صنعت بازی، پول سازترین صنعت سرگرمی دنیا

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۱٫۱۲ - ۵:۴۱ ٫ق٫ظ


ماهنامه دانشمند – کسری کریمی طار: موسسه تحقیقاتی سوپردیتا طی گزارش اعلام کرد: «درآمد صنعت بازی در سال ۲۰۱۶ میلادی به بیش از ۹۱ میلیارد دلار رسید.» در نگاه نخست رقمی رویایی است اما موضوع زمانی جالب می شود که می فهمیم این رقم کمی پایین تر از پیش بینی های سال گذشته بوده. پیش بینی هایی که خبر از درآمد ۹۹ میلیارد دلاری در سال ۲۰۱۶ می دادند اما علت این اختلاف چه بود؟

قطعا هدست های واقعیت مجازی یکی از مقصران اصلی اند. برخی از تحلیلگران و مخاطبان گمان می کردند که VR بتواند یک شبه چهره بازی های ویدیویی را عوض کند اما تجربه بارها ثابت کرده که هیچ گاه سخت افزارهای جانبی – مخصوصا در صنعت بازی و مخصوصا در وضعیت میان نسلی – نمی توانند یک شبه ره صد ساله طی کنند.

 
صنعت بازی، پول سازترین صنعت سرگرمی دنیا (اسلایدشو)

با وجود این، ۹۱ میلیارد دلار هنوز هم رقمی رویایی است و همان طور که می توان حدس زد بخش قابل توجهی از این درآمد به بازی های موبایلی تعلق دارد. البته این دلیل نمی شود که بازی های کنسولی ضعیف عمل کنند، به ویژه در سال ۲۰۱۶ میلادی که شاهد عرضه بسیاری از بازی های مهم بودیم و پس از ۳ سال بهترین دوره زمانی کنسول های نسل هشتم را تجربه کردیم.

بر اساس این گزارش بیشترین بخش درآمد حاصل به بازی های موبایلی مربوط است که با ۴۱ میلیارد دلار بیشترین سهم را از درآمد سال ۲۰۱۶ در اختیار دارد. پس از بازی های موبایلی که عموما با سیستم پرداخت درون برنامه (In-App Purchase) عرضه شده اند، بازی های فیزیکی (retail) برای کنسول ها و رایانه های شخصی دیده می شوند که ۲۶ میلیارد دلار درآمدزایی داشتند.

این موضوع نشان می دهد که بازار کاملا برای بازی های بزرگ مهیا بوده و بازی سازان عناوین AAA یا «درجه یک» با وجود مشکلات فراوانی چون افزایش شدید هزینه ها همچنان بازار بسیار محکمی دارند.

از سوی دیگر نباید فراموش کنیم که عموم کاربران بازی های موبایلی لزوما گیمر نیستند و خیل عظیمی از آنها را کاربران معمولی تشکیل می دهند. بخش سود پردرآمد صنعت بازی در سال ۲۰۱۶ به بازی های آنلاین و عموما رایگان تعلق پیدا می کند. این بازار مخصوص کاربران رایانه های شخصی است که از بین عناوین موفق این ژانر می توان به بازی رایگان چند نفره آنلاین Dota2 اشاره کرد.

در نهایت بخش کوچکی از این درآمد ۹۱ میلیارد دلاری به حوزه های جوان تر صنعت بازی مثل واقعیت مجازی، ورزش های الکترونیک و محتواهای ویدیویی تعلق دارد. این در حالی است که بسیاری از موسسات تحقیقاتی در ابتدای سال ۲۰۱۶ پیش بینی می کردند که هدست های واقعیت مجازی (VR) درآمدی چند میلیارد دلاری دارند، طوری که درآمد این صنعت به بیش از ۹۹ میلیارد دلار می رسد.

البته سوپردیتا پیش بینی کرده هر سه بخش در سال ۲۰۱۷ با رشد قابل توجهی روبرو شوند. به ویژه واقعیت مجازی. در مورد ورزش های الکترونیک طی سال گذشته شاهد ورود شرکت ها و مجموعه های فراوانی در این حوزه بودیم. از گیم ویژن گرفته که ESL (از بزرگ ترین برگزار کنندگان مسابقات بازی) را خرید تا باشگاه های فوتبال منچسترسیتی و شالکه که تیم مخصوص ورزش های الکترونیک خود را تاسیس کردند.

تحولی به نام پوکیمون

بازیی های موبایلی فراتر از سطح انتظارات ظاهر شدند. موضوعی که با دو بازی مهمی که طی ۱۲ ماه گذشته برای بارگذاری در اختیار کاربران iOS و اندروید قرار گرفتند ارتباط مستقیم دارد. دو بازی که همراه با تبلیغات فراوان و پشتوانه عظیم راهی اپ استور و گوگل پلی شدند. بازی هایی مثل «پوکمون گو» (Pokemon Go) و «کلش رویال» (Clash Royale) که اولی بسیاری از رکوردهای صنعت بازی و حتی بازار اپلیکیشن ها را عوض کرد و تقریبا هیچ رکوردی در آمار و ارقام نبود که این بازی نشکسته باشد.

 
صنعت بازی، پول سازترین صنعت سرگرمی دنیا (اسلایدشو)

اما جالب اینکه بازی دوم بیشترین درآمد را از طریق پرداخت درون برنامه ای داشت. بازی سوم Monster Strike است که شاید در ایران چندان پرطرفدار نباشد اما در جلب کردن نظر کاربران از هر بازی د یگری موفق تر عمل کرد طوری که درآمد آن در سال ۲۰۱۶ به ۱٫۳ میلیارد دلار رسید. در مورد بازی های ریتل و کنسولی هم نام چندین اثر مشهور به چشم می خورد. یکی از آنها قسمت پنجم سری بازی Grand Theft Auto است که در طول سال نزدیک به یک میلیارد دلار درآمد داشت. موضوعی که قابل توجه است مخصوصا اینکه چهار سال از عرضه این بازی می گذرد.

دیگر بازی موفق که احتمالا پرفروش ترین بازی کنسولی سال هم نام خواهد گرفت، Call of Duty: Infinite Warfare است. نسخه جدید سری بازی COD که مانند سال های پیش باز هم بیشترین فروش را به خود اختصاص داد اما نکته قابل توجه، افت فروش این نسخه نسبت به شماره های قبلی بود. با این که COD هنوز هم با اختلاف، پرفروش ترین و محبوب ترین بازی اول شخص به حساب می آید، عملکرد نسبتا ضعیف Infinite Warfare نسبت به شماره های قبلی ،روزنه امیدی را در دل حریفان این سری از جمله «بتلفیلد» و «تایتانفال» روشن کرد.

Infinite Warfare در هفته نخست با افت فروش ۵۰ درصدی نسبت به Black Ops 3 همراه بود. بنابراین می توان گفت شاید زمان آن رسیده تا سران اکتیویژن فکری به حال پایه های لرزان امپراتوری COD بکنند.

نه به اکولوس

هم شما بارها در مورد قدرت واقعیت مجازی شنیده اید و هم ما بارها این پدیده جدید را مورد بررسی قرار داده ایم. برخلاف اکثر پیش بینی ها، هدست های واقعیت مجازی نتوانستند طی سال نخست حضور همه جانبه شان در بازار به موفقیت درخواهشان برسند. قیمت بسیار بالای این محصولات – PS VR با قیمت ۴۰۰ دلار ارزان ترین مدل در بازار است – در کنار نبود عناوین انحصاری خیره کننده از جمله دلایل استقبال نه چندان گرم مخاطبان از این محصولات است. با این حال درآمد واقعیت مجازی باز هم به ۲٫۷ میلیارد دلار طی یک سال رسید تا کارشناسان این بار با اطمینان بیشتری روی موفقیت VR در سال ۲۰۱۷ اظهار نظر کنند.

جالب این که محتواهای ویدیویی بازی به درآمدی ۴٫۴ میلیارد دلاری رسیدند که ۳۴ درصد نسبت به سال گذشته افزایش داشت و همین مسئله از قدرت بالای یوتیوبرها و وب گاه هایی مثل توییچ و محتواهای ویدیویی در بین مخاطبان این صنعت حکایت دارد.

 
صنعت بازی، پول سازترین صنعت سرگرمی دنیا (اسلایدشو)

بازگشت قدیمی ها

سال ۲۰۱۶ در حالی به پایان رسید که با درآمد ۹۱ میلیارد دلاری هنوز هم این صنعت با اختلاف پول ساز ترین شاخه سرگرمی جهان به حساب می آید اما ۲۰۱۶ درعین پول ساز بودنش بار دیگر مخاطبان بازی را با سازندگان آشتی داد. از شروع نسل هشتم تا به امروز شاهد کمتر بازی بودیم که بتواند لقب «بی نظیر» را به خود اختصاص دهد ولی برخلاف انتظارات، امسال نه یک بازی بلکه بیش از ۱۰ بازی بودند که شایستگی داشتن چنین لقبی را به دست آوردند.

این عناوین باعث رونق دوباره سازندگان این بازی های درجه یک شد تا جایی که انتخاب بین ۴ مورد آنها کاری بس سخت و دشوار بود. قطعا جای خالی بازی هایی مثل Dishonored2، Bank Souls III، Battlefield، Forza Horizon3 و XCOM2 در این فهرست خالی است اما فراموش نکنیم انتخاب کردن همیشه دشوار است و ما هم باید فقط ۴ بازی را انتخاب می کردیم.

خداحافظ دریک

Uncharted4
 
  • سازنده: Naughty Dog
  • پلتفرم: PS4
 
آخرین ماجراجویی «نیتن دریک» رستگاری را برای این شخصیت به ارمغان آورد. کاراکتری که اولین بار سال ۲۰۰۷ به مخاطبان گیم معرفی شد و ۹ سال بعد در آخرین هنرنمایی اش خوش درشید. «آنچارتد ۴» شاید حسن ختام نیتن دریک باشد اما برای سونی حکم یک شروع واقعی را داشت.
 
صنعت بازی، پول سازترین صنعت سرگرمی دنیا (اسلایدشو)

بااینکه پلی استیشن ۴ سه سال پیش عرضه شد اما تا پیش از «آنچارتد ۴» هیچ بازی انحصاری نداشت که هم بتواند تضمین کننده فروش بالا باشد و هم نظر مخاطبان را به خود جلب کند اما آخرین ساخته استودیو ناتی داگ همه چیز را تغییر داد. نیتن دریک حالا ازدواج کرده و کارش به عنوان جستجوگر گنج به پایان رسیده است. با وجود این، ورود ناگهانی برادر نیتن که هیچ یک از کاربران پیش از قسمت چهارم حتی از وجودش باخبر نبودند، همه چیز را دگرگون می کند.

نیتن به همراه برادرش راهی سفری خطرناک می شوند با این تفاوت که این بار نیتن فردی آزاد نیست و باید فکری به حال النا کند. داستان «آنچارتد ۴» برخلاف شماره های قبل، این بار به شکل قابل توجهی تم جدی به خودش گرفته که این به تنهایی از جمله دلایل نمرات مثبت بازی محسوب می شود. گرافیک بازی که اصلا نیاز به تعریف و تمجید ندارد و دوستداران سونی به خوبی می دانند که سری «آنچارتد» حداقل بین بازی های کنسولی همیشه یک محک (بنچ مارک) گرافیکی مهم بوده است.

Titanfall 2

 
  • سازنده: Respawn
  • پلتفرم: PC، Xbox One، PS4

«تایتانفال» جزء معدود IP های جدیدی بود که این نسل در اختیار مخاطبان قرار گرفت. در دوره ای که ناشران و سازندگان فقط به فکر ساخت دنباله یا بازسازی هستند، عرضه چنین بازی روح تازه ای را در کالبد عناوین نسل هشتم کنسول ها دمید. قسمت اول «تایتانفال» که سال ۲۰۱۳ عرضه شد، عاری از بخش تک نفره بود و برای پلی استیشن ۴ هم عرضه نشد. علت این مسئله کمبود وقت تیم تازه تاسیس Respawn بود که اعضای اصلی آن را خالقان دو بازی مشهور Medal of Honor و Call of Duty تشکیل داده بودند.

 
صنعت بازی، پول سازترین صنعت سرگرمی دنیا (اسلایدشو)

برای قسمت دوم، سازندگان دست به تغییرات و تحولات بزرگ زدند و حالا علاوه بر این که «تایتانفال ۲» بخش تک نفره دارد، دارندگان پلی استیشن ۴ هم می توانند آن را تجربه کنند. بخش چند نفره همچنان جذاب و لذت بخش است اما نکته جالب در مورد این بازی بخش تک نفره نفس گیر آن محسوب می شود؛ جایی که اعضای با استعداد Respawn بار دیگر ثابت کردند چرا به آنها لقب سلاطین شوتر داده اند. بخش تک نفره با مدت زمان ۷ الی ۸ ساعت به شدت متنوع و متفاوت است و در مراحل پایانی به اوج می رسد، طوری که خود را در نبرد خیالی عظیمی تصور می کنید که یک طرفش انسان ها هستند و طرف دیگر تایتان های عظیم الجثه.

Doom

 
  • سازنده: Id Software
  • پلتفرم: Xbox One، PSI

در حالی که موج شوترهای نظامی یا همان Military Shotter ها کل صنعت بازی را تحت تاثیر قرار داده، میان آنها یک بازی در سال ۲۰۱۶ توانست بار دیگر اول شخص های کلاسیک را زنده کند. بازی که آن را به عنوان پدر شورتهای اول شخص امروزی می شناسند و نخستین بار ۲۳ سال پیش با ما دیدار کرد.

 
صنعت بازی، پول سازترین صنعت سرگرمی دنیا (اسلایدشو)

«دووم» عنوانی بسیار مشهور است، حتی برای آن هسته ای از مردم که خیلی هم گیم بازی نمی کنند اما با عناوین بزرگ صنعت بازی آشنا هستند. «دووم» جدید که در حقیقت شماره چهارم این سری است، به ریشه های این مجموعه بازگشته و ما را با سریع ترین شوتر یک دهه گذشته روبرو می کند.

در این بازی نه خبری از محدودیت اسلحه است، نه داستان های شعاری و نه کمپین های کوتاه. «دووم» به معنای واقعی، یک شوتر کلاسیک است که به طور اعجاب انگیزی از فناوری روز نه لزوما برای ساختارشکنی بلکه برای بهتر شدن تجربه کلی اش استفاده می کند.

کل ماجرای بازی یک خط است. شما کنترل doomguy را بر عهده دارید و باید تمامی شیاطینی را که به مریخ حمله کرده اند از بین ببرید. باورش سخت است اما همین بازی در سال ۲۰۱۶ که در آن اهمیت داستان در بازی به بالاترین حد ممکن رسیده موفق عمل می کند زیرا گیم پلی اش به قدری جذاب و متفاوت از کلیشه های روز است که می توانید آن را جانشین بر حق پدر شوتر بدانید.

Overwatch

 
  • سازنده: Blizzrd
  • پلتفرم: Xbox One، PS4

بلیزارد قطعا بین سه سازنده برتر صنعت بازی قرار دارد. نام این استودیو به واژه کیفیت گره خورده است، طوری که این مجموعه نه فقط هیچ گاه بازی بد تولید نکرده، بلکه حتی نمی توان ساخته های آن را در فهرست بازی های خوب طبقه بندی کرد زیرا تمامی عناوین بلیزارد خبرساز بوده اند و هم فروش فوق العادهای را تجربه کرده اند و هم نمرات بی نظیری را.

 
صنعت بازی، پول سازترین صنعت سرگرمی دنیا (اسلایدشو)

مثلث «استار کرفت»، «وارکرفت» و «دیابلو» تا سال ها به عنوان سه مجموعه اصلی بلیزارد شناخته می شدند تا اینکه آنها دست به غافلگیری بزرگی زدند و «اورواچ» را معرفی کردند. بلیزارد که متخصص ساخت بازی های استراتژی و نقش آفرینی است این بار سنت شکنی کرد و اثری FPS (شوتر اول شخص) را معرفی کرد که در آن خبری از بخش تک نفره نیست.

ساخت «اورواچ» برای هر سازنده ای ریسکی بزرگ به حساب می آید اما مسئولان بلیزارد کاری کردند که حتی داوران مراسم بهترین بازی سال (The Game Awards) هم به احترام این بازی کلاه از سر بردارند و جایزه بهترین سال را به آن تقدیم کنند. در این بازی شخصیت های فراوانی حضور دارند که هر یک دارای ویژگی منحصر به فردی هستند. ساخت این شخصیت ها به همراه گیم پلی جذاب و از همه مهم تر بالانس بودن، باعث شد تا در نهایت «اورواچ» در مدت کمتر از یک سال بیش از ۳۰ میلیون کاربر ثبت شده داشته باشد.

دیدگاه‌ها خاموش

۲۰۱۷؛ سالی برای موفقیت در کسب و کار

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۱٫۱۲ - ۵:۳۴ ٫ق٫ظ


وب‌سایت برسام – مائده صدیقی: با شروع سال میلادی صاحبان کسب و کار به فکر برنامه ریزی های جدید میفتند. اما کمتر کسی از میان آنان می داند که برای موفقیت در کسب و کار باید چه کرد.

2017؛ سالی برای موفقیت در کسب و کار

اوایل سال میلادی است و هنوز صاحبان کسب و کار مشغول فرستادن پیام های تبریکشان هستند. اما تعداد کمی از آن ها احتمالا قرار است در این سال به موفقیت برسند. مطابق با پژوهشی که موسسه Statistic Brain انجام داده تنها ۸ درصد از آدم ها به خواسته هایشان در سال جدید خواهند رسید. تقریبا کار راحتی است که جز آن ۹۲ درصد قرار بگیریم. اما سوال اینجاست که امسال چه کاری قرار است انجام دهید که متفاوت باشد و شما را در دسته هشت درصد جای بدهد؟

افق های زمانی را کوتاه تر کنید!

به جای آن که به کل ۲۰۱۷ فکر کنید، برای ۹۰ روز آینده برنامه ریزی کنید. Michael Hyatt یکی از نویسندگان معروف نیویورک تایمز می گوید از این تجربه استفاده کرده و به موفقیت های زیادی در حوزه کاری اش رسیده است. از طرفی وقتی برای ۳۶۵ روز برنامه ریزی می کنید، این احتمال وجود دارد که دائما آن را به تعویق بیندازید. احتمالا می گویید: «هنوز ۳۰۰ روز دیگر مانده. سال تازه شروع شده و من هنوز کلی وقت دارم!»

نوشتن اهداف چه بر روی کاغذ و یا ثبت الکترونیکی یکی از اولین گام ها است. حتما به عنوان یک صاحب کسب و کار تا بدین جا این کار را انجام می داده اید. اما به این دلیل که این تصور را برای داشتن وقت و رسیدن به آن ها داشته اید فراموش کرده اید.

طرز فکرتان را تغییر دهید!

برای موفقیت در کسب و کار برای خودتان “فواصل زمانی” تعیین کنید. چند بار در هفته و یا ترجیحا روزی یک بار. مثلا آن را می توانید تبدیل به یک عادت همیشگی صبحگاهی کنید. این فواصل زمانی معمولا خوب است که بین ۵تا ۱۰ دقیقه باشند، اما ۳۰ دقیقه و یا حتی بیشتر هم می تواند مفید باشد.

ارتقا طرز فکرتان مهم ترین چیزی است که می تواند در موفقیت کسب و کار به شما کمک کند. مطالعات و تحقیقات زیادی وجود دارد که نشان می دهد ۶۰ تا ۸۰ درصد از ذهن مثل همیشه و یکسان فکر می کند. این تفکراتی که کم کم تبدیل به عادت می شود، به تدریج شما را از مسیرتان در کسب و کار و رسیدن به مراحل بالاتر بازمی دارد.

به نظر می رسد که ۹۰ روز برای تغییر در نحوه تفکر و رفتار کافی باشد. از جهتی این زمان آنقدر هم کوتاه هست که در راستای رسیدن به سه تا پنج هدف هر روزتان بشود کاری انجام داد.

ذهنتان را در برابر تفکرات جدید و روش های جدید برای موفقیت در کسب و کار باز کنید. خواهید دید که همیشه هم جمله معروف “همیشه همین طوری انجامش می دادیم” به کارتان کمک نخواهد کرد.

برای اینکه کارهایتان را به تعویق نیندازید پاسخگو باشید!

خیلی ها می گویند برای موفقیت در کسب و کار مطمئن شدن از پاسخگویی اهدافتان را در شبکه های اجتماعی و رسانه ها منتشر کنید. اما پیشنهاد ما این بار این است که بر خلاف این گفته عمل کنید.

Scott Shickler در زمینه کسب و کار و مدیریت بسیار صاحب نام است. او برای هفت سال زندگی افراد موفق در کسب و کار را دنبال کرده تا ببیند که آن ها چه می کنند. او می گوید به اشتراک گذاشتن اهداف و کارهایی که قرار است در کسب و کار انجام دهید خیلی هم به نفعتان نیست. چون به محض اینکه این اطلاعات را منتشر می کنید دقیقا به همان اندازه رسیدن به هدف به شما انگیزه و انرژی می دهد، فکر می کنید دیگر به هدفتان رسیده اید و هیچ کاری برای هدفتان نمانده که انجامش بدهید.

 
 2017؛ سالی برای موفقیت در کسب و کار
اما افراد موفق چه می کنند؟ آن ها معمولا اهداف و کارهایشان را برای دایره دوستان نزدیک و صمیمی شان تعریف می کنند. به علاوه اینکه بخش زیادی از آن ها بر روی یک مشاور و مدیر همراه تکیه می کنند و از آن ها مشورت می گیرند. گفتن کارهایتان به دوستان و آشنایان باعث خواهد شد تا کمتر کارهایتان را به تعویق بیندازید به این دلیل که دوست ندارید آن ها را ناامید کنید.
برای رسیدن به موفقیت متعهد باشید!

اگر همین الان هم به رسیدن به اهدافتان در ۹۰ روز ابتدایی سال متعهد باشید، در حال نزدیک شدن به دسته ۸ درصدی از افراد موفق در کسب و کار هستید.

دیدگاه‌ها خاموش

۵ کلید شروع کسب و کار بدون پول

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۱٫۱۱ - ۴:۱۲ ٫ق٫ظ


وب‌سایت بازده: اجازه ندهید نداشتن سرمایه شما را از شروع کردن کسب و کار بازدارد. با مادر این نوشتار همراه باشید تا ۵ کلید شروع کسب و کار بدون پول را بشناسید. این گام‌ها را طی کنید تا همین امروز کسب و کارتان را آغاز کنید.

5 کلید شروع کسب و کار بدون پول

“من می‌خواهم یک کسب و کار را آغاز کنم اما هیچ پولی ندارم.” شروع کسب و کار بدون پول چیزی است که هرزمان با کارآفرینان مشتاق کار می‌کنم بارها و بارها این جمله را از آن‌ها می‌شنوم. بسیاری از آن‌ها ایده‌های خوبی دارند، اما تصور می‌کنند برای شروع به یک طرح کسب و کار طولانی و مقدار زیادی پول نقد احتیاج دارند. واقعیت این است که اکثر کارآفرینان موفق با حداقل سرمایه و منابع کسب و کارشان را راه‌اندازهی می‌کنند. اگر نسبت به کاری که انجام می‌دهید خیلی اشتیاق دارید، روش‌های زیادی برای به انجام رساندن کارها وجود دارد. در ادامه ۵ کلید آمده‌است که کارآفرینان موفق برای ساختن شرکت‌های پررونق و برای شروع کسب و کار بدون پول از آن استفاده می‌کنند.

