت، بنابراین عاقلانه به نظر نمی رسد که کاری که در حال حاضر مشغول آن هستید را متوقف کنید و به سراغ آن بروید.

اما در عین حال نمی خواهید انجام آن را فراموش کنید. پس در جایی که مطمئن هستید بعداً چک خواهید کرد یادداشتی برای خود بگذارید. گاهی این یادداشت را در دفترچه خود می نویسید و اگر خیلی ضروری باشد، بد نیست با حروف بزرگ آن را بر روی کاغذ یادداشت چسبی بنویسید و آن را گوشه مانیتور خود بچسبانید.

اگر امکان انجام کاری در لحظه وجود ندارد، بهتر است آن را از ذهن خود پاک کنید و برای به یادآوری تمام کارهای ریز و درشتی که باید در آن روز یا فردا یا چند روز آینده انجام شوند بیش از حد به خود فشار نیاورید. آن را در فهرست اموری که باید انجام شوند قرار دهید.

باز هم تکرار می کنیم که قطعا در طول روز خیلی گرفتارید و تمایل دارید که امور بیشتری را در صورت امکان به انجام برسانید. اما به جای آنکه اجازه دهید ذهنتان مرتب از موضوعی به موضوع دیگر بپرد، راه بهتر را انتخاب کنید.


چرا بازاریابی تیم خلاق می‌خواهد؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۷۷۷٫۰۱٫۰-۸۸۲ - ۵:۳۳ ٫ق٫ظ


وب‌سایت شنبه: شاید بتوان گفت در زمانی نه‌چندان دور که رسانه‌های اجتماعی شامل چند کانال تلویزیونی، تعدادی ایستگاه رادیویی و تعداد انگشت‌شماری مجله و روزنامه بودند، حرفه بازاریابی کار چندان دشواری به نظر نمی‌آمد و افراد می‌توانستند با صرف مدت زمان نه‌چندان زیادی، در این حرفه کارآمد شوند‌ اما در دنیاي امروز که سیل عظیمی از وب‌سایت‌ها، وبلاگ‌ها، صفحات مجازی، نرم‌افزارهای هوشمند و … مردم جهان را احاطه کرده‌اند و در دست بیشتر افراد جهان یک گوشی هوشمند قرار دارد که از طریق آن با شبکه‌های بی‌پایان دیجیتال همراه می‌شوند، کار بازاریابی و تبلیغات سمت و سویی خاص خود را یافته است و نیاز به شیوه‌ها و تخصص‌های مخصوص به خود دارد، به این معنا که با پیشرفت تکنولوژی، شیوه‌ها و اصول تبلیغات و بازاریابی نیز متحول شده است و این ابزار جدید اما کارآمد در دنیای تبلیغات، روش‌ها و اصول متناسب با خود را می‌طلبند. به همین منظور نیز در این گزارش چند اصل مهم تبلیغات در عصر دیجیتال را برخواهیم شمرد:
 
 چرا بازاریابی تیم خلاق می‌خواهد؟
اهداف کسب‌و‌کار خود را روشن کنید

دنیای دیجیتال امکانات زیادی را در اختیار بازاریابان قرار می‌دهد، اما باید توجه داشت که به صورت همه‌‌جانبه نمی‌توان از همه این موقعیت‌ها استفاده کرد، بلکه هر کسب‌وکاری باید با توجه به نیازهای خود، نسبت به کاربرد ابزارهای دنیای دیجیتال در فعالیت‌های بازاریابی خود اقدام کند. برای رسیدن به چنین جایگاهی نیز در درجه اول باید اهداف کسب‌وکار خود را روشن کنید. با نوشتن این اهداف، مسیر راه شما مشخص خواهد شد و نوع کاربرد و هزینه‌های احتمالی شما در روند استفاده از بازاریابی دیجیتال مشخص می‌شود.

تشکیل یک تیم خلاق و نوآور

مدیران بازاریابی افرادی هستند که فرصت کمی دارند و به‌شدت مشغول به کار هستند، آنها باید نظارت همه‌جانبه‌ای بر بازار داشته باشند و در عین حال فرصت‌های کسب‌وکار را شناسایی کنند، طراحی روند تبلیغاتی، راه‌اندازی کمپین‌های بازاریابی و … نیز از جمله کارهایی محسوب می‌شوند که این افراد درگیر آنها هستند، بنابراین این یک واقعیت انکارناپذیر است که هیچ مدیر بازاریابی به‌تنهایی نمی‌تواند از عهده وظایف خود بر بیاید، این امر خصوصا در زمینه بازاریابی دیجیتال که دامنه گسترده‌تری نیز دارد، بیشتر خود را نشان می‌دهد، بنابراین یکی از مهم‌ترین اصول بازاریابی دیجیتالی، استخدام یک تیم تبلیغاتی کارآمد، متخصص و خلاق است. افراد این تیم باید به خوبی با دنیای دیجیتال و ابزارهای آن آشنایی داشته و به صورتی حرفه‌ای در این رشته آموزش دیده باشند. خصوصا داشتن تحصیلات آکادمیک در کنار تجربه کاری می‌تواند تیم خلاق و کارآمدی را تشکیل دهد.

جدا کردن مفهوم استراتژی از نوآوری

آنچه در بسیاری از شرکت‌های تبلیغاتی اتفاق می‌افتد، اشتباهی است که حاصل ترکیب دو مفهم استراتژی و نوآوری است، در حالی که این دو کاملا با یکدیگر متفاوت هستند و هر یک نیاز به روش‌های خاص خود را دارند. یک کسب‌و‌کار موفق در عصر دیجیتال، باید گروه نوآور و خلاق خود را در تیمی جداگانه به کار واگذارد و تیم دیگری را نیز برای تعیین استراتژی‌های اصلی شرکت تعیین کند؛ شایان ذکر است که در تعیین استراتژی‌های شرکت، باید اهداف کلی کسب‌وکار را در نظر داشته و در نهایت راهکارهای تیم خلاقیت را متناسب با آنها به کار گیرد.

 
بنابراین آنچه در تعریف استراتژی مهم است، در وهله اول خلاقیت و نوآوری نیست، بلکه هماهنگی با اهداف است، به این معنا که بعد از تعیین استراتژی‌هاست که باید به دنبال یافتن نکات خلاقانه باشیم، البته خلاقیت‌هایی که در راستای اهداف و استراتژی‌های تعریف شده باشند.

تغيير و بازاريابی در کسب و کار

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۷۷۷٫۰۱٫۰-۸۸۳ - ۱۰:۰۸ ٫ق٫ظ


رازمجنون: طی اين سال هایی که به عنوان مشاورِ بازاريابی و استراتژيک در کسب و کارهای مختلف انجام وظيفه کرده ام شاهد تغييرات بسيار عجبيی بودم. تغييراتی که در پاره ای از مواقع باعث شکست يک کسب و کار شد و يا تغييراتی که وجودشان موجبات پيشرفت و سودآوری را فراهم آورد.
 
به طور کلی در دنيای کسب کار، کارآفرين و مدير با دو محيط دائماً در حال دست و پنجه نرم کردن هستند؛ محيط داخلی سازمان و محيط خارجی. بياييد يک تخم مرغ را تصور کنيم، اگر فشاری از بيرون به تخم مرغ وارد شود موجب شکستن ديواره و از بين رفتن نطفه ی آن خواهد شد و نتيجه  ای جز فنا و نابودی نخواهد داشت اما اگر اين فشار از داخل به همان ديواره وارد شود تولد، رشد و اميد را به همراه خواهد داشت. تغيير و فشارِ ناشی از آن در محيط های کسب و کار اجتناب ناپذير است اما تفاوت مديران و رهبران سازمانی موفق، مؤثر و کارآمد کنترل همين فشارها است.
 
 تغيير و بازاريابی در کسب و کار
 
با استفاده از قصه  ی تخم مرغ می خواستم به اين نکته اصرار داشته باشم که تغييرات اثر بخش و مؤثر از داخل سازمان می بايستی نشأت بگيرد و شکوفايی نتيجه فعل و انفعالات داخلی شرکت هاست. فيل كراسبي می گويد: تغيير مانند دوست است، بهتر است مانند دوست يابي براي آن برنامه داشته باشي، نه آن كه بگذاري تصادفي از راه برسد. بيشترين فشاری که شرکت ها در حال حاضر با آن دست به گريبان هستند چيست؟ چرا فروش محصولات جديد در دنيای امروز اينقدر دشوار شده است؟ و از همه مهمتر ارزش های شرکت ها از منظر مشتری چه تغييری کرده و من چگونه می توانم از اين تغيير استفاده کنم؟
 
در بازارهای محصولات FMCG ( Fast-Moving Consumer Goods) يا کالاهای تند مصرف يکی از مشکلات بزرگ صاحبان کسب و کار تنوع طلبی مصرف کنندگان است. اين تنوع طلبی موجب شده تا سطح وفاداری مصرف کنندگان به برندها بسيار پايين باشد و هزينه نگهداری آنان برای شرکت گزاف. وجود قارچ گونه ی فروشگاه های بزرگی تحت عنوان مگا مال (Mega Mall) و يا هايپر استارها (Hypermarket) قدرت چانه زنی را از توليد کننده به فروشنده و عرضه کننده های کالا منتقل کرده است. اين همه تغيير در اين مدت زمان کوتاه برای چيست؟ علت و منشأ اين تغييرات کجاست؟ برای رسيدن به جواب درست اين سئوالات می بايستی نگاهی ساده اما مؤثر به بازاريابی و مفهوم آن داشته باشيم. ابتدا بپردازيم به مفاهيم اصلی بازاريابی ….
مبانی و اصول بازاريابی بر سه اصل بلاشک استوار است: نياز، خواسته و تقاضا. نياز به حکم انسان بودن در ذات بشر مستتر است و اساساً بازاريابی و بازاريابان در خلق آن کاری ازشان ساخته نخواهد بود بلکه در بهترين حالت می بايستی تمام توان خود را برای کشف آن  به کارگيرند. آبراهام مازلو روانشناس آمريکایی نيازهای اساسی انسان را به ۵ الی ۷ دسته کلی تقسيم بندی نمود و تحت عنوان هرمی به نام سلسله مراتب نیازهای انسانی (Hierarchy of Human Needs) مطرح کرد که از منظر بازاريابی بسيار با اهميت است.
 
این سلسله مراتب از نیازهای ابتدایی در طبقه پایینی شروع شده و هرچه بالاتر میرود نیازهای پیچیدهتر انسانی را معرفی میکند که به ترتیب عبارتاند از: نیازهای فیزیولوژیک، نیازهای امنیتی، نیازهای عاطفی، نیازهای اجتماعی ـ احترامی و نیازهای خودشکوفایی. طبق نظریه مازلو، هر «نیاز» هرچقدر پایینتر قرار داشته باشد، قویتر است و بدون ارضای نیازهای هر طبقه نمیتوان به طبقه بالاتر دست یافت. بازاريابی به شکل تأمين نياز، خواسته می گويد و تمام فعاليت های واحدهای بازاريابی شرکت ها و بازاريابان از اين نقطه آغاز می گردد.
 
 تغيير و بازاريابی در کسب و کار
 
بازاريابان خوب برای برند خود به گونه ای تلاش خواهد کرد که مشتری به اين جمله از جانب آنها اعتقاد پيدا کند که نياز خود را آنگونه بر طرف نماييد که ما (برند) به شما پيشنهاد می دهيم. اصل سوم، اصل تقاضا است. تقاضا یعنی میل و خواست و توانایی یک فرد برای دریافت کالا یا خدمتی. در اين تعريف چيزی که اصل تقاضا را در بازاريابی با اهميت می کند توانايی است؛ در ادبيات بازاريابی قدرت خريد بسيار مهم است و مديران بازاريابی می بايستی به آن توجه ويژه داشته باشند.
حال با توجه به موارد عنوان شده در خصوص اصول بازاريابی و مفهوم نياز و طبقه بندی آن می توان دوباره به اين سئوال رجوع کرد که چرا فروش محصولات جديد در دنيای امروز اينقدر پيچيده است؟ پاسخ قطعی و واقعی به اين سئوال اين است که تقريباً به تمام نيازهای بازار هدف به شکل های گوناگون (با توجه به خواسته آنان) نسبت به توان خريد، پاسخ های جذاب داده شده است.
پيتر دراکر برای بيان و توصيف اهميت نقش تفکر بازاريابی در فروش محصولات که موفقيت مالی شرکت را به همراه خواهد داشت می-گويد: هدف بازاريابی آن است که فروش را به امری غير ضروری تبديل کند. حال بايد به اين نکته توجه کرد که تفکر بازاريابی چگونه آغاز خواهد شد؟!
۱٫ کشف نياز نهفته و اساسی، نوآوری در کسب و کار.
۲٫ پيش از پاسخگوئی به نيازهای کشف شده، به دنبال کشف نيازهای پاسخ داده نشده، باشيد.
۳٫ بيش از اهداف ميانی، چشم به اهداف نهايی داشته باشيد.

نوسنده: دکتر سالار معينی کرمانشاهی، مدرس و مشاور مباحث بازاريابی، فروش و توسعه کسب و کار، مشاور در حوزه های بازاريابی، تبليغات، برندينگ، فروش ارزيابی عملکرد نيروهای فروش

با وظایف یک مدیر خوب آشنا شوید

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۷۷۷٫۰۱٫۰-۸۸۳ - ۶:۱۳ ٫ق٫ظ


وب‌سایت چطور – میلاد حمیدی: مدیریت از مباحث مهم و اساسی هر سازمانی است: چطور برای انجام امور برنامه‌ریزی کنیم، یک سازمان‌دهی کارا و اثربخش برای شرکت خود داشته باشیم، کارکنان را رهبری کنیم و به آنها انگیزه بدهیم و برای کسب اطمینان از پیشرفت برنامه‌ها و میزان دستیابی به اهداف، سیستم کنترل ایجاد کنیم؟ مدیریت خوب، پایه و اساس شروع کسب‌و‌کار، رشد و حفاظت از آن برای دستیابی به موفقیت مورد انتظار است. این مقاله را بخوانید تا ببینید که تعریف مدیریت چیست.
 
تعریف مدیریت؛ با وظایف یک مدیر آشنا شوید 
به این دو اشتباه فکر کنید:

اشتباه اول: مدیر ارشد بانک، مدیر بازاریابی خود را به خاطر اشتباهی که در آن مقصر نبوده، در مقابل سایرین با عصبانیت به باد انتقاد می‌گیرد.

 
اشتباه دوم: شرکت Guidant (تولیدکننده‌ی الکتروشوک قلب) با تأخیری سه ساله و بعد از خرابی ۴۵ دستگاه، مرگ ۲ بیمار، و به کار گذاشتن ۷۷٪ از دستگاه‌ها در بدن بیماران برای جمع‌آوری ۵۰،۰۰۰ دستگاه الکتروشوک معیوب اقدام کرد.

این دو حاصل مدیران بد و مدیریت بدتر از آن بود. آیا جای تعجب است که شرکت‌ها به مشاوران مدیریتی سالانه نزدیک به ۱۵۰ میلیارد دلار برای گرفتن مشاوره در خصوص اصول اولیه‌ی مدیریت می‌پردازند، اصولی مثل نحوه‌‌ی رهبری اثربخش کارکنان، سازمان‌دهی کارآمد شرکت یا مدیریت فرآیندها و پروژه‌های عظیم؟ این مقاله به شما کمک خواهد کرد تا با برخی از اصول بنیادی، که این مشاوران مدیریت در امور شرکت‌ها به‌کار می‌گیرند آشنا شوید.

مدیریت یعنی …

تعریف مدیریت؛ با وظایف یک مدیر آشنا شوید

بسیاری از مدیران امروز کار خود را با جوشکاری در یک کارخانه، شستن بشقاب‌های رستوران‌، شاگردی در یک لباس‌فروشی یا تی‌کشیدن راهروها شروع کرده‌اند. همین‌طور، بسیاری از شما هم، مسیر شغلی خود را از کارهای درجه چندم شروع خواهید کرد و در این مسیر به آرامی به مدارج بالا خواهید رسید. هیچ راه بهتری برای کسب آگاهی از رقابت، مشتریان و کسب‌و‌کار وجود ندارد. اما خواه شما مسیر شغلی خود را این‌گونه آغاز کنید یا به عنوان سرپرست شروع به کار نمایید، شغل شما به عنوان مدیر، انجام دادن کار نیست، بلکه کمک کردن به دیگران در انجام کارهاست.

 
مدیریت یعنی گرفتن کارهای انجام شده توسط دیگران. پت کریگان (Pat Carrigan)، مدیر سابق یک مدرسه‌ی ابتدایی که بعدها به سِمت مدیریت کارخانه‌ی تولید قطعات جنرال موتورز رسید، می‌گوید: «من هیچ وقت قطعه‌ای نساخته‌ام، و هیچ برنامه‌ای برای این کار ندارم. این شغل من نیست. شغل من ساختن محیطی است که در آن قطعه‌سازان بتوانند مسئولانه قطعاتی سالم بسازند که از نظر قیمت، رقابتی باشد و همچنین به کار خود افتخار کنند. لازم نیست من حتما بدانم که ساختن یک قطعه چه ارتباطی با این موضوعات دارد.»

توضیح پت کریگان درباره‌ی مسئولیت‌های مدیریتی نشان می‌دهد که مدیران باید به کارایی و اثربخشی در فرآیندها توجه داشته باشند. کارایی یعنی انجام کارها با حداقل تلاش، هزینه یا اتلاف. برای مثال، شرکت یونایتد پارسل سرویس (United Parcel Service)، یک شرکت پستی در آمریکا، که سالیانه ۳.۵ میلیارد مرسوله را به مقصد می‌رساند، با استفاده از یک سیستم برنامه‌ریزی بارگیری و مسیریابی کاملا کامپیوتری توانسته است، سالانه به میزان حدودا ۵۳ میلیون لیتر در مصرف سوخت صرفه‌جویی کند.

 
این سیستم به کامیون‌های بارگیری محلی، مکانی را که باید مرسوله‌ها را به کامیون‌های تحویل برسانند نشان می‌دهد (برای به حداکثر رساندن تعداد مرسوله‌های هر کامیون)، تعداد مرسوله‌ها و توقف‌های رانندگان و مسیر حرکت‌ آنها را از پیش تعیین می‌کند (برای به حداقل رساندن زمان، فاصله و هزینه‌ی سوخت) و محل دقیق مرسوله در کامیون را به راننده اطلاع می‌دهد (برای به حداقل رساندن زمان جست‌وجو در هر توقف).

کارایی به خودی خود برای تضمین موفقیت کافی نیست. باید مدیران در جهت رسیدن به اثربخشی نیز تلاش کنند. اثربخشی یعنی به انجام رساندن وظایف در جهت برآوردن اهداف سازمانی، مثل رضایت‌مندی مشتری و خدمات به مشتریان.

وظایف مدیریت

تعریف مدیریت؛ با وظایف یک مدیر آشنا شوید

هنری فایول (Henri Fayol)، مدیرعامل یکی از شرکت‌های بزرگ فولاد، از بنیان‌گذاران عرصه‌ی مدیریت محسوب می‌شود. او بر اساس تجربه‌ی ۲۰ ساله‌ی خود به عنوان مدیرعامل، اعتقاد دارد که به طور کلی بیش از هر چیزی موفقیت یک شرکت به توانایی مدیریتی رهبران آن شرکت وابسته است تا توانمندی‌های فنی. به عبارت دیگر، شرکت eBay (بزرگ‌ترین شرکت حراج آنلاین)، به دلیل توانمند‌ی‌های مدیریتی مدیرعامل خود مِگ وایتمن (Meg Whiteman) به موفقیت رسید نه توانایی او در برنامه‌نویسی کامپیوتر.

از نظر فایول، مدیران برای موفقیت ۵ وظیفه‌ی مدیریتی را بر عهده دارند: برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، هماهنگ‌سازی، فرماندهی و کنترل. البته امروزه بسیاری از کتاب‌های مدیریتی هماهنگ‌سازی را حذف کرده‌اند و به جای فرماندهی از لغت رهبری استفاده می‌کنند. در نتیجه، امروزه وظایف مدیریتی فایول عبارتند از برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، رهبری و کنترل. مطالعات نشان داده‌اند مدیرانی که این وظایف مدیریتی را به خوبی انجام می‌دهند، مدیران بهتری هستند. مثلا، هر چه یک مدیرعامل زمان بیشتری را صرف برنامه‌ریزی کند، شرکت او سودآورتر خواهد بود. شرکت AT&T در طی یک دوره‌ی ۲۵ ساله متوجه شد کارکنانی که مهارت‌های برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری بهتری دارند با احتمال بیشتری می‌توانند به مشاغل مدیریتی ترفیع پیدا کنند و حتی به رده‌های بالای مدیریتی برسند.

دلیل این موضوع روشن است. مدیران وقتی برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، رهبری و کنترل خوبی بر شرکت داشته باشند، بهتر می‌توانند به شرکت خود خدمت کنند. حال بیایید نگاه عمیق‌تری به این وظایف مدیریتی بیندازیم.

۱. برنامه‌ریزی

تعریف مدیریت؛ با وظایف یک مدیر آشنا شوید

برنامه‌ریزی به معنای تعیین اهداف سازمانی و ابزاری برای دستیابی به آنهاست. برنامه‌ریزی یکی از بهترین روش‌های بهبود عملکرد به حساب می‌آید. به وسیله‌ی برنامه‌ریزی، کارکنان تشویق می‌شوند که بیشتر تلاش کنند، رفتار خود را در جهت دستیابی به اهداف تنظیم می‌کنند و به روش‌های بهتر برای انجام کار خود بیندیشند. اما مهم‌ترین مزیت برنامه‌ریزی برای شرکت‌ها این است که آنها سودآوری بیشتر و رشد سریع‌تری نسبت به شرکت‌هایی دارند که این کار را انجام نمی‌دهند.

مثلا پاسخ سؤال «کسب‌و‌کار ما چیست؟» در برنامه‌ریزی استراتژیک نهفته است. اگر شما بتوانید به این سؤال در ۲ جمله یا کمتر پاسخ دهید، آنگاه می‌توان گفت که برنامه‌ریزی بسیار شفافی برای کسب‌و‌کار خود دارید.

رکس تیلرسون (Rex Tillerson)، مدیرعامل شرکت اِکسان (Exxon) دقیقا می‌داند که شرکت در چه کسب‌و‌کاری حضور دارد و مهم‌تر از آن در چه کسب‌و‌کاری فعالیت نمی‌کند. گوگل هم به همین ترتیب. اگرچه شرکت گوگل درآمد خود را از طریق تبلیغات اینترنتیِ جست‌وجو‌ محور کسب می‌کند، اما به جای اینکه بگوید در حوزه‌ی تبلیغات فعالیت دارد، کسب‌و‌کار خود را «سازمان‌دهی اطلاعات جهان» بیان می‌کند. با اینکه گوگل با صرف هزینه‌ی ۱.۶۵ میلیارد دلاری شرکت یوتیوب (YouTube) را خریداری کرد، اما با وجود یوتیوب هم به کاربران در دستیابی و سازمان‌دهی محتوای ویدئویی یاری می‌رساند.

۲. سازماندهی

تعریف مدیریت؛ با وظایف یک مدیر آشنا شوید

سازمان‌دهی به معنای تصمیم‌گیری در این خصوص است که در کجا باید تصمیمات اتخاذ شود، هر کسی چه وظایفی دارد و سلسله مراتب در شرکت چگونه است. به صفحه‌ی اصلی وب‌سایت یاهو (Yahoo) بروید و یک نگاه کلی به بخش‌های مختلف آن از جمله اخبار، ایمیل، پیام رسان (messenger)، خرید (خودرو، مسکن و …)، کسب‌و‌کارهای کوچک و خدمات ویژه (دانلود، موبایل و وب‌سایت شخصی) بیندازید. چطور می‌توان این همه عنوان و فعالیت را سازمان‌دهی کرد؟ یاهو این کار را از طریق دو گروه مشتری یعنی مخاطب و تبلیغ‌کننده/ناشر و گروه تکنولوژی انجام می‌دهد.

 
گروه مخاطب مسئولیت محصولات یاهو در جست‌وجو، رسانه، مجامع و ارتباطات را بر عهده دارد. گروه تبلیغ‌کننده/ناشر تبلیغ‌کنندگان و آژانس‌ها، کسب‌و‌کارهای کوچک و متوسط، تبلیغ‌کنندگان محلی، نمایندگان فروش و ناشران را از طریق اینترنت به مشتریان هدف‌شان متصل می‌کند. در نهایت، گروه تکنولوژی به واسطه‌ی ایجاد توانمندی‌ها و پلتفرم‌های فنی و تکنولوژیکی از کل سازمان پشتیبانی می‌نماید. مدیرعامل یاهو می‌گوید «ما بر این باور هستیم که داشتن یک سازمان مشتری‌مدار‌تر با پشتیبانی تکنولوژی‌های قدرتمند، به توسعه‌ی تجربیات پیشرفته برای ارزشمندترین جمعیت مخاطب سرعت خواهد بخشید.»
۳. رهبری

تعریف مدیریت؛ با وظایف یک مدیر آشنا شوید

سومین اصل در تعریف مدیریت، رهبری است. رهبری یعنی انگیزه دادن به کارکنان برای تلاش بیشتر در جهت دستیابی به اهداف سازمانی. وقتی آنه مالکاهی (Anne Mulcahy) مدیرعامل شرکت زیراکس (Xerox) شد، این شرکت با داشتن ۱۷.۱ میلیارد دلار بدهی و تنها ۱۵۴ میلیون دلار دارایی، در مرز ورشکستگی قرار داشت.

 
علاوه بر این، سیر نزولی درآمد و سیر صعودی ضرر باعث شده بود که ارزش سهام شرکت از ۶۴ دلار به تنها ۴.۴۳ دلار برسد. مالکاهی اذعان می‌کند که پذیرش مسئولیت بیرون کشیدن شرکت از ورطه‌ی ورشکستگی او را به وحشت انداخت. او در این باره می‌گوید «هیچ چیز من را به اندازه‌ی از خواب‌پریدن در نیمه‌شب و فکر کردن به ۹۶ هزار کارمند و بازنشسته و اتفاقات بد آینده به وحشت نمی‌انداخت.» با این حال، او این سِمت را پذیرفت.

مالکاهی که هر روز به دو تا سه شهر برای گفت‌وگو با مدیران و کارمندان زیراکس سفر می‌کرد از آنها می‌خواست حتی به اندازه‌ی یک دلار هم که شده به فکر صرفه‌جویی باشند و یادآوری می‌کرد که تنها چند روز برای فروش در این سه‌ ماهه باقی مانده است. مالکاهی می‌گوید «چیزی که من در زیراکس به آن توجه فراوانی دارم، حفظ روحیه و انگیزه در شرکت است. به نظر من حفظ روحیه مهم‌ترین عاملی است که ما را برای رسیدن به نتیجه توانمند می‌سازد. افراد باید احساس کنند که مشارکت آنها اهمیت دارد. من بخش اعظمی از زمان خود را با مشتریان و کارکنان گذراندم و برای ما به عنوان رهبران شرکت هیچ چیزی بیشتر از برقراری ارتباط با این دو بخش تعیین‌کننده، اهمیت نداشت.»

امروز در نتیجه‌ی رهبری مالکاهی و تلاش و کوشش کارکنان زیراکس، این شرکت توانست مجددا روی پای خود بایستد و سودآوری و ثبات مالی گذشته را کسب کند.

۴. کنترل

تعریف مدیریت؛ با وظایف یک مدیر آشنا شوید

آخرین وظیفه مدیران کنترل کردن است. کنترل به معنای نظارت بر پیشرفت دستیابی به اهداف و اتخاذ تدابیر اصلاحی در هنگام عدم پیشرفت است. فرآیند اساسی کنترل شامل تعیین استاندارد برای دستیابی به اهداف، مقایسه‌ی عملکرد واقعی با استاندارد و اِعمال تغییرات برای بازگرداندن عملکرد به حالت استاندارد می‌شود.

خطوط هوایی کانتیننتال (Continental Airlines) به منظور کاهش هزینه‌ها (استاندارد) برای بازگرداندن سودآوری خود (هدف)، تصمیم گرفت که به جای دادن کل قوطی‌ نوشیدنی به مسافران، فنجان‌های کوچک نوشیدنی به آنها بدهد (اقدام اصلاحی). سخنگوی شرکت، از این اقدام دفاع می‌کند و می‌گوید «مهمان‌داران به ما گفته‌اند که کیسه‌های زباله بعد از هر پرواز پُر از زباله‌های نوشیدنی‌ها می‌شود و ما مجبور می‌شویم نصف نوشیدنی‌ها را دور بریزیم.» اگرچه شرکت کانتیننتال هنوز به مشتریانی که یک قوطی کامل درخواست می‌کنند نه نمی‌گوید، اما همین تصمیم باعث صرفه‌جویی سالیانه ۱۰۰ هزار دلاری شرکت شده است.