اینفوگرافی؛ زندگی جف بزوس از بدو تولد تا حال

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۹٫۰۹ - ۳:۵۶ ٫ق٫ظ


رازمجنون: جف بزوس،کارآفرین و سرمایه‌گذار آمریکایی در زمینه اینترنت و مدیرعامل و مؤسس شرکت آمازون است. او با بنیانگذاری وبسایت آمازون داتکام، نقش کلیدی در زمینه رشد و ارتقاء تجارت الکترونیک ایفا کرده‌است.
اینفوگرافی: همه چیز درباره جف بیزوس، زندگی بنیانگذار آمازون 
دیدگاه‌ها خاموش

آیا اقتصاد گیگ مناسب شماست؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۹٫۰۹ - ۳:۵۵ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت – ترجمه شادی حسن پور: در ابتدا بیایید اقتصاد گیگ را به درستی تعریف کنیم. اقتصاد گیگ (Gig Economy) در واقع محیطی است که موقعیت و جایگاه افراد در آن به طور معمول موقتی است و شرکت ها و سازمان ها اغلب قراردادهای کوتاه مدت با فریلنسرها یا همان آزادکاران منعقد می کنند.
 
به عبارت دیگر، افراد به جای این که به دنبال شغل های تمام وقت و بلند مدت باشند، به دنبال شغل های کوتاه مدت می گردند و با تمام شدن یکی به سراغ بعدی می روند.
داشتن یک شغل و مالکیت یک کسب و کار چه فرقی با هم دارند؟

من اغلب حرف مردم را می شنوم که می گویند: «می خواهم کسب و کار خودم را راه اندازی کنم.» این روزها و با گسترش اقتصاد گیگ این حرف رواج بیشتری میان مردم پیدا کرده است.
 
آیا اقتصاد گیگ مناسب شماست؟
 
اگر این جمله را به تازگی می شنوید، باید بدانید که این اقتصاد گیگ با رشد موقعیت های شغلی جانبی گسترش می یابد: شغل هایی مانند کار کردن در شرکت اوبر، نویسندگی و طراحی برای شرکت های مختلف به صورت آزادکار یا تحویل غذا برای رستوران های مختلف. به طور کلی نکته کلیدی اقتصاد گیگ این است که کارگرانش تحت عنوان «کسانی که برای خود کار می کنند و خدماتی را در قالب کار آزاد، قرارداد مستقل و/یا موقت ارائه می کنند» مشغول به کار هستند.

آیا دوست دارید وارد اقتصاد گیگ شوید؟

خیلی از مردم از من می پرسند که آیا اقتصاد گیگ مناسب آنها هست یا خیر. من همیشه با جمله «بستگی دارد» پاسخ می دهم. این موضوع به این بستگی دارد که می خواهید به چه چیزی برسید. اگر می خواهید شغل همیشگی تان را داشته باشید و در کنارش درآمد بیشتری به دست آورید، بله این کار مناسب شماست. اما اگر می خواهید مالک کسب و کار خود باشید، این گزینه را به شما پیشنهاد نمی کنم. واقعیت این است که افراد شاغل در اقتصاد گیگ مالک هیچ کسب و کاری نیستند، بلکه فقط شاغل اند و در بسیاری از شرایط مزایای کمتری نسبت به افرادی دارند که به کار تمام وقت مشغول اند.

بر اساس گزارش اخیر شرکت خدمات مالی آمریکایی «پرودنشال فایننشال»، تنها ۷ درصد از افرادی که فقط و فقط در اقتصاد گیگ مشغول به فعالیت اند، بیمه از کار افتادگی دارند. این رقم برای افرادی که در کنار شغل اصلی شان به فعالیت در اقتصاد گیگ مشغول اند، بیشتر و در حدود ۲۱ درصد است. فقط ۲۰ درصد از افراد صرفا شاغل در اقتصاد گیگ و ۳۷ درصد از افرادی که علاوه بر شغل اصلی شان، در اقتصاد گیگ هم فعالیت دارند، دارای بیمه عمر هستند.

علاوه بر این، درصد کسانی که دارای برنامه بازنشستگی هستند، به ترتیب ۱۶ و ۲۵ درصد است، در حالی که این رقم برای کارگران شاغل در شغل های سنتی ۵۲ درصد است. این را نیز در نظر بگیرید افرادی که صرفا در اقتصاد گیگ فعالیت می کنند، سالانه ۳۶۵۰۰ دلار درآمد داشته اند در حالی که کارگران شاغل در مشاغل تمام وقت ۶۲۷۰۰ دلار درآمد داشته اند. تنها مزیت اقتصاد گیگ این است که کنترل کاملی روی برنامه کاری تان دارید؛ اما از طرفی باید آنقدر کار کنید که فرصتی برای لذت بردن از برنامه انعطاف پذیرتان نخواهید داشت.

 
 آیا اقتصاد گیگ مناسب شماست؟
تغییر از کارمندی به خوداشتغالی

بسیاری بر این باورند که راه رسیدن به امنیت مالی و زندگی شاد این است که برای خود کار کنند. من انگیزه آنها را برای پیوستن به اقتصاد گیگ تحسین می کنم زیرا به نظر می رسد که اقتصاد گیگ فرصت خود اشتغالی را برای مردم فراهم کرده است. اما در بیشرت شرایط تغییر زندگی کارمندی به خود اشتغالی در اقتصاد گیگ چیزی به جز رفتن از ربع E به S نیست که هر دو سمت چپ مربع جریان نقدی هستند.

ساده تر بگویم، در ربع S شما کاری را برای خودتان انجام نمی دهید، بلکه زمان و خدمات تان را صرف کمک به شخص دیگری می کنید و کسب و کار او را رونق می دهید. از این بدتر، بر اساس گزارش پرودنشال، ربع S شرایط بسیار ریسکی و خطرناکی برای تان ایجاد می کند. شما از مزایای سنتی که به کارمندان اعطا می شده نیز محرومید و اگر قرار به تعدیل نیرو و هزینه ها باشد، اولین کسانی که از مجموعه حذف می شوند، شما خواهید بود.
کسب و کارهای نوع S (خود اشتغالی) و نوع B (کسب و کارهای بزرگ)

کسب و کارهای نوع S و نوع B نقاط قوت، ضعف، مزایا و معایب خاص خود را دارند. خیلی از کسانی که می خواهند کسب و کار بزرگی برای خود راه اندازی کنند، به یک کسب و کار نوع S (خود اشتغالی) رضایت می دهند و از مسیر رسیدن به نیمه راست مربع نقدینگی جا می مانند. ربع B (کسب و کار بزرگ) و ربع I(سرمایه گذاری) در نیمه راست این مربع قرار دارند که از دسترس افرادی که به خود اشتغالی (کاذب) مشغول اند، دور می ماند.
بسیاری از مردم می خواهند از ربع S به ربع B بروند، اما تعداد کمی از آنها موفق به این کار می شوند، چرا؟ زیرا مهارت های فنی و شخصی لازم برای موفقیت در هر کدام از  از ربع ها متفاوت است. شما باید برای رسیدن به ربع مورد نظرتان، مهارت ها و ذهنیت لازم برای رسیدن به آن را نیز فرا بگیرید.

اگر کسب و کاری از نوع B (کسب و کار بزرگ) دارید، می توانید یک سال به مسافرت بروید و در هنگام بازگشت متوجه شوید که کسب و کارتان در این یک سال بازدهی و سوددهی بسیار خوبی داشته. اگر کسب و کاری از نوع S (خود اشتغالی) داشته باشید و بخواهید به مسافرتی یکساله بروید، دیگر کسب و کاری نخواهید داشت که بخواهید میزان سوددهی اش را بررسی کنید.
 
تفاوت در چیست؟

باز هم می گویم، کسب و کار نوع S (خود اشتغالی) کسب و کار نیست. در واقع داشتن یک شغل است. اما کسب و کار نوع B دارای سیستمی است که می تواند کارمندانی عالی استخدام کند تا به مدیریت سیستم بپردازد. به همین خاطر است که اگر مالک کسب و کار نوع B به مسافرت یکساله برود، باز هم درآمد خیلی زیادی نصیب او خواهد شد.
مالک این نوع کسب و کار برای رسیدن به موفقیت باید: مالکیت و کنترل این سیستم را به عهده بگیرد. توانایی رهبری و مدیریت کارمندانش را داشته باشد. افرادی که به خود اشتغالی مشغول اند، باید هویت و دانسته های شان را به یک سیستم تبدیل کنند تا بتوانند کسب و کاری بزرگ خلق کنند. بسیاری از مردم، به ویژه آنهایی که در اقتصاد گیگ مشغول به کارند، نمی توانند این کار را بکنند. به عنوان مثال، به سختی می توان از راننده اوبر بودن به مالکیت کسب و کاری مشابه اوبر و مدیریت صدها یا هزاران راننده رسید. اوبر برای رسیدن به این سیستم و ساختار کاری میلیاردها دلار خرج کرده است.
 
آیا اقتصاد گیگ مناسب شماست؟ 
آیا می توانید همبرگری بهتر از مک دونالد درست کنید؟

زمانی که شخصی از من در مورد شروع کسب و کار سوال می کند، تکنیکی را به کار می برم تا بدانم شخصیت او به خود اشتغالی متمایل است یا مالکیت کسب و کار. معمولا این افراد به من می گویند که ایده ای عالی برای تولید یک محصول یا خدمات دارند. من گوش می دهم. حدود ده دقیقه به آنها فرصت می دهم تا کاملا حرف های شان را بزنند. در این ده دقیقه معمولا چنین جملاتی می شنوم:

«این خیلی بهتر از محصولی است که فلان شرکت تولید می کند.»
«من همه جا را گشته ام و هیچ کس را ندیده ام که چنین ایده ای داشته باشد.»
«من ایده ام را در اختیار شما می گذارم و در ازای آن فقط ۲۵ درصد سود می خواهم.»
«من سال هاست دارم روی این ایده کار می کنم.»

در چنین شرایطی من یک سوال می پرسم: «آیا به شخصه می توانید همبرگر بهتری نسبت به همبرگری که مک دونالد می فروشد، درست کنید؟» تا به حال همه پاسخ مثبت داده اند. همه می توانند همبرگر بهتری درست کنند.
سپس می پرسم: «آیا به شخصه می توانید کسب و کار بهتری نسبت به مک دونالد خلق کنید؟»

همبرگر در تقابل با کسب و کار

برخی از مردم به سرعت متوجه تفاوت میان این دو می شوند. برخی هم منظورم را نمی گیرند. تفاوت این دو موضوع در این است که شخص در سمت راست مربع و در ربع E یا S جریان نقدینگی قرار دارد و روی ایده همبرگر بهتر متمرکز شده یا در سمت راست آن و در ربع B یا او به فکر ساخت سیستم کسب و کار بهتر است.

من سعی ام را می کنم تا به آنها توضیح دهم که کارآفرینان زیادی وجود دارند که می توانند محصولات یا خدمات بهتری ارائه کنند؛ درست همانطور که میلیون ها نفر می توانند همبرگرهای بهتری نسبت به مک دونالد درست کنند اما فقط مک دونالد است که توانسته سیستمی برای خدمت رسانی به میلیون ها نفر خلق کند.