۱. گروهی از مشاوران رایگان را به خدمت بگیرید

نیکل دبوم مدت ۱۱ سال به‌صورت حرفه‌ای در ورزش سه گانه فعال بود. او درباره‌ی پوشاک ورزشی زنان چیزهای زیادی می‌دانست، اما درباره صنعت پوشاک چیزی نمی‌دانست. راهکار او یافتن گروهی از مشاوران بود، کسانی که بتوانند چیزهای لازم را به او بیاموزند و او را به رابطان دیگر معرفی کنند. نیکل توضیح می‌دهد: “هنگامی که شروع کردم ۱۰ بار در هفته دیدارهایی به صرف قهوه داشتم. من فقط شروع کردم به صحبت با آدم‌ها و جمع‌آوری اطلاعات.” نتیجه‌ی نهایی: نیکل منابع مورد نیازش را پیدا کرد، شرکتش را راه‌اندازی کرد، و تاکنون در حوزه‌ی دامن خانم‌های دونده بیش از ۲۵ میلیون دلار فروخته است. مشاوران او نقش عظیمی در موفقیت‌اش داشته‌اند.

۲. یک سرمایه‌گذار فرشته‌ی مشتاق پیدا کنید

یکی از اهداف ساختن گروه مشاوران یافتن شرکایی است که بخواهند در شرکت شما مشارکت کنند. جف وستر یک مثال فوق‌العاده است. جف می‌خواست در سیسترز واقع در اورگن، یک آهنگری به سبک قدیم بسازد. او یک پیش‌کسوت ثروتمند پیدا کرد که قبلا در حرفه‌ی خود یک مغازه‌ی آهنگری باز کرده‌بود. این فرد تکه‌ای زمین به جف داد و سرمایه‌ی مغازه‌ی جدید او را تامین کرد. سپس جف به او سفته داد تا به مرور زمان بتواند پول او را بپردازد، چیزی که جف از عهده‌ی آن بر می‌آمد.

۳. با تجهیزات قرضی یا استفاده‌شده شروع کنید

جاستین گلد در آشپزخانه‌اش با یک غذاساز بهترین کره‌ی آجیل روی زمین را درست می‌کرد و محصولات‌اش را در بازار کشاورزان می‌فروخت. جف هنگامی که آماده بود شرکت‌اش را گسترش دهد با چند تولیدکننده‌ی بزرگ کره‌ی بادام زمینی صحبت کرد. آن‌ها به جف گفتند نمی‌توانند به محصولات‌شان عسل، شربت افرا و مواد دیگر را اضافه کنند چون خردکن‌های صنعتی بزرگ‌شان را می‌سوازند. جاستین با خود اندیشید او می‌تواند این کار را در آشپزخانه‌اش انجام دهد، اما آن‌ها در کارخانه‌های چند میلیون دلاری‌شان نمی‌توانند. برای همین رفت و تعدادی تجهیزات فرآوری خوراکی استفاده‌شده را به قیمت ناچیزی پیدا کرد. جاستین اخیرا کسب و کارش را به قیمت ۲۸۶ میلیون دلار به شرکت هورمل فروخت.

۴. چیزی برای فروش پیدا کنید تا وارد بازی شوید

الن لین ابتدای موقعیت حرفه‌ای‌اش را در صنعت دوچرخه و دوچرخه سواری سپری کرد. او چند نوشیدنی آبی کاملا طبیعی ساخت که برترین دوچرخه سواران کشور عاشق‌شان بودند. او می‌خواست سرگرمی‌اش را به یک کسب و کار تبدیل کند اما پول نداشت. او یک چرخ دستی قدیمی و استفاده‌شده پیدا کرد و آن را به آشپزخانه بوریتو (نوعی غذای مکزیکی) تبدیل کرد. او در رویدادهای دوندگی و دوچرخه‌سواری در سراسر کشور بوریتو می‌فروخت تا هزینه‌های بازاریابی محصولات جدیدش را تامین کند. با سود حاصل از فروش بوریتو، هزینه‌ی کل راه‌اندازی محصولات جدیدش در سراسر کشور ۸۰۰ دلار بود. امروز اسکراچ لبز تولیدکننده‌ی اصلی محصولات سالم برای ورزشکاران حرفه‌ای و آماتور است.

۵. محصول‌تان را بفروشید قبل از این‌که آن ها را بسازید ( پیش فروش کنید)

تایید و اعتبار نهایی یک مدل کسب و کار داشتن مشتریانی است که محصولات‌تان را بخرند. در بسیاری از موارد، شما می‌توانید محصولات‌تان را بفروشید، قبل از این‌که حتی آن را تولید کنید. من قبل از این‌که برند جدیدم را بسازم نیم میلیون دلار محصولات دسر منجمد فروختم. دیوید کن قبل از این‌که “روبات‌های دوگانه” خود را بسازد از فروش آن یک میلیون دلار به دست آورد. و بنیانگذاران شرکت پاور پرکتیکال قبل از این‌که محصولات تولید انرژی خود را بسازند برای آن در کیک‌استارتر ۱.۵ میلیون دلار بودجه تامین کردند. جذب سرمایه‌ی مردمی روشی عالی است تا قبل از این‌که وقت و پول زیادی را صرف کسب و کارتان کنید، محصولات را آزمایش کنید.

به‌طور خلاصه همیشه راهی وجود دارد تا با منابع محدود کار را به انجام برسانید. گروهی از پیش‌کسوتان را پیدا کنید تا به‌طور رایگان به شما مشاوره بدهند، با سرمایه‌گذاران فرشته‌ی احتمالی آشنا شوید، با تجهیزات استفاده‌شده شروع کنید، چیزی برای فروش پیدا کنید تا سرمایه تامین کنید، و قبل از این‌که محصول‌تان را بسازید آن را بفروشید. از همه مهم‌تر اکنون اقدام کنید. اجازه ندهید نداشتن پول شما را از ساختن شرکت رویایی‌تان بازدارد همین امروز برای شروع کسب و کار بدون پول اقدام کنید.

دیدگاه‌ها خاموش

بازاریاب‌های خبره خوب می‌دانند که…

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۱٫۱۱ - ۴:۰۸ ٫ق٫ظ


وب‌سایت شنبه: علم بازاریابی یکی از علوم کارآمد و به‌روز جهان محسوب می‌شود که با توجه به پیشرفت‌های نوین علم و فناوری، جهت‌های جدیدتر و متفاوت‌تری پیدا کرده و روش‌های نوینی را در دستور کار خود قرار داده است، اما این امر بدان معنا نیست که اصول کلی بازاریابی نیز با پیشرفت فناوری‌های جهان تغییر می‌یابند، بلکه علم بازاریابی، علمی است که در عین پیچیده‌‌بودن و به‌روز‌شدن، برخی اصول کلی را نیز برای خود ترسیم کرده که تقریبا در هر فرایند بازاریابی کارآمد خواهند بود و رعایت آنها از جمله دلایل موفقیت یک برنامه تبلیغاتی به شمار می‌رود.
 
بازاریاب‌های خبره خوب می‌دانند... 
 
به همین منظور در این گزارش برآنیم که با معرفی پنج اصل ساده و در عین حال کاربردی در علم بازاریابی، نشان دهیم که پایبندی به برخی‌ اصول کلی و کارآمد، با ارائه روش‌های نوین و استفاده از ابزارهای جدید بازاریابی منافاتی نداشته و می‌تواند در راستای روش‌های جدید بازاریابی قرار گیرد و نتایج کارآمدتری را نیز در پی داشته باشد.
همیشه چیز جدیدی برای ارائه داشته باشید

یکی از اصول اولیه و موفقیت‌آمیز در بازاریابی این است که یک برند موفق باید همیشه چیزی برای روکردن داشته باشد و آن هم می‌تواند یک محصول جدید، یک ویژگی جدید و حتی یک فرصت جدید برای مشتریان باشد. در واقع برندی که در ارائه محتوای تبلیغاتی خود روندی ایستا را دنبال می‌کند و از نوآوری و خلاقیت به دور است، نمی‌تواند نتایج مطلوبی را در بلند‌مدت برای خود کسب کند؛ بنابراین اضافه‌کردن نکته‌ای جدید می‌تواند تحولی در فرایند بازاریابی محسوب شود. مثلا با ارائه اطلاعاتی جدیدتر در وب‌سایت شرکت، می‌توان توجه بیشتری را از سوی مخاطبان دریافت کرد. همچنین ارائه محصولات جدیدتر و یا ایجاد نوآوری در محصولات قدیمی نیز می‌تواند به عنوان یک نکته جدید بازاریابی تلقی شود که فرصت‌های تبلیغاتی جدیدتر و متفاوت‌تری را در اختیار برندها قرار داده و روند بازاریابی آنها را از حالت سکون خارج خواهد کرد.

برای مخاطبان خود به یک منبع باارزش تبدیل شوید

حتی به بهای عرضه اطلاعات رایگان و یا ارائه محصولات با قیمت‌های پایین‌تر، سعی کنید که یک چشم‌انداز قابل اعتماد از خود برای مشتریان ترسیم کنید. این یک راهکار کلی است که در همه زمان‌ها و مکان‌ها به عنوان یک اصل اساسی باید رعایت شود، به این معنا که مخاطبان یک برند باید آن را به عنوان یک منبع ارزشمند و قابل اعتماد بشناسند تا امکان مراجعات بعدی آنها به سوی برند مذکور تحقق یابد. بنابراین ارائه خدمات کاربردی به مشتریان و صرف وقت بیشتر برای آنها در درازمدت نتایج مثبتی را در پی خواهد داشت که یکی از مهم‌ترین این نتایج، همان اعتماد مشتری خواهد بود.

در فضای رقابتی، برند خود را متمایز کنید

درست است که تمام برندهای جهان امروز در یک فضای رقابتی قرار دارند، اما این نکته را نباید به عنوان یک عامل منفی قلمداد کرد، بلکه حضور در چنین فضای رقابتی می‌تواند در ترویج بهتر این برندها نیز تأثیرگذار باشد. در این مرحله، توجه به این نکته که چه چیزی باعث خواهد شد که مشتریان از بین دیگر برندهای مشابه، محصول شما را انتخاب کنند، بسیار مهم است. بنابراین سعی کنید برای مشتریان خود دلیل بیاورید تا به صورت منطقی، برند شما را انتخاب کنند. به معنای دیگر، نقاط مثبت و خاص محصولات خود را بیابید و با تأکید بر آنها، برند خودتان را در میان دیگر رقبا برجسته کنید.

نتیجه نهایی را به مخاطبان خود نشان دهید

این یک اصل کلی در بازاریابی است که مشتریان هر برندی، به دنبال محصول آن برند نیستند، بلکه به دنبال نتیجه‌ای هستند که استفاده از آن محصول برای آنها به بار خواهد آورد. به عنوان مثال یک خریدار ماشین در وهله اول به دنبال این است که نتیجه خرید ماشین مذکور را ببیند و راحتی و ایمنی خود را در آن مشاهده کند، بنابراین در هر فرایند تبلیغاتی، نشان‌دادن نتیجه نهایی به مخاطبان بسیار مهم بوده و آنها را در امر خرید بیشتر ترغیب می‌کند.

تغییرات را پیش‌بینی کنید

آماده‌بودن و پیش‌بینی تغییراتی که در هر کسب‌وکاری ممکن است رخ دهند، از دیگر اصول مهم و کلی بازاریابی محسوب می‌شود به این معنا که تغییر، جزئی جدایی‌ناپذیر از هر کسب‌وکاری است و بنابراین در برنامه‌ریزی برای محتوای بازاریابی و ارائه آن، باید بتوان همیشه تغییراتی را که ممکن است در فضای بازار رخ دهند، پیش‌بینی کرد. هر چه بیشتر یک تیم بازاریابی آمادگی مقابله با تغییرات بازار را داشته باشد و همگام با تغییرات مذکور، برنامه‌های خود را سازماندهی کند، موفقیت‌های مالی بیشتری را نیز در درازمدت نصیب خود خواهد کرد.

دیدگاه‌ها خاموش

اگر نیروی جدیدتان این ویژگی ها را دارد…

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۱٫۱۰ - ۵:۴۶ ٫ق٫ظ


وب‌سایت تک شات – پریسا قره گوزلو: در مدت ۹۰ روز اول همکاری یک نیروی جدید می توان تشخیص داد که آیا او می تواند به همکاری خود در آن شرکت ادامه دهد یا خیر. دانشکده مدیریت دانشگاه ماساچوست در تحقیقاتی دریافته است که هزینه استخدام و آموزش افراد معادل ۱٫۲۵ تا ۱٫۴ برابر حقوق سالیانه آنهاست. بنابراین استخدام افراد مناسب برای ثبات مالی کمپانی بسیار حایز اهمیت است. در نتیجه مدیران منابع انسانی باید در هنگام جذب نیروهای جدید به دنبال علایمی بگردند که نشان از ضعف عملکردی فرد دارد و سریعاً نسبت به رفع آن ضعف اقدام کنند. در هر صورت به فرد اجازه داده می شود در دوره ای آزمایشی و ۹۰ روزه وارد کار شود و در صورت عدم رضایت از عملکرد وی شرکت می تواند به همکاری او پایان دهد. دلیل این اقدامات این است که هیچ چیز به اندازه استخدام یک فرد اشتباه نمی تواند زمان، سرمایه و منابع یک کمپانی را در معرض خطر قرار دهد.

اغلب تصور می شود که عدم موفقیت یک نیروی تازه استخدام شده این است که او مهارت لازم برای انجام کار را دارا نیست. اما، تجربه نشان داده که این عدم موفقیت بیشتر از شخصیت فرد و نگرش او به آن شغل ناشی می شود. اگر فرد با فرهنگ حاکم بر کمپانی همخوانی نداشته باشد، کارمندانی که با این فرهنگ سازگار هستند به سختی می توانند با آن فرد کار کنند. آنها از کار با شخصی که نمی توانند به او اعتماد کنند و مورد احترامشان نیست لذت نمی برند. این امر بهره وری تیمی را کاهش می دهد که قطعا عملکرد را تحت تاثیر قرار می دهد.

 
در نهایت، مدیر باید مشخص کند که کدام نیرو ارتباط موجود در تیم را خدشه دار کرده است. با توجه به اینکه معمولا افراد جدید وارد تیمی می شوند که به خوبی با هم در ارتباط و مشغول کار هستند، اهمیت تاثیری که این فرد می تواند در گروه بگذارد  مشخص می شود. اگر شخص نتواند با افراد تیم ارتباط برقرار کند، اجبار سایر اعضا به برقراری ارتباط با او مشکلی را حل نمی کند و عاقلانه تر است که آن شخص حذف بشود و نیروی دیگری استخدام بشود.
 
 پنج ویژگی که ثابت می کند در استخدام نیروی جدید اشتباه کرده اید
در ادامه  با ۵ ویژگی رفتاری آشنا شوید که نشان می دهد همکاری نیروی جدید زیاد دوام نخواهد داشت.

۱٫ من از پس همه کاری برمی آیم

زمانی که نیروی جدید ادعا می کند که همه فن حریف است، این پیام را به سایر اعضا تیم می دهد که از آنها بهتر است. قطعا اعتماد به نفس حایز اهمیت است، اما فردی که ادعا می کند همه کاری بلد است، خطرناک است. توصیه می شود که کارمندان حوزه تخصصی خود را بشناسند و در آن محدوده کار کنند. به خاطر داشته باشید که همه اعضا تیم از تخصصی برخوردارند. در ۹۰ روز اول همکاری، نیروهای تازه استخدام شده باید متوجه تخصص اعضا تیم شوند تا بتوانند برای پیشبرد اهداف تیم تخصص های خود که می تواند مکمل مهارت های دیگران باشد را معرفی کنند.

۲٫ انتظارات و نیازهای من باید برآورده شوند

نیروی جدیدی که در خصوص اموری که می توان به او ارجاع داد و زمانی که می تواند کار کند محدودیت هایی را مشخص می کند، از نظر سایر اعضا تیم به عنوان فردی شناخته می شود که برای آنها کار بیشتری درست می کند. وقتی نیروی جدید پیش از آغاز کار فهرستی از ضروریات و الزامات را ارایه می دهد، در واقع کار دیگران را بیشتر می کند. یک نیروی جدید باید تمرکز خود را بر یادگیری روش هایی بگذارد که می تواند کار دیگران را تسهیل کند. هر چه ارزش کار شخص در تیم بیشتر باشد، به همان میزان هم سریعتر به عنوان یک عضو ضروری شناخته می شود.

۳٫ من فقط با افراد مهم صحبت می کنم

نیروهای جدید که فقط در هنگام مصاحبت با افراد “صاحب نفوذ” هیجان زده می شود، مناسب کار تیمی نیستند. آنها افرادی فرصت طلب هستند. اگر نیروی تازه استخدام شده علاقه ای برای آشنایی با منشی یا افراد سایر بخش ها نشان نمی دهد، یعنی از ارزش رعایت احترام یکایک افرادی که در موفقیت یک گروه نقش دارند بی خبر است. افراد تازه استخدام شده باید سعی کنند با تمامی اشخاصی که در کمپانی می بینند رابطه ای دوستانه برقرار کنند؛ کسی نمی داند در آینده به کمک کدامیک از این افراد نیاز خواهد داشت.

۴٫ منتظر ترفیع شغلی هستم

نیروهای جدیدی که از ترفیع و تصدی نقشی پررنگ تر حرف می زنند، علایمی از خودشیفتگی را نشان می دهند. چنین رویکردی نشان می دهد که آنها برای دستیابی به اهدافشان به هر کاری دست می زنند و هر کسی که در مقابل راهشان قرار گیرد را زیر پا می گذارند. نیروهای تازه استخدام شده باید سعی کنند در شغل جدید خود حرفه ای شوند و از انتظارات فراتر روند. حفظ عملکرد خوب بهترین راه کسب اعتماد و احترام سایرین است که به ترفیع شغلی در آینده منجر می شود.

۵٫ می توانم این کار را انجام بدهم، ولی انتظار نداشته باشید خیلی به خودم فشار بیاورم

نیروهای تازه استخدام شده ای که حداقل توان خود را در انجام وظایف به کار می گیرند، به ایجاد رابطه سودمند دو طرفه با کارفرمای خود متعهد نیستند. هر ارتباط جدیدی نیازمند تلاش بیشتری برای شکل گیری است. وقتی یک نیروی جدید به اینکه آیا کارفرما از عملکرد اولیه او احساس رضایت دارد یا خیر اهمیتی نمی دهد، باید انتظار افت تعهدپذیری آنها نسبت به کار را داشته باشید. این افراد در مواقع نیاز به کار بیشتر نیز قابل اعتماد نیستند. نیروهای جدید نباید فقط به برآورده کردن انتظارات بسنده کنند بلکه باید به دنبال راهی باشند که از انتظارات فراتر روند. این به معنی اضافه کاری نیست، بلکه به معنی افزایش بهره وری است تا بتوانند زمان و انرژی بیشتری را صرف عبور از سطح انتظارات در اختیار داشته باشند.

در هنگام استخدام نیروهای جدید به دنبال این علایم بگردید و هر چه زودتر جلوی ضرر را بگیرید. اگر هم خودتان یک نیروی تازه استخدام شده در یک کمپانی هستید، این نکات را در نظر داشته باشید تا بتوانید همکاری خو را به مدت طولانی تری در آن کمپانی ادامه دهید.

دیدگاه‌ها خاموش

ویژگی هایی که ثابت می کند در استخدام نیروی جدید اشتباه کرده اید

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۱٫۱۰ - ۵:۴۶ ٫ق٫ظ


وب‌سایت تک شات – پریسا قره گوزلو: در مدت ۹۰ روز اول همکاری یک نیروی جدید می توان تشخیص داد که آیا او می تواند به همکاری خود در آن شرکت ادامه دهد یا خیر. دانشکده مدیریت دانشگاه ماساچوست در تحقیقاتی دریافته است که هزینه استخدام و آموزش افراد معادل ۱٫۲۵ تا ۱٫۴ برابر حقوق سالیانه آنهاست. بنابراین استخدام افراد مناسب برای ثبات مالی کمپانی بسیار حایز اهمیت است. در نتیجه مدیران منابع انسانی باید در هنگام جذب نیروهای جدید به دنبال علایمی بگردند که نشان از ضعف عملکردی فرد دارد و سریعاً نسبت به رفع آن ضعف اقدام کنند. در هر صورت به فرد اجازه داده می شود در دوره ای آزمایشی و ۹۰ روزه وارد کار شود و در صورت عدم رضایت از عملکرد وی شرکت می تواند به همکاری او پایان دهد. دلیل این اقدامات این است که هیچ چیز به اندازه استخدام یک فرد اشتباه نمی تواند زمان، سرمایه و منابع یک کمپانی را در معرض خطر قرار دهد.

اغلب تصور می شود که عدم موفقیت یک نیروی تازه استخدام شده این است که او مهارت لازم برای انجام کار را دارا نیست. اما، تجربه نشان داده که این عدم موفقیت بیشتر از شخصیت فرد و نگرش او به آن شغل ناشی می شود. اگر فرد با فرهنگ حاکم بر کمپانی همخوانی نداشته باشد، کارمندانی که با این فرهنگ سازگار هستند به سختی می توانند با آن فرد کار کنند. آنها از کار با شخصی که نمی توانند به او اعتماد کنند و مورد احترامشان نیست لذت نمی برند. این امر بهره وری تیمی را کاهش می دهد که قطعا عملکرد را تحت تاثیر قرار می دهد.

 
در نهایت، مدیر باید مشخص کند که کدام نیرو ارتباط موجود در تیم را خدشه دار کرده است. با توجه به اینکه معمولا افراد جدید وارد تیمی می شوند که به خوبی با هم در ارتباط و مشغول کار هستند، اهمیت تاثیری که این فرد می تواند در گروه بگذارد  مشخص می شود. اگر شخص نتواند با افراد تیم ارتباط برقرار کند، اجبار سایر اعضا به برقراری ارتباط با او مشکلی را حل نمی کند و عاقلانه تر است که آن شخص حذف بشود و نیروی دیگری استخدام بشود.
 
 پنج ویژگی که ثابت می کند در استخدام نیروی جدید اشتباه کرده اید
در ادامه  با ۵ ویژگی رفتاری آشنا شوید که نشان می دهد همکاری نیروی جدید زیاد دوام نخواهد داشت.

۱٫ من از پس همه کاری برمی آیم

زمانی که نیروی جدید ادعا می کند که همه فن حریف است، این پیام را به سایر اعضا تیم می دهد که از آنها بهتر است. قطعا اعتماد به نفس حایز اهمیت است، اما فردی که ادعا می کند همه کاری بلد است، خطرناک است. توصیه می شود که کارمندان حوزه تخصصی خود را بشناسند و در آن محدوده کار کنند. به خاطر داشته باشید که همه اعضا تیم از تخصصی برخوردارند. در ۹۰ روز اول همکاری، نیروهای تازه استخدام شده باید متوجه تخصص اعضا تیم شوند تا بتوانند برای پیشبرد اهداف تیم تخصص های خود که می تواند مکمل مهارت های دیگران باشد را معرفی کنند.

۲٫ انتظارات و نیازهای من باید برآورده شوند

نیروی جدیدی که در خصوص اموری که می توان به او ارجاع داد و زمانی که می تواند کار کند محدودیت هایی را مشخص می کند، از نظر سایر اعضا تیم به عنوان فردی شناخته می شود که برای آنها کار بیشتری درست می کند. وقتی نیروی جدید پیش از آغاز کار فهرستی از ضروریات و الزامات را ارایه می دهد، در واقع کار دیگران را بیشتر می کند. یک نیروی جدید باید تمرکز خود را بر یادگیری روش هایی بگذارد که می تواند کار دیگران را تسهیل کند. هر چه ارزش کار شخص در تیم بیشتر باشد، به همان میزان هم سریعتر به عنوان یک عضو ضروری شناخته می شود.

