سواچ چگونه سالی ۱۴ میلیون ساعت فروخت؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۲٫۱۰ - ۸:۱۶ ٫ق٫ظ


وب‌سایت شنبه – فهیمه خراسانی: سواچ محصول یک دوره رکود اقتصادی کمپانی‌های ساعت‌سازی سوئیس است؛ دوره‌ای که کمپانی‌های ژاپنی یکی پس از دیگری بازارهای جهانی را فتح می‌کردند و لوکس‌فروش‌های سوئیسی را در گوشه رینگ قرار داده بودند اما سواچ که متولد شد، بار دیگر سوئیس یعنی ساعت‌ساز پیر جهان را به برنده‌ای بزرگ در میدان ساعت‌سازی دنیا تبدیل کرد. البته وقتی نیکلاس هایاک در سال ۱۹۸۳ کمپانی سواچ را بنا می‌نهاد، شاید در رویایی‌ترین‌ خواب‌هایش هم نمی‌دید که روزی به صدر جدول بهترین برندهای ساعت دنیا برسد.
 
آن هم از مسیری که کمپانی‌های تولید ساعت در کشورهایی چون ژاپن و با برندهایی چون سیکو رفته‌رفته بر رقیبان سوئیسی پیشی می‌گرفتند‌ اما هایک با سواچی به میدان آمد که نقشه جامعه هدف فروشش همه دنیا را در‌بر‌می‌گرفت و چند سال بعد مدل‌های کوارتز و دیجیتال که در آن زمان محبوبیت فوق‌العاده در سطح جهان به دست آورد، توانست سری میان سرها درآورد. اوج کار سواچ طراحی و تولید ساعت‌هایی بود که قابلیت اتصال به شبکه جهانی و دریافت اطلاعات از آن را داشتند و با نام پاپاراتزی به بازار عرضه شدند تا این کمپانی نشان دهد که به هیچ عنوان از مسائل روز جهان دور نیست و کماکان نسل جوان و نواندیش را در صدر توجه خود دارد. در این گزارش به بررسی هدف‌گذاری کمپانی سواچ برای فروش هر چه بیشتر می‌پردازیم؛ از کم کردن هزینه‌ها گرفته تا حمایت از رویدادهای ورزشی، تولید جواهرات ارزان‌قیمت، توجه به نسل جوان و برنامه‌ریزی برای کشورهایی با توان خرید کمتر مانند طبقات متوسط کشورهای آسیایی.
 
 سواچ چگونه سالی ۱۴ میلیون ساعت فروخت؟
۳۳۳میلیون؛ آمار شگفت‌انگیز فروش سواچ

سواچ کارش را با ساخت ۱۲مدل ساعت و در ۱مارس ۱۹۸۳ در زوریخ سوئیس آغاز کرد. قیمت اولیه ساعت‌ها بین ۳۹ تا ۴۹دلار بود. هدف‌گذاری اولیه این برند فروش یک میلیون ساعت در سال بود. این هدف‌گذاری و رسیدن به این هدف فروش نوعی دیوانگی به شمار می‌رود آن هم در بازاری که غول‌های ساعت‌سازی دنیا یکی پس از دیگری موانع بازار را از پیش رو برمی‌داشتند و حالا سواچ می‌خواست در این ماراتن سهمگین سهمی از بازار را به خود اختصاص دهد؛ آن هم سهمی بزرگ و میلیونی. اما دیوانگی هایک بلندپرواز در نهایت دستش را گرفت چون او می‌دانست از بازار چه می‌خواهد. اگر رولکس و سیکو و سایر دوستان بخشی از بازار را هدف گرفته بودند و بند ساعت‌های‌شان را به کنگره قصر بالانشینان جامعه آویزان کرده بودند، سواچ اما به همه اقشار جامعه فکر می‌کرد؛ از کف اجتماع تا طبقات اشرافی. بنابراین باید قیمت‌ها را می‌شکست. باید کاری می‌کرد که هر کسی بتواند زمان را روی مچ دستش میخکوب کند.

 
بنابراین در گام نخست به سمت تولید کم‌هزینه خیز برداشت. برای این کار تعداد قطعات داخلی ساعت را از ۹۱ قطعه به ۵۱ قطعه کاهش داد. با این راهکار شگفت‌انگیز توانست ۸۰درصد از ساعت‌هایش را ارزان‌تر و با تیراژ بسیار بالا در سراسر جهان بفروشد. سواچ می‌خواست هر سال یک میلیون ساعت بفروشد. ۱۹۸۳ تاسیس شد و در سال ۲۰۰۶ جشنی برای فروش ۳۳۳میلیون ساعت ساخته شده توسط این کمپانی برپا کرد؛ یعنی ۲۳سال بعد از تاسیس، ۳۳۳میلیون ساعت ساخته و فروخته بود و این بزرگ‌ترین موفقیت ممکن به حساب می‌آمد چون چندصد برابر هدف‌گذاری‌اش حرکت کرده بود. حالا سواچ نامی تجاری بزرگ و بسیار معتبر در سطح جهان است که به ساخت ساعت‌های هیجان‌انگیز شناخته می‌شود چون در ادامه علاوه بر ارزانی بر کیفیت ساعت‌هایش هم اضافه کرد.
 
این کمپانی در سراسر جهان بیش از ۲۴هزار نیروی کار دارد و گردش مالی سالانه‌اش حدود ۵میلیارد دلار است. سواچ توجه ویژه‌ای به بازار کشورهای آسیایی دارد و براساس گزارشی که خبرگزاری رویترز منتشر کرده است پیش‌بینی می‌شود که تا سال ۲۰۱۹ سود این کمپانی از فروش ساعت در کشورهایی مانند چین به بیش از یک میلیارد دلار در هر سال برسد.

راهکارهای سواچ‌شدگی

سواچ چگونه سواچ شده است؟ به یکی از راهکارها اشاره شد. سواچ در ادامه مسیر رشد خود جواهراتی را نیز طراحی و با برند بیژو به بازار عرضه کرد که هر کدام با یک مدل از ساعت‌هایش به اصطلاح ست می‌شد. به این ترتیب ساعت‌های سواچ که نسبت به سایر ساعت‌های موجود در بازار قیمت کمتری داشتند، جواهرات ارزان‌تر و متناسب با ساعت‌ها را نیز به بازار فرستادند تا بتوانند توجه طبقات متوسط و حتی پایین‌تر را به محصولات خود جلب کنند. توجه ویژه سواچ به جنس زن و حمایت از رویدادهای مربوط به این جنس از جامعه نیز از دیگر راهکارهای فروش این کمپانی بوده است. به طوری که هر جا رقابتی ورزشی یا رویدادی مرتبط با زنان برپا شده است، می‌توان لوگو و نام و نشان سواچ را هم دید. به همین دلیل حامی مالی بسیاری از رقابت‌های ورزشی مرتبط با زنان، سواچ است. البته سواچ از مردان هم غافل نبوده و مسابقات ورزشی مردان نیز از جمله والیبال، اسکی، کوهنوردی، قایق‌سواری و… از حمایت مستقیم سواچ برخوردار هستند.

 سواچ و معماری


سواچ، سواچ‌شده و برای سواچ‌شدن از شیوه‌های تبلیغاتی متعددی استفاده کرده است. به ساخت جواهر و حمایت از رویدادهای ورزشی اشاره شد‌ اما استراتژی‌های تبلیغاتی سواچ تنها در کلیپ‌های چند‌ثانیه‌ای و حتی در حمایت از رویدادهای چند‌روزه خلاصه نمی‌شود. سواچ برای ماندگاری روی نمادهای ماندگار نیز حساب ویژه‌ای باز کرده است. به این صورت که ساختمان‌های تجاری این کمپانی بزرگ سوئیسی در سراسر جهان وجهی نمادین دارند. سواچ برای انتخاب آفیس‌های تجاری‌اش به سراغ برج‌های امروزی نمی‌رود بلکه عقربه‌هایش را روی ناخودآگاه جمعی جامعه کوک می‌کند.
 
دفاتر تجاری این کمپانی در سراسر جهان ساختمان‌های قدیمی و نمادهایی از معماری آن جامعه به شمار می‌روند تا زمان را در مسیر هنر تبلیغ کند. نمونه بارزش بازسازی قدیمی‌ترین موزه سوئیس به نام امگاست که سواچ با انجام این کار و اختصاص بخشی اختصاصی به تاریخ ساعت در این موزه، به نوعی خود را به موزه خاطرات دیروز، امروز و آینده مشتریانش سپرده است. مکانی امن که آینده بازار این برند باهوش را هم به نوعی تضمین می‌کند. چون این موزه یکی از معتبرترین آدرس‌ها و نمادهای شهر ژنو به شمار می‌رود. همچنین بازسازی یک مدرسه ساعت‌سازی قدیمی در سوئیس و تبدیل‌کردن آن به موزه تاریخ ساعت از دیگر اقدامات این کمپانی است. در منطقه کنزا در شهر توکیو ژاپن مرکزی به نام نیکولاس هایک بنیانگذار این برند ایجاد کرده و در شانگهای چین هتل صلح سواچ را دایر کرده است.
 
 سواچ چگونه سالی ۱۴ میلیون ساعت فروخت؟
کمپین مرگ و زندگی

یکی از جدیدترین کمپین‌های تبلیغاتی کمپانی سواچ مربوط به تبلیغ ساعت‌های این برند است که در ارتباط با ورزش بانجی‌جامپینگ انجام می‌شود. تبلیغ به این صورت است که ورزشکار بانجی از ارتفاع چند‌صد‌متری در حالی به درون آب می‌پرد که ساعت سواچ را روی مچ پای خود دارد. گزارشگر لحظه به لحظه از بازی مرگ و زندگی حرف می‌زند و در نهایت وقتی بانجی جامپ از ارتفاع چند‌صد‌متری به درون آب رفته و شاداب بیرون می‌آید، تنها دلیل داشتن برند سواچ روی مچ دست و پایش است و اینجاست که شعار بزرگ این کمپانی رونمایی می‌شود: می‌خواهید زنده بمانید؟ سواچ را به همراه داشته باشید.

 
این کمپین تبلیغاتی سواچ در راستای حضور پررنگش در رویدادهای ورزشی قرار دارد؛ ورزش‌هایی که نسل جوان و پرهیجان دنبال‌شان می‌کنند و خطرکردن و در نهایت موفق‌شدن وجه خصیصه‌نمای هر کدام است تا نام سواچ با کم‌هزینه‌بودن، شادابی، هیجان و موفقیت گره بخورد. جالب توجه است که سواچ برندهای لوکس و با قیمت‌های بالا هم تولید می‌کند اما همواره پرفروش‌هایش ساعت‌هایی هستند که هزینه کمتری بابت خریدشان پرداخت می‌شود اما رنگ، زیبایی و هیجان ویژه نسل جوان را منعکس می‌کنند. اما ساعت‌های لوکس این کمپانی در سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ به ترتیب با ۱۰ و ۱۵درصد کاهش فروش مواجه بوده‌اند تا ثابت شود که سواچ، ساعت نسل جوان و کم‌پول جامعه جهانی است.
دیدگاه‌ها خاموش

موفقیت جگوار، اتومبیل ملکه الیزابت دوم

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۲٫۰۹ - ۶:۳۳ ٫ق٫ظ


وب‌سایت شنبه – فهیمه خراسانی: با گذشت چیزی نزدیک به یک قرن از تولید نخستین اتومبیل‌هایی که با برند جگوارکارز، شناخته می‌شوند، این شرکت خودروسازی بریتانیایی و چندملیتی در ردیف یکی از مهم‌ترین برندهای خودرو‌های لاکچری و سفارشی جهان قرار گرفته است، به طوری که بسیاری از شخصیت‌های مهم سیاسی جهان مانند ملکه الیزابت دوم، چارلز و شاهزاده ولز، اتومبیل‌های مورد نظر خود را به این کمپانی سفارش داده‌اند.
 
