چگونه پول جمع کنیم؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۸٫۰۹ - ۷:۰۳ ٫ق٫ظ


وب سایت زوم تک – رجبی: چگونه پول جمع کنیم؟ اوضاع مالی یکی از مسائلی است که بسیار برای ما مهم است و هر کسی سعی می کند که اوضاع مالی خوبی داشته باشد. در گام اول باید بدانید که اوضاع مالی هر کسی به خودش مرتبط است و می تواند اقداماتی انجام بدهد که این اوضاع را تغییر دهد.چگونه با پول کم پس انداز کنیم؟ چگونه خرج کنیم ؟ چگونه مخارج خود را کنترل کنیم؟ چگونه پول خود را دو برابر کنیم ؟ چگونه سریع پول جمع کنیم ؟چگونه ولخرجی نکنیم ؟پولهایمان را چه کنیم ؟ چگونه پس انداز داشته باشیم ؟ این ها سوالاتی است که در ذهن شماست ! در این مقاله به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت با ما همراه باشید.
روش های برای جمع کردن پول

شاید شما هم همیشه در ذهن خود سوال کنید که چگونه پول جمع کنیم؟ و جمع کردن پول به عنوان یکی از اصلی ترین دغدغه های ذهنتان باشد. باید بدانید که تکنیک های متنوعی وجود دارد که سبب می شود شما پول جمع کنید ولی هیچ یک نمی تواند به تنهایی کارساز باشد بلکه باید در کنار یکدیگر باشند تا نتیجه ی حاصل شود.

در ادامه این مطلب به برخی از تکنیک ها اشاره شده است ولی برای همه افراد نمی توانند مفید باشد و باید برای به نتیجه رسیدن زمان زیادی را صرف کرد.دقت داشته باشید هیچ چیز به یکبار نمی تواند معجزه کند.

تکنیک های برای جمع آوری کردن پول

چگونه پول جمع کنیم؟

۱)سپرده گذاری در بانک ها :

 
اگر مقداری پول دارید که می خواهید  آن را برای دراز مدت سپرده گذاری کنید می توانید با جستجو بین بانک ها ، بانکی را انتخاب کنید که سود بیشتری به شما میدهد.

۲)کنار گذاشتن کارهای بی فایده :

 
اگر از افرادی هستید که زمان زیادی را پای تلویزیون می گذارنید به شما توصیه می کنیم انجام آنها را کم کنید تا هم در هزینه های برق صرف جویی کنید و هم تحت تاثیر تبلیغات بیهوده قرار نگیرید.

۳)فروش وسایل بدون استفاده :

 
اگر وسایلی دارید که استفاده ی از آن ندارید، آن را بفروشید و پولش را برای جایی دیگری در نظر بگیرید.

۴)استفاده از کوپن های تخفیف:

 
اگر میخواهید خریدهای روزانه تان را انجام بدهید به دنبال فروشگاههای باشید که کوپنهای تخفیف به مشتریانشان میدهند.

۵)استفاده از قانون سی روز را فراموش نکنید :

 
اگر تصمیم گرفتید چیزی بخرید یا هوس کردید چیزی بخرید سعی کنید سی روز آن خرید را به تعویض بیاندازید تا متوجه شوید آیا واقعا آن خرید ضرورت دارد یا خیر.

۶)اگر می خواهید کادو بدهید، خودتان دست بکار شوید :

 
گاهی افرادی هستند که برای کادو سریعا به مغازه ها و فروشگاها مراجعه می کند ولی اگر هنری دارید سعی کنید خودتان چیزی را بسازید که اینگونه کادوی شما ارزش بیشتری نیز دارد.

۷)تهیه لیست خرید :

 
پیش از اینکه به خرید بروید یک لیست خرید برای خود بنویسید و مطابق آن خریدهای لازم را انجام بدهید. چیزهای بیهوه و غیر ضروری را نخرید.

۸)شام خوردن در خانه را جایگزین رستوران و غذای بیرون کنید :

 
اگر میخواهید دوستان خود را به شام دعوت کنید سعی کنید غذای خانگی درست کنید و آتشی کوچک در حیاط منزل به پا کنید و از کنار یکدیگر بودن لذت ببرید به جایی انکه هزینه های زیاد را صرف غذا رستوران کنید.

۹)از خرید لباس های زیاد بپرهیزید :

 
گاهی افرادی برای هر مهمانی و مجلسی که می روند لباس نو می خرند ، سعی کنید لباس های قدیمی خود را اگر پاره شده به طرز خلاقانه تعمیر کنید و از خرید لباس اضافه خودداری کنید.

۱۰)برای تفریح کودکان هزینه های زیاد را صرف نکنید:

 
کودکان بیش از هر چیزی به شما نیاز دارند نه پول . سعی کنید اسباب بازی و وسایل سرگرم کننده ی برایشان بخرید که قیمت های معقول و پایین دارند مانند توپ ، پازل و …

۱۱)مصرف دخانیات را کنار بگذارید :

 
اگر دخانیات مصرف می کنید آن را ترک کنید و برای همیشه پول خریدش را ذخیره کنید.

۱۲)وسایل کم مصرف را جایگزین پر مصرف ها کنید:

 
هر گونه وسایل پر مصرف در خانه تان را با کم مصرف ها جایگزین کنید مانند لامپ ها.

۱۳)از خرید اجناس بی کیفیت بپرهیزید :

 
اینگونه مجبور نیستید هر بار وسایل جدید بخرید.

۱۴)حواستان به ماشین تان باشد :

 
سعی کنید همواره ماشینتان را چک کنید که اگر مشکل کوچکی وجود دارد آن را برطرف کنید تا سبب ایجاد آسیب جدی نشود.

۱۵)فروشگاههای را انتخاب کنید که جنس مناسب تری می فروشند و البته هر زمانی که استرس دارید خریدی انجام ندهید.

این گزینه ها تنها ۱۵ مورد از انبوهی از مواردی بود که شما می توانید به کار بگیرید.در ادامه با زوم تک همراه باشید…

دیدگاه‌ها خاموش

۱۰ کتاب مورد علاقه‌ی بیل گیتس

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۸٫۰۹ - ۵:۳۵ ٫ق٫ظ


رازمجنون – ترجمه از حمید پاشایی: آرون هیکلین سردبیر و نویسنده از افراد مختلف خواسته تا ۱۰ کتابی را نام ببرند که اگر روزی در جزیره ای دورافتاده رها شدند آن کتاب ها را نیز با خود خواهند برد. بیل گیتس میلیاردر معروف نیز یکی از اشخاصی است که ۱۰ کتاب مورد علاقه خود را معرفی کرده است. بیل گیتس می گوید:
 
«اگر قرار باشد شما در جزیره ای دورافتاده رها شوید، احتمالاً دقیقاً خودتان انتخاب نمی کنید که چه بر سرتان خواهد آمد. ولی اگر قرار باشد کشتی من در دریا غرق شود و در جزیره ای گیر بیفتم، امیدوارم این ده کتاب فوق العاده را همراه خود داشته باشم.»
هفت ها (Seveneves)، نوشته نیل استیفنسون
 
 10 کتاب مورد علاقه بیل گیتس

این رمان که موضوعش راجع به این است که نسل بشر چگونه به پایان زندگی روی زمین واکنش نشان می دهد عشق و علاقه من به داستان های علمی تخیلی را دوباره زنده کرد. بعضی خوانندگان حوصله شان از تمام جزئیات فنی در مورد مدارهای سیارات و سفر به فضا سر می رود، ولی برای من، این داستانی جذاب و تفکر برانگیز است.
 

 چگونه اشتباه نکنیم: قدرت تفکر ریاضیاتی (How Not to be Wrong: The Power of Mathematical Thinking)، نوشته جردن النبرگ
 
 10 کتاب مورد علاقه بیل گیتس
یک ریاضیدان توضیح می دهد که ریاضی چگونه در زندگی روزانه ما نقش دارد بدون اینکه حتی متوجه باشیم. سبک نگارش بامزه، سلیس و قابل فهم است، بر خلاف چیزی که از کتابی راجع به این موضوع انتظار می رود. نکته مهم النبرگ این است که همه ما در همه زمان به شیوه های مختلف در حال انجام ریاضی هستیم.
 

انسان های خردمند: تاریخی مختصر از بشریت (Sapiens: A Brief History of Humankind)، نوشته یووال نوح هراری
 
 10 کتاب مورد علاقه بیل گیتس
این نگاه به کل تاریخ بشر گفتگوهای زیادی را سر میز شام خانوادگی ما جرقه زد. هراری همچنین در مورد گونه های کنونی ما می نویسید و اینکه هوش مصنوعی، مهندسی ژنتیک و دیگر فناوری ها چگونه ما را در آینده تغییر خواهد داد.
 

قدرت رقابت کردن (The Power to Compete)، نوشته ریویچی میکیتانی و هیروشی میکیتانی
 
 10 کتاب مورد علاقه بیل گیتس
 
چرا ژاپن، قدرت درجه یک دهه ۱۹۸۰، تحت الشعاع کره جنوبی و چین قرار گرفت؟ و آیا اقتصاد آن می تواند بازگردد؟ نگاهی هوشمندانه به آینده کشوری شگفت انگیز.
 

پرسش اساسی (The Vital Question)، نوشته نیک لین
 
 10 کتاب مورد علاقه بیل گیتس
ای کاش مردم بیشتری در مورد کتاب این زیست شناس بریتانیایی می دانستند. او تلاش دارد که کمک کند مردم قدردان نقشی باشند که انرژی در تکامل زندگی روی زمین (و شاید دیگر مکان ها) ایفا می کند. حتی اگر در مورد بعضی جزئیات هم در اشتباه باشد، من گمان می کنم که ایده های او سهمی مهم در درک ما از جایی که می آییم، و جایی که می رویم خواهد داشت.
 

ماجراهای کسب و کار: دوازده داستان کلاسیک از دنیای وال استریت (Business Adventures: Twelve Classic Tales from the World of Wall Street) نوشته جان بروکس
 
 10 کتاب مورد علاقه بیل گیتس
وارن بافت این مجموعه فوق العاده از مقالات که بروکس برای مجله نیویورکر نوشت را به من داد. با اینکه بروکس در دهه ۱۹۶۰ می نوشت، ولی بینش او نامحدود و یادآور قوانینی ثابت برای گرداندن شرکتی عالی است. من آن را بیش از دو دهه پیش خواندم، و هنوز هم انتخاب اول من به عنوان بهترین کتاب راجع به کسب و کار است که تاکنون نوشته شده است.
 

گتسبی بزرگ (The Great Gatsby)، اف. اسکات فیتزجرالد
 
 10 کتاب مورد علاقه بیل گیتس
این رمانی است که من بیش از هر داستان دیگری آن را بارها خوانده ام. من و ملیندا (همسر گیتس) یک جمله از آن را به قدری دوست داریم که آن را روی دیوار خانه مان نقاشی کرده ایم: «رویای او به قدری نزدیک به نظر می رسید که به سختی ممکن بود در رسیدن به آن شکست بخورد.»
 

فرزندپروری با عشق و منطق (Parenting With Love and Logic)، نوشته فاستر کلاین و جیم فی
 
 10 کتاب مورد علاقه بیل گیتس
به عنوان پدر و مادر سه فرزند، من و ملیندا زمان زیادی را صرف مطالعه و صحبت کردن راجع به این کتاب کرده ایم. این کتاب راهنمایی ارزشمند برای هر دوی ما بوده است، به ویژه وقتی که مسئله تشنج زدایی در مورد آن مناقشات اجتناب ناپذیر بین والدین و فرزندان پیش می آید.
 

انرژی پایدار – بدون هوای گرم (Sustainable Energy — Without the Hot Air)، نوشته دوید جی سی مک‌کِی
 
 10 کتاب مورد علاقه بیل گیتس
راهنمایی فوق العاده در مورد حساب شده تر فکر کردن راجع به انرژی پاک، و قابل فهم ترین توضیح در مورد این موضوع که من تاکنون دیده ام. من هنوز هم آن را به خودم توصیه می کنم، که حالا تجربه تلخ و شیرینی است. دیوید چند ماه پیش در سن ۴۸ سالگی درگذشت.
 

فرشتگان نیکوتر سرشت ما (The Better Angels of Our Nature)، نوشته استیون پینکر
 
 10 کتاب مورد علاقه بیل گیتس
اثباتی بر اینکه دنیا مسالمت آمیزتر شده است. این فقط مسئله ای برای مورخان نیست، بلکه بیانیه ای عمیق در مورد سرشت انسان و احتمال آینده ای بهتر است. این کتاب شاید دیدگاه من را بیشتر از هر کتاب دیگری شکل داده است.

دیدگاه‌ها خاموش

سه عادتی که ثروتمندان را از فقرا متمایز می‌کند

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۸٫۰۸ - ۷:۰۱ ٫ق٫ظ


رازمجنون: همه چیز از مبلغی مساوی آغاز می شود، فقط فلسفه آن متفاوت است.
یک پیشنهاد هیجان انگیز: چرا شما تمام وقت کار نکنید و زمان اندکی از وقتتان را به خرج کردن پول هایتان اختصاص دهید؟ این که صادقانه بگویید «من دارم کار می کنم که ثروتمند شوم، نه اینکه فقط بتوانم مخارج زندگی ام را بپردازم» چه احساسی به شما خواهد داد؟ وقتی که شما برنامه پولدار شدن داشته باشید، چنان با انگیزه خواهید بود که حتی تمایلی به خوابیدن در شب ها نخواهید داشت.
 
سه عادتی که ثروتمندان را از فقرا متمایز می کند 
اگر تا اینجا با ما موافق هستید، دوست داریم که یک فرمول ساده برای تولید ثروت به شما یاد بدهیم. این پیشنهاد برای نحوه خرج کردن پول هایتان است:
بعد از اینکه سهم مالیاتتان را پرداخت کردید، تمرین کنید که بتوانید با ۷۰ درصد درآمد خود بعد از کسر مالیات زندگی کنید. شما این بخش از پولتان را صرف ضروریات و تجملات می کنید.  حالا مسئله مهم این است که شما بدانید این ۳۰ درصد باقیمانده را چگونه خرج می کنید. بیایید به روش های زیر آن را خرج کنید:
صدقه

از ۳۰ درصد باقیمانده، یک سوم آن باید به خیریه و کمک های مردمی اختصاص یابد. صدقه دادن کمک به جامعه و کسانی است که به نیازمند هستند. ما فکر می کنیم که ۱۰ درصد از درآمدتان بعد از کسر مالیات مبلغ مناسبی برای صدقه دادن می باشد.
عمل بخشیدن و صدقه دادن را باید خیلی زود موقعی که هنوز درآمدتان کم است، یاد بگیرید. اینکه صد تومان از هزار تومان را ببخشید کار بسیار راحتی است. ولی مطمئنا برای شما سخت خواهد بود که صد هزار تومان از یک میلیون تومان پولتان را صدقه بدهید. شاید بگویید «من ا گر یک میلیون تومان داشتم، خیلی راحت صد هزار تومان آن را به نیازمندان می بخشید». ولی من مطمئن نیستم. صد هزار تومان مبلغ بالایی است. خیلی زود، قبل از اینکه مبالغ هنگفت سر راه شما قرار بگیرد، شروع به این تمرین این کار کنید.

سرمایه گذاری


با ده درصد بعدی از درآمدتان بعد از کسر مالیات، شما باید ثروت تولید کنید. این پولی است که شما برای خرید، تعمیر، تولید یا فروش از آن استفاده خواهید کرد. کلید این است که شما حتی اگر شده برای مدت زمان خیلی جزئی، در امور تجارت شرکت کنید.
خوب شما چگونه ثروت تولید می کنید؟ راه های بسیار زیادی وجود دارند. اجازه بدهید که قوه تخیل تان فعال باشد. یک نگاه دقیق تر به مهارت های جانبی تان که سر کار یا کلاس های تفریحی کسب کرده اید، بیندازید؛ شما می توانید آنها را به تجارتی پر سود تبدیل کنید.
علاوه بر این شما می توانید یاد بگیرید که یک محصول را به صورت عمده خریداری کنید و به صورت خرده آن را بفروشید. یا اینکه می توانید یک ملک خریداری کنید و آن را گسترش دهید. از این ده درصد برای خرید تجهیزات، محصولات یا سهام استفاده کنید و شروع کنید. هیچ شکی وجود ندارد که درون شما یک نابغه خفته است و منتظر است تا با یک جرقه فرصت بیدار شدن و شکوفایی پیدا کند.

پس انداز  

 
ده درصد باقیمانده آخر باید پس انداز شود. این قسمت یکی از هیجان انگیزترین بخش های نقشه شما برای ثروت اندوزی است. زیرا با آماده سازی شما برای روزهای سخت زندگی تان به شما آرامش خاطر می دهد. بگذارید واژه های “ثروتمند” و “فقیر” را برای شما توصیف کنیم: انسان های فقیر پول خود را خرج می کنند و هر آن چه را که باقیمانده است پس انداز می کنند. ثروتمندان پول خود را پس انداز می کنند و هر آنچه را که باقیمانده، خرج می کنند.
بیست سال پیش، دو نفر هر کدام با درآمد ماهیانه ده هزار تومان زندگی می کردند و هر دوی آنها افزایش درآمدشان در طول سال ها یکسان بود. یکی از آنها فلسفه خرج کردن پول و پس انداز باقیمانده اش را باور داشت و طبق آن عمل می کرد؛ دیگری باور داشت که اولویت با پس انداز کردن است و باقیمانده را باید خرج کرد. امروز اگر شما هر دوی آن ها را می شناختید، به یکی لقب فقیر و به دیگری لقب ثروتمند می دادید.
 
بنابراین به خاطر داشته باشید، بخشندگی، سرمایه گذاری و پس انداز، مانند دیگر اشکال نظم، یک تأثیر بسیار نافذ خواهد داشت. نتایج بدست آمده در پایان روز، هفته یا ماه خیلی قابل توجه نیستند. اما بگذارید پنج سال بگذرد، آن موقع نتیجه را ببینید. بعد از گذشت ده سال که مطمئنا تفاوت ها چشمگیر خواهند بود.

دیدگاه‌ها خاموش

سرمایه گذاری در بورس به زبان ساده

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۸٫۰۸ - ۶:۲۳ ٫ق٫ظ


ماهنامه معیشت – حسن اکبری: شاید شما هم با سوالاتی، چه در ذهن خود و چه در میان اطرافیانتان، در خصوص سرمایه گذاری در بورس یا خرید و فروش سهام رو به رو شده اید، سوالاتی از قبیل:
 
توضیحاتی درباره سرمایه گذاری در بورس به زبان ساده 
1. آیا در بازار بورس سرمایه گذار یکنم؟
۲. اگر سرمایه گذاری کنم، پولم را نمی خورند یا ضرر نمی کنم؟
۳. پولم را می توانم چند برابر کنم؟
۴. اگر وامی بگیرم و در بورس بگذارم، بعد از چند ماه حداقل دو برابر می شود؟ آیا در این صورت می توانم هم اصل وام را بدهم و هم از سودش ماشین بخرم؟
۵. با توجه به اینکه فلان سهم طی نه ماه سه برابر شده، اگر خانه ام را بفروشم و همان سهم یا سهمی مثل آن را بخرم، نه ماه بعد، می توانم سه خانه مثل همین داشته باشم؟
حالا بهتر است از دنیای آمال و آرزوها به دنیای واقعی قدم بگذاریم و به این سوالات در واقعیت پاسخ دهیم.

بازار بورس چیست؟

بازار بورس به جایی اطلاق می شود که در آن اوراق سهام شرکت ها شامل برخی سرمایه گذاری ها، تولیدی ها و خدماتی ها یا برخی کالاها با مکانیزم معاملاتی خاص خود (بورس کالا) داد و ستد می شود. این تعریف را کم و بیش در کتاب ها می بینید و در کنار آن از مزایای وجود بازار بورس، از کمک به تولید ناخالص ملی تا هدایت سرمایه های سرگردان، مطالبی می خواینم.
همه چیز در وهله اول روی کاغذ درست و جالب به نظر می رسد. اما در واقعیت داد و ستد (در اینجا سهام مد نظر است) چه اتفاقاتی می افتد. اگر به تالارهای گفت و گوی بورس سری بزنید یا با برخی افراد مبتدی، نیمه حرفه ای یا حرفه ای بازار سهام در اطراف خودتان هم کلام شوید، ممکن است تعاریف آن ها از بازار بورس تفاوت شگرفی با این تعریف داشته باشد، برای نمونه تعاریفی شبیه موارد زیر:
  • بازار بورس کوره پول سوزی است. اگر هم کلاهم آنجا بیفتد، طرفش نمی رود.
  • بازار بورس هم سود دارد، هم ضرر.
  • بازار بورس جایگاه فرصت ها و تهدیدها برای سرمایه هاست.
و خیلی صحبت هایی که ممکن است کلا شما را ناامید کند یا اینکه شما را تهییج کند تا حتما در بازار بورس سرمایه گذاری کنید. البته این انتخاب شما بستگی به این دارد که با چه مطالبی و چه افرادی رو به رو می شود: آدم های موفق در بورس یا آدم های ضربه خورده از بورس یا مطالبی که به صورت گزینشی می خوانید و به صورت گزینشی در ذهن خود پرورش می دهید.
بازار بورس هم می تواند سرمایه های شما را در عرضه چند ماه یا چند هفته با کاهش زیادی مواجه کند و هم می تواند سرمایه های شما را در همین مدت مشابه با رشد مناسبی مواجه نماید.

تحقق هر یک از احتمالا گفته شده بستگی به  موارد زیر دارد:

شخصیت معاملاتی شما

بدین معنی که دیدگاه شما به داد و ستد در بازار سهام کوتاه مدت است یا بلندمدت؟ تعریف شما از کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت چیست؟ علاوه بر این موارد به نوع شخصیت عمومی شما بر می گردد که در قبال خصایل انسانی مانند ترس و حرص و طمع و.. چه واکنشی دارید.

بگذارید برای روشن شدن موضوع از مفهوم آقای بازار (Mr. Market) استفاده کنیم:

بنجامین گراهام برای نشان دادن شدت رابطه میان احساسات و نوسان های بازار سهام و همچنین بی فکری تسلیم در برابر احساسات، یک شخصیت نمادین به نام آقای بازار خلق کرده است. تصور کنید که شما و آقای بازار در یک کسب و کار خصوصی شریک هستید. بعضی روزها او سرحال و بسیار خوش بین است و فقط می تواند روزهای روشن را پیش روی خود ببیند.
 
در چنین روزهایی، او قیمت خیلی زیادی را برای سهام شما در کسب و کارتان پیشنهاد می کند. در بقیه اوقات، آقای بازار مایوس و بسیار بدبین است و چیزی جز مشکلات را پیش روی خود نمی بیند و قیمت خیلی کمی برای سهام شما در کس بو کارتان پیشنهاد می کند.
 
توضیحاتی درباره سرمایه گذاری در بورس به زبان ساده 
شما به عنوان یک سرمایه گذار موفق نیازمند قضاوت های خوب در حوزه کسب و کار و توانایی های لازم برای حفاظت از خود در برابر گردبادهای احساسی هستید که آقای بازار ایجاد می کند.

ریسک پذیری

ریسک به زبان ساده، یعنی شما با آوردن پولتان در بازار سرمایه، هرچند برای سودآوری آن را وارد بازار کرده اید، هم پولتان و هم اعصابتان را در معرض خطر قرار داده اید. به بیان دیگر تا چه حدی یا چند درصد تحمل دارید که ضرر کنید؟

سواد سرمایه گذاری

این سواد سرمایه گذاری اصطلاحی زاییده ذهن من است و با سواد آکادمیک مدیریت مالی یا سایر رشته های مرتبط با مسائل مالی فرق دارد. سواد مالی نیاز به دانش آکادمیک ندارد و حتی خیلی از افرادی که سواد خواندن آن چنانی نیز ندارند، از آن بهره مندند؛ اما خیلی از تحصیل کرده ها از آن بی بهره اند. این سواد مالی بیشتر یک حس است که برخی افراد به طور عمده از راه تجربه به دست می آورند و از طریق آن زمان مناسب خرید یا فروش را درک می کنند.

دانش

این دانش از سویی شامل آشنایی با صورت های مالی شرکت ها و نحوه تجزیه و تحلیل اطلاعات منتشرشده آن هاست که به تحلیل بنیادی مشهور شده است و از سوی دیگر شامل آشنایی با نمودارهای قیمت و نحوه تجریه و تحلیل آن هاست که به تحلیل تکنیکال مشهور است.
مورد آخر دانش می تواند باعث تقویت موارد بالا گردد.

حال با توجه به توضیحات هرچند اندک، به پاسخ سوالات مطرح شده می پردازیم:

پاسخ سوال اول و دوم و سوم

شما در بازار بورس می توانید سرمایه گذاری کنید؛ اما به شخصیت شما، دانش شما و… بستگی دارد.

پاسخ سوال چهارم و پنجم

به نظر بنده، هیچ گاه این کار را نکنید. هیچ گاه خانه مسکونی یا وسیله مورد نیاز خود را برای سرمایه گذاری در بورس نفروشید. اینجانب افراد زیادی را دیده ام که چنین اشتباهاتی را مرتکب شده اند و تا چند سال بعد هم نتوانسته اند اشتباه خود را جبران کنند.
اگر پول و سرمایه ای دارید (این طور فکر کنید)، در صورتی که تمام یا قسمتی از آن را از دست بدهید، برای شما از نظر مالی و جسمی و روحی مشکلی پیش نمی آورد و با در نظر گرفتن موارد بالا می توانید روی آن ریسک کنید.
در نهایت بورس  و سرمایه گذاری در آن نه خوب است نه بد. این بستگی به شما دارد که آیا سرمایه گذار خوبی هستید یا نه؟

دیدگاه‌ها خاموش

با ثروتمندترین زنان ایرانی آشنا شوید

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۸٫۰۸ - ۵:۴۴ ٫ق٫ظ


وب سایت گجت نیوز – مصطفی معصوم پور: با نگاهی به لیست میلیاردرهای دنیا می‌توان نام ایرانی‌های زیادی را دید که در حوزه‌های صنعت، تکنولوژی و تولید فعالیت می‌کنند و موفق شده‌اند با تلاش و پشتکار به ثروت زیادی دست پیدا کنند. تعدادی از این ایرانی‌های ثروتمند، زنانی هستند که با فعالیت در زمینه‌های مختلف مانند مد و پوشاک و یا تکنولوژی، نام خود را در بین ثروتمندترین و موفق‌ترین افراد ایران و جهان ثبت کرده‌اند. در این مطلب قصد داریم با ۷ مورد از ثروتمندترین زنان ایرانی که در خارج از کشور سکونت دارند آشنا شویم. این رده‌بندی بر اساس میزان ارزش دارایی افراد تنظیم شده است.

۷٫ ثریا دارابی

 ثروتمندترین زنان ایرانی ساکن خارج از کشور را بشناسید
 
ثریا دارابی در سپتامبر سال ۱۹۸۳ میلادی (شهریور ۱۳۶۲) به دنیا آمد و اکنون یکی از موفق‌ترین ایرانی‌تبارهای ساکن آمریکاست. وی در رشته تاریخ هنر از دانشگاه جرج تاون فارغ‌التحصیل شد. دارابی یکی از سه موسس وب‌سایت موفق Foodspotting و بنیان‌گذار موسسه زادی (Zady) در صنعت مد و پوشاک است و در حال حاضر با ثروت ۱۰ میلیون دلار به عنوان یکی از ثروتمندترین زنان ایرانی شناخته می‌شود. نشریه Fast Company در سال ۲۰۱۰، این زن موفق ایرانی را یکی از افراد خلاق برتر در جهان معرفی کرد.
 

 
6. سیما ضرغامی
 
ثروتمندترین زنان ایرانی ساکن خارج از کشور را بشناسید
 
سیما ضرغامی، مدیر ایرانی-آمریکایی شبکه های تلویزیونی و رئیس شرکت تلویزیون‌های کابلی نیکلودین است. وی از پدری ایرانی و مادری اسکاتلندی در استان خوزستان متولد شد و بعدها خانواده او ابتدا به کانادا و سپس به نیوجرسی آمریکا مهاجرت کردند. سیما ضرغامی در سال ۱۹۸۰ به دانشگاه ورمانت برلینگتون رفت اما تحصیلاتش را نیمه تمام گذاشت. سال‌ها بعد این دانشگاه، لیسانس افتخاری را به وی اهدا کرد. ضرغامی از سال ۲۰۰۴ میلادی در سمت رئیس شبکه نیکلودین و گروه خانواده و کودک شبکه ام تی وی فعالیت می‌کند و در سال ۲۰۰۶ میلادی نیز به عنوان زن سال در بخش «زنان در ارتباطات کابلی» انتخاب شد.


۵٫ رکسانا ورزا
 ثروتمندترین زنان ایرانی ساکن خارج از کشور را بشناسید
 
رکسانا، مدیر Station F، بزرگترین پردیس جهانی استارت اپ‌ها و مدیر استارت اپ های مایکروسافت در فرانسه است. همچنین وب‌سایت بیزینس اینسایدر، رکسانا ورزا را به عنوان ششمین بانوی موفق زیر ۳۰ سال در حوزه تکنولوژی معرفی کرده است. وی حتی یک بار به دیدار با رئیس جمهور فرانسه دعوت شده تا از مشکلات استارت اپ‌ها بگوید.

رکسانا ورزا در آمریکا به دنیا آمد و تحصیلاتش در زمینه زبان فرانسوی و اقتصاد سیاسی بود اما در ادامه زندگی، مسیر او به سمت استارت اپ کشیده شد. البته او فارسی را نیز خیلی خوب حرف می‌زند و پیش از این در یک مصاحبه گفته بود:

من همیشه به ایرانی بودم افتخار می‌کنم. راستش را بخواهید آمریکا با همه امکاناتش دل آدم را می‌زند چون مردم آنجا مانند ماشین هستند. در آنجا کسی درباره مسائل مهم زندگی فکر نمی‌کند و مردم کشورهای دیگر دنیا برایشان اهمیتی ندارد. از ۶ سالگی تا به حال معمولا سالی یک بار به ایران آمده‌ام و همیشه با گریه به آمریکا یا فرانسه برگشته‌ام. ایران یک چیز خاص دارد که نمی‌دانم چیست ولی به دل آدم می‌نشیند.

پدر رکسانا از دانشگاه استنفورد فارغ‌التحصیل شد و مادرش هم معلم زبان بود. آن‌ها پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ ایران را ترک کردند و رکسانا نیز در کالیفرنیا به دنیا آمد. وی همچنین در سال ۲۰۰۷ به آژانس سرمایه‌گذاری بین‌المللی فرانسه پیوست.
 

 
4. پریسا تبریز
 ثروتمندترین زنان ایرانی ساکن خارج از کشور را بشناسید
 
پریسا تبریز یکی دیگر از ثروتمندترین زنان ایرانی خارج از کشور است که با لقب شاهزاده امنیت گوگل شناخته می‌شود. وی در سال ۱۹۸۳ میلادی به دنیا آمد و فرزند یک پزشک ایرانی و پرستار لهستانی است. پریسا تبریز در حومه شهر شیکاگو آمریکا بزرگ شد و در سال ۲۰۰۷ به استخدام شرکت گوگل درآمد و به عنوان مدیر و متخصص امنیت در این غول دنیای فناوری فعالیت کرد.

پریسا تبریز اکنون یکی از مهم‌ترین و باارزش‌ترین مهره‌های شرکت گوگل است. کار او هک کردن سیستم‌ها و سرویس‌های گوگل به عنوان یک هکر «کلاه سفید» بوده و در خط مقدم جبهه گوگل علیه هکرهای مجرم یا «کلاه سیاه» مشغول مبارزه سایبری است. وی در سال ۲۰۱۲ میلادی یکی از ۳۰ زن برتر سال از سوی مجله فوربس انتخاب شد.
 

 
3. شهرزاد رفعتی
 ثروتمندترین زنان ایرانی ساکن خارج از کشور را بشناسید
 
شهرزاد رفعتی، دختر ایرانی مقیم کانادا تا سال ۲۰۰۰ در کشورمان زندگی می‌کرده و سپس به کانادا مهاجرت کرد و حتی یک بار به عنوان برترین زن کارآفرین این کشور نیز معرفی شد.
 
او در دانشگاه بریتیش کلمبیا درس خواند و بعد از آن، شرکت چندرسانه‌ای و تلویزیونی Broadband TV را تاسیس کرد. رفعتی در عرض هزار روز اول کاری خود با ارائه‌دهندگان محتوا در کانادا و کشورهای دیگر شریک شد و اکنون این موسسه، ۳۱۹ میلیون کاربر دارد. Broadband TV یک شرکت رسانه‌ای فناوری است که با اپراتورهای شبکه و فعالان تبلیغات همکاری می‌کند و در عرصه بهینه‌سازی و توزیع محتواهای ویدیوی از راه اینترنت پروتکل و شبکه‌های بی سیم و موبایلی نیز فعالیت دارد.

۲٫ سحر هاشمی
 ثروتمندترین زنان ایرانی ساکن خارج از کشور را بشناسید
 
سحر هاشمی، بنیان‌گذار کافی شاپ‌های زنجیره‌ای ریپابلیک در انگلیس، اکنون با ثروت ۳۵ میلیون دلار به عنوان یکی از ثروتمندترین زنان ایرانی شناخته می‌شود. این کارآفرین ایرانی انگلیسی به همراه برادرش، اولین کافه بارهای به سبک آمریکایی را در انگلیس رواج دادند و اکنون حدود ۱۱۰ شعبه از این کافی شاپ‌ها در بریتانیا تاسیس شده‌اند. وی در سال ۲۰۰۵ نیز برند اسکینی کندی را با تولید شیرینی‌های بدون قند بنیان گذاشت و در سال ۲۰۰۷ سهام آن را به شیرینی فروشی گلیستن فروخت.

سحر هاشمی همچنین تا به حال چند کتاب پرفروش در زمینه کاری خود نوشته است. وی در سال ۲۰۱۱ به انجمن کارآفرینان بریتانیا دعوت شد تا در مورد تدابیر کارآفرینی به دولت پیشنهاداتی را بدهد. در ژوئن سال ۲۰۱۲ نیز عالی‌ترین رتبه امپراتوری بریتانیا برای خدمت‌رسانی به اقتصاد و خیریه‌های کشور به هاشمی اعطا شد.
 

 
1. انوشه انصاری
 ثروتمندترین زنان ایرانی ساکن خارج از کشور را بشناسید
 
انوشه انصاری که اکنون ۵۱ سال سن دارد، یکی از مشهورترین زنان ایران است. او بسیاری از اولین‌ها را به نام خود ثبت کرده که از جمله آن‌ها می‌توان به اولین فضانورد ایرانی، اولین زن مسلمان فضانورد و اولین زن گرشگر فضایی اشاره کرد و در کنار همه این‌ها، وی یک کارآفرین بسیار موفق است.

انوشه انصاری که پیش از ازدواج با حمید انصاری، نام خانوادگی‌اش رئیسیان بود، در شهریور ۱۳۴۵ هجری شمسی (سپتامبر ۱۹۶۶ میلادی) در مشهد به دنیا آمد. خانواده انوشه پس از تولدش به تهران نقل مکان کردند و او در تهران بزرگ شد. در سال ۱۹۸۴ میلادی و وقتی که انوشه ۱۸ ساله بود، خانواده رئیسیان به آمریکا مهاجرت کردند. او خیلی زود به زبان‌های انگلیسی و فرانسوی مسلط شد و تا حدودی نیز زبان روسی را می‌دانست. انوشه انصاری به دانشگاه جورج میسون ویرجینیا رفت و لیسانس رشته مهندسی برق و علوم رایانه را انتخاب کرد و تحصیلاتش را در دانشگاه جورج واشنگتن در رشته مهندسی الکترونیک ادامه داد.

انوشه رئیسیان در سال ۱۹۹۱ با حمید انصاری ازدواج کرد و از آن پس با نام خانوادگی انصاری شناخته شد. او در سال ۱۹۹۳ به همراه همسر و برادر همسرش، شرکت تلکام تکنولوژی (Telecom Technologies) را تاسیس کرد در زمینه تامین ادوات و ارائه خدمات شبکه‌های مخابراتی به فعالیت پرداخت و از همین راه در سال ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱ میلادی به یکی از موفق‌ترین و کارآفرین‌ترین زنان به انتخاب مجله فورچن تبدیل شد.

در سال ۲۰۰۱ شرکت Sonus Networks، شرکت تلکام تکنولوژی را از انصاری‌ها خرید و انوشه به معاونت Sonus رسید و مدیریت بخش آی پی هوشمند را در دست گرفت. انوشه انصاری باز هم با کمک همسر و برادر شوهرش در سال ۲۰۰۶ شرکت دیگری به نام Prodea Systems تاسیس کرد که هنوز هم در حال فعالیت است.

ثروتمندترین زنان ایرانی ساکن خارج از کشور را بشناسید
 
او که از بچگی به فضا علاقه داشت و رویای سفر به یک کره دیگر را در سر می‌پروراند، سرانجام تصمیم گرفت برای رسیدن به آرزوی دیرینه‌اش و یک سفر فضایی ثبت نام کند. این سفر در تاریخ ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۶ به وسیله کپسول فضایی سایوز TMA روسیه انجام شد و انوشه انصاری پس از ۹ روز اقامت در ایستگاه فضایی بین المللی و انجام آزمایش‌های علمی به زمین بازگشت. او در لباس فضانوردی خود، پرچم دو کشور ایران و آمریکا را نقش کرده بود. در حال حاضر میزان ثروت انوشه انصاری معادل ۷۵۰ میلیون دلار تخمین زده می‌شود که این بانوی موفق را در صدر فهرست ثروتمندترین زنان ایرانی در خارج از کشور قرار داده است.

دیدگاه‌ها خاموش

رابطه مغز اینشتین با مغز استارتاپ ها!

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۸٫۰۷ - ۷:۰۳ ٫ق٫ظ


وب سایت نوپانا: در سال ۱۹۸۵، بررسی مغز آلبرت اینشتین نشان داد مغز او از نظر تعداد نورون‌ها، تفاوتی با مغز دیگر افراد ندارد؛ اما عاملی در نبوغ او دخالت دارد که آن را در استارت‌آپ‌ها نیز می‌توانیم ببینیم.

تلاش دانشمندان در سال‌های اخیر در زمینه هوش مصنوعی به پیشرفت بی‌سابقه‌ای منجر شده است؛ با این‌‌‌ حال آنها هنوز هم اطلاعات دقیقی از نحوه عملکرد مغز انسان ندارند.

 
 استارت‌آپ‌ها ما را مانند اینشتین نابغه می‌کنند
 
 
در این میان پرسشی سر به مهر باقی مانده است که به دنبال پاسخی منطقی برای آن هستیم: هوش و نبوغ چیست؟

در سال ۱۹۸۵ محقق آمریکایی، ماریان دیاموند (Marian Diamond) با مطالعه مغز اینشتین به نتایجی دست یافت. حاصل این تحقیقات را در این نوشتار بررسی می‌کنیم.

آیا مغز اینشتین متفاوت از مغز دیگران است؟

در مقالات مرتبط با مغز، بیشتر در مورد نورون‌ها و سلول‌های گلیال صحبت می‌کنیم. «گلیا» در زبان یونانی به معنای چسب است. این سلول‌ها قسمت‌های مختلف مغز را به هم متصل می‌کنند. یک نوع از این سلول‌ها آستروسیت ستاره‌ای‌شکل نام دارد.

مطالعه دیاموند در سال ۱۹۸۵ نشان داد مغز اینشتین تعداد نورون‌های بیشتری نسبت به مغز یک فرد عادی ندارد؛ اما استروسیت‌های بیشتری در نیم‌کره چپ مغز او مشاهده می‌شوند. این نیم‌کره بیشتر مربوط به محاسبات ریاضی است.

بررسی مغز اینشتین دقیقا چه چیزی را نشان داد؟

اگر آستروسیت‌های انسانی را به مغز یک موش تزریق کنیم، رشد می‌کند و باهوش‌تر می‌شود؛ هم‌چنین قدرت یادگیری و حافظه‌اش بهبود می‌یابد.

محققان همیشه فکر می‌کردند سیناپس، که محل اتصال دو سلول مغز برای انتقال اطلاعات است، از دو سلول مغزی تشکیل شده است؛ اما این تصور اشتباه بود. سیناپس از دو سلول مغزی و یک آستروسیت تشکیل شده است.

آستروسیت‌ها سیناپس را پرورش می‌دهند و دربهبود خواص نورون‌ها برای تغییر پارامترهای درونیشان نقش دارند. یک آستروسیت می‌تواند با دو میلیون سیناپس در تماس باشد، فعالیت‌های آنها را هماهنگ کند و به افزایش هوش ما کمک کند.

آستروسیت‌ها در هوش مصنوعی چگونه شکل می‌گیرند؟

محققان هوش مصنوعی در دانشگاهی در اسپانیا، با استفاده از یک الگوریتم که شامل آستروسیت‌های مصنوعی است، عملکرد شبکه عصبی را بهبود داده‌اند. زمانی که فعالیت نورون بیشینه می‌شود، آستروسیت‌ها فعال می‌شوند. این کار ارتباطات نورون‌ها با لایه مجاور را  ۲۵ درصد افزایش می‌دهد و آنچه در واقعیت رخ می‌دهد را شبیه‌سازی می‌کند.

چگونه می‌توان تعداد آستروسیت‌ها را افزایش داد؟

اگر اینشتین به علت تعداد زیاد آستروسیت‌هایش نابغه بود، آیا ما هم می‌توانیم با افزایش تعداد آنها نابغه شویم؟

اوایل سال ۱۹۶۶ دیاموند و همکارانش نشان دادند که قراردادن موش‌های جوان در یک محیط شبیه‌سازی شده غنی با چالش‌ها و تجربیات جدید، تعداد سلول‌ها گلیال را افزایش می‌دهد. این نتیجه حتی برای یک موش مسن هم صادق است. این کار تعداد آستروسیت‌ها را افزایش می‌دهد و مرتبط با عملکرد شناختی مغز است؛ بنابراین با تمرین و حل چالش‌های مختلف به طور ناخود‌آگاه فرد باهوش‌تری خواهید شد.

نتیجه‌گیری

دیاموند در طول سال‌های زیاد تحقیق و تدریس خود در دانشگاه‌ برکلی، نتیجه گرفت که ۵ مورد برای داشتن آستروسیت‌های سالم و رشد مغز انسان در هر سنی ضروری است: رژیم غذایی مناسب، ورزش، چالش، نوآوری و عشق.

اگر شما یک تیم را راهبری می‌کنید، ممکن است نتوانید ورزش و رژیم اعضای گروه خود را مدیریت کنید، اما می‌توانید شرایطی را ایجاد کنید که تیم شما فرصت‌های نوآوری و چالش‌های زیادی را درمسیر خود تجربه کنند تا به افراد باهوش تری تبدیل شوند.

دیدگاه‌ها خاموش

پذیرش، اولین قدم برای رویارویی با شکست

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۸٫۰۷ - ۶:۵۸ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت – ترجمه شادی حسن پور: گاهی کسب و کارها با شکست مواجه می شوند. اگر مدیرعامل هستید باید این حقیقت را بپذیرید که ممکن است به جایی برسید که مجبور شوید کسب و کارتان را تعطیل کنید، عذر کارمندان تان را بخواهید و به شکست اقرار کنید. همه ما آمار و ارقام مربوط به تعطیلی نیمی از کسب و کارها در پنج سال نخست فعالیت شان را شنیده ایم. این رقم برای استارت آپ ها حتی بسیار بیشتر است.

من اولین شرکتم را پس از گذراندن دوره کالج افتتاح کردم و مانند بسیاری از جوانان جاه طلب دیگر خیلی خوش بین بودم و رویای ثروت و موفقیت را در ذهنم می پروراندم. زمانی که اوضاع کمی سخت شد، می ترسیدم و از اقرار به شکست سر باز می زدم. چشمانم واقعیت را نمی دیدند. سخت بود. اما کسب و کارم را تعطیل کردم.

بیکار و کمی افسرده شده بودم. عزت نفسی برایم باقی نمانده بود. دو سال نتوانستم هیچ سمت مدیریتی را قبول کنم. احساس می کردم از پس آنها بر نمی آیم. اگر اکنون بخواهم در مورد آن سال ها نظری بدهم، می گویم که رفتار اشتباهی در پیش گرفته بودم.

 
پذیرش، اولین قدم برای رویارویی با شکست

خود را برای شکست آماده کنید

اگر بخواهیم بر اساس آمار و ارقام صحبت کنیم، زمانی که اولین کسب و کار خود را راه اندازی می کنید، از قبل شکست خورده اید! اگر شکست احتمالی را به عنوان یک موقعیت در نظر بگیرید، وقتی اتفاق بیفتد راحت تر آن را خواهید پذیرفت. فکر می کنم بزرگ ترین اشتباه شخص من در هنگام راه اندازی اولین کسب و کارم این بود که فکر می کردم موفق می شوم. هیچ گاه به ذهنم نرسید که ممکن است اولین ماجراجویی بزرگ زندگی ام با شکست مواجه شود. خیلی ساده و بی تجربه بودم. سنم خیلی کم بود.

مسئولیت پذیر باشید

شما به عنوان کارآفرین و رهبر باید مسئولیت تمام حیطه های کاری خود را به عهده بگیرید. این موضوع شامل هر شکست و موفقیتی نیز می شود. اگرچه اعلام شکست و عدم موفقیت به کارمندان و شرکا کار سختی است اما با گفتن حقیقت آسوده خاطر خواهید شد. اگر شما هم مانند من بخواهید از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کنید، مدت زیادی طول خواهد کشید تا دوباره بتوانید روی پای خودتان بایستید.

من به شخصه زمانی که دچار کمبود منابع مالی شدم، سعی می کردم از برخی افراد دوری کنم. این دوری کردن باعث استرس من می شد. حتی هنوز هم نمی توانم به راحتی با عده ای از افراد صحبت کنم و اگر بخواهم پنج دقیقه با آنها گفتگو کنم، مطمئنم که چند شب دچار بی خوابی خواهم شد!

موضوع «شما» نیستید چون مشکل شخصی ای وجود ندارد

شکست را از هویت تان متمایز بدانید. این حقیقت که نمی دانید چطور باید مسئله ای را حل کنید یا چطور باید از ایده خاصی پول در بیاورید، دلیل نمی شود که خود شما مشکل داشته یا شکست خورده باشید. شاید تصمیمات بدی گرفته باشید، اما در هنگام تصمیم گیری قطعا این موضوع را نمی دانستید.

روزگاری مردی بود که کسب و کارش در ۲۱ سالگی شکست خورد؛ در ۲۲ سالگی در انتخابات مجلس رأی نیاورد؛ کسب و کار بعدی اش در ۲۴ سالگی باز هم شکست خورد؛ ۲۶ سال داشت که با مرگ نامزدش روبرو شد؛ در ۲۷ سالگی به ناراحتی شدید اعصاب مبتلا شد؛ در ۳۴ سالگی باز هم در انتخابات کنگره شکست خورد؛ در ۴۵ سالگی می خواست سناتور شود، اما نشد؛ در ۴۷ سالگی نتوانست معاون رئیس جمهور شود؛ در ۴۹ سالگی باز هم در رقابت های انتخاباتی سنا شکست خورد ولی در ۵۲ سالگی به عنوان رئیس جمهور آمریکا انتخاب شد. او آبراهام لینکلن بود. او اجازه نداد که شکست هایش او را تحت تاثیر قرار دهند و با آنها مبارزه کرد تا به موفقیت برسد.

درس بگیرید و به راه تان ادامه دهید

اگر شرکت تان نمی تواند به سوددهی برسد و مدت هاست که در حال از دست دادن منابع مالی است، دیگر دلیلی برای حفظ شرکت وجود ندارد. اگر تا به حال همه برنامه های اصلی و پشتیبان خود را عملی کرده اید و دیگر ایده ای به ذهن تان نمی رسد، زمان آن رسیده است که کسب و کارتان را تعطیل کنید. هر چه بیشتر این دوره پایانی طول بکشد، سخت تر می توانید آن را به پایان برسانید. البته منظور من این نیست که به راحتی تسلیم شوید، اما شرایط را ارزیابی کنید تا اگر دیگر گزینه خوبی پیش رو نداشتید، صدای زنگ خطر را بشنوید.

شکست مانعی در مسیر راه تان است، نه انتهای مسیر

زمانی که بحث مسئولیت پذیری پیش می آید، باید این یک موضوع را بدانید: «شما نه اولین کسی هستید که در مسیر کارآفرینی به مشکل خورده و دیگر نتوانسته است به کارش ادامه دهد، و نه آخرین نفر.» بلند شوید. دوباره شروع کنید. اهداف قابل دسترسی تری در آینده در نظر بگیرید تا ریسک تصمیمات بد و نامناسب را به جان نخرید و به یاد داشته باشید که «تیم کاری بعدی تان تیم قوی تری خواهد بود.»، چرا که شما هم قوی تر و باهوش تر شده اید و حالا دیگر کوله باری از تجربه را به دوش می کشید.

دیدگاه‌ها خاموش

۱۱ قانون موفقیت، که اپل به کارمندانش داده!

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۸٫۰۶ - ۷:۱۷ ٫ق٫ظ


وب سایت دی جی رو: Huxley Dunsany، مشاور سابق شرکت اپل، اخیرا تصویری از ۱۱ قانون را که در پشت کارت عضویت کارمندان این کمپانی نوشته شده، منتشر کرد. این قوانین، توسط جان براندون، قائم مقام بخش فروش شرکت اپل در آمریکا، ارائه و تدوین شده‌اند. این قوانین در خصوص ماهر بودن، به بهترین نحو ممکن آینده را ساختن، مشتری مداری و غیره می‌باشند.
 
 با 11 قانون موفقیت که به کارمندان اپل داده شده‌، آشنا شوید
موفقیت مفهومی است که ممکن است در نظر هرکس یک جور معنی شود، اما در این بین مواردی وجود دارد که در تعاریف بسیاری از افراد از موفقیت مشترک هستند.

چندی پیش، Huxley Dunsany ، تصویری از پشت کارت کارمندی خود که مربوط به سال ۲۰۰۴ است منتشر کرد.

او در این رابطه می‌گوید: من سال‌ها پیش کار در شرکت اپل را ترک کردم، اما هم چنان به این کارت، احساس وابستگی می‌کنم و به آن اعتقاد دارم.

قبل از این که این قوانین طلایی را بخوانیم، باید بدانید که حروف JB نوشته شده روی کارت، مخفف اسم جان براندون (John Brandon) رئیس سابق بخش فروش شرکت اپل در آمریکا می‌باشد.
 
11 قانون موفقیت شرکت اپل
 با 11 قانون موفقیت که به کارمندان اپل داده شده‌، آشنا شوید
 
  • - گذشته را فراموش کنید و نسبت به آینده متمرکز شوید.
  • - همیشه راستگو باشید، ما دوست داریم اگر خبر بدی هست زودتر بشنویم
  • - صداقت در کار حرف اول را می زند، اگر در چیزی شک داشتید، بپرسید.
  • - سعی کنید یک تاجرخوب باشید، تا یک فروشنده خوب.
  • - گاهی جارو بدست بگیرید و زمین را تمیز کنید.
  • - در استایل و گفتار خبره بوده و کلا حرفه‌ای رفتارکنید.
  • - به سخنان مشتری گوش کنید، آن ها این را می‌فهمند.
  • - با همکاران و شرکای خود، معامله برد برد داشته باشید.
  • - هوای همدیگر را داشته باشید، به اشتراک گذاشتن اطلاعات چیز خوبی است.
  • - خودتان را خیلی جدی نگیرید.
  • - خوش بگذرانید، دنیا ارزش سخت گرفتن ندارد.
دیدگاه‌ها خاموش

اونی که توی ویترینه چقدر می ارزه؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۸٫۰۶ - ۶:۴۱ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت – ترجمه سیما فاطمی پور: سال ها پیش وقتی دانشجوی کالج بودم، گربه ای داشتم که اسمش را خال خالی گذاشته بودم؛ از یک نژاد دورگه بود. پدرم همیشه آن را مسخره می کرد. البته پدرم خیلی از چیزهای مورد علاقه مرا مسخره می کرد. به همین خاطر این رفتارش برایم عجیب نبود. من عاشق خال خالی بودم و فکر می کردم او شایسته احترام بیشتری است. به همین خاطر یک روز داستانی سر هم کردم. به پدرم گفتم رفته بودم خرید و خال خالی را بیرون فروشگاه گذاشته بودم؛ وقتی از فروشگاه بیرون آمدم، پیرمردی آنجا ایستاده بود. او از من پرسید: «این گربه شماست؟»
و من که فکر کردم در زمان نبودنم خال خالی خطایی کرده است با تعجب و نگرانی گفتم: «بله، گربه من است.»
او گفت: «گربه کمیابی دارید.»
من پرسیدم: «واقعا؟»
 
اونی که توی ویترینه چقدر می ارزه؟ 
و او گفت: «بله، از این نژاد زیاد پیدا نمی شود. احتمالا حدود هزار دلار می ارزد.»
و من گفتم: «فروشی نیست.» و با خال خالی به سمت خانه راه افتادم.
درست از لحظه ای که این داستان را برای پدرم تعریف کردم، نگاه او به خال خالی عوض شد.
از آن به بعد با او بازی می کرد. به او غذا می داد و گاهی حتی با مهربانی با او حرف می زد. مثلا می گفت: «این گربه خیلی باهوش است.» سال ها بعد، وقتی که دانشگاهم تمام شد و از خانه پدرم بیرون آمدم، خال خالی را پیش پدرم گذاشتم و او به خوبی تا پایان عمر خال خالی از او مراقبت کرد.

حالا یادتان باشد: داستانی که من به پدرم گفتم، واقعیت نداشت. من این کار را با یک هدف انجام دادم؛ تغییر دیدگاه او.

قبل از این داستان، خال خالی گربه خیابانی بود.
بعد از این داستان تبدیل به گربه ارزشمندی شد.
دیدگاه افراد تعیین کننده همه چیز است. من بارها گفته ام که بازاریابی فقط به معنی تغییر دیدگاه است.

حتی لحظه ای فکر نکنید که می خواهم تشویق تان کنم تا مشتری را فریب دهید، به او دروغ بگویید یا در کارتان تقلب کنید. این کار غیر اخلاقی و غیر قانونی است. من ۳۰ سال پیش به پدرم دروغ گفتم، چون آن زمان این بهترین کاری بود که به ذهنم می رسید اما شما نیازی به دروغ گفتن به مشتری خود ندارید.

پس چطور می توانیم دیدگاه و نظر خواننده ها را عوض کنیم؟ باید قبل از این که مستقیما درباره ارزش محصول خود صحبت کنید، این دیدگاه را در ذهن آنها ایجاد کنید. به آنها بگویید که محصول تان خیلی بیشتر از هزار دلار می ارزد. اما قبل از این که این موضوع را بگویید، ذهن شان را آماده کنید. مثلا می توانید بگویید اگر این محصول را از یک مغازه خرده فروشی بخرند، باید برای آن پنج هزار دلار پرداخت کنند. یا بگویید اگر بخواهند خودشان این محصول را تولید کنند، برای شان ۱۰ هزار دلار هزینه خواهد داشت.

خب، حالا اگر این موضوع درست باشد، چطور باید این تغییر دیدگاه را به وجود بیاوریم؟

چگونه دیدگاه افراد را عوض کنیم؟

هر وقت متنی برای فروش می نویسید، ممکن است لازم باشد دیدگاه و نظر خواننده را تغییر دهید تا متقاعدش کنید که از شما خرید کند. یا می توانید بگویید اگر بخواهند این محصول را خودشان تهیه و به اندازه شما برای آن وقت و انرژی صرف کنند، هزینه آن چند هزار دلار، چند ماه کار و تلاش و چندین شب بی خوابی خواهد بود.

خلاصه این که کاملا زمینه را برای قیمت آماده و کاری کنید که این مبلغ در مقابل ارزشی که دریافت می کنند، بسیار ناچیز به نظر برسد. دوباره تاکید می کنم که دروغ نگویید. به این فکر کنید که هزینه استفاده نکردن از محصول شما برای خواننده چقدر خواهد بود. این موضوع را کامل توضیح دهید، سپس قیمت را بگویید.

به این راز «تضاد» می گویند.
اسکات پلوس در کتاب خود به نام «روانشناسی قضاوت و تصمیم گیری» می گوید: «مشاوران املاک گاهی از اثر تضاد سوء استفاده می کنند و قبل از این که ملک اصلی را نشان دهند، خانه دیگری را به مشتری نشان می دهند که قیمت آن بالاتر از ارزش واقعی آن است.»

ممکن است کمی گیج تان کنم، اما می خواهم جنبه روانشناسی این موضوع را کمی بیشتر باز کنم. جان برتون می گوید: «ما از شکست (درد) فرار نکرده و به سمت موفقیت (لذت) حرکت نمی کنیم، بلکه از حسی که در وضعیت شکست به ما دست می دهد، فرار می کنیم و به سمت حسی می رویم که در وضعیت موفقیت تجربه می کنیم.»

معنی این حرف چیست؟
معنی آن این است که خواننده شما ذهنیتی درباره پیشنهادتان، قیمت و محصول شما دارد. همه اینها ذهنیت است، نه واقعیت. تداعی های ذهنی است، بر اساس آنچه شما از محصول تان، قیمت آن و پیشنهادتان توصیف کرده اید؛ واقعیت آنها بر اساس توصیفات شما.

شما می توانید روی احساسی که به محصول، قیمت و پیشنهاد شما دارند هم اثر بگذارید. این تاثیرگذاری از طریق آنچه قبل از توصیف محصول تان می گویید، اتفاق می افتد.

باز هم وقتی که تصویری را ترسیم می کنید، از زندگی بدون این محصول، تضادی ایجاد کرده اید و ذهنیتی به وجود آورده اید. به این ترتیب می توانید روی احساس خواننده نسبت به محصول تان تاثیر بگذارید.

پدر من اول خال خالی را یک گربه خیابانی تصور می کرد، اما بعد از دیدگاه جدیدی که برایش ایجاد کردم، آن را گربه ای کمیاب و ارزشمند می دید. دیدگاه و ذهنیت او و در نتیجه رفتارش تغییر کرد. می توانم بگویم من خال خالی را به او فروختم.

به یاد داشته باشید وقتی که می نویسید، قدرت دست شماست. می توانید روی دیدگاه خواننده نسبت به پیغام خود تاثیر بگذارید و این کار را از طریق توصیفات خود و مقایسه انجام می دهید.

این روش به معنای واقعی، هیپنوتیزمی است.

دیدگاه‌ها خاموش

۸ کارآفرین موفقی که از دانشگاه فارغ التحصیل نشدند

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۸٫۰۵ - ۳:۳۸ ٫ق٫ظ


رازمجنون – ترجمه از حمید پاشایی: آیا تحصیلات رسمی واقعاً لازم است؟ اگر می خواهید کسب و کار موفقی بسازید، حتماً باید به دانشگاه بروید؟
بیشتر مردم با این باور بزرگ می شوند که رفتن به دانشگاه، گرفتن نمره های خوب، خیلی سخت کار کردن و به دست آوردن شغلی خوب، گام هایی هستند که برای موفق شدن باید طی کنید. ولی امروزه، کم کم همه به این نتیجه رسیده اند که تحصیلات خوب و شغل پر منفعت دیگر فرمولی ثابت برای دستیابی به ثروت و موفقیت نیست.
تحصیلات بدون شک جایگاه خود را دارد و فاقد سزاواری و شایستگی نیست، ولی با این وجود همه اوقات لازم نیست. کارآفرین های بسیاری وجود دارند که تحصیلات رسمی زیادی ندارند، ولی توانستند به موفقیت های بسیاری دست پیدا کنند.
این مطلب در مورد شخصیت هایی است که علی رغم نداشتن تحصیلات رسمی، نامی برای خود در جهان دست و پا کردند. زندگی این افراد را مطالعه کنید تا ببینید که آیا برای ساختن کسب و کاری سودآور نیاز به رفتن به دانشگاه دارید یا نه.
۱٫ استیو جابز (Steve Jobs)
8 کارآفرین بسیار موفقی که از دانشگاه فارغ التحصیل نشدند
شاید کمتر کسی در جهان باشد که با داستان استیو جابز یکی از مؤسسان اپل آشنا نباشد. با اینکه جابز از دبیرستان هوم استید در سال ۱۹۷۲ فارغ التحصیل شد، ولی از کالج رید ترک تحصیل کرد، در حالی که والدین او به سختی می توانستند از پس خرج تحصیلات کالج او برآیند.
در زمان مرگ جابز در سال ۲۰۱۱، ارزش خالص او ۱۱ میلیارد دلار بود. مسلماً در مورد کسی که دانشگاه را ترک کرده رقم بدی نیست! گفته می شود ارزش خالص استیو وازنیک همکار خوش فکر جابز ۱۰۰ میلیون دلار است، و البته او هم هرگز کالج را به اتمام نرساند.
 

2. ریچارد برانسون (Richard Branson)
8 کارآفرین بسیار موفقی که از دانشگاه فارغ التحصیل نشدند
ارزش خالص ریچارد برانسون تقریباً بالغ بر ۴٫۹ میلیارد دلار تخمین زده می شود. برانسون که بنیانگذار خطوط هوایی ویرجین آتلانتیک، ویرجین رکوردز، ویرجین موبایل و ویرجین برندز است، هرگز دبیرستان را به اتمام نرساند و در سن ۱۶ سالگی ترک تحصیل کرد. علاوه بر این، او دچار اختلال خوانش پریشی (dyslexic) بود و عملکرد آکادمیک ضعیفی هم داشت. ولی این موضوع باعث نشد که او نتواند نامی برای خود دست و پا کند. امروز، برانسون حامی سرسخت اهمیت تحصیلات است و به شدت معتقد است که مدارس و دانشگاه ها باید کمک بیشتری به کارآفرین ها کنند و برای آن ها منابع مالی تأمین کنند.
 

3. دیو توماس (Dave Thomas)
 
8 کارآفرین بسیار موفقی که از دانشگاه فارغ التحصیل نشدند

دیو توماس، مؤسس و مدیرعامل امپراتوری فست فود وندیز (Wendy’s)، از دبیرستان ترک تحصیل کرد تا به طور تمام وقت در رستوران هابی هاوس کار کند. با اینکه توماس در سال ۲۰۰۲ درگذشت، ولی گفته می شود ارزش خالص او ۹۹ میلیون دلار بود.

توماس اولین شعبه وندیز را در سال ۱۹۶۹ افتتاح کرد، ولی رستوران های رنجیره ای او دچار فراز و نشیب های بسیاری شد تا اینکه شروع به حضور در صدها تبلیغ تلویزیونی کرد، و بالاخره علاقه بینندگان تلویزیونی را به دست آورد و در دهه ۱۹۹۰ شهرت زیادی پیدا کرد.
 

4. دیوید گرین (David Green)
8 کارآفرین بسیار موفقی که از دانشگاه فارغ التحصیل نشدند
دیوید گرین که ارزش خالص او نزدیک به ۶ میلیارد دلار است، هرگز به دانشگاه نرفت. این مؤسس هابی لابی (فروشگاه های زنجیره ای آثار هنری) دیپلم دبیرستان دارد، ولی از خیر تحصیلات مقاطع بالاتر گذشت تا کسب و کار خانگی خود را در سال ۱۹۷۰ با وامی ۶۰۰ دلاری شروع کند. تا سال ۱۹۷۲، این کسب و کار به اندازه ای موفق شده بود که او توانست اولین فروشگاه خرده فروشی خود را افتتاح کند.
گرین به عنوان فردی نیکوکار شناخته می شود. او نیمی از مجموع درآمدهای کمپانی خود را وقف امور خیریه می کند. گفته می شود که تا سال ۲۰۱۲، او تقریباً ۵۰۰ میلیون دلار وقف خیریه کرده بود.
 

5. لری الیسون (Larry Ellison)
8 کارآفرین بسیار موفقی که از دانشگاه فارغ التحصیل نشدند
لری الیسون، مدیرعامل سابق شرکت اوراکل، از دو دانشگاه ترک تحصیل کرد. ارزش خالص او ۵۴ میلیارد دلار است. بعد از ایجاد دیتابیس هایی برای سازمان سیا، الیسون به همراه دو شریک خود در سال ۱۹۷۷ شرکت SDL را تأسیس کرد. این کمپانی در نهایت در سال ۱۹۸۲ تبدیل به شرکت نرم افزاری اوراکل شد.
امروز، این میلیاردر خودساخته از مقام خود به عنوان مدیرعامل کناره گیری کرده، ولی رییس هیئت مدیره و مدیر ارشد فناوری اوراکل باقی مانده است. هدف او هیچ وقت ثروتمند شدن نبود، بلکه می خواست محیط کاری ایجاد کند که خود او در آن لذت ببرد.
 

6. کوین رز (Kevin Rose)
 
8 کارآفرین بسیار موفقی که از دانشگاه فارغ التحصیل نشدند

این کارآفرین اینترنتی زیر ۴۰ سال، شرکت های Revision3، Pownce و Milk را تأسیس کرد، ولی احتمالاً بیش از همه به خاطر وبسایت دیگ (Digg) شناخته می شود. او وارد دانشگاه نوادا در لاس وگاس در رشته علوم کامپیوتری شد، ولی بعد از دو سال انصراف داد.

امروز رز مدیرعامل HODINKEE، عضو هیئت مدیره Tony Hawk Foundation و یکی از مشاوران سرمایه گذاری گوگل است.
 

7. مایکل دل (Michael Dell)
8 کارآفرین بسیار موفقی که از دانشگاه فارغ التحصیل نشدند
مایکل دل همانطور که از نامش پیداست، بنیانگذار شرکت کامپیوترهای Dell است. ارزش خالص او بالغ بر ۲۰ میلیارد دلار تخمین زده می شود. او وارد دانشگاه تگزاس شد، ولی در نهایت انصراف داد. در خوابگاه دانشگاه، او شالوده چیزی را طرح ریزی کرد که بعداً تبدیل به شرکت Dell شد. بعد از موفقیت در فروختن پکیج های آپگرید برای کامپیوترهای شخصی، او در ادامه کسب و کار بسیار بزرگتری را ایجاد کرد.
 
تا سال ۱۹۹۲، دل با ۲۷ سال سن جوان ترین مدیرعامل در لیست فورچون ۵۰۰ شده بود.
 

8. ریچل ری (Rachael Ray)
 
8 کارآفرین بسیار موفقی که از دانشگاه فارغ التحصیل نشدند

این نویسنده، کارآفرین و ستاره تلویزیونی برنامه های آشپزی هرگز به دانشگاه نرفت، و از هیچ گونه آموزش حرفه ای در هنر آشپزی برخوردار نیست. ارزش خالص او ۶۰ میلیون دلار است، که مسلماً رقم بسیار خوبی برای کسی است که هیچ گونه مدرکی در زمینه کاری خود ندارد.

او بعد از اجرای اولین تاک شو یا برنامه گفتگومحور خود در سال ۲۰۰۶، آن را از طریق حضور در برنامه معروف اپرا وینفری تبلیغ کرد. او در برنامه های معروف متعدد دیگری نیز حضور داشته است.

حرف آخر؟


امروز در عصر اطلاعات، راه های بسیاری برای یادگیری و توسعه مهارت هایی که برای کارآفرین شدن نیاز دارید، وجود دارد. بیشتر کارآفرینان هم عقیده هستند که حمایت بیشتری به خصوص از طریق مؤسسات آموزشی می توانست برایشان وجود داشته باشد. ولی امروزه منابع بسیار و رایج تر از گذشته شده اند، به خصوص منابع آنلاین.
نصیحت داستان چیست؟ یک فرد با اراده همیشه راهی پیدا می کند. تحصیلات می تواند کمک یا مانعی در مسیر موفقیت باشد. اگر تحصیلات برایتان تبدیل به مانع شود، کسانی که روحیه کارآفرینی داشته باشند آن را کنار می زنند و مسیر خود را انتخاب می کنند.

دیدگاه‌ها خاموش

برگه ی بعدی »