چگونه میلیاردر شویم؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۲٫۰۶ - ۳:۴۱ ٫ق٫ظ


وب‌سایت زوم تک – سید هادی شریفی: چگونه میلیاردر شویم؟ آیا میشود میلیاردر شویم؟ چگونه می توانیم با۷ راهکارهای اساسی زیر پول پارو کنیم؟ درجهان جای دی راکفلر در سال ۱۹۱۶ ، پدر صنعت نفر به عنوان اولین میلیادر تبدیل شد . در سال ۲۰۱۵ تقریبا یک قرن بعد مطابق با گزارش فوربز در سراسر جهان ۵۳۶ میلیاردر از مجموع ۱۸۲۶ میلیاردر ، آمریکایی بودند.
راهکار هایی برای میلیاردر شدن

ما در ادامه می خواهیم به شما بگوییم که چگونه می توانید با راهکارهای میلیاردر شوید . اگر کنجکاو هستید بدانید با ادامه این مطلب با ما همراه باشید.

شناخت افرادی که دارای ثروت زیاد هستند از افرادی که میلیاردر محسوب می شود کار دشواری است زیرا وقتی صحبت از دارای و ثروت شود این افراد محتاط می شوند . عده ای هستند که زیاد بودن ثروت برای آنها هدف اصلی محسوب نمی شود ، بلکه تنها به عنوان یک محصول جانبی فعالیت‌های کسب‌وکارشان بشمار می آید .
دونالد ترامپ به عنوان غول املاک و مستغلات بشمار می رفت در سال ۲۰۱۵ در میان میلیاردرهای فوربز مقام ۴۰۵ را داشته است و البته این اواخر مردم در تمامی جهان یا تصمیم های و چهره ایشان به خوبی آشنا شده اند ، ترامپ در کتاب خودش با عنوان Trump: The Art of the Deal گفته است که پول هیچ گاه برایش یه انگیزه بزرگ نبوده است و تنها به عنوان راه بوده که برای محاسبه امتیازش به شمار رفته است . او همواره می گوید : (( هیجان واقعی ، در خود بازی است )) .

چگونه میلیاردر شویم ؟
در سال ۱۹۱۶ بر اساس مدارکی در اداره آمار ایالات متحده در میان حدود ۱۰۲ میلیون نفر جمعیت ایالات متحده، تنها میلیاردر راکفلر بوده است . این کشور امروزه دارای ۳۲۰ میلیون نفر جمعیت می باشد که به ازای هر ۶۰۰ هزار نفر، یک میلیاردر داشته است . اگر فرض کنید که میزان میلیاردرهای آمریکایی با سرعت ۶٫۴۹ درصد بصورت سالانه در حال زیاد شدن است می توان گفت تا سال ۲۰۵۰ میلادی تعداد میلیادرهای آمریکایی به بیشتر از ۴۸۰۰ میلیاردر خواهد رسید . به عبارت دیگر می توان گفت که به ازای هر ۹۱ هزار نفر، یک میلیاردر؛ که این میزان هم برای کل ایالات متحده در آن سال با توجه به پیش بینی مجموع جمعیت ۴۳۹ میلیون نفری است .
اگر دوست دارید در ایالات متحده ، میلیادر باشید مثل گذشته همچنان دور از ذهن نخواهد بود هرکسی می تواند به رویای های خود برسد اگر دوست دارید راهکارهای در این رابطه بدانید با ادامه این مطلب توجه کنید .
میلیاردر به چه کسی گفته می شود ؟
 
 چگونه میلیاردر شویم ؟
 در تعریفی ساده می توان گفت که میلیادر شخصی است که ثروتی در حد ۱ میلیادر یا بیشتر داشته است . به بیانی دیگر اگر تمام دارایی های خود را بفروشید ، و تمام بدهی خود را بدهید و بعد از آن حداقل ۱ میلیارد در حسابی بانکی خود داشته باشید می توان گفت شما یک انسان میلیادر هستید . اگر شما یک میلیارد دارای داشته باشید ولی ۵۰۰ میلیون بدهی داشته باشید نمی توان گفت شما یک میلیادر هستید . اما با این وجود اگر این دارایی را داشته باشید دیگر نباید به دوران بازنشستگی خود فکر کنید .
شاید درک میزان یک میلیارد برای همه ی اعداد بزرگ دشوار باشد . اگر بخواهید می توانید از این حجم پول درک بهتری پیدا کنید .
مثلا در یک هفته ۳ نفر باید ۴۰ ساعت آن هم یک عمر کار کنند تا با سرعت یک اسکناس یک دلاری در هر ثانیه بتوانند ۱ میلیارد دلار را بشمارند . در صورتی که این ۳ نفر را بتوانید در سن ۲۱ سالگی استخدام کنید می توانید این کار را در ۴۴ سال به اتمام رسیده باشید البته با فرض اینکه هر روز هشت ساعت کار کنند و یک روز را هم مرخصی نگرفته باشند .البته این میزان اسکناس های ۱ دلاری شمارش شده ، می توانند به اندازه یک زمین فوتبال به ارتفاع ۲٫۵ متر و وزن بیش از ۱۱۰۰ تُن را اشغال کنند .

اما می توانیم بگوییم با یک میلیارد دلار می توانیم معادل موارد زیر را بخریم :
• ۱٫۵۳ میلیون بلیت سالانه به هر پارک بازی دیزنی، یا یک بلیت برای هر مرد، زن و کودکی که در فیلادلفیا، پنسیلوانیا زندگی می‌کنند.
• ۲۱۹۰۰ خودروی سواری لوکس کادیلاک CTS بگونه ای که قادر باشید در زمان ۶۰ سال، هر روز یک خودروی لوکس متفاوت سوار شوید. در صورتی که به فکر صرفه جویی نیز باشید می توانید ، خودتان و همسرتان هر کدام، در زمان ۶۰ سال یک هوندا سیویک جدید را روزانه بخرید!
• بیشتر از ۹۵ میلیون پیتزای مخصوص بزرگ یا ۱۶۷ میلیون برگر ذغالی، به همراه سیب‌زمینی سرخ‌کرده و نوشابه‌ی رژیمی.
• برای سفری ۱۲۱ روزه ۵۰هزار کرایه دور دنیا روی کشتیِ ملکه الیزابت. در اصل ،میزان یک میلیارد دلار به شما و ۴۱۵ نفر از دوستان و اقوام‌تان اجازه خواهد داد ، شما قادر خواهید بود به میزان ۴۰ سال در این کشتی زندگی نمایید و در صورتی که دوست دارید، مدام از این بندر به بندر دیگری سفر کنید .

 چگونه میلیاردر شویم ؟
برخی از افراد می بینید که میلیاردر هستند و روزانه برای خود بسیار خرج می کند ،این افراد غرق ثروت خود شده اند و از کشتی تفریحی و اتومبیل های آخرین مدل و جت های خصوصی خود لذت میبرند و این افراد در قصر های زیبا در سراسر جهان زندگی می کنند و لذت میبرند اما در مقابل عده ای هستند که به طرز عجیبی صرفه جویی را پیش گرفته اند . در فهرست فوربز سومین نفر وارن بافت می باشد او هم اکنون در خانه ای در حال زندگی است که به قیمت کمی در اوماهای نبراسکا بیش از ۳۰۰ هزار دلار خریداری شده بود . طی محاسبه ای که دیوید گرین مؤسس و مدیر عامل هابی لابی با فوربز ، گفته اند که هواپیمای خصوصی نخریده است زیرا از پروازهای ارزان قیمت لذت میبرد .
ویژگی‌ها و تجارب مشترک میلیاردرها

شاید جالب باشد بدانید که میلیاردرها انسان های خاص و منحصر به فردی می باشند ولی بررسی ها نشان داده است که تجربیات مشترکی نیز با یکدیگر داشته اند در ادامه به برخی از این ویژگی ها اشاره شده است :

۱. برای آنکه میلیاردر شوید زمان زیادی لازم است .
بصورت میانگین افرادی که در فوربز میلیاردر هستند ۶۳ سال داشته اند و این افراد بیش از ۹۰ درصدشان بالای ۴۵ سال سن داشته اند . این قانون برای همه وجود ندارد بلکه استثناهای نیز در آن پیدا می شود چرا که امروزه محصولات و خدمات جدیدی به دنیای پیشرفته فناوری پیوسته است که جوان ترها می تواند به این فهرست اضافه شوند . ایوان اشپیگل (شماره‌ی ۱۲۵۰ در فهرست) در سن ۲۵ سالگی و بابی مورفی (شماره‌ی ۱۲۵۰ در فهرست) در سن ۲۶ سالگی، اپ موبایل اسنپ‌چت را بنیان‌گذاری کرده اند .

در فوریه‌ی ۲۰۱۵ طبق گزارش سی‌ان‌ان، پیشنهاداتی تا سقف ۱۹ میلیارد دلار برای این اپ دریافت کردند. ترانوس را در واقع الیزابت هولمز (شماره‌ی ۳۶۰) در سن ۳۱ سالگی بنیان گذاشت ؛ که در سال ۲۰۱۴ میلادی ۹ میلیارد دلار این شرکت در آمد داشته است در واقع این یک شرکت آزمایش خونی می باشد . . مارک زاکربرگ (شماره‌ی ۱۶) را شاید دیگر همه ی شما بشناسید ، او توانسته بود در ۳۲ سالگی ثروتی زیادتر از ۳۰ میلیارد دلار در قالب سهام فیس‌بوک را داشته باشد .

۲. تحصیلات برای این هدف مهم است، در صورتی که ضروری نمی باشد
اگر به میلیاردرهای فهرست فوربز توجه کنیم می بینیم که حدود دوسومِ میلیاردرهای آن را فارغ‌التحصیلان دانشگاهی تشکیل داده اند ، بالاترین درصدی مدرکشان مهندسی می باشد و مدرک بازرگانی توانسته است جایگاه دوم را به خود اختصاص دهد . در ایالات متحده، از میان ۴۰۰ میلیاردر برتر ۲۱ نفر دکترا و ۲۹ نفر مدارک کارشناسی ارشد داشته اند . اما طی آمارهای که گرفته شده است نشان داده شده که بیشتر از ۳۰ درصد از ثروتمندترین‌های فهرست فوربز، دارای مدرک دانشگاهی نیستند . بیل گیتس ( شماره یک در این فهرست ) و و مارک زاکربرگ، جز دسته از افرادی هستند که از دانشگاه هاروارد خارج شدند و تحصیل را رها کردند . مایکل دل (شرکت دل، دانشگاه تگزاس در آستین)، استیو جابز (اپل، کالج رید)، و لری الیسون (شرکت اوراکل، دانشگاه شیکاگو) جز دسته از افرادی هستند که نتوانسته اند تحصیلات خود را به اتمام برساند و به موفقیت در این حیطه نرسیده اند .
 
 چگونه میلیاردر شویم ؟
۳. داشتن خانواده ی پولدار مهم است ؛ اما کافی نیست
اگر بخواهیم به صورت واضح بگوییم باید این گونه گفت که ۶۰درصد افراد در این فهرست ، افرادی هستند که خودشان توانسته اند برای خود ثروت جم کنند . می توانیم از این افراد به گیتس، بافت و الیسون اشاره کنیم که از دسته افرادی بودند که خانواده ای متوسط در سطح جامعه داشتند. این افراد تنها حدود یک‌چهارم ثروت خانوادگی را به ارث بردند که البته توانسته بودند این میزان را زیادتر کنند ؛ می توانیم به کارلوس اسلیم )شماره‌ی ۲۲) اشاره کنیم که به نام «وارن بافت مکزیک» شناخته شده بود . برادران کوک (شماره‌ی ۶)، اعضای خانواده‌ی مارس (شماره‌ی ۲۲) و ابیگیل جانسون (شماره‌ی ۸۵۵) را نیز می توانیم از این دسته افراد بدانیم . از این میان حدود ۱۵ درصد میلیاردرها را نیز می توانیم بگوییم که فقط از ارثی که به آنها رسیده است توانسته اند به ثروت برسند ؛ برای مثال در فهرست فوربز ورثه‌ی سام والتون که در جایگاه شماره‌ی ۶ قرار داشته اند عبارت اند از : کریستی، الیس، جیم، رابسون والتون، نانسی والتون لوری و ان والتون کریونکه.
۴. ازدواج برای میلیاردرها، ترکیبی است از همه چیز
بصورت تقریبی حدود دو سوم افراد که در فهرست فوربز زندگی می کنند متاهل بوده اند و برخی از آنها هم جز افرادی هستند که چندین بار ازدواج کرده اند مانند لری الیسون که چهار بار، و رونالد پرلمن پنج بار است . باید بگوییم که زندگی با افرادی که ثروت زیادی دارند یا میلیاردر هستند کاره راحتی نیست . جاستین ماسک، همسر سابق ایلان ماسک )شماره‌ی ۱۰۰۰ فهرست) در واقع کسانی که به موفقیت های ویژه و خاصی می رسند ( مثل همسر سابقش ) را گونه ای توصیف می کنند که عجیب و غریب و ناجور است . او همواره می گوید که : آنها آدم‌های ناراحتی هستند ، دیگران را تحقیر می‌کنند و موجب دردسر می شوند ، مداوم در حال دعوا و بحث هستند و دیگران را نیز عصبانی می کنند آنها دارای نارساخوانی، اوتیسم و اختلال کم‌توجهی هستند . در صورتی که اگر به زندگی بیل گیتس توجه کنید می بینید که او حدود ۲۱ سال است که به زندگی مشترک خود ادامه میدهد و همچنین در ادامه می توانیم به جف بزوس مؤسس آمازون (شماره‌ی ۱۵) و مایکل دل (شماره ۴۷) اشاره کنیم که هر کدام بیش از ۲۰سال متاهل بوده اند . فیل نایتِ شرکت نایک (شماره‌ی ۳۵) بیش از ۵۰ سال و اریک اشمیتِ گوگل (شماره‌ی ۱۳۷) بیش از ۳۰ سال متاهل بوده اند .
 
 چگونه میلیاردر شویم ؟
۵. مشاغل قسمت فناوری، امور مالی یا املاک و مستغلات نیز می توانند سود فراوانی را داشته باشند .
توسعه‌ی تکنولوژی و حرکت در جهت جریان از طریق عرضه‌ی عمومی شرکتی توانسته است به عنوان منبع ثروت برای بسیاری از میلیاردر ها بوده است . مثلا به گوگل (لری پیج، سرگئی برین و اریک اشمیت)، آمازون (بزوس) و فیس‌بوک (زاکربرگ) مایکروسافت (گیتس، پل آلن و استیو بالمر)، می توانیم اشاره کنیم که از جمله شرکت های هستند که توانسته اند با استفاده از فناوری های جدید به این درجه برسند . دیگر میلیاردرها نیز توانسته اند به صورت مستقیم در بازار مالی مشارکت داشته باشند و همچنین از سرمایه گذاران بزرگی برای رسیدن به اهداف فوق العاده خود استفاده کنند . شاید بتوانیم بگوییم که معروف‌ترین سرمایه‌گذار وال استریت ، وارن بافت باشد در صورتی که برخی از مدیران صندوق‌های تأمینی مثل جرج سوروس (شماره‌ی ۲۹)، ری دالیو (شماره‌ی ۶۰) و جیمز سیمونز (شماره‌ی ۶۷) کارگزاران در واقع ۲۰ درصد از میلیاردهای می باشند که وال استریت را خانه‌ی خود دانسته اند . دسته سوم در واقع ابرقدرت های هستند که در حیطه‌ی املاک و مستغلات فعالیت داشته اند . این افراد در واقع ثروت خودشان را توسعه املاک و مالکیت بدست آورده اند ولی در واقع این چیزی است که بسیاری آن را سیستم اهرم کلاسیک پیش‌پرداخت حداقلی و وام کلان دانسته اند . از این گروه می توانیم به جف ساتن (شماره‌ی ۵۵۷) و دیوید والنتاس (شماره‌ی ۱۰۵۴) ، دونالد برن (شماره‌ی ۶۴)، دونالد ترامپ (شماره‌ی ۴۰۵) اشاره کنیم .
چگونه میلیاردر شویم ؟ آیا می شود میلیاردر شد ؟

اگر می خواهید به جایگاه میلیاردری برسید باید بدانید کار سخت یا به اراده مربوط نمیشود ، این ها جز مواردی هستند که مهم و لازم است ولی در واقع تنها این موارد کافی نمی باشد . به گفته جاستین ماسک : افرادی هستند که به شدت در طول روز کار می کنند اما این افراد در شرایط بد یا محیط نامناسب یا بدشناسی ها که دارند و عوامل دیگری که شاید هیچ گاه خودشان مقصرش نیستند ، موجب می شود تا فقط زنده بمانند . بدانید که عزم و کار سخت برای رسیدن به میلیاردری ضروری است و باید حتما آن را رعایت کرد .

افراد ثروت مند زیادی را خواهید دید که بیشتر هم خودشان ثروتشان را بدست آورده اند و موافق با نظرات خانم ماسک درباره‌ی کار سخت می باشند ، در صورتی که پیشنهاد می کنند کارهای زیر را همه میلیاردرهای مشتاق انجام بدهند : این کارها در ادامه برای شما توضیح داده شده است .

۱. به صدای درون خود گوش بدهید

سعی کنید برای خودتان چیز جدیدی را پیدا کنید . همواره بر روی کشفیات دیگران تمرکز نکنید و سعی نکنید آنها را برای خود کپی کنید . همیشه بر روی چیزی تلاش و تمرکز کنید که جهان به آن نیاز دارد و آن را می خواهد .
به مثال زیر توجه کنید . در سال ۲۰۰۸ مطابق با گزارش فوربز، مرد جوانی بود که همواره سعی می کرد تا تاکسی را پیدا کند و در نهایت هم موفق نشد که به هدف خود برسد ، مدتی بعد او اقدام به تاسیس اوبر کرد . بعد اپ موبایلی را گسترش داد که توانسته بود مسافران شهری را به رانندگان تاکسی اقتصادی اشتراک گذاری متصل نماید . در سال ۲۰۱۰ بود که این اپ در سان‌فرانسیسکو راه‌اندازی شد و هم اکنون این اپ در سراسر جهان در بسیاری از کشورهای متفاوت قابل دسترس عموم می باشد .
تراویس کالانیک و گرت کمپ یعنی دو بنیانگذار اوبر، جایگاه ۲۸۳ را در فهرست فوربز توانسته بودند به نام خود کنند ، هر یک دارای ارزش خالص تقریبی ۵٫۳ میلیارد دلار می باشد .

به نقل از فوربز در سال ۲۰۰۷ دو دانشجوی ام‌آی‌تی ، درو هیوستون و آرش فردوسی سرویس میزبانی از فایلی بنیان گذاشتند، دلیل این کار این بود که همیشه فلش درایوهای خود را فراموش می نمودند . سرویس آنها با نام دراپ‌باکس بود که همواره توانسته بود امن تر باشد و اشتراک گذاری را راحت تر کند .

دراپ‌باکس در واقع یک شرکت خصوصی می باشد که چیزی حدود بیشتر از ۱۰ میلیارد دلار داشته است . مدیر عامل این شرکت درو هیوستون (شماره‌ی ۱۵۳۳) ، خود با توجه به ارزش خالصی که از دارای های اون بیان شده ۱٫۲۱ میلیارد دلار می باشد . سعی کنید همیشه به دنبال ایده های باشید که مخاطبان را جذب کند و شما را همواره وادار کند که در شرایط سخت نیز کار کنید و پیشروی کنید .

۲. رؤیاهای بزرگ داشته باشید

آیا می توانید چیزی را به جهان بدهید که خاص و مفید باشد و بتواند موجب کسب و کار تازه ی شود یا تغییری در زندگی ایجاد کند . اگر دقت کنید متوجه می شوید که هیچ کدام از میلیاردر ها برای رسیدن به یک موفقیت متوسط شرکت خود را راه اندازی نکرده اند .

بیل گیتس در سن ۱۹ سالگی، جز اولین کسانی بود که به این موضوع پی برد که اگر توانایی کار با کامپیوتر را راحت تر کند که همه افراد بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند جز دستگاههای می شود که می توانند در کسب‌وکار، آموزش، ارتباطات و سرگرمی انقلابی به پا کند .

با این دید توانست مایکروسافت را تاسیس کند . جف بزوس، بنیانگذار آمازون، هم توانست آینده را پیش بینی نماید که در آن خرده فروشان به صورت مجازی با انتخاب های بیشتر ، هزینه های پایین و خدمات مشتری بیشتری جایگزین خوبی برای عملیات های واقعی باشد . در واقع میلیاردرها در تشخیص آن تصمیم های که می توانند عملیش کنند ماهر هستند و می توانند آن را به واقعیت تبدیل نمایند .
۳. به موفقیت باید تعهد داشت .
اگر می خواهید کاری را شروع کنید باید به آن علاقه داشته باشید و کارتان شور و شعف داشته باشید . در اوایل دهه ی سوم از زندگی مارک کیوبن (شماره‌ی ۶۰۳) و بعد از فروش شرکتش به یاهو توانست میلیاردر باشد او همواره توصیه می کنند که شرکتی را تاسیس نکنید ، اگر هم قصدش را دارید باید به آن کار بیش از اندازه علاقه داشته باشید و با تمام وجود کارتان را دوست داشته باشید .در صورتی که استراتژی خروج دارید، این شور و شعف نمی باشد . کیوبن از وقتی که بر روی ایده و راه اندازی شرکتش کار می کرد ، نمی توانست با دوستان خودش رابطه خوبی برقرار کند ، او هفت سال بدون اینکه تعطیلی داشته باشد کار کرد ، او طی این مدت حتی نتوانست که کتابی بخواند که از حوزه کاریش دور باشد . او می گویند : کاملا متمرکز بودم .
بیل گیتس نیز از جمله اشخاصی بود که در طول دهه سوم زندگی خود ، زمانی که مایکروسافت را بنا می کرد هرگز حتی یک روز هم به مرخصی نرفت . مارک زاکربرگ کارآفرینان را به حرکت سریع‌تر و «شکستن روش‌های سنتی کسب‌وکار» تشویق می‌کند.

۴. از شکست نترسید

از جمله افرادی باشید که از شکست ترسی نداشته باشید هر چیزی ممکن است با مشکل و اشتباه روبرو باشد حتی شکست های تحقیر آمیز نیز ممکن است رخ بدهد .
به عنوان مثال اولین فروشگاه سام والتون در آرکانزاس ورشکسته شد. پلت‌فرم نیوتون شرکت اپل شکست بزرگی بود اما این شکست توانسته بود برای این شرکت تجربیات زیادی داشته باشد که در نهایت موجب شد تا تولید آی‌پد و آی‌فون صورت بگیرد . همچنین کامپیوتر لیزای اپل هم شکست بزرگی بود که جابز موقعیت خود را در این شرکت از دست داده است .

جیمز دایسون (شماره‌ی ۳۱۸)، شخصی انگلیسی بود که جاروبرقی دایسون را اختراع کرد ، در طول ۱۵ سال، ۵۱۲۷ نمونه‌ی اولیه را ساخت تا در نتیجه بتواند محصولی را ارائه دهد که به بازار معرفی کند . کارلوس اسلیم معتقد است که بزرگترین فرصت‌ها در وضعیتی پدید می آید که دیگران از شکست می‌ترسند. او می‌گوید: زمانی که یک بحرانی پدید می‌آید، همه به دنبال خروج از آن می باشند و که ما دوست داریم وارد شویم.

۵. به جزئیات توجه کنید

بنیانگذار شرکت تایر و لاستیک فایرستون می گوید که موفقیت را می توانیم مجموعه از جزئیات بدانیم .
استیو جابز هم‌بنیانگذار اپل و رؤیاگرای مشهور به علت توجهش به جزئیات شهره بوده است .همکارانش در این رابطه می گویند هیچ جزیئاتی کوچک نبوده است که آن را نادیده گرفته باشد . مطابق با گزارش ان‌پی‌آر، در یک روز صبح زمانی که همه جا تعطیل بوده است با مدیر اجرای گوگل تماسی گرفته است و گفته است که از رنگ لوگوی گوگل روی صفحه‌ی نمایش آی‌فون ناراضی میباشد . در اقدامات اولیه ، شرکت ها به دلیل اینکه جزیئات را نادیده می گیرند به احتمال زیاد شکست میخورند نه اینکه کار آفرین به آن تصویر بزرگی که در مقابلشان است بی توجهی می کنند .

۶. گروه قابل اعتمادی از مشاوران و شرکا ایجاد کنید

شاید شما هم نتوانید شخصی را پیدا کنید که به تنهایی میلیاردر شده باشد پس نیاز دارید تا در راه با عده ای همراه باشید . همان گونه که بتمن، رابین را داشت، گیتس هم در زمان ساخت مایکروسافت، استیو بالمر را در کنار خود داشته است .
«دو استیو» (جابز و وزنیاک) در اوایل با یکدیگر اپل را اداره می کردند . از سال ۱۹۷۵ وارن بافت با چارلی مانگر (شماره‌ی ۱۵۵۳ در فهرست) کار کرده است .
شما می توانید از همراهی استفاده کنید که مورد اعتماد است و به عنوان کسی است که به انتشار عقاید شما خدمت می کند و زمانی که لازم است هیچ ترسی هم از انتقاد نداشته است . در صورتی که رئیس قطار باشید او برای اینکه اطمینان از نادیده گرفته شدن یا گم شدن موارد لازم به عنوان یک دیده بان عمل می کند و از شما محافطت می نماید و همچنین دارای تمرکز است .
همیشه سعی کنید از افرادی که از شما باهوش تر هستند یا توانایی کار با وسایلی را دارند که شما فاقد آن توانایی هستید ، هراسی نداشته باشید و ترسی از این گونه افراد در خود جایی ندهید .

۷. مشتری را همیشه بخاطر داشته باشید

همیشه برای خدمات و محصولات خود ، نو آوری اختراع و سرمایه گذاری به خرج بدهید همیشه رضایت مشتری را به عنوان یک هدف برای خودتان در نظر داشته باشید .

در سال ۱۹۵۷۷ جی پل گتی که مجله‌ی فوربز او را ثروتمندترین آمریکایی نامید، بیان کرده است که : «شخصی که به ابزارهای انجام تمامی کارها یا تولید همه چیز به شکل ایده آل تر و بهتر، سریع‌تر یا اقتصادی‌تر دست پیدا کند ، آینده و ثروت خود را در دست خواهد داشت.

جفری دورمن یکی از همکاران فوربز است که اشاره کرده است سال ۲۰۱۵ در واقع ۷۵ درصد از میلیاردرهای در جهان پول خود را به واسطه فروش چیزهایی که مشتریان می‌خواهند به دست آورده‌اند.
او همچنین بیان کرده است که آنها موردهای بهتری به مشتری ها می دهند و در نتیجه برای مشتری ها برد – برد و میلیاردری را پدید خواهد آورد که محصول یا خدمت را ارائه داده است . بهتر است برای اینکار روی مهارت های که به جلب رضایت مشتری مرتبط است تمرکز کنید .

صحبت نهایی

همان گونه که می دانید رسیدن به موفقیت امکان پذیر است ولی باید به موارد زیر نیز دقت داشته باشید :

– ثروت فوق العاده خود به صورت خودکار نمی توانند موجب شود تا خشنود و شاد باشید . راسل سیمونز، هم‌‌بنیانگذار برچسب موسیقیِ دف جم، که خودش هم تقریبا یک میلیاردر محسوب می شود می گوید اگر من ۱۵ میلیاردر را بشناسم باید بگویم که ۱۳ نفر از آنها افراد شادی نمی باشند . آن گونه که به نظر می آید بافت هم با آن موافق است که می گوید پول فقط می تواند صفات اولیه‌ی افراد را نشان بدهد و هرگز نمی تواند آنها را بازسازی کند . او در ادامه می گوید که در صورتی که قبل از رسیدن به پول بی اخلاق بوده اید هم اکنون هم بی اخلاق خواهید بود تنها فرق آن این است که یک میلیاردر پولدار نیز می باشید . افرادی که دوست دارند میلیاردر باشد اغلب آنها روابط و خانواده ای خود را فدای این هدف می کنند . جاستین ماسک ادعا می‌کند که موفقیت مفرط از شخصیت افراطی او ناشی می شود و شادی کمی با این مسئله فاصله داشته است .
– طی آمارهای که گرفته شده است ممکن است ما را کمی گمراه کند این در صورتی است که نشان می دهد احتمال دارد تا سال ۲۰۵۰تبدیل شدن به یک میلیاردر (۱ نفر از هر ۹۱ هزار نفر) بیشتر از احتمال برنده شدن در لاتاری (۱ نفر از هر ۱۷۵۲۲۳۵۱۰ نفر)، یا رئیس جمهور ایالات متحده شدن (۱ نفر از هر ۱۰ میلیون نفر) یا اصابت رعد و برق (۱ نفر از هر ۷۰۰ هزار نفر) باشد، در صورتی که رسیدن به این سطح از دارایی بصورت مستقیم کمیت و کیفیتِ «ایده‌های خوبی» که اجرا کرده‌اید وابسته خواهد بود . اگر بخواهیم جور دیگری آن را بیان کنیم باید بگوییم که اگر میخواهید موفقیت دست پیدا کنید باید از الهام ، خود گذشتگی ، کار سخت و همچنین شانس خوب برخوردار باشید .

دیدگاه‌ها خاموش

پشتیبانی از فرآیند تصمیم گیری، مورد «جانسون متی»

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۲٫۰۵ - ۳:۵۴ ٫ق٫ظ


ماهنامه صنعت و توسعه – دکتر مریم اسماعیلی فرد*: «جانسون متی‌» یک شرکت پیشرو جهانی در زمینه مواد شیمیایی است. علم و تکنولوژی در تمام بخش‌های آن مشهود است. این شرکت در بیش از ۳۰ کشور دنیا فعالیت دارد و بیش از ۱۱هزار نفر به کار در آن شرکت مشغول هستند. این شرکت در سال ۱۸۱۷ تاسیس شد و به پالایش و تولید فلزات قیمتی پرداخت، همچنین به بازیافت فلزات با ارزش و ساخت مواد شیمیایی و محصولات با تکنولوژی بالا مبادرت ورزید. جانسون متی به نوعی بر زندگی همه ما تاثیر داشته است؛ اگر شما سفری با اتومبیل داشته باشید، این اتومبیل مجهز به کاتالیزوری می‌باشد که خروجی‌ها و پسماندهای اتومبیل را کاهش می‌دهد. شرکت جانسون متی کاتالیزورهایی را تولید می‌کند که در یک سوم تمام اتومبیل‌های تولید شده در سراسر دنیا به کار گرفته می‌شود. این محصول مزایای محیطی و بهداشتی زیادی در کاهش آلودگی‌ها و خطرات زیست محیطی دارد.
 
 پشتیبانی از فرآیند تصمیم گیری، مورد «جانسون متی» (نمایه 1) بهنام
هدف محصولات این شرکت ایجاد تاثیر مثبت بر جامعه و محیط زیست است، این عملکرد را می‌توان اصل و پایه فعالیت‌های شرکت جانسون متی دانست. جانسون متی کاتالیزورهایی تولید می‌کند که به کنترل آلودگی در شرکت‌های بازیافت نفت کمک می‌کند. این محصولات فرآیند بازیافت را سرعت می‌بخشند و در کاهش سطح سولفور موجود در نفت که ماده بسیار خطرناکی محسوب می‌شود بسیار مفید است. همچنین این شرکت در زمینه ساخت لوازم پزشکی ریز مانند نوعی باتری که تکنولوژی بسیار جدیدی در زمینه تحریک عضلات قلب و تنظیم انقباضات آن است، نیز فعال است. علاوه بر این، این شرکت به تولید عناصری می‌پردازد که در داروهای مختلف به کار گرفته شده و برای صنعت بهداشت و درمان بسیار مفید باشد.

STEM (Science,Technology,Engineering,Mathematics)

جانسون متی در زمینه‌ای فعالیت می‌کند که با پیشرفت روزافزون دانش و تکنولوژی مواجه است. برای باقی ماندن در گردونه رقابت، شرکت نیازمند افراد و نیروی کار ماهر است تا بتواند پاسخگوی چالش‌های جدیدی که در تکنولوژی ایجاد می‌شود باشد. این شرکت به‌عنوان یک شرکت پیشرو در صنعت و تکنولوژی نیازمند افرادی است که در تمام زمینه‌های علم و دانش (STEM)مهارت داشته باشند. جانسون متی فرصت‌های شغلی بسیار مناسبی در اختیار افرادی می‌گذارد که در فعالیت‌های شرکت سهیم هستند و در بخش‌های مختلف جامعه به واسطه محصولات تولید شده تاثیرات بسیاری داشته‌اند.
همچنین این شرکت ارائه‌کننده دوره‌های آموزشی پیشرفته‌ای است که در ارتقای توانایی کارمندان و نیروهای جدید بسیار حائز اهمیت دارد.
مطالعه موردی حاضر نشان می‌دهد که جانسون متی چگونه از تحلیل PEST به منظور کنترل و پایش تغییرات خارجی که بر فعالیت‌های شرکت تاثیرگذار هستند، استفاده می‌کند. نتایج این تحلیل به منظور ایجاد استراتژی‌های تجاری آینده برای باقی ماندن در بازار رقابتی صنایعی که رشد بسیار سریع دارند، مورد استفاده قرار می‌گیرد.
روش PEST روشی مبتنی بر ارزیابی استراتژیک عوامل بیرونی موثر بر یک فعالیت و کسب‌و‌کار است. از این رو عوامل بیرونی در قالب چهار شاخص سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و تکنولوژیکی دسته‌بندی و ارزیابی می‌شوند.
 
 پشتیبانی از فرآیند تصمیم گیری، مورد «جانسون متی» (نمایه 1) بهنام
سیاست
تغییرات حوزه سیاست سازمان‌های زیادی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. برای شرکت جانسون متی که فعالیت جهانی دارد، تغییر در مالیات و قوانین دیگر کشور‌ها می‌تواند تاثیر بسیار زیادی بر استراتژی‌ها و فعالیت‌های این شرکت داشته باشد.
از دهه ۸۰ میلادی کشورهای زیادی قوانین کنترل هوای آلوده را اتخاذ کرده‌اند. کیفیت پایین هوا، سلامت افراد را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد و علاوه بر ضرر به محیط تاثیرهای نامطلوب دیگری را نیز به همراه دارد. برای نمونه، سطح بهداشت و سلامت نامطلوب بار اقتصادی زیادی را به طور مستقیم بر وزارت بهداشت و درمان تحمیل می‌کند و به طور مستقیم نیز بر از دست رفتن ساعات کاری تاثیر دارد. مقدار بالقوه پسماندهای مضر با افزایش تعداد ماشین‌های موجود در جاده‌ها افزایش می‌یابد.
هر حکومتی سیاست‌هایی را به منظور کاهش پسماندهای ناشی از اتومبیل‌ها تصویب می‌کند و با تصویب مقدار آلودگی قانونی می‌تواند سازندگان اتومبیل را تحت فشار قرار دهد. این موضوع بدین معناست که به منظور ارتقای سطح سلامت محیط و ارتقای کارایی کاتالیزورها، بهبود تکنولوژی مورد نیاز است. جانسون متی دارای گروه R&D بسیار قدرتمندی است که می‌توانند این تکنولوژی را گسترش دهند. مبدل‌های آنها از مواد شیمیایی استفاده می‌کنند تا مواد شیمیایی مضر موجود در خروجی ماشین را به گازهای بی‌خطر تبدیل کند.
گسترش محصولات: اغلب کشورها معمولا به دنبال سرمایه‌گذاری‌هایی هستند که وضعیت اقتصادی خود را بهبود بخشند. با توجه به نیاز روزافزون به مبدل‌های کاتالیزوری، جانسون متی نیازمند گسترش محصولات خود در اروپا بود. تمرکز آنها بر گسترش مراکز یا حتی ایجاد طرح‌ها و سایت‌های جدید بوده است. بعد از بررسی تمام این فاکتورهای کلیدی مانند هزینه زمین، نزدیک بودن شرکت‌های حمل‌و‌نقل و نیروی کار ماهر، نزدیکی به مشتری و نرخ مالیات، مقدونیه به‌عنوان مرکز جدید انتخاب شد و سایت و مرکز جدیدی مشابه آنچه در آمریکا فعالیت داشت از سال ۲۰۰۹ شروع به فعالیت کرد. کشورهای مختلف نیز از استراتژی‌های مختلفی به منظور جذب سرمایه استفاده می‌کنند و داشتن درکی روشن از تجارت به‌منظور دادن پاسخی مناسب اهمیت زیادی دارد. همکاری مناسب بین صنعت و دولت می‌تواند سودی دو طرفه داشته باشد.
یکی از راه‌هایی که دولت‌ها در جذب سرمایه‌گذار می‌توانند استفاده کنند نرخ مالیاتی است که شرکت ملزم به پرداخت آن به دولت می‌باشد. کشورهای مختلف نرخ مالیات‌های مختلفی دارند و سیستم‌های مشخصی به منظور محاسبه مالیات پرداختی اختیار می‌کنند. همچنین روش‌های مختلفی به منظور اخذ مالیات مانند مالیات بر درآمد، مالیات بر سوخت و مالیات بر سودهای تجاری به کار می‌برند. حکومت‌ها می‌توانند به منظور تشویق تاجران و سرمایه‌گذاران و جذب آنها برای فعالیت در کشور، پیشنهادهای ویژه‌ای ارائه دهند. در انگلستان دولت از هرگونه ابتکار و تجارت مبنی بر تکنولوژی حمایت می‌کند و به پروژه‌هایی که ناشی از ابتکار و نبوغ بوده یا براساس R&D منجر به‌ ایجاد محصولات جدیدی شود که به تمام دنیا صادر می‌شود، اعتبار مالیاتی ارائه می‌کند.
 
جانسون متی به واسطه دپارتمان R&D و محصولات متفکرانه صرفه‌جویی زیادی در مالیات می‌کند. جانسون متی همچنین به طور پیوسته در واحد R&D خود سرمایه‌گذاری می‌کند تا در بازار جهانی و در بازار رقابت باقی بماند. در سال ۲۰۱۲ بیش از ۱۳۵ میلیون دلار در تمام دنیا صرف بودجه تحقیقاتی خود کرده است که مقدار اعظم آن در کشور انگلستان صورت گرفته است.

اقتصاد

اقتصاد جهانی سازمان‌های مختلف را تا حد مشخصی تحت تاثیر قرار می‌دهد. برای جانسون متی سه فاکتور اقتصادی مهم در فعالیت‌ها وجود دارد. این فاکتورها عبارتند از رکود جهانی، رشد اقتصادی در چین و تغییر در قیمت فلزات گران‌قیمت.
در بحران بانکی سال ۲۰۰۸، زمانی که بانک‌های بزرگ ورشکسته شدند، رشد جهانی نیز با مشکل مواجه شد؛ دلیل آن نیز عدم توانایی شرکت‌ها برای دریافت وام‌هایی بود که به منظور گسترش و سرمایه‌گذاری نیاز داشتند. این رکود منجر به کاهش تقاضا در اجناس اکثر شرکت‌ها مانند جانسون متی در سطح جهان شد.
همانند شرکت‌های دیگر، جانسون متی نیز به دنبال یافتن راهی برای کاهش قیمت اجناس خود بود که یکی از این راه‌ها افزایش کیفیت و بهره‌وری محسوب می‌شد. این شرکت به دنبال کاهش استفاده از منابع طبیعی و کاهش پسماند‌های ناشی از فرآیند تولید رفت. این موضوع منجر به تولید مدلی بهتر از محصولات شد. همچنین تمرکز این شرکت بر استفاده از محصولاتی قرار گرفت که کمتر از مواد تجدیدناپذیر مانند پلاتینیوم استفاده کنند. این اقدام دارای دو مزیت بود، اول اینکه شرکت در بودجه‌های خود صرفه‌جویی می‌کند و دوم اینکه از منابع طبیعی در دسترس نیز کمتر استفاده می‌شد. همسو با تلاش بازار جهانی برای فرار از رکود اقتصادی، جانسون متی تلاش کرد تا محصولات بهتری تولید کند که در نهایت سبب بهبود جایگاه جهانی آن نسبت به موقعیت آن در سال ۲۰۰۸ شد.
 
 پشتیبانی از فرآیند تصمیم گیری، مورد «جانسون متی» (نمایه 1) بهنام
رشد اقتصادی: جانسون متی همواره به دنبال استفاده از رشد اقتصادی رخ داده در چین بوده است. رشد چین منجر به افزایش تعداد ماشین‌های درخواستی در این کشور و به دنبال آن افزایش نیاز به مبدل‌های کاتالیزوری شد. رشد اقتصادی مذکور همچنین سبب رشد و رونق ساخت‌و‌ساز شد، به‌این معنی که نیاز به پلاستیک در کارخانه‌های تولیدی بیشتر شد. جانسون متی به جای صادر کردن محصولات خود به کشور چین به دنبال گسترش طرح‌های تولیدی و راه‌اندازی کارخانه در این کشور شد. حضور این شرکت در چین زمینه‌ای برای گسترش بیشتر را فراهم آورد. برای مثال، گسترش نیاز به تولید غذا، نیاز به تولید کود بیشتر به منظور افزایش ظرفیت تولیدی زمین‌های کشاورزی را به همراه دارد. مواد شیمیایی به کار گرفته شده در این حوزه از زمینه‌های دیگری است که جانسون متی در آن دارای تخصص می‌باشد.
یکی از بخش‌های تجاری شرکت جانسون متی به پالایش و بازیافت فلزات گران‌بها اختصاص دارد و ۴‌درصد از فروش جهانی آن در این زمینه است. این شرکت فلزاتی مانند طلا و پلاتینیوم را از زائدات و جواهرات ناخواسته بازیافت می‌کند. ورودی‌های صنعتی این بخش محصولاتی هستند که به انتهای عمر مفید خود رسیده‌اند که در نهایت خروجی آن مجموعه‌ای از فلزات گران‌بهاست. میزان ورودی آن و میزان خروجی تولید شده با تغییر قیمت فلزات متغیر است. از آنجایی که مشتریان به دنبال افزایش عایدی خود هستند، قیمت بالا به معنی ورودی زیاد است و با کاهش قیمت مقدار ورودی نیز کاهش می‌یابد. بازدهی مالی جانسون متی در تجارت بازیافت وابسته به قیمت فلزات گران‌بها می‌باشد.

اجتماعی

تغییرات اجتماعی مانند میزان تحصیلات، جمعیت و نگرانی‌های محیط‌‌زیستی جانسون متی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. زمانی که پایداری و حفاظت محیط‌زیست در برنامه‌های عمومی اولویت بالایی داشته باشند، نیاز به تولید بهترین محصولاتی که کمترین دریافت را از محیط طبیعی دارند، نیز افزایش می‌یابد. جانسون متی در تولید محصولاتی که برای جامعه و محیط‌زیست مفید است، تخصص دارد.
اغلب کارکنان جانسون متی افرادی هستند که از لحاظ علمی و مهندسی در سطح بالایی قرار دارند. بزرگ‌ترین دارایی این شرکت نیز افراد آن است، هر چند، استخدام افراد متخصص می‌تواند مشکل باشد. به‌منظور انجام این مهم، جانسون متی به دنبال افزایش آگاهی افراد جوانی است که در زمینه‌های STEM در دانشگاه و مدارس مشغول به تحصیل هستند. همچنین آنها از ابزارهای ارتباط جمعی به منظور ترویج STEM استفاده و تلاش می‌کنند ارتباط بسیار نزدیکی با مدارس موجود در اطراف خود داشته و به دنبال تربیت دانش‌آموزانی هستند که در ارتباط با مشاغل مطرح شده در شرکت و فعالیت‌های آن می‌باشد.
 
همچنین دوره‌های کارآموزی برگزار می‌شود که بیشتر در قالب آموزشی بوده و فرصت مطالعه را به دانش‌آموزان می‌دهد، انجام این مهم سودی دوطرفه برای دانش‌آموزان و شرکت دارد. همچنین روش‌های سنتی هم دنبال می‌شود، مثلا با برگزاری نمایشگاه مشاغل به دنبال نشان دادن کارهایی هستند که در شرکت انجام می‌شود.
جمعیت دنیا: با افزایش جمعیت دنیا، نیاز به غذا نیز افزایش می‌یابد. همچنین با افزایش ثروت کشورها، نوع غذاهای مصرفی نیز با تغییر مواجه می‌شود. برای نمونه، مردم حبوبات کمتری مصرف می‌کنند و بیشتر به دنبال مصرف گوشت هستند، تامین گوشت نیز نیاز به منابع مالی بیشتری دارد. چنین فاکتورهای اجتماعی به‌این معنی هستند که غذای بیشتر با کیفیت بهتر مورد نیاز می‌باشد، همین موضوع نیاز به کودها را افزایش می‌دهد. با استفاده از کاتالیزورها، فرآیند شیمیایی تولید کودها نیز بهبود می‌یابد. از آنجایی که جانسون متی چنین کاتالیزورهایی را تولید می‌کند، بنابراین افزایش چنین نیازهایی سود بیشتری برای شرکت به دنبال خواهد داشت.
مبدل کاتالیزور با کاهش پسماندهای مضر آلودگی را کاهش می‌دهد. این موضوع بیماری‌ها را کم می‌کند و هزینه خدمات بهداشتی و درمانی را نیز کاهش می‌دهد. این کاتالیزورها مثال خوبی برای محصولاتی است که تمام جامعه از آن بهره می‌گیرند و اغلب محصولات شرکت جانسون متی از این نوع محصولات می‌باشند. در واحد R&D نیز به دنبال یافتن نسل بعدی از محصولاتی هستند که سود و مزایای زیادی برای جامعه به همراه دارند.
 
محصولات دیگری که می‌توانند مفید واقع شوند ترکیبات دارویی‌اند که به طور مستقیم باعث افزایش سطح سلامتی جامعه می‌گردند. یکی از این داروها، مورفین می‌باشد که در کنترل درد بیماران نقش بسیار مهمی دارد.
 
داروهای خوب و پاک‌کننده‌های هوا هر در ارتقای کیفیت زندگی نقش بسیار مهمی دارند.
تکنولوژی
جانسون متی نباید تنها از تغییرات تکنولوژی سود ببرد، بلکه می‌بایست از ایجاد‌کنندگان این تغییر نیز باشد. گروه R&D این شرکت از پیشروان و پیشگامان تکنولوژی در دنیا محسوب می‌شوند که توسط افراد متخصص با پیشینه‌های علمی مختلف STEM در کنار هم جمع شده‌اند. در حال حاضر آنها روی موارد زیر کار می‌کنند:
الف) مواد شیمیایی جدیدی که از موادی بر پایه مواد زیستی بهره بگیرند و استفاده از مواد و منابع تجدیدناپذیر مانند نفت و گاز را کاهش دهند. ب) کربن کم و انرژی سبز برای اتومبیل‌ها و منازل، که براساس تکنولوژی باتری و سلول‌های انرژی است. ج)روش‌های تصفیه آب به منظور تمیزتر و پاک‌تر کردن آب. د) فرآیندهای تولیدی که در آنها از مواد و انرژی کمتری استفاده می‌شود.
تغییرات تکنولوژی می‌تواند مشکلاتی برای شرکت جانسون متی ایجاد کند. اگر برای مثال، تکنولوژی جدیدی جایگزین موتورهای احتراق داخلی شود، دیگر نیازی به مبدل‌های کاتالیزوری نیست.
 
 پشتیبانی از فرآیند تصمیم گیری، مورد «جانسون متی» (نمایه 1) بهنام
جانسون متی همچنین به دنبال تکنولوژی‌های جایگزین نیز هست، برای نمونه، استفاده از کاتالیزور در سلول‌های انرژی می‌توانند مطرح شود. این را می‌توان مرجعی مناسب و کم کربن برای تولید برق دانست؛ روشی که در آینده می‌تواند در تامین انرژی اهمیت یابد. جانسون متی باید اطمینان حاصل کند که پیش از وقوع چنین تغییری با شرکت‌های تولید اتومبیل به منظور ساختن اتومبیل‌هایی با پیل سوختی همکاری دارد.
همچنین این شرکت روی باتری‌های بهتر و بسیار پایدارتر نیز تحقیقاتی انجام می‌دهد که می‌تواند انرژی مورد نیاز اتومبیل را تامین کند. جانسون متی معمولا از تکنولوژی‌های جدید بهره می‌گیرد تا بتواند شرایط مختلف را کنترل کند. این محدوده از سرمایه‌گذاری و مشتریان جدید، نیازمند استخدام نیروهای جدید است. با استفاده از رسانه دیجیتال پیام خود را به گوش جامعه هدف خود می‌رساند.
وب سایت شرکت به طور پیوسته و همزمان با آخرین تکنولوژی‌ها در حال بهبود است و شامل نسخه‌ای مختص گوشی همراه می‌باشد. برای سرمایه‌گذاران، برنامه‌ای متناسب با تبلت نیز طراحی شده است. همچنین این گروه سرمایه‌گذاری از شبکه‌های اجتماعی کلیدی دیگر ماننند فیس‌بوک، یوتیوب و توییتر نیز بهره می‌برد.

جمع‌بندی

اساس و مرکزیت شرکت جانسون متی به سلامت و آرامش و گسترش برنامه‌های مربوط به سلامت محیط‌زیست و تولید محصولات پایدار است. جانسون متی بر موضوعی کاملا صحیح تمرکز کرده و تلاش می‌کند تاثیری مثبت بر جامعه و محیط بگذارد.
محدوده وسیع محصولات آن شرکت مزایایی به همراه دارد. تصفیه هوا به منظور ایجاد آلودگی کم و بروز بیماری‌های کم مانند آسم، حیاتی است. بازدهی بیشتر در مصرف سوخت و فرآیندهای شیمیایی به معنی استفاده کمتر از منابع طبیعی است. در نظر گرفتن تمام جوانب تولید از به دست آوردن مواد اولیه تا ساخت و بازیابی و گسترش تکنولوژی به معنی تاثیر مثبت آن بر تمام جنبه‌های زندگی و عملیاتی انسان است. به منظور باقی ماندن به‌عنوان پیشرو جهانی، جانسون متی تمام فاکتورهای خارجی را مورد ارزیابی قرار می‌دهد، حتی دسته‌ای از فاکتورها که امکان کنترل آنها وجود نداشته باشد. با بررسی این فاکتورها و استفاده از تحلیل PEST، جانسون متی قادر است آینده خود را با اتخاذ تصمیم‌های درست در ارتباط با فعالیت‌ها و استراتژی‌های تجاری تضمین کند.

*دکترای سیاست‌گذاری عمومی

دیدگاه‌ها خاموش

ضریب هوشی مهم‌تر است یا هوش هیجانی؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۲٫۰۵ - ۳:۵۴ ٫ق٫ظ


وب‌سایت چطور – نیلوفر شهدوست: «فلانی ضریب هوشیش از انیشتین هم بالاتره» یا «ضریب هوشی فلانی در حد یه جلبکه»، حتما شما هم از این جملات استفاده می‌کنید. اگر از ضریب هوشی یا همان IQ خودمان در جملات قصار مثبت یا منفی‌تان، استفاده می‌کنید و آن را به عنوان تنها نماد موفقیت و توانمندی خارق‌العاده‌ی برخی از افراد می‌دانید، از موضوع مهم دیگری غافل هستید. بله، شما از «هوش هیجانی» غافل شده‌اید. در سال ۱۹۹۶، دنیل گلمن (Daniel Goleman)، برای اولین بار در کتابی به نام «هوش هیجانی» به اهمیت بالای این موضوع پرداخت. بسیاری از روان‌شناسان نیز معتقدند که ضریب هوشی به تنهایی تمام توانایی‌ها و ظرفیت هوشی انسان را بازگو نمی‌کند. در عوض هوش هیجانی و توانایی بروز احساسات نقش بسیار مهم‌تری در موفقیت‌های زندگی دارد.
 
 ضریب هوشی مهم‌تر است یا هوش هیجانی
تفاوت ضریب هوشی و هوش هیجانی چیست؟
برای بیان تفاوت میان ضریب هوشی و هوش هیجانی باید قبل از هر چیز به تعریف این دو بپردازیم. ضریب هوشی، نمره‌ای است که از یک آزمون استاندارد و مشخص هوشی کسب می‌شود و با تقسیم سن عقلی هر فرد بر سن تقویمی او و سپس ضرب کردن این مقدار در عدد ۱۰۰، حساب می‌شود. پس فردی با سن عقلی ۱۵ و سن تقویمی ۱۰، ضریب هوشی ۱۵۰ را خواهد داشت. برای احتساب ضریب هوشی، معمولا نمره هر فرد با سایر هم‌سالانش نیز مقایسه می‌شود. اما هوش هیجانی چیست؟ هوش هیجانی اندازه‌گیری واکنش‌های احساسی هر فرد است.
 
یعنی توان فرد در درک، کنترل، ارزیابی و ابراز احساساتش. محققانی چون جان می‌یر (John Mayer) و پیتر سالووی (Peter Salovey) نیز مانند دنیل گلمن، نقش برجسته‌ای در شفاف‌سازی و معرفی هوش‌ هیجانی داشته‌اند. هوش هیجانی کاربرد گسترده‌ای در تمام علوم‌ و‌ فنون دارد و به کمک همه‌ی افراد می‌آید. از رهبران کسب‌و‌کار تا مدیران حوزه‌های مختلف و سایر افراد. در دهه‌ی ۹۰ میلادی، هوش‌ هیجانی هنوز مبحثی مبهم و ناشناخته به شمار می‌رفت و رد‌پای آن تنها در مجلات علمی و آموزشی دیده می‌شد. اما امروز حتی در فروشگاه‌های اسباب بازی، با کالاهایی مواجه هستید که قادرند به افزایش هوش هیجانی کودک دلبند‌تان کمک کنند یا برنامه‌های آموزشی مختلفی تحت عنوان برنامه‌های تقویت مهارت‌های احساسی-اجتماعی (SEL) موجود است که مهارت‌های هوش هیجانی را تقویت می‌کنند. در برخی از مدارس ایالات متحده امریکا، تعلیمات احساسی-اجتماعی، یکی از مباحث اصلی آموزشی است.
ضریب هوشی مهم‌تر است یا هوش هیجانی
 

هوش هیجانی مهم‌تر است یا ضریب هوشی؟

در گذشته ضریب هوشی به عنوان کلید اصلی موفقیت شناخته می‌شد و احتمال موفقیت افراد با ضریب هوشی بالا، بسیار زیادتر از سایرین برآورد می‌شد. دانشمندان سعی می‌کردند ارتباط میان میزان ضریب هوشی با ژنتیک و محیط را پیدا کنند. با این وجود تعدادی از دانشمندان منتقد شروع به تحقیق در زمینه‌ای جدید کردند. آنها عقیده داشتند که ضریب هوشی بالا لزوما ضمانتی برای موفقیت نیست و همه‌ی ابعاد شخصیتی یک فرد را پوشش نمی‌دهد.

 
البته شکی در این نیست که برای موفقیت، درآمد بیشتر و حتی سلامت بهتر، ضریب هوشی مناسبی لازم است، اما این نوع از هوش به هیچ وجه کافی نیست. برای مراودات روزانه، تعامل با دیگران و ابراز واکنش‌های احساسی به موقع، نیاز به نوعی دیگر از هوش است. هوش هیجانی در این مواقع به کمک شما می‌آید و هرچه مهارت و توانایی شما در موارد مرتبط با آن بیشتر باشد، موفق‌تر خواهید بود. مثلا در دنیای کسب‌وکار، هوش هیجانی تأثیرات فوق‌العاده مهمی از خود بر جای می‌گذارد. امروز، شرکت‌های بزرگ برای استخدام نیرو‌های خود از آزمون‌های هوش هیجانی بهره می‌برند. تحقیقات نشان می‌دهند، افرادی که ظرفیت بالقوه‌ی رهبری دارند، از هوش هیجانی بالایی برخوردار هستند.
 
شاید این سؤال به ذهن‌تان رسیده است که آیا می‌توان هوش‌ هیجانی را تقویت کرد یا آن را آموخت؟ طبق پژوهش‌های آماری که به بررسی برنامه‌های آموزشی احساسی و اجتماعی پرداخته‌اند، محققان دریافته‌اند که پاسخ به سؤال شما مثبت است. تقریبا ۵۰ درصد از کودکانی که در برنامه‌های (SEL) یا برنامه‌های تقویت هوش اجتماعی و احساسی شرکت می‌کنند، وضعیت تحصیلی و معدل بهتری دارند. این برنامه‌ها میزان توجه و عملکرد عمومی و انضباط دانش‌آموزان را تغییر می‌دهد.
 
 ضریب هوشی مهم‌تر است یا هوش هیجانی
نکات قابل توجه

  • شرکتی فعال در زمینه‌ی بیمه، دریافته است آن دسته از کارشناسان فروش که در رقابت‌های مرتبط با احساسات و کنترل آن مانند اعتماد به نفس، خلاقیت و همدلی با دیگران، مشکل داشتند، فروشی تقریبا معادل ۵۴۰۰۰ دلار کسب کردند. زیاد بد به نظر نمی‌رسد اما واقعیت این است که کارشناسان فروش با هوش‌ هیجانی بالاتر، فروشی بالغ بر ۱۱۴۰۰۰ دلار داشته‌اند که اصلا با رقم قبلی قابل قیاس نیست.
  •     بر اساس تحقیقاتی در دانشگاه کارنگی (Carnegie)، بیش از ۸۵ درصد موفقیت هر فرد وابسته به هوش‌ هیجانی وی و مهارت‌های او در زمینه‌ی «مهندسی‌ انسانی» است. مهندسی انسانی، به معنای نوع شخصیت و توانایی ارتباط برقرار کردن با دیگران، توان مذاکره و رهبری است. برخلاف تصور عموم توانایی فنی و ضریب هوشی تنها ۱۵ درصد در موفقیت نقش دارد. دنیل کانمن (Daniel Kahneman)، برنده جایزه نوبل معتقد است افرادی که از هوش هیجانی بالاتری برخوردارند و می‌توانند اعتماد سایرین را بهتر جلب کنند، در فروش و کسب‌وکار موفق‌ترند؛ حتی اگر محصول یا خدمات‌شان در مقایسه با دیگران کیفیت کمتری داشته باشد.
  •     ضریب هوشی به تنهایی کافی نیست. تلفیق آن با هوش‌ هیجانی می‌تواند شما را موفق‌تر و قوی‌تر کند. در واقع، روان‌شناسان می‌گویند سهم ضریب‌ هوشی در موفقیت ۱۰ درصد یا در بهترین حالت ۲۵ درصد است و مابقی اختصاص به هوش‌ هیجانی دارد.

در دنیای امروز با پیشرفت و توسعه‌ی علوم مختلف به ویژه روان‌شناسی، برای حکم دادن و قضاوت کردن درباره‌ی هوش انسان‌ها نیاز به تعمق و تفکر بیشتر داریم. باید کلیشه‌های رایج در زمینه‌ی هوش را کنار گذاشت. اهمیت صرف به علومی که مرتبط با ریاضیات هستند و فراموش کردن جنبه‌های متنوع روح و روان انسان‌ها بسیار نادرست است.

 
باید پذیرفت که هوش‌ هیجانی خیلی مهم و در برخی موارد حتی مهم‌تر از ضریب‌ هوشی در موفقیت و کامیابی است. پس این بار که خواستید در مدح یا ذم کسی از عبارات معروف ابتدای متن استفاده کنید، حتما هوش‌ هیجانی را هم لحاظ بفرمایید. مثلا به جای اینکه بگویید «فلانی آی‌کیوش در حد تیم ملیه» می‌توانید بگویید «بابا ای‌کیوت هم که مثه آی‌کیوت ترکونده». شاید کمی سخت به نظر می‌رسد، اما نگران نباشید عادت می‌کنید!

دیدگاه‌ها خاموش

قدم به قدم ایجاد یک کسب و کار خانگی پرسود

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۲٫۰۴ - ۷:۴۳ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت – ایده های دکتر علی اصغر جهانگیری: قصد داریم بهترین راه ها برای ایجاد مشاغل خانگی پرسود را بررسی کنیم. این روش که در اواخر قرن بیستم و ابتدا در چین به اجرا درآمده و خوشبختانه در مجلس شورای اسلامی ایران نیز به تصویب رسیده است ما را قادر می سازد که اوقات فراغت خود و خانواده و افرادی را که فاقد شغل هستند به فعالیت تولیدی و ایجاد درآمد بدل کنیم.

این روش مشکلات احداث واحدهای تولیدی و اخذ مجوزهای طولانی و سخت و قوانین مالیاتی و بیمه را برطرف می سازد.

روش فعالیت

۱- اتاقی مخصوص این فعالیت باید در محل سکونت شما قرار داشته و از نظر نظافت قابل قبول باشد.

۲- متقاضی نباید شاغل باشد و درخواست را می توان به نام فردی از خانواده که شاغل نیست ارسال کرد.

۳- سازمان مسئول صدور مجوز مشاغل خانگی وزارت کار، رفاه و تعاون است که در سایتی که آدرسش در ادامه آمده، آماده دریافت درخواست شماست: www.mcls.gov.ir

از سیر تا پیاز ایجاد یک کسب و کار خانگی

4- با ارسال فرم درخواست و شناسنامه و کارت ملی برای ایده مورد نظر مثل مواد غذایی، دارویی، آرایشی و بهداشتی تقاضای مجوز می کنید. (این محصولات نیاز به مجوز و پروانه دارند چون مصارف آن انسانی است.)

البته چنانچه محصولاتی که نیاز به مجوز ندارند مورد نظر باشد، مراجعه و ثبت نام لزومی ندارد. پس از اخذ مجوز کارگاه باید برای دریافت پروانه ساخت به اداره نظارت بر مواد غذایی و آرایشی مراجعه کرد و کالا همراه با فرمول و مدارک مربوطه را ارائه داد تا پس از بررسی یا آزمایش، پروانه ساخت به نام شما صادر شود.

۵- بازدید کارشناسی: کارشناس اداره کار از اتاق شما بازدید می کند و چنانچه مزاحمتی برای همسایه مثل دود و صدا و … نداشته باشد، مجوز خواهد داد.

۶- پشتیبانی: کارشناس از شما می پرسد تخصص و رشته شما در رابطه با این تولید چیست و چنانچه دارای این تجربه هستید اعلام می کنید و اگر نباشید پشتیبان خود را می گویید. مثلا می گویید: دکتر جهانگیری پشتیبان علمی من خواهد بود.

۷- طرح ها: اداره مشاغل خانگی لیست بلندی از طرح ها را به شما ارائه خواهد داد و چنانچه طرح های پیشنهادی مورد تایید شماست انتخاب کنید و اگر مورد تایید نیست اطلاع دهید تا خود طرح مورد نیاز را ارائه خواهم داد و در هر زمینه ای موافقت کردید به اینجانب اطلاع می دهید تا طرحی متناسب با بودجه و امکانات شما ارائه کنم.

۸- راهنمایی و مشاوره: برای اجرا کردن ایده انتخاب شده، شما را برای تامین مواد اولیه یا بسته بندی راهنمایی خواهیم کرد.

۹- پخش و فروش: ابتدا تعدادی نمونه از محصول مورد نظر را تولید می کنید و به مراکز زیر مراجعه خواهید کرد:

الف- مرکز پخش آن محصولات: به شرکت های پخش (البته نه شرکت های معروف و بزرگ) آن نوع محصولات مراجعه یا مکاتبه کرده و کالای خود را جهت پخش در کشور عرضه می کنید.

۱۰- عقد قرارداد: در صورت موافقت یکی از مراکز پخش اقدام به عقد قرارداد کنید تا تعداد و مبلغ و تخفیف کالا مشخص شود. دقت کنید که در قرارداد نکات زیر مد نظر قرار گیرد:

نمایندگی و پخش محصولات:

از سیر تا پیاز ایجاد یک کسب و کار خانگی

۱- مدت زمان آزمایش

۲- محدوده فعالیت

۳- مدت قرارداد

۴- میزان قرارداد

۵- نحوه پرداخت

۶- تضمین قرارداد

۷- درصد نمایندگی

۸- محل تحویل

۹- ضایعات ناشی از تولید

۱۰- ضایعات ناشی از فروش

۱۱- نحوه تبلیغ

۱۲- خدمات بعد از فروش

۱۳- عدم فروش کالای مشابه

۱۴- تحویل و تامین به موقع

۱۵- قیمت ثابت کالا

۱۶- خروج کالا از مغازه

۱۷- اگر مقدار کالای تولیدی ناچیز و محدد باشد باید فروشنده هایی که بیکار هستند دعوت شوند و با تخفیف قابل توجهی آنهار ا تشویق به عرضه آن محصول در منازل، عطاری ها و مغازه ها کرد.

دیدگاه‌ها خاموش

نقش تبلیغات در بازاریابی

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۲٫۰۴ - ۵:۱۴ ٫ق٫ظ


وب‌سایت پنجره خلاقیت – سحر داوری فرد: یکی از روشهای شناساندن و معرفی کالا یا محصول به مصرف کننده نهایی، اطلاع رسانی از طریق تبلیغات می باشد. در صورتی که تبلیغات درست و بجا باشد می تواند موجب رونق تجارت و افزایش سطح کیفی کالا نیز باشد.

امروزه تبلیغات یکی از پرقدرت ترین ابزارهای مدیریتی در بازاریابی است و هنوز هم هستند شرکتهایی که سرمایه گذاری قابل توجهی در این زمینه انجام میدهند. در واقع تبلیغات وسیله ایست جهت تسریع در حرکت کالا از نقطه تولید به مصرف. در این موضوع سعی شده کوتاه به انواع تبلیغات، هدف تبلیغات و روشهای موثر در تبلیغات پرداخته شود.

همچنان که جوامع اولیه با ایجاد علائم و نشانه هایی سعی در برقراری ارتباط با یکدیگر داشته اند، بدیهی است جوامع امروزی نیز نیازمند برقراری ارتباط با یکدیگر به شیوه نوین خود هستند. منظور از ارتباط، القا و ابراز عقاید و نظرات و به بیان دیگر جهت دهی به شیوه تفکر سایرین است. وقتی این ارتباط به صورت جمعی باشد تبلیغات شکل گرفته است. زمانی که این فعالیت شکل دهی و تأثیر بر افکار جمعی به وسیله سازمانهای اقتصادی و بازرگانی صورت پذیرد، تبلیغات مادی است که بر روند فروش و ارائه خدمات تأثیرگذار می باشد. و به واقع نوعی تشویق مردم یا مخاطب به مصرف.

 
 نقش تبلیغات در بازاریابی
به طور کلی تبلیغات دارای سه اثر متفاوت هستند:

  •     ایجاد نیازمندی یا احتیاج
  •     بالا بردن میزان فروش (در اثر ایجاد نیازمندی یا احتیاج)
  •     کمک به بزرگتر شدن واحدهای تولیدی و خدماتی

تبلیغات در صورتی که به صورت مکرر و هدفمند باشد باعث ایجاد میل به خرید یا استفاده از خدمات قابل ارائه می شود. حتی گاهی افراد آنقدر در معرض تبلیغات خاصی قرار می گیرند که تلاش میکنند سطح زندگی و درآمدی خود را بالا ببرند.

نتیجه مسلم تبلیغات موثر، ازدیاد فروش و ارائه خدمات بیشتر به مخاطبین می باشد. و این امر خود باعث بزرگتر شدن موسسات تولیدی و بازرگانی (خدماتی) می گردد که برای اداره امور خود به متخصصین نیاز دارند. (مثال بارز سطح درآمدی کارمندی با تحصیلات متوسطه در قسمت فروش یا بازرگانی سازمان و کارمندی با تحصیلات و تخصص مرتبط)

تبلیغات (توجه شود تبلیغات موثر) باعث ایجاد رغبت به داشتن اشیا یا خدمات می گردد، و این امر در بالا بردن سطح زندگی تأثیر بسزایی دارد. مردم بجای پس انداز سرمایه، بخش زیادی از آن را صرف زندگی راحتتر می کنند (اثر تبلیغات در فرهنگ و آداب و رسوم)

تبلیغات بر اساس هدف به سه دسته تقسیم می شود:

  •     تبلیغات اطلاعی: که اصولأ در مراحل اولیه تولید و ورود به بازار به کار میرود، و هدف شناخت تقاضای اولیه است.
  •     تبلیغات ترغیب کننده: این نوع تبلیغ زمانی کاربرد دارد که هدف از تبلیغات و اطلاع رسانی مقایسه باشد بین عملکرد دو یا چندکالا (رقابت موثر نام دیگر این تبلیغ است)
  •     تبلیغات یادآوری: مصرف کننده را وادار به تفکر در مورد کالا یا خدمات می نماید، به نوعی ایجاد تصویر ذهنی ثابت در ذهن مخاطب

هدف از تبلیغات:

هدف از هر تبلیغی شناساندن کالا نیست، زیرا با وجود بیشترین حجم تبلیغات نیز، فروش اشباع نخواهد شد.

هدف از تبلیغات می تواند هریک از موارد ذیل باشد:

  •     ازدیاد نوع مصرف: تلاش برای متنوع کردن نوع مصرف، به طور مثال خرید گل که میتواند برای امور و مناسبتهای مختلف کاربرد داشته باشد.
  •     ازدیاد مقدار خرید: بهترین نمونه فروش کالاهای کوچک در بسته بندی های بزرگتر است مثل پک صابون
  •     ازدیاد مدت مصرف: کالاهای فصلی که امروزه می توان در تمام فصول سال مصرف کرد (بستنیها، برخی میوه ها و …)
  •     ازدیاد تکرار مصرف: نمونه بارز آن خدمات پس از فروش و یا تعویض کالاهای مرتبط با کالای اصلی است که مدت استفاده از کالای اصلی را بیشتر میکند (روغن موتور)
  •     جلب نسل جدید: این که با تبلیغات کالایی برای یک نسل جا افتاد و شهرت یافت، نباید باعث شود به امر تبلیغات در مورد نسلهای بعدی بی توجهی شود. ماندگاری در ذهن مخاطب در هر زمانی حائز اهمیت است.
  •     مبارزه با عقاید مخالف: گاهی سوء شهرت دامان بسیاری از تولید کنندگان را می گیرد، در صورتی که به درستی و با اطلاع رسانی بجا این شایعات خنثی نشود، محبوبیت کالا را نابود می کند. (بهترین مثال عملکرد نادرست شرکتهای لیزینگ بدون مجوز در ایران است که با کلاهبرداری فعالیت شرکتهای لیزینگ زیر نظر بانک مرکزی را نیز زیر سوال بردند)

روشهای موثر تبلیغات:

کاتالوگ، تابلوی تبلیغاتی، ارائه نمونه کالا یا خدمات، فیلم و اسلاید نمایشی، آگهی در روزنامه و به طور کلی مطبوعات، انواع تبلیغات رادیویی و تلویزیونی، استفاده از شبکه های اجتماعی و… از جمله مواردی است که همه شرکتها حداقل یک مورد از آن را جهت اطلاع رسانی به گروه هدف انتخاب کرده اند. مهمترین هدف هر تبلیغ، معرفی کالا و خدمات و ترغیب خریداران بالقوه به خرید کالای مناسب است.

ایجاد تصویر ذهنی مثبت و ماندگار در ذهن مخاطب، باعث جلب اعتماد مشتریان به کلیه کالاها و خدمات شرکتها می شود. امروزه شرکتهای تبلیغاتی قبل از انتخاب هریک از موارد فوق یک سری فاکتور را مد نظر قرار می دهند:

  •     بررسی بازار
  •     تهیه طرح تبلیغاتی متناسب با کالا یا خدمات
  •     انتخاب رسانه بر اساس گروه هدف یا پر تیراژ (بیننده، شنونده، خواننده) بودن
  •     انتخاب تبلیغات بر اساس محلی بودن یا در سطح گسترده
  •     مطالعه خواست و سلیقه مشتریان
  •     استراتژی تبلیغاتی رقبا
  •     انتخاب شعار مناسب

مورد آخر به منظور تکرار دائمی یا طولانی مدت ویژگی خاصی از کالا یا خدمات است که در نهایت منجر به شکل گیری تصویر ذهنی برای مخاطب می گردد. شعار انتخابی همواره باید می بایست تناسب و هماهنگی با لحن تبلیغاتی سازمان داشته باشد، به اقناع ذهن مشتری کمک کند و در نهایت زنده و محرک باشد.

فروش تهییجی و فروش حراجی در مدت زمانی مشخص نیز از جمله مواردی است که در بالا بردن سطح فروش لااقل برای یک مقطع زمانی خاص موثر واقع خواهد شد. شرکتهای سازنده اتومبیل در ژاپن که برای بالابردن سطح فروش به اهداء بلیط کنسرت و سفر متوسل می شوند از آن جمله اند.

فعال عمل کردن واحد روابط عمومی در هر سازمان و شرکتی نوعی تبلیغات نامحسوس به شمار می رود. این واحد از طریق ارتباط با مردم، تهیه و ارائه کاتالوگ کالا و خدمات به منظور معرفی کالا و ارائه خدمات مشاوره ای نقش موثری در بالا بردن میزان فروش دارند.

تفاوت تبلیغات و فعالیت روابط عمومی:

  •     تبلیغات فعالیت یک طرفه و تحمیلی بر مخاطب است در حالی که روابط عمومی ارتباط دو طرفه بین مخاطب و سازمان را ایجاد میکند.
  •     تبلیغات همیشه مبتنی بر واقعیت نبوده و فقط به دنبال جلب مشتری است در حالی که روابط عمومی همیشه مبتنی بر واقعیت است.
  •     هدف تبلیغات تأثیر گذاری سریع و مبتنی بر نتیجه در کوتاه مدت است و روابط عمومی امکان حصول نتیجه نداشته و یا در بلند مدت این امکان را خواهد داشت.

نتیجه اینکه: تبلیغات و اطلاع رسانی وسیله سریع حرکت کالا و خدمات از نقطه تولید به نقطه مصرف بوده که در معرفی کالا و خدمات و نیز بالا بردن سطح فروش نقش مهمی را ایفا می کند، که البته سازمانها بر اساس نوع دیدگاه به ترویج تبلیغات، سرسام آور بودن هزینه اطلاع رسانی و سایر عوامل درون سازمانی، نسبت به این امر تصمیم سازی می کنند.

تبلیغات یکی از عناصر مهم و کلیدی آمیخته بازاریابی است.

دیدگاه‌ها خاموش

انتشار کتاب، انتشار پول

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۲٫۰۳ - ۷:۲۳ ٫ق٫ظ


هفته نامه همشهری جوان – حورا نژادصداقت: در سال ۲۰۱۵، مثل هر سال دیگری، Forbes لیستی از ثروتمندترین نویسنده های دنیا را منتشر کرده که نکته های عجیبی در آن دیده می شود. بماند که چقدر اعداد و ارقام موجود در این لیست، برای ما حیرت انگیز است و برای نویسندگانمان شبیه رویا و خیال. عجیب ترین نکته لیست امسال نویسندگان، جوانانی هستند که درآمدهای نجومی از کتاب هایشان به دست آورده اند؛ مثلا ۲۷ میلیون دلار! چنین عددهایی برای نویسندگان جوان ایرانی حتی خیال و رویا هم نیست.

فکرش را بکنید، داستان نویس جوان ما اوج خوشحالی اش این است که یک ناشر معروف در اولین چاپ، کتابش را حدود ۱۲۰۰ نسخه منتشر کند! بعد آن طرف آب، جوان ها می آیند کسی مثل رولینگ را از جدول ثروتمندها کنار می گذارند و او را به جایگاه هفتم می رسانند. این بار با هم ثروتمندترین نویسندگان سال ۲۰۱۵ و البته چگونگی پول درآوردن قلم به دستان ایرانی را مرور می کنیم.

جیمز پترسون

انتشار کتاب، انتشار پول

۸۹ میلیون دلار درآمد از راه نوشتن (آن هم از ژانویه ۲۰۱۴ تا ژانویه ۲۰۱۵) موجب شده جیمز پترسون برای دومین سال متوالی به عنوان ثروتمندترین نویسنده دنیا در لیست فوربس معرفی شود. این ثروت زیاد موجب شده پترسون در لیست ۱۰۰ سلبریتی ثروتمند دنیا هم رتبه هفتم را به دست آورد.

پترسون خودش از نوشتن چهار تا از کتاب هایش خیلی خوشحال است: «الکس کراس را بکش»، «باشگاه قتل زنان»، «مایکل بنت» و مجموعه «خصوصی» ولی چون یک فیلم باز حرفه ای است، از فیلم هایی که به صورت اقتباسی از آثارش ساخته شده اند،  چندان راضی نیست. البته پترسون برای جذب مخاطبانش کارهای مختلفی هم انجام می دهد؛ مثلا او چند وقت پیش کتابی نوشته بود که خوانندگانش فقط ۲۴ ساعت فرصت خواندن آن را داشتند و چون کتاب الکترونیک بود، بعد از ۲۴ ساعت، از صفحه تبلت کاربر پاک می شد. بماند که او برای تشویق مخاطبانش، فرصت یک شب شام خوردن را هم به خوانندگان این کتابش می داد.

حالا ما ایرانی ها چقدر از پترسون خوانده ایم؟ خب، جواب خوبی ندارد این سوال. در حالی که گاهی مترجمان ما از یک کتاب بیش از ۱۵ بار ترجمه می کنند، فقط چند نفر به سراغ آثار پترسون رفته اند و اتفاقا ترجمه چندان قوی و درخشانی هم در بازار نشر ما ارائه نشده است. می توان گفت ما ایرانی ها این قدر درباره پترسون نمی دانیم که حتی بخش ویکی پدیای فارسی هم مطلب خاصی درباره او ننوشته و در لیست خانه کتاب، فقط نام چند کتاب ترجمه شده از او هست. خلاصه، تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.


جان گرین

انتشار کتاب، انتشار پول

چندان جوان نیست، متولد سال ۱۹۷۷ (۱۳۵۶). ولی ۲۶ میلیون دلار درآمد، او را به جایگاه دوم این لیست رسانده است. کدام ویژگی موجب چنین اتفاقی شده؟ نوشتن از دنیای نوجوانان و ساخت فیلم از آثار او. انگار در لیست پرفروش های دنیا این دو عامل خیلی اهمیت دارد و یک قانون نانوشته به حساب می آید؛ چیزی که جایش در کشور ما خالی است چون ما هنوز داریم از ضعف کتب های نوجوانانه و فیلم های اقتباسی صحبت می کنیم.

در ایران «خطای ستارگان بخت ما» با ترجمه میلاد بابانژاد و الهام مرادی به دست خوانندگان رسیده و غیر از یکی دو کتاب دیگر، تقریبا چیز زیادی از آثار جان گرین نمی دانیم. ماجرای این کتاب، داستان پسر نوجوانی است که دچار یک بیماری شده و به او گفته اند، به زودی می میرد. پسر که اوضاع بدی دارد و بدجور افسرده شده و مدام به مرگ و آینده اش فکر می کند، یک دوست متفاوت پیدا می کند و کلا مسیر زندگی اش از این رو به آن رو می شود. دقیقا همین کتاب بوده که به یک فیلم پرفروش تبدیل شده و کتاب های دیگر گرین را هم در لیست انتظار اهالی سینما قرار داده تا زودتر آنها را فیلم کنند.


ورونیکا راث

انتشار کتاب، انتشار پول

چند سالش است؟ ۲۷ سال. چقدر ثروت دارد؟ ۲۵ میلیون دلار. سال ۲۰۱۴ چقدر ثروت داشته؟ حدود ۱۷ میلیون دلار. چگونه این پول ها را درآورده؟ فقط از راه نوشتن. تازه، وضعیت ظاهری زندگی اش، مثل جدایی پدر و مادرش از یکدیگر و… نشان می دهد که چندان هم اوضاع خوشی نداشته است. حالا، جا دارد که اول همه با هم در افق محو شویم و بعد برای مرور آثارش برگردیم.

راث غیر از داستان های کوتاهش، یک مجموعه سه جلدی (یا تریلوژی) نوشته است که اتفاقا اولین مجلد آن با عنوان «ناهمتا» در ایران هم ترجمه شده. ایده اولیه نوشتن این کتاب ها که از سال های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳ منتشر شده اند، در زمان دانشجویی به ذهن راث می رسد. نوجوان ها شخصیت های اصلی کتاب او هستند که تصمیم می گیرند آینده خودشان را چه شکلی رقم بزنند و از کدام خصلت نیک آدمی (یعنی از خودگذشتگی، صلح، صداقت، شجاعت و دانش) حمایت کنند.

راستی، کتاب های او هم فیلم شده اند و این یکی از عوامل پرفروش شدن کتاب هایش بوده است.


دانیل استیل

انتشار کتاب، انتشار پول

به سلامتی، به نویسنده ای رسیدیم که ما ایرانی ها هم اسمش را زیاد شنیده ایم. دانیل استیل در سال ۲۰۱۵ چهارمین نویسنده ثروتمند دنیاست که ۲۵ میلیون دلار ثروت دارد.

رمان های او را عامه پسند می دانند و حتی آثار شخصی مثل فهیمه رحیمی را با نوشته های او مقایسه می کنند. دانیل استیل که کتاب هایش خیلی وقت ها در صدر پرفروش های دنیاست، مترجمان زیادی را در ایران وسوسه کرده تا آثارش را ترجمه کنند و هم مخاطبانشان را با کتاب های او آشنا کنند و هم حرکتی در صنعت نشر ایجاد کنند. لیلی کریمان، قدیر گلکاریان و حسین قاسمی از جمله مترجمان آثار دانل استیل هستند. نثر ساده و صحبت از اتفاقات جاری زندگی آدم های معمولی از مهم ترین دلایل فروش بالای آثار استیل است.


جف کینی

انتشار کتاب، انتشار پول

متولد ۱۹۷۱ میلادی است و ۲۳ میلیون دلار درآمد او را به جایگاه پنجم رسانده است. خوب است که جف کینی را ما در ایران با نام کتاب «دفترچه خاطرات یک بی عرضه» می شناسیم. او هم مثل بسیاری از افراد این لیست، به سراغ نوجوان ها رفته و البته بزرگسالانی که کمی دلشان می خواهد از خاطرات و شیطنت های دوران مدرسه بدانند. راستش، مطالب این کتاب گاهی بامزه است و گاهی هم کمی لوس اما در کل به خاطر تصویرگری های ساده و کارهای عجیب و غریب، دیدنش حتی برای بزرگسالان هم بد نیست.

نکته تکراری، این که از کتاب های کینی هم فیلم های اقتباسی ساخته شده است.

دیدگاه‌ها خاموش

۱۱ ترفند روانشناسی برای فریب دیگران!

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۲٫۰۳ - ۷:۲۰ ٫ق٫ظ


وب سایت یک پزشک: سال‌ها طول می‌کشد تا ما با اهمیت تجربه و دانش برخورد به مردم پی ببریم و مهارت‌های لازم را با آزمون و خطا به دست بیاوریم. ما به تدریج هنر مذاکره، مباحثه، تعامل و حتی رندی و به قولی با پنبه سر بریدن را را با حضور مداوم در جامعه فرامی‌گیریم. گرچه در عنوان پست از واژه فریب استفاده شده است، اما شاید بهتر باشد به قضیه با بار منفی نگاه نکنیم و این طور بنگریم که چون مجبور به حضور در جامعه هستیم، ناگزیر هستیم که برای بقا یا افزایش تأثیر خود، آراسته به مهارت‌های اجتماعی شویم.

با این ۱۱ ترفند روانشناسی، می‌توانید ماهرانه مردم را بفریبید تا کارهای دلخواه شما را انجام بدهند!

در اینجا برای نمونه به ۱۱ ترفند مبتنی بر دانش روانشناسی اشاره می‌کنیم که می‌تواند زندگی شما را دگرگون کند و شما به کمک آنها خواهید توانست، بدون تقابل مستقیم، وارد کردن فشار و یا دادن امتیاز، دیگران را وادار کنید که به خواسته‌های شما تن در بدهند!

۱- از طعمه استفاده کنید تا مردم محصول شما را بخرند:

فرض کنید که دو نسخه از یک محصول یا خدمات را دارید که یکی از آنها خیلی گران‌تر از دیگری است. مشکل شما این است که در فروش نسخه گران‌تر، موفق نیستید.

برای اینکه مردم را مشتاق کنید که محصول گران‌تر را بخرند باید یک نحصول سوم هم درست کنید، روی این محصول یا خدمات سوم، همان قیمت محصول گران را باید بگذارید، اما این محصول باید عملکرد یا کیفیت به وضوح پایین‌تری از محصول گران اولیه داشته باشید.

این طوری مردم قیمت‌ها را با هم مقایسه می‌کنند و به نظرشان خرید محصول گران، خیلی ارزشمند خواهد آمد.

۲- فضای گفتگو و مذاکره را تغییر بدهید.

می‌خواهید معامله حساسی کنید و طرف مقابل شما سرسختی می‌کند و از قیمت یا شرایطی که داده، اصلا کوتاه نمی‌آید؟

بی‌جهت در یک سالن کنفرانس یا دفتر کار او، با وی قرار مجدد نگذارید! او را به یک رستوران یا کافی‌شاپ دعوت کنید!

آخر مردم وقتی فضای پیرامونی‌شان، به جای مبلمان و وسایل اداری، وسایل عادی و پذیرایی باشد، از خودخواهی می‌کاهند و بیشتر منعطف می‌شوند.

با این ۱۱ ترفند روانشناسی، می‌توانید ماهرانه مردم را بفریبید تا کارهای دلخواه شما را انجام بدهند!

۳- سود دو سویه

کمک کنید تا طرف تجاری یا کاری‌تان به چیزی که نیاز دارد به نحوی برسد یا دست‌کم کارش تسهیل بشود، این طوری او در این معذوریت قرار می‌گیرد که لطف شما را جبران کند.

۴- تقلید از زبان بدن دیگران، برای علاقه‌مند کردن آنها به خود

می‌خواهید شخص خاصی به شما بیشتر توجه کند،‌مثلا رئیس مافوق شما؟

کافی است که از زبان بدن او تقلید کنید یا با تن و شیوه سخن گفتن او حرف بزنید. معمولا کمتر کسی متوجه این تقلیدکاری شما می‌شود، حتی خود مقام مافوق شما. اما این کار شما به صورت نامحسوس، باعث می‌شود که به دل آن شخص راه پیدا کنید!

با این ۱۱ ترفند روانشناسی، می‌توانید ماهرانه مردم را بفریبید تا کارهای دلخواه شما را انجام بدهند!

۵- سریع‌تر صحبت کنید تا مخالف شما، تبدیل به موافق‌تان شود!

کسی سرسختانه با شما مخالفت می‌کند و با دلیل و بینیه،‌ استدلال‌های شما را سست و بی‌اثر می‌کند؟ کافی است که موقع مذاکره و مابحثه با او، ریتم سخن گفتن خود را سریع‌تر کنید، این طوری فرصت لازم برای پردازش سخنان خود را از او می‌گیرید و او دیگر نمی‌تواند به خوبی گذشته، شما را در موضوع ضعف باقی بگذارد.

با این ۱۱ ترفند روانشناسی، می‌توانید ماهرانه مردم را بفریبید تا کارهای دلخواه شما را انجام بدهند!

۶- مردم را گیج کنید تا خواهشتان را بپذیرند

به جای اینکه بگویید این ۸ کارت، ۳ دلار می‌ارزند به مردم بگویید که قیمت آنها ۳۰۰ پنی است! در ظاهر هیچ فرقی نمی‌کند، اما این طوری مردم مجبورند که کمی فکر کنند و یک محاسبه ذهنی انجام بدهند تا ببینند، قیمت هر کارت، چند دلار است. خیلی وقت‌ها هم تسلیم قیمت پیشنهادی شما می‌شوند.

۷- وقتی کسی خسته و تهی از انرژی شده، از او خواهشی کنید!

به جای اینکه اول صبح، وقتی که مردم انرژی زیاد دارند،‌از آنها خواسته‌ای بخواهید، آخر وقت کاری، وقتی آنها تهی از انرژی می‌شوند، به نزدشان بروید و از آنها بخواهید که لطفی در حق شما بکنند.

با این ۱۱ ترفند روانشناسی، می‌توانید ماهرانه مردم را بفریبید تا کارهای دلخواه شما را انجام بدهند!

۸- به جای افعال از اسامی استفاده کنید

استفاده از اسامی، هویت شخصی شما را به عنوان عضوی از یک گروه،‌ تقویت می‌کند.

بنابراین به جای اینکه بگویید: رأی دادن چقدر برای شما اهمیت دارد؟ بپرسید که: چقدر برای شما مهم است که یک رأی‌دهنده باشید.

۹- سیاست قدیمی ترساندن

شرایط خطیر و متزلزل کاری یا اجتماعی را به کسی متذکر شوید و درست پس از آکه کسی به هراس افتاد،‌از او درخواستی کنید.

۱۰- عکس‌هایی از چشم را به نحوی به رؤیت اشخاص برسانید، تا آنها با خواسته شما موافقیت کنند

اگر آدم‌های فکر کنند که تحت نظارت هستند، حتی اگر این امر ظاهری باشد، مثلا چشم‌هایی روی پوستر دیواری، آنها بیشتر احتمال دارد که چیزی را که به امانت برده‌اند، بازگردانند یا از خطایی پرهیز کنند.

با این ۱۱ ترفند روانشناسی، می‌توانید ماهرانه مردم را بفریبید تا کارهای دلخواه شما را انجام بدهند!

۱۱- بر چیزی که رقیب شما به دست آورده، تمرکز کنید و نه چیزی که از دست داده

در مذاکره و مباحثه، بیشتر روی چیزهایی که طرفتان به دست خواهد آورد، تمرکز کنید و نه چیزی که از دست می‌دهد.

مثلا:

اگر موافقت کنی، صاحب خودرویی خواهی شد که هزار دلار ارزش دارد.

و این طوری حرف نزنید:

من هزار دلار بابت فروش این خودرو، می‌خواهم!

دیدگاه‌ها خاموش

این سرگرمی ها را در رزومه کاری خود بیاورید

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۲٫۰۳ - ۶:۱۶ ٫ق٫ظ


رازمجنون: اگر چه کارشناسان سنتی اعتقاد دارند که نوشتن سرگرمی ها در رزومه کاری اشتباه است و تنها وقت مصاحبه کننده را می گیرد، برخی های دیگر اعتقاد دارند که ذکر کردن ورزش، توانایی یا سرگرمی هایی که به آنها علاقه داریم و انجام شان می دهیم، ارزش رزومه را بالا می برد و ما را آنطور که لایقش هستیم نشان می دهد.
 
 این سرگرمی ها را در رزومه کاری خود بیاورید
 
اگر شما برای مصاحبه با شرکتی مانند گوگل طرف باشید، حتما باید علایق و توانایی های هنری تان را در رزومه بنویسید. زیرا با نوشتن این موارد، دیگران قادرند که جنبه های دیگری از شخصیت شما را بشناسند. در واقع شما با بیان تمام مهارت هایتان خواننده را تحت تاثیر قرار می دهید. 
 
اگر می خواهید بدانید که چه سرگرمی هایی رزومه شما را قوی تر می سازد، در ادامه مطلب با ما همراه باشید.
 
یوگا
 
ورزشی چون یوگا، نشاندهنده توانایی شما در کنترل اعصاب تان است. افرادی که یوگا کار می کنند، معمولا افرادی آرام و صبور هستند. به همین دلیل می توانند در محیط های شلوغ و پر هرج و مرج مانند شرکت های تبلیغاتی یا مسافرتی، به خوبی فعالیت و فشار محیط اطراف را بهتر از دیگران تحمل کنند.
 
ورزش های هیجانی
 
ورزش های هیجانی یا مخاطره آمیز مانند دوچرخه سواری در کوه یا چتربازی نشاندهنده روحیه جسور و نترس افراد است. افرادی که به این فعالیت ها می پردازند، از محدودیت ها یا چیزهای ناشناخته هراسی ندارند. آنها ریسک پذیرند و دوست دارند که همه چیز را تجربه کنند. این ویژگی ها هر مدیری را به وجد می آورد، به خصوص در شرکت هایی که احتیاج به نیروی جوان تر و پویاتری دارند.
 
ورزش های استقامتی
 
شرکت در ورزش های استقامتی مانند ماراتن یا دوچرخه سواری، نشاندهنده سرسختی و استقامت افراد است و این توانایی ها برای رشد هر شرکت و سازمانی لازم است. بنابراین اگر مدیری ببیند که شما در زمینه ورزش های استقامتی فعال هستید، مطمئنا شما را فرد مفیدی برای سازمانش خواهد دانست.
 
 این سرگرمی ها را در رزومه کاری خود بیاورید
 
 کاپیتان تیم
 
ورزش های گروهی مانند فوتبال یا والیبال نشان می دهد که شما روحیه تیمی خوبی دارید، اما بالاتر از آن کاپیتان تیم بودن است. این افراد توانایی مدیریت دیگران را به خوبی دارند. به علاوه تحقیقات ثابت کرده افرادی که در ورزش های رقابتی شرکت دارند معمولا در همکاری با دیگران نیز به خوبی عمل می کنند.
 
وبلاگ نویسی
 
اگر به دنبال کارهایی چون مارکتینگ یا خبرنگاری هستید، باید نشان دهید که در نوشتن نیز مهارت دارید. اگر وبلاگی دارید و می خواهید آن را در رزومه تان نیز جای دهید، اول مطمئن شوید که به روز است، غلط نگارشی ندارد و همچنین موضوعات نوشته شده در آن نیز تاثیر مثبتی بر خواننده می گذارد.
 
کوهنوردی
 
کوهنوردان افرادی هستند که شخصیت قوی ای دارند. آنها دوست دارند که از دیگران پیشی بگیرند و قله ها را فتح کنند. این افراد، با آروزهای بزرگ شان، حتما در محیط کار نیز پیشرفت خواهند کرد. کوهنوردها در شغل هایی که با گردشگری نیز در ارتباط است، موفق خواهند بود.
 
 این سرگرمی ها را در رزومه کاری خود بیاورید
 
نوازندگی
 
نوازنده ها برای کارهایی که به دقت، تمرکز و سیاست احتیاج دارد، مناسب اند. یک نوازنده خوب می داند که چگونه نت ها را بنوازد و شنونده را محصور کند، او در محیط کار خود نیز با نظمی که به امور می دهد، مدیر خود را نیز راضی نگه خواهد داشت.
 
عکاسی
 
عکاس ها برای شغل هایی که احتیاج به خلاقیت دارند مانند مدیر یک آژانس بازاریابی دیجیتال، مناسب اند. افرادی که عکاسی می کنند، خلاق، صبور و با دقت اند. بنابراین اگر صفحه یا وبلاگی دارید که عکس هایتان را در آن آپلود می کنید، حتما آدرس آن را در رزومه تان بنویسید، مطمئنا این کار مدیرتان را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
 
 این سرگرمی ها را در رزومه کاری خود بیاورید
 
چه مهارتی را در رزومه کاری ننویسید؟
 
کتاب خواندن!
 
اگر چه افراد کتاب خوان باهوش تر و موفق تر از افرادی هستند که سمت کتاب هم نمی روند، اما این مورد مناسبی برای قرار دادن در رزومه کاری تان نیست. 
 
از آنجا که اکثر افراد شیوه درست کتاب خواندن را می دانند، بنابراین این سرگرمی منحصر بفردی که دیگران را تحت تاثیر قرار دهد نیست. اگر چه افراد کتاب خوان ایده ها و دانش بیشتری نسبت به دیگران دارند و این خود یک نکته مثبت است اما اگر نشان دهید که تمام وقت خود را به کتاب خواندن می گذرانید، ممکن است برداشت طرف مقابل تان این باشد که شما فرد گوشه گیری هستید. پس بهتر است که کتاب خواندن را از روزمه تان حذف کنید.

دیدگاه‌ها خاموش

۶ عادت موفق ترین مدیرعامل های دنیا

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۲٫۰۲ - ۷:۲۱ ٫ق٫ظ


رازمجنون: به نظر می آید که مدیرعامل های موفق توانایی عجیب و غریبی دارند تا از پس هر کاری بر بیایند، اگر چه  24 ساعت روزانه زندگی آنها نیز همانند هر انسان عادی دیگری می گذرد. با این حال، هیچ کسی نمی تواند مانند آنها پیگیر کارهایش باشد. مدیرعامل های موفق عادت های مشابهی دارند که آنها را تبدیل به موفق ترین مدیران دنیا کرده است.

اگر به دنبال ارتقا توانایی های خودتان هستید، تلاش کنید این راهکارها را در زندگی روزانه تان محقق کنید و فایده و مطلوبیت آنها را در کار و زندگی شخصی تان ببینید

شش عادت موفق ترین مدیرعامل های دنیا

شش عادت بسیاری از موفق ترین مدیران دنیا:

۱٫ آنها سحر خیزند

سحرخیزی ویژگی مشترک تقریباً تمامی مدیرعامل های موفق است. مدیرعامل تیم بسکتبال نیوجرزی، برت یورمارک ساعت ۳:۳۰ بعد از نیمه شب از خواب بیدار می شود. دیوید کاش مدیرعامل ویرجین آمریکا (شرکت حمل و نقل هوایی) کارش را ۴:۳۰ صبح شروع می کند. رابرت ایگر مدیرعامل شرکت دیزنی صبح ساعت ۴:۳۰ بیدار می شود. و دن آکرسون مدیرعامل سابق جنرال موتورز می گوید به ندرت دیرتر از ۴:۳۰ الی ۵ صبح از خواب بیدار می شود. این فهرست ادامه دارد. اگر می خواهید که به باشگاه بازیگران بزرگ دنیای تجارت بپیوندید، نباید تا لنگ ظهر در رختخواب بمانید.

اگر نمی توانید تصور کنید که بیدار شدن در چهار صبح چگونه است، شما یک فرصت بزرگ را برای افزایش بهره وری از روزتان را از دست داده اید. زود از بستر جدا شوید و کار روزانه تان را شروع کنید. زمان بیشتر،کار شما برای پیوستن به  جمع مدیرعمل های باهوش آسان تر می کند.

۲٫ آنها هر روز ورزش می کنند

ورزش روزانه تقریباً در برنامه روزانه تمام مدیرعمل های سحر خیز قرار دارد. در واقع، ورزش یکی از اولین کارهایی است که بسیاری از مدیران موفق در طی روز انجام می دهند. آندره آ جانگ، مدیرعامل سابق آون (شرکت تولید کننده محصولات آرایشی) همیشه ساعت ۵ صبح بیدار می شود و قبل از شروع کار به باشگاه می رود. مدیرعمل یونیلیور (شرکت تولید کننده محصولات بهداشتی- آرایشی) پل پلمن هر روز ساعت ۶ صبح بیدار می شود و در دفترش روی تردمیل می دود. او می گوید عادت به ورزش در صبح زود روی  کل روز کاریش موثر است

حیم سابان، مدیرعمل «سابان کاپیتال» (شرکت سرمایه گذاری آمریکایی) اول یک ساعت شروع به کار می کند سپس ۷۵ دقیقه ورزش می کند او احساس می کند که یک روز را باید این طور شروع کرد. یورمارک که این افتخار را دارد که جوان ترین مدیرعمل در ان.بی.ای باشد هر روز صبح ورزش می کند. اگر شما احساس می کنید روزتان آن طور که می خواهید شروع نمی شود، پیش از شروع کارتان کمی بدوید یا ورزش کنید.

۳٫ آنها هر روز مراقبه می کنند

مراقبه راهکار بسیار رایجی برای خالی کردن ذهن و تمرکز کردن است. اپرا وینفری بسیار علاقه مند به تی. ام (نوعی مراقبه) است چنان که مربی های تی. ام استخدام کرده، تا به هر کدام از کارکنانش که علاقه مند به یادگیری مراقبه اند، تی.ام آموزش دهند. او حداقل در روز بیست دقیقه مراقبه می کند و هدفش این است که آن را به دو جلسه ی بیست دقیقه ای در روز افزایش دهد.

 اپرا در مقاله ای که در وب سایتش منتشر کرده است به فواید بی شمار مراقبه اشاره کرده است، او بیان کرده « نتیجه مراقبه شگفت انگیز است. خواب بهتر، بهبود روابط زناشویی، بهبود روابط با فرزندان و همکاران از فواید مراقبه است. بعضی از اشخاص که دچار میگرن بوده اند با مراقبه از آن رهایی یافته اند. در مجموع مراقبه موجب بهره وری و خلاقیت بیشتر می شود»

روپرت مرداک، رئیس شرکت نیوز نیز عادت به مراقبه دارد. او توئیت کرده است: «سعی کنید که تی.ام یاد بگیرید. همه آن را توصیه می کنند، اما شروع کردنش آسان نیست، اما می گویند که همه چیز را بهبود می بخشد»

۴٫ جلسات را کوتاه می کنند

جلسات زمان و نیروی انسانی را خیلی تلف می کنند چنان که بعضی از مدیرعامل ها آن را به کلی غیر ضروری می دانند. به جای مصرف بودجه برای خرید شیرینی و هله هوله برای جلسات به راهکارهای جایگزین آن فکر کنید و تا جایی که ممکن است برگزاری جلسه را کاهش داده یا حذف کنید

مارک کیوبان کارآفرین ( و همچنین صاحب دالاس ماوریکس) این قضیه را به بهترین شکل بیان کرده است: «جلسات اتلاف وقت هستند مگر رمانی که جوش خوردن یک معامله در میان باشد. روش های بسیاری برای برقراری ارتباط همزمان یا غیر همزمان وجود دارد که می تواند از برگزاری جلسات غیر ضروری جلوگیری کند»       

اگرحیران هستید که چگونه در برنامه روزانه تان ورزش و مراقبه را بگنجانید، لغو بیشتر جلسات تان می تواند یک راه حل باشد. تلاش کنید ارتباط تان را به ایمیل و دیگر روش های جایگزین محدود کنید. درعوض خواهید دید که چقدر در طول روز زمان آزاد خواهید داشت

۵٫ آنها جامع سازماندهی می کنند

مدیرعامل های پرمشغله برنامه های زیادی دارند، سازماندهی کلید اداره درست این موارد است. دنی مه یر، مدیرعامل گروه «یونیون اسکوئر» یک سیستم یادداشت برداری دارد که به او کمک می کند تا به تمام مسئولیت هایش بدون وقفه های متعدد در طول روز رسیدگی کند. دستیار اجرایی او برای او یک یادداشت روزانه همراه با برنامه ی فردای او می فرستد.

او درباره ی این سیستم برنامه ریزی می گوید: « ما یادداشت کردن را از پارسال شروع کردیم، و من نمی دانم که چطور بدون آن مدیریت می کردم. من به جزئیات اهمیت می دهم. با این روش، من نگران از دست دادن هیچ چیز نیستم.» شما می توانید این راهکار را بوسیله برنامه ریزی جزئی نگر تقلید کنید.

۶٫ آنها خلاقیت را ترویج می کنند

بالاتر از همه ی عادت های این فهرست، ترویج خلاقیت خودتان شاید از همه مهم تر باشد. در هر سازمانی، ترویج و ایجاد خلاقیت نه تنها عامل موفقیت بلکه عامل ثبات موفقیت است.

و شاید هیچ کس به اندازه مدیرعامل فقید اپل استیو جابز به روح خلاقیت تجسم نبخشیده است. روش او برای رهبری خلاقانه آن چنان که خودش می گفت اهمیت دادن به طراحی و نوآوری در «وسایل روزمره»  بود. او به خلاقیت می اندیشید، البته ما فطرتاً سهل انگار هستیم، گفته ی مشهور او: « خلاقیت فقط ایجاد ارتباط میان چیزها ست». وقتی از انسان های خلاق می پرسید که چگونه کاری را انجام دادند، احساس حماقت می کنید، زیرا آنها واقعاً آن را انجام نداده اند؛ آنها فقط چیزی را بیان کرده اند که پس از مدتی به نظرشان واضح می آمده است»

با وجود این، او معیارهای خلاقیت خود را به هرکس که زیر دستش کار می کرد القاء می کرد، و  این امر سرانجام اپل را به قله رقابت رساند. اگر احتیاج دارید که بیش از این قانع شوید، بررسی کنید تا ببینید که مهم ترین عامل رشد سریع این شرکت در پنج سال گذشته خلاقیت بوده است. خواه راهکار جدیدی به کار بگیرید یا تمام راهکارهایی که بیان شد را امتحان کنید، تمام این عادت ها به عنوان ویژگی های مشترک بسیاری از مدیرعامل های موفق اثبات شده هستند.

دیدگاه‌ها خاموش

چرا تنبل‌ها موفق ترند؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۵٫۱۲٫۰۲ - ۵:۱۹ ٫ق٫ظ


وب سایت خوارزمی – پروا روزبه جوان: تنبلی چیزی‌ست که هرکسی تا حدودی دارد. ما اغلب این ویژگی را بد تلقی می‌کنیم. اما اگر واقعا بد نباشد چطور؟ اگر به موفقیت کمک کند؟ مطمئنا خیلی از شما از این رویکرد خوشتان می‌آید. درواقع، خیلی از افراد تنبل به موفقیت‌های بزرگی دست یافته‌اند. تاریخ نمونه‌های زیادی در اختیار ما قرار می‌دهد. بعنوان مثال، چارلز داروین بسیار تنبل بود. معلمان و والدینش از آموختن ریاضی و دستور زبان به او رنج می‌بردند. گاهی بین ساعات کلاس ‌می‌خوابید. حتی وقتی به علوم تجربی علاقه‌مند شد، عجله‌ نمی‌کرد و سال‌ها طول کشید تا کارهایش را چاپ کند.

۷ دلیل اینکه چرا احتمال موفقیت افراد تنبل بیشتر است

مثال دیگر وینستون چرچیل است. او در مدرسه کمترین نمره‌ها را در کلاس می‌آورد و حتی به کالج نرفت. نسبت به ورزش کاملا بی‌میل بود و فعالیت مورد علاقه‌اش نشستن روی صندلی گهواره‌ای بود. او بعدها تبدیل به یک سیاست‌مدار موفق شد.

بسیاری از مردان بزرگ دیگر همچون انیشتین، نیوتون، پیکاسو و مندلیف افراد بسیار تنبلی بودند. بااین اوصاف، به موفقیت‌های غیرقابل باوری دست یافتند و در تمام جهان شناخته شدند. این موضوع ثابت می‌کند که افراد تنبل هم می‌توانند به موفقیت‌های بزرگ دست یابند. تنبلی ممکن است مزیت بزرگی باشد. در ادامه دلایلی مبنی بر اینکه احتمال موفقیت افراد تنبل کم نیست، ارائه شده است.

مبتکر هستند.

افراد تنبل در سازماندهی کارهایشان بسیار خلاقند. آنها زمانشان را روی جزییات غیرضروری هدر نمی‌دهند و مستقیم به هدف می‌پردازند. یک کارمند تنبل همیشه برای بهینه‌سازی و خودکار کردن تمام فرایندهای تکراری در شغلش راهی پیدا می‌کند. چرا که برای یک فرد تنبل هیچ چیز آزاردهنده تر از یک کار خسته‌کننده و تکراری نیست. افراد تنبل همیشه سعی دارند زندگی را آسان‌تر کنند. انسان‌ها برای خاکبرداری تنبلی می‌کردند، پس ماشین حفاری اختراع کردند. برای تمیزکاری خیلی تنبل بودند، جاروبرقی ساختند. چه کسی می‌داند، شاید افراد تنبل مخترع تمام اختراعات جهان بوده‌اند!

۷ دلیل اینکه چرا احتمال موفقیت افراد تنبل بیشتر است

کارآفرینی می‌کنند.

افراد تنبل اغلب ابتکار عمل دارند. ایده‌ها و پروژه‌های زیادی در سر دارند چرا که ذهنشان از افکار و مسئولیت‌های بیش از حد پر نشده است. برایشان مهم است که فرایند کاریشان خسته‌کننده نباشد و حتما نتیجه بدهد.

می‌دانند چه موقع استراحت کنند.

مهم‌ترین چیز این است که بدانید چه موقع استراحت کنید. افرادی که به خودشان فشار می‌آورند و خودشان را خسته می‌کنند زودتر پیر می‌شوند و حافظه‌ی خود را از دست می‌دهند.

آرام‌تر هستند
.

افراد تنبل در هیچ کاری عجله نمی‌کنند و از این شاخه به آن شاخه نمی‌پرند. بلکه از زمان خود استفاده کرده و کارها را یکی پس از دیگری انجام می‌دهند. درحالیکه برخی وحشت کرده، حواسشان پرت می‌شود و کامل به وظایف خود رسیدگی نمی‌کنند. تنبل‌ها نگرانی کمتری دارند و با خونسردی کار خود را انجام می‌دهند.

اهداف خود را می‌دانند.

افراد تنبل می‌دانند چطور اهداف خود را اولویت‌بندی کرده و روی آنها تمرکز کنند. آنها برای توجه به اولویت‌های دیگران بیش از اندازه‌ تنبل هستند بنابراین روی اهداف خود وقت می‌گذارند.

مجبورند باهوش باشند.

تنبل بودن در محل کار ذهن بزرگی می‌خواهد. باید روش‌هایی را پیدا کنید تا بتوانید مدتی بیکار باشید و در عین حال بتوانید در زمان کوتاهی کارها را به موقع تحویل دهید. کارمندان اغلب یا باهوش هستند یا کندذهن، تنبل هستند یا زحمت‌کش. اگر باهوش و تنبلید، احتمالا کارآمدترین کارمند شرکتتان خواهید بود.

از تکنولوژی‌هایی استفاده می‌کنند که امکان تنبلی را برایشان فراهم کند.

۷ دلیل اینکه چرا احتمال موفقیت افراد تنبل بیشتر است

در زمان حاضر، برنامه‌ها، اپلیکیشن‌ها و گجت‌های بسیار زیادی وجود دارد که به مردم کمک می‌کند سرعت عمل بیشتری داشته باشند. افراد تنبل آنها را می‌شناسند و برای انجام دو برابر کار بیشتر، از آنها استفاده می‌کنند. بعنوان مثال، اگر روی اسناد و مدارکی کار می‌کنند، صرفا آن را یادداشت نمی‌کنند و برای وکیل، ویرایشگر یا مدیر بفرستند—چرا که زمان بر است. بلکه یک google doc درست کرده، به افراد دیگر امکان دسترسی می‌دهند تا همزمان اصلاحات لازم را انجام داده و یا آن را تایید کنند. این کار کل فرایند را آسان‌تر خواهد کرد، زمان زیادی را ذخیره کرده و اجازه می‌دهد برای مدت زمان بیشتری تنبل باشند.

آرنولد لودویگ، پروفسور آمریکایی، هزار نفر از افرادی را که به موفقیت‌های بزرگ دست یافته‌اند، بررسی کرد. او به این نتیجه رسید که جدا از استعدادهای ذاتی، هر انسانی نیاز دارد اتلاف وقت کند. قطعا این امر با عصر حاضر و سبک زندگی ما تناقض دارد، اما حتی انیشتین می‌گوید خستگی ابزاری مناسب برای توسعه خلاقیت و تخیل شماست.

دیدگاه‌ها خاموش

« برگه ی قبلیبرگه ی بعدی »

LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE