رهبرانی که آینده را می‌سازند کدام‌اند؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۱٫۱۱ - ۴:۲۵ ٫ق٫ظ


رازمجنون – ترجمه از حمید گنجی: آلن کی، مربی و طراح کامپیوتر مشهور، گفت است: “بهترین راه برای پیش‌بینی آینده این است که آن را بسازید.” اما در چنین دنیای آشفته و نامطمئنی چگونه می‌توان آینده را اختراع کرد؟ برندهای پایدار چگونه روی وعده‌های خود به مشتریانشان باقی می‌مانند و درعین‌حال خود را با مشتریان جدید با ارزش‌ها و ترجیحات متفاوت همراه می‌کنند؟ مدیران اجرایی چگونه می‌توانند مطمئن شوند که تمام چیزی که آن‌ها می‌دانند، آن چیزی که می‌توانند تصور کنند را محدود نمی‌کند؟

این سوالات دقیقا همان سوالاتی هستند که رهبران و سازمان‌هایی که روزهای خوشی در انتظارشان است را از همتایان خود که در گذشته گیر افتاده‌اند از هم جدا می‌کند. من در تحقیق خود برای مجله کسب‌وکار دانشگاه هاروارد، توجه زیادی را به رهبرانی معطوف کردم که این سوالات به آن‌ها انرژی می‌دهد و بر خلاف سایر رهبران باعث از کار افتادگی‌شان نمی‌شود. رهبرانی که می‌توانند آینده را بسازند، در یکی از چهار دسته زیر جای می‌گیرند:

رهبرانی که آینده را می‌سازند کدام‌اند؟

یادگیری متعصب

یکی از بزرگ‌ترین رضایت‌های رهبر بودن این است که شما می‌توانید یک معلم باشید و دانشی که در طول دوره کاری خود به دست آورده‌اید را به‌عنوان مشاوره با همکاران جوان خود به اشتراک بگذارید. اما وقتی در مورد خلق آینده صحبت می‌کنیم، موثرترین رهبران درواقع همان دانش‌آموزان تشنه هستند. رهبران خلاق همیشه از خود می‌پرسند: «آیا من با همان سرعتی که جهان تغییر می‌کند در حال یادگیری هستم؟»

گری ریج، مدیرعامل شرکت WD-40، شاید دانش‌آموزترین مدیری باشد که من می‌شناسم. او توانست نوآوری‌های بزرگی را به راه بیاندازد و روی یک رشد بی‌سابقه نیز نظارت داشته باشد. اما رمز موفقیت WD-40 چیست؟ وظیفه گری ریج این بوده است که یک سازمان «دیوانه یادگیری» را بسازد که بسیار طرفدار تعامل با تکنولوژی‌ها و مدل‌های کسب‌وکاری جدید است. او برای سرعت بخشیدن به یادگیری درون سازمان، گروهی از مدیران و مهندسان را گرد هم آورد و نام آن‌ها را «تیم فردا» گذاشت.

سوال محبوب گری ریج از همکارانش برای تست اشتیاق آن‌ها برای یادگیری این است: «آخرین باری که یک کار را برای اولین بار انجام دادید چه وقت بود؟» رهبرانی که برای آینده مناسب‌اند، مصمم هستند که با همان سرعتی که جهان تغییر می‌کند، آن‌ها نیز به یادگیری خود ادامه دهند.

خرابکار شخصی

هرچقدر که بیشتر در زمینه صنعت کار کرده باشید و موفقیت‌های بیشتری نصیبت شما شده باشد، دیدن الگوها، احتمالات جدید و راه‌های جدید برای آینده سخت‌تر می‌شود. در اغلب اوقات، رهبران ارشد اجازه می‌دهند چیزهایی که می‌دانند، تصورات آن‌ها را محدود کند. این یک مشکل بزرگ است: اگر به ایده‌های تاریخ گذشته وفادار باشید، نمی‌توانید آینده را اختراع کنید. حتی اگر این ایده‌های منقضی شده در گذشته برایتان کارساز بوده‌اند.

روسان هگاردی، یکی از فعالان بزرگ اجتماعی، تاثیرات زیادی در مبارزه با بی‌خانمان ایجاد کرده است. اما بزرگ‌ترین (و انقلابی‌ترین دستاورد او) کمپین ۱۰۰٫۰۰۰ خانه است. او می‌گوید: «من به این نتیجه رسیدم که ما راهی برای غلبه بر مشکلی که ذاتا محدود شده بود را توسعه دادیم.» عمل تجدید ساختار، بسیار سخت و البته کاملا لازم بود. روسان هگاردی هشدار می‌دهد که اغلب اوقات غرور نسبت به ایده اخیرتان به مانعی برای دیدن ایده بعدی تبدیل می‌شود. رهبرانی که برای آینده مناسب هستند، بهترین زمان برای منقطع کردن خود را می‌دانند.

دارای ذهنی سخت و خوش‌بین

رهبری کاری عقلانی و فکری است. نحوه‌ای که ما خودمان را معرفی می‌کنیم، رویکرد ما و چشم‌اندازمان، آنچه که برای ایجاد تغییرات عمیق در دوران آشفتگی لازم است را به دست می‌دهد. جان گاردنر، محقق افسانه ای زندگی سازمانی، استدلال می‌کند که رهبران بزرگ، “خوش‌بینی سخت گیرانه” را خلق می‌کنند. او می‌گوید: “آینده توسط افرادی که واقعا به آن باور ندارند شکل نمی‌گیرد. آینده توسط افراد بسیار محرک، علاقه‌مندان و توسط مردان و زنانی ایجاد می‌شود که بسیاری چیزها را می‌خواهند یا به بسیاری از چیزها باور دارند.»

ورنون هیل، یک کارآفرین که شرکت جوان او با نام مترو بانک در حال تغییر آینده سرویس‌های مالی در بریتانیاست، روحی از انرژی و اعتمادبه‌نفس را ایجاد کرده است که مسری است. مطمئنا مدل کسب‌وکار او مزاحمت‌هایی را برای کسب‌وکارهای قدیمی این حوزه ایجاد کرده است. اما ذهنیتی که ورنون هیل به آن شخصیت می‌دهد آن چیزی است که یک بانک با رشد سریع را تعریف می‌کند.

او می‌گوید: «اگر ما حس انرژی خود را حفظ نکنیم، به پیام ضربه می‌زنیم.» و این دقیقا همان دلیلی است که این شرکت به دنبال رهبرانی است که مشتاقانه به عملیات‌های بانکی علاقه دارند. شما نمی‌توانید آینده‌ای موفق را برای شرکتتان بسازید، مگر اینکه در مورد آنچه که در آینده وجود دارد هیجان زده باشید.

آزمایش کننده مشتاق

این یک راز کثیف در مورد آینده است که بسیاری از ما نمی‌خواهیم با آن روبرو شویم: حتی هیجان انگیزترین پیشرفت‌ها نیز در پس پرده‌ی پروژه‌های شکست‌خورده، محصولات بمباران‌شده و پیش‌گامی‌هایی ساخته شده‌اند که هرگز به نتیجه نرسیدند. به همین دلیل است که رهبران مناسب برای آینده، ایده‌های بسیاری را پشتیبانی می‌کنند، با اینکه می‌دانند بیشتر آن‌ها نمی‌توانند موارد برنامه‌ریزی شده را به دست دهند. اما این رهبران می‌خواهند همان تعداد کمی از ایده‌ها که می‌توانند چیزی فراتر از تصورات را به دست دهند را شناسایی کنند.

آیا هیچ مدیر اجرایی وجود دارد که توانسته باشد بهتر از جف بزوس به روحیه آزمایش شخصیت ببخشد؟ مدیرعامل فعلی آمازون به دلیل تمایلش برای قبول ایده‌های جدیدی که کارساز نیستند به ثروتمندترین شخص در جهان تبدیل شده است. به گفته آقای بزوس، « اگر قصد داریم شرط‌های جسورانه‌ای بگذاریم، آن‌ها آزمایش می‌شوند و اگر آن‌ها آزمایش هستند، شما نمی‌دانید که در آینده آیا آن‌ها کار خواهند کرد یا خیر.» رهبرانی که برای آینده مناسب هستند می‌دانند که هیچ موفقیتی بدون عقب‌نشینی و هیچ پیشرفتی بدون تله و دام حاصل نمی‌شود.

البته همانند تمام چارچوب‌ها، این درواقع ساده‌سازی است و بسیاری از ما فقط به یک دسته‌بندی شفاف بسنده نمی‌کنیم. اما برای بسیاری از ما، هرچقدر که بیشتر این ویژگی‌ها را در بر بگیریم، در کار سخت ایجاد تغییر به ما کمک خواهد کرد. البته هیچ تضمینی وجود ندارد که یک نگرش خاص به شما در خلق آینده‌ای موفق برای خود و سازمانتان کمک کند. اما اگر هرکدام از ما بدانیم که کدام یک از این عادات ذهنی برای ما مناسب‌تر است، ممکن است برای آینده متناسب‌تر باشیم.

در هر زمینه‌ای، رهبرانی که سازمان خود را به جلو می‌برند کسانی هستند که می‌توانند در مورد آن چیزی که همیشه انجام می‌داده‌اند تجدیدنظر کرده و محصولات و سرویس‌هایی که ارائه می‌دهند را نیز تازه‌سازی و تفسیر کنند. این رهبران همچنین می‌توانند در مورد آن چیزی که بعدا پیش می‌آید نیز آزمایش‌های جسورانه‌ای را انجام دهند. آیا شما از این نوع رهبران هستید؟

دیدگاه‌ها خاموش

فرصت خوب تحریم‌ها برای برندسازی

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۱٫۱۰ - ۵:۱۲ ٫ق٫ظ


روزنامه آسمان آبی – مهناز مهرداد: برندسازی از موضوعاتی است که در سال‌های گذشته مورد توجه بسیار قرار داشته، اما این‌که تاکنون چه میزان موفقیت در این عرصه حاصل شده جای بحث بسیار دارد. در این‌باره با رامین جوان‌رود، مدیرعامل یک برند پوشاک داخلی و فردی که همراه شرکت‌های دیگر در ایجاد برندهای بین‌المللی نیز تلاش کرده‌است، گفت‌وگو کردیم.

فرصت خوب تحریم‌ها برای برندسازی

وضعیت برندسازی را در ایران چگونه می‌بینید؟

شاید در دنیا برندسازی سابقه طولانی نداشته باشد، اما از سال۱۹۵۰ به بعد برندها توسعه یافتند. در ایران، محصولات برخی شرکت‌ها ازجمله شرکت‌های فعال در زمینه صنایع غذایی به‌واسطه استفاده در یک محدوده محیطی شناخته‌ شده و به نوعی به برند تبدیل شده بودند، اما درنهایت، در این زمینه توفیق چندانی نداشتیم؛ زیرا هدف اصلی یک برند جلب رضایت مشتری و افزایش اعتماد به آن است؛ به‌گونه‌ای که به ایجاد ارزش‌افزوده بالاتر منجر می‌شود.
در همه دنیا از هر صد نفری که وارد عرصه برندینگ می‌شوند شاید فقط یک نفر موفق شود؛ زیرا این کار به تخصص‌های مختلف نیاز دارد. در ایران در این سال‌ها کمتر این اتفاق رخ داده است، زیرا ما بیشتر در بازارها حضوری تجربی داشتیم و به‌واسطه مواردی مانند بهره‌مندنشدن از حمایت‌های دولتی، مباحث سیاسی، ایفای نقش برندها در کشورهای دیگر، توانمندی برندها و مواردی از این دست موفقیت چندانی در بازارهای جهانی به دست نیاورده و برای مثال، این امکان فراهم نشد که مانند ساعت سوئیس یا برندهای متعدد پوشاک در دنیا به فعالیت بپردازیم.

به‌عنوان فردی که وارد این حیطه شده‌اید، موفقیت در این عرصه را تا چه اندازه محتمل می‌دانید؟

ما از سال۱۳۸۶ برند خود را در ایران و با هدف صادرات ایجاد کردیم و در سال‌های قبل نیز با همراهی چند شرکت فعال در عرصه پوشاک برندی برای فعالیت در مسکو طراحی کردیم، اما واقعا هر برند مانند یک نهال است که به نگهداری نیاز دارد. اکنون در حوزه‌ای مانند پوشاک شاید ۷۰ تا ۸۰ درصد بازار ما دست رقبای خارجی باشد و مهم است ما برندی داشته باشیم که در گام اول، بتوانیم از بازارهای داخلی سهم ببریم. پس از آن ورود به کشورهای همسایه و حاشیه خلیج‌فارس و دیگر کشورها از اهمیت خاص خود برخوردار است.

مشکلی که وجود دارد غیر از مواردی معدود، برندهای ایرانی حتی در سطح داخلی شناخته نشده و موانع متعددی پیش‌روی آن‌هاست. این مسئله را تایید می‌کنید؟

برای موفقیت یک برند نیاز است در ابتدا برخی زیرساخت‌ها مهیا شوند، اما علاوه بر زیرساخت‌ها، موانع مختلفی نیز پیش‌روی ما قرار دارد که این موانع گاه در حوزه قوانین و گاه در بخش فرهنگ هستند. اکنون ثبت یک برند به زمانی طولانی نیاز دارد. از سوی دیگر، علاوه بر مواردی که مربوط به کیفیت محصول و رضایت مشتری است یکی از موانع جدی اجاره‌بها و شرایط حضور در فروشگاه‌های مطرح و پاساژهای معروف شهر است.

نکته دیگر به بحث‌های مالیاتی مربوط است، به‌محض این‌که شرکتی بخواهد وارد فضای تبلیغات شود گویی حساسیت اداره مالیات افزایش پیدا می‌کند؛ به‌همین دلیل و براساس پاره‌ای مسائل فرهنگی، اکنون بسیاری از فعالان کشور ترجیح می‌دهند دور از هیاهو فعالیت کنند، درحالی‌که برای برندسازی لازم است فعالیت‌های شما نمایان شود.

در کنار همه این موارد، بالابودن هزینه‌های تبلیغ از دیگر مشکلات برندها به شمار می‌رود. از سوی دیگر، ما در بسیاری موارد نحوه برخورد صحیح با مشتری را مدنظر نداریم، درحالی‌که بسیاری از برندهای خارجی همین نکته را مورد توجه قرار داده و به فعالیت در بازار ایران می‌پردازند.

با وجود فعالیت برندهای مختلف خارجی جایی برای فعالیت برندهای داخلی هم باقی می‌ماند؟

برندهای مطرح دنیا هر یک چند دهه سابقه فعالیت دارند، اما اکنون بازار ما به‌دلیل برخی محدودیت‌ها مانند تحریم‌ها و مسائل بانکی فرصت خوبی برای برندسازی فعالان داخلی فراهم کرده است. ما جزو بازارهای نوظهور هستیم و برای بسیاری کشورهای صاحب‌برند جذابیت داریم، اما در همه کشورهای دنیا برندها مانند فرزندان‌شان بوده و دولت‌ها زیر بال و پر آن‌ها را می‌گیرند.

درواقع، برندها یک چتر حمایتی دارند؛ اتفاقی که در ایران کمتر شاهد آن هستیم. اکنون حضور در فروشگاه‌های مطرح شهر از جدی‌ترین موانع پیش روی ماست و این امر در شناخته‌شدن برندهای ایرانی تاثیر بسزایی دارد.

دیدگاه‌ها خاموش

چگونه بدون احساس گناه «نه» بگوییم

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۱٫۰۹ - ۳:۵۱ ٫ق٫ظ


وب سایت یوکن: زمانی که دیگران از ما تقاضای چیزی را می کنند، جواب رد دادن و یا به بیان بهتر، “نه” گفتن سخت ترین کار ممکن است. امکان دارد به خاطر نشکستن دل طرف مقابل و ناراحت نشدن او به درخواستش جواب مثبت دهید و کاری را که می خواهد انجام دهید.

اما به هرحال شما باید نه گقتن را در مدرسه، خانه و محل کارتان یاد بگیرید تا بتوانید زمان خود را مدیریت کنید و زندگیتان را تحت کنترل خود درآورید. گرچه ممکن است با گفتن نه، احساس گناه در شما به وجود آید، اما به خاطر داشته باشید که در برخی مواقع هم کمک می کند تا از ناامید کردن دیگران اجتناب کنید زیرا نه گفتن، بهتر از این است که کاری را قبول کنید و وقت انجام آن را نداشته باشید.

چگونه بدون احساس گناه

چرا باید نه گفتن را یاد گرفت؟ با ما همراه باشید تا برخی از دلایل برای “نه” گفتن را بررسی کنیم:

۱٫ باعث مدیریت زمان می شود.

زمانی که شما به درخواستی بله می گویید باید زمان انجام آن را در برنامه خود قرار دهید و همین مساله در مدیریت زندگی تان تاثیر می گذارد. در حقیقت، نه گقتن در مدیریت زمان نیز حائز اهمیت است؛ زیرا به شما کمک می کند زمانتان را به کارهایی که برایتان مهم است و باعث نزدیک شدن به هدفتان می شود، اختصاص دهید.

۲٫ از علاقه شما محافظت می کند.

گفتن نه به شما کمک می کند روی زندگی و اولویت های خودتان تمرکز کنید، به جای اینکه وقتان را برای انجام کارهایی که باعث رضایت دیگران می شود، سپری کنید. نه گفتن تاثیر خوبی را روی انجام کارهایی که به آن علاقه دارید می گذارد و از اینکه دیگران چه کارهایی را به شما دیکته می کنند، جلوگیری می کند. شاید به نظر خودخواهانه باشد اما به نتیجه مثبت و انجام به موقع کار فکر کنید و از طرفی در نظر بگیرید که اگر بر خلاف میلتان کاری را قبول کنید، نتیجه ی آن خستگی و انجام نشدن بهترین شکل کار و غرق شدن در کاری که به آن علاقه ندارید، خواهد شد.

۳٫ مشخص کردن مرز میان افراد

ایجاد مرز باعث می شود که دیگران بدانند شما چه کارهایی را انجام می دهید و چه کارهایی را انجام نمی دهید و همچنین متوجه می شوند شما از عهده تصمیم گیری برای کارهای خودتان بر می آیید.

حال باید ببینیم که چگونه می توان بدون احساس گناه نه گفت:

۱. همین حالا نه بگویید.

به جای گفتن بله و سپس ناامید کردن افراد و موفق نشدن در انجام کارهایشان، در همان لحظه که از شما در خواست می کنند نه بگویید.

۲. با نه گفتن روراست باشید.

از گفتن کلمات “شاید” یا “احتمالا” پرهیز کنید. بیشتر افراد از نه گفتن بیشتر از شاید استقبال می کنند زیرا عبارت احتمالی ” شاید” نامشخص بودن را نشان می دهد و باعث احساس انرژی زدایی می شود.

۳٫ برای گفتن نه از دلایل دروغ استفاده نکنید.

دروغ گفتن و دلایل دروغ آوردن برای گفتن نه، خود باعث عذاب وجدان می شود، از این رو هیچ وقت برای رد کردن درخواست های دیگران دروغ نگویید زیرا شما به دیگران مدیون نیستید. اگر دوست صمیمیتان از شما درخواستی می کند و شما می توانید برایش دلیل انجام ندادنتان را توضیح دهید اشکالی ندارد اما بدانید با دلیل آوردن برای انجام ندادن کاری بعد از مدتی شما مورد قضاوت دیگران قرار می گیرید، بهتر است بدون دلیل آوردن، نه بگویید.

۴٫ قاطعانه پاسخ دهید.

در نظر داشته باشید که افراد از هر روشی استفاده می کنند تا دیگران را متقاعد به گفتن بله و وادار نمودن به انجام کاری که می خواهند، کنند. به همین دلیل همیشه قاطعانه پاسخ دهید.

۵٫ مؤدبانه نه بگویید.

گفتن نه به این معنی نیست که بی ادبانه رفتار کنید، یاد بگیرید مؤدبانه نه بگویید زیرا باعث می شود بدون احساس گناه درخواست های دیگران را رد کنید.

مهم نیست دیگران با گفتن نه شما چه فکری راجع به تصمیمتان می کنند، گفتن نه به این معنی نیست که شما خودخواه و یا بی ملاحظه هستید، تنها به این معنی است که شما به اندازه کافی قوی هستید تا کارهایتان را اولویت بندی کنید. انسانی باشید که روی حرف خودتان می مانید. زمانتان را مدیرت کنید و به چگونگی تصمیم گیریتان توجه نمایید. باید حواستان به چگونگی گذراندن وقتتان باشد، همیشه بیشترین زمان را برای کاری صرف کنید که بیشترین اهمیت را برای شما دارد.

دیدگاه‌ها خاموش

مدیرعامل یوتیوب: دوست دارم مادر فناوری صدایم کنند

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۱٫۰۸ - ۲:۴۹ ٫ق٫ظ


ماهنامه آینده روشن – ترجمه روزبه آرش: یوتیوب دومین وب گاه پرطرفدار دنیاست، پس از گوگل و پیش از فیسبوک؛ همچنین بزرگ ترین شاخه گوگل است و در نوار ابزار این وب گاه دیده می شود. یوتیوب معروف ترین وب گاه بارگذاری و تماشای ویدئو است که سه کارمند سابق «پی پل» در فوریه سال ۲۰۰۵ آن را ایجاد کردند؛ چاد هرلی و استیو چن و جاوید کریم، پس از موفقیت های وب گاه فلیکر، تصمیم گرفتند یوتیوب را ایجاد کنند. مقر این شرکت در سان برونو در ایالت کالیفرنیاست. در نوامبر ۲۰۰۶ گوگل یوتیوب را به قیمت ۱٫۶۵ میلیارد دلار خرید و هم اکنون یوتیوب از شاخه های گوگل است.

یوتیوب به کاربران اجازه بارگذاری و مشاهده و به اشتراک گذاری ویدئو را می دهد و با استفاده از فناوری ادوبی فلش ویدئو و اچ تی ام ال۵ (HTML5)، انواع ویدئوها، مانند کلیپ های فیلم و کلیپ های تلویزیون و کلیپ های موسیقی و همچنین ویدئوهای وبلاگ ها، ویدئوهای اوریجینال کوتاه و ویدئوهای آموزشی را نمایش می دهد. این وب گاه قابلیت پشتیبانی از ویدئوهای سه بعدی و آناگلیف را دارد و با فرمت های مختلفی، از جمله فلش ویدئو، سازگار است. ویدئوهای این شرکت را می توان در پلی استیشن ۳، پلی استیشن ۴، کنسول بازی وی و ایکس باکس لایو نیز تماشا کرد. نسخه تلفن همراه این وب گاه نیز به صورت نرم افزاری روی پلتفرم اندروید در دسترس است.
 
مدیرعامل یوتیوب: دوست دارم مادر فناوری صدایم کنند 
 
بیشتر ویدئوهای این شرکت را افراد عادی، بعضی را شرکت ها و رسانه هایی مانند سی بی اس، بی بی سی، هیولو، ویوو و برخی سازمان های دیگر، و برخی دیگر را خود یوتیوب بارگذاری می کنند. افرادی که ثبت نام نکرده اند می توانند ویدئوها را تماشا کنند و افراد ثبت نام کرده می توانند ویدئوها را در کانال شان بارگذاری کنند. فقط کاربران ثبت نام شده ای که اثبات می کنند به سن هجده سال رسیده اند اجازه بارگذاری ویدئوهایی با محتوای احتمالی توهین آمیز را دارند. تا پیش از ظهور پدیده «گانگنام استایل»، ویدئوی «چارلی انگشت منو گاز گرفت» پربازدیدترین ویدئوی یوتیوب بود که در می ۲۰۱۱، بیش از ۳۷۵ میلیون بار بازدید شد.
 
یوتیوب، در طول عمرش، همیشه با چالش های گوناگون رو به رو بوده است؛ برای نمونه ویاکوم که به دلیل انتشار ویدئوهای خصوصی اش در این وب گاه، از آن شکایت کرده بود با رای دادگاه، یک میلیارد دلار از یوتیوب خسارت گرفت؛ البته این وب گاه به سیستم تشخیص حق کپی (کپی رایت) مجهز است و ویدئوهای نقض کننده حق کپی را منتشر نمی کند، اما به هر حال این سیستم گاهی هم اشتباه می کند. عجیب نیست اگر بگوییم این چالش همواره بخشی از سرگذشت یوتیوب بوده است؛ و البته همه این ها اهمیت وجود کارآفرین و مدیرعاملی بزرگ را در راس این شرکت برجسته تر می کند.
 
زنی برای جدایی کار از زندگی
 
مدیرعامل یوتیوب یک زن است و این زن از قدرتمندان دنیای فناوری محسوب می شود. سوزان وویچیتسکی (Susan Wojcicki) بر جدا کردن کامل زندگی شغلی از زندگی شخصی بسیار تاکید می کند. او و همسرش که خود یکی از مدیران گوگل است، بلااستثنا و هر شب، برای صرف شام خود را به منزل می رسانند که در کنار فرزندان شان شام بخورند. وویچیتسکی در مصاحبه اش با جک نیکلاس از «وال استریت ژورنال» گفته است: «ما سعی می کنیم این را به قانون بدل کنیم که میان ساعت ۶ عصر تا ۹ شب چک کردن ایمیل ممنوع باشد؛ چون اگر حواس مان دائم به موبایل باشد، جدا شدن از آن و توجه به مسائل دیگر دشوار خواهدبود.»
 

این برای وویچیتسکی صرفا راهی برای وقت گذراندن با خانواده نیست؛ درواقع، جداشدن از کار راهبردی است که به او کمک می کند بهره وری خود را افزایش دهد. این کار او را تشویق می کند هر روز کارهایی را که باید پیش از عزیمت به منزل انجام دهد در اولویت قرار دهد، و در آنِ واحد این زمینه را فراهم می کند که او بتواند از زاویه دیگری به مشکلات بنگرد. وویچیتسکی می گوید: «موفقیت براساس تعداد ساعت هایی که کار می کنید شکل نمی گیرد؛ اگر بیست و چهار ساعت شبانه روز و هفت روز هفته کار کنید، هیچ ایده جالب توجهی به ذهن تان نخواهدرسید.» گفته های او شباهت بسیاری به حرف هایی دارد که مدیرعامل مایکروسافت، ساتیا نادلا، مطرح کرده بود؛
 
مدیرعامل یوتیوب: دوست دارم مادر فناوری صدایم کنند 
سوزان وویچیتسکی و همسرش
 
او گفته بود سعی می کند وقتی در کنار خانواده اش قرار می گیرد، به جای آنکه سرش در موبایلش باشد، تمامی حواسش را به آن ها بدهد. او نیاز بشر امروزی به اتصال به اینترنت را «اضطراب اطلاعات» می نامد. نادلا گفته بود: «من خیلی ها را می بینم که سر میز شام نیز کاملا حواس شان به موبایل شان است. اینجاست که به خودم می آیم و می گویم خدای من، این تاسف بار است.» وویچیتسکی به توانایی چشمگیری که در تفکیک زندگی شغلی از زندگی شخصی اش دارد معروف است. در جولای ۲۰۱۵، وقتی از او پرسیده شد چگونه می تواند با وجود پنج فرزند، همچنان کارآفرینی کند، گفت: «فکر کنم به خلق کردن و آفریدن علاقه داشته باشم.»
 
این علاقه و توانایی او را به زنی پرچم دار در جهان فناوری بدل کرده است. کارمندان می آیند و می روند، اما کار سوزان وویچیتسکی این است که مطمئن باشد یوتیوب از هر کسی که در این شبکه فعالیت می کند درآمدزایی می کند. وویچیتسکی کسی بود که در سال ۲۰۰۶ به مدیر خود در گوگل پیشنهاد کرد که سایت یوتیوب را بخرند؛ گوگل از این پیشنهاد استقبال کرد و این وب سایت را خرید. درباره ثروت خود وویچیتسکی حرف های بسیاری زده می شود، اما تخمین وب سایت «فوربز» حداقل ۳۵۰ میلیون  دلار است.
 
این ماشین برای همه است

سوزان وویچیتسکی در حال حاضر مدیرعامل یوتیوب است و پیش از این معاون ارشد تبلیغات و تجارت در گوگل بوده است. او در یادداشتی که برای «سی ان ان» نوشته است از معضل حضور کم زنان در حوزه علوم کامپیوتری می گوید: «دخترم ده ساله بود که یک بار به من گفت از کامپیوتر متنفرم. به عنوان کسی که همه زندگی شغلی اش را برای ساخت بزرگ ترین شرکت فناوری در جهان صرف کرده است این حرف شوک بزرگی بود؛ این حرف او ناگهان من را به یاد معضلی انداخت که در سر کار با آن مواجه هستیم؛ حضور کم زن ها در دنیای فناوری مستقیما به وضعیت خانه ربط دارد.» خانم وویچیتسکی به وضعیت خانه خودش اشاره می کند و می نویسد: «موضوع خیلی آشناست.

مدیرعامل یوتیوب: دوست دارم مادر فناوری صدایم کنند 
 سوزان وویچیتسکی در جوانی
 
ما در خانه مان یک کامپیوتر داشتیم و آن طور که دخترم برای تصاحب کامپیوتر با پسرم نمی جنگید و ترجیح می داد بگوید چیزهای بهتری در زندگی هست که می تواند با آن ها مشغول شود.» به گفته این مدیر ارشد حوزه فناوری، در حال حاضر در زندگی بسیاری از خانواده های آمریکایی چنین وضعیتی برقرار است و وقتی بحث فناوری به میان می آید، دخترها کنار گذاشته می شوند. آدا لاولیس ریاضیدانی است که در قرن نوزدهم زندگی می کرد و او را اولین برنامه نویس کامپیوتری تاریخ می دانند. یادداشت ها او را درباره آنچه «ماشین تحلیلی» نامیده می شد اولین الگوریتم های شناخته شده می دانند؛
 
قرار بود یک ماشین از آن یادداشت ها استفاده کند و همین مبنای ساخت کامپیوتر شد. به جز آدا لاولیس زنان بسیاری در تاریخ علم کامپیوتر نقش داشته اند، اما واقعیت این است که اکنون فاصله بسیاری میان زنان و مردان در عرصه فناوری وجود دارد. در آمریکا نزدیک به ۱۳ درصد از فارغ التحصیلان دوره لیسانس علوم کامپیوتر دختر هستند. مدیرعامل یوتیوب می گوید این آمار هم برای دخترها و هم برای اقتصاد آمریکا بد است. مهم ترین موضوع چشم انداز آینده شغلی در حوزه علوم کامپیوتر است که لزوم حضور بیشتر زنان را یادآوری می کند.
 
تا سال ۲۰۲۰ انتظار می رود میزان شغل ها در حوزه کامپیوتر نزدیک به دو برابر بیشتر از متوسط دیگر شغل ها رشد کنند. اکنون زن ها تنها ۲۶ درصد از مشاغل حوزه فناوری را در آمریکا اشغال کرده اند. مدیرعامل یوتیوب می گوید این واقعیت که سهم زنان از بازار کار فناوری با هر صنعتی، از بهداشت و درمان تا کشاورزی و هنر، ارتباط دارد. اگر زن ها در حوزه فناوری که چنین بر زندگی ما تاثیر گسترده ای می گذارد مشارکت بیشتری نکنند، با خطر از دست دادن بسیاری از دستاوردهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی مان مواجه خواهیم شد.
 
گفت و گو با وویچیتسکی
 
مدیرعامل یوتیوب: دوست دارم مادر فناوری صدایم کنند 
 
اولین تجارت تان را کی آغاز کردید؟ چه سالی بود و چند ساله بودید؟

وقتی یازده سالم بود و کلاس ششم بودم اولین تجارتم شروع شد. با بهترین دوستم پاپیون های خاصی درست می کردیم و آن ها را می فروختیم؛ درِ تک تک خانه ها را می زدیم و محصول مان را تبلیغ می کردیم.

چه چیز از این تجارت یاد گرفتید؟

تبلیغات بازار، برخورد با مردم، ارائه آن چیزی که دارید، محاسبه درآمد، هزینه ها و سود. خیلی سخت است که به دو دختربچه مُصر نه بگویید. برای آن روزها خیلی تجارت پرسودی به هم زده بودیم.

چه قانونی بود که از شکستن آن لذت می بردید؟

من زیاد از دنبال کردن دستورالعمل ها و چارچوب ها لذت نمی برم؛ دنبال چارچوب ها نیستم. ترجیح می دهم خودم آنچه می پسندم و از نظرم درست است بسازم. خب، گاهی هم جواب نمی دهد و عملی نمی شود، اما اغلب نتایج جالبی در بر دارد.

سخت ترین سدی که شکستید چه بود؟

روزی که اولین کلاسم را در زمینه علوم کامپیوتر برداشتم؛ درواقع انتقال به عنوان فردی که در علوم انسانی مدرک داشت به دنیای فناوری و کار در این زمینه بسیار سخت و مهم بود.

کی فهمیدید کاری که انجام داده اید بسیار مهم است؟

من تاثیر گوگل را در سال ۱۹۹۸ درک کردم. تازه آن جا مشغول کار شده بودم. یک روز همه چیز به هم ریخته و همه سرویس های ما از دسترس خارج شده بود. تازه آن زمان فهمیدم که در گوگل چه کرده ایم و بر سراسر جهان چه تاثیری می گذاریم. مردم هر روز برای دسترسی به اطلاعات به گوگل رجوع می کنند و کارهایشان را با استفاده از سرویس های ما راه می اندازند. در یوتیوب یکی از اولین ویدئوهای پربازدید خودمان را به یاد می آورم؛ دو دانشجوی چینی که در خوابگاه شان آواز می خوانند. اولین بار بود که دیدم چطور می توان به یک خالق بدل شد و مردم را جلب کرد که این محتوای خلاقانه را ببینند و دوست داشته باشند.

بزرگ ترین رویای شما چیست؟

یکی از اهداف ما در یوتیوب این است که کاری کنیم همه افراد جهان بتوانند به یوتیوب دسترسی داشته باشند و بتوانند در انتشار اطلاعات شرکت کنند. ما دوست داریم به هر کسی صدایی بدهیم که بتواند خود را ابراز کند و برای موفقیت موقعیتی داشته باشد؛ این فرصت را به مردم بدهیم که بتوانند به جهان مربوط شوند.

به جوان های امروز چه توصیه ای می کنید؟

ممکن است در حال حاضر روزهای بیست سالگی تان را سپری کنید؛ این یعنی دنیای از تفاوت که می توانید از آن لذت ببرید؛ این یعنی که شما از چند دهه جوان تر هستید و می توانید در آینده با ایده هایی بزرگتر در زندگی تان دنیای از شگفتی را رقم بزنید.

منبع: forbes.com, INC.COM, Fortune.com

دیدگاه‌ها خاموش

آزمون: رهبر هستید یا خیر؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۱٫۰۷ - ۸:۱۳ ٫ق٫ظ


رازمجنون  ترجمه از حمید گنجی: همه ما حداقل یک‌بار در زندگی‌مان برای روئسای بد کار کرده‌ایم. آخرین رئیس من دو ویژگی بی‌پروایی و البته بدجنسی را در خود دانست. او فکر می‌کنید که یک رهبر خارق‌العاده است، اما در واقعیت نه هیچ کسی به او اعتماد داشت و نه دوست داشت که برای او کار کند. او یک‌بار وظیفه‌ای را بر عهده من گذاشت که باید در یک ماه تکمیل می‌شد، اما او این کار را در فقط سه روز می‌خواست تحویل بگیرد! من از کار کردن برای او نفرت داشتم.

همه ما روئسانی مانند این داشته‌ایم. کسی که شما را برای روزهایی برنامه‌ریزی می‌کند که نمی‌توانید کار کنید. کسی که اسناد مهم را گم می‎کند. کسی که دیگران را مورد سرزنش قرار می‌دهد. کسی شایعه می‌سازد. کسی که آمادگی انجام هیچ کاری را ندارد. کسی که فاقد مهارت‌های اجتماعی است و…

آزمونی که مشخص می‌کند آیا شما واقعا یک رهبر هستید یا خیر

به اشتراک‌گذاری داستان روئسای بد ممکن است در موقع ناهار یا مواقعی مانند آن سرگرم کننده باشد، اما در واقعیت، رهبری بد یک جوک نیست. هر تیم و کسب‌وکار به یک رهبر نیاز دارد و اگر این رهبر آمادگی و اخلاق لازم را نداشته باشد، بهره‌وری کاهش می‌یابد، فروش متوقف می‌شود و کشتی کسب‌وکار به گل می‌نشیند. شما نمی‌توانید یک رهبر بد باشید و یک کسب‌وکار را رشد دهید.

اما چه چیزی یک رهبر خوب را می‌سازد؟ این تست که در ادامه آمده است را انجام دهید و ببینید که آیا شما واقعا یک رهبر هستید یا نه. نکته کلیدی در اینجا آن است که با خودتان روراست باشید. اگر در اینجا به فکر تقلب باشید، این نیز نشانه‌ای از این است که شما یک رهبر بد هستید.

آزمون رهبری

۱٫ شما الهام‌بخش هستید: جوهره رهبری این است که شما توانایی آن را داشته باشید که جای خود را در دل دیگران باز کنید. حال این می‌تواند کاهش خشونت‌های پلیس باشد، یا انتخاب شدن از طریق آرای مردم و یا ایجاد فروش بیشتر. و کلید این قفل درواقع توانایی شما در وادار کردن افراد به پذیرش دیدگاه شماست. (۱ امتیاز)

۲٫ شما یک چشم‌انداز دارید: شاید لازم به گفتن نباشد که دانستن جایی که تیم شما در آینده می‌خواهد در آن نقطه قرار بگیرد، نکته‌ای کلیدی در رهبری است. سرزمین وعده داده شده کجاست؟ آیا آنجا محلی است که شما می‌توانید افراد را به آنجا ببرید؟ (۱ امتیاز)

۳٫ شما می‌توانید یک تیم بسازید: گاندی نمی‌توانست به‌تنهایی هندوستان را آزاد کند و یک رهبر کسب‌وکار نیز نمی‌تواند با تکیه صرف بر خودش یک کسب‌وکار را رشد دهد. شما باید این توانایی را داشته باشید که افراد مختلف را دور هم گرد آورید و این افراد باید باهوش‌تر و بهتر از خود شما باشند. این تیمی است که شما را به سمت اهداف خواهد برد. (۱ امتیاز)

۴٫ می‌توانید مسئولیت‌ها را تفویض کنید: شما نه‌تنها باید بتوانید یک تیم را بسازید، بلکه باید توانایی تفویض کردن کارهای واقعی به آن‌ها جهت به حداکثر رساندن مهارت‌هایشان را نیز داشته باشید. شما نمی‌توانید کارهای کسب‌وکار را به‌تنهایی انجام دهید و البته آن‌ها نیز نمی‌توانند. رهبران بزرگ با تفویض مسئولیت‌ها تیم‌ها را تقویت می‌کنند. (۱ امتیاز)

۵٫ شما یک ارتباط‌دهنده عالی هستید: یک ارتباط‌دهنده خوب بودن برای شما کفایت نمی‌کند و شما در این زمینه باید به‌حداعلا برسید. (۱ امتیاز)

۶٫ شما باید یک شنونده خوب باشید: افرادی که با شما همکاری می‌کنند و شما الهام‌بخش آن‌ها هستید باید احساس کنند که حرف آن‌ها درون سازمان شنیده می‌شود. بهترین رهبران همواره گوش می‌دهند. (۱ امتیاز)

۷٫ باید مثبت باشید: کارهایی به این دلیل خوب پیش نمی‌روند که کارها به‌درستی انجام نشده‌اند. این وظیفه یک رهبر خوب است که باید در تمامی شرایط آرامش خود را حفظ کرده و مثبت باقی بماند. این کار دیگران را الهام می‌کند که به هدف پایبند بمانند. (۱ امتیاز)

۸٫ باید هوش هیجانی داشته باشید: افراد به دنبال کسانی می‌روند که صادق، متفکر، دلسوز و باهوش هستند. (۱ امتیاز)

نمره دهی

همان‌طور که مشاهده کردید، به هر رفتار یک نمره داده شده است، زیرا تمام آن‌ها به یک اندازه مهم هستند. قطعا همه این صفحات را نمی‌توان درون یک رهبر پیدا کرد. اما برای اینکه به عنوان یک رهبر شناخته شوید، باید در این آزمون حداقل نمره ۶ را به دست آورید.

دیدگاه‌ها خاموش

روش‌های خلاقانه‌ی استفاده از بازاریابی محتوا

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۱٫۰۶ - ۸:۰۶ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت – ترجمه شادی حسن پور: بازاریابی محتوا، روشی عالی است تا بتوانید تخصصتان را از طریق مقالات حرفه ای خود به نمایش بگذارید. این کار همچنین به سادگی می تواند مشتریان بیشتری را برایتان به ارمغان بیاورد. اگر می خواهید یاد بگیرد که چطور باید بازاریابی محتوا را در کسب و کار کوچک خود بگنجانید، این مقاله را بخوانید. ما از تعدادی از اعضای انجمن کارآفرینان جوان در این مورد سوال کرده ایم:
سوال: بازاریابی محتوا چگونه توانسته است شهرت و میزان فروش کسب و کار شما را افزایش دهد؟ آیا ایده خاصی برای استفاده از این نوع بازاریابی دارید؟
 
1. بازاریابی محتوا باعث می شود بدون دردسر و فشار روی مشتری، محصولاتتان را بفروشید.
ما از طریق بازاریابی محتوا توانسته  ایم بدون اعمال فشار روی مشتری به او دسترسی پیدا کرده و نظرش را جلب کنیم. مشتریان به سادگی می توانند در مورد شرکت ما اطلاعات کسب کنند و از مزایا و ویژگی های محصولاتمان باخبر شوند. مصرف کنندگان امروزی افراد باسوادی هستند و به سادگی می توانند با یک کلیک، به دنیایی از اطلاعات دست پیدا کنند. بازاریابی محتوا روش خوبی برای ماست تا توضیح دهیم که چه کاری داریم انجام می دهیم و چطور می توانیم مشکلاتمان را حل کنیم.
(دیو نیوگت، Hubstaff.com)
 
روش های خلاقانه استفاده از بازاریابی محتوا برای گسترش کسب و کار کوچکتان
2. من صدها بار مطالبی را منتشر کرده ام.
بازاریابی محتوا، استراتژی اصلی من برای گسترش کسب و کارم است. در حقیقت، من در طول سه سال گذشته حدود ۳۲۵ مطلب منتشر کرده و از لینک مرتبط با آنها برای کسب و کارهای مختلفی که دارم، استفاده کرده ام. این کار برای بهبود سئو عالی است.
(کریستوفر جونز، LSEO.com)

3. ما به ازای آدرس ایمیل، یک کتاب الکترونیکی رایگان هدیه می دهیم.

ما مقالاتی تدارک دیده ایم که اهمیت زیادی برای مخاطبانمان دارند. همین مسئله به ما کمک کرده است تا جایگاه خوبی در موتورهای جست و جو به دست آوریم؛ یعنی وقتی مردم مطلبی را جست و جو می کنند، وب سایت ما یکی از چند وب سایتی است که در صفحه اول به نمایش در می آید. این موضوع، مرتبط بودن ما به صنعتی را نشان می دهد که در آن مشغول کار هستیم و می تواند ترافیک بیشتری برای وب سایتمان به ارمغان بیاورد. همچنین کتاب های الکترونیکی ارزشمندی را تهیه کرده ایم که مخاطبان وب سایت می توانند در ازای آدرس ای میلشان، آنها را دریافت کنند. ما از این طریق توانسته ایم مشتریان بیشتری به دست آوریم.
(مارک کرسنر، Expectful)

4. من خودم را به مخاطبانم معرفی می کنم.

اگر بتوانید ارتباط خوبی با افرادی برقرار کنید که قرار است از محتوای شما استفاده کنند، میزان فروش خود را افزایش خواهید داد. من به شخصه سعی می کنم تا حد ممکن محتوای با ارزشی تولید کنم. دوست دارم داستان سرایی کنم و داستان هایی را نقل کنم که مشتری با آنها به خوبی ارتباط برقرار می کند. به این ترتیب من خودم، اخلاقیاتم و ارزش هایی را که در زمینه کسب و کار دارم، به مشتری معرفی می کنم.
(نیکل مانوز، شرکت Start Ranking Now)

5. ما محتوایی تولید می کنیم که به سوالات مربوط به حیطه فروش پاسخ دهد.

ما به عنوان یک آژانس بازاریابی محتوا باید به بهترین شکل ممکن به این نوع بازاریابی بپردازیم. زمانی که بتوانیم در هنگام گفت و گو با مشتری، به محتواهایی اشاره کنیم که خودمان خلقشان کرده ایم، تاثیر بیشتری روی او خواهیم گذاشت. این محتوا می تواند هر چیزی باشد: وبینار، کتاب الکترونیکی و مطالب وبلاگ. برای این که باز هم تاثیرگذاری بیشتری داشته باشیم، موضوعات محتوایمان را براساس سوالات و چالش های مشتریان انتخاب می  کنیم. این موضوع به ما اجازه می دهد تا هم به پرسش های آنها پاسخ دهیم و هم نشان دهیم که در این زمینه چقدر حرفه ای عمل می کنیم.
(دی گلدن، BFO)

6. ما محتوا منتشر می کنیم تا اعتبارمان را تثبیت کنیم.

ما در مورد کسب و کارهای نوپا، اپلیکیشن های موبایل و تکنولوژی و وب و کلاود، در وب سایت یا سایر پلت فورم هایمان مطلب می نویسیم. چندین نفر از مشتریان به ما گفته اند که همیشه قبل از تماس گرفتن با ما، در ابتدا به مطالعه مقاله هایمان می پردازند. زمانی که آنها این محتوا را مطالعه می کنند، مطمئن می شوند که ما از تخصص کافی بهره مند هستیم. درواقع این محتوا بر دیدگاه مشتری نسبت به ما تاثیر می گذارد. معمولا ما سه یا چهار مطلب حرفه ای در ماه منتشر می کنیم.
(پیوش جین، Simpalm)

7. ما دستورالعمل هایی برای استفاده یا نگهداری از محصولات ارائه می دهیم.

سال گذشته دستورالعمل هایی در مورد چگونگی استفاده از محصولاتمان را در وب سایت منتشر کردیم. انتظارش را نداشتیم که چنین بازخورد خوبی دریافت کنیم. آیا باور می کنید که ۲۵ درصد ترافیک کل وب سایتمان در سال جاری به خاطر همان دستورالعمل ها بوده است؟ ما متوجه این موضوع نبودیم که خیلی از مشتریانمان نمی دانند چطور باید از محصولات استفاده کنند. چون محصولات ما چیزی جدیدی نبود، فکر می کردیم که همه روش کار با آن را بلدند. اما این طور نبود. بعد از نوشتن آن دستورالعمل ها حتی میزان فروش و شهرتمان نیز افزایش یافت.
(دیگو اورجوئلا، Cables & Sensors)

دیدگاه‌ها خاموش

درس‌‍‌هایی از یک ثروتمند بالفطره

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۱٫۰۵ - ۵:۳۴ ٫ق٫ظ


ماهنامه آینده روشن – مترجم روزبه آرش: وارن بافت (Warren Buffett) متولد ۳۰ اوت ۱۹۳۰ میلادی است. او غالبا با لقب «باهوش اوماها» یا «دانشمند اوماها» شناخته می شود. او را به عنوان سرمایه گذار و تاجر و انسانی خیرخواه و بشردوست در سراسر کره زمین می شناسند. بافت مدیرعامل و سهامدار عمده شرکت «برکشایر هاتاوی» است. دارایی خالص بافت در حال حاضر ۵۲ میلیارد دلار برآورد شده است و در رتبه بندی «فوربز» سال هاست که در میان ۱۰ مرد ثروتمند جهان قرار دارد. در ژوئن ۲۰۰۶، او ۸۳ درصد از دارایی خود را به بنیاد بیل و ملیندا گیتس اهدا کرد.
 
مبلغ اهدایی او تقریب ۳۰ میلیارد دلار بود. اهدای دارایی در این سطح در تاریخ آمریکا بی نظیر است. در آن زمان اعلام شد که این سطح کمک کافی است که اندازه این بنیاد را به بیش از دو برابر افزایش دهد. او، به رغم ثروت زیاد، به داشتن زندگی اقتصادی و رفتار فروتنانه مشهور است. بافت کماکان در خانه خود در مرکز داندی در همسایگی اوماها، نبراسکا که آن را در سال ۱۹۸۵ به ارزش ۳۱ هزار و پانصد دلار خرید، زندگی می کند؛ البته او خانه ای گران تر هم در لاگونا بیچ در ایالت کالیفرنیا دارد که در سال ۲۰۰۴ آن را خرید و ارزش آن در سال ۲۰۰۸ میلادی ۷۰۰ هزار دلار برآورد شد. درآمد سالانه او حدود صد هزار دلار است که در مقایسه با استاندارد درآمد یک شخصی با شغل مشابه، یعنی مدیرعامل یک شرکت بزرگ، ناچیز به حساب می آید.
 
درس‌‍‌هایی از یک ثروتمند بالفطره 
مرور زندگی وارن بافت
پدر وارن، هاوارد بافت، تاجر و سیاستمدار بود. وارن دومین فرزند از سه فرزند و تنها پسر خانواده بود. او در کودکی در زمینه پول و تجارت استعداد شگفت انگیزی از خود نشان داد. سوابق و توانایی های او در محاسبه دقیق اعداد به صورت ذهنی هنوز هم همکاران تجاری اش را متحیر می کند. او در شش سالگی شش جعبه کوکاکولا را به قیمت ۲۵ سنت از مغازه پدربزرگش خرید و هر بطری را به پنج سِنت فروخت؛ وقتی کودکان هم سن و سال او روی چمن لی لی و بولینگ بازی می کردند او تجارت می کرد.

در جاده پولدارشدن

وارن بافت دوره راهنمایی خود را در مدرسه آلیس دیل گذراند و در سال ۱۹۴۷، در ۱۷ سالگی، از دبیرستان وودرو ویلسون در واشنگتن فارغ التحصیل شد. در دوران مدرسه او حدود ۵۰۰ دلار از توزیع روزنامه عایدی داشت. این مقدار در حال حاضر معادل ده ها هزار دلار است. وارن با رفتن به در خانه ها و فروش آدامس و کوکاکولا و مجلات هفتگی کار خود را شروع کرد و برای مدتی هم در مغازه پدربزرگش مشغول بود. او در یازده سالگی سه سهم از شرکت «سایت سرویس» را به قیمت هر سهم ۳۸ دلار برای خود و خواهر بزرگش، دوریس، خرید. در مدت کوتاهی بعد از خرید سهام قیمت هر سهم به ۲۷ دلار کاهش یافت. وارن ترسیده بود، اما هیچ اقدامی نکرد تا اینکه هر سهم به ۴۰ دلار رسید.
 
او خیلی سریع آن ها را فروخت و بعد خیلی زود از این کار پشیمان شد؛ چون سهام شرکت پس از مدت کوتاهی به ۲۰۰ دلار رسید. این تجربه درس بزرگی به او داد: «یکی از اصول مهم سرمایه گذاری صبر و شکیبایی است.» او در سال ۱۹۴۳، به دلیل مالیات ۳۵ دلاری که برای دوچرخه اش تعیین شده بود، به اداره مالیات اعتراض کرد و سرانجام موفق شد آن را حذف کند. پدرش تمایل بسیاری داشت که وارن برای ادامه تحصیل به دانشکده علوم اداری و بازرگانی دانشگاه پنسیلوانیا برود، اما او دو سال به دانشگاه نرفت؛ عقیده داشت بیشتر از استادها می داند. وقتی پدرش در مبارزات مجلس شکست خورد، وارن به خانه شان در اوماها بازگشت و برای ادامه تحصیل به دانشگاه نبراسکا رفت.
 
درس‌‍‌هایی از یک ثروتمند بالفطره 
کودکی وارن بافت
 
 

با وجود کار تمام وقت، تنها در مدت سه سال موفق شد دوره کارشناسی را در این دانشگاه بگذراند و فارغ التحصیل شود. او در سال ۱۹۵۱ می خواست به دانشکده علوم اداری و بازرگانی وارد شود، ولی دانشگاه، به دلیل سن کم، او را نپذیرفت؛ به همین دلیل، بافت مجبور شد برای گذراندن دوره کارشناسی ارشد در رشته اقتصاد به دانشگاه کلمبیا برود. بافت تنها دانشجویی بود که در دوره تحصیل در دانشگاه کلمبیا در کلاس درس بن (بنجامین) گراهام نمره +A گرفت. بن گراهام، در دهه ۱۹۲۰، به دلیل داشتن تفکرات نو در زمینه بازار سهام، خیلی زود به عنوان یک سرمایه گذار و تحلیلگر بزرگ معروف شد. او به دلیل بی خطر بودن سهام ارزان دنبال آن ها بود.
بافت تصمیم گرفت بعد از فارغ التحصیلی به طور رایگان برای گراهام کار کند، ولی بن نپذیرفت. او بعد از اینکه گراهام پیشنهادش را رد کرد، به عنوان دلال سهام، در وال استریت مشغول به کار شد. او با همان درآمد کم آن دوران پمپ بنزین سینکلایر را خرید، اما پمپ بنزین، چنان که انتظار می رفت، بازدهی نداشت. بافت به خانه اش در اوماها بازگشت و در بنگاه پدرش مشغول به کار شد. وارن بافت از سال ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۴ در شرکت بافت- فالک به عنوان فروشنده سرمایه گذار کار کرد؛ از سال ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۶ در شکرت گراهام نیومن به عنوان تحلیلگر اوراق بهادار کار کرد و از ۱۹۵۶ تا ۱۹۶۹ به عنوان شریک عمومی با شرکت بافت همکار بود.
 
در آن سال ها سرمایه گذاری وارن به ایستگاه تکساکو و چند مشاور املاک محدود بود که البته هیچ یک برایش موفقیتی به ارمغان نیاورد. این شکست ها بافت را واداشت برای کسب درآمد، تدریس در دانشگاه اوماها را شروع کند. او قبل از شروع حرفه تدریس برای غلبه بر ترس از حرف زدن در جمع و مکان های عمومی یک دوره آموزش با دیل کارنگی گذراند. بافت در دانشگاه برای دانشجویانی اصول سرمایه گذاری را تدریس می کرد که میانگین سن آن ها دو برابر سن خودش بود. در سال ۱۹۵۴، بن گراهام از بافت دعوت کرد با حقوق سالانه دوازده هزار دلار برایش کار کند. سرانجام وارن بعد از مدت ها انتظار به آنچه می خواست رسید.
 
بافت و همسرش در حومه شهر نیویورک خانه ای اجاره کردند. بافت روزها گزارش ها و تحقیق هایی در زمینه های موفقیت در سرمایه گذاری را تجزیه و تحلیل می کرد. در این دوران تفاوت هایی میان روند کار گراهام و بافت آشکار شد. بافت می خواست بداند چگونه یک شرکت در میان رقبا به برتری دست می یابد و بن به دنبال اعداد و ارقام بود؛ همچنین وارن مدیریت شرکت را عاملی مهم در سرمایه گذاری می دانست، اما گراهام صرفا به ترازنامه و صورت درآمد و سود و زیان شرکت اهمیت می داد و به نوع رهبری و مدیریت شرکت کمتر توجه می کرد.
 
 درس‌‍‌هایی از یک ثروتمند بالفطره
 وارن بافت و خانواده اش
 
 

میان سال های ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۶ وارن سرمایه شخصی اش را از ۹۸۰۰ به ۱۴۰ هزار دلار رساند. وارن بافت در سال ۱۹۵۶ با کوله باری از تجارب شخصی و آنچه از گراهام آموخته بود و با تمامی سرمایه خود به اوماها بازگشت و موسسه سرمایه گذاری بافت را تاسیس کرد. او در سال ۱۹۵۷ مالک سه شرکت در سال ۱۹۵۸ صاحب هفت شرکت بود. در ۱۹۶۲ بافت به یک میلیونر تبدیل شذ؛ سرمایه شرکت هایش به هفت میلیون دلار رسیده بود. بعد از آن بافت همه شرکت هایش را در یک شرکت منسوجات به نام برکشایر هاتاوی تلفیق کرد.

بافت، رییس برکشایر هاتاوی

بافت در سال ۱۹۶۷ برای برکشایر هاتاوی یک فروشگاه خرده فروشی خصوصی در بالتیمور خرید و مسئولیت ریاست هیئت مدیره آن را برعهده گرفت. در سال ۱۹۶۷ برکشایر به ازای هر سهم ۱۰ سنت سود داد. او در سال ۱۹۷۰ برای اولین بار رییس برکشای هاتاوی شد. بعد از چندین سرمایه گذاری دارایی خالص او افزایش پیداکرد. در فاصله میان سال های ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۵ ارزش هر سهم برکشایر، از ۲۰ دلار به ۹۵ دلار رسید. در طول این دوره، بافت که صاحب ۲۹ درصد از سهام برکشایر بود توانست ۱۴ درصد دیگر از سهام شرکت را هم بخرد و با احتساب ۳ درصد سهمی که همسرش داشت مجموعا مالک ۴۶ درصد از سهام برکشایر هاتاوی شد. بافت شرکت برکشایر هاتاوی را توسعه داد و همچنان در صنایع مختلف سرمایه گذاری کرد.
 
درس‌‍‌هایی از یک ثروتمند بالفطره 
 
 

در سال ۱۹۷۹ بافت، با دارایی ۱۴۰ میلیون دلار، در ABC سهام خرید. هر سهم ۲۹۰ دلار بود و پس از مدت کوتاهی به ۷۷۵ دلار رسید. بافت فروش سهام خود را از همین پایه شروع کرد و با ۱۳۱۰ دلار به پایان برد؛ به این ترتیب، ثروت خالص بافت به ۶۲۰ میلیون دلار رسید و برای اولین بار نام او در مجله «فوربز» به عنوان یکی از ۴۰۰ ثروتمند دنیا معرفی شد. هرگاه در بازار احتکار رایج شد، بافت محافظه کار می شود و هرگاه دیگران نگران سرمایه خود باشند، او هم پرتکاپو می شود. این استراتژی دوگانه و متضاد کاری کرده است شرکت بافت به پیشروی جهانی برسد و خسارت مهم و چشمگیری به آن وارد نشود، البته انتقادهایی نیز وجود دارد که این شرکت در طول این دوران فرصت های خوبی را از دست داده است.
 
بافت معتقد است سرمایه گذار در خرید سهام باید به گونه ای آن شرکت را بررسی کند که گویی می خواهد همه شرکت را بخرد. وارن بافت به دلار بدبین است؛ می گوید در جست و جوی شرکت هایی است که درآمد خویش را از خارج ایالات متحده به دست می آورند. او بر این باور است که دلار آمریکا در آینده بی ارزش می شود و معتقد است روند رو به افزایش رکود و کمبود معامله در آمریکا هشداری در این زمینه است. با این اتفاق بخش بزرگی از دارایی های ایالات متحده در دستان خارجی ها قرار خواهدگرفت. این موضوع بافت را وادار کرد برای نخستین بار در سال ۲۰۰۲ وارد بازار پول خارجی شود و در شرکت پتروچین سرمایه گذاری کند.

چه کسی می تواند مشاور خود را پیدا کند؟

بافت با خواندن کتاب گراهام به نام «چه کسی می تواند مشاور خود را پیداکند» در تجارت خود تحولی ایجاد کرد. او قصد خرید و سرمایه گذاری در یک شرکت بیمه را داشت؛ در یک صبح دلپذیر یکشنبه سوار قطار شد و به دفتر مرکزی شرکت بیمه GEICO رفت. وقتی به آنجا رسید درها بسته بودند، ولی او منصرف نشد و بی وقفه و محکم در را کوبید تا سرایدار آمد و در را باز کرد. از سرایدار پرسید کسی در ساختمان نیست؟ شانس به بافت رو آورد؛ او به طبقه ششم رفت. در آنجا هنوز مردی کار می کرد. او درباره شرکت و فعالیت های تجاری اش از مرد سوالاتی پرسید. صحبت های آن ها چهار ساعت طول کشید. آن شخص کسی نبود جز لوری دیوید سون، معاون مالی شرکت.
 
درس‌‍‌هایی از یک ثروتمند بالفطره 
 
 

اصرار بافت بر انجام دادن فعالیتش کاری کرد که برکشایر هاتاوی همه شرکت GEICO را تصاحب کند. در سال ۱۹۸۳ بافت از شرکت GEICO و با ارائه بیمه نامه به بیماران میلیون ها دلار سود کرد. در سپتامبر همان سال بنجامین گراهام، اسطوره بافت، درگذشت و او را با تمامی خاطرات و نصایحش تنها گذاشت. در سال ۱۹۹۶ گروه کارسون بافت را به عنوان پولدارترین مدیر قرن بیستم معرفی کردند. او در سال ۱۹۹۸ بیش از ۷ درصد از سهام شرکت کوکاکولا را به قیمت ۱٫۲ میلیارد دلار خرید. وارن بافت در سال ۲۰۰۲ مبلغ ۱۱ میلیارد دلار برای قراردادهای سلف سرمایه گذاری کرد که دلار آمریکا را در برابر دیگر پول های در گردش نجات دهد.
 
سود بافت از این معامله ها دو میلیارد دلار بود. بافت، مانند گراهام، به پیش بینی ناپذیر بودن آینده معتقد است و حتی قیمت سهام را نیز بررسی نمی کند، زیرا معتقد است قیمت سهم شاخص گول زننده ای است و برای انتخاب سهم من اسب معیار خوبی نیست. او موفق شد با سرمایه گذاری در شرکت هایی که سهام آن ها به ارزش واقعی خود نرسیده بودند هر روز به ثروت خود بیفزاید و لقب یکی از ثروتمندترین مردان تاریخ را از آن خود کند.

منبع: ماهنامه آینده روشن

 

دیدگاه‌ها خاموش

چگونه از دیگر کارمندان متمایز باشیم؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۱٫۰۴ - ۳:۵۷ ٫ق٫ظ


ماهنامه معیشت:

مهم ترین مهارت ها برای کارمندان کدام اند؟

امروزه پژوهشگران اعتقاد دارند که کارمندان کمبودهای زیادی در مهارت های اساسی مورد نیازشان دارند. پس برای یافتن یک کارمند خوب باید به دنبال چه ویژگی هایی باشیم؟ راحت ترین روش در هنگام استخدام کارمند جدید این است که فقط سوابق تحصیلی وی را بررسی کنیم؛ اما نباید از سایر معیارهای وی در اداره امور غافل شد. از موارد مهم در ارزیابی کارمند جدید بررسی سوابق و کارهای عملی اوست، و این موضوع است که مشخص می کند کارمند جدید تا چه حد توانایی تطابق با محیط کار و دنیای کار را دارد. پژوهش های نشان می دهد که اکثر افراد تازه استخدام شده در زمینه های عملی و حل مشکلات در شرایط بحرانی دچار مشکل اند.
 
چگونه از دیگر کارمندان متمایز باشیم؟ 
افرادی که به دنبال استخدام اند، باید چه مهارت هایی را به دست آورند؟ در اینجا برخی مهارت های مهم در مشاغل را با شما درمیان می گذاریم.

برقراری ارتباط کلامی

مهم ترین و کارآمدترین مهارت، داشتن مهارت در برقراری ارتباط کلامی مطلوب است. فرد تقریبا در همه مشاغل نیاز دارد تا با همکاران یا مشتری ها صحبت کند و منظور و مقصود خود یا جوانب کار را به درستی برای طرف مقابل توضیح دهد و به مقتضای شرایط از بهترین روش برای این کار استفاده کند. برقراری درست ارتباط فقط در خوب صحبت کردن خلاصه نمی شود، بلکه کارمند باید بتواند به خوبی به سخنان طرف مقابل گوش کند و سعی داشته باشد تا منظور و خواسته های او را درک کند، آن را تجزیه و تحلیل کند و برطبق آن عمل کند.

کارِ گروهی

بسیاری از موسسات از کارکنان خود می خواهند به صورت تیمی روی پروژه ای خاص کار کنند، یا در برخی از موسسات که کمتر به سلسله مراتب اهمیت داده می شود، به صورت گروه های خودسازمان یافته به فعالیت بپردازند. برای موفقیت در این گونه محیط ها فرد باید مشارکت با همکاران را یادبگیرد و به ابراز عقاید و به اشتراک گذاشتن ایده هایش برای پیشرفت هرچه بهترِ کار بپردازد. در این محیط ها رفتار منفعلانه یا سلطه جویانه باعث ایجاد اختلال یا کاهش سرعت پیشروی پروژه می شود.

هوش تجاری

اگر کارمند از فضای کسب و کار خویش آگاهی و درک خوبی داشته باشد، با توجه به شرایط و مشتریانی که با آن ها در ارتباط است، می توانید پایبندی و اهمیتی را که برای کارش قائل است، به مدیران نشان دهد. نظرسنجی های موسسه CBI انگلستان نشان می دهد، در شرایطی که نیاز به نوآوری است یا در چالش های پیش بینی نشده، بیش از یک سوم مدیران از کارمندان جدیدی که استخدام کرده اند، ناراضی اند.
 
تجزیه و تحلیل و بررسی
ممکن است در فضای کاری هر لحظه با مشکلات جدید رو به رو شوید؛ در نتیجه مدیران دوست دارند کارمندانی را استخدام کنند که توانایی دست و پنجه نرم کردن با مشکلات به روش های درست و اثربخش را داشته باشند. در مقابل برخی از کارکنان هنگام مواجهه با این قبیل مسائل به سرعت وحشت زده می شوند یا برخی کاملا بی تفاوت از آن می گذرند و به  مسئولیت خود اهمیتی نمی دهند. گاهی می توانیم با اندکی درایت تهدیدها را به فرصت تبدیل کنیم.

افزایش انگیزه در خود

مدیر یک مجموعه نمی تواند وقت زیادی برای نظارت بر کارکنانش صرف کند و بسیار مهم است که کارکنان با انگیزه باشند و با خلاقیتی که دارند ابتدا به کارهای مهم تر بپردازند و نسبت به سازمان یا مسئولیت خود عِرق داشته باشند.

راه اندازی امور

موسسات به کارمندانی نیاز دارند که بتوانند مشکلات را حل کنند و به امور موسسه همانند کارهای خود بنگرند و تا جایی که می توانند برای انجام کارها تلاش کنند. تحقیقات CBI نشان می دهد ۳۰ درصد از مدیران اعتقاد دارند افرادی که تازه از فضای آموزشی به محیط کار می ایند، در این جنبه دچار کمبودند.
 
 چگونه از دیگر کارمندان متمایز باشیم؟
مهارت های نوشتاری
آمارها نشان می دهد که بیش از ۴۰ درصد بزرگسالان در مهارت های نوشتاری دچار ضعف اند. این موضوع در هنگامی نمود پیدا می کند که فرد نیاز دارد یک نامه رسمی، رزومه یا درخواست بنویسد؛ معمولا در این متون با مشکلات نگارشی، غلط املایی و ساختار اشتباه مواجه می شویم. این خلا در بیان کارمندان تازه استخدام شده نیز فراوان به چشم می خورد؛ در نتیجه داشتن توانایی در نوشتن مزیتی اساسی محسوب می شود.

برنامه ریزی و سازماندهی

برای این که یک کارمند بتواند با حداکثر توانش کار کند و بهترین کارایی را داشته باشد باید برای انجام کارهای روزانه اش برنامه ریزی کند. برای انجام وظایفمان در موعد مشخص و نزدیک شدن به اهدافمان ناچاریم برنامه ریزی مناسب داشته باشیم. داشتن برنامه به ما اجازه می دهد به بهترین نحو از زمانی که در اختیار داریم بهره ببریم.

انعطاف پذیری

محیط کاری همواره با تغییر و تحولات زیادی رو به رو می شود و کارمند خوب توانایی تطبیق سریع با محیط را دارد. کارمند خوب به سرعت با سایر همکاران ارتباطی مفید و موثر برقرار می کند و در مواقعی که سایرین به کمک او نیاز دارند، به آن ها یاری می رساند.

تمایل همیشگی به یادگیری

تحقیقات نشان می دهد که ۶۳ درصد از کارمندان به بازآموزی و ارتقای مهارت های شغلی خود اقدام کرده اند و بخش زیادی از آن ها بعد از ورود به بازار کار دیگر به فکر ترقی نیستند؛ اما توجه به این موارد بسیار مهم است، چون هم باعث ارتقای درجه می شود هم به شما حس بهتری نسبت به شغلتان می دهد.

توانایی مدیریت

ممکن است شما بعد از گذشت مدتی در کارتان به فردی خبره و باتجربه تبدیل شوید و بتوانید در هنگام انجام پروژه گروه را رهبری کنید؛ پس باید مهارت های رهبری صحیح را به دست آورید تا بتوانید به سایر اعضا به طرز موثری کمک کنید.

مدیریت زمان

مدیریت زمان از اساسی ترین مهارت های مورد نیاز هر فرد است و این مهارت در محیط کاری به ما کمک زیادی می کند. زمان همیشه ارزش یکسانی برای ما ندارد؛ گاهی اوقات از دست دادنِ وقت برای ما عواقب جبران ناپذیری دارد؛ مثلا وقتی برای آزمون استخدامی آماده می شوید، هرچه به آزمون نزدیک تر می شوید، مایلید زمان بیشتری برای مطالعه یا افزایش مهارت در اختیار داشته باشید و در این برهه، زمان برای شما بسیار ارزشمند است؛ اما بعد از پشت سر گذاشتن این مرحله می توانید به استراحت بپردازید.
مثال دیگر، هنگامی که باید کار را در موعد مقرر تحویل دهیم، در این مواقع آرزو می کنیم کاش اندکی بیشتر زمان داشتیم؛ پس باید بدانیم چه زمانی می باید سخت کار کنیم و چه زمانی را به استراحت بپردازیم.

دیدگاه‌ها خاموش

تکنیک مدیریت زمان پومودورو چیست؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۱٫۰۳ - ۷:۲۲ ٫ق٫ظ


رازمجنون – ترجمه از حمید پاشایی: تکنیک پومودورو می تواند به شما کمک کند که حواس پرتی را کنار بگذارید، تمرکز عالی پیدا کنید، و کارها را در بازه های زمانی کوتاه انجام دهید و توقف هایی مداوم برای هوا خوردن و استراحت کردن داشته باشید. مهم تر از همه، این تکنیک بسیار آسان است. اگر شما شغل پر مشغله ای دارید که از شما انتظار خلق کردن می رود، این تکنیک روشی عالی برای مدیریت وظایفتان است. با هم این تکنیک را مرور می کنیم تا ببینیم که شما چگونه می توانید از آن در کار خود استفاده کنید.

تکنیک مدیریت زمان پومودورو چیست

تکنیک پومودورو در اوایل دهه ۱۹۹۰ به وسیله توسعه دهنده، کارآفرین و نویسنده ای به نام فرانچسکو سیریلو ابداع شد. سیریلو به خاطر تایمری به شکل گوجه فرنگی که در دوران دانشجویی برای زمانبندی کار خود استفاده می کرد، نام این سیستم را «پومودورو» گذاشت. این روش بسیار ساده است: زمانی که با وظایف بزرگ یا مجموعه ای از وظایف روبرو می شوید، کار را به بازه هایی کوتاه و زمانبندی شده (به نام پومودوروها) تقسیم کنید که به وسیله توقف هایی کوتاه با هم فاصله دارند.

این روش مغز شما را تمرین می دهد که روی بازه های کوتاه تمرکز کند و به شما کمک می کند که همیشه در کنترل ددلاین های خود قرار داشته باشید. به مرور زمان حتی کمک می کند که تمرکز و توجه خود را بهبود دهید.

پومودورو سیستمی دوره ای است. شما در بازه های کوتاه کار می کنید، که باعث می شود به صورت مداوم بهره ور باقی بمانید. همچنین از استراحت های مرتب برخوردار خواهید بود که انگیزه شما را تقویت می کند و شما را خلاق نگه می دارد.

تکنیک پومودورو چگونه کار می کند؟

تکنیک مدیریت زمان پومودورو چیست

تکنیک پومودورو احتمالاً یکی از ساده ترین روش های خلاقیت برای اجرا کردن است. تنها چیزی که نیاز دارید یک تایمر است. به غیر از آن، به هیچ اپلیکیشن، کتاب یا ابزار خاصی احتیاج نیست. خواندن کتاب سیریلو به نام «تکنیک پومودورو» می تواند مفید باشد، ولی خود سیریلو هسته اصلی این روش را از کسی مخفی نکرده است. با انجام این پنج مرحله، می توانید پومودورو را شروع کنید:

۱٫ وظیفه مشخصی برای انجام دادن را انتخاب کنید

۲٫ پومودورو را روی ۲۵ دقیقه تنظیم کنید (پومودورو، تایمر شماست.

۳٫ روی آن وظیفه کار کنید تا اینکه پومودورو زنگ بخورد، سپس کار خود را متوقف کنید
۴٫ استراحتی کوتاه انجام دهید (۵ دقیقه مناسب است)

۵٫ بعد از هر ۴ پومودورو، استراحتی طولانی تر داشته باشید

«استراحت طولانی تر» معمولاً چیزی بین ۱۵ تا ۳۰ دقیقه است، در واقع هر مدت زمانی که طول می کشد تا احساس شارژ مجدد پیدا کنید و آماده شوید تا جلسه کاری ۲۵ دقیقه دیگری را شروع کنید. اگر این فرایند را در طول روز کاری چند بار تکرار کنید، در واقع به دستاوردهای زیادی در کار می رسید و در عین حال توقف های کافی برای ریختن یک فنجان قهوه یا پر کردن بطری آب خود در طول فرایند نیز خواهید داشت.

مهم است به این نکته توجه کنید که پومودورو واحد کاری غیر قابل تقسیمی است. به این معنی که اگر حواس شما به وسیله همکار، جلسه، وضعیتی اضطراری یا هر چیز دیگری پرت شود، مجبور هستید که یا پومودورو را در آنجا متوقف کنید (کار خود را ذخیره کنید و بعداً پومودوروی جدیدی را آغاز کنید) و یا اینکه عامل حواس پرتی را به بعد از زمان تکمیل پومودورو، موکول کنید. اگر می توانید گزینه دوم را انجام دهید، سیریلو پیشنهاد می کند که از استراتژی « اطلاع رسانی، مذاکره، و تماس» استفاده کنید:

۱٫ به طرف دیگر (اختلالگر حواس) اطلاع دهید که در حال حاضر مشغول کار روی چیزی هستید.

۲٫ برای زمانی مذاکره کنید که در وقت مناسب با او در مورد موضوع پرت کننده حواس صحبت کنید.

۳٫ فوراً برنامه ای را برای دیدار مجدد زمانبندی کنید.

۴٫ زمانی که پومودوروی شما کامل شد و آماده اید که به موضوع طرف مقابل بپردازید، با او تماس بگیرید.

البته، هر نوع حواس پرتی به این سادگی نیست، و برخی مسائل نیازمند توجه فوری هستند. ولی در مورد هر موضوع پرت کننده حواس این گونه نیست. بعضی وقت ها کاملاً قابل قبول است که به همکار خود بگویید «من در حال حاضر در وسط کاری هستم، ولی آیا می توانم در حدود ۱۰ دقیقه دیگر با شما در موردش صحبت کنم؟» انجام این کار باعث می شود که حواس شما پرت نشود و همچنین به شما کنترل کامل در مورد روز کاری تان می دهد.

چگونه تکنیک پومودورو را شروع کنیم

تکنیک مدیریت زمان پومودورو چیست

از آنجایی که تایمر تنها ابزار ضروری پومودورو است، می توانید از هر گوشی دارای اپ تایمر، ساعت دارای شمارش معکوس یا حتی ساعت شنی قدیمی استفاده کنید. سیریلو خودش تایمر دستی را ترجیح می داد. با این حال، ما چند تا از اپ های پومودورو را معرفی می کنیم که ویژگی های بیشتری نسبت به تایمرهای ساده دارند:

Marinara Timer (وب) یک اپلیکیشن وب است که می توانید آن را در تب پین شده ای در مرورگر خود نگه دارید. می توانید زنگ هشدارهای تایمر خود را انتخاب کنید تا بدانید که چه زمانی باید توقف کنید، یا اینکه بازه های کاری و زمان های استراحت را تنظیم مجدد کنید تا مناسب شما باشد. این برنامه بسیار انعطاف پذیر است، و لازم نیست که چیزی نصب کنید.

Tomighty (ویندوز / مک / لینوکس) تایمر دسکتاپ پومودرو مخصوص چند پلتفرم است که می توانید بعد از استفاده آن را کنار بگذارید، قواعد سنتی پومودورو را دنبال کنید، یا اینکه برای شخصی سازی بازه های کار و استراحت خود استفاده کنید.

Pomodorable (سیستم عامل OS X) یک اپ ترکیبی تایمر پومودورو و to-do لیست است. این اپلیکیشن در هنگام تکمیل کار شما علائم بصری بیشتری ارائه می دهد، و با اپلیکیشن ریمایندرهای سیستم عامل مک به خوبی ادغام می شود. به علاوه، می توانید تخمین بزنید که به چند پومودورو برای کامل کردن یک وظیفه نیاز دارید، و بعد پیشرفت خود را ارزیابی کنید.

Simple Pomodoro (اندروید) تایمر متن باز و رایگانی است که ظاهری مینیمال دارد. روی آن ضربه بزنید تا تایمر شروع به کار کند، و زمانی که آلارم گوشی به صدا در می آید از توقف استراحت خود استفاده کنید. نمی توانید تغییرات زیادی روی بازه های کار و استراحت ایجاد کنید، ولی نوتیفیکیشن دریافت خواهید کرد که چه زمانی به استراحت بپردازید و چه زمانی به سر کار برگردید، و همچنین می توانید روز کاری خود را بررسی کنید که چند پومودورو در طول روز استفاده کردید. حتی با Google Tasks نیز قابل ادغام است.

Focus Timer (آی او اس) که قبلاً PomodoroPro نام داشت، تایمری با ویژگی های زیاد برای آیفون و آیپد است. می توانید مدت زمان کار و استراحت خود را تنظیم کنید، سابقه کاریتان را بازبینی کنید تا ببینید که تمرکزتان چقدر در حال بهبود است، به آسانی ببینید که چقدر زمان از جلسه کاریتان باقی مانده، و این اپ حتی از سیستم رتبه بندی ستاره ای نیز برخوردار است تا شما را با انگیزه نگه دارد. حتی می توانید صداها را نیز شخصی سازی کنید، و صدای تیک تاک ساعت را بعد از قفل کردن گوشی تان بشنوید تا روی وظیفه خود متمرکز باقی بمانید.

این ها فقط چند تا از ابزارهای مفیدی است که معرفی کردیم. می توانید ابزارهای دیگری را هم امتحان کنید، ولی فراموش نکنید که تمرکز تکنیک پومودورو روی کار است، نه روی تایمری که استفاده می کنید.

معمولاً توسعه دهندگان، طراحان و دیگر افرادی که نیاز به انجام کارهای خلاقانه دارند از تکنیک پومودورو استفاده می کنند. در واقع، کسانی که چیزی خلق می کنند که باید توسط دیگران مورد بازبینی قرار بگیرد. این بدان معنی است که هر کسی، از نویسندگانی که کتاب بعدی خود را می نویسند گرفته تا مهندسان نرم افزار که روی ساخت بازی ویدئویی بعدی خود کار می کنند، همگی می توانند از جلسات کاری و استراحت های زمانبندی شده که پومودورو ارائه می دهد، استفاده کنند. همچنین، این تکنیک برای کسانی که اهداف یا کارهای سفت و سخت ندارند نیز مفید است.

در پایان، فراموش نکنید که پومودوو سیستمی برای بهره وری است. اگر در وسط انجام کار هستید و تایمر شما به صدا در می آید، هیچ ایرادی ندارد که تایمر را متوقف کنید، کاری که در حال انجام هستید را به پایان برسانید و بعد به استراحت بپردازید. هدف این است که شما روی کارتان متمرکز شوید، و در عین حال به یادتان بیاورد که به استراحت هم بپردازید. همچنین، به یاد داشته باشید که پومودورو تنها یک روش است، و ممکن است برای شما جواب بدهد یا ندهد.

این تکنیک انعطاف پذیر است، ولی اگر با سبک کاری شما جور در نمی آید سعی نکنید حتماً خودتان را با آن وفق دهید. بهره وری همه چیز نیست، بلکه وسیله ای برای رسیدن به هدف، و راهی برای سپری کردن زمان کمتر روی کاری است که مجبورید انجام دهید تا بتوانید برای کارهایی که می خواهید انجام دهید هم وقت پیدا کنید. اگر این روش برایتان جواب می دهد، از آن استفاده کنید. در غیر این صورت، فراموشش کنید.

دیدگاه‌ها خاموش

چگونه جلسات فروش جذابی برگزار کنیم؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۱٫۰۲ - ۶:۳۸ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت – ترجمه شادی حسن پور: مدیران فروش گرامی! خبر بدی برایتان دارم. می دانستید که نمایندگان فروش شما علاقه زیادی به شرکت کردن در جلساتی که برگزار می کنید ندارند؟ چرا که آنها را خسته کننده و بی تاثیر می دانند.

صبر کنید. تعجب نکردید؟ نکند خود شما هم با آنها هم عقیده هستید؟!

بعد از چند سال مصاحبه با نمایندگان و مدیران فروش، به این نتیجه رسیده ایم که تقریبا همه آنها از جلساتی که باید برگزار کنند، متنفرند. فروشندگان فکر می کنند که دارند وقتشان را هدر می دهند و مدیران فروش نیز در مورد محتوای جلسات احساس سردرگمی می کنند و از نحوه رفتار و رویکرد اعضای تیمشان ناامید شده اند. در ادامه به پنج استراتژی ای اشاره می کنیم که جلساتتان را به لحظات جذاب تری تبدیل می کنند:

روی اهداف فردی تمرکز کنید، نه عملکرد شخصی فروشندگان.

طی مصاحبه هایی که در این سال ها انجام داده ام، بدترین قسمت جلسات فروش زمانی است که رییس جلسه به بررسی عملکرد تک تک حاضران در جلسه می پردازد. این کار جدا از این که قوت زیادی می گیرد، باعث خجالت زدگی آنهایی می شود که چیز خاصی برای ارائه کردن ندارند؛ حتی ممکن است که آنها چیزی سر هم کنند تا خود را پرمشغله تر از آن چیزی که واقعا هستند، نشان دهند. و معمولا زمانی که همه فروشندگان در مورد عملکرد شخصی شان صحبت کنند، دیگر حوصله ای برای ادامه جلسه و بحث های مهمتر نخواهندداشت.
در عوض سعی کنید بررسی عملکرد فروشندگان را به جلسات دو نفره تان محدود کنید. وقتی زمانی را به جلسات گروهی اختصاص می دهید، تمرکزتان را روی اهداف کلیدی و استراتژیک حفظ کنید. البته نباید فقط به اعلام این تاکتیک ها بپردازید؛ بلکه با اعضای تیمتان تمرین کنید و روشی برای به کارگیری واقعی استراتژی هایتان پیدا کنید. سپس اطمینان حاصل کنید که اعضا به طور مداوم پیشرفت خود را گزارش کرده و به نسبت تغییراتی در استراتژی ایجاد کنند. گزارش ها نباید به پایان بازه های سه یا شش ماهه موکول شوند!
 
جلسات فروشی برگزار کنید که همه با اشتیاق در آنها شرکت کنند 
به همراه یکدیگر به ایده پردازی و پیدا کردن راه حل بپردازید.
از موقعیت حضور در کنار تمام اعضای تیم استفاده کنید و به ایده پردازی در مورد چالش های پیش رو در زمینه فروش بپردازید. آیا یکی از فروشنده هایتان با مشکلی مواجه شده و نمی داند باید چه کار کند؟ آیا یکی از مشتریان به راه حلی نیاز دارد که غیرممکن یا اشتباه به نظر می رسد؟ آیا حواستان نبوده و موقعیت بسیار خوبی را از دست داده اید؟ به صورت گروهی کار کرده و ایده پردازی کنید تا راه حلی برای مشکلاتتان بیابید. مطمئن شوید که در هفته های بعدی نیز جلسه ای برای پیگیری نحوه عملکرد ایده هایتان برگزار کنید. سعی کنید از کارکنان دپارتمان های دیگر سازمان نیز برای این قسمت از جلسه تان کمک بگیرید. ما حتی یکی از مشتریان همیشگی مان را نیز گاهی به این جلسات دعوت می کنیم تا از ایده های او برای ایجاد و ارائه راه حل های بهتر به مشتریان بهره بگیریم.

بخشی از جلسه را به آموزش نکاتی در مورد محصولات اختصاص دهید.

به جای این که مسائل آموزشی را صرفا در جلسات مخصوص آن مطرح کنید، می توانید نکات آموزشی کوتاهی را در هر جلسه فروش نیز مطرح کنید تا سطح مهارتی فروشندگانتان افزایش پیدا کند. جلسات فروش فرصت هایی فوق العاده برای یادگیری هستند! هفته ای ده تا پانزده دقیقه وقت بگذارید و به بررسی یک مبحث آموزشی، معرفی مفهومی جدید یا تقویت مهارت ها بپردازید. می توانید از منابع خارجی نیز استفاده کنید یا از دپارتمان های دیگر شرکت کمک بگیرید.

اجازه دهید اعضای تیم فروشتان جلسه را هدایت کنند.

شما به عنوان مدیر فروش نباید همه وظایف و بار جلسات را به دوش بکشید. از همه مهم تر، متکلم وحده نباشید. تا حد ممکن با اعضای تیم فروش تعامل داشته باشید و فرصت هایی به آنها بدهید تا کنترل جلسه را لحظاتی برعهده بگیرند. به عنوان مثال، قرار نیست که بار آموزشی جلسه همواره بر دوش شما باشد. کارها و برنامه ها را تقسیم بندی کنید و از اعضای تیم خود بخواهید تا هر کدام بخشی از جلسه را پیش ببرند. مطمئن باشید از پیشرفت کارها شگفت زده خواهید شد. همچنین می توانید تعیین موضوع جلسات (آموزشی) را به اعضای تیم بسپارید. شاید آنها بخواهند در مورد یک محصول جدید اطلاعات کسب کنند، نکته مشخصی از یکی از اعضا بیاموزید یا در مورد چالش های پیش رو صحبت کنند.

به قدردانی از موفقیت و پیشرفت اعضای خود بپردازید.

جلسات سالانه تقدیر و تشکر از کارمندان بسیار عالی و موثر هستند، اما نباید موفقیت های کوچک تر را نیز از یاد برد. آیا فرد جدیدی که به تازگی استخدام کرده اید، توانسته است اولین قرار ملاقات خود را با مشتری ترتیب دهد؟ عالی است! آیا فردی از اعضای تیم به هدفی که برای خود تعیین کرده بود، رسیده است؟ چقدر خوب! آیا متوجه شده اید که یکی از همکاران همواره به سایر اعضا کمک می کند و نقشی حمایتی و پشتیبانی کننده را به عهده دارد؟ شما نیز از او حمایت کنید! فرصت را برای تقدیر و تشکر هفتگی از اعضای تیمتان غنیمت بشمارید. حتی می توانید از کارمندانتان بخواهید که خودشان فرد برتر هر هفته را انتخاب کنند و دلایل مربوط به انتخاب او را بیان کنند.
جلسات فروش فرصتی فوق العاده برای آموزش، ایده پردازی، بررسی مشکلات و راه حل ها و جشن گرفتن موفقیت ها هستند. نحوه برگزاری آنها قطعا تاثیر شگرفی برای انگیزه اعضای تیمتان خواهد داشت.

دیدگاه‌ها خاموش

برگه ی بعدی »

LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE