وقتش رسیده از کارتان استعفا دهید

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۰٫۱۱ - ۵:۲۹ ٫ق٫ظ


وب‌سایت مردمان – ترجمه زینب آرمند: اگر تا بحال در گوگل جستجو کرده‌اید که «آیا باید از کارم استعفا دهم؟» احتمالاً وقتش است که به این موضوع جدی فکر کنید.

همه ما روزهای بدی در سر کارمان داشته‌ایم. یا حتی یک هفته بعد یا بیشتر. ولی اگر آخرین روز خوبی که در محل‌کارتان داشته‌اید را به یاد نمی‌آورید، احتمالاً وقتش است که به بیرون آمدن از آن کار فکر کنید. البته مطمئناً به نشانه‌های بیشتری از این نیاز دارید تا برای این تصمیم مطمئن شوید به همین خاطر ما این لیست را برایتان گردآوری کرده‌ایم. اگر چند مورد از این نشانه‌ها را طی چند ماه اخیر مشاهده کرده‌اید، باید به طور جدی به تغییر محل‌کارتان فکر کنید.

همیشه کسل و بی‌حوصله هستید

اگر وضعیت کاری‌تان دیگر هیچ چالشی برای شما ندارد و در این زمینه با رئیستان صحبت کرده‌اید و هیچ تغییری صورت نگرفته است، می‌تواند نشانه این باشد که باید از کارتان استعفا دهید. بااینکه بی‌حوصلگی در محل‌کار گاهی احساسی عادی و طبیعی است ولی محققان بر این باورند که طولانی شدن این احساس یک علامت هشدار است که نشان می‌دهد کارتان چیزی نیست که از آن لذت ببرید. اگر بیشتر ساعات کاری‌تان را صرف گشت زدن‌های اینترنتی یا بازی‌ با موبایلتان می‌کنید یا مدام چشمتان به ساعت است که کی ساعت کارتان تمام می‌شود، دیگر وقت بیرون آمدن از آن کار است.

از مهارت‌هایتان استفاده نمی‌شود

خیلی وقت‌ها نیاز است که به رئيستان ثابت کنید که چه توانایی‌هایی دارید و از پس مسئولیت‌های بیشتر هم برمی‌آیید. ولی اگر مدتی این کار را انجام دادید و وضعیت کاری‌تان تغییری نکرد و همچنان نتوانستید از استعدادها و مهارت‌هایتان استفاده بهینه کنید، به انتخاب‌های کاری دیگر خود فکر کنید.

 
 16 علامتی که نشان می‌دهد باید از کارتان استعفا دهید
اهداف کارفرمایتان با اهداف شما همخوانی ندارد

این روزها بیشتر افراد برایشان مهم است که وقتشان را در شرکتی درست و مناسب سرمایه‌گذاری کنند. به همین دلیل بهتر است از خودتان سوال کنید که آیا اهداف شرکتی که در آن کار می‌کنید با اهداف و ارزش‌های زندگی شما همخوانی دارد یا خیر. آیا این کار مستلزم این است که بیشتر از چیزی که می‌خواهید به مسافرت بروید؟ آیا تحرک موردنیاز شما را در اختیارتان قرار می‌دهد؟ آیا جاه‌طلبی‌های شما را برآورده می‌کند؟

رئيستان غیرقابل‌تحمل است

بیشتر افراد رئیسشان را ترک می‌کنند نه کارشان را. رفتار و گرایشات رئیس شما تاثیر شگرفی بر زمانی که در محل‌کار می‌گذرانید دارد. حتی بر جنبه‌های دیگر زندگی شما هم اثر می‌گذارد. اگر اخلاق و رفتار او زندگی را برای شما غیرقابل‌تحمل کرده است، بهتر است از کارتان بیرون بیایید.

احساس می‌کنید هیچوقت نمی‌توانید برنده باشید

کارتان باید در شما حس چالش ایجاد کند، طوریکه انگار می‌خواهید در چیزی برنده یا موفق شوید. نه اینکه مجبور باشید در جنگی که از قبل بازنده اعلام شده‌اید شرکت کنید و هیچ چیزی به دست نیاورید.

رشد نمی‌کنید

راکد شدن در یک کار خیلی ساده اتفاق می‌افتد و اگر کارتان را دوست داشته باشید، این روند احساس راحتی در شما ایجاد خواهد کرد، ولی خیلی مهم است که به خاطر داشته باشید هر کاری باید مهارت‌های شما را ارتقا دهد و به ارزش‌های شما بعنوان یک کارمند اضافه کند. اگر هیچ چیز جدیدی در کارتان یاد نمی‌گیرید و یک کار مشخص را هر روز و هر روز تکرار می‌کنید، بهتر است جای دیگری به دنبال کار باشید.

باید همیشه مراقب حرف‌هایتان باشید

وقتی مجبورید به هر کلمه‌ای که می‌خواهد از دهانتان بیرون بیاید فکر کنید و آن را تحلیل کنید و نگران برداشت رئيس و دیگران از آن باشید، شرایط کار برایتان بسیار دشوار خواهد شد. اگر نمی‌توانید در محل کار «خودتان» باشید، کارتان را تغییر دهید.

شرکتتان روی شما سرمایه‌گذاری نکرده است

درگیر کردن کارمندان یکی از عبارات پرطرفدار مدیران است و این پرطرفدار بودن دلیل دارد: درگیر شدن کارمندان در شرکت واقعاً مهم است.

وقتی کارمندان در کار درگیر می‌شوند، خلاقیت و اشتیاق بیشتر خواهند داشت و ارتباط احساسی بیشتری با کار و هدفی که باید برای آن تلاش کنند برقرار می‌کنند. درحالیکه کارمندانی که در کار درگیر نشوند، نسبت به شرکت و اهداف آن بی‌اعتنا خواهند بود و ممکن است باعث شکست پروژه‌های کاری شوند. اگر تصور می‌کنید شرکت شما توجهی به درگیر کردن کارمندان خود در کار ندارد، بهتر است جای دیگری برای کار جستجو کنید.

همیشه نگران مسائل مالی هستید

درست است که بیشتر ما همیشه نگران پول هستیم ولی اگر این نگرانی مدام در ذهن شماست و دلیل آن ولخرجی خودتان نیست، احتمالاً زمانش رسیده است که کارتان خداحافظی کنید. اگر مدت کافی در این کار بوده‌اید، از مدیریت بخواهید تا در این مورد با آنها صحبت کنید. دقت کنید دلایلی که برای آنها درمورد استحقاقتان به حقوق بیشتر توضیح می‌دهید باید کاملاً عملی و منطقی باشند و از آنها بخواهید وضعیت شما را ارزیابی کنند. اگر شرکت با افزایش حقوق شما موافق نبود، احتمالاً زمانش رسیده است که شرکتی با میزان حقوق مکفی برای خودتان پیدا کنید.

به نظرتان می‌رسد که در شرف اخراج شدن هستید

اینکه در شرف اخراج باشید نشانه‌های مختلفی دارد، از کاهش نیروی انسانی شرکت تا مصاحبه و قراردادهای جدید با افراد جدید. نیازی نیست شما هم با این کشتی غرق شوید، جلیقه نجاتتان را بپوشید و در آب شیرجه بزنید.

نمی‌توانید خودتان را تا سال آینده در آن محل تجسم کنید

متخصصین اعتقاد دارند که برای پیدا کردن یک کار جدید و بهتر از کار قبلی به طور متوسط به یک سال زمان نیاز است. به همین دلیل آنها توصیه می‌کنند که یک سال قبل از بیرون آمدن از کار قبلی خودتان را در شرکتی که دوست دارید باشید و کاری که دوست دارید انجام دهید تجسم کنید. اگر چیزی که تجسم کردید هیچ شباهتی با وضعیت کنونی‌تان نداشت، شروع به جستجو برای یک کار جدید کنید.

مسائل اعتمادی جدی دارید

اگر چون فکر می‌کنید رئيس یا شرکتتان درگیر فعالیت‌های غیرقانونی هستند، به آنها اعتماد ندارید، وقتش است به رفتن فکر کنید. هیچوقت نباید در محیط‌کاری قرار بگیرید که شما را مجبور به شرکت در فعالیت‌های غیرقانونی کنند که می‌تواند بر سابقه کاری شما تاثیر منفی داشته باشد. و اگر اعتمادتان را به رئیستان از دست بدهید، به هر دلیلی چه بخاطر دروغگویی یا وعده‌های الکی او، کار کردن در آن محیط برایتان بسیار سخت خواهد شد.

دچار خستگی مفرط هستید

کار کردن برای همه می‌تواند خسته‌کننده باشد و همه ما هرازگاهی دچار خستگی می‌شویم ولی اگر زندگی‌تان یک وضعیت مزمن از استرس و خستگی مفرط بخاطر کارتان است، احتمالاً وقت بیرون آمدن از آن است.

خستگی فیزیکی، احساسی و ذهنی ناشی از کار خود را به طرق مختلف نشان می‌دهد، از اضافه‌وزن یا کمبود‌وزن شدید و بی‌خوابی گرفته تا ناراحت شدن بخاطر هر موضوع کوچکی که در محل‌کار اتفاق می‌افتد. استرس، ترس و فقدان اشتیاق به کار انرژی شما را تحلیل می‌برد و بر عملکرد کاری و خلاقیت شما تاثیر منفی خواهد داشت.

 
16 علامتی که نشان می‌دهد باید از کارتان استعفا دهید 
از روزهای شنبه وحشت دارید

همه ما هرازگاهی دچار وحشت از روزهای شنبه می‌شویم ولی اگر حتی فکر کردن درمورد کارتان شما را سراسر وحشت می‌کند، زمان ترک کارتان است. بااینکه ناراحتی جمعه شب‌ها بخاطر شروع یک هفته کاری جدید مسئله‌ای طبیعی است ولی یکی از علامت‌های خستگی مفرط شما از کارتان این است که آخرهفته‌هایتان بیشتر حکم آزادی از زندان برایتان دارد و عمیقاً از برگشتن دوباره به سر کار می‌ترسید.

در محل‌کارتان نمی‌توانید بلند بخندید

بله می‌دانیم که کار به دلیلی کار نامیده می‌شود ولی در بیشتر شغل‌ها، باید سطحی از راحتی را داشته باشید که گاهی بلند‌بلند بخندید. وقتی این موقعیت را ندارید، یک علامت هشدار است.

برای تصمیم‌گیری در این زمینه همیشه به دلتان رجوع کنید. اگر احساس می‌کنید استعفا دادن و بیرون آمدن از آن کار، تصمیم درستی است، حتی اگر از نامعلومی وضعیتتان بعد از آن می‌ترسید، شاید بهتر باشد که به حرف دلتان گوش کنید.


گوگل و استانداردهای طلایی برای کارکنان اش

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۰٫۱۱ - ۵:۲۳ ٫ق٫ظ


وب‌سایت کلیک – محمدرضا مرتضایی: به لظف توجه خاصی که شرکت گوگل به شادی کارکنان خود دارد، این غول عرصه فناوری خود را به عنوان استاندارد طلایی در میان کارفرمایان جهان ثابت کرده است.
مقر اصلی شرکت گوگل در مانتین ویو ایالت کالیفرنیا واقع شده و اخیرا در یک تغییر ساختار ، نام آن به آلفابت تغییر کرده است. این شرکت در فهرست سال ۲۰۱۶ وبسایت Business Insider در میان ۵۰ شرکت برتر آمریکا برای اشتغال جای گرفته است. این فهرست بر اساس داده های انحصاری PayScale تنظیم شد.
غول جستجوگر و سرنگون شده فیس بوک ( که رتبه پنجم را دارد) در سال ۲۰۱۵ در صدر این فهرست قرار داشت.
کارمندان آمریکایی شرکت گوگل، در نظرسنجی شغلی PayScale در چند زمینه بیشترین امتیاز را به این شرکت داده اند؛ از جمله پرداخت حقوق، رضایت شغلی و معنای شغلی.

در ادامه به شما می گوییم که چرا گوگل بهترین شرکت آمریکاست که می توان در آن مشغول به کار شد:

 
 چرا گوگل بهترین شرکت دنیا برای کار کردن است ؟
درصد بالایی از کارکنان گوگل می گویند از شغل خود رضایت دارند.
طبق نظرسنجی های سایت PayScale، ۸۶% از کارکنان گوگل گفته اند میزان رضایت شغلی آنها خیلی زیاد یا نسبتا زیاد است.
همان طور که مدیر بخش نیروی انسانی گوگل، لازلو باک، نیز در کتاب خود نوشته است، “قوانین کاری” کلید موفقیت گوگل به عنوان شرکتی است که به طور مداوم در حال نوآوری، آزمایش و تازه نگه داشتن چیزهای مختلف است.

او در کتاب خود نوشته است: “آنچه در این رویکرد، زیباست، آن است که محیط فوق العاده شرکت گوگل محیطی خود تقویت کننده است: همه سعی می کنند از دیگری حمایت کنند، و در کنار هم سازمانی را تشکیل دهند که خلاق، جالب، سخت کوش و بسیار مولد باشد”.

یکی از عوامل اصلی شکل گیری یک محیط کاری منحصر به فرد در شرکت گوگل، تسهیلات بسیار شگفت انگیزی است که “Googleplex” فراهم می کند.
شرکت گوگل بیش از ۶۴ هزار کارمند دارد که همگی می توانند از مزایای تسهیلاتی مانند وعده های غذایی سالم و لذیذ، امکانات شستشوی لباس و تناسب اندام، اعطای مرخصی های سخاوتمندانه به افرادی که تازه صاحب فرزند شده اند، و تهیه محلی برای مراقبت از کودکان بهره مند شوند. یکی از کارکنان دفتر مانتین ویو، گوگل را به عنوان “شرکتی که رفتار بسیار خوبی با کارکنانش دارد و در مقابل، انگیزه و وفاداری از طرف کارکنانش می بیند” توصیف کرد.
کارکنان این شرکت گزارش داده اند که گوگل به آنها اجازه می دهد روی پروژه های پر شور و انعطاف پذیری کار کنند و خلاقیت خود را به کار بگیرند. گوگل کارکنان خود را تشویق می کند که هر کدام به مربی و معلم دیگری تبدیل شوند و جامعه ای خلاقتر، رضایت بخش تر و صمیمی تر را بسازند.

اکثر کارمندان گوگل معتقدند کار آنها جهان را به جای بهتری تبدیل می کند.

PayScale گزارش داده که ۷۳% از کارکنان گوگل، کار و شغل خود را معنادار می دانند. البته اگر ماموریت های این شرکت را در نظر بگیریم، این نتیجه اصلا تعجب آور نیست: “سازماندهی اطلاعات جهان و ایجاد امکان دسترسی عمومی به آنها و مفید ساختن آنها برای همه”.

همان طور که باک توضیح داده، “این بیشتر یک تعهد اخلاقی است تا یک هدف تجاری”.
او در کتاب خود نوشته است “این تعهدات باعث می شود انگیزه ای برای نوآوری مداوم و قدم گذاشتن به عرصه های جدید ایجاد شود. ماموریتی که شرکت گوگل را در آستانه قرار گرفتن در جایگاه “رهبری بازار” قرار داده است و وقتی انجام شود، الهام بخش سایرین خواهد بود. دامنه گسترده ماموریت ما به شرکت گوگل اجازه داده به جای استفاده از سرعت سنج، با یک قطب نما در مسیر خود پیش برود”.
کارکنان گوگل به خوبی به این ماموریت پاسخ داده اند و در وبسایت Glassdoor گفته اند پروژه های بامعنا و چالش برانگیز گوگل همان چیزهایی هستند که آنها را جذب کرده و در این شرکت نگه داشته اند.

کارکنان گوگل می گویند شرکتشان در پرداخت حقوق ها بهترین است


گوگل با حقوق رقابتی که برای کارکنان خود در نظر گرفته، استعدادها را جذب و حفظ می کند. طبق گزارش PayScale ، حقوق متوسط کارکنان باتجربه این شرکت، ۱۴۰ هزار دلار است و دومین در آمد بالا در فهرست این نظرسنجی می باشد. حتی کارکنانی که تجربه کمتر از یک سال دارند، متوسط دریافتی شان حدود ۹۳ هزار دلار است.

حقوق پرداختی گوگل به کارکنانش از متوسط بازار بالاتر است.


شایان ذکر است که دو نفر که یک نقش در گوگل دارند، می توانند مبالغ دریافتی بسیار متفاوتی داشته باشند و این اتفاق کاملا عمدی رخ می دهد.
باک در کتاب خود نوشته است “ایجاد یک طیف برای پرداختی ها، کار بسیار سختی است. در این طیف یک نفر می تواند دو برابر یا حتی ده برابر شخص دیگر حقوق دریافت کند. اما سخت تر از آن، دیدن این اتفاق تلخ است که پر استعداد ترین و بهترین نیروهای شما از شرکتتان خارج شوند. اگر بدانید چه شرکت هایی پرداخت های غیرمنصفانه ای به کارکنان خود دارند، شگفت زده می شوید: در برخی از آنها بهترین کارکنان حقوقی بسیار بیشتر از بقیه می گیرند، یا شرکت هایی هستند که در آنها همه حقوق یکسانی دریافت می کنند”.

بیش از یک چهارم کارکنان گوگل حداقل برخی اوقات به دورکاری می پردازند


با وجود تسهیلاتی مثل شاتل های رایگان متصل به وای فای که در ارتباط دوطرفه با محل کار ایجاد شده اند، درک اینکه چرا ۲۸ درصد از کارکنان اکثر اوقات یا همیشه از خانه به انجام وظایف خود می پردازند، آسانتر است.
PayScale دریافته است که این درصد، در گوگل بیش از شرکت های بزرگ فناوری مانند آمازون، نت فلیکس و اپل است.
یکی از کارکنان گوگل که در دفتر مرکزی این شرکت کار می کند، در Glassdoor نوشته است “این شرکت، بسیار انعطاف پذیر است. اگر خوش شانس باشید، هیچ مدیری برای انجام مدیریت امور خرد بالای سر شما نیست، و می توانید در شیوه انجام کارهای خود تا حدودی انعطاف پذیر عمل کنید. البته اشتباه نکنید! باید کارهای زیادی انجام دهید. اما مجبور نیستید به هر چه به میز کارتان زنجیر شده عمل کنید.
 
چرا گوگل بهترین شرکت دنیا برای کار کردن است ؟ 
برخی از کارکنان گوگل گفته اند شغل کم استرسی دارند
با اینکه فقط ۱۲ درصد از کارکنان این شرکت گفته اند کار آنها پر استرس نیست و این رقم قابل توجهی به نظر نمی رسد، اما این رقم در مقایسه با رقم مربوط به شرکت های دیگری که در فهرست سال ۲۰۱۵ Fortune 500 قرار دارند، نسبتا بالاست. زیرا فقط کارکنان ۵۳ شرکت در آن فهرست رقمی بیش از این مقدار را به دست داده اند.
شاید یکی از عوامل مهم در پایین بودن سطح استرس، تسهیلات مختلفی مانند ماساژ در محل کار، کلاسهای تناسب اندام رایگان و عضویت رایگان در باشگاه و برنامه های سخاوتمندانه برای ایام تعطیلات باشد که به راحتی بیشتر کارکنان کمک می کنند.
شاید عامل مهم دیگر، همان چیزی باشد که مدیر تولید گوگل ذکر کرده است: “محیط کاری در این شرکت، کمتر از سایر شرکت ها رقابتی است. به این ترتیب جایی برای خلاقیت باز می شود”.

در حالی که اشتغال در شرکت گوگل امری است که تقاضای افراد زیادی می باشد، و این شرکت کارکنان خود را تشویق می کند تا اهداف بلند پروازانه ای برای خود در نظر بگیرند، مدیران گوگل انتظار ندارند کارکنانشان حتما به همه این اهداف دست یابند، و در عوض کاری می کنند تا آنها از شکست های خود درس های زیادی بیاموزند.

چه چیزی بهتر از آنکه این شرکت فرهنگ شفافیت را در محیط خود تثبیت کرده و راه منحصر به فردی برای جلوگیری از تظاهر به دوستی و در عین حال خیانت در حق یکدیگر در میان کارکنانش در پیش گرفته است.

باک در کتاب خود نوشته است: “یکی از راه هایی که ما می توانیم مشکل “خنجر از پشت زدن” را حل کنیم، آن است که اگر یک ایمیل تند و زننده در مورد کسی بنویسید و آن را در میان ایمیل های دریافتی همان شخص ببینید، نباید تعجب کنید. یادم می آید اولین باری را که در مورد یکی از افراد شرکت در یک ایمیل گله کردم و مدیرم بی درنگ آن را برای آن فرد کپی کرد و ما را مجبور کرد به سرعت این مسئله را حل کنیم. این کار او باعث شد اهمیت برخورد مستقیم با همکاران و صحبت کردن با آنها را بهتر درک کنیم!”.


اشتباهاتی که در محل کار مرتکب می شوید

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۰٫۱۰ - ۳:۱۷ ٫ق٫ظ


وب‌سایت چطور – آیسان کاظمی: جدا از استعداد‌های‌تان و هر‌آنچه انجام داده‌اید، رفتارهای مشخصی وجود دارد که با انجام آنها دید مردم برای همیشه نسبت به شما تغییر خواهد‌ کرد.

همه‌ی ما کارهای احمقانه‌ای را که مردم در محل کار انجام می‌دهند دیده‌ یا درباره‌ی آنها شنیده‌ایم. لازم نیست حتما یک صندلی بردارید و آن‌ را از پنجره بیرون بیندازید یا وسط یک ارائه‌ی مهم، محل را ترک کنید تا زندگی حرفه‌ای خود را به خطر بیندازید.

 
 این چند اشتباه ساده را هرگز در محل کار مرتکب نشوید
 
مسائل زیادی وجود دارند که می‌توانند موقعیت‌های شغلی را برای افراد خوب و سخت‌کوش از بین ببرند. اشتباهاتی که غیرعمد صورت می‌گیرند اما می‌توانند عواقب سختی را به‌همراه داشته باشند. در این مقاله با این اشتباهات آشنا می‌شوید.

«نباید یک اشتباه را دو بار مرتکب شوید، چراکه بار دوم دیگر اشتباه نیست بلکه انتخاب است.» – ناشناس

هم‌چنین احتیاجی نیست که حتما مرتکب اشتباه «بزرگی» شوید و بعد به‌ فکر چاره باشید، «اشتباهات کوچک» نیز می‌توانند به مرور زمان روی هم انباشته شوند و به همان اندازه یا حتی بیشتر از اشتباهات بزرگ، زندگی حرفه‌ای‌تان را تهدید کنند.

خودآگاهی مهارتی حیاتی در محل‌ کار است و پایه و اساس هوش هیجانی‌ است. تحقیقات نشان می‌دهد که خودآگاهی، ۵۸% از عملکرد شغلی شما را شامل می‌شود. اگر همیشه هوشیار باشید، به راحتی می‌توانید مشکلاتی را که به شما و آینده شغلی‌تان صدمه می‌زنند، کنترل کنید.

وعده‌ی زیاد و عرضه‌ی کم

این چند اشتباه ساده را هرگز در محل کار مرتکب نشوید

اگر صادق و سخت‌کوش و دارای اعتماد‌به‌نفس کافی باشید، احتمالا وسوسه می‌شوید که به مشتریان خود قول دهید کار بیشتری به آنها تحویل می‌دهید. اما باید بدانید که دلیلی ندارد خود را زیاد تحت فشار قرار دهید زیرا این کار می‌تواند در آینده شما را ناتوان جلوه بدهد.

فرض کنید قول داده‌اید کاری را دو ساعته تحویل دهید و انجام کار سه ساعت طول کشیده‌ است، احتمالا فکر می‌کنید کار را با موفقیت انجام داده‌اید چراکه همچنان آن را با سرعت بالایی تمام کرده‌اید. اما وقتی چیزی را به کسی قول می‌دهید، او دقیقا انتظار همان را از شما دارد و نه کمتر (در مثال ما یعنی دقیقا ۲ ساعت نه ۳ ساعت!)؛ اگر از همان اول انتظارات واقع‌بینانه‌ای ایجاد می‌کردید، می‌توانستید این کار را با همان کیفیت و در همان زمان با نتایج بهتری ارائه دهید. کاری نکنید که اهداف‌تان به عمد دست‌کم گرفته شوند؛ فقط درباره‌ی نتیجه ارائه‌تان واقع‌بینانه وعده‌ دهید و انتظاراتی ایجاد کنید که حتی بتوانید بهتر از آن عمل کنید. در غیر این صورت شما بدقول دیده می‌شوید!

از دست دادن کنترل احساسات

این چند اشتباه ساده را هرگز در محل کار مرتکب نشوید

شرکت من خدمات مربی‌گری اجرایی ارائه می‌دهد و ما در این راه به افراد زیادی برخوردیم که وسایل را پرتاب می‌کردند، فریاد می‌کشیدند، باعث گریه مردم می‌شدند و دیگر نشانه‌های این‌چنینی که از عدم توانایی آنها در کنترل احساسات سررشته می‌گیرد. عدم توانایی در کنترل احساسات نشان می‌دهد که فرد از هوش هیجانی بسیار کمی برخوردار است و این موضوع یکی از ساده‌ترین دلایلی‌ است که شخص را در معرض اخراج شدن قرار می‌دهد. مهم نیست چقدر سخت‌کوش و قابل اعتماد هستید، همین که چنین رفتارهایی نشان بدهید اطمینان کردن به شما برای دیگران سخت شده و باور نمی‌کنند که بتوانید در مواقع حساس خود را کنترل کنید.

اگر بیش از حد عصبانی شوید و عصبانیت‌تان را روی کسی تخلیه کنید، جدا از اینکه آن شخص لیاقت این برخورد را داشته باشد یا نه، باعث می‌شود دید مردم نسبت به شما عوض شود؛ به شما برچسب بی‌ثباتی و تهدیدآمیز بودن می‌زنند و نزدیک شدن به شما را غیرممکن می‌بینند.

کنترل احساسات‌تان باعث می‌شود بتوانید در مسیر درست به راه‌تان ادامه دهید. اگر هنگام روبه‌رو شدن با فردی که شما را عصبانی می‌کند توانایی کنترل احساس‌تان را داشته باشید، در نهایت او کسی است که بد به نظر می‌رسد نه شما.

چاپلوسی برای رئیس

 
 این چند اشتباه ساده را هرگز در محل کار مرتکب نشوید
افرادی هستند که چاپلوسی برای رئیس‌شان را مدیریت در کار می‌‌دانند، اما واقعا اینطور نیست. چاپلوسی راه درستی برای ایجاد یک رابطه‌ی محترمانه بین شما و رئیس‌تان نیست؛ این رفتارِ افرادِ آب‌زیر‌کاه و متقلب است. چاپلوسان سعی می‌کنند به‌جای کار و تلاش‌، با تقویت غرور و عزت‌نفس رئیس‌شان توجه او را جلب کنند؛ البته همیشه کسانی که واقعا کار و تلاش می‌کنند از چاپلوس‌ها موفق‌ترند.

بله، شما می‌خواهید رابطه‌ی خود و رئیس‌تان را بهتر کنید ولی نباید برای رسیدن به این هدف دست به چنین کاری بزنید. در رابطه بین رئیس و کارکنان، اعتبار و اصالت مهم است. هیچ جایگزینی برای کار و تلاش وجود ندارد.

خوردن غذاهای بودار

این چند اشتباه ساده را هرگز در محل کار مرتکب نشوید

اگر محل‌ کار شما در کشتی نباشد، مسلما همکاران شما از اینکه همه‌جا بوی ماهی مانده بدهد ناراحت می‌شوند. قانون کلی در زمینه‌ی بردن غذا به محل‌ کار می‌گوید: اگر بوی غذای شما انقدر زیاد است که از درب آشپزخانه خارج می‌شود و در همه‌جا می‌پیچد، بهتر است در خانه بماند.

ممکن است مسئله‌ی کوچکی به نظر برسد اما بردن غذای بودار به محل‌ کار بی‌ملاحظگی است و تمرکز دیگران را از بین می‌برد؛ وقتی چنین مسئله‌ی ساده‌ای را نادیده می‌گیرید همکاران‌تان ناراحت و عصبانی می‌شوند. ناهار پر ادویه‌ی شما به همه می‌گوید که به آنها اهمیت نمی‌دهید، حتی اگر واقعا این‌طور نباشد.

از پشت خنجر زدن

تیتر موضوع کل مطلب را بیان می‌کند. از پشت خنجر زدن به همکاران‌تان چه به‌عمد باشد چه ناخواسته، یکی از دلایل درگیری‌های محل‌ کار است. مردم گاهی برای اینکه از دعوا جلوگیری کنند، شخص دیگری را مقصر اشتباه خودشان جلوه می‌دهند، اما به محض اینکه قربانی تیغه‌ی خنجر را در کمرش حس کند حتی باعث درگیری‌های بیشتری می‌شود. مهم نیست هدف‌تان چه باشد، هر بار که سعی کنید یک نفر را در چشمان همکارانش بد جلوه دهید مثل این است که از پشت به او خنجر زده باشید.

منفی‌گرایی

این چند اشتباه ساده را هرگز در محل کار مرتکب نشوید

گاهی اوقات وقتی احساس خوبی ندارید و ناراحتید، حتی اگر نخواهید، حال شما می‌تواند روی دیگران هم تأثیر بگذارد. شما استخدام شدید تا کار را برای رئیس و همکاران‌تان راحت‌تر کنید نه اینکه آن را برای‌شان سخت‌تر کنید. کسانی که منفی‌گرایی را در محل‌کار خود پخش کرده و دائما درباره‌ی کار و مردم شکایت می‌کنند، کار را برای دیگران نیز پیچیده‌تر می‌کنند.

شایعه پراکنی

کسانی که درگیر شایعه پراکنی درباره‌ی دیگران می‌شوند، در نهایت خود را بد جلوه می‌دهند. بالاخره روزی دیگران متوجه می‌شوند که شما دائما دارید درباره‌ی زندگی و اشتباهات‌شان صحبت می‌کنید و ممکن است ناراحت شوند. قطعا شما نمی‌خواهید دیگران را آزار دهید و به شخصیت خودتان لطمه وارد کنید.

با تکبر حرف‌زدن

این چند اشتباه ساده را هرگز در محل کار مرتکب نشوید

وقتی کسی درباره‌ی موفقیتی که کسب کرده زیاد صحبت کند و هیجان‌زده شود نشان می‌دهد این اتفاق برای او زیاد رخ نمی‌دهد؛ از طرف دیگر اگر طوری رفتار کند که انگار برای او اهمیت زیادی ندارد، مردم فکر می‌کنند کسب موفقیت برای او اتفاقی همیشگی‌ است. انجام کارهای بزرگ بدون اینکه با تکبر درباره‌شان صحبت کنید، همان نتیجه‌ای که می‌خواهید را روی دیگران می‌گذارد و در عین حال ذهنیت قوی شما را نشان می‌دهد و می‌گوید موفقیت برای شما کم اتفاق نمی‌افتد.

اعلام‌ اینکه از شغل‌تان متنفرید

این چند اشتباه ساده را هرگز در محل کار مرتکب نشوید

بدترین چیزی که هرکسی می‌‌تواند در محل‌ کارش بشنود این است که یک نفر چقدر از شغلش ناراضی است. ابراز نارضایتی در محل کار باعث می‌شود فردی منفی‌نگر شناخته شوید و روحیه‌ی کل گروه را از بین ببرید.

مدیران به سرعت افراد ناراضی و کسانی که به گروه انرژی منفی می‌دهند را تشخیص می‌دهند. آنها می‌دانند که همیشه افراد مشتاقی در گوشه‌ای منتظرند تا جایگزین این افراد شوند.


خلاقیت در کسب و کار؛ تجربیاتی از موفقیت های برندینگ

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۰٫۱۰ - ۳:۱۶ ٫ق٫ظ


ماهنامه صنعت و توسعه: بارها اتفاق افتاده که اطرافیان شما در مقابل پیشنهاد یا نظری که ارائه داده اید، شما را تشویق کرده و با هیجان از ایده فوق العاده شما استقبال کرده و شما را فردی خلاق توصیف کرده اند. با این حال در مدت کوتاهی آن ایده و نظر را به فراموشی سپرده و به ادامه زندگی روزمره خود پرداخته اید. در حالی که خوب است بدانید، رشد و ارتقای تمدن بشر همواره محصول ایده های خلاقانه ای بوده که در گام اول توسط خود فرد جدی گرفته شده اند.

همیشه هر تحولی و هر موفقیتی با یک ایده آغاز می شود؛ ایده ای که از درون شما زاده می شود و ذهن و عمل شما را با خود همراه می سازد و تا جایی پیش می رود که ممکن است نه تنها سرنوشت شما، بلکه سرنوشت اطرافیان تان، جامعه و حتی بشریت را تغییر دهد. در دنیا کم نبوده اند ایده هایی که تاریخ تحول و تمدن بشری را وارد مرحله نوینی کرده اند؛ ایده هایی کوچک که از یک ذهن خلاق متولد شده اند، جدی گرفته شده و آنگاه راه خود را باز کرده اند.

موفقیت و به عرصه عمل در آمدن یک ایده در گام اول محصول جدیت صاحب ایده است که ناخودآگاه یا عامدانه برای به سرانجام رساندن و پیشبرد آن حداقل چهار اصل را در نظر داشته اند که می تواند برای شما هم مفید باشد:

 
خلاقیت در کسب و کار؛ تجربیاتی از موفقیت های برندینگ

اول باید اهل تلاش و پشتکار باشید. افرادی که این ویژگی را نداشته باشند غالبا نمی توانند چیزی بیش از وظایف روزمره زندگی را انجام دهند.

دومین اصلی که می تواند به شما برای رسیدن به موفقیت ایده تان کمک کند زمانبندی و برنامه ریزی است. هیچ گاه تصور نکنید زمان نامحدودی برای انجام امور در اختیار دارید، بلکه همواره فعالیت های مورد نیاز را آنالیز کرده و مشخص کنید برای هر کدام چه بازه زمانی مورد نیاز است و به برنامه خود پایبند باشید. استفاده از روش هایی مانند جعبه زمان (Time Boxing) می تواند به شما در انجام برنامه های مشخص در زمان محدود کمک کند.

نکته سوم بررسی و مطالعه دانش روز است. ببینید در خصوص ایده شما دانش و تجربیات بشری در چه سطحی قرار دارد، این موضوع مانع از دوباره کاری یا به بیراهه رفتن شما می شود.

در نهایت باید بدانید که یک ایده خوب محصول یک ذهن خلاق است. ذهن خلاق همواره مانند کبوتری در حال پرواز از نقطه ای به نقطه دیگر است. ضمن آن که نباید مانع پرواز کبوتر ذهن بشوید، نباید اجازه دهید که تمرکز را از شما بگیرد و باعث انحراف در برنامه زمانبندی و کاری شما بشود اما از کجا کار خود را آغاز می کنیم؟

محیط اطراف شما سرشار از فرصت ها و محدودیت هاست. فرصت ها را پیدا و بر محدودیت ها با استفاده از فرصت ها و امکانات تان غلبه کنید، بنابراین بهتر است در ابتدا برای خود یک تحلیل SOWT کوچک انجام دهید.

شما با دو دسته امکانات و دو دسته از چالش ها مواجهید؛ یک دسته امکاناتی است که خود شما در اختیار دارید و دسته دیگر امکاناتی است که محیط اطراف یا محیط مرتبط با ایده شما، در اختیارتان قرار می دهد. به همین نسبت شما با دو دسته چالش مواجهید؛ یک دسته چالش هایی مرتبط با مشکلات و ناتوانایی های شخصی شماست و دسته دیگر چالش هایی است که جنبه بیرونی دارد و از خارج بر ایده شما تاثیر منفی می گذارد.

بهترین راهبرد عملیاتی برای شما آنجایی است که نقاط قوت شخصی شما با امکانات بیرونی همراه می شود و طبیعتا چالش برانگیزترین مشکل زمانی است که نقاط ضعف شما با تهدیدها و چالش های بیرونی هم راستا هستند. در چنین حالتی بهتر است تلاش کنید نقاط ضعف تان را برطرف کنید. اما شما دو راهبرد دیگر را هم باید در نظر داشته باشید؛ راهبرد اول، استفاده از نقاط قوت فردی برای غلبه بر تهدیدهای بیرونی است و دیگری استفاده از فرصت ها و امکانات بیرونی برای چیره شدن بر نقاط ضعف تان است. این روش آنالیز برای رسیدن به تحلیلی اولیه در رابطه با موفقیت ایده تان بسیار مناسب و کاربردی است.

در نهایت باید بدانیم ذهن همه ما کم و بیش مخزن بسیاری از ایده های خلاقانه است اما آنچه مانع عملیاتی شدن این ایده هاست، در واقع جدی گرفته نشدن و همچنین نبود مهارت ها و دانش عملیاتی است؛ مهارت و دانشی که به خدمت ایده های خلاق در می آیند و می توانند زندگی ما را بهبود، کسب و کار ما را رونق و جایگاه اجتماعی ما را ارتقا دهند.

کادبری یک برند معتبر جهانی در زمینه تولید مواد قنادی بوده و بعد از ریگلیز دومین برند معتبر جهان و در سال ۱۸۳۴ در بیرمنگام انگلیس تاسیس شده است. تقریبا همه، کادبری و آن چه عرضه می کند را می شناسند. مستر برندِ کادبری (Cadbury) در واقع شامل گستره متنوعی از محصولاتی چون فلیک (Flake)، دیری میلک (Dairy Milk)، کرانچی (Crunchie) و روزِز (Roses) است. هر کدام از این محصولات خود را در ذهن ما ثبت کرده اند؛ چرا که با آنها بزرگ شده ایم و آنها تداعی کننده مراسم های خاص زندگی شخصی مان هستند.

از دهه ۱۹۹۰ به بعد، کادبری توسعه یافت و برنامه بازاریابی حضور را به عنوان راهی موثر برای ارتقای مستربرندِ کادبری در بریتانیا، به اجرا در آورد. استراتژی آنها انتخاب مکان های مهم در شهربازی ها، مراکز خرید و فرودگاه ها برای انتقال ارزش های کادبری و افزایش میزان دسترسی به محصولات بود.

این مطالعه موردی، به بررسی یک برند جدید و جذاب – کافه کادبری – می پردازد که نشان می دهد چگونه ایده های کوچک به کار گرفته شده توسط این برند، موفق از آب درآمده و بر شهرت و اعتبار کادبری افزوده است. این موفقیت با حضوری پر سروصدا و متقاعد کردن مشتری به انتخاب دوباره کادبری، به دست آمده است.

طرح پایلوت و آزمایشی کافه کادبری در هشتم دسامبر ۲۰۰۰ و در ساختمان سه طبقه متعلق به دوره جورجین در قرن ۱۸ و در مرکز بت (Bath) که یک مقصد توریستی شلوغ و میراث فرهنگی جهانی می باشد، افتتاح شد. این مکان با دقت انتخاب شده بود تا برند جدید را به عنوان یک تجربه به یادماندنی برای مشتری های تیزبین و حساس جا بیندازد.

 
خلاقیت در کسب و کار؛ تجربیاتی از موفقیت های برندینگ

موقعیت برند

موقعیت برند، به معنی ایجاد جایگاه و فضایی برای یک کالا در بازار است. کافه کادبری شرایطی را فراهم می کند تا مشتریان در حالی که از یک سفارش عالی لذت می برند، تجربه ای سه بعدی از برند نیز داشته باشند. مصرف کنندگان، برند را در فضایی سه بعدی تجربه می کنند. کافه کادبری فضایی گرم، دوستانه و امروزی را به وجود آورده که مشتریان می توانند با شکلات های کادبری حسابی سر خودشان را گرم کنند.

برای به دست آوردن این جایگاه برتر، کافه کادبری می بایست تجربه ای متفاوت از کافی شاپ ها و خرده فروشی های شکلات در خیابان های پر زرق و برق و مراکز خرید ایجاد می کرد. همه تجربه کافه کادبری به دلی از عزا در آوردن مشتری با شکلات بر می گردد. تاکید روی شکلات است؛ پیشنهاد انواع زیادی از محصولات که مشتریان نمی توانند همانند آنها را در جای دیگری پیدا کنند. تصاویر در و دیوار حاکی از آن است که قلب این پیشنهاد، تجربه شکلات در خانه ای شکلاتی از جنس کافه است که با خرده فروشی شکلات و هدایا و محصولات بیرون بر تکمیل می شود.

ارزش های برند

ارزش های برند، موارد مشخصی هستند که یک برند، آنها را تبلیغ می کند؛ ارزش هایی مانند قابل اطمینان بودن، کیفیت و غیره. در مورد کافه کادبری، ارزش ها به گونه ای انتخاب شده اند که حاوی پیام «کادبری را انتخاب کنید» برای مشتریان باشند.

این ارزش های کلیدی عبارتند از:

ناب بودن: تجربه ناب خرید محصولات خوشمزه شکلاتی و غیرشکلاتی در یک محیط با کیفیت.

کیفیت بالا:
بهترین قهوه، کیک های بی نظیر و باگت های تازه.

سرویس دهی دوستانه: کارکنان کافه کادبری با مشتریان همانند مهمان برخورد کرده و از همان لحظه ورود، با خوشرویی از آنها استقبال می کنند.

تازگی:
در زمینه توسعه محصول تاکید روی نوآوری است؛ به عنوان مثال، شکلات های تند یا کیک های شکلاتی فوتبالی.

شهرت شکلات کادبری:
انواع مختلفی از شکلات های تلخ مورد استفاده قرار می گیرند اما تمامی شکلات های شیری، مزه واقعی شکلات کادبری را عرضه می کنند.

جذب بزرگسالان: تاکید بر تولید محصول باب ذائقه بزرگسالان است. البته از آنجایی که کودکان نیز شکلات های کادبری را دوست دارند، برای آنها بسته های غذایی داخل جعبه های جایزه یووی شکل درست شده است.

آرامش: کافه جو آرامش بخشی دارد که نتیجه سرویس دهی دوستانه دکوراسیون داخلی و مطبوع بودن کل فضای کافه است.

امروزی بودن: طراحی و فضای کافه پویا، امروزی و نوآورانه است.

 
خلاقیت در کسب و کار؛ تجربیاتی از موفقیت های برندینگ

تحقق اهداف تجاری

برای اینکه هرگونه استراتژی کسب و کار را اجرا کنیم نخست لازم است مجموعه ای از اهداف را تعریف کرده تا مسیر مشخصی برای رسیدن به موفقیت و نظارت بر آن در طول زمان، طراحی شود. در ساخت و ایجاد کافه کادبری چهار هدف وجود داشت که عبارتند از:

انتقال ارزش های مستربرندِ کادبری به کمک نشان دادن تصویری مدرن و مرتبط.

تغییر نگرش و درک عمومی با شکلات مخصوص کادبری در کنار محصولات روزمره.
کاهش وابستگی کادبری به کانال های خرده فروشی سنتی، با ایجاد مسیرهای جایگزین برای ورود به بازار.

کسب درآمد اضافی

به منظور بررسی عملکرد کادبری، در راستای رسیدن به این اهداف چند شاخص انتخاب شد:

  • تعداد مشتری هایی که از در وارد می شوند
  • تعداد کافه ها
  • ارزش رسانه ای موقعیت مکانی
  • اندازه گیری کمّی نگرش مشتریان کافه کادبری و جمعیت محلی به منظور ارزیابی درک مردم نسبت به مستر برند کادبری.

بازار هدف

به دست آوردن تصویر واضحی از افرادی که هسته بازار هدف را تشکیل می دهند، ضروری است. وقتی چنین اطلاعاتی داشته باشید، می توانید بهترین شیوه برای دسترسی و جذب این بازار را انتخاب کنید.

پس از آن که کادبری تحقیق در مورد بازار هدایا را شروع کرد، به تحلیل اطلاعات بازار در مورد قهوه خوری ها و کافه مارکت ها پرداخت. نتایج تحقیق نشان داد که مفهوم کافه به طور مشخص، زن های بین ۲۵ تا ۴۵ ساله دسته ABC1 را جذب می کند. این تحقیق در عمل هم مورد تایید قرار گرفت.

در حال حاضر، ۷۵ درصد از مشتریان خانم و ۷۴ درصد از مشتریان جزو دسته ABC1 هستند.

انتخاب موقعیت مکانی مناسب

پس از شناخت بازار هدف، کادبری به تحقیق درباره انتخاب مکان پرداخت، مکانی که بتواند زن های بین ۲۵ تا ۴۵ سال با درآمدهای بالا را که مشتریان همیشگی کافه ها هستند، به خود جذب کند.

افزون بر این، مکان مورد نظر باید ویژگی های اقتصادی و عملی دیگری نیز داشته باشد:

قرار گرفتن در یک موقعیت تجاری مهم؛ در محدوده اصلی خرید شهر با جمعیتی بالای ۱۰۰ هزار نفر و البته جمعیتیِ مرفه.

 
خلاقیت در کسب و کار؛ تجربیاتی از موفقیت های برندینگ

فروشگاهی دو بر، برای دیده شدن

  • بالا بودن تعداد عابران در همه ایام سال – حداقل ۵۰ هزار عابر به صورت هفتگی، پنج هزار عابر در هر یک ساعت در روزهای هفته و ۱۰ هزار عابر در روز شنبه
  • مساحتی بین دو هزار تا دو هزار و ۵۰۰ فوت مربع
  • مجوز کترینگ و خرده فروشی

ساختمان کافه باید در یک مکان با پرستیژ و با شخصیت قرار داشته باشد تا تجربه لوکس بودن و رضایت مندی از محصول را تضمین کند.

انجام درست این مرحله حیاتی بود، چرا که کترینگ و خرده فروشی به یکدیگر وابسته هستند. مثلا تجربه مشتریان از کترینگ با کیفیت بالا و خوشمزه و فراوان، تصویر برتر کالاهایی را که می خرند، تقویت می کند.

در چنین فضایی می توان کیک ها و شکلات های با کیفیت را با قیمت بالاتری فروخت.

وقتی مشتریان از محصولات در صندلی ها یا راحتی های کادبری لذت می برند، احتمالا به خرید این محصولات و استفاده از آنها در خانه یا هدیه دادن آنها نیز ترغیب می شوند.

هدف کادبری تشویق مشتریان به خرید و صرف غذا در کافه کادبری است، بنابراین نمای بیرونی کافه بسیار اهمیت دارد. دو بر بودن نمای مغازه ایده آل است، از این جهت که مردم با یک نگاه از خیابان می توانند تنوع محصول و خدماتی که عرضه می شود را مشاهده کنند. همچنین، صندلی هایی که در محوطه و فضای آزاد قرار دارند، توجه عابران را به سِرو غذا و نوشیدنی ها جلب می کند.

راهنمای طراحی داخلی

طراحی همواره اهمیت زیادی دارد. هدف از طراحی داخلی کافه کادبری، لذت بردن مشتریان از تجربه بی نظیر خرید و کترینگ است؛ داشتن تجربه ای همانند سفر از لحظه ای که وارد می شوند تا وقتی که کافه را ترک می کنند. بنابراین برای سرویس دهی مناسب به مشتریان، باید ارتباط خوبی میان قسمت های پشتی (سرویس های بهداشتی و انبار) و سایر قسمت ها برقرار باشد.

وقتی که مشتری وارد قسمت خرید می شود، صندوق و نمایشگر آن کاملا قابل مشاهده است؛ صندوق هم به قسمت خرده فروشی و هم به قسمت خریدهای بیرون بر خدمات ارائه می دهد. پیشخوان صندوق باب طبع بزرگسالان بوده و از طراحی مدرن و پیچیده ای برخوردار است و از چوب آلبالو با حاشیه های استیل شفاف ساخته شده است.

وقتی مشتری روی سطح چوبی قدم بر می دارد، صدای پایش به سروصداهای این قسمت از کافه کادبری اضافه می شود و حس خوبی به وجود می آورد. مشتری پس از آن به گشت و گذار در قسمت خریدهای کوچک می پردازد که عرضه کننده محصولات شکلاتی و غیرشکلاتی است.

در قسمت خرید، نشانه های بسیاری مشتریان را به بازدید از محوطه کافه در طبقه بالا تشویق می کند. پخش صدای ضبط شده ای از همهمه کافه در ابتدای راه پله ها، مشتریان را برای دیدن طبقه بالا کنجکاو می کند. موسیقی های متنوعی از جاز گرفته تا سول مطابق سلیقه بازار هدف نیز به گوش می رسد.

در قسمت پیشخوان، مشتری می تواند از میان انواع زیادی از کیک هایی که هر کدام به آدم چشمک می زنند، غذاهای خوشمزه و ادویه دار، بستنی و نوشیدنی هایی که توسط کارکنان خونگرم و مهربان سرو می شوند، انتخاب کند. بیشتر مشتریان بین ۱۵ تا ۲۰ دقیقه در محوطه کافه می مانند.

وقتی مشتری به گذراندن وقت بیشتری در کافه متمایل می شود، نشانه ها او را به سمت مبل ها و راحتی ها هدایت می کنند. مبلمان ها و کاناپه ها نماد راحتی و آسودگی این بخش متمایز کافه هستند. ترکیب صندلی های نرم و میزهای کوتاه، حس در خانه بودن و لم دادن روی مبل راحتی را به مشتریان می دهند. زمانی که مشتری کافه کادبری را ترک می کند، خریدهایش در بسته بندی مخصوص کادبری گذاشته می شود تا یادآور همیشگی این تجربه باشند.

 
خلاقیت در کسب و کار؛ تجربیاتی از موفقیت های برندینگ

هویت شرکتی

به عنوان نمادی برای مستر برند کادبری، فضاهای درونی و بیرونی کافه طوری طراحی شده اند که با برندهای متمایز کادبری که بخشی از خانواده کادبری هستند، پیوند برقرار کنند.

هویت شرکتی (Corporate identity) کافه کادبری از سه جزء مختلف تشکیل شده است:

  • مستر برند کادبری
  • لوگوی کافه کادبری، پالت رنگی، استیل تیپوگرافیک و پالت تصویری
  • آیکون های کافه کادبری که به نمایش و تمایز کل محصولات عرضه شده کمک می کند.

از این عناصر طراحی به دقت درون محیط کافه استفاده شده تا تصویری قوی و پایدار را ایجاد کند.

جا انداختن برند

همه چیز باید بازتاب نیازمندی های بازار هدف باشد. به عنوان مثال منوها با دقت و در تناسب با خواست مشتری ها در ساعات مختلف روز طراحی شده اند. منوی غذاهای خوشمزه شامل باگت های تازه پخته شده با مخلفات جدید و پتینی های داغ است. منو کیک ها، شامل انواع مختلفی از کیک های تازه و خوشمزه است و همچنین بستنی های متنوعی را هم دربر می گیرد.

لیست انواع محصولات خرده فروشی کادبری عبارت است از:

سنتی/آشنا: کادبری دایری میلک، روزز و میلک تِرِی


تجربه شکلات:
کادبری ترافل و فاندو (نوعی شیرینی) همراه با شکلات مایع
پرخوری/هدیه: شکلات های قلبی
سلف سرویس: گستره متنوعی از فاژ (نوعی شیرینی که با شیر و شکلات و شکر درست می شود) و بستنی ها
تازگی/کودکان: کیک های فوتبالی شکلاتی در اندازه واقعی

اداره کافه کادبری

خودِ کادبری، کافه کادبری را اداره نمی کند، در واقع کادبری با یک پیمانکار مستقل برای اداره کافه و کارکنانش قرارداد بسته است.

این بدان معناست که کادبری می تواند کیفیت کافه را بدون درگیر شدن در عملیات روزانه، کنترل کند. قرارداد اجرایی امضا شده شامل لیستی از معیارهاست تا عملکرد کافه با اهداف مشخص شده توسط کادبری مطابقت داشته باشد.

نتیجه گیری

کادبری یکی از بهترین برندها در دنیای امروز است. کادبری برندی به لحاظ کیفی از سطح بسیار بالایی برخوردار است و رضایت مشتری ها را جلب می کند. رشد روز افزون کافه کادبری چون پرچمی برافراشته، شهرت و اعتبار مستر برند کادبری را به نمایش می گذارد و در عین حال، به مشتری های خود این امکان را می دهد تا در محیطی گرم و صمیمی با محصولاتی با کیفیتِ بالا، دلی از عزا دربیاورند.


خلاقیت از کجا سرچشمه می‌گیرد؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۰٫۰۹ - ۴:۰۸ ٫ق٫ظ


وب‌سایت ترجمان – ترجمه علی برزگر: از قدیم‌الایام گفته‌اند که «نیاز مادرِ اختراع است». اما این رابطۀ مادر و فرزندی همیشه هم برقرار نیست. مطالعاتِ جدید نشان می‌دهد که عوامل دیگری وجود دارند که می‌توان آن‌ها را نیز در نوآوری دخیل دانست. به‌این‌ترتیب شاید بهتر باشد، به‌جای باهوش‌دانستنِ نوآوران، آن‌ها را افرادی بدانیم که فرصت و امنیت کافی را در اختیار داشته‌اند و توانسته‌اند با جمع‌بندیِ دانش و تجربیاتِ دیگران دست به نوآوری بزنند.
ساینتیفیک امریکن — خلاقیتْ انسان‌ها را قادر ساخته است که تمام گوشه‌وکنار این سیاره را فتح کنند. درواقع، اشتیاق به ابتکار و نوآوریْ یکی از بارزترین ویژگی‌های نوع بشر است. باوجوداین‌، گونۀ ما تنها گونه‌ای نیست که از قدرت ابداع و ابتکار برخوردار است. پژوهشگران این توانایی را در تعداد فزاینده‌ای از دیگر مخلوقات نیز مشاهده کرده‌اند. برخی از یافته‌های آن‌ها، با فهم متعارف ما از سرچشمه‌های خلاقیت و چگونگی شکوفا کردن آن در وجود آدمی ناسازگار است.
 
 خلاقیت به نبوغ فردی ربطی ندارد
البته، از قدیم گفته‌اند که « نیاز مادر اختراع است». اما، کارل فان شایک، یکی از دانشمندان نخستی‌شناس۱ در دانشگاه زوریخ، بر مبنای مطالعات خود بر روی اورانگوتان‌ها، به دیدگاهی بسیار متفاوت دست یافته است. او می‌گوید: «هنگامی که غذا کمیاب است، اورانگوتان‌ها به روش ذخیرۀ انرژی روی می‌آورند. آن‌ها حرکات خود را کمینه می‌کنند و بر استفاده از خوراک‌هایِ غیرجذاب و با ارزشِ غذاییِ کم تمرکز می‌کنند.» این راهبرد در چنین موقعیتی کاملاً بر خلافِ ابتکار و نوآوری است، اما معقول به نظر می‌رسد. فان شایک، دلیل آن را چنین توضیح می‌دهد: «دست‌زدن به کاری نو می‌تواند خطرناک باشد: شاید زخمی یا مسموم شوید. این کار همچنین نیازمند صَرف جدیِ زمان، انرژی و توجه است، درحالی‌که نتیجۀ آن همواره غیرقطعی و نامعلوم است.»

پژوهش‌ها بر روی انسان‌هایی که با کمیابی [منابع] روبه‌رو هستند بازتابِ یافته‌های فان شایک درمورد اورانگوتان‌هاست.

نشریۀ ساینس در سال ۲۰۱۳ پژوهشی را به‌قلم سندیل مولایناتان، استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد، و الدار شفیر، استاد روان‌شناسی دانشگاه پرینستون، منتشر کرد. این پژوهش نشان می‌دهد چگونه هنگامی که مشکل اقتصادیِ افراد کم‌درآمد به آن‌ها یادآوری می‌شود، توانایی‌شان در تفکر منطقی و حل مسائل در موقعیت‌های جدید کاهش می‌یابد. متعاقب آن، پژوهشی دیگر نشان داد که کشاورزانِ نیشکر در هند، پس از آنکه دستمزد سالانۀ خود را دریافت کردند و نگرانی‌های مالی آن‌ها به‌طورِ موقت رفع شد، نتایج بسیار بهتری در آزمون عملکرد شناختی کسب کردند.
 
(کشاورزانی که قبلاً در این آزمون شرکت نکرده بودند، پس از دریافت دستمزد خود، به‌طورِ قابل‌مقایسه‌ای عملکرد بهتری داشتند. بنابراین نامحتمل است که این بهبود عملکرد صرفاً ناشی از آشنایی قبلی با این آزمون باشد.) البته، افراد برای بقا هر کاری انجام می‌دهند که گاهی می‌تواند به ابداع و نوآوری منجر شود. اما، همان‌طور که یافته‌های بالا و دیگر پژوهش‌ها نشان می‌دهد، اگر ذهن فردْ پیوسته با مسائل فوری و اضطراری درگیر باشد، نظیر یافتن غذا یا سرپناه یا پرداخت قبوض، توانایی چندانی برای ابداع راه‌حل‌های درازمدت به‌منظورِ بهبود زندگی او باقی نخواهد ماند.

پس، خلاقیت از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ این یافتۀ شگفت‌آور که اورانگوتان‌ها می‌توانند در اسارت به‌طرزی باورنکردنی خلاق باشند بینش‌هایی در این زمینه به دست داده است. فان شایک چنین توضیح می‌دهد: «اگر غذای اورانگوتان‌ها تأمین شود و از شکارچیان خبری نباشد، آن‌ها آزاد از این عوامل مزاحم، به‌یکباره زمان زیادی در اختیار خواهند داشت.» افزون‌براین، در محیط‌هایی که آن‌ها به‌شدت تحت محافظت هستند، اکتشاف به‌ندرت دارای پیامدهای ناخوشایند است و با چیزهای عجیب زیادی در گوشه‌وکنار می‌توان بازی کرد. در چنین شرایطی، به نظر می‌رسد اورانگوتان‌ها ترس معمول خود از ناشناخته‌ها را کنار می‌گذارند. در پژوهشی منتشرشده در نشریۀ اَمریکن جرنال آو پرایماتولوجی۲ در سال ۲۰۱۵، فان شایک و همکارانش واکنش اورانگوتان‌های وحشی و اسیر را به شیئی جدید مقایسه کردند.

 
این شیء جدیدْ سکوی کوچکی به‌شکلِ لانۀ اورانگوتان بود. درحالی‌که اورانگوتان‌های اسیر تقریباً بی‌درنگ به شیء جدید روی آوردند، بیشتر اورانگوتان‌های وحشی، هرچند به حضور انسان‌ها عادت داشتند، در طول این آزمونِ چندماهه، حتی به این شیء نزدیک هم نشدند. تنها یکی از آن‌ها سرانجام جرئت کرد که آن را لمس کند. این ترس از تازگی می‌تواند مانعی جدی در برابر خلاقیت باشد: اگر حیوانی از روی‌آوردن به چیزهای تازه خودداری کند، ابداع و نوآوری تقریباً ناممکن خواهد شد. فان شایک چنین نتیجه می‌گیرد: «بنابراین، از دیدگاه من، فرصتْ مادر ابداع و نوآوری است.»

به‌طورِ مشابه، پژوهش‌ها بر روی گونه‌های مختلفِ پرندگان و همچنین کفتارهای خال‌دار نشان داده است آن‌هایی که اشتیاق بیشتری به کشف چیزهای تازه دارند به‌طورِ معمول خلاق‌ترین افراد هستند. آیا این کنجکاوی می‌تواند نیروی محرکۀ ظهور خلاقیت در انسان‌ها نیز باشد؟ برای پاسخ به این پرسش، متخصصان اغلب تلاش کرده‌اند خلاقیت کودکان در حل مسئله را مورد مطالعه قرار دهند. اما چنین کاوشی با چالش‌هایی جدی روبه‌روست، به‌ویژه ازآن‌رو که کودکان خیلی خلاق به نظر نمی‌رسند. در پژوهشی منتشرشده در سال ۲۰۱۱، پژوهشگران در دانشگاه بیرمنگام از کودکان بریتانیایی در سنین مختلف می‌خواستند تنها با استفاده از یک مفتول صاف اما خم‌شوندهْ سطلی از کاغذهای خودچسب را از ته حفره‌ای بیرون بیاورند. نُه سال قبل، در سال ۲۰۰۲، کلاغی با نام «بتی» که از کالِدونیای جدید۳ در قفس شده بود با حل این مسئله به خبر نخست رسانه‌ها تبدیل شد. این کلاغ با خم‌کردن مفتول مستقیم و تبدیل آن به قلاب، سطل را از درون حفره بیرون می‌آورد.

 
البته سطل او پر از غذاهای وسوسه‌انگیز بود. (دانشمندان ازآن‌پس مشاهده کرده‌اند که گونۀ این کلاغ در حیات وحش، چوب‌ها را خم می‌کند و قلاب می‌سازد.) اما این چالش، بیشتر کودکان پنج‌ساله و حدود نیمی از کودکان هشت‌ساله را سر در گم کرد. «مارک نیلسن»، روان‌شناسی در «دانشگاه کوئینزلند»، در یک پژوهش در سال ۲۰۱۳ نشان داد که این تنها کودکان غربی نیستند که در حل این مسئله با مشکل رو به رو هستند: این مسئله برای کودکان «قبایل بدوی بوشمن» در آفریقای جنوبی نیز درست به‌همین اندازه دشوار است.

عملکرد کم‌فروغِ کودکان در چالش قلاب و سطل، شاید تا حدودی ناشی از شرایطی باشد که آزمایشات تحت آن اجرا شده است. یک پژوهش آزمایشی منتشرشده در نشریۀ فیلاسفیکال ترنزاکشنز آو دِ رویال سوسایتی بی۴، در اوایل امسال در «موزۀ کودکان پیتزبورگ» انجام شد، جایی که کودکان به اکتشاف و دستکاری فعالانۀ ابزارآلات تشویق می‌شوند. کودکان ۴ تا ۵ ساله در این آزمایش به‌طورِ چشمگیری از کودکان مورد آزمایش در پژوهش‌های قبلی عملکرد بهتری داشتند؛ و هنگامی که محقق شگردِ قلاب را به آن‌ها نشان می‌داد، گاهی ابراز شگفتی می‌کردند که خم کردن مفتول مجاز شمرده می‌شود.

 
«اما، ما در واقع برای اطمینان بیشتر به یافته‌های خود، به نمونۀ آماری بزرگتری نیاز داریم»، این دیدگاهِ «کیمبرلی شریدان»، روانشناس آموزش در «دانشگاه جورج میسون» است که این آزمایش را همراه با «اَبیگیل کونوپاسکی» از دانشگاه مذکور رهبری کرده است.
 
 خلاقیت به نبوغ فردی ربطی ندارد
سرنخِ جدیدی در رابطه با معمایِ خلاقیت در چهاردهم سپتامبر به دست آمد. در این تاریخ، «کریستیان روتز» از «دانشگاه سن اندروز» در اسکاتلند و همکارانش، در نشریۀ نیچر اعلام کردند که گونۀ دیگری از پرنده، کلاغ هاوایی یا «آلال»، نیز ابزار می‌سازد و بکار می‌برد. اگرچه این پرنده در حیات وحش منقرض شده است، تقریباً همگی پرندگان اسیر بالغ و حدوداً نیمی از پرندگان اسیر جوان که دانشمندان مورد آزمایش قرار دادند، از چوب‌ها و دیگر اشیا برای بازیابی غذا از محل‌های پنهان استفاده می‌کردند، آن‌ها برای این هدف اغلب در ابزارها تغییر شکل ایجاد می‌کردند.
 
این امر که تعداد بسیاری از پرندگانِ این گونه خود به خود از ابزارها استفاده می‌کنند، در کنار این واقعیت که پرندگان جوان این مهارت را بدون مشاهدۀ رفتار پرندگان بالغ توسعه می‌دهند، روتز را به این نتیجه رهنمون ساخته است که این رفتار شاید یکی از ویژگی‌های این گونه باشد، و نه یک نوآوری در گذشته‌های نزدیک.
 
با این وجود، استفاده از ابزار توسط این پرندگان شاید به‌عنوان یک نوآوری خلاقانه در گذشته‌های دور در دوران تکامل شکل گرفته باشد. پس شاید موفقیت روزافزون پرندگانی که تمایل به استفاده از ابزار در یافتن غذا دارند، انتخاب طبیعی را واداشته است تا عوامل ژنتیکیِ زیربنای این تمایل سودمند را ترویج بخشد. در این صورت، زیست‌بومِ پرنده می‌تواند در شکل‌گیریِ گام نخست و خلاقانه به‌سویِ بکارگیری و دستکاریِ ابزار نقش داشته باشد: کلاغ هاوایی، به‌دلیلِ تعداد اندکِ شکارچیان یا رقبا در جزیرۀ محل سکونت خود، از آزادی یعنی فرصتِ آزمودن چیزهای جدید برخوردار بوده است.

ما می‌خواهیم دریابیم که کدام ویژگی‌های فردی می‌تواند تفاوت‌های بین کودکان از لحاظ توانایی آن‌ها در حل مسئله را تبیین نماید؛ اما «جکی چپل» از دانشگاه بیرمنگام معتقد است که کوشش‌های ما در این زمینه اغلب بی‌نتیجه بوده است. او در این زمینه بر روی پرندگان (از جمله «بتی») و کودکان تحقیق کرده است و در این باره چنین می‌گوید: «تنها سن و دایرۀ لغات به ما در پیش‌بینی موفقیت در حل مسئله کمک می‌کند. یک احتمال آن است که فراتر از سطح خاصی از هوش، نوسان در نوآوری اغلب به عوامل خارجی بستگی داشته، و جستجو برای یافتن کودکان خلاق کاری بیهوده خواهد بود. این موضوع در آینده روشن خواهد شد».

«جو هانریش» اعتقاد دارد که درستیِ احتمال فوق در واقع اثبات خواهد شد. او یک زیست‌شناس تکاملی در «دانشگاه بریتیش کلمبیا» است که به‌تازگی کتابی دربارۀ نقش فرهنگ در موفقیتِ گونۀ ما نوشته است.

وی اظهار می‌دارد: «از دیدگاه من، این که نوآوری به نبوغ فردی بستگی دارد، ذهنیتی نادرست است. تاریخ نشان می‌دهد که اختراعات همواره بر مبنای یافته‌های قبلی شکل می‌گیرند؛ یافته‌هایی که با یکدیگر ترکیب می‌شوند و بهبود می‌یابند. بیشتر چیزهایی که ما به‌طورِ روزمره استفاده می‌کنیم، اختراعاتی هستند که هیچ انسانی به‌تنهایی نمی‌تواند در طول زندگی خود طراحی کند. این اختراعات را نباید به‌عنوان محصول مخترعینی منفرد در نظر گرفت، بلکه آن‌ها را می‌توان به‌عنوان محصول جوامع بشری به شمار آورد. نوآوری‌ها بر این امر متکی هستند که اشخاص از دیگران می‌آموزند، بدین شیوه، جامعۀ بشری همانند یک مغز جمعی عمل می‌کند».

مایکل موتوکریشنا، روان‌شناسِ مدرسۀ اقتصاد لندن و همکارِ هانریش، می‌افزاید که سنجه‌های هوش فردی نظیر آی‌.کیو می‌تواند تا حد زیادی محصول این تبادل دانش با دیگر اعضای جامعه باشد. او بر این باور است که «بدین شیوه، ارتباط اجتماعی می‌تواند مادر اختراع و همچنین هوش باشد: اندازه و درهم‌تنیدگی جامعهْ ما را قادر می‌سازد با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم و اندیشه‌های بیشتری را با یکدیگر به اشتراک بگذاریم». هانریش و موتوکریشنا، همانند فان شایک، بر این باورند که کاهش هزینه‌های شکست، و نه افزایش آن، به‌سود نوآوری است. موتوکریشنا می‌گوید: «یک تور ایمنی اجتماعی، با کاهش ریسک، می‌تواند نوآوری را برانگیزد.»


درس هایی از پیرترین میلیاردر جهان

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۰٫۰۹ - ۴:۰۵ ٫ق٫ظ


وب‌سایت بازده: دیوید راکفلر، بزرگ‌ترین میلیاردر جهان، در جشن تولد ۱۰۰ سالگی‌اش گفت‌وگویی با مجله فوربس انجام داده که در آن گفت‌وگو درس‌های مهم زندگی اش را که طی ۱۰۰ سال زندگی به‌دست آورده است، بیان می‌کند. با ما همراه باشید تا ۹ درس مهم زندگی از پیرترین میلیاردر جهان را بدانید.

9  درس مهم زندگی از پیرترین میلیاردر جهان را بدانید
 

در ادامه ۹ درس مهم زندگی از پیرترین میلیاردر جهان آمده است:

۱.سود همیشه مهم است

چه در زندگی شخصی و چه در دنیای تجارت، همواره به‌دست آوردن سود و منافع است که باعث اشتغال، ثروت و قدرت بخشیدن به افراد می‌شود. در واقع توجه به سود است که جامعه را به جایی از رشد می‌رساند که هیچ سیستم اقتصادی و سیاسی دیگری نمی‌تواند به آن درجه از قدرت برسد، اما در کنار سود، ۲ چیز دیگر است که باعث می‌شود هزینه سنگینی را بابت آن بپردازید. روزی یک مشاور خانواده به من گفت طلاق گرفتن و وارد سیاست شدن ۲ انتخابی است که برایت گران تمام خواهد شد. بنابراین اگر می‌خواهید هزینه نپردازید این ۲ کار را انجام ندهید.

۲.تا آنجایی که می‌توانید از محل کارتان دور شوید

من در طول زندگی‌ام، حدود ۵ میلیون مایل مسافت هوایی را طی کردم که حدودا به اندازه ۲۰۰ بار گشتن دور دنیاست. در این سفرها به ۱۰۳ کشور دنیا مسافرت کردم. تا آنجا که می‌توانید از محل کارتان خارج شوید. من یک‌بار صد وعده غذایی تنها برای جور شدن یک ملاقات تجارتی صرف کردم و هزارها تماس تلفنی و قرار ملاقات با مشتریانم داشتم.

۳.اعتماد؛ رمز موفقیت

من عقیده دارم بزرگ‌ترین انجمن‌های تجاری موفق دنیا برپایه اعتماد، درک و وفاداری پایه‌ریزی شده‌اند. این ویژگی‌ها دقیقا از خصوصیات یک دوستی نزدیک شخصی است.

۴.به نظر دیگران اهمیت ندهید

بعضی افراد تا حدودی بدبین و شکاک هستند. گاهی اوقات آنها تصور می‌کنند که هر چیزی که شما به‌دست آورده‌اید در نتیجه اسم و رسمی است که داشته‌اید و اهمیتی نمی‌دهند که شما برای رسیدن به این مرحله از پیشرفت تلاش کرده‌اید. در مقابل این گروه از افراد بی‌توجه باشید.

۵.تضاد جذابیت می‌آورد

با وجود اینکه من و همسرم از بودن کنار یکدیگر لذت می‌بریم اما هرکدام از ما سرگرمی‌ها و علایق مخصوص به خودمان را داریم که آنها را به صورت مستقل دنبال می‌کنیم. این راز ازدواج بلندمدت و شاد ماست. همواره برای خود سرگرمی‌ای داشته باشید که خود را با آن مشغول کنید.

۶.پدر شدن زندگی را متفاوت می‌کند

پدر شدن چشم‌انداز جدیدی را در زندگی‌تان به وجود خواهد آورد. پدر شدن مرا با کمبودهایی که داشتم، آشنا کرد. این تجربه باعث شد نسبت به خصوصیات ذاتی پدرم و محدودیت‌هایی که برایم می‌گذاشت احساس هم‌دردی بیشتری داشته باشم و او را بهتر از گذشته درک کنم. تا آنجایی که در توان‌تان است بیشترین کاری را که می‌توانید به عنوان یک پدر بر عهده بگیرید، انجام دهید.

۷.یک معلم خوب بیابید

علت اصلی علاقه وافرم به تاریخ را مدیون معلم کلاس ششم خانم «المینا لوک» هستم. درواقع او بود که گذشته را به وضوح برایم زنده کرد.

۸.تاسف نخورید

پدربزرگ من هرگز نه نسبت به پدرم و نه نسبت به نوه‌هایش تاسف نخورد.

۹.برای خودتان سرگرمی بسازید

وقتی جوان بودم فکر می‌کردم یک واحد در رشته زیست‌شناسی گذراندم که در آن به انواع سوسک‌ها علاقه‌مند شدم. از آن به بعد همیشه با خودم یک ظرف شیشه‌ای داشتم که سوسک‌های مورد علاقه‌ام را داخل آن قرار می‌دادم.


انقلاب چهارم صنعتی؛ کار یعنی مهارت و تخصص

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۰٫۰۸ - ۵:۴۲ ٫ق٫ظ


ماهنامه همشهری اقتصاد: همان طور که پرفسور «کلاوس شواب» (رییس مجمع جهانی اقتصادی داووس) پیش تر توصیف کرده بود، اقتصاد در مرحله «چهارمین تحول صنعتی» خود قرار دارد؛ این انقلاب تغییر در نحوه تولید، مصرف و ارتباط ماست. تغییری که به واسطه همگرایی فیزیکی و دیجیتالی جهان و ما انسان ها به وجود می آید.

جهان پیش تر نیز تغییراتی در این مقیاس را به خود دیده است. نخستین تحول صنعتی در قرن هجدهم میلادی رخ داد، یعنی زمانی که قدرت ماشینی جایگزین نیروی حیوانی شد؛ دومین مرحله نیز در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به وقوع پیوست، دوره ای که میزبان پیشرفت قابل توجهی در سیستم های حرکتی، حجم بالایی از تولیدات و ارتباطات بوده است. سومین تحول نیز در نیم قرن گذشته و پس از ورود کامپیوتر و گشایش دنیای دیجیتال رخ داد.

انقلاب چهارم صنعتی در مقایسه با این تحولات، با سرعت بیشتری در حال روی دادن است و نواحی بیشتری را نیز در بر می گیرد. در حال حاضر مهم ترین بحث این است که در زمان وقوع تحول یا انقلاب چهارم، می توان موقعیت ها را مطابق میل شکل داد و ریسک ها را کم کرد.

با این حال اگر بخوهیم به شیوه تفکر و آنچه در تحولات قبل رخ داده بسنده کنیم، موفق به این کار نخواهیم شد. پیش از هر چیز باید انقلاب صنعتی چهارم را مورد بررسی قرار دهیم و ابعاد آن را بشناسیم:

 
انقلاب چهارم صنعتی؛ کار یعنی مهارت و تخصص

از انقلاب چهارم صنعتی به عنوان موج بزرگی در آینده فعالیت های اقتصادی و ابتکار یاد می شود. آیا این انقلاب می تواند به اعتیاد ما به سوخت های فسیلی پایان دهد؟

ما مدیون افزایش قابل توجه در اتصالات همیشه در دسترس جهانی و اتصال سنسورها، روبات ها و تجزیه و تحلیل قدرتمند هستیم که هم در خدمت صنایع تولیدی و هم صنایع خدماتی قرار دارند، ما شاهد بروز تکنولوژی هایی هستیم که قدرت هدایت تمام چرخه جدید فعالیت های اقتصادی را دارند.

این رشد قابل توجه می تواند عمیق باشد اما این در حالی است که ما هنوز کمابیش از این انقلاب در مقایسه با انقلاب های قبلی نگران هستیم. به خصوص با توجه به نحوه توزیع منافع آن، چگونگی مدیریت ظهور و بروز آن، میزان اطمینان از افزایش بهره وری و این که باعث افزایش تورم و بیکاری نشود.

اگر بتوانیم حق انتخاب ها را در یک سطح جمعی در نظر بگیریم، منافع این موج می تواند نه تنها برای بشریت که برای محیط زیست نیز قابل ملاحظه باشد. «جیمز مودی» و «بیانکانو گرادی» در کتاب «موج ششم»، توصیف می کنند که برای نخستین بار نوع بشر فرصت استفاده از توانایی های افزایش یافته اش را یافته تا با تکیه بر مواد اولیه و طراحی مجدد سیستم های تولید و مصرف، اقتصادی را بسازد که به جای مصرف منابع بر پایه بازده آنها قرار گرفته است؛ در نتیجه بشریت وارد دورانی می شود که از وابستگی به سوخت های فسیلی فاصله می گیرد، کما این که این وابستگی از ویژگی های انقلاب های صنعتی پیشین بوده است.

انقلاب چهارم صنعتی همگرایی دنیای دیجیتال، انسان ها و حوزه های فیزیکی را با خود به دنبال دارد. چه اتفاقی می افتد که نرم افزاری «جهان را می خورد»؟

مسیر دیگر برای شکل دادن به انقلاب چهارم صنعتی، این است که دریابیم سه انقلاب قبلی تا چه حد و با چه سرعتی باعث همگرایی تکنولوژی های جدید شده اند و در این فرآیند چالشی است که ما جهان را می بینیم.

اولین حوزه نیز ،حوزه انقلاب صنعتی سوم یعنی جهان دیجیتال است که شاید بتوان به طور گسترده تر از آن با عنوان «تکنوسفر» یاد کرد. در این حوزه، نرم افزارها از یک ابزار مفید به صفحات گسترده و بسته های تحلیلی تبدیل شده اند و «مارک اندرسون» آنها را با این جمله توصیف می کند: «در حال خوردن جهان».

حوزه دوم، محیط زیست طبیعی و فیزیکی اطراف ماست، محیطی که آگاهی ما درباره آن رو به افزایش است و به لطف استفاده از سنسورها و توسعه «اینترنت اشیا»، جهان فیزیکی نیز در حال دیجیتالی شدن است. تغذیه مداوم اطلاعات از میلیاردها شیء متصل به اینترنت، راه جدیدی پیش پای مان می گذارد تا الگوهای جهان فیزیکی را دریابیم.

حوزه سوم، حوزه انسان و جامعه انسانی است. انقلاب سوم صنعتی فرایندی را توسط افراد شروع کرد، تکنولوژی های تعاملی عادی و پیش پا افتاده شدند و انقلاب چهارم صنعتی در حال دادن فرصت هایی برای ادغام و تطبیق جسم ما با تکنولوژی است.

این همگرایی در سراسر جهان فیزیکی، دیجیتال و انسانی نه تنها به واسطه تکنولوژی های جدید بلکه به واسطه ظهور نرم افزارها و سیستم هایی که فرصت بیشتری برای تجربه انسان با آنها به وجود می آورند، هدایت می شود.

افزایش فزاینده و توانایی ژن ها، مثال خوبی برای این همگرایی است. رشد فزاینده تمایل پژوهشگران و کارآفرینان تنها متاثر از توسعه ابزارهای ویرایش ژنی «CRISPR/Cas9» (موثرتر و مفیدتر از شیوه های قبلی) نیست بلکه مدیون وجود سیستم عامل های جهانی برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات و توانایی ورودی «آر.ان.ای»۱ و همچنین خدمات تعیین توالی ژن هاست که به طور آنلاین خرید و فروش می شود. این سیستم عامل ها کار را آسان تر می کنند و آن طور که «اندرو دی. مینارد» توصیف می کند، «تکنولوژی های فیوژن» اثری تحول آفرین دارند.

انقلاب چهارم صنعتی به مثابه عامل اختلال در قدرت های سازنده موجود در نظر گرفته می شود. حال سوال اینجاست که چه کسی سود می برد و چه کسی ضرر می کند.

 انقلاب چهارم صنعتی؛ کار یعنی مهارت و تخصص
 
قدرت در همه جا وجود دارد؛ به آن معنا نیست که همه چیز را می بلعد، به آن معناست که از هر جایی به دست می آید. «میشل فوکو»

تمام انقلاب های صنعتی اختلالاتی را با خود به دنبال داشته اند، اختلالات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی. انقلاب چهارم صنعتی، به نحوه چشمگیری نوید دهنده تغییرات در تجارت، دولت ها، رسانه ها و سازمان های مدنی است که در دهه های اخیر تحت تسلط سایرین بوده اند.

یکی از نشانه های بازارهای جهانی و غیر مادی، گرایش آنها به اعطای جایزه هایی بزرگتر از اندازه مورد انتظار به «ستاره ها» است – محصولات، اشخاص یا شرکت هایی که به دلیل استعدادی خاص یا خوش اقبالی، به شدت مورد توجه قرار می گیرند – و برای کسانی که محصول نهایی شان به اندازه کافی خوب نیست یا کمی بدشانس هستند، هزینه بر خواهد بود.

با این حال، وجود سیستم عامل جهانی چنین توزیعی را با هزینه های کمتر انتقال میسر می سازد، همچنین دستاوردهای عظیمی برای کسانی که از سیستم عامل و زیرساخت های مرتبط با آن برخوردار هستند به خود به ارمغان می آورد؛ البته نگرانی های جدیدی از افزایش نابرابری در میان کشورها نیز، بخش دیگری از دغدغه های مرتبط است.

همان طور که اشاره شد، یکی از نگرانی ها ایجاد نابرابری میان کشورهاست. در اینجا، هم سیاست های عمومی و هم مرحله فعلی توسعه کشورها، تاثیر بسیار زیادی بر چگونگی تحقق منافع دارند. از آنجایی که اطلاعات و استعداد به سرعت به بالاترین ارزش ورودی سازمان ها تبدیل شده است، تمام شهرها در سراسر جهان می توانند چرخه های نوآوری محلی را پرورش دهند و از منافعی که انقلاب صنعتی چهارم می تواند داشته باشد، بهره مند شوند. ضمن این که با تولیدت و خدمات پس از آن، نیازهای شهروندان در بازارهای جهانی نیز پاسخ داده شده است.

اما فقط به عنوان یک امکان که احتمال وقوعش زیاد است، شاهد ادامه شکاف شدید دیجیتالی خواهیم بود؛ شکافی که توسط سیاست های عمومی تشدید می شود. این سیاست ها جریان آزاد اطلاعات را محدود می کند و باعث برخورد این جریان با بن بست می شود. البته واضح نیست که دستیابی به نوآوری در جهان پس از انقلاب صنعتی چهارم آسان تر باشد. بسیاری از کشورها هنوز در حال دوران گذر از انقلاب های صنعتی پیشین هستند. به این ترتیب آیا تغییر کارخانه ها به واسطه روباتی شدن همه کارها و استفاده از تکنولوژی پرینتر سه بعدی در هند که هنوز ۴۷ درصد مردم آن در بخش کشاورزی فعالیت می کنند، شرایط را ناخوشایند نخواهد ساخت؟

آسیب دیگری که انتظار آن می رود، ایجاد اختلال قدرت بین دولت ها و شهروندان است. استفاده گسترده از ارتباطات دیجیتال، رمزنگاری و سنسورهای حساس شبکه ای (نظیر جی.پی.اس و تصویرنگاری ماهواره ای) قدرت بسیار زیادی را برای شهروندان تضمین می کند. در همین زمان شبکه های اجتماعی جهانی امکان حرکت های جدید و ائتلافی را می دهند و به این ترتیب در کنار دولت، سازماندهی و نوآوری می کنند تا در اثربخشی و همکاری برای تعیین سیاست های عمومی حضور داشته باشند. با این حال، همین تکنولوژی ها به منظور فرونشاندن و کاهش فضا برای مشارکت های مدنی در بسیاری از کشورها و اغلب به نام امنیت ملی مورد استفاده قرار می گیرند.

 انقلاب چهارم صنعتی؛ کار یعنی مهارت و تخصص
 
بنابراین در انقلاب چهارم صنعتی، پرسش حیاتی این نیست که قدرت توسط چه کسی و چگونه تغییر می کند بلکه باید اطمینان خاطر حاصل شود که تغییرات اجتناب ناپذیر معضلی در رابطه با امنیت ملی به وجود نمی آورد.

انقلاب چهارم صنعتی به عنوان یک تغییر رادیکال در آینده اشتغال، آموزش و مهارت ها در نظر گرفته می شود. این انقلاب، تقابل انسان در برابر ماشین نیست.

یکی از عمیق ترین آثار انقلاب چهارم صنعتی بر مشاغل و مهارت های مردم خواهد بود که یکی پس از دیگری ظهور و بروز پیدا می کنند. البته تمام انقلاب های صنعتی تغییرات قابل ملاحظه ای در شرایط کاری و اشتغال به وجود آورده اند. به عنوان مثال در اواسط دومین انقلاب صنعتی در سال های ابتدایی قرن بیستم، ۴۱ درصد از نیروی کار ایالات متحده در بخش کشاورزی مشغول به کار بود. این عدد در سال های دهه هفتاد میلادی و همزمان با سومین انقلاب صنعتی به چهار درصد رسید و امروز کمتر از دو درصد است.

بنابراین نتایج پژوهش «کارل بندیکت» و «مایکل اِی اوزبورن»، دو محقق موسسه تحقیقاتی «آکسفورد» مبنی بر این که ۴۷ درصد از مشاغل در ایالات متحده از زمان تغییرات دیجیتالی و اتوماسیون در معرض خطر بالا قرار گرفته اند، دور از انتظار نیست؛ اما آنچه عجیب است، این است که پیش بینی می شود در ۲۰ سال آینده تنها یک نسل بیش از سه یا چهار نسل تاثیرگذار باشد. تاثیری بسیار بیشتر از صنایع و کارگران.

به نظر می رسد دو دسته از راهبردها در رابطه با خود افراد یا فرزندان شان در گستره این تغییرات قابل ملاحظه باشد. نخست سرمایه گذاری در بخش ساخت و ساز و توسعه مهارت ها در رابطه با علوم، تکنولوژی و طراحی است؛ به این ترتیب ما جهان را با مردمی که قادر به انجام کار در کنار ماشین های هوشمندتر هستند، می سازیم. در نتیجه به جای این که تکنولوژی جای این افراد را بگیرد، آنها را تقویت کرده ایم.

دومین راهبرد، بیشتر متمرکز بر توانایی هایی است که منحصر به انسان است نه ماشین ها. ویژگی هایی نظیر همدلی، الهام بخش بودن، وابستگی، خلاقیت و حساسیت در این بخش به طور خاص مد نظر قرار دارند. در این مسیر، ما می توانیم ارزش های آفریده شده توسط جوامع را تقویت و برجسته کنیم؛ موضوعی که اغلب در مقیاس های اقتصاد نادیده گرفته می شود. در واقع انقلاب صنعتی چهارم، تکیه گاهی برای برقراری هنجارهای جدید حول محور تکنولوژی و جامعه انسانی است؛ ما تکنولوژی را تغییر می دهیم و تکنولوژی ما را.

آخرین چارچوبی که می تواند در درک هر چه بهتر انقلاب چهارم صنعتی مفید باشد، از ارائه دورنمایی شروع می شود که در آن تکنولوژی یک ساخته اجتماعی است و واژه های بسیاری برای توصیف آن وجود دارد. واقعیت این است که ما هر روز به عنوان عضوی از یک خانواده، عضوی از جامعه یا یک شهروند، ناگزیر به انتخاب هایی از میان تکنولوژی ها هستیم که بر جنبه های انقلاب صنعتی چهارم اثر می گذارد. گاهی اوقات این انتخاب ها نیروی بسیاری از تکنولوژی های همگرا می گیرد تا نیاز به پاسخ را برجسته سازد، روندی که ممکن است به توقف یا حتی رها کردن فرایند مذکور منتهی شود.

این قدرت تصمیم سازی به طور ویژه بر افراد و گروه های خاص متمرکز می شود؛ این افراد و گروه ها، شرکت هایی که سیستم عامل های جهانی و دیجیتال را مدیریت می کنند و همچنین دولت هایی که قدرت پیشبرد یا توقف توسعه، تجاری سازی یا پذیرش تکنولوژی های نوظهور را دارند، در بر می گیرند؛ هنوز این واقعیت برقرار است که فرایندهای نوآوری و انتشار آنها عمیقا اجتماعی است، همچنین به واسطه اصول اخلاقی و هنجارهایی که به طور مداوم در جریان هستند و همه ما در آنها سهیم هستیم، هدایت می شوند.

 انقلاب چهارم صنعتی؛ کار یعنی مهارت و تخصص
 
این انقلاب می تواند جسم و روح ما را تحت تاثیر قرار دهد، این تاثیر در راستای «ما تکنولوژی را تغییر می دهیم و تکنولوژی ما را» صورت می گیرد. چنین تغییری می تواند بنیادین و در عین حال برگشت ناپذیر باشد.

ما هنوز در مراحل ابتدایی این انقلاب قرار داریم؛ بنابراین موقعیت برای بحث و گفتگو و همچنین شناسایی اصول اخلاقی و هنجارهای جدید فراهم است. در این زمینه آنچه پرفسور شواب آن را «یک آگاهی جمعی و اخلاقی جدید بر اساس حسی مشترک از سرنوشت» می نامد، نیز بسیار کمک کننده خواهد بود.

به منظور تحقق این هدف، ما نیازمند همکاری با یکدیگر در تمام بخش ها، رشته ها و سازمان ها بر اساس مدل های جدیدی از همکاری هستیم. در این میان مجمع جهانی اقتصاد می تواند به این اهداف و فرصت ها شکل دهد تا هدف نهایی انقلاب صنعتی چهارم یعنی «بهبود وضعیت جهان» به درستی تحقق یابد.

در ایران انقلاب صنعتی چهارم در چه مرحله ای است؟

* بیش از ۴۵ درصد از زندگی مردم ایران در سال گذشته میلادی به صورت دیجیتال سپری شده است.

* برای رسیدن به رشد هشت درصدی، تجاری سازی ایده های دانش بنیان در کشورمان باید ۱۳۰ برابر شود.

کمتر کسی است که این روزها تلفن همراه هوشمند به دست نداشته باشد. تلفن هایی با قابلیت و کاربردهای بسیار فراوان که در برخی مواقع می توان از آن به عنوان یک دفتر کار هم استفاده کرد؛ اما کافی است سر به عقب برگردانید. در ۱۰ سال گذشته تحولات و تغییرات صورت گرفته در بازار تلفن همراه به قدری چشمگیر بوده است که شاید در همان سال های آغازین دهه هشتاد شمسی تصور آن برای هر کسی غیرقابل ممکن بود.

این روزها کارشناسان از تلفن هایی صحبت می کنند که در ده نسل آینده بازار را با تغییرات بیشتری روبرو خواهد کرد. «تلفن های قابل کاشت» ایده ای است که در بسیاری از کشورها صحبت از تجاری سازی آن می شود. این ایده با توجه به تغییرات صورت گرفته، دیگر عجیب و غیرقابل دسترس به نظر نمی رسد. شاید یکی از معجزه های نسل چهارم انقلاب صنعتی همان تجاری سازی غیرممکن ها باشد.

 
انقلاب چهارم صنعتی؛ کار یعنی مهارت و تخصص

این روزها اگر نتوانیم زندگی را صددرصد دیجیتالی کنیم، بدون شک بخش مهمی از آن حضور دیجیتالی خواهد داشت. بر اساس تحقیقات صورت گرفته توسط نشریه نیلسون تمامی کشورها افرادی را دارند که زندگی صددرصد دیجیتالی دارند اما میزان حضور دیجیتالی افراد در کشورهای مختلف با هم متفاوت است.

بر اساس همین تحقیق، ایرانیان نزدیک به یازده ساعت در روز حضور دیجیتالی دارند که جدول زیر به رتبه بندی حضور دیجیتالی ایرانیان می پردازد.

این تحقیق که در پایان سال ۲۰۱۵ منتشر شده، نشان می دهد که با کسر شش ساعت از شبانه روز که به صورت عادی با خواب سپری می شود، مردم ۱۸ ساعت در شبانه روز فرصت دارند که حدود ۱۱ ساعت آن صرف زندگی دیجیتال می شود. به عبارت بهتر بیش از ۴۵ درصد از زندگی مردم ایران در سال گذشته میلادی به صورت دیجیتال سپری شده است. این آمار حتما با ورود کاربران بیشتر به فضای دیجیتالی رو به افزایش است.

این تغییرات همزمان با اثرگذاری بر زندگی مردم، مشاغل را نیز تحت تاثیر خود قرار داده است. ظهور استارت آپ های متعدد در دو سال اخیر و گرایش قشر گسترده ای از مردم برای فعالیت های استارت آپی نشان از تغییر مشاغل و تاثیر تکنولوژی های روز دنیا بر آنها دارد. مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی سال گذشته با انتشار گزارشی اعلام کرد که آخرین نتایج نشان می دهد که رتبه کشورمان در شاخص سرمایه انسانی ۸۰ از میان ۱۲۴ است. همچنین رتبه کشورمان در شاخص استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در سال های اخیر ۱۱۶ جهان است و در شاخص مهارت ها در رتبه ۶۸ قرار دارد.

این آمار نشان می دهد که ایران در دسته متوسط های جهان قرار می گیرد؛ اما گرایش دانشگاه ها و ایجاد پل ارتباطی میان دانشگاه ها و صنایع کشور رد پای استفاده از فناوری نانو در صنایع را نشان می دهد. در حالی که صنایع ایران تا رسیدن به شرایط مطلوب فاصله زیادی دارند اما بر اساس آمار اعلام شده در مجمع جهانی اقتصاد، کشورمان با انتشار چهار هزار و ۶۶۱ مقاله رتبه ۱۵ را کسب کرده است. البته این مقالات تا رسیدن به تجاری سازی فاصله بسیاری دارند اما رشد علاقه مندی دانشگاه ها به تحقیق در این حوزه می تواند نوید این را داشته باشد که صنایع ایران ظرفیت تغییر و ورود به انقلاب چهارم صنعتی را دارند.

 
 انقلاب چهارم صنعتی؛ کار یعنی مهارت و تخصص
کشورمان برای رسیدن به این انقلاب نیاز به بررسی و تغییر بسیاری از ساختارها دارد، در حالی که برنامه ها و طرح های متعددی برای رسیدن به این مهم ترسیم شده است، هنوز آنچنان که باید تحولی در صنعت و به طور کل اقتصاد کشور رخ نداده است.

بر اساس اعلام معاونت فناوری ریاست جمهوری برای رسیدن به اهداف سند چشم انداز بیست ساله کشور حرکت به سمت اقتصاد مبتنی بر دانش، غیرقابل اجتناب است. به همین دلیل برای تحقق این اهداف باید دو دهم درصد از تولید ناخالص داخلی، ناشی از فعالیت های شرکت های دانش بنیان باشد. برای رسیدن به رشد هشت درصدی و تبدیل شدن به قطب اول منطقه، اقتصاد ایران باید دانش بنیان شود.

 
بر اساس بررسی های صورت گرفته برای رسیدن به رشد هشت درصدی، تجاری سازی ایده های دانش بنیان در کشورمان باید ۱۳۰ برابر شود. طی آخرین آمار از سوی صندوق نوآوری و شکوفایی، در حال حاضر دو هزار و ۲۱۹ شرکت دانش بنیان وجود دارد که از این تعداد ۱۳۴۸ شرکت نوپا، ۷۲۵ شرکت تولید کننده کالا و خدمات و ۱۴۶ شرکت صنعتی دارای فعالیت دانش بنیان هستند. به این ترتیب می توان گفت که ۶۱ درصد از شرکت های دانش بنیان نوپا، ۳۱ درصد تولید کننده کالا و خدمات و هفت درصد از نوع شرکت های صنعتی دارای فعالیت دانش بنیان هستند.

گفتنی است معاونت علمی و فناوری رییس جمهوری در فروردین ماه سال جاری با اعلام آماری، شرکت های دانش بنیان کشور را نزدیک به ۲۸۰ شرکت معرفی کرده است. بر این اساس این شرکت ها توانسته اند محصولات دانش بنیان خود را به تولید انبوه برسانند و از حاصل فروش محصولات شان، گردش مالی بیش از یک میلیاردی در سال داشته باشند.

پانوشت:

۱٫ اسید «ریبونوکلئیک اسید» یا آر.ان.ای همراه با دی.ان.ای پروتئین ها، سه مولکول درشت اصلی است که برای همه «گونه های شناخته شده» زیستی ضروری است.

نیکلاس دیویس – رییس بخش نوآوری و جامعه مجمع جهانی اقتصاد

چرا رولکس پادشاه‌ ساعت‌هاست؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۰٫۰۸ - ۴:۵۷ ٫ق٫ظ


وب‌سایت شنبه: نوآوری، خلاقیت، کیفیت بالای محصولات، همگام شدن با تکنولوژی‌های جدید جهانی، یافتن مخاطبان جدید و … از جمله راهکارهایی هستند که برند با سابقه‌ای مانند رولکس آنها را در برنامه‌های بازاریابی خود قرار داده است تا بتواند مانند قرن گذشته، در قرن حاضر نیز پادشاه بلامنازع صنعت ساعت‌سازی در سطح جهان به شمار رود.
 
نوآوری، خلاقیت، کیفیت بالای محصولات، همگام شدن با تکنولوژی‌های جدید جهانی، یافتن مخاطبان جدید و … از جمله راهکارهایی هستند که برند با سابقه‌ای مانند رولکس آنها را در برنامه‌های بازاریابی خود قرار داده است تا بتواند مانند قرن گذشته، در قرن حاضر نیز پادشاه بلامنازع صنعت ساعت‌سازی در سطح جهان به شمار رود.
شاید بتوان گفت برند رولکس از جمله مهم‌ترین برندهایی باشد که با یادآوری ساعت مچی در ذهن بسیاری از مردم جهان، خاطر نشان شود. بر این اساس باید گفت این نام تجاری در ذهن بسیاری از مردم جهان ریشه دوانده است و به عنوان یک برند لوکس شناخته می‌شود، حتی افرادی که توانایی خرید این ساعت را نیز نداشته باشند، با نام و هویت آن کمابیش آشنا هستند، بنابراین در این گزارش تلاش می‌کنیم تا رمز موفقیت برند صد و چند ساله رولکس را برای تبدیل شدن به نامی جهانی بررسی کرده و ابزارهای تبلیغاتی این برند را به عنوان یکی از مطرح‌ترین برندهای ساعت مچی تبیین کنیم.
 این کمپانی که در سال ۱۹۰۵ تأسیس شده، توانسته در این دوره صد ساله به موفقیت چشم‌گیری در زمینه تولید ساعت‌ دست پیدا کند؛ برندی که در کنار نام خود مفاهیمی مانند ثروت، موفقیت و نفوذ را به ذهن متبادر می‌کند.
 
 چرا رولکس پادشاه‌ ساعت‌هاست
چگونه یک نام تجاری صد و اند ساله در عصر دیجیتال نیز رونق می‌یابد؟

هنگامی که یک برند هویت خود را در طی زمانی طولاتی تثبیت کرده باشد، یافتن مخاطبان جوان برای برند مذکور از جمله دغدغه‌های اصلی بازاریابان خواهد بود، چراکه این برند هویت خود را میان نسل گذشته به دست آورده است و احیای این هویت در بین نسل جدید نیاز به استراتژی‌های خاص دارد، به همین منظور گروه‌ها و کمپین‌های بازاریابی رولکس نیز برقراری ارتباط با نسل جوان را سرلوحه برنامه‌های تبلیغاتی خود قرار دادند؛ به این معنا که اگرچه در گذشته تبلیغات چاپی و بعد نیز تلویزیونی بهترین ابزارهای بازاریابی برای برند رولکس به شمار می‌رفتند و این برند از طریق آنها توانسته بود مخاطبان وفادار به خود را بیابد، اما در دنیای امروز که فضای دیجیتال در زندگی مردم نفوذ زیادی یافته است، حضور در رسانه‌های اجتماعی و فعالیت مستمر در فضای دیجیتال از جمله راهکارهای اصلی برند رولکس در جذب مخاطبان جوان‌تر بوده است. چراکه مخاطبان گذشته برند رولکس، در گروه‌های سنی بالا قرار گرفتند و بر این اساس یافتن مخاطب جوان یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های کنونی برنامه‌های تبلیغاتی این شرکت محسوب می‌شود.

تربیت نسل‌های مصرف‌کننده

تربیت یک نسل مصرف‌کننده و ایجاد حس وفاداری در آنها، از جمله اهداف اساسی برند رولکس محسوب می‌شود که به خوبی توانسته است در صد ساله گذشته آن را به انجام برساند و هم‌اکنون نیز در آغاز قرن بیست و یکم به دنبال ایجاد یک نسل مصرف‌کننده دیگر است که با توجه به عصر دیجیتال، راهکارهای خاص خود را می‌طلبد، بنابراین می‌توان امیدوار بود که برند رولکس بتواند هویت تجاری خود را بین مخاطبان دیجیتالی خود نیز به تثبیت برساند. در همین راستا، حضور فعال این برند در صفحات مجازی مانند فیس‌بوک، یوتیوب، توئیتر و … نشان‌دهنده اهمیتی است که این برند به تربیت نسل‌های مصرف‌کننده در برنامه‌های بازاریابی خود می‌دهد.

وفاداری مشتری در گرو ارائه کیفیت بالا

ساعت‌های مچی رولکس بیش از هر چیزی منحصر‌به‌فرد هستند و طراحی خاص خود را دارند، ضمن اینکه استفاده از فناوری‌های جدید نیز از دیگر خصایص عمده این برند محسوب می‌شود، می‌توان گفت برند رولکس مشتریان خاص خود را دارد و به همین دلیل نیز در طراحی و ارائه محصولات خود به شدت سختگیر بوده و کیفیت بالای محصول را در دستورالعمل تولیدات خود قرار داده است، به همین علت نیز این برند توانسته است مشتریان خاص و در عین حال وفاداری را پیدا کند که تنها برند مورد نظر آنها برای ساعت مچی، نام لاکچری رولکس است. رسیدن به چنین مرحله‌ای که وفاداری مشتری نام دارد، در گرو ارائه محصولات بی‌عیب‌ و نقص و باکیفیت در دوره‌ای طولانی است که باعث جلب اعتماد مشتریان شده و یک نام تجاری را در ذهن آنها حک می‌کند.

برندی با یک سده نوآوری

برند رولکس اولین نمونه‌های ساعت‌های ضد آب را تولید کرده است و بر این اساس می‌توان گفت که نوآوری مذکور، در انحصار این برند قرار دارد. ارائه محصولات با کیفیت که مطابق با فناوری‌های روز دنیا انجام می‌شوند، روندی است که نام تجاری رولکس برای نوآوری‌های بیشتر خود در پی گرفته است و در این میان، خصوصا در زمینه ساعت‌های ضد آب به طور خاص نوآوری‌های قابل توجهی را انجام داده است.

بنابراین باید گفت که یکی از استراتژی‌های مهم برند رولکس که آن را در بین مرم جهان به یک نام تجاری قابل اعتماد تبدیل کرده است، نوآوری‌های قابل توجهی است که در زمینه تولید محصولات خود ارائه می‌دهد. جالب است بدانید که اولین تبلیغ ساعت‌های ضد آب رولکس در سال ۱۹۲۷ توسط نخستین زن شناگر انگلیسی به نام مرسدس گلیتز صورت گرفت که این ساعت را در طول شنا دور گردن خود انداخته بود و بعد از شنا نیز با همین وضعیت عکسی از او گرفته شد و در صفحه اول روزنامه‌های آن زمان به چاپ رسید. این نوآوری خاص که آغاز تبلیغات آن در سال ۱۹۲۷ بود، کماکان در برنامه تبلیغاتی برند رولکس قرار داشته و امروزه غواصان و شناگران ماهر دنیای ورزش، از جمله ابزارهای تبلیغاتی آن به شمار می‌روند.

مشتریانی که ابزار تبلیغاتی نیز هستند

رولکس برندی است که در کنار نام‌های خاصی معنا پیدا می‌کند، کمپین‌های تبلیغاتی این برند به خوبی از این موضوع آگاه بوده و همین امر را به یکی از ابزارهای مهم بازاریابی خود تبدیل کرده‌اند. به عنوان مثال، در یکی از تبلیغات این برند، عکس‌های افراد مشهوری را می‌بینیم که ساعت‌های مچی رولکس در دست آنها خودنمایی می‌کند.

مرلین مونرو، مارلون براندو، رابرت دنیرو و … چهره‌‌های مشهوری هستند که مطمئنا تأثیر زیادی بر مخاطبان خواهند گذاشت و بر همین اساس‌ نیز می‌توان گفت که بسیاری از مشتریان برند رولکس، به عنوان ابزارهای تبلیغاتی این برند نیز محسوب می‌شوند. ضمن اینکه امروزه بسیاری از چهر‌های سرشناس ورزش و سینما نیز، معرِّف ساعت‌های این برند هستند و به طور خاص در کمپین‌های ویدئویی و دیجیتال این برند حضور فعال دارند.


یک شرکت فوق العاده، این ویژگی ها را دارد

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۰٫۰۷ - ۶:۵۷ ٫ق٫ظ


وب‌سایت بازده: اگر از آدم‌ها بپرسید”چه‌چیزی شرکت‌های فوق العاده عالی را می‌سازد”، جواب‌های کاملا متنوعی خواهیدگرفت. اگر جزیی از یک شرکت فوق‌العاده باشید، این چیزی است که توضیح آن سخت، اما تشخیص آن آسان است. من این فرصت را داشتم که با عده‌ای از برترین رهبران کسب و کار دنیا گفت‌وگو و کار کنم تا بفهمم چگونه سازمان‌شان را اداره می‌کنند و متوجه ۵ نشانه کار کردن برای یک شرکت فوق العاده عالی شدم که می‌خواهم این‌جا به اشتراک بگذارم.

خیلی خوب است که بدانیم سازمان‌هایی مانند گلس‌دور و موسسه‌ی گریت پِلیِس تو ورک(بهترین جا برای کار کردن) بر چه اساس به سازمان‌ها امتیاز می‌دهند و رتبه‌ی”بهترین” محل کار یا محل کار “فوق‌العاده” را به آنها می‌دهند. با این حال، سازمان‌های زیادی وجود دارند که در این فهرست نیستند و باز هم برای کار کردن، فوق‌العاده هستند. شرکت‌های حقیقتا فوق‌العاده از مزیت آینده‌نگری بهره‌مند هستند. اما چگونه می‌توانید بفهمید آیا برای یک شرکت حقیقتا فوق‌العاده کار می‌کنید یا نه. در این نوشتار ۵ نشانه آمده‌است که باید به آنها توجه کنید.

در ادامه ۵ نشانه کار کردن برای یک شرکت فوق العاده عالی آمده است:
۱. از نشانه های کار کردن برای یک شرکت فوق العاده عالی این است که مدیران، مربی هستند

در شرکت‌های فوق‌العاده مدیران، به جای این‌که رییس و مجری باشند، مانند مربی و مرشد عمل می‌کنند. در چنین سازمان‌هایی، نقش مدیر فقط این است که موانع را از سر راه یک کارمند بردارد تا بتواند موفق شود و رشد کند. برعکس سازمان‌های سنتی، که مدیران در بالای هرم می‌نشینند و اعمال قدرت می‌کنند، در سازمان‌های حقیقتا فوق‌العاده مدیران پایین می‌نشینند و به افراد‌شان کمک می‌کنند خودشان را بالا بکشند. یکی از سازمان‌هایی که به خوبی این کار را انجام می‌دهد، بری‌ویمیلر است.

باب چاپمن، مدیرعامل این سازمان، به ساختن یک سازمان حقیقتا انسانی معتقد است، که در آن مدیراجرایی و تیم مدیریت ۱۰۰ درصد روی بهبود زندگی کارمندان و حمایت از آنها به هر نحو ممکن تمرکز دارند. من در واقع یک مصاحبه‌ی دو بخشی با باب داشتم. اگر مدیران سازمان شما مانند مربی عمل می‌کنند، این نشانه‌ای است که شاید برای یک سازمان حقیقتا فوق‌العاده کار می‌کنید.

 
5  نشانه کار کردن برای یک شرکت فوق العاده عالی 
۲. پذیرش ضعف قدرت محسوب می‌شود نه عیب

در یک سازمان معمولی پذیرش ضعف، یک عیب اساسی تلقی می‌شود که دیگران می‌توانند از آن سواستفاده کنند. شما هرگز دوست ندارید اعتراف کنید چیزی را نمی‌دانید، نمی‌توانید کاری را انجام دهید، یا برای موضوعی نیاز به کمک دارید، چون شخصی سست و احمق قلمداد خواهیدشد. اغلب اوقات تشویق می‌شوید زندگی شخصی‌تان را در خانه رها کنید و تمام مدت خودتان را در “حالت کسب‌وکار” نشان دهید. انگار از کارمندان می‌خواهیم شخصیتی چندگانه داشته‌باشند. در خانه یک نوع رفتار و در محل کار رفتار دیگری داشته‌باشند، که این واقعا یک بیماری روانی است. سازمان‌های فوق‌العاده پذیرش ضعف را با آغوش باز می‌پذیرند و آن را تشویق می‌کنند. این کارمندان و مدیران را قادر می‌سازد همان کسی باشند که حقیقتا هستند.

پیتر استو مدیرعامل شرکت تنجرین(اینگ‌دیرکت کانادای سابق) است و یکی از معدود مدیران اجرایی در دنیا(و یک نهاد مالی) است که وقتی اشتباه می‌کند می‌تواند اعتراف کند، و وقتی خوشحال یا ناراحت است این را نشان می‌دهد، و از صحبت درباره‌ی زندگی خصوصی‌اش ابایی ندارد. رفتار او در خانه و محل کار تفاوتی ندارد و در نتیجه، کارمندان می‌توانند به او نزدیک شوند و هرچیزی را با او درمیان بگذارند. اگر سازمان‌تان به شما اجازه می‌دهد خودتان باشید، این نشانه‌ای است که شاید برای یک سازمان حقیقتا فوق‌العاده کار می‌کنید.

۳. شفافیت قاعده‌ی همیشگی است و یک استثنا نیست

در بیش‌تر سازمان‌ها شما بر اساس” نیازتان” به اطلاعات دسترسی پیدا می‌کنید. آنها که در بالای سازمان می‌نشینند اطلاعات را کنترل می‌کنند، و سایرین وقتی واقعا ضرورت دارد بخشی از آن را دریافت می‌کنند. این برقراری ارتباط، هم‌کاری، و از همه مهم‌تر اعتماد کردن را دشوار می‌سازد. این رویکرد یادآور کار کردن در یک سازمان فوق‌محرمانه‌ی دولتی است که درز ذره‌ای اطلاعات به قیمت از دست دادن شغل‌تان تمام خواهدشد. در دنیایی که به سرعت در حال تغییر است ما دقیقا به رویکردی خلاف این نیاز داریم. ما بیش‌تر به کارمندانی احتیاج داریم که به همه‌ی اطلاعاتی که نیاز دارند و می‌خواهند، دسترسی داشته‌باشند. بنیان‌گذار شرکت اسپایس‌ورکس همه‌چیز را برای کارمندان فراهم و قابل دسترسی می‌کند(مگر این‌که منع قانونی داشته‌باشد).

این شامل هرچیزی می‌شود، از تعداد فروش و معرفی سرمایه‌گذار گرفته تا پیش‌بینی‌های کسب‌وکار و شرایط کلی بازاری که روی کسب‌وکار تاثیرگذار است. در واقع، اسکات تمام جلسات “فوق‌محرمانه” را با درهای باز برگزار می‌کند. هم‌چنین دوره‌هایی را برگزار می‌کند که نام آن “تکه‌ای پیتزا با اسکات” است. او در این دوره‌ها برای همه‌ی کارمندان پیتزا سفارش می‌دهد و به آنها فرصت می‌دهد هر سوالی که می‌خواهند بپرسند. این سوال‌ها می‌تواند هر چیزی باشد، “از چرا بچه نداری؟” تا “ما در جراید خوانده‌ایم درآمد تبلیغات در حال رکود است، آیا باید برای شغل‌مان نگران باشیم؟” اگر سازمان‌تان به شفافیت اعتقاد دارد و به آن عمل می‌کند، نشانه‌ی آن است که برای یک شرکت حقیقتا فوق‌العاده کار می‌کنید.

۴. از نشانه های کار کردن برای یک شرکت فوق العاده عالی این است که سرمایه‌گذاری روی تجربه‌ی کارمند دارند

ایده‌ی تجربه‌ی کارمند عبارت است از ساختن سازمانی که در آن آدم‌ها واقعا بخواهند خودشان را نشان دهند، نه سازمانی که در آن نیاز داشته‌باشند خودشان را نشان دهند. یک پندار بزرگ که درحال‌حاضر به سازمان‌ها آسیب می‌زند، این است که این سازمان‌ها همیشه می‌پندارند آدم‌ها نیاز دارند خودشان را در کار نشان دهند.

این یعنی تمرکز کار روی کارایی است، یعنی باید ضرورت‌هایی را که برای انجام کار لازم است داشته‌باشید. امروزه، تمرکز کار روی چیزهایی فراتر از کارایی است. تمرکز کار روی ساختن تجربه است و این برای سازمان‌هایی که می‌خواهند برترین استعدادها را جذب و حفظ کنند حیاتی است. تجربه‌سازی شامل محیط‌های فیزیکی، فرهنگی، و فنی است که یک سازمان را می‌سازد. سازمان‌هایی مانند ماریوت، ویرپول، ایربی‌ان‌بی، سیسکو، و سازمان‌های دیگر، همه روی ساختن تجربه‌هایی شگفت‌انگیز برای کارمندان تمرکز دارند. اگر در سازمانی کار می‌کنید که به طراحی تجربه برای کارمندان اهمیت می‌دهد، این نشانه‌ای مهم است که در یک سازمان حقیقتا فوق‌العاده کار می‌کنید.

۵. شرکت بیش‌تر مانند یک آزمایشگاه و کم‌تر مانند یک کارخانه عمل می‌کند.

کارخانه‌ها در یک زمینه فوق‌العاده هستند- حفظ وضعیت فعلی، و می‌توانند به بهترین نحو همه‌چیز را مانند همیشه حفظ کنند و در عین حال روی بهبود راندمان و بهره‌وری تمرکز کنند. کارخانه‌ها خیلی خطی و ایستا هستند، و تمرکز خیلی کمی روی نوآوری، جذب، سلامتی کارکنان، و چیزهایی از این قبیل دارند. برای همین است که روبات‌ها برای کارخانه‌ها فوق‌العاده هستند. در کارخانه یک کار بارها و بارها تکرار می‌شود و در عین حال تمام مدت استانداردهای یکسانی حفظ می‌شود. بیش‌تر سازمان‌های ما در سراسر دنیا این‌گونه ساخته شده‌اند، و این مدل فکر کردن درباره‌ کار منسوخ شده‌است.

سازمان‌های فوق‌العاده مانند آزمایشگاه هستند. آزمایشگاهی که در آن کارمندان می‌توانند ایده‌های‌شان را محک بزنند، آزمایش کنند، شکست بخورند، ریسک کنند و چیزهای جدید یاد بگیرند. ادوب نمونه‌ای فوق‌العاده برای این نوع سازمان است. در ادوب هر کارمند می‌تواند یک دوره‌ی آموزش نوآوری را بگذراند که طی آن به یک کارت اعتباری ۱۰۰۰ دلاری دسترسی دارد. هزینه‌ی این کارت از قبل پرداخت شده‌است. کارمندان می‌توانند از آن برای ساختن نمونه‌ی اولیه‌ی ایده یا تصورشان استفاده کنند. بعد از آن، فرصت دریافت بودجه‌ی بیش‌تر نیز وجود دارد. اگر سازمان‌تان بیش‌تر مانند یک آزمایشگاه، و کم‌تر مانند یک کارخانه عمل می‌کند، به احتمال زیاد برای یک سازمان حقیقتا فوق‌العاده کار می‌کنید.

این‌ها مضمون‌های رایجی است که بر اساس مشاهدات من در سازمان‌های سراسر دنیا، فارغ از بزرگی، موقعیت جغرافیایی، یا صنعتی که در آن هستند، مشترک است. آیا شما برای یک سازمان حقیقتا فوق‌العاده کار می‌کنید؟ از کجا می‌دانید؟ این نشانه های کار کردن برای یک شرکت فوق العاده عالی برای محل کارتان بررسی کنید.


چگونه برای آینده برنامه ریزی کنیم؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۰٫۰۷ - ۶:۳۷ ٫ق٫ظ


وب‌سایت چطور – محبوبه ایران پاک: آنچه که قرار است در این نوشته گفته شود، می‌تواند برای زندگی همه‌ی ما مفید باشد. پس پیشنهاد می‌کنم قبل از خواندن آن، یک قلم و کاغذ برای یادداشت کردن نکات مهم آماده کنید. با خواندن این نوشته، اطلاعات زیادی به‌دست می‌آوردید، اطلاعاتی که اگر به آن عمل کنید، می‌تواند مسیر زندگی شما را تغییر دهد. در اینجا باید به ۷ سؤال پاسخ دهیم،‌ سؤالاتی که شاید به نظر ساده بیایند، اما پاسخ صریح و شفاف به آنها، کمک می‌کند که بدانیم چگونه برای آینده برنامه ریزی کنیم.
 
 چگونه برای آینده برنامه ریزی کنیم؟
پیشنهاد می‌کنم ۳۰ دقیقه با خود خلوت کنید و جواب این سؤالات را با دقت بدهید. پاسخ‌هایتان را بنویسید. با خودتان روراست باشید و همان چیزی را بنویسید که دوست دارید و همیشه آرزو می‌کردید. وقتی تمام سؤالات را به دقت پاسخ دادید، باید یک برنامه‌‌ریزی دقیق برای رسیدن به خواسته‌هایتان انجام بدهید.

این همه‌ی آن چیزی است که شما به آن نیاز دارید، پس شروع کنید.

۱. چه چیزی در من ایجاد انگیزه و اشتیاق می‌کند؟

اولین گام برای اینکه بدانیم چگونه برای آینده برنامه ریزی کنیم، این است که بفهمیم که چه‌چیزها و چه‌کارهایی به ما انگیزه‌ی بیشتری می‌دهد.

عاشق چه‌چیزی هستیم؟

چه آرزویی داریم؟

شغل مورد علاقه‌مان که آن را از روی اجبار و اکراه انجام نمی‌دهیم، چیست؟

ممکن است ما از نوشتن لذت ببریم، ممکن است کار کردن با حیوانات را دوست داشته باشیم یا حتی عاشق عکاسی باشیم.

نکته‌ی مهم در پاسخ دادن به این سؤال اینجاست که همان چیزی را بنویسیم که واقعا به آن علاقه داریم تا در گام بعدی بتوانیم در مسیر رسیدن به آن قدم برداریم.

۲. تا الان چه موفقیت‌هایی در زندگی داشته‌ام؟

در مورد تجارب گذشته‌ی خود فکر کنید و ببنید چه کاری بوده است که همیشه از به خاطر آوردن آن احساس غرور کرده‌اید و از آن به عنوان یک نقطه‌ی مثبت در زندگی یاد کرده‌اید.

در زمان رسیدن به این موفقیت‌ها چه احساسی داشته‌اید؟

سعی نمی‌کنید همان تجربه‌ی موفق گذشته را باز هم تکرار کنید.

اگر قبلا در یک مسابقه‌ی دو ماراتن شرکت کرده‌اید و حس خوبی داشته‌اید، پیشنهاد می‌کنم بازهم این تجربه را برای خود تکرار کنید و از احساس خوبی که دارید، لذت ببرید.

اگر فرزندتان به خاطر آموزش‌هایی که شما به او داده‌اید، یک ورزشکار یا موسیقی‌دان موفق شده است، می‌توانید از این تجربه برای آموزش به بچه‌های دیگر هم استفاده کنید و تجربه‌ و اطلاعات خود را در اختیار آنها نیز بگذارید.

کارهایی را انجام دهید که احساس می‌کنید در آن موفق‌تر هستید.

 
 چگونه برای آینده برنامه ریزی کنیم؟
۳. اگر در زندگی هیچ محدودیتی نداشتید، دوست داشتید چه چیزی داشته باشید و چه کاری انجام بدهید؟

‌‌‌این تمرین جالب را انجام دهید: فکر کنید اگر هیچ محدودیتی نداشتید، چه کاری انجام می‌دادید.

اگر به اندازه‌ی کافی زمان و پول داشتید، چه‌ کاری انجام می‌دادید و کجاها می‌رفتید؟

وقت خود را با چه کسی می‌گذراندید؟

پاسخ به این سؤالات به شما کمک می‌کند تا بفهمید واقعا از زندگی چه می‌خواهید.

فراموش نکنید برای شاد بودن حتما لازم نیست پولدار باشید، بلکه پاسخ این سؤالات به شما کمک می‌کند تا اهداف زندگی خود را مشخص کنید و در همان مسیر قدم بردارید. مسیری که حتی قدم زدن در آن نیز می‌تواند برای شما بسیار خوشایند و لذت‌بخش باشد.

و اما سؤال بعدی …

۴. هدف من در زندگی چیست؟

یکی از مؤلفه‌های مهم در داشتن یک زندگی موفق و شاد، داشتن هدف است.

برای ترسیم اهداف خود در زندگی به سؤالات زیر صریح و شفاف پاسخ دهید:

اهداف شما در بخش سلامت چیست؟

چه هدفی برای آیند‌ه‌ی شغلی خود در نظر گرفته‌اید؟

چه هدف یا اهدافی برای خانواده‌ی خود متصور هستید؟

چه اهدافی برای زندگی معنوی خود دارید؟

زمانی می‌توانید برنامه‌ریزی خوبی داشته باشید که پاسخ درست و شفافی به این سؤالات بدهید.

۵. از دید شما چه فردی شایسته‌ی احترام و تحسین است؟

شناخت مسیر موفقیت افراد و استفاده از تجربیات آنها همیشه مفید است.

به چند فرد موفق که مورد احترام و اعتماد شما هستند و همواره آنها را به خاطر تلاش و پشتکارشان تحسین کرده‌اید، فکر کنید.

این افراد چه کارهایی برای رسیدن به هدف‌شان انجام داده‌اند؟

چرا از نظر شما شایسته‌ی احترام و تحسین هستند؟

کدام ویژگی مثبت را می‌توانید از آنها یاد بگیرید که به شما هم در رسیدن به موفقیت کمک کند.

نام پنج فردی که بیشترین وقت خود را با آنها می‌گذرانید، یادداشت کنید و ببنید آیا این افراد به شما در رسیدن به اهداف‌تان کمک می‌کنند یا مانع رسیدن شما به موفقیت هستند. اگر احساس کردید که سدی در برابر موفقیت شما هستند،‌ رابطه‌ی خود را با آنها کم کنید و افرادی را جایگزین کنید که زندگی موفق و شادی دارند و آدم‌های خوش‌بینی هستند.

 
 چگونه برای آینده برنامه ریزی کنیم؟
۶. چه کاری را دوست ندارید انجام بدهید؟

برای فهمیدن کارهایی که دوست دارید در زندگی انجام بدهید، باید بدانید که از چه چیزی بدتان می‌آید.

از چه کارهایی بدتان می‌آید؟

چه چیزی در شغل‌تان هست که آن را دوست ندارید؟

شاید شما از اینکه هر روز مجبور باشید در جلسه شرکت کنید و مدت زمان زیادی را بنشینید متنفر باشید، پس بهتر است کاری پیدا کنید که استقلال بیشتری داشته باشید و از شر حضور در این چنین جلساتی هم خلاص شوید.

نکته‌ی مهم این است که اگر به دنبال تغییر در زندگی خود هستید، لازم است برای رسیدن به آن گام‌هایی در زندگی بردارید.

و اما سؤال آخر…

۷. برای رسیدن به آرزوهایم چقدر تلاش لازم است؟

موفقیت‌های بزرگ هرگز به آسانی به‌دست نمی‌آیند.

اگر می‌خواهید تغییر بزرگی در زندگی خود ایجاد کنید، باید به همان اندازه تلاش کنید. شاید لازم باشد برای رسیدن به هدف‌تان بیشتر از یک انسان معمولی تلاش کنید، بیشتر مطالعه کنید و چیزهای جدید یاد بگیرید.

اما بخش جالب ماجرا این است: این سفری هیجان‌انگیز است که شما برای رسیدن به موفقیت آن را شروع می‌کنید.

با پاسخ دادن به این سؤالات می‌توانید مسیر زندگی خود را روشن کنید و برای بهبود کیفیت زندگی خود گام بردارید.

مطمئن باشید هرگز پشیمان نخواهید شد.

چه‌ باید کرد؟

الان حتما برگه‌ی شما هم پر از طرح و نقشه و ایده است که دور برخی از آنها را خط کشیده‌اید یا رنگی کرده‌اید.

۳۰ دقیقه دیگر هم زمان بگذارید تا اطلاعاتی که نوشته‌اید را جمع‌بندی کنید. پاسخ‌هایتان را مرتب و با دقت طبقه‌بندی کنید. یک نسخه از برگه را در محل کار، ماشین، آیینه‌ی حمام و هر جای دیگری که بیشتر با آن سروکار دارید، قرار بدهید تا همیشه جلوی چشم‌تان باشد.

خود را متعهد به انجام برنامه کنید، حتی می‌توانید یک نسخه از برنامه‌تان را روی فیس‌بوک قرار یدهید تا دوستان‌تان نیز از برنامه‌ی شما باخبر شوند.

فراموش نکنید، این همان برنامه‌ای است که می‌تواند مسیر زندگی شما را تغییر بدهد.

پیشنهاد می‌کنم، حتما زمان بگذارید و به این سؤالات پاسخ بدهید و تصمیم بگیرید با جدیت آن را دنبال کنید،‌ مطمئن باشید از تأثیر شگرف آن را در زندگی و سرنوشت خود هیجان‌زده خواهید شد.


برگه ی بعدی »