۳٫ من فقط با افراد مهم صحبت می کنم

نیروهای جدید که فقط در هنگام مصاحبت با افراد “صاحب نفوذ” هیجان زده می شود، مناسب کار تیمی نیستند. آنها افرادی فرصت طلب هستند. اگر نیروی تازه استخدام شده علاقه ای برای آشنایی با منشی یا افراد سایر بخش ها نشان نمی دهد، یعنی از ارزش رعایت احترام یکایک افرادی که در موفقیت یک گروه نقش دارند بی خبر است. افراد تازه استخدام شده باید سعی کنند با تمامی اشخاصی که در کمپانی می بینند رابطه ای دوستانه برقرار کنند؛ کسی نمی داند در آینده به کمک کدامیک از این افراد نیاز خواهد داشت.

۴٫ منتظر ترفیع شغلی هستم

نیروهای جدیدی که از ترفیع و تصدی نقشی پررنگ تر حرف می زنند، علایمی از خودشیفتگی را نشان می دهند. چنین رویکردی نشان می دهد که آنها برای دستیابی به اهدافشان به هر کاری دست می زنند و هر کسی که در مقابل راهشان قرار گیرد را زیر پا می گذارند. نیروهای تازه استخدام شده باید سعی کنند در شغل جدید خود حرفه ای شوند و از انتظارات فراتر روند. حفظ عملکرد خوب بهترین راه کسب اعتماد و احترام سایرین است که به ترفیع شغلی در آینده منجر می شود.

۵٫ می توانم این کار را انجام بدهم، ولی انتظار نداشته باشید خیلی به خودم فشار بیاورم

نیروهای تازه استخدام شده ای که حداقل توان خود را در انجام وظایف به کار می گیرند، به ایجاد رابطه سودمند دو طرفه با کارفرمای خود متعهد نیستند. هر ارتباط جدیدی نیازمند تلاش بیشتری برای شکل گیری است. وقتی یک نیروی جدید به اینکه آیا کارفرما از عملکرد اولیه او احساس رضایت دارد یا خیر اهمیتی نمی دهد، باید انتظار افت تعهدپذیری آنها نسبت به کار را داشته باشید. این افراد در مواقع نیاز به کار بیشتر نیز قابل اعتماد نیستند. نیروهای جدید نباید فقط به برآورده کردن انتظارات بسنده کنند بلکه باید به دنبال راهی باشند که از انتظارات فراتر روند. این به معنی اضافه کاری نیست، بلکه به معنی افزایش بهره وری است تا بتوانند زمان و انرژی بیشتری را صرف عبور از سطح انتظارات در اختیار داشته باشند.

در هنگام استخدام نیروهای جدید به دنبال این علایم بگردید و هر چه زودتر جلوی ضرر را بگیرید. اگر هم خودتان یک نیروی تازه استخدام شده در یک کمپانی هستید، این نکات را در نظر داشته باشید تا بتوانید همکاری خو را به مدت طولانی تری در آن کمپانی ادامه دهید.

دیدگاه‌ها خاموش

داستان زندگی «نیکولا تسلا»، دانشمند نابغه‌ای که به حق خود نرسید

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۱٫۱۰ - ۵:۱۷ ٫ق٫ظ


وب‌سایت دیجیاتو – محسن عارفی: می‌گویند تاریخ را فاتحان می‌نویسند اما در واقع این جمله برای تسلی کسانیست که نامشان از قلم مورخان دور مانده است. برای سال های سال، کتب علمی، جریان الکتریسیته و برق را تنها به یک نام، یعنی «توماس ادیسون» نسبت داده ‌اند در حالیکه به نابغه ‌ای که تکنولوژی پیشگامانه او در زمینه برق واقعا توانست به جهان پیشرفته نیرو ببخشد، در تاریخ علم و دانش کمتر اشاره شده است.
تا پیش از ورود به قرن بیستم، برق همچنان یک کنجکاوی علمی محض باقی مانده بود و هنوز هم بسیاری نسبت به کارایی آن تردید داشتند اما این «نیکولا تسلا» بود که بیش از هر فرد دیگری این مسیر را تغییر داد. در حقیقت تحقیقات پیشگامانه تسلا در زمینه برق تنها بخشی از نوآوری‌ ها و اختراعات علمی بود که باعث شد تا وی در حد یک «الهه علم» در جهان مشهور شود.

داستان زندگی «نیکولا تسلا»، دانشمند نابغه ای که به حق خود نرسید

در واقع، «تسلا» نه تنها در کارها و پیشرفت های پیشینیان خود تحول ایجاد کرد، بلکه با پیشی گرفتن از دانشمندان معاصر خود، گامی بلندتر در این مسیر برداشت. همانطور که یک ستاره موسیقی باید برای رسیدن به عنوان «الهه موسیقی» جهان باید قطعاتی بی نظیر ساخت، در علم هم همین قانون صدق می کند چرا که باید آن قدر ماشین های نوآورانه و خلاقانه ساخت تا بلکه یکی از آنها به اختراعی علمی تبدیل شود.

علاوه بر تمامی این ها، چنین مخترعی باید ویژگی های متمایزی چون غیر عادی بودن، بصیرت و انگیزه و توان تحمل مشقت ها و ریاضت در راه علم را هم داشته باشد. در واقع، «نیوکلا تسلا» چنین فردی بود.

تسلا ظرفیت ها را مشاهده کرد

در عصری که دلار در جهان قدرت نمایی می کرد و دانشمندان و مهندسان آن دوره توانستند با تنها یک یا دو پیشرفت ساده و پیش پا افتاده برای خودشان امپراتوری کسب و کار درست کنند، تمرکز تسلا هرگز از کارش منحرف نشد. همین مسئله باعث شد تا او در عین پرکار بودن همچنان دانشمندی فقیر باقی بماند زیرا هرگز مانند هم قطارانش روی کسب درآمد در آن زمان متمرکز نشده بود.

در حالی که رقبای تسلا در «جنگ جریان» یعنی مبارزه میان اردوگاه های تسلا و ادیسون بر سر اینکه تکنولوژی کدام یک از این دو در نهایت می تواند تاج و تخت سلطنت انحصار برق را با چنگ و دندان حفظ کند، قرار داشتند، تمایل تسلا جهت دریافت بودجه برای پروژه بزرگ بعدی، برای چندمین بار از عزم این دانشمند در حفظ حق مالکیت معنوی اختراعات و پتنت های خود حکایت می کرد.

داستان زندگی «نیکولا تسلا»، دانشمند نابغه ای که به حق خود نرسید

تمرکز و دوراندیشی تسلا، تقریبا به همان نسبت که مخترعان به جامعه منفعت رساندند، به همان نسبت به ضرر او تمام شد. وی بر خلاف «توماس ادیسون» که از عموم جامعه برای اعتبارش هزینه کرد، از رسانه ها و مطبوعات برای تبلیغ و شهرت یا حتی حمله به مخالفانش و ایجاد موقعیت کسب و کار قدرتمند استفاده کرد.

از همه این ها مهم تر، دستاوردهای او حتی از یافته های سطحی هم قطارانش هم فراتر رفت. در عین حال، او جهت دریافت بودجه برای تامین هزینه های تحقیقات خود موانع بسیاری در پیش داشت. به عنوان مثال، تسلا پیشنهاد کرد تا از بدنه غیر فلزی و نارسانای ناوهای جنگی امواج الکتریسیته با فرکانس بالا منتشر شود اما نیروی دریایی ایالات متحده بودجه تحقیقاتی این پروژه را تصویب نکرد.

تسلا رویاهای بزرگی در سر داشت

تسلا نیز مانند مخترعان دیگری که جهان را تغییر دادند، فردی بصیر و ژرف اندیش بود و وقتی توانست این بینش را به سایر پیشگامان علم نیز منتقل کند، کم کم کارش گرفت و پیشرفت کرد. در سال ۱۸۹۳ میلادی، تسلا توانست با ارائه تئوری جریان نامتناوب (AC)، طرح پیشنهادی جریان مستقیم (DC) که ازسوی توماس ادیسون را که برای روشنایی بنای یادبود نمایشگاه جهانی کلمبیا در شهر شیکاگو ارائه شده بود، شکست دهد.

این اتفاق نه تنها این رویداد جهانی را به نقطه عطفی در «جنگ جریان ها» بدل کرد بلکه باعث شد تا تسلا بتواند بزرگترین رویاهایش نظیر رویای کودکی اش برای مهار نیروی آبشار نیاگارا، محقق کند.

حتی پس از آنکه تسلا توانست در قرارداد آبشار نیاگارا پیروز شود، گرچه اکثر حامیان وی، نسبت به عملکرد موفق ماشین های هیدرولیک تسلا تردید داشتند اما تسلا هیچ تردیدی در این باره نداشت. در نهایت، در نیمه شب ۱۶ نوامبر ۱۸۹۶ که سوئیچ ژنراتور برق هیدرولیک زده شد، ۳۴ کیلومتر آن طرف تر یعنی در شهر بوفالوی ایالت نیویورک چراغ ها روشن شد. طی تنها چند سال، برد پست برق نیاگارا تا ۶۴۴ کیلومتر آن طرف تر یعنی تا شهر نیویورک افزایش یافت و بدین ترتیب رویای نوجوانی تسلا محقق شد.

تسلا همچنین طرح کنترل یا دست کم کاتالیز هوا از طریق جریان الکتریسیته را نیز ارائه کرد. وی در این طرح انتقال جهانی برق و از رطیق آن انتقال اطلاعات را ارائه کرد که این طرح تسلا در حقیقت نمونه اولیه سیستم ارتباط بی سیم جهانی بود. وی در توجیه طرح خود به موسسه مالی اعتباری جی.پی. مورگان گفته بود که وقتی ارتباط بی سیم در سراسر جهان پیاده سازی و برقرار شود، زمین به یک مغز بزرگ تبدیل خواهد شد که می تواند در هر نقطه از آن پاسخگو باشد.

اشعه مرگ

البته از تمامی این بحث ها گذشته، نباید از کنار طرح «پرتو مرگ تسلا» نیز به سادگی عبور کرد. اشعه مرگ یا اشعه صلح، در واقع سلاحی بود که می توانست هر هواپیمایی را از فاصله صدها مایلی در آسمان سرنگون کرده یا روز هر پیاده نظامی را از کیلومترها دورتر جهنمی کند.

داستان زندگی «نیکولا تسلا»، دانشمند نابغه ای که به حق خود نرسید

در بحبوحه بالاگرفتن جنگ جهانی دوم، تسلا از دستیابی به سلاح «پرتو صلح» خبر داد و اعلام کرد که این سلاح می تواند برای همیشه به جنگ پایان دهد. وی از این سلاح که امروزه آن را با عنوان «سلاح ذرات پرتو» می شناسیم به چیزی مانند دیوار چین تشبیه کرد که به عنوان یک سلاح ضد جنگ می توانست از مرزهای ملی کشورها محافظت کند.

احتمال دستیابی قدرت های جهان به سلاح ذرات پرتو به خصوص پس از مرگ تسلا و گم شدن تعدادی از مقالات وی در این زمینه، سبب بروز جنگ سرد شد. طرح دفاعی ریگان یا برنامه «جنگ ستارگان» سبب مشهور شدن سلاح های لیزری شد اما سازمان «پروژه‌های تحقیقاتی پیشرفته دفاعی» (DARPA) در اوایل سال ۱۹۵۸ میلادی در این باره شروع به مطالعه کرد.

تسلا و ضعف های عجیبی که داشت

چه خوب چه بد، مرموز یا عجیب و غریب بودن، یکی از خصوصیات همیشگی نوابغ است که تسلا نیز از این قاعده مستثنی نبود. برخی بر این باورند که تسلا مهمترین اختراعاتش، مانند موتور القایی را به تنهایی و با نیروی تفکر خودش اختراع کرده است. برخلاف ادیسون که مسایل را با استفاده از نمونه های اولیه، آزمون و خطا یا تکرار روش سایرین حل می کرد، تسلا دریافته بود که راه حل های مهم بعضی وقتها ناگهان در ذهنش جرقه می زند.

تسلا، به خاطر همین روحیه مبتلا به مشکلات بینایی، توهم شنوایی و همین طور حساسیت به ارتعاشات و نور شدید شد. او همچنین یک ترس عجیب داشت و آن هم ترس از اشیاء کروی نظیر گوشواره مروارید زنانه و وسواس عجیب روی عدد ۳ بود به طوری که همه چیز، از ساندویچ گرفته تا فضای اتاقش را بر عدد ۳ تقسیم می کرد.

مشکل دیگری که این مخترع از آن رنج می برد، ترس و انزجار از میکروب بود. بنابراین رژیم غذایی خود را به خوردن غذاهای جوشانده محدود کرد. گفته می شود که این ترس زمانی در تسلا شکل گرفته که یکی از همکارانش آب نجوشیده را در زیر میکروسکوپ به او نشان داد. این فیزیکدان پا به سن گذاشته، در اواخر زندگانی اتاق هتل محل اقامتش کبوتر نگه می داشت اما بسیار آراسته تر از هر زمان دیگری لباس می پوشید. این رفتارهای دوگانه باعث شد تا برخی نسبت به سلامت روانی او دچار تردید شوند.

هرچند این خصوصیات عجیب هم باعث نشد تا تسلا گوشه گیر شود به طوری که خبرنگاران و دوستانش نیز همچنان از او به عنوان فردی فروتن، جذاب و خوش مشرب یاد می کردند.

«تسلا»، واحد اندازه گیری که به افتخارش ثبت شد

تسلا نیز مانند «کارل فردریش گاوس» نام خود را به واحد جریان مغناطیسی در سیستم بین المللی یکاها که به اختصار SI خوانده می شود، بخشیده است. همچنین یک تسلا را می توان به عنوان واحدی برای القای الکترو مغناطیسی در نظر گرفت.

زمانی هم از جریان فرکانس بالا با عنوان جریان های تسلا یاد می شد. یک تسلا برابر است با چگالی شارش یا وبر بر متر مربع یا ۱۰ هزار گاوس که دانشمندان اغلب برای اندازه گیری میدان های مغناطیسی ضعیف تر از گاوس و برای اندازه گیری میدان های مغناطیسی قوی تر، نظیر آنچه که در دستگاه‌ های MRI جریان دارد، از واحد تسلا استفاده می کنند. یک وبر نیز واحد شارش مغناطیسی است که می توان از آن به عنوان میزان انرژی مغناطیسی که از واحد یک سطح، مثلا سطح آهنربا عبور می کند نیز یاد کرد.

بد نیست بازهم به چند سطر قبل یعنی جایی که «القاء» را تعریف کردیم برگردیم و ببینیم که چگونه تغییر میدان مغناطیسی می تواند سبب شارش جریان ها در یک رسانا شود؟

یک وبر، میزان جریان این انرژی مغناطیسی است که برای القا یک ولت جریان برق در یک حلقه سیم لازم است. در واقع این تعریف کمی اختصاصی تر از آن است. از این تعریف اینگونه بر می آید که مثلا در یک ثانیه و با یک مقدار ثابت جریان یا شارش را به صفر کاهش دهید. حتما برایتان این سوال پیش آمده که واحد وبر از کجا برگرفته شده است؟ واحد وبر در حقیقت به افتخار «ویلهلم ادوارد وبر»، فیزیکدان آلمانی به دلیل فعالیت موثرش روی شارش مغناطیسی و اختراع تلگراف الکترومغناطیس در سال ۱۸۳۳، نام گذاری شده است.

او یک عالم پر عمل بود

تسلا در عمر حرفه ای طولانی خود بیش از ۱۱۱ پتنت در آمریکا و بیش از ۳۰۰ پتنت در سطح جهانی به ثبت رساند. وی همچنین هنگامی که روی جریان الکتریسیته ولتاژ بالا مطالعه می کرد و قصد بهبود عملکرد و بازدهی لامپ های ساخته شده توسط ادیسون را داشت که تنها ۵ درصد بازدهی داشتند، توانست برخی از اولین نمونه از لامپ های نئون را اختراع کند.

تسلا این لامپ ها را در سال ۱۸۹۳ و در همان نمایشگاه کلمبیا که در ابتدای مقاله به آن اشاره کردیم، به نمایش گذاشت. وی این لامپ ها را به افتخار دانشمندان مورد علاقه اش یعنی «میشل فارادی» و «جیمز کلرک ماکسول» نام گذاری کرد. او همچنین نسل اولیه لامپ های فلوروسنت را که با استفاده از امواج الکتریسیته و از طریق بی سیم روشن می شد، ارائه نمود.

اختراع و معرفی خودروهای هدایت شونده از طریق امواج رادیویی توسط تسلا باعث شد تا نام او در زمره پیشگامان علم رباتیک قرار گیرد. در حقیقت، دانشمندان از «خودروی کنترل از راه دور» تسلا به عنوان نخستین گام در ورود به عرصه رقابت ربات ها نام می برند هر چند این خودرو هیچگونه برنامه ریزی یا قابلیت خود هدایت شونده ای نداشت و تنها یک خودروی کنترل از راه دور بود.

تسلا همچنین یک توربین بدون پره منحصر بفرد طراحی کرد؛ سرعت حرکت این توربین آنقدر بالا بود که صفحات داخل آن کج شد. هرچند تسلا هرگز این مشکل را حل نکرد اما اختراع مواد اولیه مدرنی نظیر کولار، کامپوزیت کربن و پلاستیک اشباع شده با تیتانیوم یا کامپوزیت تیتانیوم، باعث شد تا برخی از مهندسان، کار نیمه تمام تسلا را به اتمام رسانند.

تسلا همچنین در سال ۱۸۹۶، به فاصله کمی پس از آنکه «ویلهلم رونتگن» آلمانی اشعه اکس را کشف کرد، از ثبت نخستین عکس با استفاده از اشعه اکس خبر داد.

داستان زندگی «نیکولا تسلا»، دانشمند نابغه ای که به حق خود نرسید
 

او به ما رادیو بخشید

هرچند رادیو از دل اکتشافات و اختراعات بیرون آمد اما تلاش تسلا برای اصلاح ساختاری تکنولوژی به کار رفته در آن باعث شد تا از او با عنوان پدر رادیو یاد شود. همچنین، فعالیت های این دانشمند نخبه در این زمینه منجر به افزایش عطش او برای انتقال انرژی به طریق بی سیم شد. این تقریبا همان کاری است که رادیو انجام می دهد.

تسلا نه تنها نخستین پتنت رادیو را به ثبت رساند بلکه در سال ۱۸۹۳ میلادی یعنی درست دو سال قبل از آنکه «مارکونی» دست به آزمایش رادیو بزند، در یک سخنرانی با نمایش نحوه ارتباط رادیویی، چگونگی کار کردن رادیو را شرح داد. تا اواسط سال ۱۸۹۴ میلادی، او اقدام به ساخت و آزمایش یک ایستگاه فرستنده رادیویی کوچک کرد.

همانند اختراع ژنراتور القایی و ترانسفورماتور، تسلا اساس کار خود را بر مبنای یافته های پیشینیان خود، اما با چشم اندازی بی نظیر قرار داد. «جیمز کلرک ماکسول» امواج الکترومغناطیس را فرضیه سازی کرد و «هاینریش هرتز» دریافته بود که چگونه این جریان را منتقل کند اما سیم پیچ (کوئل) تسلا و مدار ۴ کاناله تسلا برای انتقال و دریافت امواج بود که اختراع رادیو را محقق کرد.

در واقع، ایده انحصاری تسلا معرف تنها راه اساسی است که همچنان از طریق آن امواج رادیویی را ارسال و دریافت می کنیم. تسلا همچنین در زمینه رادیوکنترل، همان ایده ای که در تاریخ ۸ نوامبر ۱۸۹۸ میلادی به ثبت رساند و در همان سال در نمایشگاه برق و الکترونیک که در باغ میدان مدیسون (Madison Square Garden) برگزار شد، آن را ارائه کرد.
آزمایشگاه سری

درست مثل دانشمندان نخبه فیلم های هالیوودی نظیر فیلم های «جیمز باند»، همه دانشمندان خبره نیازمند آزمایشگاه های مخفی هستند که ترجیحا در مناطق دور دست خارج از شهر قرار دارد و به امکانات عجیب و کاملی مجهز است؛ تسلا نیز دو آزمایشگاه اینچنینی داشت. در سال ۱۸۹۹، تسلا یک لابراتوار در «کلرادو اسپرینگز» احداث کرد تا در آنجا به مطالعه روی جریان ولتاژ و فرکانس بالای الکتریسیته بپردازد.

داستان زندگی «نیکولا تسلا»، دانشمند نابغه ای که به حق خود نرسید

در یکی از آزمایشات تسلا، یک دکل فلزی ۱۲ متر و ۸۰ سانتی متری جریان عظیم برق را به زمین منتقل کرد و در آزمایش دیگر، سیم پیچ تسلا توانست جرقه های الکتریسیته شبیه صاعقه را تا شعاع بیش از ۳۰ متری در اتاق پراکنده کند که این آزمایش تسلا ژنراتور شرکت برق کلرادو اسپرینگز را از کار انداخت و شهر را در خاموشی فرو برد.

وقتی تسلا در کمپانی کلرادو اسپرینگز فعالیت می کرد توانست وجود امواج ایستگاه های زمینی را اثبات کند که زمین با این وسیله می تواند انرژی را با یک فرکانس الکتریسیته مشخص انتقال دهد. او این فرضیه را با روشن کردن ۲۰۰ لامپ از فاصله ۴۰ کیلومتری اثبات کرد. تا جایی که می دانیم، برخلاف آنچه که در فیلم «پرستیژ» نمایش داده شد، تسلا هیچ گاه روی انتقال بشر از طریق جریان الکتریسیته کار نکرده است.

تسلا، چند سال بعد، دومین آزمایشگاه سری خود را در «واردن کلیف» احداث کرد که این آزمایشگاه به خانه اش در منهتن نزدیک تر بود. این سازه ۴۵ تنی ۵۷ متر ارتفاع داشت که یک دکل انتقال امواج روی یک چاه با عمق ۳۷ متری نصب شده بود و ۱۶ لوله آهنی نیز تا عمق ۹۱ متری زمین کار گذاشته بود. تسلا قصد داشت با استفاده از میله های مخصوصی که می توانست انرژی زمین را جذب کند، برق را به کل سیاره خاکی منتقل کند و بدین ترتیب تمام زمین روشن می شد.

سرگذشت غم انگیز نیکولا تسلا

ما به نوابغ، بیشتر به خاطر رنج و دشواری هایی که کشیده اند ارج می گذاریم تا به خاطر فتوحاتشان؛ شاید این مساله باعث شود تا بهتر درک کنیم که این درخشش به راحتی و بدون هزینه حاصل نشده است. تسلا، به عنوان یک بیگانه، در عصر بدی زندگی می کرد؛ او وارد یک نبرد نابرابر با دانشمندان ثروتمند و آنهایی که با تجار ارتباطات بهتری داشتند، شده بود.

در دوره تسلا، ادیسون توانست با لکه دار کردن نامش، شهرت اختراع جریان برق را از او بگیرد. از سوی دیگر مارکونی هم در بازار رادیو و هم در دریافت جایزه نوبل، توانسته بود با استفاده از تکنولوژی خود تسلا او را شکست دهد. همچنین «جورج وستینگهاوس»، کارخانه دار ثروتمند توانسته بود با استفاده از حق ثبت اختراعات تسلا، برای خود امپراتوری بسازد.

اما در این میان، وفاداری تسلا به عشق اولش یعنی «علم» و «پیشرفت»، به قیمت از دست دادن شهرت، دارایی و به اعتقاد برخی، سلامت عقلش تمام شد. در واقع، بنظر می رسد به دنبال ناتوانی در جذب حمایت مالی موسسه جی.پی. مورگان و به دنبال آن نابودی رویای «واردن کلیف»، تسلا دچار یک اختلال عصبی جدی شد. او درحالی که سوی چشمانش را از دست داده بود، نا امیدانه و بدبینانه می گفت: «این یک رویا نیست بلکه یک پیروزی معمولی در مهندسی برق است، فقط کمی گران است».

تسلا به جهان برق داد

سیستم ابداعی تسلا یعنی ژنراتورها، موتورها و ترانسفورماتورهای جریان متناوب به صنایع جهان نیرو بخشید، چراغ خانه هایمان را روشن کرد و منجر به ساخت وسایل برقی مدرن شد. اما با این حال، این ادیسون بود که به لطف ابداع جریان مستقیم (DC) که امروز عمدتا در باتری ها از آن استفاده می شود، مشهور شد.

ادیسون نمی توانست راهی برای انتقال جریان DC‌ به مسیرهای دور دست پیدا کند. او همچنین در تبدیل جریان متناوب تولید شده توسط دینام ساخته خودش، به جریان مستقیم ناتوان بود. راه حلی که ادیسون برای این مشکل در نظر گرفته بود استفاده کموتاتور یا جابجاگرها بود که برس های موجود در آن باعث می شد تا جریان برق تنها در یک مسیر حرکت کند اما این کموتاتورها مقاومت ناکافی داشته و به تناوب باید تعویض می شدند.

این در حالیست که ژنراتور ابداعی تسلا نیاز به چنین عملکرد دست و پاگیری نداشت؛ علاوه بر این، سیستم تسلا می توانست ولتاژ را برای انتقال به مسافت های طولانی تقویت کند سپس با رسیدن به مقصد ولتاژ را به سطح مناسب جهت استفاده خانگی و صنعتی کاهش دهد.

در این زمینه می توان به موتور برقی پبشگامانه ای که توسط «زنوب تئوفیل گرام»، مهندس بلژیکی ساخته شد، اشاره کرد. در حالی که ادیسون و سایرین سعی داشتند به شکل ناکارآمدی این افسار دستگاه را به سمت جریان مستقیم (DC) مهار کنند، تسلا با افزودن مدار دومی که جریان را متناوب می کرد، این ژنراتور را متحول ساخت و توانست یک طرح اولیه برای سیستم چند فازی و موفق خود ایجاد کند.

ترانسفورماتور نیز مانند ژنراتور توسط مایکل فارادی اختراع شد اما هر دو دستگاه تا زمانی که هنوز تسلا ظرفیت آنها را آزاد نکرده بود، همچنان کمرنگ باقی مانده بودند تا آنکه تسلا با این کار خود توانست استفاده برق را برای تمام جهانیان ممکن سازد.

داستان زندگی «نیکولا تسلا»، دانشمند نابغه ای که به حق خود نرسید

تسلا قهرمان بسیاری از ماست و جالب اینجاست که امروز نام و شهرت او امروز بیش از هر زمانی در میان نسل جوان شنیده می شود اما در عین حال، شایعات و داستان های جعلی که از سوی دشمنان ادیسون و تسلا علیه طرفین ساخته شده، به این مشکلات دامن زده است. اما شاید تلاش ها و اختراعات تسلا، بیش از سایر دانشمندان و مخترعان با هاله ای از بی اطلاعی پوشیده شده و شاید این شایعات نخستین بار توسط کسانی به راه افتاده که می خواستند جایگاه او را غصب کنند و بعدها این شایعات توسط افرادی که می خواستند اشتباه خود را سرپوش گذارند یا ادیسون و وستینگهاوس را شیطانی جلوه دهند، تکرار شد.

اما حقیقت این است که تسلا ایده هایی به مراتب بیشتر از آنچه که توان و فرصت آزمایش آنها بود، در اختیار داشت و مخترعان همچنان در یادداشت های او به دنبال رد پا هستند. برخی ایده های تسلا، نظیر ذرات پرتوی او، بنظر دقیق و عملی می رسد درحالی که سایر ایده های او نظیر جت عمود پرواز (V/STOL) و رادار اولیه اش، همچنان قابل بحث هستند.

قطعا اگر تسلا بودجه کافی دریافت کرده بود، می توانست تمام اشتباهات سهوی و مسیرهای بن بستی که رفته بود، پیش از اجرا از طریق آزمایش و آزمون و خطا رفع کند اما او این امکان را پیدا نکرد. در عوض، ادیسون و وستینگهاوس که هر دو افراد پیچیده و زرنگی بودند، توانستند با شایعه پراکنی و اتهام علیه تسلا، بیش از آنچه که لایقش بودند، برای خود شهرت دست و پا کنند.

اما باز هم شاید این مساله بود که سبب شد تا تسلا به الهه علم در جهان تبدیل شود، چرا که او تمام فرقه ها، از مریدان واقعی تا متعصبان گرفته تا بدبینان را پذیرا بود. حالا شما طرفدار هر کدام طرف باشید، انتخاب میان تسلا و ادیسون مثل انتخاب میان بیتلز یا رولینگ استون یا بنز و بی ام و است.

دیدگاه‌ها خاموش

وقتی نمی‌توانید به آرزویتان برسید چه باید بکنید

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۱٫۰۹ - ۵:۵۱ ٫ق٫ظ


وب‌سایت مردمان: خیلی هیجان زده‌اید. آرزویی دارید که باید به آن برسید. به همین خاطر همه انرژی و وقتتان را برای به واقعیت تبدیل کردن این آرزو می‌گذارید. ولی با گذشت زمان حتی به آن نزدیک هم نمی‌شوید. به همین خاطر انرژی‌تان کم‌کم کمتر می‌شود و وسوسه می‌شوید که از تلاش دست بکشید.

شور اولیه‌تان فروکش کرده است ولی خودتان را به زور جلو می‌کشید. لحظه به لحظه، ساعت به ساعت، روز به روز، سال به سال تا اینکه یک روز می‌بینید که دیگر نمی‌توانید ادامه دهید. ناامید می‌شوید چون نتوانسته‌اید به آرزویتان دست پیدا کنید.

حالا چه باید بکنید؟ قدم بعدی‌تان چیست؟ به نقطه‌ای رسیده‌اید که از کاری که می‌کنید متنفرید. مطمئن نیستید که اصلاً این آرزو را می‌خواهید یا نه.

اگر شما هم در این موقعیت گیر کرده‌اید و به قدم بعدی‌تان فکر می‌کنید و اینکه دست بکشید یا نه، یک لحظه صبر کنید. دست نکشید.

 
وقتی نمی‌توانید به آرزویتان برسید چه باید بکنید 
احتمالاً آرزوی اشتباهی داشته‌اید

قبل از اینکه از آرزویتان دست بکشید، آیا به این فکر کرده‌اید که ممکن است آرزوی اشتباهی داشته‌اید؟ ما معمولاً انگیزه بسیار زیادی را روی آرزو داشتن می‌گذاریم ولی هیچکس درمورد داشتن آرزوهای اشتباه حرف نمی‌زند. تصور این است که تا زمانیکه آرزویی داشته باشید، می‌توانید به آن دست پیدا کنید ولی به این سادگی‌ها که تصور می‌کنید نیست.

امیدوارم که با این حرف ناراحتتان نکرده باشم، ولی این حقیقت دارد. آدمها ممکن است به روش‌های مختلفی آرزوهای اشتباه داشته باشند. مثلاً آرزوی خیلی‌ها را پدر و مادرشان ساخته‌اند یا حتی دوستان و معلمانشان.

حتی دوستی را می‌شناسم که می‌گفت آرزو دارد پزشک شود و وقتی از او پرسیدم چرا، گفت که مادرش به او گفته است که برایش بهتر است. بعد درمورد آرزوی مادرش برایمان حرف زد.

آیا آرزوی شما هم آرزوی فردی دیگر است؟ اگر اینطور است، دیگر وقتش رسیده که آرزوی خودتان را داشته باشید. ولی اگر آرزویتان آرزویی اشتباهی نیست و باز هم نمی‌توانید به آن دست پیدا کنید، آنوقت:

دوباره به آرزویتان فکر کنید

وقتش رسیده که بنشینید و بیشتر به آرزویتان فکر کنید.

من عاشق داستان جوزف خیالباف هستم. جوزف وقتی بچه‌تر بود آرزو می‌کرد که همه خانواده‌اش به او تعظیم کنند. او به آرزویش رسید ولی نه به آن روشی که برایش برنامه‌ریزی کرده بود. هیچوقت انتظار نداشت که برده‌ای در سرزمینی ناشناخته شود و انتظار هم نداشت که زندانی یا مرد دست راست پادشاه یونان شود. ولی به آرزویش رسید.

شما از این داستان سه درس می‌گیرید.

۱. گاهی‌وقت‌ها آرزویتان را خوب نمی‌شناسید. جوزف آرزویش را به خانواده‌اش محدود کرده بود ولی چیزی که به دست آورد بسیار بزرگتر بود. اگر تصور می‌کنید به آرزویتان نرسیده‌اید، شاید به این خاطر است که آرزوهایتان را با دانشتان از آنطور که باید باشد محدود می‌کنید. شاید آرزویتان بسیار بزرگتر از چیزی باشد که تصورش را دارید.

۲. شاید دنیا به استقبال آرزوی شما نمی‌آید. استیو‌ جابز رویای اپل را در سر داشت ولی سرمایه‌گذارانی که او را از کمپانی‌های خود بیرون کردند استقبال خوبی از رویای او نداشتند. ولی با گذشت زمان، او توانست به آرزویش حامه عمل بپوشاند. با آرزویتان صبور باشید. به آن زمان بدهید. برای آن تلاش کنید و مطمئن باشید که به آن خواهید رسید.

۳. فقط آرزو داشتن کافی نیست، باید خودتان را برای‌ آن آماده کنید. باید درک کنید که فرآیند رسیدن به آرزوها یک سفر راحت و سریع نیست. گاهی‌اوقات آرزوی شما درست در زمان تسلیم‌شدنتان به واقعیت تبدیل می‌شود. باید برای همه چیز آماده باشید. یاد بگیرید، تلاش کنید و تماشا کنید که چطور آرزویتان به واقعیت تبدیل می‌شود.

حرفمان را با یک سوال تمام می‌کنیم، آیا باور دارید که بعضی آرزوها اشتباهی هستند؟ فکر می‌کنید چطور ممکن است افراد آرزوهای اشتباهی برای خود داشته باشند؟

دیدگاه‌ها خاموش

بازاریابی به سبک ابر برندهای سیلیکون‌ ولی

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۱٫۰۹ - ۵:۳۳ ٫ق٫ظ


وب‌سایت شنبه – فهیمه خراسانی: سیلیکون‌ولی با داشتن ابر‌برندهایی که به صورت برجسته‌ای در زمینه فناوری‌های جدید فعالیت می‌کنند، جایگاه مهمی را در اقتصاد و تجارت جهانی پیدا کرده است، به طوری که می‌توان آن را نبض تپنده شرکت‌های انفورماتیک جهان قلمداد کرد.
 
این دره با داشتن طول و عرضی برابر با ۴۵ و ۱۵کیلومتر، شرکت‌های چندملیتی بزرگی همچون یاهو، گوگل، ایسوس، ای‌بی، اینتل، اوراکل، اپل، مایکروسافت و … را در خود جای داده و به جرأت می‌توان گفت که بسیاری از فناوری‌های جدید جهان در حوزه فناوری اطلاعات، در این دره رقم می‌خورند.
 
 بازاریابی به سبک ابر برندهای سیلیکون‌ولی
در این گزارش تلاش خواهیم کرد تا با معرفی چند کمپین موفق تبلیغاتی شرکت‌های برجسته سیلیکون‌ولی، راهکارهای تبلیغات برندهای جهانی را با هدف انتقال تجربه بررسی کنیم. بانک سیلیکون‌ولی، از جمله شرکت‌هایی است که یکی از تبلیغات نسبتا قدیمی‌تر آن را در این گزارش به عنوان نمونه‌ای از کمپین‌های تبلیغاتی چاپی و سنتی شرکت‌های موجود در سیلیکون‌ولی معرفی می‌کنیم. در ادامه نیز به معرفی کمپین‌های بازاریابی مدرن‌تری خواهیم پرداخت که از طریق شرکت‌های اپل، گوگل و ای‌بی راه‌اندازی شده‌اند.

ما مردم را می‌شناسیم: نمونه یک کمپین سنتی در سیلیکون‌ولی

بانک سیلیکون‌ولی (SVB‌) که در سال ۱۹۸۳ در منطقه سانتا‌کلارا واقع در کالیفرنیا تأسیس شده است را می‌توان از جمله شرکت‌های این دره محسوب کرد که خدمات مالی متنوعی را به مشتریان خود در سراسر جهان ارائه می‌دهد. این شرکت با شناختن بازارهای تخصصی و کسب اطلاعات لازم درباره جایگاه آنها در بازار، خدمات گسترده‌ای را به شرکت‌های مراجعه‌کننده خود در زمینه امور مالی و تجاری ارائه داده و هم‌اکنون با داشتن دفاتر متعدد، طیف گسترده‌ای از شرکت‌های بزرگ جهانی را به عنوان مشتریان خود، پوشش می‌دهد.

با توجه به اهمیتی که این شرکت در زمینه رشد و ظهور شرکت‌های مختلف در تجارت جهانی دارد، در اینجا به یکی از کمپین‌های اولیه این شرکت اشاره می‌کنیم که با عنوان «ما مردم را می‌شناسیم» شکل گرفته است. این کمپین که به صورت تبلیغات چاپی عرضه شده بود، با شعار مذکور، یعنی شناختن مردم، منعکس‌کننده توانایی‌های منحصر‌به‌فرد شرکت بانک سیلیکون‌ولی بوده که شامل پوشش دادن شبکه‌ گسترده‌ای از  مشتریان، داشتن شرکای مختلف در بازارهای تکنولوِژی جهانی و سهام‌های خصوصی است.
بانک سیلیکون‌ولی که با عنوان اختصاری SVB نیز شناخته می‌شود، با تأکید بر این نکته که از شیوه‌های بانکداری سنتی فاصله گرفته و خدمات مالی جدید و نوآورانه‌ای را به مشتریان خود ارائه می‌دهد، کمپین مذکور را راه‌اندازی کرده است، چراکه انتخاب شعار «ما مردم را می‌شناسیم» بیانگر این نکته است که این شرکت مردم جهان امروز را که در فضایی مدرن زندگی می‌کنند و علوم جدید الکترونیکی و کامپیوتری را به خوبی درک کرده‌اند، می‌شناسد و مطابق با نیازها و سبک زندگی آنهاست که خدمات بانکداری جدید خود را ارائه می‌دهد. در واقع شعار دیگری که در پشت این کمپین تبلیغاتی نهفته شده، این نکته است که خدمات SVB فراتر از بانکداری سنتی بوده و روش‌های نوین مالی و تجاری از مهم‌ترین راهکارهایی است که این شرکت به مشتریان خود عرضه می‌کند.
از ویژگی‌های مهم دیگری که در این کمپین چاپی به چشم می‌خورد، ساده بودن و محاوره‌ای بودن شعار آن است که در عین حال با سطح پیچیده‌ای از عکاسی حرفه‌ای نیز ادغام شده و یک بنر تبلیغاتی را به وجود آورده است که در عین سادگی، حرفه‌ای نیز به نظر می‌رسد. انتخاب مجلات بانفوذ و روزنامه‌های مطرح نیز برای نمایش تبلیغ مذکور از دیگر نقاط قوت این کمپین به شمار می‌رفتند، ضمن اینکه انتخاب شهرهای اقتصادی مطرح جهان مانند شانگهای چین و یا آگرا در هند، که شرکت‌های بزرگ تجاری را در خود دارند نیز از دیگر گزینه‌هایی به شمار می‌رفت که کمپین تبلیغاتی SVB به خوبی به آنها توجه کرده و مناطق مذکور را در معرفی تبلیغات خود، از نظر دور نداشته است.

دیدگاه‌ها خاموش

طراحی محصول و اهمیت آن در بازاریابی

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۱٫۰۸ - ۳:۱۸ ٫ق٫ظ


وب‌سایت آی بازاریابی: اگر به معنای واقعی کلمه دستگاه‌های لپ‌تاپ امروزی را با دستگاه‌های کامپیوتر رومیزی قدیمی‌تر مقایسه کنید به‌خوبی متوجه می‌شوید که آن‌ها تنها دو نوع طراحی از یک محصول ثابت هستند و آن‌هم کامپیوترهای شخصی هستند. بااین‌وجود، در چند سال گذشته به‌خوبی مشاهده کرده‌ایم که  سهم از بازار کامپیوترهای رومیزی به‌شدت کاهش‌یافته و سهم لپ‌تاپ‌ها به‌شدت افزایش‌یافته است. همه این‌ها تنها به دلیل ایجاد یک تغییر کوچک در طراحی محصول است.

طراحی محصول ازآنجایی‌که موجب ایجاد تمایز یک برند از برندهای دیگر می‌شود، اصولاً برای هر برند و سازمانی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. مثلاً همیشه بین گوشی موبایل تولیدشده توسط برند اپل و نوکیا برای ما تفاوت وجود دارد، یا مثلاً بین خودرو تولیدشده توسط مرسدس بنز و پژو و دلیل این موضوع هم این است که طراحی محصول این دو برند با یکدیگر تفاوت دارد.

طراحی محصول شیوه‌ای است که بر اساس آن شما ویژگی‌های و مزایای یک محصول را مرتب و منظم می‌کنید تا درنهایت در یک بسته به مشتری عرضه شود. طراحی به‌نوبه خودش می‌تواند یک مزیت به‌حساب بیاید. مثلاً زمانی را مردم در حدود ۴۰ سال پیش برای گوش دادن به موسیقی عادت به حمل یک دستگاه ضبط‌صوت بزرگ داشتند، برند سونی اقدام به طراحی و عرضه محصولی به بازار کرد که در آن زمان واکمن نام داشت که همان ضبط‌صوت‌های قدیمی در ابعاد بسیار کوچک بود.

این وسیله تنها یک تغییر در طراحی محصول بود که یک فناوری جدید را عرضه می‌کرد. پس‌ازآن اپل پا به عرصه گذاشت و با تغییر طراحی این محصول دستگاهی متفاوت به نام آی‌پاد را به بازار معرفی کرد که این بار هم سهم زیادی از بازار را از آن خود کرد و درنهایت امروز گوشی‌های هوشمند در حال گرفتن سهم بازار از آی‌پاد هستند.

اهمیت طراحی محصول برای بازاریابی

دلایل مختلفی وجود دارد که بر اساس آن طراحی محصول می‌تواند ازنقطه‌نظر بازاریابی برای یک سازمان مهم تلقی شود.

وقتی‌که با یک رقیب مقایسه انجام می‌شود، اگر دارای طراحی محصول بهتری باشید، محصول شما در بازار نسبت به محصول رقیب بهتر و بیشتر انتخاب می‌شود. به عبارتی طراحی محصول یکی از دلایل اصلی برای کشش جمعیت خصوصاً در بازارهای فناوری محور همانند لپ‌تاپ و یا گوشی‌های هوشمند است. حتی در حوزه ماشین‌آلات سنگین و خدمات نیز، طراحی نقش قابل‌توجهی را بازی می‌کند، چراکه در عمل همین تفاوت است که موجب نشان داده شدن کارایی یک محصول می‌شود.

 
طراحی محصول و اهمیت آن در بازاریابی چیست؟

طراحی می‌تواند به شکل‌های مختلف مطرح شود و هرقدر طراحی موردنظر در بازار با استقبال بیشتری روبرو شود، اعتبار بیشتری برای برند و سازمان موردنظر در بازار ایجاد می‌شود. مثلاً نوکیا در ابتدا تنها یک برند بود که بر اساس بازخورد دریافت شده از مشتریان تحت عنوان “گوشی‌های کاربرپسند” ایجادشده بود که درواقع می‌توان گفت یک مانور طراحی محصول بود.

بسته‌بندی هم نقش مهمی را در طراحی محصول بازی می‌کند، چراکه آخرین نقطه تأثیرگذار بر روی مشتری بوده و همچنین آخرین نقطه فروش برای یک شرکت در نظر گرفته می‌شود. بسته‌بندی خوب و مناسب در طراحی محصول درواقع می‌تواند تأثیر بسیار خوب و مثبتی داشته باشد.

درزمانی بررسی طرحی محصول بسیار اهمیت دارد که سرمایه‌گذاری انجام‌شده را در کنار بازگشت سرمایه مدنظر قرار دهیم. مثلاً سونی زمانی محصولی را طراحی کرده بود تحت عنوان “Evilla” که کاربردی مانند مودم‌های وای فای داشته و امکان دسترسی مردم در نقاط مختلف منزل را فراهم می‌کرد، اما مسئله‌ای که بود وزن این محصول آن‌قدر زیاد بود که مردم در زمان نیاز قادر به جمل و جابجایی آن در منزل نبودند و به همین دلیل کاربرپسند نبودن پس از مدتی مقبولیت خود را از دست داد و در طی چند ماه پس از معرفی به بازار، با شکست سختی مواجه شد.

تأثیر طراحی محصول بر روی رفتار مشتری

تا آنجایی که بررسی‌ها نشان می‌دهد طراحی محصول تأثیر بسیار زیادی بر روی رفتار مصرف‌کننده دارد. مثلاً برندهایی مانند لوئیس ویتون ، رولز رویس، بی ام دابلیو و … همه و همه بر اساس مفهوم و مدل طراحی محصول ساخته می‌شوند.

این برندها عموماً در محصولات خود ویژگی‌هایی را ارائه می‌کنند که پیش از آن‌ها توسط هیچ برند دیگری ارائه نشده است. درنتیجه برندی که بیشتر و بیشتر در رابطه با طراحی محصول سرمایه‌گذاری می‌کند و مشتریان را در فرایند طراحی محصول دخالت می‌دهد، مطمئناً از نرخ بازگشت سرمایه بالاتری در بازار برخوردار شده و بیشتر از هر برند دیگری مورد انتخاب مشتریان واقع می‌شود.

فرایند طراحی محصول

طراحی محصول عمدتاً شامل سه مرحله مختلف می‌شود:

۱- تحلیل / مشاهده

در این مرحله باید به بررسی و مشاهده مشتریان خود بپردازید تا به رفتار آن‌ها پی ببرید و مواردی که به‌عنوان یک مانع در فرایند خرید آن‌ها تلقی می‌شود را پیدا کنید. گاهی برخی از بازاریابان ممکن است این مرحله را از فرایند کار و طراحی خود حذف کنند (مانند استیو جابز)، چراکه تصور می‌کنند که این وظیفه مشتری نیست و درواقع مشتری قادر به تشخیص و تعیین اینکه به چه نیاز دارد، نیست.

۲- مفهوم / ایده پردازی

در این مرحله نمونه‌های اولیه متعددی از محصول بر اساس مفاهیم مختلف تهیه می‌شوند. این مفاهیم تنها ایده هستند و زمانی که به‌صورت جامع با یکدیگر مقایسه می‌شوند، به‌طور واضح مشخص است که برخی از آن‌ها از دیگری بهتر هستند. خلاقیت ناب در این مرحله حرف اصلی را می‌زند و به‌طورکلی این مرحله بر عهده واحد تحقیق و توسعه سازمان است.

۳- نظریه‌پردازی / اجرا

زمانی که یک نمونه اولیه را نهایی کردید، آن‌ها را به‌صورت آزمایشی در یک بازار کوچک به‌عنوان نمونه معرفی می‌کنید. اگر توسط مشتریان تائید شوند، محصول می‌تواند وارد مرحله تولید انبوه شود.

چند نمونه از طراحی‌های فوق‌العاده محصول

اسپیکر تولید شده توسط برند JBL

 
 طراحی محصول و اهمیت آن در بازاریابی چیست؟
 

برخی محصولات شرکت اپل
 
طراحی محصول و اهمیت آن در بازاریابی چیست؟
 

جاروبرقی از برند ال جی
طراحی محصول و اهمیت آن در بازاریابی چیست؟
دیدگاه‌ها خاموش

برگه ی بعدی »