اگر مردم متوجه منظور من بشوند، به آنها پیشنهاد می کنم به مک دونالد بروند، همبرگری بخرند، بنشینند و به سیستمی نگاه کنند که همبرگر را به آنها تحویل می دهد. کامیون های حمل گوشت را ببینند. فرآیند تولید همبرگر، مشتریان در حال خرید، تبلیغات تلویزیونی، آموزش کارمندان، تزئین و دکوراسیون رستوران، دفاتر منطقه ای و سازمانی کلی به نام مک دونالد. اگر آنها بتوانند تصویری کلی از این کسب و کار به دست آورند، شانس این را خواهند داشت که خیلی زود کسب و کاری بزرگ خلق کنند.

شما چطور؟ می خواهید در کدام ربع از مربع جریان نقدینگی حضور داشته باشید؟

واقعیت این است که ایده های ناب و عالی بسیار زیادی وجود دارند. افراد زیادی هستند که می توانند محصولات و خدمات خوبی ارائه کنند، اما تعداد کسانی که می توانند سیستم کاری حرفه ای بسازند، خیلی زیاد نیست.
 
اگر هدف واقعی شما در زندگی این است که مالک کسب و کار خود باشید و به موفقیت برسید، به شما توصیه می کنم از اقتصاد گیگ فاصله بگیرید و روی ساخت کسب و کار خودتان سرمایه گذاری کنید: کسب و کاری که شاید دیگران در آن به فعالیت و کار مشغول شوند. در پایان باز هم از شما می پرسم؛ می خواهید در کدام ربع از مربع جریان نقدینگی حضور داشته باشید؟

دیدگاه‌ها خاموش

صدای پرهیاهوی خردشدن چیپس زیر دندان

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۹٫۰۸ - ۸:۳۹ ٫ق٫ظ


وبسایت شنبه: چیپس پرینگلز از جمله برندهای مشهور مواد غذایی به شمار می‌رود که زیرمجموعه‌ای از شرکت بزرگ پرکتل اند گمبل بوده و در سال ۱۹۶۸ در ایالات متحده آمریکا راه‌اندازی شده است. این برند معروف که امروزه در بسیاری از کشورهای جهان عرضه می‌شود، در مزه‌های مختلفی وارد بازار شده و توجه طرفداران زیادی را به خود جلب کرده است. اتخاذ روش‌های بازاریابی خلاقانه، تولید محصولاتی که متناسب با ذائقه مشتریان هستند و کاربرد ابزارهای سنتی و مدرن بازاریابی از جمله راهکارهای مناسبی هستند که برند پرینگلز در راستای حفظ و تثبت نام تجاری خود به کار می‌گیرد…
 

شعاری که در ذهن مخاطبان حک شده است

انتخاب شعارهای مناسب تبلیغاتی از جمله راهکارهایی به شمار می‌روند که اگر در روند درست و دقیقی قرار بگیرند، می‌‌توانند در کنار یک نام تجاری به ماندگاری برسند، این امر خصوصا در رابطه با مواد خوراکی بیشتر اهمیت می‌یابد، به طوری که اگر برندی بتواند یک شعار تبلیغاتی مناسب را در آگهی‌های چاپی، دیجیتال و تلویزیونی خود ارائه کند، شعار مذکور پس از مدتی جزئی از نام تجاری به شمار رفته و به طور ناخودآگاه در اذهان مخاطبان تکرار می‌شود.
 
صدای پرهیاهوی خردشدن چیپس زیر دندان 

 
 صدای پرهیاهوی خردشدن چیپس زیر دندان
 
از جمله شعارهای تبلیغاتی قدیمی و در عین حال ماندگار برند پرینگلز، عبارت «وقتی بازش کنی، دیگر نمی‌توانی بس کنی» است که با تأکید بر طعم، مزه و کیفیت این چیپس، میزان محبوبیت آن را بین مصرف‌کنندگان نشان می‌دهد. مطمئنا در موفقیت یک شعار تجاری، تکرار آن در میان مخاطبان بسیار اهمیت دارد و برند پرینگلز نیز از همان آغاز، شعار مذکور را در راهکارهای بازاریابی خود به کار برده و به نوعی آن را در ذهن مخاطبان خود حک کرده است، به طوری که بسیاری از مصرف‌‌کنندگان این چیپس حتی پیش از خوردن آن، به شعار مذکور واقف بوده و با اعتقاد به اینکه نمی‌توانند از خوردن آن دست بکشند، آن را خریداری می‌کنند.

شناخت مخاطب: انتخاب درست مزه

شناخت درست مخاطبان و آگاهی نسبت به نیازهای آنها می‌تواند در انتخاب راهکارهای بازاریابی و حتی نحوه تولید محصولات یک برند بسیار تأثیرگذار باشد. خصوصا در رابطه با برندی مانند پرینگلز که با ذائقه غذایی مردم سروکار دارد، شناخت مخاطبان می‌توان کمک زیادی به روند تولید این محصول داشته باشد. بر این اساس این گروه تولیدی، قبل از انتخاب طعم‌های مختلف برای چیپس‌های مشهور خود، مطالعه گسترده‌ای روی جامعه مصرف‌کنندگان داشته و با توجه به تفاوت‌های فرهنگی که در نهایت منجر به سلیقه‌های مختلف غذایی می‌شوند، طعم‌های متفاوتی را برای چیپس‌های خود انتخاب کرده است.

به طوری که امروزه برخی از مزه‌های این محصول، در کشورهای خاصی ارائه می‌شود، مثلا طعم‌های تند و ادویه‌های در بریتانیا مصرف‌کنندگان بیشتری دارند. بر این اساس باید گفت شناخت مخاطبان و خصوصا آگاهی یافتن از سلیقه غذایی آنها برای برندهای خوراکی بسیاری حائز اهمیت بوده و برند پرینگلز نیز از این امر غافل نبوده و برخی از محصولات خاص خود را برای نواحی خاصی تولید می‌کند که این امر در نهایت رضایت بیشتر مشتریان و وفاداری آنها را نسبت به برند مورد نظر در پی خواهد داشت.

راه‌اندازی کمپین‌های چالشی در فضای مجازی

امروزه راه‌اندازی کمپین‌های مختلف در رسانه‌های اجتماعی و فضای مجازی، یکی از روش‌های معمول برای جلب توجه مخاطبان است و در این میان انتخاب یک هشتگ مناسب می‌تواند در راه‌اندازی کمپین‌ها و شرکت دادن مخاطبان مختلف از مناطق مختلف جهان بسیار تأثیرگذار باشد، بر همین اساس نیز یکی از کمپین‌هایی که برند پرینگلز در رسانه‌های اجتماعی راه‌اندازی کرده، کمپینی است با هشتگ#YouDontJustEatEm.‎ شما فقط آن را نمی‌خورید!

به این معنا که مصرف‌کنندگان چیپس پرینگلز تنها آن را نمی‌خورند، بلکه می‌توانند استفاده‌ای دیگری نیز از آن داشته باشند؛ در این کمپین از مخاطبان خواسته می‌شود نظرات خود را در ارتباط با کاربردهای غیرخوراکی این چیپس، به اشتراک بگذارند. مطمئنا کاربرد بسته‌های متنوع این محصول و یا حتی ساختن اشکال مختلف با این چیپس و …

از جمله ابتکاراتی است که توسط مخاطبان در این کمپین ارائه می‌شود. شرکت در چنین کمپینی در فضای مجازی برای بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی میسر بوده و حتی فعالیتی جذاب نیز به شمار می‌رود، چراکه تنها کافی است از ایده‌های خلاقانه خود در رابطه با کاربرد این چیپس عکس گرفته و آن را ارسال کنند و در نهایت از مزایای رقابتی شرکت در این کمپین استفاده کنند. راه‌اندازی کمپین‌های مختلف در رسانه‌های مجازی و انتخاب هشتگی که حس رقابت و چالش را در بین مخاطبان برانگیزد، می‌تواند یک راهکار عمده تبلیغاتی برای یک برند محسوب شود که در نهایت نام آن را در بین مخاطبان جهانی پررنگ‌تر خواهد کرد.
 
صدای پرهیاهوی خردشدن چیپس زیر دندان 

تبلیغات با استراتژی بسته‌بندی

علاوه بر کیفیت مناسب چیپس پرینگلز که رضایت مشتریان را در پی داشته است، یکی از نکات قابل توجه دیگری که در رابطه با این برند وجود دارد، بسته‌بندی خاص آن است، به طوری که خرید این محصول با خوردن آن تمام نمی‌شود و بسته‌بندی مناسب این محصول می‌تواند موارد مصرف دیگری نیز داشته باشد.

 بر همین اساس نیز برخی از برنامه‌های تبلیغاتی این محصول با تأکید بر نوع بسته‌بندی آن شکل می‌گیرند، به عنوان مثال برخی از ویدئوهای تبلیغاتی برند پرینگلز بیش از آنکه نشان‌دهنده طعم و مزه خاص این محصول باشند، بر نوع خاص بسته‌بندی آن تأکید دارند؛ بسته‌هایی که می‌توان آنها را زیر پا گذاشت و اشیایی که در دسترس نیستند را گرفت، یک مکان مناسب برای تکیه دادن گوشی و گرفتن فیلم و عکس، یک ابزار مناسب برای شمشیربازی و ….

این ویدئوها که با هشتگ معروف «شما تنها آن را نمی‌خورید» هماهنگ هستند، با تأکید بر جنبه کاربردی بسته‌بندی این محصول، مزایای جالب توجه دیگری را به مخاطبان نشان می‌دهند که با خرید این محصول می‌توانند از آنها بهره‌مند شوند. خصوصا کاربردی که این بسته‌ها در تفریح و سرگرمی مصرف‌کنندگان دارند، از جمله نکاتی است که در محتوای ویدئوهای مذکور به آنها اشاره می‌شود، به طوری که این احساس به مخاطب منتقل می‌شود که پرینگلز تنها یک میان‌وعده غذایی نیست، بلکه می‌تواند یک سرگرمی مناسب در جمع‌های دوستانه و خانوادگی نیز باشد.

همان طعمی که شما دوست دارید!

آنچه در برندهای مواد غذایی بسیار اهمیت دارد، طعم و مزه آنهاست، به طوری که در نهایت آنچه باعث انتخاب آنها توسط مصرف‌کنندگان می‌شود، کیفیت طعم و مزه است، بر همین اساس نیز یکی از ویژگی‌های مهم برند پرینگلز، به عنوان یک نام تجاری پرمخاطب در سطح جهان، تنوع طعم و مزه‌های آن است به طوری که این ویژگی به یکی از ابزارهای تبلیغاتی این برند نیز تبدیل شده است؛ مصرف‌کنندگان جهانی این برند با تعداد زیادی از مزه‌های متنوع روبه‌رو هستند و در نهایت می‌توانند یکی از آنها را به عنوان مزه و طعم مورد علاقه خود انتخاب کنند.

بر این اساس می‌تواند گفت از جمله خصوصیات روند تولید پرینگلز وجود مزه‌های متنوع است که هر یک می‌توانند یک ابزار تبلیغاتی مجزا برای افراد مختلف باشند، به این معنا که هر مزه، قابلیت جذب یک مخاطب بالقوه و تبدیل آن به یک مصرف‌کننده بالفعل را دارد.

دیدگاه‌ها خاموش

تمرین شجاعت؛ از همین لحظه شروع کنید

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۹٫۰۸ - ۵:۵۳ ٫ق٫ظ


رازمجنون – ترجمه از حمید پاشایی: آیا تا به حال با خود گفته اید «اگه فقط شهامتشو داشتم»؟  آیا تا به حال گذشته نگاه کرده اید و آرزو کردید که کاشکی شجاع تر بودید؟ به احتمال زیاد این اتفاق بارها برایتان افتاده است.
 
همه ما نیاز داریم که در شرایطی شجاع باشیم. ولی باید این موضوع را قبول کرد که حرف زدن از شجاع بودن آسان تر است تا عمل کردن به آن. این موضوع نیازمند اقدامی فراتر از تمایل ذاتی ما است که از خودمان در برابر رنج محافظت کنیم و از خطر از دست دادن چیزی که برایمان ارزشمند است (مثلاً غرورمان، شغلمان یا تأیید شدن از سوی دوستانمان) جلوگیری کنیم.
 
 10 راه برای افزایش شجاعت در زندگی
جای تعجب نیست که خیلی از مردم همیشه با ترس در زندگی حرکت می کنند تا اینکه بالاخره روزی به عقب نگاه می کنند و افسوس ریسک هایی را می خورند که هیچ وقت انجام ندادند.
ولی نکته اینجاست که هیچ کس با مصونیت در مقابل ترس متولد نشده، و همه ما می توانید یاد بگیریم که بر آن غلبه کنیم. بنابراین شجاعت خصلتی نیست که فقط آدم های خوش شانس از آن بهره مند شوند، بلکه یک مهارت است، رفتاری که می توان آن را یاد گرفت. و مثل تمام مهارت ها، می توان آن را با تمرین تقویت کرد و در آن ماهر شد. درست همانطور که عضلات خود را در باشگاه ورزشی می سازید، می توانید شجاعت خود در زندگی را با داشتن برنامه ای روزانه برای «تمرین شجاعت» بسازید.
اگر نمی دانید که از کجا شروع کنید، در این جا ۱۰ عمل شجاعانه روزانه به شما معرفی می کنیم تا شروع به ساخت عضلات شجاعت خود در زندگی کنید. مطمئن باشید که اگر در طول ۱۰ روز آینده حداقل یک کار شجاعانه را به طور روزانه انجام دهید، احساس شجاع بودن بیشتری پیدا خواهید کرد و آینده شما نیز روشن تر خواهد شد.
۱٫ هدفی جسورانه تعیین کنید.
ما بیشتر از اینکه به خاطر شجاعت خیلی زیاد با ناکامی مواجه شویم، به خاطر بزدلی خود شکست می خوریم. پس اگر قسمتی از زندگی شما وجود دارد (کسب و کارتان، بدنتان، روابطتان با دیگران) که از آن راضی نیستید، هدفی جسورانه برای خود تعیین کنید که واقعاً به شما انگیزه دهد (حتی اگر کمی هم شما را بترساند). اهدافی شبیه به این که درآمد خود را در دو سال آینده دو برابر کنید، یا در یک مسابقه دوی ماراتن شرکت کنید. بیشتر آدم ها خودشان را دست کم می گیرند و هرگز متوجه نمی شوند که چه قابلیت هایی دارند. شما یکی از این آدم ها نباشید. پیش از اینکه بزرگتر عمل کنید، لازم است که بزرگتر فکر کنید.
 
 10 راه برای افزایش شجاعت در زندگی
2. به فرصت های خوب جواب منفی دهید.

خیلی آسان است که تمام روز خود را با مشغله های مختلف پر کنید. سؤال اینجاست که، چه جور مشغله هایی؟ اگر به خیلی از پیشنهادات، دعوتنامه ها و فرصت های «خوبی» که سر راهتان قرار می گیرد جواب مثبت دهید، ممکن است تمام ظرفیت خود برای انجام کارهای واقعاً فوق العاده ای که منتظرتان هستند را استفاده کنید.  آیا جواب منفی دادن به این معنی است ممکن است گهگاهی دیگران را دلسرد کنید؟ مطمئناً همینطور است. ولی این بهتر است تا اینکه بعداً خودتان دلسرد شوید. بعضی وقت ها باید به فرصت های خوب جواب منفی دهید تا برای فرصت های فوق العاده فضا ایجاد کنید.
۳٫ چیزی که می خواهید را درخواست کنید.

اگر احساس دلسردی پیدا می کنید که چیزی که می خواهید یا نیاز دارید را به دست نمی آورید، به این فکر کنید که شاید اصلاً آن را درخواست نکرده باشید. دیگران نمی توانند ذهن شما را بخوانند، و اینکه انتظار داشته باشید این کار را انجام دهند اغلب منجر به دلسردی و خشم می شود. اگر چیزی وجود دارد که آن را می خواهید، باید حاضر باشید که آن را درخواست کنید. به راستی، چه چیزی را ممکن است از دست دهید؟ حتی اگر به شما جواب منفی دهند، حداقل می دانید که در چه شرایطی قرار دارید.
۴٫ معذرت خواهی کنید.

شما کامل نیستید، و دچار اشتباه می شوید. بعضی وقت ها غرور، عدم اعتماد به نفس یا حتی حسادت می تواند بر شما غلبه کند. درست همانطور که برای هر کس دیگری نیز این اتفاق می افتد. در چنین شرایطی، به اندازه کافی مسئولانه رفتار کنید که آن را بپذیرید و برای کاری که انجام دادید عذرخواهی کنید، حتی اگر هر آسیبی که وارد شده غیر عمدی بوده، و سعی کنید آن را جبران کنید.. روابط شما این گونه قوی تر خواهد شد.
 
 10 راه برای افزایش شجاعت در زندگی
5. برای حق خود ایستادگی کنید.

این قانونی کلی در زندگی است که هر چیزی که تحمل کنید به سرتان می آید. اگر تحمل کنید که کسی به حد و حدود شما تجاوز کند، کنایه های نیشدار به شما بزند یا اینکه در هنگام فرصت ها شما را نادیده بگیرد، به طور کلی می توانید انتظار داشته باشید که اتفاقات مشابه باز هم برایتان رخ دهد. با ایستادگی نکردن برای چیزی که تحمل می کنید یا نمی کنید، شما در حس حقارت خود شریک خواهید شد. پس برای حق خود ایستادگی کنید، به مردم بفهمانید که انتظار دارید چگونه با شما رفتار شود و جلوی کسانی که می خواهند شما را بترسانند خم نشوید.
۶٫ خود را به رخ بکشید.

خیلی ها به اشتباه ترویج شخصی را با خودبینی یکسان می دانند. در دنیای کسب و کار امروز، ترویج شخصی موضوعی بسیار مهم است. پس فروتنی غلط را کنار بگذارید. حمایت از خودتان به معنی نشان دادن برتری یا خودبینی نیست، بلکه باعث می شود افراد کمک کنند که استعدادهایتان را مطرح کنید. بهرحال، هر چه افراد بیشتری بدانند که چه چیزی می دانید، افراد بشتری می توانند کمک کنند که به آن برسید.
۷٫ شهامت انجام کارهای خلاف قاعده را داشته باشید.

حیلی وقت ها، ترس ما از توهین کردن یا آزرده کردن دیگران جلوی ما را از گفتن چیزی که لازم است گفته شود، می گیرد. حرفه شما هر چه که باشد، باید تمایل به انجام ریسک داشته باشید، حرف های خود را به گوش دیگران برسانید و وقتی که با تفکر دیگران موافق نیستید، مخالفت کنید. پس اجازه ندهید که تمایل درونی شما برای اینکه دیگران دوستتان داشته باشند جلوی شما را بگیرد که با احترام نظرات خود را بیان کنید. وقتی تمام تلاش شما این باشد که بتوانید با دیگران وفق پیدا کنید و آرامش را حفظ کنید، تفاوتی که می توانید ایجاد کنید را نادیده می گیرید. بعضی قاعده ها را باید زیر پا گذاشت.
۸٫ دست از تلاش ناکام بردارید.

ما عادت داریم که وقتی تلاش خیلی زیادی برای کاری انجام داده ایم، حتی اگر شانس شکست بسیار بالا باشد باز هم به تلاش و سرمایه گذاری روی آن ادامه دهیم. پس اگر چیزی است که روی آن سرمایه گذاری کرده اید (سرمایه گذاری از نوع زمان، پول یا انرژی) که به طور کاملاً واضح جواب نمی دهد، شجاعت داشته باشید که آن را رها کنید، هر درسی که ممکن است را از آن یاد بگیرید، و به راه خود ادامه دهید. هر روزی که روی چیزی سرمایه گذاری کنید که شما را به چیزی که بیش از همه می خواهید نزدیک نمی کند، روزی است که روی چیزی که ارزش دارد سرمایه گذاری نمی کنید. به طور خلاصه، اگر خود را در چاله ای یافتید دست از کندن بردارید.
۹٫ کینه را کنار بگذارید.

گاندی به خوبی این موضوع را توصیف کرده، « افراد ضعیف هرگز نمی توانند ببخشند. بخشش خصلت قدرتمندان است.» بخشیدن فقط به معنای فراموش کردن گذشته نیست، بلکه از آن در مقابل دیگران، و همچنین خودتان، نیز استفاده نکنید. برای اینکه بتوانید از شر کینه خلاص شوید، نامه ای به شخصی که از او عصبانی هستید بنویسید و بیان کنید که زمان آن برایتان فرا رسیده تا آن را فراموش کرده و به راه خود ادامه دهید. لازم نیست حتماً نامه را ارسال کنید، فقط باید آن را بنویسید. نگه داشتن خشم باعث می شود که همشیه با زنجیری بسته شده به پاهایتان در زندگی حرکت کنید. رها کردن کینه شما را قادر می سازد که سبک تر و آزادتر به جلو حرکت کنید.
 
 10 راه برای افزایش شجاعت در زندگی
10 علیرغم تردیدی که دارید، قاطع باشید.

اغلب اوقات ترس از اتخاذ تصمیمی اشتباه باعث می شود که آدم ها نتوانند تصمیم درست بگیرند. با این که دودل بودن و تصمیم نگرفتن در کوتاه مدت می تواند عاقلانه به نظر برسد، ولی ممکن است تأثیرات بدی روی موفقیت، کسب و کار، روابط، وضعیت اقتصادی و آرامش ذهنی شما داشته باشد. پس برای لحظاتی به آرامی بنشینید و به ندای درونی خِرَد خود گوش دهید، و بعد تصمیم بگیرید. زندگی به اقدامات پاداش می دهد، نه به تردیدها.
فقط وقتی تصمیم بگیرید که ترس را کنار بگذارید و شهامت انجام کارهایی را پیدا کنید که شما را می ترساند، می توانید متوجه شوید که واقعاً چقدر توانمند و شجاع هستید. پس از همین امروز شروع کنید تا کارهایی را انجام دهید که شما را از دایره آسایش تان خارج می کند. هر بار که در حضور ترس اقدام کنید، قدرت آن را کمتر و قدرت خود را تقویت می کنید.

دیدگاه‌ها خاموش

چگونه از موفقیت محصول جدید مطمئن شویم؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۹٫۰۷ - ۸:۳۰ ٫ق٫ظ


روزنامه دنیای اقتصاد – ترجمه ازمریم رضایی: هر شرکتی که می‌خواهد درآمد خود را افزایش دهد، باید محصولات یا خدمات جدیدی راه‌اندازی کند. طبق تحقیقات موسسه مک‌کینزی، بیش از ۲۵ درصد کل درآمد و سود صنایع از راه‌اندازی محصولات جدید به دست می‌آید.همچنین تحقیقات اخیر نشان داده شرکت‌هایی که بر تولید محصولات و خدمات جدید متمرکز می‌شوند و همزمان قابلیت‌های هسته‌ای خود را هم حفظ می‌کنند، سریع‌تر از همتایان خود رشد می‌کنند. وقتی شرکت‌ها رشد آینده خود را در نظر می‌گیرند، بیشترشان انتظار دارند چنین رشدی از تولید محصولات، خدمات یا مدل‌های کسب‌وکار جدید به دست آید.
چگونه از موفقیت محصول جدید مطمئن شویم؟
 
شرکت‌هایی که به دنبال رشد هستند، از سال ۲۰۰۵ هزینه‌های سالانه تحقیق و توسعه را افزایش داده‌اند که اکنون این رقم در سطح جهان به ۵/ ۱ تریلیون دلار رسیده است (معادل تولید ناخالص داخلی کانادا). با این حال، با وجود این سرمایه‌گذاری و اهمیت توسعه محصولات جدید موفق، تحقیقات نشان داده که بیش از ۵۰ درصد اقداماتی که برای راه‌اندازی محصول می‌شود، نمی‌تواند اهداف کسب‌وکار را محقق کند.
چرا راه‌اندازی یک محصول یا خدمات جدید دشوار است؟

تکنولوژی روند راه‌اندازی مناسب یک محصول خوب را چالش‌برانگیزتر کرده است. تکنولوژی موانع توسعه محصول را کم کرده و به شرکت‌ها و استارت‌آپ‌ها امکان داده روند راه‌اندازی را سریع‌تر و ارزان‌تر طی کنند. به‌طور خاص، تکنولوژی‌های دیجیتال به شرکت‌ها امکان‌ داده‌اند خدمات جدید را – از برنامه‌های وفاداری تا حمایت از محصولات موجود – بسنجند و هدایت کنند.فراتر از اینها، هزاران پلت‌فرم دیجیتال، از ارسال ایمیل گرفته تا اسنپ‌چت، امکان ارسال رگباری پیام و برقراری ارتباط را فراهم کرده است. این واقعیت می‌گوید که چرا خانواده‌های آمریکایی‌ خرید همان ۱۵۰ محصولی را که ۸۵ درصد نیازهای خانوار را تشکیل می‌دهد، تکرار می‌کنند.

موسسه مک‌کینزی در تحلیل روند راه‌اندازی محصول و خدمت جدید در صنایع مختلف، به متغیرهای متعددی از نظر تناوب، متوسط هزینه و نوع راه‌اندازی برخورده است؛ به‌ویژه در میان محصولات جدید. با وجود این متغیرهای متعدد، متوسط نرخ شکست نسبتا بالا و بیش از ۴۰درصد است که تولیدکننده‌های کالاهای مصرفی و خرده‌فروشی بدترین عملکرد و داروسازی بهترین عملکرد را دارند. جالب این است که این نرخ شکست در مورد انواع روند راه‌اندازی متفاوت است.

 
همه انتظار داریم راه‌اندازی یک محصول کاملا جدید، به خاطر پیچیدگی‌های تغییر عادت مصرف‌کننده موفقیت کمتری داشته باشد، درحالی‌که نرخ شکست این کار با ایجاد تغییرات بزرگ در محصولات مشابه قابل مقایسه است. واضح است که پیچیدگی محصول تاثیری بر روند راه‌اندازی آن ندارد.در مورد هزینه هم همین‌طور است. تحقیقات نشان داده بین مبلغ سرمایه‌گذاری شده برای راه‌اندازی یک محصول جدید و نرخ موفقیت آن، رابطه مستقیمی وجود ندارد. همچنین بین متوسط تناوب راه‌اندازی محصول هم همین‌طور. داده‌ها نشان می‌دهند زیاد تولید کردن یک محصول، صرفا به معنای آن نیست که عملکرد خوبی در روند راه‌اندازی آن دارید.
قهرمانان تولید محصول جدید

چیزی که واقعا اهمیت دارد داشتن یکسری قابلیت‌های کلیدی خاص است که مهم‌ترین آنها عبارت است از: همکاری تیمی، در نظر گرفتن دیدگاه‌های بازار، برنامه‌ریزی برای راه‌اندازی‌های آینده و رشد دادن استعدادها (نمودار زیر).

به هر حال، بیشتر کسب‌وکارها در هر بخشی نمی‌دانند چه قابلیت‌هایی برای راه‌اندازی محصول بیشترین اهمیت را دارد و نیز برنامه‌ای سیستماتیک برای سرمایه‌گذاری در آن ندارند. موضوع نگران‌کننده‌تر این است که بسیاری از شرکت‌ها در قابلیت‌های مهم و کلیدی مورد نیاز برای راه‌اندازی محصول، در رده عملکرد ضعیف قرار می‌گیرند و تنها تعداد بسیار کمی از شرکت‌های داروسازی عملکرد خوب دارند.  کارهایی که بهترین شرکت‌ها برای راه‌اندازی محصول یا خدمات انجام می‌دهند تا به موفقیت برسند عبارت است از:

۱) ایجاد سازمانی برای همکاری

در نظرسنجی مک‌کینزی، مهم‌ترین عاملی که برای راه‌اندازی‌های تجاری موفق شناسایی شد همکاری تیمی بود، به‌خصوص توانایی هم‌جهت کردن اعضای تیم و مدیریت کردن آنها. تحقق این سطح از همکاری در بیشتر کسب‌وکارها دشوار است، چون کارکردهای مختلف با ساختارهای گزارش‌دهی مختلف، مسوول عوامل مختلف راه‌اندازی محصول هستند.

شرکت‌هایی که بهترین عملکردها را دارند، برای مقابله با این مساله، واحدی با کارکردهای مختلف ایجاد می‌کنند تا فعالیت‌ها را در بخش‌ها و موقعیت‌های جغرافیایی با هم هماهنگ کند. این بخش مثل مرکزی کار می‌کند که بر کل پرتفوی فرآیند راه‌اندازی نظارت دارد و مکانیزمی برای گرد هم آوردن افراد مناسب است؛ از جمله بازاریاب‌ها، کارشناسان رسانه‌های اجتماعی، توسعه‌دهندگان، کارکنان بخش خدمات به مشتری، طراحان و…

به عنوان مثال، یک شرکت بسته‌بندی آلمانی یک تیم راه‌اندازی را تشکیل داده که ذی‌نفعان فنی، تجاری و منطقه‌ای را تحت مدیریتی قوی در ابتدای فرآیند توسعه محصول ترکیب می‌کند.

 
این کار باعث می‌شود فرآیند تسریع شود، چون افرادی که می‌توانند تصمیم‌گیری کنند همه با هم کار می‌کنند. این نوع همکاری تخصصی و تبادل ایده، به تفکرات خوبی برای راه‌اندازی محصول جدید منجر می‌شود.  واحد راه‌اندازی محصول، معمولا با تصویب مستقیم مدیر بازاریابی یا گاهی خود مدیرعامل، اقدام به تخصیص بودجه می‌کند و مدیرانی را برای هر یک از راه‌اندازی‌ها تعیین می‌کند که آنها اختیار تصمیم‌گیری دارند.
۲) برتری در استراتژی و برنامه‌ریزی

راه‌اندازی محصول عمدتا پیچیده و گران است و هزینه‌های سرسام‌آوری دارد. بنابراین، داشتن یک استراتژی دقیق و برنامه واضح ضروری است. یک استراتژی باید دقیقا تبیین کند که کسب‌وکار چه چیزی می‌خواهد از آن محصول یا خدمت جدید به دست آورد؛ از جمله اینکه کدام مشتریان را هدف قرار دهد، چه پیام‌های کلیدی را بفرستد و کدام سه یا پنج تصمیم حیاتی به چنین دستاوردهایی منجر می‌شود.

این تصمیم‌های استراتژیک در فرآیند توسعه باید آنقدر زود اتخاذ شوند تا تیم راه‌اندازی بداند هدف اصلی راه‌اندازی محصول جدید چیست. مثلا وقتی شرکت فیات محصول فیات ۵۰۰ را راه‌اندازی کرد، قصد داشت دیدگاه‌ها را از خودرویی صرفا کاربردی دور کند و آگاهی را نسبت به ظاهر خودروهای فیات بالا ببرد. تیم راه‌اندازی محصول تصمیم گرفت از مشتریان در مورد طراحی خودرو و داخل آن نظرسنجی کند. این تیم قصد نداشت اطلاعات زیادی در مورد طراحی به دست آورد، چون انعطاف زیادی برای تغییر وجود نداشت. هدف این بود که توجه مردم به ظاهر خودروهای فیات هم جلب شود. به همین منظور، تیم راه‌اندازی باید در مراحل اولیه فرآیند توسعه خودرو وارد می‌شد.

یک استراتژی ثابت، مبنایی برای یک برنامه راه‌اندازی با جزئیات است که مسیرهای مهم، منابع و تصمیم‌های مورد نیاز برای موفقیت را شناسایی می‌کند. بهترین شرکت‌ها برای توسعه برنامه راه‌اندازی خود، تمرکز دقیقی بر بازدهی سرمایه دارند تا مشخص کنند که فعالیت‌های مرتبط با راه‌اندازی محصول ارزش ایجاد می‌کند.

همچنین یک طرح راه‌اندازی خوب، بین دفاتر مرکزی و تیم‌های مسوول در سطح کشوری که مسوولیت ساخت و اجرا را بر عهده دارند، شفافیت ایجاد می‌کند. سطوح بالای شفافیت به‌ویژه برای راه‌اندازی‌های بزرگ در سطح جهانی اهمیت دارد. در چنین سطحی معمولا ۶۰۰ یا ۷۰۰ آیتم مثل پیام‌دهی، بروشورها، کوپن‌ها و کمپین‌های اینترنتی در روند راه‌اندازی محصول دخیل می‌شوند. یک طرح خوب باید تشخیص دهد کدام فعالیت‌ها چه زمانی باید رخ دهند و چه کسی مسوول هر کدام است.

همچنین طرح مذکور باید سناریوهای ریسک احتمالی را شناسایی کند. مثلا اینکه اگر رقیبی یک کمپین برای همان محصول قبل از معرفی به بازار راه‌اندازی کند، چه اتفاقی می‌افتد؟  

شرکت بسته‌بندی آلمانی که در بالا به آن اشاره شد، استراتژی و برنامه‌ریزی را با سازماندهی یک فرآیند راه‌اندازی دقیق ترکیب می‌کند که باعث می‌شود پیشرفت تجاری و فنی سنجیده شود. پیشرفت تجاری با مطرح کردن ایده‌های بزرگ، تعریف مشتری هدف و استراتژی ورود به بازار پیگیری می‌شود. این فرآیند به رهبری سازمان امکان می‌دهد وقتی مشکلات یا فرصت‌هایی پیش آمدند، به سرعت دخالت کند.

۳) سرمایه‌گذاری در دیدگاه‌هایی برای بهینه‌سازی برنامه‌ها

یک استراتژی راه‌اندازی متفاوت بر شناخت دقیق بازار، مشتری و موقعیت رقابتی متکی است. بدون آن، شرکت‌ها فقط به شعارهای کلی و پیام‌رسانی متکی خواهند بود که ارزش چندانی برای بازگرداندن مشتری ندارد. تحلیل‌های جمعیت‌‌شناختی اولیه و آنلاین شروع خوبی است، اما بهترین شرکت‌ها از این هم فراتر می‌روند تا دیدگاه‌ها را به رفتارهایی از بخش‌های کوچک مشتریان هدف تبدیل کنند.

به عنوان مثال، یک تولیدکننده خودروی بزرگ آماده تولید خودروی جدیدی در چین بود و مشتریان هدف خود را خانواده‌های جوان قرار داده بود. طرح اصلی راه‌اندازی محصول جدید، بخش زیادی از هزینه‌های تبلیغات را به آگهی‌ در تلویزیون و روزنامه اختصاص داده بود و کمتر بر فعالیت اینترنتی متمرکز شده بود. اما تحلیل‌ها نشان داده خانواده‌های جوان بیشتر از اینکه بخواهند تلویزیون نگاه کنند، در وب‌سایت‌ها می‌چرخند. در نتیجه، این شرکت آگهی‌ در تلویزیون و روزنامه را کم کرد و هزینه‌های بیشتری را به وب‌سایت‌هایی که محوریت خانواده داشتند اختصاص داد. همچنین آنها بر مناسب‌سازی رویدادهای شخصی که خانواده‌های جوان بیشتر در آن حضور می‌یافتند، متمرکز شدند. این باعث شد که مثلا طراحی جدید آیتم صندلی‌های مخصوص کودک را در خودروهایی که در مجتمع‌های تجاری بزرگ قرار می‌دادند، به نمایش بگذارند.

۴) ایجاد استعدادهای راه‌اندازی محصول

معمولا در شرکت‌های بزرگ صدها نفر درگیر راه‌اندازی تجاری یک محصول جدید می‌شوند. یک اشتباه در این فرآیند می‌تواند کل آن را به خطر بیندازد. شرکت‌های موفق می‌دانند که باید روی استراتژی کار کنند و به همین دلیل روی آموزش و توسعه کارکنان خود سرمایه‌گذاری می‌کنند. این سرمایه‌گذاری فقط به‌منظور جذب استعدادهای خوب نیست، بلکه روی ارزش‌گذاری و اهمیت دادن به نقش تیم راه‌اندازی هم باید تاکید داشته باشد. شرکت‌هایی که عملکرد خوب دارند، مسیرهای شغلی اختصاصی برای راه‌اندازی محصول جدید ایجاد می‌کنند و معیارهای مشخصی برای ارتقا و پاداش‌های مناسب در نتیجه عملکرد خوب تعیین می‌کنند.

مدیران عامل با دخالت فعالانه، از معرفی محصول گرفته تا مرور برنامه‌ها با هیات‌مدیره، می‌توانند جایگاه آن محصول یا خدمات را بالا ببرند. همچنین آنها از طریق برقراری ارتباط با تیم‌های موفق، نقشی محوری در بزرگ کردن موفقیت روند راه‌اندازی دارند. به این ترتیب، آنها حتی می‌توانند الگوهای خوبی برای دیگران باشند.

شروع کار

ایجاد قابلیت یک فرآیند خوب راه‌اندازی محصول، تلاشی مهم است. این فرآیند به تعهد رهبری و سرمایه‌‌گذاری در قابلیت‌های پشتیبانی نیاز دارد. تجربه نشان داده توسعه یک قابلیت راه‌اندازی قوی نیازمند این است که مدیران به این مجموعه سوالات پاسخ دهند:

• توسعه محصول/ خدمت جدید چه نقشی در استراتژی شرکت من دارد؟

• از چه اهرم‌هایی می‌توانم استفاده کنم تا ارزش بیشتری از راه‌اندازی محصول/ خدمت جدید به دست آورم؟

• میزان بازدهی سرمایه راه‌اندازی محصول/ خدمت جدید چقدر است؟ آیا رقبا عملکردی بهتر یا بدتر از ما دارند؟

محصولات منبع رشد اصلی کسب‌وکارها هستند. اما تا زمانی که شرکت‌ها نتوانند بر روند راه‌اندازی محصول تسلط کامل داشته باشند، کل ارزش آن محصول دور از دسترس خواهد بود.

چگونه از موفقیت محصول جدید مطمئن شویم؟
دیدگاه‌ها خاموش

با ۹ میلیاردر تازه وارد در دنیای فناوری آشنا شوید!

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۹٫۰۷ - ۸:۰۰ ٫ق٫ظ


وبسایت کلیک – زهرا طیبی: اغلب شما در مورد افراد موفق دنیای فناوری از قبیل مارک زاکربرگ، جف بیزوس و ایلان ماسک چیزهای زیادی شنیده‌اید. ثروت این افراد و اقداماتی که انجام می دهند همیشه خبرساز بوده است، اما آیا تا به‌ حال از پاتریک کالیسون، دیوید زالیک، یا لوسی پنگ چیزی شنیده‌اید؟ اینها گروه دوم از افرادی هستند که به باشگاه میلیاردرهای فناوری پیوستند.

در جمع‌آوری این لیست، از رتبه‌بندی ثروت فوربز و شاخص میلیاردرهای بلومبرگ استفاده شده است. این میلیاردرهای دنیای فناوری در سه سال گذشته بخش اعظم ثروت خود را به دست آورده‌اند.

این ۹ مرد و زن، تریلیون ها دلار در کشورهای مختلف جهان سرمایه دارند و شرکت های آنها در بخش های مختلف صنایع فناوری فعالیت دارد. خب اگر می خواهید با تک‌تک این میلیاردهای جدید دنیای فناوری آشنا شوید، در ادامه مطلب با کلیک همراه باشید.

ریشی شاه، مدیرعامل شرکت Outcome Health

با 9 میلیاردر تازه وارد در دنیای فناوری آشنا شوید! (فوری)

سن: ۳۱

دارایی خالص: ۳٫۶ میلیارد دلار

فعالیت: شرکت فناوری سلامت Outcome Health

موقعیت: مدیرعامل، موسس

این میلیاردر که پسر یک پزشک است، تحصیل در دانشگاه Northwestern را رها کرد تا شرکت Outcome Health را با شرادا آگاروال (که اکنون رئیس این شرکت است)، راه اندازی کند.

Outcome Health تبلت ها و دستگاه های لمسی بزرگ را به مطب ها، درمانگاه ها و سایر مراکز ارائه دهنده خدمات بهداشتی می فروشد و نرم افزار ویژه ای را برای آنها طراحی می کند که منجر به برقراری ارتباط بهتر این مراکز با بیماران می شود. شرایط بهداشتی، روند درمان و دیگر مسائل در این نرم افزار گنجانده شده اند. این دستگاه ها همچنین می تواند تبلیغات خدمات جدید مراکز را به بیماران نمایش دهد.

بر اساس بررسی‌های ماه مه ۲۰۱۷، شرکت Outcome Health دارای ۵٫۶ میلیارد دلار دارایی است و ریشی شاه ۸۰ درصد از سهام این شرکت را داراست.

 

فرانک وانگ، مدیر عامل شرکت DJI Technology

با 9 میلیاردر تازه وارد در دنیای فناوری آشنا شوید! (فوری)

سن: ۳۷

دارایی خالص: ۳٫۲ میلیارد دلار

فعالیت: شرکت چینی هواپیماهای بدون سرنشین DJI Technology

موقعیت: موسس، مدیرعامل شرکت

فرانک وانگ یکی دیگر از میلیاردرهای فناوری است؛ شرکت وانگ، در زمینه فروش هواپیماهای بدون سرنشین فعالیت می کند و این شرکت کار خود را قبل از اینکه استفاده از این هواپیماها تا این حد به خصوص در زمینه سرگرمی و فیلمبرداری فراگیر شود، آغاز شده بود.

کسب کار این شرکت هر روز در حال رشد است و بر اساس پیش بینی های شرکت “گلدمن ساکس”، مردم بین سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰، ۱۰۰ میلیارد دلار در زمینهٔ هواپیماهای بدون سرنشین هزینه خواهند کرد. جالب است بدانید که اکنون شرکت DJI Technology حدود ۷۰ درصد از بازار مصرف کنندگان عادی و بخش های تجاری این صنعت را به خود اختصاص داده است.

فرانک وانگ کار خود را در سال ۲۰۰۶ از اتاقش در خوابگاه دانشگاه علوم و فناوری هنگ کنگ شروع کرد و شرکت او یکی از اولین هواپیماهای بدون سرنشین حقیقی را ساخت.

او تاکنون از موج استقبال مردمی در خصوص هواپیماهای بدون سرنشین به خوبی استفاده کرده است و به همین خاطر به عنوان یک میلیاردر جدید در آسیا شناخته می شود.

 

ژان کوم، مدیرعامل شرکت واتس اپ

با 9 میلیاردر تازه وارد در دنیای فناوری آشنا شوید! (فوری)

سن: ۴۱ ساله

دارایی خالص: ۹٫۷ میلیارد دلار

فعالیت: برنامه پیام رسان WhatsApp

موقعیت: مدیرعامل شرکت، از مؤسسین

کوم از زمانی که ۱۶ سال داشت از اوکراین به Mountain View کالیفرنیا نقل مکان کرد و به عنوان مدرس فنّاوری رایانه در دبیرستان کارکرد. او قبل از ورود به یاهو، بسیار فقیر شد. پس از ترک یاهو او به آمریکای جنوبی رفت ضمن آنکه کوم برای کار در فیس بوک نیز درخواست داده بود اما رد شد.

ژان کوم و همکارانش ابتدا اپلیکیشن Brian Acton سپس WhatsApp را راه اندازی کردند. این برنامه ابتدا تنها یک سرویس ساده بود که به کاربران امکان می داد تا وضعیت خود را با دوستان خود به اشتراک بگذارند، اما خیلی زود به سرویس پیام رسانی کامل امروز تبدیل شد.

در سال ۲۰۱۴ WhatsApp توجه مدیرعامل فیس بوک مارک زاکربرگ را جلب کرد. دو سال پیش فیس بوک ۲۲ میلیارد دلار برای خرید این نرم افزار پول پرداخت کرد که با افزایش ارزش سهام فیس بوک، دارایی خالص کوم ، این عضو باشگاه میلیاردرهای فناوری نیز افزایش یافت.

 

برایان اکتون، از مؤسسین واتس اپ

با 9 میلیاردر تازه وارد در دنیای فناوری آشنا شوید! (فوری)

سن: ۴۵ سال

دارایی خالص: ۶٫۷ میلیارد دلار

فعالیت: WhatsApp

موقعیت: از مؤسسین

اکتون بیشتر فعالیت های دوره کاری خود را در کنار کوم انجام داده است. او با کوام در یاهو مشغول به کار بود و پس از یک سال به همراه وی از غول اینترنت جدا و به آمریکای جنوبی سفر کرد.

هنگامی که آن‌ها از امریکای جنوبی بازگشتند، برای کار در فیس بوک درخواست دادند که رد شد. سپس اکتون و کوم WhatsApp را راه اندازی کردند.

برایان اکتون بعد از اینکه فیس بوک واتس اپ را به دست آورد، هم در شرکت کنار کوم ماند اما وی در ماه سپتامبر سال جاری، فیس بوک و WhatsApp را ترک کرد تا یک موسسه غیرانتفاعی در زمینه فنّاوری و ارتباطات تأسیس کند. او اکنون یکی از میلیاردرهای فناوری جهان است.

 

آدم نویمان، مدیرعامل شرکت WeWork

با 9 میلیاردر تازه وارد در دنیای فناوری آشنا شوید! (فوری)

سن: ۳۸ سال

دارایی خالص: ۲٫۶ میلیارد دلار

فعالیت: شرکت ارائه دهنده فضای همکاری WeWork

موقعیت: مدیرعامل شرکت، از مؤسسین

ایده ایجاد WeWork در حالی که آدم نویمان در محل کار قبلی وی یعنی یک شرکت لباس کودک در بروکلین به ذهنش خطور کرد.

او متوجه شد که یک ساختمان انبار در مجاور محل کارش خالی است و صاحب آن را متقاعد کرد که این مکان را به او اجازه دهد. این اقدام باعث شکل گیری شرکت GreenDesk شد. سال ۲۰۱۰ نویمان و همکارش مایکل مک کالوی سهام خود را در GreenDesk فروختند و شرکت WeWork را تأسیس کردند.

WeWork یک شرکت آمریکایی است که فضای کار مشترک، شبکه و خدمات را برای کارآفرینان، فارغ‌التحصیلان، استارت آپ ها، کسب و کارهای کوچک و شرکت های بزرگ فراهم می کند. این مرکز در شهر نیویورک مستقر است و ارزش فعلی آن تقریبا ۲۰ میلیارد دلار است.

 100 هزار عضو این شرکت دسترسی به بیمه درمانی، یک شبکه اجتماعی داخلی، کارگاه های آموزشی و یک تعطیلات تابستانی سالانه دارند.

WeWork بیش از ۲۰۰۰ کارمند دارد و در ۲۳ شهر ایالات متحده و ۱۶ کشور از جمله استرالیا، کانادا، هند، چین، هنگ کنگ، فرانسه، بریتانیا، اسرائیل، کره جنوبی، مکزیک، هلند و آلمان نمایندگی دارد و مدیرعامل آن یعنی آدم نویمان هم یکی از اعضا جدید باشگاه میلیاردرهای فناوری است.

 

دیوید زالیک، مدیرعامل شرکت GreenSky

با 9 میلیاردر تازه وارد در دنیای فناوری آشنا شوید! (فوری)

سن: ۴۳ سال

دارایی خالص: ۲ میلیارد دلار

فعالیت: شرکت ارائه دهنده خدمات مالی GreenSky

موقعیت: مدیرعامل شرکت، از مؤسسین

یکی دیگر از میلیاردرهای فناوری دیوید زالیک است؛ وی زمانی که چهار ساله بود، به آلاباما آمریکا نقل مکان کرد. او بچه تیزهوشی بود و توانست در ۱۳ سالگی وارد کالج SAT شود و زمانی که باید به دبیرستان می رفت او وارد دانشگاه اوبرون شد.

دیوید زالیک بدون فارغ‌التحصیلی، دانشگاه را ترک می کند تا اولین کسب و کار خود یعنی یک شرکت مونتاژ کامپیوتر به نام MicroTech را راه بیندازد.

او MicroTech را در سال ۱۹۹۶ فروخت و بعد از چند سرمایه گذاری تقریبا ناموفق، استارت آپ GreenSky را راه انداخت، GreenSky شرکت ارائه دهنده خدمات مالی است که با بانک ها همکاری می کند تا روند دریافت وام را ساده تر کند.

این شرکت روند موفقی را داشته است به طوری که در سال ۲۰۱۶، ارزش سرمایه گذاری GreenSky دو برابر شد.

 

جان و پاتریک کالیسون، رئیس و مدیرعامل Stripe

با 9 میلیاردر تازه وارد در دنیای فناوری آشنا شوید! (فوری)

سن: جان ۲۷ سال و پاتریک ۲۹ سال سن دارند

دارایی خالص: هر کدام ۱٫۱ میلیارد دلار

فعالیت: شرکت پرداخت آنلاین Stripe

موقعیت: John رئیس و یکی از موسسان؛ پاتریک، مدیرعامل و یکی از موسسان

برادران Collison در یک روستای کوچک در مرکز ایرلند بزرگ شدند و از سن جوانی در کار بایکدیگر به رقابت پرداختند. پاتریک ۱۶ ساله بود که از دبیرستان فارغ التحصیل شد و سپس در دانشگاه MIT ثبت نام کرد. جان چند سال بعد از او به آمریکا آمد و در دانشگاه هاروارد ثبت نام کرد. این دو برادر در سال ۲۰۰۹ از دانشگاه فارغ التحصیل و دره سیلیکون ساکن شدند جایی که توانستند شرکت موفق Stripe را تاسیس کنند. امروز این شرکت مشتریان مهمی چون Lyft، Best Buy و Google دارد و این دوبرادر هم توانستند ثروت زیادی بدست بیاورند و عضو باشگاه میلیاردرهای فناوری شوند.

استرایپ (Stripe) یک شرکت دانش بنیان در حوزه فین تک است که در بیش از ۲۵ کشور دنیا فعال است و به افراد حقیقی و شرکت‌ها امکان دریافت پول بر بستر اینترنت را می‌دهد.

استرایپ می‌کوشد زیرساخت‌های فنی و مالی مورد نیاز برای سامانه‌های پرداخت آنلاین را فراهم سازد. توسعه دهندگان وب با استفاده از استرایپ می‌توانند فرایند پرداخت را درون وبسایت‌های خود قرار دهند، بدون اینکه نیازی به طی کردن فرایندهای پیچیده معمول داشته باشند. استرایپ یک دوره هفت روزه انتظار برای نخستین تراکنش‌های صورت گرفته دارد تا به این ترتیب بتواند جلوی هر نوع سوء استفاده و کلاه‌برداری احتمالی را بگیرد. پس از تائید صحبت تراکنش، مبلغ دریافتی به صورت مستقیم به‌حساب دریافت‌کننده واریز می‌شود.

در نوامبر سال ۲۰۱۶، ارزش این شرکت ۱۵۰ میلیون دلار افزایش پیدا کرد و به ۹٫۲ میلیارد دلار رسید.

 

لوسی پنگ، مدیر اجرایی Ant Financial

با 9 میلیاردر تازه وارد در دنیای فناوری آشنا شوید! (فوری)

سن: ۴۴ سال

ارزش خالص: ۱٫۱۴ میلیارد دلار

شرکت: ارائه دهنده خدمات پرداخت موبایل

موقعیت: صندلی اجرایی

پنگ یکی از ۱۸ عضو هیئت موسس گروه Alibaba (یک شرکت بزرگ تجارت الکترونیک در چین) بود و موقعیت های متعددی در این شرکت داشت که از آن جمله می توان به سمت مدیرعاملی بخش AliPay اشاره کرد. در این بخش خدمات پرداخت برای تلفن های همراه انجام می شد. هنگامی که گروه Alibaba بخش AliPay را تعطیل کرد، لوسی پنگ شرکت Ant Financial را تاسیس کرد.

اخیرا ارزش این شرکت به رقم ۷۴٫۵ میلیارد دلار رسیده است و پنگ اکنون به عنوان مدیر اجرایی شرکت خود کار می کند.

 

ساتوشی ناکاموتو، خالق بیت کوین

با 9 میلیاردر تازه وارد در دنیای فناوری آشنا شوید! (فوری)

سن: نامعلوم

ارزش خالص: نامعلوم

شرکت: نامعلوم

موقعیت: ناشناخته

ناکاموتو احتمالا نام مستعار خالق اسرارآمیز Bitcoin است. گمانه های زیادی در مورد هویت واقعی ناکاموتو وجود دارد، اما هیچ چیز تا به حال تایید نشده است.

تخمین زده می شود که این شخص حدود ۱ میلیون دلار بیت کوین را در اختیار دارد. از زمانیکه قیمت بیتکوین افزایش یافته است، ناکاموتو می تواند میلیون ها یا میلیاردها دلار ثروت داشته باشد پس باید او را هم جزء میلیاردرهای فناوری به حساب آورد.

دیدگاه‌ها خاموش

چگونه در اینستاگرام ناکام نباشیم؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۹٫۰۶ - ۳:۳۹ ٫ق٫ظ


وب سایت مازلو – شادی پناهی: در سالی که گذشت کسب و کار های بسیاری با موفقیت در اینستگرام توانستند فروش خود را بهبود بخشند و در این راستا به موفقیت دست یابند. ولی بسیار دیده شده است که بسیاری از افراد به دلایل استفاده نا مناسب از صفحات اجتماعی و اینستگرام نه تنها نمی توانند به موفقیت دست یابند بلکه مشتریان قبلی خود را نیز از دست می دهند و در این مقاله با ارائه راهکار هایی از نباید های هر کسب و کاری در شبکه اجتماعی آگاه می شویم.
 
 در اینستاگرام ناکام نباش !
 
شخصی کردن اکانت خود

اکانت اینستگرام شما باید برای عموم قابل دیدن باشد و به عبارتی public باشد تا افراد مختلفی بتوانند با برند تجاری شما آشنا شوند. اگر اکانت شما برای افراد مختلف قابل دسترس نباشد شانس جذب مشتریان را از دست خواهید داد و نمی توانید در راستای بازاریابی آنلاین خود موفقیت کسب کنید. البته قابل ذکر است که اگر اکانت شما دارای تصاویر شخصی و خانوادگی می باشد بهتر است از آن در راستای بازاریابی استفاده نکنید و اکانت دیگری بسازید.

 
ایجاد پست های نا مربوط به کسب و کار

بار ها دیده شده است که کسب  و کار های مختلف بدون در نظر گرفتن حوزه فعالیت خود اقدام به انتشار تصاویر نا مرتبط می کنند. به یاد داشته باشید که صفحه اینستگرام کسب و کار شما باید نوشته و تصاویری در حوزه فعالیت شما داشته باشد. وجود تصاویر نامرتبت با کسب و کار شما نشانه عدم حرفه ای بودن شما است و سبب می شود مشتریان زیادی را از دست دهید.
 
 استفاده از تصاویر بی کیفیت

استفاده از تصاویر بی کیفیت سبب می شود برند تجاری شما در نظر همگان ضعیف جلوه کند. سعی کنید از تصاویر با کیفیت و رزولوشن بالا در اینستگرام استفاده کنید تا بتوانید تاثییر گذار باشید. به عنوان یک برند تجاری تصاویر شما پیامی در راستای کیفیت محصولات شما می باشد پس در انتخاب این تصاویر دقت کنید.
 
عدم استفاده از هشتگ یا استفاده از هشتگ نامناسب

اگر استفاده از هشتگ ها به درستی انجام شود سبب می شود مشتریان شما به راحتی محصولات شما را طبقه بندی کنند و با استفاده از طبقه بندی هایی که توسط هشتگ ها انجام می شود به جستجو کالا و خدمات بپردازند. نکته ای که وجود دارد این است که هشتگ های شما باید کوتاه  مختصر باشند و برای هر طبقه بندی هشتگ خاصی را استفاده کنید. عدم استفاده از هشتگ اشتباه دیگری است که در بسیاری از اکانت های اینستگرام دیده می شود. شما با استفاده از هشتگ های مناسب می توانید مشتریان زیادی را بدست آورید و در این راستا فروش خود را افزایش دهید. نکته ای که اهمیت دارد این است که هشتگ های خود را هوشمندانه انتخاب کنید.

 
ارسال پست با فواصل زمانی طولانی

اگر در اینستگرام شبکه اجتماعی خود به طور مکرر فعالیت نکنید نمی توانید در این راستا موفق شوید. برای بازاریابی در اینستگرام نیاز است به طور مکرر فعالیت کنید و لی دقت کنید که از ارسال پست های نا مرتبت با کسب  و کار خود دوری کنید. نکته ای که در این بخش اهمیت دارد این است که پست های شما باید با کیفیت باشد و از ارسال پست های پشت سر هم خودداری کنید. چرا که باعث از دست دادن بسیاری از مشتریان خود  می شوید.
 
عدم Follow مشتریان خود

بسیار دیده شده است که صفحه رسمی یک برند تجاری از فالو کردن مشتریان خود خودداری می کند. استراتژی های یک بازاریابی هوشمند بر اساس رفتار مشتریان پایه ریزی شده است پس بهتر است با follow کردن  مشتریان خود از عقاید و سلیقه های آن ها آشنا شوید تا بتوانید خدمات بیشتری را به مشتریان ارائه دهید.
 
وجود غلط های املایی

وجود غلط های املایی, نگارشی و مواردی از این قبیل نشان دهنده عدم حرفه ای گری برند تجاری شما می باشد. که وجود غلط های املایی و نگارشی نشان دهنده این است که شما مهارت کافی را در حرفه خود ندارید در نتیجه مشتریان بسیاری را از دست خواهید داد.

 
عدم تعامل با مشتریان

بسیار دیده شده است که مشتریان در صفحه اینستگرام برند تجاری شما بازتابی از نظرات خود را منتشر می کنند ولی پاسخی از شما دریافت نمی کنند. برای موفقیت در شبکه های اجتماعی تعامل با کاربران بسیار اهمیت دارد تعامل سبب می شود تا مشتریان شما از کالا و خدمات شما آگاه شوند و اطمینان بیشتری از برند تجاری شما کسب کنند. امیدوارم با خواندن راهکار های عملی در اینستگرام بتوانید بازاریابی خود را در سال ۹۵ رونق بخشید. بهتر است در سال جدید با نگاهی متفاوت تر کسب و کار خود را شروع کنید و اشتباهات گذشته را تکرار نکنید.

دیدگاه‌ها خاموش

کتاب‌های مورد علاقه جف بزوس در زمینه رهبری و مدیریت

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۹٫۰۶ - ۳:۳۸ ٫ق٫ظ


رازمجنون – ترجمه از حمید پاشایی: کتاب ها به شیوه های مختلف نقشی اساسی در زندگی جف بزوس ایفا کرده اند.
 
دلیل واضحی برای این موضوع وجود دارد: شرکتی که او را مولتی میلیاردر کرد در ابتدا به عنوان فروشگاه آنلاین کتاب شروع به فعالیت کرد. او همچنین شیوه انتشار و فروش کتاب ها را نیز تغییر داد، و در این راه کتابفروشی های کوچک بسیاری را از بین برد.
 
 12 کتاب مورد علاقه جف بزوس در زمینه رهبری و مدیریت
ولی مؤسس و مدیرعامل وبسایت آمازون علاقه بسیار زیادی نیز به کتاب خواندن دارد، و این موضوع نقشی کلیدی در تبدیل کردن او به یک رهبر داشته است. برد استون نویسنده کتاب زندگینامه ای «فروشگاه همه چیز» توضیح می دهد که کتاب ها چگونه سبک رهبری و شیوه تفکر بزوس را شکل دادند. در حقیقت بر اساس این کتاب، فهرستی از کتاب ها وجود دارد که کارکنان آمازون از آن به عنوان «فهرست مطالعه جف» یاد می کنند. این لیست شامل خودزندگینامه‌ها، کتاب های کسب و کار و تکنولوژی و حتی رمان می شود. با هم نگاهی داریم به کتاب های مورد علاقه جف بزوس مدیرعامل شرکت آمازون:
۱٫ بازمانده روز، اثر کازوئو ایشی گورو
 12 کتاب مورد علاقه جف بزوس در زمینه رهبری و مدیریت
رمان ایشی گورو داستانی اول شخص توسط پیشخدمتی است که زمان خدمت خود در ارتش در حین جنگ جهانی اول را به یاد می آورد. استون می نویسد که این رمان مورد علاقه حف بزوس است: «بزوس گفته از رمان ها بیشتر از کتاب های غیر داستانی چیز یاد می گیرد.»
 

2. ساختن برای ماندن: عادات موفق شرکت‌های آینده نگر، اثر جیم کالینز
 12 کتاب مورد علاقه جف بزوس در زمینه رهبری و مدیریت
این کتاب معروف مدیریتی توضیح می دهد که چگونه شرکت هایی که به موفقیا می رسند محیطی ایجاد می کنند که در آن «کارکنانی شکوفا می شوند که مأموریت اصلی شرکت را پذیرا باشند.»
 

3. آفرینش: زندگی و چگونه آن را بسازیم، اثر استیو گرند
 12 کتاب مورد علاقه جف بزوس در زمینه رهبری و مدیریت
یک طراح بازی های ویدئویی معتقد است که سیستم های هوش را می توان از پایین به بالا ایجاد کرد. این کتاب در ایجاد سرویس های وب آمازون (AWS) تأثیرگذار بود، سرویسی که مفهوم ابری در تکنولوژی را رایج کرد.
 

4. خوب به عالی: چرا برخی شرکت‌ ها اوج می‌ گیرند و بقیه این طور نیستند، اثر جیم کالینز
 12 کتاب مورد علاقه جف بزوس در زمینه رهبری و مدیریت
کالینز به عنوان نویسنده و مشاور کسب و کار به مدیران اجرایی آمازون در مورد اصول مطرح شده در این کتاب پیش از چاپ آن توضیح داد. این کتاب توضیح می دهد که شرکت ها چگونه باید با واقعیت های سخت کسب و کار خود مواجه شوند، پیدا کنند که در چه چیزی واقعاً خوب هستند، و بر چرخ فلایویل خود مسلط شوند که در آن هر بخشی از کسب و کار دیگر بخش ها را تقویت کرده و به آن ها سرعت می بخشد.
 

5. چالش افراد مبتکر، اثر کلیتون کریستنسن
 12 کتاب مورد علاقه جف بزوس در زمینه رهبری و مدیریت
در این کتاب، کریستنسن اشاره می کند که شرکت ها با استقبال از نوآوری مخرب می توانند پیشرفت کنند. مایکل بلومبرگ مؤسس و مدیرعامل شرکت بلومبرگ از این کتاب به عنوان «کتابی کاملاً درخشان» یاد کرده است. برد استون می نویسد: «این کتابی به شدت تأثیرگذار در زمینه کسب و کار است که آمازون بر اساس اصول آن عمل کرد و ساخت کیندل و سرویس وب آمازون را تسهیل کرد. برخی شرکت ها نسبت به استفاده از تکنولوژی مخرب بی میل هستند چرا که ممکن است مشتریان را از صحنه دور کند و هسته اصلی کسب و کار آن ها را تضعیف کند، ولی کریستنسن معتقد است که نادیده گرفتن تخریب احتمالی می تواند هزینه های بیشتری به دنبال داشته باشد.»
 

6. سام والتون: ساخت آمریکا، اثر سام والتون
 
12 کتاب مورد علاقه جف بزوس در زمینه رهبری و مدیریت

سام والتون بنیانگذار فروشگاه های وال مارت در زندگینامه شخصی خود اصول خرده فروشی تخفیفی را به تفصیل توضیح می دهد و در مورد ارزش های اصلی خود در مورد صرفه جویی و تمایلش برای عمل کردن صحبت می کند؛ تمایلی در مورد امتحان کردن کارهای مختلف و انجام اشتباهات زیاد. بزوس هر دوی این موراد در ارزش های سازمانی آمازون قرار داد.

 

7. تفکر ناب: از بین بردن هدر رفتگی و ایجاد ثروت در شرکت شما، اثر جیمز ووماک و دانیل جونز
 
12 کتاب مورد علاقه جف بزوس در زمینه رهبری و مدیریت

در این کتاب به این موضوع پرداخته می شود که چگونه شرکت های بزرگ آمریکایی، اروپایی و ژاپنی مجموعه ای از اصول «تفکر ناب» را به منظور کاهش هزینه ها و افزایش بهره وری به کار گرفتند تا از بحران اقتصادی ۱۹۹۱ نجات پیدا کنند و در بقیه آن سال ها رشد کنند.

 

8. یادداشت هایی از رییس، اثر آلن گرینبرگ
 
12 کتاب مورد علاقه جف بزوس در زمینه رهبری و مدیریت

این کتاب شامل یادداشت هایی از رییس بانک سرمایه گذاری بیر استیرنز (Bear Stearns) که حالا دیگر وجود ندارد، به کارکنان است. گرینبرگ در یادداشت های خود مدام روی ارزش های اصلی این بانک به خصوص تواضع و صرفه جویی تأکید می کند.

 

9. انسان – ماه افسانه ای، اثر فردریک پی. بروکس جونیور
 
12 کتاب مورد علاقه جف بزوس در زمینه رهبری و مدیریت

یک مهندس شناخته شده کامپیوتر این استدلال خلاف انتظار را مطرح می کند که گروه های کوچک مهندسان در انجام پروژه های پیچیده نرم افزار، اثربخش تر از گروه های بزرگتر هستند.

 

10. هدف: فرایندی از بهبودهای مداوم، اثر الیاهو ام. گلدرت
 
12 کتاب مورد علاقه جف بزوس در زمینه رهبری و مدیریت

این کتاب که توضیحی جامع از علمِ تولید است و به شکل رمان نوشته شده، شرکت ها را تشویق می کند که بزرگترین محدودیت ها در کارهای عملیاتی خود را شناسایی کرده و سپس ساختار سازمان خود را طوری تنظیم کنند که حداکثر استفاده از آن محدودیت ها را ببرند.

 

11. بازاریابی داده محور: ۱۵ معیاری که هر کسی در بازاریابی باید بلد باشد، اثر مارک جفری
 
12 کتاب مورد علاقه جف بزوس در زمینه رهبری و مدیریت

این کتاب، راهنمایی در مورد استفاده از داده ها به منظور اندازه گیری همه چیز از رضایت مشتری گرفته تا اثربخشی بازاریابی است. کارمندان آمازون باید برای تمام اظهارات خود از داده ها استفاده کنند، و اگر داده های آن ها دارای ضعف باشد باید به آن اشاره کنند وگرنه همکارانشان این کار را خواهند کرد.

 

12. قوی سیاه، نوشته نسیم طالب
 
12 کتاب مورد علاقه جف بزوس در زمینه رهبری و مدیریت

این نویسنده معتقد است که مردم به سختی الگوهای موجود در هرج و مرج را می بینند و نسبت به رویدادهای پیش بینی نشده ناآگاه باقی می مانند، که عواقب شدیدی را به دنبال دارد. برای جف بزوس، مهم ترین چیزی که یک کتاب می تواند ارائه دهد راه فرار است. بزوس در مصاحبه ای با روزنامه واشینگتن پست گفته: «نکته کلیدی در مورد کتاب ها این است که شما خود را در دنیای نویسنده گم می کنید.»

دیدگاه‌ها خاموش

مدیران باید چگونه مخارج سازمان را کم کنند؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۹٫۰۵ - ۷:۱۲ ٫ق٫ظ


وب سایت اقیانوس آبی: سریع‌ترین راه برای افزایش درآمد، کاهش هزینه‌هایی است که به چشم نمی‌آیند و هزینه بالایی را به شرکت تحمیل می‌کنند:
 
 مدیران باید چگونه مخارج سازمان را کم کنند؟
 
۱.هزینه تبلیغات خود را با صاحبان دیگر کسب‌وکارها قسمت کنید

شما می‌توانید تبلیغات خود را با کسی که کسب‌وکاری مکمل کسب‌وکار شما دارد، شریک شده و هزینه تبلیغات خود را به نصف برسانید. روش دیگر این است که از دیگر صاحبان کسب‌وکارها بپرسید آیا تمایل دارند در وب‌سایت یا شبکه‌های اجتماعی شما تبلیغ کنند؟ با اینکار می‌توانید درآمد زیادی را نصیب خود کنید.

۲. لوازم و مبلمان دست دوم بخرید

شما با خرید مبلمان و لوازم دست دوم می‌توانید بخش بزرگی از هزینه‌های خود را کم کنید.

۳. نیروی پاره‌وقت بگیرید

اگر کار زیادی ندارید، به‌جای گرفتن نیروی تمام‌وقت می‌توانید از نیروی پاره‌وقت استفاده کنید و ساعتی به او پول بدهید. با اینکار بخش بزرگی از درآمد شما ذخیره خواهد شد.

۴. لیست ایمیل خود را آپدیت کنید

اگر حراج بزرگی داشته باشید و با ارسال انبوه ایمیل به بازار هدف اشتباه، بخواهید مردم را به سمت خود بکشانید، فقط پولتان را دور می‌ریزید. پس لیست ایمیل خود را آپدیت کنید و ایمیل‌هایتان را برای کسانی بفرستید که به کسب‌وکار شما علاقمند هستند.

۵. تهاتر کنید

شما می‌توانید به‌جای خرید کالا از شرکت، با آن‌ها تهاتر کنید، و کالا و یا خدمات خود را با چیزی که می‌خواهید مبادله کنید؛ اما سود اینکار چیست؟ برای مثال شما کالایی دارید که هر عدد از آن برای شما ۲۰۰۰ تومان خرج برداشته و در بازار آن را با قیمت ۳۰۰۰ تومان می‌فروشید. با مبادله این کالا با کالای مورد نظر، شما هم سود ناشی از معامله را کسب کرده‌اید و هم کالای خود را به فروش رسانده‌اید.

۶. فضای خود را قسمت کنید

بسیاری از شرکت‌ها سالانه با اجاره دادن سالن کنفرانس خود، درآمد زیادی را نصیب خود می‌کنند.

دیدگاه‌ها خاموش

چگونگیِ راه اندازیِ یک استارتاپ بزرگ

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۹٫۰۵ - ۷:۱۰ ٫ق٫ظ


رازمجنون – ترجمه از حمید گنجی: من یک بچه‌ی ۲ ساله دارم. یاد دادن چیزهای جدید به او و بهترین مدل نقش بودن برایش یک تجربه‌ی منحصر به فرد است. من همچنین یک فرزند ۸ ساله نیز دارم. شرکتی که در سال ۲۰۰۸ و با نام WorldStream بنا نهادم.
 
بزرگ کردن بچه و ساخت یک فرهنگ استارتاپی خوب به طرز خارق‌العاده‌ای مشابه هستند. همانند بچه، فرهنگ استارتاپی که شما ایجاد می‌کنید به انعکاسی از خود شما تبدیل می‌شود.
پس شما کدام نوع از فرهنگ را برای توسعه استارتاپ خود می‌پسندید؟ آیا می‌توانید فرهنگی را ایجاد کنید که کارمندانتان از طریق آن می‌تواند به اهداف بزرگ و فوق‌العاده دست یابند و به رشد شرکت کمک کنند؟ یا شما یک فرهنگی سمی ایجاد می‌کنید که در آن کارمندانتان نمی‌توانند استعدادهای خود را بروز دهند و در نهایت به شکست استارتاپ منجر شود؟
 
راه اندازه یک استارتاپ بزرگ (great startup) 
نکته‌ای که باید بدانید این است که یک فرهنگ استارتاپی خوب با خود شما آغاز می‌شود. شما نمی‌توانید یک روز به شرکت بیایید و بگویید: «دوستان و همکاران، این فرهنک شرکته. بهتره که این کار و اون کار رو انجام بدین.»
یکی از نکاتی که من را به عنوان یک موسس استارتاپ آزرده می‌کند این است یک سازمان تا چه اندازه می‌تواند شخصیت موسسانش را به سخره بگیرد. این اتفاق به چند طریق رخ می‌دهد:
آنها رفتارها و اقدامات شما را می‌بینند و اقدامات خود را براساس کارهایی که شما انجام می‌دهید برنامه‌ریزی می‌کنند
شما به سمت استخدام افرادی با DNA مشابه خود حرکت می‌کنید
وقتی که ما یک شرکت کوچک بودیم و افراد جدیدی را استخدام می‌کردیم، آنها در چند روز اولیه، با لباس‌های رسمی و شکیل سرکار حاضر می‌شدند. اما این فقط در چند روز اولیه بود. بعد از چند روز، آنها ظاهر خود را تغییر دادند و با لباس‌های غیررسمی سرکار حاضر می‌شدند.
چرا؟ چون خود من مانند یک ولگرد خیابانی لباس می‌پوشیدم!
بنابراین تصمیم گرفتم روی لباس پوشیدن بهتر سرمایه‌گذاری کنم. بعد از گذشت چند ماه از این تغییر کوچک، تمامی افراد حاضر در دفتر به پوشیدن لباس‌های بهتر اقدام کردند.
به عنوان یک موسس استارتاپ، باید یک لحن خاص را برای استارتاپ خود مشخص کنید. حالا این لحن می‌خواهد طرز لباس پوشیدن باشد یا تمایل شما به انجام کار و حل یک مشکل جدی.
انجام کارها یکی از ارزش‌های هسته‌ای ماست. اگر قادر به انجام کاری هستید، فقط آن را انجام دهید!
یکی از نکات دیگری که من در مورد آن مشتاق هستم، تفکر رهبری است. من نوشتن و سر و کله زدن با ایده‌ها و ترفندهای جدید برای حل مشکلات را دوست دارم. این کارها در نهایت به جذب کسانی که می‌خواهند یک کار مشابه با من را انجام دهند، در حالی که با شرکت من کار می‌کنند، منجر می‌شود.
 
راه اندازه یک استارتاپ بزرگ (great startup) 
محیط‌های سمی، فرهنگ استارتاپ را از بین می‌برند
همانطور که رفتارهای مثبت به موارد خارق العاده منجر می‌شوند، رفتارهای منفی اثری متضاد روی فرهنگ استارتاپی شما دارند. اگر یکی از موسسان یا شخصی در نقش رهبری در روزهای اولیه تشکیل استارتاپ، شخصیتی سمی باشد، می‌تواند نقشی بسیار مخرب را ایفا کرده و کل سازمان را آلوده کند.
داستان‌های زیادی در این زمینه وجود دارد. گاهی اوقات کارمندان مجبور هستند با مدیری که خلق و خوی مناسبی ندارد کنار بیایند. این دست از افراد می‌توانند فرهنگ استارتاپ را به نابودی بکشانند.
به صورت طبیعی، افراد باز حالت تدافعی به خود می‌گیرند. کارمندان در چنین فضاهایی بیشتر نگران حفظ موقعیت خود هستند تا نوآوری و خلاقیت.
اگر برای ساخت یک فرهنگ استارتاپی خوب مسر هستید، باید خود را از شر این افراد منفی و سمی خلاص کنید.
جمع‌بندی
DNA مؤسسان یک شرکت به فرهنگ استارتاپی همان شرکت تبدیل می‌شود. بنابراین در مورد کارهایی که خود شما و کارمندان اولیه شرکت انجام می‌دهند با مراقبت زیاد عمل کنید.
رفتارهای شما به‌عنوان مؤسس می‌توانند به‌کل سازمان تسری یابند و این خود فشار دوچندانی را ایجاد می‌کند.
بنابراین سعی کنید بهترین نسخه از خود را ارائه دهید. برای تعمیم دادن ارزش‌های دلخواه به فرهنگ استارتاپی باید با برنامه‌ریزی عمل کنید. ارزش‌هایی که شما به کارمندان خود نشان می‌دهید، می‌تواند به دو شیوه مثبت و منفی روی آن‌ها اثرگذار باشد. و این مثبت و منفی بودن تماماً به خود شما بستگی دارد. بنابراین مثبت باشد. شما هیچ چاره دیگری ندارید.

دیدگاه‌ها خاموش

برگه ی بعدی »

LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE