«اینستاگرام» محبوب‌ترین «پلتفرم» کسب و کار مجازی در جهان

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۱٫۱۱ - ۸:۳۴ ٫ق٫ظ


روزنامه ایران: شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های موبایلی از قابلیت‌های بسیاری برخوردارند و برخی از آنها حالا دیگر به بستر مناسبی برای کسب و کارهای مجازی تبدیل شده‌اند. هرچند تعداد این کسب و کارهای مجازی و آنلاین در ایران نسبت به آمار جهانی، رقم بالایی نیست ولی همین حضور، نویدبخش آینده‌ای روشن برای کسب و کارهای مجازی، تجارت الکترونیک و خرید آنلاین در آینده‌ای نه‌چندان دور است. همان گونه که در گوشه و کنار جهان از پلتفرم‌های آنلاین گوناگون بهترین استفاده می‌شود، یکی از پیام‌رسان‌های موبایلی مؤثر در عرصه کسب و کارهای مجازی، اینستاگرام است که در ایران نیز محبوبیت بالایی دارد. این شبکه اجتماعی که به‌دنبال ناآرامی‌های اخیر به مدت چند روز در ایران فیلتر بود، دغدغه بسیاری از صاحبان مشاغل آنلاین و مجازی را به‌دنبال داشت و برخی نیز نگران از دست دادن مشتریان خود بودند.
 
سرانجام اینستاگرام رفع فیلتر شد ولی از آنجا که برای چنین کسب و کارهایی، اینستاگرام و تلگرام لازم و ملزوم یکدیگر هستند رفع فیلتر اینستاگرام به تنهایی چندان از دغدغه آنها کم نکرده و این گروه در کنار دیگر کاربران، چشم به راه رفع فیلتر این شبکه پیام رسان موبایلی بودند که سرانجام این اپلیکیشن نیز رفع فیلتر شد. اما محبوب‌ترین اپلیکیشن‌‌های پیام رسان موبایلی سال ۲۰۱۷ در جهان کدام شبکه‌های اجتماعی بوده‌اند و کدامیک بیشتر مورد توجه صاحبان کسب و کارهای مجازی قرار دارند؟
 
 «اینستاگرام» محبوب‌ترین «پلتفرم» کسب و کار مجازی در جهان
محبوبی به نام واتس اپ
واتس اپ با ۱٫۳میلیارد کاربر به‌عنوان محبوب‌ترین پیام رسان موبایلی سال ۲۰۱۷ شناخته شده است و پس از آن، فیس بوک مسنجر با ۱٫۲میلیارد کاربر قرار دارد. WeChatبا ۹۳۸میلیون کاربر و QQ Mobile با ۸۶۱میلیون کاربر نیز در جایگاه‌های بعدی جای گرفته‌اند. اینستاگرام با حدود ۸۰۰میلیون کاربر و نیز اسکایپ، اسنپ چت و وایبر، دیگر شبکه‌های پیام رسان موبایلی هستند. لاین نیز از نظر تعداد کاربر در رده نهم قرار دارد. جالب است بدانید با اینکه تلگرام در ایران عنوان محبوب‌ترین شبکه اجتماعی را دارد ولی این پیام رسان موبایلی در جهان با حدود ۱۸۰میلیون کاربر در جایگاه دهم جای گرفته است.
البته میزان این محبوبیت‌ها، وقتی به کل شبکه‌های اجتماعی اعم از موبایلی و غیرموبایلی بنگریم، کمی تغییر می‌کند و فیس‌بوک با ۲٫۰۱میلیارد کاربر در صدر محبوب‌های جهان قرار می‌گیرد. فیسبوک با این تعداد کاربر را اگر بخواهیم با یک کشور مقایسه کنیم، باید بگوییم که از چین بزرگ‌تر خواهد بود. پس از فیس‌بوک، یوتیوب با ۱٫۵میلیارد کاربر و سپس واتس اپ و فیس‌بوک مسنجر جای گرفته‌اند . WeChat و QQ Mobile نیز جایگاه‌های بعدی را به خود اختصاص داده‌اند و پس از آن اینستاگرام، Qzone، Weibo و توئیتر جای گرفته‌اند.
با وجودی که اینستاگرام پنجمین شبکه پیام رسان موبایلی محسوب می‌شود ولی وقتی به کسب و کار آنلاین در جهان نگاه می‌کنیم می‌بینیم که این شبکه، بیشترین تأثیر را در این باره داشته است. آمار مؤسسه پژوهشی e-marketerنشان می‌دهد که ماهانه بیش از ۸۰۰هزار خریدار در جهان از اینستاگرام استفاده می‌کنند و برندهای معروف و معمولی جهان نیز از این پلتفرم استفاده می‌کنند تا فیلم، عکس و متن‌هایی به اشتراک بگذارند و از تبلیغات محصولات جدید یا قدیمی خود در محیطی کاملاً دیجیتال، بیشترین بهره را بگیرند. این مؤسسه پژوهشی در تازه‌ترین آمار خود آورده است که تعداد تبلیغ‌کنندگان کالا یا خدمات در اینستاگرام، ماهانه ۲میلیون نفر است که رقمی قابل توجه و تأثیرگذار محسوب می‌شود.
از سوی دیگر طبق همین آمار ازآنجا که اینستاگرام روزانه ۵۰۰میلیون کاربر فعال دارد و۶۳درصد این کاربران هم ۱۳ تا ۱۷ساله هستند، بنابراین فروش محصولات در این پلتفرم، بازاری بسیار پرسود خواهد بود. همچنین ۷۲درصد کاربران این شبکه اجتماعی با دیدن پست‌های تبلیغاتی، ترغیب می‌شوند تا این محصولات را خریداری کنند.همچنین تعداد تبلیغ‌کنندگان در اینستاگرام اکنون به یک میلیون اکانت رسیده است درحالی که این رقم در سال ۲۰۱۶ حدود ۲۰۰هزار اکانت بوده است. گفتنی است که تحقیقاتe-marketer در سال ۲۰۱۵ پیش‌بینی کرده بود درآمد حاصل از تبلیغ اینستاگرام موبایلی  به ۲٫۸۱میلیارد دلار در سال ۲۰۱۷ می‌رسد یعنی رقمی معادل ۱۰ درصد کل درآمد فیس بوک که البته تا حدودی نیز درست از آب درآمد.
اینستاگرام محبوب امریکایی‌ها
اینستاگرام که در اکتبر ۲۰۱۰ متولد شد، سرانجام با بهای ۷۱۵میلیون دلار توسط فیس بوک خریداری شد و در حالی که در زمان خرید اینستاگرام، تعداد کل کارکنان این شبکه اجتماعی، ۱۳ نفر بود، اکنون این تعداد به ۴۰۰ نفر رسیده است. با توجه به مالکیت فیس‌بوک، این شبکه اجتماعی نیز با انجام نظرسنجی‌های متعدد، آمار جالب توجهی در زمینه فعالیت کسب و کارهای مجازی بر این پلتفرم در جهان ارائه داده است. در همین راستا، ۶۰درصد کاربران فیس‌بوک در یک نظرسنجی گفته‌اند با محصولات جدید در اینستاگرام آشنا شده‌اند، ۷۰درصد کاربران نیز عنوان کردند که حداقل یک اکانت مربوط به کسب و کارها را دنبال کرده و ۷۵درصد از آنها عنوان کردند که با دیدن پست‌های تجاری، به گونه‌ای نسبت به آن واکنش نشان داده‌اند که از آنها می‌توان به بازدید از وب سایت، خرید، پیشنهاد آن پست به یک دوست و… اشاره کرد.
اما اینستاگرام در کدام کشور بیشترین کاربر را از نظر کسب و کار آنلاین دارد؟ امریکا یکی از کشورهایی است که از ظرفیت تبلیغاتی و فروش آنلاین، بیشترین بهره را گرفته است. گفتنی است که در امریکا بیش از ۸۵٫۵ میلیون کاربر اینستاگرام وجود دارد و انتظار می‌رود که این رقم تا سال ۲۰۲۱ از مرز ۱۱۸میلیون نفر نیز بگذرد که البته بخش قابل توجهی از این کاربران نیز به تجارت روی این پلتفرم پرداخته‌اند. آمار نشان می‌دهد بیشتر جوانان و نوجوانان، کاربر این شبکه اجتماعی هستند و پس از امریکا نیز روسیه، برزیل، ترکیه و بریتانیا جزو کشورهایی هستند که از ظرفیت و پتانسیل بازار اینستاگرام بیشترین بهره را می‌برند.یکی از واقعیت‌های اینستاگرام، این است که ۸۰درصد از کاربران حداقل یک کسب و کار را در اینستاگرام دنبال می‌کنند و دست‌کم ۳۰درصد کاربران این شبکه اجتماعی، یک محصول را که برای نخستین بار آن را در اینستاگرام کشف کرده‌اند خریداری کرده‌اند.
مزیت‌های اینستاگرام
اما اینستاگرام چه مزیتی نسبت به سایر شبکه‌های پیام رسان موبایلی دارد که تا این حد مورد توجه فعالان کسب و کار مجازی قرار گرفته است؟ اینستاگرام به ابزارهای تحلیلی مشخصی مجهز است که می‌تواند هر پست را آنالیز کرده و حتی لایک‌ها را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. این موضوع نقش مهمی در ارزیابی درست از وضعیت بازار و بازاریابی خود دارد تا اگر صاحب کسب و کار مجازی در جایی راه را خطا رفته، روش خود را تغییر بدهد.
 یکی از مزیت‌های اینستاگرام نیز هشتگ‌ها هستند. هشتگ‌ها نه تنها به کاربران کمک می‌کنند تا محتوا و عکس‌های خود را دسته‌بندی کنند بلکه یکی از راهکارهای ارتقای وضعیت فروش و تجارت الکترونیک نیز محسوب می‌شوند. نتایج تحلیل e-marketer نشان می‌دهد پست‌های اینستاگرامی که حداقل یک هشتگ را با خود به‌همراه دارند، ۱۲٫۶درصد بیشتر مورد توجه کاربران قرار می‌گیرند و با اینکه هر پست اینستاگرامی می‌تواند تا ۳۰ هشتگ داشته باشد، برندها و کسب و کارهای آنلاین به‌طور متوسط از حدود ۱۱ هشتگ بهره می‌گیرند تا بیشترین تأثیر را در کسب و کار خود بگذارند. با توجه به اهمیت این موضوع، هفت هشتگ از هر ۱۰ هشتگ اینستاگرام، به برندها اختصاص دارد.
یکی دیگر از پتانسیل‌های کسب و کار اینستاگرام، قابلیت Instagram Business است. افزایش تعداد کسب و کار و نیز برندهایی که از اینستاگرام استفاده می‌کنند با قابلیت پروفایل‌های Instagram Business که در ماه مه ۲۰۱۶ رونمایی شد، ارتباط مستقیمی دارد. تعداد کسب‌وکارهایی که دارای پروفایل تجاری Instagram Businessهستند از ۱٫۶میلیون در سپتامبر ۲۰۱۶، اکنون به ۸میلیون عدد رسیده است و علاوه بر برندهای بزرگ، کسب و کارهای کوچک و نوپا نیز سهم عمده‌ای از چنین پروفایل‌هایی در اینستاگرام را به خود اختصاص می‌دهند.
 
اما تفاوت پروفایل‌های معمولی و تجاری چیست؟ در پروفایل تجاری اطلاعات زیادتری از خود می‌توانید به اشتراک بگذارید و البته شرط لازم آن، داشتن یک صفحه فیس بوک برای آن کسب و کار است. گفتنی است که در سال ۲۰۱۳، تنها ۱۱٫۵درصد برندها از اینستاگرام برای تبلیغ و فروش محصولات خود استفاده می‌کردند درحالی که در آن زمان، این رقم برای توئیتر ۶۰درصد بود. البته این رقم برای توئیتر در سال ۲۰۱۶ به ۶۶٫۶درصد و در سال ۲۰۱۷ به ۶۷٫۲ درصد رسید پس شاهد رشد زیادی در شبکه اجتماعی توئیتر نیستیم. با وجود این برای رشد میزان استفاده برندها از اینستاگرام، کافی است نگاهی به سال ۲۰۱۷ بیندازیم که ۷۰٫۷درصد از برندها بر بستر این پلتفرم فعالیت دارند یعنی در فاصله ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۷ شاهد رشد حدود ۷برابری حضور برندها در این پلتفرم هستیم که این، رقم قابل توجهی است.
 
 «اینستاگرام» محبوب‌ترین «پلتفرم» کسب و کار مجازی در جهان
درآمدزایی ایرانی‌ها از تلگرام
تلگرام نیز یکی از پیام رسان‌های موبایلی است که در ایران بسیار مورد توجه کاربران قرار دارد و صاحبان کسب و کارهای مجازی بر این پلتفرم فعالیت دارند. بخشی از درآمدزایی کاربران این شبکه اجتماعی به کانال‌های تلگرامی مرتبط با کسب و کارهای مجازی و همچنین کانال‌هایی بازمی‌گردد که بر حسب تعداد اعضا و اعتبار آن، به تبلیغات می‌پردازند.
 آمار techrasa، مؤسسه‌ای که تنها روی موضوع استارتاپ‌ها و شبکه‌های اجتماعی و پیام رسان موبایلی تحقیق می‌کند، نشان می‌دهد کانال‌های فارسی زبان با بیش از ۲میلیون کاربر می‌توانند برای هر پست تبلیغاتی بین ۷۰ تا ۱۲۵دلار درآمد کسب کنند. البته این تبلیغ تنها ۲ساعت روی کانال باقی می‌ماند و اگر صاحب آگهی بخواهد بیشتر از این زمان تبلیغ کند باید دوباره هزینه آن را پرداخت کند و البته رقم آگهی، بسته به زمان نمایش آگهی متفاوت است. علاوه بر آگهی‌های تبلیغاتی، بسیاری از کانال‌ها هم در حال خرید و فروش و ارائه خدمات هستند و حتی بنا به گفته رئیس مرکز رسانه‌های دیجیتال، بیش از ۹ هزار کانال تلگرامی فارسی، عملاً بنگاه‌های اقتصادی هستند. مؤسسه techrasa همچنین در گزارش خود با اشاره به اینکه اگر از ظرفیت‌های شبکه اجتماعی تلگرام بخوبی استفاده شود کاربران می‌توانند درآمدزایی مناسبی داشته باشند و حتی این رقم را۲۳٫۳میلیون دلار تخمین زده، گزارش خود را با این سؤال به پایان رسانده است که آیا کانال‌های تلگرامی ایرانی توانایی درآمدزایی ۲۳٫۳میلیون دلاری مورد انتظار را خواهند داشت؟

دیدگاه‌ها خاموش

۲۵ شغل پردرآمد، مناسب افراد خجالتی

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۱٫۱۱ - ۵:۴۰ ٫ق٫ظ


رازمجنون – ترجمه از حمید پاشایی: افراد خجالتی اغلب در خطر نادیده گرفته شدن در بعضی محیط های خاص اداری قرار دارند، فارغ از اینکه چقدر با استعداد و شایسته باشند.
 
ولی این بدان معنا نیست که کارمندان ساکت و آرام همیشه باید در محیط کار احساس انزوا پیدا کنند.
در واقع به نظر می رسد که برخی از شغل ها مخصوص افراد خجالتی تر ساخته شده اند.
وبسایت Business Insider اقدام به بررسی دیتابیسی از وزارت کار آمریکا کرده که شامل اطلاعاتی دقیق در مورد صدها شغل است، و با بررسی اطلاعات مربوط به حقوق و دستمزد شغل هایی را مشخص کرده که دارای متوسط دستمزد سالیانه بیش از ۷۵ هزار دلار (معادل ۳۰۰ میلیون تومان در سال) و بدون نیاز به تعاملات اجتماعی زیادی هستند.
در این بررسی، اهمیت «ترجیح به کار با دیگران و نه به صورت تنها، و داشتن ارتباط زیاد با دیگران در هنگام کار» در هر شغلی مشخص شده، و به هر شغل معیاری با عنوان «میزان اهمیت گرایش اجتماعی» با نمره ای بین ۱ تا ۱۰۰ اختصاص داده است.
 
(درآمد ارائه شده در این مطلب بر اساس دستمزدها در اروپا اعلام شده است) 
این ها ۲۵ شغل پردرآمدی هستند که میزان اهمیت گرایش اجتماعی آن ها کمتر از ۴۰ است:
زیست شناسان مولکولی و سلولی
25 شغل پردرآمد مناسب برای افراد خجالتی
حقوق متوسط سالانه: ۷۵۱۵۰ دلار (تقریباً ۳۰۰ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان)
میزان اهمیت گرایش اجتماعی: ۳۲
زیست شناسان مولکولی و سلولی در مورد ماهیت و کاربرد مناطق سطح زمین مطالعه می کنند، و تعاملات فیزیکی و پدیده های فرهنگی را تفسیر می کنند.
 
مدیران سیستم های شبکه و کامپیوتر
حقوق متوسط سالانه: ۷۷۸۱۰ دلار (تقریباً ۳۱۱ میلیون و ۲۴۰ هزار تومان)
میزان اهمیت گرایش اجتماعی: ۳۹
مدیران سیستم های شبکه و کامپیوتر، شبکه محلی، شبکه گسترده و سیستم های اینترنتی و یا بخشی از سیستم شبکه سازمان ها را نصب، تنظیم و پشتیبانی می کنند.
کارشناسان زیست فیزیک و زیست شیمی

حقوق متوسط سالانه: ۸۲۱۵۰ دلار (تقریباً ۳۲۸ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان)

میزان اهمیت گرایش اجتماعی: ۲۵
کارشناسان زیست فیزیک و زیست شیمی ترکیب شیمیایی یا اصول فیزیکی سلول ها و اندام های زنده، انرژی برقی و مکانیکی آن ها، و پدیده های مرتبط را بررسی می کنند.
مهندسان پیل سوختی

حقوق متوسط سالانه: ۸۳۵۹۰ دلار (تقریباً ۳۳۴ میلیون و ۳۶۰ هزار تومان)

میزان اهمیت گرایش اجتماعی: ۳۶
مهندسان پیل سوختی اجزا یا سیستم های پیل سوختی را برای حمل و نقل و یا کابردهای ایستا یا قابل حمل طراحی، ارزیابی، تعدیل و ایجاد می کنند.
ادمین های وب
 
 25 شغل پردرآمد مناسب برای افراد خجالتی
حقوق متوسط سالانه: ۸۵۲۴۰ دلار (تقریباً ۳۴۰ میلیون و ۹۶۰ هزار تومان)
میزان اهمیت گرایش اجتماعی: ۳۲
ادمین های وب مدیریت طراحی، توسعه و فعالیت های مربوط به نگهداری وب را به عهده دارند. آن ها تست و تضمین کیفیت وبسایت ها را انجام می دهند.
 
مهندسان پزشکی

حقوق متوسط سالانه: ۸۶۲۲۰ دلار (تقریباً ۳۴۴ میلیون و ۸۸۰ هزار تومان)

میزان اهمیت گرایش اجتماعی: ۳۳
مهندسان پزشکی دانش مهندسی، زیست شناسی و اصول بیومکانیک را در طراحی، توسعه و ارزیابی سیستم ها و محصولات بیولوژیکی و سلامتی مثل اندام های مصنوعی و پروتز ها پیاده سازی می کنند.
معماران پایگاه داده

حقوق متوسط سالانه: ۸۶۵۱۰ دلار (تقریباً ۳۴۶ میلیون و ۴۰ هزار تومان)

میزان اهمیت گرایش اجتماعی: ۴۰
معماران پایگاه داده استراتژی هایی برای سیستم های دیتابیس شرکتی طراحی می کنند و استانداردهایی برای عملیات، برنامه نویسی و امنیت تعیین می کنند.
دانشمندان زمین شناسی (به جز آب شناس ها و جغرافی دان ها)

حقوق متوسط سالانه: ۸۹۷۰۰ دلار (تقریباً ۳۵۸ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان)

میزان اهمیت گرایش اجتماعی: ۳۶
دانشمندان زمین شناسی در مورد ترکیب، ساختار، و دیگر جنبه های فیزیکی زمین مطالعه می کنند. آن ها ممکن است از دانش ژئولوژیکی، فیزیک و ریاضیات برای اکتشاف نفت، گاز، مواد معدنی یا آب زیرزمینی، و یا حذف پسماند، احیاء مجدد زمین یا دیگر مشکلات محیطی استفاده کنند.
دانشمندان مواد
حقوق متوسط سالانه: ۹۱۰۰۰ دلار (تقریباً ۳۶۴ میلیون تومان)
میزان اهمیت گرایش اجتماعی: ۳۸
دانشمندان مواد در مورد ساختار و خواص شیمیایی انواع مواد طبیعی و مصنوعی یا کامپوزیت از جمله آهن ها، آلیاژها، لاستیک، سرامیک ها، نیم رساناها، پلیمرها و شیشه تحقیق و مطالعه می کنند.
مهندسان مواد
25 شغل پردرآمد مناسب برای افراد خجالتی
حقوق متوسط سالانه: ۹۱۳۱۰ دلار (تقریباً ۳۶۵ میلیون و ۲۴۰ هزار تومان)

میزان اهمیت گرایش اجتماعی:
۳۵
مهندسان مواد کار بررسی مواد را انجام می دهند و ماشین آلات و فرایندهایی توسعه می دهند تا مواد را برای استفاده در محصولاتی تولید کنند که نیاز است طراحی اختصاصی داشته باشد. آن ها کاربردهایی تازه برای مواد شناخته شده توسعه می دهند.
معماران دریایی

حقوق متوسط سالانه: ۹۳۳۵۰ دلار (تقریباً ۳۷۳ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان)

میزان اهمیت گرایش اجتماعی: ۴۰
معماران دریایی طراحی، ساخت و ساز و تعمیر شناورهای آبی و سازه های شناور مثل کشتی ها، بارج ها، زیردریایی ها، سلاح های اژدر و شناوه ها را به عهده دارند.
مهندسان دریا

حقوق متوسط سالانه: ۹۳۳۵۰ دلار (تقریباً ۳۷۳ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان)


میزان اهمیت گرایش اجتماعی
: ۴۰
مهندسان دریا طراحی، توسعه و مسئولیت نصب ماشین آلات کشتی و تجهیزات مرتبط شامل دستگاه های نیروی محرکه و سیستم های تأمین قدرت را به عهده دارند.
مهندسان مکاترونیک

حقوق متوسط سالانه: ۹۵۹۰۰ دلار (تقریباً ۳۸۳ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان)


میزان اهمیت گرایش اجتماعی:
۳۵
مهندسان مکاترونیک اتوماسیون، سیستم های هوشمند، دیوایس های هوشمند یا کنترل سیستم های صنعتی را طراحی، توسعه یا تست می کنند.
مهندسان نانوسیستم
حقوق متوسط سالانه: ۹۵۹۰۰ دلار (تقریباً ۳۸۳ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان)
میزان اهمیت گرایش اجتماعی: ۳۹
مهندسان نانوسیستم طراحی، توسعه و یا نظارت بر تولید مواد، دیوایس ها، یا سیستم های منحصر به فرد مولکولی یا درشت‌مولکولی را با استفاده از اصول فیزیک و مهندسی برق، شیمی یا زیست شناسی بر عهده دارند.
کارشناسان بیمسنجی
 
 25 شغل پردرآمد مناسب برای افراد خجالتی

حقوق متوسط سالانه:
۹۷۰۷۰ دلار (تقریباً ۳۸۸ میلیون و ۲۸۰ هزار تومان)
میزان اهمیت گرایش اجتماعی: ۳۴
کارشناسان بیمسنجی داده های آماری مثل نرخ های مرگ و میر، تصادف، بیماری، معلولیت، و بازنشستگی را تحلیل می کنند و جدول های احتمال ایجاد می کنند تا ریسک و مسئولیت پرداخت برای منفعت در آینده را پیش بینی کنند.
مهندسان میکروسیستم

حقوق متوسط سالانه: ۹۷۳۰۰ دلار (تقریباً ۳۸۹ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان)

میزان اهمیت گرایش اجتماعی: ۴۰
مهندسان میکروسیستم کار تحقیق، توسعه یا تست دیوایس های سیستم‌های میکرو الکترومکانیکی (MEMS) را بر عهده دارند.
مهندسان فوتونیک

 حقوق متوسط سالانه: ۹۷۳۰۰ دلار (تقریباً ۳۸۹ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان)

میزان اهمیت گرایش اجتماعی: ۴۰
مهندسان فوتونیک فناوری هایی طراحی می کنند که در زمینه اطلاعات نور یا انرژی نور مثل لیزر یا فناوری فیبر نوری کاربرد دارد.
توسعه دهندگان نرم افزار

حقوق متوسط سالانه: ۹۸۲۶۰ دلار (تقریباً ۳۹۳ میلیون و ۴۰ هزار تومان)

میزان اهمیت گرایش اجتماعی: ۳۳
توسعه دهندگان نرم افزار، برنامه های کاربردی تخصصی یا نرم افزارهای کامپیوتری عمومی را توسعه می دهند و ایجاد و اصلاح می کنند.
اقتصاددان ها

حقوق متوسط سالانه: ۹۹۱۸۰ دلار (تقریباً ۳۹۶ میلیون و ۷۲۰ هزار تومان)

میزان اهمیت گرایش اجتماعی: ۳۵
اقتصاددان ها تحقیقات انجام می دهند، گزارشات آماده می کنند، یا طرح هایی ایجاد می کنند تا مشکلات اقتصادی مربوط به تولید و توزیع کالاها و خدمات یا سیاست های پولی یا مالی را توضیح دهند.
اقتصاددان های محیط زیست
 
 25 شغل پردرآمد مناسب برای افراد خجالتی

حقوق متوسط سالانه:
۹۹۱۸۰ دلار (تقریباً ۳۹۶ میلیون و ۷۲۰ هزار تومان)
میزان اهمیت گرایش اجتماعی: ۳۳
اقتصاددان های محیط زیست تحلیل های اقتصادی در ارتباط با محافظت از محیط زیست و کاربرد محیط طبیعی مثل آب، هوا، زمین و منابع انرژی تجدیدپذیر انجام می دهند.
 
اخترشناسان

حقوق متوسط سالانه: ۱۰۴۱۰۰ دلار (تقریباً ۴۱۶ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان)

میزان اهمیت گرایش اجتماعی: ۲۴
اخترشناسان پدیده های نجومی را مشاهده می کنند، در موردشان تحقیق می کنند و آن ها را تفسیر می کنند تا دانش پایه ای را افزایش دهند یا اینکه از این اطلاعات برای مسائل کاربردی استفاده کنند.
ریاضیدان ها

حقوق متوسط سالانه: ۱۱۱۱۱۰ دلار (تقریباً ۴۴۴ میلیون و ۴۴۰ هزار تومان)

میزان اهمیت گرایش اجتماعی: ۳۲
ریاضیدان ها در مورد ریاضیات بنیادی و یا در مورد کاربردهای تکنیک های ریاضی در علم، مدیریت و سایر زمینه ها تحقیق می کنند.
فیزیکدان ها

حقوق متوسط سالانه: ۱۱۱۵۸۰ دلار (تقریباً ۴۴۶ میلیون و ۳۲۰ هزار تومان)

میزان اهمیت گرایش اجتماعی: ۳۷
فیزیکدان ها در مورد پدیده های فیزیکی تحقیق می کنند، نظریه هایی در مورد اساس مشاهدات و آزمایشات توسعه می دهند، و روش هایی برای اجرای قوانین و نظریه های فیزیکی ایجاد می کنند.
مهندسان سخت افزار کامپیوتر
حقوق متوسط سالانه: ۱۱۱۷۳۰ دلار (تقریباً ۴۴۶ میلیون و ۹۲۰ هزار تومان)
میزان اهمیت گرایش اجتماعی: ۲۱
مهندسان سخت افزار کامپیوتر کار تحقیق، طراحی یا آزامایش کامپیوترها یا تجهیزات مرتبط با کامپیوتر را برای استفاده های تجاری، صنعتی، نظامی و یا مهندسی بر عهده دارند.
متخصصان منابع آبی
 
 25 شغل پردرآمد مناسب برای افراد خجالتی
حقوق متوسط سالانه: ۱۱۹۸۵۰ دلار (تقریباً ۴۷۹ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان)

میزان اهمیت گرایش اجتماعی:
۴۰
متخصصان منابع آبی برنامه ها و استراتژی هایی را طراحی و پیاده سازی می کنند که در ارتباط با مشکلات منابع آبی مثل تأمین، کیفیت و سازگاری با مقررات است.

دیدگاه‌ها خاموش

عادت‌های غلط را اینطوری فیتیله‌پیچ کنید!

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۱٫۱۰ - ۱۰:۴۵ ٫ق٫ظ


وب سایت کلیک – افسانه عابدینی: مطالعات نشان می دهد دو تا هشت ماه زمان نیاز است تا فرد یک رفتار یا عادت بد را ترک کند. خواندن این مقاله به شما کمک می کند ترک عادت های بد برایتان راحتر شود. 
با چند روش ساده می توانید عادات بد زندگی خود را به عادت های خوب تبدیل کنید. وقتی رفتارهای اشتباه مدام تکرار شوند ترک کردن آنها کاری دشوار می شود. در واقع ترک رفتارهای بدی از قبیل ناخن جوییدن، سیگار کشیدن، ورزش نکردن، دیر از خواب بلندشدن و اعتیاد به تلفن همراه ممکن است در ابتدا کمی سخت به نظر بیاید و تصور کنید هرگز نمی توانید آنها را کنار بگذارید اما باید گفت ترک این عادات بد امکان پذیر است و هر کسی با کمی اراده، برنامه ریزی و تغییر سبک زندگی می تواند از عهده آن بربیاید.

مطالعات نشان می دهد دو تا هشت ماه زمان نیاز است تا فرد یک رفتار را ترک کند پس بنابراین نباید ناامید شد زیرا ترک عادت های بد همیشه کاری زمان بر است. به گفته روانشناسان عادت هایی که در روزمره انجام می دهیم سلسله رفتارهایی هستند که به فرد کمک می کند کمتر بیندیشد و فعالیت های خود را سریع تر انجام دهد و زمان بیشتری داشته باشد.

 
 عادت های غلط را در 4 مرحله فیتیله‌پیچ کنید!
در این مطلب چهار نکته مهمی که برای ترک عادت های بد باید در نظر بگیرید گفته می شود. با رعایت این نکات بهتر می توانید از پس این تغییر بربیایید.
آگاه باشید

این را بخاطر بسپارید که تصمیم به ترک یک عادت بد همیشه کافی نیست.  در حقیقت برای تغییر عادت یا رفتار شما نیاز به خودآگاهی دارید. به این معنی که از عادت خود آگاه باشید. دانستن انگیزه ها یا عواملی که موجب این رفتارهای بد شده و کنترل احساساتی که پس از این عوامل ظاهر می شوند از نکاتی مهمی است که باید آن را رعایت کنید. درک و تشخیص کامل داشتن از عوامل، احساسات و واکنش های دائمی که در پی آن است  به شما این امکان را می دهد تا خودتان را پیدا کنید و دوباره واکنشتان را به سمتی دیگر سوق دهید.

برنامه ریزی کنید

برای خلاص شدن از یک عادت بد و قدیمی و جایگزینی آن با یک رفتار جدید، شما باید پس از خودآگاهی، یک برنامه کاربردی برای خود داشته باشید. پس از آن به تکرار جدی برخی رفتارهای جدید برای جایگزین کردن رفتارهای قدیمی نیاز دارید. در واقع برنامه تان باید این تغییرات را برای شما آسان تر کند. برای مثال اگر اگر قصد دارید عادت مدام چک کردن تلفن همراه تان در صبح پس از بیدار شدن از خواب را متوقف کنید و به جای آن به ورزش بپردازید با یک برنامه ریزی مناسب به راحتی می توانید ورزش و پیاده روی را جایگزین گوشی خود کنید.

 
این برنامه ریزی بدان معنی است که باید تلفن همراه خود را دور از دسترس بگذارید و اگر صبح با صدای آلارم آن از خواب بیدار می شوید بهتر است به جای گوشی از یک ساعت دیگر برای زنگ زدن و بیدار شدن استفاده کنید و لباس های مخصوص ورزش خود را شب قبل آماده کنید تا صبح با جدیت به جای چک کردن گوشی به ورزش کردن بپردازید. هنگامی که این برنامه ریزی ها را برای خود داشته باشید مطمئنا به راحتی می توانید این عادت های بد را کنار بگذارید.
از نقشه B استفاده کنید

اگر به طور جدی تصمیم به ترک عادت های بد خود گرفته اید و برای آن برنامه ای مطمئن تهیه کردید این نکته را در نظر داشته باشید که گاهی اوقات بهترین برنامه ریزی هم ممکن است شما را در یک مسیر اشتباه بگذارد. به عنوان مثال به قصد خرید هویچ از خانه بیرون می روید اما از یک رستوران سر در می آورید.

اگر برنامه ریزی ابتدایی یا «A» شما اشتباه از کار در آمد از برنامه «B» استفاده کنید. در این برنامه باید از خودتان بپرسید که دقیقا چه احساسی دارید؟ آیا غمگین، خسته، عصبی یا تنها هستید؟ این احساسات منجر به ایجاد عادت های خاصی می شوند که ممکن است به شما آسیب برساند. افراد این احساسات سرد و غمگین را دوست ندارند و اغلب تمام تلاش خود را می کنند تا از آنها دور شوند. در این صورت باید یک زمان برای خودتان تعیین کنید، چشمانتان را ببندید و ذهن خود را از این احساسات خالی کنید.

اگرچه ممکن است این تمرکز کردن و دور شدن از این احساسات عادت های بد را از شما دور نکند اما باعث می شود به احساسات بد واکنش دهید و آن ها را از خود دور کنید و هنگامی که احساس راحتی کنید بهتر می توانید انتخاب های سالم و مفید کنید.

به خود یادآوری کنید

عادت های زندگی همیشه توسط تکرار برخی رفتارها ایجاد می شوند. بنابراین اگر می خواهید عادات بد خود را تغییر دهید، باید عادت و رفتارهای جدید خود را یادآور شوید و آن ها را فراموش نکنید. در واقع به این تغییر سبک جدید زندگی خود پایبند باشید. بنابراین این رفتارها و عادات جدیدی که قصد انجام آن ها را دارید روی برگه ای یادداشت کنید و آن را جایی بگذارید که قابل رویت باشد یا از خانواده خود بخواهید آنها را به شما یادآوری کنند.

گفتنی است، ترک عادت های بد همیشه دشوار است اما هرگز ناامید نشوید و تلاش خود را ادامه دهید. هر عادت بدی دارید باز هم خودتان را در حالت غلبه بر آن تجسم کنید و از موفقیت خود لذت ببرید. خودتان را همیشه با یک هویت جدید و اصلاح شده ببینید.

دیدگاه‌ها خاموش

چرا یکی موفق می شود و دیگری، نه؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۱٫۱۰ - ۷:۳۷ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت: وقتی حرف از موفقیت می زنیم، اول، همه اش به سمت پول و مسائل مادی می رود، دوم به سراغ پول هم که می رود، درست نمی رود؛ اگر منظور از موفقیت در مسائل مالی، توانایی ایجاد پول است، بگوییم آن فرد، چه مسیری را طی کرده است؟ چه ویژگی هایی دارد که توانایی ایجاد پول را پیدا کرده است؟ یکی دیگر از موارد، الگوسازی است؛ گاهی کتاب ها را می خوانیم اما الگوهای اشتباهی را از آن می سازیم؛ الگوهایی را براساس باورها و نگرش خودمان از آن می سازیم. لازم است که مقداری بدون پیش داوری جلو برویم.
 
 پس یکی از موضوعات این است که واقعا نگرش ما به این مسئله  چیست؟ دوم این است که الگویمان را براساس چه چیزی می سازیم؟ موضوع سوم این است که من می گویم بنیاد هستی یک آدم چیست؟ وقتی به همکارانم نگاه می کردم که مثلا یک نفر بیشتر در حوزه فروش فعالیت می کند و با عملکردش، نتیجه خوبی می گیرد، یک نفر دیگر با همین عملکرد، فرمول ها، تکیه کلام ها، نتیجه خوبی نمی گیرد، دیدم که بُعد سومی وجود دارد، اسم آن بُعد سوم را هم «هستی» آن آدم می گذاریم هستی این آدم نمی تواند یک فروشنده باشد، اصلا فروشندگی را به عنوان یک شغل قبول نکرده است. اگر به او بگویند تو فروشنده هستی، خوشحال نمی شود. اگر بگویند بازاریاب هستی، ناراحتی می شود.
 
 چرا یکی موفق می شود و دیگری، نه؟
وقتی این موضوع را قبول نکرده است، هرچقدر هم عملکرد خوبی داشته باشد، نتیجه خوبی نمی گیرد. ولی وقتی کسی از این که به او بازاریاب بگویند، خوشحال می شود، معلوم است که نتیجه خوبی می گیرد. این موضوع به نظرم در هم تنیده چند موضوع است. البته عوامل دیگری هم موثر هستند؛ مثلا شانس. بعضی ها را می بینی که در این مسیری که امسال رفته اند، موفق می شوند، فرد دیگری اگر الان این مسیر را برود شکست می خورد و چند وقت بعد موفق می شود. موضوع بعدی این است که شما نباید موفقیت را صرف نتیجه بدانید؛ خود این موضوع می تواند بسیاری از گره های ذهنی ما را باز کند. ما موفقیت را صرفا به نتایج نسبت می دهیم؛
 
«چون این نتیجه را به دست آورده ام، موفقم یا نه؟!» نتیجه خیلی مهم است، ولی این که بخواهید تمام موفقیت ها را با نتایج بسنجید، اشتباه است. شما چند آدم موفق را در دنیا می شناسید که در سنین بالا موفق شده اند؟ در سنین بالا توانسته اند برندهای بزرگی را به وجود بیاورند؟ مثلا ری کراک وقتی مک دونالد را خرید، بالای ۵۰ سال سن داشت؛ یا سرهنگ ساندرز که کنتاکی را درست کرد، بالای ۷۰ سال داشت. فردی مانند بیل گیتس هم داریم که در سنین جوانی به موفقیت می رسد. مهم این است که یاد بگیریم نتیجه فقط موفقیت نیست، همین که داریم به سمت آن حرکت می کنیم، مهم است؛ مسیر مهم است.
اصلا من که دارم در این مسیر حرکت می کنم، موفقم. مقایسه کردن سم است؛ مدام بیاییم خودمان را با دیگری از نظر نتیجه مقایسه کنیم، می تواند عوارض جدی ای داشته باشد. گاهی وقت ها، وابستگی به یک نتیجه، نتیجه عکس می دهد؛ وقتی همه چیز برایت یک نتیجه خاص می شود. مثلا من دیده ام که از نظر ذهنی و کائنات، این نتیجه برعکس می شود. زوج هایی را دیده ام که وابستگی جدی داشته اند که حتما بچه دار شوند، و هر کاری کرده اند، بچه دار نشده اند. ولی به محض این که از این موضوع که حتما بچه دار شوند، فارغ شده و بچه ای را به سرپرستی قبول کرده اند، خدا به خودشان هم بچه داده است. واقعا همه چیز را، نتیجه ندانیم. موفقیت را هم باید طوری برای خودت اندازه بگیری. چگونه بفهمیم که از نظر دیگران یا خودمان، موفق شده ایم؟
 
به نظر من ببین چقدر رشد کرده ای؟ توانایی هایت چقدر بیشتر شده است؟ اگر در مورد پول است، به جای این که مقدار پول برایت مهم باشد، ببین توانایی ایجاد پول چقدر برایت بیشتر شده است؟ اگر کارآفرینی است، چقدر توانایی شرایط کارآفرینی برایت بیشتر شده است؟ شدیدا معتقدم که خیلی چیزها دست خداست و دست ما نیست؛ ولی این قدر می فهمم که کسانی که بیشتر تلاش و حرکت کنند، موفقیت بیشتری را در طول زمان خواهندداشت. کسانی که بیشتر حرکت کنند، خدا هم برکت بیشتری به آنها می دهد. بعضی وقت ها، هزار بار برای موضوعی تلاش می کنیم که بشود، نمی شود که نمی شود؛ بعضی وقت ها هم می شود. یاد این جمله معروف در عرفان افتادم که می گوید: «رسیدن، به عشق است، نه به تلاش؛ اما بعد از تلاش.»

دیدگاه‌ها خاموش

متقاعد کردن آسانسوری چیست و چه اصولی دارد؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۱٫۰۹ - ۸:۰۵ ٫ق٫ظ


وب سایت یادانه: به هر نوع متقاعد کردنی که لازم است در کمترین زمان ممکن انجام شود، در اصطلاح، متقاعد کردن آسانسوری اطلاق می‌شود. متقاعد کردن آسانسوری را با این مثال توضیح می‌دهیم:

فرض کنید پشت درب یک آسانسور، در انتظار پایین آمدن آن هستید. کنار درب آسانسور، شماره‌های مربوط به هر طبقه را می‌بینید که به ترتیب ظاهر می‌شوند. اگر خوب دقت کنید، می‌توانید صدای موتور آن را هم بشنوید.

آسانسور، به ترتیب طبقات مختلف را پشت سر می‌گذارد. ۹، ۸، ۷، ۶، … و سرانجام به طبقه‌ی همکف می‌رسد و صدای توقف آن را می‌شنوید. درب آسانسور باز می‌شود و شما داخل آن می‌شوید. دکمه‌ی طبقه‌ی دوازدهم را می‌زنید و در انتظار بسته شدن درب می‌مانید.

در همین لحظه، ناگهان شخصی از بیرون آسانسور، شما را صدا می‌زند و از شما درخواست می‌کند که درب آسانسور را باز نگه دارید تا او هم بتواند داخل شود. آن شخص داخل می‌شود و دکمه‌ی طبقه‌ی یازدهم را می‌زند. با کمی دقت، متوجه می‌شوید که آن شخص را می‌شناسید!

او همان مدیری است که مدت‌ها در تلاش برای ملاقات با او بوده‌اید تا ایده‌ی تجاری خود را با او در میان بگذارید. حالا برای اولین بار، فرصت پیدا کرده‌اید تا داخل یک آسانسور، او را ملاقات کنید. ممکن است این تنها فرصت شما باشد.

چگونه می‌توانید از این فرصت اندک استفاده کنید تا آن مدیر متقاعد شود روی ایده‌ی شما سرمایه‌گذاری کند؟!

 متقاعد کردن آسانسوری چیست و چه اصولی دارد؟

البته، تقریباً محال است که بتوانید داخل یک «آسانسور»، چنین فرصتی را به‌دست بیاورید. اما همه‌ی ما قطعاً با موقعیت‌هایی مواجه خواهیم شد که مجبور هستیم در یک فرصت بسیار محدود، طرف مقابل خود را متقاعد کنیم. طرف مقابل ما می‌تواند یک مشتری باشد که برای خرید به فروشگاه ما مراجعه کرده است و ما کمتر از ۱ دقیقه فرصت داریم تا نظر او را جلب کنیم.

به هر نوع متقاعد کردنی که لازم است در کمترین زمان ممکن انجام شود، در اصطلاح، متقاعد کردن آسانسوری اطلاق می‌شود.

در ادامه، برای شما شرح خواهیم داد که چگونه می‌توان با استفاده از متقاعد کردن آسانسوری در مذاکرات و فروش به موفقیت رسید.

۸ ثانیه‌ی سرنوشت‌ساز

طبق تحقیقات، مشخص شده است که میانگین زمانی که هر شخص می‌تواند روی یک چیز متمرکز باقی بماند «۸ ثانیه» است.

شما نیز در ابتدای متقاعد کردن آسانسوری خود، فقط ۸ ثانیه فرصت دارید تا بتوانید توجه کامل مخاطب خود را به ادامه‌ی سخنان خود جلب کنید. اگر در این مدت، نتوانید کنجکاوی او را به‌دست بیاورید، کارتان تمام است و به احتمال زیاد، مخاطب شما به بقیه‌ی حرف‌های شما نیز توجهی نخواهد کرد.

خود را معرفی کنید

پس از این‌که توانستید ۸ ثانیه‌ی اول را با موفقیت پشت سر بگذارید، اکنون وقت آن است که خود را معرفی کنید. خیلی سریع از این مرحله گذر کنید و سعی کنید مختصر و مفید سخن بگویید. همیشه این را به‌خاطر بسپارید که مخاطب شما علاقه‌ای به دانستن اطلاعات اضافی و جزئیات بی‌مورد ندارد.

مهم‌ترین چیزی که می‌توانید در این مرحله به آن اشاره کنید، ذکر کردن مزیت‌ها و تفاوت‌های شما نسبت به رقیبان است. این موضوع، موجب حفظ کنجکاوی مخاطب شما خواهد شد و او شما را همراهی خواهد کرد تا بیشتر درمورد این تفاوت‌ها و مزیت‌ها بداند.

وقت ارائه‌ی پیشنهاد اصلی است

اکنون به مرحله‌ای می‌رسید که ذهن مخاطب شما آماده‌ی دریافت پیشنهاد است. در این مرحله، برای مخاطب خود شرح می‌دهید که «تفاوت‌ها» و «مزیت‌ها»ی شما نسبت به رقیبان، چگونه می‌توانند به شکل بهتری به سود او یا شرکت او تمام شوند.

تعهد و ضمانت

اگر پیشنهادی که به طرف مقابل می‌دهید، به اندازه‌ی کافی وسوسه انگیز باشد؛ تقریباً به موفقیت نزدیک شده‌اید. اما، این موضوع را هم نباید فراموش کنید که تمام این مراحل، در مدت زمانی بسیار کوتاه اتفاق افتاده‌اند؛ به احتمال زیاد، طرف مقابل برای اعتماد کردن به شما دچار تردید خواهد شد.

تعهدی که در انتها به طرف مقابل می‌دهید، اطمینان خاطری است برای او که شما به ادعاهای خود پایبند خواهید ماند. این تعهد، می‌تواند ضمانتی باشد برای این‌که اگر نتوانستید به ادعاهای خود عمل کنید، هیچ ضرری متوجه آن شخص یا شرکت نشود. یک تعهد محکم، مخاطب شما را متقاعد خواهد کرد تا جدی‌تر به شما و پیشنهاد شما فکر کند.

دیدگاه‌ها خاموش

نقش ضمیر ناخودآگاه تان در زندگی روزمره

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۱٫۰۹ - ۸:۰۱ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت – ترجمه شادی حسن پور: ضمیر ناخودآگاه؛ چیزی که تاثیر زیادی بر تمام حرکات ما دارد، اما معمولا مورد توجه قرار نمی گیرد. در عوض همیشه ما روی ضمیر خودآگاه مان تمرکز می کنیم که باعث ایجاد تفکر انتقادی در ذهن مان می شود. ضمیر ناخودآگاه لایه ای قدرتمند در پس ضمیر خودآگاه ماست و باعث ایجاد آگاهی نسبت به چیزهایی می شد که ذهن خودآگاه قادر به تشخیص شان نیست. زمانی که بتوانید ضمیر ناخودآگاه تان را به رسمیت بشناسید، این بخش مهم مغز نقش مهمی در زندگی روزمره تان بازی خواهد کرد.

بانک اطلاعات و حافظه

ضمیر ناخودآگاه مانند یک بانک اطلاعاتی بسیار بزرگ است که ظرفیتی نامحدود دارد. این بانک اطلاعاتی همواره تمام اتفاقاتی که برای شما رخ می دهند را در خود ضبط و ثبت می کند.

جالب است بدانید زمانی که به ۲۱ سالگی برسید، بیش از صد برابر محتوای دایره المعارف را در ذهن خود جای داده اید.

 
 نقش ضمیر ناخودآگاه تان در زندگی روزمره
افراد سالمند اگر تحت هیپنوتیزم قرار بگیرند، می توانند اتفاقات بیش از ۵۰ سال گذشته را به صورت کاملا واضح و دقیق به خاطر آورند. حافظه ناخودآگاه تان واقعا کامل است. این حافظه خودآگاه تان است که گاهی چیزهایی را فراموش می کند. وظیفه ضمیر ناخودآگاه این است که اطلاعات را ذخیره و بازیابی کند.

وظیفه آن کسب اطمینان از پاسخگویی شما به شکلی است که برای آن برنامه ریزی شده اید. ضمیر ناخودآگاه تان باعث می شود هر کاری که انجام می دهید یا هر چیزی که به زبان می آورید، از الگویی متناسب با عقایدتان پیروی کند. این «برنامه اصلی» ذهن شماست.

خدمتگزاری بی منت

ضمیر ناخودآگاه تان به خودی خود فکر یا استدلال نمی کند، بلکه صرفا از دستوراتی که ضمیر خودآگاه تان می دهد، اطاعت می کند. می توانید ضمیر خودآگاه تان را مانند باغبانی در نظر بگیرید که مشغول کاشتن بذر است.
 
ضمیر ناخودآگاه تان اما همان باغ یا خاک حاصلخیزی است که بذرها در آن رشد می کنند.
ضمیر خودآگاه تان فرمان می دهد و ضمیر ناخودآگاه اطاعت می کند.
 
ضمیر ناخودآگاه تان خدمتگزاری بی منت است. شب و روز کار می کند تا رفتاری متناسب با الگوهای فکری و احساسی تان، آرزوها و امیدهای تان داشته باشید.
 
ضمیر ناخودآگاه تان هم می تواند در زندگی تان گل برویاند و هم خار. هر آنچه که می کارید، بر اساس معادلات ذهنی تان شکل می گیرد.

حافظه تعادل

ضمیر ناخودآگاه تان چیزی دارد که به آن «تکانه خودپایداری/ تعادل حیاتی» گفته می شود که دمای بدن تان را ۳۷ درجه نگه می دارد. همچنین باعث تنفس منظم شما و حفظ میزان ضربان قلب مشخص تان می شود.

تعادل حیاتی، به کمک سیستم عصبی خودکار بدن تان، تعادل را میان صدها ماده شیمیایی موجود در میلیاردها سلول حفظ می کند. سیستم کلی فیزیکی بدن تان در بیشتر اوقات به صورت هماهنگ عمل می کند.

همچنین ضمیر ناخودآگاه تعادل حیات را در قلمرو ذهنی تان نیز ایجاد می کند و به شما اجازه می دهد به شکلی منطقی و همسو با آنچه قبلا گفته یا انجام داده اید، فکر و عمل کنید.

منطقه آسایش

تمام عادات فکری و عملی شما در حافظه ناخودآگاه تان ثبت شده اند. ضمیر ناخودآگاه به خوبی با منطقه آسایش شما آشناست و سعی می کند شما را همیشه در آن نگه دارد.

به این ترتیب، هر بار که در محیطی جدید قرار می گیرید، یا می خواهید کاری متفاوت و جدید انجام دهید، همین ضمیر ناخودآگاه تان است که باعث می شود از لحاظ احساسی و جسمی دچار تشویش شوید. این ضمیر مخالف هرگونه تغییر در الگوهای از پیش تعیین شده فکری و رفتاری است.

هر بار که می خواهید چیز جدیدی را امتحان کنید، می توانید تاثیر ضمیر ناخودآگاه تان را در ایجاد دودلی و تمایل به عقب کشیدن حس کنید. حتی فکر کردن به انجام کارهای متفاوت و ناآشنا نیز می تواند باعث ایجاد احساس اضطراب در وجود شما شود.

یکی از بزرگ ترین عادات زمان و مردان موفق این است که همیشه خود را از منطقه آسایش شان بیرون می کشند. آنها کاملا می دانند که اگر بخواهند همیشه در منطقه آسایش خود باقی بمانند، دچار چرخه ای باطل می شوند. آنها می دانند که تمایل به کسب کمال بزرگ ترین دشمن خلاقیت و موقعیت های آینده است.

دیدگاه‌ها خاموش

۹ اصل مهم برای راه‌اندازی کسب و کار خودتان

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۱٫۰۹ - ۷:۱۴ ٫ق٫ظ


ماهنامه معیشت – سید سجاد موسوی، مربی مدرسه موفقیت: بسیاری از ما دنبال یک شبه پولدارشدن هستیم و برای آن نقشه می کشیم؛ ولی چیزی عایدمان نمی شود. برخی هم به امید یافتن شغلی مناسب سال ها از این شاخه به آن شاخه می پریم و باز هم هیچ چیز عایدمان نمی شود. از دیگر معضلات بسیار شایع در کشور ما، مشاغل بی ارتباط با تحصیلات است. در مجموع این عوامل افراد جامعه را از داشتن کسب و کار موفق باز می دارد. در این یادداشت می خواهم شما را با نُه اصل کسب و کار آشنا کنم تا بتوانید با رعایت آن ها در آینده به اهداف خود برسید یا دست کم بتوانید کسب و کار کوچکی داشته باشید.

• هیچ وقت مغرور نشو و تنهایی به راه خود ادامه نده.
• برنامه و هدف داشته باش.
• باور داشته باش و تغییرپذیر باش.
• اصولی گام به گامی برای ادامه راه مشخص کن؛ زیرا ایمن تر، سریع تر و بهتر از این است که خودت به تنهایی و بدون برنامه ادامه دهی.
• از اصول دیگران درس بگیر و با آن ها رقابت سالم داشته باش.
• کمک بگیر و از کسانی که آن راه را رفته اند، درخواست راهنمایی کن. غرور را کنار بگذار و شک به خودت راه نده.
• داشته های خود را همچون نقطه عطفی برای موفقیت بررسی کن.
• با خودت قرار بگذار و به راهت با تمام قدرت ادامه بده (اتفاقات شیرین و تلخ زندگی).

 
 نُه اصل برای راه‌اندازی کسب و کار
نُه گام خیلی ساده برای راه اندازی کسب و کار خودتان

از همایش ها و کلاس های رایگان مدیریت کسب و کار برای ثروتمندشدن خود کمک بگیرید که جرقه ای برای آغاز کار است.

اصل اول: واقعیت های خود را کشف کنید!


در این مرحله باید علایق و توانمندی های واقعی خود را بشناسید. نقطه جذاب ماجرا برای اغلب افراد، دقیقا همین جاست. سوال بیشتر افراد این است که برای راه اندازی کسب و کار، افزایش درآمد و دنبال کردن رویاهایمان دقیقا باید از کجا شروع کنیم و چه انجام دهیم؟ پاسخ ساده است: با قلب خود شروع کنید. اگر خودتان را خیلی خوب بشناسید به سادگی می توانید به سوالات اساسی زیر پاسخ دهید و برنامه ای عملی و دقیق برای تبدیل علایقتان به یک کسب و کار بزرگ تهیه کنید.
۱٫ از کجا شروع کنم؟
۲٫ چه کار کنم؟
۳٫ موفق می شوم یا نه؟

اصل دوم: گنج های اطرافتان را بشناسید.


در این مرحله می آموزید به راحتی امکانات و سرمایه مورد نیاز برای آغاز کارتان را بیابید. پیش از این که سراغ بحث اصلی برویم، جا دارد سوالات موجود را بررسی کنیم: من که سرمایه و امکانات زیادی ندارم، چگونه برای خودم کسب و کاری راه بیندازم؟ اگر شما هم خواهان جواب این سوال هستید، می توانید این فصل را با دقت بیشتری مطالعه کنید. همان طور که تاکنون متوجه شده اید، قرار است با هم مسیری را طی کنیم که در طول این مسیر شما بتوانید کسب و کار خود را راه اندازی کنید و به درآمد دلخواهتان دست یابید. شعار ما هم از ابتدا همین بوده است: «راه اندازی کسب و کار خودتان با حداقل سرمایه و امکانات.»
احتمالا دوست دارید از این ابهام خارج شوید و بپرسید «حداقل» یعنی چقدر؟ دقیقا چقدر سرمایه نیاز دارم؟ چه امکانات باید در اختیار داشته باشم تا بتوانم این سبک از کسب و کاری را که شما از آن حرف می زنید، راه اندازی کنم؟ این ها سوالاتی هستند که خیلی زود جواب آن ها را خواهید گرفت، اما بگذارید ابتدا منظورم را از این جمله خیلی دقیق تر مشخص کنم تا بتوانید به زودی با عزمی جدی، برای راه اندازی کسب و کار خودتان گام های عملی تری بردارید. راه اندازی کسب و کار با حداقل سرمایه یعنی چه؟ این را به یاد داشته باشید که برای آغاز هر کاری، هم به سرمایه نیاز دارید و هم به امکانات.
اگر کسی می گوید هیچ سرمایه و امکاناتی برای آغاز کارتان نیاز ندارید، باید به صداقت او شک کنید. شما برای زندگی کردن و آب خوردن هم هزینه پرداخت می کنید و مالیات می دهید؛ حالا خنده دار نیست کسی بگوید برای آغاز کسب و کار پرمنفعت و کارآفرینی نیازی نیست هزینه  کنید؟! پس خواهش می کنم این نکته را به یاد داشته باشید که هرگز نمی توانید با سرمایه اولیه کم و امکانات محدود، کسب و کار موفقی برای خود راه اندازی کنید! شاید اگر برای راه اندازی کسب و کار شخصی نیاز به امکانات و سرمایه نبود، اکثر مردم این جرات را پیدا می کردند که هر روز به دنبال راه انداختن کار خودشان باشند و احتمالا پستی به نام کارمند باقی نمی ماند!
 
نُه اصل برای راه‌اندازی کسب و کار
 
برای راه اندازی کسب و کار، سرمایه اندک و امکانات کمی احتیاج دارید؛ در عین حال مطمئنم در هر شرایطی که هستید، می توانید کسب و کار خود را راه اندازی کنید. برای حل این ابهام در ذهنتان، می توانید این جمله را برای همیشه به خاطر بسپارید: «شما برای آغاز کار خودتان به سرمایه و امکانات زیادی احتیاج دارید و خبر خوب این است که تمام این امکانات و سرمایه را در اختیار دارید؛ فقط از وجود آن ها بی خبرید.»
 
اصل سوم: همین آلان سرمایه اولیه و امکانات مورد نیاز برای آغاز کسب و کارِ ایده آلتان را به دست آورید.

همین الان کاغذ و قلم را بردارید. به اطراف خودتان نگاه کنید. به هر چیزی که مالکیت آن را در اختیار شماست، فکر کنید. اگر برای خودتان اتاق خوابی دارید آن را روی برگه یادداشت کنید، گوشی هوشمند، یک دست کت و شلوار و خلاصه هر چیزی را به چشمتان می خورد و به فکرتان می رسد، یادداشت کنید. به ارزش مواردی که یادداشت می کنید توجه نکنید. به یاد بیاورید ارزش هر چیزی که شما دارید وقتی با توانمندی هایتان ترکیب شود، قابل اندازه گیری است. هر چیزی که یادداشت کردید، داشته بیرونی شما نام دارد.
حالا نوبت تهیه لیستی از داشته های درونی است. همه توانمندی های ذهنی، شخصیتی و علمی خود را روی کاغذ بنویسید. اگر فردی درونگرایید، روابط اجتماعی خوبی دارید، انسان مثبت اندیشی هستید، رویاپرداز خوبی هستید، نرم افزار خاصی بلدید، خوب آشپزی می کنید یا انسان درستکاری هستید، همه را بنویسید. هر چیزی را که از نظر خودتان و دیگران در آن تا حدی خوب عمل می کنید، روی کاغذ بیاورید و آماده باشید تا با تطبیق داشته های بیرونی و درونی تان، مسیر موفقیت و دستیابی به زندگی ایده آلتان را مشخص کنید.

اصل چهارم: ایده مناسب خود را انتخاب کنید.

در این مرحله می توانید یک ایده را که هم با داشته هایتان و هم با علایقتان همخوانی دارد، انتخاب کنید. همان طور که می دانید، قرار است به زودی توانایی تغییر زندگی را پیدا کرده و کسب و کار خودتان را راه بیندازید. برای راه اندازی کسب و کار و تبدیل شدن به فردی کارآفرین، نیاز به ایده ای مناسب دارید. اگر شوق پیشرفت دارید و علاقه مندید هرچه سریع تر زندگی خود را متحول کنید، می توانید با نهایت لاش به این نکته مهم ایمان بیاورید: «هیچ کس ایده پرداز نیست؛ هرکه ایده ای دارد، نیاز را حس کرده و بس».
 
برای ایده پردازی و تشخیص نیازهای فعلی جامعه ابتدا باید نیازهای خودتان را بشناسید و پاسخی برای آن ها پیدا کنید. احتمالا دلیل آن را فهمیده اید که چرا باید ابتدا به نیازهای خودتان رجوع کنید. بلی، چون شما واقعا راه منطقی و مشخصی برای پی بردن به نیازهای دیگران ندارید. شما باید برای ایده پردازی ابتدا به سراغ نیازهای خودتان بروید؛ زیرا فقط می توانید به نیازی پاسخ دهید که نیاز خودتان هم باشد. پس واضح است اگر شما با این سبک، ایده پردازی را تمرین کنید و ابتدا با نیازهای خودتان شروع کنید، می توانید موفقیت خود را تضمین کنید.
 
اصل پنجم: طراحی محصول
با گذار موفقیت آمیز از این مرحله می توانید به سادگی و همین امروز محصول/ خدمت خود را طراحی کنید. در بخش اول متوجه می شوید که باید خود حقیقی تان را بشناسید و هرچه سریع تر نبوغ ذاتی و منحصر به فرد خود را کشف کنید. با تیکه بر راهکارهای من و با همت و پشتکار خودتان، رفته رفته با علایق و توانایی هایی که هیچ گاه از وجود آن ها خبر نداشته اید، آشنا می شوید و به مرور زمان می توانید به این درک برسید که در برخی زمینه ها، فردی فوق العاده بااستعداد و بی نهایت پرشورید. اکنون شما به شکل حیرت انگیزی علایقتان را دقیق شناخته اید و به خوبی می دانید در چه کارهایی استعداد ذاتی دارید.

چگونه باید محصول/ خدمت خود را طراحی کنم؟


برای این که بتوانید با تکیه بر داشته ها و علایق خود محصولتان را طراحی کنید، سیستمی بسیار ساده و کاربردی را به شما معرفی می کنم تا بتوانید به سادگی و در زمان بسیار کوتاه ایده خود را به واقعیت تبدیل کنید. این سیستم شامل دو مرحله اساسی زیر است:

۱٫ طراحی نوآورانه: هیچ تضمینی وجود ندارد ایده ای که شما قصد اجرایش را دارید، توسط فرد دیگری به اجرا درنیامده باشد! پس شما قطعا رقیبانی خواهیدداشت. اگر این موضوع کمی چالش برانگیز به نظر می رسد، آن گاه می توانید بیشتر از همیشه اهمیت نوآوری را در طراحی محصول و خدمتتان درک کنید. قطعا رقبای بالقوه ای که زودتر از شما تصمیم به اجرای این ایده گرفته اند، چند قدمی از شما جلوترند. اما چگونه باید در چنین بازاری جایگاه خود را پیدا کنید و به درآمد ایده آلتان دست پیدا کنید؟ پاسخ من به شما نوآوری است. باید ایده تان را نوآورانه اجرا کنید. باید حرف جدیدی برای گفتن داشته باشید و چیز جدیدی برای ارائه! نیازی نیست برای طراحی محصول خود میلیون ها تومان هزینه کنید، کافی است کمی نوآوری به خرج دهید.

۲٫ دیزاین: دیزاین یکی از عواملی است که رعایت آن می تواند با میلیون ها تومان سرمایه و صدها مدرک دکتری برابری کند و رعایت نکردن آن بهترین ایده را با شکست قطعی و حتمی رو به رو می کند. به نظر بسیاری از کارشناسان، برای هر کسب و کار، هر شاخه از کسب و کار و حتی هر محصول یا خدمت، شما به دیزاین متفاوتی احتیاج دارید. اگر فرد تیزبینی هستید حتما تا به حال دقت کردهاید تنها دلیلی که خیلی از ما اجناس و کالای خارجی را به معادل وطنی آن ترجیح می دهیم، ظاهر کالاست. ما حتی نمی دانیم دو کالا چه تفاوت هایی از نظر کیفیتی دارند؛ ولی باز هم کالای خارجی را که دارای دیزاین و بسته بندی بهتر است، ترجیح می دهیم.

 
نُه اصل برای راه‌اندازی کسب و کار 
اصل ششم: انتخاب بازار هدف
پس از یادگیری و گذر موفقیت آمیز از این اصل، می توانید خیال خود را برای همیشه راحت کنید؛ زیرا شما دیگر چیزی به عنوان ریسک تجربه نخواهید کرد. اکنون زمان آن فرارسیده است که جلوتر بروید و به درآمدی که صد در صد لیاقتش را دارید دست پیدا کنید. شما طرح محصول یا خدمتی را که می خواهید روانه بازار کنید، در اختیار دارید؛ ولی هنوز محصول خود را به تولید عمده نرسانده اید یا خدمت خود را به کسی نفروخته اید. هنوز هیچ هزینه ای برای تبلیغات یا بازاریابی پرداخت نکرده اید. فقط به واسطه شرکت در کارگاه های آموزشی گذشته مطمئن هستید محصول یا خدمتی که طراحی کرده اید، کاملا اصولی و ایده آل است؛ اما در این مرحله باید دست نگه دارید. اکنون زمان آن نیست که محصول خود را عرضه و تبلیغات را آغاز کنید.
باید آزمایش انجام داد. چگونه می توانید بدون هیچ ریسک و عدم اطمینانی، محصول و خدمت خود را به مرحله نهایی برسانید؟
برای این که بیشتر درک کنید که سیستم ضدریسک انتخاب بازار- تحقیقات بازار چگونه عمل می کند، باید بتوانید دقیقا آن را شبیه آزمایش و تحقیق و بررسی، تمام عیار تصور کنید. برای انجام آزمایش ابتدا به چه چیزی احتیاج داریم؟ برای انجام هر آزمایشی ما ابتدا به نمونه احتیاج داریم. چیزی که بتوانیم آزمایش های مربوطه را روی آن انجام دهیم؛ مثلا اگر شما بخواهید در مورد تاثیر آنتی بیوتیک بر روی کودکان تحقیق کنید، نمونه شما دقیقا همان کودکان اند، نه هیچ کس دیگر.
شما نباید آزمایش های مد نظر را بر روی موش ها، گنجشک ها، یا افراد میان سال انجام دهید. البته این مثال مناسبی نبود، زیرا شما در چنین آزمایش هایش دقیقا از قبل می دانید که کودکان باید مورد آزمایش قرار بگیرند. اما نمونه آزمایش برای محصول و خدمت شما چیست؟ درواقع نمونه آزمایش در کسب و کار، بازار هدف نامیده می شود. آزمایشی که شما قرار است بر روی بازار هدف انجام دهید، تحقیقات بازار نامیده می شود. حتی سازمان های بزرگ و شرکت های عظیم چندملیتی هم، پیش از آن که محصول یا خدمتی را روانه بازار کنند، این پروسه را طی می کنند و پس از شناسایی بازار هدف، تحقیقات بازاریابی گسترده ای را آغاز می کنند.

اصل هفتم: تعیین بازار هدف

بازار هدفتان را که همان نمونه تحقیقاتی و آزمایش شماست، کاملا شناسایی کنید. دو شیوه به شما پیشنهاد می شود:
۱٫ سبک تحقیقاتی دهان به دهان؛
۲٫ تحقیقات بازار در شبکه های اجتماعی و فضای مجازی
دو راهکار برای شما دارم که اگر می خواهید بدون این که سابقه چندانی در دنیای کسب و کار داشته باشید، با قدرت تمام به بازار وارد شوید، باید این دو راهکار را به کار ببندید.
راهکار اول: ثبت مالکیت فکری و معنوی برند (عکسی که مفهوم ثبت ایده بدهد).
راهکار دوم: گواهی نامه ها و استانداردهای بین المللی کسب و کار (عکسی که مفهوم گواهینامه بین المللی بدهد).
 
اصل هشتم: به ورود اولین سود واقعی به زندگی تان خوش آمد بگویید!
کسب و کار خود را به همه بشناسانید و به دنبال کسب اولین درآمد خود باشید و آن را جشن بگیرید! اکنون می توانید کسب و کار خود را به همه بشناسانید و به سودی که می تواند به رشد کیفیت زندگی تان کمک کند، دست یابید. معمولا زمانی که صحبت از فروش و بازاریابی می شود، یک سوال مطرح می شود که چگونه از پس هزینه های هنگفت و سرسام آور بازاریابی بربیایند و چگونه محصول و خدمت خود را به فروش برسانند و پول دربیاورند؟
 
این دغدغه به این دلیل به وجود می آید که حس می کنند تجربه و دانش کافی در زمینه فروش و بازاریابی ندارند و گمان می کنند نمی توانند از پس هزینه های بازاریابی برآیند و فعالیت از طریق شبکه های اجتماعی را در دستور کار خود قرار می دهند. پیشنهاد من هم به شما همین است! ابتدا با شبکه های اجتماعی شروع کنید تا از این نگرانی ها و دغدغه های منطقی رهایی یابید.

اصل نهم: ماشین پول سازی خودکار

در این مرحله می توانید به آرزوی دیرینه و بزرگ خود دست پیدا کنید. اگر تاکنون همراه من بوده اید و تمام راهکارهایم را به کار بسته اید، الان بهترین زمان است که شما را ثروتمند آینده خطاب کنم؛ زیرا قطعا توانسته اید کسب و کار مورد علاقه تان را راه اندازی کرده و به درآمد ثابت ماهانه خود دست یابید. اگر این طور است، خیلی زود به یکی از بزرگ ترین رویاهایی که آرزوی هر انسانی است، دست پیدا می کنید. همان طور که قول داده بودم، درآمد شما به زودی از آنچه اکنون دارید، به رقم های بسیار بالاتری خواهدرسید. اگر تاکنون با من همراه بوده اید، بدون تردید باور دارید که فاصله زیادی تا ثروتمندشدن ندارید.
 
در این مرحله شما باید صد در صد خودتان را باور کنید و با تمام جود، ایمان بیاورید که به زودی ثروتمند می شوید، پر از انرژی هستید و برای سخت ترین کارهای دنیا آماده شده اید، برای این که به اهداف خود برسید. من می دانم در ذهن شما چه می گذرد؛ زیرا وقتی خودم دقیقا در همین جایگاه بودم، الگوهای خاصی از افراد ثروتمند را در ذهنم داشتم. احتمالا تصویری هم که شما از افراد ثروتمند و کارآفرینان موفق در ذهن خود دارید، این چنین است: انسان های متمول و بانفوذ، با تعداد زیادی کار کند و خدمه و همیشه گرفتار کار و ملاقات های تجاری! افرادی که ثانیه ای پول در می آورند و هیچ گاه وقت سر خاراندن هم ندارند.
 
افرادی با نفوذ و تاثیرگذار که امکانات رفاهی فوق العاده ای برای خانواده و آشنایان خود فراهم کرده اند و این گونه، نبودِ خود را در کنار آن ها جبران می کنند. باید دوباره ذهنیت شما را اصلاح کنم. بله، شما ثروتمند خواهیدشد؛ ولی آیا قرار ما این نبود که کیفیت زندگی شما بهتر شود؟ به آرزوهایی که همیشه در سر داشتید، دست پیدا کنید و طعم آسایش بیشتری را بچشید؟ پس این چه تصویر ناقصی است که اغلب مردم در ذهن خود می سازند؟ من هیچ گاه به شما نگفته بودم در این مسیر وقت سر خاراندن هم نخواهید داشت یا مجبورید بهای ثروتمندشدن را با دوری از خانواده خود بپردازید. هر آنچه گفته بودم، در ارتباط با رویاها و آرزوهای حقیقی شما بود؛ نه این که به خاطر پول از خانواده خود یا تفریحاتتان دور شوید.
ضرب المثلی می گوید «پول باید در خدمت ما باشد نه ما در خدمت پول». برای ثروتمندان واقعی پول و سود ابزاری است برای زندگی بهتر، نه کارکردن شبانه روزی که به بیماری ختم شود. البته تلاش مستمر و مداوم در زندگی لازم است؛ ولی از شما خواهش می کنم تصویر منفی از یک کارآفرین را که در شبانه روز ۲۵ ساعت کار می کند و فرزندان دوستانش به خاطر غیبت همیشگی او عاصی اند، برای همیشه از ذهن خود پاک کنید. این یادداشت را بررسی کنید و راه حلی ارائه دهید که علاوه بر ثروتمند شدن، شما را به آرزویی برساند که اغلب مردم آن را طلب می کنند! اگر نُه اصل بالا به ترتیب اجرا شود هر شخصی می تواند کسب و کاری راه اندازی کند و پس از چند سال سود معقول و اساسی از بازار به دست آورد.
حالا نوبت شماست…
تغییر جرأت، جسارت، شهامت و جاه طلبی می خواهد.

دیدگاه‌ها خاموش

چگونه روابط مشتری را بهبود دهیم؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۱٫۰۸ - ۸:۳۹ ٫ق٫ظ


رازمجنون – ترجمه از حمید گنجی: وقتی در مورد تجربیات خدمات مشتری صحبت می‌کنیم، مصرف‌کنندگان به دنبال کمال نیستند. بلکه آن‌ها در کارمندانی که با آن‌ها تعامل می‌کنند به دنبال دو فاکتور شایستگی و حرفه‌ای بودن می‌گردند و اگر نتوانند این دو فاکتور را در کارمند موردنظر خود بیابند، قطعا مسیرشان را از کسب‌وکار شما جدا خواهند کرد.
 
مطالعه انجام شده توسط CMO Council و SAP Hybris نشان داد که اگر نیازهای مشتریان برآورده نشود و آن‌ها احساس ناامیدی کنند، قطعا برند و کسب‌وکارهای مورد علاقه خود را ترک می‌کنند. بنابراین برای کسب‌وکارها بسیار مهم است که با سرعت هرچه‌تمام‌تر با مشتریان خود تعامل کرده و با نیازهای آن‌ها آشنا شوند.
 
بر اساس همین مطالعه، بیشتر این ناامیدی‌ها وقتی به وجود می‌آید که مشتری با خود تصور کند که مانند یک مشتری وفادار و ارزشمند با او برخورد نشده است. به گفته لیزا میلر، معاون ارشد بازاریابی CMO Council، بخشی از ایجاد احساس ارزشمند بودن در مشتری را باید در شخصی‌سازی جستجو کرد.
 
 چگونه تجربه خدمات مشتری را بهبود دهیم؟
به گفته لیزا میلر: «مشتریان در هرلحظه به شخصی‌سازی نیاز ندارند. اما آنچه این تحقیق روی آن تاکید دارد این است که در مواقع نیازها، تجربه‌ای مرتبط و شخصی‌سازی‌شده را به مخاطب ارائه داد.»
چگونه روابط مشتری را بهبود دهیم
یکی از بهترین روش‌ها برای خوشحال نگه‌داشتن مشتریان و البته دور نگه داشتن آن‌ها از رقبایتان این است که تجربیات آن‌ها را بهبود دهید. مشتریان در ارتباط با شرکتی که از آن حمایت می‌کنند به آزادی نیاز دارند. حال این ارتباط می‌خواهد ایمیل باشد یا تلفن یا کانال‌های دیجیتال. آن‌ها کنترل می‌خواهند، بنابراین برای شرکت‌ها مهم است که از طریق کانال‌های ارتباطی که مشتری می‌پسندد، به نیازهای او پاسخ دهند.
در بهبود ارتباط مشتری، شناخت مخاطب یک ضرورت است. مشتریان نیز از شرکت انتظار ندارند که در تمام مکان‌ها حاضر باشد. اما آن‌ها انتظار دارند که در کانال‌هایی که در آن‌ها سرویس ارائه می‌شود، شرکت موردنظرشان با شایستگی خدمت‌رسانی کند.
اگر شرکتی منابع کافی برای ارائه خدمات در پلتفرم‌های متنوع را نداشته باشد، بهتر است که خدمت‌رسانی را در مقیاس کوچک‌تر انجام دهد و خدمات خود را فقط در جاهایی متمرکز کند که در آن‌ها بهترین است و مشتریان نیز در آن مکان‌ها آماده‌ی تعامل هستند.
برای فروشگاه‌های فیزیکی، سرویس‌دهی شخصی معمولا بر سایر روش‌های ترجیح داده می‌شود. اما برای شرکت‌هایی که حضوری گسترده در دنیای دیجیتال دارند، مشتریان اغلب از طریق وب‌سایت یا ایمیل با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کنند. البته این مورد تا حدود زیادی به نوع شرکت نیز بستگی دارد، بنابراین ردیابی منابع مشارکت و تعامل مشتری برای ایجاد یک استراتژی بهبود تجربه مشتری به ‌ضرورت تبدیل می‌شود.
کیفیت بر کمیت اولویت دارد
بر اساس همان مطالعه صورت گرفته توسط CMO Council، مشخص است که مشتری تنها به دنبال تداوم و سرویس‌ باکیفیت است. اما شرکت‌ها چگونه می‌توانند از این مورد برای بهبود کیفیت خود استفاده کنند؟ در ادامه دو پیشنهاد آورده شده است:
افزایش زمان پاسخ‌گویی در هرکدام از کانال‌هایی که از آن‌ها برای تعامل با مشتریان استفاده می‌کنید. این می‌تواند به معنای محدود کردن ساعات در دسترس بودن خدمات مشتریان یا افزایش تعداد کارکنانی باشد که به سوالات مشتریان پاسخ می‌دهند.
کارکنان را آموزش دهید تا به‌سرعت به سوالات مشتریان و راه‌حل‌های تحقیقی پاسخ دهند. اختیار دادن به افراد برای حل‌وفصل مشکلات مشتریان در اولین تعامل، آن‌ها را قادر می‌سازد تا به‌طوری مؤثرتر از شرکت نمایندگی کنند و رضایت مشتری را نیز بهبود دهند.
درنهایت، می‌توانید به‌سادگی و از طریق قدردانی‌های منظم از مشتریان، تجربه آن‌ها از برند خود را بهبود دهید. آن دسته از کارمندانی که مستقیما با مشتریان در ارتباط هستند را آموزش دهید که با ذکر اطلاعاتی مانند مدت‌زمان ارتباط مشتری با کسب‌وکار، از آن‌ها به دلیل وفاداری تشکر کنند. این سیگنال‌های کلامی این پیام را به مشتری منتقل می‌کند که شما به جزئیات توجه دارید و مهم‌تر از همه، شما برای مشتری ارزش قائل هستید.

دیدگاه‌ها خاموش

وضعیت ایران در گزارش جهانی کسب و کار

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۱٫۰۸ - ۷:۴۲ ٫ق٫ظ


روزنامه هفت صبح – علی هادی زاده: مقایسه دو گزارش بانک جهانی و وزارت اقتصاد درباره سنجش وضعیت کسب و کارها در ایران اطلاعات درجه یک و گاهی بامزه در اختیارمان قرار می دهد.
 
 گام معلق لک لک

وضعیت کسب و کار ایران بهتر شده است یا نه؟ برای جواب دادن به این سوال در داخل کشور منبعی پیدا نمی کنید که جواب درست و حسابی به شما بدهد ولی در دنیا گزارشی به اسم سنجش وضعیت کسب و کار وجود دارد که توسط بانک جهانی انجام می شود. بر اساس معیارهای رتبه سنجی این گزارش، دولت تغییرات فضای کسب و کار را اعلام کرده و بخش خصوصی آن را طی یک پرسشنامه تایید می کند.

به تازگی گزارش سال ۲۰۱۸ این موسسه منتشر شده است که جایگاه جدیدی برای کسب و کارها در ایران مشخص کرده است. البته اگر به سراغ روند تغییرات بروید متوجه می شوید که ایران با این که از سال ۲۰۱۴ تا به حال در مجموع ۳۲ رتبه صعود کرده ولی تقریبا هیچ اقدامی برای بهتر شدن کسب و کار خود طی چند سال اخیر نکرده است.

با این حال وزارت اقتصاد می گوید که تاثیر دولت در بهبود روند کسب و کار حدود ۶۳ بوده است. برای این که کاملا متوجه شوید که آیا وضعیت کسب و کار در ایران بهتر شده است یا نه به سراغ دو گزارش بانک جهانی و وزارت اقتصاد رفته ایم تا ببینیم واقعا کدامیک حقیقت را گفته و چه اتفاقی در پشت پرده در حال رخ دادن است.

وضعیت ایران در گزارش جهانی کسب و کار

در گزارش سال ۲۰۱۸ ایران با چهار رتبه تنزل نسبت به گزارش سال ۲۰۱۷ در بین ۱۹۰ کشور در رتبه ۱۲۴ قرار گرفته است. تنها چیزی که به عنوان یک تغییر مثبت در گزارش سال ۲۰۱۸ برای ایران ثبت شده است، بهبود دسترسی به اطلاعات برای اخذ اعتبار است. عاملی که به بهبود رتبه ایران در یکی از نماگرهای شاخص انجام کسب و کار، یعنی نماگر «اخذ اعتبار» از ۱۰۱ به ۹۰ و بهبود شاخص «فاصله از اولین کشور» برای ایران از ۵۶٫۲۲ در سال ۲۰۱۷ به ۵۶٫۴۸ در سال ۲۰۱۸ منجر شده است. در مجموع با توجه به پیشرفت سایر کشورها و کندی اصلاحات در ایران، رتبه نامطلوب تری نسبت به سال گذشته برای ایران رقم خورده است.

اگر نگاهی به تاریخچه رتبه کسب و کار کشورمان بیندازیم متوجه می شویم که در سال ۲۰۱۱ ما در رتبه ۱۲۹ بودیم. این رتبه سال به سال بدتر شد و در سال ۲۰۱۴ به رتبه ۱۵۲ رسید. ولی طی دو سال بعد رتبه ما دوباره بهتر شده و به ۱۱۸ رسید. بررسی گزارش های سال های ۲۰۱۴ تا ۲۳۰۱۶ بانک جهانی نشان می دهد در این دوره تنها دو مورد اصلاح در گزارش های انجام کسب و کار برای ایران ثبت شده و بخش عمده تغییر رتبه ایران در این سال ها به دلیل بازنگری بانک جهانی در داده ها اتفاق افتاده است.

در بازنگری های انجام شده در مورد ایران، تنها بخشی از خطاهای فاحش سال های گذشته در ارسال اطلاعات کمتر شده اند. در گزارش سال های ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ مجددا روند رو به تنزل در رتبه ایران آغاز شده است که عمده ترین دلیل آن این است که اصلاحات محیط حقوقی و اداری کسب و کار در ایران به کندی پیش رفته و دیگر کشورها عملکرد بهتری نسبت به ایران داشته اند.

ایران در سند چشم انداز خود حدود ۲۵ کشور را به عنوان رقبای منطقه ای معرفی کرده و قرار است از آنها در رقابت های مختلف پیشی بگیرد. تعداد زیادی از این ۲۵ کشور که اکثرا شامل کشورهای خاورمیانه و همسایه های ایران می شوند، رتبه ای بهتر از ایران دارند. در حقیقت ایران بین این ۲۵ کشور رتبه ۱۸ را به خود اختصاص داده است و بالاتر از سوریه، یمن، افغانستان و غیره قرار گرفته است.

 
 گام معلق لک لک

چه عاملی باعث شده رتبه ما به اینجا برسد؟

داستان تغییر رتبه ایران در این جدول از اتفاقات بسیار زیادی تاثیر گرفته است. اتفاقاتی که بعضا ربطی به ایران نداشته و بعضی از آنها به خاطر کم کاری هایی بسیار ساده بوده است. با این حال در آخرین گزارش وزارت امور اقتصادی و دارایی در موضوع شاخص انجام کسب و کار بانک جهانی که در تیر ماه ۱۳۹۶ منتشر شده، ادعا شده عملکرد این وزارتخانه ۶۳ درصد در بهبود ۳۲ رتبه ای ایران طی سال های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۷ تاثیر داشته است.

این وزارتخانه جدولی از عملکردهای خود را به پیوست این مطلب منتشر کرده و گفته است که توانسته با انجام کارهای مختلف رتبه ایران را به اینجایی که هست برساند. برای این که دقیقا بدانید در مورد چه کارهایی حرف می زنیم، تعدادی از آنها را مرور می کنیم. مثلا ادعام مرحله رزرو نام شرکت و ثبت آن در اداره ثبت شرکت ها و پرداخت هزینه های ثبت، ایجاد سیستم نرم افزاری مکانیزه برای ساماندهی صدور مجوز ساخت و ساز و پایان کار، صدور کارت بازرگانی از طریق سامانه یکپارچه کارت بازرگانی هوشمند و حذف الزام به اخذ گواهی اشتغال و تسویه حساب بیمه. از این دست کارها در این گزارش زیاد است ولی در پشت پرده این گزارش نکته ای وجود دارد که کسی به آن اشاره نکرده است.

این رتبه چگونه سنجیده می شود؟

قبل از این که به سراغ اصل ماجرا برویم بهتر است متوجه نحوه بررسی وضعیت کسب و کار در دنیا شوید. بخشی از تغییرات در نتیجه برنامه ریزی و اقدام موثر دولت ایجاد شده است. گروه انجام کسب و کار بانک جهانی، این اقدامات را سالیانه در قالب اصلاحات انجام شده توسط کشورها ثبت و منتشر می کند. دولت ها می توانند اصلاحاتی را که در هر سال اعمال می کنند به بانک جهانی گزارش دهند؛ اما در نهایت اصلاحات انجام شده در کشورها در صورتی از جانب بانک جهانی مورد پذیرش واقع می شود که بخش خصوصی آنها را در پرسشنامه ها تایید کند.

همچنین اگر نقص یا اشتباهی در اطلاعات ارسال شده توسط بخش خصوصی اتفاق بیفتد، در سال بعد با تایید بخش خصوصی قابل اصلاح خواهد بود. این موضوع در مورد کشورهای در حال توسعه ممکن است اتفاق بیفتد و در کشورهای توسعه یافته که به نوعی انسجام محتوایی بین عملکرد دولت و تاثیرپذیری بخش خصوصی از قوانین و مقررات وجود دارد، معمولا اطلاعات با دقت و صحت کامل گزارش می شود.

 
 گام معلق لک لک

از طرفی گروه انجام کسب و کار بانک جهانی از ابتدای طراحی و محاسبه شاخص ها، به مرور زمان و به صورت پویا در روش شناسی خود با هدف سنجش مطلوب تر، تغییراتی ایجاد می کند. برای مثال متغیری به شاخص اضافه می کند یا تعریف مولفه ای را تغییر می دهد. چنین تغییراتی اثر یکسان بر رتبه کشورها ندارد و با وجود بهبود وضعیت برخی کشورها، ممکن است بر رتبه سایرین تاثیر منفی داشته باشد. در آخر عامل دیگری که خارج از حوزه اصلاحات محیط کسب و کار است، اما می تواند در رتبه کشورها تغییر ایجاد کند، تغییر درآمد سرانه است، زیرا هزینه های کسب و کار غالبا به عنوان درصدی از درآمد سرانه کشورها محاسبه می شوند. حال که فرآیند رتبه سنجی را بهتر متوجه شدید می توان به سراغ اصل ماجرا رفت.

حقیقت ماجرا چیست؟

بسیاری از فعالان اقتصادی وقتی کاهش ناگهانی رتبه ایران در جدول جهانی کسب و کار را مشاهده کردند، کمی به این رتبه شک کردند؛ چرا که معمولا رتبه های کشورها به این شدت تغییر نمی کند. در آن زمان یعنی بین سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۵ نیز اتفاق خاصی در اقتصاد و فضای کسب و کار ایران نیفتاده بود که منجر به این حجم از تغییر شود. اینجا دو فرضیه مطرح می شود، یا کشورهای دیگر از بهبود فضای کسب و کار خود دست کشیده اند یا تغییری در اطلاعات ایجاد شده است که تاثیر زیادی روی این عدد داشته است.

وقتی به سراغ گزارش تغییرات جهانی کسب و کار از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۷ برویم متوجه می شویم از جدول بلندبالایی که وزارت اقتصاد منتشر کرده است تنها حدود پنج تغییر به عنوان اصلاحات دولت ثبت شده است. یعنی بیشتر تغییرات اصلا در گزارش این سازمان تایید نشده و یا در کنار بقیه متغیرها آنچنان وزنی نداشته اند که به صورت جداگانه ذکر شوند. مجموع برآیند این تغییرها نیز امتیازی حدود ۳۸ است که تقریبا در بین تغییرات دیگر کشورها بسیار کم است و نمی تواند باعث تغییر رتبه تا این حد شود.

از طرفی در گزارش وزارت امور اقتصادی و دارایی برای محاسبه میزان اثرگذاری هر دسته از تغییرات، تعداد تغییرات بدون در نظر گرفتن شدت تاثیرگذاری لحاظ شده است. برای مثال اصلاح دولت برای راه اندازی پنجره واحد تجاری، رتبه «تجارت فرامرزی» را در سال ۲۰۱۷، تنها یک رتبه ارتقا داده است و تاثیر آنچنانی نداشته است.

موضوع وقتی روشن می شود که به سراغ اصلاح اطلاعات برویم. یعنی اطلاعاتی که قبلا اشتباه داده می شد. از سال ۲۰۰۳ هر سال معمولا حدود ۷۰ یا ۸۰ حقوقدان، قاضی، وکیل، مهندس ساختمان و یا بازرگان مورد اعتماد و تایید بانک جهانی و همگی از بخش خصوصی، پرسشنامه های مربوط به ایران را تکمیل و به بانک جهانی ارسال می کنند. مرکز پژوهش های مجلس در سال ۱۳۹۲ به سفارش مجلس شورای اسلامی طی تحقیقی نشان داد در ارسال اطلاعات توسط پاسخ دهندگان به پرسشنامه های بانک جهانی در هر ۱۰ نماگر شاخص انجام کسب و کار، خطای گسترده ای اتفاق افتاده است و به دلیل ارسال اطلاعات نادرست از سوی پرسش شوندگان مورد تایید بانک جهانی در ایران، رتبه کشور در این گزارش از وضعیت واقعی ایران فاصله زیادی دارد. در نهایت قرار شد بخش خصوصی از آن به بعد یعنی سال ۹۳ پرسشنامه مربوط به این گزارش را با دقت بیشتری تکمیل کنند. در حقیقت عامل اصلی تغییر رتبه ایران، اصلاح گزارش های غلط بوده و دولت خیلی نقشی در این میان بازی نکرده است.

 
 گام معلق لک لک

واقعا سهم هر بخش در این تغییرات چقدر بوده است؟

اگر به سراغ تاثیر تغییرات سیاست های دولت، اصلاحات بخش خصوصی، تغییر روش سنجش مولفه ها و غیره برویم متوجه می شویم بیشترین تاثیر، ناشی از اصلاح اطلاعات اشتباه ارسال شده در سال های گذشته بوده است. این اطلاعات اشتباه توسط بخش خصوصی ارسال می شده و حالا پس از اصلاح شدن به شکلی چشمگیر رتبه ایران را بهبود داده است. سهم اصلاحات دولت از بهبود رتبه ایران ۱۰٫۸ درصد بوده است. در نهایت می توان گفت عملکرد دولت در بهبود رتبه ایران در گزارش انجام کسب و کار همچنان کم اثر بوده است و دولت به وظیفه قانونی خود در قانون بهبود مستمر محیط کسب و کار، به طور موثری عمل نکرده است.

دیدگاه‌ها خاموش

به جای تخفیف، ارزان‌تر بفروشید!

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۱٫۰۷ - ۸:۳۶ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت – آراش اسلی، ترجمه شادی حسن پور: پژوهش ها نشان می دهند سلاحی وجود دارد که شما می توانید از آن برای افزایش فروش خود استفاده کنید؛ استراتژی فروشی که در هر مکان و برای هر صنعتی قابل استفاده است.

این استراتژی فروش چیست؟


چارچوب بندی استراتژیک قیمت هایتان. چه در صنعت لوکس و گران قیمتی فعالیت داشته باشید و چه محصولات ارزانی مانند چیپس به فروش برسانید، با چارچوب بندی درست قیمت هایتان می توانید روی مشتریان تاثیر بگذارید و نرخ فروشتان را افزایش دهید.
 
 تخفیف ندهید، قیمت را کاهش دهید
1. زمان را نسبت به قیمت ارجح بدانید.
محصولتان هر قیمتی که داشته باشد، از هزار تومان گرفته تا ۱۰ میلیون تومان، شما باید تمرکزتان را روی زمان بگذارید، نه قیمت؛ فقط به این شکل است که می توانید رضایت مشتری را جلب کنید. زمان می تواند معادل وعده استفاده بلندمدت یا چندین باره از محصول باشد. براساس پژوهشی که به وسیله مدرسه عادی کسب و کار دانشگاه استنفورد صورت گرفته است، پررنگ نشان دادن تجربه ای که مشتری به وسیله محصول شما به دست خواهدآورد، کلید موفقیت شما خواهدبود. آنها از سه استند متفاوت برای تبلیغ لیموناد استفاده کردند. روی یکی از این استندها به زمان اشاره شده بود، روی دیگری به پول و روی استند آخر چیزی نوشته نشده بود.
 
استندی که کلمه «زمان» روی آن نوشته بود، دو برابر بازدیدکننده و به نسبت دو برابر فروش بیشتری داشت. کیسی ماگیلنر، یکی از محققان این پژوهش می گوید: «بالاخره زمان، منبع نایاب تری است. زمانی که از دست برود، دیگر تمام شده است و راهی برای بازگرداندنش وجود ندارد. برای همین معنای بیشتری برای ما دارد. این که هر کس زمان خود را به چه شکل می گذارند، بهتر از چگونگی خرج کردن پول، می تواند شخصیت او را توصیف کند.» زمانی که دارید محصول خود را به مشتری معرفی می کنید، در مورد این مسئله صحبت کنید که آنها با استفاده از محصول یا خدمات شما تا چه حد می توانند در زمان خود صرفه جویی کنند.

۲٫ با قیمت محصولات برندهای دیگر رقابت نکنید.


وارد جنگ بر سر قیمت نشوید. زمانی که به مشتری بگویید «قیمت های ما ۲۰ درصد کمتر از محصولات فلان برند است» یا «قیمت ما را با قیمت محصولات فلان برند مقایسه کنید»، مطمئن باشید که او را از دست خواهید داد. زمانی که خواسته یا ناخواسته از مشتری می خواهید که قیمت محصولاتتان (درواقع خودتان) را با برندی دیگر مقایسه کند، خود را در معرض خطر از دست دادن مشتری قرار می دهید، چرا که مشتری روی مزیت های رقابتی تمرکز می کند، نه مزایای محصول شما.

۳٫ کنار آمدن با این جمله مشتریان: «قیمت همه جا ارزان تر از اینجاست».


معمولا دو مشکل در زمینه قیمت رخ می دهد؛ «من می توانم محصول مشابهی را با قیمت بهتر، از رقیبتان، شرکت ایکس بگیرم.» و «قیمت این محصول همه جا ارزان تر از این جاست.» زمانی که این جملات را می شنوید، جهت مکالمه را به سوی مزایا و کیفیت محصولتان بکشانید. به کیفیت بهتر، ویژگی های جدیدتر و نوآورانه تر یا خدمات پس از فروش فوق العاده تان اشاره و قیمت بالاتر محصولتان را توجیه کنید. این استراتژی را می توانید هنگام رقابت با برندهای مطرح و بزرگ نیز به کار بگیرید. گاهی پیش می آید که مردم هزینه بیشتری را برای یک محصول یا خدمت پرداخت کنند، اما معمولا آنها این کار را برای برندهای بسیار مشهور انجام می دهند. اگر کسب و کار شما هنوز نوپاست، احتمالا نباید چنین ریسکی کنید و انتظار داشته باشید مشتریان، محصولاتتان را بخرند.

۴٫ نرخ بازگشت سرمایه محصولتان را بیان کنید.


تنها زمانی که باید در مورد قیمت محصول صحبت کنید، زمانی است که آن  محصول نرخ بازگشت سرمایه بسیار بالایی را به مخاطب عرضه می کند. مشخص است که همه حاضرند در قبال دریافت محصول یا خدماتی که کیفیت بالایی دارد و خود محصول پس از مدتی هزینه خرید خودش را جبران می کند، پول بیشتری بپردازند. براساس یک نظرسنجی، ۷۴ درصد مردم حاضرند پول بیشتری در قبال غذای سالم تر بپردازند. پس اگرچه نباید در مورد قیمت با مشتری بحث کنید، اما وقتی که مزایای محصولتان بسیار بیشتر از مزایای سایر محصولات مشابه است، باید این مسئله را به مشتری توضیح دهید.
همچنین می توانید درباره ویژگی هایی صحبت کنید که به زودی به محصولاتتان اضافه می کنید؛ این ویژگی ها باعث خواستنی تر شدن محصولاتتان می شوند، هر چند هنوز به تحقق نپیوسته اند. فروشندگان معمولا نمی توانند یا اجازه ندارند قیمت استاندارد محصولات را کاهش دهند، اما می توانند با تغییر دادن استراتژی فروششان، بدون اعمال هیچ تغییری روی قیمت، میزان فروش خود را افزایش دهند.

دیدگاه‌ها خاموش

برگه ی بعدی »