بورس؛ بازی شانس یا بازی مهارت؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۸٫۰۵ - ۳:۳۷ ٫ق٫ظ


ماهنامه معیشت – احمد اتحادپور: بورس کلمه ای فرانسوی است به معنای کیف پول. برای شناخت بورس و آشنایی بیشتر با آن بهتر است از «بازار» و تعریف آن شروع کنیم. در تعریفی ساده، می توان گفت بازار مکانی است که در آن خرید و فروش صورت می گیرد و ساده تر این است که بگوییم هرگاه شرایطی فراهم شود که بین خریدار و فروشنده رابطه برقرار شود و معامله ای صورت پذیرد بازار تشکیل شده است.
در بازارها به طور کلی دو نوع دارایی معامله می شود که شامل دارایی های واقعی و دارایی های مالی است. دارایی های واقعی همان دارایی های فیزیکی هستند، مثل زمین، ساختمان و انواع کالا مانند ماشین، لوازم خانگی و… اما دارایی های مالی دارایی های کاغذی و بهتر بگوییم اسنادی هستند، مثل سهام و اوراق مشارکت. بورس بازاری است که در آن دارایی های مختلف معامله می شود.
 
 بازی شانس یا بازی مهارت؟
آیا بورس مکانی امن برای سرمایه گذاری است؟
این امری طبیعی است که هر کسی می  خواهد از پول و پس انداز خود بیشترین منفعت را ببرد و دنبال جایی باشد که به خوبی از این پول مواظبت شود. جایی که بدون کمترین ریسکی این سرمایه را افزایش هم بدهد. اما این جای امن کجا می تواند باشد؟ آیا بورس مکان مناسبی برای سرمایه گذاری است؟ بورس مکانی مناسب است؛ اما برای تعداد کمی از افراد که معمولا جزو حرفه ای های بازارند. ولی برای تازه واردها خطرناک تر از قمار است. طبق تحقیقات انجام شده در میان مدت بیش از ۷۰ تا ۸۰ درصد افراد در بورس متضرر می شوند.
در ادامه به بررسی بورس و قمار می پردازیم و در انتها به این نتیجه خواهیم رسید که بورس درواقع همان قمار است یا خیر.

قمار چیست؟

قمار به معنای به خطر انداختن پول به امید کسب سود در جایی است که بخت، اقبال، شانس و تصادف مطرح باشد.

تفاوت بورس و قمار

اساسا چه وجه تمایز یا وجه مشترکی بین قمار و معامله گری در بورس وجود دارد؟
در بازی قمار تقریبا همه قوانین در ابتدای بازی مشخص است. برای مثال میزان پولی که می خواهیم روی هر دست ریسک کنیم همان ابتدا مشخص می شود. همچنین هر بازی ابتدا، میانه و انتها دارد و براساس رخدادهای تصادفی (مثل پرتاب سکه و احتمالا شیر یا خط آمدن) است. هرگاه شما وارد بازی قمار می شوید و پولی که در ابتدای بازی مشخص شده است را وارد بازی می کنید، تا اتمام بازی اجازه ندارید از آن کنار بکشید و باید تا مشخص شدن نتیجه نهایی بازی در آن حضور داشته باشید. در این صورت برای شرکت در بازی قمار مجبوریم طبق قوانینی از پیش تعریف شده عمل کنیم.
اما در معامله گری سهام کسی (به غیر از خود ما) در ابتدا برای ما میزان ریسک را مشخص نمی کند. این بدین معنی است که شما خودتان مدیر خودتان هستید و قوانین را نیز خودتان می سازید. در این صورت وارد دنیای بی پایان معامله می شوید که هر اتفاقی در هر لحظه ای ممکن است رخ دهد.
در ساختار بورس قانونی تعریف نشده است که شما حق دارید یک سهم را کجا بخرید و تا چقدر نگه دارید، اصولی وضع نشده و اساسا نباید هم وضع شود؛ چون هر شخص با دیدگاه خودش و تعبیری که از سرمایه گذاری دارد، وارد بازار می شود. بنابر همین قضیه، افراد با تغییرات اشتباه و با دیدگاه های معیوب وارد بازی می شوند و بدون در نظر گرفتن احتمال شکست وارد چرخه معاملات می شوند و اساس یا هیچ طرح و پلانی برای خرید ندارند یا ریسک غیرمنطقی انجام می دهند. معامله بسیار خطرناک است و برخلاف بازی قمار، بازار هیچ گاه شما را بیرون نمی اندازد.
پس معامله گری موفق و باتجربه است که میزان ریسک، نقطه ورود، نقطه خروج و شرایط را از پیش برای خود مکتوب می کند. مشخص کردن نقطه خروج باعث کاهش ریسک خواهد شد. اما ریسک در بورس چه معنایی دارد؟
تعریف ریسک
ریسک عدم قطعیتی نامطلوب است به این علت که نمی توانیم آن را از بین ببریم. بنابراین در ازای دریافت مبلغی حاضر به تحمل آن هستیم. حال آنکه برای دوری از آن باید مبلغی پرداخت کنیم. در تعریف دیگری از ریسک می توان گفت زیان بالقوه و قابل اندازه گیری یک نوع سرمایه گذاری را ریسک می گویند.
در تعاریف کلی تصور بر کسب بازدهی بیشتر، در ازای پذیرش ریسک بیشتر و کسب بازدهی کمتر، در ازای پذیرش ریسک کمتر است؛ اما آیا واقعا ریسک در یک زمان واحد برای تمام افراد یکسان است؟ یعنی خرید یک سهم از سوی ۲ نفر در یک زمان واحد یک اندازه ریسک دارد؟ اگر  جواب مثبت است فرض کنید ۲ نفر سهام یک شرکت را خریداری می کنند. فرد اول شرکت را به صورت کامل بررسی کرده و فرد دوم هیچ شناختی از شرکت ندارد. به نظر کدام یک تصمیم صحیح تری برای خروج از سهم خواهدگرفت؟ و احتمال سود کدام یک بیشتر است؟
پس متوجه می شویم که معنای ریسک برای افراد مختلف و شرایط یکسان مطلق نیست و می تواند نسبی باشد.
در اینجا به تقسیم بندی ریسک به معنای ریسک سیستماتیک و غیرسیتماتیک در بورس خواهیم پرداخت. ریسک سیستماتیک ریسکی است که قابل مدیریت نیست و خارج از کنترل سرمایه گذار است. از جمله تغییرات نرخ سود، تورم، رکود و جنگ همه منابع ریسک سیستماتیک هستند.
ریسک غیرسیستماتیک ریسکی قابل مدیریت است و سرمایه گذار با متنوع سازی قادر به کاهش آن است.
جالا فرض کنید در بازار بورس ایران فعالیت داریم. در این بازار تعدادی از افراد که در خرید و فروش سهم مشارکت دارند به اطلاعاتی دسترسی دارند که توانایی کنترل عرضه و تقاضا و تغییر صورت های مالی به صورت خوش بینانه و بدبینانه را دارند. در این صورت شاید ریسک سرمایه گذاری که تصمیم گیری در شرایط عدم قطعیت است برای این افراد از بین برود. در نتیجه برآورد ریسک در بازار باید براساس پیش فرض ها صورت پذیرد. اما واقعیت بازار ما چقدر با پیش فرض ها مطابقت دارد؟

چرا مردم تمایلی به سرمایه گذاری در بورس ندارند؟

مهم ترین علتی که مردم تمایل به بورس ندارند، ترس از شکست و از دست دادن پولشان است. این ترس باعث می شود به دنبال یادگیری نباشند و به دلیل این که با فرایند سرمایه گذاری آشنا نیستند و ترس از ریسک دارند، سرمایه گذاری در بورس را قمار می دانند.

چگونه می توان در بازار سرمایه سود کرد؟

مهم ترین نکته برای به دست آوردن سود در بازار علاوه بر دانش تحلیل، مدیریت سرمایه است. مدیریت سرمایه یعنی تصمیم گیری درباره این که چه مقدار از سرمایه خود را در چه بخشی و چگونه سرمایه گذاری کنیم. بسیاری از افراد با توجه نکردن به این موضوع ریسک سرمایه گذاری خود را چندبرابر می کنند.
بسیاری از افراد که زمان یا دانش کافی برای یافتن بهترین گزینه ها برای سرمایه گذاری ندارند، ترجیح می دهند پول خود را در اختیار افراد یا موسسات و شرکت هایی قرار دهند که تجربه، دانش و مهارت لازم برای معامله در بازار بورس را داشته باشند. این موسسات معمولا به دو صورت درآمد ثابت و متغیر هستند.

نتیجه گیری:

بورس مکانی است که این امکان را به ما می دهند تا با سرمایه ای هرچند اندک وارد بازی شویم. اگر انتخاب های ما از شرکت هایی که در آن ها سرمایه گذاری می کنیم، آگاهانه و از روی علم و منطق و با تسلط بر ذهنمان باشد، این اقدام در نهایت به کسب درآمد می انجامد و اگر از روی احساس و جو بازار و بدون در نظر گرفتن اصول سرمایه گذاری اقدام به این کار کنیم، ریسک را به شدت افزایش می دهد و احتمالا جزو آن ۸۰ درصدی خواهیم بود که در بورس ضرر می کنند. برای کاهش ریسک ناشی از نداشتن علم کافی می توان از افراد، موسسات یا شرکت های فعال در بازار بورس کمک گرفت.
در پایان نیز برای پاسخ به این سوال که آیا بورس قمار است، باید گفت: چون سرمایه گذاری در بورس باید بر پایه علم و براساس اطلاعات و دانش انجام گیرد، نمی تواند قمار باشد. برای قمارباز سرمایه گذاری در بورس بازی شانس است و برای معامله گر حرفه ای بازی مهارت هاست.

دیدگاه‌ها خاموش

۶ دلیل برای عکاسی حرفه‌ای از محصولات

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۸٫۰۴ - ۴:۰۴ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت – مترجم شادی حسن پور: با توجه به بازه زمانی کوتاه توجه مردم در این دوره و زمانه باید بدانید که تاثیر یک عکس از هزار کلمه بیشتر است.

همه ما می دانیم که توصیف جزئی محصولات، امری اجتناب ناپذیر برای فروش آنلاین محصولات است؛ اما کماکان باید بدانید که یک عکس ارزش و تاثیر بیشتری از همه آن توصیف های نوشتاری دارد. در واقع در یک نظرسنجی مشخص شد که ۶۷ درصد از مشتریان معتقدند در هنگام خرید، عکس محصولات اهمیت بیشتری نسبت به توضیحات مربوط به آنها یا بررسی های صورت گرفته دارد. مطالعات دیگر نیز نشان می دهند که عکس های حرفه ای می توانند مانع از رها کردن سبد خرید شده و احتمال خرید را به طور کلی افزایش دهند.

این بدان معناست که هر برندی که می خواهد فروش آنلاین را تجربه کند، باید بودجه خوبی به عکاسی از محصولات اختصاص دهد. برای استفاده حداکثری از عکس محصولات تان به نکات زیر توجه کنید.

 
6 دلیل برای عکاسی حرفه ای از محصولات

1. روی کیفیت تاکید کنید

به منظور این که نرخ فروش را به شکلی موثر بالا ببرید، باید از عکس های بسیار با کیفیت استفاده کنید. تصاویر حرفه ای به برند شما اعتبار می بخشند و به مشتریان کمک می کنند تا احساس بهتری در هنگام خرید محصولات تان داشته باشند. از قرار دادن عکس هایی با رزولوشن پایین، عکس های استوک یا هر عکس غیر مرتبط به محصول خودداری کنید. پیش زمینه ای ساده و به رنگ روشن انتخاب کنید و مطمئن شوید که عکس های تان آنقدر بزرگ و با کیفیت هستند تا بیشترین تاثیر را روی مشتری بگذارند.

۲٫ تا حد ممکن از زوایای مختلفی عکس بگیرید

خرید آنلاین محصولات می تواند برای خیلی از مشتریان کار ترسناکی باشد، زیرا نمی توانند از نزدیک با محصول ارتباط برقرار کرده و مطمئن شوند که دقیقا آنچه می خواهند را می خرند. عکس های شما باید حداکثر اطلاعات را در مورد آن محصول به مشتری بدهد تا او احساس نزدیکی بیشتری به محصول کند و ترس از خرید آنلاین در وجودش از بین برود.

بدین منظور، زوایای مختلفی از محصول ارائه دهید. (از جلو، پشت، گوشه ها). بهتر است گزینه زوم را نیز انتخاب کنید تا مشتریان بتوانند جزئیات را بهتر ببینند. عکاسی از رنگ های مختلف محصول را نیز فراموش نکنید. اگر می خواهید خیلی حرفه ای عمل کنید، می توانید از عکس های ۳۶۰ درجه استفاده کنید.

۳٫ به مشتریان کمک کنید تا محصول را در زندگی شان تجسم کنند

مشتریان برای خرید یک محصول باید متقاعد شوند که آن محصول می تواند زندگی شان را به نحوی بهبود ببخشد. با عکاسی از محصول مورد نظر در فضای مناسب، به مشتریان احتمالی کمک کنید تا تجسم کنند این محصول چه نقشی در زندگی شان خواهد داشت. به عنوان مثال اگر می خواهید چمدان بفروشید، بهتر است عکسی از محصول در فرودگاه یا ایستگاه راه آهن نیز داشته باشید.

این موضوع نکته دیگری را نیز یادآوری می کند؛ به منظور کمک بیشتر به مشتری در تجسم کردن محصول بهتر است «افراد» را نیز در عکس های تان بگنجانید. افزودن عامل انسانی همیشه باعث افزایش نرخ فروش می شود. این موضوع به خاطر این است که عکس افراد توجه مردم را به خود جلب کرده و همدلی و واکنش احساسی ایجاد می کند که در نهایت به احساس ارتباط و نزدیکی بیشتر به محصول می انجامد.

۴٫ از صحت عکس های گرفته شده مطمئن شوید

اگرچه می توانید با استفاده از نرم افزارهای گرافیکی عکس های خود را به شکل بهتری نمایش دهید، با این حال مهم است که عکس های تان دقیقا نمایانگر ویژگی های محصول باشند. اگر مشتریان بعد از سفارش و دریافت محصول متوجه شوند که آن محصول هیچ شباهتی به عکسی که از آن دیده بودند ندارد، ناراضی می شوند، دیدگاه های تند و ناخوشایند ثبت می کنند، نرخ بازگشت محصولات تان افزایش می یابد و نمی توانید پایگاه مشتریان خود را حفظ کنید. مطمئن شوید که عکس های تان به خوبی نمایانگر محصول واقعی باشند. عکس ها را در دستگاه ها و مرورگرهای مختلفی آزمایش کنید تا اطمینان یابید که جزئیات و رنگ ها به درستی به نمایش در می آیند.

۵٫ در قسمت جستجوی وب سایت تان عکس بگنجانید

مطمئن شوید که در منوی بازشونده جستجوی وب سایت تان عکس محصولات نیز به همراه اسم آنها بالا می آید. این کار نرخ فروش را افزایش می دهد زیرا مشتریان دوست دارند به جای کامل کردن اسم محصول مورد نظر روی عکس آن کلیک کنند. به عبارت دیگر عکس ها به مشتریان کمک می کنند تا آنچه می خواهند را با سرعت بیشتری پیدا کنند و فرصتی برای تردید کردن در هنگام خرید نداشته باشند. علاوه بر این عکس، توجه مشتریان را با سرعت بیشتری نسبت به متن به خود جلب می کند، بنابراین ممکن است مشتریان روی عکس محصولاتی کلیک کنند که حتی از قبل برنامه ای برای خریدشان نداشته اند.

۶٫ در بازاریابی محتوا از عکس استفاده کنید

زمانی که بحث بهبود فرآیند فروش آنلاین پیش می آید، عکس محصولات از اهمیت خاصی برخوردار می شود. علاوه بر این که باید توضیحات مفصل و کاملی در مورد محصولات بنویسید، باید از عکس های باکیفیتی نیز در میان متن ها استفاده کنید تا نرخ فروش افزایش و نرخ بازگشت محصول کاهش یابد و تصویر محصولات تان به مدت بیشتری در ذهن مشتری باقی بماند.

 
پژوهش ها نشان داده اند که وقتی مردم اطلاعاتی را می شنوند، سه روز بعد تنها ۱۰ درصد از آن در خاطرشان باقی مانده است؛ با این حال وقتی عکسی مرتبط با آن اطلاعات را می بینند، ۶۵ درصد از اطلاعات را در سه روز آینده به خاطر می سپارند.

دیدگاه‌ها خاموش

با خجالتی بودنمان چه کنیم؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۸٫۰۴ - ۴:۰۳ ٫ق٫ظ


وب سایت دیجی رو: خجالت واقعا گاهی اوقات می‌تواند افراد را از زندگی باز دارد؛ بخشی از آن به این دلیل است که افراد خجالتی از حضور در موقعیت‌های اجتماعی اجتناب کرده و حرفشان را نمی‌زنند و بخشی از آن به این دلیل است که این افراد میزان زیادی اضطراب مزمن را تجربه می‌کنند. اگر شما هم خجالتی هستید بد نیست بدانید که از هر ۱۰ نفر ۴ نفر خودشان را خجالتی می‌دانند. اما خبر خوب این است که با گذاشتن وقت، تلاش و تمایل برای تغییر، می‌توان بر خجالتی بودن غلبه کرد. اگر خجالتی بودن شما خیلی شدید باشید شاید به کمک یک پزشک یا مشاور احتیاج داشته باشید، اما اکثر افراد خودشان می‌توانند این مشکل را حل کنند.

می‌توانید اولین قدم‌هایتان را با توجه به این ۱۲ تکنیکی که برایتان عنوان می‌شود بردارید.

 
 با خجالتی بودنمان چه کنیم؟
۱.به کسی نگویید

اصلا لازم نیست که خجالتی بودن‌تان را همه جا جار بزنید. کسانی که به شما نزدیک هستند خودشان از این موضوع خبر دارند و کسانی که نزدیک نیستند هم شاید اصلا آنقدر با شما تعامل نداشته باشند که این موضوع را متوجه شوند. خجالتی بودن‌تان به این توی چشمی هم که خودتان فکر می‌کنید نیست.

۲. آرام باشید

اگر دیگران بحث خجالتی بودن شما را پیش کشیدند خیلی معمولی باشید. اگر لازم شد راجع به آن صحبت کنید اصلا نقطه ضعف نشان ندهید.

۳. گاهی خودتان را توجیه کنید

مثلا اگر در شرایط ناراحت و معذب صورت‌تان سرخ می‌شود سریع به خجالتی بودن ربطش ندهید؛ می‌تواند این طور باشد که« من همیشه صورتم زود سرخ میشه.»

۴. از برچسب زدن اجتناب کنید

به خودتان برچسب خجالتی بودن یا هر چیز دیگری نزنید. خودتان را به عنوان فردی خاص دسته بندی کنید نه یک نفر که حتما صفتی بد و آزاردهنده دارد.

۵. دست از حال گیری خودتان بردارید

گاهی اوقات ما واقعا بدترین دشمن خودمان هستیم. نگذارید انتقاد کردن خودتان از خودتان به حدی برسد که مخل کار و زندگی‌تان شود.

۶. نقاط قوت خود را بشناسید

لیستی از تمام ویژگی‌های مثبت خود تهیه کنید و حتی اگر لازم شد از دوستان و خانواده‌تان کمک بگیرد و هر موقع که احساس ناامنی کردید این لیست را مرور کنید. بگذارید یادتان بیاید که چقدر نکات مثبت دارید.

۷. روابط‌تان را آگاهانه انتخاب کنید

افراد خجالتی روابطی کمتر اما عمیق‌تر دارند که این یعنی باید بیشتر در انتخاب دوست و شریک‌ زندگی‌تان دقت کنید. وقت‌تان را در زندگی برای کسانی که قدرشناس، صمیمی و دلگرم کننده هستند صرف کنید.

۸. از افرادی که دیگران را دست می‌اندازند و اذیت می‌کنند اجتناب کنید

همیشه چند نفری هستند که دوست دارند بی‌رحم باشند و الکی دیگران را اذیت می‌کنند و برایشان مهم نیست که چه رفتاری درست است و چه رفتاری نیست و حتی صدمه زدن به احساسات و روح و روان دیگران ذره‌ای برایشان اهمیت ندارد. سعی کنید به طور صحیح فاصله‌تان را با این افراد حفظ کنید.

۹. با دقت نگاه کنید

بعضی از ما فکر می‌کنیم که اوضاع‌مان خیلی خراب است و بقیه از ما خیلی بهترند. این جور وقت‌ها بد نیست با دقت نگاهی به دیگران بیندازید تا ببینید آنها هم مشکلات شخصیتی و ناامنی‌های خودشان را دارند و شما در این بین تنها نیستید.

۱۰. به یاد داشته باشید که یک لحظه‌ی بد به معنای یک روز بد نیست

گاهی اوقات در یک موقعیت، خیلی خجالتی می‌شوید یا حتی بعضی وقت‌ها آن صحنه را مدام در ذهنتان مرور می‌کنید و بیشتر و بیشتر اعصاب خودتان را خرد کرده و روزتان راخراب می‌کنید. اما این همه کشمکش لازم نیس. آن لحظه هرچه بوده تمام شده پس بهتر است که سعی کنید از بقیهٔ روزتان لذت ببرید.

۱۱. خیال بافی نکنید

افراد خجالتی گاهی احساس عدم تایید یا ردشدگی می‌کنند، حتی زمان‌هایی که این موارد اصلا درست و واقعی نیستند. مردم احتمالا بیش از آنچه که شما فکر می‌کنید شما را دوست دارند و برایتان اهمیت قائلند، پس الکی برای خودتان خیالات منفی نبافید.

۱۲. لیست درست کنید

لیستی از تمام وحشت‌ها و نگرانی‌هایتان تهیه کنید. آنها را نام ببرید و برنامه ریزی کنید که چطور می‌خواهید آنها را از بین ببرید و به جلو حرکت کنید.

خجالتی بودن نباید شما را از رسیدن به موفقیتی که می‌خواهید باز دارد و چه شما خجالتی هستید چه نه، می‌توانید از تکنیک‌های گفته شده بهره ببرید.

دیدگاه‌ها خاموش

چگونه برترین و معروف ترین مدرس در حوزه خودتان باشید؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۸٫۰۳ - ۶:۴۳ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت – ژان بقوسیان: در هر حوزه ای مدرسان مرجعی وجود دارند که چندین برابر از دیگران موفق تر هستند. مدرس مرجع کسی است که در حوزه فعالیت خودش جزو طراز اول ترین ها است. حال چگونه می توانید تشخیص دهید که شما به یک مدرس مرجع تبدیل شده اید یا خیر.
اگر شما مدرس مرجع باشید اغلب مدرس های دیگر سعی می کنند از اطلاعات شما استفاده کنند. یعنی خودشان مدرس هستند ولی برای به روز نگه داشتن خودشان به شما مراجعه می کنند.
مدرس مرجع فردی است که حداقل هزاران هوادار و طرفدار دارد و اگر شما مدرس مرجع شوید می توانم این خبر خوب را به شما بدهم که دیگر به هیچ وجه نگرانی مالی نخواهید داشت. زیرا هر محصولی که در سایتتان منتشر می کنید یا هر دوره ای که برگزار می کنید، هر کتابی که می نویسید و هر محتوایی که تولید می کنید پرفروش خواهدبود. پس بسیار مهم و باارزش است که تبدیل به مدرس مرجع شوید و خیالتان راحت باشد که هزاران نفر شما را پیگیری می کنند، مطالب جدید شما را می خوانند و سعی می کنند شبیه شما شوند، چون شما الگوی این افراد هستید.
پس ببینیم چگونه می توانید تبدیل به یک مدرس مرجع شوید. سه نکته بسیار مهم و کلیدی وجود دارد:
 
چگونه برترین و معروف ترین مدرس در حوزه خودتان باشید؟


1.  شخصیت خودتان


اولین نکته شخصیت خودتان است. یعنی هر کسی نمی تواند تبدیل به یک مدرس مرجع شود چون باید خصوصیات یک راهبر و فرد بسیار قدرتمند را داشته باشد. وقتی فیلمی از چنین فردی نگاه می کنید کاملا مشخص است که به حرف هایش کاملا اعتقاد دارد. او همیشه با قطعیت صحبت می کند و هیچ وقت دودل و مردد نیست. اطرافیان خود را تشویق می کند که کار درست را انجام دهند و از کارهای اشتباه برحذر نگه می دارد. شخصیت این فرد طوری است که احساس می کند همیشه باید در حال کمک و آموزش به دیگران باشد.
یک مدرس مرجع در مسافرت و استراحت هم اگر ایده ای به ذهنش برسد، شرایط را طوری فراهم می کند که یک فیلم آموزشی برای هوادارانش بفرستد، شاید یک صوت ضبط کند یا مقاله ای منتشر کند و با این کار به هوادارانش کمک می کند. مدرس مرجع یک تحلیلگر حرفه ای است و همیشه در حال تحلیل اتفاقات مربوط به حوزه فعالیتش است. مثلا فرض کنیم شما در حوزه «فیلمبرداری» یک مدرس مرجع هستید. وقتی یک فیلم سینمایی جدید را می بینید اگر ترفند جالبی در فیلمبرداری ببینید نمی توانید صبر کنید تا بعدها آن را منتشر کنید.
شاید فیلم را متوقف کنید و در کانال اینستاگرام، تلگرام یا در سایتتان یک مطلب منتشر کنید. چون وقتی یک مطلب جدید مدرس را ذوق زده کرد نمی تواند منتظر بماند و باید این ترفند جذاب را بلافاصله به دیگران منتقل کند. شاید یک مدرس مرجع بیشتر از اینکه کسب درآمد باشد روی این موضوع است که در اولین فرصت نکات جالب را با دیگران به اشتراک بگذارد و این اولین خصوصیت یک مدرس مرجع است. بنابراین اگر می خواهید به این سطح برسید باید روی شخصیت خودتان کار کنید و ببینید آیا به موضوع آموزشتان آن قدر علاقه دارید که حتی در مسافرت و استراحت به فکر هوادارنتان باشید.
یک مدرس سطح پایین صرفا برایش درآمد مهم است و یک محتوای آموزشی در حد قابل قبول. یک مدرس معمولی شاید برای ساخت محصولی گران قیمت ذوق و شوق داشته باشد. ولی برای ساخت یک محصول آموزشی رایگان خیلی ذوق و شوق ندارد. اگر هدفتان از آموزش صرفا کسب درآمد است هیچ وقت نمی توانید یک مدرس مرجع در حوزه فعالیت خودتان باشید.

۲٫ محتوای آموزشی

دومین نکته که باعث می شود به یک مدرس مرجع تبدیل شوید محتوای آموزشی شماست. مدرس مرجع روی محتوای آموزشی خودش حساسیت زیادی دارد. بسیاری از دوستان مدرس وسواسشان فقط روی کیفیت فیلم یا صوت است. درست است که این موارد بسیار مهم هستند ولی یک فیلم ویدئویی عالی شما را تبدیل به یک مدرس مرجع نمی کند، صوتی که در بهترین استودیوها ضبط شده نیز همین طور.
حتی کتابی با بالاترین کیفیت چاپ و بهترین کاغذ شما را تبدیل به مدرس مرجع نمی کند. تمام این موارد خیلی خوب است، ولی وسواس بسیار زیاد شما بر محتوایی که ارائه می دهید، می تواند شما را تبدیل به یک مدرس مرجع کند. منظور از وسواس روی محتوا این است که مثلا شما وسواس دارید که وقت شاگردها و دانشجویان شما به هیچ وجه تلف نشود و در آموزش هایتان هدفتان پرکردن وقت نیست.
 
اگر یک ساعت آموزش می دهید تمام آن، محتوای خالص است و مثلا ۵ دقیقه در مورد خودتان صحبت نمی کنید یا ۱۰ دقیقه مطالب بدیهی را تکرار نمی کنید. در هر محتوایی که ارائه می دهید نکات بسیار جذاب و جدید و متفاوتی دارید. هیچ وقت چیزهایی را آموزش نمی دهید که وقتی دیگران آن را می بینید احساس کنند که این مطالب در همه آموزش های مشابه وجود دارد. یعنی شما باید به چیزی برسید که افراد و شاگردانتان آن قدر به شما اطمینان کنند که هر محصول آموزشی جدیدی که منتشر کردید صرف نظر از اینکه موضوع آن چیست، بلافاصله به وسیله صدها و هزاران نفر خریداری شود. فقط به این خاطر که می دانند این آموزش به وسیله شما تولید شده و مطمئن هستند که فوق العاده است.
اگر بتوانید به این جایگاه برسید مسلما نیاز چندانی به فرآیند بازاریابی، تبلیغات خیلی زیاد و سر و صدا ایجاد کردن ندارید چون مطمئن هستید که افراد زیادی با توجه به کارهای قبلی شما این محصول جدید را خریداری خواهندکرد. یک مدرس هر چیزی را که فکر می کند به نفع مخاطب است با صراحت منتقل می کند و به هیچ وجه نگران این موضوع نیست که مطالبش تمام می شود و نگران محصول بعدی نیست.
شما همیشه موقع ضبط محصول به این موضوع فکر کنید که این محصول تنها محصول آموزشی است که قرار است در زندگی تان تولید کنید و کل پیشرفت دیگران وابسته به این تک محصول است. آیا با این محصول زندگی دیگران متحول خواهدشد؟ هدف شما این است که به دیگران کم کنید، تغییر ایجاد کنید و اعتماد دیگران را صد در صد به خودتان جلب کنید که هر چیزی را که در آن آموزش توضیح دادهاید بروند و اجرا کنند.
اگر این دید را داشته باشید محتوای آموزشی شما به حدی می رسد که می توانید تبدیل به یک مدرس مرجع شوید.
۳٫ معرفی فرصت
سومین نکته برای تبدیل شدن به یک مدرس مرجع این است که در تمام آموزش هایتان، چه رایگان، چه پولی، یک فرصت جدید معرفی کنید. آموزش های مدرسان معمولی اغلب خسته کننده است. نکته خاصی ندارد و درباره چیزهایی است که دیگران هم می دانستند.
مثلا هر کسی می داند که با کمتر غذاخوردن می تواند لاغرتر شود یا هر کسی می داند که با ورزش بیشتر می تواند لاغرتر شود، ولی یک مدرس مرجع دیدگاه متفاوتی دارد و شاید ساعت ها فکر می کند که چگونه نکته ای را پیدا کند که ما حتی با خوردن غذای کافی بتوانیم لاغر شویم. بنابراین شما همیشه دنبال معرفی فرصت ها باشید. اغلب مدرس ها فقط بهبودها را معرفی می کنند و آموزش می دهند که چگونه کمی بهتر شوید ولی مدرسان مرجع و فوق العاده کاری می کنند که شخص زندگی اش را با دیدگاه ها و ایده های جدید متحول شود. اگر معلم یا مدرس هستید سعی کنید تبدیل به یک مدرس مرجع شوید!

دیدگاه‌ها خاموش

۹ اشتباه مرگباری که بازاریابان اینترنتی مرتکب می‌شوند!

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۸٫۰۳ - ۶:۳۲ ٫ق٫ظ


وب سایت دیجی رو: بیش از ۲.۶ میلیارد نفر درحال حاضر از حداقل یک شبکه‌ی اجتماعی استفاده می‌کنند و انتظار می‌رود که تا سال ۲۰۲۱، این رقم افزایش ۱۵ درصدی داشته و به حدود ۳ میلیارد نفر برسد. بازاریابی از طریق شبکه‌های اجتماعی یک ابزار قدرتمند برای بازاریابان و صاحبان کسب و کار است که می‌توانند با استفاده از آن با مخاطبین آنلاین‌شان ارتباط برقرار کنند. این روزها هم که شبکه‌های اجتماعی مختلف اعم از لینکداین، فیسبوک، اینستاگرام و اسنپ چت به افراد آمار مختلف ارائه می‌دهند.

برندهای بسیاری از طریق شبکه‌های اجتماعی کسب و کارشان پر رونق شده اما بعضی دیگر هم با اینکه از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند، اما به دلیل ۹ اشتباه مرگباری که در ادامه برایتان عنوان می‌شود، خیلی کسب و کارشان از این طریق سر و سامان نیافته است.

 
 9 اشتباه مرگباری که بازاریابان اینترنتی مرتکب می‌شوند!
۱. استفاده از تعداد زیادی شبکه‌ی اجتماعی

برای اینکه متخصص شوید نیاز به تمرین و تمرکز هست. این موضوع برای اکثر فعالیت‌های مربوط به کسب و کار مخصوصا از طریق شبکه‌های اجتماعی صدق می‌کند. کسب و کارهایی که تیم مارکتینگ کوچکی دارند باید از بکارگیری تعداد زیادی شبکهٔ اجتماعی خودداری کرده و به جای آن بیشتر از یکی دو شبکه‌ی پرطرفداری که منطبق با اهداف آنهاست بهره ببرند.

در فیسبوک روزانه حدود ۳۰۰ میلیون عکس پست می‌شود. هر ۶۰ ثانیه ۵۱۰ هزار کامنت و ۱۰۰ هزار پست ارسال می‌شود و به خاطر همین باید تمرکزتان را بر یکی دو شبکه‌ی پرطرفدار بگذارید تا در این حجم از مطالب، مطالب شما گم نشود و چم و خم کار دستتان بیاید.

۲. بی‌اعتنایی به فالورهای وفادار

جنبش‌های بزرگ ابتدا توسط فالورهای وفادار شکل گرفته و تداوم می‌یابند و لزوما این یک رهبر پر شور نیست که چنین چیزهایی را ایجاد می‌کند. فالورهای پرشور به جذب فالورهای جدید کمک کرده و به آنها اطمینان می‌دهند که صفحه‌ای که دنبال می‌کنند ارزش دنبال کردن را دارد. برندهای مختلف باید حواسشان خیلی به این فالورهای فعال و وفادار باشد. اگر می‌بینید یک سری افراد به طور مداوم در صفحه‌ی شما فعال بوده و پست‌ها را به اشتراک می‌گذارند، حتما راهی برای تشکر از آنها پیداکنید؛ حال می‌تواند تگ کردن آنها، شات کردن آنها یا فرستادن پیام تشکر برای آنها باشد. این کار باعث می‌شود هم آنها و هم تعداد افراد بیشتری به حمایت و تبلیغ از شما بپردازند.

۳. کپی کردن محتوای دیگر برندها

با اینکه شاید خیلی وسوسه آمیز باشد که استراتژی برند دیگری را در شبکه‌های اجتماعی کپی کنید، اما شما واقعا باید در مقابل چنین وسوسه‌ای مقاومت کنید.

پلتفرم‌های شبکه‌های اجتماعی برای ارائهٔ محتواهای جدید و غیرمنتظره به کاربران طراحی شده‌اند که همین هم هست که باعث اتصال و برقراری ارتباط بیشتر مخاطبین می‌شود

اصول روان شناختی شبکه‌های اجتماعی عنوان می‌کند که کاربران انتظار تنوع را از سوی صفحات مختلف دارند و بنابراین برندهایی که استراتژی مخصوص به خودشان را دارند، فالورهای بیشتری جذب می‌کنند و همچنین کاربران برای آنها وجه تمایز قائل می‌شوند.

۴. نادیده گرفتن دیتا و اطلاعات

بازاریابی مدرن حرفه‌ای مبتنی بر داده و اطلاعات است.این موضوع هم برای بهینه سازی وبسایت و هم برای بازاریابی شبکه‌های اجتماعی صدق می‌کند. خیلی مهم است که مدیران کسب و کارها، اطلاعات ودیتای شبکه‌های اجتماعی‌شان را جمع آوری و آنالیزکنند تا ببینند که فالورها به محتوا چطور واکنش نشان می‌دهند؛ چراکه در غیر این صورت سخت می‌شود تشخیص داد که چه زمانی باید استراتژی را به منظور گرفتن نتایج بهترتغییر داد.

۵. فهم نادرست مخاطب هدف

بازاریابان شبکه‌های اجتماعی و به طور کلی مدیران کسب وکار باید مخاطبان هدف را شناخته و درک کنند. این درک و شناخت در وهله‌ی اول کمک می‌کند که مناسب‌ترین شبکهٔ اجتماعی را برای فعالیت انتخاب کرده و همچنین به شما نشان می‌دهد که چه نوع محتوایی را به چه صورت باید عرضه کنید تا بیشتر مورد استقبال و پسند قراربگیرد.

۶. توجه به قدرت ویدیو

طبق بررسی‌های به عمل آمده، ۶۰٪ از بازارایابان شبکه‌های اجتماعی اظهار کرده‌اند که محتوای ویدیویی مهم‌ترین شکل محتوای بصری است. دلیل اینکه محتوای ویدویی تا این حد میان بازاریابان شبکه‌های اجتماعی محبوب است این است که به طور موثر فالورها را درگیر خودش می‌کند.

۷. عملکرد یکسان در دو شبکه‌ی اجتماعی متفاوت

هیچ دو شبکه‌ی اجتماعی‌ای مثل هم نیستند و بروز رفتار یکسان در رویارویی با ۲ شبکه‌ی اجتماعی مختلف یک اشتباه محض است. افراد مختلف از پلتفرم‌های مختلف استفاده می‌کنند و انتظار دارند که انواع مختلفی از محتوا را هم بر روی هریک مشاهده کنند. مثلا دیدن آگهی استخدام بر روی اینستاگرام یک چیز عجیب است اما روی لینکداین خیلی هم طبیعی‌ است. بازاریابان باید به صورت گزیده شبکه‌های اجتماعی را انتخاب کرده و تلاش کنند در زمینهٔ هرکدام از آنها خبره شوند تا بتوانند محتوای مناسب هرکدام را ایجاد کنند.

۸. فرض اینکه کارمندان جوان‌تر از شبکه‌های اجتماعی بهتر سر در می‌آورند

درست است که افراد جوان‌تر از شبکه‌های اجتماعی بیشتر استفاده می‌کنند اما این بدین معنا نیست که باید وظیفهٔ ساخت و پیشبرد استراتژی شبکه‌های اجتماعی‌تان را هم به جوان‌ترین عضو تیم بسپارید. شبکه‌های اجتماعی هم مانند راه‌های دیگر است که از طریق آن خودتان راتبلیغ کرده و مخاطب جذب می‌کنید؛ باید مشتریان هدف بررسی شوند، داده‌ها آنالیز شوند و سرانجام روش مناسب اتخاذ شود و این وظیفه باید به مدیر شبکه‌های اجتماعی سپرده شود نه صرفا به هرکسی که خیلی در شبکه‌های اجتماعی گشت‌زنی می‌کند.

۹. ندادن آموزش فروشندگی و جذب مخاطب به تمام کارکنان

هرکارمند شرکت شما توانایی این را دارد که از طریق شبکه‌های اجتماعی با مشتریان در ارتباط باشد. از آنجایی که هرکدام از کارمندان خودشان استفاده‌ی شخصی از شبکه‌های اجتماعی دارند، بنابراین آموزش دادن آنها برای تعامل و برقراری ارتباط با مشتریان شرکت‌تان از طریق شبکه‌های اجتماعی کار منطقی و معقولی است.

شبکه‌های اجتماعی همچنان به رشد خود در سراسر دنیا ادامه خواهند داد و همینطور به ابزار قدرتمندی برای بازاریابی تبدیل خواهند شد. برای موفقیت در این امر، بازاریابان باید از اشتباهاتی که در این مقاله عنوان شد اجتناب کنند و ضمن استفاده از این شبکه‌های اجتماعی باید اهداف خود را کاملا مشخص کنند و بدانند که از این طریق چه می‌خواهند و چطور باید به خواسته‌شان دست یابند.

دیدگاه‌ها خاموش

«اثبات اجتماعی» در بازاریابی چیست؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۸٫۰۲ - ۷:۴۹ ٫ق٫ظ


وب سایت آی بازاریابی: مشتریان امروزی بسیار هوشمند هستند، آن‌ها می‌دانند که یک بازاریاب همه‌ی تلاش خود را انجام می‌دهد تا محصول شرکت شما را بفروشد. بنابراین به گفته‌های او کمترین اعتماد را دارند. بنابراین باید کاری فراتر از بازاریابی و تبلیغات مستقیم انجام دهید. اثبات اجتماعی دقیقا در این موقعیت کارگزار است.
 اثبات اجتماعی چیست؟ و راهکارهای اساسی برای انجام آن
 
اثبات اجتماعی به این معناست:

که مردم به گفته‌های یک شخص ثالث هم‌چون مشتریان دیگر، متخصصان و سایر تاثیرگذاران اعتماد بیشتری دارند.

به همین دلیل است که وقتی یک پست شبکه‌های اجتماعی موردپسند قرار می‌گیرد. رفته رفته بر محبوبیت آن افزوده می‌شود. زیرا کاربران به طور ناخودآگاه رفتار کاربران دیگر را تکرار می‌کنند.

این یک اصل اثبات شده است و تحقیقات ثابت می‌کنند بیش از ۹۲ درصد مشتریان به گفته‌های اشخاص ثالث بیش از تبلیغات و بازاریابی‌ها اعتماد دارند.

به همین دلیل است که بسیاری از بازاریابان از اثبات اجتماعی برای رشد کسب‌وکار خود بهره می‌گیرند.

اگر سری به وب‌سایت‌های شرکت‌های مختلف بزنید، خواهید  اثبات اجتماعی برای رشد کسب‌وکار استفاده می‌کنند.

توصیه‌های متخصصان در کسب‌وکارهای B2B و خوشحالی مشتریان راضی برای سایر کسب‌وکارها نمونه‌ای از کاربرد اثبات اجتماعی برای کسب‌وکارها است.

۳ راه برای بهره‌گیری از اثبات اجتماعی

اما همان‌طور که گفتیم امروزه مشتریان بسیار هوشمند هستند.

اگر آن‌ها متوجه شوند که شما از راهکارهای اثبات اجتماعی برای افزایش فروش خود استفاده می‌کنید، احتمال این‌که نسبت به آن بی‌اعتنا باشند، بسیار زیاد است.

روابط خود را با تاثیرگذاران تقویت کنید

کمک گرفتن از بازیگران و یا هنرمندان نیز نوعی استراتژی است که اکثر برندها از آن‌ها استفاده می‌کنند.

اما ما توصیه می‌کنیم تاثیرگذاران صنعت خود را آگاهانه انتخاب کنید

و سعی کنید این تاثیرگذاران افرادی باشند که واقعا مشتریان هدف شما به تخصص او اعتماد دارند.

برای این انتخاب کافیست نگاهی به رفتارهای مخاطبان هدف‌تان در توییتر بیندازید.

بدین ترتیب خواهید دید که چه کسانی نفوذ بیشتری روی مخاطبان شما دارد؟

چه کسی محبوب است؟ و چه کسی بیشتر مورد توجه کاربران هدف شما است؟

برای شروع برقراری ارتباط با آن‌ها بهتر است، ابتدا شروع به اشتراک‌گذاری پست‌های آن‎‌ها بکنید

و برای آن‌ها کامنت بگذارید و کم کم توجه آن‌ها را به خودتان جلب کنید.

بهترین راه برای کمک‌گیری از آن‌ها اینست که یک پادکست مصاحبه‌ای به همراه آن‌ها ضبط کنید.

مشتریان فعلی خود را برای همراهی تشویق کنید

در حالی‌که تاثیرگذاران نقش گسترده‌ای در افزایش اعتماد کاربران‌تان دارند.

مشتریان فعلی شما نیز می‌توانند در این امر شما را یاری کنند.

در نظر داشته باشید که مشتریان فعلی شما محصول را از دیدگاه سایر مخاطبان می‌بینند و می‌توانند دقیقا به مشکل اصلی اشاره کنند.

به عنوان مثال، شما می‌توانید به افراد و مشتریانی که پست توییتر شما را به اشتراک بگذارند و بیشترین بازخورد را بگیرد، جایزه بدهید. بدین ترتیب مردم مشتاق خواهند بود که در گسترش برند شما به شما کمک کنند.

چنین استراتژی‌هایی، یک بازی برد-برد بوده و به علاوه بر این‌که به شما کمک می‌کند برندتان را توسعه دهید، به مشتریان کمک می‌کند تا به جایزه برسند و به کاربران نیز کمک می‌کند تا با یک محصول خوب آشنا شوند.

از مشتریان‌تان بخواهید، به فرآیند بازاریابی‌تان بپیوندند

همان‌طور که گفتیم، مشتریان شما به گفته‌های مشتریان دیگر بیشتر از آن‌چه که شما می‌گویید اعتماد دارند.

یکی از راهکارهایی که شما می‌توانید از آن استفاده کنید، همراهی کردن مشتری در ترویج محصولات شما است.

به عنوان مثال، اگر شما وبینارهایی را برگزار می‌کنید، می‌توانید از مشتریان راضی خود بخواهید در اجرای وبینار به شما کمک کنند.

و یا می‌توانید کمپین‎‌هایی را برگزار کنید و به گونه‌ای از مشتریان خود بخواهید تا پستی در ارتباط با محصول شما منتشر کنند.

به عنوان مثال، اگر در زمینه پوشاک هستید، محصولات شما را پوشیده و در شبکه‌های اجتماعی خود منتشر کنند و شما به کسی بهترین ترکیب را با لباس شما انتخاب کرده است را به عنوان برنده انتخاب کنید.

دیدگاه‌ها خاموش

سرمایه گذاری جایگزین

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۸٫۰۲ - ۷:۳۵ ٫ق٫ظ


ماهنامه معیشت – بیژن طالب کاشفی: کاهش نرخ سود بانکی در شهریور سپرده گذاران بانکی را به تکاپو انداخته تا گزینه های دیگر سرمایه گذاری را دوباره بررسی کنند.
در چند سال گذشته نرخ بالا و بدون ریسک سود بانکی شرایط دشواری را برای گزینه های رقیب ایجاد کرده بود؛ اما هم اینک نرخ سود ۱۰ درصدی برای حساب های کوتاه مدت و نرخ سود ۱۵ درصدی برای حساب های یک ساله جذابیت سپرده گذاری را کم کرده است. گزینه های زیر می توانند پیشنهادهای مناسبی برای سپرده گذاران باشد.
پیشنهاد می شود اگر سود بانکی برای شما جذابیت ندارد در یک یا چند گزینه زیر سرمایه گذاری کنید و ترکیب بهینه ای برای سبد سرمایه گذاری های خود به وجود آورید.
 
 سرمایه گذاری جایگزین
سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار
بورس یا بازار سهام بازاری سازمان دهی شده است که با هدف خرید و فروش سهام یا هر نوع اوراق بهادار یا کالای دیگری شکل گرفته است. بازار بورس اوراق بهادار این امکان را فراهم می کند تا هر فرد به میزان دارایی و سرمایه ای که دارد در یک یا چند شرکت بزرگ سرمایه گذاری کند و در سود آن ها شریک شود. اما برعکس سپرده گذاری در بانک، سرمایه گذاری در بورس کار چندان ساده ای نیست و به دانش و بهره گیری از مشاوره مالی و اقتصادی نیازمند است. ضمن اینکه سرمایه گذاری در بورس با ریسک همراه است و سهام به راحتی سپرده های بانکی نقد نمی شود.
با تمام این توضیحات اگر بتوان سود به مراتب بیشتری از سرمایه گذاری در بورس کسب کرد، می توان بخشی از سرمایه خود را وارد این بازار کرد. برای کسب اطلاعات بیشتر در این باره می توان به شرکت های مشاوره سرمایه گذاری، صندوق های سرمایه گذاری و حتی کارگزاری ها مراجعه کرد.
مهم ترین عیب سرمایه گذاری در بورس این است که با داشتن سهام شرکت ها، هیچ تضمینی برای بازگشت سرمایه و سود کردن وجود ندارد و این درحالی است که با خرید اوراق مشارکت یا سپرده گذاری در بانک، سود و اصل سرمایه تضمین می شود. اما از سوی دیگر همیشه احتمال کسب سود بیشتر از سود بانکی و اوراق مشارکت در سرمایه گذاری در بورس وجود دارد.
خرید اوراق مشارکت
خرید اوراق مشارکت یکی دیگر از گزینه های سرمایه گذاری است. سرمایه گذاری در اوراق مشارکت ریسک کم و نقدشوندگی زیاد دارد و همچون سرمایه گذاری در بورس نیاز به دانش مالی و اقتصادی فراوان ندارد؛ اما به نسبت سود کمتری نسبت به بازار بورس دارد؛ با این حال سود تضمین شده آن معادل سود بانکی و کمی بیش از آن است.

مزیت های سرمایه گذاری در اوراق مشارکت

زمان بر نبودن: فعالیت حرفه ای در بازار سهام نیاز به صرف زمان برای آموزش و یادگیری و پیگیری بازار دارد و ماه ها و سال ها طول می کشید تا شخصی در بورس بتواند به توانایی کسب سود مداوم دست یابد. اما برای خرید اوراق مشارکت، چون سود آن همانند سپرده های بانکی تضمین شده و ثابت است، هیچ نیازی به یادگیری مفاهیم و اطلاعات و صرف وقت زیاد ندارید و می توانید با صرف حداقل وقت، اوراق مشارکت را در مبلغ دلخواه خریداری کنید.

ثابت و تضمینی بودن سود و اصل سرمایه: برای شخصی که ریسک گریز است، سرمایه گذاری با سود ثابتی که از بانک بیشتر است و هیچ نگرانی بابت از دست دادن آن نیست جذابیت دارد، در حالی که در بازار سهام هیچ چیز قطعی نیست و هیچ تضمینی برای کسب سود یا حفظ سرمایه وجود ندارد.

بدون درگیر شدن در نوسانات و هیجانات بازار:
با وجود تضمین برای اصل سرمایه و سود اوراق مشارکت، فرد درگیر استرس احتمالی که در سرمایه گذاری در بازار سهام و سایر بازارهای پرریسک وجود دارد، نخواهدبود. عدم قطعیت و نوسانات زیاد در بازار بورس موجب ایجاد استرس در بسیاری از افراد می شود. برای شخصی که مهارت، تجربه، زمان و سرمایه کمی دارد، خرید اوراق مشارکت گاهی می تواند سود بیشتری نسبت به بازار سهام داشته باشد.

اوراق مشارکت به عنوان ضمانت وام بانکی: یکی دیگر از دلایلی که می تواند اوراق مشارکت را مطلوب تر کند، ضامن شدن این اوراق در بانک ها برای اخذ وام است. اکنون افرادی که اوراق مشارکت دارند می توانند با گرو گذاشتن آن از بانک ها تسهیلات دریافت کنند. این موضوع گرفتاری به دنبال ضامن گشتن و پیدا کردن آن را حذف می کند. بانک نیز به دلیل نقد شوندگی اوراق تمایل به گرو گرفتن اوراق به جای افراد دارد.
برای خرید اوراق مشارکت می توان به بانک عامل چاپ کننده اوراق یا به کارگزاری های بورس مراجعه کرد.

خرید طلا

خرید طلا همواره یکی از گزینه های سرمایه گذاری در زمان التهاب و اوضاع نامساعد اقتصادی است. همچون زمان جنگ که هیچ اطمینانی به سرمایه گذاری در بازار بورس، بانک، اوراق مشارکت و حتی بازار مسکن وجود ندارد، این بازار طلاست که مناسب ترین گزینه برای سرمایه گذاری می باشد.
 
به همین دلیل نه تنها در ایران بلکه در کل جهان زمانی که عاملی همچون جنگ، تحریم، بلایای طبیعی، بحران اقتصادی و… باعث برهم خوردن تعادل اقتصادی و ایجاد جو نامطمئن شدید می شود، سرمایه گذاران به خرید طلا روی می آورند و به سرعت باعث افزایش قیمت فلز زرد می شوند. سرمایه گذاری در بازار طلا نیز با ریسک مواجه است و ممکن است با کاهش جو نامطمئن به سرعت قیمت طلا کاهش یابد. ریسک نگهداری از طلا نیز همواره وجود دارد.
همچنین سرمایه گذاری در خرید طلای کارشده سودی دربر نخواهدداشت؛ زیرا کارمزد، مالیات بر ارزش افزوده و سود فروشنده طلا هنگام فروش طلا از قیمت آن کسر می شود. در کشور ما یکی از گزینه های مناسب برای سرمایه گذاری در بازار طلا خرید سکه های ضرب شده از سوی بانک مرکزی است. خرید و فروش به موقع سکه اگرچه فعالیتی سوداگرانه است و ارزش افزوده خاصی برای اقتصاد کشور ایجاد نمی کند، ولی در بعضی مواقع همچون سال ۱۳۹۱، ضمن حفظ ارزش پول سرمایه گذاران خرد باعث می شود سود نیز کسب کنند.

خرید ملک

خرید ملک در ایران همواره یکی از گزینه های سرمایه گذاری بوده است. اگرچه بازار مسکن در ایران طی دهه های گذشته درگیر دوره های رونق و رکود بوده است، ولی در بلندمدت قیمت ها رشد داشته اند. البته خرید سوداگرانه ملک یکی از فعالیت های مضر اقتصادی است که باعث خارج شدن بازار از تعادل می شود و قیمت ها را به صورت مصنوعی افزایش می دهد و این باعث می شود خریداران واقعی مسکن که قصد استفاده از آن را دارند قدرت خرید خود را از دست بدهند.
ولی متاسفانه تا زمانی که گزینه های مناسب برای سرمایه گذاری همچون بانک، بورس، اوراق مشارکت و… سودی کمتر از تورم نصیب سرمایه گذاران کنند و از سوی دیگر ایجاد کسب و کار با موانع زیادی مواجه باشد و واردات بی رویه و قاچاق باعث از بین رفتن فرصت های سرمایه گذاری و کارآفرینی شود، به ناچار سرمایه گذاری در بازار ملک و خرید و فروش سوداگرانه آن همواره یکی از گزینه های سرمایه گذاری در ایران خواهدبود.
طی چند سال گذشته بازار مسکن با شرایط پایداری مواجه بوده است؛ ولی هیچ تضمینی وجود ندارد که سیاست های جدید دولت برای ایجاد رونق در بازار دوباره غول خفته تورم در بازار مسکن را بیدار نکند.

نتیجه گیری

نمی توان از میان گزینه های گفته شده به طور قطع یک گزینه را به عنوان بهترین سرمایه گذاری انتخاب کرد. افراد حرفه ای در این زمینه، سرمایه گذاری را یک فرایند کاملا شخصی می دانند و تاکید دارند که پیچیدن یک نسخه برای همه افراد اشتباه است. شما مجبور نیستید فقط در بانک، سهام یا اوراق مشارکت سرمایه گذاری کنید و به همان طریقی که صندوق های سرمایه گذاری با تشکیل سبد متنوعی از دارایی ها، ریسک سرمایه گذاری را کاهش می دهند، ترکیب متنوعی از سرمایه گذاری ها را داشته باشید، به گونه ای که هم در این سبد، دارایی با قدرت نقدشوندگی بالا داشته باشید که در مواقع نیاز بتوان به سرعت آن را تبدیل به پول کرد، همچون سپرده بانکی، اوراق مشارکت و طلا، و هم در این سبد گزینه ای باشد که انتظار سودآوری فراوان و حتی جهش قیمتی برای آن وجود داشته باشد، همچون سهام و ملک.
سهم هرکدام از این دارایی ها در سبد سرمایه گذاری فرد نیز بستگی به روحیات، درجه ریسک پذیری، دانش و تجربه، و سایر متغیرهای فردی دارد و نمی توان نسخه یکسانی برای همه افراد نوشت.

دیدگاه‌ها خاموش

برون‌گرا یا درون‌گرا، کدام یک مدیرعامل بهتری هستند؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۸٫۰۱ - ۸:۱۱ ٫ق٫ظ


وب سایت شبکه: کامل‌ترین و دقیق‌ترین تحقیق موجود در دنیا به‌نام “پروژه ژنوم مدیرعامل” اخیرا تکمیل شد. تیم تحقیق در طی بررسی‌های خود چهار ویژگی مهم و اصلی یک مدیرعامل را شناسایی کردند. علاوه بر این، یافته‌های دیگر این پروژه، تصورات پیشین در خصوص مدیریت و رهبری را به‌چالش می‌کشد.

تکمیل این تحقیق گسترده ده سال به‌طول کشید و دیتابیس آن شامل اطلاعات ۱۷ هزار مدیر ارشد اجرایی و بیشتر از ۲ هزار مدیرعامل می‌شود. برای تجزیه و تحلیل این اطلاعات، یک تیم ۱۴ نفره از محققان خبره که در زمینه روان‌شناسی، اقتصاد، امور مالی و علوم داده تخصص دارند تشکیل شد. وظیفه آن‌ها، تحقیق و بررسی تمام مدیران عامل صنایع مهم بود. این پروژه عظیم نتیجه همکاری محققان دانشگاه شیکاگو، مدرسه کسب‌وکار کپنهاگ، NYU و SAS Inc است.

 برون‌گرا یا درون‌گرا، کدام یک مدیرعامل بهتری هستند؟
 

هدف از تحلیل این اطلاعات پاسخ به پرسش‌هایی مانند موارد زیر بود:

  •  آیا ویژگی‌های خاصی برای پیش‌بینی این‌که یک فرد می‌تواند مدیرعامل شود وجود دارد؟
  •  آیا این خصوصیات مشابه مدیران ارشد اجرایی است یا با آن‌ها تفاوت دارد؟
  •  هیأت‌های مدیره برای انتخاب یک مدیرعامل چه ویژگی‌هایی را مدنظر قرار می‌دهند و آیا این ویژگی‌ها می‌تواند موفقیت مدیرعامل را پیش‌بینی کند؟

نتایج حاصله از این تحقیق به‌اندازه‌ای جالب و تأمل‌برانگیز است که برخی تصورات پیشین در خصوص مدیریت و رهبری را به‌چالش می‌کشد.

اول از همه، نظریه مربوط به یک مدیرعامل برون‌گرا و کاریزماتیک است. هیأت‌های مدیره به‌دنبال مدیران عاملی هستند که شخصیت اجتماعی خوب و دوستانه‌ای داشته باشند و از آرامش و اعتماد به‌نفس بالایی برخوردار باشند اما افراد درون‌گرا فراتر از سطح انتظارات هستند.

یکی دیگر از نتایج جالب این تحقیق مربوط به تعداد اشتباهاتی می‌شود که یک مدیرعامل در ابتدای حرفه کاری خود مرتکب شده است. این تحقیق نشان داد تقریبا نیمی از این افراد به‌جای این‌که پیشینه عاری از خطا و اشتباه داشته باشند  اشتباهات بسیار بزرگی داشته‌اند که در پایان به‌قیمت از دست دادن شغل‌شان تمام شده است.

با این وجود، مهم‌ترین بخش این تحقیق مشخص کردن چهار ویژگی و خصوصیت فردی خاص بود که در مدیران خیلی موفق دیده شد. البته، این‌گونه نبود که تمام این مدیران عامل در هر چهار خصوصیت بالاترین امتیاز را کسب کرده باشند، اما تقریبا بیشتر آن‌ها در بیش از یک مورد فوق‌العاده بودند.

نقش این ویژگی‌ها در موفقیت شما چیست؟

پس، اگر در حال حاضر مدیرعامل هستید یا در تلاش برای رسیدن به سطح یک مدیر ارشد اجرایی هستید به این ۴ ویژگی توجه خاصی داشته باشید و هر روز آن‌ها را مدنظر قرار دهید:

۱ - به‌سرعت و با قاطعیت تصمیم می‌گیرند: تصمیم‌گیری سریع و اعتقاد داشتن به‌آن یکی از فاکتورهای مهم یک مدیرعامل خوب است. قدرت اجرایی این مدیران عامل ۱۲ برابر بهتر از سایرین بود. یک مدیرعامل خوب می‌داند که یک تصمیم‌گیری بد خیلی بهتر از تصمیم‌نگرفتن است.

۲ - برای تأثیرگذاری آماده هستند: یک مدیرعامل خوب وقتی یک برنامه و هدف جدید تنظیم می‌کند خیلی سریع از سوی کارکنان و سهام‌داران پذیرفته می‌شود. هم‌چنین، آن‌ها به‌خوبی به نیازها و انگیزه‌های سهام‌داران واقف هستند. این امر موجب تصمیم‌گیری خوب و همراه داشتن پشتیبانی تشکیلات می‌شود.

۳ – سازگاری سریع و آنی: یکی از خصوصیات یک رهبر و مدیر بزرگ واکنش مناسب در برابر چالش‌ها و فرصت‌های دیده نشده است. وقتی از مدیران عامل سئوال می‌شد این ویژگی در رأس سایر موارد قرار داشت. مدیران عاملی که خیلی سریع با شرایط سازگار می‌شوند ۶٫۷ برابر بیشتر از سایرین احتمال موفقیت دارند.

۴ – انتقال حس اطمینان‌پذیری: رسیدن به نتیجه و هدف یکی از فاکتورهای کلیدی یک مدیرعامل خوب است. هم کارکنان و هم سهام‌داران به یک رهبر و مدیر اثبات شده که وعده‌های‌اش را عملی می‌کند و به اهداف‌اش می‌رسد اعتماد می‌کنند. احتمال موفقیت مدیرانی که می‌توانند به نتایج قابل قبول و قابل اطمینان برسند ۱۵ بار بیشتر از سایرین است.

یکی از چالشی‌ترین پست‌ها در کسب‌وکار پست مدیرعاملی است.  اگر بتوانید در این ۴ ویژگی به درجه بالایی برسید می‌توانید در رقابت با سایرین عملکرد بسیار بهتری داشته باشید.

دیدگاه‌ها خاموش

گفت و گو با «دارا خسروشاهی»؛ مدیر عامل اجرایی شرکت اوبر

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۸٫۰۱ - ۵:۴۲ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت: دارا خسروشاهی که در سال ۱۳۴۸ شمسی در تهران متولد شده، از سال ۲۰۰۵ مدیرعامل سایت مشهور مسافرتی اکسپدیا بوده است. سرمایه گذاران اکسپدیا به خاطر عملکرد خوب خسروشاهی ۹۰ میلیون سهم این شرکت را به عنوان هدیه به او دادند. حقوق او در سال مالی ۲۰۱۶ بالغ بر ۲٫۵ میلیون دلار بوده است.
 
دارا خسروشاهی همچنین عضو هیات مدیره نیویورک تایمز نیز هست. خسروشاهی یکی از سه کاندیدای نهایی هیات مدیره اوبر برای تصدی این پست بود. جفری ایملت مدیرسابق جنرال الکتریک که او نیز یک کاندیدای مدیرعامل اوبر بود، از نامزدی برای این پست کناره گرفت. دو منبع نزدیک به موضوع به نیویورک تایمز گفتند او پس از آن که دید از حمایت کافی برای تصدی این پست برخوردار نیست کناره گیری کرد.
 
گفت و گو با «دارا خسروشاهی»؛ مدیر عامل اجرایی شرکت اوبر

مگ ویتیمن مدیرعامل Hewlett Packard Enterprise نیز از حمایت کافی برای این پست برخوردار بود اما در آخرین لحظات او و هیات مدیره اوبر به توافق نرسیدند و کاندیدای سوم یعنی خسروشاهی از سوی هیات مدیره معرفی شد. آنچه شاید در دارا خسروشاهی برای سرمایه گذاران اوبر جالب بوده، تجربه مشابهی بوده که او در سایت مشهور مسافرتی اکسپدیا با آن مواجه بوده است.

خسروشاهی همچنین از سال ۲۰۱۵ عضو هیات مدیره روزنامه نیویورک تایمز نیز هست. او پیش تر در شرکت IAC/InterActive نیز مسئولیت هایی داشت. خسروشاهی از جمله معترضان قانون ممنوعیت مسافرتی دولت ترامپ بود که به خصوص ایرانیان را هدف می گیرد. شرکت وی اکسپدیا و آمازون از نخستین شرکت های تکنولوژی بودند که اقدام حقوقی علیه آن قانون انجام دادند. هیات مدیره اوبر و همچنین اکسپدیا هنوز به طور رسمی موضوع مدیرعاملی خسروشاهی را تایید نکرده اند. در ادامه گفتگویی با او را می خوانید که بر محور مفاهیم موفقیت در زندگی متمرکز است.

از نگاه مدیریتی و مهارتی، کدام یک از استعدادهای مهم و کلیدی را در دهه بیست زندگی ات تقویت کردی؟

- وقتی در دهه بیست زندگی ام بودم، یاد گرفتم فقط سخت کار نکنم. در مورد اهمیت تمرکز در کار چیزهای زیادی فهمیدم. کارم را با بانکداری سرمایه گذاری در Allen & Company در سال ۱۹۹۱ شروع کردم. خیلی سرمان شلوغ بود. شما باید از ایده ها و نکته های خاصی که در اولین فعالیت خود به عنوان یک فرد حرفه ای جوان به دست می آورید، برای آینده استفاده کنید. من از همان ابتدا اهمیت تمرکز داشتن روی اهداف و پرورش دادن فرهنگی را یاد گرفتم که باید از موانع غیر ضروری اجتناب کند.

فکر می کنی از نظر احساسی و انسانی، مهم ترین قابلیت هایی که در این مقطع سنی تجربه کردی کدام بودند؟

- یاد گرفتم که انعطاف پذیر بودن تا چه اندازه حیاتی و مهم است. یادگیری رقابت با تقاضاهای بی پایان در سن پایین، شما را برای رشد و پیشرفت هر چه بیشتر آماده می کند. هر چه پیشرفت می کنید، مشکلات بیزینسی غیر منظم تر شده و سیستم ها غیر قابل پیش بینی تر به نظر می رسند.

 
یک شیوه برخورد یکسان و مشابه برای حل مشکلات کافی نیست و بنابراین مجبور هستید که با مسائل به شیوه های مختلف و با انعطاف پذیری فراوان مواجه شوید. یادم می آید که هربرت آلن در همان سال های اوایل کارم یک مهارت مهم به من آموخت. او نگران بود که یکسری محصولات به بمب ساعتی تبدیل شوند.
 
وظیفه تحقیق موضوعی و ارائه گزارش به هربرت آلن بدون کمترین راهنمایی و آموزشی به من سپرده شد. شرایط کاری در خیلی از کمپانی های تازه تاسیس شده به همین منوال است و شما باید به این شرایط عادت کنید و با آن راحت باشید. همان طور که اشاره کردم هر چه رو به جلو می روید، برنامه و استراتژی منظم یا سوابق ساختاری کمتری در اختیار دارید.
 
گفت و گو با «دارا خسروشاهی»؛ مدیر عامل اجرایی شرکت اوبر

وقتی در دهه بیست زندگی بودی، اغلب به چه چیزی فکر می کردی؟ چطور نقاط ضعف و قوت خودت را شناختی؟

- وقتی حرف۶ه کاری ام را شروع کردم، از نظر موفقیت مالی خیلی به وال استریت فکر می کردم. سپس Expedia به من یاد داد که شور و هیجان و ماموریت خیلی بیشتر از پول انگیزه بخش تر هستند.

اگر بتوانی به عقب برگردی و تصمیم متفاوتی بگیری، چه کار می کنی؟

- اگر بتوانم عقب برگردم و تصمیم دیگری بگیرم، بیشتر سفر می کنم. ولی شما می دانستید که من این جواب را می دهم.

خدمت کردن به عنوان مدیر یک شرکت از چه نظر با آنچه عموم مردم تصور می کنند، تفاوت دارد؟

- خیلی زا مردم فکر می کنند که مدیریت فقط به ارتباطات، معرفی محصولات، سخنرانی کردن و ایجاد انگیزه خلاصه می شود. این که شما در برقراری ارتباط با دیگران موفق باشید قطعا خیلی مهم است ولی من فهمیده ام که یکی از مهم ترین مهارت های یک مدیر این است که شنونده خوبی باشد. هر چه شما در یک زنجیره مدیریتی در جایگاه بالاتری قرار داشته باشید، فهمیدن این که چه اتفاق هایی در حال رخ دادن هستند، سخت تر است.

 
بنابراین باید این اطلاعات را از افرادی که برای تان کار می کنند دریافت کنید. باید در خواندن زبان بدن و پرسیدن سوالات، فوق العاده باشید. باید اعتماد ایجاد کنید تا به چیزهای واقعی برسید. مدیرانی که با واقعیت ارتباط ندارند، آنهایی هستند که شکست می خورند.

با نگاهی به گذشته، اگر بخواهی به خود ۳۰ ساله ات چیزی بگویی یا توصیه کنی، چه چیزی به ذهنت می آید؟

- بدون تردید می گویم که شکست خوردن ایرادی ندارد. وقتی جوان تر بودم، خیلی از این که اشتباه کنم، دیر به جایی برسم یا این که جواب منفی بگیرم، می ترسیدم. از شکست خوردن می ترسیدم. اما موضوع این است که شکست در زندگی خیلی اهمیت دارد. نه فقط از نظر یادگیری بلکه از نظر ریسک پذیر بودن.

 
چه در بیزینس و چه زندگی شخصی. باور کنید، زمین خوردن اصلا جالب نیست، ولی این اتفاق رخ می دهد، شما از جای تان بلند می شوید، خودتان را تکان می دهید و به حرکت ادامه می دهید. یک زندگی بدون ترس اساسی از شکست خیلی هیجان انگیزتر از این است که تمام عمر مواظب باشید اتفاقی نیفتد.
منبع: التروپروتر 
دیدگاه‌ها خاموش

راه‌هایی برای از بین بردن افکار منفی و مضر

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۷٫۳۰ - ۶:۳۸ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت – ترجمه شادی حسن پور: «چه فکر کنید که می توانید و چه فکر کنید که نمی توانید، در هر صورت درست فکر می کنید!» (هنری فورد)

فرایند فکر کردن ما فرایندی ضروری برای بقا و مبارزه در دنیای مدرن است. طرز فکر انتقادی به ما توانایی حل سریع و کارآمد مسائل را می دهد. تفکر خلاق به ما اجازه می دهد تا ایده ها و روابطی اصیل، متفاوت و پیچیده خلق کنیم ولی طرز فکر منفی و ناخودآگاه باعث به هم ریختگی ذهنی مان می شود و اشتیاق مان را برای زندگی از بین می برد.

دکتر «راس هریس»، روانشناس استرالیایی و نویسنده کتاب «تله شادی: چطور از کلنجار رفتن با خودمان دست بکشیم و زندگی را شروع کنیم» می گوید: «به این ترتیب، سیر تکامل انسان، مغزهای مان را به شکلی در آورده است که ما از نظر روانشناختی به خودمان رنج بدهیم: به مقایسه، ارزیابی و انتقاد از خودمان بپردازیم، روی آنچه که نداریم متمرکز شویم. به سرعت از داشته های مان ناراضی شویم و سناریوهای وحشتناکی را تجسم کنیم که اغلب شان هیچ وقت اتفاق نمی افتند.

 
راه هایی بی نظیر برای از بین بردن افکار منفی و مضر
 
به همین خاطر است که آدم ها شاد بودن را کار سختی تصور می کنند!» خیلی ها در کل زندگی شان قربانی افکار منفی شان می شوند. احساس می کنند هیچ کنترلی روی افکاری که به ذهن شان خطور می کنند، ندارند و حتی از آن بدتر، آن «سر و صدای» مغزی شان را که می گوید آسمان به زمین می رسد، باور هم می کنند.

هر چند سوگیری منفی ذهن، مسئله ای واقعی است، ولی جلوی تلاش شما را برای به وجود آوردن تغییر و خودآگاه شدن نخواهد گرفت.

طبیعی به نظر می رسد که به ذهن تان اجازه دهید نگرانی و ناامیدی را تجربه کند، ولی اگر آن را به چالش نکشید و افکارتان را به عنوان هویت خودتان بپذیرید، باعث تقویت افکار منفی تان خواهید شد. ولی شما این قدرت را دارید که این تمایل دیرینه مغز را بشناسید و با به وجود آوردن عادت «ساختاربندی مجدد» تغییرش دهید.

اولین قدم این است که به الگوهای فکری تان توجه کنید و قبل از آن که از کنترل تان خارج شوند، متوقف شان کنید.

در ادامه به شش استراتژی می پردازیم که می توانید از آنها در طول روز و برای متوقف کردن الگوی فکری تان و شروع کنترل ذهن تان استفاده کنید. به کار گرفتن هر کدام از این استراتژی ها فقط چند دقیقه از وقت تان را خواهد گرفت.

استراتژی شماره یک: مشاهده کننده باشید

کار را با آگاه شدن نسبت به افکارتان شروع کنید. «خودتان را از افکارتان جدا کنید و ببینید چه اتفاقی دارد در مغزتان می افتد.

نکته اش این است که این کار را به صورت بی طرف انجام دهید و هیچ فکر به خصوصی را قضاوت نکنید. فقط نسبت به خودتان، به عنوان شاهدی بی طرف برای افکارتان، آگاهی پیدا کنید.

می شود این تمرین را چند بار در روز یا در خلال نشست مدیتیشن انجام داد. افکارتان را مشاهده کنید، خودتان را به آنها وصل نکنید تا قدرت فکر و خیال و احساسات ناشی از افکارتان، کم شود.

استراتژی شماره دو: عنوانی برای آن فکر بگذارید

روش دیگر برای جداسازی خودتان از افکار این است که اعتراف کنید افکارتان هیچ چیز به غیر از فکر و خیال نیستند و واقعیت ندارند.

مثلا اگر فکر می کنید: «من اصلا نمی توانم این همه کار را انجام دهم»، مکالمه ذهنی تان را به این جمله تغییر دهید: «من فکر می کنم نتوانم این همه کار را انجام دهم.» این کار در جهت این واقعیت است که شما و افکارتان یکی نیستید.

استراتژی شماره سه: فقط بگویید نه

وقتی خودتان را مشغول خیالپردازی های ذهنی در مورد مسائل نگران کننده می بینید، فقط بلند بگویید: «بس است!» (بیان کردن زبانی باعث بالا رفتن قدرت تان برای توقف می شود) و بعد، تجسم کنید که دیواری سنگین و آهنین مسیر افکارتان را مسدود کرده است.

بری، بعضی وقت ها این طور تجسم می کند که افکار منفی را داخل یک گودال عمیق می ریزد یا سوار بر یک بالن شان می کند و می فرستد به دوردست ها.

استراتژی شماره چهار: حقه «کِش» را انجام دهید

یک کش بیندازید دور مچ دست تان. هر بار که آن را دیدید، صبر کنید و به افکارتان توجه کنید. اگر داشتید فکری منفی می کردید، کش را در آورید و در دست دیگرتان بیندازید یا آن را کمی به بیرون بکشید و رهایش کنید. این کار، جریان فکری منفی تان را متوقف می کند.

استراتژی شماره پنج: عوامل محرک تان را بشناسید

تفکر بیش از حد و منفی گرایی اغلب با تحریک یک فرد، موقعیت یا شرایط به وجود می آیند، به نگرانی ها و اضطراب های معمول تان توجه کنید. آیا چیز به خصوصی هست که این نگرانی ها را در ذهن تان به وجود می آورد؟ اگر این طور است، عوامل محرک را یادداشت کنید تا هر وقت اتفاق افتادند، در موردشان آگاهی داشته باشید. این آگاهی می تواند در جلوگیری از پاتک زدن افکار منفی کمک تان کند.

استراتژی شماره شش: حواس تان را پرت کنید

این چرخه را با به وجود آوردن حواس پرتی از بین ببرید. کاری انجام دهید که ذهن تان را مشغول نگه دارد تا فضای خالی برای افکار منفی نداشته باشید. خودتان را در پروژه ای غرق کنید که احتیاج به تمرکز و قدرت مغزی دارد. اگر پشت ترافیک یا در صف مانده اید، جدول ضرب را در ذهن تان مرور کنید یا سعی کنید شعری حفظ کنید.

دیدگاه‌ها خاموش

« برگه ی قبلیبرگه ی بعدی »