بنابراین برند جگوار نه‌تنها دیگر آن برندی محسوب می‌شود که در سال ۱۹۲۲ توسط ویلیام لوینز پایه‌گذاری شد، بلکه نامی است که مالکیت برندهای مشهوری مانند بریتیش موتور هلدینگ و فورد را با خود به همراه دارد و جزء برندهای لوکس خودروسازی جهان به شمار می‌رود. در این گزارش تلاش می‌کنیم برخی‌ راهکارهای مهم و قابل توجه این برند را در فرایند بازاریابی دنبال کنیم تا بتوانیم برخی از دلایل ماندگاری این برند را به عنوان یک نام تجاری کارآمد برشماریم.
 
 گربه خود را رهاکن!
 
خوبی بد‌بودن!!

بسیاری از چهره‌های سینمایی با نقش‌هایی خاص در بین مردم جهان شناخته شده‌اند و این امر در خصوص برخی بازیگران انگلیسی مانند تام هیدلستون نیز صادق است که بیشتر در نقش افراد شرور ظاهر شده است و مردم جهان نیز این شخصیت را بیشتر با چنین نقش‌هایی می‌شناسند، در همین راستا برند جگوار از این خصوصیت استفاده کرده و با راه‌انداختن کمپینی با عنوان «بد بودن، خوب است»، به این نکته سینمایی توجه کرده است؛ در این کمپین تبلیغاتی که به صورت ویدئو و پوسترهای تبلیغاتی ارائه شده‌، مفاهیمی مانند شیک‌بودن، زیرکی، استایل زیبا، باهوش بودن و … همراه با شخصیت‌های شرور سینمایی شکل گرفته است.

 
اکثر این افراد، شخصیت‌های زیرک و باهوشی هستند که با پوشیدن لباس‌های مناسب و جذاب بسیار لوکس به نظر می‌رسند. در تبلیغ مذکور نیز این افراد که در حافظه مخاطبان به عنوان شخصیت‌های شرور و شیک شناخته شده‌اند، در نماهای مختلف در کنار ماشین‌های برند جگوار قرار گرفته و ناخودآگاه مفهوم شیک و لاکچری‌بودن این برند را در ذهن مخاطبان شکل می‌دهند. در واقع می‌توان گفت شخصیت سینمایی مانند تام هیدلستون به همراه خود هاله‌ای از مفاهیم لوکس را دارد، به طوری که این شخصیت، نقش‌های شرور و منفی او را بسیار شیک و زیبا نشان می‌دهد و به همین دلیل نیز این کمپین با شعار «بد بودن خوب است» راه‌اندازی شده و ادامه یافته است.

گربه خود را رها کن!!

حضور در رسانه‌های مجازی از جمله مهم‌ترین راهکارهای بازاریابی در دنیای امروز به شمار می‌رود که هیچ برندی از آن غافل نشده و در این میان، برند جگوار نیز با راه‌اندازی کمپین‌های مختلف در فضای مجازی، اصول بازاریابی اینترنتی را دنبال کرده است؛  انتخاب مناسب هشتگ‌های کارآمد در صفحات مجازی از جمله راهکارهای برند جگوار به شمار می‌روند که بازخورد مناسبی نیز از سوی مخاطبان، خصوصا جوانان، دریافت کرده است. برند جگوار در توئیتر خود هشتگی با عنوان #UnleashTheCats (‌رها کردن گربه‌ها‌) راه‌اندازی کرده و از مخاطبان خود خواسته ‌که با برند جگوار وارد یک رابطه تعاملی شده و تجربیات خود را از این برند، از طریق هشتگ فوق، با دیگر پیروان توئیتری جگوار به اشتراک بگذارند. این هشتگ به خوبی با مفهوم برند جگوار که به معنای پلنگ است، همخوانی داشته و آزاد‌کردن گربه‌ها، در واقع به معنای آزاد‌کردن و نشر نظریات مخاطبان در مورد این برند لاکچری است.

تصاویر دیجیتال جگوار در فرودگاه‌

کمپین تبلیغاتی DOOH که مخفف عبارت «دیجیتال خارج از خانه» است، به فرایند بازاریابی اشاره دارد که برند جگوار در چند فرودگاه مشهور انگلستان راه‌اندازی کرده است. این کمپین که با پوسترها و بنرهای تبلیغاتی برند جگوار شکل گرفته است، نمایی از تصاویر محصولات این برند را در فرودگاه‌های مذکور نصب کرده و شیوه‌های بازاریابی جدیدی را در فضاهایی غیر از فضای خانه، برای مخاطبان خود ایجاد کرده است. به این معنا که دیدن یک پوستر با نمای بزرگ و کیفیت بالا از ماشین‌های برند جگوار که در صفحات نمایش بزرگ فرودگاه‌ها نصب شده است، توجه بسیاری از مخاطبان را به خود جلب خواهد کرد و این نکته را خاطرنشان می‌سازد که تبلیغات مدرن و نمایش تصاویر دیجیتالی را تنها در منزل خود و از طریق تلویزیون و یا دیگر رسانه‌های ارتباطی نمی‌بینیم، بلکه در اماکن شلوغ و پر رفت و آمدی مانند فرودگاه نیز می‌توان تصاویر دیجیتال یک برند مشهور را مشاهده کرد و با جدیدترین محصولات آن برند آشنا شد.

جگوار: هوش انگلیسی

در کنار خصوصیات مهمی مانند لوکس، شیک و سطح بالا بودن برند جگوار، یکی دیگر از خصوصیات برجسته این برند، داشتن کیفیت بالای محصولات است که این ویژگی نیز خود به‌تنهایی می‌تواند یک عنصر تبلیغاتی به شمار رود. برند جگوار نیز به‌درستی به ویژگی مذکور واقف بوده و در یکی از کمپین‌های تبلیغاتی خود با عنوان «جگوار: هوش انگلیسی» بر همین نکته تأکید داشته و هوش برتر را در شکل‌گرفتن مهندسی دقیق و کیفیت بالای محصولات این برند، دخیل می‌داند.

 
این کمپین تبلیغاتی که در تلویزیون و سایر رسانه‌های اجتماعی ارائه شده است، به طور خاص بر دقت و ظرافت مهندسی خودروهای جگوار تمرکز کرده ‌‌و در کنار کمپین معروف دیگر این برند که با عنوان «بد بودن، خوب است» ‌شکل گرفته بود، بر دو خصوصیت عمده این برند بریتانیایی یعنی شیک‌بودن و هوشمند‌بودن آن تأکید دارد. به این معنا که کمپین اول، بیشتر بر جنبه‌های ظاهری محصولات جگوار تمرکز داشته و زیبایی و خاص‌بودن منحصربه‌فرد آن را در نظر دارد و کمپین دوم نیز بر کیفیت بالا و کارآمد بودن این برند تأکید می‌کند.

پرش زیبای یک لوگو

از جمله خصوصیات خاص و منحصربه‌فرد برند جگوار، لوگوی این برند است که مطابق با نام این برند طراحی شده و یک گربه‌سان وحشی را در حال پرش به جلو نشان می‌دهد. نکته برجسته‌ای که در ظاهر این لوگو وجود دارد، این است که پرش به جلو، همگام با مفهومی مانند سرعت است که در ارتباط با یک برند اتومبیل بسیار معنادار بوده و سرعت بالای خودروهای این برند را خاطرنشان می‌کند؛ ضمن اینکه حالت پرشی این گربه‌سان وحشی که به صورت ایستا نشان داده می‌شود، در عین حال مفهوم کنترل را نیز به ذهن مخاطبان متبادر کرده و در مجموع در کنار مفهوم سرعت، مفهوم کنترل سرعت را نیز به ذهن می‌آورد. از طرفی پرش رو به جلوی این پلنگ همراه با دو رنگ سیاه و سفید، برند جگوار را که در ردیف گران‌ترین و لوکس‌ترین برندهای اتومبیل جهان قرار دارد، به خوبی معرفی کرده و شیک و لاکچری بودن آن را نیز یادآوری می‌کند.

دیدگاه‌ها خاموش

راهکارهایی برای غلبه بر ترس از شکست

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۲٫۰۹ - ۶:۲۱ ٫ق٫ظ


ماهنامه آینده روشن: لری کیم بنیان گذار و مدیرعامل شرکت «ورد استریم» است. این شرکت در زمینه تبلیغات اینترنتی از پیشتازان دنیای تجارت است. لری در سال ۲۰۰۷ شرکتش را تاسیس کرد و طی یک سال به سرمایه گذاری چهار میلیون دلاری رسید. اکنون نمی توان ارزش شرکت او را تخمین زد. ورد استریم، شرکت همکار اصلی گوگل و فیسبوک و توییتر در تامین تبلیغات آنهاست و از این راه، سود بالایی نصیبش می شود. لری همچنین مشاوری با تجربه در زمینه استارت آپ هاست. او برای خرید یک استارت آپ آزمونی عجیب را ساخته است؛ آزمون مسواک زدن!
 
راهکارهایی برای غلبه بر ترس از شکست

آزمون مسواک زدن

خرید شرکت های تازه کار و موفق از استراتژی های نویینی است که محصولات، خدمات، استعدادها و مشتریان جدیدی را زیر چتر یک سازمان قرار داده، اغلب رقبای آن سازمان را هم گوشمالی می دهد. خرید یک شرکت اقدامی پر مخاطره است اما شرکتی مانند گوگل را در نظر بگیرید که همواره به چنین کاری دست زده و از قضا همیشه هم موفق بوده است.

 
این غول جستجو و تبلیغات در همین یک سال گذشته بیش از ۳۵ شرکت در زمینه های مختلف از جمله هوش مصنوعی، خدمات ماهواره ای، تبلیغات آنلاین و تجهیزات کنترل خانگی، خریده است. برای خرید یک شرکت باید مسائل زیادی را در نظر گرفت. معمولا اولین مسئله ملاحظات مالی است؛ آیا خرید این شرکت صرفه جویی در هزینه هاست؟ آیا این خرید به افزایش درآمد شرکت می انجامد؟

شرکتی که در موقعیت خرید قرار دارد باید از سازگار بودن این اقدام با رشد پایدار سازمان، یعنی حفظ کارکنان و مشتریان و روابط سرمایه گذاری، آگاهی کافی داشته باشد. خرید کسب و کارهای دیگر، کاری بس پیچیده و در عین حال همراه با پاداش های بالقوه است. با این همه، لری این اقدام پیچیده را در سوالی کوتاه خلاصه کرده است: «آزمون مسواک».

این آزمون لری بر یکی از استراتژی های سنتی خرید شرکت ها مبتنی است. او توجه زیادی به جزییات مالی، مثل جریان نقدی و درآمد و غیره نمی کند و به مسئله فروش هم اهمیتی نمی دهد؛ با این همه استراتژی پیج تاکنون به خوبی جواب داده است. شرکتی که در اوایل کار گاراژ ساده ای با چند کارمند موقتی بود، اکنون به غول تبلیغاتی با درآمد سالانه ۵۵ میلیارد دلار تبدیل شده است.

با این اوصاف، اگر لری به دنبال فروش یا بهبود عملکردی نیست، در شرکت های جدید چه می جوید؟ او به سادگی قبل از خرید یک شرکت این سوال را از خود می پرسد: «آیا محصول یا خدماتی که دارد روزی یک یا دو بار مصرف دارند و زندگی مردم را بهتر می کنند؟» (به همین دلیل نیز نام این آزمون را مسواک گذاشته اند؛ چه مسواک روزی یک یا دو بار مصرف دارد و زندگی را هم بهتر می کند!)

دونالد هریسون، مدیر توسعه شرکت گوگل می گوید: «لری در مراحل اول به دنبال معاملات بالقوه است. بانکدارها می توانند کمک حال باشند، اما لزوما هسته بحث را تشکیل نمی دهند.» این آزمون وجود دارد اما آیا همیشه می توان صددرصد به آن اطمینان کرد؟

جواب این است که در دقیق ترین آزمون های علمی هم درصدی از خطا وجود دارد، چه رسد به یک مسئله اقتصادی که پیش بینی شدنی نیست؛ پس همیشه باید ریسک را در نظر گرفت و ریسک کردن هم ترس به همراه دارد. نترسیدن و جسور بودن نیز صفتی نیست که به راحتی به دست بیاید. لری که چهار بار عنوان بهترین نویسنده اقتصادی آمریکا را به خود اختصاص داده است به عنوان یک بلاگر ساده در سال ۲۰۰۷ ورد استریم را راه انداخت.

او مسلما در آن زمان با ترس های زیادی روبرو بود و حالا تجربه اش را برای مقابله با این ترس ها با ما در میان می گذارد:

 
 راهکارهایی برای غلبه بر ترس از شکست
آیا تا به حال آن قدر از شکست خوردن در کاری ترسیده اید که از تلاش کردن ناامید شوید یا کلا قید تلاش کردن را بزنید؟ آیا ترسی مشابه اعتماد به نفس شما را به کلی نابود کرده است؟ همه با چنین احساساتی آشنایی داریم؛ احساساتی که زندگی ما را شکل می دهند و انتخاب های ما را تغییر می دهند و آینده ما را عوض می کنند. این ترس ها گاهی ما را وا می دارند کاری نکنیم و ما را از پیش رفتن باز می دارند. این ترس ها این عواقب را دربر دارند:
۱٫ بی میلی در امتحان کردن چیزهای جدید.
۲٫ به تعویق انداختن اهداف یا شکست در دنبال کردن آنها.
۳٫ اعتماد به نفس یا عزت نفس پایین؛ برای مثال به خود می گوییم: «من هرگز برای پیشرفت به اندازه کافی خوب نیستم.» یا «من برای کار در چنین گروهی به اندازه کافی باهوش نیستم.»
۴٫ کمال گرایی نادرست. شما تنها چیزهایی را امتحان می کنید که می دانید در آن خوب هستید.

مطلب جالب درباره شکست خوردن این است که دنیای پس از آن کاملا به نحوه نگرش و تصمیم گیری ما بستگی دارد؛ چشم انداز! جهان پس از شکست با این مسئله تعریف می شود و تغییر می کند. ما می توانیم به شکست به عنوان «پایان جهان» نگاه کنیم یا آن را «تجربه ای» بدانیم که ما را پیش می برد و پیشرفت را ممکن می کند و کاری می کند که اشتباهی مشابه را دوباره تکرار نکنیم. آیا می دانستید استیو جابز در سال ۱۹۸۵ از اپل اخراج شد؟ بله. او سپس در سال ۱۹۹۷ به این شرکت بازگشت و باقی افسانه اپل را تکمیل کرد، افسانه ای شیرین از آی پاد، آی تونز، آی فون و آی پد که هنوز هم ادامه دارد.

غلبه بر ترس از شکست

مواجهه با شکست و در آغوش گرفتن این موجود شرم آور به شجاعت زیادی نیاز دارد اما اگر آماده نیستید که این گام را بردارید، این پنج راه به شما کمک می کند که ترس خود را از شکست کاهش دهید:

تجزیه و تحلیل تمامی نتایج بالقوه

بسیاری از مردم ترس از شکست را تجربه می کنند؛ زیرا از ناشناخته ها می ترسند. این ترس می تواند با تجزیه و تحلیل کامل موقعیت و امکانات پیش رو تا حد زیادی کاسته شود. افزایش آگاهی بهترین راه برای پیش بینی آینده و در نتیجه کاستن ترس است. تجزیه و تحلیل اتفاقاتی که ممکن است برای ما بیفتد ذهن ما را برای واکنش نشان دادن آماده می کند و ترس درونی ما را از بین می برد.

 
راهکارهایی برای غلبه بر ترس از شکست

آموختن مثبت اندیشی

این ممکن است یک کلیشه باشد: «وقتی مثبت فکر کنید اتفاقات مثبت برای شما می افتد.» چه این جمله تنها یک اعتقاد بیهوده باشد چه نه، برای شما ظرفیتی می سازد. مثبت اندیشی قدرت شگفت انگیزی است که اعتماد به نفس شما را می سازد. در نگاهی دیگر، این کار بهترین راه برای این است که خودزنی را کنار بگذارید و با تکیه بر توانایی های خود، آینده ای روشن برای خود بسازید.

بدترین سناریوی ممکن چیست؟

ممکن است فاجعه رخ بدهد. ترسناک است؛ شما را عصبانی می کند. بله، این شکست است، اما هنوز که اتفاق نیفتاده است. بدترین سناریوی ممکن را در نظر بگیرید و آینده را با این سناریو ترسیم کنید؛ چه خواهد شد؟ به تمامی جوانب فکر کنید. ممکن است خیلی هم بد نباشد؛ می توانید با آن کنار بیایید، کاری در برابرش انجام دهید و دوباره از جا برخیزید. حالا می توانید درک کنید که در بدترین حالت ممکن هم امیدهایی وجود دارد؛ پس کار را شروع کنید و تا می توانید سناریوی بهتری بسازید.

طرح جایگزین احتمالی

حتما این مطلب را در فوتبال شنیده اید که وقتی طرح اصلی مربی جواب نمی دهد باید طرحی جایگزین وجود داشته باشد که در اصلی به آن «پلن B» می گویند. اگر از شکست خوردن می ترسید، حتما طرح جایگزین داشته باشید. این طرح به شما کمک می کند اعتماد به نفس تان افزایش پیدا کند و امکان حرکت رو به جلو بیشتر می شود؛ این گونه دست شما بازتر است و خلاقیت شما هم راحت تر شکوفا خواهد شد.

اهداف تان را کوچک تر بگیرید

امکان یک شکست بزرگ ترس بزرگ به همراه دارد. اهداف تان را کوچک تر کنید یا آنها را به چند بخش تقسیم کنید که ترس های تان هم کوچک تر شوند. هر بار و هر مرحله، برداشتن یک گام کوچک هم آسان تر است و هم اعتماد به نفس شما را بیشتر و پیشروی شما را ساده تر می کند، نقشه راه همیشه در دستان شماست و در میان مسیرتان گم نمی شوید، سند چشم انداز نهایی را بهتر درک خواهید کرد، در میانه راه توان تجزیه و تحلیل مسیری را خواهید داشت که طی کرده اید و مسیری که باقی مانده است.

 
راهکارهایی برای غلبه بر ترس از شکست

این همان کاری است که کوهنوردان انجام می دهند؛ یک کوهنورد هیچ گاه از ابتدا به قله یک کوه بسیار بلند نگاه نمی کند و روی آن تمرکز ندارد که با ترسی عمیق مواجه نشود؛ بلکه کوه های بلند تپه هایی دارند و رسیدن به هر تپه یا اردوگاه به معنی برداشتن یک گام رو به جلو است؛ پس روی اولین تپه پیش رو تمرکز کنید؛ قدم درست اول، خودش گامی بلند به سوی موفقیت و پیشرفت است.

دیدگاه‌ها خاموش

میلیاردرهای ایرانی خارج از کشور

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۲٫۰۸ - ۶:۰۸ ٫ق٫ظ


وب سایت دنیای اقتصاد: بسیاری از ایرانیان خارج از کشور کسب‌وکارهای موفقی دارند اما این‌بار پایگاه خبری «باکس نیوز باکس» لیستی از ثروتمندان ایرانی خارج از کشور ارائه کرده است.
این رده‌بندی براساس میزان ارزش دارایی این افراد بوده است. دارایی‌های این افراد در مجموع ۷/  16 میلیارد دلار برآورد شده است.

پی‌یر مراد امیدیار / ارزش دارایی خالص: ۱/ ۸ میلیارد دلار

میلیاردرهای ایرانی خارج از کشور

پی‌یر مراد امیدیار متولد ۲۱ ژوئن ۱۹۶۷ در فرانسه است. وی کارآفرین و خیر ایرانی – آمریکایی است. پی‌یر امیدیار رئیس و موسس سایت ای‌بی (e-bay) اولین و معروف‌ترین وبگاه مخصوص حراج و خرید و فروش اینترنتی است. او در سال ۱۹۹۸ و در ۳۱ سالگی به‌عنوان یک میلیاردر شناخته شده است.

از سال ۲۰۱۰ تاکنون امیدیار به‌عنوان رئیس گزارش‌های تحقیقاتی و سرویس خبری حوزه مسائل اجتماعی در پایگاه خبری «هونولولو سیویل بیت» مشغول خبرنگاری آنلاین بوده است. او در سال ۲۰۱۳ اعلام کرد که پروژه‌ای مشترک در حوزه خبرنگاری را با عنوان «اولین نگاه رسانه» با حضور گلن گرینوالد، لارا پوترا و جرمی ساهیل آغار خواهد کرد.

 امیدیار در سال ۱۹۹۵، در ۲۸سالگی، برای فعال کردن فهرستی از حراج فرد به فرد مستقیم برای اقلام کلکسیونی، شروع به نوشتن یک کد کامپیوتری برای یک مکان آنلاین کرد.



 اردوان فرهاد مشیری / ارزش دارایی: ۱/ ۲ میلیارد دلار

میلیاردرهای ایرانی خارج از کشور

اردوان فرهاد مشیری متولد ۱۸ می‌سال ۱۹۵۵ در ایران، تاجر و سرمایه‌گذار ایرانی- انگلیسی، ساکن موناکو است. مشیری در انگلیس و روسیه صاحب سهامی در شرکت‌های متعدد انرژی و فولاد است. او حسابدار خبره‌ای است که قبلا برای ارنست اند یانگ، PKF و Deloitte کار می‌کرد. مشیری و علیشیر عثمانوف، شریک کسب‌وکار طولانی مدت وی، صاحبان هلدینگ رداندوایت (Red & White) هستند.

در آگوست سال ۲۰۰۷این دو سرمایه‌گذار ۶۵/   14 درصد از سهام باشگاه فوتبال آرسنال را از دیوید دین، نایب رئیس سابق این باشگاه، خریداری کردند. در ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۷، هلدینگ رداندوایت سهام خود در آرسنال را به ۲۱ درصد افزایش داد و در ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۷ به ۲۳ درصد رساند و یک هفته بعد ازآن مشیری حداقل ۲۵ درصد از هلدینگ این باشگاه فوتبال را مطالبه کرد.



 امید کردستانی / ارزش دارایی: ۹/ ۱ میلیارد دلار

میلیاردرهای ایرانی خارج از کشور

امید کردستانی، بزرگ‌شده تهران، تاجر ایرانی – آمریکایی است که هم‌اکنون به‌عنوان مدیر ارشد کسب‌وکار در گوگل مشغول به‌کار است.

وی در گذشته، مشاور ارشد دفتر مدیرعامل و از بنیانگذاران گوگل و به‌عنوان مدیر غیر‌اجرایی در وودافون فعالیت می‌کرد. کردستانی تا ۱۶ آوریل ۲۰۰۹، معاون ارشد رئیس فروش و عملیات گوگل بود. کردستانی یکی از بنیانگذاران بنیاد ارتباطات پارسا، جامعه میراث فارسی، جامعه کارآفرینی و بشردوستانه است.



 حسن خسروشاهی / ارزش دارایی: ۸/ ۱میلیارد دلار

میلیاردرهای ایرانی خارج از کشور

حسن خسروشاهی (متولد ۱۳۱۹ در تهران) کانادایی ایرانی‌تبار است. وی کارآفرین، خیرخواه و فردی با نفوذ در حوزه کسب‌وکار است. خسروشاهی دارای دو مدرک در رشته‌های حقوق و اقتصاد از دانشگاه تهران است. او به همراه خانواده گروه «پرسیس» را تاسیس کرد. فعالیت این گروه در کسب‌وکار خرده‌فروشی، املاک و مستغلات و صنایع دارویی بوده است.

 در سال ۲۰۱۲، وی از دانشگاه بریتیش کلمبیا به واسطه کارآفرینی و اقدامات بشردوستانه جایزه دریافت کرد. در سال ۱۹۸۲، فروشگاه‌های زنجیره‌ای الکترونیکی به نام «فیوچر شاپ» را تاسیس کرد. این زنجیره بعدا در اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۱۹۹۰ در سراسر غرب کانادا و انتاریو گسترش یافت. در مارس ۲۰۰۱، شرکت بست بای، مستقر در آمریکا، فروشگاه فیوچرز خسروشاهی را به قیمت ۵۸۰ میلیون دلار (دلار کانادا) تصاحب کرد.

در آوریل ۲۰۰۷، خسروشاهی رئیس هیات امنای موسسه فریزر شد. خسروشاهی همچنین عضو کمیته اجرایی شورای کسب‌وکار بریتیش کلمبیا و از اعضای هیات‌مدیره صندوق موقوفه اج لیدینگ است.



 مانی مشعوف / ارزش دارایی: ۳/ ۱ میلیارد دلار

میلیاردرهای ایرانی خارج از کشور

مانی مشعوف، تاجر ایرانی‌-‌آمریکایی در دوران نوجوانی به ایالات متحده آمریکا رفت و برای اولین بار در واشنگتن و سپس در سان‌فرانسیسکو مسکن گزید. در آنجا، او به دانشگاه ایالتی سان‌فرانسیسکو رفت و در سال ۱۹۶۶ با مدرک علوم سیاسی فارغ‌التحصیل شد.

او بنیانگذار و حال رئیس فروشگاه زنجیره‌ای ‌بی‌بی (bebe) بوده که در حال حاضر دارای ۲۹۷ شعبه در شمال آمریکاست. او اخیرا به دانشگاه سابق خود در ایالت سان‌فرانسیسکو، قول ۱۰ میلیون دلار کمک داده است.

 


اسحاق لاریان / ارزش دارایی: ۱/ ۱ میلیارد دلار

میلیاردرهای ایرانی خارج از کشور

اسحاق لاریان متولد ۱۳۲۲ در کاشان است. این میلیاردر ایرانی – آمریکایی بنیانگذار و مدیر ارشد اجرایی MEGA Entertainment بزرگ‌ترین کارخانه عروسک‌سازی جهان است. لاریان در ۱۷ سالگی وارد آمریکا شد و پس از فارغ‌التحصیلی از رشته مهندسی عمران، به صادرات کالاهای الکترونیکی مشغول شد.

 چند سال بعد در سال ٢٠٠٠ وی تصمیم به ساخت عروسک‌های «برتز» گرفت. وی در سال ۲۰۰۴، توسط ارنست اند یانگ، «کارآفرین سال» (در فهرست محصولات مصرفی) نام‌گذاری شد. سه سال بعد یعنی  در سال ۲۰۰۷، توسط ارنست اند یانگ «کارآفرین سال» ملی نام گرفت. شعار او «آینده به نفع جسوران» است که در سراسر ساختمان MGA نمایش داده می‌شود.



آرش فردوسی / ارزش دارایی: ۴۰۰ میلیون دلار

میلیاردرهای ایرانی خارج از کشور

آرش فردوسی متولد هفتم اکتبر ۱۹۸۵، به‌عنوان کارآفرین آمریکایی ایرانی، از بنیانگذاران و رئیس تکنولوژی ارشد شرکت دراپ باکس (Dropbox) است. آرش در سال ۲۰۰۴ از دبیرستان دره آبی در کانزاس فارغ‌التحصیل شد.بعد از آن در موسسه تکنولوژی ماساچوست حضور رساند و روی کسب‌وکار خود متمرکز شد.

وی سپس در ژوئن سال ۲۰۰۷ با شریک کسب و کار خود، درو هوستون، در موسسه تکنولوژی ماساچوست، دراپ باکس را راه‌اندازی کرد.در سپتامبر ۲۰۰۷ نیز آرش شرکت خود را به سان‌فرانسیسکو منتقل کرد و سرمایه شرکت را از طریق شرکت‌های کپیتال سکویا، همکاران آکس، وای کامبینیتور و تعدادی از سرمایه‌گذاران فردی انتقال داد.

دیدگاه‌ها خاموش

۱۵ عامل موفقیت که در مدرسه یادتان نمی‌‌دهند!

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۲٫۰۸ - ۶:۰۷ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت – ترجمه شادی حسن پور: مدسه مسائل اساسی زیادی از جمله ریاضی، زبان، علوم، انضباط و علوم اجتماعی به شما می آموزد تا بتوانید در زندگی به موفقیت برسید. اما تمام چیزهایی که ارزش دانستن دارند روی تخته سیاه مدارس نوشته نمی شوند. حداقل تا به حال که این طور بوده است.

در این جا ۱۵ مهارت اساسی زندگی لیست شده است که موفقیت شما را تعیین می کنند و با این حال هنوز در برنامه درسی مدارس جای نگرفته است؛ با این که باید در آن قرار بگیرد.

۱- تشخیص کلاه برداری

مدارس به طور معمول به دانش آموزان نمی آموزند که چگونه می توان نشانه های کلاه برداری را تشخیص داد و حداقل یک بار فریب خوردن تنها راه آموختن این است که چقدر کلاه برداری دنیا را پر کرده است.

15 عامل تعیین کننده در موفقیت که در مدرسه یادتان نمی دهند

در دنیای امروز اگر بتوانید به محض دیدن یک معامله متوجه خطر آن شوید بسیار کارآمد خواهدبود؛ به ویژه در عصری که خیلی از افراد می توانند خود را در پشت چهره متغیر اینترنتی شان پنهان کنند. آموزش تشخیص کلاه برداری به دانش آموزان به آن ها اجازه می دهد که مسیری طولانی در زندگی شان پیش بروند.

۲- مذاکره

در بیشتر کلاس های درس فضای خیلی کمی به بحث و مذاکره اختصاص می یابد. هرتلاشی از سوی دانش آموزان برای بهترکردن اوضاع خودشان با ابروهای گره خورده معلم و انگشت اشاره کشیده شده اش به سوی دیوار مواجه می شود مگر آن که خود معلم روز خوبی را گذرانده باشد و تصمیم گرفته باشد که در مورد تاریخ مقرر شده برای سوال و جواب درسی خاص با دانش آموزان کوتاه بیاید. این واقعا مایه آبروریزی است.

چون زمانی که شما وارد دنیای بزرگ بزرگسالی می شوید، داشتن قابلیت مذاکره برای بیرون آمدن از برخی شرایط جدی و دشوار، حیاتی خواهدبود. استراتژی های مذاکره به خصوص در دنیای کسب و کار مورد استفاده قرار می گیرند و آموزش چگونگی تسلط بر این مهارت از سنین کودکی باعث خواهدشد که کودک بعدها در زندگی سود زیادی به دست آورد.

۳- دفاع شخصی

فکر کردن در مورد این قضیه هیچ گاه خوب نیست؛ اما واقعیت این است که متاسفانه تعداد زیادی از افراد خطرناک در دنیا وجود دارند که ممکن است روزی به دلایل مختلف شما را به شخصه هدف بگیرند. برای در امان ماندن مهم است که اصول اولیه دفاع شخصی را بیاموزید؛ هم برای محافظت از خودتان در هنگام سخنرانی و هم در صورت اتفاق به صورت فیزیکی، دفاع شخصی بخشی جدانشدنی از زندگی ست و اگر بدانید که چطور می تواند در برابرشان از خود محافظ کنید، باعث افزایش اعتماد به نفس و شادبودن شما می شود و به شما اجازه می دهد تا یک زندگی سرشار از موفقیت داشته باشید.

۴- سلامت روان

مدارس گاهی اوقات کارگاه ها و فعالیت هایی برگزار می کنند که در آن نمایندگان مختلف سلامت از کلاسی به کلاس دیگر می روند اما در اغلب موارد جنبه سلامت روان به طور کلی به مشاور مدرسه بستگی دارد؛ تازه اگر مدرسه مشاوری داشته باشد. در اغلب موارد، جوانان امروز در زمینه سلامت روان به طور عمده در ناآگاهی باقی می مانند و مسائلی مانند افسردگی، بسیار ضعیف درک می شوند. در هر مدرسه باید آموزش درست سلامت روان صورت گیرد تا همه در مورد مشکلات ذهنی آگاهی یابند.

15 عامل تعیین کننده در موفقیت که در مدرسه یادتان نمی دهند

۵- اجتماعی سازی

این روزها مدیریت پروفایل های تان در اینترنت چیزی بیش از تعداد بالای لایک هاست. این می تواند تفاوتی بین پیشنهاد کاری عالی و مواجه شدن با رشته دنباله دار طرد شدن از کار ایجاد کند. اگر ظاهر پروفایل آنلاین خود را حرفه ای نگه دارید و به طور مرتب آن را چک کنید، باعث می شود که کارفرمایان بالقوه بلوغ تان به عنوان یک فرد را به رسمیت بشناسند و مدارس واقعا باید به طور گسترده ای هنر و نظم نهفته در ایجاد هویت اینترنتی منحصر به فردتان را آموزش دهند.

۶- موارد اضطراری و کمک های اولیه

کمک های اولیه باید در فواصل مشخص، در همه مدارس و همه سنین تدریس شوند. علم به طور مرتب به دنبال راه های جدیدی ست تا از لحاظ پزشکی انسان ها را درمان کند و برخی از آن تکنیک های تنفس مصنوعی قدیمی که در زمان کودکی در تلویزیون دیده اید امروز خطرناک محسوب می شود. آموزش متناوب و به هنگام نحوه عمل در هنگام اضطرار و کمک های اولیه در مدارس می تواند کمک زیادی به فردی کند که در آینده در وضعیتی جدی گرفتار خواهدشد.

۷- تعمیرات خانگی

همان طور که شما بزرگ تر می شوید، متوجه ضرورت توانایی تعمیران اولیه خانگی خواهیدشد. یکی از بدترین احساسات دنیا این است که یک وسیله خانگی خراب شود و شما با چهره ای گنگ روبرویش بایستید و ندانید که چگونه باید تعمیرش کنید. زمانی که وارد اولین خانه خودتان می شوید، چند آموزش اولیه در مورد نحوه نگهداری و تعمیر وسایل خانه معمولی می تواند بسیار مناسب باشد.

۸- خودارزیابی

نگاهی طولانی و دقیق به خود و اعتراف به آن چه که واقعا در آن خوب عمل می کنید (یا برعکس) شاید یکی از چالش برانگیزترین مسائل زندگی باشد. افراد کمی هستند که می توانند واقعا این کار را انجام دهند. این کار نیازمند تمرین و دانستن این موضوع است که آن چه باید در خودتان ارتقا دهید باعث می شود که فرد بهتری در تمام جوانی زندگی باشید.

۹- تعادل

مدرسه به درستی شما را تشویق می کند تا برای ارتقای عملکرد آکادمیک خود به سختی تلاش کنید اما چیزی که به شما نمی آموزد این است که تعادل را در زندگی خود لحاظ کنید تا در تمام جوانب زندگی به سطوح بالا دست یابید؛ از داشتن زمانی آرامش بخش با خانواده گرفته تا سخت کارکردن یا گذراندن بعدازظهری لذت بخش با دوستان.

15 عامل تعیین کننده در موفقیت که در مدرسه یادتان نمی دهند

 دست یابی به مفهومی مناسب از تعادل به منظور شادتر و سالم تر زندگی کردن ضروری ست. مدیریت درست زمان به شما اجازه می دهد تا مطمئن شوید که مسائلی که باید در ابتدا درنظر گرفته شوند، به هر قیمتی که شده در ابتدا درنظر گرفته می شوند.

۱۰- آشپزی

دلیلی وجود دارد که بسیاری از دانشجویان زندگی شان در طی سال های دانشجویی را با خوردن نودل های آماده می گذرانند. البته یکی از عوامل پول است اما عامل دیگر این است که افراد بالغ خیلی کمی وجود دارند که در هنگام ورود به خوابگاه دانشجویی تجربه واقعی آشپزی داشت باشند.

درست کردن غذایی که آب دهانتان را راه بیندازد صرفا مختص به سرآشپزهای موفق نیست. آشپزی مهارتی ست که می تواند دوستان و رییس تان را تحت تاثیر قرار دهد و از همه مهم تر سلامتی شما را حفظ کند. البته کلاس های آشپزی در مدارس وجود دارد اما تاکید بر چند دستور غذای خوشمزه و سالم واقعا می تواند به کودکان کمک کند تا در هنگام ورود به مقطع جدید زندگی شان بتوانند از پس آشپزی برآیند.

۱۱- کنار آمدن با واقعیت های تلخ

ساده یگویم: زندگی منصفانه نیست. اگر انتظار دارید که باشد، ناامید خواهید شد. گاهی اوقات اوضاع بر وفق مراد شماست و برخی مواقع نیست. گاهی مسائل آن قدر سخت می شود که دلتان می خواهد موهای تان را از جا بکنید، اما اگر به شما آموزش دهند که با واقعیت های تلخ کنار بیایید، می توانید زندگی شادی را به رغم فشارها و استرس هایی که زندگی به شما تحمیل می کند، داشته باشید.

۱۲- پول همه چیز نیست

داشتن یک شغل پردرآمد، خانه ای بزرگ و اتومبیلی پرزرق و برق عالی ست. ما این چنین فکر می کنیم زیرا امکانات مدرسه این را به ما آموخته است. معادله ساده ای ست: تلاش جدی در مدرسه= نمرات بهتر= چشم انداز بهتر= پول بیشتر. اما پول خوشبختی نیست. بالعکس، پول اگر در راه نادرست استفاده شود سمی خواهدبود و توانایی آن را دارد که برای افرادی که نمی توانند آن را از خوشی شان جدا کنند، بدترین ها را به همراه داشته باشد. ثروت و شادی دو مقوله جدا هستند و مدارس باید قبل از وارد شدن دانش آموزان به مقطع بالاتر، تلاشی خودآگاهانه در راستای حک کردن این مساله در ذهن دانش آموزان داشته باشد.

۱۳- یادگیری از شکست

برخی معلمان در کنار آمدن با دانش آموزانی که با ساده ترین کارها درگیر هستند به طور استثنایی عمل می کنند. اما یادگیری از شکست دقیقا آن چیزی نیست که مدرسه به آن می پردازد. خیر، مدرسه قرار است آن قدر خوب عمل کند تا در اولین جایگاه شکست نخورید. به خودی خود در خوبی ست، اما واقعیت این است که همه در برخی شرایط زندگی شکست می خورند.

15 عامل تعیین کننده در موفقیت که در مدرسه یادتان نمی دهند

اما اگر از شکست درسی بیاموزید فاجعه محسوب نخواهدشد. درک این که چه چیزی اشتباه شده و چرا طبق برنامه پیش نرفته می تواند به شما کمک کند تا سبک زندگی تان را به شکلی تنظیم کنید که دیگر این اتفاق نیفتد. این اتفاق می تواند شما را قدرتمندتر و موفق تر کند و این گونه خواهدشد.

۱۴- بخشش

گفتن این که کسی که شما را ناراحت کرده ببخشید، کار سختی ست. اگر واقعا بخواهید این کار را بکنید حتی سخت تر خواهدبود. این که اجازه دهید مسائل بی فایده کنار گذاشته شوند و به ادامه زندگی تان برسید چیزی ست که در برخی جلسات مشاوره خاص با افرادی که واقعا در شرایط واقعا مشکل ساز قرار گرفته اند مورد بحث قرار می گیرد.

اما عمل بخشش چیزی نیست که در حال حاضر در مدارس دنیا تدریس شود. بخشش فرآیند ست که نیازمند صبر و درک است. با این کار شما خود را به جای فرد دیگری قرار می دهید و به شما کمک می کند تا افراد دیگر را درک کنید و همین کار شما را به فرد موفق تری بدل می کند.

۱۵- در انتظار اتفاقات غیرمنتظره بودن

شاید آموزش این کمی سخت باشد، اما این قانونی ست که همه باید برای رسیدن به موفقیت آن را فراگیرند. دنیا مکانی مطلقا غیرقابل پیش بینی ست. فکر ترسناکی ست؛ اما اگر خود را آماده کنید، به شکلی جالب هم خواهدبود. اگر ذهنیت تان این باشد که هرچیزی ممکن است در اطراف شما اتفاق بیفتد می تواند باعث ارتقای شخصیت تان شود و به شما کم کند، در زمان های سخت نیز با زندگی کنار بیایید.

دیدگاه‌ها خاموش

پیشرفت زنان، در گروی اعتماد به نفس و مهارت

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۲٫۰۸ - ۵:۴۴ ٫ق٫ظ


ماهنامه آینده روشن: در مدرسه، دوره متوسطه و دانشگاه همواره دانش آموزان دختر نمرات و نتایج بالاتری را به دست می آورند و متعاقبا جایگاه های بیشتری را در مقایسه با همسالان پسر خود در دوره کارشناسی کسب می کنند، اما هنوز این موفقیت به عرصه شغلی وارد نشده است.

در حال حاضر تنها ۱۶ درصد از مقام های مدیریتی در دست زنان است و طبق گزارش ام اس سی آی تا سال ۲۰۲۷ زنان ۳۰ درصد از سمت های کاری مهم جهانی را فتح خواهند کرد؛ پس چه چیز زنانی را که در عرصه دانشگاهی موفق هستند در حیطه حرفه و کارشان عقب نگه داشته است؟

 
پیشرفت زنان، در گروی اعتماد به نفس و مهارت

جواب این سوال به سال های نوجوانی باز می گردد. پژوهشی که بنیاد هدایت دختران انجام داده است نشان می دهد که بخش اعظمی از اعتماد به نفس شغلی دختران در سنین بلوغ سرکوب و این ناامنی ها با آنها به زندگی کاری وارد می شود. یک ارزیابی نشان داده است تقریبا ۵۰ درصد از زنان بر این باورند که اگر آنها به خود اطمینان بیشتری داشتند، در کارشان پیشرفت می کردند و نیمی دیگر نیز می گویند این ناامنی ها از دوران مدرسه به آنها تحمیل شده است. (تنها یک نفر از ۱۰ نفر گفته است که این مسئله در محیط کار شروع می شود.) این کمبود اعتماد به نفس، زنان را از پیشرفت در حرفه شان و احساس امنیت در سمت های شغلی بالا و همتراز با همنوعان مرد خود باز می دارد.

برخی از زنان نوعی خلأ در اعتماد به نفس را در اواسط کارشان تجربه می کنند؛ برای مثال، بازگشت به محیط کار پس از مرخصی زایمان این احساس نگرانی را در آنها ایجاد می کند که طی این مدت چیزهای زیادی را از دست داده اند؛ از هر سه زن یک نفر شغل خود را در مقایسه با زمانی که آن را ترک می کرده است ناآشنا می یابد؛ بنابراین سوال اینجاست که زنان برای تقویت اعتماد به نفس و پیشروی در کار بهتر است چه کارهایی انجام دهند؟ در اینجا به سه توصیه که آنها می توانند در محیط کار از آنها استفاده کنند اشاره می کنم.

روی توانایی های خود تمرکز کنید

«آنچه دوست دارید دنبال کنید.» این جمله یک گزاره قالبی است اما برای زنان بهتر است که به جای علاقه و اشتیاق شان، شغلی را برگزینند که از توانایی های برترشان در آن استفاده شود. موفقیت بیشتر از تمرکز روی توانایی هایی که دارید حاصل می شود، نه از نگرانی درباره این موضوع که آیا این شغل مناسب شماست یا خیر.

تمرکز روی مهارت ها و ترسیم اعتماد به نفس ناشی از آگاهی از این موضوع که شما در کارتان خوب هستید، شما را به جلو پیش می برد. همه می دانیم نمی توانیم در همه زمینه ها کامل باشیم؛ بنابراین هنوز ایده تکرار و تمرین کارهایی که در آن اعتماد به نفس کافی ندارید، ایده خوبی است اما هنگامی که بحث از پیشرفت در یک فرصت به میان می آید، چه شما به دنبال ارتقا، کارآموزی یا مسئولیت بیشتر باشید یا نه، اگر با مهارت هایی که بر آنها تسلط دارید پیش بروید و بعد درباره توانایی هایی که در حال پیشرفت دادن شان هستید صحبت کنید، به طور طبیعی در بحث کردن درباره زمینه هایی که می دانید در آن خوب هستید و مکررا تجربه اش کرده اید، اعتماد به نفس بیشتری به دست خواهید آورد.

 
پیشرفت زنان، در گروی اعتماد به نفس و مهارت

مهارت های اجتماعی تان را بشناسید

تحقیقات نشان داده است احتمال آن که زنان شنونده و همراهان بهتری باشند بیشتر است؛ پس شما می توانید از این توانایی های تان در محیط کار بیشترین بهره را ببرید. خوشرو و اجتماعی بودن برای ایجاد و حفظ یک رابطه کاری و تجاری محکم ضروری است؛ بنابراین روی ایجاد یک شبکه اجتماعی قوی برای نشان دادن این مهارت ها در محل کارتان تمرکز کنید.

همچنین هنگامی که زمان مصاحبه و ارزیابی فرا می رسد، روی مهارت های اجتماعی، همچون یک مذاکره کننده قوی بودن و علاقه مند بودن یک فرد به کار تیمی، تاکید کنید و مطمئن شوید می توانید دلیل اهمیت داشتن این توانایی ها با کار را به آنها توضیح دهید.

مهارت های زندگی بی شمار هستند و این را بدانید که یک کارفرما فقط به دنبال شخصی که کار را به اتمام برساند نیست، بلکه او به دنبال کسی است که خودش را با فرهنگ کاری کارفرما و دیگر همکاران وفق دهد؛ بنابراین این بار اعتماد به نفسی را با تاکید بر مهارت های اجتماعی تان ترسیم کنید که نشان دهد شما فردی مستعد هستید.

پیش قدم باشید

زنان در محیط کار، به دلیل آن که از آن اطمینان کافی که مردان به قابلیت های شان دارند، برخوردار نیستند، خودشان را کمتر در معرض فرصت های جدید قرار می دهند. وقتی پای این موضوع به ارزیابی کشیده می شود، این طور به نظر می آید که زنان برای پیشرفت نادیده گرفته شده اند.

یک راه درست برای مقابله با این موضوع آن است که خودتان در فرصت ها پیش قدم شوید. این فرصت ها می تواند رهبری یک پروژه، شرکت در یک رویداد یا برنامه ریزی برای یک میهمانی اداری باشد. انجام دادن این کارها به آن معناست که احتمالا شما می خواهید بیشتر در معرض توجه باشید و این موضوع تجربیات ملموسی را برای بیان کردن شان در مصاحبه ها و گزینش ها در اختیار شما قرار می دهد که باز این امر به آن مفهوم است که احتمال آن که شما بخواهید ایستادگی کنید و موفق باشید بیشتر است.

می دانیم جهان به مدیران و رهبران و روسای اجرایی زن بیشتری نیاز دارد. همچنین این موضوع را هم می دانیم که همه به دنبال سمتی بالا در کار نیستند؛ بلکه نکته آن است که بدون توجه به حرف های مردم، ما نیاز داریم زنان را در هر سن و سالی که هستند، برای رسیدن به اهداف شان یاری کنیم. من معتقدم کلید این کار در ایجاد اعتماد به نفس شغلی برای آنها نهفته است.


جو ویمبل گراوز 
دیدگاه‌ها خاموش

۸ چیزی که افراد موفق در خانه هایشان دارند

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۲٫۰۷ - ۶:۰۲ ٫ق٫ظ


رازمجنون: موفقیت در پیروزی خلاصه نمی شود بلکه شامل عادات روزمره، رشد، پیشرفت و تصمیم هایی است که در زندگی می گیرید. تعجب ندارد اگر تمام افراد موفق، خصوصیاتی مشابه داشته باشند. همه آنها لوازمی در خانه خود دارند که موجب افزایش تمرکز، برقراری ارتباط بیشتر با خانواده و رشد و پیشرفت شان می شود. ما نام تعدادی از آنها را برایتان آورده ایم تا شما هم الگو بگیرید.
8 چیزی که افراد موفق در خانه هایشان دارند

۱٫ لوازم ورزشی

یکی از چیزهایی که افراد موفق در خانه هایشان دارند، وسیله ای است که آنها را به ورزش کردن ترغیب می کند. من خرید لوازم ورزشی گران قیمت مانند تردمیل و دوچرخه را پیشنهاد نمی کنم، این وسیله می تواند یک تشک یوگا، طناب بازی، هولاهوپ، دمبل یا حتی فضایی باز برای ورزش کردن باشد. شاید باشگاه ورزشی از خانه شما دور باشد و گاهی حوصله رفتن به آنجا را نداشته باشید اما با وجود این لوازم، دیگر هیچ بهانه ای برای ورزش نکردن نخواهید داشت.

۲٫ کتاب هایی الهام بخش

حتی موفق ترین افراد هم گاهی نیاز به انگیزه دارند. در این شرایط کتاب بهتر از هر چیز دیگری عمل می کند. کتاب هایی که رازهای موفقیت افراد، دلایل شکست، سدهای پیش رو و شیوه درست کار و زندگی را بیان می کند و به شما انگیزه ادامه زندگی و دنبال کردن هدف هایتان را می دهد.

۳٫ مکانی آرام برای کار کردن

افراد موفق گاهی مجبورند در خانه هم کار کنند. اما محل کار آنها در خانه مکانی دنج و آرام است. جایی که هیچ عاملی برای حواس پرتی وجود ندارد و به خوبی می توانند بر کارهای خود تمرکز کنند.

این روش فوایدی دارد که مهمترین آن بالا رفتن سرعت کار است. به جای این که ۴ ساعت جلوی تلویزیون بنشینید و مدام حواس تان حین کار پرت شود، در اتاق کارتان را می بندید و با تمرکز کامل کارهایتان را در عرض ۱ تا ۲ ساعت تمام خواهید کرد.

۴٫ دفترچه ای برای یادداشت اهداف

در زندگی افراد ۳ نوع هدف وجود دارد: اهداف بلند مدت مانند تصمیم هایی که آغاز سال نو می گیرید. اهداف کوتاه مدت مانند پروژه های چند هفته ای و اهداف روزانه که به سادگی قابل انجام هستند. افراد موفق این توانایی را دارند که تمام این اهداف را در کنار هم به خوبی برنامه ریزی کنند و پیش ببرند که بهترین راه هم تهیه یک دفترچه یادداشت است. از دفترچه یادداشت کوچک که قابل حمل در کیف یا کیف پول است، استفاده کنید.

۵٫ میز و صندلی کار مناسب

شما مقالات زیادی درباره شیوه درست نشستن می خوانید اما آن را در زندگی خود به کار نمی گیرید. هنگامی که ساعت ها پشت میز می نشینید و غرق کار می شوید، شیوه صحیح درست نشستن را فراموش می کنید اما این را بدانید که بدن سالم منجر به ذهن سالم، خلاق و فعال می شود. بنابراین در انتخاب میز و صندلی کار خود نهایت دقت را به خرج دهید.

۶٫ نمایش تصویری اهداف

من در خانه ام یک وایت برد دارم و هر چند وقت یک بار روی آن مراحل پیشرفت اهدافم را با جدولی نشان می دهم. نمایش تصویری اهداف به شما کمک می کند تا تمرکز و تسلط بیشتری بر آن داشته باشید.

۷٫ یخجالی پر از مواد غذایی سالم

غذای سالم از الزامات زندگی هر فردی است و افراد موفق این را به خوبی درک کرده اند. مصرف مواد غذایی سالم منجر به ذهنی سالم می شود. بنابراین هله هوله ها را دور بریزید و به دنبال غذاهای سالم تری باشید تا انرژی کافی را برای فکر کردن به اهداف تان بدست آورید.

۸٫ میزغذاخوری به دور از تلویزیون

افراد موفق قادرند میان زندگی و کار خود تعادل برقرار کنند. آنها میز غذاخوری را به دور از تلویزیون قرار می دهند تا بتوانند غذای خود را با تمرکز و آرامش بیشتری میل کنند و درباره اتفاقاتی که در طول روز گذشت با هم به گفتگو بنشینند.

مانیتورها همه جا هستند. یک فرد به طور متوسط از ۶۰ دقیقه، ۴۵ دقیقه خود را در مقابل مانیتور می گذراند. بنابراین فیلم دیدن یا بازی کامپیوتری فرصت خوبی برای استراحت کردن مغز شما نیست. به جای آن به دنبال سرگرمی باشید که به جای مغزتان، دست تان را درگیر کند. نقاشی کردن، ساز زدن، باغبانی، معرق کاری یا هر چیزی غیرمرتبط با مانیتور، گزینه خوبی است.

بیشتر افراد موفق جهان برخی یا تمام لوازم نامبرده را در خانه خود دارند. نکته مهم این است که بتوانید در حین پیشرفت کاری، آرامش و عشق را نیز در خانه خود تجربه کنید. با برقراری تعادلی بین این دو شما هم می توانید فردی موفق باشید.

دیدگاه‌ها خاموش

۷ راز افراد موفق فاش شد!

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۲٫۰۷ - ۵:۵۷ ٫ق٫ظ


رازمجنون: همه ما موفقیت در زندگی را دوست داریم اما گاهی دستیابی به آن دشوار می شود. به راستی راز افراد موفق چیست؟ ما در اینجا ۷ راز افراد موفق را که شاید تا به حال نمی دانستید، برایتان آورده ایم تا با خواندن آنها شما هم با سرعت بیشتری به موفقیت دست یابید.
7 راز افراد موفق فاش شد!

عادات غیرعادی دارند

حتما درباره عادات عجیب و غریب افراد موفق شنیده اید؟ برخی افراد در خواب ایده های ناب به ذهن شان خطور می کند، در صورتی که برخی دیگر در بیداری این گونه اند. شاید بد نباشد بدانید که توماس ادیسون تنها ۳ ساعت در روز می خوابید یا نبوغ بتهوون در حمام شکوفا می شد.

مثبت اندیش هستند

اکثر افراد موفق زمان شان را با مثبت اندیشان می گذراند. آنها وقت شان را صرف افرادی که مدام منفی بافی می کنند و به هیچ چیزی امید ندارند، تلف نمی کنند. افراد موفق حتی در شرایط دشوار هم تنها بر جنبه های مثبت زندگی تمرکز دارند.

به توانایی های خود اعتقاد دارند

همه ما آرزوهایی در ذهن داریم اما ممکن است آنها را دست نیافتنی قلمداد کنیم. افراد موفق اما به گونه ای دیگر عمل می کنند. آنها به دنبال آرزوهایشان می دوند و حتی اگر در این مسیر شکست بخورند، ناامید نمی شوند و با تغییر نگرش از آن شکست به عنوان فرصتی برای شروع دوباره استفاده می کنند.

انتقاد را می پذیرند

افراد موفق ذهن بازی دارند. آنها از انتقادهای دیگران آزرده نمی شوند و با دیدی مثبت از آن برای پیشرفت خود استفاده می کنند.

موفقیت خود را تصویر سازی می کنند

فرقی نمی کند هدف های زندگی کوتاه مدت باشد یا بلند مدت، افراد موفق همیشه در تخیلات خود، موفقیت هایشان را تصویر سازی می کند. با این روش آنها بهتر می دانند در این مسیر به چه چیزهایی احتیاج خواهند داشت.

بشر دوست و متواضع هستند

تواضع یکی از خصوصیات افراد موفق است. آنها گذشته خود را فراموش نمی کنند، موفقیت های خود را به رخ اطرافیان نمی کشند و زندگی را به همان روالی که در گذشته بود، ادامه خواهند داد.

بشر دوستی نیز از دیگر خصوصیات افراد موفق است. آنها در فعالیت های مختلف بشر دوستانه شرکت و برای بهبود زندگی افراد نیازمند تلاش می کنند. آنها موفقیت خود را مدیون جامعه می دانند و پیروزی و شادی خود را با آنها شریک می کنند.

به ندای قلب خود گوش می دهند

آنچه برای افراد موفق مهم است، ندای قلب شان است، نه نظرات دیگران. آنها هیچ گاه مطابق میل اطرافیانشان عمل نمی کنند بلکه زندگی را آنطور که خودشان دوست دارند، پیش می برند. آنها مدام این جملات را تکرار می کنند:

شکست بخور؛

برای درخواست کمک از دیگران درنگ نکن؛

کمبودهای خود را بپذیر؛

آرزوهای بزرگ داشته باش!

در اینجا موارد دیگری را که در موفقیت افراد موثر است، برایتان آورده ایم:

· از شکست های زندگی درس بگیر.

· عادات سالم داشته باش، به طور منظم ورزش کن، غذاهای سالم مصرف کن، زیاد بخند، خواب کافی داشته باش، از استرس دوری کن.

· لازم نیست همیشه بر همه امور کنترل داشته باشی، این کار تنها استرس شما را افزایش خواهد داد.

· از فرصت هایی که دیگران در اختیار شما قرار می دهند، استفاده کن.

· مسئولیت خود و کارهای خود را به عهده بگیر.

· فعال باش.

· نسبت به خود و رفتار خود اطمینان داشته باشد.

· ظاهر و لباس، ملاک ارزش آدمها نیست.

· شنا کردن بر خلاف امواج دریا را بیاموز.

· به ندای قلب ات گوش بده، نه آنچه دیگران می گویند.

· زندگی را جدی نگیر، زمانی هم به خوشگذرانی اختصاص بده.

دیدگاه‌ها خاموش

معرفی مهمترین انواع برندینگ

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۲٫۰۷ - ۵:۴۸ ٫ق٫ظ


وب‌سایت بدونیم – مریم اسدی: ساخت برند یکی از مهمترین جنبه های گسترش یک کسب و کار است. از این کار برای آگاه سازی از نام تجاری و افزایش صدای مصرف کننده استفاده می شود. برند سازی همچنین به کسب و کارتان هویت می بخشد.

در دسترس بودن بسیاری از سیستم عامل های تعاملی بالا بردن آگاهی از برند را ساده تر ساخته است. برند سازی به منابع و زمان بسیاری نیاز دارد. برندینگ برای به رسمیت شناختن و کمک به دیده شدن در میان معاصران خود بسیار ضروری است.

 
معرفی مهمترین انواع برندینگ که باید بدانید 
در ادامه می خواهم به معرفی انواع مختلف برندینگی که می توانید استفاده کنید بپردازم:
۱- برندینگ محصول

محصول یکی از شایع ترین انواع برندینگ است. وقتی از کنار قفسه های سوپر مارکت ها عبور می کنید به سادگی می توانید برندینگ محصولات و کالا ها را درک کنید.

یک محصول زمانی به موفقیت در برند سازی می رسد که مشتری با وجود حضور محصولات دیگر برندها ترجیح دهد آن را انتخاب و خریداری کند. اگر مصرف کنندگان محصولی از برندی خاص را انتخاب کنند بدان معناست که آن برند توانسته مدیریتی ایمن و قابل اعتماد برای شهرت سازی خودش ایجاد کند.

۲- برندینگ شخصی

یکی از ابزار برندینگ بسیار کاربردی و تاثیر گذار برای سیاستمداران، خوانندگان و نوازندگان، ورزشکاران و دیگر افراد معروف است. این ابزار به افراد معروف کمک می کند چهره ای موجه از خود به جامعه نشان دهند.

سیاستمداران سعی می کنند با نشان دادن تاثیر خوب از خود رای بیشتری جمع آوری کنند. یک سیاستمدار نیاز دارد جامع را قانع کند که از دیگر رقبا فردی موجه تر است و شایسته گرفتن مکانی است که به دنبالش است. برای قانع کردن مردم سیاستمدار به برندینگ نیاز دارد. یک فرد مشهور همچنین می تواند به دیگر محصولات و برند ها وابسته شود تا ترقی بیابد.

۳- برندینگ شرکت های بزرگ

برای یک کسب و کار که می خواهد شهرتی درست و حسابی برای خود بسازد برندینگ شرکت های بزرگ ابزاری بسیار مناسب است. تمام فعالیت های یک شرکت روی شهرت آن تاثیر مستقیم دارد.

یک کمپانی محصولات، خدمات، کارمندان، فرهنگ سازمانی و سهم خود نسبت به جامعه را تبلیغ می کند. یک حرکت اشتباه کافی است تا تمام این موارد تاثیری منفی و معکوس روی شهرت سازمان داشته باشند. اگر آسیب وسیع بود بنابراین کمپانی باید به فکر ساخت راهکاری جدید برای بهبود شهرت خود باشد.

۴- برندینگ جغرافیایی

این نوعی از برندینگ است که برای خدمات و محصولاتی خاص به کار می رود. از این نوع برندینگ برای ترقی محصولات و کمپانی های محلی یا جایی توریستی استفاده می شود.

هر منطقه ای سعی می کند چیزهایی را برند کند که خودش را از دیگران جدا می کند. این موارد می توانند یک منظره، غذا و یا هر چیز قابل برجسته شدن دیگری باشد.

 
معرفی مهمترین انواع برندینگ که باید بدانید 
۵- برندینگ سرمایه گذاری

این ابزار تا حدود زیادی روی برندهایی قابل اجرا است که عمومی هستند. این ابزار در واقع دیگران را تشویق به سرمایه گذاری روی این برند می کند. برندینگ سرمایه گذاری به جایگاه نهادهایی که به عنوان سرمایه گذاری، سهام و استراتژی شناخته می شوند کمک می کند. نتیجه یک برندینگ سرمایه گذاری خوب باعث افزایش درک افراد از ارزش آن برند است.

۶- برندینگ خدمات

زیاد با مورد برندینگ محصولات تفاوتی ندارد اما یکی از ویژگی های خاصش این است که باعث افزایش درک ارزش خدمات می شود. این ابزار در خدمات حرفه ای فوق العاده کاربرد دارد.

این ابزار به بازاریاب ها این اجازه را می دهد تا از مقایسه قابلیت ها با قابلیت ها پرهیز کنند. شما می توانید از یک آژانس برندینگ خدمات کمک بگیرید تا مطمئن شوید تبلیغات تاثیر گذاری روی خدماتتان می شود.

۷- برندینگ فرهنگی

این ابزار مسئول ساخت شهرتی مناسب درباره فضا و مردمی است که درونش زندگی می کنند. برندینگ فرهنگی برای ارتقا ساکنان یک منطقه خاص، فرهنگ و یا ملت به کار می رود.

این برندینگ با تمرکز روی کیفیت های متمایز و درست بومیان منطقه انجام می شود. برای مثال مردم نیویورک به عنوان کسانی که همه کارها را باسرعت انجام می دهند شناخته می شوند. این ابزاری بسیار موثر برای جذب توریست و جذب افراد از سراسر دنیا برای سفر به کشورتان است.

۸- برندینگ هوشیار کردن

این تاکتیکی است که کمپانی ها مورد استفاده قرار می دهند تا علاقه مشتریان را افزایش دهند و آنها را درباره برند خود کنجکاو کنند. برندینگ هوشیار کردن به برنامه ریزی زیادی نیاز دارد و استراتژی مناسبی نیز می خواهد. این برنامه زمانی ساخته می شود که برند نهایتا مدل کسب و کار خود را قبول می کند.

هیچ راهی برای تعریف ساخت برند وجود ندارد و بهترین راه برای توضیحش این است که به آن فرآیند ارزش سازی برای مشتری ها بگوییم.

دیدگاه‌ها خاموش

مدل های بانکداری؛ بررسی تجربه اتحادیه اروپا

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۲٫۰۶ - ۳:۴۱ ٫ق٫ظ


ماهنامه صنعت و توسعه – سیدمجید مهاجرانی*: استفاده از مدل‌های تجاری و مطالعه آنها به درک رفتارهای بانک‌های مختلف و تمایزها و تشابه‌های آنها کمک می‌کند. از سوی دیگر کاربرد این مدل‌ها می‌تواند به سیاست‌گذاران و تصمیم‌گیران بانک کمک کند تا با توجه به شرایطی که توانایی کنترل آن را ندارند به بهترین‌ نحو از بانک و منابع مالی آن استفاده کرده و سود سرمایه‌گذاری در صنعت بانکداری را افزایش دهند. به‌کارگیری این مدل‌ها همچنین می‌تواند سیاست‌گذاران بخش بانکداری را در برآورد روند و مسیری که برای رسیدن به اهداف خود انتخاب می‌کنند، یاری رساند.
 
در مقاله پیش رو، که در دو بخش ارائه خواهد شد نحوه تعیین و تعریف مدل‌های تجاری برای بانک‌های اروپا و تاثیر آن بر اقتصاد را بررسی خواهیم کرد. در بخش اول ابزارها و شاخص‌های مورد نیاز برای تمییز مدل‌های تجاری بیان کرده و مدل‌های مختلف را معرفی می‌کنیم. در بخش دوم به تاثیر استفاده از این مدل‌ها بر اقتصاد با تاکید و تمرکز بر اقتصاد اروپا خواهیم پرداخت. در این مقاله از مطالعه‌ای که توسط اتحادیه اروپا در در سال ۲۰۱۳ در مورد بانک‌های این اتحادیه انجام شده، استفاده می‌کنیم.
چرا مدل‌های تجاری؟
سوال اولی که باید از خودمان بپرسیم آن است که چرا از مدل‌های تجاری استفاده می‌کنیم؟ با شروع و گسترش بحران مالی، بخش بانکداری و نقشی که ‌این بخش از اقتصاد در ایجاد بحران داشت، موضوع مدل‌های تجاری به‌صورت خاص مورد توجه قرار گرفت. این امر سبب شد بانک‌ها برای دستیابی به اهداف تعیین‌ شده از مدل‌های تجاری استفاده کنند. یکی از این اهداف می‌تواند، بیشینه‌سازی سود برای بانک‌های ارزش-سهام‌دار  (Shareholder-Value Banks) (SHV) یا ایجاد ارزش برای مشتریان یا دیگر ذی‌نفعان در بانک‌هــای ارزش-ذینفــع (Stakeholder-Value Banks) (STV) باشد. این اقدامات منجر به‌ایجاد نتایجی شد که در حوزه‌هایی مانند عملکرد مالی، پروفایل ریسک و کمک به پایداری یا ناپایداری مالی و همچنین پایداری یا ناپایداری اقتصادی که در طول زمان متغیر است.
 
مدل های بانکداری؛ بررسی تجربه اتحادیه اروپا(اسلایدشو) بهنام 
بر این اساس می‌توان گفت این اقدام کمک می‌کند ریسک تجمعی یک پروژه مالی، از پیش تعریف‌شده و قابل ارزیابی گردد. همچنین، از طریق تحلیل مدل‌های تجاری می‌توان رفتار بانک‌ها و تاثیر آنها را بر ریسک‌های سیستمی رصد کرد که‌این امر از منظر نظم و تنظیم بازار بسیار مفید است. علاوه بر این، زمانی که یک مدل تجاری خاص در بانکداری، روند تبدیل‌شدن به تهدید برای ثبات سیستمی را طی می‌کند، تنظیم‌کنندگان محتاط در سطح کلان، می‌توانند با به‌کارگیری مکانیزیم‌های مناسب، مانع از مخاطرات بیش از حد شوند. از منظر نظم بازار نیز، تحلیل مدل‌های تجاری نیاز به شفافیت از جانب بانک‌ها در مورد ترازنامه‌ها دارد، خصوصا زمانی که تحلیل‌های چند بعدی از توضیح تغییر رفتار بانک‌هایی که از یک مدل تجاری پیروی می‌کنند، ناتوان می‌شوند.
 
رصد مدل‌های تجاری بانک‌ها، حلقه مفقوده ارتباط بین دو بررسی نظارتی و تنظیمی را در دو سطح کلان و خرد ارائه می‌کند. با توجه به توضیحات ارائه شده می‌توان دریافت که استفاده از مدل‌های تجاری بانکی، می‌تواند شرایطی را ایجاد کند که بانک‌ها به اهداف خود دست یابند. این مدل‌ها از یک سو در کنترل ریسک‌هایی که در فعالیت بانکی به سهامداران یا ذی‌نفعان منتقل می‌شود کمک کرده و از سوی دیگر رفتارهای گاه متناقض بانک‌ها را توضیح می‌دهد. ‌

چگونه مدل‌ها را تشخیص دهیم؟

سوال دوم درباره به کارگیری مدل‌های تجاری برای بانک‌ها آن است که چگونه می‌توان این مدل‌ها را شناسایی کرد؛ یا به عبارت دیگر چگونه می‌توان با استفاده از این مدل‌ها بانک‌ها را دسته‌بندی کرد.
یکی از شیوه‌های دسته‌بندی بانک، از منظر نوع نگاه آنها به سهامداران و ذی‌نفعان است. همان‌طور که اشاره شد، می‌توان بانک‌ها را به دو دسته تقسیم کرد: بانک‌های بزرگ تجاری که معمولا براساس ساختار ارزش-سهامدار (SHV) شکل‌گرفته و بر ترکیب‌های مختلفی از فعالیت‌های بانکی تمرکز می‌کنند و موسسات مالی دیگری که با ساختار ارزش-ذینفع (STV) از ساختارهای مالکیت مختلفی برخوردار هستند؛ مانند بانک‌های عمومی، تعاونی‌ها و موسسات پس‌اندازی؛ این دو نوع بانک در بازارها در کنار هم وجود دارند.
اما چنانچه بخواهیم بانک‌ها را براساس مدل‌های تجاری دسته‌بندی کنیم، باید عواملی که سبب تمایز این مدل‌ها از هم می‌شوند را شناسایی کنیم. به‌صورت کلی این تمایز براساس ماهیت و گستره اقدامات و استراتژی‌های سرمایه‌گذاری بانک‌ها قابل تشخیص هستند. بسیاری از بانک‌های خرده‌گرا (Retail-oriented banks)، که شامل بانک‌های تجاری، پس‌اندازی و تعاونی‌ها می‌شوند، بسیاری از خدمات سنتی بانکی را به جامعه ارائه می‌دهند.
 
بانک‌های سرمایه‌ای (Investment-oriented banks)، بیشتر بر فعالیت‌های تجاری تمرکز کرده و بر منابع مالی متعدد و همچنین حفظ شبکه خردفروشی (Retail-oriented) خود اتکا می‌کنند. دیگر بانک‌ها خدمات‌شان را به مشتریانی چون شرکت‌های بزرگ و متوسط، شرکت‌های ساختمانی، مراکز تامین منابع مالی تجارت بین‌المللی و دیگر موسسات مالی ارائه می‌دهند. یکی از بهترین مثال‌ها برای تعیین و ارزیابی مدل‌های تجاری بانک‌ها را می‌توان در پژوهشی که عیادی (Ayadi) و دی گرئون (De Greon) در مورد دسته‌بندی بانک‌های اروپایی انجام داده‌اند، مشاهده کرد.
 
عیادی و دی گرئون برای شناسایی و ارزیابی مدل‌های تجاری بانک‌ها از پنج شاخص کلی مالکیت، فعالیت‌های مالی، عملکرد مالی، ریسک و بحران استفاده کرده‌اند. آنها برای تشخیص نقاط قوت و ضعف این مدل‌ها در دو مرحله آنها را تحلیل کرده‌اند. در مرحله نخست از شاخص‌های دقیق‌تری که براساس شاخص‌‌های کلی اشاره‌ شده به دست آمده‌اند، استفاده کرده‌ تا با به کارگیری آنالیز خوشه‌‌ای، مدل‌های تجاری مشخصی را ایجاد کنند. در مرحله دوم، این مدل‌ها براساس عملکرد نسبی، ریسک و دیگر فاکتورهای موثر با هم مقایسه شده‌اند.

شیوه و روش انجام خوشه‌بندی

برای ایجاد خوشه‌های معین از مدل‌های تجاری، از شش ابزار که همه به‌صورت درصدی از اموال معرفی شده‌اند، استفاده شده است:
۱-بدهی به بانک‌ها (Loans to Banks): این شاخص میزان فعالیت‌های عمده (Wholesale) و بین بانکی را اندازه می‌گیرد. این شاخص در واقع میزان ریسکی را که بانک‌ها به واسطه به هم پیوستگی بخش بانکداری با آن مواجه می‌شوند را مطالعه می‌کند.
۲- اموال تجاری (Trade Assets): این شاخص به اموال غیر‌نقدی بانک‌ها به غیر‌از طلب‌‌های آنها اشاره می‌کند، هر چه ارزش این شاخص بیشتر باشد، نشان‌دهنده رواج فعالیت‌های سرمایه‌گذاری است که به بازار و شناوری ریسک تمایل دارد.
۳-تعهدات بانک (Bank Liabilities): این شاخص به سهم دیون دیگر بانک‌ها از قبیل سپرده‌ها، اوراق قرضه، منابع مالی که از بانک‌های مرکزی کسب شده‌اند اشاره می‌کند. بانک‌هایی که منابع مالی بین بانکی بیشتری دارد به دلیل اتکای‌شان به منابع مالی کوتاه‌مدت، در مراحل اولیه بحران با مشکلات جدی مواجه می‌شوند.
۴- سپرده مشتری (Customer Deposits): این شاخص سهم سپرده مشتریان غیر‌بانکی بانک‌ها مانند موسسات و خانواده‌ها را نشان می‌دهد و بیان‌گر میزان اتکای بانک به منابع مالی سنتی است.
۵- تعهدات استقراضی (Debt Liabilities): این شاخص از کم کردن کل سپرده‌های مشتریان، دیون بانک، ارزش شناور و منفی همه تراکنش‌ها از تعهدات کل بانک به دست می‌آید. این شاخص با میزان سپرده‌های مشتریان رابطه معکوس دارد، در حالی که دیون بانک به بدهی‌های بین بانکی کوتاه‌مدت ارتباط دارد، این شاخص دیدی کلی‌تر از میزان قرار گرفتن بانک در معرض منابع مالی بازار را ارائه می‌کند.
۶- ریسک مشتقه (Derivative Exposure): این شاخص میزان کلی ارزش حال همه ریسک‌های مشتقه یک بانک را که معمولا به‌صورت یکی از معاملات مالی مهم (پرخطرترین) بانک با سرمایه‌گذاری‌های سنگین و فعالیت‌های تجاری است اندازه‌گیری می‌کند.
 
 مدل های بانکداری؛ بررسی تجربه اتحادیه اروپا(اسلایدشو) بهنام
مدل‌های تجاری
براساس ابزارهای تعریف‌شده، این ۵ مدل را می‌توان شناسایی کرد:
۱- مدل نخست، بانک‌های بزرگ سرمایه‌ای (Investment Bank) را در کنار هم قرار می‌دهد و شامل بزرگ‌ترین بانک‌های اروپایی می‌شود که ارزش کلی آنها در سال ۲۰۱۳ حدود ۵۸۳ میلیارد یورو بوده است. این بانک‌ها بر فعالیت‌های تجاری عمده تمرکز کرده‌اند. در این گروه، متوسط اموال تجاری و معاملات مشتقه به ترتیب ۲/۵۱‌درصد و ۲/۱۵‌درصد اموال بانک را تشکیل می‌دهد. آنها برای تامین منابع مالی خود کمتر به منابع سنتی و با ثبات تکیه می‌کنند و منابع مالی خود را از منابعی مانند توافقنامه‌های بازخرید شده (Repurchasing agreements) و تعهدات استقراضی تامین می‌کنند، این منابع در شرایط بحران به‌شدت تحت فشار قرار می‌گیرند.
۲- مدل دوم که مدل عمده نامیده شده، شامل بانک‌هایی می‌شود که به‌شدت به منابع مالی بین بانکی و استقراض، متکی هستند. به‌صورت متوسط تعهدات یک بانک در این گروه که شامل سپرده و استقراض بین بانکی و… می‌شود حدود ۴/۳۷‌درصد ترازنامه بانک را به خود اختصاص می‌دهد. در این مدل از بانک‌ها، سپرده مشتریان حدود ۱۶‌درصد از کل ترازنامه بانک را به خود اختصاص می‌دهد. این مدل کمترین میزان اتکا به سپرده مشتریان را میان مدل‌های به دست آمده داراست. بانک‌های این مدل، کوچک‌ترین گروه را در میان دیگر مدل‌ها تشکیل می‌دهند. تعداد این بانک‌ها نیز به دو دلیل بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ و همچنین دنباله‌روی از دیگر مدل‌ها کاهش یافته است.
۳- مدل سوم، از بانک‌های خرد فروشی (Retail-oriented banks) تشکیل شده است که از منابع مالی غیر‌سنتی استفاده می‌کنند. وام مشتریان و تعهدات استقراضی به ترتیب ۴۸‌درصد و ۵/۶۷‌درصد ترازنامه ‌این دسته از بانک‌ها را به خود اختصاص می‌دهد. این گروه از بانک‌ها با استفاده از استراتژی تنوع بخشی هر چه بیشتر به منابع مالی، توانسته‌اند حتی در دوران بحران مالی نیز به رشد خود ادامه دهند.
۴- مدل چهارم که مشابهت‌های بسیاری با مدل سوم دارد. مهم‌ترین وجه شباهت آن با مدل قبلی این است که بانک‌های خرد آنها را تشکیل می‌دهند و به‌صورت متوسط بیش از ۶۰ ‌درصد از ترازنامه هر دو مدل به وام‌های مشتریان سنتی اختصاص دارد.
 
مدل‌های ۳ و ۴ دو برابر بانک‌های سرمایه‌ای و عمده برای کارکنان خود هزینه می‌کنند، تقریبا حدود ۵/۷ تا ۸/۸ یورو به ازای هر ۱۰۰۰ یورو ارزش اموال. هزینه بالای کارکنان می‌تواند نشانگر سطح گسترده جغرافیایی باشد که‌ این‌گونه از بانک‌ها پوشش می‌دهند. همان‌طور که اشاره شد این دو مدل با یکدیگر تفاوت‌‌هایی نیز دارند که مهم‌ترین آنها اتکای مدل سوم به بازارهای قرضه و تکیه‌ این مدل به سپرده مشتریان است. با توجه به‌این مسائل، مدل ۳ را مدل خرد متنوع و این مدل را مدل خرد متمرکز می‌نامیم.
بانک‌های سرمایه‌گذاری و خرد متنوع، از نظر بین‌المللی فعال‌ترین مدل‌ها هستند. بانک‌هایی که از این مدل‌های تجاری پیروی می‌کنند در مقایسه با بانک‌هایی که از مدل عمده و خرده متمرکز استفاده می‌کنند، مناطق جغرافیایی گسترده‌تری را تحت پوشش خود قرار می‌دهند.

* دانشجوی دکترای روابط بین‌الملل

دیدگاه‌ها خاموش

برگه ی بعدی »