ایمیل مارکتینگ بر مبنای رفتار مخاطب

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۰٫۰۶ - ۶:۴۶ ٫ق٫ظ

[ad_1]

رازمجنون – ترجمه از حمید گنجی: ایمیل رفتاری یا ارسال ایمیل‌های هدفمند به مخاطبان بر اساس اقدامات و رفتارهای آنان یکی از ارزشمندترین استراتژی‌های ایمیلی است که کسب‌وکارهای ربایشی می‌توانند از آن استفاده کنند. اما چرا تعداد بیشتری از کسب‌وکارها به سراغ این استراتژی نمی‌روند؟
 
فقدان دانش فنی و چشم‌انداز استراتژیک، ارسال ایمیل‌های رفتاری را به یک وظیفه سخت بدل می‌کند. متاسفانه آموزش کامل و جامعی نیز در زمینه آموزش ارسال ایمیل‌های رفتاری وجود ندارد، ولی ما در این مطلب قصد داریم شما را با موارد پایه‌ای بازاریابی ایمیلی رفتاری آشنا کنیم. بازاریابی ایمیلی رفتاری چیست، چگونه کار می‌کند و چگونه می‌تواند آن را به طرز موثری برای کسب‌وکار خود اجرایی کنید، سوالاتی هستند که در این مطلب به آن‌ها پاسخ خواهیم داد.
 
 چگونه یک استراتژی بازاریابی ایمیلی برمبنای رفتار مخاطب بنویسیم؟
ایمیل رفتاری: مقدمه
ایمیل رفتاری عبارت است از ارسال اتوماتیک و هدفمند ایمیل‌ها به مخاطبان در دیتابیس بر اساس تعاملات آن‌ها با شرکت شما در کانال‌های مختلف: شبکه‌های اجتماعی، ایمیل، وب‌سایت شما و غیره.
هر تعاملی که کاربر با شرکت شما دارد باید با یک واکنش مورد انتظار و مناسب روبرو شود.
این مورد را مدنظر داشته باشید: در یک کمپین سنتی ایمیلی، بازاریاب یک آفر مانند کتاب الکترونیکی، اینفوگرافیک یا صفحه سفید را توسعه می‌دهد. سپس آن‌ها گرهی از افراد را ایجاد می‌کنند که ممکن است آن آفر ارزشمند را پیدا کنند. درنهایت، بازاریابان به این گروه از افراد ایمیل می‌زنند.
ایمیل رفتاری در گنجاندن یک رویکرد کاربر محور در ارسال ایمیل‌ها خلاصه می‌شود. به‌عبارت‌دیگر، این اقدمات بازدیدکنندگان سایت شماست که نوع ایمیل‌های دریافتی را مشخص می‌کند و نه تصمیمی که توسط بازاریاب گرفته می‌شود.
چارچوب بازاریابی ایمیلی رفتاری: ۳ مرحله

اکنون‌که دریافتیم ایمیل رفتاری چیست و چرا مهم است، در ادامه سه مرحله چارچوب اجرای بازاریابی ایمیلی رفتاری برای کسب‌وکار ذکر شده است.
۱٫ نحوه تعامل آنلاین افراد با کسب‌وکارتان را رهگیری کنید
پیش از هر چیز باید بدانید که نمی‌توانید ایمیل‌های رفتاری خوبی ارسال کنید، اگر انواع مختلف رفتارهای کاربر را نشناسید. یک بازاریاب مدرن، کانال‌های متعددی برای جذب، برقراری تعامل و تبدیل کردن افراد به مشتری در دست و بال خود دارد که ازجمله آن‌ها می‌توان به وب‌سایت، شبکه‌های اجتماعی و ایمیل اشاره کرد. همچنین می‌توان برخی فعالیت‌های بازاریابی مانند اجرای وبینارها و تحقیقات را نیز در این لیست جای داد.
هر کانال، یک شانس برای گوش دادن به کاربران، یاد گرفتن بیشتر در مورد آن‌ها و آغاز گفتگو بر اساس آن چیزهایی است که شما به دست آورده‌اید. این صحبت‌ها بدین معنی است که شما به یک سیستم برای رهگیری، ذخیره و تجزیه‌وتحلیل کردن اطلاعات در مورد بازدیدکنندگان خود نیاز دارید.
دیتابیس مخاطبانتان مرکز اصلی تمام فعالیت‌های ربایشی شماست. به روش‌های بسیاری، این دیتابیس همانند مغز شما کار می‌کند: به ورودی‌ها گوش دهید، آن‌ها را تفسیر کنید و تصمیم بگیرید که چگونه واکنش نشان دهید. برخی اطلاعات که باید در مورد مخاطبان خود باید به دست آورید عبارت‌اند از:
  • فعالیت در سایت
  • تعامل با ایمیل
  • فعالیت در شبکه‌های اجتماعی
  • پر کردن فرم‌ها
  • اطلاعات نرخ تبدیل
می‌توانید از این اطلاعات برای ارسال ایمیل به افراد بر اساس فعالیت‌هایشان استفاده کنید. برخی سیستم‌ها وجود دارند که این اطلاعات را در اختیار شما قرار می‌دهند و به‌نوعی کار شما را ساده‌تر می‌کنند. ازجمله این سرویس‌ها می‌توان به گوگل آنالیتیکس و سرویس HubSpot اشاره کرد.
 
 چگونه یک استراتژی بازاریابی ایمیلی برمبنای رفتار مخاطب بنویسیم؟
2. اقدامات مهمی که یک کاربر ممکن است اتخاذ کند را مشخص کنید

ازآنجایی‌که ایمیل‌های رفتاری بر اساس اقدامات خود کاربر ارسال می‌شوند، اثرگذاری آن‌ها بسیار بالاست. درنتیجه، این ایمیل‌ها هرگز یک سورپرایز نیستند. بلکه آن‌ها یک واکنش حساب‌شده به اقداماتی هستند که توسط کاربر انجام گرفته است. این قدرت واقعی ایمیل‌های رفتاری است. این ایمیل‌ها توسط کاربر فعال می‌شوند و نه بازاریاب.
اما تصمیمی که بازاریاب باید بگیرد این است که به کدام یک از اقدامات کاربر واکنش نشان دهد. در زیر سه نکته که بازاریابان در این زمینه باید بدانند ذکر شده است. شما ممکن است بدون اینکه بدانید در حال ارسال ایمیل‌های رفتاری به مخاطبان خود باشید:
پر کردن فرم برای کتاب الکترونیکی یا محتوا: یک ایمیل تایید تراکنش به همراه لینک دانلود محتوا را برای مخاطب بفرستید
مشاهده محتواهای خاص در سایت: محتواهای پیوسته هدفمند ارسال کنید. اگر شخصی صفحه مطالعات موردی شما را می‌بیند، یکی از محبوب‌ترین مطالعات موردی خود را برای او بفرستید.
تعامل/ فقدان تعامل در ایمیل‌ها: برای مخاطب خود یک ایمیل با CTA متفاوت بفرستید یا یک کمپین تعامل مجدد با کاربران را راه‌اندازی کنید
اقدامات دیگری که ممکن است بخواهید در این زمینه انجام دهید عبارتند از: مشاهده صفحه قیمت‌ها، تعامل فعال در شبکه‌های اجتماعی، اشتراک‌گذاری محتوا در وبلاگ یا خواندن یک پست وبلاگی خاص باشد. اینجا دقیقا همان‌جایی است که دیتابیس مخاطبان اهمیت و ارزش خود را نشان می‌دهد. وقتی‌که بدانید سیستم‌تان چه چیزی را رهگیری می‌کند، خلاقیت تنها محدودیت شماست!
۳٫ بر اساس رفتار مخاطب، با او یک گفتگو را آغاز کنید

قدم نهایی آن است که یک ایمیل قانع‌کننده برای مخاطب خود بنویسید و بر اساس رفتار او، گفتگو را آغاز کنید. اما چگونه می‌توانید از ایمیل‌های رفتاری خود نهایت استفاده را ببرید؟ با در نظر داشتن این حقیقت که ایمیل‌های رفتاری در مرکز چرخه بهترین فعالیت‌های ایمیلی قرار دارند. وقتی‌که یک کمپین ایمیل‌های رفتاری را تنظیم می‌کنید، درواقع شما در حال ایجاد یک تجربه شخصی والا هستید.
در مورد پیام‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی ارسال می‌کنید فکر کنید و یا حتی پست‌های وبلاگی که می‌نویسید. آن‌ها برای تمامی خوانندگان یکی هستند. مزیت استفاده از ایمیل این است که این روش به دیتابیس شما وابسته است و این به بدین معنی که ایمیل‌های ارسالی شما می‌توانند چاشنی شخصی‌سازی بالایی داشته باشند.
ایمیل‌ رفتاری با ایجاد یک پاسخ فوری به کاری که کاربر انجام می‌دهد، این مفهوم را به سطح جدیدی ارتقا داده است. با استفاده از عنصر شخصی‌سازی، یک تجربه منحصربه‌فرد را برای هرکسی که به‌صورت آنلاین با شرکت شما تعامل می‌کند، طراحی کنید.

[ad_2]

دیدگاه‌ها خاموش

زنان پیشگام ایرانی (۱)

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۰٫۰۶ - ۶:۳۱ ٫ق٫ظ

[ad_1]

مجله همشهری دانستنیها: دکتر معظمی در چند سال اخیر تمام وقت روی پروژه ای کار کرده که آینده تکنولوژی های دنیا را تامین خواهدکرد.
 
ایران، قلب ریز جلبک دنیا
 
وقتی از خانم دکتر معظمی می پرسیم از این همه سال کار سخت خسته نشده است، دلش نمی خواهد حالا دیگر در خانه بماند و استراحت کند، با ترکیبی از خنده و تلخی می گوید: «من از چهار سالگی به پیش دبستانی رفته ام و در خانه نمانده ام؛ حالا در خانه بمانم که چه بشود؟ پژوهشگران در جهان خانه نشین نیستند.» بنیانگذار پژوهشکده بیوتکنولوژی سازمان پژوهش های علمی و صنعتی ایران، حالا چند سالی است که هیچ سمت اجرایی ای ندارد؛ با این حال او در سال های اخیر، یک پروژه بزرگ را راه اندازی کرده است. از سال ۸۹ تا همین پارسال، دکتر معظمی مشغول کار روی یکی از پروژه های ملی ایران بود، پروژه ای که می تواند آینده کشورمان را در زمینه انرژی های نو متحول کند. پروژه ای که با قدیمی ترین موجود زنده کره زمین سر و کار دارد؛ «ریزجلبک».
 
زنان پیشگام ایرانی (1) 
 
ریزجلبک ها، جلبک های ذره بینی کوچکی هستند که بنیان زنجیره غذایی را تشکیل می دهند، ریزجلبک ها در لایه سطحی همه آب ها وجود دارند، ولی نیازمند شرایط خاصی برای رشد و تکثیر هستند. همان طور که از نام این موجودات پیداست، ریزجلبک ها فتوسنتتیک هستند، یعنی نور خورشید را جذب می کنند و با انرژی آن، کربن دی اکسید و آب را ترکیب و قند درست می کنند که ماده ای حاوی انرژی شیمیایی قابل استفاده برای جانداران دیگر است؛ به جذب کربن دی اکسید و تبدیل آن به قند، می گوییم تثبیت کربن دی اکسید. بنابراین در زمینه های لم یزرعی که به درد کشاورزی نمی خورند، مانند بخش عمده ای از جنوب کشور ما، می توان ریزجلبک پرورش داد.
 
ریزجلبک ها مهم ترین ثبیت کننده های کربن دی اکسید در زمین هستند؛ همه این ها باعث شده اند تا دکتر معظمی و همکارانش با جدیت در زمینه کشت ریزجلبک ها فعالیت کنند. «ایران هشتمین تولیدکننده گازهای گلخانه ای است. ایران قرارداد پاریس را امضا کرده و موظف است که انتشار کربن دی اکسید را کاهش دهد وگرنه باید بابتش مالیات بپردازد. با پرورش ریزجلبک، ایران می تواند رسما ادعا کند که پروتکل کیوتو را اجرایی کرده است و با تغییرات مخرب اقلیمی مقابله می کند.»

منبع بی پایان ریزجلبک
 
«ناسا» براساس اندازه گیری کلروفیل ریزجلبک ها با استفاده از ماهواره، تراکم ریزجلبک ها را در سطح همه آب های کره زمین مشخص کرده است؛ طبق این  تحقیقات، بالاترین تراکم ریزجلبک را ساحل ایرانی خلیج فارس و دریای عمان دارد. یعنی ایران قلب این فناوری است. بسیاری از کشورهای جهان در مجاورت اقیانوس ها و دریا هستند، ولی این شرایط تنها در بخش کوچکی از کالیفرنیا، بخشی از استرالیا، بخش کوچکی از آفریقای جنوبی و جزایر دریای کاراییب وجود دارند. «به عنوان مثال، ساحل دو اقیانوس اطراف آمریکا، شرایط رشد و تراکم بالای ریزجلبک ها را ندارد ولی در جنوب ایران شرایط آب و هوایی ثابتی وجود دارد و در ۱۸۰۰ کیلومتر از ساحل بوشهر تا چابهار می توان ریزجلبک را کشت و پرورش داد. می دانید با این کار چه فرصتی برای اشتغال ایجاد می شود؟ به ازای هر هکتار کشت، پنج نفر نیرو نیاز است.
 
در هزار هکتار، پنج هزار نفر از همه شاخه ها- متخصص و کارشناس و افراد بومی- به کار گرفته می شوند. آینده اقتصاد و توسعه فناوری دنیا در دریاست، چون ۷۰ درصد کره زمین آب است. خاک دیگر ظرفیت استفاده بیشتر را ندارد. این فناوری، آینده بسیاری از صنایع و سوخت مایع دنیاست». سال ۸۹ «شورای عالی علوم تحقیقات و فناوری» (عتف)، طرح ملی «تولید فرآورده های ریزجلبک» را تصویب کرد؛ طرحی در سطح ایران که باید به صنعت تبدیل می شد. دکتر معظمی برای به سرانجام رساندن این پروژه از همه سمت ها کناره گیری و به شکل جدی روی این پروژه کار کرد؛
 
زنان پیشگام ایرانی (1) 
 
«من از وقتی مرکز پژوهش های بیوتکنولوژی خلیج فارس را در قشم ساختم، شروع به کار روی ریزجلبک ها کرده بودم و مصوبه شورای عالی عتف درواقع در ادامه کارهایی بود که از ۱۵ سال قبل شروع کرده بودم.» در حال حاضر بزرگ ترین و آماده ترین بازار برای سوخت مایعی که از ریز جلبک ها به دست می آید، بازار سوخت هواپیماست. اتحادیه اروپا سال ۲۰۱۲ (۱۳۹۱) قانونی را اجرایی کرد که تمام هواپیماهایی که روی خاک اروپا پرواز می کنند، به ازای هر تن کربن دی اکسید که رها می کنند باید ۲۰ یورو مالیات بدهند. «الان ایران ایر هم این پول را می پردازد. بازار سالانه این سوخت در اروپا چهار میلیارد یورو است.»
من یک پژوهشگرم
 
«تا سال ۱۳۹۳ روی بخشی از صنعت تولید ریزجلبک که مربوط به تولید سوخت هواپیما و داروهای جلوگیری کننده از بیماری های دوران کهولت است، کارکردیم. سال ۹۳ سازمان پژوهش های صنعتی، دانش فنی این پروژه را که یک پکیج برای تولید هزار هکتار ریزجلبک است، به یک شرکت خصوصی واگذار کرد. بخش دوم این پروژه، کار روی ریزجلبک هایی است که در حوزه آبزی پروری استفاده می شوند و شورای عالی علوم تحقیقات و فناوری برای سرمایه گذاری اش برنامه ریزی می کنند. تا اردیبهشت ۹۶ من موظف بودم تیم آن شرکت خصوصی را آموزش بدهم و به همین خاطر، مرتب به قشم می رفتم. الان اما روی ادامه پروژه که تولید دارو و واکسن های نوترکیب در ریزجلبک است، کار می کنم. این هم باید یک صنعت بشود.»
 
دکتر معظمی بیشتر از آن که خودش را یک مدیر بداند، یک پژوهشگر می داند که از پیشرفت پروژه هایش خوشحال است. «پژوهشگر هیچ کجای دنیا نه پول دارد و نه قدرت اجرایی. من هم هیچ سهمی در هیچ کدام از پروژه هایی که انجام دادم، ندارم؛ من تنها این پروژه ها را ثبت کرده ام یا نهایتا در سازمان ملل و سازمان بهداشت جهانی از پروژه دفاع کرده ام. ولی وقتی این پروژه ها موفق می شوند، خوشحال می شوم.» دکتر معظمی سال ۵۸ صلاحیت تاسیس آزمایشگاه تشخیص طبی را دریافت کرد، اما هیچ وقت دنبال این کار نرفت؛ چون او آدم کار روزمره نیست. او نمی تواند پشت میر بنشیند.
 
«کار اجرایی را هم خیلی دوست ندارم. اگر مقامی هم به عنوان رییس پژوهشکده یا رییس پژوهشگاه گرفتم، برای این بود که برنامه ریزی پژوهشی می کردم. من در کارخانه های داروسازی هم کار کردم. تا وقتی تزم خوانده بشود و اجازه دفاع بگیرم، یک دوره پست دکترای تشخیص سیتولوژی بیماری ها با میکروسکوپ الکترونی را گذراندم. در نتیجه با تجارب کسب شده، به عنوان یک آدم تکنوکرات به ایران برگشتم. یعنی درس می دادم، ولی تئوری را خیلی دوست نداشتم. همان قدر که برای زیست شناسی کنجکاو بودم، کار پژوهشی را دوست داشتم.» دکتر معظمی بعد از بازگشت به ایران، جزء پرسنل دانشگاه علوم پزشکی به ایران جزء پرسنل دانشگاه علوم پزشکی بود و هشت سال هم تدریس کرد، اما پروژه سازمان ملل او را مجبور کرد در سازمان پژوهش ها بماند؛ موضوعی که از آن بسیار خوشحال است.
 
زنان پیشگام ایرانی (1) 
اعطای جایزه زنان کارآفرین اتحادیه اروپا به پروفسور نسرین معظمی

 

 
همه افتخارات دکتر معظمی
 
پروژه مالاریا که به سرانجام رسید، «یونسکو» نسرین معظمی را کاندید دریافتنشان نخل آکادمیک فرانسه- که معتبرترین نشان علمی کشور فرانسه است- کرد. سال ۷۵ که کوفی عنان، رییس وقت سازمان ملل برای اجلاس سران به ایران آمده بود، از این پروژه به عنوان یکی از موفق ترین پروژه های سازمان ملل یاد کرد. به جز این جایزه، دکتر معظمی تا امروز جوایز علمی زیادی را از آن خود کرده است. این پژوهشگر ایرانی نشان پژوهش دولت جمهوری اسلامی ایران در سال ۷۶ دریافت کرد. در کنگره جهانی مدیران باکیفیت که سال ۸۷ برگزار شد، برگزیده شد و جایزه علامه طباطبایی را هم به عنوان پژوهشگر برگزیده دریافت کرده است. دکتر معظمی در حال حاضر عضو برد جهانی علوم یونسکو است.

یک خاطره؛ از نسرین معظمی هم متشکریم!
 
«سال ۷۱ آقای هاشمی رفسنجانی برای تعطیلات نوروز به قشم آمده بودند. هر جا رفته بودند، مردم تشکر کرده بودند که جاده داریم و برق داریم و از نسرین معظمی هم ممنونیم. همین باعث شد یک دیدار حضوری بین من و آیت الله هاشمی رفسنجانی شکل بگیرد. من را خواستند و من برایشان توضیح دادم که در قشم چه کار کرده ام. بعد گفتم الان آن پایلوتی که ما در آن کار کردیم، می تواند به یک کارخانه تبدیل شود. ایشان گفتند این پروژه را که اولین کارخانه بیوتکنولوژی لیران است، در قشم بسازیم، و ما این جا هدفمان توسعه صنعت است. ایشان دستور دادند گزارشی را در زمینه صنایع بیوتکنولوژی برایشان تهیه کنم. دو ماه در زمینه بیوتکنولوژی دریا کار کردم و یک گزارش به ایشان دادم. ۲۰۰ میلیون تومان برای منطقه آزاد قشم ارسال شد و دستور دادند تا مرکزی را که من طراحی کرده بودم، بسازند.
 
«مرکز پژوهش های بیوتکنولوژی خلیج فارس» ساخته شد و ۱۲ سال واقعا مثل یک چراغ آن جا درخشید و کنفرانس ها و ورکشاپ های متعدد بین المللی ای در آن برگزار شد. خیلی از بچه های قشمی آن جا تربیت شدند و بیوتکنولوژی دریا را شناختند. من تا سال ۸۶ آن جا بودم. آن موقع من رییس پژوهشگاه فناوری های نوین سازمان پژوهش های صنعتی بودم. آن سال نامه ای از طرف دفتر مقام معظم رهبری به من رسید که را پارک های صنعتی ایران ناموفق بوده اند. من یک گزارش جامع نوشتم. گزارش دادم که پارک های علم و فناوری جهان از سال ۲۰۰۴ (۱۳۸۳) «تخصص» و «های تک» هستند. پارکی که در آن تنها دفتر به شرکت ها بدهند، مال ۴۰ سال پیش است.
 
ایشان دستور دادند که پارکی براساس آنچه معرفی شده بود و با توجه به این که مرکز پژوهش های بیوتکنولوژی خلیج فارس در قشم است، همان جا ساخته بشود. شش ماه با تهیه برنامه اجرایی و توجیه اقتصادی در جلسات کارشناسی شرکت و از طرح دفاع کردم تا مجوز این پارک صادر شد. دولت هم ۱۹ میلیارد تومان بودجه تخصیص داد تا آن پارک ساخت بشود. الان پارک وجود دارد اما نه با آن برنامه ای که من طراحی کرده بود و می توانست در سطح بین المللی فعال باشد. پارکی است در حد بقیه پارک ها، سال هاست دیگر آن جا نرفته ام. ضمن این که اصولا پارک زمینه کاری من نیست؛ طراحی و برنامه ریزی پژوهشی تخصص من است. من یک پژوهشگرم.»
 
زنان پیشگام ایرانی (1)
 
یک اتفاق، هیجان یک حرکت نو
 
در اواخر دهه ۵۰، رشته ای به نام بیوتکنولوژی در دنیا وجود نداشت؛ بلکه شاخه ای از فناوری بود که داشت در دنیا شکل می گرفت. نسرین معظمی جزء اولین نسل فارغ التحصیلان این رشته بود. «حدود سال ۶۰ بود که بیوتکنولوژی در دنیای مطرح شد. برای همین من در سال ۶۴ اولین کنگره ملی فناوری زیستی را در ایران برگزار کردم تا این رشته را در سطح کشور مطرح کنم.» زمان جنگ بود و رسانه ای نبود که به نسرین معظمی برای معرفی این کنگره کمک کند. خودش بود و ایده هایی که برای این همایش داشت؛ «آن روزها از تلویزیون نمی توانستیم زیاد کمک بگیریم. اما آقای دعایی- سردبیر روزنامه اطلاعات- کار بسیار اساسی ای را عهده دار شدند.
 
من رفتم پیش ایشان و گفتم می توانم خواهش کنم  دست کم یک صفحه از روزنامه اطلاعات را به این کنگره اختصاص بدهید؟ چون همه دانشگاه ها بسته بودند و برگزاری این کنگره می توانست روحیه بخش باشد. به دستور ایشان روزنامه اطلاعات هر پنج روز کنفرانس را پوشش داد. درواقع این روزنامه نقش ملی معرفی بیوتکنولوژی در آن ابعاد در کل کشور معرفی شد.»
قبل از برگزاری کنگره، خانم دکتر معظمی به ناشرهای بین المللی ای مانند«ان وایلی» و «پنگوئن» نامه نوشت و از آن ها خواست برایش کتاب بفرستند تا بتواند هرچه بیشتر این رشته را معرفی کند. «آن ها ۳۰ جلد کتاب برای من کادو فرستادند که اولین کتاب های بیوتکنولوژی در ایران بود و کسانی که در آن کنگره شرکت کردند، توانستند این کتاب ها را ببینند.»
 
دکتر معظمی بعد از پایان جنگ، در سال ۷۱ اولین کنگره منطقه ای بیوتکنولوژی را در سازمان پژوهش های صنعتی برگزار کرد؛ کنگره ای که برگزاری آن، مشارکت کل ایران از جمله وزارت علوم، وزارت بهداشت، وزارت نفت، وزارت کشاورزی و وزارت امور خارجه را به همراه داشت؛ «۶۰۰ نفر شرکت کننده داشتیم که ۱۰۰ نفرشان خارجی بودند. آدم های بسیار شاخصی کمیته علمی این کنگره را تشکیل دادند. از ایران پروفسور حسابی و آقای دکتر عبدالله شیبانی و از خارج از ایران هم پروفسور آکرمن- رییس کمیته بین المللی ویروس شناسی و متخصص بیماری های عفونی- پروفسور دیمن از استرالیا، پروفسور ایوا از ژاپن و پروفسور فلیجی- رییس مرکز بین المللی بیوتکنولوژی- اعضای هیئت علمی کنگره بودند. آن همبستگی یک استثنا بود. جنگ تمام شده بود و هیجانی وجود داشت که حرکت نویی صورت بگیرد.»

 
چهار زنی که در عرصه نجوم، پرواز و هوافضا در ایران پیشرو بودند
 
آسمان جای من است
 
 زنان پیشگام ایرانی
آلنوش طریان: مادر نجوم ایران

رویای یک کار متفاوت

«آن وقت ها همه می گفتند ریاضیات به چه درد دخترها می خورد؟ من می خواستم ثابت کنم دختر و پسر فرقی ندارند. به پدرم گفتم: پدرجان! من می خواهم کاری بکنم که از عهده هر کسی بر نمی آید» همین نگاه و همین انگیزه، سال ها بعد آلنوش کوچک را به یک فیزیکدان بزرگ تبدیل کرد. «آلنوش طریان»، آبان ماه سال ۱۲۹۹ در تهران به دنیا امد. آلنوش بعد از گذراندن دوران مدرسه، برای تحصیلات دانشگاهی، وارد دانشکده فیزیک دانشگاه تهران شد و لیسانس فیزیکش را در سال ۱۳۲۶ از دانشگاه تهران دریافت کرد
 
«معلم فیزیک من آن قدر خوب بود که من واقعا مجذوب فیزیک شدم. خانواده ام خیلی علاقه نداشتند که من در علوم تحصیل کنم. اما پدر و مادرم اخلاق خیلی روشنی داشتند و به بچه تحمیل نمی کردند که حتما این را بخوان یا آن را نخوان. خیلی علاقه داشتند که من رشته ادبی بخوانم. من گفتم دلم می خواهد فیزیک بخوانم. گفتند خیلی خب، هرچه دلت می خواهد بخوان. فیزیک خیلی جالب است. کسی که تویش می افتد عاشقش می شود.»
 
آلنوش بعد از پایان تحصیل، به عنوان کارمند آزمایشگاه فیزیک دانشکده علوم دانشگاه تهران استخدام شد و یک سال بعد متصدی عملیات آزمایشگاهی در دانشکده علوم شد. شش سال بعد، به خرج خودش برای ادامه تحصیل در رشته فیزیک اتمسفر به پاریس رفت و سال ۱۳۳۵ مدرک دکترایش را از «دانشگاه سوربن» دریافت کرد. «در دوران تحصیل همیشه نمرات بالایی داشتم. زمانی که لیسانس گرفتم از استادم برای گرفتن بورس کمک خواستم، اما او به دلیل این که من زن بودم با بورس من موافقت نکرد و به من گفت تا الان هم زیادی درس خواندم. پدرم گفت من می توانم هزینه تحصیل تو را در فرانسه تقبل کنم و بورس را برای افرادی بگذارد که واقعا احتیاج دارند.»
 
زنان پیشگام ایرانی 
 
آلنوش طریان در آن روزها برای مدت کوتاهی هم با «ایرن کوری»، دختر «ماری کوری» در آزمایشگاه همکاری می کرد. او در همان زمان پیشنهاد تدریس در دانشگاه سوربن را رد کرد، به ایران برگشت و به عنوان دانشیار فیزیک رشته ترمودینامیک در گروه فیزیک دانشکده علوم دانشگاه تهران استخدام شد. «من علاقه داشتم به کشورم ایران خدمت کنم وگرنه در همان فرانسه در حالی که هنوز فارغ التحصیل نشده بودم، از من دعوت به کار کردند و در جواب استاد فرانسوی ام که می خواست من را استخدام کند، گفتم که من باید برگردم به کشورم و تنها برای خدمت بهتر به کشورم برای تحصیل به فرانسه آمدم. بعد از برگشتن به ایران، خیلی ها به من می گفتند که حمایت کردی، اما من چون وظیفه خودم می دانستم که برگردم، برگشتم و از برگشتنم به ایران پشیمان نیستم، زیرا توانستم دانشجویان خوبی تحویل جامعه بدهم و این مسئله باعث دلخوشی من است.»
 
آلنوش طریان بعد از بازگشت به ایران از طرف دانشگاه تهران دعوت به همکاری شد. او روزهای اول، در سمت دانشیار فیزیک، واحد ترمودینامیک را تدریس می کرد، اما بعدها واحد فیزیک ستارگان را تدریس کرد. «پیش از آن که من فیزیک ستارگان را در دانشگاه تدریس کنم این درس وارد دانشگاه های ایران نشده بود و تنها علم نجوم تدریس می شد؛ آن هم نه در رشته فیزیک بلکه ریاضی. زمانی که از من برای تدریس در دانشگاه دعوت کردند، در ابتدا ترمودینامیک تدریس می کردم، اما پس از مدتی قرار شد برای اولین بار در ایران و به صورت مستقل درس فیزیک ستاره ها را برای دانشجویان رشته فیزیک تدریس کنم.»
 
زنان پیشگام ایرانی 
بعد از آن موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران پایه گذاری شد، آلنوش طریان به آن جا رفت. «وقتی به ایران برگشتم و در دانشگاه مشغول به کار شدم، درخواست کردم که رصدخانه خورشیدی راه اندازی شود تا دانشجویان بتوانند مطالعات و تحقیقات خود را در این رصدخانه انجام دهند. رصدخانه خورشیدی با نظارت من افتتاح شد.» این فیزیکدان ایرانی سال ۱۳۳۸ از طرف دانشگاه تهران برای دریافت بورسیه دولتی آلمان غربی برای مطالعه رصدخانه خورشیدی انتخاب شد. او پنج ماه را در این کشور گذراند و بعد به ایران بازگشت. او آبان سال ۱۳۴۵ به عنوان عضو کمیته ژئوفیزیک دانشگاه تهران انتخاب شد و در همان سال توانست نقش عمده ای را در بنیانگذاری اولین رصدخانه فیزیک خورشیدی در ایران ایفا کند.
 
او در سال ۱۳۴۸ رسما به ریاست گروه تحقیقات فیزیک خورشیدی موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران منصوب شد و در رصدخانه فیزیک خورشیدی فعالیتش را شروع کرد. خانم دکتر طریان که در سال ۱۳۴۳ به مقام استادی در دانشگاه تهران رسیده بود، بعد از ۳۰ سال تدریس، به درخواست خودش بازنشسته شد. دروس «اخترفیزیک ستارگان» با تلاش این زن ایرانی در دانشگاه های ایران پایه گذاری شد و به همین خار به او لقب «بانوی اخترفیزیک» و «مادر ستاره شناسی نوین ایران» را دادند. «من دانشجوها را خیلی دوست داشتم و بالطبع دانشجوها هم من را خیلی دوست داشتند و این مسئله باعث شده بود تا کوچکترین ناراحتی ای در دوران تدریسم احساس نکنم و با دانشجویانم مثل دوست رفتار می کردم و اصلا خودم را نمی گرفتم.
 
معلم باید مهربان باشد زیرا مهربانی را باید به دانشجوها و دانش آموزان یاد دهد چرا که این جوانان آینده کشور هستند. اگر اساتید بداخلاق باشند، نمی توانند درس اخلاق بدهند.» آلنوش طریان تا پایان عمر ازدواج نکرد و خانه اش در جلفای اصفهان را وقف دانشجویانی که محل اسکان مناسبی ندارند، کرد و خودش در اواخر عمر در آسایشگاه سالمندان زندگی کرد. این فیزیکدان بزرگ، اسفندماه ۱۳۸۹ از دنیا رفت.
 

انوشه انصاری: اولین زن ایرانی ای که به فضا سفر کرد

پیشگام فضا
 
زنان پیشگام ایرانی 
«انوشه انصاری» (رییسیان) در ۲۳ شهریور سال ۱۳۸۵ یعنی درست ۱۱ روز بعد از تولد چهل سالگی اش، به عنوان اولین ایرانی، اولین زن گردشگر فضایی و چهارمین نفری که هزینه سفر فضایی خود را پرداخت کرده، به فضا سفر کرد. انوشه انصاری در مشهد به دنیا آمد او که سال ۱۳۶۳ همراه خانواده اش به آمریکا مهاجرت کرده است، مدرک کارشناسی اش را در رشته مهندسی برق و علوم رایانه (EECS) از «دانشگاه جورج میسون» و مدرک کارشناسی ارشد را در رشته مهندسی برق از «دانشگاه جورج واشنگتن» گرفته است. او بنیانگذار و مدیرعامل شرکت فناوری ارتباط از راه دور (TTI) و مدیر و موسس شرکت Prodea Systems است. انوشه از همان روزهایی که یک دختربچه بود، رویای رفتن به فضا را در سر داشت.
 
او برای رسیدن به رویایی که داشت تلاش کرد و در ۲۳ شهریور ۱۳۸۵ در یکی از پروازهای فضاپیمای سایوز به فضا سفر کرد. فضاپیمای سایوز به همراه انوشه انصاری، فرمانده روسی «میخاییل تیورین» و «مایکل لوپز الگریا» فضانورد ناسا از پایگاه فضایی بایکونور در قزاقستان به فضا پرتاب شد. دو روز بعد از قرار گرفتن در مدار زمین، فضاپیمای سایوز در ۲۰ سپتامبر ۲۰۰۶ (۱۳۸۵) با موفقیت به ایستگاه بین المللی فضایی ملحق شد و اقامت هشت روزه انوشه انصاری در ایستگاه فضایی آغاز شد تا بزرگ ترین رویای زندگی اش تحقق پیدا کند. انوشه در طول این سفر مرتب وبلاگ خود را به روز می کرد و در مورد مناظر و بوی ایستگاه فضایی، پیچیدگی های فعالیت های روزمره مثل خوردن و شست و شو در جاذبه صفر برای بازدیدکنندگان وبلاگش مطلب نوشت؛
 
نوشته هایی که در آن روزها توجه افراد زیادی را جلب کردند. انوشه انصاری پس از بازگشت از فضا، فوق لیسانس دوم خود را از «دانشگاه سویین بورن» در رشته ستاره شناسی گرفت. او بعد از این سفر فعالیت های خود را در زمینه کارآفرینی و البته در زمینه مورد علاقه اش، فضا ادامه داد و عناوین زیادی کسب کرد. او در سال ۲۰۰۰ (۱۳۷۹) از طرف مجله زن شاغل آمریکا به عنوان کارآفرین برتر انتخاب شد، در سال ۲۰۰۱ (۱۳۸۰) در فهرست تاجران موفق مجله فورچون آمریکا قرار گرفت، در سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) اولین جایزه نوآوری سیمونز را دریافت کرد. او در سال ۲۰۱۲ (۱۳۹۱) دکترای افتخاری علوم را از دانشگاه جورج میسون گرفت و در سال ۲۰۱۵ (۱۳۹۳) هم به پاس خدماتش به جامعه فضایی، جایزه ملی پیشگامان فضای ایالات متحده را دریافت کرد.
 

عفت تجارت چی: اولین زن خلبان ایرانی

بالا، بالا، بالاتر

اولین زن خلبان ایرانی در سال ۱۲۹۶ خورشیدی به دنیا آمد. عفت تجارت چی که بعد از گرفتن دیپلم در حوزه ای کاملا متفاوت فعالیت می کرد، پنجم مهر ۱۳۱۸ و بعد از تاسیس باشگاه هواپیمایی، برای آموزش خلبانی وارد این باشگاه شد. «سال ۱۳۱۳ بود که از دبیرستان آزرم دیپلم گرفتم و مدتی در بانک ملی و بعد در کتابخانه دانشکده پزشکی به عنوان مترجم زبان فرانسه مشغول کار شدم، اما از همان کودکی، شوق پرواز آرام و قرارم را گرفته بود و بزرگ ترین آرزویی که در دل داشتم، این بود که روزی خلبان شوم. به خاطر دارم زمانی که محصل دبستان بودم، روزی برای تماشای فیلم به یکی از سینماهای تهران رفتم. در این فیلم خلبان هواپیما هنگام پرواز در دریا سقوط کرد.
 
 زنان پیشگام ایرانی
 
سپس عده ای به کمکش شتافتند و با زحمت بسیار او را از درون کابین هواپیما و آب بیرون کشیدند، اما وقتی خلبان کلاه مخصوص خود را از سر برداشت متوجه شدند که او یک زن است. یک زن خلبان!» دیدن این فیلم باعث شد عفت جوان باور کند که او هم می تواند دنبال علاقه اش برود. «به ساختمان باشگاه در خیابان سعدی رفتم اما عضو آن نشدم. وقتی به خانه آمدم و جریان را به پدرم گفتم او با حیرت گفت: چرا برای خلبانی نام نویسی نکردی؟ در جواب گفتم: چون هنوز هیچ زنی داوطلب این کار نشده است. پدرم در پاسخ گفت: چه اشکالی دارد که تو اولین زن خلبان ایرانی باشی! برو هرچه زودتر در باشگاه خلبانی ثبت نام کن و من هم پذیرفتم.
 
فردای همان روز به باشگاه خلبانی رفتم و به عنوان اولین زن داوطلب نام نویسی کردم. در آن زمان ۲۲ یا ۲۳ سال بیشتر نداشتم. وقتی مسئولان باشگاه مرا داوطلب خلبانی دیدند سخت متعجب شدند و تحسینم کردند. جراید وقت هم عمل مرا ستودند و خبر آن را با لحنی غرورآمیز درج کردند. همین موضوع باعث شد خانم ها اینا اوشید، قدسیه فرخزاد، فخرالتاج منفردی، عذرا رحیمی، درخشنده ملکوتی و صفیه پرتوی نیز در باشگاه خلبانی نام نویسی کنند. وقتی به شمار داوطلبان این فن افزوده شد مسئولان باشگاه ما را به فرودگاه «دوشان تپه» دعوت کردند.
 
در آن جا پس از مراسم پذیرایی به هر یک از ما لباسی دادند که شامل یک کلاه مخصوص، روپوش خلبانی، گوشی تماس با مربی، کمربند پرواز و چتر نجات بود. در ابتدای کار مربی طرز استفاده از این وسایل را به ما آموخت- ناگفته نماند چون این لباس تا آن زمان فقط برای آقایان تهیه می شد، به تن خانم ها بسیار گشاد و بدقواره بود- به هر حال بعد از دو سه جلسه، لباس هایی به اندازه خود دوختیم و پوشیدیم.»
اولین پرواز مستقل خانم تجارت چی در ۲۷ آبان ماه ۱۳۱۹ انجام شد؛ پروازی ک جزییات آن را خوب به خاطر سپرد؛ «علت این که تاریخ نخستین پرواز مستقل خود را به یاد دارم این است که همان روز من بهترین لحظه های زندگی ام را سپری می کردم و پشت دیوان حافظ خود به یادگار نوشتم: «پرشکوه ترین روز برای یک خلبان، روزی است که اولین پرواز آزادش را انجام دهد.»
پدرم مردی روشنفکر بود و در مورد پیشرفت های زندگی من نه تنها کارشکنی و بهانه جویی نمی کرد بلکه راهنمای مورد اعتمادم بود. در عوض مادرم از این که به فراگیری فن خلبانی پرداخته بودم، سخت در وحشت بود. حتی پدرم به من گوشزد کرده بود درباره نخستین روزی که پرواز مستقل دارم، چیزی نگویم. البته در شروع کارم با مشکلاتی نیز رو به رو شدم مثلا بعضی افراد ناشناس به پدرم تلفن می زدند و به دروغ می گفتند هواپیمای دخترت سقوط کرده است. در پاسخ به این محرک ها گاهی عصبانی می شدم و به پدرم می گفتم؛ چرا مرا وادار به این کار کردی و مشوقم شدی تا خلبان شوم، ولی او معتقد بود در ابتدای هر کاری مشکلاتی وجود دارد و باید با صبر و تلاش با آن ها مقابله کرد.» عفت تجارت چی به ادبیات هم علاقه داشت. او در دهه ۳۰ خورشیدی «دیوان برگ های پراکنده» را به چاپ رساند. او ۱۹ فروردین ۱۳۷۸، در سن هشتاد و دو سالگی از دنیا رفت.
 

شهلا ده بزرگی: اولین خلبان زن بعد از انقلاب اسلامی
 
شغلی در آسمان
 
آرزوهای «شهلا ده بزرگی»، از آن دست آرزوهایی بود که شاید برای بسیاری از ما تنها در رویا و خواب صدق پیدا می کند، «داشتن شغلی ماورای دیگران»؛ آن هم در آسمان. خود او می گوید: «آن اندازه عاشق آسمان بودم که برایم فرق نمی کرد، خلبان باشم یا چترباز؛ مهم این بود که در آسمان باشم.» خلبان ده بزرگی در سال ۱۳۳۶ در شیراز متولد شد و از همان ابتدا، عاشق پرواز و آسمان شد. ورود به دانشکده خلبانی، نیازمند هوش، استعداد، سلامت و پشت سرگذاشتن آزمون های دشواری بود که هر کسی نمی توانست پیروز میدانش باشد. با این همه آسمان با ده بزرگی همراه شد. سال سوم دبیرستان رشته علوم تجربی بود که متوجه فراخوان آموزش باشگاه خلبانی شد. رفتن و ثبت نام برای او اصلا به فکرکردن نیازی نداشت.
 
زنان پیشگام ایرانی 
 
خیلی زود در جرگه کارآموزان قرار گرفت و برای شروع، یادگیری مدلسازی را آغاز کرد. با پایان این دوره ابتدایی او وارد بخش مباحث تئوری و علمی پرواز شد. از این جا به بعد، آموزش سخت تر و تعداد همراهان او کمتر می شد. «هر چه جلوتر می رفتیم، کار سخت تر می شد، بعضی ها رد می شدند، اما برخی خودشان می رفتند.» پله پله بالا رفتن تا به قله رسیدن، تنها نفس نمی خواهد، عشق هم می خواهد. بالاخره پرواز، رویای کودکی، آرزوی نوجوانی او به واقعیت بدل شد و او اولین پرواز خود را با استاد انجام داد. ده بزرگی در سال ۱۳۵۵ و دو سال قبل از آن که دیپلم دبیرستان را بگیرد، مدرک پرواز «سلو»ی خود را دریافت می کند و یک سال بعد هم موفق به دریافت گواهینامه خلبانی بازرگانی cpl شد و عنوان نخستین زن خلبان پس از انقلاب را به دست آورد.
برای بسیاری باورکردنی نبود که یک زن ایرانی بتواند پرواز کند و این کار شغل حرفه ای او باشد. ده بزرگی پس از پایان آموزش، پذیرفت تا در باشگاه خلبانی بماند و به عنوان مربی پرواز خدمت کند. آموزش پرواز با هواپیماهای بونانزا، سسنا، پایپر، توباگو و تی بی ۲۱ و هواپیماهای دو موتوره شرایک، کماندر، آیلندر و… به دانشجویان خلبانی به او واگذار شد. روند آموزش و تدریس ادامه داشت تا این که جنگ تحمیلی آغاز شد. با شروع جنگ، خلبان ده بزرگی مانند هم پروازان مرد، مامور انجام عملیات در منطقه جنگی شد. شاید امروز هم تعداد زیادی اطلاع نداشته باشند که فرماندهی یکی از جت های جنگی فالکون و وظیفه مقابله با دشمن، در آن روزها با یکی از زنان ایرانی بوده است؛ زنی که بدون ترس و واهمه، برای حفظ خاک وطن می جنگید. «من پا به پای مردان پرواز می کردم و ساعت پرواز جنگی ام با بقیه برابر بود.»
خلبان ده بزرگی پس از جنگ، به کار در سازمان هواپیمای کشوری ادامه داد و مسئولیت پرواز و بازرسی تمامی دستگاه های ناوبری فرودگاه های کل کشور را برعهده گرفت. او که سابقه آموزش خلبانی به دانشجویان در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، کمیته انقلاب اسلامی، نیروی دریایی، جهاد سازندگی و شرکت های هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران و خدمات هواپیمایی آسمان و دیگر ارگان های مملکتی را در کارنامه خود دارد، در تیرماه سال ۸۵ به مناسبت هفته زن، به عنوان یکی از زنان برتر ایران مورد تقدیر رییس جمهور وقت قرار گرفت. ورود خلبان ده بزرگی در جرگه خلبانان و مدافعین وطن، سدی بزرگ را برای زنان ایران پس از انقلاب اسلامی شکست.
 
ادامه دارد…

[ad_2]

دیدگاه‌ها خاموش

مسائلی که باید در موردشان با رئیس‌ خود صحبت کنید

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۰٫۰۵ - ۷:۱۹ ٫ق٫ظ

[ad_1]

رازمجنون – ترجمه از هدی بانکی: همه‌ی ما می‌دانیم که ارتباط موثر برای ایجاد رابطه‌ای موفق، لازم است. ازدواج‌هایی که با شکست مواجه می‌شوند معمولا ریشه در عدم ارتباط موثر بین همسران دارند، در محیط کار نیز، روابط ممکن است به همین دلیل ناموفق و ناکارآمد بشوند.
 
 چرا باید با رئیس‌تان بیشتر ملاقات کنید
 
سوء تفاهم‌ها و تفاوت‌هایی که در ایده‌ها و نظرها وجود دارد می‌تواند بین رئیس و کارمند بی‌اعتمادی ایجاد کند. اگر چنین اتفاقی بیفتد، جریان کاری مختل شده و موفقیت کسب و کار نیز دچار افت قابل توجهی خواهد شد. برای جلوگیری از هر کدام از این رویدادها باید هر دو طرف، اهمیت دیدارها و رودررو شدن را درک کنند.
وقتی که ارتباط مکرر با رئیس ممکن نیست
برای بسیاری از کارمندان این امکان وجود ندارد که با رئیس خود پیوسه دیدار رودررو داشته باشند. علتش هم می‌تواند برنامه‌های پُرمسئولیت و شلوغ و ضرب العجل‌های خاصی باشد که اهمیت بسیار زیادی دارند. برای بعضی از کارمندانی که در دفتر یا سایت کاری مجزایی مشغول هستند نیز ارتباط مکرر با رئیس عملا ممکن نیست.
با وجود چنین شرایطی، دیدار با رئیس همچنان باید الویت داشته باشد چون یکی از موثرترین راهها برای در جریان گذاشتن رئیس نسبت به تازه ترین‌هاست.
اگر شما جزو کارمندانی هستید که دور از دفتر اصلی کار می‌کنید یا شرایط دیدار با رئیس خود را ندارید، می‌توانید از تکنولوژی کمک بگیرید. اینترنت، ابزارهای ارتباطی زیادی در اختیارتان می‌گذارد که بتوانید فاصله‌های فیزیکی را پشت سر گذاشته و همدیگر را ملاقات کنید. می‌توانید از کامپیوتر و موبایل‌تان برای ارتباط مکرر با رئيس استفاده کنید.
چیزهایی که باید در موردشان با رئيس خود صحبت کنید

برای اینکه رئيس‌تان را در جریان امور جاری سازمان قرار دهید توصیه می‌کنیم راههای ارتباطی خود با او را پیوسته باز نگه دارید. یکی از کارهایی که می‌توانید انجام دهید این است که ملاقات هفتگی با رئیس‌تان داشته باشید.
چیزهایی که باید در مورد آنها با رئیس خود گفتگو کنید:
وضعیت پروژه
خیلی مهم است که همیشه رئیس‌تان را در جریان تازه ترین شرایط و وضعیت پروژه‌اش قرار دهید. همیشه آماده باشید تا گزارشی کامل و گویا به او ارائه دهید، نه اینکه منتظر بمانید تا از شما سوال کند.
اهداف
رئيس باید بداند شما تا چه حد در راستای اهداف تیم، خوب عمل می‌کنید. دیدار با رئیس به طور مکرر باعث می‌شود او نسبت به روند کار و پیشرفت پروژه آپدیت باشد. درست است که گزارش‌های مکتوب، جزئیات روند کار را ارائه می‌دهند اما اگر بتوانید گزارش کار را شفاهی ارائه دهید و در موردش بحث کنید، بسیار بهتر و موثرتر است.
 
 چرا باید با رئیس‌تان بیشتر ملاقات کنید
اهداف شخصی
یک رئیس خوب باید کارمندانش را با انگیزه نگه دارد، بنابراین باید در مورد اهداف شخصی کارمندان خود آگاه‌تر باشد. این موضوعات در دیدارهای رودررو، بهتر از هر زمان دیگری مطرح می‌شوند.
مسائل جاری
بیشتر رئیس‌ها ترجیح می‌دهند در مورد مشکلات و مسائلی که روی می‌دهد باخبر باشند و بدانند برای رفع این مسائل چه اقداماتی در دست اجراست. ملاقات منظم با رئیس می‌تواند از این جنبه نیز او را آگاه و مطلع نگه دارد.
مطرح کردن مشکلات احتمالی قبل از به وقوع پیوستن

هیچ رئیسی دوست ندارد ناگهان در شرایط بدی گیر کند و با خبرهای بد غافلگیر شود. رئیس شما باید در مورد چالش‌های بالقوه‌ای که ممکن است در آینده‌ی نزدیک بروز کنند آگاه باشد تا تدابیر لازم را بیندیشد و مجهز باشد. بنابراین به طور مکرر با رئیس خود دیدار کنید و او را در جریان هر اتفاق و خطری که کارمندان را تهدید می‌کند قرار دهید.
درخواست‌هایی که در آخرین دیدارتان مطرح شده پیگیری کنید
شاید نیازی به این توصیه نباشد اما واقعیت این است که معمولا کارمندان آنچنان درگیر مشغله‌ها و مسائل کاری و روزمره می‌‌شوند که ممکن است فراموش کنند در آخرین دیداری که با رئیس داشتند، در مورد چه چیزهایی
 گفتگو کردند و قرار شد چه کارهایی انجام دهند.
یادداشت‌های مربوط به دیدارهای‌تان را هر چند وقت یکبار مرور کنید تا در دیدار بعدی با رئیس‌تان، در مورد درخواست‌هایی که مطرح شده، جوابی برای ارائه دادن داشته باشید.
نیازها و خواسته‌ها
تا زمانیکه شما به رئیس‌تان نگویید به چه ابزارها، منابع و یا امکاناتی برای پیشبرد کار نیاز دارید او از نیازهای شما با خبر نخواهد شد. احتمالا فکر می‌کند همه چیز خوب و روبراه است مگر اینکه چیز دیگری بشنود. اگر درخواست یا نیازی دارید، در مطرح کردن آن طی دیدارهای‌تان تردید نداشته باشید.
ایده‌ها و پیشنهادهایی را که برای سازمان دارید مطرح کنید
ملاقات با رئیس، فرصتی بسیار خوبی برای به اشتراک گذاشتن افکار و ایده‌ها در مورد اتفاقاتی است که در سازمان روی می‌دهد. در دیدار با رئیس‌تان می‌توانید او را از چیزهایی که فکر می‌کنید به ضرر سازمان هستند آگاه کنید و نظر شخصی خود را بگویید. بحث‌های صادقانه‌ای که با نیت خوب، ایده‌ها را مطرح می‌کنند و تبادل نظرهایی که بین رئیس و کارمندان انجام می‌شود می‌تواند به موفقیت سازمان کمک بسیار زیادی بکند.
ایجاد اطمینان

ملاقات‌های پیاپی، اطمینان و احترام متقابل ایجاد می‌کند. ضمنا کارمندان هر چه بیشتر با رئيس خود دیدار کنند، اضطرابی که ممکن است در این رودررویی‌ها دچارش شوند کمتر خواهد شد. از طرفی دیگر رئیس هم راحت‌تر می‌تواند به کارمندان خود اعتماد کند چون می‌داند که آنها کار خود را به بهترین نحو انجام می‌دهند.

چرا باید با رئیس‌تان بیشتر ملاقات کنید

[ad_2]

دیدگاه‌ها خاموش

چرا مشتریانم از من خرید نمی‌کنند؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۰٫۰۵ - ۶:۴۳ ٫ق٫ظ

[ad_1]

مجله پنجره خلاقیت – آجا فراست، ترجمه شادی حسن پور: هرچقدر هم که فروشنده خوبی باشید، نرخ فروشتان هیچ گاه به صد در صد نخواهد رسید. اما اگر مدتی است که نمی توانید مشتری بگیرید، احتمالا دلیل خاصی دارد. خوشبختانه می توانید مطمئن باشید که وقتی مشکل مورد نظر را شناسایی کردید، می توانید فرآیند فروشتان را بهبود ببخشید و در نهایت نتایج بهتری کسب کنید.

۵ دلیل اصلی عدم خرید مشتریان از شما:
 
چرا مشتریانم از من خرید نمی کنند؟ 
 
1. سعی می کنید محصولاتتان را به همه مردم بفروشید.
 
یک روند خوب فروش بیشتر در مورد کیفیت مصداق دارد، نه کمیت. اگر مشتریانتان از شما خرید نمی کنند، صلاحیت مشتریانتان را بررسی کنید. آیا آنها را به خوبی هدف قرار داده اید؟ آیا می دانید که چرا آنها گزینه های خوبی برای فروش هستند؟ یا آیا فقط سعی می کنید به هر کسی که سر راهتان قرار گرفت و کوچک ترین علاقه ای به محصولاتتان نشان داد، چیزی بفروشید؟ اگرچه شاید این طور به نظر برسد که کنار گذاشتن برخی مشتریان کار عاقلانه ای نیست، اما محدود کردن دامنه تمرکزتان به مشتریانی که حداقل صلاحیت لازم برای خرید از شما را دارند، باعث موفقیت هرچه بیشترتان خواهدشد. نه تنها احتمال بیشتری دارد که این مشتریان از شما خرید کنند، بلکه شما نیز زمان بیشتری برای گفت و گو با مشتریان مناسب در اختیار خواهیدداشت و می توانید بیانیه فروشتان را برای هرکدام از آنها به صورت شخصی سازی شده تدوین کنید و موقعیت های فروش فوق العاده ای برای خود رقم بزنید.

۲٫ خودتان مشتریان را از خود می رانید.
 
دلیلی وجود دارد که دیگر بیشتر مردم به تماس شماره های ناشناس پاسخ نمی دهند. چرا که نمی خواهند به اجبار چیزی به آنها فروخته شود. اگر فروشندگان بخواهند از ایمیل نیز به عنوان بازاری مزاحم کنند، دیگر پیام های الکترونیکی از سوی مخاطبان ناشناس نیز خوانده نخواهندشد (اتفاقی که هم اکنون نیز تا حدودی رخ می دهد.) اشتیاق مصنوعی خود را کنار بگذارید. از اعمال فشار روی مشتریان دست بردارید. در عوض، رفتاری واقعی در پیش بگیرید و ارزشی واقعی به مشتری اعطا کنید. شاید بهتر باشد که خود را به عنوان یک مشاور در نظر بگیرید، نه فروشنده. همچنین باید تا می توانید در مورد مشتریانتان اطلاعات کسب کنید تا با پرسیدن سوالات ساده، وقت آنها را نگیرید.

۳٫ از پاسخ منفی می ترسید و سعی می کنید با آن رو به رو نشوید.
 
متوجه شدم. رو به رو شدن با پاسخ منفی کار سخت و ترسناکی است. اما واقعیت این است که نمی توانید پاسخ های منفی را به طور صد در صد کنار بگذارید، چرا که اگر به طور مستقیم نیز با آنها رو به رو نشوید، باز هم می دانید که وجود دارند. بهترین زمان برای رفع این دغدغه ها این است که در مراحل ابتدایی یا میانی فروش، که هنوز ذهن مشتری کاملا باز است، دست به کار شوید. برای اینکه بدانید چه چیزی مانع از خرید مشتری تان شده، از او بپرسید: اگر تمایلی به خرید ندارید، می توانید دلیلش را به من بگویید؟ ما در مورد دلایل علاقه شما به این محصول صحبت کردیم. آیا می توانید کمی وقت بگذارید و به من بگویید که چه چیزی باعث عدم تمایلتان به خرید شده؟ طبیعی است که قبل از خرید چنین محصولی کمی احساس نگرانی کنید. اگر دوست داشته باشید، می توانید دغدغه هایتان را به من بگویید تا کاری در جهت رفع آنها انجام دهم. در مورد مزایای این محصول صحبت کردیم. به نظرتان چه معایبی ممکن است شما را از خرید بازدارد؟

۴٫ احساس ضرورت ایجاد نکرده اید.
 
محصولی که عرضه می کنید، شاید مهم ترین چیزی باشد که ذهنتان را به خود مشغول کرده است. اما این محصول برای مشتری فقط یکی از آن هم چیزهایی است که قرار است توجه او را به خود جلب کند. اگر دلیلی برای خرید به موقع به مشتری ندهید، او احتمالا به طور کلی پیشنهاد فروش شما را فراموش می کند. آیا می خواهید تلاشتان برای جذب مشتری ثمره ای داشته باشد؟ پس سوالاتی بپرسید که مشتری متقاعد شود کسب و کارش یا رفاه زندگی اش به محصول شما بستگی دارد: اگر تا فلان زمان این محصول را نداشته باشید، چه اتفاقی می افتد و چه چیزی را از دست می دهید؟ می توانید از عواقب نداشتن این محصول برایم بگویید؟ آیا خرید این محصول برای شما اولویت به حساب می آید؟ این محصول چندمین اولویت شماست؟ چه مدت است که به خرید این محصول فکر می کنید؟
۵٫ اجازه نمی دهید مشتری احساس امنیت کند.
 
هیچ کس دلش نمی خواهد کاری کند که به آن صد در صد اطمینان ندارد. این موضوع باعث متوقف شدن بسیاری از فرآیندهای فروش می شود. بالاخره این را نیز در نظر بگیرید که مشتری تصمیم به خرید بگیرد، بودجه لازم را گردآوری کند، زمان بگذارد، انرژی بگذارد و از محصول شما استفاده کند، اما در نهایت متوجه شود که آن محصول نه تنها کارایی و سودی برایش ندارد، بلکه کاملا به دردنخور بوده است. به همین خاطر یکی از وظایف شما به عنوان نماینده فروش این است که کاری کنید مشتریان نسبت به هزینه ای که می کنند، احساس امنیت و آسودگی خاطر داشته باشند. به روش های گوناگونی این کار امکان پذیر است.
 
یکی از بهترین روش های اطمینان بخش این است که شرکتتان شرایط خرید خاصی را برای مشتریان منظور کند: بازگشت پول در صورت عدم کسب نتایج خاص یا دوره آزمایشی استفاده از محصول مورد نظر. اینکه بدانید مشکل عدم فروش تقصیر مشتری نیست و همه چیز به خودتان ارتباط دارد، شاید ناراحت کننده باشد، اما حالا که لااقل دلایل این مسئله را متوجه شده اید، می توانید گام مناسبی در جهت رفع مشکلتان بردارید.

[ad_2]

دیدگاه‌ها خاموش

چگونه حاضرجواب شویم ؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۰٫۰۴ - ۸:۵۷ ٫ق٫ظ

[ad_1]

رازمجنون: البته كتاب‌ها و توصیه‌های زیادی برای خوب صحبت كردن و خوب سخنرانی كردن وجود دارد؛ این‌قدری هست كه آدم سرگیجه می‌گیرد. اما یكی از معروف‌ترین آثاری كه در این حوزه چاپ شده، «آیین سخنوری» است.

 این كتاب را  یك ایرانی درباره سخنرانی نوشته است. او با ادبیات خاص خودش، كتاب آیین سخنوری را نوشته است كه پر از ارائه راهكار و فرمول و اینگونه حرف‌هاست. ۴۰‌ پیشنهاد از این كتاب را به زبانی ساده و امروزی، برایتان كنار گذاشته‌ایم تا آنها را مطالعه كرده، صفا كنید و مثل بلبل در صدر هر مجلسی چهچه زده و بدرخشید. این پیشنهادها، كاملا ایرانی و سفارش یك ایرانی است. این پیشنهادها، برای سخنور شدن است. شما در هر جایی كه باید برای بیش از ۳-۲ نفر صحبت كنید، سخنور محسوب می‌شوید. از كجا معلوم، شاید سال‌ها بعد، یك سخنران حرفه‌ای هم از آب در آمدید. نكاتی كه باید بیاموزید:

چگونه حاضرجواب  شویم ؟ 
 
1.  زیاد تمرین سخنرانی كنید. فن سخن گفتن را هم خوب یاد بگیرید.

۲٫  شاید حافظه‌تان خوب نباشد اما لازم است كه برای خوب سخن گفتن، حافظه خوبی داشته باشید و چیزهای زیادی را حفظ كرده باشید تا بتوانید از آنها در جمله‌هایتان به‌كار ببرید. شعر زیاد حفظ كنید، جمله‌های آموزنده و… .

۳٫  از چی دارید حرف می‌زنید؟ لطفا بی‌گدار به آب نزنید و درباره چیزی كه نمی‌دانید یا كم می‌دانید، صحبت نكنید.

۴٫  واجب‌تر از همه، این است كه كمی روانشناسی بلد باشید و بدانید چطوری می‌شود در مردم شور برانگیخت.

۵٫  از انتقاد نترسید. اصلا دربه‌در دنبال كسی باشید كه از شما انتقاد كند. همین‌طور زل بزنید توی چشم‌هایش تا از شما انتقاد كند و شما هم بروید و این مشكلات را رفع كنید.

۶٫ خوب مطالعه كنید و از همه چیز اطلاعاتی به دست بیاورید تا این مطالعه، خودش را در حرف‌های شما نشان بدهد.

۷٫   طوری تمرین كنید كه قاعده‌های خوب حرف زدن برای شما تبدیل به عادت شود؛ درست مثل اینكه دارید راه می‌روید و نفس می‌كشید. نه اینكه همین‌طوری یاد بگیرید و هر وقت خواستید صحبت كنید و به زور آن را اجرا كنید؛ مطمئن باشید كار را خراب می‌كنید.

۸٫  یادتان باشد شما باید اطرافیان‌تان را سرگرم كنید تا از حرف‌هایتان لذت ببرند. درست است كه هدفی دارید اما باید اول سرگرم‌ و پر نشاط‌شان كنید، تا در دل آنها به هدفتان برسید.

۹٫  لازم نیست ادای كسی را كه دارد خوب حرف می‌زند، در بیاورید. روش منحصربه‌فرد خودتان را عشق است.

۱۰٫  اگر حدس می‌زنید كه قرار است جایی حرف بزنید، باید خوش تیپ باشید پس به‌خودتان رسیدگی لازم را بكنید.

۱۱٫  خواهشا حوصله مخاطبان را سر نبرده و بعضی‌اوقات‌ چشمتان را به ساعت و زمان هم بیندازید.

۱۲٫  نیاز به خیلی بلند صحبت كردن و داد كشیدن و سریع حرف زدن نیست. آرام و كنترل‌شده حرف بزنید.

۱۳٫  به همه مخاطبان‌تان نگاه كنید؛ نه به یكی‌ از آنها. طوری نگاه كنید كه انگار دارید با تك‌تك‌شان ارتباط برقرار می‌كنید.

چگونه حاضرجواب  شویم ؟ 
 14.  قلمبه‌سلمبه حرف نزنید، جمله‌های طولانی به كار نبرید و شروع و پایان‌تان را بهتر تهیه كنید تا موثرتر باشد.

۱۵٫  اگر می‌خواهید حرف‌هایتان مهیج و موثر باشد، باید دلی حرف بزنید؛ یعنی حرفتان، واقعا حرف دلتان باشد.

 16.  زیاد زبان‌بازی نكنید؛ ساده حرف بزنید. اگر زیاد زبان‌بازی كنید، درست مثل دكتری می‌مانید كه سر تخت یك‌بیمار رو به مرگ رفته باشد و شروع كند به ادبی حرف زدن؛ آن هم به‌مدت طولانی.

 17.  سعی كنید هوشتان بالا برود تا بتوانید به راحتی هرچه تمام‌تر، همه چیز را درك كرده و به همان روشنی به دیگران منتقل كنید؛ مثل آب خوردن و به شفافی شیشه و كریستال.

 18.  سعی كنید درباره چیزهایی حرف بزنید كه برای مردم خوشایند است یا حرف‌هایتان را یك جورهایی به این ربط دهید. اما چی برای مردم خوشایند است؟ من یكی كه می‌گویم ثروت، شهرت، شرافت و آبرو، لذت‌های مختلف، امور ذوقی و چیزهایی كه به احساسات مربوط است و…

 19. دركل یادتان باشد كه حرف زدن از چیزهایی كه جان دارند و حركت می‌كنند، بهتر از چیزهایی است كه جان ندارند و بی‌حركت هستند.

 20.  حرف زدن از چیزهایی كه مردم می‌بینند و واقعی است، بیشتر جواب می‌دهد تا حرف زدن از چیزهایی كه باید فكر كنند تا به آن برسند.

 21.  مثل‌ها، روایت‌ها، داستان‌ها، ماجراها و خوب تعریف كردنشان، می‌تواند حرف‌های شما را دلنشین كند.

 22.  رمان‌نویسان و شاعران، به آن می‌گویند توصیف. هرچقدر توصیف شما دقیق‌تر و بهتر باشد، اثر بیشتری هم می‌گذارد. خوب تصویرسازی كرده، خوب توصیف كنید.

 23.  با قرار دادن یكی از این دو، می‌توانید مخاطب‌تان را به هیجان بیاورید و قانعش كنید؛ یا حس عدالت طلبی، شرافت و جوانمردی‌شان را تحریك كنید، یا حس هم‌چشمی، خودپسندی، حس رقابت و… آنها را. مطمئن باشید جواب می‌دهد.

 24. اگر به‌اصطلاح می‌خواهید در مخاطبان خودتان، شور و هیجان ایجاد كنید، دیگر این ‌كار نیاز به لفاظی و ادیبانه حرف زدن ندارد. این مادرهای بچه از دست داده را دیده‌اید كه چطور جانگداز حرف می‌زنند؟ دلشان سوخته و این‌طوری حرف می‌زنند و بین حرف‌هایشان هم هیچ اثری از ادبیات و تصنع و این مسخره‌بازی‌ها نیست.
 
چگونه حاضرجواب  شویم ؟ 
 25.  لطفا الكی ادای كسانی را كه با حرارت و هیجان حرف می‌زنند، درنیاورید؛ چون حسابی یخ خواهید كرد.

۲۶٫   تا خودتان شوری نداشته باشید، نمی‌توانید در هیچ كسی شوری ایجاد كنید. دل به دل راه دارد و در نتیجه، باید حتما در ‌دل شما شور وجود داشته باشد تا بتوانید شور ایجاد كنید.

 27. حتما لازم است كه خونسرد باشید، خودتان را نبازید، الكی قافیه را نبازید، در ضمن لازم است كه بسیار حاضر جواب بوده و حضور ذهن بالایی هم داشته باشید. البته یكی از بزرگان گفته سخن گفتن جلوی جمع، اصلا خودش به‌طور خودبه‌خود حضور ذهن هم می‌آورد.

[ad_2]

دیدگاه‌ها خاموش

استارتاپ‌های پولداری که امسال شکست خوردند

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۰٫۰۴ - ۸:۰۶ ٫ق٫ظ

[ad_1]

رازمجنون – ترجمه از حمید پاشایی: جایی که زندگی است، مرگ نیز وجود دارد؛ و «سیلیکون ولی» نیز از این قاعده مستثنا نیست.
 
به ازای هر استارتاپ یونیکورن چند میلیارد دلاری، تعداد بی شماری استارتاپ هستند که در طرف دیگر قدم برداشته اند؛ مهندسان خود را اخراج کردند، اتاق های بازی دارای میز پینگ پونگ خود را تعطیل کردند، و مجبور شدند یادداشت های خداحافظی احساسی برای مشتریان روی وبسایت خود قرار دهند.
حالا که در آخرین روزهای سال ۲۰۱۷ قرار داریم، وقت آن رسیده که پولدارترین استارتاپ هایی که در سال جاری میلادی تعطیل شدند را معرفی کنیم. روی هم رفته، این شرکت ها ۱٫۶۹۵ میلیارد دلار سرمایه در سرمایه گذاری های خطرپذیر جمع آوری کردند. ولی در عمل تمام این پول ها به هدر رفته، و سرمایه گذاران دیگر نمی توانند امیدوار باشند که بتوانند با عرضه سهام اولیه یا فروش این شرکت ها، به پول خود برسند.
این ها ۱۰ استارتاپ ثروتمندی هستند که در سال ۲۰۱۷ نابود شدند.
بیپی (Beepi) – فعالیت: ۲۰۱۳ تا فوریه ۲۰۱۷
سرمایه جذب کرده: ۱۵۰ میلیون دلار
اوج ارزش گذاری: ۵۶۰ میلیون دلار
 
 10 استارتاپ پولداری که در سال 2017 شکست خوردند
بیپی، که وبسایت آن خریداران خودرو و فروشگندگان خودروی دسته دوم را در کنار هم آورده بود، در ماه فوریه تعطیل شد. وبسایت Fair.com و DGDG فروشنده ماشین های دسته دوم هر دو قصد داشتند که این استارتاپ را بخرند، ولی در پایان منصرف شدند. در نهایت، بیپی ورشکست شد.

کویکسی (Quixey) – فعالیت: ۲۰۰۹ تا فوریه ۲۰۱۷
 سرمایه جذب کرده: ۱۳۳ میلیون دلار
اوج ارزش گذاری: ۶۰۰ میلیون دلار
 
 10 استارتاپ پولداری که در سال 2017 شکست خوردند
کویکسی، که موتور جستجوی موبایل آن قادر بود بین اپلیکیشن ها جستجو کند، در پایان ماه فوریه بیشتر کارکنان خود را اخراج کرد. با اینکه این شرکت مدیرعامل بنیانگذار خود، تامر کاگان، را در ماه مارچ ۲۰۱۶ عوض کرده بود، ولی به نظر می رسد هرگز نتوانست منبع درآمدی پایداری به دست آورد.
 

ییک یاک (Yik Yak) – فعالیت: ۲۰۱۳ تا آپریل ۲۰۱۷
سرمایه جذب کرده: ۷۳ میلیون دلار
اوج ارزش گذاری: ۴۰۰ میلیون دلار
 
 10 استارتاپ پولداری که در سال 2017 شکست خوردند
ییک یاک، که اپ شبکه اجتماعی ناشناس آن در مرکز رسوایی آزار و اذیت در چندین کالج قرار گرفته بود، بعد از ناتوانی در نگه داشتن کاربران روی پلتفرمش تعطیلی خود را در ۲۸ آپریل اعلام کرد. تنها چند روز پیش از تعطیلی ییک یاک، شرکت پرداخت مالی Square تیم مهندسی آن را با قیمت ۳ میلیون دلار خرید.
 

میپل (Maple) – فعالیت: ۲۰۱۴ تا می ۲۰۱۷
سرمایه جذب کرده: ۲۹ میلیون دلار
اوج ارزش گذاری: ۱۱۵ میلیون دلار
 
 10 استارتاپ پولداری که در سال 2017 شکست خوردند
میپل، سرویس تحویل غذا در نیویورک، در تاریخ ۸ می تعطیل شد. با حمایت های دیوید چانگ، سرآشپز و مؤسس شرکت رستوران های لوکس Momofuku، میپل بسیار مورد توجه قرار گرفته بود. سرویس تحویل غذای آن منحصر به فرد بود، و به همراه هر سفارش، کوکی شکری خوشمزه رایگانی نیز ارائه می شد.
زمانی که میپل کوکی های واقعی خود را با عکسی از کوکی روی بروشور عوض کرد، مشتریان می دانستند که اتفاقاتی افتاده است. بعضی از اعضای این تیم جذب Deliveroo، سرویس تحویل غذای بزرگتری در بریتانیا. شدند.
 

اسپریگ (Sprig) – فعالیت: ۲۰۱۳ تا می ۲۰۱۷

سرمایه جذب کرده: ۵۷ میلیون دلار

اوج ارزش گذاری: ۱۱۰ میلیون دلار
 
 10 استارتاپ پولداری که در سال 2017 شکست خوردند
اسپریگ، که غذاهای با کیفیت را بلافاصله بعد از سفارش در سن فرانسیسکو تحویل می داد، آخرین تحویل غذای خود را در ۲۶ می انجام داد. اسپریگ وعده داده بود که غذاها را ظرف ۱۵ دقیقه تحویل دهد و از منابع تولیدی محلی استفاده می کرد. ولی مدل کسب و کار آن در مقایسه با رقبایی مثل Seamless که هزینه های بالاسری کمتری داشتند، پایدار نبود.
در یادداشتی روی وبسایت اسپریگ، گاگان بیانی مؤسس و مدیرعامل این شرکت نوشت که «پیچیدگی های تحویل غذا در مقیاس بالا چالش برانگیز بود.»
 

هلو (Hello) – فعالیت: ۲۰۱۲ تا ژوئن ۲۰۱۷

سرمایه جذب کرده: ۴۰ میلیون دلار

اوج ارزش گذاری: ۳۰۰ میلیون دلار
 
10 استارتاپ پولداری که در سال 2017 شکست خوردند 
هلو کمپانی سازنده سنسور ردیابی خواب Sense بود، که طراحی آن به شکلی بود که به جای اینکه روی مچ کاربران قرار بگیرد، در اتاق آن ها قرار می گرفت. این شرکت بعد از اینکه نتواست خریداری پیدا کند، در ماه ژوئن فعالیت خود را تعطیل کرد.
هلو در کیک‌استارتر رونمایی شد، و در فروشگاه های معروف Target و Best Buy توانست برای ابزار Sense جایگاهی برای فروش پیدا کند. ولی این موفقیت برای جلوگیری از تعطیل شدن همیشگی هلو کافی نبود.
 

جابون (Jawbone) – فعالیت: ۱۹۹۷ تا جولای ۲۰۱۷

سرمایه جذب کرده: ۱ میلیارد دلار

اوج ارزش گذاری: ۳ میلیارد دلار
 
 10 استارتاپ پولداری که در سال 2017 شکست خوردند
جابون شرکتی پیشگام در گجت های پوشیدنی بود و تمرکز آن روی فیتنس ترکر و اسپیکرهای قابل حمل بود، ولی در پرداخت پول تأمین کننده های خود با مشکل مواجه شد. در ماه جولای، جابون فعالیت خود را تعطیل کرد و دارایی های خود را واگذار کرد. به جای آن، حسین رحمان مؤسس و مدیرعامل شرکت، کمپانی جدیدی به نام Jawbone Health Hub در زمینه محصولات سخت افزاری و نرم افزاری خدمات سلامت را راه اندازی کرد.
 

جوسرو (Juicero) – فعالیت: ۲۰۱۳ تا سپتامبر ۲۰۱۷

 سرمایه جذب کرده: ۱۱۸٫۵ میلیون دلار

اوج ارزش گذاری: ۲۷۰ میلیون دلار
 
 10 استارتاپ پولداری که در سال 2017 شکست خوردند
جوسرو، شرکت سازنده دستگاه آبمیوه گیری، با اینکه در سال ۲۰۱۳ شروع به جذب سرمایه کرده بود ولی محصول خود را در سال ۲۰۱۶ ارائه کرد. تنها یک سال بعد، سرمایه گذاران راز این شرکت ۲۷۰ میلیون دلاری را کشف کردند: دستگاه ۴۰۰ دلاری آن هیچ کاری خاصی به جز بیرون دادن محتویات میوه از کیسه های آن نمی کرد. و آن کیسه ها را به راحتی می شد با دست هم خالی کرد.
این شرکت در به دست آوردن میلیون ها دلار در دور جدید سرمایه گذاری که قرار بود از سرمایه گذاران دریافت کند ناموفق بود، و هر گز نتوانست از این شکست مالی نجات پیدا کند.
 

رپتر (Raptr) – فعالیت: ۲۰۰۸ تا سپتامبر ۲۰۱۷
سرمایه جذب کرده: ۴۴ میلیون دلار
اوج ارزش گذاری: ۱۷۰ میلیون دلار
 
 10 استارتاپ پولداری که در سال 2017 شکست خوردند
رپتر تقریباً یک دهه بعد از فعالیت به عنوان شبکه اجتماعی تخصصی برای گیمرها، به کار خود پایان داد. این سرویس به کاربران کمک می کرد تا پیگیری کنند که دوستانشان چه گیم هایی بازی می کردند و راحت تر می توانستند گیم های چندنفره را از راه دور بازی کنند.
با اینکه رپتر سرویس های جدیدی نیز ارائه داد، ولی با ارائه سرویس های مشابه از سوی شرکت های بازی سازی دیگر فایده ای برای کاربران نداشت. در سال ۲۰۱۶، شرکت سازنده تراشه AMD باندل کردن اپ رپتر با نرم افزار گرافیکی خود را متوقف کرد، و با از دست دادن این شریک کلیدی، عملاً سرنوشت رپتر نیز به انتها رسید.
 

داپلر لبز (Doppler Labs) – فعالیت: ۲۰۱۳ تا نوامبر ۲۰۱۷

سرمایه جذب کرده: ۵۱ میلیون دلار

اوج ارزش گذاری: ۲۳۵ میلیون دلار
 
 10 استارتاپ پولداری که در سال 2017 شکست خوردند
وقتی که داپلر لبز ابتدا در سال ۲۰۱۳ کار خود را شروع کرد، رویای ایربادهای فوق هوشمندی را به سرمایه گذاران فروخت که به کاربران اجازه می داد تجربه جهان پیرامون خود را شخصی سازی کنند. ایربادهای بی سیم Here One این شرکت، که جلوی نویزهای شهری را می گرفت و در عین حال صدای گفتگوهای معمولی را به گوش می رساند، در جایگاه رقابت با ایرپادز اپل و پیکسل بادز گوگل قرار گرفته بود. ولی فروش این محصول کند بود و این شرکت نتوانست سرمایه مورد نیاز برای باقی ماندن در رقابت را جذب کند.
 

لوکس (Luxe): بازگشت از میان مردگان

سرمایه جذب کرده: ۷۵ میلیون دلار

 
اوج ارزش گذاری: بیش از ۱۱۰ میلیون دلار
 
 10 استارتاپ پولداری که در سال 2017 شکست خوردند
اوضاع در سال جاری برای لوکس چندان خوب به نظر نمی رسید، استارتاپی که خدمات پارک ماشین ارائه می داد. این کمپانی اپلیکیشن خود را در ماه آپریل تعطیل کرد، درست بعد از خرید چندین پارکینگ که به طور موقت آن را تبدیل به سرویس سنتی خدمات پارک ماشین کرده بود.
با وعده تغییرات مهم در محصول و همچنین شایعات خرید از طرف شرکت هایی مثل اوبر، لوکس سرمایه گذاران را علاقمند نگه داشته بود و سرانجام در ماه سپتامبر توسط شرکت خودروسازی سوئدی ولوو خریداری شد.
با اینکه ولوو و لوکس جزئیات شرایط معامله را فاش نکردند، ولی این معامله بدون شک سرمایه گذارانی که ۷۵ میلیون دلار روی لوکس خرج کرده بودند را خوشحال کرد.

[ad_2]

دیدگاه‌ها خاموش

وقت تلف‌کنی‌های متفاوت در محل کار!

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۰٫۰۴ - ۶:۴۶ ٫ق٫ظ

[ad_1]

مجله پنجره خلاقیت – ترجمه شادی حسن پور: آیا تا به حال احساس کرده اید که کارایی زیادی در محل کار ندارید؟ آیا عواملی در محل کارتان وجود دارند که کارایی تان را از بین می برند اما شما حتی از وجود آنها خبر ندارید؟ به نظر می رسد که مشغله بسیار زیادی در طول روز دارید، اما چقدر فرصت می کنید به کارهای مهمتان برسید؟ شاید نه خیلی. کارآفرینان آمریکایی که متوجه سطح پایین کارایی کارمندانشان شده اند، تحقیقاتی در این زمینه انجام داده اند که نتایج حیرت آوری به همراه داشته است.
 
کارمندان امروزی بیش از هر زمان دیگری وقتشان را هدر می دهند و این موضوع افت شدیدی در میزان سود و بهره وری کارفرما دارد. یک کارمند معمولی در هر روز حدود سه ساعت از وقت مفید خود را صرف کارهای غیرضروری و غیرمرتبط به کار می کند. این زمان، سه برابر چیزی است که کارفرمایان انتظارش را دارند. و چیزی حدود ۷۵۹ میلیارد دلار در سال به کسب و کارهای مختلف ضرر زده است. اما انگار دارد بدتر هم می شود. براساس گزارشی که سایت Salary.com در سال جاری منتشر کرده است، حدود چهار درصد کارمندان اعتراف کرده اند که حدود نیمی از ساعات کاری شان را صرف چیزی می کنند که هیچ ارتباطی به کارشان ندارد. خب مردم دارند در محل کارشان چه کار می کنند؟
 
 وقت تلف‌کنی‌های متفاوت در محل کار!
 
ما چگونه وقت خود را سپری می کنیم؟
 
براساس آمار، ۶۴ درصد کارمندان در طول ساعات کاری از اینترنت برای کارهای شخصی استفاده می کنند و ۵۰ درصد آنها، تماس های شخصی تلفنی می گیرند یا پیامک می فرستند. حدود ۶۰ درصد کارمندان اعتراف می کنند در زمانی که باید کار کنند، مشغول خریدهای اینترنتی شان می شوند و حتی برخی از آنها به بازی های کامپیوتری می پردازند. اما استفاده شخصی از زمان کاری تنها عامل هدررفتنی نیست که روی کسب و کارها تاثیر می گذارد؛ در ادامه با عوامل دیگری آشنا می شویم که باعث کاهش کارایی و عملکرد کارمندان می شوند:
شایعه، ۴۲ درصد
تعامل اجتماعی با کارمندان رده بالا، ۳۲ درصد
خوردن تنقلات و میان وعده، ۲۷ درصد
قرارهای ملاقات، ۲۳ درصد
عوامل پرت کننده حواس در محل کار، ۲۴ درصد
 
عوامل هدررفت زمان چقدر هزینه بردار هستند؟
 
برای آسیب رساندن به منافع شرکت نیازی نیست که به اندازه آمار و ارقام بالا وقت هدر دهیم. آیا می دانید همان زمان های کوتاهی که دست از کار کردن می کشید، چه هزینه ای به شرکت وارد می کند؟ براساس یک گزارش، اگر هر کارمند در ایالات متحده آمریکا فقط ۳۶ ثانیه وقت هدر دهد، در سال مبلغ باورنکردنی ۱۲۰۴۸۴۰۰۰ دلار ضرر مالی ایجاد می شود! حالا فقط کافی است معادله ای طراحی کنید و ببینید که اگر چند دقیقه یا حتی چند ساعت در روز کار نکنید، چه مقدار به عمکرد کاری کشورتان ضربه می زنید.

چطور این عادات حواس پرتی را کنار بگذاریم.
 
هر چقدر هم که با وجدان عمل کنید، باز هم باید نگاهی به برنامه روتین خود بیندازید و ببینید که چه مقدار از کاری را که به عهده شماست، انجام می دهید. عوامل هدررفت زمان احتمالی رایج و چند راه حل ساده برای آنها را در ادامه ببینید:

۱٫ شایعه های معمول در ادارات: گرفتار نشدن در دام این شایعه ها کار بسیار سختی است، اما آمار و ارقام نشان می دهند که شایعه پردازی، زمان زیادی را از وقت کاری کارمندان می گیرد. ساده ترین اره حل این است که وقتی بحثی در مورد یک شایعه در حال انجام است، از آن فاصله بگیرید.

۲٫ اجتماعی بودن: گفت و گوهای دوستانه را به زمان ناهار و  میان وعده محدود کنید.

 
وقت تلف‌کنی‌های متفاوت در محل کار! 
3. حواس پرتی ناشی از همکاران پرسر و صدا: اگر سر و صدای یک یا چند نفر از همکارانتان به شما اجازه کارکردن نمی دهد، از هدفون های عایق استفاده کنید یا از مدیرتان بخواهید که شما را به بخش دیگری منتقل کند.

۴٫ اینترنت: کلا در محل کار اینترنت را کنار بگذارید، مگر آن که برای انجام دادن وظایفتان به آن نیاز داشته باشید.

۵٫ ایمیل: جست و جو و بررسی ده ها ایمیلی که روزانه برای شما ارسال می شود، واقعا کار زمان بری است. به جای این که بخواهید تک تک ایمیل ها را باز کنید، بخوانید و پاسخ دهید، هر روز زمان مشخصی را برای مکاتبات غیررسمی کنار بگذارید. یک توصیه دیگر: فقط پیام های مهم را بخوانید، از بقیه رد شوید.

۶٫ قرارهای ملاقات: اگر قرارهای ملاقات، وقت و کارایی شما را از بین می برند، باید آنهایی را که غیرضروری هستند، کنار بگذارید. اگر واقعا نیازی به حضور شما در یک جلسه نیست، در آن حضور پیدا نکنید و زمانی که باید در جلسه ای حضور داشته باشید، سعی کنید بحث را به بیراهه نکشانید. اگر کاری کنید که همه موضوع مورد نظر را دنبال کنند، می توانید از هدررفت مقدار بسیار زیادی زمان در جلسات گوناگون جلوگیری کنید.

تنقلات و میان وعده ها
 
همه هر از گاهی به استراحت نیاز دارند، اما سعی کنید زمان های استراحت خود را به دو سه بازی چند دقیقه ای (کوتاه) در روز محدود کنید. شاید انجام دادن کامل فهرست برنامه های روزانه تان غیرممکن به نظر برسد، اما اگر بتوانید عواملی را که زمانتان را می بلعند، کنار بگذارید، متوجه خواهید شد که ساعات کاری تان به شکلی روان تر سپری می شود و به چیزهای خیلی بیشتری دست پیدا می کنید.

[ad_2]

دیدگاه‌ها خاموش

اگر پاسخ‌تان به این ۷ سوال مثبت است، موفق و خوشحالید

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۰٫۰۳ - ۷:۱۳ ٫ق٫ظ

[ad_1]

رازمجنون – ترجمه از حمید پاشایی: اعداد می آیند و می روند، ولی احساسات دائمی هستند، به خصوص اگر احساسات شامل این باشد که راجع به خود چه حسی دارید.
 
بعضی وقت ها مقایسه می تواند مفید باشد… ولی اگر پای حس رضایت و شادی شما در میان باشد، مسلماً مقایسه می تواند نتیجه معکوس به دنبال داشته باشد.
مثل اینکه مدام خود را با بقیه مردم مقایسه کنید. کافی است این کار را انجام دهید، و خواهید دید که چقدر راحت احساس ناموفق بودن به شما دست می دهد. اگر شما کارآفرین باشید و خوتان را با ریچارد برانسون مقایسه کنید، احساس شکست خواهید کرد. اگر خواننده باشید و خودتان را با تیلور سویفت مقایسه کنید، احساس شکست خواهید کرد. اگر هدف شما این باشد که دنیا را تغییر دهید و خودتان را با استیو جابز مقایسه کنید…
 
 اگر پاسخ شما به هر یک از این 7 سوال مثبت است، پس بسیار موفق تر از چیزی هستید که فکر می کنید
مشکل مقایسه همین است. هر چقدر هم موفق باشید، همیشه کسی وجود دارد که موفق تر از شماست. همیشه کسی بهتر، یا باهوش تر، یا پولدارتر، یا (ظاهراً) خوشحال تر وجود دارد.
پس دست از مقایسه بردارید. فقط روی خودتان تمرکز کنید. سپس به دنبال این نشانه ها باشید که نشان می دهد شما موفق تر، و احتمالاً خوشحال تر، از آن چیزی هستید که فکر می کنید.
۱٫ آیا من دوستان نزدیکی دارم؟
دوستان نزدیک همیشه کمیاب هستند. یک بررسی در این مورد نشان داده که پاسخ دهندگان احساس می کردند تعداد دوستانی که می توانند مسائل مهم خود را با آن ها در میان بگذارند، در بیست سال گذشته به طور میانگین از ۲٫۹۴ به ۲٫۰۸ کاهش پیدا کرده است. اگر شما بیش از دو یا سه دوست نزدیک دارید، خوشحال باشید. نه فقط به خاطر ارتباط اجتماعی، بلکه چون اثر مثبت رابطه دوستی روی طول عمر شما دو برابر بیشتر از چیزی است که از ورزش کردن نصیبتان می شود.
۲٫ آیا من می توانم افراد دور و بر خودم را انتخاب کنم؟

بعضی ها کارکنانی دارند که آن ها را به معنای واقعی دیوانه می کنند. بعضی ها مشتریانی دارند که شدیداً نفرت انگیز هستند. بعضی ها آشنایانی معمولی دارند که بسیار خودخواه و خودپسند هستند. نکته اینجاست که این افراد، خودشان آن آدم ها را انتخاب می کنند. آن آدم ها در زندگی حرفه ای یا شخصی شان هستند چون که به آن ها اجازه می دهند باقی بمانند.
افراد موفق، افراد موفق را جذب می کنند. افراد سخت کوش، افراد سخت کوش را جذب می کنند. افراد مهربان با افراد مهربان در ارتباط هستند. کارکنان خوب می خواهند که برای رییس های خوب کار کنند. اگر آدم های دور و بر شما کسانی هستند که خودتان می خواهید کنارتان باشند، موفق هستید. و اگر این طور نیست، پس وقتش رسیده که تغییراتی به وجود آورید.
 
 اگر پاسخ شما به هر یک از این 7 سوال مثبت است، پس بسیار موفق تر از چیزی هستید که فکر می کنید
3. آیا من پول کافی برای انتخاب های مثبت دارم؟

خیلی از مردم زندگی خود را با فیش حقوقی ماهانه شان می گذرانند. بدتر از آن، خیلی ها مجبور هستند بین مایحتاج اصلی زندگی خود انتخاب کنند (مثلاً اینکه هزینه نسخه داروخانه برای قرص آنتی بیوتیک را پرداخت کنند یا پول بنزین ماشینشان را.)
اگر پول کافی در می آورید، و خیلی زیاد پول خرج نمی کنید، که بتوانید انتخاب های مثبتی در مورد نحوه خرج کردن مقداری از آن پول داشته باشید (مثلاً سرمایه گذاری، با رفتن به تعطیلات، یا شرکت در کلاسی که علاقمندید… هر کاری که می خواهید انجام دهید و نه اینکه مجبور باشید)، پس موفق هستید.
۴٫ آیا من شکست را فقط به عنوان نوعی تمرین می بینم؟

شکست سخت است، ولی همچنین می تواند بهترین راه برای یادگیری و رشد باشد. همیشه آزمایش، چالش، و موانع وجود دارد، ولی در نهایت پشتکار همیشه برنده می شود. هر انسان موفقی بارها شکست خورده است. (بیشتر آن ها خیلی بیشتر از شما هم شکست خورده اند. به همین خاطر است که حالا بسیار موفق هستند.)
اگر شما از هر شکست استقبال کنید، آن را مال خود بدانید، از آن یاد بگیرید، و مسئولیت کامل قبول کنید که دفعه بعد اوضاع حتماً به شکل متفاوتی پیش برود، پس شما موفق هستید. و به مرور زمان، شما حتی موفق تر هم خواهید بود چرا که هیچ وقت از تلاش برای بهتر شدن از چیزی که امروز هستید متوقف نمی شوید.
۵٫ آیا من بخشنده هستم؟

همه ما این لحظه را تجربه کرده ایم: مکالمه ای خوب با کسی داریم، متوجه نقطه نظرات مشترکی با فرد مقابل می شویم… و ناگهان: آن شخص عبارت «من به چیزی احتیاج دارم» را مطرح می کند. و همه چیز در مورد این تعامل تغییر پیدا می کند. چیزی که در ابتدا دوستانه به نظر می رسید حالا حالت نیاز پیدا می کند… و احتمالاً اگر نتوانید کمک کنید احساس گناه به شما دست می دهد (به خصوص اگر تصمیم بگیرید که نمی خواهید کمک کنید.)
مردم معمولاً به دو دسته تقسیم می شوند: بعضی ها گیرنده هستند، و بعضی ها بخشنده.
و جای تعجب نیست که کسانی که معمولاً بیشتر احساس موفق بودن می کنند، گیرنده ها نیستند. افراد موفق اگر بهشان پیشنهاد کمک شود آن را قبول می کنند، ولی حس نمی کنند که نیاز دارند چیزی را از کسی بخواهند. در واقع، آن ها روی این تمرکز می کنند که چه کاری می توانند برای بقیه انجام دهند.
 
 اگر پاسخ شما به هر یک از این 7 سوال مثبت است، پس بسیار موفق تر از چیزی هستید که فکر می کنید
 
6. آیا من دیگران را در معرض دید و توجه قرار می دهم؟

درست است، شاید تمام کار اصلی را شما انجام دادید، شاید شما کوه را جابجا کردید، شاید شما همه رقبا را کنار زدید.
ولی اگر به دنبال تحسین یا تقدیر نیستید، معنیش این است که شما موفق هستید. معنیش این است که شما در درون خودتان احساس افتخار می کنید، که مهم تر از هر چیز دیگری است. معنیش این است که شادی شما از موفقیت دیگران حاصل می شود. شما نیاز به شکوه و افتخار ندارید، خودتان می دانید که به چه چیزی دست پیدا کرده اید. اگر شما از تأیید شدن دیگران لذت می برید ولی به تأیید شدن توسط دیگران نیاز ندارید، شما موفق هستید.
۷٫ آیا من واقعاً حس هدفمندی دارم؟

افراد موفق هدف دارند. در نتیجه، آن ها هیجان زده، متعهد، پر اشتیاق، و بی باک هستند. و آن ها اشتیاق خود را با دیگران به اشتراک می گذرانند. اگر شما هدفی را پیدا کرده اید، اگر شما چیزی را پیدا کرده اید که الهام بخشتان است، به شما انرژی می دهد، شما را هیجان زده می کند که بیدار شوید، بیرون روید و تلاش کنید، پس شما موفق هستید، صرف نظر از اینکه چقدر پول در می آورید یا دیگران چه فکری می کنند.
چرا؟
چرا که شما زندگی را به شیوه خود سپری می کنید، و این بهترین نشانه برای موفقیت است.

[ad_2]

دیدگاه‌ها خاموش

نحوه سرمایه گذاری در بورس

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۰٫۰۳ - ۶:۵۸ ٫ق٫ظ

[ad_1]

ماهنامه معیشت – احمد اتحادپور: سرمایه گذاران می توانند به دو روش مستقیم و غیرمستقیم در بورس شروع به سرمایه گذاری کنند که در ادامه به توضیح هر کدام می پردازیم.
منظور از روش مستقیم این است که سرمایه گذار با افتتاح حساب نزد کارگزاری ها به صورت مستقیم اقدام به خرید و فروش سهم کند.
اما در روش غیرمستقیم، سرمایه گذار مدیریت سرمایه خویش را به افراد متخصص و باتجربه واگذار می کند. در حال حاضر دو روش رسمی «سبدگردانی اختصاصی» و «صندوق سرمایه گذاری مشترک» جهت مدیریت سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار وجود دارد.
 
 نحوه سرمایه گذاری در بورس
سرمایه گذاری مستقیم و غیرمستقیم در بورس می تواند با روش های زیر صورت پذیرد:
۱٫ سرمایه گذار خود به تحلیل بازار پرداخته و سهام مدنظر خود را انتخاب کند.
۲٫ با استفاده از مشاوره مالی سهام مدنظر خود را انتخاب کند.
۳٫ از راهنمایی کارگزار خود استفاده کند.
۴٫ سهام سبدهای سرمایه گذاری را خریداری کند.
۵٫ برگه های مشاع صندوق های سرمایه گذاری تهیه کند.
۶٫ سهام با اختیار معامله بخرد.
۷٫ قرارداد سبدگردانی با شرکت های مشاوره به امضا برساند.
و…
در ادامه به صورت مفصل در ارتباط با سرمای گذاری به صورت مستقیم و غیرمستقیم توضیحاتی داده می شود.
برای شروع سرمایه گذاری به صورت مستقیم باید مراحل زیر را طی کنیم.

از کجا شروع کنیم؟

پس از کسب دانش لازم در ارتباط با نحوه خرید و فروش سهام برای سرمایه گذاری در بورس اولین قدم دریافت کد معاملاتی از کارگزاری هاست. هیچ کس نمی تواند بدون مراجعه به کارگزاری رسمی و دریافت کد معاملاتی در بورس خرید و فروش سهام انجام دهد.

کارگزاری چیست؟

در گام اول بهتر است بدانید کارگزاران اشخاصی حقیقی یا حقوقی هستند که نقش واسطه بین خریدار و فروشنده را در بازار بورس بازی می کنند. آن ها در این نقش وظیفه یافتن خریدار برای فروشنده و فروشنده برای خریدار را برعهده دارند. به عبارتی آن ها عامل تطابق عرضه و تقاضا هستند و به دو دسته خصوصی و دولتی تقسیم می شوند. خرید و فروش سهام شرکت های بورسی در بازار، فقط توسط کارگزاران رسمی سازمان بورس اوراق بهادار امکان پذیر است.

کدام کارگزاری مناسب من است؟

سرمایه گذاران دائمی و بزرگ بورس هر کدام با کارگزار معینی کار می کنند. به غیر از کارگزارانی که به تازگی مجوز مشاوره و سبدگردانی دریافت کرده اند، سایر کارگزاران اجازه ارائه مشاوره به سرمایه گذاران را دارند. اما نکته مهم این است که برای آن ها تفاوت نمی کند سرمایه گذار چه سهمی بخرد و بفروشد. آن ها تنها کارمزد خود را دریافت خواهندکرد. در نتیجه این سرمایه گذار است که باید با توجه به خواسته خود از بورس کارگزار خود را انتخاب کند.
قابلیت انجام سریع سفارش مشتری، داشتن اطلاعاتی مربوط و کافی، داشتن سیستم های داخلی مناسب و حجم سرمایه گذار از جمله مهم ترین معیارها برای انتخاب کارگزار است.
در انتخاب کارگزار باید دقت کرد که برای چه مقدار سرمایه کار می کند و آیا سرمایه ما در حدی است که کارگزار آن را جدی بگیرد. اصولا کارگزاران به نسبت حجم سرمایه افراد، آن ها را در اولویت قرار می دهند. به فرض کارگزاری که اکثر مشتریانش دارای سرمایه های بیش از یک میلیارد ریال باشند، برای سرمایه گذار با سرمایه ۱۰۰ میلیون ریال مناسب نیست.

معیار انتخاب کارگزار

۱٫    قابلیت انجام سریع سفارش مشتری؛
۲٫    زیرساخت های مناسب برای معاملات آنلاین؛
۳٫    داشتن اطلاعات مربوط و کافی جهت مشاوره؛
۴٫    داشتن سیستم های اطلاعاتی و کنترلی مناسب؛
و… .

وظایف کارگزار

۱٫    انجام معامله؛
۲٫    اداره حساب سرمایه گذاری اشخصا؛
۳٫    مشاوره و راهنمایی و معرفی شرکت برای پذیرش در بورس؛
و…. .
خرید و فروش سهم به سه روش حضوری، اینترنتی و آنلاین امکان پذیر است.

 نحوه سرمایه گذاری در بورس
 
خرید و فروش حضوری
 خرید سهام
سرمایه گذار با ارائه مدرک شناسایی (اصل کارت ملی و شناسنامه) و فیش وجه واریزی به حساب کارگزاری به تکمیل فرم دستور خرید اقدام می کند. چنانچه کارگزار بتواند سفارش خرید را انجام دهد، بعد از انجام معامله، برگه سپرده سهام صادر می شود و سرمایه گذار می تواند با مراجعه به کارگزاری و ارائه رسید خرید، برگه سپرده را دریافت کند.

فروش سهام:

سرمایه گذار با ارائه مدارک شناسایی، برگه سپرده سهم و تکمیل فرم درخواست فروش، می تواند برای فروش سهام خود اقدام کند. چنانچه شخصی بخواهد سهام خود را از طریق کارگزاری دیگری به غیر از کارگزاری خریدار به فروش برساند، باید فرم کارگزار ناظر را نیز تکمیل کند.
طبق قانون سهامدار اجازه دارد سهام خود را از هر کارگزاری بخرد، ما برای فروش آن تنها از طریق کارگزار ناظر خود می تواند اقدام کند. سه روز کاری بعد از فروش سهام، امکان واریز وجه حاصل از فروش به حساب سرمایه گذار وجود دارد.

ارسال سفارش به صورت اینترنتی:

در این روش سرمایه گذار با ارائه مدارک هویتی، انعقاد قرارداد و دریافت نام کاربری و کلمه عبور، امکان دسترسی به ارسال سفارش اینترنتی را خواهدداشت. سرمایه گذار با دسترسی اینترنتی، قادر است فرم های در خواست خرید و فروش را به صورت اینترنتی تکمیل و برای کارگزاری ارسال کند. واریز وجه به حساب کارگزاری قبل از ارسال سفارش خرید و ارائه برگه سپرده سهام قبل از ارسال سفارش فروش الزامی است.
کارگزار پس از دریافت سفارش، صحت آن را بررسی و در صورت تایید، سفارش را جهت اجرا به سیستم معاملات ارسال می کند. سرمایه گذار در هر ساعت از شبانه روز می تواند دستور خرید و فروش اینترنتی خود را ارسال کند تا از طریق کارگزاری در ساعات معاملات اجرا شود.

معاملات آنلاین:

در این روش سرمایه گذار جهت ارسال سفارش مستقیما به هسته معاملات متصل می شود. به منظور افتتاح حساب معاملات آنلاین، متقاضی آموزش های لازم را دریافت می کند و پس از اینکه صلاحیت ایشان توسط کارگزاری از طریق اخذ آزمون تایید شد، سرمایه گذرا با انعقاد قرارداد و دریافت نام کاربری و رمز عبور به سیستم معاملات آنلاین دسترسی می یابد. ارسال سفارش توسط سامانه معاملات آنلاین از ساعت ۸:۳۰ الی ۱۲:۳۰ امکان پذیر است.
نحوه سرمایه گذاری غیرمستقیم در بورس
دو روش مرسوم در بورس برای سرمایه گذاری غیرمستقیم خرید واحدهای سرمایه گذاری و ایجاد سبد اختصاصی توسط شرکت های سرمایه گذاری است.
در ادامه به توضیح صندوق های سرمایه گذاری و سبد اختصاصی می پردازیم.

صندوق سرمایه گذاری چیست؟

صندوق های سرمایه گذاری که عمدتا توسط کارگزاران رسمی بورس تاسیس می شود، زیر نظارت سازمان بورس و با مدیریت افراد متخصص، فعالیت کرده و وجوهی را که سرمایه گذاران در اختیار آن ها قرار می دهند، در سبد متنوعی از سهام و سایر اوراق بهادار سرمایه گذاری می کنند، بنابراین، بازده مناسب تری را نصیب سرمایه گذاران می کند و ریسک سرمایه گذاری در بورس را برای غیرحرفه ای ها، کاهش می دهند.

سبدگردانی چیست و چه مزایایی برای سرمایه گذاران دارد؟

سبدگردانی فرایندی است که طی آن فرد خبره در امر سرمایه گذاری براساس خصوصیات، سطح ریسک پذیری و سرمایه هر سرمایه گذار، سبدی مناسب برای او تشکیل داده و به صورت مستمر بر آن نظارت و اعمال مدیریت می کند. همچنین، با توجه به تغییر عوامل اثرگذار بر محیط سرمایه گذاری، تصمیمات لازم در جهت رسیدن به اهداف سبد و افزایش ارزش آن از طرف مدیر اتخاذ می شود.
مزیت عمده سبدگردانی در استفاده از توان حرفه ای مدیر سبد و مشاوره های تیم مدیران سرمایه گذاری است. این مسئله باعث می شود که تمام تصمیمات گرفته شده با دقت و بررسی لازم روی گزارش های مالی و اخبار بازار سرمایه به انجام برسد و درواقع ارجحیت و تمایز سبدگردانی نسبت به سرمایه گذاری انفرادی یا از طریق سایر نهادهای بازار سرمایه در همین نکته نهفته است.

تفاوت سبدگردانی با سرمایه گذاری در صندوق چیست؟

همان طور که اشاره شد، در فرایند سبدگردانی برای هر یک از سرمایه گذاران، به صورت جداگانه سبدی تشکیل می شود که ترکیب آن با توجه به سطح ریسک پذیری سرمایه گذار تعیین و نظرات شخصی او در مورد سرمایه گذاری درنظر گرفته می شود. این یک تفاوت مهم در سبدگردانی است و سرمایه گذار در این حالت مالکیت مستقیم بر دارایی های سبد خود دارد، اما در صندوق ها این مالکیت مشاع است.
در برخی موارد این مسئله می تواند مزیت بسیار مهمی برای سرمایه گذاران باشد. از طرف دیگر، در صندوق ها، سرمایه گذار به صورت مستقیم اختیار اعمال نظر در ترکیب دارایی های صندوق را ندارد. از این پس، سبدگردانی ساختاری منسجم تر، دقیق تر و در عین حال منعطف تر و منصفانه تر با در نظر گرفتن خصوصیات فردی مشتری را به وی پیشنهاد می دهد. کارمزدها و ساختار هزینه ای مناسب تر هم از دیگر مزایای سبدگردانی در قیاس با صندوق هاست.

[ad_2]

دیدگاه‌ها خاموش

چگونه یک کارمند نمونه باشیم؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۰٫۰۳ - ۶:۵۳ ٫ق٫ظ

[ad_1]

وبسایت تکراتو: از ویژگی های یک کارمند موفق ، داشتن انگیزه است. کارمندان خوب افرادی هستند با انگیزه که همواره برای رسیدن به موفقیت در تلاشند. البته آنها فقط برای موفقیت خود تلاش نمی‌کنند، بلکه به موفقیت و هدف شرکت نیز توجه دارند و موفقیت شرکت را موفقیت خود می‌بینند.

آنها در تلاشند تا تجارت شرکت را نیز به موفقیت برسانند. یک شرکت با داشتن یک تیم خوب می‌تواند به اهداف و موفقیت‌هایی که در ذهن دارد دست یابد. البته این موفقیت دست یافتنی نیست مگر با تلاش تمامی کارمندان آن شرکت. اگر فردی به عنوان یک کارمند فقط به موفقیت خود اهمیت دهد سخت در اشتباه است زیرا موفقیت تمامی کارمندان آن شرکت در گرو موفقیت شرکت است.

 
ویژگی های یک کارمند موفق ؛ چگونه یک کارمند نمونه باشیم؟

به نظر شما ویژگی های یک کارمند موفق چیست؟ چگونه می‌توان یک کامند موفق شد؟ در اینجا قصد داریم تا به بیان ویژگی های یک کارمند موفق بپردازیم. ویژگی هایی که هم باعث پیشرفت کارمندان خواهد شد و هم پیشرفت شرکت.

۱.حس همکاری دارند.

از ویژگی های یک کارمند موفق می‌توان به حس همکاری اشاره نمود. یک کارمند نمونه همیشه سعی در حل مشکلات کاری دارد، هم مشکلات خود، هم مشکلات سایر همکاران و هم مشکلات شرکت. بنابراین اینکه اعضای یک تیم و شرکت در حل مشکلات به هم کمک می‌کنند نشانه‌ای بر موفق بودن آن شرکت است.

۲.تشنه موفقیت هستند.

یک کارمندان خوب و موفق همیشه تشنه موفقیت است. یک کارمند نمونه سعی دارد تا از فرصت‌های کاری به درستی استفاده کند و کار خود را توسعه دهد. بهره گیری از فرصت‌ها برای ارتقا و پیشرفت، از ویژگی های یک کارمند موفق است. بهره گیری درست از فرصت‌های کاری بر میزان تجربیات و مهارت‌های افراد می‌افزاید.

۳.افرادی فعال هستند.

یکی دیگر از ویژگی های یک کارمند موفق، فعال بودن در انجام کارهاست. کارمندان خوب همیشه برنامه ریزی دقیقی برای انجام کارهای خود دارند و وظایفشان را به درستی انجام می‌دهند.

۴.مدام در حال یادگیری هستند.

کارمندان نمونه تشنه علم و یادگیری هستند. این افراد مدام در حال افزایش میزان علم و دانش و یادگیری مهارت‌های جدید هستند. اتفاقات متفاوت و فرصت‌های به وجود آمده در سازمان می‌تواند برای کارمندان آموزش‌هایی را به همراه داشته باشد. یادگیری از ویژگی های یک کارمند موفق است.

۵.دارای انگیزه هستند.

کارمندان خوب همیشه آماده انجام کار و فعالیتند و برای انجام کارها نیز انگیزه دارند. این انگیزه بسیار به آنها کمک خواهد کرد تا بتوانند در کارهایشان بیشتر پیشرفت کنند. کارمندان با انگیزه افرادی موفق هستند زیرا با علاقه کار می‌کنند.

۶.روابط عمومی خوبی دارند.

داشتن روابط عمومی خوب یکی دیگر از ویژگی های یک کارمند موفق است. کارمندان موفق هم با سایر کارمندان و هم با مشتریان رابطه خوبی دارند. داشتن روابط عمومی خوب در واقع یکی از مزیت‌ها و یکی از ویژگی های یک کارمند موفق است. داشتن روابط عمومی خوب باعث جذب بیشتر مشتری و در نتیجه پیشرفت بیشتر شرکت می‌شود.

۷.عملکرد خوبی دارند.

کارمندان نمونه همیشه به درستی کار می‌کنند و عملکرد خوبی از خود نشان می‌دهند. عملکرد و بازخورد خوب یکی دیگر از ویژگی های یک کارمند موفق است. کارمندان خوب همیشه سعی بر بهترین شدن دارند و سعی دارند تا کیفیت کار خود را افزایش دهند.

۸.مدیریت زمان دارند.

زمان برای کارمندان موفق حکم طلا را دارد به همین دلیل است که آنها بسیار آن تایم هستند. آنها همیشه فعالیت‌های خود را سر وقت انجام می‌دهند و مدیریت زمان دارند. دقت و توجه به زمان از دیگر ویژگی های یک کارمند موفق است.

کارمندان موفق همیشه کارها را اولویت‌بندی می‌کنند. البته در بحث مدیریت زمان لازم است تا کارمندان ظرفیت‌های خود را بشناسند در غیر اینصورت هرگز نمی‌توانند زمان‌ را به‌ خوبی مدیریت کنند.

۹.قدرت پیش بینی و پیش کنشی دارند.

منظور از داشتن قدرت پیش‌کنشی این است که به‌جای اینکه به رخدادها واکنش ‌نشان دهند، برای در دست‌ گرفتن سررشته‌ی رخدادها، ابتکار‌عمل به خرج می‌دهند و آمادگی دارند. این گونه کارمندان برای حل مشکلات پیش آمده تلاش می‌کنند، خود را دخیل می‌دانند و هر کمکی که از دستشان بر آید دریغ نمی‌کنند. این گونه افراد دست ‌دست نمی‌کنند و به‌ موقع اقدام می‌کنند.

۱۰.ذهن شفافی دارند.

شفافیت ذهن از مهم‌ترین ویژگی های یک کارمند موفق است. کارمندان موفق دارای ذهنی شفاف هستند و سوالاتی مختلف را در ذهن دارند:

  •     چه مشکلی را باید رفع ‌کنیم؟
  •     آیا مشکل قابل حل است؟
  •     آیا راه دیگری برای حل آن وجود دارد؟
  •     این طرح برای شرایط بحرانی قابل استفاده است یا عادی؟
  •     آیا این فرآیند در عمل امکان‌پذیر است؟

کارمندانی که دارای ذهنی شفاف هستند با دیدن طرح روی کاغذ متوجه خوب یا بد بودن آن می‌شوند اما کارمندانی که ذهن شفافی ندارد پس از اینکه طرح مناسب روی کاغذ شکست خورد، متوجه آن می‌شوند. کارمندان موفق تحت ‌تأثیر اصطلاحات تخصصی قرار نمی‌گیرند، سؤال‌های درست و راه‌گشا می‌پرسند که به ریشه‌یابی مسئله کمک ‌کند، حاشیه نمی‌روند و مستقیم به اصل مطلب می‌پردازند.

[ad_2]

دیدگاه‌ها خاموش

« برگه ی قبلیبرگه ی بعدی »

LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE