بی بیِ عروسک ساز، کارآفرین ۹۰ ساله شد

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۶٫۰۹ - ۲:۵۰ ٫ق٫ظ


ماهنامه پیشه و تجارت: شاید قصه بی بی حاضر امیدواری را شنیده باشید. مادربزرگی مهربان که حالا یک جورهایی مادربزرگ بسیاری از شهروندان ایرانی شده است. کسی که با عروسک هایش دل از همه کودکان می برد. او که به همت نوه اش بهمن عباسپور، از سال ۹۲ اقدام به برگزاری نمایشگاه و ارائه عروسک هایش کرده است، حالا می توان او را در زمره یکی از کارآفرینان موفق جا داد؛ چرا که توانسته با فروش عروسک هایش حالا به یک برند فروش عروسک در ایران و حتی در دنیا بدل شود.
 
حالا همه برای عروسک های بی بی حاضر سر و دست می شکنند و برای عروسک های ساخته نشده هم مشتری وجود دارد. بی بی که حالا کهولت سن دارد، نمی تواند به میزان تقاضا عروسک درست کند؛ اما همه سعی اش را می کند که کسی ناراحت از نمایشگاهش نرود و دعای خیرش را بدرقه راه همه بازدیدکنندگان می کند. مهربانی های بی بی حاضر همه ما را یاد پدربزرگ ها و مادربزرگ های مهربانمان می اندازد که همه مهربانی شان را با آغوش باز نثار ما می کردند و می کنند.
 
 بی بیِ عروسک ساز، کارآفرین 90 ساله شد
بی بی حاضر امیدواری که متولد نهم مهرماه ۱۳۰۵ شهرستان کازرون استان فارس است، کار بافندگی را در دوران کودکی آموخت. آن طور که خود می گوید، مادر و خاله اش در کودکی به او بافتن عروسک را آموختند و او با داستان هایی که برای او می سراییدند، به عروسک ها جان می داد و در ذهنش دنیای خیالی از آن ها ساخته بود. بدین ترتیب عروسک های بی بی حاضر ریشه در فرهنگ فولکلور مناطق جنوب غربی استان فارس دارد و این چنین به خلق آثاری محبوب می انجامد.
 
او که دوران جوانی و میان سالی خود را به کار بافندگی گذرانده است، در سن ۴۰ سالگی همسرش را از دست می دهد و تا کهن سالی مجبور به نگهداری از ۴ پسر و یک دخترش می شود. همه دل خوشی بی بی حاضر در این سال ها بافت همین عروسک ها بوده است؛ عروسک هایی که نه برای معیشت که همدم تنهایی های او بوده است. کم کم بچه ها بزرگ می شوند و بی بی روز به روز شکسته تر؛ تا آنکه یک روز دکتر به او می گوید دیگر نمی توانی بافندگی کنی و بافندگی برای چشم هایت همچون زهر است.
در نمایشگاه های بی بی حاضر، همیشه شاهد د استان های عروسک ها در کنار آن ها هستیم و همین سبب جذب مخاطبان می شود. داستان هایی که از دل اساطیر ایران برآمده است و با عروسک های او عجین شده اند. ابتدا نمایشگاه ها صرفا محیطی بود که بی بی با مخاطبانش آشنا شود.
بی بی که چند سالی به دلیل درد زانو زمین گیر می شود، هر روز چشم به راه پسرش در خانه ای در کازرون تنها می ماند و همین مسئله به تنهایی او دامن می زند. پس از آن که دکتر او را از بافتن منع می کند و به دلیل کار پسرش از کازرون به شیراز نقل مکان می کند، روزهای سختی گریبان بی بی را می گیرد و هر روز ساعت های متمادی در خانه، تنهایی به او فشار می آورد و گاهی هم دور از چشم دیگران میل بافتنی را به دست می گیرد و دوباره این عروسک های زیبا را خلق می کند. چند صباحی که می گذرد و نوه اش «بهمن» متوجه تنهایی های او می شود، پیشنهاد برگزاری نمایشگاه را به بی بی می دهد.
نمایشگاه ها بی بی با استقبال خوبی مواجه می شود و همین بی بی را دلگرم می کند؛ اما هیچ کس از دل بی بی خبر ندارد که با خانه نشین شدن دیگر راهی برای ساخت عروسک ها نمی ماند. اما این ها بهانه ای برای بی کار نشستن بی بی نمی شود و آن طور که خود می گوید: «دو پا و چشمم که از کار افتاده بود و اگر دست به کاری نمی زدم، فکر و خیال آسایشم را می ربود.» همین شد که بی بی دست به خلاقیت زد و از تکه پارچه های اضافه خیاطی شروع به ساخت عروسک های پارچه ای کرد که دیگر همچون بافتنی چشم هایش را درگیر نمی کرد و آن قدر خسته نمی شد.
 
 بی بیِ عروسک ساز، کارآفرین 90 ساله شد
عروسک های پارچه ای آن قدر جذاب می شود که کار بی بی در نمایشگاه های تهران می گیرد. پسر کوچک بی بی با آنکه کارش در شیراز است در روزهای نمایشگاه هر روز با پرواز خود را به بی بی می رساند و او را در نمایشگاه ها همراهمی می کند.
بی بی در مورد شخصیت های عروسک هایش می گوید: «بر اساس داستان هایی که از دوران کودکی به یاد دارم، شخصیت هایی را در ذهنم دارم که این عروسک ها را از روی آن شخصیت ها می سازم. گاهی پسرم به شوخی عروسک هایم را مسخره می کند و به آن ها می گوید زشت؛ که من دیگر ساخت آن عروسک را ادامه نمی دهم. اما اگر عروسکی از دید او زیبا باشد و من را تشویق کند، باز هم مثل آن را می سازم.»
بی بی برای پرکردن داخل پارچه ها از برنج استفاده می کند و برای استخوان بندی آن ها از چوب بهره می برد و اجزای صورت عروسک ها نیز از بریده پارچه ها تهیه می شود. او حتی بافت های قدیمی را باز کرده و از کاموای آن ها به صورت کلاژ در عروسک ها بهره می برد. بهمن عباسپور که نوه دختری بی بی حاضر است، در نمایشگاه های مختلف او را همراهی می کند و داستان های عروسک ها را به نقل از بی بی برای حضار با آب و تاب تعریف می کند.
بی بی حاضر که چند سالی است مهمان نمایشگاه های تهران است، حالا از سوی بسیاری از مردم شناخته شده است و حتی برخی توریست ها برای دیدن آثار او به نمایشگاه ها می آیند. بعد از چند نمایشگاه به پیشنهاد بهمن، بی بی تصمیم می گیرد عروسک هایش را به فروش بگذارد. آن روز بی بی به نوه اش می گوید: «اصلا کسی برای این تکه پارچه ها پول می دهد؟» و نگران است که کسی بری خرید عروسک هایش پیش قدم نشود و فقط آبرویش برود. اما در اولین نمایشگاه، استقبال خوبی از فروش عروسک های می شود و مردم با اشتیاق به خرید آن ها روی می آورند. حالا که چند نمایشگاه از آثار بی بی می گذرد، نگران است که عروسک هایش تمام شود و برای خودش دیگر همدمی نماند.
بی بی که به عروسک هایش عشق می ورزد، در مورد آن ها می گوید: «من تکتک آن ها را دوست دارم و همه آن ها مثل بچه هایم هستند. همه را به دعای خیر بدرقه خانه مردم می کنم و برای سلامتی عروسک ها و افراد آن خانواده دعا می کنم.» وقتی از بی بی در مورد قیمت عروسک ها سوال می کنیم خجالت می کشد و با شرم می گوید: «شاید این قیمت ها که من برای عروسک ها گذاشتم زیاد باشد و به قیمتشان نمی ارزد.»
 
 بی بیِ عروسک ساز، کارآفرین 90 ساله شد
 
او می گوید: «رویم نمی شود به مردم قیمت بگویم و از روی آن ها خجالت می کشم.» قیمت عروسک های بی بی از ۱۰ هزار تومان شروع می شود و در نهایت با چند ده هزار تومان می توان گران ترین و پرزحمت ترینشان را خرید. هر چند که بی بی برای ساخت این عروسک ها از الگوی یکسان استفاده می کند اما هیچ یک از عروسک ها، حتی آن ها که یک شخصیت دارند، شبیه هم نیستند و همین، کار او را متمایز می کند.
بی بی که از سال ۹۲ به عضویت انجمن هنرمندان خودآموخته ایران درآمده است، به طور ذاتی رنگ ها را می شناسد و به گفته خودش «پارچه های رنگی و گل گلی برای شخصیت های سنگین تر به کار می رود.»
هرچند که بیشتر این عروسک ها زا قصه های بی بی گرفته شده اند اما بی بی با تماشای تلویزیون از شخصیت های جدید و حتی شخصیت های جدی تلویزیون برای ایجاد شخصیت های جدید الهام می گیرد. به طور مثال در میان عروسک های بی بی می توان شخصیت های کارتون شکرستان و حتی شخصیتی همچون باب راس را دید که اتفاقا توجه عمده بازدیدکنندگان نمایشگاه را نیز به خود جلب می کند. به گفته بهمن عباسپور: «بی بی نگاه خلاقانه ای به همه چیز دارد و برای خلق شخصیت هایش از آموخته های خود و همچنین الهام از رنگ ها، اشخاص و پدیده های محیط بهره می برد.»
حالا بی بی یک بازار خوب عروسک در ایران دارد و همه تمایل به خرید عروسک های او دارند. آن طور که بهمن عباسپور می گوید، در نمایشگاه های بی بی تقریبا همه عروسک ها به فروش می رود و حتی گاهی از ترس تمام شدن عروسک، فروش را قطع می کنند. حالا دیگر تنها خریداران ایرانی به دنبال عروسک ها نیستند و گاهی توریست هایی که از نمایشگاه ها بازدید می کنند هم برای خرید عروسک اقدام می کنند. آن طور که عباسپور می گوید: «استقبال از نمایشگاه خوب است و مردم همه به بی بی لطف دارند و با مهربانی با او برخورد می کنند.»
 اما بی بی به دلیل کهولت سن توان تولید این همه تقاضا برای عروسک هایش را ندارد و جنبه فروش، صرفا برای مهربانی به مردم است. حالا گروهی در شیراز در حال مستندسازی آثار بی بی هستند و داستان های او و عروسک ها را گردآوری می کنند و قرار است کتابی با نام خود بی بی با آثار او منتشر و ماندگار شود.
 
 بی بیِ عروسک ساز، کارآفرین 90 ساله شد
این داستان مادری است که با دنبال کردن عشق خود توانسته است کار خود را به مردم معرفی کند. هر چند که هدف او کارآفرینی و موفقیت اقتصادی نبوده، اما حالا عشق او به جایی رسیده که می تواند منبع درآمدی برای خود و خانواده اش باشد. حالا کار به جایی رسیده که به گفته عباسپور: «هنوز عروسک تکمیل نشده و چشم و دهان ندارد، مردم برای پیش خریدش از همدیگر سبقت می گیرند.»

دیدگاه‌ها خاموش

نشانه های «اعتماد به نفس پایین» و راه حل آن

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۶٫۰۹ - ۲:۵۰ ٫ق٫ظ


روزنامه آرمان: آیا تا به حال فردی را دیده اید که جمله ای را به زبان بیاورد و بلافاصله بارها بابت گفتن آن عذرخواهی کند؟ چنین افرادی بدون شک دچار کمبود اعتماد به نفس هستند. بعضی از جملاتی که به زبان می‌آورید درجه اعتماد به نفس‌تان را نشان می‌دهند.
 
 اعتماد به نفس پایین

بارها تکرار کلمه «ببخشید»

بعضی افراد باورشان این است که هر مشکل و اشتباهی که پیش بیاید مقصر آن ها هستند و باید عذرخواهی کنند.

راه حل: اگر شما هم چنین باوری دارید قبل از عذرخواهی موقعیت را ارزیابی کنید و ببینید آیا واقعا کار بدی کرده اید که مجبور به عذرخواهی هستید؟

فقط یه شانس بود

بعضی ها در زندگی به موفقیت هایی می رسند اما در جواب تبریک دیگران می گویند: شانس آوردم یا یهویی اتفاق افتاد. آن ها تلاش هایی که برای آن موفقیت کرده‌اند را فراموش می کنند و ادعا می کنند که تنها شانس باعث این موفقیت شده است. به این وضعیت اعتماد به نفس نامعقول یا نادرست می گویند.

 
 اعتماد به نفس پایین

راه حل: اعتراف کنید که عالی هستید و وقتی دیگران تبریک می گویند به جای بهانه آوردن کافی است بگویید: متشکرم.

چه فکری درباره من می‌کنن

معمولا کسانی که اعتماد به نفس پایینی دارند روی دیدگاه و نظرات دیگران متمرکز می‌شوند و ناسازگاری‌ها را نمی‌توانند تحمل کنند. آن‌ها ترجیح می‌دهند با انسان‌های منفی و ناراضی ارتباط برقرار کنند.

راه حل: ابتدا این را درک کنید که همه آدم ها به فکر خودشان هستند و کسی به شما فکر نمی کند. آدم‌های ناسازگار و متناقض را که دائم نسبت به شما نظر منفی دارند از زندگی خود دور کنید.

دوست دارم چرت بزنم

اعتماد به نفس پایین تنها بازخورد رفتاری ندارد بلکه عوارض جسمی هم دارد. مثل خستگی و خواب آلودگی بی دلیل. این افراد در چنین شرایطی از مشکلات و نگرانی ها دوری می کنند.

 
 اعتماد به نفس پایین

راه حل: اگر متوجه چنین مشکلی در خودتان شدید با درمان شناس مشورت کنید تا بتوانید راه حلی برای این خستگی های مفرط پیدا کنید.

جملات ناخوشایند درباره خود

کسانی که اعتماد به نفس پایینی دارند دائم خودشان را مسخره می کنند و هنگامی که درباره خودشان حرف می زنند جملات ناخوشایندی را به کارمی برند. آن ها تصور می کنند که دیگران فقط نقص های شان را می بینند پس بهتر است که خودشان این نقص ها را تمسخر کنند تا دیگران.

راه حل: اگر شما توجه دیگران را به نقص های‌تان جلب نکنید دیگران هرگز متوجه آن ها نخواهند شد.

شاید درست گفته باشم مطمئن نیستم

جملاتی مثل: شاید، اگه اشتباه نکنم، یه جورایی و… بهانه هایی هستند برای این که شاید چیزی که می گویند اشتباه باشد.

راه حل: جملاتی که به زبان می آورید را کنترل کنید و این را بدانید که همه آدم ها حرف های شان ۱۰۰ درصد درست نیست.

همه اینو میگن

بیشتر مردم اینجوری فکر میکنن، بیشتر مردم چنین چیزی رو میخوان و مواردی از این قبیل نشان می‌دهد که نمی‌خواهید عقیده خودتان را به زبان بیاورید.

 
 اعتماد به نفس پایین

راه حل: این را بدانید که تنها نظر شخصی شکل گرفته شماست که به شما شخصیت می دهد.

نظرم متفاوت بود اما موافقم

آنها هیچ‌وقت بحث نمی‌کنند و همیشه موافق هستند. آن ها افراد آسان گیری نیستند بلکه ترس از اشتباه و شکست دارند.

راه حل: این را درک کنید که غریبه ها هرگز نمی توانند تشخیص دهند که چه چیزی برای شما بهتر است و چه نظری باید داشته باشید.

دیدگاه‌ها خاموش

اینفوگرافی: ۱۰ راه برای افزایش اعتماد به نفس

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۶٫۰۸ - ۵:۰۶ ٫ق٫ظ


۱۰ راه برای افزایش اعتماد به نفس
اینفوگرافی؛ 
دیدگاه‌ها خاموش

چرا ۹۰ درصد استارت‌آپ‌ها شکست می‎خورند؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۶٫۰۸ - ۴:۴۸ ٫ق٫ظ


وبسایت مدیر اینفو: بیشتر استارت‌آپ‎ها شکست می‌خورند و عمر آنها اغلب کم است. یک استارت‌آپ معمولی به‌طور متوسط ۲۰ ماه فعالیت می‎کند و تا بسته شدن کامل درهایش حدود ۳/۱ میلیون دلار زیان مالی متحمل می‎شود. بنابراین چه فرمول موفقیتی را می‌توانیم برای این کسب‎وکارهای نوپا که در آغازین سال‎های‎ فعالیت خود با شکست مواجه می‏شوند، پیدا کنیم؟
 
 چرا 90 درصد استارت‌آپ‌ها شکست می‎خورند؟
به‌منظور کسب اطلاعات بیشتر در خصوص چگونگی حفظ حیات بلندمدت شرکت‌های در حال رشد آن هم در اکوسیستمی به شدت متغیر، از تام هوگان، یکی از نویسندگان کتاب «راهنمای راه‌‏اندازی استارت‌آپ‏‌های موفق» دعوت کردیم در برنامه Marketing Cloudcast، ارائه‌‏دهنده پادکست‏‌هایی با موضوع بازاریابی که با حمایت شرکت Salesforce تهیه می‌‏شوند،  حضور پیدا کند. تام از بنیان‏گذارانCrowded Ocean است؛ یکی از موفق‌‏ترین استارت‌آپ‏‌های بازاریابی در سیلیکون‌ولی. او سابقه ۲۵ سال فعالیت در حوزه بازاریابی و مسوولیت‌هایی در شرکت اوراکل و سایر شرکت‌های فعال در منطقه را در کارنامه خود دارد.

در ادامه خلاصه‏‌ای از گفت‎ وگو با وی پیرامون دلایل موفقیت استارت‌آپش و چگونگی رقابت تیم‌‏های کوچک در بازارهای امروزی و البته راهکارهای دستیابی به فرهنگ مثبت و سازنده آمده است:

۱) ۹۰ درصد کسب وکارهای نوپا در دو دهه نخست فعالیت خود با شکست مواجه می‌‏شوند. پس، تیمی مرکب از اعضای قدیمی و جدید بسازید.
تام هوگان در طول فعالیت ۲۵ ساله خود در حوزه بازاریابی شاهد رشد چشمگیر بسیاری از شرکت‌ها بوده است، از کسب وکارهای نوپا گرفته تا سازمان‏های بزرگ. اما آنچه بیش از هر چیزی مهم است تعداد بسیار زیاد شرکت‌های ناموفق است. نرخ شکست در این حوزه در طول ۲۰ سال گذشته بدون تغییر مانده است (۹۰ درصد). بنابراین در این میان چه چیزی باعث تفاوت می‌‏شود؟ مساله اصلی به ترکیب استعدادهای جوان با نیروی انسانی باتجربه مربوط می‌‏شود. به باور او، ایده‌‏آل‌‏ترین حالت برای بسیاری از تیم‌ها این است که «اولین تجربه آنها نباشد، زخم و کبودی‏‌های شکست را تجربه کرده‏ باشند و همیشه چیزی از تجربه شکست‏‌شان برای گفتن داشته باشند.»
۲) از رویکرد بازاریابی چپ – راست – چپ استفاده کنید
همه ما چیزهایی درباره این تئوری شنیده‌‏ایم. سمت چپ مغز انسان مسوول پردازش‏‌های منطقی و سمت راست آن مرکز پردازش‏‌های احساسی و عاطفی است. تام در کتاب خود درباره رویکرد چپ- راست- چپ در حوزه بازاریابی صحبت کرده است. هنگامی که درباره برندسازی یا هر ابتکار و تغییری در زمینه بازاریابی صحبت می‏‌کنید، اغلب به دنبال طرح پرسش در منطقه راست مغز خود هستید: «می‏خواهیم چه چیزی یا چه حسی را در مردم ایجاد کنیم؟» با اینکه چنین سوالی اهمیت فوق‌‏العاده‌‏ای دارد اما برای پاسخ به آن به پردازش‏‌هایی در سمت چپ مغز نیاز دارید: «می‏‌خواهیم چه چیزی به فروش برسانیم؟
 
این فروش چه تاثیری در بازار ما ایجاد خواهد کرد؟» در نهایت، به سمت راست مغز خود رجوع کنید و برای این پرسش‌‏ها پاسخ پیدا کنید: «مشتریان چه نوع احساسات و عواطف احتمالی بروز خواهند داد؟ یا چه نگرشی به برند ما خواهند داشت؟» در نهایت به سمت چپ مغزتان رجوع و بررسی کنید آیا تمامی چیزهایی که امید به تحقق آنها دارید در عمل قابل دستیابی هستند یا نه. همان‌طور که تام می‏‌گوید: «باید جوانب منطقی و واقع‏‌گرایانه هر آنچه را که تصمیم دارید برای مشتریان خود انجام دهید، در نظر بگیرید.» سپس به تاثیرات عاطفی آن توجه کنید و به یاد داشته باشید که کلید اصلی شناسایی و ارزیابی همین تاثیر است.
۳) به یاد داشته باشید که شما استیو جابز نیستید
به باور تام، فرهنگ سازمانی کلید دستیابی به موفقیت است و شکل‏‌گیری فرهنگ به دست بنیان‏گذاران انجام می‌‏شود. بسیاری از موسسان کسب‌‏وکارهای کوچک و بزرگ مطالب زیادی درباره استیو خوانده‏‌اند، از سبک رهبری قدرتمندانه او به خوبی آگاه هستند و فکر می‏ کنند برای انجام کارها باید به تندی جابز رفتار کرد! اما این رویکرد رهبری درواقع تاثیر منفی در شکل‏گیری فرهنگ سازمانی و تعاملات کارکنان دارد. روحیات استیو در اداره کسب‏‌وکار نکات آموزنده بسیاری برای همه ما دارد، اما تقلید سبک رهبری او احتمالا دستورالعمل مناسبی برای موفقیت همه نیست.
 
تام پیشنهاد می‎کند به جای این کار با این ایده‏ شروع به‌کار کنید: «استعدادهای درخشانی را استخدام می‏ کنید که برای پیوستن به شرکت شما بسیار تلاش کرده‌‏اند و نیاز شدیدی به شنیده شدن دارند؛ پس صدای آنها باشید. آنها نیاز دارند به‌طور مرتب در تصمیمات مشارکت داشته باشند نه فقط زمانی که شما به آنها نیاز دارید.» اگر نیم نگاهی به صنعت بیندازید، می‌‏توانید نمونه‏‌هایی از اجرای این رویکرد را در میان سرمایه‏‌گذاران استارت‌آپ‌‏ها ببینید. این روزها ارزش‌‏های خلق شده از سوی تیم‏‌ها بیش از ارزش‏‌های حاصل از کاربست فناوری توجه سرمایه‏‌گذاران را به خود جلب می‏‌کنند. اگر تیم خوبی داشته باشید حتی اگر در مسیر اشتباهی هم قدم بردارید، آنان حامی شما خواهند بود. به یاد داشته باشید استخدام این اعضای کلیدی هرگز تا این اندازه در موفقیت کسب‏‌وکارها مهم نبوده است.
۴) مزایای همکاری با آزادکاران
تام می‏‌گوید: «مهم نیست یک شرکت بزرگ باشید یا یک استارت‌آپ کوچک، به هر حال ابزارها و فناوری‏‌های مختلف امکان بهره‌‏برداری از بهترین استعدادها را برای شما فراهم می‏‌کنند. بر اساس پروژه‏ای که در اختیار دارید، با آزادکاران تماس بگیرید و بیش از این منابع مالی سازمان را فدای هزینه‌های سربار نیروی انسانی نکنید.»او ادامه می‌دهد: «به نظرم زمان مناسبی است تا به تمام افراد به چشم منابع مجازی نگاه کنیم، نه کارمندان تمام وقت.» حقیقت این است که بازار در طول ۲ سال گذشته با تغییرات شگرفی روبه‌رو بوده و بیش از پیش به فناوری‌‏های همراه گرایش پیدا کرده است.
 
بازاریابانی که اهمیت این موضوع را به خوبی درک کرده‌‏اند در مقایسه با رقبای خود سنجیده‌تر عمل می‌کنند. به باور تام در طول چند سال آتی کارفرمایان دیگر مجبور نخواهند بود نیروی انسانی و مدیران داخلی سازمان را به اندازه‏ای که این روزها مجبور به انجامش هستند، آموزش دهند. بازار آهسته به سمت جذب افرادی حرکت می‌‏کند که تمامی استعدادها و دانسته‏‌های‌شان در ذره ذره وجودشان نقش بسته است.

دیدگاه‌ها خاموش

گام‌های اساسی در فرآیند مشتری‌یابی

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۶٫۰۷ - ۵:۲۵ ٫ق٫ظ


وب سایت آی بازاریابی – مائده همت: چگونه مشتری یابی می‌کنید؟ این یک سوال ساده است و تعداد خیلی کمی از شرکت‌هایی که می‌شناسیم، پاسخ قطعی برای این سوال دارند. اغلب شرکت‌ها، هیچ فرآیندی برای مشتری یابی، از پیدا کردن سرنخ‌های بازاریابی تا فروش ندارند و اگر هم فرآیندی دارند، یک فرآیند دستی و ناکارآمد است. در ادامه ده گام اساسی که در فرآیند مشتری یابی یا به اصطلاح لید جنریشن باید طی کنید، آورده شده است.
 
 گام‌های اساسی در فرآیند مشتری‌یابی
هماهنگی‌های مابین تیم فروش، بازاریابی، خدمات به مشتری و توسعه محصول

یک جلسه برای همه‌ی اعضای تیم خود (فروش، بازاریابی، خدمات به مشتری و توسعه محصول) تدارک ببینید. از آن‌ها بخواهید تا در مورد موارد زیر با هم به توافق برسند.

  •     توافق در مورد معیارهایی که باید در نظر گرفته شوند.
  •     توافق در مورد ۱۰ موردی که در این لیست مطرح خواهد شد.
  •     تهیه KPIها، اهداف ماهانه، سه ماهه و سالانه برای فروش، بازاریابی و خدمات به مشتری
  •     داشبور گزارش و گزارش‌های قوی ماهانه برای هر تیم و نحوه انتقال آن‌ها به ذی‌نفعان

اتوماسیون بازاریابی، فروش و مدیریت ارتباط با مشتری

تیم فروش و بازاریابی شما نیاز دارد از برخی تکنولوژی‌ها برای مدیریت کارهای خودشان استفاده کنند. به عنوان بخشی از روند هماهنگی، تیم‌های فروش و بازاریابی شما باید در مورد این ابزارها به توافق برسند.

  •     سیستم مدیریت محتوای وب‌سایت
  •     ایجاد و ترویج محتوا (وبلاگ‌ها و شبکه‌های اجتماعی)
  •     تبدیل بازدیدکنندگان به مشتری(صفحات فرود، فرم‌ها)
  •     اتوماسیون بازاریابی(بازاریابی ایمیلی، لیست ایمیل، گردش کار مدیریت سرنخ‎‌های بازاریابی)
  •     یکپارچه‌سازی برنامه‌ها (سرویس‌های خدمات به مشتری، تجارت الکترونیک، سیستم‌های اطلاعاتی کسب‌وکار)

جذب سرنخ‌های بازاریابی

  • جذب کاربر برای فروش با استفاده از محتوای باکیفیت بالا و هدفمند.
  • بازاریابی درونی: وبلاگ‌نویسی، وبلاگ‌نویسی مهمان، بروزرسانی شبکه‌های اجتماعی، بهینه‌سازی موتورهای جستجو، صفحات فرود و … .
  • پرداخت به ازای تقاضا: تبلیغات در رسانه‌های اجتماعی، تبلیغات بنری، بازاریابی ایمیلی، تبلیغات چاپی، تبلیغات رسانه‌ای و … .
 
جمع‌آوری اطلاعات سرنخ‌های بازاریابی

شما باید اطلاعات هر کسی را که تاکنون به شما یا وب‌سایت‌تان مراجعه کرده است را داشته باشید. اگر تاکنون این کار را نکرده‌اید هر چه سریع‌تر به طراحی یک استراتژی صحیح برای جمع‌آوری این اطلاعات بپردازید.

به این فکر کنید که از چه طریقی می‌توانید بیشترین و بهترین اطلاعات را جمع‌آوری کنید؟

چگونه می‌توانید آن کار را انجام دهید و به چه ابزارهایی نیاز خواهید داشت؟

بخش‌بندی سرنخ‌های بازاریابی

تقسیم بندی و بخش‌بندی سرنخ‌های بازاریابی یکی از مهم‌‌ترین کارهایی است که باید صورت گیرد.

شما برای این‌که بتوانید شخصی‌سازی انجام دهید و پیام‌های مرتبط با هر کسی را به وی بفرستید، مجبور به بخش‌بندی و لیست‌بندی سرنخ‌های بازاریابی هستید.

به عبارت ساده‌تر شما باید افرادی را که اطلاعات آن‌ها را جمع‌آوری کرده‌اید، براساس ویژگی‎‌های مشترک دسته‌بندی کنید.

امتیازدهی به سرنخ‌های بازاریابی

به هر سرنخ بازاریابی از لحاظ قوی یا ضعیف بودن امتیاز بدهید.

مطمئنا آن سرنخ بازاریابی که امتیاز بیشتری گرفته است، احتمال بیشتری برای تبدیل شدن به مشتری دارد.

به عنوان مثال، شما می‌توانید عواملی هم‌چون صنعت، درآمد، تعداد دفعات بازگشت به سایت، مشتری رقیب و … را در نظر بگیرید.

دنبال کردن سرنخ‌بازاریابی که یافته‌اید

تنها هدف قرار دادن مشتری و جمع‌آوری اطلاعاتش کافی نیست.

شما باید بتوانید مشتریی را که یافته‌اید، دنبال کنید، برای او ارزش آفرینی کنید و او را به سمت خود جلب کنید.

به عنوان مثال، اگر شما از بازاریابی ایمیلی استفاده می‌کنید، تنها به ارسال یک ایمیل اولیه اکتفا نکنید.

بلکه بعد از ارسال ایمیل اول حدود ۵ تا ۶ بار ایمیل دیگر هم بزنید.

البته این به این معنا نیست که اسپم باشید.

فروش و تجزیه تحلیل نتایج

بعد از این‌که شما با سرنخ‌های بازاریابی ارتباط برقرار کردید و به آن‌ها پیشنهادی ارزشمند دادید، به احتمال زیادی فروش صورت خواهد گرفت. در این مرحله یعنی بعد از این‌که مشتری یابی را انجام دادید، نوبت به تجزیه و تحلیل می‌رسد.

آن‌چه که در این‌جا اهمیت دارد اینست که شما با کمترین تلاش به بیشترین نتایج دست پیدا کنید. بنابراین تجزیه تحلیل نتایج به شما کمک خواهد کرد تا بهترین فرصت‌ها را کسب کنید.

دیدگاه‌ها خاموش

طرح یک کمربند – یک جاده چین چیست؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۶٫۰۷ - ۳:۴۲ ٫ق٫ظ


هفته نامه تجارت فردا – مونا مشهدی رجبی: اقتصاد چین در سال‌های اخیر با سرعت بالایی رشد کرد و هم‌اکنون این کشور پهناور آسیایی را می‌توان یکی از قطب‌های مهم اقتصادی و تجاری در دنیا دانست ولی به نظر می‌رسد سران چین همچنان درصدد تحکیم وضعیت خود در عرصه تجارت و اقتصاد دنیا هستند و می‌خواهند با تکرار تجربه جاده ابریشم به قطب تجارت دنیا تبدیل شوند.
 
 طرح یک کمربند - یک جاده چین چیست؟
 
ایده «یک کمربند-‌ یک جاده» طرحی است که می‌تواند ساختار تجاری دنیا را تغییر دهد و باعث افزایش حجم و ارزش تجارت در دنیا شود و چین اصلی‌ترین و مهم‌ترین حامی این طرح است. این طرح دارای دو بخش است که یک بخش آن راه فیزیکی است و یک بخش آن را راه دریایی تشکیل می‌دهد. راه فیزیکی از چین شروع می‌شود و به قاره اروپا ختم می‌شود و کشورهای قرقیزستان، قزاقستان، ازبکستان، ایران، ترکیه، اوکراین، لهستان، بلژیک، فرانسه و در نهایت ایتالیا را در‌بر می‌گیرد.
 
کشورهای مذکور سرمایه‌گذاری زیادی برای توسعه زیرساخت‌های صنعتی و شهری خواهند کرد و ساخت جاده‌ها و پل‌ها و بزرگراه‌ها و مسیرهای حمل‌ونقل ریلی پرسرعت بخشی از این طرح خواهد بود. بخش دوم این طرح را می‌توان راه ابریشم دریایی دانست که باز هم از بنادر چین شروع می‌شود و به بنادر ایتالیا ختم می‌شود و محصولات تولیدشده در چین و کشورهای واقع در این مسیر را به بازار اروپا می‌رساند.
 
کشورهایی که در مسیر این راه آبی قرار دارند عبارتند از کشورهای ویتنام و مالزی و اندونزی و سریلانکا و پاکستان و کنیا و ترکیه و یونان و ایتالیا. در واقع از طریق این مسیر آبی محصولات تولیدشده در آسیا به اروپا و آفریقا صادر می‌شود که بازار بسیار بزرگی است و ارزش اقتصادی بسیار بالایی خواهد داشت.

کشورهایی که در مسیر این طرح قرار دارند ۶۵ درصد از جمعیت دنیا را در خود جای داده‌اند و به همین دلیل بازار بسیار بزرگی برای محصولات تولیدشده در چین محسوب می‌شوند و اجرا شدن این طرح می‌تواند بازار بسیار بزرگ‌تری را در اختیار تولیدکنندگان چینی قرار دهد و به قدرت چین به عنوان یک اقتصاد بزرگ و یک کشور بزرگ صادرکننده در دنیا بیفزاید. از سوی دیگر منافع اقتصادی ناشی از اجرای این طرح باعث می‌شود کشورهای واقع در این مسیر با هم رابطه سیاسی بهتری برقرار کنند و این رابطه گرم‌تر برای کشورهای قاره آسیا بسیار مطلوب است.
 
انتظار می‌رود راه‌اندازی این طرح زمینه‌ساز توسعه اقتصادی آسیا و افزایش قدرت سیاسی و اقتصادی آن در دنیا شود. ولی سوال اصلی این است که آیا امکان اجرای این طرح وسیع وجود دارد یا خیر؟ آیا منابع مالی این طرح را می‌توان تامین کرد و آیا دولت‌های کشورهای مختلف برای اجرای این طرح اهتمام می‌ورزند؟ باید در نظر داشت که تامین منابع مالی برای این طرح بسیار دشوار است ولی با توجه به حمایت‌های زیاد چین از این طرح امکان‌پذیر است ولی در مورد اینکه چه مدت زمان طول می‌کشد تا چنین طرحی اجرا شود نمی‌توان نظر دقیقی ارائه داد. تنها می‌توان گفت که اجرا شدن این طرح ساختار تجاری دنیا را تغییر خواهد داد.
 
 طرح یک کمربند - یک جاده چین چیست؟
کمربند رونق؛ چرا چین طرح یک کمربند – یک جاده را پیشنهاد داد؟
 
بیش از دو هزار سال قبل امپراتوری چین به ایجاد جاده ابریشم کمک و شبکه‌ای از مسیرهای تجاری را راه‌اندازی کردکه چین را به کشورهای آسیای مرکزی و جهان عرب وصل می‌کرد. درآن زمان اصلی‌ترین کالای صادراتی چین ابریشم بود و به همین دلیل این مسیر تجاری که چین حمایت از ساخت آن را بر عهده داشت جاده ابریشم نامگذاری شد و قرن‌ها به عنوان اصلی‌ترین و مهم‌ترین مسیر تجاری دنیا بود. اما از نتایج اصلی ساخت این جاده را می‌توان توسعه اقتصادی و زیرساختی کشورهایی دانست که در مسیر جاده ابریشم قرار داشتند.
 
این روند توسعه برای بیش از ۱۰۰ سال در آسیا ادامه داشت و تقویت جایگاه اقتصادی آسیا در سطح بین‌المللی و تقویت قدرت سیاسی این قاره در تصمیم‌‌گیری‌های دنیا هم در نتیجه توسعه این جاده و سهم بزرگان در تجارت جهانی بود. اما با توسعه روش‌های ارتباطی به خصوص حمل‌ونقل دریایی و هوایی دیگر جاده ابریشم کارایی خود را از دست داد ولی خاطره موفقیت‌آمیزی که این طرح برای چینی‌ها داشت باعث شد تا مقامات این کشور بازهم طرحی مشابه را پیشنهاد دهند و تلاش کنند به مرکز تجارت دنیا باز‌گردند.

طرح در سال ۲۰۱۳ پیشنهاد شد

در سال ۲۰۱۳ رئیس‌جمهوری وقت چین طرحی مشابه جاده ابریشم ولی با توجه به نیازها و امکانات امروز دنیا را پیشنهاد داد. او اعلام کرد با ساخت شبکه‌ای از راه‌های ریلی، جاده‌ها، خطوط لوله و مسیرهای حمل‌ونقل دریایی چین را به کشورهای آسیای مرکزی، آسیای غربی و بخشی از جنوب آسیا وصل می‌کند و حتی با توسعه این مسیر بازار اروپا و بخشی از آفریقا را هم به این شبکه اضافه می‌کند.

 
حتی اگر کشورهای اروپایی به مسیر جاده ابریشم مدرن اضافه نشوند ولی دسترسی به بازار این کشورها از طریق جاده ابریشم مدرن امکان‌پذیر می‌شود و فرصت‌های اقتصادی و تجاری زیادی را در اختیار کشورهایی قرار می‌دهد که در مسیر طرح یک کمربند-یک جاده قرار دارند. در طرحی که اخیراً پیشنهاد شده است کشورهای بلژیک، فرانسه، اوکراین، ایتالیا، یونان و ترکیه که در قاره اروپا واقع شده‌اند هم در مسیر جاده ابریشم مدرن قرار دارند و کنیا در قاره آفریقا هم کشوری است که کالاهای تولید‌شده و وارد‌شده به مسیر تجاری در قاره آسیا را جذب و به بازار مصرف آفریقا عرضه می‌کند.
 
 طرح یک کمربند - یک جاده چین چیست؟

طرحی با هدف توسعه تجارت

طرح یک کمربند-یک جاده در نگاه اول یک مسیر برای توسعه تجارت است ولی در واقع می‌تواند باعث نزدیکی بیشتر کشورهای آسیایی شود و زمینه را برای همکاری‌های مشترک در عرصه اقتصادی و تجادی و فرهنگی و حتی اجتماعی فراهم کند. این دوستی می‌تواند باعث افزایش قدرت سیاسی آسیا در سطح بین‌المللی شود و به آنها کمک کند تا در تصمیم‌‌گیری‌های جهانی یکپارچه‌تر حضور داشته باشند زیرا در اغلب موارد منافع اقتصادی در تصمیم‌‌گیری‌های سیاسی تاثیر زیادی دارد.

طرح یک کمربند-یک جاده، ایجاد‌کننده بزرگ‌ترین پلت‌فورم دنیا برای همکاری‌های اقتصادی است و این همکاری‌ها شامل همکاری در عرصه سیاستگذاری اقتصادی، همکاری‌های تجاری و همکاری در زمینه تامین مالی، همکاری‌های اجتماعی و فرهنگی است که منافع آن نصیب تمامی کشورهایی می‌شود که در مسیر این پلت‌فورم قرار دارند.

 
در سال‌های اخیر سازمان‌های بین‌المللی زیادی برای کمک به اجرای این طرح اعلام آمادگی کردند و چین هم از طریق ایجاد صندوق و بانک توسعه زیر‌ساخت آسیا تلاش کرد تا بخشی از منابع مالی مورد نیاز طرح را تامین کند ولی آنچه تضمین‌کننده اجرای این طرح است حمایت چین از آن و تلاش چین برای اجرای این طرح تا مرحله پایانی است.
 
چین دومین اقتصاد دنیاست و هم‌اکنون بخش اعظم کالاهای مصرفی دنیا در این کشور تولید می‌شود. بنابراین حمایتش از یک مسیر تجاری دیگر که منافعش نه‌تنها به خود چین بلکه به تمامی کشورهای واقع در این مسیر می‌رسد اهمیت زیادی دارد. از طرف دیگر باید در نظر گرفت اغلب کشورهای واقع در این مسیر تجاری مدرن کشورهای در حال توسعه و بازارهای در حال گذار هستند و در نتیجه این طرح می‌تواند سرمایه مورد نیاز برای توسعه زیر‌ساخت‌های صنعتی را تامین کند. در نتیجه توسعه زیر‌ساخت‌ها فرصت رشد اقتصادی و ایجاد فرصت‌های شغلی در این کشورها فراهم خواهد شد که منافع زیادی برای آنها دارد.

بخش‌های اصلی این طرح

در سال ۲۰۱۵ میلادی اعلام شد که طرح یک کمربند-یک جاده دارای دو بخش اصلی است که یکی از آنها به توسعه شبکه ارتباطی روی زمین اختصاص دارد و بخش دوم شبکه ارتباطی دریایی است و با توجه به روش‌های مختلف تجاری در دنیا هر دو مسیر برای تجارت دنیا اهمیت زیادی دارد.

این دو بخش اصلی و مهم عبارتند از: اول کمربند اقتصادی ابریشم و دوم راه ابریشم دریایی قرن بیست و یکم میلادی. کمربند ابریشم اقتصادی شامل سه مسیر مهم می‌شود که یک مسیر از چین شروع می‌شود و تا اروپا ادامه دارد و این مسیر از آسیای مرکزی می‌گذرد.

 
دومین مسیر از خلیج فارس شروع می‌شود و تا مدیترانه ادامه دارد و از آسیای غربی می‌گذرد و سومین مسیر از طریق کشورهای جنوب آسیا به اقیانوس هند می‌رسد. جاده ابریشم دریایی قرن بیست و یکم میلادی باعث اتصال راه‌های دریایی منطقه‌ای می‌شود و بیش از ۶۰ کشور دنیا را که ارزش تولید ناخالص داخلی آنها بالغ بر ۲۱ هزار میلیارد دلار است به هم وصل می‌کند.

پیشرفت‌هایی که در اجرای پروژه ایجاد شد

 تلاش چین برای اجرای این پروژه باعث شد تا توجه جهانیان به این طرح جلب شود. در سال‌های اخیر چین چندین توافق دو‌جانبه با کشورهای مجارستان و مغولستان و روسیه و تاجیکستان و ترکیه امضا کرد که هر یک به جنبه‌ای از این طرح می‌پردازد. پروژه‌های دیگری هم از سوی مقامات چینی پیشنهاد شده است که مطالعات اقتصادی و اجرایی آن در حال انجام است.

 
 طرح یک کمربند - یک جاده چین چیست؟
 
این پروژه‌ها شامل ساخت خطوط ارتباطی قطار بین بخش شرقی چین و ایران می‌شود و احتمال توسعه این خط تا اروپا هم وجود دارد. همچنین ساخت خطوط ارتباط ریلی میان چین با کشورهای لائوس و تایلند و ساخت خطوط ریلی پر‌سرعت در اندونزی هم بخش دیگری از این طرح است. این طرح به اندازه‌ای وسیع و بزرگ است که بیش از ۲۰۰ شرکت پیمانکاری بزرگ و کوچک برای اجرای بخش‌های مختلف آن توافقنامه‌ها و قراردادهایی را با شرکت‌های چینی امضا کرده‌اند و شمار دیگری از توافقنامه‌ها هم در ماه‌های آینده نهایی می‌شود.

شش کریدور اصلی این پروژه

در سال ۲۰۱۴ میلادی چین صندوق راه ابریشم را راه‌اندازی کرد که ارزش منابع مالی موجود در این صندوق برابر با ۴۰ میلیارد دلار اعلام شد و این صندوق در پروژه‌های کلیدی مختلفی سرمایه‌گذاری کرده است. تاکنون فازهای اولیه پروژه راه ابریشم در چین اجرا شده و برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری روی پروژه‌های جزئی‌تر آغاز نشده است.

 
قرار بر این است که در طول اجرای این پروژه شش کریدور اقتصادی اصلی راه‌اندازی شود که این کریدورهای اقتصادی عبارتند از: ۱- چین، مغولستان و روسیه ۲-چین، ‌آسیای مرکزی و‌ آسیای غربی ۳- هند و چین ۴- چین، پاکستان  ۵-بنگلادش، چین و هند-میانمار ۶- پل زمینی اروپایی و آسیایی.

این کریدورها محور و مرکز اصلی فعالیت‌های صنعتی و فعالیت‌های اقتصادی در حوزه انرژی هستند و این همکاری‌های اقتصادی و انرژی از طریق استفاده از جاده‌ها، خطوط ریلی، آبراه‌ها، خطوط هوایی، خطوط لوله و بزرگراه‌های اطلاعاتی انجام می‌شود. افزایش سطح ارتباط میان کشورهایی که در این مسیر قرار دارند و ارتقای راندمان کشورهایی که در مسیر جاده ابریشم تازه هستند می‌تواند باعث تقویت دوستی‌ها و همکاری‌های کشورها شود و منافع زیادی در زمینه اقتصادی و تجاری به تمامی کشورها برساند.

 به هر حال این طرح تازه شروع شده است و تا اجرای کامل آن سال‌های زیادی مورد نیاز است ولی نکته مهم تاثیرات اقتصادی مثبتی است که اجرای آن در اقتصادهای آسیایی دارد و به همین دلیل حمایت بخش زیادی از فعالان اقتصادی و سران دولتی کشورها را دارد. اجرای طرح مذکور آینده اقتصادی و سیاسی آسیا را تغییر می‌دهد و کشورهایی ایجاد می‌کند که با سرعت بالایی در مسیر توسعه اقتصادی و صنعتی حرکت می‌کنند. 

دیدگاه‌ها خاموش

ثروتمند شدن به روش استارت آپی

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۶٫۰۶ - ۶:۱۲ ٫ق٫ظ


هفته نامه صدا: استارت آپ های مختلفی در دنیا ایجاد می شوند. آنها کسب و کار جدیدی را شروع می کنند؛ اما برای شروع آن به پول نیاز دارند. حالا این پول می تواند توسط شتاب دهنده ها فراهم شود و یا این که مردم عادی در آنها سرمایه گذاری کنند.
 
سی ان بی سی در گزارشی درباره پولدار شدن از طریق سرمایه گذاری در استارت آپ ها نوشت: «ماه می سال ۲۰۱۶، قانونی به اجرا درآمد که به هر کسی اجازه می دهد بخشی از پول نقد خود را در شرکت های استارت آپی سرمایه گذاری کند. تا آن زمان خرید سهام در یک کسب و کار خصوصی کوچک موضوعی بود که تنها سرمایه گذاران ثروتمند می توانستند انجامش دهند.»
 
ثروتمند شدن به روش استارت آپی

اما حالا، این امکان وجود دارد که شما در همه نوع استارت آپ از برندهای تکنولوژی تا کامیون های حمل مواد غذایی سرمایه گذاری کنید. زمانی که شما سرمایه گذاری می کنید، سهمی در این کسب و کار خواهید داشت و به طور بالقوه می توانید دستاوردهای بزرگی به دست آورید. سی ان بی سی در گزارشی در این باره نوشت: «این امکان با اقدام (JOBS) the Jumpstart Our Business Startups فعال شده است که اجازه می دهد هر فردی در استارت آپ مورد نظر خود سرمایه گذاری کند.»

در این سیستم استارت آپ ها، بدهی ها و سهام آن توسط کمیسیون اوراق بهادار و بورس تایید شده و اداره تنظیم مقررات مالی لیستی از سرمایه گذاران برای جمع آوری پول تهیه می کند. این پرتال ثابت می کند که پول سرمایه گذاران از سرقت و سوء استفاده محافظت می شود. برای محافظت از پس انداز شما، راه های دیگری هم وجود دارد. اگر کمتر از ۱۰۷ هزار دلار در بانک داشته باشید، در سال می توانید ۲۲۰۰ دلار یا ۵ درصد از درآمدتان را سرمایه گذاری کنید. همه این موارد برای این است که شما در یک استارت آپ سرمایه گذاری کنید.

چرا سرمایه گذاری در استارت آپ ها باید هوشمند باشد؟

اگر در نهایت خوش شانس باشید و پول خود را در یک استارت آپ موفق سرمایه گذاری کنید، پول نقد شما طی چند سال افزایش پیدا می کند. این سرمایه گذاری شاید بازدهی ۱۰ تا ۲۰ برابر مقداری که سرمایه گذاری کرده اید داشته باشد. به این ترتیب ممکن است ۲ هزار دلار شما به ۲۰ هزار تا ۴۰ هزار دلار تبدیل شود. اگر شما خیلی خوش شانس باشید ممکن است مانند یکی از سرمایه گذاران اولیه اینستاگرام سرمایه تان بیش از ۳۰۰ برابر شود اما این موضوعات بهترین سناریوها هستند.

 
چرا که استارت آپ ها مناطق بسیار جدیدی هستند و داده های قابل اعتماد زیادی در مورد نوع پرداخت ها وجود ندارد. چرا سرمایه گذاری در یک استارت آپ ممکن است اشتباه باشد؟ بزرگ ترین دلیل عدم سرمایه گذاری چیست؟ شاید به این دلیل باشد که بیشتر استارت آپ ها شکست می خورند و حتی عمر آنها به ۹ سال هم نمی رسد. حتی اگر استارت آپی موفق شود، ممکن است در سال اول سودی به آن افزوده نشود.

به این ترتیب آنها احتمالا پولی ندارند که به شما سود بپردازند. آنها برای این که شرکت به سودآوری برسد باید به دنبال منابع دیگر سرمایه گذاری باشند. بنابراین قبل از این که هرگونه عملیاتی انجام دهید، باید تحقیقات زیادی انجام داده باشید.

دیدگاه‌ها خاموش

افراد موفق چطور بر استرس خود غلبه می‌کنند؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۶٫۰۶ - ۵:۰۲ ٫ق٫ظ


رازمجنون – ترجمه از هدی بانکی: آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید افراد موفق چطور می‌توانند در زمان‌هایی که دچار استرس می‌شوند، آرام بمانند؟ آیا این سوال برای‌تان پیش آمده که چرا برخی از افراد این مهارت را دارند تا در بحران و شرایط سخت، خونسرد باشند؟ پیش آمده که آرزو کرده باشید شما هم می‌توانستید این مهارت مهم را وارد زندگی‌تان کنید؟
 
۱. فاجعه سازی نمی‌کنند
فاجعه سازی یعنی اینکه در مورد موقعیت پیش آمده، فورا بدترین حالت و نتیجه‌ی ممکن را تصور کنیم. افراد موفق چنین طرز فکری ندارند، در عوض موقعیت پیش رو را منطقی بررسی می‌کنند و احتمالات را کشف می‌کنند.
 
این افراد هوشمندانه تصمیم می‌گیرند که چطور واکنش نشان دهند و گزینه‌ها را می‌سنجند: «اگر چنین واکنشی نشان دهم چه خواهد شد»، این سوال کلیدی است که افراد موفق در شرایط بحرانی از خود می‌پرسند. بهتر است شما هم تغییری در شیوه‌ی تفکر خود ایجاد کرده و روی همه‌ی احتمالات تمرکز کنید، نه روی بدترین احتمال.
۲. نفس عمیق می‌کشند
 
 افراد موفق چطور بر استرس خود غلبه می‌کنند
افراد موفق یاد گرفته‌اند که موثرترین روش خونسرد ماندن، تنفس فعال است. یعنی از پروسه‌ی جسمی دم و بازدم اطلاع دارند و هدفمند نفس می‌کشند. افراد موفق می‌دانند تنفس به تنظیم و کنترل واکنش جنگ و گریزشان کمک زیادی کرده و فواید روانی و فیزیولوژیکی زیادی دارد. چطور است شما هم این بار اگر تحت استرس شدید قرار گرفتید، لحظه‌ای مکث کنید و ۱۰ نفس عمیق بکشید و روی هر دم و بازدم‌تان تمرکز کنید. سعی کنید بیرون رفتن استرس از بدن‌تان را حین بازدم، احساس و تجسم کنید.
 
۳. در لحظه حضور دارند
آنهایی که بسیار موفق هستند در لحظه زندگی می‌کنند، نه در اشتباهاتی که در گذشته مرتکب شده‌اند. این افراد نگران آینده نیز نیستند. بلکه با حضور ذهن در زمان حال باقی می‌مانند و با تدبیر به رویاهایی می‌اندیشند که امکان وقوع‌شان در آینده هست. حضور در لحظه و ذهن آگاهی به افراد موفق اجازه می‌دهد در رنج‌های گذشته باقی نمانند و درگیر افکار نگران کننده در مورد آینده نباشند.
 
افراد موفق با داشتن چنین ویژگی، یاد گرفته‌اند که خنده و شادی مهم است و زندگی در لحظه، اغلب چیزهایی زیادی برای لذت بردن در اختیارشان می‌گذارد. خوب است شما هم سعی کنید در زمان حال بمانید و برای رسیدن به اهداف‌تان در زندگی، استراتژی‌های واقع گرایانه در پیش بگیرید و با پرداختن به راههایی که دور از ذهن و واقعیت به نظر می‌رسند خود را دچار تشویش و آشفتگی نکنید. اگر چیزی برای‌تان جالب و لذت بخش بود، در لحظه بمانید و روی همین احساس‌تان تمرکز کنید.
۴. روی مثبت‌ها تمرکز می‌کنند
حفظ خونسردی در شرایط استرس برانگیز، کار ساده‌ای نیست. یکی دلایلی که افراد موفق می‌توانند خونسردی و آرامش خود را حفظ کنند این است که به مثبت‌ها توجه می‌کنند. یعنی جملاتی را به زبان نمی‌آورند که به خودشان ضربه بزنند، مثلا: «هیچ چیزی درست نخواهد شد» یا «من نابود خواهم شد!». افراد موفق دریافته‌اند که تمرکز کردن به مثبت‌ها، برای‌شان مفید است. مثلا اگر اشتباهی مرتکب شوند می‌گویند: «من در این قسمت اشتباه کرده‌ام اما در آن زمینه درست و خوب عمل کرده‌ام». این بار اگر به چالشی دشوار روبرو شدید، سعی کنید جوانب مثبت این چالش را هم پیدا کنید. چطور است رویکرد موثر ایجاد تغییرات مثبت را در پیش بگیرید.
 
 افراد موفق چطور بر استرس خود غلبه می‌کنند
۵. حد و حدود تعیین می‌کنند

یکی از سخت‌ترین چیزهایی که همه‌ی ما با آن مواجه می‌شویم، تعیین حد و حدودی درست در حوزه‌ی کار و سایر مسئولیت‌هاست. در دنیای الکترونیک زده‌ی امروز که هیچ درنگی هم ندارد، تقریبا همه‌ی ما مشکلات خود را با رویکردهای نادرست تشدید می‌کنیم.
 
اما افراد موفق یاد گرفته‌اند که برای مدیریت استرس‌های زیاد و دست و پاگیر خود، نیاز دارند شرایط و حدودی تعیین کنند که تا حد ممکن، کمتر در معرض استرس قرار بگیرند. یعنی در این مورد که دیگران تا چه حد می‌توانند به آنها دسترسی داشته باشند، حد و حدودی مشخص می‌کنند.
 
آنها کشف کرده‌اند که با محدود کردن زمان‌های آنلاین بودن‌شان بهتر می‌توانند خلق و خو و روحیه‌ی خود را کنترل کرده و هر وقت بحرانی بروز کرد، با خونسردی واکنش نشان بدهند. چطور است شما هم در مورد روابط خود با دیگران حد و مرزهایی تعیین کنید؟ سعی کنید درباره‌ی زمان‌های آنلاین بودن یا روشن بودن گوشی‌تان، تصمیم‌های هوشمندانه‌تری بگیرید و برای اوقات آرامش و استراحت خود ارزش قائل باشید.
۶. به تغذیه‌شان اهمیت می‌دهند

البته این توصیه‌ای است که گفتنش ساده‌تر از عمل کردن است، اما شدنی است. افراد موفق این را هم آموخته‌اند که با ایجاد عادت‌هایی کوچک پیرامون تغذیه‌ی خود، تمرکز روی غذاهای پُرپروتئین و انتخاب‌های سالم می‌توانند زمان‌های طولانی‌تری آرام و متمرکز باقی بمانند.
 
آنها این را هم خوب می‌دانند که قند و شیرینی تا چه اندازه روی خلق و خوی‌شان اثر دارد و مراقب مصرف شیرینی‌جات و کافئین‌شان هستند. انجام فعالیت‌های بدنی در کنار تغذیه‌ی درست، بهترین نتایج را دربر دارد. چطور است شما هم از تغییرات کوچک شروع کنید و هر روز با خلق یک عادت کوچک سالم به سمت هدف‌تان قدم بردارید؟ می‌توانید غذاهای پُرچرب را با غذاهای کم کربوهیدارت و پُرپروتئین جایگزین کنید. یک تغییر کوچک مثلا می‌تواند این باشد که یکی از فنجان‌های قهوه‌ی روزانه‌ی خود را با یک لیوان آب جایگزین کنید.
۷. خواب برای‌شان الویت دارد

دانشمندان مدتهاست که فهمیده‌اند خواب با استرس، ارتباط مستقیم دارد. افراد بسیار موفق و کارآمد، درک بسیار درستی از خواب انرژی بخش دارند و می‌دانند که خواب با کیفیت، لازمه‌ی بی‌قید و شرط ِ تندرستی است. افراد موفق یاد گرفته‌اند برای دور ماندن از اضطراب، خواب منظم را بخشی حتمی از زندگی خود کنند. آنها آگاهند که ریتم شبانه روزی بدن‌‌شان چگونه است و به صدای بدن‌شان گوش می‌دهند و هر وقت اعلام نیاز به خواب شد، به خوبی جواب می‌دهند. خوب است شما هم دقت بیشتری به ساعت درونی‌تان داشته باشید و عادت کم خوابی را ترک کنید.
 
 افراد موفق چطور بر استرس خود غلبه می‌کنند
۸. قدردان هستند

افراد موفق قادرند بیشتر به چیزهایی که دارند توجه کنند تا چیزهایی که ندارند. آنها درک کرده‌اند که تمرکز روی داشته‌ها و مثبت‌ها، کمک‌شان می‌کند منفی‌ها را به حداقل رسانده و آرامش بیشتری داشته باشند. قدردانی به آنها این امکان را می‌دهد تا در مواجهه با روزهای سخت، صبر و شکیبایی و قدرت بیشتری داشته باشند. چه خوب است شما هم هر روز، یک یا دو چیز بابت قدردان و شاکر بودن پیدا کنید. می‌توانید چندتا از نعمت‌ها و داشته‌های‌تان را روی کاغذ بنویسید و هر هفته، چیزهایی به آن اضافه کنید.
۹. «غیرممکن» برای‌شان وجود ندارد

شاید در این مورد زیاد شنیده باشید و توصیه‌های جورواجوری به شما شده باشد، اما واقعا چگونه می‌شود؟ خیلی‌ها عقیده دارند نمی‌توانند موقعیت خود را تغییر دهند چون این کار، فراتر از توان و قدرت آنهاست. اما افراد موفق این طر فکر را برای خود سمی می‌دانند. عبارت ِ «من نمی‌توانم» ظاهرا در کلام آنها جایی ندارد. چطور است شما هم همین الان انتخابی بکنید که بتوانید تغییری در موقعیت خود ایجاد کنید و واقعا باور داشته باشید (واقعا!) که قادرید زندگی دلخواه‌تان را فراهم کنید.
۱۰. به حامیان خود تکیه می‌کنند

آنهایی که در زندگی موفق می‌شوند و به جایگاه خوبی می‌رسند این را می‌دانند که موقعیت خود را به تنهایی و بدون حمایت و کمک دیگران به دست نیاورده‌اند و در هر جایی از مسیر مطمئنا به دلگرمی‌های آنها نیاز خواهند داشت.
 
به عبارتی دیگر، این اشخاص یاد گرفته‌‌اند که تجربه کردن شرایط گوناگون لازمه‌ی موفقیت است و این تجربیات ِ پُر فراز و نشیب، طبیعتا استرس‌هایی با خود دارند و هر وقت شرایط سخت و طاقت فرسایی پیش آمد به این دوستان حامی مراجعه می‌کنند تا از آنها انرژی و آرامش بگیرند و البته این یک رابطه‌ی دوطرفه است و خود این افراد موفق هم هر زمان که دوستان‌شان نیاز داشتند، خود را به آنها می‌‌رسانند.
 
اگر فکر کنید مجبورید بار ِ تمام استرس‌های زندگی‌تان را به تنهایی به دوش بکشید چه احساسی خواهید داشت؟ پس چه خوب است حلقه‌ای از دوستان و حامیان داشته باشید و احساسات خود را با آنها به اشتراک بگذارید. خودتان هم برای تسکین استرس‌ها و اضطراب‌های آنها، مشتاق باشید.

دیدگاه‌ها خاموش

راه های غلبه بر تنبلی

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۶٫۰۵ - ۶:۲۹ ٫ق٫ظ


وب‌سایت صدانت – مصطفی ملکیان: من در باب خودم قائلم که بیشتر از کاری که می کنم، میتوانم انجام دهم. اما در مورد خودم چند نکته است که هر وقت به آن ها توجه بیش تر داشته ام به همان اندازه تنبلیم را کم کرده است:
 
۱_ مرگ اندیشی

من فکر نمی کنم هیچ چیزی به اندازه مرگ اندیشی تنبلی زدا نیست مرگ اندیشی ممکن است یک آثار منفی ای داشته باشد ولی چه داشته باشید و چه نداشته باشید چند اثر مثبت دارد و یکی از مهمترین هایش مسئله تنبلی زدایی است. بنده هر زمان که یا به خاطر امور بیرونی یا به خاطر امور درونی مرگ اندیش تر شده ام و بیشتر به مردنم فکر کرده ام تنبلی ام فروکش کرده است..البته نه به آن چیزی که در آخر عمر رخ می دهد بلکه به این آن چیزی که الان دارد رخ می دهد یا به عبارتی دیگر همین لحظاتی که در حال مردنم .

هر وقت به این فکر کرده ام خیلی در کاهلی زدایی کمکم کرده است .یعنی هر وقت وجداناً به این نکته رسیده ام که من واقعا امکان دارد سال آینده نباشم یا ۵ سال آینده نباشم بنابراین الان در حال مردنم یعنی به مرگ نزدیک می شوم. این در من خیلی مؤثر بوده است و هرچه با زندگی بیشتر انس می گیرم و یاد زندگی در من قوی میشود و یاد مرگ در من ضعیفتر می شود اثر منفی داشته و تنبل تر می شوم.
 
نقل می کنند که برای دنیا چنان بزی که گویا همیشه خواهی زیست و برای آخرت چنان که گویی فردا خواهی مرد .*
 
من اگر تصور این را بکنم که روز نه چندان دوری خواهم مرد این خیلی به من کمک می کند .هر وقت بتونانم این تصور را در خودم بپرورم جدی تر و فعالتر می شوم.
 
راه های غلبه بر تنبلی 
 
۲_ کاستن از اشتغالات

زیاد بودن اشتغالات یعنی شما هم فکر شغلتان باشید هم فکر علم باشید هم فکر سیاست باشید .هم در فکر این باشید که در هنر و سینما و.. چه میگذرد یا در عالم موسیقی چه میگذرد و هم در ادامه فرض کنید به ورزشی هم علاقه مند باشید . اگر این جور باشد من به این میگویم اشتغالات زیاد.

هر چه تعداد اشتغالات آدم زیاد می شود به دوجهت، تنبلی بیشتر می شود :
 
اولا هر چه اشتغالات انسان بیشتر می شود، در هیچ اشتغالی موفق نیست انسان وقتی مثلا در فیلمی موفق نیست آرام آرام تنبل می شود و اگر من فقط فکر علم باشم درعلم رشد می کنم و وقتی که رشد می کنم و احساس می کنم جلو میرم ،این انگیزه باعث میشود کار بیشتر بکنم و بازهم بیشتر و بیشتر. ولی وقتی ده مورد اشتغال دارم در ورزش ، علم ، سیاست و هنر رشد نمی کنم و چون رشد نمی کنم انگیزه کار برام کم میشود و این یعنی تنبلی .
 
از شیخ بهایی جمله حکیمانه ای نقل که می گفتند : هیچ علمی نبود که با عالمان آن علم توانستم وارد بحث بشوم و در هیچ بحثی وارد نشدم الا اینکه شکست خورده بودم. این معنایش این است که اینقدر از ترمنولوژی آن علم بلد بودم که بتوانم وارد بحث بشوم ولی بعد از ده دقیقه که گذشت شکست می خوردم .
 
این عدم توفیق انگیزه آدم را کم می کند و آدم را تنبل می کند . من بارها گفته ام که انسان باید مثل سوزن باشد ، تمام وجودش به یک سو کشیده شود.اما ما مثل گلوله میمانیم و هیچ جا فرو نمیرویم ولی اگر کشیده شویم ،به یک سمت متمرکز میشویم.

جهت دوم این است که انسان وقتی به چند تا چیز علاقه دارد و سراغ یک کار میرود با تمام وجود سراغ آن یک کار نمی رود اشتغال ذهنیش جاهای مختلفی بوده و بدنش اینجا ولی فکرش جای دیگر است.انسان وقتی در یک کار است و دلش در یک کار دیگر است آهسته آهسته رو به تنبلی میرود .سعادت یک انسان در این است که به آن حوزه ای که علاقه مند است بپردازد.من خودم هر وقت اشتغالات ام را کم میکردم موفق تر بودم و این در زندگی ام پیش امده است که هفت سال اشتعالاتم خیلی کم بودند ولی امروز اشتغالاتم پخش است و احساس خوبی ندارم .پس باید اشتغلات فکری را غربال کرد.غربالی بر اساس علایق و غربال دوم بر اساس استعدادمان انجام دهیم.. و از میان همه این ها یک الی دو اشتغال برای ما بماند که در نتیجه تبلی ما کم میشود.
 
۳_ رقابت

نکته سوم رقابت است .من بار ها گفتم که انسان هرگز نباید خود را نه مقایسه نظری کند و نه مسابقه عملی .اما انسان اگر اینگونه کند این مسابقه تنبلی زداست.مثل بچه هایی که خیلی برایشان مهم است که شاگزد اول بشوند، کمتر تنبل هستند تا کسانی که شاید با استعداد باشند ولی احساس رقابت با کسی نمی کنند.بهترین پادزهر تنبلی احساس مقایسه است که میتوانید داشته باشید اما در کنارش هزار ضرر دارد اما شما را از تنبلی بیرون می آورد.
 
انسان در کاری که نه علاقه دارد نه استعداد یا یکی از این ها را نداشته باشد دچار تنبلی میشود.پس باید به سراغ کاری رفت که یا علاقه حتما وجود داشته باشد یا استعداد.
 
۴_ برنامه ریزی

نکته اخر برنامه ریزی است.بی برنامگی تنبلی اور است. بنده در هر زمینه ای که برنامه ریزی کردم تنبلی ام کمتر بوده است.و حتی زمانیکه برنامه ریزی را پر تفاسیر کردم و همچنین با جزیبات بیش تر ، بهتر عمل کردم.پس برنامه ریزی بسیار در کاهش تنبلی عملی است. اگر انسان پیش خودش رودربایستی داشته باشد و از خودش خجالت بکشد و قرار هایی که پیش خودش میگذراند حتما انجام دهد خیلی موثر تر خواهد بود.که متاسفانه این ویژگی در ما خیلی کم هست.
 
پیش خودتان عزت نفس داشته باشید یعنی همان رودربایستی که هر چه انسان پیش خودش رودربایستی داشته باشد ارزشمند تر است .جمله ای از بودا به یاد دارم که میگفتند کسانی که برای خودشان ارزش قایل هستند گناه نمیکنند.انسان اگر برای خودش ارزش قایل باشد هرگز گناه نمیکند و قولی که به خود می دهد زیر پا نمی گذارد.
 
اگر کاری را خوب در موعد مقرر خودش انجام دهید بعد از کار بسیار لذت خواهید برد و کارهایی که مجبور بودید به خاطر برنامه کنسل کنید بیش تر به دهانتان مزه میکند و با خیالی راحت انجام خواهید داد. اما متاسفانه ما اشتغلات فراوانی داریم.به سیاست علاقه داریم.به بیش تر وجه های هنر علاقه داریم. به علم علاقه داریم.به حشر و نشر و معاشرات علاقه مندیم و همچنین دنبال کردن اخبار و …اگر میشد یک مقدار کم کنیم خیلی خوب میشد.و اگر انسان به این تشخیص برسد خیلی سود میکند.
 
۵_ کنار گذاشتن عادت شب بیداری

و نکته دیگر اینکه این عادتی که جدیدا شب ها بیش تر بیدار میماندند و روز ها میخوابند بسیار غلط است . شاید یک علت پیشرفت قدیمی ها این بود که شب ها میخوابیدند و طلوع صبح بیدار میشدند. بنده در برهه از زندگی ام که تجربه این نوع زندگی را داشتم خیلی به من ثابت کرد که این روش بسیار سودمند است.ولی خب امروزه کامپیوتر، تلوزیون و اخبار و شبکه های مجازی.. خیلی وقت گیر میتواند باشد و باید کنترلی بر روی این ها اعمال کرد.

دیدگاه‌ها خاموش

ایده‌هایی برای تولید محتوای ویدیویی

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۶٫۰۵ - ۶:۲۴ ٫ق٫ظ


وب سایت آی بازاریابی: هر زمان که تکنولوژی یا برنامه‌ی جدیدی شکل می‌گیرد، بازاریابان اولین نفراتی هستند که شروع به استفاده از آن‌ها می‌کنند. به همین خاطر، بازاریابان به طور دائمی به دنبال رقابت و جلب توجه مخاطبان‌شان هستند.

در حال حاضر، این تکنولوژی “ویدیو” است که به خاطر بازگشت سرمایه‌ی زیادش مورد توجه بازاریابان بسیاری قرار گرفته است.

 
ایده‌هایی جذاب برای تولید محتوای ویدیویی 
امروزه آستانه‌ی توجه مخاطبان بسیار کم شده است. ویدیو بهترین نوع محتوایی است که می‌تواند سریعا توجه مخاطب را به خود جذب کند. گزارشات نشان می‌دهد که نیمی از بازاریابان تصمیم گرفته‌‎اند در سال ۲۰۱۷ از پتانسیل بازاریابی ویدیویی بهره‌مند شوند.
ایده‌های تولید محتوای ویدیویی

بسیاری از بازاریابان می‌دانند که باید شروع به استفاده از بازاریابی ویدیویی کنند، اما آن‌ها نمی‌دانند چگونه باید این کار را انجام دهند؟ از کجا شروع کنند؟ و چه نوع ویدیوهایی بسازند. ما در ادامه چند ایده برای شروع تولید محتوای ویدیویی به شما پیشنهاد می‌کنیم.

اگر تازه شروع به کار کرده‌اید:

  •     همراه با تیم خود ویدیویی بسازید و به مشتریانی که جدیدا به شما اضافه شده‌اند، خوش‌آمد بگویید.
  •     ویدیویی از نسخه‎ی آزمایشی محصول خود بسازید.
  •     یک گیف متحرک از نحوه‌ی عملکرد یکی از ابزارها‌ی‌تان تهیه کنید.
  •     ویدیوهای ۱۵ ثانیه‌ای از توصیفات مشتریان واقعی و وفادارتان تهیه کنید.

اگر جزو کسب‌وکارهای متوسط هستید:

  •     معرفی کوتاهی از شرکت، ماموریت و دیدگاه‌های آن
  •     ساخت فیلم‌های آموزشی در مورد محصول و خدمات‌تان
  •     ساخت ویدیوهایی راجع به مشتری و نحوه حل شدن مشکل او با خدمات شما

اگر کسب‌وکار حرفه‌ای دارید:

  •     پست‌های وبلاگی خود را به ویدیو تبدیل کنید.
  •     مصاحبه با اعضای کلیدی شرکت را فراموش نکنید.
  •     یک نسخه‌ی نمایشی از محصول خود ایجاد کنید
  •     ارائه‌های تخصصی از اعضای شرکت پخش کنید.

ایده‌های تولید ویدیوهای زنده

  •     استفاده از لایو اینستاگرام یا توییتر برای نشان دادن رویدادهای مرتبط با صنعت‌تان که مدیران شرکت در آن‌ها حضور دارند.
  •     مصاحبه زنده با یک تاثیرگذار یا رهبر فکری که در صنعت شما فعالیت دارد.
  •     ساخت ویدیو از اتفاقاتی که طی یک روز در شرکت شما رخ می‌دهد.
  •     جلسات پرسش و پاسخ بین مشتریان و تیم شما.
 ایده‌هایی جذاب برای تولید محتوای ویدیویی
 
اضافه کردن ویدیو به استراتژی بازاریابی‌تان

حال با خواندن این ایده‌ها ممکن است ایده‌های بیشتری به ذهن‌تان خطور کند. اما این ایده‌ها را چگونه باید استفاده کنید؟ چگونه باید از آن‌ها برای بازاریابی استفاده کنید؟

استفاده از محتوای ویدیویی تولیدشده توسط کاربران

با این‌که بازاریابان بهترین داستان‌پردازان هستند، اما گاهی مشتریان می‌توانند داستان‌های تاثیرگذارتری بگویند. مشتریان اغلب به حرف‌ها و گفته‌های سایر مشتریان بیشتر اعتماد دارند، بنابراین بازاریابی مدرن بیشتر به سمت این نوع از محتواها حرکت می‌کند. با استراتژی‌های مختلف مشتریان خود را به تولید محتوا برای خود تشویق کنید. حال این استراتژی می‌تواند مسابقه باشد و یا … .

داستان مشتریان‌تان را بگویید

مشتریان خوشحال بهترین پشتیبان و حامی شما هستند. شما می‌توانید از داستان‌های مشتریان‌ خوشحال‌تان برای ساخت ویدیو استفاده کنید. بدین ترتیب، کاربران دیگر با مشاهده‌ی این داستان‌ها ترغیب می‌شوند تا به موفقیت‌های مشابهی دست پیدا کنند.

از مشتریان آنلاین خود برای ملاقات‌های آفلاین دعوت کنید

جمع‌کردن مخاطبان آنلاین به یک رویداد فیزیکی کار ساده‌ای نیست، بنابراین باید از استراتژی‌های بسیار پیشرفته‌ای برای این‌کار استفاده کنید. سپس ویدیوهایی از این رویداد بگیرید و در شبکه‌های اجتماعی خود از آن استفاده کنید.

پشت صحنه کسب‌وکار خود را به اشتراک بگذارید

استوری‌های اینستاگرام بهترین گزینه برای به اشتراک‌گذاری پشت‌صحنه‌های کسب‌وکار شما هستند. مردم علاقه‌مندند پشت‌صحنه‌ی کسب‌وکار شما را ببینند و به آن‌‌چه که رخ می‌دهد پی ببرند. شما می‌توانید ایده‌های مختلفی را به کار بگیرید و ارتباط احساسی با مخاطبان خود برقرار کنید.
ویدیوهای آموزش محصول تهیه کنید

تحقیقات نشان می‌دهند که تصاویر هزار برابر یک کلمه ارزش دارند، حال ویدیو می‌تواند ارزشی بیشتر نیز داشته باشد. فیلم‎‌ها برای آموزش بهترین پلتفرم هستند. ویدیوها به راحتی هضم می‌شوند و به راحتی می‌توان آن‌ها را فهمید. می‌توانید این ویدیوها را در وبلاگ و یا آپارات به اشتراک بگذارید.

دیدگاه‌ها خاموش

برگه ی بعدی »