تسویه‌ی بدهی یا سرمایه گذاری؟!

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۴٫۰۹ - ۲:۲۰ ٫ق٫ظ


ماهنامه دنیای سرمایه گذاری: بسیاری از افراد جوان، زمانی که برای نخستین بار با یک مشاور مالی گفتگو می کنند، این سوال را از او می پرسند: «من مقداری پول پس انداز کرده ام و نمی دانم با آن چه کار کنم!» من برای پاسخ به این سوال ابتدا چهار سوال همیشگی را از آنها می کنم:
* آیا در حال حاضر بدهی داری؟
* آیا برای رساندن حساب بازنشستگی خود به حداکثر مقدار، تلاشی می کنی؟
* هزینه های زندگی تو در چه میزان است؟
* چقدر به امنیت درآمد خود اطمینان داری؟
در این مقاله، فرض می کنیم که پاسخ به سوالات دو و سه و چهار به این صورت است که فرد حساب بازنشستگی خود را به حداکثر می رساند و درآمد نسبتا مطمئنی دارد و همچنین در صورت نیاز برای مدت سه الی شش ماه می تواند هزینه زندگی خود را بپردازد. در این صورت فقط سوال شماره ۱ باقی می ماند.
 
تسویه‌ی بدهی یا سرمایه گذاری؟!

مقایسه گزینه های پیش رو

استفاده از پول نقد برای پرداخت پیش از موعد یک وام، معادل سرمایه گذاری معاف از مالیات و با یک نرخ بازده بدون ریسک برابر با نرخ بهره تطبیق یافته با مالیات برای همان وام است. برای مشخص کردن این عبارت، مثالی می زنیم: اگر شما بدهی کارت اعتباری خود با نرخ بهره ۱۵ درصد را تسویه کنید، در واقع نوعی سرمایه گذاری خریداری کرده اید که یک نرخ بازده پس از مالیات ۱۵ درصدی را برای شما تضمین می کند. این ایده بسیار خوبی است.

 
در موقعیت امروزی که نرخ های بهره بسیار پایین آمده است، هیچ نوع سرمایه گذاری دیگری را نمی توانید بیابید که یک بازده تضمینی را حتی نزدیک به ۱۵ درصد برای شما به همراه داشته باشد.

در حال حاضر، دولت آمریکا به ازای ۵ سال سپردن پول خود، سود سالانه ای معادل ۱٫۳۲ درصد به شما پرداخت می کند و به ازای ۳۰ سال ۲٫۷۷ درصد سود پرداخت می کند. اگر شما در یک حساب استاندارد سرمایه گذاری کنید، باید به ازای بهره ای که دریافت می کنید مالیات بپردازید. اگر در محدوده مالیاتی حداقلی قرار داشته باشید، در این صورت سودی که در نهایت به شما می رسد به ترتیب ۰٫۹۵ درصد و ۲ خواهد بود.

معاف از مالیات در مقایسه با غیرمعاف از مالیات

انواع مختلفی از بدهی وجود دارد؛ اما به طور کلی، می توان آنها را در دو دسته معاف از مالیات و غیرمعاف از مالیات قرار داد. زمانی که می خواهیم تصمیم بگیریم که کدام وام را تسویه کنیم، در ابتدا باید همه وام ها را بر اساس انطباق مالیاتی برابر کنیم. برای این کار، نرخ بهره وام معاف از مالیات را به دست آورده و حاصل ضرب نرخ حداقلی مالیات در نرخ بهره را از آن کم می کنیم.

برای مثال، اگر شما رهن معاف از مالیاتی را با بهره ۵ درصد پرداخت می کنید و در محدوده مالیاتی حداقلی قرار دارید، در این صورت از این فرمول استفاده می کنیم. به این ترتیب می توان یک رهن معاف از مالیات را با یک وام ماشین غیرمعاف از مالیات مقایسه کرد.

ملاحظاتی فراتر از نرخ های بهره

مدت بازپرداخت وام زمانی که وام دهنده برای پرداخت وام در اختیار شما قرار می دهد، یک عامل مهم در تصمیم گیری شما است. تسویه یک وام یک ساله با بهره ۳ درصد ممکن است کاملا معقولانه باشد، در حالی که تسویه یک وام ۳۰ ساله با همین بهره شاید خیلی منطقی نباشد. دلیل این موضوع به گزینه های جایگزین سرمایه گذاری برای شما مربوط می شود.

 
با یک افق سرمایه گذاری کوتاه مدت (می دانید که برای پس دادن وام به پول نیاز دارید)، سرمایه گذار نمی تواند با نوسان پذیری بالایی را متحمل شود و ناچار خواهد شد به اوراق قرضه کوتاه مدت و با کیفیت اعتباری بالا روی آورد. در آن سو، داشتن یک افق ۳۰ ساله به فرد کمک می کند تا راحت تر در محیط های ناپایداری چون بازار سهام که احتمال افزایش آن در بلندمدت بیشتر است، در آن پول خود را سرمایه گذاری کند.

نیازهای نقدینگی: یکی دیگر از عوامل مهم در تصمیم گیری شما نقدینگی است. اگر فکر می کنید که در آینده نزدیک به پول نقد نیاز دارید (مثلا عروسی در پیش دارید یا قصد مسافرت دارید یا قصد خرید منزل دارید) تسویه بدهی نمی تواند گزینه چندان مناسبی برای شما باشد، حتی اگر نرخ بهره وام ها بالاتر از بهره به دست آمده در حساب جاری شما باشد.

شرایط منحصر به فرد: علاوه بر موارد بالا، شرایط خاصی وجود دارد که می تواند جذابیت تسویه وام را بیشتر یا کمتر کند. برای مثال، فرض کنید شما خانه ای به مبلغ ۵۰۰ هزار دلار را با داشتن ۵۰ هزار دلار موجودی نقد و استقراض ۴۵۰ هزار دلار، خریداری کرده اید.

 
همچنین فرض کنید که وام دهنده تا زمانی که اصل وام به ۴۰۰ هزار دلار برسد، از شما ۱ درصد بیمه خصوص رهن بر روی مبلغ باقیمانده از اصل وام می خواهد. در این مورد گذاشتن ۵۰۰۰۰ دلار روی وام رهن باعث حذف بیمه خصوصی رهن شده و ۴۵۰۰ دلار در سال برای شما ذخیره خواهد داشت. این یک بازده تضمین شده حدود ۹ درصد از بهره وام شماست.

سایر شرایط منحصر به فرد، شامل این موارد است: وام هایی با نرخ های بهره تطبیق پذیر، وام های دانشجویی که پرداخت آنها پس از اشتغال به کار شما آغاز می شود یا وام هایی که در صورت مرگ شما به طور کامل پرداخت می شود.

شما باید چه کار کنید؟

اگر به درستی کار خود را انجام دهید، به کار بردن اهرم یک راه فوق العاده برای مدیریت جریان نقدینگی و به دست آوردن ثروت است. بسیاری از میلیاردرها یک وام می گیرند و سهام می خرند. با این حال، شما باید کاری را انجام دهید که به شما آرامش می دهد. اگر فکر می کنید که ریسک پذیری پایینی دارید، رو آوردن به سود تضمینی تسویه همه بدهی های تان یک راهکار بسیار مناسب و بدون دغدغه است. اگر شما فرد ریسک پذیری هستید که علاقه مند به برداشتن سنگ های بزرگ و بازده های اهرمی هستید، می توانید دست به کارهای بزرگ پر ریسک بزنید.

فقط به یاد داشته باشید که قوانین مالیاتی پیچیده اند و اگر چیزی برای یک فرد معاف از مالیات باشد، لزوما همان چیز نمی تواند برای فردی با درآمد و دارایی های متفاوت معاف از مالیات باشد. قبل از هر تصمیمی با یک مشاور مالیاتی صحبت کنید.

دیدگاه‌ها خاموش

ریسک کنید و به سمت کارهای جدید بروید

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۴٫۰۹ - ۲:۱۹ ٫ق٫ظ


وب‌سایت برسام: شاید بار ها شنیده اید که راز موفقیت این است که تمام توان و زمانمان را پای کاری بگذاریم که در آن استعداد داریم. این موضوع کاملا غلط نیست، شما به موفقیت دست خواهید یافت. اما آیا با این کار از تمام توانتان استفاده کرده اید؟
بله، از لحاظ کاری این درست است. ممکن است برای مثال هر آنچه که درباره ی کدزنی وجود داشته باشد را بدانید، اما اگر قدمی برداشته و از کمی دورتر به زندگی خود نگاه کنید، آیا به نظرتان کامل و بی نقص است؟

من در طول هفته از ساعت ۹ تا حدود ۶ در یک دفتر کار می کنم. کاری که میزان زیادی از آن به لپ تاپم وابسته است. با اینکه مجذوب کار هایی هستم که برایم جذابند، اعتراف می کنم که بیشتر روزم جلوی کامپیوتر سپری می شود که ایرادات خود را دارد. برای مثال من در حال حاضر برای دیدن مسافت های به دورتر به عینک احتیاج دارم.

برخی مواقع بروید سراغ کارهایی که در آن خوب نیستید

باور رایج امروزه این است که مردم به طور غیر ارادی، خود را همراه با دوستانشان و آدم هایی که از نظرهای سیاسی و اجتماعی مشترکی با خود دارند در یک حباب قرار می دهند. این نشان می دهد که ما چقدر راحت می توانیم ارتباط خود را با محیط اطرافمان قطع کنیم.

تخصص در یک کار می تواند به شما جهت دهد اما اگر مراقب نباشید انجام دادن تنها یک کار که در آن مهارت دارید ممکن است شما را کور کند. ممکن است به این فکر کنید که اختصاص دادن زمان خود به نقاط قوتتان شما را قوی تر می کند اما این قضیه لزوما حقیقت ندارد.

تحقیقات نشان داده که اگر یک فرد راست دست از دست چپ خود در فعالیت های روزانه بیشتر استفاده کند، فعالیت مغز وی بیشتر می شود. تنها یک نیم کره از مغز ما هنگامی که از یک دست خود استفاده می کنیم فعال می شود اما هنگام استفاده دست کم فعال تر هر دو نیمکره ی مغز ما فعال می شود.

دانشمندان علوم اعصاب برجسته ی Jaeggi و buschjuhel به این ننتیجه رسیده اند که افزایش حافظه ی فکری شما با انجام دادن بازی های فکری در ساعاتی معین (مانند سودوکو و بازی های فکری ای که در آن یک طرح خاص را پیدا می کنید) می تواند در دراز مدت روی هوش سیال شما تاثیر داشته باشد. مشابه این قضیه در ورزش هم به چشم می خورد. بسیاری از مربی های تیم های ورزشی از آن ها می خواهد تا ورزش های دیگری مانند یوگا را هم تجربه کنند حتی اگر به طور مستقیم اثری روی ورزش اصلی بازیکنان نداشته باشد.‬

نمی خواهم بگویم که به هر نحوی باید جلوی مهارت اصلی خود را بگیرید. به جای آن در باقی ساعات روز خود را صرف افزایش مهارت و دانش خود در جهت بهتر شدن مهارت اصلی خود کنید. به این علت که اگر در کاری خوب نیستید، احتمالا همان کار می تواند شما را به تعادل برساند.‬

افرادی که با عدد و رقم سر و کار دارند خوب است که مثلا به کلاس های هنری بروند. افرادی که به طور حرفه ای ورزش می کنند جالب می شود اگر به مدیتیشن های نشسته بپردازند. افراد درونگرا دفعه ی بعدی که به یک کافی شاپ رفتند با باریستای خود کمی گپ بزنند.

مهم نیست اگر به شدت در این کار ها بد هستید. اتفاقا نکته ی اصلی همین است. استاد یوگای من همیشه می گوید: اگر در یک حرکت تعادل خود را از دست دادید، اتفاق خوبی است چرا که نشان می دهد که دارید نورون های جدیدی را برای ساخت راهی برای حافظه عضلات خود می سازید. تلاش شما راه های زیادی را برای شما باز خواهد کرد. هم از نظر فکری و هم فیزیکی. باشد که با این کار به مهارت های جدید و نگرشی جدید و موفقیت در شکست ها برسیم.‬

این فعالیت ها را تک تک وارد برنامه ی خود کنید. با اینکه این کار راحت نیست اما با قدم های کوچک، به مرور “من نمی توانم” هایتان به “من می توانم” تبدیل خواهد شد. با تمرین شاید به مراحل عالی نرسید اما به شما شجاعت خواهد داد. چرا که هنگامی که تلاش می کنید تا در کاری که می دانید در آن خوب نیستید تلاش کنید، دو اتفاق ممکن است بیافتد: به هدف خود نمی رسید، اما چند راه برای بهتر شدن خود یاد گرفته اید و دوباره تلاش خواهید کرد.

 
یا با وجود تمام سختی ها به هدف خود می رسید و حس شیرین غرور و موفقیت را تجربه خواهید کرد. مهم نیست کدام اتفاق بیافتد، به هر حال به شما حس قدرت دست خواهد داد چرا که شما کاری را انجام دادید که هیچ وقت حتی فکر انجام دادنش را هم نمی کردید.‬

زندگی درباره ی این نیست که سریع تر، باهوش تر، خوش سیما تر، پولدار تر یا محبوب تر از دیگران باشید. آنچه اهمیت دارد این است که راهی هرچند کوچک پیدا کنید تا به نمونه ای بهتر از خود دیروزتان برسید. ‬

دیدگاه‌ها خاموش

فروشندگان برتر در بازار، چه ویژگی هایی دارند؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۴٫۰۸ - ۱:۵۹ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت – مارک وی شاک، ترجمه شادی حسن پور: زمانی که می خواهیم از فروشندگان تقدیر و تعریف کنیم، معمولا چنین چیزهایی می گوییم: «عجب زبونی داره!» یا «چه سریع مشتری رو راضی می کنه!». پر حرف بودن یا متقاعد کننده بودن معمولا اولین ویژگی های لازم برای فروشندگان محسوب می شوند اما حقیقت این است که تاریخ مصرف این دو ویژگی دیگر سر آمده است. یعنی شاید اصلا به آنها نیاز هم نداشته باشید.

دنیا تغییر کرده است. به جای آن که بخواهید پر حرفی کنید و مشتری را وادار به خرید محصول تان کنید، باید سعی تان را بر ایجاد ارتباطات واقعی با مشتری بگذارید.

در این مطلب به بررسی هفت مهارتی می پردازیم که به منظور رسیدن به اهداف خود در زمینه فروش در بازارهای امروزی به آنها نیاز پیدا خواهید کرد.

 
بهترین فروشندگان بازارهای امروز چه ویژگی هایی دارند؟

1. توانایی جذب مشتری در دقایق نخست

جملات کلیشه ای قدیمی، مانند «می خواهم قرار ملاقاتی با شما بگذارم تا اطلاعات بیشتری در مورد کسب و کارتان و نحوه همکاری به دست آورم» دیگر کارساز نیستند. دیگر مردم حوصله ندارند با شما قرار بگذارند تا تازه بخواهند در مورد کسب و کارشان به شما اطلاعات دهند. هدف آنها آموزش و اطلاع رسانی به شما نیست. قبل از آن که از مشتری احتمالی تان چیزی بخواهید، حتی اطلاعات، بهتر است در مورد مشکلات کلیدی کسب و کارشان اطلاعات کافی کسب کنید.

۲٫ توانایی خوب گوش دادن

به جای آن که روی صحبت کردن متمرکز شوید، اجازه دهید که مشتری تان صحبت کند و به آنچه او می گوید با دقت گوش دهید. هنوز هم بسیاری از فروشندگان در هنگام صحبت کردن مشتری به این فکر می کنند که باید چه جوابی به او بدهند و به همین خاطر با دقت به حرف های او گوش نمی دهند. در حالی که در آن لحظه مشتری ایده شان روبروی آنها نشسته و اطلاعات باارزشی در مورد کسب و کارش ارائه می کند.

۳٫ روی حرف های خود بایستید

این شاید یکی از نکاتی باشد که در عرصه فروش کمتر مورد تحسین قرار می گیرد، اما از اهمیت بالایی برخوردار است. بسیاری از فروشندگان بر این باورند که همیشه حق با مشتری است اما همیشه این طور نیست. حتی ممکن است که اصلا حق با مشتری نباشد!

گاهی پیش می آید که مشتری چیزهایی در ذهن دارد اما دقیقا نمی داند باید چه کار کند یا حتی ممکن است که اصلا نداند واقعا به چه چیزی نیاز دارد. این وظیفه شماست که تمرکز مشتری را حفظ کرده و به آنها کمک کنید تا محصول یا خدمات مورد علاقه شان را به دست آورند.

یک فروشنده عالی می تواند حواس پرت شده یک مشتری را به او بازگرداند. شاید این موضوع کمی عجیب به نظر برسد، اما این کار باعث می شود که مشتری بیشتر به شما اعتماد کند. آنها شما را به چشم یک متخصص می بینند و از این که سعی نمی کنید به هر قیمتی معامله را جوش دهید، لذت می برند.

۴٫ توانایی ارتباط برقرار کردن

ارتباط برقرار کردن با مشتریان دیگر، کار ساده ای نیست زیرا آنها بیش از هر زمان دیگری به فروشنده ها شک دارند! چطور می توانید بر این بدبینی غلبه کنید؟ باید یاد بگیرید که چطور به دل مشتریان تان پل بزنید. اگر آنها بدانند که شما نیز فردی مانند آنها هستید و دنیا و موقعیت شان را درک می کنید، به احتمال بسیار زیادی به شما اعتماد کرده و با شما کار خواهند کرد؛ به این می گویند ارتباط واقعی.

 
بهترین فروشندگان بازارهای امروز چه ویژگی هایی دارند؟

5. کنار گذاشتن مشتریان نامناسب

به طور متوسط پنجاه درصد از مشتریان احتمالی تان گزینه خوبی برای شما به حساب نمی آیند. با این حال هنوز هستند فروشندگانی که سعی می کنند با تمام مشتریان احتمالی روی فهرست شان کار کنند. به جای آن که مکالمه تان را به سوی تعریف از ویژگی های عالی محصولات یا خدمات تان سوق دهید، اول مشخص کنید که آیا آن مشتری، مشتری مناسبی برای شما هست یا خیر. این رویکرد بخشی از فرآیند فروش کامل و مناسب است.

۶٫ سوابق فروش خود را رو کنید

صد سال است که به فروشندگان می گویند کلید ارائه موفق محصولات داشتن شور و اشتیاق است. اما وقتی که فقط بخواهید به شور و اشتیاق تان بسنده کنید، فرقی با دیگر فروشندگان نخواهید داشت. در عوض سعی کنید توضیحات تان را به همراه سوابق فروش قبلی تان ارائه کنید. مثال های خاص و ملموسی از تجربیات فروش تان در گذشته و کمک هایی که به مشتریان دیگر کرده اید، ارائه دهید. به این شکل می توانید توضیحات بهتری به مشتریان بدهید و قراردادهای بیشتری ببندید.

۷٫ سه گزینه پیشنهاد کنید

به جای آن که تنها یک گزینه به مشتری پیشنهاد بدهید، سه راه حل به مشتریان ارائه دهید. این گزینه ها باید گزینه هایی از خوب به عالی باشند. اگر بهترین گزینه تان ارزش زیادی برای مشتری به همراه داشته باشد، ممکن است او بودجه خود را افزایش داده و آن را خریداری کند.

به نظر شما کدام یک از این هفت مهارت می تواند باعث افزایش قدرت فروشندگان در بازارهای امروزی شود؟

دیدگاه‌ها خاموش

۷ ویژگی سازمان‌ های یادگیرنده، که باید بدانید

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۴٫۰۸ - ۱:۵۹ ٫ق٫ظ


وب‌سایت اقیانوس آبی: سازمان یادگیرنده، سازمانی است که ظرفیت‌هایش را برای خلق آینده خود توسعه می‌دهد. هدف آن نیز توانمندسازی مدیران و کارکنان سازمان‌ها برای مقابله با محیط پرتلاطم تجاری و برتری رقابتی و پویایی سازمان است.
افراد و سازمان‌ها باید به یادگیری عادت کنند و سازمان خود را به یک سازمان یادگیرنده تبدیل کنند. لازمه حرکت به‌سوی سازمان‌های یادگیرنده پذیرش تغییر و همـسوکردن سازمان‌ها با یافته‌های پژوهشی مربوطه است.

یادگیری سازمانی فعالیت بلند مدتی است که شرایط را به شرایط سودمند رقابتی تبدیل می‌سازد. اینکه کارکنان ما چه یاد می‌گیرند در آینده سازمان ما تأثیر می‌گذارد.

 
 هفت ویژگی سازمان‌های یادگیرنده
به گفته گانز:  عملکرد امروز، حاصل یادگیری دیروز، و عملکرد فردا، حاصل یادگیری امروز است.

دورنمای همه سازمان‌های یادگیرنده رسیدن به موفقیت مطلوب و ایده‌آل است بنابراین بـرای چنین سازمان‌هایی موارد زیر ضروری است:

شناخت هدف:

اولین گام در راه ایجاد سازمان یادگیرنده، شناخت هدف است، چون هر گونه اقدام عملی قبل از شناخت هدف، منجر به شکست خواهد شد.

وجود رهبران اندیشمند:

این عنصر در سازمان یادگیرنده از آن جهت اهمیت دارد که بدون یک رهبر متعهد به یادگیری، سازمان هرگز موفق نخواهد شد. در سازمان‌های یادگیرنده برای دستیابی به آنچه مورد توافق همگان است به رهبری فردی خردمند و تحول‌آفرین نیاز است.

وجود کارکنان یادگیرنده و خلاق:

شرط لازم سازمان‌های یادگیرنده، کارکنان و مدیران یادگیرنده است. در سازمان‌های یادگیرنده افراد باید توانایی‌های خود را بشناسند و آن‌ها را توسـعه و بهبود بخشند.

دادن اختیار به کارکنان و آموزش آن‌ها:

در سازمان‌های یادگیرنده اختیارات به میزان زیادی به کارکنان واگذار می‌شود و به آن‌ها احترام گذاشته می‌شود. همچنین فضایی برای پیشرفت آن‌ها فراهم می‌شود و بر اساس توانایی و استعداد افراد به آن‌ها آموزش می‌دهند. این سازمان‌ها در زمینه آموزش، سرمایه‌گذاری سنگین می‌نمایند. سازمان یادگیرنده موجب می‌شود کـه مسئولیت فرد در برابر سازمان افزایش یابد و از نظر عواطف و احساسات در وضعی قرار گیرد که جهت تأمین هدف‌های مورد نظر از هیچ کوششی فروگذار نکنند و با هر مشکلی دست و پنجه نرم کنند.

مشارکت کامل در اطلاعات:

داده‌های رسمی درباره بودجه، سود و هزینه‌ها در اختیار افراد قرار می‌گیرد. هر شخص آزادی عمل دارد تا با سایر افراد در درون سازمان اطلاعاتی را رد و بدل کند.

 
 هفت ویژگی سازمان‌های یادگیرنده
برخورداری از یک الگوی پوینده:

سازمان یادگیرنده باید به ساز و کارهایی مجهز باشد تا الگوهـای ذهنی خود را نسبت به مسائل شناسایی کرده و آن‌ها را دائماً مورد ارزیابی و سنجش قرار دهد.

بنابراین برای اینکه سازمان‌ها موفق باشند، لازم است الگوهای ذهنی واقع‌بینانه‌ای داشـته باشـند و با اطلاعات، آن‌ها را به‌روز رسانی کنند و بکوشند تا پویایی و انعطاف آن‌ها همواره حفظ شود.

به کارگیری علم و تجربه:

سازمان یادگیرنده ترکیبی از علم و تجربه را مورد استفاده قرار می‌دهد تا به کمک این دو تصمیم‌های بهتری بگیرد، زیرا استفاده از دانش در تصمیم‌گیری‌های سـازمانی، سـرعت، دقت و هزینه‌های کمتری را به سازمان ارزانی می‌دارد و به‌کارگیری تجربه‌ها، تصمیمات اتخاذ شده را واقع بینانه و هماهنگ با محیط‌های مؤثر بر سازمان می‌کند. در سازمان‌های یادگیرنده آنچه برای یادگیری لازم است، علم و تجربه است و از تجربه در به‌کارگیری یافته‌های گذشـته اسـتفاده می‌شود. در ایـن سازمان‌ها افراد باید به کمک دانش و تخصص خود، گزینه‌های موفق را برای آینده برآورد کنند و با بهره‌گیری از تجربه به تصمیمی منطقی و خردمندانه دست یابند.

دیدگاه‌ها خاموش

۵ راز شبکه‌های اجتماعی برای کارآفرینان

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۴٫۰۷ - ۵:۱۱ ٫ق٫ظ


وب‌سایت آی بازاریابی – صبا روفه‌گر‌حق: برای موفقیت در بازاریابی رسانه‌های اجتماعی باید با راز شبکه‌های اجتماعی آشنا باشید. هر چند این رازها برای متخصصان پرتجربه پوشیده نیست اما شما به عنوان یک تازه کار ممکن است با اصول آن‌ها آشنایی نباشید. اما جالب است بدانید که با آشنایی و عمل به این رازها در مدیریت استراتژیک شبکه‌های اجتماعی خود به موفقیت‌های بزرگی دست خواهید یافت.
 
معمولا افراد کم تجربه به اشتباه، بازاریابی از طریق شبکه‌های اجتماعی را صرفا انتشار چند مطلب و عکس ساده در شبکه‌های اجتماعی تصور کنند. اما در عمل اصولی فراتر از این برای استراتژی شبکه‌های اجتماعی مورد نیاز است.
شبکه اجتماعی خوب، عملکرد تاثیرگذاری داشته و رابطه عمیقی با مخاطبان برقرار می‌کند. از سوی دیگر نیز معمولا کسب و کارها با ارائه خدمات و محصولات مناسب، کیفیت زندگی افراد را بهبود می‌بخشند. از این رو شبکه‌های اجتماعی نیز باید به سمت افزایش کیفیت زندگی مخاطبان پیش روند. در ادامه چند مورد مهم از راز شبکه‌های اجتماعی را برایتان گردآوری کرده‌ایم. با عمل کردن به این رموز می‌توانید مزیت رقابتی منحصر به فردی در میان رقبای خود کسب کنید.
۵ راز شبکه‌های اجتماعی برای کارآفرینان
 

۱) شناخت کامل کسب و کار

بیشتر بازاریابان شبکه‌های اجتماعی یک اصل مهم را نادیده می گیرند. این اصل مهم داشتن شناخت کامل از کسب و کار است. بازاریابان شبکه‌های اجتماعی باید نقاط ضعف و قوت و چشم انداز مطلوب کسب و کار مورد فعالیت خود را شناسایی کنند. داشتن شناخت کاملی از نقاط ضعف و قوت، نه تنها در شبکه‌های اجتماعی، بلکه همه جنبه‌های کسب و کار را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

برای موفق شدن در شبکه‌های اجتماعی، باید نکات زیر را شناسایی و تحلیل کنید:

  •     هدف از عضویت در شبکه‌های اجتماعی
  •     شناسایی مخاطبان هدف
  •     شناسایی محتوای جالب و جذاب برای این مخاطبان
  •     شناسایی زمینه‌هایی که در آن مهارت کافی دارید.
  •     شناسایی روش‌های تولید محتوا، به صورتی که متناسب با شخصیت، فرهنگ و ظرفیت اعضای تیم شما باشد.

پس از ارزیابی این موارد، امکان راه اندازی یک پیج در رسانه‌های اجتماعی و برنامه ریزی برای تولید محتوا، میسر خواهد بود. اگر نکات گفته شده بررسی نشوند، شیوه‌های شما مشابه بسیاری از رقیبانتان خواهد بود که کورکورانه از الگوی شبکه اجتماعی سایر شرکت‌ها را پیروی می‌کنند. اما با شناخت درست از کسب و کار می‌توان اشتراکات زیادی بین نکات قوت شرکت و خواسته مشتریان ایجاد کرد.

۲) برنامه ریزی برای تولید محتوا

فعالیت‌های شبکه‌های اجتماعی باید مشابه و هم راستا با سایر جنبه‌های کسب و کار باشد. لازم به ذکر است که معمولا در قسمت‌های عملیاتی، یک فرآیند مشخص برای ارائه محصول یا خدمات انجام می‌گیرد. در امور مالی نیز یک برنامه سالانه جامع تعریف می‌شود و بازرسی‌های روزانه و هفتگی برای صورت‌های مالی انجام می‌گیرد. در قسمت فروش نیز اهداف و برنامه‌های اجرایی به منظور رسیدن به موفقیت تعریف می‌شوند.

برای موفقیت در شبکه‌های مجازی باید برنامه‌ریزی و مقاصد معینی تعریف شود. اولین قدم قبل از شروع فعالیت در شبکه‌های مجازی و استخدام تیم بازاریابی شبکه اجتماعی، تبیین برنامه سالانه و ساز و کاری برای تحلیل آمار شرکت می‌باشد.

برای تولید محتوای سالانه نیر باید برنامه‌ریزی انجام گیرد. شیوه‌ی تولید محتوا نیز باید مشخص شود. همچنین باید پلانی برای زمان‌بندی به اشتراک گذاری محتوا، تعریف شود. این اطلاعات از طریق ابزارهای بازاریابی اتوماتیک به راحتی بدست می‌آیند.

برای موفقیت استراتژی بازاریابی خود باید روند بازاریابی شبکه اجتماعی خود را تحلیل کنید. آمارهای مختلف را با هم مقایسه کنید. بازخوردهای مثبت را شناسایی کرده و کسب وکارتان را در این مسیر پیش ببرید.

۳) تعامل سازنده

نظراتی را که مخاطبان زیر پست‌های کسب و کار شما قرار می‌دهند، جدی بگیرید. این نکته را می‌توان راز شبکه‌های اجتماعی دانست زیرا راهی برای تعامل سازنده با مخاطبان می‌باشد. از سوی دیگر نیز سعی کنید به نظرات مخاطبان در شبکه‌های مجازی، شخصا پاسخ دهید. هر چند این کار زمان و نیروی زیادی را به خود اختصاص می‌دهد، ولی تاثیر خیلی زیادی در موفقیت کسب و کار دارد.

علایق مخاطبانتان را شناسایی کنید. برایشان ایمیل‌هایی در حوزه کسب و کار ارسال کنید. به یاد داشته باشید که اختصاص زمان کافی برای تعامل سازنده با تک تک مخاطبان، برند شما را محبوب‌تر خواهد کرد.

۴) مسیریابی برای رسیدن به موفقیت

پست‌های منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی خود را به صورت سالانه و ماهانه بررسی کنید و پست‌هایی که در شبکه اجنماعی بیشترین بازخورد را داشته‌اند شناسایی کنید. دانستن اینکه چه محتوایی مناسب با کسب و کار شماست، استراتژی رسانه‌های اجتماعی شما را تقویت می‌کند. شناسایی روش تولید محتوا و پست‌هایی که بیشترین استقبال را داشته اند، به شکل مداوم تکرار کنید. سعی کنید از انتشار محتوا و مطالبی که بازخورد مثبت زیادی نداشته‌اند نیز خودداری کنید. با انجام این کار، عملکرد سالانه شما رفته رفته بهبود خواهد یافت.

۵) برقراری تماس تلفنی

حداقل برای یک بار در سال هم که شده به پایگاه داده مشتریان سر بزنید. و با مشتریان وفادار خود تماس تلفنی برقرار کنید. از آنها بخواهید صفحه شما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنند. پست‌های شما را در صفحه شخصی خود به اشتراک بگذارند. با انجام این عمل، تعداد زیادی از مشتریان که عضو مخاطبان شبکه اجتماعی شما نیستند نیز شناسایی می‌شوند. با این روش آنها به مخاطبان شما افزوده می‌شوند و به اعضایی فعال تبدیل می‌شوند. به یاد داشته باشید که پرسیدن کلید موفقیت است و به توسعه شبکه اجتماعی کسب و کارتان کمک زیادی خواهد کرد. جالب است بدانید که این راز شبکه‌های اجتماعی، بسیار هوشمندانه است. با عمل کردن به این راز شبکه‌های اجتماعی خدمت‌رسانی به مشتری، مدیریت فروش و توسعه شبکه اجتماعی در کنار هم محقق می‌شوند.

دیدگاه‌ها خاموش

زنانِ مدیر در گوگل

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۴٫۰۷ - ۵:۱۰ ٫ق٫ظ


وب‌سایت تک شات – منیره لطفی: شرکت‌های Fortune 100 هیچ گاه زنان را در سمت‌های بالای مدیریتی قرار نمی‌دهند و شرکت‌های فناوری نیز استثنا نیستند، در این میان تنها ۳ شرکت برتر فناوری آمریکایی از زنان به عنوان مدیران ارشد استفاده می‌کنند.
 
گرچه مدیر عامل گوگل و مدیر ارشد اجرایی شرکت آلفابت مرد هستند، زنان بخش عمده‌ای از نقش های رهبری در این شرکت را تشکیل می‌دهند و به طور دقیق ۴۶ درصد از تیم مدیریت گوگل را زنان تشکیل می‌دهند. گرچه ۶ مدیر زن و ۷ مدیر مرد به صورا کامل برابر نیستند، این میزان حضور زنان در تیم ارشد یک شرکت برتر فناوری بسیار بی نظیر است.

این در حالی است در میان ۱۱ مدیر ارشد اجرایی شرکت اپل، تنها یک زن یعنی Angela Ahrendts (تائی رئیس ارشد فروش) حضور دارد. عملکرد مایکروسافت در این زمینه کمی بهتر است و سه زن در میان ۱۵ مدیر ارشد این شرکت حضور دارند. اینتل ۶ مدیر زن دارد با این حال تعداد مدیران ارشد اجرایی‌اش ۲۲ نفر است. ۴ مدیر از ۲۱ مدیران اجرایی شرکت IBM را نیز زنان تشکیل می‌دهند و مدیر عامل این شرکت نیز یک زن یعنی Ginny Rometty است.

در ادامه به صورت خلاصه با مدیران ارشد زن فعال در شرکت گوگل آشنا خواهیم شد.

Susan Wojcicki، مدیر عامل یوتیوب

با زنانی که نیمی از تیم مدیریتی گوگل را تشکیل می‌دهند آشنا شویم

این زن ۱۶ امین و اولین کارمندی بود که گوگل استخدام کرد و در سال ۲۰۱۴ میلادی موفق شد مدیر عامل سرویس موفق یوتیوب شود. Wojcicki به عنوان نائب رئیس ارشد مدیریت محصول گوگل دو محصول تبلیغاتی مهم گوگل یعنی AdWords و AdSense را مدیریت کرد.

Susan Wojcicki نقش پر رنگی در تاسیس گوگل نیز داشته است او در زمان شروع به کار گوگل، پارکینگ خود را به لری پیج و سرگئی برین اجاره داد.


 
Diane Greene، نائب رئیس ارشد Google Cloud

با زنانی که نیمی از تیم مدیریتی گوگل را تشکیل می‌دهند آشنا شویم

در نوامبر سال ۲۰۱۵ میلادی گوگل شرکت Bebop Technologies که را خریداری کرد که توسط Diane Greene مدیریت می‌شد را خریداری کرد و سپس هیئت مدیره خود را متقاعد کرد که Greene را به عنوان مدیر بخش‌های مختلف کسب‌و کارهای ابری گوگل شامل Google for Work، Cloud Platform و Google Apps استخدام کنند.

Greene یکی از اسطوره‌های دره سیلیکون است او اواخر دهه ۱۹۹۰ با همکاری همسرش و یکی از استادان استنفورد شرکت VMware را تاسیس کرد و سپس در سمت مدیر عاملی این شرکت قرار گرفت.


Jessica Powell، نائب رئیس ارتباطات بین الملل

با زنانی که نیمی از تیم مدیریتی گوگل را تشکیل می‌دهند آشنا شویم

این زن اولین بار در سال ۲۰۰۶ میلادی به گوگل پیوست و در گذشته در سمت‌های مختلفی همچون مدیریت تیم‌های روابط عمومی گوگل در آسیا، اروپای شرقی و بازارهای نوظهور را به عهده داشته است. پس از اینکه مدیر قبلی روابط عمومی گوگل یعنی Rachel Whetstone در سال ۲۰۱۵ این شرکت را ترک کرد، Powell جایگزین او شد.


Lorraine Twohill، نائب رئیس ارشد بازاریابی جهانی

با زنانی که نیمی از تیم مدیریتی گوگل را تشکیل می‌دهند آشنا شویم

Twohill بیش از یک دهه است که با گوگل همکاری می کند و در سال ۲۰۱۴ میلادی، ارتقای شغلی گرفت و به عنوان نائب رئیس ارشد بازاریابی جهانی گوگل انتخاب شد. او مسئول نظارت بر تغییر لوگوی گوگل در سال ۲۰۱۵ بود و مغز متفکر بسیاری از آگهی‌های تبلیغاتی موفق گوگل بود.


Jen Fitzpatrick، مدیر ارشد سرویس‌های Maps، Local و Geo
 
 با زنانی که نیمی از تیم مدیریتی گوگل را تشکیل می‌دهند آشنا شویم
این زن در تابستان ۱۹۹۹ به عنوان کارآموز وارد گوگل شد و تا به امروز در سمت‌های مختلفی در این شرکت مشغول به کار بوده است. او در سال ۲۰۱۴ میلادی به عنوان مدیر بخش Maps انتخاب شد. او هم موسس تیم User Experience گوگل است و مسئولین نظارت بر توسعه نرم افزاری محصولاتی مانند Google Search، AdWords و News بوده است.

 


Ruth Porat، نائب رئیس ارشد و CFO

با زنانی که نیمی از تیم مدیریتی گوگل را تشکیل می‌دهند آشنا شویم

Porat در مارس ۲۰۱۵ میلادی به عنوان CFO جدید به گوگل پیوست اما او پیش از آن به عنوان قدرتمندترین زن در وال استریت شناخته می‌شد. از آن زمان تا به امروز Porat گوگل را در تغییرات زیر ساختی هممراهی کرده و نقش موثری در کاهش هزینه‌های این شرکت داشته است.

دیدگاه‌ها خاموش

چگونه شرکت تان را برای سرمایه گذاران جذاب کنید؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۴٫۰۶ - ۲:۱۱ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت – ترجمه غزاله رسول زاده: اگر پول مشکلات خاص کسب و کارتان را حل می کند یا باعث پیشرفت سریع تر شرکت تان می شود، وقت آن رسیده که تصمیم بگیرید آیا افزایش سرمایه راه حل شماست. با این که افزایش سرمایه کار سریع و آسانی نیست اما می توانند همانند اهرمی شرکت شما را به اوج برساند. اگر مطمئن هستید که این کار به نفع شرکت تان است، ما ۱۰ راهکار به شما ارائه می دهیم که شرکت تان را برای سرمایه گذاران جذاب تر کند.

۱٫ از متخصصان زیادی در شرکت تان استفاده کنید

همیشه استفاده از افراد متخصص یک پیشنهاد قابل اطمینان است. در این مورد شما باید از یک تیم مشاوره که از افراد ماهری تشکیل شده استفاده کنید. این کار به سرمایه گذاران نشان می دهد که شما می دانید از همه چیز آگاهی ندارید و از افراد متخصص در این زمینه استفاده می کنید تا به نتیجه مناسب برسید.

 
چگونه شرکت تان را برای سرمایه گذاران جذاب کنید؟

2. مشکل تان را بشناسید

مطمئن شوید که مشکل تان را بهتر از راه حلی که ارائه کرده اید می شناسید. این نشان می دهد که شما نگرش درستی به بازار مورد نظرتان دارید و حتی اگر برای اولین بار راه حل تان نتیجه ای نداد شما آنقدر تلاش می کنید تا موفق شوید.

۳٫ قاطع باشید

مدیری که قادر به تصمیم گیری نیست، سرمایه گذاران را از شرکت دور می کند. در تصمیم گیری ها قاطع باشید و اجازه دهید تصمیمات تان تاثیرگذاری خود را نشان دهند. به قول معروف: «در گرفتن تصمیم سریع باشید، نه در تغییر دادنش!»

۴٫ رقیبان تان را بشناسید

شما باید رقیبان و راهکارهای شان را بشناسید و مطمئن شوید که راهکارهای شما بهتر و متفاوت تر است. هیچ صنعتی برنده یا بازنده مطلق ندارد و اکثر شرکت ها می توانند با هم پیشرفت کنند.

۵٫ موقعیت مناسبی در بازار جهانی پیدا کنید

یک جایگاه مشخص و همیشگی در بازار جهانی پیدا کنید و سعی کنید بهترین باشید. شما می توانید در دسترس ترین یا منحصر به فردترین شرکت موجود در زمینه شغلی خود باشید. راه های زیادی برای این کار وجود دارد. یکی را انتخاب کنید و مطمئن شوید جایگاه مناسب خود را پیدا کرده اید و این جایگاه منحصرا متعلق به شماست.

۶٫ معیارهای خود را ارزیابی کنید

معیارها و استانداردهای کلیدی خود را بشناسید و در جلسات با سرمایه گذاران مطرح کنید. زیرا وقتی از کسی تقاضای پول می کنید باید معیارها و نظرات شما را بداند تا بتواند به شما اطمینان کند.

 
چگونه شرکت تان را برای سرمایه گذاران جذاب کنید؟

7. برای موفقیت های بزرگ برنامه ریزی کنید

مطمئن شوید فقط بر روی مسائلی تمرکز می کنید که بیشترین و بهترین نتیجه را دربر دارد. اگر یک ویژگی مشخص ۸۰ درصد مشتری های شما را هیجان زده می کند، پس دست به کار شوید و نهایت تلاش تان را بکنید. اگر روی پروژه ای کار می کنید که به نظر می رسد برای مشتری ها اهمیتی ندارد، تجدید نظر کنید و راه دیگری را انتخاب کنید. از همه مهم تر شما باید بدانید چرا این چیزها بیشترین تاثیر را دارد. کاری کنید که سرمایه گذاران شما نیز این موضوع را بفهمند.

۸٫ در دسترس باشید

اگر کسی بخواهد روی شرکت تان سرمایه گذاری کند باید بتواند هنگام جستجو شما را پیدا کند. وب سایت جذابی طراحی کنید و در آ« راه های ارتباطی را مشخص کنید. باید از همه شبکه های اجتماعی استفاده کنید تا مطمئن شوید که دیده می شوید. در همه پروفایل های عمومی خود، کادر کاری، محصولات و فناوری های خود را مشخص کنید و ویژگی های منحصر به فردشان را برشمارید.

۹٫ به روز باشید

شما باید تا جایی که ممکن است درباره صنعت و بازار کارتان اطلاعات داشته باشید. اگر می خواهید برنامه جدیدی طراحی کنید، حتما یک دوره آنلاین طراحی برنامه را بگذرانید و اگر می خواهید محصولات تان را گسترش دهید، با کاربران تان صحبت کنید و نظرات شان را جویا شوید. شما باید جدیدترین گرایش ها را بشناسید و بدانید وضعیت صنعت چگونه است. همچنین باید بتوانید هوشمندانه حدس بزنید کدام محصول در کجا بهترین فروش را دارد.

۱۰٫ در مرکز توجه باشید

شما و شرکت تان باید همیشه یکی از گزینه های سرمایه گذاران باشید. هر جایی که آنها چیزی را مطالعه می کنند، اسم شما باید آمده باشد. با این هدف شما می توانید مقاله ای درباره شرکت تان منتشر کنید. باید کاری کنید که سرمایه گذاران همه جا شاهد مردمی باشند که درباره شرکت تان و مشکلاتی که حل می کند، صحبت می کنند.

دیدگاه‌ها خاموش

حرفه‌ای باشید تا بفروشید

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۴٫۰۶ - ۲:۱۱ ٫ق٫ظ


ماهنامه بازاریاب بازارساز – نیما محمودی: از کارل رن بورگ به عنوان پدر فروش مستقیم چندسطحی نام برده می شود. در سال ۱۹۱۵ میلادی، هنگامی که وی در چین در سمت عامل فروش برای یک کارخانه کار می کرد، هم زمان درباره اثرات رژیم و تغذیه بر روی سلامتی نیز تحقیق می کرد. در بازگشت به آمریکا، رن بورگ به تحقیقاتش ادامه داد و در سال ۱۹۳۴ شرکتی را در زمینه فروش مکمل های غذایی و معدنی و مولتی ویتامین تاسیس کرد.
وی به همراه همسایه اش دکتر کاسبری و لی می تینگر که مدیر فروش یک شرکت بود، در سال ۱۹۴۵ یک طرح بازپرداخت چندسطحی را به این شرکت اضافه کردند و بدین ترتیب اولین طرح فروش شبکه ای به شیوه امروزی پا به عرصه وجود گذاشت.
از آن تاریخ به بعد، فروش دچار تغییرات و تحولات فراوانی شده و هر روز جنبه های جدیدی به آن اضافه شده تا بتواند متناسب با نیازهای بازار حرکت کند.

زمانی که قرار است به عنوان نیروی فروش در جلسه ای حضور یابید و برای گرفتن پروژه با مشتری مذاکره کنید، رعایت یکسری از موارد تضمین کننده موفقیت شما خواهدبود. آمادگی پیش از جلسه، جمع آوری مطالب درست و دقیق و متناسب با نیاز مشتری، آگاهی از فنون مذاکره و… از جمله این موارد هستند. علاوه بر این موارد که درباره آنها مطالب زیادی خوانده ایم، یک مورد دیگر هم هست که برای موفقیت در جلسه ارائه یا مذاکره باید به آن توجه کنیم و آن حرفه ای بودن است.

 
 حرفه ای باشید تا بفروشید
مسلما مشتریان ترجیح می دهند با شرکتی کار کنند که کاملا حرفه ای باشد و بتواند به مشتری اطمینان دهد که درخواست او را به خوبی می تواند انجام دهد. حرفه ای بودن از پوشش آغاز می شود. خود شما به فردی که با شلوار جین و یک تی شرت با نوشته های عجیب و غریب در مقابل تان نشسته اعتماد نمی کنید و با او وارد معامله نمی شوید حتی اگر آن فرد دوست صمیمی شما باشد. شاید با چنین فردی رفتن به تفریح و گردش خیلی خوب باشد اما کسب و کار قواعد خود را دارد و شکستن این قواعد به نفع ما نخواهدبود.
از پوشش که بگذریم برای حرفه ای بودن باید بتوانیم حرفه ای صحبت کنیم. برای دستیابی به این هدف، این عبارت ها را در جلسه با مشتریان خود به کار بیرید:

۱٫ «تخصص ما این است.»

بنا به درخواستی که از سوی مشتری برای شما ارسال شده، حوزه مورد نظر او را شناسایی کنید و در جلسه عنوان کنید که تخصص شما روی آن مورد است. شاید شما چندین تخصص داشته باشید اما روی تخصصی تمرکز کنید که مورد نظر و درخواست مشتری است. بسته پیشنهادی شما باید با در نظر گرفتن سلیقه مشتری به او ارائه گردد.

۲٫ «برنامه این است.»

یک فرد یا شرکت حرفه ای قادر است دانش و بینش خود را در قلب یک «برنامه» به مشتری ارائه دهد. بنابراین حتما در جلسه با مشتری به او برنامه بدهید. اگر بهترین اطلاعات و داده ها را هم داشته باشید تا زمانی که این اطلاعات را تبدیل به یک برنامه مدون نکنید، نمی توانید ادعا کنید که می توانید برای مشتری خود یک شریک حرفه ای باشید. برنامه داشتن به معنی احترام قائل شدن برای وقت و پول مشتری است.

۳٫ «می توانید روی ما حساب کنید.»

چرا مشتری حاضر شده به شما وقت بدهد؟ دلیلش این است که می خواهد بخشی از کار را به فرد دیگری بسپارد و خودش روی بخش های دیگر تمرکز کند. در چنین شرایطی چه عبارتی بهتر از «می توانید روی ماه حساب کنید» به او امید  و دلگرمی می دهد.

۴٫ «اوضاع شما خوب است اما چالش هایی هم وجود دارند.»

از همان ابتدا روی مشکلات مشتری تمرکز نکنید. مسلما آنها خودشان می دانند که ضعف ها و کمبودهایی دارند وگرنه با شما کاری نداشتند. پس خیلی لازم نیست اوضاع بد آنها را به ایشان یادآوری کنید. ابتدا به آنها اعتماد به نفس بدهید و از تلاش هایی که تاکنون کرده اند، قدردانی کنید و سپس بگویید که چند مورد هم وجود دارد که نمی گذارد شما به جایگاه واقعی تان برسید. وظیفه ما این است که این چالش را شناسایی و برطرف کنیم.
بسیاری از مشتریان نسبت به کاری که می کنند تعصب و عشق دارند بنابراین باید به گونه ای مذاکره کنیم که این فکر در ذهن مشتری شکل نگیرد که ما دستاوردهای او را زیر سوال می بریم.

۵٫ «چه کار دیگری می توانیم برای تان انجام دهیم؟»

یک فرد یا مجموعه حرفه ای فقط روی یک مورد خاص کار نمی کند بلکه از منظری جامع به موضوع می نگرد و راه حل ارائه می دهد. به عبارتی، فقط تاکتیکی فکر نکنید و تفکر استراتژیک نیز داشته باشید. جامعیت نگری باعث می شود مشتری با خیال راحت تری با ما مراوده تجاری داشته باشد.
۶٫ «تا دو ماه دیگر کار را به شما تحویل می دهیم.»
تعیین ضرب العجل توسط شما به مشتری نشان می دهد که از تعهد و دقت بالایی برخوردار هستید و نظم در مجموعه شما حرف اول را می زند. البته توجه داشته باشید که با توجه به ظرفیت های خود به مشتری زمانی را اعلام کنید تا به دلیل بدقولی در روابط تان اختلالی ایجاد نشود. بدقولی ولو یک بار باعث لطمه خوردن به رابطه ای می شود که سال ها برای ایجاد آن زحمت کشیده شده است.

۷٫ «ما مسئولیت این اتفاق را می پذیریم.»

اشتباه همیشه پیش می آید. حرفه ای بودن به معنای اشتباه نکردن نیست بلکه منظور از حرفه ای بودن این است که اگر قصور از طرف ما بوده، مسئولیت اشتباه را بپذیریم و درصدد برطرف کردن آن برآییم. شانه خالی کردن از مسئولیت به مشتری ثابت می کند که ما فقط رفیق روزهای خوب هستیم و در مواقع سخت و بحرانی سود خود را به منافع مشتری ترجیح می دهیم.

دیدگاه‌ها خاموش

شتاب دهنده ها «بابالنگ دراز» نیستند!

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۴٫۰۵ - ۱:۵۸ ٫ق٫ظ


روزنامه ایران: در ادبیات مدرن کارآفرینی «استارتاپ» با قدمت کمی که دارد خیلی زود تبدیل به تکیه کلام شد و رو به سوی کهنگی دارد. این مفهوم در پارادایم کارآفرینان مهم‌تر از ملزومات راه‌اندازی یک شرکت نوپا ظهور کرد و موجب شد اهمیت بستر ایجاد یک استارتاپ کمتر مد نظر قرار گیرد. به تازگی در میان محافل کارآفرینان چیزی که باب روز است بحث بسترسازی برای استارتاپ‌هاست که با واژگان «شتابدهنده»، «تسهیل گر» و «سرمایه‌گذار خطر پذیر» تعریف می‌شوند. یک استارتاپ از هر مدل بسته به فراخور توانایی شکل‌گیری دارد.
 
ایده، مهارت، سرمایه و یک کارآفرین سختکوش می‌تواند متغیرهای اولیه استارتاپ شما باشد. اما در چیدمان این پازل شاید همه قطعه‌ها با هم جور نشود یا قطعه‌ای از دسترس یک کارآفرین دور باشد. در چنین حالتی شاید بشود با یک تفکر راه حل ساز اوضاع را پیش برد و از قطعات کم‌اهمیت چشم پوشید.
 
اما برای قطعات اساسی کاری که بقای یک استارتاپ در گرو آن است کاری نمی‌توان کرد. به باور صاحبنظران کارآفرینی، سرمایه، تخصص و مهارت شناخت بازار جزو تکه‌های حیاتی پازل استارتاپ‌ها هستند و شتابدهنده‌ها و تسهیل گران، روان سازهای قطعات شکل‌گیری و رشد استارتاپ. در ادامه گفت‌و‌گوی ما را با دکتر سعید زرندی، عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی تهران و دکترای مدیریت دولتی گرایش توسعه دانشگاه علامه طباطبایی و کاوه یزدی فرد مدیر اجرایی یک شتابدهنده معروف می‌خوانید.
 
شتابدهنده ها «بابالنگ دراز» نیستند 
 
واژه سرمایه‌گذاری خطرپذیر به چه معناست و از کجا وارد حوزه کارآفرینی شد؟
دکتر سعید زرندی:

یکی از مواردی که در زمینه اقتصاد دانش بنیان در دنیا مطرح شد گرایش نداشتن سرمایه‌گذاران به تکنولوژی و تحمل ریسک در این زمینه بود. تا قبل از آن معنای سرمایه‌گذاری این بود که کارآفرین و صاحب ایده، سرمایه مورد نیاز را از طریق بانک‌ها تأمین می‌کرد به این معنا که شخص به بانک مراجعه و فلان مبلغ مورد نیاز را وام می‌گرفت و در صورتی وام پرداخت می‌شد که شخص وام گیرنده دارای ضمانت باشد و نیز بتواند به صورت مداوم، اصل و بهره پول را بازگرداند.

 
اما بسیاری از شرکت‌های کارآفرین، این استانداردها و پیش نیازها را نداشتند، بنابراین نیازمند سرمایه‌ای با ریسک بالا بودند که از سهامداران و حقوق صاحبان سهام تأمین شود. اما این روش، روش رایجی برای تأمین سرمایه نبود و کارآفرینانی که خانواده یا دوستان ثروتمندی نداشتند، شانس کمی برای تأمین سرمایه شرکت خود داشتند.
 
بر این اساس در جهت ارائه راهکارهای جدید نخستین بار تقریباً سال ۱۹۴۱ میلادی در یکی از کنفرانس‌های بین‌المللی مطرح شد که اگر می‌خواهیم روی دانش و حوزه فناوری و تکنولوژی سرمایه‌گذاری کنیم باید یک فضای فکری جدیدتری داشته باشم، چیزی که در مورد آن صحبت شد واژه capital venture بود که بعداً ترجمه‌های مختلفی از آن ارائه دادند مانند سرمایه‌گذاری ریسک پذیر یا سرمایه‌گذاری خطر پذیر و… پس موضوع سرمایه‌گذاری خطر پذیر به این شکل است که اگر قصد دارید ایده را به بازار برسانید باید کارهایی برای حفظ و حمایت از آن ایده انجام دهید که از لحاظ مالی متفاوت از تأمین مالی و روش‌های مرسوم باشد.
شتابدهنده‌ها چه کسانی هستند و فرق آنها با سرمایه‌گذاران خطر پذیر چیست؟
پس از مطرح شدن سرمایه‌گذاری خطر پذیر در جهان این موضوع به طور جدی در حوزه یک کسب و کار مبتنی بر دانش بنیان پیگیری شد و تقریباً از سال ۱۹۷۰به یک صنعت جدی در حوزه تأمین مالی تبدیل شد.
در آن زمان اساس سرمایه‌گذاری خطر پذیر بر این مبنا شکل گرفت که سرمایه‌گذاران به نوعی هدایت منابع انسانی، مادی و فضایی که در آن سرمایه‌گذاری می‌کردند به عهده می‌گرفتند. تفاوت این جریان با روش قدیمی تأمین سرمایه از طریق سیستم بانکی این بود. قرار نیست سرمایه پذیر پس از اخذ منابع مالی، پول را بگیرد و برود. در روش جدید سرمایه‌گذار علاوه بر اینکه سرمایه را تأمین می‌کند خود نیز در روند توسعه ایده حضور خواهد داشت. این روش با تمام مزیتی که داشت متأسفانه کم کم موجب نارضایتی صاحبان ایده شد و اشکالی به مرور به وجود آمد و موجب شکاف عمیقی شد، آن شکاف این بود: سرمایه‌گذاران خطر پذیر در هر ایده‌ای سرمایه‌گذاری نمی‌کردند. در ابتدا این شکاف توسط فرشتگان کسب و کار برطرف شد. فرشتگان کسانی بودند که سرمایه‌ای داشتند و عمدتاً در حوزه فناوری مشغول بودند. آنها علاقه داشتند پولشان را در شکل‌گیری یک ایده در حوزه فناوری سرمایه‌گذاری کنند.
 
فرشتگان عموماً فقط در مراحل اولیه یک ایده سرمایه‌گذاری می‌کردند و سرمایه‌گذاران خطر پذیر در مراحل بعدی که یک ایده به اندازه کافی رشد کرده بود و نیاز به سرمایه بیشتری داشت وارد عمل می‌شدند. اما شکاف مذکور هنوز وجود داشت و تا سال ۲۰۰۵ در این حوزه به صورت جدی احساس می‌شد.
 
اما از علل به وجود آمدن نارضایتی و عدم توافق میان سرمایه‌گذار و سرمایه پذیر می‌توان به این عوامل اشاره کرد: خیلی از افرادی که می‌خواستند در این حوزه کار کنند اولاً بلد نبودند یک ایده را به مرحله سرمایه‌پذیری برسانند و دوم اینکه آنهایی که سرمایه‌گذاری می‌کردند عمدتاً سهم بالایی از صاحب ایده طلب می‌کردند که باعث نارضایتی صاحبان ایده می‌شد. در نهایت برای پر کردن خلأ‌ها شرکت‌هایی از سال ۲۰۰۵ به وجود آمدند که ابتدا در انگلیس مستقر بودند و بعد هم از ۲۰۰۷ در سیلیکون ولی امریکا مستقر شدند که به آنها شتابدهنده می‌گفتند. در واقع اتفاقی که افتاد این بود که شتابدهنده‌ها آمدند و گفتند ما نمی‌خواهیم یک سرمایه‌گذاری بلند مدت داشته باشیم. ما می‌خواهیم صاحبان ایده را آماده کنیم برای اینکه مورد پذیرش سرمایه‌گذاران خطرپذیر قرار گیرند.
 
فرق عمده شتابدهنده‌ها و سرمایه‌گذاران خطر پذیر در زمان حاضر در این است که سرمایه‌گذاران خطر پذیر عمدتاً نهاد‌ها و شرکت‌های بزرگی هستند که پول بزرگی دارند مانند صندوق‌های بازنشستگی و شرکت‌های بیمه. اما شتابدهنده‌ها نهاد‌های کوچکی هستند که نهایت سرمایه‌گذاری‌شان روی ایده ۴۰ تا ۵۰ میلیون تومان است. البته شتابدهنده‌ها سهم کمی نسبت به سرمایه‌گذاران خطرپذیر از صاحبان ایده دریافت می‌کنند. کاری که شتابدهنده‌ها انجام می‌دهند شبکه‌سازی برای سرمایه‌گذاران خطر پذیر است.
 
در واقع شتابدهنده‌ها آمدند و گپ و فاصله بین سرمایه‌گذار خطرپذیر و صاحب ایده را پر کردند و جاهایی که ایده‌ها نمی‌توانستند تأمین مالی شوند با شتابدهنده‌ها پا به میدان گذاشته و با کمک مالی کم، راه و بستر پذیرش سرمایه را برای صاحبان ایده آماده کردند. نکته مهم اینکه شتابدهنده‌ها بعد از سال‌ها با عملکردشان نشان دادند یک مرحله مهم از کار و زنجیره کارآفرینی را به دست گرفته‌اند. اتفاقی که منجر شد سرمایه‌گذاران خطر پذیر مستقیماً روی ایده‌های خام سرمایه‌گذاری نکنند بلکه روی ایده‌ها و شرکت‌هایی متمرکز شوند که شتابدهنده‌ها شناسایی کرده و تا حدی رشد داده‌اند.
فضای سرمایه‌گذاری در این بخش‌ها و در کل سرمایه‌گذاری خطر پذیر و فعالیت شتابدهنده‌ها را در ایران چگونه می‌بینید؟
باید در نظر داشته باشیم که هر کدام از این دسته‌ها بر اساس نیاز و طی دوره‌های مختلفی در دنیا به وجود آمدند و همه آنها در یک دوره زمانی در کنار هم شکل نگرفتند. بحث در مورد فضای شتابدهنده‌ها در ایران بسیار طولانی است اما اینکه در ایران چقدر جواب می‌دهد یک نکته خیلی مهم وجود دارد آن هم این است که یا دولت مستقیم بیاید در این طرح‌ها سرمایه‌گذاری کند یا اینکه دیگران را تشویق به سرمایه‌گذاری کند. در مورد دوم نمی‌توان رغبت نداشتن به ریسک‌پذیری در صاحبان سرمایه را نادیده گرفت، بحث ریسک در دل سرمایه‌گذاری غیر دولتی نهفته است.
 
با آموزش و نشان دادن راه به صاحبان سرمایه باید آنها را برای سرمایه‌گذاری در حوزه فناوری و تکنولوژی تشویق کرد. صاحبان سرمایه باید توجه داشته باشند که سرمایه‌گذاری خطر پذیر یک ریسک عالمانه است و این نیست که شما سرمایه‌تان را بی‌دلیل به آب بسپارید. عامل دیگری که می‌توان به آن اشاره کرد این است که همگام با مباحثی که طی چند دوره در دنیا مطرح شد و در ایران کمتر به آن توجه شده است به وجود آمدن دانش انتخاب طرح‌های امکان پذیر است. با در نظر گرفتن این دانش می‌توان در بهترین طرح‌ها سرمایه‌گذاری کرد.
به نظر شما علت اصلی جذابیت نداشتن سرمایه‌گذاری خطر پذیر در نزد سرمایه‌گذاران چیست؟
عاملی که باعث می‌شود سرمایه‌گذاری در طرح‌های دانش بنیان ما جذابیت آنچنانی نداشته باشد به بستر و واقعیت‌های اقتصادی ما برمی‌گردد. شما می‌بینید در خیلی از کشورها تورم ۰ و ۱ درصد است و در این کشورها اگر صنعت یا ایده‌ای ۲۰ یا ۳۰ درصد رشد دهد آن صنعت را موفق می‌دانند. اما شما در ایران براحتی می‌توانید با یک خرید و فروش زمین یا خانه سود هنگفتی به دست بیاورید، خب در چنین شرایطی این سؤال در ذهن سرمایه‌گذار به وجود می‌آید که چرا باید بیاید در حوزه تکنولوژی و فناوری سرمایه‌گذاری کند. می‌خواهم بگویم تا زمانی که وضعیت اقتصادی به مرحله ثبات نرسد با این بستری که در حوزه دانش بنیان و تکنولوژی دارد عملاً جذابیتی برای سرمایه‌گذاری نخواهند داشت.
 
البته در چند سال اخیر با رویکردی که مسئولان محترم در برنامه اقتصاد مقاومتی داشتند وضع رو به بهبودی رفته و موضوع نسبت به قبل به صورت جدی‌تری پیگیری شده است.
اما هم‌اکنون شتابدهنده‌های بسیاری در کشور فعالیت می‌کنند. این مجموعه‌ها امیدوار هستند با آشنایی بیشتر کاربران ایرانی با مفهوم استارتاپ، در آینده ایده‌های جذابی را به موفقیت رسانند.کاوه یزدی فرد مدیر یکی از شتابدهنده‌های موفق و فعال در ایران است. مجموعه او استارتاپ‌ها را به شبکه بزرگ و موفق مربیان، سرمایه‌گذاران و شرکت‌ها وصل می‌کنند. آنها تاکنون ۳۰۰۰ طرح را بررسی کرده و ۴۳ شرکت نوپا را کلید زده‌اند.

شتابدهنده چیست و عموماً چه خدماتی ارائه می‌دهد؟

کاوه یزدی فرد: شتابدهنده نهادی است که فرآیند تبدیل ایده به کسب و کار را تسریع می‌بخشد و شتابدهنده‌ها به فرد یا ایده‌هایی که قصد دارند کسب و کاری موفق را راه‌اندازی کنند کمک می‌کنند تا نیازمندی‌هایشان اعم از فضای کار، سرمایه اولیه، ارتباط با تجارب موفق با بقیه و آموزش‌های لازم را به دست بیاورند تا در زمانی سریعتر از زمان معمول به موفقیت و مرحله رشد برسند.
فرق شتابدهنده با یک سرمایه‌گذار چیست؟
ببینید شتابدهنده‌ها عموماً سرمایه اولیه یک کسب و کار را تأمین می‌کنند و وارد زندگی جزئی استارتاپ‌ها می‌شوند. فرق آنها با یک سرمایه‌گذار خطر پذیر در این است که سرمایه‌گذاران خطر پذیر بیشتر نقش یک حامی از دور مانند بابالنگ دراز را برای یک کسب و کار بازی می‌کنند اما شتابدهنده مثل یک پدر و مادر دلسوز هستند که با شرکت‌ها زندگی می‌کنند و از مرحله به وجود آمدن یک کسب و کار تا زمان پا گرفتن آن همراهش هستند.
خدماتی که شتابدهنده شما برای رشد یک استارتاپ انجام می‌دهد چیست و چه منفعتی در قبال خدماتش دریافت می‌کند؟
ما در ابتدای فعالیت فقط یک دوره ۶ماهه برای استارتاپ‌هایی که ایده‌های جذاب تری داشتند برگزار می‌کردیم، به این صورت که یک دوره دو ماهه صرف یادگیری مبانی و یک دوره چهار ماهه صرف بازاریابی و رشد محصول در استارتاپ‌ها می‌شد ولی در حال حاضر تصمیم گرفته‌ایم این دو دوره را کاملاً از هم جدا کنیم به این صورت که در هر دوره طرح‌ها و افراد به صورت جداگانه ارزیابی می‌شوند. دوره اول ما یک دوره پیش شتابدهی است کافی است افراد فقط یک طرح یا مدل کسب و کار شامل ایده و تیم را داشته باشند و آن طرح تجاری بازار خوبی هم داشته باشد. در این حالت ما نه به آنها پولی پرداخت می‌کنیم و نه از آنها سهمی طلب می‌کنیم. این تیم‌ها فقط دوره‌های آموزش را پشت سر می‌گذارند و به شبکه‌های مربیان ما دسترسی خواهند داشت.
اما در دوره شتابدهی ما که چهار ماه است یک استارتاپ با یک طرح تجاری کامل و حساب شده و طرحی که ما احساس کنیم برنده خواهد بود و زمینه رشد را دارد کار خود را آغاز می‌کند. در این حالت بر اساس قوت استارتاپ درصدی از سهام شرکت به مجموعه ما منتقل می‌شود و در عوض به شرکت‌ها سرمایه اولیه تا سقف ۵۰میلیون تومان تعلق می‌گیرد و از استارتاپ‌ها به صورت نزدیک حمایت می‌شود و به مدت چهار ماه هم از محل ما استفاده می‌کنند و در دوره‌های بعد هم برای طی مراحل بعدی رشد استارتاپ‌ها برایشان سرمایه‌گذار پیدا می‌کنیم. نکته قابل توجه اینجاست که شتابدهنده ما برای دیگر صنایع ارزش ایجاد می‌کند چرا که با پرورش ایده‌های خام به شرکت‌های نوپا زمینه سرمایه‌گذاری برای سرمایه‌گذاران خطر‌پذیر را فراهم می‌کند.

دیدگاه‌ها خاموش

چگونه به شغل مورد علاقه خود برسیم؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۴٫۰۵ - ۱:۵۷ ٫ق٫ظ


وب‌سایت بدونیم – مریم اسدی: آیا شما هم در ۱۸ سالگی وقتی این سوال را می پرسیدند که چه برنامه ای برای زندگی تان دارید نگران می شدید و هیچ جوابی برای سوال نداشتید؟ مطمئنا تصمیم شما این نیست که فقط به درس و دانشگاه بچسبید. می توانید چندین شغل داشته باشید یا هر ۴ سال یک بار شغل تان را عوض کنید. پس برای این سوال میتوانید چندین پاسخ داشته باشید.
چگونه باید متوجه شوید که چه شغلی مناسب شماست؟ حرفه های زیادی هستند که می توانید در آن ها استعدادهای تان را به کار ببرید. به عنوان مثال اگر نویسندگی دوست دارید می توانید نویسنده، روزنامه نگار، متخصص محتوا، مسئول روابط عمومی، وکیل و خیلی چیزهای دیگر باشید.

اما با در پیش رو داشتن تمام این آپشن ها چگونه بفهمیم که راه درست کدام است؟

من تا چند سال پیش در چندین صنعت مشغول به کار بودم زیرا نمی توانستم تصمیم بگیرم که چه کاری را می خواهم. بیشتر از این که بدانم چه کاری را می توانم انجام دهم می دانستم که از پس چه کارهایی بر نمی آیم.

 
چگونه به شغل مورد علاقه خود برسیم؟ 
برای سرگرمی شروع به کاری کردم که علاقه زیادی به آن داشتم. و اکنون این سرگرمی تبدیل به شغلم شده است. هنگامی که به عنوان مشاور حقوقی مشغول به کار بودم آخر هفته ها شروع به نوشتن و انتشار پست های وبلاگ می کردم. مهارت نویسندگی من بهتر شد، مهارت های بازاریابی یاد گرفتم و کم کم شروع به انتشار پست هایی در شبکه های اجتماعی کردم. همین سرگرمی باعث شد از صنعت حقوقی به سمت شبکه های اجتماعی، بازاریابی، وبلاگ نویسی و نویسندگی آزاد کشیده شوم. در نتیجه مسیر درستی که مناسب روحیات و استعدادهایم بود پیدا کردم و در این جا چندین توصیه برای کسانی که می خواهند به شغل مورد علاقه شان برسند دارم:

راهکارهایی برای انتخاب شغل

اجازه دهید نقاط قوت تان شما را هدایت کند

لیستی از بهترین نقاط قوت خود را بنویسید. البته تست هایی برای تشخیص نقاط قوت وجود دارد که با آن ها می توانید به نقاط قوت و ضعف تان پی ببرید. البته ممکن است که با سخت کوشی هر کاری را بتوانید انجام دهید اما نقاط قوت شما باید تعیین کننده کاری باشند که قرار است انجام دهید نه سخت کوشی شما. و کاری که مناسب نقاط قوت تان پیدا می کنید شما را بیشتر خوشحال می کند.

گذشته خود را ارزیابی کنید

به این سوال ها درباره تمام جاهایی که قبلا کار کرده اید پاسخ بدهید. بیشترین و کمترین چیزی که در این شرکت دوست دارم چه چیزهایی است؟ بیشترین و کمترین چیزی که درباره آینده این شرکت دوست دارم چه چیزهایی است؟ بیشترین و کمترین چیزی که درباره مدیرم دوست دارم چه چیزهایی هستند؟ بیشترین و کمترین چیزی که درباره همکارانم دوست دارم چیست؟ مهم ترین چالش من در این شرکت چه بود؟ چه زمانی شادترین و مغرورترین احساس را داشتم؟ بزرگ ترین دستاورد من چه چیزی بود؟ بیشترین و کمترین چیزی که درباره مسئولیت هایم دوست داشتم چه چیزهایی بودند؟

پاسخ های شما تعیین می کند که در محل کار قبلی چه چیزی را بیشتر دوست داشتید و چه چیزی را اصلا دوست نداشتید. پس در آینده به دنبال کاری می گردید که یا مشابه کار قبلی تان باشد یا متفاوت. پس به جای این که همیشه دنبال همان کاری باشید که قبلا انجام داده اید کارهای گذشته را مرور کنید تا به علایق خود پی ببرید و مطابق آن جستجو کنید.

با افراد زیادی صحبت کنید

با افراد زیادی صحبت کنید و از توصیه ها و گفته های آنان چیزهای زیادی بیاموزید. درباره شغل، صنعت و آرمان های حرفه ای شان بپرسید. سوال های تان را از قبل طرح کنید تا از ملاقاتی که دارید بیشترین استفاده را ببرید. این گفتگوها را به افرادی که می شناسید محدود نکنید و مصاحبه ها و مقالات افراد موفقی که تحسینشان می کنید را بخوانید.

در کلاس های آموزشی شرکت کنید و چیزهای جدیدی یاد بگیرید

در کارگاه های آموزشی شرکت کنید، کتاب بخوانید، ویدیوهای آموزشی یوتیوب را تماشا کنید و چیزهای جدیدی یاد بگیرید. ممکن است دریابید که به کارهایی مثل کدینگ، طراحی وبسایت، طراحی گرافیک، نویسندگی یا چیز دیگری علاقه دارید. تکنولوژی یادگیری مهارت های جدید را آسان می کند. یک سرگرمی جدید ممکن است تبدیل به یک حرفه جدید شود.

محیط کار را هم در نظر بگیرید

آیا کارمندان شرکت روحیه رقابتی دارند یا روحیه همکاری؟  آیا بیرون از محیط کار با هم دوست هستند؟ آیا ساختار شرکت سلسله مراتبی است یا همسطح؟ آیا به صورت گروهی کار می کنید یا انفرادی؟ آیا قدرت بالاتری بالای سرتان هست یا خودتان قدرت تصمیم گیری و انجام کارها را دارید؟ آیا از خانه هم می توان کار کرد یا حتما باید در محیط کار بود؟ انتظارات درآمدی شما چقدر است؟

به محیط کاری که مناسب روحیات شماست فکر کنید. اگر به محیطی که در آن هستید مطمئن نیستید در کنار آن کار دیگری هم انجام دهید تا در تصمیم گیری به شما کمک کند. به عنوان مثال اگر کاری که انجام می دهید کار گروهی است در کنار آن یک کار آزاد انفرادی هم انجام دهید. یا اگر کاری که انجام می دهید یک کار انفرادی است در کنار آن یک کار گروهی را امتحان کنید.

کاری انجام دهید که شما را خوشحال می کند

دو توصیه برای شما که به دنبال شغل مناسب تان هستید دارم. اول به کاری فکر کنید که شما را سرگرم می کند و دوستش دارید. دوم همیشه به پرستیژ کار فکر نکنید. همیشه لازم نیست کاری که انجام می دهید روی دیگران تاثیر بگذارد. در عوض کاری انتخاب کنید که شما را خوشحال می کند و باعث می شود در آن رشد کنید و چیزهای جدیدی یاد بگیرید.

دیدگاه‌ها خاموش

برگه ی بعدی »