تبلیغات خلاقانه: دوئل جاروبرقی و گربه

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۱٫۳۰ - ۴:۲۳ ٫ق٫ظ


وبسایت شنبه: یکی از تبلیغات خلاقانه و جالب توجهی که برند سامسونگ برای معرفی جاروبرقی خود ارائه داده است، یک ویدئوی کوتاه ۳۰ثانیه‌ای است که از طریق آن یک دوئل حرفه‌ای را بین جاروبرقی و گربه‌ای بازیگوش در یک خانه نشان می‌دهد. از این منظر باید گفت که نظافت خانه در قالب یک نبرد به تصویر کشیده شده است و جنگجوی مبارز این نبرد نیز یک زن خانه‌دار است که در نهایت با استفاده از یک ابزار جنگی قدرتمند که همان جاروبرقی برند سامسونگ است، در این نبرد پیروز می‌شود.

استفاده از استعاره‌ها و نمادها همیشه می‌تواند یک عامل تأثیرگذار در فرایند بازاریابی محسوب شود، در تبلیغ مذکور نیز با استفاده از استعاره نبرد و دوئل بین ۲ نفر، قدرتمندی این برند در نبردی که برای پاکیزگی رقم می‌خورد، نمایش داده می‌شود. نوع موسیقی این ویدئوی کوتاه، در کنار رد و بدل‌کردن نگاهی که بین زن خانه‌دار و گربه سفید رخ می‌دهد نیز تماما فضای دوئل را در فیلم‌های وسترن به یاد می‌آورد. روشن کردن جاروبرقی اعلان شروع جنگ است زیرا گربه خانگی بلافاصله به سمت ریخت‌و‌پاش رفته و با شکستن یک گلدان شیشه‌ای، جنگ خود را آغاز می‌کند و در نهایت این رجزخوانی با متلاشی‌کردن بالش‌های پر از پر و خصوصا روشن‌کردن پنکه توسط گربه به اوج خود می‌رسد؛

دوئل جاروبرقی و گربه

چراکه با روشن‌شدن پنکه پرها پخش می‌شوند و یک خانه به هم ریخته و شلوغ به صاحب خانه تحویل داده می‌شود. نوع نگاه کردن گربه و زن که به چشمان هم خیره شدند و در نهایت حرکت جاروبرقی و پر‌شدن کیسه آن از پرها و شیشه‌های شکسته، منزلی تمیز را به بیننده نشان می‌دهد و پیروزی قطعی زن خانه‌دار در نبرد برای نظافت خانه مسلم می‌شود. در نهایت یک پارکت تمیز را می‌بینیم که جاروبرقی سامسونگ در آن به چشم می‌خورد و زن خانه‌دار و گربه نیز به صورت کاملا دوستانه‌ای در کنار هم قرار گرفته‌اند؛ شعار پایانی نیز با عبارت سامسونگ، ضد به‌هم‌ریختگی، در تأثیرگذاری این برند برای داشتن خانه‌ای تمیزتر تأکید دارد.

همچنین توجه به این نکته نیز ضروری است که در دوئلی که نمایش داده می‌شود، بعد از هر حرکت خرابکارانه گربه، دکمه پاور جاروبرقی فشار داده شده و آن خرابکاری خنثی می‌شود که این نکته نیز بیانگر قدرت مکش این وسیله کاربردی است؛ همچنین کوتاه‌بودن این ویدئو که تنها نیم دقیقه است، ناخودآگاه این نکته را نیز به ذهن بیننده خود متبادر می‌کند که تمیزی منزل با برند سامسونگ در کوتاه‌ترین زمان و با کمترین خستگی انجام می‌گیرد و در نهایت به این نکته نیز توجه دارد که داشتن حیوانات خانگی، با استفاده از لوازم سامسونگ، خسته‌کننده نخواهد بود.

دیدگاه‌ها خاموش

چگونه از قدرت مغزمان برای یادگیری استفاده کنیم؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۱٫۳۰ - ۴:۲۳ ٫ق٫ظ


وب سایت مدیر اینفو:
 
هر مغزی ساختار منحصر به فرد خود را دارد
 
این عبارت، یعنی اینکه شما باید روش­‌هایی را بیابید که با نحوه‌­ی یادگیری مختص خودتان تناسب داشته باشند. فرایند یادگیری و برقراری ارتباط در افراد مختلف متفاوت است. در هر سبک یادگیری، از بخش­‌های مختلف مغز استفاده می‌شود.
 
به‌عنوان مثال، کسانی که به طور شنیداری چیزی را فرا می­‌گیرند از شنیدن برای پردازش اطلاعات استفاده می­‌کنند در‌حالی که افراد بصری، برای یادگیری متکی بر دیدن هستند. اگر می‌­خواهید از یک تجربه­‌ی یادگیری، حداکثر استفاده را ببرید بهترین راه این است که استراتژی­‌های یادگیری چند بعدی را پیدا کنید.
 
 چگونه از قدرت مغزمان برای رسیدن به موفقیت استفاده کنیم؟
 
هیچ وقت برای یادگیری دیر نیست

در واقع، دانش جدید بر اساس اطلاعات موجود در مغز ساخته می‌­شود، بنابراین هر چه بیشتر بدانید به‌همان اندازه قادر به یادگیری بهتر در آینده خواهید بود. به یاد داشته باشید که یادگیری، مستلزم کارهای هدف‌دار و قابل­‌تکرار است. اگر هدفی خاص دارید و می‌­توانید کارهای قابل‌­تکرار را ترکیب کنید، حافظه‌تان تقویت می‌شود و عملکردتان بهبود می‌یابد. رهبران برای رشد خود و زیردستان‌شان می­‌توانند این روش را به‌کار گیرند. دیگران را به‌چالش بکشید تا از فرصت­‌های جدید استفاده کنند.
 
فعالیت فیزیکی، برای سلامت روان مفید است

مغز به مواد شیمیایی مثل اندورفین نیاز دارد که از طریق ورزش کردن آزاد می‌­شود. فعالیت فیزیکی باعث آزاد شدن عوامل رشد (مواد شیمیایی موثر بر سلامت سلول­‌های مغز، رشد عروق خونی جدید، سلول­‌های مغزی جدید و بقای آن‌ها) می‌شود و مغز را به گونه­‌ای تغییر می­‌دهد که از حافظه و مهارت­‌های تفکر محافظت کند.
 
مهم‌­ترین نکته­ این است که ورزش و تمرین‌های خود را به‌طور مستمر و باثبات انجام دهید. فعالیتی را که دوست دارید بیابید تا در طول زندگی‌تان بتوانید از آن لذت ببرید.
 
مغز، اولین شبکه‌­ی اجتماعی است

نورون­‌های آینه‌­ای، سلول­‌هایی از مغز هستند که وقتی شخص کاری را انجام می‌­دهد و همان عمل را در دیگری هم می‌بیند، فعال می‌­شوند.

سیستم اقدام، اجرا و مشاهده، به توانایی­‌های میزان‌­سازی دقیق مثل همدلی کمک می­‌کند. اگر نمی‌­توانید خودتان را جای کس دیگری بگذارید، هرگز رهبر موثری نخواهید بود. سعی کنید مهارت­‌های همدلی و خودآگاهی‌تان را از طریق گوش دادن فعال، خواندن، یا توجه به دیدگاه دیگران، پرورش دهید. اگر به تنهایی نمی‌­توانید این مهارت­‌ها را در خود تقویت کنید از یک مربی کمک بگیرید.
 
هر مغزی، دارای محرک‌های احساسی است.

در‌حالی‌که مغز هر انسانی قادر به‌ استدلال است، هیچ مغزی را پیدا نمی­‌کنید که تمام تصمیماتش عاقلانه و منطقی باشد. تاثیر احساسات به‌گونه‌ای‌ست که حتی می­‌توانند تفکر منطقی را از بین ببرند.

در سیستم­‌های تنبیه و پاداش هم از احساسات استفاده می­‌شود. بازخورد مثبت، محرک بهتری نسبت به ترس یا خجالت است. بازخورد منفی می‌­تواند موجب مخالفت و ناسازگاری یا کناره‌­گیری شود که بر عملکرد شما یا کارمندان‌تان تاثیر می­‌گذارد. در موقعیتی جدید، دشوار یا پر از استرس، یاد بگیرید ابتدا گوش بدهید و سوالات را درک کنید. فوری پاسخ ندهید، بلکه به‌خاطر داشته باشید، ابتدا خودتان احساسات‌تان را تنظیم کنید. در این صورت در موقعیت بهتری برای تصمیم­‌گیری منطقی قرار خواهید گرفت. اگر بیاموزید که چگونه احساسات دیگران تفکرات‌شان را تحت تاثیر قرار می‌دهد، بهتر خواهید توانست آنها را متقاعد نموده یا به آنها انگیزه بدهید.

دیدگاه‌ها خاموش

نکاتی برای کاهش سطح استرس در محل کار

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۱٫۲۹ - ۶:۵۵ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت – آدام سی. یوزیالکو، ترجمه شادی حسن پور: براساس گزارش مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها، ۲۵ درصد کارمندان، شغلشان را بزرگ ترین عامل استرس خود می دانند. استرس همیشه بد نیست، بلکه گاهی به عنوان عامل انگیزه بخشی عمل می کند و باعث می شود که کارها به شکل موثرتر و سریع تری انجام شوند. با این حال زمانی که استرس، بیشتر از حد مشخصی شود، می تواند تاثیر بدی بر عملکرد حرفه ای یا حتی زندگی شخصی افراد، یا به طور دقیق تر، بر روابط دوستانه، خانوادگی و تفریحات داشته باشد.
 
کارمندی که دچار استرس شده باشد، رضایت مندی خود را از دست می دهد و در نتیجه عملکرد پایینی خواهد داشت. شاید تغییر دادن شغل برای هر کسی میسر- یا حتی ضروری- نباشد؛ پس چاره کار چیست؟ در این مقاله به روش هایی اشاره می کنیم که به وسیله آنها می توانید استرس را در محل کار از میان ببرید.
 
1. دلیل آن را کشف کنید.
شاید ساده به نظر برسد، اما شناسایی دلیل اساسی دغدغه هایتان آغازگر فرآیند درمان است. براساس انجمن روان شناسی آمریکا، برخی از رایج ترین عوامل استرس زای شغلی، حقوق پایین، ساعات کاری طولانی، موقعیت رشد و ترقی کم، عدم جذابیت یا چالش برانگیز بودن شغل، کمبود روابط اجتماعی و نداشتن کنترل بر مسائل شغلی است. این دغدغه ها می توانند عوارض جانبی کوتاه یا بلندمدتی بر سلامتی شما نیز بگذارند. ممکن است سردرد، معده درد یا مشکلات خواب را تجربه کنید، بی حوصله شوید یا تمرکزتان را از دست بدهید.
 
 نکاتی برای کاهش سطح استرس در محل کار
 
 

استرس مزمن ممکن است به اضطراب، بی خوابی، فشار خون بالا و سیستم ایمنی ضعیف منجر شود. چنین استرسی می تواند به مشکلات شدیدتر سلامتی منجر شود؛ مانند افسردگی، چاقی مفرط و مشکلات قلبی. معمولا افرادی که دچار استرس زیادی هستند، برای حل کردن آن به روش های ناسالمی مانند پرخوری، مصرف غذاهای ناسالم، سیگار کشیدن و مواد مخدر روی می آورند. خودآگاهی باعث می شود که به خوبی بتوانید شرایط استرس زای ذهنی تان را درک کنید و روشی برای حل آن بیابید.

۲٫ عادات ارتباطی خود را ارزیابی کنید.

زمانی که برخی از بارهای استرس زایی را که روی دوش تان سنگینی می کنند، شناسایی کردید، به بررسی نحوه ارتباط و تعاملتان با همکاران بپردازید. با اعمال تغییراتی اندک در شیوه برقراری ارتباط با همکارانتان می توانید روابط خوبی را در محل کار ایجاد کنید و از میزان استرس خود بکاهید. با همکارانتان ارتباط اجتماعی برقرار کنید. آیا با همکارانتان رفتار دوستانه ای دارید یا همیشه خود را پشت کامپیوتر مخفی می کنید؟ نیازی نیست که همیشه خود را فرد سرخوش و پرحرفی نشان دهید، اما گاهی می توانید با همکارانتان صحبت کنید و آرام تر شوید. موضوعات جالبی برای صحبت کردن پیدا کنید و کمی گپ بزنید. این مسئله هم کارایی تان را افزایش خواهدداد و هم استرس را از میان می برد.
 
در نتیجه چنین تعاملی، دوستان جدیدی پیدا خواهید کرد و در محیط بهترین مشغول به کار خواهیدبود. از دنیای مجازی فاصله بگیرید. اگر ۲۴ ساعت شبانه روز و هفت روز هفته آنلاین هستید، باید بدانید که عوامل استرس زای اضافی ای را به خود تحمیل می کنید. تماس های تلفنی مداوم، پیامک های همیشگی و ای میل هایی که لحظه به لحظه وارد صندوق پست الکترونیکی تان می شوند، باعث کلافگی شما خواهندبود. زمانی که همکارانتان به شما پیشنهاد کمک یا همکاری می دهند، قبول کنید. با کمک آنها بخشی از حجم کارتان کاهش می یابد و می توانید جریان کاری موثرتری را پیش ببرید.

۳٫ برنامه کارهای روزانه تان را به طور دستی بنویسید.

اگر می خواهید به موفقیت برسید، باید طبق برنامه ریزی روزانه تان پیش بروید. شاید نوشتن با دست در عصر مدرن امروزی کمی سخت و بی فایده به نظر برسد، اما داشتن یک برنامه عمل روزانه با خط خودتان باعث می شود ذهنتان اولویت های هر روز را به شکل بهتری درک کند و آنها را جدی بگیرد.

۴٫ کارهای بیشتری برای خودتان انجام دهید.

برنامه ها و کارهای روزمره، اغلب نقش پررنگی در میزان استرس شما دارند. اگر عادات بد خود را کنار بگذارید و عاداتی خوب را جایگزین آنها کنید، می توانید در ساعات کاری آرامش بیشتری داشته باشید. به عنوان مثال:

۵٫ چندین بازه کوتاه زمانی را به استراحت اختصاص دهید.

اگر در تمام طول مدت کار روی صندلی می نشینید و هیچ کاری به جز وظایف شغلی تان انجام نمی دهید، پس از مدتی به شدت درگیر استرس خواهیدشد. بهتر است چند بازه کوتاه زمانی را به استراحت اختصاص دهید. کمی قدم بزنید، قهوه ای بنوشید یا وقت بگذارید و ناهار خود را در آرامش بخورید، نه پشت کامپیوتر. چنین کارهایی ذهن آرام تر و شفاف تری به شما می بخشد و مغزتان را چند لحظه از فضای کاری و استرس ناشی از آن دور می کند؛ به ویژه اگر کارتان نیازمند خلاقیت و نوآوری است، باید راهکارهایی برای افزایش شفافیت ذهنی داشته باشید.

۶٫ برای مراقبت جسمی، ذهنی و احساسی خود وقت بگذارید.

رژیم غذایی سالم و ورزش منظم و همچنین تمرینات ذهنی و معنوی به شما در کنار آمدن با مشکلات استرس زا کمک خواهندکرد.

۷٫ با خود مهربان باشید.

زمانی که مشغله زیادی دارید و باید پروژه ها و کارهای زیادی را به سرانجام برسانید، شاید زندگی سخت به نظر برسد. باید به خاطر داشته باشید که این چالش ها، هر چقدر هم که بزرگ به نظر برسند، به مرور زمان کم رنگ می شوند و پس از مدتی از یاد خواهندرفت؛ پس سخت نگیرید.

دیدگاه‌ها خاموش

۶ «فعل» نامناسبی که نباید در مکالمات کاری خود استفاده کنید

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۱٫۲۹ - ۶:۰۶ ٫ق٫ظ


وبسایت یوکن: گاهی حرف‌ها و کلمات جزئی هم تأثیر شگفتی روی درک دیگران در محل کار دارد. به جز عنوان شغلی‌تان، کلمات و عباراتی که استفاده می کنید هم در شناخت دیگران از شما بسیار اهمیت دارند. هر آنچه به زبان می آورید برند شخصی، میزان اعتماد به نفس، قدرت و میزان دانشتان را نشان می دهد. با ما همراه باشید.

در صحبت کردن باید به افعال توجه زیادی داشته باشید. بعضی افعال سبب می شود ضعیف به نظر برسید و از قدرت تأثیرگذاری‌تان روی کارفرما، همکاران و … می کاهد. چرا که نشان دهنده ضعف شماست و با استفاده از آن‌ها گویی به خودتان اطمینان کافی ندارید. پس افعال نامناسب را از دامنه‌ی لغات خود حذف کنید و با استفاده از کلمات مؤثر به موفقیت بیشتری در محل کار برسید. اکنون قصد داریم به شما بگوییم استفاده از ۶ فعل شما را در محل کار ضعیف نشان می دهد:

6 فعل نامناسبی که نباید در مکالمات کاری خود استفاده کنید

۱٫فکر کردن

کمتر کسی هست هر روز از این فعل در صحبت‌هایش استفاده نکند؛ مثلاً در محل کار به همکارتان می گویید: “فکر می کنم باید این پروژه را انجام دهیم.” یا رئیستان می گوید: “فکر می کنم ایده‌ی بسیار خوبی مطرح کردی”؛ اما حالا سؤال مطرح می شود چرا نباید از “فکرکردن” در صحبت‌ها استفاده شود؟ مسئله این است فعل “فکرکردن” با قطعیت همراه نیست و از قدرت کلماتی که به دنبالش می آید، کم می کند. فکرکردن از واژه‌ی انگلیسی و قدیمی “thencan” گرفته شده است. این واژه به معنی دریافت، درک کردن و اندیشیدن است. در واقع، تفکر به معنای بررسی موقعیتی که در آن حضور دارید و هنوز به نتیجه‌ی قطعی نرسیده‌اید.

استفاده از واژه‌ی “فکرکردن” در مکالمات عادی بسیار متداول است و معنای چندان مهمی ندارد؛ مثلاً “فکر کنم امروز با دوستانم به پارک بروم”؛ اما در محل کار و موقعیت‌های رسمی باید از واژه‌هایی استفاده کنید که کمی اطمینان در آن بیشتر است. برای مثال “ایده‌ی بسیار خوبی مطرح کردی” یا “طرحی که ارائه دادی عالی است”. اگر به دنبال فعلی مناسب برای “فکرکردن” هستید از این ساختار استفاده کنید: “مطمئنم برنامه‌ی تو نتایج خوبی در برخواهد داشت”.

۲٫نیازداشتن

وقتی رئیستان می گوید: “من خیلی زود به این گزارش نیاز دارم”، کمی از قدرت و تأکید خود کم می کند. استفاده از واژه‌ی “نیاز”، نوعی وابستگی را در کلام فرد نشان می دهد تا انتقال مفاهیمی چون مسئولیت و وظیفه تیمی. منظور این است رئیس باید طوری صحبت کند که اعضای تیم در آن به ضرورت مفاهیمی چون ارائه‌ی گزارش و قبول مسئولیت انجام آن در سریع‌ترین زمان ممکن پی ببرند.

برای مثال، مدیری به زیردست خود می گوید: “من به شما برای انجام این کار نیاز دارم”. این جمله بیش از اینکه قدرت مدیر را نشان دهد، با حالتی عاجزانه بیان می شود. استفاده از واژه‌ی “نیاز” شما را فردی نیازمند نشان می دهد. پس به جای گرفتار شدن در چنین موقعیتی بهتر است به دنبال شرایطی باشید که شما را بااعتماد به نفس تر و قوی‌تر نشان می دهد. البته ادب و احترام را از یاد نبرید و کلامی قاطعانه و محترمانه داشته باشید. بهتر است مدیر به کارمند خود بگوید: “لطفاً این گزارش را تا روز جمعه به من تحویل بدهید”.

۳٫خواستن

خواستن و نیاز شباهت زیادی به هم دارند. هر دو فعل نشان می دهد فرد گوینده در طلب چیزی است و فقدان چیزی در کلام و احساس او هویداست. برای مثال اگر مدیری به زیردست خود بگوید: “من می خواهم کیفیت کارت را بهبود دهی”، این جمله نشان از آن دارد مدیر در دریافت چیزی ناتوان است و به خواسته‌اش نرسیده است. به جای آن بهتر است از کلماتی استفاده کنید که مسئولیت را به گردن کارمند زیردست می اندازد؛ برای مثال: “عملکرد شما در تهیه این گزارش باید کیفیت بهتری داشته باشد”.

این رابطه در مورد کارمندان هم صادق است. برای مثال اگر کارمند هستید و تقاضای افزایش حقوق دارید، نباید مستقیماً بگویید: “من به دنبال افزایش حقوق هستم”. این جمله عدم اعتماد به نفستان را نشان می دهد و به نظر می رسد درخواستی احساساتی دارید. پس بهتر است از جملاتی چون “من معتقدم” یا “من مطمئنم” استفاده کنید که نظر قطعی شما را در مورد افزایش حقوق نشان می دهد؛ مثلاً بگویید: “من مطمئنم عملکرد من در یک سال گذشته استحقاق دریافت حقوق بیشتر را دارد.” این جمله تأثیرگذاری بیشتری دارد و در مذاکره برای عقد قرارداد جدید بسیار کاربردی است.

6 فعل نامناسبی که نباید در مکالمات کاری خود استفاده کنید

۴٫حدس زدن

حدس و گمان از عدم قطعیت خبر می دهد. وقتی از این فعل استفاده می شود، انگار به دنبال پیش بینی هستیم. البته پیش بینی که فاقد اطمینان است. برای مثال مدیرعاملی به کارشناس تحلیل اطلاعات خود می گوید: “حدس می زنیم و بر این گمان هستیم سود پایان سال از سال گذشته بهتر خواهد بود”. راه‌های زیادی وجود دارد تا این جمله به صورت قاطعانه‌تر بیان شود. برای مثال “ما توقع داریم سود امسال از سال گذشته بیشتر باشد یا از رقم سال گذشته پیشی بگیرد”. هیچ اشکالی ندارد، از نتیجه یا خروجی چیزی اطمینان نداشته باشید. نیاز نیست به سراغ دروغ گفتن یا مبالغه بروید. تنها به جای استفاده از فعل “حدس زدن”، از افعالی استفاده کنید که اعتماد به نفس بیشتری را به شنونده انتقال می دهد.

۵٫امیدوار بودن

معمولاً مدیران با این فعل لب به سخن می گشایند: “امیدوارم به فروش موردنظر دست یابیم” یا “امیدوارم بتوانی این وظیفه را به درستی انجام دهی”. باید توجه کنید امیدوار بودن، به جای نشان دادن حس قدرت و اعتماد به نفس، حالت دعاگونه دارد و نشان می دهد فرد گوینده کنترل و مدیریت ناچیزی روی شرایط موجود دارد.

با این حساب، از چه فعل جایگزینی باید استفاده کرد؟ برای مثال، به جای این که بگویید امیدوارم به فروش مطلوب برسیم، بگویید: “ما در پی دست یابی به فروش موردنظر هستیم” یا “من می دانم که می توانی به این وظیفه به درستی عمل کنی”. این جملات قدرت و توانمندی بالای شما را نشان می دهد و حاکی از آن است شما به توانایی تیمتان و دریافت نتیجه‌ی مطلوب آگاه هستید و به فلسفه‌ی “هر چه پیش آید خوش آید” اعتقاد ندارید.

۶٫گمان کردن

تصور کنید به همراه همکارتان در حال نوشیدن چای هستید و او می پرسد: “در جلسه‌ی هفته‌ی آینده شرکت می کنی؟” اگر پاسخ شما توأم با واژه گمان کردن باشد، عدم قطعیتتان را نشان می دهد و به طرف مقابل می فهمانید شرکت در این جلسه خیلی هم برایتان اهمیت ندارد. باید بدانید بی‌تفاوت بودن در محل کار درست نیست. انتقال چنین مضامینی در رفتار و کلام به ضررتان تمام می شود و از میزان تأثیرگذاری شما می کاهد. باید سعی کنید در ظاهر هم که شده، از خود شور و اشتیاق نشان دهید. برای مثال به همکارتان بگویید: “بله بله، حتماً حاضر خواهم شد. خیلی تمایل دارم نظر مدیران را درباره فلان موضوع بدانم”.

شاید تصور کنید وقتی با همکارتان صحبت می کنید نیازی به این سیاست‌ها نیست، اما در اصل هست. حقیقت این است به سرعت منظور شما از کلام و رفتارتان مشخص می شود و اطرافیان با گفت و گوهای غیررسمی درباره‌ی شما سبب تخریب شهرت و اعتبارتان می شوند. زبان و کلام شما نقش مؤثری در گفت و گوها و ارتباطات شما دارند. اغلب ۶ فعل گفته شده، در کلام شما به کار می رود. پس باید نهایت دقت را به کار ببندید و با استفاده‌ی درست از افعال و واژه‌ها، فرصت‌های خود برای تأثیرگذاری بیشتر و افزایش قدرت رهبری را تقویت کنید. توصیه می کنیم این افعال را از دامنه افعالتان بیرون بریزید تا با اعتماد به نفس بیشتری به نظر برسید.

دیدگاه‌ها خاموش

انعطاف پذیری ذهن، به این ۴ عامل بستگی دارد!

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۱٫۲۸ - ۷:۱۰ ٫ق٫ظ


رازمجنون – ترجمه از حمید گنجی: شرکت سرمایه‌گذاری Arowana، متعلق به کوین چین، در شهر سیدنی استرالیا واقع شده است و درحال‌توسعه کسب‌وکار خود به لندن، لس آنجلس و آسیا است. به گفته کوین چین، داشتن یک تیم رهبری ارشد که از لحاظ ذهنی چابک و انعطاف‌پذیر باشد یک ضرورت است. سال گذشته، کوین چین همکاری خود با تارا سوارت را آغاز کرد. خانم سورات یک عصب‌شناس، مربی اجرایی و مدرس دانشکده مدیریت MIT است. او اکنون مشاوره‌های خود را به تصمیم‌گیرندگان ارشد نیز گسترش داده است.

علاقه به استفاده از علوم اعصاب در کسب‌وکار برای حدود یک دهه است که شدت یافته است. به اعتقاد تارا سوارت، دلیل گرایش به این سمت این است که رهبران ایده بهینه‌سازی کردن ارگان را به رفتار ترجیح می‌دهند. تارا سوارت دراین‌باره می‌گوید: «باید هوش هیجانی بالایی داشته باشید. من به افراد پاسخ داده‌ام، من نمی‌دانم که باید چه کاری را انجام دهم. اگر من به آن‌ها بگویم که می‌توانید مسیری را در ذهن خود بسازید که کار را برای شما آسان‌تر می‌کند، تمایل آن‌ها به انجام این روند بیشتر می‌شود.»

بهینه‌سازی فکری به یک ذهن سالم نیاز دارد و تارا سوارت نیز توصیه می‌کند که خواب خوب، تغذیه مناسب و ورزش را در برنامه خود داشته باشید. اختلال در خواب می‌تواند بسیار به شما آسیب برساند. IQ شما بعد از یک شب بد می‌تواند ۵ درصد و یا حتی بیشتر کاهش یابد.

۴ ابرقدرت ذهنی موردنیاز برای تبدیل شدن به یک رهبر موفق

تغذیه خوب، استراحت و اکسیژنه شدن برای انعطاف‌پذیری ذهن ضروری هستند و در یک شرایط پر استرس و نامطمئن می‌توانند عملکرد را به اوج خود برساند. به گفته خانم سوارت، وقتی چیزهای دیگر همه برابر هستند، انعطاف‌پذیری ذهنی عاملی است که یک مدیرعامل را متمایز می‌کند. برای بهبود انعطاف‌پذیری و عملکرد، تارا سوارت پیشنهاد می‌کند که رهبران روی موارد زیر کار کنند:

۱٫ نوروپلاستی

به گفته تارا سوارت، هر چیزی که شما در زندگی خود تجربه می‌کنید ذهن شما را برای ترجیح دادن رفتارها و عادت‌های خاص شکل می‌دهد. اما این عادت‌ها و رفتارها ممکن است مطلوب نباشند. با تمرکز کردن و تمرین کردن مداوم رفتارهای جدید و مطلوب، رهبران می‌توانند منابع شیمیایی، هورمونی و فیزیکی ذهن خود را برای ساخت مسیرهای جدید هدایت کنند.

یادگیری- به ویژه مواردی مانند زبان جدید یا موسیقی- بهترین روش برای ارتقای شکل‌پذیری است. تارا سوارت دراین‌باره می‌گوید: «اجبار شدن به تجربه کردن چیزهایی که ذهن هرگز آن‌ها را قبلا تجربه نکرده است فارغ از یادگیری، مزیت‌های دیگری نیز برای شما دارد. ذهن انعطاف‌پذیرتر می‌شود و از مواردی مانند تنظیم احساسات، حل مشکلات پیچیده و فکر خلاقانه حمایت می‌کند.»

2. چابکی مغز

برای چابک بودن باید چابک نیز فکر کنید. چابکی مغز یعنی توانایی آن در تغییر یکپارچه میان روش‌های مختلف تفکر: از منطقی به حسی و خلاقانه. چابکی برای کارآفرینان از اهمیت بالایی برخوردار است. به گفته خانم سوارت، این واقعیت که مغز احتمال دارد به شیوه‌های گوناگون فکر کند یا ایده‌های متنوع را جذب کند به این معنی است که شما بیشتر تمایل دارید تا همیشه یک گام جلوتر باشید.

مولتی تسکرها که از مدل‌های مختلف فکر کردن در یک زمان استفاده می‌کنند معمولا از هیچ کدام از آن‌ها بهره‌ای نمی‌برند. تارا سوارت پیشنهاد می‌کند که پیوسته روی مشکلات کار کنید و از زاویه‌های مختلف به آن‌ها بنگرید. رهبران همچنین می‌توانند از استایل‌های مختلف تفکر در تیم خود استفاده کنند.

۳٫ استعداد ذهن

افرادی که ذهن ثابتی دارند بر این عقیده هستند که صفاتی مانند هوش و استعداد تغییر ناپذیراند. افرادی که ذهنیت رشد دارند، خود را عنوان کسی می‌بینند همواره روبه‌جلو حرکت می‌کند و هوش و استعداد خود را از طریق سخت گوشی توسعه می‌دهد. یک ذهنیت ثابت به رکود منجر می‌شود و یک اندیشه رشد به نوآوری و پیشرفت.

به گفته تارا سوارت، رهبرانی با ذهنیت ثابت باید از نوروپلاستی برای حرکت دادن خود به سمت رشد استفاده کنند. اما کارآفرینان ممکن است این دردسرها را نداشته باشد. تارا سوارت ادامه می‌دهد: « این مربوط به اشتیاق شما برای ریسک و نگرش نسبت به شکست است، بنابراین حس می‌کنید که کارآفرینان با این کار راحت تر هستند.»

4. سادگی

یک دنیای بیش‌فعال، خواسته‌های غیرممکنی را در ذهن‌های محدود شده قرار می‌دهد. استرس افزایش پیدا می‌کند. تصمیم‌گیری سخت می‌شود. سوارت توصیه می‌کند که رهبران روی تمرکز ذهنی- تمرکز روی بدن، تنفس و افکار در لحظه- به عنوان راهی برای کاهش هورمون استرس و تکثیر پیچیدگی در بخش‌هایی از مغز که با عملکرد اجرایی در ارتباط است کار کنند. تارا سوارت همچنین طرفدار کاهش تصمیمات غیر انتقادی است.

رهبرانی که می‌دانند باید چگونه عملکرد ذهن خود را بهبود دهند می‌توانند این آموخته‌ها را به شرکت خود نیز تزریق کنند. برای مثال، با ایجاد برنامه‌های کاری متقابل آن‌ها به کارمندان کمک می‌کند تا مسیرهای عصبی جدیدی را ایجاد کنند و انعطاف‌پذیری مغز را به عنوان دانش و مهارتی نا آشنا به کار گیرند.

رهبران همچنین می‌توانند از درک خود از مغز برای بیرون راندن ترس و استرس از فضای کاری و توسعه اعتماد درون سازمان استفاده کنند. استرس باعث افزایش کورتیزول در مغز می‌شود که تاثیری منفی روی تفکر و توانایی کنترل احساسات دارد. در یک شرایط پایدار، افراد اغلب در حالت بقا به زندگی خود ادامه می‌دهند. اما در مقابل، اگر شما در یک محیط هیجان‌انگیز هستید که هورمون اوکسی توسین زیادی درون سازمان در جریان است، تصمیم‌هایی که شما می‌گیرید احتمالا بر پایه کمبود و بقا نخواهند بود و بر پایه ازدیاد هستند.

دیدگاه‌ها خاموش

نکاتی برای تولید محتوای حرفه‌ای در شبکه‌های اجتماعی

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۱٫۲۸ - ۷:۰۱ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت – رز لیدم، ترجمه شادی حسن پور: شبکه های اجتماعی یکی از بزرگ ترین دارایی ها و ابزارهایی است که در اختیار برندها قرار گرفته است. شما به عنوان کارآفرین یا مالک کسب و کار باید این شبکه ها را در بالاترین اولویت خود قرار دهید. همه از مزایای این شبکه ها باخبریم؛ از تبلیغ محصولات گرفته تا ایجاد هویت برند و برقراری ارتباط با مخاطبان. اما در این مقاله نمی خواهیم در مورد مزایای این شبکه ها صحبت کنیم، بلکه روش هایی را به شما یاد می دهیم که بتوانید مخاطبان بیشتری به دست آورید.
نگران نباشید. نیازی نیست که هزاران دلار به آژانس های پرزرق و برق تبلیغاتی بپردازید. اما از طرفی هم با آپلود کردن تعدادی عکس از محصولاتتان در اینستاگرام به جایی نمی رسید. در عوض باید با تدبیر عمل کنید، به مخاطبان خود گوش دهید، چند حقه ساده اما سریع در مورد عکاسی یاد بگیرید (بله، می توانید با گوشی هوشمندتان هم عکس بگیرید) و در نهایت، هویتی خاص برای برندتان ایجاد و مخاطبان زیادی را به دست آورید.
به منظور اینکه به شما کمک کنیم به این موارد دست پیدا کنید، از کندال کالی، عکاس، ویرایشگر و تصویرپرداز و همچنین مایکل لیون، عکاس، مدیر تولید محتوا و تصویرپرداز شبکه های اجتماعی دعوت کرده ایم تا نکاتی را برای شما بازگو کنند. لیون می گوید: «باید صادقانه رفتار کنید، داستان خوبی برای تعریف کردن داشته باشید و رفتارتان انسانی باشد، نه مانند یک ماشین. برندهایی که بهترین عملکرد را دارند، داستان سرایان خوبی بوده اند.» در ادامه به هفت نکته ای اشاره می کنیم که برای تولید محتوا و برندسازی در شبکه های اجتماعی به آنها نیاز خواهیدداشت.
 
 7 نکته برای تولید محتوای حرفه ای شبکه های اجتماعی تان
1. تداوم، کلید کار است.
لیون: «مهم ترین توصیه ای که برایتان دارم این است که در شیوه عکاسی، ارسال عکس ها و نوشتن زیرنویس های مناسب به شکلی مداوم عمل کنید. برترین برندها در شبکه های اجتماعی آنهای هستند که در کارشان تداوم دارند و تصویری همیشگی از خود به مشتریانشان نشان داده اند.»

2. به مخاطبان خود تکیه کنید.

لیون: «به مشتریانتان اجازه دهید بزرگ ترین معرف های شما باشند. به عنوان مثال فرض کنیم که شما به کار فروش تی شرت می پردازید و افراد زیادی در شبکه های اجتماعی با تی شرت های شما بر تنشان عکس می گیرند و شما را نیز تگ می کنند. اجازه دهید مردم معرف شما باشند، اما همچنین شما نیز عکس آنها را در پیجتان منتشر و از خریدشان قدردانی کنید.»
کالی: «گاهی باید برای انتشار عکس مخاطبان از آنها اجازه بگیرید. این مسئله ای برد- برد است و بیشتر مشتریان از این کار شما خوشحال نیز می شوند. اما به هر حال بهتر است مشتریانتان را بشناسید و در صورت نیاز ازشان اجازه بگیرید.»

3. سعی کنید از نور طبیعی روز استفاده کنید.

کالی: «من عاشق این هستم که در بیشتر عکس هایم از نور طبیعی استفاده کنم، چون به نظرم خیلی بهتر از نورهای مصنوعی هستند. البته مگر اینکه بتوانید از عهده پرداخت هزینه استودیوی عکاسی با دستگاه های نورپردازی حرفه ایشان برآیید. اما نور طبیعی تقریبا برای هر کسی قابل دسترس و استفاده است.»
7 نکته برای تولید محتوای حرفه ای شبکه های اجتماعی تان
 
 

4. بهترین راه استفاده از گوشی های هوشمند

اگر بدانید که در گوشی هایی با سیستم عامل اندروید یا iOS چطور باید گزینه های مربوط به تنظیم نور عکس را تنظیم کنید، می توانید محتوایی خارق العاده برای کسب و کار کوچکتان خلق کنید. من به وسیله گوشی آیفون و چند برنامه ویرایشگر تصویر، طوری عکس ها را ویرایش می کنم که انگار با دوربین حرفه ای گرفته شده اند. فکر می کنم که من ۹۹ درصد عکس هایم را با گوشی می گیرم. ضمنا وقتی می خواهید عکس ها را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید، نیاز به عکسی با تراکم پیکسلی خیلی بالا دارید؛ چرا که مخاطبانتان آن عکس ها را در صفحات نسبتا کوچک موبایل هایشان خواهنددید.
کالی: «خرید دوربین های حرفه ای لزوما از شما عکاس نمی سازد. داشتن دوربین عکاسی و عکاس بودن مترادف نیستند. البته ابزار اهمیت دارد، اما باید بدانید که چطور باید از آن ابزار استفاده کنید.
۵٫ الهام بگیرید.
کالی: «کمی از وقت خود را به مشاهده و بررسی محتواهای موجود اختصاص دهید. خیلی از عکس های نوآورانه ای که می بینید، الهام گرفته از چندین عکس یا مفهوم هستند. مجموعه ای از عکس ها و تصاویر گرافیکی محبوبتان درست کنید. اگر قبل از ویرایش کردن عکس هایتان بدانید که چه می خواهید، کارتان خیلی سریع تر پیش خواهم رفت.»

6. عکس های زیادی بگیرید و پاکشان نکنید.

لیون: «وقتی می خواهید از یک محصول عکس بگیرید، سعی کنید از  چهار یا پنج زاویه مختلف عکاسی کنید. هرکدام از این عکس ها نمایانگر بخشی از محصول هستند و می توانید در شبکه های اجتماعی مختلف از آنها استفاده کنید. به عنوان مثال عکس های مربعی گزینه خوبی برای اینستاگرام هستند. تنوع داشته باشید و از تعداد عکس هایتان نترسید.»

7. در مورد مسائل اجتماعی آگاهی داشته باشید.

کالی: «بسیار مهم است که از اتفاقاتی که در دنیا می افتند، باخبر باشید. زمانی که فاجعه ای در جایی نزدیک به شما رخ داده است، اصلا درست نیست که به ارسال عکس محصولاتتان بپردازید. حواستان را جمع کنید و انسان خوبی باشید.»

دیدگاه‌ها خاموش

۱۰ شغلی که اثر منفی بر شخصیت افراد می‌گذارند

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۱٫۲۸ - ۵:۵۴ ٫ق٫ظ


وبسایت روزیاتو: طبق پژوهش های جامعه شناختی، هر فرد با ۴۰ ساعت کار در هفته، بیش از یک سوم زندگی اش را صرف کار می کند. بدیهی است که کارهایی که در طولانی مدت انجام می دهیم بر روی ما و ویژگی های روانشناختی مان اثر می گذارند. شغل ما علاوه بر جنبه های مثبت، ابعادی منفی هم دارد. برای مثال زمانی را تصور کنید یک مدیر در تعطیلات هم مشغول چک کردن ایمیل های کاری خود است یا یک نظامی در خانه هم به دستور دادن ادامه می دهد. در اینجا به اثرات شغل های مختلف بر شخصیت ما و راه های مقابله با این تأثیرات می پردازیم تا در زندان شغل خود محبوس نشویم.

۱۰ شغلی که اثری منفی بر شخصیت افراد بر جای می گذارند

۱٫ مشاغل نظامی

مشاغل نظامی نه تنها بر روی خود فرد بلکه حتی بر خانواده ی او هم اثر می گذارند. همه ی اعضای خانواده در نظمی سختگیرانه زندگی می کنند. فرزند یک نظامی را به سادگی می توان از فرزند یک معمار یا خبرنگار تشخیص داد. افتخار، مقام و فیزیک مناسب، مزایای این شغل هستند. اما با گذشت زمان، شخص نظامی سختگیرتر و بدبین تر می شود و توانایی او در همدردی با دیگران از میان می رود. فرد نظامی تصور می کند هرگز نباید تحت تأثیر چیزی قرار بگیرد، هر موقعیتی را می بایست تنها با منطق تحلیل کند و علاقه و شفقت را کنار بگذارد. به همین دلیل است که برای این افراد مهربانی و تعادل در خصوص نزدیکان شان کار دشواری است.

۲٫ پزشکی

به دلیل مواجهه ی هر روزه ی پزشک با رنج، درد و مرگ، این شغل سبب می شود دیواری تدافعی از بی تفاوتی، سردی و بدبینی در وجود پزشک ایجاد شود. شوخ طبعی خاص بسیاری از پزشکان در حقیقت یک مکانیزم تدافعی روانشناختی در برابر اضطراب و ترس مداوم است. عادت به پنهان کردن احساسات خود و برخورد خونسردانه با همه ی مسائل باعث انفصال عاطفی و عدم تمایل به اشتراک گذاشتن مشکلات با دیگران می شود. پزشکان عادت می کنند همواره به صورت فیزیکی و احساسی آماده ی کمک به دیگران باشند.

۳٫ معلمی

یک معلم حرفه ای توانایی آن را دارد که تعداد زیادی کودک را مدیریت کند و به همین خاطر ممکن است در زندگی خانوادگی آن ها حسی از سختگیری به وجود آید. ویژگی هایی که اغلب در معلمان دیده می شود عبارتند از: مستبد بودن، محافظه کاری، میل به تک گویی و پیروی از تشریفات. اگر شخصی تمام روز را با کودکان کار کند، با نزدیکان خود که از سنین مختلفی هستند نیز همان رفتار را خواهد داشت، برای مثال زمانی که دیگران را نصیحت می کنند، ممکن است تصور کنند باید چیزی را چندین بار تکرار کنند.

۱۰ شغلی که اثری منفی بر شخصیت افراد بر جای می گذارند

۴٫ کارآفرینی

مدیریت کسب و کار نه یک شغل بلکه نوعی نگرش و شیوه ای از زندگی است. این شغل اغلب به شخص این امکان را نمی دهد تا اهل سازش و مدارا باشد. فرد برای آنکه به موفقیت دست یابد، باید شغل خود را هدف اصلی اش در زندگی قرار دهد. به همین دلیل است که صاحبین کسب و کار ها شبانه روز در فکر کار خود هستند. کسب و کار در حقیقت یک چرخه ی پیشرفت دائمی است که هیچ هدف نهایی ای در آن وجود ندارد. بنابراین چنین افرادی همواره به پیشرفت شخصی خود فکر می کنند و خواستار آن هستند که نزدیکان شان نیز به همین ترتیب رفتار کنند. علاوه بر این، به دلیل آنکه کارآفرین ها همواره در جستجو هستند، گاهی نمی دانند حقیقتا خواهان چه چیزی هستند.

۵٫ وکالت

این شغل تنها برای کسانی مناسب است که روحیه ای قدرتمند دارند چرا که معمولا تحت فشار بسیار زیادی هستند. سکوت یکی از عناصر اصلی این شغل است. از آنجایی که در این شغل صحبت درباره ی مشکلات خود چندان رایج نیست، وکلا به ندرت از دیگران درخواست کمک و حمایت می کنند. این عادت ها می تواند باعث افسردگی و اضطراب شود. برای موفقیت در این شغل لازم است که شخص توانایی بالایی در پیش بینی تمامی وضعیت های محتمل برای موکل خود داشته باشد. وکلا معمولا بیشتر از ظرفیت خود کار می کنند و مشکلات جسمی خود را پنهان می کنند تا در کارشان تداخلی ایجاد نکند.

۶٫ حسابداری

برای حسابداران تغییر وضعیت از شغل به زندگی شخصی شان بسیار دشوار است چرا که آن ها به کار متمرکز بر اعداد عادت می کنند. موشکافی یکی از ویژگی هایی است که حسابداران به زندگی شخصی خود وارد می کنند. سال ها کار یکنواخت و پر زحمت تأثیرات زیادی بر روی فرد می گذارد و سبب بدخلقی و رفتار متظاهرانه در شخص می شود. حسابدارها همه ی کارها را دقیقا به جای خود و طبق برنامه ای سختگیرانه به انجام می رسانند. آن ها بودجه ی خانواده را به دقت تنظیم می کنند و تمام خانه ی خود را همواره تمیز نگه می دارند.

۱۰ شغلی که اثری منفی بر شخصیت افراد بر جای می گذارند

۷٫ خبرنگاری

خبرنگاران همیشه درگیر مسائل مختلفی هستند و معمولا شاهد چیزهای ناخوشایند و دردناکی هستند که می تواند اثری منفی بر روان آن ها بگذارد. به علاوه، آن ها نمی توانند به مسائلی که در اطراف شان رخ می دهد بی تفاوت باشند چرا که هر اطلاعات جدیدی انگیزه ای برای نوشتن یک مقاله است. ارتباط با افراد مختلف (گاهی نیز اشخاص نه چندان جالب یا مثبت) لازمه ی این شغل است. همچنین سانسور باعث می شود خبرنگارها در بیان نظرات خود محدود شوند و این مسأله می تواند در آن ها ایجاد یأس کند. به علاوه، کار در روزهای تعطیل و کم خوابی های گاه و بیگاه بدن را به سرعت فرسوده می کند.

۸٫ روانشناسی

در اغلب مواقع افراد برای آنکه بدانند چطور با مسائل خودشان مواجه شوند به مطالعه ی علم روانشناسی روی می آورند. بسیاری از روانشناسان مشکلات دیگر افراد را بررسی و تحلیل می کنند چون به دنبال آن هستند که ریشه ی مسائل شخصی خود را بیابند. روانشناسان به دلیل آنکه پیوسته باید به رنج ها و مشکلات دیگران گوش دهند و آن ها را درک کنند، دچار فرسودگی عاطفی می شوند. سلامتی مراجعین وابستگی زیادی به اقدامات روانشناس آن ها دارد و این مسئولیت سنگین ممکن است باعث ایجاد اضطراب و ترس از مرتکب شدن اشتباهی مخرب شود.

۹٫ خوداشتغالی

افرادی که از روحیه ای اجتماعی و خود انضباطی فراوانی برخوردار هستند می توانند به یک فرد خود اشتغال موفق تبدیل شوند. اما ثابت نبودن درآمد و آسیب پذیری اجتماعی این شغل می تواند باعث ایجاد تردیدی دائمی در فرد شود. خانه ی فرد خوداشتغال همان محل کار او است و به همین دلیل شخص نمی تواند از کار خود به فضای شخصی اش در خانه تغییر وضعیت دهد و محیط اطراف او تغییری نمی کند. به علاوه، استاندارد نبودن ساعات کاری و درگیری مداوم فکری درباره ی کار می تواند تأثیری منفی بر زندگی شخص بگذارد. به همین دلیل بسیار مهم است که فرد خوداشتغال تغییری در محیط اطراف خود به وجود آورد و به خود اجازه دهد تا بتواند از نظر روحی آرامش یابد.

۱۰ شغلی که اثری منفی بر شخصیت افراد بر جای می گذارند

۱۰٫ معماری

معماران به اعتیاد به کارشان مشهور هستند، تا حدی که حتی درباره ی ظاهر خسته ی آن ها شوخی های زیادی می شود. شب بیداری های مداوم در دفتر کار، کار در روزهای تعطیل و کمبود خواب اثراتی منفی بر سلامتی شخص دارد. دوستان معماران هم معمولا معمار هستند چون آن ها به ارتباط با افراد دیگر علاقه ای ندارند. فشار روحی دائمی، مسئولیت پذیری بسیار بالا، کشمکش پی در پی با مشتریان و بحران خلاقیت معمولا منجر به بروز افسردگی در میان معماران می شود.

توصیه هایی برای کسانی که به شغل خود اعتیاد دارند

زمان خود را مدیریت کنید

تلاش کنید برای همه ی مسائل هفته ی پیش روی خود، حتی زمانی که صرف رفت و آمد می شود برنامه ریزی کنید. علاوه بر این، انجام تفریحات هم باید در فهرست کارهای شما قرار گیرد. این مسأله هم برای کسانی که در یک محل جداگانه کار می کنند اهمیت دارد و هم برای افراد خوداشتغال (به ویژه به دلیل آنکه جدا کردن کار از زندگی شخصی برای این افراد دشوارتر است).

۱۰ شغلی که اثری منفی بر شخصیت افراد بر جای می گذارند

جلسات کاری خود را در طول روز برگزار کنید

این کار به شما اجازه می دهد تا در هنگام شب برای انجام تفریحات، ورزش یا گذران وقت با خانواده آزاد باشید. ابتدا کارهای ضروری را انجام دهید تا در بعد از ظهر بتوانید کمی استراحت کنید.

کار خود را فراموش کنید

وظایف شغلی تان را به خانه منتقل نکنید، برای خود ایمیلی کاری بسازید تا مجبور نباشید در تعطیلات آخر هفته آن را چک کنید و شماره تلفن کاری جداگانه ای داشته باشید تا بتوانید آن را خاموش کنید. بعد از پایان ساعات کاری، ورزش کنید، دوش بگیرید یا در پارک قدم بزنید.

سرگرمی خود را داشته باشید

اگر به شغل تان علاقمند هستید این اتفاق خوبی است اما باید سعی کنید چیز دیگری را هم که احتمالا به آن علاقمند هستید پیدا کنید. ساعاتی از هفته را صرف سرگرمی خود کنید و به این ترتیب در فعالیت های خود تغییر به وجود آورید.

پست خود را فراموش کنید

اگر در محل کار مدیریت کارکنان به عهده ی شما است، اجازه دهید مدیریت مسائل خانه در دست همسرتان باشد. از طرفی دیگر، اگر در محل کار مسئولیت انجام کارها بر عهده ی شما است، مدیریت مسائل خانه را در دست بگیرید تا اهمیت نقش خود را در زندگی شخصی تان احساس کنید.

«نه» بگویید

به افراد، کارها و اتفاقات بی اهمیت و بی فایده نه بگویید. کارهایتان را بر اساس اولویت سامان دهید و برای وقت ارزشمندتان ارزش قائل باشید.

وظایفی را به دیگران محول کنید

همه ی مسئولیت را به عهده نگیرید و وظایف را تقسیم کنید. بعضی مسائل بدون شما نیز قابل حل است. خانواده و دوستان تان همواره آماده ی کمک به شما هستند. تنها کافی است از آن ها بخواهید.

دیدگاه‌ها خاموش

راه های کنفرانس دادن خوب (۲)

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۱٫۲۷ - ۷:۵۴ ٫ق٫ظ


هفته نامه همشهری جوان – زهره ترابی:
چهره به  چهره  رو به رو

تدریس در پایه اول ابتدایی تا زمانی که از جایتان بلند نشوید و صحبت نکنید، هیچ کدام از تکنیک هایی که تا الان خوانده اید کوچک ترین فایده ای نخواهدداشت. پس قفل دهانتان را بشکنید و از هر فرصتی که پیدا می کنید برای شروع استفاده کنید. بالاخره به واسطه انسان بودنتان در جمع های زیادی آمد و شد دارید. بنابراین در هر جلسه ای که نیاز به اظهارنظر بود، در صورت دانش کافی داوطلب شوید.

 
راه های کنفرانس دادن خوب (2)

مهم نیست تعریف کردن یک خاطره ۵ دقیقه ای در جمع دوستان باشد یا نیم ساعت کل کل کردن و سوال پرسیدن از استاد. مهم نفس عمل شما است که به خودتان جرأت داده اید و می خواهید قورباغه را قورت بدهید. با این کار یک شبیه سازی هم از محیط واقعی انجام می دهید و کم کم می توانید دستوالعمل هایی که یاد گرفته اید را به کار ببندید و موثرترین هایش را برای روز موعود شناسایی کنید.

هیچ کس تنها نیست

یک نکته خیلی مهم وجود دارد؛ آن هم اینکه شما در این ترس و اضطرابی که از صحبت کردن برای جمع دارید، تنها نیستید. اگر دور و برتان را نگاه کنید، انبوه آدم هایی پیدا می کنید که مشکل مشابه شما را دارند. حتی خیلی از سخنران های حرفه ای که در این زمینه ادعایشان می شود هم همیشه مقداری ترس توی وجودشان هست.

این بار که پای صحبت هایشان نشستید، به جملات ابتدایی و تفاوتش با بقیه جملات گوینده بیشتر دقت کنید تا آن ترس پنهانی که در ثانیه های اول سخنرانی شان هست را کشف کنید. نکته دیگر هم اینکه خیلی وقت ها ترس ناش از جهل است. به عبارت دیگر شما از سخنرانی  می ترسید چون از آن شناخت درستی ندارید و تا به حال جلوی جمع صحبت نکرده اید.

ساده ترین راه هم برای غلبه بر چنین ترسی امتحان کردن آن است. چندبار که این کار را انجام بدهید و شناخت کافی ازش پیدا کنید، ترس جای خودش را به حس های بهتری مثل اعتماد به نفس می دهد.

طوطی نباشید

این همه از صبح تا شب با همه حرف می زنید، همه چیز را از حفظ می گویید؟ معلوم است که نه. شما فقط در مورد چیزهایی که می خواهید بگویید فکر می کنید (آن هم بعضی وقت ها!) و بعد ساختار جمله و کلمات همین طوری خود به خود به زبانتان می آید. توی صحبت کردن جلوی جمع هم باید همین نکته را رعایت کنید؛ چرا که حفظ کردن مطلب فقط انرژی شما را تلف می کند.

به علاوه اینکه وقتی جلوی جمع قرار گرفتید، قطعا شکل دستوری خیلی از جملات را فراموش خواهید کرد و همین می تواند برایتان استرس ایجاد کند و به قیمت از دست رفتن بقیه سخنرانی تان تمام شود. پس بهترین حالت این است که به متن مسلط باشید اما جمله بندی و سر هم کردنش را بگذارید در یک فرآیند طبیعی موقع رحف زدن شکل بگیرد. با این کار حتی اگر بخشی از مطلب را یادتان رفت، می توانید به بقیه بحث بپردازید و هروقت یادتان آمد، گریزی به قسمت قبل بزنید و «یک نکته ای که باید بگویم…» را به آن اضافه کنید.

راه های کنفرانس دادن خوب (2)


از قبل تمرین کنید

آن صحنه سریال پرده نشین را یادتان هست که دو تا طلبه توی حجره هایشان نشسته بودند و داشتند تمرین منبررفتن می کردند؟ شما هم همین کار را با دوستانتان که سررشته ای از قضیه دارند انجام بدهید. اصلا اگر خواستید، می توانید به شان نگویید که در حال تمرین سخنرانی هستید. بعد یکهو یک جایی سر صحبت را باز کنید و در مورد موضوعی که قرار است ارائه اش بدهید حرف بزنید. این جوری می شود خیلی دوستانه به وسیله طرف مقابلتان ایراهایی که در کارتان هست را پیدا کنید و نظرات خوبش را در  بحث اعمال کنید. به جز این برای طبیعی و عادی حرف زدن هم نیاز به تمرین زیاد دارید تا ایراد کارتان را پیدا کنید.

از مثال و تصویر استفاده کنید

سعی کنید هرطور که بلدید و می توانید مخاطب را درگیر کنید. تعریف کردن داستان، گفتن ضرب المثل و لطیفه مرتبط با موضوع، طنز و شوخی به جا و یا درگیر کردن مستقیم مخاطب در بحث می تواند یکی از این راهکارها باشد. این وسط هم سعی نکنید از شیوه های ابتکاری دیگری هم استفاده کنید. برای روشن شدن موتور خلاقیت تان این دو تا مثال را بخوانید و الهام بگیرید.

مثال اول مربوط به استیو جابز است که موقع معرفی مک بوک ایر، به وسیله اسلاید یک پاکت نامه اداری را نشان داد که مک بوک داخل آن جا شده بود. این طوری بدون اینکه از کلمه ای استفاده کند تا مدت زیادی این واقعیت که مک بوک بسیار نازک و کم حجم هست را در ذهن بقیه حک کرد. مثال بعدی هم مربوط به یک معلم است که موقع تدریس مبحث گره و شکم در فیزیک پیش، بعد از توضیح تئوری فرمول ها در یک اقدام غافلگیرانه یک نی از توی کیفش درآورد و برای شاگردانش نی زد. بعد از روی همان نی سعی کرد درس را بیشتر توضیح بدهد. به نظرتان آن شاگردها تا آخر عمر فرمول این درس یادشان می رود؟

طبیعی باشید

حتی الان اخبارها را هم با لحن صمیمانه و جملات عادی تری می گویند. بنابراین شما هم از این ژست گوینده های خبر ۱۰ سال پیش بیرون بیایید و با جملات عادی اما گیرا با مخاطب حرف بزنید. این درست است که هزاران قانون برای نوع ایستادن، نشستن، حالت دست ها و تماس چشمی وجوددارد و باید یاد بگیرید. اما بیشتر از همه اینها سعی کنید خودتان باشید. همان قدر طبیعی حرف بزنید که با دوست یا استادتان سرکلاس حرف می زنید. بدون هیچ ادا و اطوار اضافه و تودماغی حرف زدنی. درواقع تفاوتی که بین صحبت کردن برای یک نفر و چهل نفر وجود دارد، تنها باید در انرژی بیشتری که خرج می کنید مشخص باشد، نه چیز دیگری.

راه های کنفرانس دادن خوب (2)


منابعی که با دیدن و خواندن آنها می تواینم چیزهای جدیدی یاد بگیریم


برای تمام سلیقه ها

این چهار صفحه فقط حکم یک تلنگر را دارد و نمی تواند به تنهایی از شما یک سخنران حرفه ای بسازد. بنابراین برای تقویت خودتان باید از گزینه های دیگری هم کمک بگیرید. لیست زیر چند تا پیشنهاد کوچک است که متناسب با نیازتان می توانید از آنها استفاده کنید.

کتاب ها

چگونه با همه کس همه جا همه وقت صحبت کنیم

-    نویسنده: لاری کینگ
-    مترجم: شهرزاد بیات موحد

نویسنده کتاب، معروف ترین مجری شبکه سی ان ان است که از گورباچف تا احمدی نژاد و مارلون براندو و همه گفت و گو کرده. با توجه به اسم دور و دراز کتاب می توایند در آن مباحث متوعی پیدا کنید. شروع کردن یک گفت و گو، غلبه بر خجالت، سخنرانی موثر و استفاده بجا از طنز بعضی از مباحث مطرح شده در این کتاب هستند.

آیین سخنرانی

-    نویسنده: دیل کارنگی
-    مترجم: هانیه حق نبی مطلق

دیل کارنگی از قدیمی های این کار است و اولین دوره تدریس سخنرانی اش را ۱۰۳ سال پیش شروع کرده. با این حال با توجه به تغییرات شدید تکنولوژی (عبارت «مثل تلگراف سریع و صحیح» نشان می دهد که چقدر از دنیای ما عقب تر است!) بازهم این کتاب تر و تازه است و می تواند کمکتان کند. بحث های اصول فن بیان، تارهای صوتی و صدای افراد در این کتاب جایی ندارد و بیشتر تلاش اش این است که به خواننده هایش یاد بدهد چطوری موثرتر حرف بزنند.

مهارت های سخنرانی و سخن گفتن

-    نویسنده: برایان تریسی
-    مترجم: سحر لقایی

بیشتر ما برایان تریسی را با قورباغه ات را قورت بده می شناسیم. اما به جز آن کلی کتاب خوب دیگر هم دارد که یکی از آنها همین مهارت های سخنرانی است. در این کتاب تمرکز بیشتر روی مبحث سخنرانی است و طبق توضیحی که روی جلد آورده، سعی می کند به شما یاد بدهد چطور با سخن گفتن در هر موقعیتی برنده باشید.

راه های کنفرانس دادن خوب (2)


سایت ها

Bahrampoor.com

با اختلاف زیادی نسبت به رقبا کامل ترین سایت فارسی زبان در این زمینه است. همان طور که از آدرس سایت پیداست، نفر اول آن بهرام پور است که به همراه تیمش سایت را می چرخاند. به روز بودن سایت، جواب دادن سریع به ایمیل و نظرات کاربران، مطالب متعدد و ویدئوهای آن، برگه برنده این سایت است.

فقط نکته ای که بهتر است به اش توجه کنید، این است که برای دریافت خیلی از خدمات باید عضو سایت شوید و مبلغی پول بپردازید.

Shabanali.com

این درست است که محمدرضا شعبانعلی زمینه کاری اش مذاکره است اما اگر در سایتش بچرخید، حتما مواردی را که مناسب کارتان باشد پیدا می کندی. البته به احتمال زیاد در مورد خیلی چیزهای دیگر هم که مورد نیاز است، مطالب جالب و به درد بخوری پیدا خواهیدکرد.

Virtualspeechcoach.com

اگر زبانتان خوب است، به این سایت انگلیسی زبان هم سر بزنید و از مطالب متنوع و مفیدش استفاده کنید. سایت برای خانم ویندینگلند است که یکی از مربیان مشهور این رشته در آمریکاست. به روز بودن و تعداد پست های زیاد و کاربردی یکی از نکات مثبت این سایت است.

فیلم ها

فیلم سخنرانی شخصیت های معروف را ببینید و سعی کنید خودتان نکات جالب توجه اش را در بیاورید. مثلا اینکه آنها چه کار می کنند که در جذب مخاطبی مثل شما موفقند. پیشنهاد ما هم سخنرانی های استیو جابز به زبان انگلیسی است که مایه اش یکی دو گیگ حجم اینترنت و دانش انگلیسی در حد متوسط است. ویدئو معرفی آیفون در کنفرانس مک ورلد در سال ۲۰۰۷ و همچنین ویدئو معرفی IPad دو تا از بهترین ها هستند.

بین داخلی ها هم حجت الاسلام قرائتی از همه معروف تر است و بیش از ۳۰ سال است که طرف داران خودش را پای درس هایی از قرآن می نشاند. فخرالدین حجازی هم سخنور معروفی بوده و بیان و لحن گیرایی داشته که برای پیداکردن فایل های سخنرانی اش باید تلاش زیادی کنید. در نهایت هم این یک سرچ کوچک در اینترنت گزینه های متنوعی را جلوی چشمتان می گذارد.

می فرماید هرچه از ایشان در نظرم ناپسند آمد،از فعل آن پرهیز کردم. طبق همین اصل لقمان، سری به سایت های کمک درسی که فیلم های آموزشی می گذارند بزنید و بعضی از آنها را به شکل رندوم دانلود کنید. خیلی از این فایل ها را جوان های هم سن و سال خودمان آپلود کرده اند و می تواند در حکم آیینه عبرت برایتان عمل کند، چرا که به خاطر بی تجربگی و نابلدی آن قدر نکات ضایع در کارهایشان هست که می شود از آن درس بگیرید و آخر و عاقبتتان را در صورت توجه نکردن به اصول اولیه ببینید.

فیلم اسکار گرفته سخنرانی پادشاه (The King’s Speech) که در سال ۲۰۱۰ توسط تام هوپر ساخته شد، پیشنهاد خوب و لذتبخشی است. هرچند که فیلم بار آموزشی ندارد اما حالا که در این حال و هوا هستید، بد نیست این یکی را هم تماشا کنید. داستان این مربوط به زمان جرج ششم پادشاه انگلستان است که قرار است پادشاهی کند و باید بتواند با مردم کشورش حرف بزند، اما مشکل لکنت و ترس از صحبت کردن جلوی جمع را دارد.

دیدگاه‌ها خاموش

سیستم اطلاعات بازاریابی «MIS» چیست؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۱٫۲۷ - ۷:۵۱ ٫ق٫ظ


وبسایت آی بازاریابی: چند دور کامل از تحقیقات بازار در یک بنگاه تجاری می تواند هزاران هزار بخش یا مجموعه اطلاعاتی را برای مجموعه شما فراهم آورد که باید بگونه ای مدیریت شده که به مدیران این اطمینان را بدهد که این مجموعه های اطلاعاتی در کل برای تصمیم گیرندگان ایجاد ارزش می‌کنند. استفاده از سیستم اطلاعات بازاریابی رویکردی است برای کار کردن و کنار آمدن با حجم انبوهی از اطلاعات حاصل از تحقیقات بازار که برای مراجعین یا حتی به منظور حمایت و پشتیبانی از استفاده این اطلاعات توسط مالک یک کسب و کار کوچک.

یک سیستم اطلاعات بازاریابی شامل سه بخش می شود:

۱٫ سخت افزار و نرم افزار کامپیوتر که برای تحلیل اطلاعات و تهیه گزارش ها مورد استفاده قرار می گیرد.

۲٫ یک سیستم برونداد برای تصمیم گیرندگان حوزه بازاریابی و تبلیغات.

۳٫ چهار نوع اطلاعات که می توانند توسط سیستم اطلاعات بازاریابی مورد تحلیل قرار بگیرند.

سیستم اطلاعات بازاریابی (MIS) چیست؟

یک سیستم اطلاعات بازاریابی چه وظایفی را انجام می دهد؟

یک سیستم اطلاعات بازاریابی یا MIS یک ابزار مطلوب برای متخصصین حرفه ای تحقیقات بازار است، چرا که این ابزار مجموعه ای جامع از وظایف را ارائه می دهد. یک سیستم اطلاعات بازاریابی می تواند برای تشخیص نوع اطلاعات که تصمیم گیرندگان در حوزه تبلیغات و بازاریابی به آنها نیاز دارند، مورد استفاده قرار بگیرد که در مجموع یک وظیفه بسیار مهم تلقی می شود. وظایف عمومی تر این سیستم شامل ظرفیت جمع آوری اطلاعات و سپس دسته بندی و منظم ساختن آن برای استفاده های آتی می باشد. یک سیستم اطلاعات بازاریابی اطلاعاتی را که جمع آوری می کند، حفظ و نگهداری کرده و موجب می شود

تا این اطلاعات برای تحلیل دیگر اطلاعاتی که در مراحل بعدی جمع آوری می شود، مورد استفاده قرار بگیرد. در نهایت یک سیستم اطلاعات بازاریابی می تواند برای توزیع اطلاعات مرتبط بین مدیران مختلفی که از آن اطلاعات برای ترفیع و ترویج محصول و خدمات استفاده می کنند، به کار گرفته شود. و البته از آنجاییکه استفاده از یک سیستم اطلاعات بازاریابی تحت نظر و هدایت یک محقق بازار است، این اطلاعات در زمان مقرر تحت اختیار مراجعین و مشتریان مختلف سازمان قرار می گیرد.

یک سیستم اطلاعات بازاریابی از چه نوع اطلاعاتی می تواند استفاده کند؟

از آنجائیکه یک سیستم اطلاعات بازاریابی بگونه ای طراحی شده است که سیستم و نظام چند وظیفه ای باشد، قادر به اداره کردن چند نوع مختلف از اطلاعات است. یعنی چندین منبع مختلف برای یک سیستم اطلاعات بازاریابی تامین اطلاعات می کنند که عبارتند از:

  • پایگاه داده های به دست آمده
  • اطلاعات داخلی شرکت
  • هوش بازاریابی
  • تحقیقات بازاریابی

سیستم اطلاعات بازاریابی می تواند وظیفه تولید و طبقه بندی مجموعه گزارش هایی برای رده‌های مختلفی از تصمیم گیران سازمانی را بر عهده داشته باشد.

چه نیازهایی توسط یک سیستم اطلاعات بازاریابی برطرف می شود؟

پایگاه داده های به دست آمده

حجم بسیار بالایی از اطلاعات در قالب پایگاه های داده در دسترس می باشد و یک بدنه شگفت‌آور از داده های مختلف نیز بدون هیچ هزینه ای می تواند در اختیار شرکت های قرار بگیرد. به عنوان مثال، پایگاه های داده دولت حاوی اطلاعات مختلف در زیمنه اقتصاد و اطلاعات جمعیت شناختی در رابطه با تک به تک افراد، گروه ها و شرکت ها می باشد.

اطلاعات داخلی شرکت

اطلاعات بدست آمده از فعالیت های فروش و بازاریابی به سیستم اطلاعات بازاریابی ارسال می‌شود و سپس در مرحله بعدی تفسیر اطلاعات در بین پایگاه های داده مختلف فرایند تولید گزارش را مقدور می سازد. همچنین، ترکیب سیستم اطلاعات بازاریابی با زیرساخت اینترانت داخلی شرکت می تواند دسترسی به اطلاعات واحدهای مختلف کسب و کار، پایگاه های داده سازمانی و حتی اطلاعات کارکنان را نیز مقدور سازد. منظور از اینترانت یک شبکه ارتباطات داخلی شرکت است.

هوش بازاریابی
تمامی اطلاعات مرتبط با محیط بازار می تواند از طریق فعالیت های اطلاعاتی هوشمند که به نظارت بر وبسایت های رقبا، نشریات تجاری صنعت و مشاهدات بازار توسط مردم در ترانشه ها تعلق دارد، مورد دسترس قرار بگیرند. دیگر راه های ممکن برای برای هوش بازار شامل نمایشگاه‌های تجاری، صحبت کردن با مشتریان و مراجعین، گفتگو با توزیع کنندگان در حین انجام کار و فعالیت و شرکت در فعالیت هایی از قبیل استخدام خریداران مخفی و آزمایشی و خرید و
تست کردن محصولات و خدمات رقبا می شود.

تحقیقات بازاریابی

تحقیقات بازاریابی و اطلاعاتی که از این تحقیقات در یک سیستم اطلاعات بازاریابی جمع آوری شده است شامل اطلاعاتی از گزارش تحقیقات سندیکا و گزارش های تحقیقاتی سفارشی می‌شود که ممکن است از منبع تحقیقات ثانویه یا تحقیقات اولیه جدید حاصل آمده باشد. هر قدر اطلاعات تحقیقات بازار در رابطه با محیط کسب و کار، رقبا و مشتریان خاص و منحصر به فرد تر باشد، در مجموع ارزش بیشتری برای شرکت و سازمان هم دارد.

دیدگاه‌ها خاموش

استعفا، بیراهه است یا راهی به رهایی؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۱٫۲۷ - ۵:۵۰ ٫ق٫ظ


روزنامه ایران – محبوبه مصرقانی، روزنامه نگار: جبران خلیل جبران در کتاب «پیامبر و دیوانه» می‌نویسد: «اگر نمی‌توانی با عشق کار کنی، اگر جز با ملامت و بیزاری کاری از تو بر نمی‌آید، بهتر است کار خود را ترک کنی و بر دروازه معبد بنشینی وصدقات کسانی را که با عشق کار می‌کنند بپذیری، زیرا اگر بی‌عشق پخت کنی، نانی تلخ از تنور به در خواهد آمد که گرسنه را نیم سیر گذارد.» اما آیا در جامعه‌ای با مناسبات و گرفتاری‌های پیچیده می‌توان چنین سبکبال و شاعرانه کار را رها کرد و استعفا داد؟

بسیاری از ما ممکن است با عشق و شیفتگی کار نکنیم اما از آن سو حاضرهم نباشیم کاری که گرهی از کار فروبسته ما می‌گشاید و زخمی از زخم‌های زندگی ما را می‌بندد براحتی از دست دهیم. گرچه آدم‌هایی دور و بر ما هستند که می‌گویند از درخت استعفا میوه‌های آبدار و شیرینی چیده‌اند و صدای استعفا را نباید با صدای ناقوس مرگ یکی دانست، اما ‌آدم‌هایی هم هستند که بزرگ‌ترین اشتباه زندگی‌شان را وقتی می‌دانند که از حرفه‌شان به امید رؤیایی که در ذهن داشته‌اند دل کنده‌اند و اکنون با حسرت به خوشی‌های نیمه اول زندگی خود نگاه می‌کنند.

استعفا، بیراهه است یا راهی به رهایی؟

با این همه پرسش این است که ما چگونه با آن صدای آزاردهنده درون‌مان که از ما طلب استعفا می‌کند کنار بیاییم یا دست کم واکنشی درست و منطقی به آن نشان دهیم؟ از کجا بدانیم که آن صدای استعفا یک صدای اصیل است یا فرافکنی‌های معمول تا از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنیم. گفت‌و‌گوی ما با امیر لاهوتی، دانش آموخته مدیریت و مشاور کسب و کار، سپیده محمدی بنهی، روانشناس کار و یاسر فخاری کارآفرین حوزه‌ آی تی به این پرسش‌ها می‌پردازد.

کارمند بودم، استعفا دادم، درآمدم ده برابر شد اما ده برابر بیشتر پیر شدم

یاسر فخاری کارآفرین حوزه‌ آی تی است. حدود ۱۰ سال کارمند شرکتی بوده اما تصمیم می‌گیرد تغییر شغل دهد و به سراغ ایده‌هایش برود. فخاری درباره تجربه بعد از استعفایش می‌گوید: استعفا تله‌های فراوان دارد. باید به این دقت کنید وقتی تصمیم‌تان را گرفتید باید بر رویش بمانید و حتی زمانی که شکست خوردید نباید حسرت بخورید که اشتباه کردید. اگر درگیر چنین مسأله‌ای شوید در مرداب یأس فرو می‌روید و این مانع جلو رفتن‌تان می‌شود. پس از استعفا نخستین درِ بسته برای شما حکم دیوار را دارد و فقط ذهن‌تان را به سمت پشیمانی می‌برد چون ذهن شما مدت زیادی در شک و دو دلی به سر می‌برده، انتظار شکست را هم می‌کشد. پس با هر تلنگری احساس ندامت می‌کنید.

اما توصیه من به کسانی که استعفا می‌دهند این است که بعد از استعفا باید فکر پشیمانی را از خود دور کنید و حتی در صورت شکست هم به این باور برسید که در هر صورت به نفع‌تان بوده که استعفا داده‌اید. ‎ پس خودتان و خانواده‌تان را برای شنیدن حرف مردم آماده کنید چون ما آنقدر عادت کرده‌ایم درجا بزنیم که اگر از کارمان خارج شویم برایمان حرف در می‌آورند که اخراجش کردند یا عرضه کار ندارد یا فلانی آدم کاری نیست و مثل گنجشک‌ها دائم از شاخه‌ای به شاخه‌ای می‌پرد. من وقتی از کارم بیرون آمدم کسی که قبلاً مرا برای آن کار معرفی کرده بود به من گفت کاش حداقل در آن کار می‌ماندی.

خب شنیدن این چیزها مثل این می‌ماند که زیر پایتان یکهو خالی می‌شود اما من توصیه می‌کنم به حرف در و همسایه گوش ندهید.‎البته استعفا اصلاً کار آسانی نیست چون نقشه‌ای که شما برای آینده‌تان می‌کشید هرگز مو به مو اتفاق نمی‌افتد. آنقدر اتفاقات غیرقابل پیش‌بینی در انتظارتان است که لحظه لحظه به تصمیم‌تان شک می‌کنید. من پس از استعفا از کارم مدت‌ها در تله شکست و ناامیدی و حسرت مانده بودم. نه آن جوان تازه نفس بودم که انگیزه کار کردن از صفر برای دیگران را داشته باشد نه پول زیادی برای ریسک داشتم. من در این سه سال که استعفا دادم، ۱۰ برابر بیشتر از آن ۱۰ سالی که کارمند بودم پیر شدم.

البته در حال حاضر درآمدی ۱۰ برابر بیشتر از شغل قبلم دارم اما زحمتم هم ۱۰ برابر شده است. اجازه بدهید این نکته را هم بگویم. اغلب رؤیاها دست نیافتنی هستند. این یک واقعیت گریزناپذیر است. شما در ۴۰ سالگی نمی‌توانید برگردید کنکور دهید و پزشک شوید. شما باید در ۴۰ سالگی با جوانان ۱۸ ساله رقابت کنید که وقت دارند چند سال در جا بزنند اما شما چطور؟ تازه اگر آن قدر دست‌تان به دهنتان برسد که ۹ سالی را درس بخوانید.‎اگر قصد استعفا دارید نگاه به هم رده‌ها و همسالانتان بیندازید و ببینید چه می‌کنند. کار دارند یا بیکارند. آیا آنها موفق شدند؟ و فقط شما هستید که در جا زده اید؟ اگر به قصد ورود به حرفه‌ای جدید شغلتان را رها می‌کنید فضای فعالان آن حرفه را بررسی کنید.

به گفته‌ها و کرده‌های دیگران توجه نکنید. برای زدن یک بقالی شغلتان را ترک نکنید، وارد حرفه‌ای نشوید که در حال انقراض است. تا جایی که می‌توانید خودتان را به حرفه‌های جدید نزدیک کنید و وارد آن شغل‌ها شوید.‎ برای استعفا کردن باید پشت‌تان گرم باشد اگر پس‌انداز اندکی دارید ریسک نکنید. شاید برنامه‌ها طبق نقشه شما پیش نرفت و مجبور شوید ماه‌ها یا حتی سال‌ها بدون درآمد باشید. پس واقع بین باشید. اگر هدفتان معلم شدن بوده پس لابد می‌دانید نمی‌توانید با معلمی بنز سوار شوید. پس با ۱۰ سال سابقه کار معلمی استعفا ندهید و نروید در بازار مشغول شوید چون بعد از ۶ ماه دلتان برای چیزی که بودید تنگ خواهد شد.‎

استعفا، بیراهه است یا راهی به رهایی؟

رؤیاپردازی را پشتوانه استعفا نکنید

اما پرسش این است که وقتی حس فرسایش شغلی سراغ ما می‌آید، طوری که ما انگار هر روز بیشتر حس می‌کنیم وقتی می‌خواهیم صبح به محل کار برویم وزنه‌های سنگین تری نسبت به روز قبل به ساق پای ما بسته‌اند چطور رفتار کنیم که منطقی‌تر باشد. سپیده محمدی بنهی، روانشناس کار دیدگاه‌های سختگیرانه تری درباره استعفا دارد و می‌گوید: بسیاری از افراد در طول عمر کاری خود در یک سری از بازه‌های زمانی به دلایل مختلف مثل احساس رکود و در جا زدن، دستمزد کم یا رفتار مدیران بالادستی دچار فرسایش شغلی می‌شوند. در مواجهه با چنین حالاتی نباید به شکل هیجانی و احساسی تصمیماتی همچون خروج از سازمان گرفت چون فرار هیجانی از موقعیتی، لزوماً شما را در شرایط بهتر قرار نمی‌دهد.

اتفاقی که می‌افتد این است که فرسایش شغلی باعث می‌شود به فرصت‌هایی که قبلاً داشته اید فکر کنید بنابراین چه بسا خودتان را در رؤیا ببینید که اگر راه دیگری می‌رفتید موجود دیگری می‌شدید. خب چه باید کرد؟ زمانی که احساس می‌کنید جایی که نشسته اید جای شما نیست بهتر است کمی تأمل کنید. به عقب برگردید و ببینید چه راهی را آمده‌اید. شرایطی که در آن هستید به مراتب قابل پیش‌بینی‌تر از شرایطی است که از آن هیچ درکی ندارید و رها شدن از حس آزاردهنده کنونی لزوماً ضمانت آزادی‌تان نخواهد بود، به خاطر اینکه عموماً افراد در رؤیاپردازی‌هایشان فقط موفقیت را تصور و تجسم می‌کنند و مشکلات و پیچ و خم‌های راه را نمی‌بینند.

شما با رؤیا‌پردازی نباید هر چه را تاکنون جمع کرده اید یا هر چیز باارزش‌تان را برای مثلاً پرورش قارچ فدا کنید و به آتش بکشید. تقلید رؤیاگونه از شیوه و نسخه‌ای که دیگران برای خود پیچیده‌اند اشتباه است. اغلب محتواهای انگیزشی یا حرف‌های غیر واقعی به درد فضای مجازی می‌خورد. این مطالب انگیزشی اغلب ترجمه‌اند چیزی که شاید در اکوسیستم کارآفرینی ما جایی نداشته باشند. ما نمی‌توانیم نسبت به واقعیت‌های اقتصادی کشور بی‌اعتنا باشیم، ما در کشوری زندگی می‌کنیم که رقابت برای شغل بالاست در چنین محیط رقابتی که همه به‌دنبال جای شما هستند، شما نمی‌توانید به خاطر رفتن به‌دنبال رؤیاهایی نامشخص و مبهم شغلتان را رها کنید.

شاید حتی موضع من درباره استعفا به نظر بی‌رحمانه برسد اما باور کنید ما در قیاس با محیط‌های کاری حرفه‌ای تر، ‌بسیار راحت‌تر در جلد یک شخص ناراضی فرو می‌رویم و ذهن و روان خود و همکارمان را به هم می‌ریزیم. اینکه نارضایتی شغلی واگیردار است شکی نیست پس باید سعی کنیم این بیماری رفتاری را از اطرافیان نگیریم، مخصوصاً آنهایی که سابقه بیشتری نسبت به ما دارند و به هر دلیلی به چیزی که از سازمان می‌خواستند نرسیده‌اند. معمولاً اینگونه افراد خلاقیت و انگیزه جوانان را در سازمان‌ها می‌کشند و چه بسا آنها را به سمت استعفاهای هیجانی هل بدهند

اما باید توجه داشته باشیم ما دیگر در گذشته با آن شیوه مدیریت قرون وسطایی قرار نداریم و چه بسا آن چیزی که بر سر انگیزه و استعداد همکارمان آمده بر سر ما نمی‌آید. پس با هر چیزی هول نشویم و خودمان را قربانی شرایط نبینیم. از این جهت اگر در سازمان‌های سنتی با شیوه قدیمی کار می‌کنید چشم و گوش بسته به گفته‌ها و شنیده‌های کارمندان اعتنا نکنید. اگر شنیده اید فلانی با نصف کار شما دو برابر شما حقوق می‌گیرد اول مطمئن شوید و صرفاً چون فلانی گفته و فلانی از فلانی شنیده در دام رفتارهای احساسی نیفتید، حتی اگر به فرض این گونه هم باشد باز راهش افتادن در دام استعفای احساسی نیست.

نکته مهم دیگر اینجاست: افرادی در محیط‌های کاری موفق ترند که با یک وزش باد مخالف از بیخ و بن کنده نشوند. این تصور که همه چیز در هر شرایطی برای ما فراهم باشد تا ما خواسته هایمان را در محیط کار عملی کنیم واقع بینانه نیست و استعفا کردن با این پیشفرض‌ها تأمین‌کننده منافع فرد نخواهد بود. فرد تلاشگر چه کارمند، چه کارآفرین، چه کارگر اگر عشق بورزد و خلاقیت به خرج دهد و انگیزه ‌ای برای پیشرفت داشته باشد در هرجایی و در هر صندلی که باشد به خواسته‌اش – ولو تا حدی – می‌رسد. چالش اینجاست که ما گاهی آلارم‌ها را در درون خود بد ترجمه می‌کنیم

و به جای آنکه تغییر روانی و ذهنی کنیم می‌خواهیم محیط را به شکل و رنگ روان و ذهن و پیش فرض‌های خودمان دربیاوریم و چون می‌بینیم که این اتفاق نمی‌افتد دست‌مان فوراً روی دگمه استعفا می‌رود. البته اگر کسی واقعاً ذهن و روان پالایش و هرس شده‌ای دارد و مطمئن است محیط غیر قابل احیاست آن وقت می‌تواند به استعفا فکر کند. در این میان نقش سازمان‌ها بویژه سازمان‌های سنتی در تزریق حس استعفا به ذهن کارمندان را هم نباید نادیده گرفت. سازمان‌ها نیاز به گردگیری ذهنی و روانی از کارمندان خود دارند. سازمان‌ها نیاز دارند که حس ارزشمند بودن را به کارمندان خود القا کنند اما در بسیاری از سازمان‌های سنتی به این نکات توجه نمی‌شود.

استعفا، بیراهه است یا راهی به رهایی؟

ظاهراً امنیت شغلی دارند اما از درون ویران شده‌اند

امیر لاهوتی – دانش آموخته مدیریت و مشاور کسب و کار: احتمالاً همه ما دیده‌ایم کارمندانی را که چون قراردادشان رسمی است پس از اینکه در بخشی از سازمان عذرشان را می‌خواهند عملاً از سازمان خارج نمی‌شوند. آنها می‌مانند حتی شده در لابی! آنها ظاهراً امنیت شغلی دارند اما از درون ویران شده‌اند. این مسأله، مسأله ساده‌ای نیست. یک لحظه تصور کنید شما را نمی‌خواهند اما شما می‌مانید، حس اضافی بودن برای هیچ کس خوشایند نیست. اما سؤال اینجاست چرا استعفا نه! کسی به آن شخص نمی‌گوید از حقت گذر کن اما باید به این اندیشید:

به چه قیمتی؟ این مسائل آنقدر در سازمان‌های ما تکرار شده که تبدیل به امری بدیهی و قابل قبول شده است. البته کسی پیشنهاد نمی‌دهد در چنین حالتی از حقتان بگذرید و استعفا دهید چون بدون در نظر گرفتن جوانب و شرایط، «استعفا دادن» کاری غیرمنطقی است. تحقیقات نشان داده در ۳۳ درصد مواقع افراد پس از خروج از کار، قبل از آنکه شغل دیگری پیدا کنند پشیمان می‌شوند اما یک وقتی کسی را هم می‌بینیم که در یک برهه‌ای آن تصمیم سخت را می‌گیرد و البته این پرش ممکن است زخمی‌اش هم بکند اما او دست کم حس بهتری نسبت به خود دارد. ببینید ما در فرهنگی بزرگ شده‌ایم که می‌گوید یا استخدام یا هیچ. این دوراهی در ما درونی شده.

گاهی ما درس نمی‌خوانیم که مفید باشیم ما به هدف چپیدن در یک سازمان آینده‌مان را می‌چینیم. در چنین حالاتی هدف با وسیله تغییر جایگاه می‌دهد. این می‌شود که بعضاً می‌بینیم اشخاص با هزار ترفند در جای نادرست می‌نشینند اما چون برای آن صندلی بهای سنگینی داده‌اند دیگر براحتی بلند نمی‌شوند و استعفا برایشان حکم محالات را دارد حتی اگر به وضوح ببینند که برای آن کار ساخته نشده‌اند حاضر نیستند کنار بروند چون شخص این حس را دارد که به سختی یا با ترفندها و نقشه‌های بسیار به آن منصب و حرفه رسیده

بنابراین نمی‌تواند صندلی خود را براحتی ترک کند. نکته دیگر اینکه ما چه تصویری از کار در جامعه به کودکان و نوجوان هایمان ارائه می‌کنیم؟ وقتی مدام در گوش کودک یا جوان‌مان می‌خوانیم که‌ داری بزرگ می‌شوی، درس بخوان تا استخدام شوی، جایی بیمه شوی و هر امتیاز دیگر، این جوان حتی زمانی که کارد به استخوانش رسیده هم ترس از ترک شغلش را دارد، چون واهمه‌ای هیولایی در او درونی شده که یا استخدام یا هیچ. این دست خودمان نیست. بله امنیت شغلی حق همه است اما با حقارت کار کردن امنیت شغلی نیست.

نیم نگاه

شاید حتی موضع من درباره استعفا به نظر بی‌رحمانه برسد اما باور کنید ما در قیاس با محیط‌های کاری حرفه‌ای تر، ‌بسیار راحت‌تر در جلد یک شخص ناراضی فرو می‌رویم و ذهن و روان خود و همکارمان را به هم می‌ریزیم. اینکه نارضایتی شغلی واگیردار است شکی نیست پس باید سعی کنیم این بیماری رفتاری را از اطرافیان نگیریم
من در این سه سال که استعفا دادم، ۱۰ برابر بیشتر از آن ۱۰ سالی که کارمند بودم پیر شدم. البته در حال حاضر درآمدی ۱۰ برابر بیشتر از شغل قبلم دارم اما زحمتم هم ۱۰ برابر شده است.

دیدگاه‌ها خاموش

برگه ی بعدی »

LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE