چگونه پس از اخراج یکی از اعضای تیم، روحیه سایر اعضا را ارتقا دهیم

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۰۹٫۰۷ - ۶:۲۵ ٫ق٫ظ


وب‌سایت تک شات – پریسا قره گوزلو: هر یک از افرادی که در مقام مدیریت یک گروه مشغول به کار هستند، به ناچار احتمالا زمانی با وظیفه دشوار اخراج یکی از اعضا تیم مواجه می شوند.
 
اغلب در این موارد مدیران با شایعاتی روبرو می شوند که ضمن متهم نمودن آنها به قضاوت اشتباه، روحیه همکاری سایر اعضا را نیز به شدت تحت تاثیر قرار می دهد.

افرادی که از گروه کنار گذاشته می شوند بطور معمول به جای تلاش برای یافتن راه حل فقط به شکوه و شکایت مشغولند، تمایلی به یادگیری و همراه شدن با سایرین ندارند، گاه بی دلیل و به سرعت عصبانی می شوند، کار گروهی را بلد نیستند، گاه خود بخشی از مشکل ایجاده شده هستند و تقریبا هرگز در ارایه و اجرای راه حل نقشی ندارند.

بعضی از این افراد در مواردی نیز دوست داشتنی هستند و حتی از دوستانی در محل کار برخوردارند. اما باید پذیرفت که برای فرهنگ حاکم بر یک تیم و یک سازمان مانند سمی خطرناک عمل می کنند. گاه مدیران در نهایت به این نتیجه می رسند که این “افراد مشکل ساز” باید هر چه زودتر از سر راه برداشته شوند.

مدیران قابل و با تجربه موقعیت را ارزیابی می کنند و سپس با شهامت دست به عمل می زنند و این افراد را از تیم اخراج می کنند. اما اعضایی که در تیم باقی می مانند چه؟ آیا نباید سعی کنیم روحیه آنها را ارتقا بخشیم تا حس همکاری در آنها کاهش نیابد؟ در ادامه، برای آشنایی با راهکارهایی برای حفظ روحیه مثبت تیم پس از تغییر ساختار آن با تک شات همراه باشید.

 چگونه پس از اخراج یکی از اعضای تیم، روحیه سایر اعضا را ارتقا دهیم
1. موقعیت مدیریتی خود را مجدداً از پایه تحکیم کنید

کار ساده ای است. بر روی روابط با اعضا و ایجاد و شکل دهی اعتماد تمرکز کنید. اطمینان کسب کنید که همه اعضا تیم با ماموریت سازمان آشنا هستند، اهداف آن را می شناسند و از اهمیت هر یک از آنها مطلع هستند. بیش از آنچه حرف می زنید به حرف های سایر اعضا گوش دهید. به این بیاندیشید که کمپانی شما چه نقشی در بهبود امور جهان دارد. آن را با اعضا تیم خود در میان بگذارید.

۲٫ وقت بیشتری را با اعضای برجسته و کارآمد تیم خود بگذرانید

معمولا افرادی که بیشترین ارزش را در یک تیم دارند فاقد هر نوع عنوانی هستند. این گروه گاه با عنوان اعضا “نامریی” گروه شناخته می شوند که البته بیشترین تاثیر را در فرهنگ حاکم بر سازمان دارند. حالا که اعضا ناسازگار را اخراج کرده اید، باید تشخیص دهید که آیا اعضا کارآمد تیم نیاز به ارتقا و در معرض دید قرار گرفتن دارند.

به هیچ عنوان نمی توانید از گذراندن زمان با اعضای تیم خود گریز داشته باشید. باید متوجه شوید که آنها به چه مواردی اهمیت می دهند. بعنوان یک مدیر، باید به نتیجه ای برد/برد بیاندیشید که در آن اعضای تیم به انگیزه لازم برای ادامه کار دست می یابند و همچنین کمپانی در راه دستیابی به اهداف خود قدم بر میدارد.

در خصوص آنچه این اعضای برجسته را متمایز می کند آشکار صحبت کنید و به آنها بازخورد بدهید. آیا روحیه همکاری آنها در مواجهه با مشکلات است که آنها را متمایز می کند، یا تمایل آنها به کمک و یا انجام وظایفی ورای وظایف شغلی تعیین شده برای آنها؟

از اینکه چگونه می توانید آنها را بهتر حمایت کنید مطلع شوید و به آنها نشان دهید که ارزش حضورشان در تیم را درک می کنید.

۳٫ با اعضا تیم بیشتر تعامل داشته باشید

سعی کنید در تعامل با اعضای تیم از محدوده ی آرامش خود فراتر روید. در این تعامل سعی بر انتقال دیدگاه سازمان داشته باشید. انتظارات خود را به وضوح و کاملا شفاف بیان کنید. از روش های ارتباطی که شما را با اعضا رو در رو قرار می دهد استفاده کنید – مثلا با آنها بر روی اسکایپ یا گوگل هنگ آوتز مکالمه کنید.

۴٫ تا جایی که می توانید سوال بپرسید

از اعضا تیم در خصوص آنچه در گذشته توانسته به بازده تیم کمک کند یا آن را مخدوش کند بپرسید. به نظر آنها مشکلات فعلی در سر راه تیم کدامند، راه حل پیشنهادی آنها برای این مشکلات چیست؟

مایکل ماداک و رافایل لویی ویتون گفته اند:

“بهترین نوآوران، افرادی هستند که به آموختن علاقه دارند نه افرادی که تصور می کنند دانش آنها کافی است. این موضوع در خصوص فرهنگ های نوآورانه نیز صحت دارد. مدیرانی که این فرهنگ را پایه نهاده اند، می دانند که برای کشف باید مشتاقانه به شناخت ناشناخته ها بپردازند و مستقیما خود را درگیر موضوع کنند. ممکن است در این راه شکست بخورند، اما بعداً تجربیات خود را با سایر اعضا تیم به اشتراک می گذارند.”

۵٫ زمان های منظمی را در نظر بگیرید که اعضا بتوانند به شما مراجعه کنند

اعضا باید بدانند که شما پذیرای پرسش ها، نظرات و ایده های آنها هستید. زمانی را برای گوش دادن به آنها و نقطه نظراتشان اختصاص دهید.

۶٫ زمانی را برای تفریح در کنار اعضای تیم اختصاص دهید

زمانی را برای فعالیت هایی که ارتباط بین اعضا را ارتقا می دهد اختصاص دهید که حتی می تواند به سادگی تعیین “ساعت شادی” باشد که در طول این زمان می توانید همکارانتان را فارغ از تکلف های رسمی و کاری بشناسید. گذراندن زمانی خارج از محیط کار با اعضای تیم از ارزشی غیر قابل وصف برخوردار است و به آنها کمک می کند برای هر چه دلپذیرتر شدن کار و محیط کار پیش قدم شوند و ایده های خود را مطرح کنند.

به یاد داشته باشید که اکثر افراد با اخراج اعضایی که عملکرد مناسبی نداشته اند احساس آرامش خواهند کرد و آن را نشانه ای از مدیریت هوشیارانه شما می دانند.

هرگز پس از رسیدن به این نتیجه که اخراج یکی از اعضا ضروری است در اجرای تصمیم خود تعلل نکنید. تحقیقات نشان داده است که تصمیم اولیه شما معمولا صحیح است؛ اخراج کارمندان سخت است، اما گاه ضروری است. در این موارد باید علت اخراج را به طور صریح بیان کنید و ظرافت را در این مواقع نیز در نظر داشته باشید.

برای افرادی که اخراج می شوند نیز این می تواند فرصتی برای تغییر و ارتقای عملکرد باشد. شاید آنها هم به ارزیابی عملکرد خود بپردازند و نقاط ضعف و قوت خود را شناسایی کنند. این افراد در چنین مواقعی معمولا به اهداف خود بیشتر می اندیشند و در خصوص آنچه آنها را از دستیابی به اهداف بازداشته است مسئولیت پذیرتر می شوند.

دیدگاه‌ها خاموش

بعضی از اسرار ذهن ثروتمند اینجاست

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۰۹٫۰۷ - ۶:۲۱ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت: «هارو اکر» در ۲۰ سالگی همه کتاب های موفقیت شخصی را خوانده و در بیشتر سمینارها شرکت کرده بود. او که در چند فعالیت تجاری با ناکامی رو به رو شده بود، در اوج ناامیدی به اندیشه هایی که درباره خودش داشت، نگاه عمیقی انداخت. اگر چه از صمیم دل می خواست ثروتمند شود، ولی به این نتیجه رسید که ترس از شکست خوردن در او بیشتر است.
 
یک روز اتفاقی با دوست پدرش که مردی ثروتمند بود دیدار کرد و یک واقعیت حیاتی را به او یادآوری کرد. دوست پدرش معتقد بود ثروتمندان متفاوت از فقرا می اندیشند. راه اندیشیدن آنان را نسخه برداری کن تا برای ثروتمند شدن آمادگی پیدا کنی. «اکر» درباره روانشناسی خلق ثروت و موفقیت مطالعه کرد. او با روش های ذهن و راهکارهایی آشنا شد که ذهنش را شرطی کند تا مثل ثروتمندان بیندیشد.

او معتقد است هر نتیجه ای که در زندگی تان تجربه می کنید، خواه مثبت باشد یا منفی، چه پولدار باشید چه فقیر، بازتاب دنیای درون شما هستند. پس در یک کلام می توان گفت برای به دست آوردن نتایج مورد علاقه بیرونی اول باید به بازی درونی ثروت تسلط پیدا کنیم.

 
بعضی از اسرار ذهن ثروتمند اینجاست

22 نکته از کتاب:

۱٫ در آمد شما تنها به میزان عملکردتان افزایش می یابد.

۲٫ آدم های ثروتمند معتقد به ثروتمند شدن هستند، ولی آدم های فقیر آرزومند ثروتمند شدن هستند.

۳٫ ثروتمند شدن به تمرکز، شجاعت، دانش، تخصص، تلاش کامل، بینش مخالف با سکون و به ذهنی تنظیم شده برای پول نیاز دارد.

۴٫ بر اساس وضعیت بازار نسبت به ارزشی که دارید به شما پول پرداخت خواهد شد.

۵٫ تعریف کار آفرین از نگاه اکر عبارت است از شخصی که مشکلات را برای مردم با در نظر گرفتن سود حل می کند.

۶٫ فکر کوچک و عمل کوچک منجر به ورشکستگی می شود. فکر بزرگ و عمل بزرگ منجر به پول و معنی دار شدن زندگی می شود.

۷٫ آدم های ثروتمند فرصت ها را می بینند و آدم های فقیر موانع را.

۸٫ آدم های ثروتمند با آدم های مثبت و موفق معاشرت می کنند و آدم های فقیر با آدم های منفی و شکست خورده معاشرت می کنند.

۹٫ کار کردن سخت بالاخره به نتیجه می رسد.

 
بعضی از اسرار ذهن ثروتمند اینجاست

10. معمولا آدم های ثروتمند مشتاق تبلیغ کردن خود و ارزش هایشان هستند و آدم های فقیر اشتیاقی به تبلیغ ندارند.

۱۱٫ آدم های ثروتمند از مشکلات خود بزرگ تر هستند و آدم های فقیر از مشکلات خود کوچک تر هستند.

۱۲٫ آدم های ثروتمند ترجیح می دهند بر اساس دستاوردها به آنها پول پرداخت شود.

۱۳٫ برای ثروتمند شدن باید راهی برای دو برابر کردن قدرت خودتان پیدا کنید.

۱۴٫ باید روی درآمد، پس انداز تمرکز کنید و سرمایه گذاری خود را افزایش دهید و با ساده زیستی هزینه زندگی خود را کاهش دهید.

۱۵٫ روش اداره کردن پول از مبلغ پول مهم تر است. تا نشان ندهید آنچه را که دارید می توانید حفظ کنید، مورد بیشتری را به دست نخواهید آورد.

۱۶٫ آدم های ثروتمند بر خلاف ترسی که دارند دست به عمل می زنند و آدم های فقیر به ترس اجازه می دهند که متوقف شان کند.

۱۷٫ اگر شما فقط آنچه را که آسان است بخواهید انجام دهید زندگی سخت خواهد شد. اما اگر کاری که سخت است بخواهید انجام دهید، زندگی آسان خواهد شد.

۱۸٫ تنها وقتی که در سختی قرار دارید، زمانی است که در حال رشد کردن هستید.

۱۹٫ آدم های ثروتمند همیشه در حال رشد کردن و یاد گرفتن هستند و آدم های فقیر فکر می کنند همه موارد را می دانند.

۲۰٫ موفقیت یک مهارت یاد گرفتنی است. هر استادی زمانی ناشی بوده است.

۲۱٫ سریع ترین راه برای ثروتمند شدن و ثروتمند ماندن کار کردن روی توسعه دادن خودتان است.

۲۲٫ ده درصد از درآمد خود را در صندوق آموزش بگذارید. هر چه بیشتر یاد بگیرید، یشتر پول به دست می آورید.

دیدگاه‌ها خاموش

چگونه از گوشی خود پول دربیاوریم

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۰۹٫۰۷ - ۵:۴۹ ٫ق٫ظ


ماهنامه معیشت:
 
در دنیا دو دسته آدم وجود دارند: دسته اول چیزی را هزینه می بینند و دسته دوم همان چیزها را منبع درآمد به حساب می آورند. مثلا اگر یکی از افراد دسته اول برای تفرج به کنار رودخانه ای برود، فکر می کند که برای سفرهای بعدی چه چیزهایی همراه بیاورد یا چه چیزهایی باید بخرد تا سور و ساتش کامل شود اما اگر فردی از دسته دوم برای تفرج به کنار همان رودخانه برود، سریع به فک رمی افتد که با فراهم کردن امکانات در آنجا، محلی برای تفریح مردم ایجاد کند و از این راه درآمدی کسب کند یا این که در ضمن معاشرت با دیگران و اطلاع از ذائقه و علایق آنها کشف می کند که آیا آب، سنگ های کف رودخانه و حتی هوای پاک آن محل تبدیل شدنی به پول هست یا خیر.
گوشی هوشمند نیز از این قاعده مستثنی نیست. این وسیله برای بسیاری نقش سیاه چاله ای را دارد که بخش درخور توجهی از دارایی شان را به کام خود می کشد. از خرید آخرین و پیشرفته ترین مدل های گوشی گرفته تا خرید لوازم جانبی و بازی های پولی، همچنین هزینه اینترنت و وی پی ان و خدمات جانبی اپراتورها و مهم تر از همه، خرید کالاها و نرم افزارهای لازم و بی مصرف، همگی قاتلان پول ما هستند.

اما دسته دوم در این چاه ویل هم به دنبال پول می گردند و یکی از مهم ترین هدف های آنها، افراد دسته اول اند. حال اگر می خواهید از دسته اول به جایی در نزدیکی دسته دوم کوچ کنید، با ما همراه شوید.

 
چگونه از گوشی خود پول دربیاوریم

چطور از موبایل پور دربیاوریم؟

خط رند

اگر شماره همراه تان رند است و این رند بودن شماره تا به حال، گلی به سر شما نزده و به هر دلیل قصد فروش آن را هم ندارید، می توانید با نصب یک برنامه مدیریت تماس قدرتمند و هدایت تماس های شخصی به یک خط دیگر، شماره رند خود را اجاره دهید. البته قبل از هر کاری باید با مشورت یک مشاور حقوقی، قراردادی رسمی با اجاره کننده خط منعقد کنید تا از آسیب های احتمالی در امان باشید.

بازاریابی

همان طور که می دانید، مهم ترین منبع درآمد در همه رسانه ها، تبلیغات است. اگر تمام وقت تان در شبکه های اجتماعی می گذرد، می توانید به سادگی از این محل امورات خودتان را بگذرانید. کافی است در زمینه علاقه یا تخصص تان کانال یا صفحه ای باز کنید. حتی اگر تولید یا تدوین محتوا از عهده تان خارج است، جمع آوری یا به اصطلاح «کپی – چسباندن» مطالب و حتی تیتر مطالب سایر رسانه ها، مخاطبان بسیاری را به خود جلب خواهد کرد.

با توجه به ذائقه فست فودی کاربران اینترنت، به ویژه کاربران ایرانی در شبکه های اجتماعی، می توانید اخبار و مطالب پرمخاطب را در کوتاه ترین شکل ممکن و با خیالی آسوده از اعتبار و سندیت آن، در کانال خود وارد کنید.

خرید و فروش

اگر گشت مختصری در اپلیکیشن های مربوط به سایت های خرید و فروش کالاهای نو و دست دوم بزنید، خواهید دید که همیشه فرصت های مناسبی برای خرید کالا از یک فرد و فروش آن به دیگری وجود خواهد داشت.البته لازمه این کار داشتن اطلاعات و شناخت کامل آن کالای خاص است.

در مورد کالاهای نو به این کار «دلالی مجازی» و در مورد کالاهای دست دوم «سمساری مجازی» می گویند و عده بسیاری در دنیا هم اکنون به این کار مشغول اند. اگر امکان آن را دارید که دستی هم به سر و گوش اجناس مستعمل بکشید، این دیگر شغلی تمام عیار خواهد بود.

فروشگاه

شبکه های مجازی گذرگاه شبانه روزی میلیون ها نفر از مردم جهان هستند. بنابراین بدون اندک هزینه ای می توانید فروشگاه خود را در شبکه های اجتماعی برپا کنید. لازم نیست کالایی خارق العاده یا اعجاب انگیز ارائه دهید. از عسل و فندق و زیتون گرفته تا چوب اسکی و ساعت و مبلمان، هر کالایی که با آن آشنایی دارید، می تواند در فروشگاه مجازی تان عرضه شود. فقط باید نحوه ارسال کالا و دریافت وجه را از قبل طراحی نمایید. حتی می توانید فقط نقش مامور خرید را بازی کنید و کالاهای فروشگاه های دیگر را عرضه کنید.

 
چگونه از گوشی خود پول دربیاوریم

حمل و نقل

در ایران و تقریبا همه جای د نیا، اپلیکیشن هایی وجود دارند که می توانید با عضو شدن در آنها، مسافرانی را که در مسیرهای هر روزه تان منتظر خودرو هستند پیدا کنید. این نرم افزارها با استفاده از جی پی اس گوشی ها، موقعیت برخط خودروها و مسافران را روی نقشه نشان می دهند. بدین صورت می توانید بدون بازماندن از کارهای روزانه، درآمد فراوانی را از این راه کسب کنید.

شکار لحظه ها

اگر الفبای عکاسی دیجیتال را بلد باشید، می توانید با همین گوشی هوشمندی که در دست دارید، برای خود درآمد مادام العمر دست و پا کنید. از هر چیزی که عکس یا فیلم بگیرید، ممکن است در گوشه ای از جهان و زمانی از حالا تا دویست سال دیگر، خریداری پیدا کند.

لزومی ندارد که عکس های تان سوژه استثنایی داشته باشد یا به اصطلاح هنری باشد. تنها کافی است چیزهایی درباره قاب بندی و نور بدانید. البته اگر موضوع عکس ها اتفاقات و افراد خاص باشد، به طور طبیعی احتمال خریده شدن آنها بسیار بیشتر خواهد بود. به ویژه عکس های مراسم سنتی مانند عید نوروز، سیزده به در، گلاب گیری، قالی شوران، رقص های محلی و آیینی، همچنین اشخاص مهم سیاسی و هنرمندان، هواخواهان بیشتری دارد.

با ایجاد حساب کاربری در سایت های خرید و فروش عکس مانند «شاتر»، «استاک» و «گتی»، می توانید عکس های خود را برای فروش بارگذاری کنید. شما حتی فیلم های خود را نیز می توانید برای فروش در این وب سایت ها عرضه نمایید. این سایت ها به ازای هر بار خرید عکس شما از سوی کاربران، مبلغی را به حساب تان واریز می کنند. در صورتی که برای دریافت وجه خود از این سایت ها  دچار مشکل شدید با مشاور بانکی «معیشت» تماس بگیرید.

فروش شیرینکاری

اگر تردستی یا کار بامزه ای بلدید، اگر می توانید چیز جالبی درست کنید یا چیزی را تعمیر کنید، اگر نکته هایی درباره زندگی روزمره می دانید که همیشه باعث تعجب دوستان تان می شود، همین حالا دست به کار شوید. ابتدا سعی کنید محیطی با حداقل صدای محیطی و دارای نور مناسب انتخاب کنید؛ سپس می توانید فیلم کوتاهی از اجرای خود تهیه نمایید. بعد از بارگذاری فیلم در وب سایت های اشتراک فیلم مانند «آپارات» یا «یوتیوب»، می توانید بسته به بازدید و تعداد ثبت نام کنندگان در کانال تان، حمایت کننده مالی کوچک یا بزرگی برای خود دست و پا کنید.

 
چگونه از گوشی خود پول دربیاوریم

کارمزد مجازی

بسیاری از نیازهای امروز ما، نیازهای مجازی اند. یعنی بسیاری از خدمات و محصولاتی را که برای آنها پول می پردازیم تنها در فضای مجازی و به صورت دیجیتال دریافت می کنیم. این خدمات دارای گستره وسیعی هستند و شما می توانید با گذاشتن آگهی های رایگان در اینترنت یا ایجاد کانال در شبکه های اجتماعی، آنها را به دیگران ارائه دهید. ترجمه، طراحی، نقشه کشی، تایپ، مشاوره پزشکی و مهندسی، مشاوره مالی و حقوقی، همچنین رفع مشکلات رایانه و شبکه؛ از این دست خدمات اند.

ممکن است دریافت وجه برای برخی خدمات به صورت مستقیم انجام نشود. بدین معنی که با ایجاد وب سایت یا کانال خاص و ارائه خدمات تخصصی، از راه جذب آگهی یا حمایت کننده مالی، به کسب درآمد بپردازید.

انجام معاملات در بورس

هم اکنون می توانید در میان فشار بی امان مسافران مترو و بی آر تی، یا در حال صرف ناهار، یا به یاری گوشی های ضد آب ،حتی در استخر و حمام ترکی هم به انجام معاملات سهام در بورس تهران بپردازید. البته باز هم توصیه همیشگی را فراموش نکنید: «قبل از انجام هر کاری، دانش خود را در آن افزایش دهید.»

تبلیغ رایگان

اگر مغازه یا کسب و کاری دارید، می توانید بدون پرداخت هزینه ای آن را به همگان معرفی کنید و درآمد خود را به سادگی افزایش دهید. برای این کار با گوشی هوشمند خود وارد نرم افزار راهیاب گوگل شوید و پس از روشن کردن مکان یاب (Location) گوشی، از مغازه یا رستوران خود عکس بگیرید و روی نقشه بارگذاری نمایید.

همچنین با استفاده از گزینه Add a place می توانید نام و نوع کسب و کار خود را برای کاربران مشخص کنید. پس از این، هر کاربری که در نزدیکی شما به جستجوی رستوران یا کسب و کار شما بپردازد، نقشه گوگل، وی را به سمت شما راهنمایی خواهد کرد.

از قلم افتادگان

تلفیق امکانات گوشی هوشمند شما و اینترنت، فرصت های شغلی بی شماری را در اختیارتان قرار می دهد. شما می توانید ده ها فعالیت جدید به فهرست بالا اضافه کنید. پس، از همین حالا سعی کنید به گوشی خود به عنوان منبع درآمد نگاه کنید.

دیدگاه‌ها خاموش

تلاش گوگل برای حل یکی از بزرگترین مشکلات تجاری اش

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۰۹٫۰۶ - ۱۰:۵۶ ٫ق٫ظ


رازمجنون: مهم ترین منبع درآمد گوگل – یعنی تبلیغات در جستجو – اخیرا با مشکل مواجه شده است. یکی از بزرگترین مشکلات فعلی شرکت گوگل این است که درآمد حاصل از کلیک بر روی آگهی های روی صفحه جستجو رو به کاهش گذاشته است.
 
تلاش گوگل برای حل یکی از بزرگترین مشکلات تجاری خود 
بخش بزرگی از این مشکل از آنجا ناشی می شود که آگهی دهندگان نمی خواهند به همان اندازه برای تبلیغات در تلفن های همراه صرف کنند؛ زیراخریدارانی که در تلفن های همراه خود بر روی آگهی ها کلیک می کنند، کمتر محتمل است که پس از کلیک خود خرید کنند.
 
بیشتر آگهی دهندگان گوگل شرکت هایی هستند که می کوشند محصولات خود را به کاربرانی بفروشند که آن محصولات را در گوگل جستجو می کنند؛ اما فروشگاه های آنلاین آنها معمولا بر روی تلفن های همراه چندان جذاب نیست. از این رو، آنها، برعکس کامپیوترهای رومیزی، بر روی گوشی های هوشمند با کاهش خرید مواجه می شوند.
اما گوگل طرحی دارد که بدون مجبور کردن آگهی دهندگان به بهبود فروشگاه های آنلاین خود، ارزش آگهی های عرضه شده بر روی تلفن همراه را افزایش دهد.
«Local inventory ads» را وارد کنید.
گوگل این محصول جدید تبلیغاتی را سال گذشته برای کمک به تردد رانندگان خرده فروش به سوی فروشگاه های فیزیکی آنها راه اندازی کرد. برندهای تجاری مانند REI یا سرز [Sears]  می توانند آگهی های خود را بر اساس محل و در دسترس بودن محصول جستجو شده در فروشگاه خود هدف گذاری کنند.
 
برای مثال، اگر کسی «دوچرخه» را بر روی تلفن همراه خود جستجو کند، یک آگهی REI با عکسی از یکی از محصولات آنها و اطلاعات در مورد اینکه کدام دوچرخه ها را در موجودی خود دارند ظاهر خواهد شد.
خریداران به جای سفارش آنلاین محصول می توانند تمایل خود برای حضور مستقیم در مکان فیزیکی فروشگاه و خرید بی واسطه محصول مورد نظر را برآورده سازند.
گوگل می گوید این تبلیغات موجودی محلی موثر است. طبق گفته شرکت سرز، بین ۱۰٪ تا ۱۸٪ از کلیک ها بر روی تبلیغات حاصل از جستجو منجر به بازدید از فروشگاه می شود، شرکت نویسد: در یک پست وبلاگ چهارشنبه صبح است. شرکت سرز پیش تر، در یکی از پست های وبلاگی خود اعلام کرده که به لطف تبلیغات موجودی محلی، بازدیدکنندگان ۱۲۴۰ فروشگاه آنها بیش از ۱۲۲٪ افزایش داشته است.
آگهی دهندگان بسیار مشتاق به نظر می رسند.
 
 تلاش گوگل برای حل یکی از بزرگترین مشکلات تجاری خود
طبق گفته دیوید باکلی، رئیس قسمت بازاریابی فروشگاه های محلی سرز، «این بهترین روش برای جستجوی محصول بر روی تلفن همراه است»و «چیزی بهتر از این را نمی توان تصور کرد».
گوگل همچنین می گوید که در تعداد افرادی که به جای جستجوی کلی، محصولات یا خدمات را در منطقه خود جستجو می کنند، افزایش چشمگیری وجود داشته است.
به گفته گوگل «سود جستجوی این شرکت از “نزدیکی من” از سال ۲۰۱۱ حدود ۳۴ برابر، و نسبت به سال ۲۰۱۴ دو برابر افزایش داشته است». «در سه ماه آخر سال ۲۰۱۴ اکثریت قریب به اتفاق افراد –یعنی ۸۰%- از تلفن های همراه خود برای جستجو استفاده کرده اند.
گوگل با به کنترل گرفتن این روند با تبلیغات موجودی محلی، شیوه جدیدی را برای تبلیغ کنندگان فراهم می کند که جستجوها از طریق تلفن همراه را به سوی خریدهای واقعی هدایت می کند.
و این، به نوبه خود، خبر خوبی برای سود کلی گوگل است.

دیدگاه‌ها خاموش

تلاش گوگل برای حل یکی از بزرگترین مشکلات تجاری خود

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۰۹٫۰۶ - ۱۰:۵۶ ٫ق٫ظ


رازمجنون: مهم ترین منبع درآمد گوگل – یعنی تبلیغات در جستجو – اخیرا با مشکل مواجه شده است. یکی از بزرگترین مشکلات فعلی شرکت گوگل این است که درآمد حاصل از کلیک بر روی آگهی های روی صفحه جستجو رو به کاهش گذاشته است.
 
تلاش گوگل برای حل یکی از بزرگترین مشکلات تجاری خود 
بخش بزرگی از این مشکل از آنجا ناشی می شود که آگهی دهندگان نمی خواهند به همان اندازه برای تبلیغات در تلفن های همراه صرف کنند؛ زیراخریدارانی که در تلفن های همراه خود بر روی آگهی ها کلیک می کنند، کمتر محتمل است که پس از کلیک خود خرید کنند.
 
بیشتر آگهی دهندگان گوگل شرکت هایی هستند که می کوشند محصولات خود را به کاربرانی بفروشند که آن محصولات را در گوگل جستجو می کنند؛ اما فروشگاه های آنلاین آنها معمولا بر روی تلفن های همراه چندان جذاب نیست. از این رو، آنها، برعکس کامپیوترهای رومیزی، بر روی گوشی های هوشمند با کاهش خرید مواجه می شوند.
اما گوگل طرحی دارد که بدون مجبور کردن آگهی دهندگان به بهبود فروشگاه های آنلاین خود، ارزش آگهی های عرضه شده بر روی تلفن همراه را افزایش دهد.
«Local inventory ads» را وارد کنید.
گوگل این محصول جدید تبلیغاتی را سال گذشته برای کمک به تردد رانندگان خرده فروش به سوی فروشگاه های فیزیکی آنها راه اندازی کرد. برندهای تجاری مانند REI یا سرز [Sears]  می توانند آگهی های خود را بر اساس محل و در دسترس بودن محصول جستجو شده در فروشگاه خود هدف گذاری کنند.
 
برای مثال، اگر کسی «دوچرخه» را بر روی تلفن همراه خود جستجو کند، یک آگهی REI با عکسی از یکی از محصولات آنها و اطلاعات در مورد اینکه کدام دوچرخه ها را در موجودی خود دارند ظاهر خواهد شد.
خریداران به جای سفارش آنلاین محصول می توانند تمایل خود برای حضور مستقیم در مکان فیزیکی فروشگاه و خرید بی واسطه محصول مورد نظر را برآورده سازند.
گوگل می گوید این تبلیغات موجودی محلی موثر است. طبق گفته شرکت سرز، بین ۱۰٪ تا ۱۸٪ از کلیک ها بر روی تبلیغات حاصل از جستجو منجر به بازدید از فروشگاه می شود، شرکت نویسد: در یک پست وبلاگ چهارشنبه صبح است. شرکت سرز پیش تر، در یکی از پست های وبلاگی خود اعلام کرده که به لطف تبلیغات موجودی محلی، بازدیدکنندگان ۱۲۴۰ فروشگاه آنها بیش از ۱۲۲٪ افزایش داشته است.
آگهی دهندگان بسیار مشتاق به نظر می رسند.
 
 تلاش گوگل برای حل یکی از بزرگترین مشکلات تجاری خود
طبق گفته دیوید باکلی، رئیس قسمت بازاریابی فروشگاه های محلی سرز، «این بهترین روش برای جستجوی محصول بر روی تلفن همراه است»و «چیزی بهتر از این را نمی توان تصور کرد».
گوگل همچنین می گوید که در تعداد افرادی که به جای جستجوی کلی، محصولات یا خدمات را در منطقه خود جستجو می کنند، افزایش چشمگیری وجود داشته است.
به گفته گوگل «سود جستجوی این شرکت از “نزدیکی من” از سال ۲۰۱۱ حدود ۳۴ برابر، و نسبت به سال ۲۰۱۴ دو برابر افزایش داشته است». «در سه ماه آخر سال ۲۰۱۴ اکثریت قریب به اتفاق افراد –یعنی ۸۰%- از تلفن های همراه خود برای جستجو استفاده کرده اند.
گوگل با به کنترل گرفتن این روند با تبلیغات موجودی محلی، شیوه جدیدی را برای تبلیغ کنندگان فراهم می کند که جستجوها از طریق تلفن همراه را به سوی خریدهای واقعی هدایت می کند.
و این، به نوبه خود، خبر خوبی برای سود کلی گوگل است.

دیدگاه‌ها خاموش

فرهنگ کسب و کار در ایسلند

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۰۹٫۰۶ - ۶:۴۴ ٫ق٫ظ


روزنامه دنیای اقتصاد – ترجمه آناهیتا جمشیدنژاد: پسوند «ترین» یکی از پرکاربردترین کلمات در ایسلند است. بهترین تیم هندبال جهان، قوی‌ترین مردان، شادترین افراد، امن‌ترین کشور و پاکیزه‌ترین و البته زیباترین چشم‌اندازها همگی بخشی از ویژگی‌های ایسلند است.
 
جمهوری ایسلند با جمعیتی حدود ۳۵۰ هزار نفر کم‌جمعیت‌ترین کشور عضو پیمان ناتو است. این کشور در سال ۱۹۱۸ از دانمارک مستقل شد. پیش از آن ایسلند جزئی از پادشاهی نروژ محسوب می‌شد. جالب است بدانید ایسلند که اکنون یکی از مرفه‌ترین کشورهای جهان به شمار می‌رود، تا قرن بیستم یکی از فقیرترین کشورهای دنیا بود.
 فرهنگ کسب و کار در ایسلند

اقتصاد ایسلند

این کشور در زمینه‌های مراقبت‌های بهداشتی و تغذیه رتبه دوم را در جهان داراست. در سال ۲۰۱۵ ایسلند در رده پنجم کشورهای توسعه‌یافته در جهان رتبه‌بندی شد. اقتصاد این کشور با آب و هوای سرد قطبی بر پایه ماهیگیری، شیلات، کشاورزی و گردشگری بنا شده است.

 
صادرات این کشور بیشتر به کشورهای آمریکا، بریتانیا و آلمان است و شامل ماهی و فلز آلومینیوم، محصولات حیوانی، فروسیلیکان (آمیزه آهن و سیلیسیم (که در فولادسازی کاربرد دارد) و دیاتومیت می‌شود. همچنین ایسلند ماشین‌آلات، تجهیزات، فرآورده‌های نفتی و غذا و پوشاک خود را از آمریکا، آلمان، چین، دانمارک و ژاپن وارد می‌کند.

ایسلند در مواد خام با کمبود مواجه است و بنابراین در این زمینه به شدت بر تجارت خارجی متکی است؛ صادرات کالاها و خدمات بیش از یک سوم GNP را در برمی‌گیرد. بزرگ‌ترین نسبت آن از ماهیگیری نشات می‌گیرد که مهم‌ترین صادرات ایسلند است (۴۰ درصد درآمد صادرات).

در اکتبر ۲۰۰۸ زمانی که سه بانک ایسلند دچار فروپاشی اقتصادی شدند، این کشور در صدر اخبار جهان قرار گرفت. ایسلند از رکود جهانی به شدت ضربه خورد و در نتیجه دولت این کشور باید وارد عمل می‌شد و کنترل بزرگ‌ترین بانک‌های این کشور را برای عملیات نجات به عهده می‌گرفت.

 
تا آن زمان ایسلندی‌ها از درآمد سرانه‌ای بهره‌مند بودند که از جمله بالاترین میزان‌ها در جهان بود. (۳۸۰۰۰ دلار در سال ۲۰۰۷ و ۳۹۴۰۰ دلار در سال ۲۰۰۸). این کشور در یک دوره اقتصادی مثبت به سر برده است؛ رشد اقتصادی این کشور در سال ۲۰۰۷ معادل ۵/ ۲ درصد و بیکاری در میزان بسیار پایین یک درصد بود.
 
آخرین آمارها در سال ۲۰۱۵ درصد بیکاری بلندمدت در ایسلند را تنها یک درصد نیروی کار نشان داده است و نرخ مشارکت نیروی کار در این کشور ۹/ ۷۳ درصد در سنین ۱۵ سال و بالاتر است. آمارها نشان‌دهنده این امر است که اقتصاد این کشور در این سال‌ها شروع به بهبود کرده است و با افزایش شمار توریست‌ها که برای بازدید از طبیعت منحصربه‌فرد ایسلند به آنجا می‌روند، نشانه‌هایی از بهبود اوضاع اقتصادی در این کشور مشاهده می‌شود. جالب است بدانید که ایسلند تقریبا ۱۰۰ درصد برق خود را از منابع تجدیدپذیر به‌دست می‌آورد و تنها کشور دنیا در این زمینه است.
چند نکته از فرهنگ مردم ایسلند

یکی از نکات جالب در فرهنگ ایسلند این است که به‌طور مثال مادرانی که در کافه با دوستان‌شان قرار می‌گذارند، فرزندان کوچک خود را در کالسکه و بیرون کافه می‌گذارند و از پنجره مراقب آنها هستند. به این ترتیب کودک از سر و صدای داخل کافه بیدار نمی‌شود و از هوای تازه بیرون کافه استفاده می‌کند. این مساله هیچ جای نگرانی ندارد چرا که میزان امنیت در این کشور به شدت بالاست.

میزان جرم و جنایت در ایسلند به حدی پایین است که این کشور را در رده مسالمت‌آمیزترین کشورهای دنیا قرار داده است. دلیل این امر را می‌توان در نبود اختلاف طبقاتی در ایسلند دانست. به طوری که میان طبقات مختلف اجتماعی آن هیچ تنشی صورت نمی‌گیرد.

ایسلند‌ی‌ها اهمیت بسیار زیادی به استقلال و خودکفایی می‌دهند. آنها از تعهد کاری قوی برخوردارند و ساعات کاری روزانه آنها از طولانی‌ترین ساعات کاری در میان کشورهای صنعتی به شمار می‌رود. اختلاف درآمد در میان مردم آن از پایین‌ترین‌ها در جهان بوده و در زمینه برابری میان زنان و مردان نیز جایگاه بسیار خوبی را در میان کشورهای جهان به خود اختصاص داده است.

چند نکته:

• در ایسلند از نام کوچک همراه با نام پدری استفاده می‌شود و از کاربرد نام خانوادگی ممانعت به عمل می‌آید. بنابراین در ملاقات با همتای کاری خود استفاده از نام کوچک او مشکلی نخواهد داشت. مردمان ایسلند از القاب برای خطاب کردن یکدیگر استفاده نمی‌کنند.

• ساعات کاری در ایسلند از دوشنبه تا جمعه و از ساعت ۸ صبح تا ۴بعدازظهر در تابستان‌ها و ۹ صبح تا ۵ بعدازظهر در زمستان‌ها است.

• چند هتل بزرگ در ریک‌یاویک، پایتخت ایسلند وجود دارند که برای کنفرانس‌ها و جلسات کاری مجهز و آماده هستند؛ گرچه ممکن است کنفرانس‌های کوچک‌تر خارج از پایتخت برگزار شود.

• در جلسات کاری محکم دست دادن امری مرسوم است. حفظ تماس چشمی و دست دادن قبل و بعد از جلسه با همه افراد حاضر در جلسه ضروری است. در جلسات و مذاکرات ایسلندی‌ها حاشیه نمی‌روند.

• بسیار مهم است که قرار ملاقات‌ها و زمان جلسات را از قبل زمان‌بندی کنید.

• ایسلندی‌ها به شدت وقت‌شناس هستند. بنابراین رسیدن به موقع در جلسات و ترجیحا اندکی زودتر از زمان شروع لازم و ضروری است. اگر به هر دلیلی دیر به جلسه می‌رسید، فورا با میزبان خود تماس بگیرید.

• مردم ایسلند به‌طور برابر به یکدیگر نگاه می‌کنند. بنابراین برای زیردستان ارائه نظرات یا انتقاد از افراد بالاتر سازمانی پذیرفته شده است.

• کارت‌های ویزیت طی جلسه اولیه مبادله می‌شود. چون زبان انگلیسی به‌طور گسترده در مجامع کسب‌وکار ایسلند صحبت می‌شود، یک سمت کارت ویزیت‌تان را حتما به زبان انگلیسی ترجمه کنید.

• شام‌ کاری در ایسلند پذیرفته شده است و فرصتی برای همکاران برای ایجاد روابط شخصی و مورد اعتماد است. شام‌ها می‌توانند در جای عمومی یا در خانه برگزار شوند.

• مرخصی زایمان با حقوق در این کشور ۹۰ روز است.

دیدگاه‌ها خاموش

۹ روش برای صرفه‌ جویی در زمان و پول

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۰۹٫۰۶ - ۶:۳۳ ٫ق٫ظ


وب‌سایت بازده: اتوماسیون بازاریابی چیست؟ وقتی صحبت از رشد بازاریابی دیجیتال است، ضروری است که از نفوذ اتوماسیون بازاریابی استفاده کنید و یک استراتژی مستحکم برای بهینه‌سازی سفر مشتری به کار بگیرید که کمک‌تان کند در زمان و پول صرفه‌جویی کنید، و به سرعت مشتریان بیش‌تری به‌دست بیاورید.
به بیان ساده، اتوماسیون بازاریابی به فناوری‌هایی اطلاق می‌شود که شما را قادر می‌سازد فعالیت‌های بازاریابی، جریان کار، و استراتژی‌هایتان را به صورت خودکار درآورید و آنها را بسنجید تا سریع‌تر مشتری‌های بیش‌تری جذب کنید، و بازده سرمایه‌گذاری بالاتری تولید کنید.

اگر استراتژی بهینه‌سازی سفر مشتری‌تان را به درستی به کار بگیرید، می‌توانید بازدیدکنندگان و مشتریان راغب‌تان را پرورش دهید، و آنها را در سفری جذابی که در استراتژی‌تان طراحی کرده‌اید به گردش ببرید. سپس می‌توانید آنها را تبدیل به مشتریان همیشگی کنید، کسانی که به آسانی به سوی محصول رقیب‌تان نخواهندرفت.

با گفتن این موضوع، در میان بازاریاب‌ها یک سوءبرداشت درباره‌ی اتوماسیون بازاریابی وجود دارد. متاسفانه بازاریاب‌هایی هستند که از یک استراتژی هک رشد (خلق رشد) اثبات‌شده پیروی نمی‌کنند، و روی خرید فهرست ایمیل‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند. سپس سعی می‌کنند با استفاده از مشتریانی که به سفر مشتری نرفته‌اند، ‌کمپین‌های بازاریابی‌شان را به صورت خودکار در بیاورند.

شاید این راه‌حل جذاب به نظر برسد، و شاید در برخی موارد نتایج کوتاه‌مدت به‌دست بدهد، اما هک رشد هرگز افزایش‌های ناگهانی کوتاه‌مدت نیست. در واقع، تماما به معنی دست یافتن به نرخ رشد پایدار است.

 
اتوماسیون بازاریابی : 9 روش برای صرفه‌جویی در زمان و پول 
چه‌وقت باید روی اتوماسیون بازاریابی سرمایه‌گذاری کنید؟

بهترین زمان برای خودکارسازی استراتژی بازاریابی‌تان وقتی است که استراتژی سفر مشتری‌تان را تدوین کرده‌اید، و شاهد یک جریان ثابت بازدیدکنندگان جدید هستید که حاصل از سرچ ارگانیک یا کمپین‌های بازاریابی هزینه‌دار است. اگر هر یک از موارد زیر در مورد شما صدق می‌کند به خودکارسازی کمپین‌های بازاریابی‌تان فکر کنید:

  •     شما یک جریان ثابت بازدیدکنندگان جدید دارید.
  •     می‌توانید این بازدیدکنندگان را به مشتریان راغب تبدیل کنید.
  •     در حال تولید محتوای جذاب برای ارائه به مشتریان راغب‌تان هستید.
  •     می‌خواهید استراتژی بازاریابی ایمیلی‌تان را شخصی‌سازی کنید.
  •     فرآیند فروش‌تان دستی است، و با وجود داشتن مشتریان راغب زیاد، نمایندگان فروش‌تان نمی‌توانند درآمد کافی تولید کنند.
  •     وقت زیادی را صرف مدیریت رسانه‌های اجتماعی می‌کنید.
  •     می‌خواهید از نفوذ بازاریابی تاثیرگذار و استراتژی‌های توسعه‌ی محتوا استفاده کنید.
  •     می‌خواهید با سنجش استراتژی‌های پرورش مشتری راغب و ایجاد روابط بهتر با مشتریان در هر مرحله از قیف فروش، درآمد را افزایش دهید.
  •     تصمیم گرفته‌اید قیف فروش‌تان را به صورت خودکار درآورید تا نرخ تبدیل بازدیدکننده به مشتری را افزایش دهید.
  •     برنامه‌ریزی کرده‌اید به مشتریان‌تان انگیزه بدهید و یک استراتژی گیمیفیکیشن (بازی‌سازی) مستحکم به کار ببرید.

اگر کسب و کارتان هر یک از معیارهای ذکرشده را دارد، پس وقت آن است که استراتژی اتوماسیون بازاریابی تان را تدوین کنید.

برای این‌که کمک‌تان کنیم درباره‌ی اتوماسیون بازاریابی بیش‌تر بدانید، در ادامه درباره‌ی مزایای اتوماسیون بازاریابی بیش‌تر توضیح می‌دهیم. این کار کمک‌تان می‌کند زمان و پول زیادی را صرفه‌جویی کنید.

۱. به‌روزرسانی‌ها و پست‌های رسانه‌های اجتماعی

وقتی پست‌ها و تبلیغات‌تان را در رسانه‌های اجتماعی به صورت خودکار درآورید هر هفته بیش از ۶ ساعت در مدیریت رسانه‌های اجتماعی‌تان صرفه جویی خواهیدکرد و پروفایل‌هایتان را با محتوای تازه به‌روز نگه می‌دارید.

۲. محتوای پویا

کسب و کارهایی که بر اساس مرورهای گذشته‌ی بازدیدکنندگان در وب‌گاه و سابقه‌ی خریدشان، به آنها پیشنهادها و محتوای شخصی‌سازی شده نشان می‌دهند، به‌طور متوسط شاهد ۲۰ درصد افزایش فروش هستند. آمازون بهتر از هر کسب و کار دیگری این کار را انجام می‌دهد.

۳. توسعه‌ی محتوا

بازاریاب‌های محتوای باهوش اهمیت محتواگذارهای تاثیرگذار را می‌دانند. شما به واسطه‌ی خودکار کردن محتواگذاری و ایمیل‌های پیگیری نرخ دریافت پاسخ‌تان را تا ۲۵ درصد افزایش دهید.

۴. رزروهای مشتری و قرارهای ملاقات

تنظیم قرارهای ملاقات با مشتری یا جلسات با یک ابزار خودکار می‌تواند ۸۰ درصد وقت‌تان را در زمان‌بندی و مدیریت نیروی کار صرفه‌جوبی کند.

 
اتوماسیون بازاریابی : 9 روش برای صرفه‌جویی در زمان و پول 
۵. پرورش مشتریان راغب

شرکت‌هایی که پرورش مشتریان راغب را به واسطه‌ی ایمیل‌ها و پیشنهادهای به‌موقع، به صورت خودکار درمی‌آورند شاهد افزایش ۱۰ درصدی یا بیش‌تر در درآمد هستند.

۶. مجموعه ایمیل‌های خرید ارسال کنید

به‌دست آوردن مشتری جدید ۵ تا ۳۰ برابر بیش‌تر از حفظ یک مشتری هزینه دارد. برای همین است که خودکارسازی ایمیل‌های پیگری روشی قدرتمند برای جذب و تشویق مشتریان جدید به خرید بیش‌تر است.

۷. رتبه‌دهی و تفکیک مشتریان راغب

۶۸ درصد بازاریاب‌های بنگاه به بنگاه هم از رتبه‌دهی رفتاری و هم از رتبه‌دهی براساس ساختار جمعیت استفاده می‌کنند تا به کمک آن مشتریان راغب را که آماده‌ی خرید هستند برای تیم فروش‌شان شناسایی کنند.

۸. پیشنهادهای بیش‌فروشی

وب‌گاه سم‌کارت پی برده‌است کسب و کارهایی که از استراتژی بیش‌فروشی‌ با یک کلیک استفاده می‌کنند، هنگام فروش محصولات‌شان به‌صورت برخط می‌توانند حجم سفارش‌شان را به‌طور متوسط تا ۳۶۰ درصد یا بیش‌تر افزایش دهند.

۹. برنامه‌های تشویقی و وفاداری

۴۹ درصد مصرف‌کنندگان به خاطر فقط یک کوپن مشتاقانه به سوی برندهای دیگر خواهندرفت. به‌طور مداوم از وفاداری مشتری تقدیر کنید و به آنها دلیل برای بازگشت بدهید تا مطمئن شوید این اتفاق برای شما نمی‌افتد.

دیدگاه‌ها خاموش

رهبری و موفقیتِ «کارلو آنچلوتی»

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۰۹٫۰۶ - ۶:۲۸ ٫ق٫ظ


هفته نامه همشهری جوان – محمد امیرپور: روزی که کارلتو به عنوان یک پسربچه ده ساله در مزرعه پدرش در شمال ایتالیا از گوسفندها مراقبت می کرد، هرگز فکر نمی کرد شغلش در آینده رهبری تیم های بزرگ دنیا باشد اما کارلتو دنیا را چرخید و چند ماه پیش تصمیم گرفت کتابی درباره شیوه های رهبری باشگاه هایی که آن جا حضور داشته، بنویسد؛ مردی که به مراقبت از بازیکنان معروف است.
 
می گویند روی دم هواپیمای شخصی الویس پریسلی سه حرف انگلیسی تی بی سی نوشته شده بود؛ به معنای مراقب کسب و کار باشید. مطمئن باشید اگر کارلتو هواپیمایی داشت، روی دمش حکم می کرد تی سی پی؛ مراقب بازیکنان باشید. کارلتو در کتابش هم بارها به موضوع اهمیت رابطه با بازیکنان می پردازد. گزارش زیر بخش هایی از کتاب جدید کارلو آنچلوتی «رهبری عملگرا» است.
 
 
قدرت رهبری
 
 
آرامش
 
وقتی ویتو کورلئونه را در پدرخوانده به یاد می آورید، یک مرد ضعیف و غرغرو را می بینید یا مردی که با آرامش و قدرت در جایگاهش ایستاده است؟ روش من برای مدیریت یک تیم از این تفکر می آید. از یکی از همشهری هایم به نام ویتو کورلئونه یاد گرفتم که یک رهبر نیازی به تندخویی و غوغا یا روش های خشن ندارد. باید از همان اول مشخص و روشن باشد که چه کسی در راس هرم قدرت است و این اقتدار نتیجه اعتماد و احترام باشد، نه ترس. این آرامش من در رهبری بخشی از خود من است.
 
در تمام مدتی که در جاهای مختلف دنیا مربیگری کرده ام، این را یاد گرفته ام که رهبری قابل آموختن است. اما تقلید کردنی نیست. بخشی از این آرامش و قدرت رهبری به جام هایی بر می گردد که در دوران مربیگری ام گرفته ام اما بیشتر آن به احترامی بر می گردد که به بازیکنانم گذاشته ام. بدون بازیکنان هیچ جذابیتی وجود ندارد. مردم این همه پول پرداخت نمی کنند تا کنار خط من، گواردیولا یا فرگوسن را تماشا کنند.
کنترل فشار
 
ما تولیدکننده محتوا هستیم اما تولید محتوای خوب به چیزهای زیادی بستگی دارد که گاهی تو کنترلش نمی کنی. توی رئال مادرید ۲۲ بازی را پشت سر هم پیروز شدم اما نوار بردهایمان از جای قطع شد که رسانه ها اعداد و ارقام را اعلام کردند. از فردای شکسته شدن رکورد، بازیکنان انگیزه شان را از دست داده بودند. پس بهترین کار استراحت دادن به آن ها بود.
 
رونالدو، خامس، په په و البته گرت بیل.یک روز صبح مدیر اجرایی باشگاه با من تماس گرفت و گفت: «پرز در دفتر باشگاه منتظر است…» مدیر برنامه های بیل هم آنجا نشسته بود و حس می کرد، چون با پرز حرف زده، دست بالا را دارد. پرز رو کرد به من گفت: «بیرون گذاشتن گرت بیل یعنی حمله مستقیم به من.» از فردای آن روز هیچ وقت رابطه من و مدیریت باشگاه شبیه روزهای قبل نشد. تقریبا من از روز جلسه با پرز، از رئال مادرید اخراج شده بودم و تا آخر فصل هر روز منتظر شنیدن خبر اخراجم از رسانه ها بودم.
تطبیق پذیری
 
من در انلگیس یک خارجی بودم، همین طور در اسپانیا، فرانسه و آلمان. بنابراین همیشه خودم را مجبور کرده ام تا زبان آن کشور را یاد بگیرم اما همیشه همه چیز به خودتان بستگی ندارد. در پاریسن ژرمن هر گروهی به زبان خودشان حرف می زدند و گروه های کوچک و خودمانی می ساختند. ایتالیایی ها و آرژانتینی ها ایتالیایی حرف می زدند، فرانسوی ها به زبان خودشان حرف می زدند و برزیلی ها هم اصولا خیلی استعدادی در یادگیری زبان ندارند و گروه خودشان را داشتند.
 
سعی کردم گروه های مختلف را بشکنم و همه را وادار کردم زبان فرانسوی یاد بگیرند. ما توی کشور آن ها بودیم و باید تبعیت می کردیم؛ مثلا اگر به اسپانیا می روی، باید قبول کنی که آن ها ساعت سه ناهار می خورند و این تویی که باید خودت را تطبیق بدهی. در انگلیس صمیمیت زیاد با بازیکنان معنایی ندارد.
 
قدرت رهبری 
 
متفاوت بودن
 
همیشه تحت تاثیر آدم هایی بوده ام که تلاش می کنند ایده های جدیدی را خلاق کنند. اخیرا در شرکتی در نیویورک سرمایه گذاری کرده ام که روی دریچه قلب کار می کند. کاری که آن ها می خواهند انجام دهند، باورنکردنی است. دوستی در ایتالیا دارم که انیمیشن می سازد. برای تولید انیمیشن باید حجم زیادی کار انجام شود؛ هزاران نقاشی کشیده شود تا یک دقیقه انیمیشن ساخته شود. این چیزی است که من را تحت تاثیر قرار می دهد. وقتی می بینم مردم متفاوت فکر می کنند، توجه ام جلب می شود. بگذارید اعتراف کنم که ما در فوتبال به اندازه کافی متفاوت عمل نکرده ایم.

صادرات موفقیت
 
رختکن چلسی پر از شخصیت های قوی و محکم بود اما وقتی به عنوان مربی ای که فاتح دو لیگ قهرمانان شده؛ به باشگاهی می روید، از احترام باشگاه و ستاره های تیم برخوردارید. اما این فقط برای دوران ماه عسلتان به درد می خورد. وقتی بازیکنان این سوال را توی تمرینات در ذهنشان مرور کنند که «این مربی چه کاری می تواند انجام دهد؟» باید یک جواب قانع کننده ای داشته باشید. یادم می آید آبراموویچ در جلسه ای شبانه به من گفت: «وقتی به بازی منچستر یا بارسلونا نگاه می کنم، آن ها یک سبک خاص دارند اما چلسی این جوری نیست.
 
می خواهم برای چلسی هویت درست کنی؟!» سبک بازی تیم را تغییر دادیم و مالکیت توپ را از حریفانمان گرفتیم؛ هر چند موفق نشیدم پیرلو را به انگلیس بیاوریم. پیرلو می توانست هویت و کلاس بازی ای که آبراموویچ می خواست، به ما بدهند از ۱۶ بازی، ۱۴ تا را بردیم اما وقتی رو به روی ویگان یک به سه شکست خوردیم، فردا صبح آبراموویچ توی کمپ تمرینی آمد و از من جواب خواست؟ ! وای خدای من؛ حتی برلوسکونی هم این طوری نبود. آبراموویچ و زخم زبان های گاه و بگاهش را تحمل کردم، چون این روش من نبود که در جواب خصومت، واکنش عصبی داشته باشم.
فرهنگ
 
پی تر دراکر، متخصص کسب و کار می گوید: «فرهنگ مقدام بر استراتژی است.» کاملا با این جمله موافقم. بدون درک فرهنگی موفقیت ها زودگذر هستند و حفظ کردنشان مشکل می شود. هر جایی می روم، خودم هستم. هیچ وقت شخصیت و سبک کاری ام را تغییر نمی دهم، چون برای چیزی که هستم، استخدام شده ام. کاش مالکان باشگاه ها می دانستند از رهبرانشان چه می خواهند؛ حفظ یک فرهنگ در باشگاه یا ساختن فرهنگی جدید؟! الکس فرگوسن استخدام شد تا فرهنگی را که در یونایتد کمرنگ شده بود، احیا کند.
 
او نه تنها این کار را کرد بلکه سنت های  باشگاه را هم تداوم بخشید. اگر بخواهم نقطه عکس فرگوسن را بگویم، مطمئن نیستم مورینیو انتخاب خوبی برای رئال مادرید بوده باشد. مورینیو فقط به این دلیل ساده به مادرید آمد؛ باشگاهی در رقابت با بزرگ ترین رقیبش به بن بست خورده و سراغ مربی ای می رود که در باشگاه های دیگر موفق بوده است اما ژوزه از نظر فرهنگی تناسبی با رئال مادرید نداشت.
 
 
قدرت رهبری 
 
خانواده
 
هیچ چیز مهم تر از خانواده نیست و هیچ باشگاهی شبیه میلان، حس بازگشت به خانه را نداشت. با این که میلان یکی از بزرگ ترین باشگاه های دنیاست اما شبیه یک خانواده بنا شده است. در میلانلو (زمین تمرین) اتاق شخصی خودتان را دارید. مسئول تمرین، تدارکات و آشپزها هم برای مدت طولانی ای است که آن جا کار می کنند.
 
رستوران میلان، اصلا شبیه بوفه هایی که در چلسی، رئال یا این جا در بایرن وجود دارد، نیست. در میلان گارسن مثل یک دوست می آید سر میز و با شما همکلام می شود. آن جا حتی پیشخدمت ها هم آدم های مسنی هستند که سال هاست مشغول کارند و همه این ها حس راحتی و آرامش در خانه بودن را به آدم می دهند.
 
توی میلاد یاد گرفتم که خانواده بودن چقدر اهمیت دارد. به خاطر همین وقتی به پاریسن ژرمن رفتم، برخلاف بقیه مربی ها که از مالکان ثروتمند ستاره ای برای تیم می خواهند، فقط خواهش کردم جوری برنامه ریزی کنند تا بازیکنان همه وعده های غذا را در رستوران در کنار هم باشند. حس خانواده بودن همین قدر راحت است.
خلاف جریان شنا کردن
 
اسپانیایی ها فوتبال را با روش خاصی بازی می کنند و همه تیم ها از این روش پیروی می کنند. در اسپانیا تاکید باشگاه ها روی مالکیت توپ بیشتر است و تیم های پایین جدول قطعا مالکیت توپ کمتری هم دارند. همه تیم ها و بازیکنان، این سبک را پذیرفته اند اما اگر بتوانید این روش را کنار بزنید، قادر خواهید بود بهترین تیم هایی را که با این روش بازی می کنند، شکست دهید. برای مثال بایرن مونیخ سال ۲۰۱۳ با مالکیت توپ کمتر، هفت گل به بارسلونا زد.
 
در انگلیس حساسیت روی جنگندگی تیم هاست و وسواس کمتری روی مالکیت توپ دارند. اگر بخواهم به جنگ بروم، قطعا با انگلیسی ها می روم، نه اسپانیایی ها و فرانسوی ها، چون مبارزهای خوبی هستند؛ مثلا تمارض بازیکن در زمین، رفتار توهین آمیزی برای هواداران تیم خودی محسوب می شود. خلاف جریان باقی تیم ها شنا کردن، شانس برد برابر تیم های قوی تر از شما را بیشتر می کند. شبیه کاری که اتلتیکو مادرید این روزها در اسپانیا می کند.

تصویری که ستاره ها از آنچلوتی دارند.
 
شوخ ایتالیایی
 
کریس رونالدو: همیشه این تصور را داشتم که کارلتو با آن چهره زمخت در تصاویر تلویزیونی باید آدم خشنی باشد اما در اولین برخورد با آدم دیگری رو به رو شدم. کارلتو خیلی فروتن است که در دنیای فوتبال چندان معمول نیست. اگر از چیزی ناراحت باشد، بیشتر از یک دقیقه طول نمی کشد و خیلی زود سمتتان می آید و با شما حرف می زند. اگر عصبانی شود، با اولین زبانی که توی ذهنش بیاید، شروع به داد و فریاد می کند. بعد خیلی زود آرام می شود. یک سیگار دود می کند و همه چیز تمام می شود. همیشه فکر می کردم او شبیه یک خانواده است، دوست داشتنی و قابل اتکا.
 
روزی که از باشگاه رفت، همه ما بازیکنان در فضای مجازی نشان دادیم که چقدر دوستش داریم، دلیلش خیلی ساده است؛ او هیچ وقت پشت بازیکنان را حتی در مقابل رییس باشگاه خالی نمی کرد. کارلتو و فرگوسن خیلی شبیه هم هستند؛ هر دو از تیم یک خانواده می سازند. با اینکه والدین متفاوتی خواهند بود اما خیلی شبیه هم بودند.
 
مورینیو هیچ وقت مانند او به بازیکنان نزدیک نبود و بنیتز هم وارث خوبی برای آنچلوتی نبود. همه می دانند که من چقدر به بازی کردن اهمیت می دهم و کارلتو همیشه با این ترفند که بالاخره یک روز نیمکت نشین ات می کنم، با من شوخی می کرد. راستش را بخواهید؛ در تمام دوران فوتبالم، دلم برای هیچ کس به اندازه او تنگ نمی شود.
 
قدرت رهبری 
 
زلاتان ابراهیموویچ
 
من با بهترین های دنیا فوتبال کارکرده ام و می گویم کارلتو بهترین است. اما بگذارید نفر نفر جلو برویم. مورینیو یک مربی منضبط بود. همه چیز درباره او حول جنگ های روانی می چرخید. حقه هایش تازگی داشت. همیشه کار خاصی می کرد تا چیز دیگری به دست بیاورد. همگام صحبت کردنش هیجان زده می شدم و آدرنالینم بالا می رفت. مورینیو می دانست چطور با یک بازیکن رفتار کند اما کارلتو بلد بود چطور با یک انسان رفتار کند.
 
گواردیولا واقعا مربی خوبی بود. دقیقا می دانست برای بردن تیم حریف باید چه کار کند و بعد از هر جام می گفت: «این کافی نیست… ما دنبال دومی… سومی… چهارمی… پنجمی و ششمی هستیم.» اما توی کتابم هم گفته ام؛ پپ جدا از فوتبال، به عنوان یک انسان مشکلات زیادی داشت اما کارلتو با همه متفاوت بود. حتی اگر در خانه هم مشکلی داشته باشی، می توانی با کارلتو درباره اش حرف بزنی.
 
یک بار سر تمرین صدایش کردم که مربی، باید باهات حرف بزنم. خودش را به نشنیدن زده بودم. پس با تکام دادن دست هایم توجه اش را جلب کردم. یک دفعه با حالتی عصبانی گفت: «هیچ وقت برای من دست تکان نده… هیچ وقت…». واقعا شوکه شده بودم. این روحیه کارلتو است. یکهو زد زیر خنده و گفت شوخی کردم.
 
یک شب با بازیکنان پاریسن ژرمن به رستورانی ایتالیایی رفته بودیم. من پیشنهاد دادم که به اش زنگ بزنیم. یک دو نفری گفتند تلفنت را جواب نمی دهد و دیروقت است! ۱۰ دقیقه بعد از تماس من کارلتو روی صندلی رستوران کنار من نشسته بود و داشت با همه شوخی می کرد. به من بگویید چه کس دیگری را می شناسید که صمیمیت کارلتو را داشته باشد.
 
قدرت رهبری 
دیدگاه‌ها خاموش

برند شخصی خود را پاس بدارید

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۰۹٫۰۵ - ۳:۲۴ ٫ق٫ظ


ماهنامه معیشت: آبروی اشخاص ظرف سال های دراز به دست می آید؛ اما در یک لحظه از دست می رود. چهره کاری شما و برند شخصی تان نیز در زمره همین آبرو جای می گیرد. فعالیت های طولانی مدت، ارتباط با افراد، انجام درست یا نادرست کارها، سطح تخصص، برخورد با مشتری و موارد بسیار دیگر در طول سال ها به ایجاد یک عنوان یا برند خاص می انجامد که آن شما هستید. این برند به نوعی هویت حرفه ای شما محسوب می شود و باید با تمام توان از آن محافظت کنید.
پیشنهادهایی که در اینجا مطرح خواهندشد روش هایی است برای حفاظت از برند شخصی و تقویت آن. اگر شما در بازار و میان همکاران برند مشهور و خوش نامی باشد، مانند یک کالا یا خدمت مطلوب، توجه را به خود جلب خواهیدکرد. در حالی که اگر چهره نامناسبی ارائه داده باشید، برای ادامه مسیر حرفه ای به مشکلات جدی برخورد می کیند. پس بهتر است تصویه های زیر را به دقت بخوانید و بهبود برند شخصی را جدی تر بگیرید.

۱- عملکرد مطلوب و یکپارچه داشته باشید

در کار خود با صداقت و صراحت عمل کنید و حقوق دیگران را در نظر بگیرید. سعی کنید در بربر پولی که در یافت می کنید بهترین عملکرد ممکن را ارائه دهید و مسئولیت کامل کار خود را بپذیرید. اگر به مشکلی برخوردید، با آرامش و متانت برای حل آن اقدام کنید. البته این کار به درجه بالایی از خودشناسی نیاز دارد که در طول زمان دست یافتنی است. به یاد داشته باشید که یکپارچگی و هماهنگی شخصیتی عامل بسیار موثری در شکل گیری برند شماست.
 
برند شخصی خود را پاس بدارید

2- به دیگران احترام بگذارید

اغلب آسیب هایی که به یک برند وارد می شود به سبب بی احترامی است. مشتری یا همکار شما اگر مورد توجه و احترام شما باشد، ممکن است مشکلات کاری، کیفیت نامطلوب و دیگر موارد را به سادگی بپذیرد. سعی کنید در مواجهه با دیگران احترام مقابل را همواره رعایت کنید. البته گاهی کنترل خشم و تسلط بر خود بسیار دشوار است؛ اما می توانید با تمرین و تلاش این ویژگی را به دست آورید. احترام متقابل در محیط کار در کنار صمیمیت به درجه ای از فاصله نیز احتیاج دارد. بسیاری از ناراتی ها ناشی از صمیمیت نامناسب و نزدیکی بیش از اندازه است. حفظ فاصله دوستانه مناسب با همکاران و مشتریان می تواند به ایجاد فضای احترام آمیز و تقویت برند شخصی شما منتهی شود.

۳- ظاهری آراسته داشته باشید

عقل مردم به چشم آن ها است! این ضرب المثل با آن که به صورت طعنه آمیز به کار می رود، اما در بسیاری از موارد حقیقت دارد. نخستین برخورد همکاران و مشتریان شما صرفا به قضاوت درباره امور ظاهری خود را تاحد امکان آراسته سازید. اگر اضافه وزن دارید در اولین فرصت فرم ایده آل و مطلوب بدنی را به دست آورید. از پوشیدن لباس مناسب در محیط کار پرهیز نکنید و همیشه با بیشترین حد از زیبایی و آراستگی (البته مطابق با معیارهای اجتماعی و کاری) در محیط کاری خود حضور یابید. از این راه تاثیر شما بر دیگران بهبود یافته و برند شخصی تان ارتقا می یابد.

۴- به زمان و پول اهمیت بدهید

همکاران و مشتریان شما به دقت عملکردتان را تحلیل می کنند. آن ها زمانی به شما اعتماد خواهند کرد که رویکرد مناسب به پول و زمان را مشاهده نمایند به طور مثال، اگر همواره بر اساس وقت شناسی رفتار کنید و برای هر لحظه از زمان کاری خود اهمیت قائل شوید، تاثیر قابل توجهی بر ذهن مخاطب خواهیدگذاشت.
سعی کنید براساس زمان بندی به قرارها وفادار باشید و هرگز خارج از زمان مورد نظر درخواست دیگران را انجام ندهید. همین موضوع درباره پول و منابعی که در اختیار دارید نیز صادق خواهدبود. این روش موجب افزایش اعتماد به نفس شما خواهدشد و چهره ای توانا از شما به نمایش خواهدگذاشت.
 
برند شخصی خود را پاس بدارید

5- نحوه حضور در شبکه های مجازی را مدیریت کنید

بخش عمده ای از آسیب های شخصیتی در جوامع امروز ناشی از نقش مخرب اینترنت و شبکه های مجازی است. اگر به دنبال برندی شاخص از خود هستید، بهتر است حضور خود را در این فضاها تحت کنترل دائمی درآورید. می توانیداز توصیه های گوناگونی که در این زمینه ارائه شده است، بهره بگیرید. اما نکته اصلی در این مدیریت آن است که منطبق با نیازهای واقعی در این شبکه ها حضور داشته باشید؛ هرگز بیش از آنچه لازم است مشارکت نکنید و اطلاعات شخصی خود را مانند کالایی ارزشمند محافظت کنید.

۶- همیشه خودتان باشید

آخرین و شاید مهم ترین توصیه در ایجاد برند شخصی و درخشان این است که اصیل باشید. به این معنا که همیشه مطابق با احساسات، افکار و خواسته های واقعی خود عمل کنید. ممکن است هر یک از ما در زندگی، الگویی داشته باشیم. اما هر یک از این الگوها تنها از جهتی خاص مهم اند. در حالی که شخصیت «کل» یکپارچه است و باید آن را در کلیت پذیرفته و محترم بشماریم. مطمئن باشید که صداقت شخصیتی و اصالت رفتاری در شما، کلید اصلی برای ایجاد برندی موفق، خوش نام و پول ساز خواهد بود.

دیدگاه‌ها خاموش

آنچه باعث پیشرفت نکردن شما می شود، چیست؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۰۹٫۰۵ - ۳:۲۳ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت:

۱٫ اگر چه از بیشتر مردم بپرسید که چه عواملی باعث عدم پیشرفت آن ها می شود، می توانند فهرست بلند بالایی را نام ببرند. متاسفانه این فهرست در اکثر مواقع اشتباه است. به این علت که معمولا عوامل بیرونی زیادی را شامل می شود که این امر باعث می شود که افراد مشکلات واقعی شان را تشخیص ندهند و از پذیرفتن نقش شان به عنوان خالق زندگی خود، امتناع کنند. شریک زندگی، همسر قبلی یا رئیس نادانتان و یا حتی دولت و اقتصاد کشور نیز نمی تواند علت عدم دستیابی شما به اهدافتان باشد.

۲٫ هنگامی که این اثرات بیرونی را به عنوان عوامل عدم رسیدن موفقیت در نظر بگیرید، باید گفت که شما در حال بازی کردن نقش یک قربانی هستید که علاقه ای ندارد مسئولیت زندگی اش را بر عهده بگیرد. امروزه این اتفاق بسیار رایج است؛ از آنجا که الگوهای رفتاری بی شماری در فرهنگ عامه وجود دارد که از این فکر حمایت می کند که هیچ چیزی تقصیر شما نیست. همه چیز می تواند به خاطر تربیت، جامعه یا سیستم باشد و هیچ مسئولیتی متوجه شما نیست.

 
اما آیا این تفکر درست است؟ در دنیای حقیقی، هر کسی بعد از هر شکستی که متحمل می شود، جایزه دریافت نمی کند. بهتر است به جای شکست خوردن و سرزنش کردن دیگران، مسئولیت کارمان را بر عهده بگیریم. در این صورت، ممکن است در ابتدا بعضی از پیروزی ها را از دست بدهیم ولی برنده نهایی زندگی مان می شویم. به این علت که موانعی را باعث شکستمان می شدند دیگر پشت سر گذاشته ایم.
آنچه باعث پیشرفت نکردن شما می شود، چیست؟
 

راز حقیقی موفقیت:

راه درست برای رسیدن به موفقیت این است که از شیوه های خود فراتر بروید: باورهای تان را مورد بررسی قرار دهید و همین طور رفتارها و کارهایی را که انجام می دهید کدام یک از آن ها باعث عدم موفقیت شما می شوند.

۳٫ در اغلب کارهایی که مردم در زندگی شان انجام می دهند، باید مسئولیت بر عهده خود آن ها باشد. هنگامی که درباره این موضوع مقاله ای نوشتم، تعدادی از افراد این حقیقت را با من در میان گذاشتند که موانعی که باعث عدم پیشرفتمان می شود، تنبلی و تاخیر خود ماست. این یک واقعیت است که عادت های بد می تواند مانع دستیابی به اهداف شود.

 
مهم است که عادت های روزانه ای داشته باشید که بتوانند به شما قدرت دهند و حرکت های رو به جلو را برایتان آسان سازند. اما تشخیص دادن عادت های بدی که دارید، تنها نیمی از راهی است که باید طی کنید به این علت که آن ها تنها نشانه هستند، نه علت.

راه پایان دادن به عادات بد، راهی ساده است: آن ها را تشخیص بدهید و عادت های خوب را جایگزینشان کنید؛ بعد از آن تلاش کنید که عادات خوبتان را گسترش بدهید. توسعه عادات خوب باعث موفق شدن افراد می شود؛ کاری که باعث تشویق شما به ادامه دادن مسیر می شود. اما نباید فقط در این مرحله باقی بمانید.

باید تفکر انتقادی داشته باشید و از خودتان بپرسید که چرا و چگونه به عادت های بدتان اجازه پیشروی دادید. در اینجا، چهار علت احتمالی را که باعث عدم پیشرفتتان می شود معرفی می کنیم و عادت های بد شما حاصل یکی از این چند علت است.

۴٫ شما در حال نابود کردن خودتان هستید چرا که فکر می کنید لایق آن هستید:

این شایع ترین علت است. آگاهانه به دنبال موفقیت می روید ولی ناآگاهانه خودتان را تخریب می کنید. وقتی این کار را انجام می دهید که خودتان را درگیر باورهای محدود کننده، کرده باشید. این باورها می توانند کوچک و موقعیتی باشند مانند اینکه برای رسیدن به بعضی از موقعیت های خاص، بسیار جوان هستید.

 
یا می توانند بزرگ تر و ساختاری باشند مانند بعضی از باورهای اعتقادی مبنی بر اینکه لایق شادی نیستید یا پاداش شما در دنیای دیگری داده می شود. هر کدام از این باورها می تواند باعث شود که موفقیت و شادی تان را از بین ببرید. این علت ما را به علت بعدی می رساند.
 
آنچه باعث پیشرفت نکردن شما می شود، چیست؟
 

ترس از شکست:

این ترس، قابل درک است. دائم فکر می کنیم که شکست چیز بدی است و به هر قیمتی باید جلوی آن را گرفت. یک جو رسانه ای درست کرده ایم که در آن شکست امری مسخره و باعث شرمساری معرفی شده است. بیشتر مردم این ترس را دارند بنابراین اصل اساسی هر استراتژی ای که افراد آن را دنبال می کنند با این فرض همراه است که چگونه مانع شکست شویم.

اما این فرض اولیه، اشتباه است.

شکست در تضاد با موفقیت نیست. در بسیاری از موارد، شکست عملا یک قدم (یا شاید دو یا ده قدم) به سمت موفقیت است. وقتی این حقیقت را درک کنید، می توانید به خودتان اجازه بدهید که به هر موفقیت غیر ممکنی دست یابید. مگر اینکه ترس دیگری داشته باشید.

ترس از موفقیت:

ترس از موفقیت، علت دیگری است که اغلب مردم از آن آگاه نیستند. در حقیقت هر کسی که ترس از موفقیت دارد، نمی داند که اصلا چنین ترسی وجود دارد. افراد اغلب ترس های خودشان را در قالب ترس از شکست تعریف می کنند اما ترس اصلی که می تواند یکی از عوامل شکست هم باشد، ترس از موفقیت است.

۵٫ این ترس از میل ما ناشی می شود که می خواهیم دوست داشته شویم و همه جا ما را بخواهند. این میل زمانی بسیار زیاد می شود که در میان افرادی باشیم که به ما اجازه دهند در جایی که هستیم باقی بمانیم. این ترس وقتی که به سطح بالایی از موفقیت برسیم، می تواند تهدیدی جدی باشد.

حداقل چند میلیارد نفر در این سیاره هستند که این فکر اشتباه را دارند که پول چیز بدی است، افراد پولدار بد جنس هستند و فقیر بودن امری معنوی است. اگر کسانی که دوست شان دارید این فکر را داشته باشند، احتمالا باید برخی از این ملاحظات و ترس ها را برای موفق شدن داشته باشید. زمانی که این حقیقت را در بیابید که کسانی که شما را واقعا دوست دارند بهترین چیزها را برای شما می خواهند، این ترس را از بین می برید و خودتان را رها می کنید تا به آنچه که می خواهید برسید. مگر اینکه از یک موضوع دیگری رنج ببرید…

۶٫ دانش و مهارت های لازم را به دست نیاورده اید:

از این موضوع نباید شرمنده باشید. تنها چیزی که می تواند باعث شرمندگی شما شود این است که در این موقعیت باقی بمانید. حداقل ده میلیون مهارت وجود دارد که به سادگی می توانید با جست و جو کردن در یوتیوب به دستشان بیاورید.

 
میلیون ها مهارت دیگر نیز وجود دارد که می توانید آن ها را از طریق کلیپ های ویدئویی، آموزش ها و مقالات در وب سایت ها، کتاب ها و منابع دیگر به دست بیاورید. تقریبا امروزه تمامی دانش بشر را می توان با جست و جو کردن در اینترنت به دست آورد.
 
آنچه باعث پیشرفت نکردن شما می شود، چیست؟
 

7. بر خلاف تصوری که در ۱۵ دقیقه قبل داشتید، رسیدن به موفقیت، امری ممکن و شدنی است. چرا که اکنون می توانید دست از قربانی بودن و مقصر جلوه دادن عوامل بیرونی بردارید. می توانید باورهایتان را بررسی کنید و ببینید که عادت هایتان از کجا سرچشمه می گیرد و تشخیص بدهید که چه مهارت یا دانشی را باید به دست بیاورید.

 
اکنون برای از بین بردن عواملی که باعث شکستتان می شود و همین طور برای رسیدن به اهدافتان، باید تنها به یک سوال مرتبط پاسخ دهید: چطور می توانم فرد بهتری باشم؟
 
*یادداشتی از رندی گیج – ترجمه سعیده فراهانی
دیدگاه‌ها خاموش

« برگه ی قبلیبرگه ی بعدی »

LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE