بازاریابی به سبک دست فروشان

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۴٫۰۴ - ۷:۱۲ ٫ق٫ظ


وب‌سایت مازلو – شادی پناهی: همه ما روزانه مشغول عرضه محصولات یا خدمات خود به دیگران هستیم و برای معرفی و تبلیغ آنها تلاش فراوانی میکنیم. دست فروشان نیزاز این قاعده مستثنی نیستند و چه بسا خیلی بهتر و حرفه ای تر این کار را انجام میدهند و در مدت زمان کمتر از ۱ دقیقه شما را بی انکه تصمیمی به خرید داشته باشید وادار به خرید میکنند.
 
دست فروشان از خیلی از تبلیغاتچی ها موفقترند چون فلسفه چینی نکرده و خیلی شفاف و واضح در مدت ۲ ثانیه میگویند که به چه کاری مشغول هستند و چه کالایی را ارائه میدهند و در معرفی کالای خود قدری تبحر دارند که شما ترغیب به خرید میشوید.
 
بازاریابی به سبک دست فروشان 
به دلیل افزایش روز افزون تبلیغات که بیشتر آنها تکراری و یکسان هستند با گذشت زمان، دیگرنظرها را جلب نمیکنند و عادی می شوند بنابراین باید به جزئیات محصول یا خدمات و  مزیت رقابتی آنها بیش ازپیش توجه کرد.برای دیده شدن باید متفاوت بود منظور از متفاوت بودن این نیست که برخلاف جریان آب شنا کنیم بلکه میبایست بهتر شنا کنیم تا دیده شویم.
در بازاریابی:

سعی کنید مانند دست فروشان شفاف و واضح عمل کنید و از حاشیه بپردازید، تلنگر زدن به حواشی باعث میشوند ذهن مشتری و مخاطب به آن سمت معطوف شود و اصل ماجرا که کالا یا خدمات شماست فراموش شود و وی را وارد وادی جدیدی کنید.

در بازاریابی:

به مزیت های رقابتی اشاره کنید اینکه شما بگویید شامپو دارم فایده ای ندارد و شما زمان را از دست داده ایدشما بگویید شامپویی دارم که… مزیت و ویژگی آن را بیان کنید.

در بازاریابی:

از سروصدا دریغ نکنید سعی کنید همه جا حضور داشته باشید حضور شما به برندینگ شما کمک میکند و مردم شما را به ذهن خواهند سپرد از جمله این سروصداها داشتن شبکه های اجتماعی و فعالیت مستمر در آنهاست .

 
در نمایشگاه ها شرکت کنید، اسپانسر شوید و حضور در خیریه ها را فراموش نکنید به یاد داشته باشید شما مزیت رقابتی ویژه ای نسبت به دستفروشان دارید و آن این است که جو هوا بر فعالیت شما آنچنان که بر کار آنخا تاثیر میگذارد تاثیر گزار نیست پس فرصت را غنیمت بشمارید و بازار قبل از عید را از دست ندهید.هر چه در این ۲ ماه  دی و بهمن بکارند در دوران راکد بودن بازار یعنی فروردین و اردیبهشت  برداشت خواهید کرد.

دیدگاه‌ها خاموش

کارآفرینان برتر، برای رسیدن به رویاهایشان چه کردند؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۴٫۰۴ - ۵:۵۸ ٫ق٫ظ


وب‌سایت مدیر اینفو: نه تنها موفقیت اتفاقی نیست، بلکه هیچ گاه بدون از خود گذشتگی هم امکان پذیر نیست. کارآفرینانی که امروزه به موفقیت فوق العاده‌ای رسیده‌اند،‌ راه‌های پیشرفت و موفقیت‌شان را با ما در میان می‌گذارند. در این مطلب کارآفرینان موفق درباره بعضی از کارهایی که لازم است تا رویاها به واقعیت بپیوندند صحبت می‌کنند.
 
 کارآفرینان برتر جهان برای رسیدن به رویاهای‌شان چه کرده‌اند؟
 
1- من از سرگرمی‌هایم گذشتم

گرنت کاردن، کارشناس فروش برتر

یک امپراطوری واقعی املاک به ارزش ۵۰۰ میلیون ساخته و نویسنده یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز به نام «وسواس داشته باشید یا معمولی بمانید» است.

« قبل از سال ۲۰۰۸ هفته‌ای سه‌بار گلف بازی می‌کردم. تمرکز را از دست داده بودم. حواسم به مسایل دیگری پرت شده بود و به خودم مغرور شده بودم. به افتخارات گذشته تکیه کردم و خانواده‌ام را در خطر انداختم. تصمیم گرفتم برروی کار و درآمدم متمرکز شوم، حتی اگر به قیمت گلف بازی نکردن یا به خطر افتادن موقعیت اجتماعی‌‌ام باشد. هیچ اشکالی ندارد اگر سرگرمی و خوش‌گذرانی امروزتان را فدای آزادی فردا بکنید. من خودم را مجبور کردم از تفریحاتم بگذرم. هر روز از خودم می‌گذشتم و کارهایی را انجام ‌می‌دادم که شاید نمی‌‌خواستم، اما به هر حال برای رسیدن به آینده بهتر آن‌ها را انجام می‌دادم.»
2- من تا پنی آخر پولم را خرج کردم

یولی زیو، موسس و مدیر عامل استایل کوالیتیشن

او یکی از پرفروش‌ترین نویسندگان آمازون و پیشگام در بازاریابی تاثیر‌گذار است. یولی مهاجری بنیان‌گذار بود که تجارت خود را از صفر شروع کرد و به میلیون رساند.

«برای من تقریبا دو سال طول کشید تا ایده‌ام را به یک تجارت تبدیل کنم. باید انتخاب می‌کردم که به بازار کار برگردم یا آخرین شانس را به تجارتم بدهم. آن موقع من ۴۰۱ هزار دلار از آخرین کارم داشتم که تنها دارایی‌ام بود و می‌توانستم با آن، چند ماه دوام بیاورم. صرف کردن آخرین پنی‌هایم برای شرکت و تجارتم ترسناک بود، اما دست برداشتن از رویاهایم ترسناک‌تر به نظر می‌رسید. در طول آن چند ماه‌، من یک شراکت درآمدزا با مجله «ال» آغاز کردم. این از خودگذشتگی باعث شد به توانایی‌های خودم اعتماد کنم و به سمت موفق شدن گام بردارم.»

کارآفرینان برتر جهان برای رسیدن به رویاهای‌شان چه کرده‌اند؟
3- یک سال دور از خانواده‌‌ام زندگی کردم

جان هانا، مدیر عامل گروه فیرچایلد

جان مدیر یک موسسه راهنمای سرمایه‌گذاری است و کتاب پر فروش «راه ثروتمند شدن» هم تالیف اوست. «زمانی بود که من و همسرم نمی‌توانستیم اجاره خانه را پرداخت کنیم. پس تصمیم گرفتیم همسرم با خواهرش و من با مادرم زندگی کنم. در واقع ما همدیگر را ترک نکردیم و فقط تا وقتی که من روی پای خودم بایستم، جدا از هم زندگی می‌کردیم. اخیرا پسرم که حالا ۲۵ ساله است این موضوع را به من یادآوری کرد. به او توضیح دادم آن کار برای این که تجارتم را بسازم و زندگی‌ای که لیاقتش را دارد به او بدهم، ضروری بود. پسرم امروز در شرکت من کار می‌کند و این نتیجه و پاداش سختی‌های گذشته است. برای من دوری از خانواده در آن یک سال اصلا آسان نبود اما می‌دانستیم این از خود گذشتگی ارزشش را دارد. اگر امروز ثروتمندیم به خاطر این‌ست که من کاری انجام دادم که باید برای ساختن رویایم انجام می‌دادم.»

4- سبک زندگی‌ام را ساده کردم

تام شیا، مدیر ارشد Crimcheck که یک موسسه بررسی پیشینه و تایید اعتبار است.

« در طول سال‌های اولیه ساختن بدنه یک بنیاد مالی من و همسرم خانه‌مان را ترک کردیم. به زیر زمین خانه خانواده همسرم اسباب‌کشی کردیم و خانه خودمان را اجاره دادیم. ما تقریبا با ده درصد درآمد زندگی می‌کردیم و نود درصد آن صرف گسترش تجارت‌‌مان می‌شد. در مراحل اولیه کارآفرینی‌، می‌توانید سبک زندگی ساده‌ای داشته باشید یا ثروت. اما هر دو را نه! ما انتخاب کردیم که ساده زندگی کنیم تا ثروت و دارایی بسازیم و اجازه دادیم گذشت زمان تلاش‌های ما را جمع و ترکیب کند. تصور کنید با کنار گذاشتن ۲۵ یا ۵۰ یا حتی ۹۰ درصد از درآمد خود برای سرمایه‌گذاری روی تجارت‌تان، پنج سال بعد کجا خواهید بود. این همان کاری است که ما کردیم و با وجود همه سختی‌هایش، می‌ارزید.»

5- من از زمان گذشتم.

جوکاکاتی، بنیان‌گذار و رییس سنترال

« شغل من به عنوان بنیان‌گذار و ریاست شرکت، تمام وقتم را می‌گیرد، اما انجمن لوسمی و لنفوم از من خواست که برای تحقیقات سرطان خون به آنها کمک کنم، این یعنی پذیرفتن یک تعهد بزرگ و صرف زمان و منابع و انرژی. سرطان همه جا هست و بر همه تاثیر می‌گذارد. مادربزرگ من که یک مهاجرسوری بود همیشه می‌گفت اول خانواده. من این کار خیر را به عنوان عضوی از خانواده‌ام پذیرفتم و به همین خاطر زمان زیادی را صرفش کردم و برای دنبال کردن رویاهای خیریه‌ام از تجارتم فاصله گرفتم.»

دیدگاه‌ها خاموش

۹ روش برای این که حرف‎تان را به کرسی بنشانید

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۴٫۰۳ - ۵:۰۰ ٫ق٫ظ


وب‌سایت پنجره خلاقیت: آیا می‎خواهید مردم به حرف‌های شما گوش کنند و شما را جدی بگیرند؟ این را بدانید که فقط حرفی که می‎زنید اهمیت ندارد؛ بلکه شیوه ادای آن هم مهم است.
شما ایده‌هایی عالی دارید و می‎خواهید دنیا را تغییر دهید… یا حداقل بخشی از آن را! می‎خواهید روی دیگران تاثیر بگذارید و می‎خواهید مردم شما را جدی بگیرند. خب، چطور می‌توانید این کار را انجام دهید؟

خیر، شما نمی‌توانید همیشه کارهای دیگران را کنترل کنید، اما می‌توانید خودتان را کنترل کنید و برای بهینه‎سازی تاثیرگذاری‌تان باید اهمیت تاثیر صوتی را درک کنید.

برای این که بتوانید اهمیت «صدا» را درک کنید، به این پژوهش نگاهی بیندازید. در یک مطالعه از بیش از ۳۰۰ نفر درخواست شد تا به برخی مشخصات شخصیتی امتیاز دهند. از شرکت‎کنندگان خواسته شد تا تنها بر اساس شنیدن یک کلمه «سلام» به ویژگی‌هایی نظیر قابلیت اعتماد، غلبه و جذابیت امتیاز دهند. نتیجه چه بود؟ ۹۲ درصد از پاسخ‌ها به یکدیگر شباهت داشت که نشان می‌دهد در مورد لحن ادای آن کلمه اتفاق نظر وجود داشته است. این یعنی مردم شما را بر اساس صدای‎تان قضاوت می‎کنند و ممکن است حتی حرفی را که زده‎اید هم درک نکرده باشند.

 
 9 روش برای این که حرف‎تان را به کرسی بنشانید
خبر خوب این است که شما می‌توانید با اعمال چند تغییر کوچک تاثیرگذاری صدای‎تان را بهینه کنید. در زیر نه نکته برای کنترل کردن لحن و صدا ذکر شده است تا بتوانید با قدرت بیشتری بر دیگران تاثیر بگذارید:

۱٫ از صدای آرامی استفاده کنید

صدای آرام حالت قدرتمندتر و عالمانه‌تری دارد. مطالعات زیادی نشان داده‎اند که صدای آرام با ویژگی‌هایی نظیر «سرگروه در نظر گرفته شدن»، «بهتر به خاطر سپرده شدن» و «درآمد بیشتری داشتن» عجین شده است.

اگر به صورت خدادادی از صدای آرام بهره‎مند نشده‎اید، مراقب باشید. یک مطالعه در دانشگاه دوک نشان داده است که مردم، آن‎هایی را که سعی در آرام نشان دادن صدای‎شان دارند، به عنوان افرادی با صلاحیت و قابلیت اعتماد کم در نظر می‎گیرند.

۲٫ گفت‎وگوی درونی‌تان را تغییر دهید.

یک روز داشتم با خانمی که به عنوان دستیار یکی از پروژه‎هایم استخدام کرده بودم، کار می‌کردم. به سرعت مشخص شد که او نسبت به من احساس رنجش خاطر داشت با این که ما قبلا با هم ملاقات نکرده بودیم. احساس ناراحتی او به طور ناخودآگاه به صدایش سرایت کرده بود. چیزی در حرف‎هایش مشهود نبود اما لحنش چیز دیگری می‎گفت.

برای جلوگیری از اتفاق افتادن این موضوع برای خود، به گفت‎وگوی درونی‌تان مراجعه کنید، انتقادهای درونی را از بین ببرید تا صدایی با اعتماد به نفس و مثبت به دست آورید.

۳٫ لبخند بزنید

لبخندزدن باعث می‌شود که احساس شادتری داشته باشید. این احساس به صدای شما هم انتقال می‌یابد و مردم معمولا به سوی افرادی که حالت مثبت‌تری دارند گرایش می‌یابند. علاوه بر این، لبخندزدن باعث ایجاد تغییرات ساختاری در دهان شما می‌شود که می‌تواند لحن صدای‎تان را تحت تاثیر قرار دهد. لبخندزدن به شما کمک می‌کند تا حالت دوستانه‌‌تر و پاسخگو‌تری داشته باشید.

۴٫ از لحن پر شور و شوق‌تری استفاده کنید.

لحن ساده یا بدون رعایت زیر و بم صدا باعث خستگی و بی‎حوصلگی مخاطب می‌شود. این موضوع از تاثیرگذاری شما بر مخاطب می‌کاهد. در عوض، سعی کنید لحن افتان و خیزان صدا را رعایت کنید. این کار باعث می‌شود تا حرفی که می‌زنید بهتر و متقاعدکننده‌‌تر جلوه کند.

۵٫ به طرز هوشمندانه‌تری از سرعت استفاده کنید.

مردم این‎طور می‌پندارند که افرادی که با سرعت کمی صحبت می‌کنند، صداقت، تاثیرگذاری و قدرت کمتری نسبت به افرادی دارند که با سرعت بیشتری صحبت می‌کنند. افرادی را که به سرعت صحبت می‌کنند، به عنوان افرادی پر انرژی، شایسته و باهوش در نظر می‎گیرند.

این بدان معنی نیست که بخواهید با سرعت نور صحبت کنید! بلکه باید از سرعت به نحوی استفاده کنید که شنونده هیجان شما را احساس کند و همچنین بتواند به خوبی حرف‌های‎تان را درک کند.

۶٫ از مکث نترسید

شاید به نظر برسد که این نکته با نکته بالایی در تضاد باشد، اما استفاده هوشمندانه از مکث می‌تواند به شما کمک کند تا تاثیرگذاری بیشتری داشته باشید. به عنوان مثال، مکث قبل از بیان یک جمله باعث مهم‌‌تر جلوه کردن آن می‌شود. یک مکث خلاصه در هنگام سخنرانی می‌تواند به شما کمک کند تا افکارتان را متمرکز کنید تا از ادای اصواتی که نشان از فراموشی مطلب دارد، جلوگیری کنید.

۷٫ با لهجه آن‎ها صحبت کنید.

پژوهش نشان داده است که مردم به افرادی که با لهجه‌ای غیر از لهجه خودشان صحبت می‌کنند، اعتماد کمتری دارند. شاید شما نتوانید زبان مادری‌تان را کنترل کنید اما باید تلاش کنید تا لهجه‌تان را تغییر دهید.

یکی از دوستان من یک مجری تلویزیونی مشهور است که در جوانی با لهجه غلیظ بوستون صحبت می‌کرد. زمانی که او به جای دیگری نقل مکان کرد، متوجه شد که چقدر حذف لهجه‎اش که متعلق به شمال‌شرق کشور بود، اهمیت دارد.

۸٫ نفس کشیدن

تنفس کم عمق و مضطربانه باعث تنگ‌‌تر شدن تارهای صوتی می‌شود. این موضوع نه تنها باعث می‌شود که اضطراب بیشتری در صدایتان احساس شود بلکه باعث بلندتر شدن صدای‎تان نیز خواهد شد (برای این که متوجه شوید چرا نباید با صدای بلندی صحبت کنید، به نکته شماره یک بازگردید). اما تنفس عمیق باعث کاهش اضطراب، آرامش تارهای صوتی و ایجاد لحنی آرام‌‌تر خواهد شد.

۹٫ لحن‎تان را تنظیم کنید.

تنظیم لحن به معنای قراردادن تاکید و تکیه روی کلمات است. کسانی که عادت دارند از لحن خیزان استفاده کنند (شروع صحبت با لحن آرام و اتمام آن با لحنی بالاتر؛ مثل وقتی سوالی می‌پرسید) به عنوان افرادی نامطمئن و غیر قابل اعتماد در نظر گرفته می‌شوند. در حالی که استفاده از لحن افتان (شروع با لحن بالا و اتمام با لحنی پایین تر) برای القای حس اطمینان و قدرت  بهتر خواهد بود.

دیدگاه‌ها خاموش

ناخودآگاه در موفقیت ما چه نقشی دارد؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۴٫۰۳ - ۴:۴۵ ٫ق٫ظ


وب‌سایت پنجره خلاقیت: در شماره پیش از این نوشتیم که چگونه عشق و علاقه در مسیر هدف‌گذاری باعث می‌شود به شکل تضمین‌شده‌ای به اهداف‌مان برسیم. در این زمینه نمازخواندن توام با عشق و اشتیاق را مثال زدیم که بسیار برتر و اثرگذارتر است از نمازی که خدای ناکرده از روی رفع تکلیف خوانده می‌شود. اما چگونه می‌توانیم به این شور و عشق و اشتیاق نسبت به اهداف‌مان در زندگی دست پیدا کنیم.
در این مورد باید گفت موقعی که در ذهنمان مجسم کنیم که به هدف رسیده‌ایم و نتیجه را قبل از این که به آن برسیم، ببینیم، این علاقه ایجاد می‌شود که ما با اشتیاق بیشتر حرکت کنیم. موقعی که مزایا و منافع اهداف را برای خودمان یادآوری کنیم و مرتب مجسم کنیم، این عشق و علاقه ایجاد می‌شود؛ و بعد انگیزه هم ایجاد می‌شود و این انگیزه باعث حرکت و فعالیت در جهت رسیدن به هدف می‌شود.

در زمینه هدف‌گذاری عده‌ای می‌گویند شما هدفتان را بنویسید و هرروز تکرار کنید، و عده دیگری نیز می‌گویند شما هدفتان را به زبان بیاورید یا بنویسید، سپس آن را فراموش کنید، ناخودآگاه شما این را محقق خواهد کرد. من هر دو دیدگاه را تا حدی تایید می‌کنم، اهداف باید القا شود؛ من اگر بنویسم و فراموش کنم، شاید بعدها به کلی هدفم را فراموش کنم، باید القا شود و به صورت عادت دربیاید؛ و در این زمینه تصویرسازی خیلی خوب است. می‌گویند قدرت یک تصویر برابر با هزار کلمه است؛ هزار بار من بگویم موفقم تا این که تصویر موفقیت را ببینم کاملا متفاوت است.

 
ناخودآگاه در موفقیت ما چه نقشی دارد؟ 
 
هر دو باید باهم باشند؛ هم تصویری و هم کلامی باشد؛ هدف این است که به ناخودآگاهمان القا شود، به ناخودآگاهمان که القا شد، دیگر در آن مسیر می‌رود. موقعی که با تلقین و تصویرسازی و بیان‌کردن و نوشتن به صورت عادت درآمد و وارد ناخودآگاه شد، دیگر در آن مسیر حرکت می‌کنیم و رسیدن به موفقیت راحت‌تر و سریع‌تر خواهد بود. مثل افرادی که اعتیاد پیدا می‌کنند، اول با مقدار کم شروع می‌کنند، بعد می‌بینند که نمی‌توانند دست بردارند.

ما باید این عادت را برای کارهای خوب، برای اهدافی که داریم ایجاد کنیم. عادت کنیم به مطالعه در جهت رسیدن به هدف، عادت کنیم به فعالیت در جهت رسیدن به هدف، عادت کنیم به ورزش، عادت کنیم به تعامل و ارتباط با افراد موفق، عادت کنیم به کارهایی که ما را برای رسیدن به هدف کمک می‌کند. مدتی که این کارها را انجام دهیم و بیان کنیم و تصویرسازی کنیم، دیگر تکیه‌کلام و رفتارمان می‌شود و افرادی که در این مسیر هستند، برای ما ظاهر می‌شوند؛ یا کتاب‌ها و سی‌دی‌ها و ابزاری که برای رسیدن به این هدف لازم داریم یا هر چیز دیگری، برایمان ظاهر می‌شود.

فکر می ‌کنم در مثال‌های قبلی اشاره کردم، یکی از آشنایان ما به اتریش رفته بود تا به پسرش سر بزند، ایشان اهل طاعت و عبادت هستند. در مدتی که آنجا بود تمام مسجدهای وین را پیدا کرده بود. یکی دیگر می‌بینید برای ادامه تحصیل رفته، تمام دانشگاه‌ها و مراکز علمی برایش ظاهر می‌شوند؛ کدام دانشگاه بهتر است؟ کدام رتبه‌اش بالاتر است؟ هر کسی به هر چیزی علاقه‌مند باشد و به آن فکر کند و دنبالش باشد، برایش ظاهر می‌شود و با آن برخورد می‌کند.

باید در اثر تکرار و با تصویرسازی و با تلقین، اهداف را از خودآگاه به ناخودآگاه انتقال دهیم؛ سپس ناخودآگاه خودش برنامه‌ریزی خواهد کرد. باید در یک مدت، تمام برنامه‌ها، تمام صحبت‌ها، تمام افکار، تمام تصاویر و کارهایمان در جهت رسیدن به هدف باشد؛ بعضی می‌گویند سه هفته، بعضی از علما می‌گویند چهل روز، آقای جک کنفیلد می‌گفت ۴۴ روز یا بعضی‌ها می‌گویند ۶۰ روز. در هر صورت ما مدتی این را انجام می‌دهیم، بعد وارد ناخودآگاه می‌شود، ضمیر باطن و شعور باطن ناخودآگاه برای رسیدن به این هدف برنامه‌ریزی می‌‌کند. پس خودآگاه را به ناخودآگاه انتقال دهیم و این طور نباشد که آگاهانه و به اجبار این کار را انجام دهیم؛ موقعی که وارد ضمیر ناخودآگاه شد، این ضمیر ناخودآگاه نیروی بی‌کرانی که دارد، ما را در آن راستا هدایت می‌کند و به آن هدف می‌رساند.

در کنار این موارد باید به این موضوع هم اشاره کرد که عده‌ای معتقدند در ناخودآگاه برنامه‌هایی هست که ما هم از آنها بی‌خبریم و این عملا ترمز ما شده است، هرچقدر هم که به آن بهترین برنامه‌ها را القا ‌کنیم باز یکسری برنامه‌ها علیه آن است. پرسش این است که این موارد را چگونه می‌شود پاک‌سازی کرد؟ در پاسخ باید گفت ما خیلی خوشبختیم که در چنین قرنی زندگی می‌کنیم که آنقدر اطلاعات بشر زیاد شده، آنقدر آگاهی زیاد شده که همه مسائل را می‌توانیم راحت حل کنیم. یک راهکار خیلی خوب برای این مسئله وجود دارد؛ یکسری افکار و عادت‌ها وارد ناخودآگاه شده و به صورت ترمز یا مانع برای رسیدن به هدف عمل می‌کند و راهکار آن برنامه‌ریزی عصبی-کلامی NLP است.

NLP به نظر من در آینده نه فقط در یک عده خاص، بلکه در دنیا تحول ایجاد می‌کند. مثل خیلی چیزهای دیگر، عده‌ای در ابتدا مانع از آن می‌شوند اما بعد عمومیت پیدا کند؛ من جایی خواندم کسانی که کارخانه تولید داروهای شیمی‌درمانی دارند، مانع این می‌شدند که خواص لیمو آشکار شود؛ چون لیمو ۲۰۰ برابر این داروهای شیمی‌درمانی خاصیت دارد. خیلی از افراد دوست ندارند که مردم این اطلاعات کاربردی را به دست بیاورند، مانند این است که اگر کنکور را بردارند، خیلی از آموزشگاه‌های کنکور درآمدشان کم می‌شود. همان نکته‌ای که در فیلم راز از آن صحبت می‌شود که می‌گویند این راز پنهان شده بود، این راز دفن شده بود، عده‌ای این راز را می‌دانستند و در اختیار دیگران قرار نمی‌دادند. دقیقا این NLP هم یک راز است، برنامه‌ریزی عصبی-‌کلامی یک راز است.

با این برنامه‌ریزی ما به اعصاب و مغز و کلاممان برنامه می‌دهیم ‌و برای کم‌رنگ‌کردن و از‌بین‌بردن خاطرات منفی یا آن تصاویر و افکاری که در ذهن و ضمیر باطن و نیروی ناخودآگاه هست، می‌توانیم از آن استفاده کنیم به صورتی که تاثیر نگذارد؛ هیچ‌وقت هیچ چیزی پاک نمی‌شود، فقط در آن لحظه به آن دسترسی نداریم؛ اگر کامل فراموش کنیم، نباید یک یا دو ساعت بعد یا روز بعد یادمان بیاید؛ مگر این‌که قسمتی از مغز آسیب ببیند که خیلی خیلی کم برای افراد پیش می‌آید. ما با NLP این خاطرات را فراموش نمی‌کنیم، بلکه اثر منفی‌اش را از بین می‌بریم، این ترمزها را کمرنگ می‌کنیم تا سد راه ما نشوند.

دیدگاه‌ها خاموش

عوامل موثر در موفقیت برند «مک دونالد»

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۴٫۰۳ - ۴:۴۱ ٫ق٫ظ


وب‌سایت آی بازاریابی – صبا روفه‌گرحق: برند مک دونالد یکی از موفق‌ترین کسب و کارهای آمریکا است. هر چند این برند جزو اولین برندهای فست فود جهان نیست اما موفق شده است که زبانزد خاص و عام شود.
 
تا جایی که امروز کمتر کسی را می‌توان یافت که از این برند بی‌اطلاع باشد. بنیانگذار مک دونالد دو برادر به نام‌های مک و دیک مک دونالد در جنوب کالیفرنیا بودند. امروزه برند مک دونالد موفق شده است که بیش از ۳۵۰۰۰ شعبه در ۱۰۰ کشور جهان را از آن خود کند.
سوال اینجاست که چگونه این برند موفق شده است که کسب و کار خود به یکی از رستوران‌های زنجیره‌ای جهان تبدیل کند؟ در پاسخ به این سوال می‌توان گفت که تمام عملیات برند مک دونالد به شکل دست اول بوده‌اند. از سوی دیگر نیز ثبات، نوآوری و انعطاف‌پذیری این برند تاثیر به سزایی در رشد و موفقیت آن داشته است. در این مطلب سعی کرده‌ایم بر روی عوامل موفقیت برند مک دونالد تمرکز کنیم.
 
 برند مک دونالد : نمونه‌ای از رشد موفق یک برند در طولانی مدت
عوامل موثر در موفقیت برند مک دونالد

ثبات

جالب است بدانید که کیفیت، طعم و نحوه‌ی ارائه‌ی خدمات شعبه‌های مختلف برند مک دونالد در کشورهای مختلف کاملا یکسان است و ثبات دارد. به بیان دیگر هیچ تفاوتی ندارد که برای صرف غذا به یکی از شعبه‌های آمریکایی این رستوران بروید یا به یکی از شعبه‌های استرالیایی آن. زیرا در همه شعبه‌های مک دونالد در سراسر جهان خدمات یکسانی دریافت خواهید کرد. در حقیقت کیفیت، نحوه‌ی ارائه خدمات، نظافت و ارزش یکسان در تمامی شعبه‌ها یکی از شعارها و ارکان اساسی این برند است. مک دونالد نیز تا کنون نیز سعی کرده است که به شکل کاملی آن را تحقق بخشد.

جالب است بدانید که مشتریان هنگام تصمیم‌گیری برای انتخاب یک برند یا محصول، درک و دید کاملی از انتظارات خود دارند. بنابراین برندی موفق خواهد بود که بتواند وارد انتخاب‌های اول مشتریان شود. با توجه به این نکته می‌توان گفت که بهره‌وری و فرآیند ارائه خدمات یکسان، پایه و اساس موفقیت برند مک دونالد است. زیرا با توجه کامل به نیازها و انتظارات مشتریان موفق شده است که تبدیل به انتخاب اول مشتریانی شود که قصد رفتن به رستوران‌های فست فود را دارند.

نوآوری

در نگاه اول ممکن است نوآوری و ثبات متضاد هم به نظر برسند. اما در حقیقت این دو گزینه مکمل هم هستند و به رشد و توسعه یکدیگر نیز کمک می‌کنند. زیرا ثبات و سازگاری اجزای یک کسب و کار هرگز به این معنی نیست که محصولات و شیوه‌ی ارائه خدمات آن در طول سال‌ها دچار هیچ تغییری نشود. بلکه این سازگاری پایه‌ی محکمی برای بهبود سایر فرآیندها ایجاد می‌کند. نوآوری در پاسخ به مشتریان و دادن حق امتیاز به آن‌ها نقش مهمی در موفقیت برند مک دونالد در طی سال‌ها فعالیت آن داشته است.

از سوی دیگر برند مک دونالد ارائه محصولات جدید و خدمات به مشتریان خود را در طول زمان با نیاز و سلیقه‌ی مردم وفق و گسترش داده است. به عنوان مثال ارائه‌ی بیگ مک یکی از محصولات نوآورانه و هوشیارانه این برند است. نوآوری در ارائه محصولات جدید این امکان را برای مک دونالد فراهم کرده است که بتواند برای تمام وعده‌های غذایی و میان وعده‌ها محصولی برای پیشنهاد داشته باشد. همین امر نیز به فاکتوری برای افزایش سودآوری این برند تبدیل شده است.

برند مک دونالد : نمونه‌ای از رشد موفق یک برند در طولانی مدت

برند مک دونالد ارائه محصولات جدید و خدمات به مشتریان خود را در طول زمان با نیاز و سلیقه‌ی مردم وفق و گسترش داده است.

انعطاف‌پذیری

شاید بتوان گفت بزرگترین دلیل موفقیت برند مک دونالد در طولانی مدت توانایی آن برای گذر از طوفان‌های بزرگ و انعطاف‌پذیری آن بوده است. زیرا مک دونالد نیز مانند هر کسب و کار دیگری با چالش‌ها و اختلافات ریز و درشتی مواجه بوده است. اما با درایت و داشتن استراتژی قوی موفق شده است که از جایگاه خود به عنوان یک برند موفق دفاع کند.

نگرانی‌های بهداشتی و سلامتی به ویژه در مورد کودکان، یکی از بزرگترین چالش‌هایی بوده است که مک دونالد در طول تاریخ با آن رو به رو بوده است. اما این برند موفق شده است که با تشکیل یک تیم بین‌المللی از کارشناسان تغذیه و افزودن مواد غذایی سالم مانند سالاد به منوی خود، با این چالش مقابله کند. به عنوان مثال دیگر مک دونالد برای دفاع از موضع خود در برابر فعالان محیط زیست، بسته‌بندی مواد غذایی خود را به گونه‌ای تغییر داد تا تجدیدپذیر باشند و مشکلی برای محیط زیست ایجاد نکنند. در حقیقت می‌توان گفت مک دونالد از هر مشکلی به عنوان فرصتی برای بهبود خدمات و توسعه برند خود استفاده کرده است.

نتیجه‌گیری

تعداد انگشت شماری از شرکت‌های بزرگ جهان که در زمینه‌ی فست فود فعالیت دارند موفق شده‌اند مانند برند مک دونالد پیشرفت کنند. زیرا استفاده از نوآوری‌های جدید در کنار ثبات و انعطاف‌پذیری برند مک دونالد از یک سو و درک و توجه به نیازهای مشتری از سوی دیگر سبب جلب اعتماد مردم شده است. از سوی دیگر نیز داشتن استراتژی قوی هر یک از مشکلات این برند را به فرصتی برای پیشرفت آن تبدیل کرده است.

دیدگاه‌ها خاموش

۱۰ راهکاری که شما را به یک رهبر موفق تبدیل می‌کند

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۴٫۰۲ - ۲:۲۳ ٫ق٫ظ


وب‌سایت تکرا – زهرا جانعلیزاده: یک رهبر موفق درواقع فردی با اعتماد به نفس و شجاع است که تصمیمات قاطعانه‌ای را اتخاذ کرده و پیروان خود را در مسیر درستی هدایت می‌کند. دستیابی به چنین موقعیتی چندان آسان نیست؛ اما به هر حال می‌توانید با استفاده از تجربیات سایر رهبران موفق، خودتان را از دیگران متمایز کرده و در این مسیر گام بردارید.
در ادامه با ۱۰ راهکار برای تبدیل شدن به یک رهبر موفق آشنا خواهید شد
 
 ۱۰ راهکار قدرتمندی که شما را به یک رهبر موفق تبدیل می‌کند
۱. یک چشم انداز قانع کننده ایجاد کنید.

رهبران بزرگ روی آینده متمرکز می‌شوند. آن‌ها تصویر واضحی از آرزوهای خود دارند و آن‌ها را به واقعیت تبدیل می‌کنند. آن‌ها نسبت به آینده هیجان زده هستند و زمان خود را با غوطه ور شدن در گذشته هدر نمی‌دهند.

۲. دیدگاه خود را با دیگران در میان بگذارید.

یک رهبر موفق و بزرگ به خوبی می‌تواند آینده و چشم اندازهای خود را با کلمات، تصاویر و احساسات توصیف کند؛ تشریحی که می‌تواند دیگران را به تسخیر درآورده و آن‌ها را قانع کند. آن‌ها آزادانه رهبری خود را در اختیار کسانی قرار می‌دهند که به راهنمایی و پشتیبانیشان نیاز دارند.

۳. شخصیت استواری داشته باشید.

موقعیت‌های مختلف نمی‌تواند رهبران بزرگ را تغییر دهد؛ البته که آن‌ها انعطاف پذیر هستند و ایده‌های جدید را با ذهنی باز می‌پذیرند، اما در عقاید و ارزش‌های خود ثابت قدم هستند. اطرافیان به خوبی می‌دانند که در شرایط دشوار می‌توانند روی این رهبری حساب کنند.

۴. متواضع باشید.

یک رهبر موفق می‌داند که بدون تواضع، نمی‌تواند چیزهای جدیدی بیاموزد. آن‌ها به اشتباهات خود اعتراف می‌کنند، بازخورد‌ها را می‌پذیرند و به پیشنهادات مختلف توجه می‌کنند. بهترین رهبران درواقع کسانی هستند که به یادگیری و بهبود علاقه دارند.

۵. متمرکز باشید و رو به جلو حرکت کنید.

رهبران بزرگ روی نتایج متمرکز می‌شوند. آن‌ها در برابر حواس پرتی ها، بیراهه‌ها و موانع ایمن هستند و دیگران را نیز به تمرکز و حرکت رو به جلو تشویق می‌کنند.

۶. سرسخت و شجاع باشید.

رهبران بزرگ عمل می‌کنند و در کار خود پشتکار دارند. اینگونه از افراد با بروز مشکلات، تغییر نکرده و دچار حواس پرتی نمی‌شوند، بلکه با اعتماد به نفس کامل، کنترل اوضاع را در دست می‌گیرند. آن‌ها با عقاید خود حرکت می‌کنند.

۷. سرنخ‌ها را پیگیری کنید.

یک رهبر موفق می‌تواند آینده‌ی بزرگ و زیبایی که ترسیم کرده را به خوبی ببیند و ارتباط میان المان‌ها را درک می‌کنند؛ مهارتی که از بهترین عادت‌های ذهنی برای ساختن استفاده می‌کند.

۸. به صورت استراتژیک فکر کنید.

رهبران بزرگ آینده را می‌بینند. آن‌ها به خوبی می‌دانند که باید چه کار کنند و با برنامه‌های استراتژیک و پیش بینی آینده، اهداف خود را عملی می‌کنند.

۹. انعطاف پذیر و چالاک باشید.

یک رهبر موفق به سرعت می‌آموزد. اینگونه از افراد می‌دانند که چطور باید به اطراف خود نگاه کنند و سوالات زیادی را مطرح می‌کنند. آن‌ها می‌دانند چطور باید رفتار خود را متناسب با محیط متغیر، تنظیم کرده و در عین حال، استواری و ثابت قدمی خود را حفظ کنند.

۱۰. منصف باشید.

رهبران بزرگ منصف هستند و در مشاجرات از کسی طرفداری نمی‌کنند. اطرافیان آن‌ها همیشه از موضع آن‌ها باخبر هستند و می‌دانند که باید چه انتظاری از آن‌ها داشته باشند.

رهبران درواقع هنر ترغیب کردن دیگران به انجام کار‌ها را کامل کرده اند؛ چرا که در حقیقت با پیام، ایده و چشم انداز خود همراستا هستند. رهبران بزرگ به راحتی این کار‌ها را انجام می‌دهند و ما نیز می‌توانیم اینگونه باشیم؛ البته اگر این رفتار‌ها را در مسیر رشد و توسعه خود، یک اولویت بدانیم.

دیدگاه‌ها خاموش

ربات تلگرام؛ ابزاری برای ارائه خدمات به مشتریان

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۴٫۰۲ - ۲:۲۳ ٫ق٫ظ


وب‌سایت آی بازاریابی – صبا روفه گر حق: امروزه بسیاری از برند‌ها از رسانه‌های اجتماعی برای ارائه خدمات به مشتریان خود استفاده می‌کنند. زیرا مشتریان عصر حاضر تمایل دارند که از طریق این رسانه‌ها با برند مورد نظر خود ارتباط برقرار کنند. در حقیقت می‌توان گفت: شبکه‌هایی مانند توییتر در راستای ارائه خدمات به مشتریان به یک پلت‌فرم اجتماعی قوی تبدیل شده‌اند. چت‌بات‌ها نیز یکی از جدیدترین ابزارهای موجود برای ارائه خدمات به مشتریان هستند.
 
مطمئنا همه‌ی شما با ربات تلگرام آشنا هستید و بار‌ها برای ارسال پیام ناشناس، تست شخصیت، جستجوی موسیقی مورد علاقه‌ی خود و … از آن استفاده کرده‌اید. ربات تلگرام این امکان را برای کسب و کار‌ها فراهم می‌کند که بدون نیاز به نیروی انسانی و اتلاف وقت، به جمع‌آوری اطلاعات مفیدی از مشتریان بپردازند. می‌توان گفت: این ربات‌ها در آینده‌ای نزدیک به اصلی‌ترین روش ارائه خدمات به مشتریان تبدیل خواهند شد. در ادامه مزایا و معایب ایده‌ی استفاده از ربات تلگرام برای پیشبرد استراتژی بازاریابی کسب و کار‌ها مورد بررسی قرار می‌گیرد.
 
امکان پاسخگویی سریع ربات تلگرام می‌تواند به نفع کسب و کار‌ها باشد

می‌توان گفت: صرفه‌جویی در زمان یکی از مزایای استفاده از ربات تلگرام برای کسب و کار‌ها است. زیرا زمانی که نیروی کار انسانی صرف پرسش و پاسخ‌های تکراری می‌کند می‌تواند به کار تخصصی‌تری پرداخته شود. از سوی دیگر نیز با توجه به این‌که ربات‌ها بدون محدودیت زمانی می‌توانند پاسخگوی سوالات مشتریان باشند و با جمع‌آوری اطلاعات به پیشنهاد محصول بپردازند، به یک مزیت رقابتی برای کسب و کار‌ها تبدیل می‌شوند. به همین دلیل است که بسیاری از کسب و کار‌ها از ربات تلگرام برای ارسال پیام تبریک و پیگیری سفارش مشتریان و آگاهی از میزان رضایت آن‌ها استفاده می‌کنند.
ربات تلگرام ابزاری خلاقانه برای ارائه خدمات به مشتریان کسب و کار‌ها

با توجه به این‌که ربات‌ها بدون محدودیت زمانی می‌توانند پاسخگوی سوالات مشتریان باشند و با جمع‌آوری اطلاعات به پیشنهاد محصول بپردازند، به یک مزیت رقابتی برای کسب و کار‌ها تبدیل می‌شوند.

از ربات تلگرام باید در کسب و کارهای مناسبی استفاده شود

همانگونه که می‌دانید هیچ رباتی کارایی صد در صد ندارد، بنابراین برای هر صنعتی مناسب نخواهد بود. در ایده‌آل‌ترین شرایط ربات‌ها می‌توانند کارایی ۸۵ درصدی داشته باشند. از این رو استفاده از آن‌ها برای کسب و کارهای B۲C می‌تواند اثربخش باشد، اما برای کسب و کارهای B۲B توصیه نمی‌شود. زیرا توافق با کسب و کارهای B۲B نیاز به مذاکره و پرسش و پاسخ هوشمندانه‌ای دارد؛ بنابراین با توجه به حسایت موضوع بهتر است در کسب و کارهای B۲B از عامل انسانی برای ارائه خدمات به مشتریان استفاده شود.

ربات‌ها باید با ارزیابی دقیق واکنش مشتریان طراحی شوند

با توجه به این‌که تشخیص احساسات و عواطف انسانی در ارتباط غیرحضوری دشوار است. طراحی رباتی با امکان ارزیابی واکنش مشتری نیز دشوار خواهد بود. این موضوع در زمینه طراحی ربات تلگرام پررنگ‌تر هم می‌شود. زیرا در چت‌بات‌ها امکان استفاده از الگوی تن صدای مشتری نیز وجود ندارد. از این رو تشخیص احساسات مشتری و ارائه پاسخ مناسب به او بسیار دشوار است؛ بنابراین قبل از طراحی ربات، برند‌ها باید از طریق تحقیقات مختلف به جمع‌آوری اطلاعاتی مفیدی برای ارزیابی واکنش مشتریان بپردازند.

استفاده از ربات‌ها برای بهینه‌سازی فرآیندهای اجرایی کسب و کار‌ها

هر چند ربات‌ها ممکن است در انجام کارهای پیچیده دچار مشکلاتی شوند، اما محول کردن کارهای ساده به آن‌ها بهترین روش بهینه‌سازی کسب و کار‌ها است. به عنوان مثال طراحی و آموزش رباتی با هوش مصنوعی برای راهنمایی مشتریان در یک سایت تجارت الکترونیک می‌تواند کمک زیادی به کاهش هزینه‌ها داشته باشد. پاسخگویی به سوالات روتین و انجام کارهای ساده با صرفه‌جویی در وقت کارکنان امکان رشد و توسعه‌ی بیشتری را برای کسب و کار‌ها فراهم می‌کند. از سوی دیگر جمع‌آوری اطلاعاتی مانند سن، شغل و علاقه‌مندی مشتریان و … به کمک این ربات‌ها می‌تواند امکان پیشنهاد محصول مناسب برای هر مشتری را نیز فراهم کند.

استفاده از تکنولوژی ربات تلگرام برای بهبود ارائه خدمات به مشتریان

با توجه به رشد فزاینده تکنولوژی در عصر حاضر، بسیاری از کسب و کار‌ها در ارائه خدمات به مشتریان خود دچار مشکلاتی می‌شوند. اما استفاده از تکنولوژی ربات می‌تواند با بهینه‌سازی ارائه خدمات به مشتریان فرصت‌های جدیدی را برای کسب و کار‌ها خلق کنند. به عنوان مثال ارائه‌ی روش استفاده از محصول و معرفی امکانات جانبی آن به مشتریان به راحتی می‌تواند توسط طراحی رباتی با هوش مصنوعی میسر شود.

نتیجه‌گیری

استفاده از ربات تلگرام و تکنولوژی هوش مصنوعی واقعیت غیر قابل انکار کسب و کارهای امروزی است. زیرا استفاده از این ابزار‌ها در کنار بهینه‌سازی زمان کارکنان امکان رشد و توسعه کسب و کار‌ها را فراهم کرده و کمک زیادی به بهبود ارائه خدمات به مشتریان می‌کنند. دنیای تبلیغات و ارتباط با مشتری دنیایی است که مطمئنا اگر ساختار شکن باشید و مسیرهای جدیدی را در آن‌ها بیازمایید به نتایج بزرگ‌تر و بهتری دست پیدا خواهید کرد.

دیدگاه‌ها خاموش

برندسازی در اینستاگرام و افزایش فالوور

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۴٫۰۱ - ۲:۵۸ ٫ق٫ظ


وب‌سایت آی بازاریابی – صبا روفه گر حق: امروزه شبکه‌ی اجتماعی اینستاگرام با بیش از ۶۰۰ میلیون کاربر در ماه، به یکی از محبوب‌ترین و قدرتمندترین شبکه‌های اجتماعی موجود تبدیل شده است. زیرا با توجه به گرایش مردم به رسانه‌های تصویر محور، برندسازی در اینستاگرام به یکی از موثرترین راه‌های جذب مشتری تبدیل شده است. اما ممکن است برای شما نیز این سوال به وجود آید که برندسازی در اینستاگرام چگونه انجام می‌گیرد؟ و برای موفقیت در این رسانه‌ی اجتماعی چگونه باید عمل کرد. در ادامه به بررسی عوامل موثر در موفقیت برندسازی در اینستاگرام می‌پردازیم.
 
راه‌هایی برای برندسازی در اینستاگرام و افزایش میزان فالور
 

۱) ایجاد یک پروفایل با مشخصات کامل و شفاف

مشخصات وارد شده در پروفایل هر برند مهمترین دارایی آن محسوب می‌شود. در حقیقت می‌توان گفت: عکس پروفایل، توضیحات موجود در بیو پیج و لینک‌های موجود در قسمت بیو مهمترین عامل در جلب اعتماد مشتری است؛ بنابراین برای برندسازی در اینستاگرام سعی کنید تصویر لوگوی برند خود را به عنوان عکس پروفایل پیج خود قرار دهید. در ضمن بهتر است این لوگو با لوگوی موجود در سایت رسمی برند شما یکسان باشد. زیرا این لوگو کلیدی برای جلب اعتماد و جذب مشتری بیشتر است. توضیحات موجود در بیو پیج در یک نگاه اطلاعات جامعی را در مورد برند و پیج شما در اختیار مشتریان قرار می‌دهد؛ بنابراین سعی کنید جملات کوتاه و جذابی را برای بیو پیج خود انتخاب کنید. این جملات باید هدف کلی برند شما را برای مشتری آشکار کند.

۲) استفاده از عکس‌های مرتبط و منسجم

در هر زمینه‌ای فعالیت می‌کنید برای جلب اعتماد مشتری بهتر است تصاویر منسجم و یک دستی را برای پیج خود تهیه کنید. به منظور یک دست بودن پیجتان می‌توانید قالب، تمپلیت و یا تمی را مطابق با رنگ سازمانی برند خودتان تهیه کنید؛ بنابراین هر تصویری که قرار است داخل پیج قرار گیرد را به کمک این قالب به تصویری مرتبط با پیجتان تبدیل کنید. در صورتی که عکاسی محصولاتتان را خودتان انجام می‌دهید بهتر است زمینه‌ی یکسانی را برای این محصولات در نظر بگیرید. این کار سبب می‌شود که مشتریان شما راحت‌تر به شما اعتماد کنند.

راه‌هایی برای برندسازی در اینستاگرام و افزایش میزان فالور
استفاده از عکس‌های مرتبط و منسجم روشی برای کمک به بهبود برندسازی در اینستاگرام است
 

۳) استفاده از هشتگ‌های مناسب

استفاده از هشتگ‌های مناسب در کپشن اینستاگرام یکی از عوامل موثر در پروموت کردن پست‌های اینستاگرامی است. البته نکته‌ی مهمی که در ارتباط با انتخاب هشتگ مناسب وجود دارد انتخاب و استفاده از تعداد محدودی هشتگ مرتبط و تخصصی است. اهمیت هشتگ از آنجا ناشی می‌شود که معمولا مشتریان حرفه‌ای با جستجوی هشتگ‌های تخصصی به پست‌های شما خواهند رسید؛ بنابراین قبل از انتخاب هشتگ‌های مناسب بهتر است با بررسی پیج‌های رقبا هشتگ‌های پرطرفدار را انتخاب کنید.

۴) استفاده از محتوای ویدئویی

محتوای ویدئویی سبب افزایش تعامل برند شما با مشتریانتان خواهد شد. به اشتراک‌گذاری ویدئوهای آموزش استفاده از محصول و مراحل تهیه‌ی آن باعث می‌شود که نام برند شما به عنوان یک برند معتبر در ذهن مشتری ماندگار شود؛ بنابراین سعی کنید گاهی ویدئوهایی از همکاران و کارمندان خود نیز تهیه کرده و در پیج اینستاگرام خود منتشر کنید. استوری اینستاگرام نیز یکی دیگر از عوامل مهمی است که می‌تواند سبب افزایش تعامل با مشتریان شما شود.

۵) انتشار پست در بازه‌های زمانی مشخص

انتشار پست در بازه‌های زمانی مشخص به نوعی احترام به مخاطب تلقی می‌شود. بسته به نوع فعالیت‌های برند خود می‌توانید بازه‌های زمانی روزانه و هفتگی مشخصی را طبق تقویم محتوایی مشخص برای برند خود در نظر بگیرید. داشتن تقویم محتوایی سبب انسجام فعالیت‌های برند شما شده و به دسته‌بندی ذهن مخاطبان شما کمک خواهد کرد.

راه‌هایی برای برندسازی در اینستاگرام و افزایش میزان فالور

داشتن تقویم محتوایی سبب انسجام فعالیت‌های برند شما شده و به دسته‌بندی ذهن مخاطبان شما کمک خواهد کرد.

۶) تولید محتوای خلاق

تولید محتوای خلاق یک مزیت رقابتی در عصر دیجیتال است. با توجه به عکس محور بودن اینستاگرام احتمالا تولید محتوای خلاق برای آن دشوار خواهد بود؛ بنابراین بهتر است با استخدام نیروی گرافیک خلاق پست‌های خلاقانه بیشتری را تهیه کنید و از طریق این پست‌ها مخاطبان خود را به چالش بکشید.

۷) تبادل با سایر پیج‌ها و تاثیرگذاران

تبادل با تاثیرگذاران و سایر پیج‌های مرتبط سبب جذب مخاطبان جدید خواهد شد. زیرا افراد بیشتری با برند شما مواجه می‌شوند. همین مواجه شدن افراد جدید و به اشتراک‌گذاری تجربه‌ی مشتریان می‌تواند وجهه مثبتی به برند شما ببخشد؛ بنابراین تبادل با پیج‌های پرطرفدار مرتبط با محصولات برندتان را به عنوان گامی موثر برای برندسازی در اینستاگرام فراموش نکنید.

دیدگاه‌ها خاموش

چرا کارآفرینان بیش از حد انتظار به زمان احتیاج دارند؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۴٫۰۱ - ۲:۵۸ ٫ق٫ظ


وب‌سایت مدیراینفو: وقتي تصميم مي‌گيريد يك كارآفرين باشيد، معمولا تصوير واضحي از نحوه‌ي انجام كارها در ذهن خود داريد. ممكن است تصور كنيد پشت ميز خود نشسته‌ايد، گهگاه تصميماتي مي‌گيريد، و با اطمينان خاطر از اينكه تيمتان ثبات كسب و كار را حفظ مي‌كند به تعطيلات مي‌رويد.
گاهي هم ممكن است تصور كنيد كه به سختي در حال كار كردن هستيد و تا زمان تكميل محصول يا پروژه‌ِ‌ي خود به ندرت وقت استراحت پيدا مي‌كنيد.

در هر صورت ممكن است مواردي وجود داشته باشد كه آنها را مدنظر قرار نداده‌ايد و من شخصا تضمين مي‌كنم كه ديدگاه شما در مورد كارآفريني دقيقا محقق نخواهد شد. يكي از محاسبات غلطي كه در رابطه با كارآفريني خيلي رايج است اين است كه معمولا زمان موردنياز براي اجراي واقعي يك كسب و كار، دست كم گرفته شده و كم تخمين زده مي‌شود. اصلا مهم نيست كه شما نقش‌ها و مسئوليت‌هاي خود را تا چه حد دقيق در نظر مي‌گيريد. شما هم مثل هر كارآفرين ديگري هميشه اين محاسبه‌ي غلط را خواهيد داشت. ولي به نظرتان واقعا چرا اين اتفاق مي‌افتد؟

 
چرا کارآفرینان همیشه بیش از حد انتظار به زمان احتیاج دارند؟ 
قانون هافستادر:

قانون هافستادر مي‌گويد: “حتي با در نظر گرفتن قانون هافستادر، كارآفريني هميشه بيشتر از آنچه كه انتظار داريد زمان مي‌برد”. اين ضرب‌المثل احمقانه است، اما كمي حقيقت عيني در اين قانون نهفته است.

انسان‌ها (كارآفرينان، ساير افراد حرفه‌اي، يا كارگران) به طور كلي در تخمين زمان مهارت ندارند. قانون هافستادر ابتدا در رابطه با كامپيوترهايي كه با آنها شطرنج بازي مي‌كردند مطرح شد تا محاسبه كند كه براي توسعه‌ي برنامه‌اي كه بتواند در بازي شطرنج قوي‌تر از انسان باشد چقدر زمان نياز است. ولي زمان‌هايي كه تخمين زده مي‌شدند هميشه نادرست بودند.

كارآفريني هم هميشه پيچيده‌تر از آن‌ چيزي است كه فكرش را مي‌كنيد.

تعصب در خوش‌بيني:

تعصب در خوش‌بيني، يك اصل روان‌شناختي و يك تعصب شناختي ذاتي است كه تقريبا تا حدي در همه‌ي افراد وجود دارد و اساس زماني رخ مي‌دهد كه افراد خاصي فكر مي‌كنند نسبت به افراد مشابه در موقعيت‌هاي مشابه، نتايج مثبتي به دست خواهند آورد.

مثلا خيلي از افراد بر اين باورند كه خيلي كم احتمال دارد دچار سرطان شوند. اين امر مخصوص كارآفرينان نيست، بلكه به اين خاطر اين مثال را زديم كه دست كم گرفتن مقدار زمان موردنياز براي انجام يك كار را نشان دهيم.

كارآفرينان خاص به طور كلي بر اين باورند كه نسبت به ساير كارآفرينان در موقعيت‌هاي مشابه، كمتر تحت‌فشار كارها قرار دارند.

” كارآفريني” به خودي خود يك نقش نيست. اگر از اين برچسب براي خود استفاده مي‌كنيد مطمئن باشيد كه نسبت به ديگران مي‌توانيد ايده‌هاي بيشتري خلق كنيد يا تصميمات بيشتري بگيريد، ولي در واقع كارآفريني تركيب نقش‌هاي مختلف زياد در يك نقش است. شما نمي‌توانيد به يك‌باره در همه چيز تخصص داشته باشيد، پس عدم تخصص شما در حوزه‌هاي خاص باعث مي‌شود نتوانيد زمان موردنياز براي تكميل كار آن حوزه‌ها را به درستي تخمين بزنيد.

كشش اجتناب‌ناپذير به چندوظيفه‌اي:

در حال حاضر همه‌ي ما بايد بدانيم كه چندوظيفه‌اي، يك استراتژي بي‌فايده است و ضررش بيشتر از منفعتش است. با اين حال برخي كارآفرينان خاص باز هم از اين استراتژي چندوظيفه‌اي استفاده مي‌كنند و هميشه يك انتخاب ندارند.

كارآفرينان، تصميم‌گيرندگاني هستند كه با هر بخشي از كسب و كار خود در ارتباطند و در نتيجه كاملا طبيعي است كه هر كارگر، فروشنده، سرمايه‌گذار يا هر كس ديگر براي كسب اطلاعات به كارآفرين مراجعه كند. اين بدين معني است كه كارآفرينان به هر سو كشيده شده و به طور كلي غيرقابل‌پيش‌بيني هستند.

وسوسه در كارهاي اداري:

كارآفرينان تمايل دارند وجود كارهاي اداري از قبيل ورود داده‌ها، پيگيري مكالمات و امضاي اسناد را به فراموشي بسپارند. برخي از اين كارها را دستياران يا ساير افراد سازمان هم مي‌توانند انجام دهند، ولي همه‌ي كارآفرينان به اين منابع يعني دستيار و غيره دسترسي ندارند.

در نتيجه، بسياري از كارآفرينان فقط زمان موردنياز براي انجام يك كار اصلي را تخمين مي‌زنند و زماني كه براي مسئوليت‌هاي مديريتي جانبي لازم است را ناديده مي‌گيرند كه در نهايت باعث مي‌شود زمان كلي را ناقص برآورد نمايند.

شما هرگز خودتان را معطل تخمين زمان نخواهيد كرد، چون به عنوان يك كارآفرين هرگز شغل خود را خسته‌كننده، راكد، يا قابل‌پيش‌بيني نمي‌دانيد، و همين‌ها خودش جاي شكر دارد. پس به خاطر عدم‌توانايي خود در تخمين صحيح زمان كارتان، شكرگزار باشيد.

وقتي مي‌خواهيد براي جلسات، تعطيلات يا روز خود برنامه‌ريزي كنيد، زمان را بيشتر از آنچه كه فكر مي‌كنيد نياز است در نظر بگيريد. در اين صورت مي‌توانيد از وقت‌هاي اضافه‌ي خود براي چك كردن ايميل يا معاشرت با كارآفرينان نمونه بهره بگيريد.

دیدگاه‌ها خاموش

۸ کلمه چهار حرفی که وضعیت مالی تان را دگرگون می‌کنند

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۳٫۳۱ - ۴:۵۴ ٫ق٫ظ


ماهنامه دنیای سرمایه گذاری: چگونه چند کلمه چهار حرفی توانسته اند در میان هزاران کلمه چهار حرفی تا این حد تاثیرگذار ظاهر شوند؟ اگر بتوانید از این چند کلمه به خوبی استفاده کنید، می توانید تغییرات بسیار مثبتی را در زندگی مالی خود ایجاد کنید. این کلمات آسیبی به کسی وارد نمی کنند و حتی می توانید آنها را در برابر والدین خود به کار ببرید. چقدر جالب است نه؟

چرا هشت؟ مقاله ای را درباره این که ما در هنگام اعمال تغییرات، چقدر می توانیم سختگیر باشیم مطالعه می کردم. نویسنده مقاله معتقد بود گاهی اوقات برای این که ما پیامی را دریافت کنیم، باید یک تخته دو در چهار از بالا به سرمان اصابت کند. دو را در چهار ضرب کنید تا به عدد هشت برسید!

 
هشت کلمه ضروری برای ارتقای مالی

کلمات چهارحرفی ضروری اینها هستند:

۱٫ برنامه (Plan)

وقت آن رسیده که هزینه های ناگهانی و بدون برنامه خود را کاهش دهیم. اگر اهداف مهمی در زندگی خود دارید (که امیدوارم این گونه باشد)، با ریختن یک برنامه قبل از هزینه کردن برای آنها می توانید در مدت زمان کمتری به اهداف خود برسید. اگر قصد خرید لباس و مایحتاج روزانه و لوازم اساسی منزل را دارید، قبل از خرید یک فهرست از این اقلام تهیه کنید. در این صورت هر چیزی که واقعا مورد نیازتان است را به دست می آورید و خریدتان به سه بسته بزرگ کره بادام زمینی بی مصرف ختم نمی شود!

۲٫ پخت و پز (Cook)

مطمئنا وقتی به منزل می آیید، سرتان شلوغ است و خسته هستید و آخرین چیزی که به آن فکر می کنید درست کردن یک غذاست. من این را درک می کنم. در زمان بیکاری یا استراحت خود ورقی در میان کتاب های آشپزی بزنید و یک دستور پخت جدید برای خود پیدا کنید. میلیون ها دستور پخت وجود دارد که زمان زیادی را نمی طلبد و مواد اولیه زیادی نیاز ندارد و پس ماند زیادی از آنها باقی نمی ماند. سعی کنید در هر هفته حداقل به اندازه یک وعده بیشتر در خانه غذا بپزید و یک وعده کمتر غذای آماده بخورید.

۳٫ معاوضه (Swap)

آیا از پوشیدن لباس های تکراری خسته شده اید؟ آیا وسوسه می شوید که لباس های تازه بخرید؟ به جای آن می توانید یک مهمانی معاوضه برپا کنید. بسیار ساده است. تعدادی از دوستان خود را دعوت کنید و هر کدام از آنها پنج دست از لباس های خود را که قصد دارند برای مدتی استفاده نکنند یا تعویض کنند همراه بیاورند.

 
این کار می تواند موقتی یا دائم باشد. به خودتان بستگی دارد. به این ترتیب، بدون این که هزینه ای کرده باشید همگی رنگ و روی تازه ای به کمد لباس خود داده اید. این مسئله لزوما به لباس منتهی نمی شود. کالاهای ورزشی، لوازم خانه، لوازم آشپزخانه و لوازم برقی گزینه های خوبی برای تعویض در این مهمانی ها هستند.

۴٫ ایمنی (Safe)

برای محافظت از آنچه که دارید، از هیچ اقدامی فروگذار نکنید. اگر رمز عبور همه حساب های الکترونیکی شما از ۱۸ سالگی تاکنون تغییری نکرده، زمان آن رسیده که آنها را عوض کنید. مهم نیست که چقدر به عبارت «خلافکاران پشیمان می شوند» علاقه دارید. شما باید یک رمز عبور جدید و سخت برای حساب های خود تعیین کنید. تنها به یک کلمه عبور برای همه حساب های خود اکتفا نکنید. برای حساب های مختلف خود از کلمات عبور متفاوتی استفاده کنید.

۵٫ پس انداز (Save)

حتما می دانستید که به این کلمه اشاره می کنم. درست است؟ مطمئن هستم که شما از پیش در حال پس انداز کردن بوده اید؛ بنابراین پیشنهاد می کنم مقدار پس انداز کردن خود را به اندازه یک درصد افزایش دهید. کمی که پیش بروید از این کار خود خوشحال خواهید شد. افزایش های کوچک منجر به نتایج بزرگی خواهد شد.

۶٫ برنامه بازنشستگی (Roth)

از همین حالا شروع کنید. یک بازنشستگی شخصی برای خود باز کنید و یک انتقال اتوماتیک وار را از حساب پس انداز یا جاری خود به این حساب برای خود تنظیم کنید. از این کار خود بسیار خوشحال خواهید شد. من این را قول می دهم. آیا تا به حال به این فکر کرده اید که چرا نام آن Roth است؟ دلیلش این است که قانون آن را برای اولین بار فردی به نام سناتور Roth معرفی کرد.

۷٫ بدهی (Debt)

بله درست است. این کلمه می تواند یک چهار حرفی بسیار خوب باشد. اگر شما هر نوعی از بدهی را داشته باشید از این نظر که یک سابقه اعتباری (History Credit) برای خود می سازید، اتفاق خیلی خوبی است. با پرداخت به موقع قسط های خود آن را به یک سابقه خوب تبدیل کنید. شما برای این که بتوانید استحقاق بدهی بیشتری را داشته باشید، باید یک سابقه اعتباری داشته باشید.

 
می دانم شاید کمی عجیب به نظر بیاید، ولی اگر شما روزی قصد خرید یک خانه را داشته باشید، در صورتی که امتیاز سابقه اعتباری بیشتری داشته باشید، نرخ بهتری به شما تعلق می گیرد. این امتیاز بر اساس این تعیین می شود که شما بدهی های خود را در گذشته تا چه میزان خوب پرداخت کرده اید.

۸٫ بخشش (Give)

تقریبا همه افراد سالم و ثروتمند، زمان و پول یا هر دوی آنها را هزینه می کنند تا جهان را به جای بهتری برای زندگی کردن تبدیل کنند. اگر تاکنون این کار را نکرده اید آن را امتحان کنید. حتما آن را دوست خواهید داشت. با مقدار کمی شروع کنید و پس از آن، دیگر این کار را رها نخواهید کرد. اگر هم قبلا این کار را کرده اید، خود را به جلو هل داده و به این کار خود ادامه دهید.

این هشت کلمه چهار حرفی را به خاطر داشته باشید و آنها را به قسمتی از زندگی خود تبدیل کنید. مطمئن باشید با این کار، شما از نظر مالی در موقعیت بهتری نسبت به وضعیت کنونی خود قرار خواهید گرفت.

منبع: اکونومیست 
دیدگاه‌ها خاموش

« برگه ی قبلیبرگه ی بعدی »

LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE