بیوگرافی ثریا دارابی، یک زن موفق در حوزه آشپزی

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۱٫۰۱ - ۱۲:۴۵ ٫ق٫ظ


وبسایت یوکن: ثریا دارابی، متولد سال ۱۳۶۲ در اهواز، یکی از موسسین وبسایت بسیار موفق Zady در حوزه‌ی مد و فشن و از اهالی فن در زمینه‌ی بازاریابی دیجیتال و تکنولوژی است. ثریا دارابی مدتی به عنوان رهبر بخش محصول در drop.io کار کرده که یک سرویس مشارکت آنلاین و در حال حاضر متعلق به فیسبوک است. در سال ۲۰۰۹، او برنامه‌ی Foodspotting را راه‌اندازی کرد که یک راهنمای محلی در حوزه‌ی آشپزی است و از سوی اپل و مجله‌ی اینترنتی Wired به عنوان «اپلیکیشن برتر سال» اعلام شد.

دارابی مدرک تاریخ هنر خود را در سال ۲۰۰۵ از دانشگاه جورج‌تاون گرفت و بلافاصله بعد از فارغ‌التحصیلی، یکی از مدیران بازاریابی نیویورک‌تایمز شد. با ۲۳ سال سن، دارابی اولین و جوان‌ترین مدیر مشارکت‌های دیجیتال و رسانه‌های اجتماعی در نیویورک‌تایمز بود و در این شغل، به توسعه‌ی استراتژی‌های مربوط به مدیران در رسانه‌های دیجیتال و اجتماعی می‌پرداخت. شاید به همین دلیل است که حالا او را به عنوان یکی از پیشروان حوزه‌ی دیجیتال در جهان پذیرفته‌اند. دارابی اطلاعات فوق‌العاده‌ای در زمینه‌ی مصرف‌گرایی دیجیتال و استفاده از تکنولوژی به هدف ارتقای کارایی، اعتبار و رشد دارد. استراتژی‌هایی که او برای دیجیتالی کردن نیویورک‌تایمز به کار بست هنوز هم در حال استفاده هستند و هنوز هم نتایج موفقیت آمیزی را نشان می‌دهند.

 
بیوگرافی ثریا دارابی یکی از زنان موفق ایرانی و موسس Foodspotting 
 
در سال ۲۰۱۴، دارابی به عنوان یکی از «رهبران جوان سازمان اقتصادی جهان» انتخاب شد و از آن زمان بارها به سخنرانی در این سازمان پرداخته است. مجله‌ی Fast Company نیز در شماره‌ای که به «خلاق‌ترین افراد حوزه‌ی تجارت» اختصاص یافته بود، تصویر دارابی را روی جلد خود قرار داد. به پاس خدمات دارابی در حوزه‌ی رسانه‌های تازه و کارآفرینی ، تصویر او روی جلد مجله‌ی آنلاین Brandweek هم رفته است. در سال ۲۰۱۲، مجله‌ی Inc او را یکی از «30 مدیر برتر زیر ۳۰ سال» در جهان اعلام کرد و مجددا در سال ۲۰۱۵، مجله‌ی Fortune او را یکی از «40 مدیر برتر زیر ۴۰ سال» خواند.
 
دارابی در هیات مدیره‌ی دیجیتال جنرال الکتریک عضو بوده و در حوزه‌ی استراتژی‌های دیجیتالی/موبایلی/اجتماعی به مدیران شرکت‌های مختلفی، از دیزنی گرفته تا تایم، مشاوره می‌دهد. در حال حاضر ثریا دارابی بیشتر به سرمایه‌گذاری اولیه در شرکت‌های رسانه‌ای نوپا و مدرن که در حوزه‌ی رسانه‌ها فعال هستند، علاقه نشان می‌دهد. سرمایه‌گذاری او اغلب به هدف کمک به شرکت‌هایی انجام می‌شود که در مراحل اولیه‌ی طراحی و نوآوری قرار دارند و کمک خارجی می‌تواند شرایط را به نفع آن‌ها تغییر دهد. برخی از شرکت‌هایی که دارابی این نوع سرمایه‌گذاری را در آن‌ها انجام داده عبارتند از Contently، Reserve، GlamSquad، Casper، Brit & Co، Laxmi، Refresh و Hullabalu.
 
 بیوگرافی ثریا دارابی یکی از زنان موفق ایرانی و موسس Foodspotting
فعالیت‌ها
در مدتی که دارابی مدیر مشارکت‌های دیجیتال و رسانه‌های اجتماعی در نیویورک‌تایمز بود، باید جریان دائما متغیر حوزه‌ی تکنولوژی را از نزدیک دنبال می‌کرد و مطمئن می‌شد که سازمان او جایگاه برتر خود را در رسانه‌هایی چون فیسبوک، یوتیوب و توئیتر حفظ می‌کند. در عین حال، او باید با استارتاپ های کوچک و بزرگ همکاری می‌کرد تا کمپین‌های موفق تبلیغاتی به راه بیندازد. دستاورد ثریا دارابی به عنوان یکی از موسسین Zady.com ترکیب کردن تجارت الکترونیک، محتوای غنی رسانه‌ای و ارائه‌ی یک تجربه‌ی خرید متفاوت و خارق‌العاده به شکل کاملا یکپارچه است.
 
این وبسایت به کاربران خود نشان می‌دهد لباس‌هایشان چطور و به چه شکل تهیه می‌شوند – و در عین حال کالاهایی زیبا با کمترین تاثیر منفی روی محیط‌زیست را در کنار قیمت‌های عالی و تولید سریع ارائه می‌دهد. موفقیت دیگر دارابی به برنامه‌ی Foodspotting باز می‌گردد که به شکل رسمی سال ۲۰۱۰ به راه افتاد. این برنامه بر اساس این ایده شکل گرفت که افراد دوست دارند تصویر غذاها و خوراکی‌های خود را با دیگران به اشتراک بگذارند، اما این کار همیشه آسان نیست و جهت مشخصی هم ندارد.
 
دارابی در سفری که به ژاپن داشت با خوراکی‌های متفاوت و جذابی روبرو شد و از آن‌های عکاسی کرد، اما در بازگشت از سفر دیگر مطمئن نبود نام خوراکی آمده در هر تصویر چیست یا آن را کجا چشیده است. به همین دلیل، دارابی و یکی از دوستان او تصمیم به ساخت برنامه‌ای گرفتند که کار را برای علاقمندان به غذا آسان می‌کرد. جای تعجب ندارد که Foodspotting با استقبال خوب مخاطبین روبرو شد و در همان سال اول فعالیت در لیست ۵۰ وبسایت برتر مجله‌ی تایم قرار گرفت و مجله‌ی Travel+Leisure هم آن را به عنوان یکی از برنامه‌های ضروری و فوق‌العاده برای سفر انتخاب کرد.
بیوگرافی ثریا دارابی یکی از زنان موفق ایرانی و موسس Foodspotting

 
زندگی روزمره‌ی ثریا دارابی از زبان خودش
روز من معمولا ساعت ۶ صبح شروع می‌شود. بعد از صبحانه، پیاده‌روی می‌کنم و تا ساعت ۷ خودم را به باشگاه ورزشی می‌رسانم. صبح‌ها معمولا شمع روشن می‌کنم و ترجیح می‌دهم صبح‌های آرامی داشته باشم. در حال حاضر تلاشم این است که بیشتر روی مدیتیشن وقت بگذارم و آرامش بیشتری را به زندگیم وارد کنم. ثریا دارابی میگوید: برنامه‌ی کاری من از اولین جلسه‌ی صبح شروع می‌شود که معمولا ساعت ۸:۳۰ است. مثلا با موسس یک شرکت جلسه می‌گذارم تا در مورد پروژه‌های احتمالی با هم مشورت کنیم یا نیروهای مناسبی را به او معرفی می‌کنم. در چند سال گذشته، علاقه‌ی من به سرمایه‌گذاری و حمایت از شرکت‌های جدید افزایش یافته و تقریبا تمامی این شرکت‌ها موفق ظاهر شده‌اند.
 
این حوزه نه فقط برای سرمایه‌گذاری، بلکه از لحاظ مشاوره در مورد بازاریابی و استراتژی‌های رشد هم برای من جذاب است. به عنوان مشاور، من نقش متخصص حوزه‌ی هدف را بازی می‌کنم و در موارد مختلف به استارتاپ‌ها کمک می‌کنم. وقتی تازه کار روی Zady را شروع کرده بودم، کار مشاوره و حمایت از استارتاپ‌ها را انجام می‌دادم. بعد تصمیم گرفتم برای مدتی تمام وقتم را صرف Zady کنم، چون مطمئن بودم که دانش کامل برای پیشبرد پروژه‌ها را دارم و می‌توانم به این فعالیت تازه‌ی خود ثبات ببخشم. از طرفی، صرف وقت بیشتر از طرف من باعث شد که نیازی به استخدام افراد بیشتر نباشد و سال اول، تمام کارها را سه نفره انجام دادیم.

مهم‌ترین مسئله‌ و مشکل من، مدیریت زمان است. تخمین زمان جابجایی بین دو جلسه هیچ‌وقت برایم آسان نبوده و همیشه یا زود می‌رسم یا دیر! منشی هم ندارم، چون تا به حال منشی خوبی پیدا نکرده‌ام. چیزی که در مورد کارم دوست دارم این است که می‌توانم به سفر بروم، با افراد فوق‌العاده‌ای آشنا شوم و با مدیرانی کار کنم که مصمم و بااراده هستند. بهترین اتفاقی که می‌تواند برایم بیفتد، گرفتن یادداشت یک مدیر یا موسس است که در آن توضیح داده کاری که با هم دنبال می‌کردیم، به موفقیت رسیده است – مثلا موفق به استخدام فرد مناسب شده، یک سرمایه‌گذار پیدا کرده یا شاید فقط توانسته یک دفتر خوب برای کار پیدا کند. خبر گرفتن از این موفقیت‌های کوچک هم برای من ارزشمند است.

دیدگاه‌ها خاموش

توصیه‌های واقعی برای پس‌انداز کردن

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۲٫۲۹ - ۳:۳۹ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت – ترجمه شادی حسن پور: من درآمد متوسطی دارم که هر ماه باید بخشی از آن را به بیمه بازنشستگی ام اختصاص دهم. علاوه بر این، هر سه ماه هم سفری به خارج از کشور دارم. وضعیت مالی من همیشه همین طور بوده است و می توانم بگویم که تکنیک های پس اندازی که به کار می برم به من اجازه می دهند که از پس مخارج زندگی ام بر آیم. حالا می خواهم این تکنیک ها را به شما یاد دهم.

توصیه های واقعی برای پس انداز کردن

من دوستانی دارم که سه برابر حقوق بیشتری نسبت به من می گیرند، اما مشکلات خیلی بیشتری برای پس انداز دارند. فرق من و آنها در چیست؟ تمرین! وقتی که نوجوان بودم، قلک سبزرنگی داشتم که سکه ها و پول های خرد را در آن می ریختم. آن سکه ها راز بزرگ زندگی من بودند.

حالا که قلک سبزرنگم، جای خود را به حساب بانکی داده است، می توانم بهترین روش ها را برای پس انداز به کار ببریم و در عین حال، آسیبی به کیفیت زندگی ام نزنم. رازهای پس انداز من اینها هستند:

۱٫ فرآیند پس انداز را هیجان انگیز کنید

پس انداز کردن برای من همیشه جذابیت زیادی داشت که دلیل آن، ماهیت مخفیانه و رازآلود پس انداز بود. هر بار که دوستانم پول شان را صرف خرید وسایل غیر ضروری می کردند، از خودم می پرسیدم آنها چطور می توانند پولی را که به رحمت به دست آورده اند، خرج چیزهای بیهوده کنند.

از جایی شنیده بودم که همیشه ۱۰ درصد درآمدم را در حسابی جداگانه بگذارم یا در بیمه بازنشستگی سرمایه گذاری کنم و هرگز به سراغ آن پول نروم. این توصیه را در پیش گرفتم و متوجه شدم که وقتی آن پول از پیش چشمم دور می شود، نیاز به آن هم پیدا نخواهم کرد و از طرف دیگر، قوت قلبی بابت آن سرمایه ام خواهم داشت.

۲٫ همیشه خرید از حراجی به صرفه نیست

همه عاشق معامله های خوب هستند. اما من روش خودم را در پیش می گیرم؛ صبر و زمان بندی. آگهی های تبلیغاتی زیادی در گوشه و کنار می بینم، اما به خودم می گویم که برای خرید باید صبر کنم تا محصول فوق العاده ای را بخرم. اینکه چیزی حراج خورده است، دلیل نمی شود که حتما ارزش پول تان را داشته باشد. برخی از باکیفیت ترین لباس ها و کفش هایی را که در کمدم هست، با قیمتی کمتر از قیمت یک قهوه لاته خریده ام؛ باور کنید!

۳٫ کارهای خدماتی را با قیمت کمتری انجام دهید

من همیشه عاشق رسیدگی به موهایم بودم، اما از کی تا حالا این طور شده است که برای کوتاه کردن مو باید این قدر پول بدهیم؟! اصلا نمی توانم خودم را قانع کنم تا پول خرید یک هفته خواروبار منزل را بدهم و موهایم را کوتاه کنم. این طور شد که تصمیم گرفتم به آرایشگاه هایی بروم که کارآموز و نیاز به مدل رایگان دارند.

این طور آرایشگاه ها را که به دنبال مدل رایگان هستند در هر شهر بزرگی می توانید پیدا کنید. ساده بگویم، می توانید به یکی از بهترین آرایشگاه ها بروید و به ازای مبلغی بسیار کم، خدمات عالی دریافت کنید.

۴٫ خود را وادار به خرج کردن نکنید

من خیلی دیر متوجه این موضوع شدم. در جوانی همیشه رویدادهایی مثل جشن های تولد، مهمانی ها و دورهمی ها در کافه و رستوران رخ می دهند که پول تان را مانند یک جاروبرقی می بلعند! خیلی ساده ممکن است گرفتار این رویدادها شوید.

اگر هر بار که یکی از دوستانم مرا به کافه دعوت می کرد پاسخ مثبت می دادم، دیگر نمی توانستم با نوشتن این مقاله در مورد پس انداز کردن پول، توجه شما را به خود جلب کنم. البته در موقعیت های خاص هیچ وقت دعوت کسی را رد نمی کردم، اما وقتی که «نه» گفتن را تمرین کردم، توانستم زمان بیشتری برای مطالعه، دیدن برنامه های دلخواه یا از همه بهتر، خواب، پیدا کنم! و در عین حال پولم را هم پس انداز می کردم.

۵٫ تکلیف تان را با خودتان مشخص کنید

من کارت های اعتباری مختلفی دارم اما سعی می کنم با استفاده از ابزاری به اسم Mirt.com، حواسم به همه حساب هایم باشد. همچنین در ابتدای ماه، میزان مخارج را پیش بینی می کنم تا در صورت نیاز، با احتیاط بیشتری پول خرج کنم.

وقتی به خوبی آگاه باشید که پول تان را صرف چه چیزهایی می کنید، پس انداز کردن ساده تر، قابل کنترل تر و خوشبینانه تر خواهد شد. از همه مهم تر این است که چنین رفتاری، به پس اندازی قابل توجه در آینده خواهد انجامید.

بخشی از فرآیند پس انداز را باید با آزمایش و خطا پیش ببرید و بخش دیگر آن را با مطالعه و افزایش سواد مالی تان بهبود ببخشید. البته توصیه های زیادی در این زمینه وجود دارد که همه آنها کاربردی و عملی نیستند. باید ببینید چه روشی برای شما کارساز است. من نیز دقیقا همین کار را کردم.

دیدگاه‌ها خاموش

چگونه از فرسودگی شغلی پیشگیری کنیم؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۲٫۲۸ - ۳:۳۹ ٫ق٫ظ


هفته نامه سلامت*: «صبح ها که صدای زنگ ساعت را می شنوم، احساس می کنم در اوج بیچارگی هستم. به زحمت خودم را راضی می کنم که باید مثل روزهای دیگر به سر کار بروم!» «اگر برنامه ریزی مالی نداشتم، هیچ گاه سر کار نمی رفتم، خوش به حال آنهایی که بازنشسته شده اند.» «مدت هاست که نیاز به یک مرخصی طولانی مدت دارم.» «از اینکه کارها تمام نمی شوند، خسته ام. آرزو می کنم فردا تعطیل باشد!»
شاید شما هم چنین احساساتی را تجربه کرده یا از همکاران خود شنیده باشید؛ جملاتی که گویای حس ناخوشایند حضور در محل کار است. افراد شاغل به طور متوسط ۸ ساعت از شبانه روز را در محل کار خود طی می کنند که گاهی با محاسبه ساعت حضور در ترافیک یا طی مسافت برای رسیدن به محل کار این زمان بیشتر هم می شود. اگر زمان بندی زندگی ۲۴ ساعته را به صورت ۸ ساعت کار، ۸ ساعت استراحت و ۸ ساعت توجه به نیازهای فردی خودمان تصور کنیم، درخواهیم یافت گاهی مجبور می شویم زمان بیشتری را به کار اختصاص دهیم! این وضعیت به دلیل تامین مالی در زندگی و شرایط ویژه دوشغله بودن (مانند بانوان شاغل که بیشتر مسئولیت اداره منزل و کار بیرون را همزمان انجام می دهند) ناگزیر است.
 
چگونه از فرسودگی شغلی پیشگیری کنیم؟ 
 
فرسودگی شغلی نوع خاصی از استرس شغلی است؛ حالت خستگی جسمی، احساسی یا ذهنی همراه با شک و تردید در مورد شایستگی و ارزش کارتان. اگر فکر می کنید ممکن است فرسودگی شغلی را تجربه کنید، با نگاهی دقیق تر به این موضوع بپردازید. آنچه شما یاد می گیرید ممکن است در برطرف کردن مشکل کمک کننده باشد و پیش از اینکه فرسودگی شغلی بر سلامت شما تاثیر بگذارد، با تغییر در شیوه زندگی آن را برطرف کنید.

چرا فرسودگی شغلی ایجاد می شود؟

فرسودگی شغلی به دلیل فشار مداوم و مکرر و مدیریت نشده محیط کار ایجاد می شود و نشانه های آن شامل بی علاقه شدن نسبت به شغل خود، احساس درماندگی و ناتوانی، خلق گرفته و بی تفاوتی، یا بی اعتمادی نسبت به مدیریت سازمان و محل کار خود، پرخاشگری، کاهش توانایی انجام دادن وظایف شغلی، محدود شدن فعالیت های اجتماعی، ابتلا به دردهای عضلانی، سردرد، اختلال خواب و مشکلات جسمی مکرر دیگر است. اگر شما چنین علائمی را تجربه می کنید، ممکن است دچار فرسودگی شغلی باشید. برای اطمینان از این موضوع با پزشک یا یک کارشناس سلامت روان مشورت کنید. بعضی از این علائم همچنین می تواند شرایط خاصی از یک بیماری مانند کم کاری تیرویید یا افسردگی را نشان دهد.

چطور به سلامت روان در محیط کار توجه کنیم؟

برای این منظور لازم است عوامل آسیب رسان در محیط کار و شیوه مدیریت آنها و مراقبت از خود در مقابل هر یک را بشناسیم. اگر نگران فرسودگی شغلی هستید، با تغییر شیوه زندگی و کسب مهارت های کارآمد شروع کنید. مدیریت عوامل استرس زا به درمان فرسودگی شغلی کمک می کند. گاهی احساس می کنیم برای انجام امور روزانه به بیش از ۲۴ ساعت نیاز داریم و حتی در پایان روز متوجه می شویم حجم کاری که انجام داده ایم کمتر از انتظار و تصورمان بوده است که این به علت عدم مدیریت زمان است. استفاده بهینه از زمان باعث صرفه جویی و جلوگیری از اتلاف وقت، تنظیم حجم کار و مدیریت استرس می شود. برای این کار لازم است مهارت هایی را به کار ببرید. در ادامه پیشنهادهایی را برای این تغییر شیوه زندگی به عنوان یک فرد شاغل احساس رضایت و سلامت روان توام با آرامش و پیشرفت را تجربه کنید.

محیط کاری خود را تمیز و مرتب نگه دارید:

در محیط منظم، زمان صرف جستجوهای غیرضروری نمی شود و به این ترتیب تسلط شما در محیط کار بیشتر می شود و کنترل محیط را به دست می گیرید.

در فعالیت های روزانه اولویت بندی داشته باشید:

با تقسیم فعالیت های روزانه به ۴ گروه می توانید متناسب با اهمیت و اولویت، کارهایتان را انجام دهید. به این ترتیب براساس میزان اهمیت و فوریت یک وظیفه ۴ احتمال وجود خواهدداشت.

۱٫ فوری و مهم

کارهایی که توجه فوری نیاز دارند و اگر آنها را انجام ندهید، عواقب بدی پیش می آید. اول از همه این کارها را انجام دهید و تا تمام نشده اند، سراغ کار دیگری نروید. چنین وظایفی را فورا خودتان بر عهده بگیرید.

۲٫ غیرفوری ولی مهم

کارهایی که اگر انجام نشوند، زمان را از دست می دهید و برای پیشرفت ضروری است، ولی به اندازه گروه اول اهمیت ندارند. به تعبیری، کار غیرفوری کاری است که می تواند در فهرست روزهای آتی شما قرار گیرد، اما انجام آن مهم است.

۳٫ فوری ولی غیرمهم

مهلت زمانی تعیین کنید. می توانید وظایف را به طور همزمان به دیگران تفویض کنید. یعنی باید در فهرست کار روزانه یا هفتگی شما قرار گیرد، اما اهمیت چندانی ندارد.

۴٫ غیرفوری و غیرمهم

کارهایی که تاثیری در زندگی غیرشغلی شما ندارد. برای این اولویت بندی به حافظه خود اطمینان نکنید و از یادداشت روزانه استفاده کنید. مدیریت زمان یعنی ذخیره زمان، علاوه بر کنترل بهتر برنامه هایتان به شما کمک می کند درک روشنی از برنامه های خود داشته باشید و فشارهای روانی شما را کاهش می دهد. خودتان را عادت دهید در پایان روز برنامه روز بعد را بنویسید. اتفاقات احتمالی روز بعد را در ذهن خود مجسم کنید و مهم ترین کارهایی که روز بعد باید انجام دهید را در نظر بگیرید و آنها را روی کاغذ بیاورید.

وقت شناس باشید: عادت انجام کارها در لحظات آخر، باعث ایجاد استرس می شود و گاهی عدم موفقیت در به ثمر رسیدن فعالیت مورد نظر را دنبال دارد. تکالیف را به تاخیر نیندازید و منتظر لحظه آخر نمانید.

خودتان را بشناسید: یکی از مهم ترین عواملی  که به احساس رضایت مندی شخصی کمک می کند، کسب مهارت خودآگاهی است. برای داشتن این مهارت لازم است نیازها، نقاط ضعف و نقاط قوت و ارزش های خود را بشناسید و بیشتر از ظرفیت خود برنامه ریزی نکنید. گاهی با شناخت خود و توانمندی هایتان متوجه می شوید در شرایط کاری ای قرار دهید که وظایف محوله به شما از حد توانایی تان خارج است. طبیعتا در چنین شرایطی از عهده انجام بهینه فعالیت ها برنخواهید آمد و این مساله باعث استرس، احساس ضعف، اعتماد به نفس پایین و فرسودگی شغلی در شما می شود. در این شرایط تعدیل وضعیت موجود از طریق مذاکره با مسوول سازمانی باعث ایجاد آرامش و امنیت شغلی می شود. علاوه بر این اقدام در پی یادگیری مهارت های جدید و ارتقای توانمندی خود باشید. در شرایط دیگر ممکن است وظایف و مسوولیت های شما کمتر از توانمندی تان تعریف شده باشد؛ این بار نیز با بیان توانمندی هایتان به مدیر سازمانی می توانید داوطلب انجام فعالیت های مورد علاقه تان باشید و احساس مفید بودن را تجربه کنید. در مقابل مسوولیت هایی که در حیطه توانایی و تخصص شما نیست، مودبانه «نه» بگویید. این کار هم اعتبار و احترام شما را در سازمان حفظ می کند و هم از ایجاد فرسودگی شغلی جلوگیری خواهدکرد.

 
چگونه از فرسودگی شغلی پیشگیری کنیم؟ 
تمام تلاشتان را معطوف به لذت بخش تر کردن شرایط شغلی تان کنید: انسان هایی که با علاقه کار می کنند، خلاقیت و نوآوری خواهندداشت. نگرانی های خاص خود را با سرپرست و مسوول سازمان درمیان بگذارید، شاید بتوانید به کمک هم انتظاراتتان را تغییر دهید یا به توافق یا راه حل مناسب برسید.

کمال گرایی خود را کنترل کنید: افراد کمال طلب همیشه دنبال بهترین ها، به هر قیمتی هستند. انسان های کمال طلب، فشاری دائمی برای حرکت به سمت هدف های غیرقابل  دستیابی درون خود احساس می کنند. آنها معتقدند در هر کاری که هستند باید به بهترین شکل ایفای نقش کنند و در نقش یک شاغل خود را موظف به انجام امور در حد کامل و بی عیب و نقص می دانند. اشکال این تفکر این است که افراد کمال طلب ارزش های خودشان را با میزان کارایی و دستاوردهایشان می سنجند و هیچ گاه احساس رضایت نمی کنند. در این شرایط کوچک ترین اشتباه باعث احساس گناه و سرزنش در آنها می شود و از لحظات زندگی شان لذت نمی برند. به جای تفکر کمال خواهی مطلق به خودتان حق اشتباه بدهید و برای بهتر بودن تلاش کنید. همه ما در رفتارمان درصدی نکات خوب و درصدی نکات منفی داریم. با پذیرش نکات مثبت از آنها لذت ببرید و خودتان را تشویق کنید و برای اصلاح نکات منفی برنامه ریزی داشته باشید.

ارتباط با همکارانتان را مدیریت کنید: کیفیت روابط شما با همکاران عامل تعیین کننده مهمی درخصوص رضایت از شغل و محیط کاری شماست. با برقراری یک ارتباط سالم می توانید خواسته ها و احساس های خود و دیگران را بهتر بشناسید. یک ارتباط موثر باعث بهبود کیفیت زندگی، ارتقای سلامت روان، بهره وری، موفقیت شغلی، سازگاری بهتر و مقابله موثر با استرس می شود.

فعالیت بدنی منظم و ورزش را در اولویت های برنامه خود قرار دهید: کمی ورزش کنید. روزی ۳۰ دقیقه و ۳ روز در هفته به ورزش مورد علاقه خود بپردازید. برای شروع می توانید از دقایق کوتاه در هر روز شروع کنید. فعالیت بدنی منظم علاوه بر کنترل استرس و کم کردن تنش های روزانه، می تواند به تمرکز ذهنی کمک کند. نکته شگفت انگیز این است که این تصمیم یکی از پرسودترین کارهای زندگی تان خواهدبود.

خواب منظم و تغذیه مناسب داشته باشید: متناسب با ساعات کاری نظم ثابتی را در برنامه غذایی خود ایجاد کنید. استفاده از تنقلات سالم در محیط کار به عنوان میان وعده، استفاده از غذاهای ساده و کم چرب و پرهیز از همزمان کردن تغذیه و کار و نوشیدن منظم آب روش هایی است که به ارتقای عملکرد شما کمک خواهدکرد. همچنین برنامه ریزی برای خواب کافی (حداقل ۷ تا ۸ ساعت در روز) با رعایت اختصاص این زمان به خواب شبانه نیز در حفظ سلامت جسمی و روانی بسیار مهم است.

نکته آخر

یک روز پرمشغله لزوما به معنی فشار روانی نیست. برخلاف آنچه که برخی فکر می کنند، یک کار مشکل که به خوبی انجام شده باشد، رضایت خاطر و حتی آرامش فراهم می کند. به این ترتیب فرصت های باقی مانده در روز را می توانید صرف خانواده و رسیدگی به سلامت شخصی خود کنید.

ارتباط موثر با دیگران باعث بهبود کیفیت زندگی می شود

داشتن رابطه خوب با دیگران در محیط کار باعث ارتقای سلامت روان، بهره وری بیشتر، موفقیت شغلی، سازگاری بهتر و مقابله موثرتر با استرس می شود. نکاتی که در ادامه به آنها اشاره می شود برای این منظور کمک کننده خواهدبود.

به دیگران توجه کنید: به شرایط دیگران از نظر رویدادهای شادی آفرین مثل تولد فرزند، ازدواج و همچنین وقایع ناگوار مانند بیماری و فوت عزیزان، توجه داشته باشید و با آنها همدلی کنید.

گوش دادن موثر را تمرین کنید: با توجه و صرف وقت به صحبت های دیگران گوش کنید. برای نشان دادن توجه خود، خلاصه صحبت های آنها را بازگو کنید. گاهی تنها گوش دادن موثر درصد زیادی از مشکلات افراد را حل می کند.

قدرشناس باشید:
دنبال یافتن ویژگی های مثبت در دیگران باشید و آن را بیان کنید. با کلمات محبت آمیز دیگران را تشویق کنید. اگر همکارانتان بدانند قدردان آنها هستید، با انگیزه بیشتری حاضر به همکاری با شما هستند.

با دیگران صادق باشید: راحت، شفاف و بدون کنایه صحبت کرده و فضای اعتماد را ایجاد کنید.

هیجانات خود را کنترل کنید: خشم، غم، شادی و… هیجان های طبیعی و جزء لاینفک زندگی است. به جای اینکه بی پروا هیجانات خود را نشان دهید، پس از کمی صبر و آرامش راجع به آنها با دیگران صحبت کنید و برای حل مشکلاتتان از دیگران کمک بخواهید. واکنش های بی درنگ در اوج هیجانات معمولا اشتباه هستند و باعث پشیمانی و ایجاد فضای پرتنش می شوند.
 
*دکتر ناهید گرامیان، مدیرگروه سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، طاهره زیادلو، کارشناس دفتر سلامت روان وزارت بهداشت

دیدگاه‌ها خاموش

مدیر بودن چقدر سخته!

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۲٫۲۸ - ۳:۳۹ ٫ق٫ظ


رازمجنون – ترجمه از حمید گنجی: در نظرسنجی‌ها، تحقیق‌ها و مصاحبه‌های خود با بیش یک هزار رهبر، بسیاری از نظرات افراد توجه ما را به خود جلب کرد، اما یکی از این نظرات بسیار قدرتمند و تحریک‌کننده بود. خاویر پلادوال، مدیرعامل شرکت فولکس واگن آئودی در اسپانیا به موضوع «رهبری امروز» اشاره کرد. رهبری امروز یعنی فراموش کردن مدیریت و یادگیری مجدد انسان بودن.

منظور آقای خاویر پلادوال این است که قدرت رهبری به توانایی‌های ما در شکل دادن تعهدات شخصی و معنادار به افرادی که رهبری‌شان را بر عهده داریم وابسته است. همان‌طور که نسل هزاره در بسیاری از شرکت‌ها در حال قبضه کردن پست‌های مختلف هستند، حقیقیت این موضوع بیش از گذشته روشن شده است. شما نمی‌توانید نسل هزاره را فقط با یک چک پرداختی، ضمانت‌نامه و یا مزایا راضی کنید. آن‌ها معنا، شادی و همبستگی می‌خواهند.

چرا بسیاری از مدیران فراموش می‌کنند که آن‌ها نیز انسان هستند؟

مشکل این است که حدود ۷۰ درصد از رهبران خود را الهام‌بخش و انگیزه‌دهنده می‌دانند، دقیقا به همان صورتی که ما لقب راننده خوب را به خودمان می‌دهیم. اما این کاملا با درک کارکنان از رهبران در تضاد است. نتایج یک نظرسنجی منتشر شده توسط مجله فوربس نشان داد که ۶۵ درصد از کارمندان، اگر افزایش حقوق به معنای اخراج شدن رهبرشان باشد، از دریافت اضافه‌حقوق اجتناب می‌کنند. همچنین تحقیق دیگری از موسسه گالوپ فاش کرد که ۸۲ درصد از کارمندان رهبر خود را الهام‌بخش نمی‌دانند. از نظر ما، این دو مورد به‌طور مستقیم به یکدیگر مرتبط‌اند.

رهبری انسانی جنبه‌های مثبت بسیار زیادی دارد. همان‌طور که داده‌های McKinsey & Company نشان می‌دهد، زمانی که کارکنان به‌طور ذاتی انگیزه می‌گیرند، ۳۲ درصد بیشتر متعهد هستند و ۴۶ درصد بیشتر از کارشان راضی می‌شوند و ۱۶ درصد بهتر عمل می‌کنند.

به‌عنوان انسان، همه ما تحت هدایت نیازهای اساسی مانند معنا، شادی، انسجام انسانی و تمایل به کمک مثبت به دیگران هستیم. رهبرانی که واقعا این نیازها را درک می‌کنند و اعمالشان به‌گونه‌ای است که این انگیزه‌های ذاتی را توانمند می‌کند، می‌توانند یک حس وفاداری، تعامل و عملکرد را در کارکنان خود به وجود بیاورند. به‌عنوان رهبر، ما باید قبل از مدیر بودن، انسان باشیم.

تحقیق ما نشان داد که یک جنش جهانی در مدیریت‌های سطح C در شرکت‌هایی مانند لینکدین، مایکروسافت و استارباکس در حال وقوع است. رهبران این سازمان‌ها از خود می‌پرسند «چگونه می‌توانیم رهبری انسانی بیشتر و فرهنگی شخص محور را ایجاد کنیم که رهبران و کارمندان بیشتر به کار بپردازند و به طور کامل درگیر کار شوند؟»

بر اساس کار ما در ساخت رهبران انسانی بیشتر، در اینجا چند نکته را می‌توان بازگو کرد:

شخصی باشید

باب چپمن، مدیرعامل شرکت بری وهمیلر و نویسنده کتاب Everybody Matters، قدم‌های بسیار خوبی را در راستای رهبری انسانی در شرکتش برداشته است. برای اتخاذ تمامی تصمیماتی که روی کارمندان تاثیرگذار است، او از خود می‌پرسد: «اگر فرزند، والدین یا دوست خوب من در اینجا کار می‌کرد، آیا آن‌ها از این تصمیم قدردانی می‌کردند؟». به‌این‌ترتیب او تصمیم‌گیری‌های مدیریتی را به یک سوال شخصی تبدیل می‌کند.

درواقع او از یک حوزه تاکتیکی به سمت یک حوزه احساسی می‌رود تا مطمئن شود که وضعیت و قدرتش چشم او را بر همه چیز نبسته است. شما نیز وقتی می‌خواهید تصمیماتی بگیرید که روی زندگی افراد تاثیرگذار است، همین سوال را از خود بپرسید. پای خود را در کفش آن‌ها کنید و تصور کنید که آن‌ها یکی از اعضای خانواده یا دوستان شما هستند.

خودآگاه باشید

پیتر دراکر که یکی از پیشگامان حوزه رهبری در جهان است می‌گوید: «تا وقتی‌که در مدیریت خود درمانده‌اید، نمی‌توانید دیگران را نیز مدیریت کنید.» این داستان نشان می‌دهد که رهبری چگونه با درک و هدایت خود آغاز می‌شود. وقتی که خودتان را درک می‌کنید، بهتر خواهید توانست کسانی که رهبری‌شان را بر عهده دارید را بفهمید و با آن‌ها همدردی کنید و همچنین انگیزه ذاتی آن‌ها را نیز بالا ببرید. رهبری خوب با خودآگاهی آغاز می‌شود و خودآگاهی را می‌توان از طریق تمارین ذهنی افزایش داد.

از خود گذشته باشید

دومینیک بارتون، مدیرعامل شرکت McKinsey & Company، می‌گوید که خودخواهی پایه و اساس رهبری خوب است. رهبری در مورد شما نیست، بلکه در مورد افراد و سازمان‌هایی است که شما رهبری می‌کنید. با خودخواهی، شما از معادله خود بیرون می‌آیید و منافع بلندمدت دیگران را در نظر می‌گیرید. ازخودگذشتگی به این معنا نیست که شما به عروسک خیمه‌شب‌بازی دیگران تبدیل شوید و در مقابل دیگران از خودتا دفاع نکنید. فداکاری از اعتمادبه‌نفس و خود مراقبتی سرچشمه می‌گیرد. روشی ساده برای آزمایش اینکه آیا شما یک شخص ازخودگذشته هستید یا نه وجود دارد: وقتی‌که تصمیمی می‌گیرید، انگیزه‌های خود را چک کنید؛ آیا این کار را برای خودتان انجام می‌دهید یا برای مزیت دیگران؟

دلسوز باشید

هدف از دلسوزی و همدردی آوردن خوشحالی به قلب دیگران است. اگر تاکنون رهبری داشته‌اید که دلسوز بوده، حتما می‌دانید که این چه حسی دارد. این شخص پشتیبان شماست. این شخص علایق شما را در ذهن دارد و درنتیجه شما احساس امنیت، اطمینان، وفاداری و تعهد می‌کنید. وقتی در مورد رهبری صحبت می‌کنید، هیچ‌چیز نمی‌تواند جای دلسوزی را بگیرد. اگر می‌خواهید به‌عنوان یک رهبر دلسوزی بیشتری داشته باشید، باید عادت پرسیدن یک سوال ساده از خودتان در هنگام تعامل با دیگران را جا بیاندازید: چگونه می‌توانم به این شخص کمک کنم که روز بهتری داشته باشد؟

دیدگاه‌ها خاموش

۹ روش علمی برای افزایش کارایی در محل کار

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۲٫۲۷ - ۵:۵۶ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت – ترجمه شادی حسن پور: هیچ کس به این موضوع کاری ندارد که چقدر سرتان شلوغ است یا این که تا دیروقت کار می کنید، آنها فقط به نتیجه کارتان توجه می کنند.
 
چه یک کارمند معمولی باشید که از ساعت ۹ صبح تا ۵ بعدازظهر کار می کنید و چه کسب و کار خودتان را اداره می کنید، احتمالا به فکر افزایش میزان کارایی تان بوده اید. برای خیلی از مردم این موضوع یکی از دغدغه های روزمره شان است. خبر خوبی برای تان داریم: اگر از این ۹ روش علمی برای افزایش کارایی بهره بگیرید، دیگر درگیر این دغدغه ذهنی نخواهید بود.
 
کارایی تان کاهش پیدا کرده است؟ 
1. حواس تان به زمان باشد

پیگیری زمانی، یعنی توجه به مدت زمانی که صرف کاری می کنید، می تواند کارایی تان را بالا ببرد. بدین طریق خواهید دانست چه مقدار زمان هدر داده اید. آیا تا به حال بازه های زمانی کوتاهی را که به چک کردن نوتیفیکیشن های گوشی تان اختصاص داده اید حساب کرده اید؟

ساده ترین روش برای این کار این است که از یک تایمر استفاده کنید و مدت زمانی را که برای کار تعیین کرده اید، به هیچ فعالیت دیگری اختصاص ندهید.

۲٫ هر نود دقیقه به خودتان استراحت دهید

اگر شما هم مانند اغلب مردم باشید، احتمالا صبح ها هنگام رفتن به محل کار با گوشی سرگرم می شوید و به چک کردن شبکه های اجتماعی و پاسخگویی به ایمیل ها یا پیامک ها می پردازید. در محل کار هم هر بار می خواهید استراحت کنید، به تلفن ها پاسخ می دهید اما این الگوی کاری یک الگوی بی وقفه است. بدن ما برای چنین کار بی وقفه ای طراحی نشده است. پیشنهاد می کنیم روزهای کاری تان را به بازه های کاری ۹۰ دقیقه ای و سپس چند دقیقه استراحت تقسیم کنید. این کار زمان بندی بیولوژیک بدن تان را منظم می کند و به شما اجازه می دهد تا به حداکثر کارایی دست پیدا کنید.

۲٫ چرت بزنید

بله، درست خواندید. مطالعات نشان داده اند که چرت ۲۰ دقیقه ای در بعدازظهر می تواند کارایی تان را افزایش دهد زیرا باعث شادابی بدن و مغز می شود.همچنین چرت زدن احساس آرامش بیشتری به شما داده و ریسک ابتلا به حملات قلبی را در شما کاهش می دهد.

بهتر است بدانید شرکت هایی مانند گوگل، اتاق هایی را به این منظور و به نام «اتاق انرژی» طراحی کرده و در دسترس کارمندان شان گذاشته اند.

۴٫ در نور طبیعی کار کنید

پژوهشگران دریافته اند که ارتباط مستقیمی بین نور محل کار و وضعیت خواب، فعالیت و کیفیت زندگی کارمندان وجود دارد. کارمندانی که در شرایط نور طبیعی مشغول به کار هستند، خواب راحت تر و با کیفیت تری در شب دارند و کیفیت زندگی شان نسبت به کسانی که در فضایی بدون پنجره کار می کنند، بهتر است.

۵٫ شب قبل برنامه فردا را بچینید

برنامه ریزی کارهای روز بعد به شما اجازه می دهد تا بازه های زمانی معقولی را به اهداف مهم تان اختصاص دهید. می توانید طوری برنامه ریزی کنید که این اهداف مهم در ساعات اولیه روز انجام شوند. زمانی که بتوانید از پس از این اهداف برآیید، خلق و خوی بهتری به دست می آورید. دستیابی به اهداف باعث افزایش کارایی انسان می شود.

۶٫ شادتر شوید

اگر می خواهید میزان شادی خود را افزایش دهید، از «مراقبت کردن از خود» شروع کنید. این کار می تواند شامل فعالیت هایی مانند ورزش کردن، مدیتیشن یا خوردن غذای سالم باشد. سعی کنید هر روز قدرشناسی تان را نسبت به موهبت های زندگی تان ابراز کنید و در کنار افراد خوش بین حضور داشته باشید.

۷٫ از اخبار دوری کنید

زندگی در دنیایی که ارتباطی بیست و چهار ساعته با دنیای مجازی دارد، یعنی بمباران خبر. احتمالا خیلی از اخباری را که می شنوید، اصلا دل تان نمی خواهد که بشنوید. معمولا اخبار بد ۱۷ برابر اخبار خوب هستند و تاثیر منفی روی شما می گذارند. همان طور که در موارد قبلی گفتیم، شادی باعث افزایش کارایی می شود؛ پس بهتر است از شنیدن و دیدن اخبار تا جای ممکن دوری کنید.

۸٫ پاک سازی کنید

آشفتگی، آفت کارایی است و توانایی مغز را کاهش می دهد. محیط کاری تان را خلوت و تمیز نگه دارید. همیشه اشیا را به جایی که به آن تعلق دارند، بازگردانید. آشفتگی ذهنی نیز کارایی را کم می کند. سعی کنید برای کارهای تان برنامه داشته باشید تا هر فعالیت و هر فکری سر وقت خود انجام شود. گذشته را رها کنید و از تفکر بیش از اندازه دست بکشید.

۹٫ به موسیقی گوش دهید

سروصدا معمولا حواس آدم را پرت می کند اما سروصدای مناسب، به ویژه موسیقی این قدرت را دارد تا کارایی تان را افزایش دهد و به شما در افزایش تمرکز و توجه تان در هنگام انجام کارهای تکراری کمک کند. البته هر نوع موسیقی این خاصیت را نخواهد داشت بلکه باید موسیقی آرامی را مانند صدای طبیعت انتخاب کنید.

دیدگاه‌ها خاموش

مدیریت زمان در عصر تکنولوژی زده!

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۲٫۲۶ - ۷:۴۹ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت – لیث کریمی پور: در دوران کودکی، والدین و بزرگ ترها همیشه برای مثال چیزی که دو کاربرد مثبت و منفی داشت، از لفظ چاقو استفاده می کردند و این ابزار مهم را مثال می زدند و می گفتند: «از چاقو، هم برای پوست کندن میوه استفاده می شود و هم برای ایجاد زخم» که اولی، مفید و مثبت است و دومی، آسیب رسان و مشکل ساز. پس باید بدانید که چگونه از آن استفاده می کنید و در واقع هر وسیله ای را در راه درستش به کار ببرید.

مدیریت زمان در عصر تکنولوژی زده!

امروزه تکنولوژی حکم همان چاقو را دارد که اگر به درستی از آن استفاده کنید، برای شما فرصت های بزرگی ایجاد می کند و باعث کسب درآمد و ذخیره زمان می شود و در مقابل، اگر به طور نادرست استفاده شود، باعث حواس پرتی و از دست دادن فرصت های طلایی و زمان با ارزش شما خواهد شد.

آیا دقت کرده اید که چه تعداد برنامه و اپلیکیشن در دسترس مردم دنیاست و همه آنها برای سرعت بخشیدن به کارها هستند؛ ولی با همه اینها چرا اکثر مردم با کمبود زمان مواجهند. امروزه همه مردم سریع تر از هر زمانی در حال حرکت و انجام کار هستند و دانش آنها در مورد تکنولوژی و مدیریت زمان خیلی بیشتر شده و با وجود این همه برنامه های یادآوری و چک لیست، باز هم می گویند: «وقت نداریم.» مشکل از کجاست؟

در گذشته هر کاری در زمان خاصی انجام می شد. مثلا برای مکالمه تلفنی باید به جای خاصی از منزل یا محل کار می رفتیم تا می توانستیم از تلفن استفاده کنیم یا برای پرداخت قبض ها یا حواله های بانکی حتما باید به بانک مراجعه می کردیم و در ساعت خاصی کارها را انجام می دادیم ولی امروزه تمام این موارد در تلفن هوشمند و در دستان ما قرار دارند و هر جا و هر زمان می توانیم هر کاری را انجام دهیم. و این یعنی نداشتن زمانی خاص برای هر کار. در حقیقت، این قابلیت باعث اتلاف وقت و ایجاد اختلال در مدیریت زندگی و زمان شده است.

به این مشکل دلیل دیگری را هم اضافه کنید و آن این است که چون همه کارها در یک دستگاه کوچک و قابل حمل صورت می پذیرند، بین تمام کارها، زمان بندی و رعایت تقدم صورت نمی گیرد و باز هم مشکل دیگر این که استفاده از شبکه های اجتماعی و کانال های خبری نیز در همین دستگاه کوچک و قابل حمل استفاده می شوند و با توجه به شبکه های اجتماعی و کانال ها و گروه های زیادی که هر روزه هم به آنها اضافه می شوند، متاسفانه این دستگاه تبدیل به هیولایی برای از بین بردن زمان و تلف کننده وقت با ارزش شده است. حال آن که همین تکنولوژی و برنامه ها به همان اندازه که معایب زیادی دارند، مزایای زیادی هم برای شما به همراه دارند.

مدیریت زمان در عصر تکنولوژی زده!

راه حل

ابتدا تکنولوژی را تفکیک کنیم تا حل این مشکلات هم آسان تر شوند.

۱٫ مکالمات تلفنی

برای مکالمات خود محدودیت قرار دهید. قبل از هر تماس، حتما وسایل مورد نیاز مانند کاغذ و خودکار برای یادداشت موارد مهم داشته باشید تا مجبور نشوید برای یادآوری مجدد تماس دیگری برقرار کنید. مدت زمان مکالمه را نیز کنترل کنید و نگذارید مکالمات طولانی شوند.

۲٫ پیام ها

گاهی ارسال پیام کوتاه و سریع می تواند جایگزین مکالمه ای طولانی باشد. در ضمن تلفن های هوشمند قابلیت استفاده از کلمات پیش فرض را در اختیار شما قرار می دهند و این کار در افزایش سرعت نوشتن و ارسال مطالب، کمک بسیاری می کند تا هنگام نوشتن و ارسال، نیازی به تایپ مجدد نداشته باشید.

۳٫ شبکه های اجتماعی

متاسفانه امروزه شبکه های اجتماعی، بیشتر جنبه سرگرمی پیدا کرده اند و کمتر کسی پیدا می شود که از آنها برای کسب درآمد و افزایش بهره وری شخصی استفاده کند. در کانال های تلگرام و اینستاگرام بخش قابل توجهی از کاربران، بیشتر به فکر تبلیغات و ارسال پیام هایی هستند که فایده ای برای شما ندارد.

مثلا چه نیازی است که از تورهای کل نقاط ایران و جهان باخبر شوید، در حالی که شما قصد سفر ندارید. پس هر زمان نیاز به هر چیزی داشتید به راحتی می توانید با جستجوی ساده، مطالب مورد نیاز را دریافت و استفاده کنید و دیگر نیازی به دریافت اطلاعات غیر مفید روزانه نیست.

۴٫ ایمیل

یکی از برنامه هایی که همواره در دسترس همه قرار دارد، ایمیل است و شما مدام با دریافت هر ایمیل به صندوق پست الکترونیک خود مراجعه می کنید. این کار را احتمالا بیش از بیست بار در روز انجام می دهید. پیشنهاد من این است که ایمیل خود را فقط دو بار در روز چک کنید و برای هر ایمیل، مدت زمان مشخصی قرار دهید. ایمیل را باز کنید، عملیات لازم را انجام دهید و آن را پاسخ دهید و بعد، پاک یا بایگانی کنید. هرگز یک ایمیل را نیمه کاره رها نکنید تا از دوباره کاری جلوگیری شود. مثل شبکه های اجتماعی، ایمیل های تبلیغاتی را از صندوق خود خارج کنید؛ چون واقعا نیازی به دریافت هر روزه آنها ندارید.

۵٫ اپلیکیشن ها

برنامه های مفید را شناسایی کنید و آنها را در جهت بهبود زندگی و سرعت بخشیدن به آن استفاده کنید. مثلا استفاده از Google map جهت یافتن راه و مسیری که ترافیک کمتری داشته باشد و شما را سریع تر به مقصد برساند یا اپلیکیشن Quality Time که اطلاعات دقیقی از تعداد دفعاتی که تلفن همراه را باز کرده اید و برنامه هایی که استفاده شده و مدت زمانی را که برای هر کدام گذاشته اید، به شما نشان می دهد. با این برنامه می توانید زمان استفاده از برنامه های دیگر را مدیریت و کنترل کنید.

جان کلام این که از تکنولوژی به عنوان ابزاری برای کمک به خودتان و سرعت بخشیدن به کارها استفاده کنید. این ابزار و امکانات نیروهای یاری دهنده هستند، پس آنها را به ابزاری برای تلف کردن وقت تان تبدیل نکنید.

دیدگاه‌ها خاموش

سختی‌های آتش‌نشان بودن، از زبان بانوی آتش‌نشان

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۲٫۲۶ - ۷:۴۲ ٫ق٫ظ


روزنامه شهروند – ترجمه از زهرا نوروزی: آتش‌نشانی در گذشته حرفه‌ای کاملا مردانه بود. امروزه درحالی‌که حوزه‌های حرفه‌ای و داوطلبانه در این رشته تحت‌سلطه مردان قرار دارد، زنانی هم وجود دارند که با همتایان مرد خود رقابت می‌کنند. درواقع جریان به سمت‌وسویی رفته است که درحال حاضر زنان در این حوزه در کشورهای مختلف دنیا فعالیت می‌کنند. هرچند آغاز ماجرا به استرالیا برمی‌گشت؛ کشوری که برای نخستین‌بار زنان در آن توانستند وارد عرصه آتش‌نشانی شوند. بعدها این مسیر هموارتر شد.

آمارهای دهه ١٩٧٠ نشان می‌دهد که از ٣٣٦٥٩ داوطلب آتش‌نشانی، ٣٨٩٨ نفر زن بودند. در‌ سال ٢٠١١، این تعداد به ٥،٤٦٦ نفر افزایش یافت. در‌ سال٢٠١٥ در فرانسه، ٢,٩درصد از آتش‌نشانان زن بودند و ٦.٤درصد از آنها عنوان افسری داشتند. در برلین و برسلو آتش‌نشانان زن داوطلبانه در جنگ جهانی اول فعالیت خود را آغاز کردند، اما در پایان جنگ متوقف شدند. زنان در جنگ جهانی دوم دوباره استخدام شدند که تا ‌سال ١٩٥٥ ادامه داشت، تا زمانی که همه آنها توسط مردان جایگزین شدند.

آب برآتش

در جمهوری دموکراتیک آلمان، زنان به‌طور گسترده‌ای در نقش‌های حمایتی، اما نه به‌عنوان آتش‌نشانان خط مقدم به کار گرفته می‌شوند. در دهه ١٩٨٠ آنها دیگر در همه حوزه‌های آتش‌نشانی آغاز به کار کردند. آتش‌نشانان زن حرفه‌ای درحال حاضر با آماری حدود ٥٥٠ نفر و ٨٠هزار داوطلب در آلمان خدمت می‌کنند. نخستین آتش‌نشانان زن در نروژ در دهه ١٩٨٠ به خدمات آتش‌نشانی پیوستند. در‌ سال ٢٠١١، ٣,٧درصد از آتش‌نشانان نروژی زن بودند. در همین دهه بخش خدمات آتش‌نشانی هنگ‌کنگ به‌عنوان کارکنان کنترل و آمبولانس شروع به استخدام زنان کردند؛ با این حال، نخستین آتش‌نشان زن تا ‌سال١٩٩٤ به‌طور رسمی استخدام نشد. از ‌سال ٢٠٠٣، ١١١آتش‌نشان زن وجود داشت، اما تنها هشت‌نفر از آنها آتش‌نشانان عملیاتی بودند.

نخستین آتش‌نشان زن شناخته‌شده در ایالات‌متحده آمریکا، برده‌ای از نیویورک به نام مولی ویلیامز بود که گفته می‌شود در آن دوران به‌عنوان یک خانم آتش‌نشان بهتر از بسیاری از آقایان فعالیت داشته و در اوایل دهه١٨٠٠ شروع به کار کرده است. در دهه١٨٢٠، در پیتسبورگ مارینا بتس به‌عنوان آتش‌نشان داوطلب شروع به کار کرد و لیلی هیچکاک یکی از اعضای افتخاری شرکت موتور نیکر بوکر، پنجمین آتش‌نشان زن بود که در‌ سال ١٨٦٣ در سانفرانسیسکو فعالیت می‌کرد. در سال‌ ١٩١٠، داوطلبان زن شرکت‌های آتش‌نشانی در سیلور اسپرینگ، مریلند، لس‌آنجلس و کالیفرنیا حضور فعالی داشتند و در‌ سال ١٩٣٦، اما ونول نخستین مامور آتش‌نشانی رسمی خانم در نیوجرسی شد.

در جنگ جهانی دوم بعضی از زنان آتش‌نشان در ایالات‌متحده آمریکا جایگزین آتش‌نشان‌های مردی شدند که به ارتش پیوسته بودند. در حقیقت در طول جنگ، همه اعضای دو اداره آتش‌نشانی در ایلینوی را زنان تشکیل داده بودند. در‌ سال ١٩٤٢ نخستین اداره آتش‌نشانی زنان مربوط به مناطق جنگلی کالیفرنیا تاسیس شد و در دهه ١٩٦٠ شرکت‌های آتش‌نشانی زنان در کینز کانتی، کالیفرنیا، وودباین و تگزاس حضوری فعال داشتند. در تابستان‌ سال ١٩٧١ شرکت آتش‌نشانی زنان تحت‌کنترل اعضای کمپین زمین در حیات‌وحش آلاسکا مشغول به کار شدند. علاوه بر این، در‌ سال‌های ١٩٧١ و ١٩٧٢ در مونتانا کارمندان آتش‌نشانی در خدمات جنگل ایالات‌متحده مسئولیت مهار آتش را به عهده داشتند.

نخستین رهبر شناخته‌شده زن در ایالات‌متحده، روث کاپلو بود که در‌ سال ١٩٧٣ رئیس آتش‌نشانی شد. ساندرا فورسیر، نخستین آتش‌نشان شناخته‌شده زن در ایالات متحده، در‌ سال ١٩٧٣ در کارولینای شمالی کار خود را برای ایستگاه آتش‌نشانی وینستون سالم شروع کرد. او افسر امنیت عمومی بود، ترکیبی از افسر پلیس و آتش‌نشان. نخستین زن که تنها با عنوان آتش‌نشان کار می‌کرد، جودی لیکر بود. او در‌ سال ١٩٧٤ توسط بخش آتش‌نشانی ویرجینیا استخدام شده بود. نخستین سرپرست خانم آتش‌نشان، رزماری بلیس اهل کالیفرنیا بود که در‌ سال ١٩٩٣ به سمت ریاست آتش‌نشانی منصوب شد. در‌ سال ٢٠٠٢، حدود ٢درصد از همه آتش‌نشان‌ها در ایالات متحده زن بودند.

سارینیا سریساکول نخستین زن آسیایی-آمریکایی بود که در‌ سال٢٠٠٥ توسط اداره آتش‌نشانی شهر نیویورک استخدام شد. در‌ سال ٢٠١٥، زنان در اداره آتش‌نشانی نیویورک کمتر از ٥/٠‌درصد از ١٠هزار نفر به‌عنوان آتش‌نشان فعالیت می‌کردند. ريگانا ويلسون نخستين زنی بود که به سمت ریاست جامعه ولکان (انجمن آتش‌نشاني آفریقایی-آمريكايي) منصوب شد. اکنون آتش‌نشانان و افسران آتش‌نشان زن تنها ٠,٥درصد از سازمان آتش‌نشانی شهر نیویورک را تشکیل می‌دهند.

با این‌که این تعداد از سال‌های گذشته افزایش یافته است، ولی پایین‌ترین ‌درصد از آمار آتش‌نشانان خانم را در کلان‌شهرهای ایالات متحده آمریکا به خود اختصاص داده است. سارینیا سریساکول، رئیس آتش‌نشانان زن متحد (شرکتی شامل ٥٧ آتش‌نشان و افسر آتش‌نشان زن که برای سازمان آتش‌نشانی شهر نیویورک کار می‌کنند) می‌گوید: «ما فرصتی واقعی در دست داریم تا گام‌های بزرگی در جهت تغییر چشم‌انداز برای زنان آتش‌نشان در سازمان آتش‌نشانی شهر نیویورک برداریم. این شغل زندگی شما را دگرگون خواهد کرد.» این مصاحبه توسط کتی ادموندز انجام شده است.

حدس می‌زنم برای آتش‌نشان بودن چیزی بسیار بیشتر از خاموش‌کردن آتش و خارج‌کردن افراد از ساختمان‌های درحال سوختن وجود دارد، اما نمی‌دانم چه چیزی است. آیا می‌توانید برای من یک هفته معمولی کاری خود را در زندگی شرح بدهید؟

مطمئنا… درواقع سعی می‌کنم وقتم را تنظیم کنم. سعی‌ام این است که این وقت را بین اجرای برنامه‌های ایستگاه آتش‌نشانی و اداره سازمان آتش‌نشانان زن متحد به بهترین نحو تقسیم کنم. یک هفته سبک کاری در ایستگاه آتش‌نشانی، دو شیفت ٢٤ساعته جداگانه دارد. ما برنامه خود، تعمیر و نگهداری ابزار و چک‌کردن آنها، آموزش و بیرون رفتن برای بازرسی ساختمان را در دستور کار داریم، همچنین به‌طورکلی ناهار و شام را با هم درست می‌کنیم. در میان این دوره‌های برنامه‌ریزی‌شده می‌توانیم هر زمانی تماس اضطراری هم دریافت کنیم.

من در منطقه‌ای بسیار شلوغ در منهتن کار می‌کنم. تعداد زیادی از مردم روز و شب در رفت‌وآمد هستند، بنابراین برای بیرون رفتن هیچ مشکلی وجود ندارد. بدیهی است همه تماس‌های ما برای آتش‌سوزی نیست، حتی تماس‌هایی که برای آتش‌سوزی است، در اغلب موارد آلارم اشتباه از کار درمی‌آیند، مانند تماس افرادی که بوی مواد غذایی سوخته همسایه به مشام‌شان می‌رسد یا بوی سیگاری که پیچیده و آژیر خطر را به صدا درمی‌آورد. البته شما هرگز نمی‌دانید چه زمانی آتش‌سوزی بزرگی رخ خواهد داد. ما باید همیشه برای آن آماده باشیم. یکی از بدترین آتش‌سوزی‌ها در کار من، حریقی با هفت زنگ هشدار بود که بیش از ٢٤ساعت به طول انجامید. علاوه‌بر آتش‌سوزی‌ها، به اورژانس‌های پزشکی، فوریت‌های اضطراری مانند نشت گاز و آب، حوادث آسانسور، تصادفات خودرو، غرق‌شدن مردم، آلارم مونوکسیدکربن و هر چیزی که کاملا در دسته‌های دیگر قرار نگیرد، مانند بسته‌های مشکوک، مواد خطرناک و حوادث فاجعه‌بار مربوط به آب‌‌وهوا مانند طوفان و سیل که روزبه‌روز بیشتر می‌شوند نیز پاسخ می‌دهیم.

بسیاری از کارهای مربوط به آتش‌نشانان زن متحد بر برنامه آموزشی و رویدادهای خاصی که ما برنامه‌ریزی کرده‌ایم، متمرکز شده‌اند. این برنامه آموزشی مخصوص زنانی است که می‌خواهند عضو آتش‌نشانان سازمان آتش‌نشانی شهر نیویورک شوند و ما در تمام مراحل برای ورود به این سازمان، علاقه‌مندان زن بسیاری داریم. شخصا دو بار در ماه در این برنامه شرکت می‌کنم، همان‌طور که دیگر آتش‌نشان‌های زن این کار را انجام می‌دهند، کسانی که خود بخشی از برنامه هستند. همچنین مسئولیت‌های مدیریتی را که بسیاری از مردم نمی‌بینند، انجام می‌دهم و به امور رسیدگی می‌کنم.

ما در طول‌ سال نیز مجموعه‌ای از رویدادهای ویژه داریم. تنها با شرکت لونابار و سازمان ولکان همکاری کردیم تا دوره مانور ٥k و فستیوال آتش‌نشانی به نام «آیا به اندازه کافی شجاع هستید؟» را راه‌اندازی کنیم. ثبت‌نام برای امتحان آتش‌نشان‌های سازمان آتش‌نشانی نیویورک در نخستین تعطیلات آخر هفته برگزار شد تا اطلاع‌رسانی شود که تنها یک بار در هر ٥-٤‌سال ثبت‌نام صورت می‌گیرد. مردم را درست در این مراسم برای امتحانات ثبت‌نام کردیم. آخرین امتحانِ آتش‌نشانیِ سازمان آتش‌نشانی نیویورک در‌ سال ٢٠١٢ برگزار شد.

همچنین مرکزی برای زنانی داریم که در مورد برنامه ما که در روز یکشنبه، ٢٣ آوریل در باشگاه ورزشی نیویورک در ٢١٧ برادوی برگزار می‌شود، سوالاتی دارند یا این‌که در مورد آتش‌نشان‌شدن پرسش‌هایی در ذهن دارند.

چه‌چیزی باعث می‌شود شما آتش‌نشانی خوب شوید؟

همدلی. اصل اساسی انجام این کار کمک‌کردن به دیگران و جدایی‌ناپذیربودن آن از جامعه‌ای است که به آن خدمت می‌کنید.

اگر سازمان آتش‌نشانی شهر نیویورک موفق به اجرای عدالت در تساوی حقوق زن و مرد شود، این تغییر چگونه می‌تواند روزی بر کار شما اثر بگذارد؟

خود من درواقع در ایستگاه آتش‌نشانی‌ام با زنان کار می‌کنم. ١٢‌سال است که کار کرده‌ام و هنوز هم غیر از من شخص دیگری در ایستگاه آتش‌نشانی حضور دارد. یک بار حدود پنج‌سال طول کشید تا با زن دیگری همکار شوم. آن‌قدر با هم بودیم که حدود صد تا سلفی از خودمان گرفتیم و نمی‌توانستیم جلوی خنده‌مان را بگیریم. امروزه، با تلاش‌های ما، شاهد تغییر عمده‌ای در تعداد آتش‌نشان‌های زن هستیم. تعداد ما از وقتی شروع به کار کردم بیش از دو برابر شده است. دانشجویان زن دوره بعدی که در ١٨سالگی فارغ‌التحصیل می‌شوند، تعداد ما را تا ٦٣نفر افزایش می‌دهند و برخی از آنها در ایستگاه‌های آتش‌نشانی با دیگر زنان قرار خواهند گرفت. اگرچه این مقدار زیاد نیست، قطعا شروع کار است و شاید روزی اگر یک‌درصد موفق شویم، بتوانیم این کار را شایع‌تر کنیم که زنان با هم کار و از یکدیگر حمایت کنند. درحال‌حاضر ما ٠,٥درصد از سازمان آتش‌نشانی شهر نیویورک را تشکیل می‌دهیم.

اگر سازمان آتش‌نشانی نیویورک موفق به اجرای عدالت در تساوی حقوق زن و مرد شود، اهالی نیویورک وقتی به شما نیاز دارند، چه تفاوت‌هایی در خدمات‌رسانی خواهند دید؟

شهروندان خانم شهر نیویورک نیاز به کمک دارند. ما به تماس‌های پزشکی پاسخ می‌دهیم و اگر خانمی که لباس مناسب نپوشیده در اتاق خوابش دچار مشکل شده باشد، من یکی از افرادی هستم که به آن‌جا فرستاده می‌شود. مسلما برای کسی که به کمک نیاز دارد، وقتی مرا می‌بینند که به او کمک می‌کنم، در چنین شرایط خطیری برایش احساس آسایش خاطر و راحتی به همراه دارد. ما تماس‌های تلفنی با حمام‌ها و اتاق‌های رختشویی، آپارتمان‌های زنان و حتی موقعیت‌های حساس مانند خشونت خانگی علیه زنان و کودکان دریافت کرده و به آنها رسیدگی می‌کنیم. گاهی‌اوقات دیدن چهره‌ای که مانند شما خانم است، به حال شخص، احساسات و عواطف او کمک زیادی می‌کند. همچنین تنوع فرهنگی و زبانی نیز گسترش می‌یابد، همان‌طور که ما از این لحاظ در نیویورک یکی از متنوع‌ترین مکان‌ها در جهان هستیم. از آن‌جایی که من آسیایی و چند زبانه هستم، این مسأله برای من در برقراری ارتباط یا درک شرایط مختلفی که ممکن است در کار با آن روبه‌رو شویم، سودمند است.

دلیل اصلی مهم بودن وبلاگ گات گرل کراش برای من این است که دوست دارم ببینم زنان در مورد تخصص‌ها و آرزوهای خود با یکدیگر صحبت می‌کنند. وقتی با زنان آتش‌نشان دور هم جمع می‌شوید، راجع به چه نوع آرمان‌ها و اهدافی صحبت می‌کنید؟

مربیگری ما برای آتش‌نشانان زن زمانی شروع می‌شود که آنها در آغاز حرفه خود هستند. به آنها مشاوره می‌دهیم و کمک می‌کنیم تا با طی کردن مراحل اداری در فرآیند استخدام و تبدیل شدن به یک آتش‌نشان خوب حرکت کنند. در طول زمانی که با ما هستند، الگوی آنها هستیم و مهم نیست دیگران ممکن است چه چیزی به آنها بگویند. تا زمانی که وقت خود را به این حرفه اختصاص دهند و خودشان را باور داشته باشند، می‌توانند در این مسیر موفق شوند. هنگامی که درواقع آتش‌نشان می‌شوند، برخی از آنها به‌عنوان تنها زن در ایستگاه آتش‌نشانی‌شان احساس انزوا و تنهایی می‌کنند، اما وقتی به هم می‌رسیم و دور هم جمع می‌شویم، متوجه می‌شویم تجربه‌های مشترک زیادی داریم. شخصا، به همان اندازه که از زنان جوان الهام گرفته‌ام، آنها هم نزد ما آتش‌نشان‌های حرفه‌ای‌تری شدند. این مسأله باعث می‌شود به سخت کار کردن آنها افتخار کرده و برای رسیدن به نتایج عالی جاه‌طلبانه تلاش کنم.

وقتی جوان‌تر بودم، خیلی جدی درنظر داشتم در مرکز مدیریت حوادث و فوریت‌های پزشکی کار کنم. درنهایت تصمیم گرفتم بیشتر دنبال کتاب و ادبیات باشم تا قهرمانی، اما گاهی اوقات با تعجب از خودم می‌پرسم که زندگی‌ام تاکنون چگونه بوده است. آیا به یاد دارید زمانی را که تصمیم به انتخاب این حرفه گرفتید؟

آن‌ سال یکی از دوستانم در فصل استخدام‌شان در ستاد سازمان آتش‌نشانی نیویورک مرا خبر کرد. بعد از حادثه یازده سپتامبر، شهر شوکه‌شده و از نظر اقتصادی در وضع بدی بود. همان‌طور که روی صندلی نشسته بودم و نمایش غمگین و فیلم سوختن مردم را تماشا می‌کردم، آتش‌نشان‌هایی را دیدم که وارد آتش می‌شدند. ناگهان چنان تأثیری بر من گذاشت که از این حادثه الهام گرفتم و راهم را انتخاب کردم. گیج و مبهوت مانده بودم. از این حادثه الهام گرفتم. در آن زمان کمتر از ٣٠زن آتش‌نشان (از نیروهایی بیش از ١٠،٥٠٠نفر) حضور داشتند… شاید حدود ٢٥ نفر… شوکه شدم، اما این مسأله در پیوستن به آنها برایم الهام‌بخش بود. درست مثل یک فراخوان بود. در آن‌جا چند زن آتش‌نشان حضور داشتند که سال‌ها رابطه دوستی طولانی‌مدتی با آنها برقرار کردم. چند نفر از آنها حالا از صمیمی‌ترین دوستانم هستند. اما در آن زمان مربیان من بودند. چند ماه بعد، به برنامه آموزشی زنان پیوستم و به سرعت به سمت امروز و کسی که الان هستم، شتافتم و امروز این من هستم که برنامه‌ها را اجرا می‌کنم. زمان مثل باد می‌گذرد.

به هرحال، من هم نخستین و تنها زن آتش‌نشان آسیایی در سازمان آتش‌نشانی نیویورک هستم. عاشق دومین شخص آسیایی (و نفرات پس از او) هستم تا روزی که به من بپیوندند.

چطور متوجه شدید که سازمان آتش‌نشانی شهر نیویورک محل مناسبی برای یک آتش‌نشان است؟

خب من اهل نیویورک هستم.

گذشته از تبدیل‌شدن به آتش‌نشانی مانند شما، می‌توانید به من توصیه‌ای کنید در مورد این‌که چطور مثل یک قهرمان رفتار کنم؟

مهمترین چیز در مورد «قهرمان»بودن کمک‌کردن به دیگران است، به‌ویژه کسانی که با ناسازگاری و بدبختی مواجه هستند. مهم نیست شخصیت شما چطور باشد، برای این‌که زنی قهرمان باشید، هیچ کمبودی ندارید. به‌ویژه در این‌روز و این عصر، بدبختی‌های فراوانی وجود دارد، به‌ویژه این‌جا در ایالات‌متحده و دولت فعلی. راه‌های بسیاری وجود دارد که می‌توانید قهرمان باشید و مبارزه کنید.

قهرمان‌بودن می‌تواند شبیه به این باشد: هدیه دادن به سازمان فرزندپروری تنظیم‌شده آمریکا یا هر آژانس دیگری که در راستای مراقبت‌های بهداشتی و حقوق زنان قرار دارد یا پیوستن به خط مقدم، اعتراض، امضای پرونده‌های دادخواهی، کمک به بزرگترهای‌تان با برآورده کردن نیازهای آنها، داوطلب‌شدن برای پناهگاه حیوانات، نگهداری حیوانات گمشده یا رهاشده، جمع‌آوری زباله در طبیعت برای حفاظت از آن، کارکردن در آشپزخانه‌ای کوچک، نوانخانه یا محل اطعام فقرا، سازماندهی‌کردن و جمع‌آوری کمک‌های مالی برای خیریه یا سازمانی کوچک به منظور تأمین مواد غذایی برای خانواده‌های فقیر، کمک به افراد نیازمند خارج از خانواده‌تان (شمارش خانواده‌های منتخب نیز انجام می‌شود)، صحبت‌کردن با افراد محروم… می‌توانم همین‌طور ادامه بدهم. اما کارهای قهرمانانه هر روز و به هر طریقی انجام می‌شوند. از خودتان بپرسید، چه کاری می‌توانم انجام دهم تا از جامعه‌ام جای بهتری بسازم؟ پرسیدن این سوال نخستین گام به سوی قهرمان‌شدن است.

دیدگاه‌ها خاموش

روش‌های متفاوت برای بهبود خلاقیت فردی

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۲٫۲۵ - ۳:۵۰ ٫ق٫ظ


رازمجنون – ترجمه از حمید پاشایی: خلاق بودن کار بسیار سختی است؛ باید روی خلاقیت خود کار کنید تا فعال باقی بماند. ولی اگر حواستان نباشد که هر از گاهی تغییراتی در شرایط به وجود آورید، ممکن است خلاقیت شما نیز تحت تأثیر قرار بگیرد.

اگر بیش از اندازه به شرایطی یکسان عادت کرده اید، یکی از روش های زیر را برای بهبود خلاقیت خود امتحان کنید.

۱۷ روش خلاقانه طوفان فکری

۱٫ طوفان فکری «جی. کی. رولینگ»: گفته می شود جی. کی. رولینگ سفر دوردست خود به خلق مجموعه داستان های هری پاتر را با نوشتن یادداشت روی دستمال های کاغذی شروع کرد. چه این ماجرا درست باشد چه غلط، به هر حال تمرینی عالی برای سریع نوشتن یادداشت هایی است که بسیار پر مفهوم هستند. حتماً می دانید که نوشتن روی دستمال کاغذی چقدر آزار دهنده است، چرا که سطح آن اصلاً مناسب نیست. همین باعث می شود چیزی که روی آن می نویسید بسیار خاص تر باشد. به کافه یا رستورانی بروید، فنجانی قهوه سفارش دهید، و این کار را امتحان کنید.

۲٫ هر روز ۱۰ ایده را بنویسید: این یکی از استانداردترین و بهترین تمرین ها برای تقویت خلاقیت است. هر روز، ۱۰ ایده ای که به نظرتان می آید دنبال کردنشان سرگرم کننده باشد را بنویسید. نگران نباشید که این ایده ها چقدر به زمان و بودجه نیاز دارند، یا اینکه اصلاً شاید واقع گرایانه نباشند. فقط بگذارید ذهنتان سرگردان شود و چیزی را ببیند که باور دارد می تواند واقعی شود. شگف زده خواهید شد که بعد از چند روز، چقدر ایده های عالی به سمتتان سرازیر خواهد شد.

۳٫ در مورد هر ایده ای که احتمالاً جواب نخواهد داد، طوفان فکری کنید: این یکی مثل این می ماند که برعکس به سمت خلاقیت حرکت کنید. دفعه بعد که در جلسه ای هستید و گفته می شود که «بیایید تمام بهترین ایده هایمان را بنویسیم»، اگر چیزی به ذهنتان نیامد، سعی کنید مسیر دیگر را امتحان کنید. هر چیزی که «احتمالاً جواب نخواهد داد» را بنویسید. خنده دار است که این کار اغلب منتهی به راهکاری بدیهی و فوق العاده می شود که «به قدری می تواند دیوانه کننده باشد که جواب دهد.»

4. با دست غیر مسلط خود بنویسید: وقتی با دست غیر مسلط خود شروع به نوشتن کنید، از از اینکه نوشتنتان آهسته (و نامرتب) است به قدری آزرده خاطر می شوید که در واقع به طور ناخودآگاه کلمات را حذف می کنید تا به اصل چیزی برسید که واقعاً می خواهید بگویید. نتیجه نهایی؟ نوشته ای بسیار کوتاه و در عین حال برانگیزنده. حتماً این کار را امتحان کنید.

۵٫ چیزی که می خواهید بگویید را رسم کنید: حتی اگر تصویرگر نیستید، باز هم می توانید از نمادها و شکل های ساده به جای کلمات برای انتقال پیام خود استفاده کنید. اگر قصد دارید تشخیص دهید که چگونه پروپوزال، فصلی از کتاب یا پرزنتیشنی را سازماندهی کنید، سعی کنید به جای نوشتن ایده خود آن را رسم کنید. کلمات در نهایت خودشان آشکار خواهند شد.

۶٫ تمام ایده خود را در حافظه خود جای دهید: به جای اینکه جلوی دفترچه یادداشت خود بنشینید و سعی کنید همه چیز را روی کاغذ بیاورید، پیام خود را در حافظه خود جای دهید. اگر به اندازه کافی این کار را انجام دهید، دو اتفاق می افتد: اول اینکه، شما خود به خود هر چیزی که ارزش به خاطر سپاردن نداشته باشد را حذف خواهید کرد (جنبه ای مثبت)، و دوم، همه چیز را کوتاه و خلاصه نگه می دارید چرا که در غیر این صورت قادر نخواهید بود آن را به خاطر بسپارید. سپس، وقتی که همه چیز را به آن شکلی که خواستید در آوردید، آن را بنویسید.

۷٫ در هنگام نوشتن، حرف بزنید: به ایده خود صدا دهید. بعضی وقت ها نشستن در سکوت و کار کشیدن از مغزتان به ضرر شما جواب می دهد. آن را با صدای بلند بیان کنید. آن را بشنوید. آن را احساس کنید. با آن بازی و کار کنید. به خصوص اگر نویسنده هستید، کار نهایی خود را با صدای بلند بخوانید. با استفاده از صدای واقعی خود به عنوان نوعی ابزار، مطمئن باشید که به نتیجه ای شگفت انگیز دست پیدا خواهید کرد.

۸٫ با یک قلم، قدم بزنید: فقط قلم، بدون دفترچه یادداشت. اگر ایده ای واقعاً عالی به ذهنتان آمد، آن را روی دست خود بنویسید. مجدداً، در اینجا هم خلاصه نویسی را تمرین می کنیم. وقتی دفترچه یادداشتمان را با خود حمل می کنیم بعضی وقت ها احساس اجبار می کنیم که هر چیزی که به ذهنمان می آید را بنویسیم. ولی اگر فقط یک قلم داشته باشید، بیشتر دقت می کنید که چه چیزی را لازم است بنویسید. خلاصه نویسی معمولاً ساده ترین (و بهترین) چیزها را آشکار می کند.

۹٫ «طوفانی از ایده ها» داشته باشید: شیوه کار این گونه است که افراد گروه در یک اتاق جمع می شوند، یک نفر در کنار تخته قرار می گیرد، و همانطور که افراد ایده های خود را مطرح می کنند، همه این ایده ها روی تخته نوشته می شوند. بعد از ۱۵ دقیقه، افراد دور بهترین ایده ها خط می کشند، و به صورت گروهی در مورد هر یک از آن ها به تفصیل صحبت می کنند و نظر خود را با صدای بلند مطرح می کنند که چگونه می توان به آن ایده رنگ و بوی واقعیت داد.

۱۰٫ بخوانید: این کار بسیار ساده است، ولی معمولاً به آن بهای کافی داده نمی شود. بسیاری از افراد سعی می کنند که در خلأ، خلاق باشند. آن ها به تنهایی در اتاقی می نشینند، با مداد خود روی میز ضربه می زنند و منتظر می مانند که جرقه ای به ذهنشان خطور کند. ولی ایده خلاقانه واقعاً به این شکل رخ نمی دهد. در عوض، سعی کنید که هر چیزی پیرامون چالش مورد نظر خود را بخوانید. در این باره بخوانید که بقیه مردم در مورد این موضوع خاص چه کار کرده اند، کیس استادی های مختلف را بخوانید، در مورد تاریخ هر چیزی که تلاش دارید حل کنید بخوانید، و خلاصه آنقدر بخوانید تا پاسخ خودش را نشان دهد.

۱۱٫ از هر گونه تکنولوژی فاصله بگیرید: مجدداً این کار نیز معمولاً مورد غفلت واقع می شود و به ندرت انجام می شود چرا که انجامش واقعاً چالش برانگیز است. دفعه بعد که خود را در بن بستی از خلاقیت می بینید، مثلاً در روز آخر هفته، صبح زود از خواب بیدار شوید، و خود را از دسترس همه خارج کنید. گوشی خود را خاموش کنید و آن را در کشو قرار دهید. لپ تاپ خود را روشن نکنید. تمام روزتان را به دور از دنیای دیجیتال سپری کنید، و هر دفعه که وسوسه می شوید تا کاری انجام دهید یا حوصله تان سر می رود، قدم بزنید یا اینکه مطالعه کنید. مطمئن باشید که همان بعدازظهر، کلی ایده به سوی شما سرازیر خواهید شد.

۱۲٫ در مقابل حضار، طوفان فکری کنید: همه ما دوستی داریم که همه چیز خود را با او مطرح می کنیم. می توانید از او به عنوان منبع استفاده کنید. اگر در پیدا کردن ایده دچار مشکل هستید، او را دعوت کنید، تخته وایت برد را بیاورید، او را پشت میزی بنشانید، و بگویید، «ببین، من فقط نیاز دارم که در مورد این با صدای بلند فکر کنم. بگذار توضیح دهم که چه فکری می کنم، و هر فیدبک یا ایده ای که به ذهنت رسید را مطرح کن.» زمانی که توضیح چالش را به پایان برسانید، به احتمال فراوان خودتان به جواب مورد نظرتان رسیده اید.

۱۳٫ از شبکه های اجتماعی برای گرفتن فیدبک استفاده کنید: شبکه های اجتماعی دقیقاً برای همین کار استفاده می شود: گفتگو. به جای اینکه سه ماه سر خود را به دیوار بکوبید و سعی کنید به «ایده عالی» برسید، کافی است مسائل را در شبکه های اجتماعی تست و مطرح کنید و ببینید که مردم چه واکنشی نشان می دهد. از طریق تعامل با آدم ها، طوفان فکری کنید و بر اساس فیدبکی که می گیرید، ایده خود را اصلاح کنید.

۱۴٫ در ساعات نامعمول بیدار شوید: این کار می تواند به شدت نامطلوب، ولی در عین حال واقعاً مؤثر باشد. اگر عادت دارید که ساعت ۶ یا ۷ صبح از خواب بیدار شوید، سعی کنید که ساعت ۳ یا ۴ صبح در تاریکی کامل بیدار شوید و روز خود را شروع کنید. اینکه به شکلی شدید سعی کنید به محیط اطراف خود وفق پیدا کنید، می تواند خلاقیت شما را شعله ور کند.

۱۵٫ ایده خود را در قالبی کاملاً متفاوت ایجاد کنید: مثلاً اگر موسیقیدان هستید، چیزی که در حال نوشتن هستید را می توانید از طریق موسیقی (پیانو، آهنگ یا هر ابزارآلات دیگری) خلق کنید. این چالشی دیگر برای خلاصه نگه داشتن است، و چیز زیادی نیز در مورد احساسات زیرپوستی چیزی که در حال خلق هستید را آشکار می کند. موسیقی در عمل نوعی زبان است.

۱۶٫ ایده خود را به شکل نامه بنویسید: اگر دچار مشکل هستید که چیزی را چگونه بگویید، یا اینکه نمی دانید چیزی که در حال خلق هستید را در واقع به چه کسی می گویید، آن را به عنوان نامه به یک نفر تصور کنید. یک نفر را در ذهن خود تجسم کنید: چگونه به نظر می رسد؟ چند سالش است؟ چه چیزی می خواهد بشنود؟ آن را طوری بنویسید که انگار دارید فقط و فقط با او صحبت می کنید، و صدا به صورت طبیعی خودش را آشکار خواهد کرد.

۱۷٫ به صورت پیوسته خلق کنید: و در پایان، راز واقعی تمام طوفان فکری های خلاقانه این است که آن را به صورت مرتب و هر روز در هر شرایطی انجام دهید. این گونه است که خلاقیت شما فعال و زنده باقی می ماند.

دیدگاه‌ها خاموش

چگونه از مغزمان برای رسیدن به موفقیت استفاده کنیم؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۲٫۲۴ - ۳:۳۷ ٫ق٫ظ


وب سایت مدیر اینفو: هر مغزی ساختار منحصر به فرد خود را دارد. این عبارت، یعنی اینکه شما باید روش­‌هایی را بیابید که با نحوه‌­ی یادگیری مختص خودتان تناسب داشته باشند. فرایند یادگیری و برقراری ارتباط در افراد مختلف متفاوت است. در هر سبک یادگیری، از بخش­‌های مختلف مغز استفاده می‌شود. به‌عنوان مثال، کسانی که به طور شنیداری چیزی را فرا می­‌گیرند از شنیدن برای پردازش اطلاعات استفاده می­‌کنند در‌حالی که افراد بصری، برای یادگیری متکی بر دیدن هستند. اگر می‌­خواهید از یک تجربه­‌ی یادگیری، حداکثر استفاده را ببرید بهترین راه این است که استراتژی­‌های یادگیری چند بعدی را پیدا کنید.
هیچ وقت برای یادگیری دیر نیست

در واقع، دانش جدید بر اساس اطلاعات موجود در مغز ساخته می‌­شود، بنابراین هر چه بیشتر بدانید به‌همان اندازه قادر به یادگیری بهتر در آینده خواهید بود. به یاد داشته باشید که یادگیری، مستلزم کارهای هدف‌دار و قابل­‌تکرار است. اگر هدفی خاص دارید و می‌­توانید کارهای قابل‌­تکرار را ترکیب کنید، حافظه‌تان تقویت می‌شود و عملکردتان بهبود می‌یابد. رهبران برای رشد خود و زیردستان‌شان می­‌توانند این روش را به‌کار گیرند. دیگران را به‌چالش بکشید تا از فرصت­‌های جدید استفاده کنند.

 
 چگونه از قدرت مغزمان برای رسیدن به موفقیت استفاده کنیم؟
فعالیت فیزیکی، برای سلامت روان مفید است

مغز به مواد شیمیایی مثل اندورفین نیاز دارد که از طریق ورزش کردن آزاد می‌­شود. فعالیت فیزیکی باعث آزاد شدن عوامل رشد (مواد شیمیایی موثر بر سلامت سلول­‌های مغز، رشد عروق خونی جدید، سلول­‌های مغزی جدید و بقای آن‌ها) می‌شود و مغز را به گونه­‌ای تغییر می­‌دهد که از حافظه و مهارت­‌های تفکر محافظت کند. مهم‌­ترین نکته­ این است که ورزش و تمرین‌های خود را به‌طور مستمر و باثبات انجام دهید. فعالیتی را که دوست دارید بیابید تا در طول زندگی‌تان بتوانید از آن لذت ببرید.

مغز، اولین شبکه‌­ی اجتماعی است

نورون­‌های آینه‌­ای، سلول­‌هایی از مغز هستند که وقتی شخص کاری را انجام می‌­دهد و همان عمل را در دیگری هم می‌بیند، فعال می‌­شوند.

سیستم اقدام، اجرا و مشاهده، به توانایی­‌های میزان‌­سازی دقیق مثل همدلی کمک می­‌کند. اگر نمی‌­توانید خودتان را جای کس دیگری بگذارید، هرگز رهبر موثری نخواهید بود. سعی کنید مهارت­‌های همدلی و خودآگاهی‌تان را از طریق گوش دادن فعال، خواندن، یا توجه به دیدگاه دیگران، پرورش دهید. اگر به تنهایی نمی‌­توانید این مهارت­‌ها را در خود تقویت کنید از یک مربی کمک بگیرید.

هر مغزی، دارای محرک‌های احساسی است.

در‌حالی‌که مغز هر انسانی قادر به‌ استدلال است، هیچ مغزی را پیدا نمی­‌کنید که تمام تصمیماتش عاقلانه و منطقی باشد. تاثیر احساسات به‌گونه‌ای‌ست که حتی می­‌توانند تفکر منطقی را از بین ببرند.

در سیستم­‌های تنبیه و پاداش هم از احساسات استفاده می­‌شود. بازخورد مثبت، محرک بهتری نسبت به ترس یا خجالت است. بازخورد منفی می‌­تواند موجب مخالفت و ناسازگاری یا کناره‌­گیری شود که بر عملکرد شما یا کارمندان‌تان تاثیر می­‌گذارد. در موقعیتی جدید، دشوار یا پر از استرس، یاد بگیرید ابتدا گوش بدهید و سوالات را درک کنید. فوری پاسخ ندهید، بلکه به‌خاطر داشته باشید، ابتدا خودتان احساسات‌تان را تنظیم کنید. در این صورت در موقعیت بهتری برای تصمیم­‌گیری منطقی قرار خواهید گرفت. اگر بیاموزید که چگونه احساسات دیگران تفکرات‌شان را تحت تاثیر قرار می‌دهد، بهتر خواهید توانست آنها را متقاعد نموده یا به آنها انگیزه بدهید.

دیدگاه‌ها خاموش

آداب و اصول کنار آمدن با «همکار زورگو»

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۲٫۲۳ - ۷:۳۷ ٫ق٫ظ


وب سایت روزیاتو: قلدری و زورگویی رفتاری است که در همه جا می‌توانید مشاهده کنید. اگر تصور می‌کنید که فقط در مدرسه همکلاسی‌های گردن‌کلفت داشتید که نمی‌شد از دستشان خلاص شد، باید بگوییم که سخت در اشتباه هستید. این افراد را می‌توانید در محل کار هم ببینید و از آزار و اذیت‌هایشان کلافه و عصبی شوید.

اما چاره چیست؟ چگونه می‌توان با همکار زورگو و مدعی برخورد کرد؟

پیش از هر چیزی باید بدانید که دعوا کردن یا جواب دادن به آنها هیچ نتیجه‌ای مثبتی ندارد و چه‌بسا به بدتر شدتر اوضاع هم بیانجامد. پس بسیار مهم است که بسیار منطقی و با اخلاق و احترام آنها را سرجایشان بنشانید.

آداب و اصول کنار آمدن با همکار زورگو و پرادعا را بیاموزید

نخستین چیزی که باید در مورد زورگوها بدانید این است که آنها فهمیده‌اند که این رفتار بسیار پاسخگوست و قادرند با زورگویی و شاخ و شانه کشیدن برای کسانی که به خیالشان ضعیف هستند، به هر چیزی که می‌خواهند برسند.

هدف اصلی و اساسی این اشخاص، تسلط و کنترل داشتن روی همه اتفاق‌های محل کار است.

شما می‌توانید با دوری کردن از این افراد و اجازه ندادن به او برای سرک کشیدن و سردرآوردن از کارها و فعالیت‌هایتان، تا حدی از صدمات احتمالی از جانب او پیشگیری کنید.

اگر نمی‌توانید خود را از فرد زورگو دور کنید، قبل از بیان هر حرفی، به خوبی به همه جوانب آن بیندیشید زیرا ممکن است هر جمله از شما علیه خودتان استفاده شود.

همیشه یادتان باشد که فرد زورگو همه تلاشش را می‌کند تا شما را در بدترین شرایط قرار دهد، پس گوش‌بزنگ و هوشیار باشید و در دام او گرفتار نشوید.

انواع مختلف زورگویی در محل کار

یک فرد گردن‌کلفت ممکن است به روش‌های مختلف شما را آزار دهد؛ از تهدید آشکار گرفته تا شایعه‌پراکنی و اشاعه دروغ‌هایی که به موقعیت شغلی شما صدمه می‌زنند. این افراد بعضا برای رسیدن به نیت‌های شوم خود به همکاری دیگران هم نیاز پیدا می‌کنند.

محافظت از خود در برابر همکار گردن‌کلفت

اکثر اشخاصی که با قلدری و زورگویی می‌خواهند به اهداف خود برسند، انسان‌های بسیار ضعیفی هستند. اما واقعیت این است که برای تخریب شخصیت دیگران از هیچ تلاش فروگذار نمی‌کنند. اگر احساس می‌کنید که در خطر فیزیکی از جانب این اشخاص قرار دارید، حتما مدیر یا همکار قابل اعتماد خود را در جریان قرار دهید.

هرگز با فرد زورگو در اتاقی تنها نمانید. همه رفتارها، حرف‌ها و تهدیدهای فرد زورگو را ثبت و مستند کنید. مدرک جمع کردن به شما کمک می‌کند تا در صورت لزوم حرف‌هایتان را ثابت کنید. همه جزئیات اتفاق‌ها را یادداشت کنید.

مدعی باشید!

یکی از روش‌های پیشگیری و مقابله با زورگویی دیگران در محل کار این است که شما هم به اندازه کافی (بدون اغراق و زیاده‌روی) مدعی بهتر بودن باشید. یعنی اینکه، با اعتمادبه‌نفس در مورد فعالیت‌ها یا ایده‌هایتان سخن بگویید. به این صورت، فرد زورگو شما را انسانی قوی و پرقدرت می‌بینید و در نتیجه هرگز به‌عنوان قربانی انتخابتان نخواهد کرد.

البته به یاد داشته باشید که این رفتار هم تضمین کننده این نیست که به‌طور کلی از صدمات فرد قلدر در امان باشید، اما تاحد زیادی شما را از ضربات این اشخاص مصون می‌کند.

راسخ باشید

همیشه باید آماده این باشید که یک فرد زورگو سعی در آشفته و کلافه کردن شما در کار داشته باشد. اگر او سعی کرد با تحقیر شما در جمع، شخصیتتان را تخریب کند، با یک دفاع معقول و منطقی بازی را عوض کنید و توپ را به زمین خودش بیندازید.

اگر در چنین شرایطی ساکت بمانید، چهره‌ای ضعیف از خود نمایش خواهید داد. البته توجه داشته باشید که بی‌احترامی یا انتقاد بیهوده نتیجه‌ خوبی نخواهد داشت و ممکن است خودتان هم در مظان اتهام قرار بگیرید.

برخی از زورگوها از اینکه در جمع به تخریب شخصیت دیگران بپردازند، لذت می‌برند. در این شرایط فقط کافیست عقب ایستاده و اجازه دهید تا می‌تواند رفتارهای احمقانه خود را به دیگران نشان دهد. در چنین مواقعی او خودش، شخصیت خودش را تخریب می‌کند و به تلاش شما هیچ احتیاجی نیست.

کارمند نمونه باشید

افراد زورگو برای دستیابی به اهداف حقیرانه خود، دنبال نقاط ضعیف و اشتباهات دیگران می‌گردند تا با استفاده از این موارد، به تخریب شخصیت بقیه بپردازند. در چنین مواقعی، بهترین کاری که می‌توانید انجام دهید این است که وظایف خود را به درست‌ترین و بهترین روش انجام دهید تا بهانه‌ای بدست سودجویان نیفتد.

وقتی شما ایرادی نداشته باشید، سوژه و هدف زورگوها هم نمی‌شوید. البته، گفتنی است که برخی از مدعیان و قلدرها دوست دارند انسان‌های درست‌کار را تحقیر کنند. در مقابله با این افراد می‌توانید چندین کار انجام دهید.

داوطلب رهبری یک پروژه کاری بشوید. به این صورت خود را از فرد گردن‌کلفت جدا کرده و می‌توانید توانایی و قدرت خود را به نمایش بگذارید.

اگر اشتباهی مرتکب می‌شوید، سریعا آن را برطرف کنید.
هرگز از شرکت، سرپرست، مدیر، کار یا همکارانتان شکایت نکنید. شما که نمی‌خواهید سوژه دست افراد توطئه‌گر بدهید؟
همیشه حواستان به ایمیل‌های کاری باشد تا کسی دیگر از آنها به ضرر شما استفاده نکند.

کار کردن «با» فرد زورگو و مدعی

اگر همکار زیرآب‌زن و تخریب‌گر در میز بغل دستی شما نشسته است، همیشه حواستان به او و کارهایش باشد. اگر متوجه شدید که در کارهایتان سرک می‌کشد تا سوژه‌ای برای تخریب موقعیت کاری شما پیدا کند، حتما با او برخورد کنید. مثلا اگر چشمش در مانیتور شماست، از او بپرسید که آیا چیزی لازم دارد؟

اما توجه داشته باشید که بحث، دعوا یا برخورد تند به هیچ عنوان توصیه نمی‌شود. شما باید در نهایت ادب و احترام دیگران را از حریم خصوصی خود بیرون برانید. این را بدانید که داد و دعوا فقط موجب بدتر شدن شرایط بد می‌شود.

کار کردن «برای» فرد زورگو و مدعی

کار کردن با مدیری که به هیچ صراطی مستقیم نیست و حرف، حرف خودش است یکی از سخت‌ترین کارهای دنیاست. اما شما می‌توانید با انجام صحیح و دقیق کارهایی که به عهده‌تان گذاشته می‌شود از ترکش‌های ترسناک این شخص در امان بمانید.

همیشه همه کارهای خود را مکتوب کنید و گزارش کار دقیق و کاملی از فعالیت‌هایتان داشته باشید. در این شرایط، وقتی سرپرست شما به دروغ اشتباهی را به شما نسبت می‌دهد، می‌توانید با سند و مدرک به مدیر یا مسئول بخش بگویید که حق با شماست و این فرد کارشکنی می‌کند و قصد تخریب شخصیت شما را دارد.

آنچه در مورد یک همکار قلدر و زورگو باید بدانید

این را بدانید که یک انسان زورگو از حس قدرت لذت می‌برد. بنابراین اگر شما در کار خود قوی و راسخ باشید و جایگاه خوبی در شرکت داشته باشید، هرگز قربانی اینگونه اشخاص نخواهید بود.

آنها اغلب دنبال ضعیف‌ترین فرد در گروه‌های کاری هستند. موفقیت دیگر همکاران برای این افراد همانند پتکی بر سرشان است زیرا به‌هیچ وجه چشم ندارند پیروزی دیگران را ببیند و می‌خواهند خودشان در مرکز توجهات قرار داشته باشند. بنابراین، برای رسیدن به چنین جایگاهی دست به‌دامن زیرآب زدن، شایعه‌پراکنی، دروغ‌گویی و تخریب شخصیت و تحقیر کارهای دیگران می‌شوند. به زبان ساده، با پا گذاشتن روی دیگران می‌خواهند خود را بالا بکشند.

افراد زورگو انواع مختلف دارند. برخی از آنها از اختلالات روحی شدید رنج می‌برند و باید مراقبشان باشید و هرگز با آنها بحث یا دعوا نکنید.

شما قادر به تغییر دادن شخصیت افراد نیستید، پس تلاش بیهوده هم نکنید. تنها کاری که لازم است انجام دهید، محافظت از خود در برابر چنین اشخاصی است.

دیدگاه‌ها خاموش

« برگه ی قبلیبرگه ی بعدی »

LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE