اگر این مسائل در شرکت شما وجود دارند، حتما استعفا دهید!

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۰۵ - ۷:۱۱ ٫ق٫ظ


وبسایت روزیاتو: بر اساس آمار سازمان کار و اشتغال ایالت متحده آمریکا، شهروندان این کشور پهناور به‌طور میانگین هر چهار سال و دو ماه یک بار، شغل خود را تغییر می‌دهند. دلایل این امر نیز کاملا متفاوت است و ممکن است در نتیجه ارتقاء شغلی یا نارضایتی فرد از حرفه کنونی‌اش باشد.

هر فردی موظف است سیگنال‌های مخرب شغل را کشف کرده و از آنها فاصله بگیرد تا آینده حرفه‌ای خود را به‌خطر نیندازد. شغل اغلب مردم جهان، بخش عظیمی از زندگی روزانه آنها را دربرگرفته است. بنابراین ما در این مطلب موقعیت‌هایی را برایتان برشمرده‌ایم که لازم نیست در محل کار آنها را تحمل کنید و به‌موجب آنها به خودتان سختی دهید.

۱٫ کاغذبازی‌های غیرضروری

اگر این مسایل در شرکت شما وجود دارند، حتما استعفا دهید!

تصور کنید در شرکتی مشغول کار هستید که ملزم به پر کردن برگه هماهنگی برای ناهار رفتن هستید. یا مجبورید برای کوچک‌ترین فعالیت‌های خود حتما برگه‌های مخصوصی که برای آن در نظر گرفته شده است را پر کرده و به مسئول بخش تحویل دهید. یا مثلا مجبور باشید در برگه مرخصی خود توضیح مبسوط بدهید که چرا و به چه دلیلی فلان روز سرکار نمی‌آیید. حتی برخی از کمپانی‌ها از کارمندان خود می‌خواهند که گزارش دقیق و کاملی از کارهای روزانه خود بنویسند و به‌صورت روزانه، هفتگی یا ماهانه به مدیر بخش تحویل دهند.

این شرایط واقعا فاجعه به‌نظر می‌رسد زیرا فرد پس از مدتی متوجه می‌شود که بیشتر روز خود را به گزارش دادن و نوشتن سپری کرده و بیشتر از اینکه کار مفیدی انجام دهد یا چیز تازه‌ای بیاموزد، روزش تلف شده. بنابراین بسیار مهم است که به این بروکراسی خاتمه دهید و با قبول نکردن چنین شرایطی، جو منفی و درصد بیهودگی شغل خود را کاهش دهید.

۲٫ موضوعاتی که نمی‌توان درموردشان بحث کرد

اگر این مسایل در شرکت شما وجود دارند، حتما استعفا دهید!

اگر کسی به شما بگوید که حرف زدن در مورد حقوق اشتباه، غیرضروری یا غیرمودبانه‌است، شما باید این رفتار را به‌عنوان یک نشانه خطر در نظر بگیرید. اگر مدیرتان این باور را دارد که نباید در مورد حقوق خود اعتراض کنید یا برای ارتقا آن تلاشی انجام دهید، این را بدانید که کار کردن در چنین فضایی بسیار سخت خواهد بود. شما نباید خود را برای چنین کاری سرزنش کنید. اگر مدیری هم این کار را می‌کند بدانید که کار کردن برای او ممکن است هیچ پیشرفتی برایتان به همراه نداشته باشد.

۳٫ تحمیل هزینه‌های اضافی

اگر این مسایل در شرکت شما وجود دارند، حتما استعفا دهید!

همه انسان‌ها کار می‌کنند تا درآمد کسب کنند نه اینکه پول هزینه کنند. اگر شما به هر دلیلی مجبور هستید برای شرکت یا کارهای شرکت هزینه کنید، شک نکنید که محل خوبی برای کار کردن را انتخاب نکرده‌اید.

۴٫ مقصر دانستن شما

اگر این مسایل در شرکت شما وجود دارند، حتما استعفا دهید!

تصور کنید که صبح شنبه وارد دفتر شده‌اید و جی‌میل خود را باز می‌کنید و می‌بینید که مدیرتان یک ایمیل ارسال کرده و با عصبانیت نوشته که شما باید روز چهارشنبه تا آخر وقت یک کاری را انجام می‌داده‌اید، اما نداده‌اید! اما این نخستین باری است که در مورد موضوع مطرح شده در ایمیل چیزی می‌شنوید و مطمئن هستید که قبل از این ایمیل هرگز چنین کاری از شما خواسته نشده و این دعوا و بحث کاملا بیهوده است.

توصیه می‌کنیم به فکر تغییر دادن شغل خود باشید. زیرا چنین مدیرانی همیشه همین خواهند بود و کار کردن در چنین شرایطی در طولانی مدت بسیار خسته‌کننده خواهد بود.

۵٫ رفتار شبح‌مانند

«روح بودن» یک اصطلاح در روابط عاطفی‌است و به شرایطی گفته می‌شود که یکی از طرفین بدون هیچ حرف و توضیحی شریک خود را ترک می‌کند! این رفتار اثرات مخرب فراوانی برای فرد بدنبال خواهد داشت. اما این رفتار فقط به ارتباطات عاشقانه محدود نمی‌شود و بعضا مدیران یا همکارانی که چنین رفتار غیر‌حرفه‌ای داشته باشند هم می‌توانند برای سلامت روحی شما خطرناک باشند! اگر پیغام‌ها و درخواست‌های شما از مدیر همیشه بی‌جواب می‌ماند و آن شخص به خودش زحمت دیدن یا پاسخ دادن نمی‌دهد، باید بدانید که با یک فرد کاملا غیرحرفه‌ای طرف هستید و لازم است در مورد شغل خود تجدیدنظر کنید.

۶٫ وعده‌های توخالی

اگر این مسایل در شرکت شما وجود دارند، حتما استعفا دهید!

وقتی یک مدیر یا مسئول دایما به شما قول‌هایی می‌دهد و اجرا نمی‌کند، باید آن را نشانه خطر بدانید. مثلا اگر وعده‌هایی همچون فرستادن شما به کلاس‌های آموزشی، پاداش دادن، افزایش حقوق، ارتقا سیستم کامپیوتری و … به شما داده شد و هیچ‌گاه به انجام نرسید توصیه می‌کنیم که از آن شغل بیرون بیایید.

۷٫ انجام کارهای دوستانه

گاهی پیش می آید که شما با مدیر خود دوست می‌شوید زیرا انسان بسیار خوبی است و دوست دارید که در زندگی شخصی شما هم حضور داشته باشد. اما توجه داشته باشید که صمیمی شدن با مدیر می‌تواند تبعات منفی هم داشته باشد. در چنین مواقعی اگر او از شما درخواستی داشته باشد، بر حسب دوستی نمی توانید نه بگویید و این مساله در طولانی مدت برایتان خسته‌کننده خواهد شد زیرا متوجه می‌شوید که چه ساعت‌های زیادی را برای او مجانی کار کرده‌اید! یا بین رابطه کار و دوستی خود تعادل ایجاد کنید یا از صمیمی شدن با همکاران و مدیران خود بپرهیزید.

۸٫ اینجا چنین قانونی نداریم!

اگر این مسایل در شرکت شما وجود دارند، حتما استعفا دهید!

در شرکت‌هایی که قوانین کار نقض می‌شوند و همیشه تبصره‌هایی برای هر کاری وجود دارند که اغلب هم به ضرر کارمندان است، کار کردن در واقع وقت تلف کردن است. مثلا وقتی به شما می‌گویند حق ندارید صبح زودتر بیایید، یا عصر اگر دیرتر بروید، و اضافه‌کاری به شما تعلق نخواهد گرفت، یا اجازه ندارید مرخصی بروید و موار مشابه دیگر، پیشنهاد می‌کنیم که به فکر شغل دیگری باشید.

۹٫ باج‌خواهی احساسی

اگر این مسایل در شرکت شما وجود دارند، حتما استعفا دهید!

وقتی شما با مدیر خود رفتار دوستانه دارید، ممکن است او از این مساله به ضرر شما استفاده کند. مثلا اگر قرار است برای یک کار شخصی خود یک روز مرخصی باشید، او با احساسی کردن شرایط می‌تواند از شما سواستفاده کند. مثلا مدیر از شما می‌خواهد که جمعه هم سرکار بیایید و کارها را به انجام برسانید، وقتی نه بگویید او ممکن است با جملاتی همچون «چطوری دلت میاد کار ما رو لنگ بزاری؟» «یعنی واقعا ما رو تنها می‌زاری؟» کاری کند که عذاب‌وجدان گرفته و کارهای شخصی خود را به دست فراموشی بسپارید.

۱۰٫ «ما اکنون در شرایط خوبی نیستیم»

اگر این مسایل در شرکت شما وجود دارند، حتما استعفا دهید!

وقتی یک مدیر دایما در مورد اینکه شرکت شرایط خوبی ندارد و در حال ضرر دادن است و درآمد ندارد، صحبت می‌کند، توصیه می‌کنیم هر چه سریع‌تر از کار خود استعفا داده و از آن شرکت بیرون بیایید. زیرا این افراد حتی اگر درآمد هم داشته باشند برای کارمندان خود حق و حقوقی قایل نمی‌شوند و ممکن است هرگز افزایش حقوق به شما تعلق نگیرد.

۱۱٫ تغییر دادن همیشگی اولویت‌ها

اگر این مسایل در شرکت شما وجود دارند، حتما استعفا دهید!

اگر مدیرتان عادت دارد هر لحظه نظراتش را تغییر دهد، کارهای جدید روی دوشتان بگذارد، از شما بخواهد که کاری که در دست انجام دارید را کنار بگذارید و کار جدیدی که او می خواهد را انجام دهید، توصیه می‌کنیم وقتتان را به کار کردن برای او هدر ندهید. یک مدیر موفق کسی است که برای انجام کارها برنامه‌ریزی درست و دقیق داشته باشد و کارمندان خود را در شرایط سخت و بحرانی قرار ندهد. تغییر دادن اولویت‌ها به طور لحظه‌ای باعث سردرگم شدن کارمند و در نهایت خستگی او می‌شود.

۱۲٫ تبعیض جنسی

اگر این مسایل در شرکت شما وجود دارند، حتما استعفا دهید!

تبعیض جنسی در برخی از شرکت‌ها به‌وضوح دیده می‌شود؛ از تفاوت میزان حقوق زن و مرد گرفته تا رفتارهای بعضا غیراخلاقی، تکه‌کلام‌های جنسیت‌زده و بی‌احترامی‌های غیرمستقیم به مقام زن.

دیدگاه‌ها خاموش

۷ شعار قدرتمند که باید به خودتان بگویید

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۰۵ - ۵:۱۳ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت – ترجمه شادی حسن پور: عناصری در ذات همه ما وجود دارند که هم می توانند موفقیت ما را نابود کنند و هم ما را به علو درجات برسانند. در این مطلب  درمورد هفت ویژگی شخصیتی صحبت کرده ایم که می توانند شما را از مشکلات و شکست هایتان دور کنند و اجازه دهند تا به بالاترین درجات و در نهایت به موفقیت دلخواهتان برسید.

در این مقاله به هفت جمله ای اشاره می کنیم که بازتابی از این ویژگی های شخصیتی هستند. هر جایگاهی که در زندگی شخصی یا حرفه ای داشته باشید، باید بتوانید روبه روی آینه بایستید و جملات زیر را خطاب به خودتان با صدای بلند بگویید.

7 شعار قدرتمند که باید به خودتان بگویید

۱٫ من اعتماد به نفس بالایی دارم

اعتماد به نفس با ما متولد نمی شود. ما باید روی آن کار کنیم، توانایی هایی به دست آوریم و در حیطه های شغلی و حرفه ای مان تخصص پیدا کنیم. اگر نسبت به توانایی هایتان مطمئن باشید، می توانید صادقانه به خودتان بگویید که اعتماد به نفس بالایی دارید. روش های زیادی برای افزایش اعتماد به نفس وجود دارد که یکی از آنها، این است که برای ظاهر خود اهمیت قائل شوید. لباس های مناسب و زیبا بپوشید و با خودتان مهربان باشید. صبح تا شب به انتقاد از خودتان نپردازید و سعی کنید رویکرد مثبت گرایانه ای را در پیش بگیرید. افکار منفی را خیلی زود از بین ببرید و با لبخندزدن، حتی مصنوعی، حس و حال بهتری برای خود ایجاد کنید.

۲٫ من به حس ششمم اعتماد دارم

بسیاری از مردم به سختی می توانند ذهن منتقدشان را کنار بگذارند و به غریزه یا حس ششم شان اعتماد کنند. دشواری این کار برای آنها در حيطه کسب و کار و مدیریت بیشتر نیز هست. اما من در تحقیقاتم متوجه شده ام که اعتماد کردن به حس ششم، مهارتی است که برخی از بهترین مدیران از آن بهره مند هستند و در هنگام تصمیم گیری هایشان، اعتماد زیادی به غریزه خود دارند. من همچنین متوجه شده ام آنهایی که به حس ششم خود اعتماد دارند، کارایی بیشتری نسبت به افرادی دارند که همیشه با ذهن منتقدشان درگیر هستند.

۳٫ من فرد صادقی هستم

بیایید صادقانه در مورد صداقت صحبت کنیم: مطالعات نشان می دهند که یک سوم از چیزهایی که هر فرد می گوید، دروغ است. وقتی دروغ گفتن، چنین امر شایعی است، پس طبیعتا راستگویی کار دشواری باید باشد. اما اهمیت صداقت قابل کتمان نیست. وقتی مسئولیت انتخاب ها و اشتباهات تان را به عهده می گیرید و وقتی کار اشتباهی انجام می دهید، به آن اعتراف می کنید، آرامش ذهنی تان با هیچ چیز در دنیا قابل مقایسه نیست. زمانی که مسئولیت چیزی را قبول می کنید، مردم احساس می کنند که شما فرد قابل اعتمادی هستید.

۴٫ من شجاعم

برای اکثر ما، شجاعت به آسانی به دست نمی آید. معمولا اولین قدم در راستای کسب شجاعت این است که ترس را به عامل انگیزه بخشی تبدیل و سپس با خود ترس مقابله کنیم. ترس در محل کار، درست مانند دیگر حیطه های زندگی، چیزی است که ما را از شادی و موفقیت دور می کند. اما وقتی که بتوانید خود را به عنوان فرد شجاعی به دیگران بشناسائید، این موضوع را نشان می دهید که حاضرید با ترس هایتان روبه رو شوید، با وحشتتان بجنگید و هر کاری را که لازم است برای کسب شجاعت، انجام دهید.

۵٫ من قابل اعتمادم

معتمد و امین بودن نیز ویژگی نیست که هر کسی داشته باشد. اگر می خواهید دیگران به شما اعتماد کنند، باید قابل اعتماد بودن را تمرین کنید. این ویژگی با حرف زدن به دست نمی آید و نیاز به عمل دارد. شما باید کار درست را به شکلی درست و در زمانی مناسب انجام دهید و در هر شرایطی کار درست را انتخاب کنید. آن زمان است که می توانید بگویید «من قابل اعتماد هستم».

6. من فرد درستکاری هستم

بیشتر مردم همیشه به دنبال راه حل های سریع و آسانی می گردند. اگر می خواهید کارها را عالی انجام دهید، باید به دنبال راهکار بهتر باشید، نه سریع تر، باید روی کیفیت تمرکز کنید، نه کمیت. اگر می خواهید مردم به نوع رهبری شما اعتماد کرده و با شما کار کنند، باید خود را به عنوان فرد درستکاری نشان دهید.

۷٫ من فرد فداکاری هستم

کسی که خود را به عنوان فرد فداکاری معرفی می کند، می داند که چطور باید به دیگران خدمت کند، از آنها محافظت کند و به آنها یاری برساند. فداکاری، به معنای این است که قبل از فکر کردن به خودتان، به فکر دیگران باشید.

دیدگاه‌ها خاموش

کاربران موبایلی، چه نوع محتوایی را می‌پسندند؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۰۴ - ۲:۲۴ ٫ق٫ظ


رازمجنون – ترجمه از حمید گنجی: در دسامبر سال ۲۰۱۷، ۵۶٫۷۴ درصد از کل ترافیک اینترنت از دستگاه‌های موبایل ناشی شده است و سهم دسکتاپ‌ها فقط ۴۳٫۲۶ درصد بوده است. انتظار می‌رود که سهم دستگاه‌های موبایل به رشد خود ادامه دهد. رشد سهم دستگاه‌های موبایل به این معناست که سایت و محتواهای آنلاین شما نیز باید برای مخاطبان موبایلی بهینه‌سازی شوند وگرنه کسب و کار، برند و فروش شما یک فرصت رشد را از دست خواهد داد.

بهینه‌سازی موبایل چیزی فراتر از این است که فقط مطمئن شوید وب‌سایتتان به خوبی در دستگاه‌های موبایل به نمایش در می‌آید. شما همچنین باید برای مخاطبان موبایلی محتوا تولید کنید.

واقعیت این است که مخاطبان موبایلی نسبت به مخاطبین دسکتاپ تمایلات متفاوت‌تری در زمینه محتوا دارند. انتظارات آن‌ها از محتوا متفاوت است و شما باید این انتظارات را برآورده کنید، وگرنه محتواهایتان تاثیرگذاری چندانی نخواهند داشت.

کاربران موبایلی و آینده بازاریابی

هفت ترفند آورده شده در زیر به شما کمک خواهند مرد تا محتواهایی متناسب با دستگاه‌های موبایل ایجاد کنید. با هم این ترفندها را مرور خواهیم کرد.

۱- عنوان‌هایی مرتبط با جالب توجه بنویسید

هدلاین‌هایی که می‌نویسید باید احساسات کاربر را برانگیخته کند و چیزی مفید، معنادار و سرگرم‌کننده را به او وعده دهد. سعی کنید هدلاین‌های خود را به گونه‌ای بنویسید که افراد پس از دیدن آن در شبکه‌های اجتماعی، پیام‌های ایمیلی یا هر جای دیگری، روی آن کلیک کرده و مطلب شما را بخوانند.

البته اجازه ندهید خلاقیت در مسیر مرتبط بودن قرار بگیرد. محتوای شما باید دقیقا آن چیزی که در هدلاین وعده داده شده را به مخاطب ارائه دهد، وگرنه آن‌ها اعتماد خود به برند شما را از دست خواهند داد. در نتیجه افراد کمتری در آینده به سایت شما مراجعه خواهند کرد و مطالب شما بازدید کمتری دارد.

۲- مهم‌ترین اطلاعات را در ابتدا منتقل کنید

اگر همواره با مهم‌ترین پیام‌ها محتوای خود را آغاز کنید، کاربران موبایلی هرگز آن محتوا را از دست نخواهند داد. اسکرول کردن در دستگاه‌های موبایل ممکن است طاقت فرسا باشد، بنابراین هیچ فرصتی برای معرفی مقدماتی وجود ندارد. پس از انتقال نکات اصلی، می توانید جزئیات و داستان‌ها را با دقت توضیح دهید.

۳- مختصر بنویسید

مخاطبین موبایل سریع حرکت می‌کنند، بنابراین مطالب شما باید کوتاه باشند. این بدان معنا نیست که شما باید ۱۰۰ پست وبلاگ منتشر کنید. مختصر نوشتن همواره به معنی کوتاه نوشتن نیست. بلکه مختصر نوشتن به این معناست که پیام‌های شما نه تنها باید اطلاعات لازم را در همان ابتدا انتقال دهند، بلکه باید بدون حواس پرتی و گیج کردن کاربر، بلافاصله در ذهن او حک شوند.

۴- از هدینگ‌ها به صورتی استراتژیک استفاده کنید

استفاده از هدینگ‌ها به صورتی استراتژیک باعث می‌شود که کاربران موبایلی بتوانند در سریع‌ترین زمان ممکن محتواهای شما را اسکن کنند. مهم‌ترین جزئیات باید در هدینگ یا ساب‌هدینگ‌ها آورده شود و کاربران بتوانند با اسکرول کردن، نکاتی که برای آن‌ها مهم است را به دست آورند و سپس جزئیات مربوط به هر نکته را بخوانند. خواندن محتواهای بلند در دستگاه‌های با نمایشگر کوچک بسیار دشوار است. بنابراین استفاده از هدینگ یک نقشه راه برای مخاطبان موبایلی محسوب می‌شود.

کاربران موبایلی و آینده بازاریابی

۵- از لیست‌ها استفاده کنید

همانطور که استفاده از هدینگ، خواندن محتوا را برای کاربران موبایلی آسان می‌کند، لیست‌ها نیز می‌توانند همین کار را انجام دهند. استفاده از نقطه یا شماره‌های لیستی به بازدیدکنندگان موبایلی اجازه می‌دهد تا از مکافات خواندن پاراگراف‌های بلند رهایی یابند. در صورت استفاده از نقاط یا شماره، این موارد را کوتاه بنویسید و اگر تعداد آیتم‌ها بالا رفت، برای هر آیتم از هدینگ استفاده کنید و با نوشتن پاراگراف هر مورد را توضیح دهید.

۶- از تصاویر و ویدئو استفاده کنید

تصاویر و ویدئوها برای شکستن صفحات سنگین عالی هستند، اما در دستگاه‌های موبایل، آن‌ها حجم اضافه‌ای را به کاربرانی که می‌خواهند محتواهای شما را بخوانند تحمیل می‌کنند. بنابراین باید از تصاویر و ویدئوها به طرزی استراتژیک استفاده کنید. برای مثال، بجای استفاده از پاراگراف‌ها و متون طولانی برای انتقال پیام، از ویدئو یا تصاویر استفاده کنید. مخاطبان موبایلی حجم قابل توجهی از محتواهای ویدئویی را مشاهده می‌کنند، بنابراین عرضه کردن ویدئو به آن‌ها کاری عقلانی و حساب شده است.

۷- موارد مزاحم را حذف کنید

موارد مزاحم نه تنها خواندن محتوا در دستگاه‌های موبایل را سخت می‌کنند، بلکه سرعت بارگذاری صفحه را نیز کاهش می‌دهند. کاربران موبایل قطعا منتظر لود شدن صفحه شما نخواهند ماند و اینقدر وقت ندارند که در بین انبوهی از تبلیغات، تصاویر نامرتبط و لینک‌ها به دنبال محتواهای اصلی بگردند. حذف موارد مزاحم باعث می‎‌شود که کاربران موبایل تمایل بیشتری برای خواندن، تعامل و به اشتراک‌گذاری محتواهای شما در شبکه‌های اجتماعی داشته باشند.

قدم بعدی شما

اگر نمی‌توانید در سریع‌ترین زمان ممکن توجه کاربران موبایلی را جلب کنید، یک فرصت عالی برای اشتراک گذاری پیام برند و ارتباط با مخاطبان را از دست خواهید داد. شما فقط چند ثانیه برای این کار فرصت دارید، بنابراین باید نوشته‌ها و عرضه محتواهای خود را به گونه‌ای برنامه‌ریزی کنید که با مخاطبان موبایلی تعامل برقرار کنند. اگر نویسنده نیستید، از نویسنده‌های حرفه‌ای کمک بگیرید. گوگل محتواهای کم کیفیت را دوست ندارد و استفاده از این محتواها ممکن است ترافیک جستجوی سایت شما را کاهش دهد.

دیدگاه‌ها خاموش

۶ ویژگی محیط کاری ناسالم

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۰۴ - ۲:۲۴ ٫ق٫ظ


ماهنامه معیشت: آیا تاکنون در محل کارتان احساسی شبیه به راه رفتن روی پوسته تخم مرغ داشته اید؟ احساس این که نظرات شما هیچ اهمیتی ندارند، احساس ترس از اشتباه کردن و قرار داشتن در محیطی ترسناک و تهدیدآمیز. به احتمال زیاد اگر شما هر روز پس از برگشتن به خانه درباره محیط کار خود نق بزنید، زمان آن فرارسیده است که درک کنید محل کارتان محلی وحشتناک و افتضاح است. مطمئن نیستید؟ در این جا شش راهکار مطمئن برای پی بردن به نامناسب بودن محیط کار وجود دارد:

رییس شما به طرز عجیب و غریبی شما را کنترل می کند

این شخص جزییات امور را به شدت مدیریت می کند. موقعیت برای شما خفقان آور و تحمل ناپذیر است؛ زیرا او می خواهد همه تصمیم گیری ها را کنترل کند. او به اعضای گروه اطمینان ندارد و هیچ کس را جانشین خود قرار نمی دهد. هیچ اتاقی برای جلسات گروهی وجود ندارد، چون سبک مدیریت او مستبدانه است. در این دیکتاتوری خلاقیت و آموختن چیزهای جدید غایب است. شما باید فقط دستورات او را انجام دهید و نتیجه را به او گزارش کنید.
 
شش ویژگی برای محیط کاری ناسالم 
افراد مدام یکدیگر را سرزنش می کنند
در فرهنگ ما همیشه به ما گفته  اند: «از هر دستی بدهی از همان دست پس می گیری». در ادارات بسیار مشاهده می کنیم که کارمندان بقیه را سرزنش می کنند. پس  اگر ما نیز این کار را انجام می دهیم، باید منتظر باشیم بقیه هم همین رفتار را با ما داشته باشند. پس اگر در محل کار با این وضعیت مواجه اید و شما هم در این معرکه گرفتار شده اید، بهترین واکنش این است که خود را از این جو بیرون بکشید و سعی کنید موضوع را شخصی نکنید، با تمام تلاش به کارتان ادامه دهید، واقعیت را بگویید و هر کاری را که انجام دادید به صورت مستند ثبت کنید.

شما نمی توانید به دیگران اعتماد کنید، بلکه می توانید آن ها را متهم کنید

در محیطی سرشار از بی اعتمادی و دوز و کلک، جایی که هر یک از کارکنان سایرین را در نظر مدیر تخریب می کند، بروز دادن اطلاعات و شفاف کار کردن ناممکن است. در این محیط رقابتی ناسالم، امنیت شغلی را نمی توان پیش بینی کرد. اعتماد به همکاران خطرناک است، زیرا آن ها ممکن است دشمن شما باشند. در این صورت تنها می توانید به مدیر اعتماد کنید. شما باید رزومه خود را مرتب به روزرسانی کنید، زیرا اگر دیگران درباره شما بدانند، ممکن است شغلتان را از دست بدهید.

شایعه پراکنی اخلاق را نابود می کند

شما می دانید چه کسانی به این کار علاقه دارند. کارمندانی که حس می کنند لیاقت بیشتری دارند یا از کارشان ناراضی اند یا آن هایی که سیری نزولی داشته اند. این افراد سریعا به شایعات دامن می زنند و در تصمیم گیری های نادرست به سرعت رهبری جمع را به دست می گیرند. این افراد ویروس خود را به بقیه کارکنان نیز منتقل کرده و از سایرین استفاده ابزاری می کنند و نیز درباره افراد تازه وارد حس بدی به شما القا می کنند.

محیط کار سرشار از نفاق و دورویی است

آیا تاکنون دیده اید برخی از افراد برای کسب محبوبیت به شدت نزد مدیران چاپلوسی و پاچه خاری می کنند؟ شما چنین افرادی را خوب می شناسید. آن ها از راه درست منحرف می شوند. پا را زا حد و مرز خود فراتر می گذارند. با  مدیر دوست می شوند و در امور مدیریتی نفوذ کرده و آن ها را تحت کنترل خود در می آورند. چیزهایی مانند افزایش حقوق، آموزش های اضافی، ساعات اضافه کاری و اموری که هیچ کس دیگری از آن ها خبر ندارد و نمی تواند آن موقعیت هار ا بگیرد. نگاهی به کسانی که بیش از سایر همکاران با مدیر معاشرت دارند و بیش از حد معمول با او وقت می گذارند بیندازید. چرخ زندگی آن ها بهتر از دیگران می گردد، زیرا آن ها نزد مدیر محبوب ترند.

با افراد و کارکنان مثل اشیا برخورد می شود

گاهی از دیدگاه مدیران ارشد کارمندان به منزله زنبورهای عسل کارگر تلقی می شوند و به نظرات، رفاه و بهبود سطح زندگی آن ها هیچ اهمیتی داده نمی شود یا این که به آن ها به چشم عوامل هزینه زا نگاه می شود تا سرمایه های یک سازمان. این کار باعث می شود که شور و شوق برای استخدام در آن سازمان بی انگیزگی، فرار از مسئولیت، استرس و فرسودگی تبدیل شود.

دیدگاه‌ها خاموش

آیا می‌خواهید بیشتر پول دربیاورید؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۰۳ - ۲:۴۱ ٫ق٫ظ


ماهنامه معیشت: همه ما به پول بیشتری نیاز داریم. در اینجا ما به شما می گوییم چطور می توانید بیشتر پول دربیاورید. شاید شما در حال هدر دادن پولتان هستید. وقت آن رسیده است که با جهشی به موقع هزینه ها را کم کنید.

صحبت کردن بسیار آسان تر از عمل کردن است. من هم کاملا به این موضوع اعتقاد دارم. اولین باری که خواستم پول بیشتری در بیاورم به یاد دارم. هجده سالم بود و در شرکت نمای ساختمان کار می کردم. هر روز ده تا دوازده ساعت با بیل شن و ماسه و سیمان را مخلوط می کردم. یک روز فهمیدم که من دو برابر سایر افراد کار می کنم. افراد جدیدی که وارد این کار می شدند، قبل از ناهار دست از کار می کشیدند. آنها بدون این که چیزی بگویند می رفتند. داستانش مفصل است. خلاصه این که با توجه به تمام جزئیات، ارزش خودم را محاسبه کردم، بعد نزد رئیسم رفتم و از او خواستم دستمزدم را زیاد کند. این اتفاق فرصت های جدید زیادی را پیش رویم قرار داد. اما اگر آن روز درست فکر نکرده بودم به هیچ یک از آن موقعیت ها نمی رسیدم. به شما خواهیم گفت که چطور در چهار مرحله می توان چنین کاری را انجام داد:

آیا می‌خواهید بیشتر پول دربیاورید؟ پس با ما همراه باشید

از جای برخیزید

قبل از این که پول بیشتری درخواست کنید، موقعیت شرکت خود را برای پذیرش ارتقا بررسی کنید. اگر آنها افزایش حقوق ها را هر شش ماه یا هر یک سال بررسی می کنند، بدانید که باید درخواست خود را کمی قبل از افزایش حقوق مطرح کنید. با مدیر یا مافوق خود صحبت کنید و سعی کنید روال امور را یاد بگیرید. بعد از این که همه مهارت ها را آموختید، به مهره ای ارزشمند برای شرکت تان تبدیل می شوید و می توانید برای خودتان برنامه ریزی کنید.

ارزش خودتان را بدانید

بعضی افراد خبره اشتباها بر این باورند که آنها بسیار ارزشمندند، در حالی که ارزش واقعی آنها خیلی کمتر از آن چیزی است که فکر می کنند. برای این که از ارزش میزان حقوقی که در برابر کارتان دریافت می کنید باخبر شوید، باید بدانید وظایف شما چقدر است. هرچه وظایف شما بیشتر باشد بهتر است. سایت هایی مانند PayScale ، Glassdoor و Salery.com نیز ابزارهای ضعیفی برای تخمین میزان دستمرد افراد دارند. تنها به دو یا سه منبع اکتفا نکنید. خوب فکر کنید و حداقل ده مورد مختلف را بررسی کنید تا به طور واضح و قاطع دریابید که افراد دیگری که نقشی مشابه با نقش شما را ایفا می کنند، چقدر پول در می آورند.

از همه مهم تر این است که در سنجیدن ویژگی های خود بی نهایت صادق باشید؛ مثلا اگر شما در رده متوسط هستید، خود را ارشد ننامید. بدانید که بی صداقتی در این باره باعث شکست شما خواهد شد. اگر در محل کار از جایگاه تان راضی نیستید فقط با کوشش بیشتر می توانید به جایگاه واقعی تان برسید. باید سعی کنید مهارتهای تان را به شدت افزایش دهید و وظایفی را که به شما محول می شود، به بهترین نحو انجام دهید.

با مسئولان شرکت خود گفت و گو کنید

فرض کنید که شرکت شما قوانین بسیار جدی و سختگیرانه ای برای افزایش حقوق دارد؛ مثلا در دوره ای معین پس از ارتقای افزایش حقوق سالانه منع قانونی دارد. در این صورت بدانید که اکنون زمان کسب آمادگی است. ملاقاتی را با مدیر خود ترتیب دهید. از او بخواهید اهدافی واقعی برای شما تعریف کند که بتوانید توانایی های خود را تقویت کنید و بر موانع موفقیت فائق آیید. باید بفهمید که هر یک از افراد ارشد از شما چه توقعی دارند و سعی کنید آنها را راضی نگه دارید.

این کار سبب می شود در موعد افزایش حقوق دستمزد شما مورد بازنگری قرار بگیرد. مدیریت مؤثر بدون ابهام است. مدیران خوب با عبارات احمقانه ای مانند «تو باید همین طور خوب ادامه بدهی» یا «تو باید توانایی های جدیدی در وجودت پرورش دهی» با شما برخورد می کنند. اهداف شما باید معین و بحث ناپذیر باشد، سیاه یا سفید. پس از مشخص شدن اهداف، باید از همه چیزهایی که دارید برای رسیدن به آنها بهره ببرید.

پیگیر باشید

پس از آن که در کی منطقی از اهداف خود به دست أوردید، آنها را رها نکنید. تک تک اهداف خود را با مدیرتان بازنگری کنید. نگران هیچ چیز نباشید. شما می خواهید بفهمید که حقوق شما چقدر به جایگاه واقعیتان نزدیک است. شما به دلیل استقامت و تلاش بی وقفه برای بهتر شدن شایسته قدردانی هستید.

این حقیقتی اساسی در زندگی است که شما باید هر آنچه را که توان دارید انجام دهید و تمام سعی تان را بکنید. اگر این قانون را می توان درباره مخلوط کردن شن و سیمان اعمال کرد، پس آن را در سایر کارها نیز می توان اعمال کرد. حقیقت اساسی دیگر این است که اگر می خواهید بیشتر پول دربیاورید، باید اولا سخت کار کنید و ثانیا به کارتان با علاقه ادامه دهید. فقط کافی است به این دو موضوع توجه کنید. نباید از آینده بیم داشته باشید.

دیدگاه‌ها خاموش

۸ مهارت که برای استخدام در دنیای امروز به آن‌ها نیاز دارید

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۰۳ - ۲:۴۱ ٫ق٫ظ


وبسایت جی اس ام: اگر به دنبال یادگیری مهارتی هستید که به شما در پیدا کردن کار کمک کند پیشنهاد می‌کنیم یکی از این ۸ مهارت را یاد بگیرید تا راحت‌تر در شرکت‌های مختلف استخدام شوید. امروز بخش بزرگی از اقتصاد جهان را صنایع جدید و فناوری‌های نو می‌گردانند. در زمانه‌ای که شرکت‌های فناوری، استارتاپ‌ها و محصولات دیجیتال روز به روز بزرگ‌تر می‌شوند، فرصت‌های شغلی برای کار در این حوزه‌ نیز بیشتر و بیشتر می‏شوند.

اگر به دنیای فناوری و تکنولوژی علاقه دارید و می‌خواهید در شرکت‌های معتبری که در این صنعت فعالیت می‌کنند استخدام شوید، پیشنهاد می‌کنیم به دنبال یادگیری یک یا چندتا از این مهارت‌ها باشید و آنها را در رزومه خود بنویسید تا شانس بالاتری برای استخدام به دست بیاورید.

کدنویسی

شاید فکر کنید بازار کار برنامه‌‌نویسان به اندازه کافی اشباع شده است؛ اما اینطور نیست. هر چقدر که برنامه‌نویس بیشتر به بازار اضافه شود فرصت‌ها کاربری بیشتری نیز برای این حرفه ایجاد می‌شود. در حال حاضر هیچ صنعت و شرکتی را پیدا نمی‌کنید که نیاز به استخدام برنامه‌نویس نداشته باشد. پس با فراگرفتن یک یا دو زبان برنامه‌نویسی این شانس را خواهید داشت که به سرعت در شرکتی استخدام شوید.

8 مهارت که برای استخدام در دنیای امروز به آنها نیاز دارید


اکسل

بسیاری به اکسل به دید یک نرم‌افزار و مهارت ساده و ابتدای نگاه می‌کنند؛ اما قابلیت‌ها و امکانات اکسل بسیار گسترده است. اگرچه ممکن است اکثر افرادی که با کامپیوتر کار می‌کنند اکسل نیز بلد باشند، کمتر کسی پیدا می‏شود که به صورت حرفه‌ای از اکسل استفاده کند و بتواند جدول‌ها و گراف‌های پیشرفته‌ای بسازد. ذکر شدن این مهارت در رزومه شما و نشان دادن توانایی که در کار با اکسل دارید می‌تواند نظر مدیران را عوض کند.

8 مهارت که برای استخدام در دنیای امروز به آنها نیاز دارید


توسعه وب

با اینکه اکنون وب‌سایت‌ها بازی ‌را به اپلیکیشن‌ها باخته‌اند و بازدید حالت موبایل بیشتر از حالت دسکتاپ است؛ همچنان بازار کار به توسعه‌دهندگان وب نیازمند است. بسیاری از شرکت‌ها نیاز به فردی دارند که بتواند سایت‌ها را توسعه ببخشد و امکانان جدیدی به آنها اضافه کند.

8 مهارت که برای استخدام در دنیای امروز به آنها نیاز دارید


نویسندگی

تولید محتوای بکر و جذاب همراه با تمرکز بر ارتباط نزدیک با مشتری تنها از دست کسی برمی‌آیند که توانایی نوشتن بالایی داشتن باشد. اگر به فهرست فرصت‌های شغلی شرکت‌های مختلف نگاه کنید قطعا یکی از آنها نیاز به نیرویی با توانایی نوشتن است پس ذکر این مهارت در روزمه شما می‌تواند منجر به استخدامتان شود.

8 مهارت که برای استخدام در دنیای امروز به آنها نیاز دارید


مدیریت پروژه

با بزرگ شدن تیم‌ها و گسترده شدن کارها و وظایف کارمندان، نیاز به فردی احساس می‏شود که بتواند به خوبی پروژه را مدیریت کند و به مدیران اطمینان دهد که همه چیز مطابق با زمان‌بندی و بودجه تعیین شده است. افرادی که از مهارت مدیریت کردن پروژه برخوردارند می‌توانند به راحتی کار پیدا کنند.

8 مهارت که برای استخدام در دنیای امروز به آنها نیاز دارید


سخنرانی

هرچقدر هم محصول شرکتی خوب باشد اگر نتوان آن را به خوبی به دیگران معرفی کرد در بازار موفق نخواهد شد. بنابراین شرکت‌ها به دنبال افرادی می‌گردند که سخنران و سخنور باشند و به خوبی بتوانند با مخاطبان ارتباط برقرار کنند.

8 مهارت که برای استخدام در دنیای امروز به آنها نیاز دارید


گوگل آنالیتیکس

گوگل آنالیتیکس ابزاری است که نشان می‌دهد تلاش‌های صورت گرفته در شبکه‌های اجتماعی و وب‌سایت چه نتیجه‌ای داشته است. فردی که مهارت کار با گوگل آنالیتیکس را داشته باشد و بتواند داده‌های آن را تحلیل کند قطعا در هر شرکتی جا برای او هست.

8 مهارت که برای استخدام در دنیای امروز به آنها نیاز دارید


دیجیتال مارکتینگ

مهارت دیجیتال مارکتینگ نیز یکی دیگر از مواردی است که امروزه بسیاری از شرکت‌ها به آن نیاز دارند. اگر بتوانید در این زمینه مهارت کسب کنید خواهید دید که فرصت‌های شغلی متعددی پیش روی شما قرار خواهد گرفت.

8 مهارت که برای استخدام در دنیای امروز به آنها نیاز دارید

دیدگاه‌ها خاموش

طالع نحس یا اقبال بلند در سرمایه گذاری

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۰۲ - ۶:۱۴ ٫ق٫ظ


ماهنامه معیشت – ابوذر نجمی: همگی بارها از زبان افراد مختلف جملاتی شبیه این را شنیده ایم: «من شانس ندارم. اگر همین فردا دلار بخرم قیمتش نصف میشه» یا «سکه داشت می رفت بالا عين جت، تا من خریدم شروع کرد به سقوط » یا «با هزار قرض و قوله پول جور کردم یه خونه ۷۰ متری خریدم. از موقعی که من خریدم تکون نخورده» و جملاتی شبیه به این یا حتی برعکس: «فلانی شانس داره. سهام یه کارخونه رو خرید دارقوزآباد، همچین که خرید سهامش رفت توی بورس شد ۴ برابر» و …

واقعیت این است که هیچ کدام از این موضوعات شانسی نیست و ربطی به تقدیر بد شما و طالع خوب آن دیگران ندارد. تمام این اتفاقات موضوعاتی تخصصی و ناشی از پدیده های اقتصادی است که عده ای به آن آگاه اند و با داشتن اطلاعات نهانی به ویژه در اقتصاد ایران، می توانند برای خود و نزدیکانشان منفعتی فراوان ایجاد کنند. داستان از این قرار است که در مرحله اول کارشناسان و متخصصان حوزه سرمایه گذاری با کسب اطلاعات اقتصادی (چه اطلاعات عمومی منتشر شده، چه اطلاعات نهانی) و تحلیل آن سیر رشد یا سقوط یک دارایی یا بازار اعم از ارز، طلا، مسکن، سهام و … را پیش بینی و سپس آن دارایی را خرید و فروش می کنند.

طالع نحس یا اقبال بلند در سرمایه گذاری

در مرحله دوم، نزدیکان این افراد یا کسانی که صرفا بازارها را رصد می کنند، شروع به پیروی از رفتار این رهبران بازار سرمایه گذاری می کنند. این مرحله دوم به يكباره اتفاق نمی افتد و بسته به نزدیکی و میزان انتشار اخبار در طی یک دوره اتفاق می افتد، با ورود افراد بیشتر به یک بازار، به اصطلاح آن بازار داغ و داغ تر می شود که در ادبیات حوزه سرمایه گذاری و فاینانس به این حالت، بازار بولیش می گویند. (Bullish به معنای گاوی شدن که تشبیهی از رفتار گاوهای خشمگین مهارنشدنی است.) هر چه بازار داغ تر شود افراد عادی بیشتری جذب بازار می شوند؛ زیرا احساس می کنند این سرمایه گذاری مناسب است و افراد بیشتری در آن وارد شده اند و سود خوبی کسب کرده اند.

مشاهدات آنها هر روز بیشتر و بیشتر می شود و اطمینان خاطر پیدا می کنند که وقت خوبی برای سرمایه گذاری است. این دقیقا زمانی است که متخصصان و کارشناسان سرمایه گذاری در می یابند آن بازار به حداکثر بازده خود رسیده و قیمت های موجود بسیار بالاتر از ارزش واقعی آن دارایی است. در این زمان خبرگان و بازیگران اصلی بازار شروع می کنند به عرضه آن دارایی و به اصطلاح دارایی خود را نقد می کنند و خریداران کسانی نیستند جز مردم عادی که بدون هیچ تحلیل فنی و اقتصادی و صرفا براساس حرکت گله ای وارد بازار و بازی مثلا سرمایه گذاری شده اند. بعد از آن که حجم بزرگی از دارایی از کارشناسان و خبرگان و نزدیکان آنها به افراد عادی واگذار شد، دقیقا زمانی است که قیمت دارایی شروع به کاهش می کند؛ زیرا خريدار جدیدی برای آن وجود ندارد.

بعد از موج اول کاهش قیمت، ترس از کاهش قیمت و از دست رفتن اصل سرمایه باعث می شود که افراد بیشتری شروع به فروش آن دارایی کنند و مدام قیمت ها کمتر و کمتر می شود تا به اصطلاح بازار سقوط می کند. این کاهش قیمت در ایران در بازار سهام سریع تر و در بازار طلا و ارز کندتر و در بازار مسکن طولانی تر است. اگر نگاهی به ۱۰ تا ۱۵ سال اخیر بیندازید قطعا مثال های آن را زیاد می بینید، افزایش قیمت مسکن در سال های ۸۶-۸۵ و رکود تا سه سال و بعد دوباره افزایش قیمت سال ۹۲-۹۱ و رکود آن تا همین یکی دو ماه گذشته، یا افزایش قیمت دلار از هزار تومان در سال ۹۰ تا ۳۹۰۰ تومان در پایان ۹۱ و کاهش آن تا ۲۸۰۰ تومان در سال ۹۲، یا افزایش قیمت سهام شرکت های مختلف و رشد مداوم شاخص بورس در سال های ۹۱ و ۹۲ تا مرز ۹۰ هزار واحد و کاهش آن تا حدود ۶۰ هزار واحد در سال ۹۳٫

همه این بالا و پایین و سود و زیان شما تنها به این بستگی داشته که چه زمانی وارد بازار شده با کی از آن خارج شده اید و در نهایت دلیل سود و زیان میزان دانش، خبرگی با کمک گرفتن از کارشناسان است، نه شانس و اقبال و طالع. در کشورهای پیشرفته در خصوص سرمایه گذاری شخصی (Personal Finance) اکیدا توصیه می شود که افراد تنها از طریق شرکت ها یا کارشناسان مشاور سرمایه گذاری اقدام به سرمایه گذاری کنند و به هیچ وجه مستقیم وارد بازار نشوند. دلیل این موضع هم این است که عوامل متعدد در انتخاب سبد سرمایه گذاری وجود دارد که می باید در سرمایه گذاری شخصی درنظر گرفت، از جمله هدف سرمایه گذاری، دوره سرمایه گذاری حتی شغل فرد صاحب سرمایه و … و نتیجه سرمایه گذاری شما را جستجو و انتخاب و استفاده از مشاوران شخصی و شرکتی مشخص می کند نه شانس و بخت و اقبال.

دیدگاه‌ها خاموش

راز‌های داشتن یک اینستاگرام پرفالوور

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۰۲ - ۵:۱۶ ٫ق٫ظ


روزنامه هفت صبح – مهدی خانلری: سال ۲۰۱۷، صد میلیون کاربر جدید جذب پلتفرم اینستاگرام شدند و این روند رو به رشد در سال ۲۰۱۸ نیز ادامه دارد. البته دلایلی برای این پیشرفت باورنکردنی اینستاگرام وجود دارد. بسیاری از کاربران عادی برای دیدن عکس و ویدئوهای دوستان خود و برندهای محبوب از اینستاگرام استفاده می کنند. شرکت ها به اینستاگرام اعتماد دارند؛ زیرا کاربران از اینستاگرام بیشتر از سایر پلتفرم ها نظیر فیس بوک و توئیتر برای آشنایی با برندهای مختلف استفاده می کنند.

با این حال، برای این که بتوان از اینستاگرام به صورت بهینه بهره برد، ایجاد پروفایلی که بتواند به طور موفقیت آمیزی توجه مخاطبان را جلب کند، مهم به نظر می رسد. با دنبال کردن نکاتی که در ادامه گفته می شود، بازاریابان رسانه های اجتماعی می توانند به منظور دستیابی به نتایج بهتر در کسب و کار، پروفایل اینستاگرام خود را بهینه سازی کنند.

رازهای داشتن یک اینستاگرام پرفالوور

یک حساب تجاری در اینستاگرام ایجاد کنید

در حال حاضر بیش از ۲۵ میلیون کسب و کار برای دسترسی به تجزیه و تحلیل های مفید و ابزارهای تبلیغاتی محصولات خود از اینستاگرام استفاده می کنند. برخلاف حساب شخصی، حساب تجاری این امکان را برای کاربران فراهم می آورد. تا تجزیه و تحلیل های مرتبط با هر پست و همچنین رشد دنبال کنندگان را مشاهده کنند. از آنجایی که ۸۰ درصد از کاربران اینستاگرام حداقل حداقل یک برند را دنبال می کنند، این امکان برای حساب های تجاری فراهم است که به واسطه یک دکمه تماس بتوان از طریق پیام مستقیم اینستاگرام، ایمیل یا اس ام اس با نمایندگان برندها در ارتباط بود. این موضوع باعث می شود که پشتیبانی از مشتریان رسانه های اجتماعی راحت تر از قبل باشد.

آخرین نکته حائز اهمیت این که حساب کاربری تجاری در اینستاگرام تنها با چند حرکت می تواند سبب ارتقای محتوای شما شود. این نوع حساب کاربری نسبتا ارزان به شما اطمینان می دهد، صرف نظر از این که چه پستی را برای ارتقای پروفایل خود انتخاب می کنید، بخش وسیع تری از مخاطبان را در دسترس تان قرار دهید. به بیان ساده تر، یک حساب تجاری اینستاگرام، برای بازاریابان رسانه های اجتماعی قابلیت انعطاف پذیری بیشتری به منظور داشتن حضور موثر در اینستاگرام فراهم می کند. شاید بهترین قابلیت این است که حساب های اینستاگرامی موجود در فضای مجازی تنها با چند کلیک به راحتی می توانند به حساب های کسب و کار تبدیل شوند.

از یک لینک پیگیری در پروفایل خود استفاده کنید

از آنجایی که اینستاگرام به بازاریابان رسانه های اجتماعی اجازه می دهد تا تنها یک URL زنده را در کل پلتفرم به اشتراک بگذارید، وجود یک لینک در پروفایل حساب تجاری بسیار مهم به نظر می رسد. با این حال، بسیاری از بازاریابان به اشتباه هنوز از یک لینک غیرقابل پیگیری در پروفایل حساب خود استفاده می کنند. اگر لینک مورداستفاده قابلیت پیگیری نداشته باشد، فهمیدن این که چه تعداد از بازدیدکنندگان وبسایت و مشتریان به واسطه لینک داده شده در اینستاگرام وارد وبسایت شده اند، غیرممکن خواهد بود. با استفاده از یک پلتفرم تجزیه و تحلیل یا یک URL – ساز رایج نظیر Bit.ly، بازاریابان می توانند ببینند چگونه کاربران با لینکی که در قسمت bio وجود دارد، ارتباط برقرار می کنند.

از تصاویر چندگانه استفاده کنید

بازاریابان اینستاگرام باید پروفایلی طراحی کنند که نشانگر یک بیانیه باشد، ایجاد یک کلاژ چندگانه و نشانگر یک تصویر قابل درک، بهترین روش برای انجام آن است. برندهایی نظیر رولز – رویس برای اشتراک گذاری تصاویر بزرگ که احتمالا هنگام کراپ کردن آنها در پست های انفرادی درست به نظر نمی رسند به این روش تکیه می کنند. بهتر از همه، هنگامی که برندها تعدادی از عکس هایی را که قابل تشخیص نیستند آپلود می کنند، می تواند سبب کنجکاوی دنبال کنندگان شوند.بسیاری از آنها انتخاب می کنند که برای دیدن تصویر در اندازه واقعی به پروفایل اینستاگرام شما بیایند.

روی یک شیوه قدرتمند سرمایه گذاری کنید

تنها راه فهمیدن این که آیا استراتژی شما در اینستاگرام کار می کند، داشتن تحلیل برای اثبات آن است. در حالی که یک حساب کاربری تجاری اینستاگرام اطلاعات پایه ای در باره عملکرد آن به شما ارائه می دهد، پلتفرم های تحلیلی ثالث اطلاعات کاملی ارائه می دهند که در غیر این صورت قابل دستیابی نیستند. از محاسبه عملکرد لینک ردیابی در بخش بیو یا زندگینامه اینستاگرام تا تعیین این که کدام پست ها بیشترین تعداد پیروان را به خود اختصاص می دهند، به منظور اشاره دقیق به بهترین زمان برای پست محتوای جدید، یک ابزار تحلیلی ثالث برای بهینه کردن استراتژی و پروفایل اینستاگرام شما ضروری است.

رازهای داشتن یک اینستاگرام پرفالوور

آزمون A/B بیوگرافی اینستاگرام

گاهی اوقات به سختی می توان فهمید آیا بیوی اینستاگرام در خدمت اهداف بازاریابی رسانه های اجتماعی است یا خیر. بهترین روش برای درک اثرگذاری بیو از طریق آزمایش A/B است. برای شروع، ابتدا باید یک متغیر وابسته را انتخاب کنید که قابلیت اندازه گیری داشته باشد. یکی از متغیرهای وابسته محبوب ردیابی کلیک های لینک URL است. گام بعدی درست کردن تعداد قابل توجهی پروفایل اینستاگرامی و چرخیدن در میان آنها به طور مساوی است؛ البته باید اطمینان حاصل شود که هر بیو برای تعداد یکسانی از دنبال کنندگان و در مدت زمان یکسانی به نمایش گذاشته می شود. در پایان، با نگاهی به اطلاعات به دست آمده از عملکرد URL می توان دریافت کدامیک از پروفایل ها در ایجاد لینک های URL موثرتر بوده اند.

تمرکز باید روی کیفیت دنبال کنندگان باشد

بسیاری از بازاریابان اینستاگرام بر این باورند که داشتن تعداد زیادی از دنبال کنندگان برای ایجاد یک پروفایل کاملا بهینه از اهمیت بالایی برخوردار است. به عبارت دیگر، به نظر می رسد که یک برند، با دنبال کنندگان بیشتر، اعتبار بیشتری دارند اما با یک نگاه اجمالی به پروفایل اینستاگرام متعلق به برخی از بزرگترین شرکت های جهان می توان دریافت که کیفیت دنبال کنندگان از تعداد آنها مهمتر است. پروفایل هایی با صدها هزار دنبال کننده وجود دارند. این پروفایل ها حتی دنبال کنندگان بیشتری نسبت به شرکت سیلزفرس دارند. این شرکت با مالکیت بازار ۷۴ میلیارد دلار برای کلاه تنها ۴۲ هزار دنبال کننده دارد. بازاریابان رسانه های اجتماعی باید بر توسعه یک استراتژی که مخاطبان را هدف قرار می دهد. متمرکز شوند، نه افزایش تعداد دنبال کنندگان به منظور ایجاد اعتبار برای خود.

اعلان های اینستاگرام را فعال کنید

اطمینان حاصل کنید که شما با تیمی که با شما همکاری می کند، در موقعیتی قرار دارید که از طریق روشن کردن اعلان های اینستاگرام بلافاصله قادر به پاسخگویی به تمامی مخاطبان خود هستید. در دسترس بودن همیشگی یک برند برای مخاطبانش این امکان را فراهم می کند که تمایل و تعامل مخاطبان با آن برند افزایش یابد.

نامی مناسب برای پروفایل خود انتخاب کنید

فرض کنید که هنوز پروفایل خود را ایجاد نکرده اید، برای انتخاب یک اسم ایده آل باید وقت بیشتری صرف کرد. استفاده از نام برند بهترین شیوه به منظور پیدا کردن دنبال کنندگان وفادار است. اگر اسم مد نظر شما قبلا مورد استفاده قرار گرفته است. این امکان وجود دارد تا با پرداخت مبلغی به صاحب آن نام بتوان مالکیت آن را گرفت.

دیدگاه‌ها خاموش

حذف کنیم، تا خلاق‌تر شویم!

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۰۱ - ۶:۰۸ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت: برای به دست آوردن بهترین ها، قشنگ ترین ها، سودآورترین ها دلنشین ترین ها، جذاب ترین ها دوست داشتنی ترین ها و برانگیزاننده ترین ها لازم است دست به یک اقدام شجاعانه بزنیم که شاید از نگاه عامیانه این شجاعت، بی رحمی به نظر بیاید که چرا باید خانه ای را که از جوانی داشتیم و در آن کلی خاطره داریم یا دفتر کاری را که از روز شروع کار، در این دفتر شروع کرده ایم یا دوستی را که از اول دبستان با او دوست بوده ایم و یک عالم خاطره داریم، کنار بگذاریم؟! حذف کنیم؟! عوض کنیم؟!

یکی از تعاریف خلاقیت می تواند این باشد که خلاقانه حذف کنیم، کنار بگذاریم، از دست بدهیم و برای کارآمدترها، بهترین ها و … ترین ها جا باز کنیم.

دوستی از رکود کسب و کارش می گفت. وقتی از او پرسیدم آخرین بار چه زمانی تغییر دکوراسیون دادی؟ گفت: ۱۰ سال پیش! پرسیدم جدیدترین عضوی که به مجموعه شما اضافه شده، چه زمانی بوده است؟ گفت: ۱۵ سال پیش و ادامه داد: ما ثبات خاصی در مجموعه مان داریم و از اینکه طی ۱۵ سال گذشته، هیچ نیروی جدیدی را به مجموعه اش اضافه نکرده، خوشحال بود! از او پرسیدم: پس چطور انتظار داری که در بازار امروز حرفی برای گفتن داشته باشی؟

حذف بی رحمانه

تو با آدم های دیروز، با دکوراسیون دیروز و بدون شک با طرز فکر دیروز می خواهی در بازار امروز برای رقابت حرف داشته باشی؟ برافروخت و متعجب به من نگاه کرد و پرسید: یعنی شما می گویید من در حق پرسنل قدیمی و وفادارم، بی وفایی کنم و او را حذف کنم؟! دوباره از او پرسیدم: مگر نمی خواهی کسب و کارت رونق بیشتری داشته باشد؟ مگر نمی خواهی خدمات بیشتری به مردم و جامعه بدهی؟ مگر نمی خواهی سود بیشتری ببری؟ مگر نمی خواهی کارآمدتر و مفیدتر باشی؟ نگاه کرد و گفت: چرا ولی این دلیل نمی شود که من ناجوانمردانه عمل کنم. از اینکه چقدر احساسات بر ما حاکم و چقدر جالب است که می خواهیم احساسی تصمیم بگیریم و عمل کنیم، ولی منطقی نتیجه بگیریم، شگفت زده شدم!

به او گفتم: یادت هست زمانی مردم با شتر سفر می کردند، بعد با اسب، بعد با کالسکه و به تدریج امروز با هواپیما؛ هیچ میدانی آن ساربان بیکار شد؟! روزی که مردم دیگر شتر سوار نشدند، آن ساربان بیکار شد و آن گاریچی خانه نشست، می دانی چقدر بی رحمی بود؟! ولی ببینیم در قبالش چه اتفاق دیگری رخ داد. می دانی چقدر اشتغال ایجاد شد؟ می دانی مردم چقدر راحت تر شدند؟ میدانی دنیا چقدر پیشرفت کرد؟ می دانی چقدر توانستیم سرعت و دقت و کیفیت را افزایش دهیم؟ اگر همه تصمیم گیران کسب و کارها و دولتمردان در طول تاریخ مانند من و شما فکر می کردند، امروز شاهد این همه پیشرفت نبودیم.

این نگاه احساسی و عوام پسند برای تعداد انگشت شماری خوب است، ولی به ضرر خیلی ها می شود. شما فکر نکن که الان چند نفر در دفتر شما مشغول به کار و دارای ثبات شغلی هستند. آیا فکر نمی کنید می توانستید به جای این چند نفر، با نوآوری و خلاقیت برای چندین نفر اشتغال ایجاد کنید؟! فکر نمی کنید با تغییر و تحول و کمی خلاقیت و شاید دلخوری تعداد انگشت شماری، می توانستید دل خیلی ها را شاد کنید برای خیلی ها خدمات خوب ارائه دهید، کیفیتتان را بالا را ببرید، به روز شوید و چرخه اقتصادی کسب و کار به خودتان، دیگران و جامعه را به طور مستقیم و غیر مستقیم به گردش دربیاورید؟!

شاید این نوع تفکر از همان انباری های خانه مان شکل گرفته است که خیلی از لوازم و ابزار آلات غیر قابل کاربرد و غیرمفید را سال ها نگه داشته ایم، برای اینکه شاید روزی به کار بیاید؛ در صورتی که می توانستیم انباری مان را تبدیل به گلخانه کنیم، می توانستیم از انباری مان استفاده بهتری کنیم ولی این نوع فکر کردن، ریشه دوانده و ما را اسیر خودش کرده است! خلاقانه فکر کردن در این عرصه، یعنی اینکه ما بتوانیم برخی آدم هایی را که ناخواسته و به دلیل ناتوانی خودشان یا به خاطر عدم تسلط خودشان بر تکنولوژی روز، مانع پیشرفت ما، سازمان مجموعه و کسب و کار ما هستند، محترمانه و با دلیل و با توجیه منطقی کنار بگذاریم.

حرفی که امروز دارم میزنم شاید کمی زود باشد ولی می دانید که کشورهای توسعه یافته، روزی دست به یک تحول این گونه زدند و شاید دلیل اینکه گوی سبقت را از بسیاری از کشورها ربودند، همین بوده باشد. در آن زمان به آنها، لقب بی رحم داده اند ولی الان خیلی ها دوست دارند به آن کشورها مهاجرت کنند، همه از آنها الگو می گیرند، همه درس های آنها را تکرار می کنند و همه مثال آنها را می زنند! زمان، زمان تغییر و تحول در کسب و کار من و شماست. وسایل و تجهیزات دیروزی نمی توانند در بازار امروزی حرفی برای گفتن داشته باشند و آدم ها با طرز فکرهای دیروزی، نمی توانند باعث تغییر و تحول در کسب و کار من و شما شوند. پس به یک اقدام خلاقانه نیاز داریم، اقدامی که بتواند ساختار سازمانی ما را متحول کند و بتوانیم موثرتر و مفید تر باشیم.

آن اقدام برای شما چیست؟ …………………..
از چه زمانی باید شروع شود؟ …………………..
با چه کسی باید آغاز شود؟ …………………..
چه دستاوردی خواهد داشت؟ …………………..
چه کسی خواهد رنجید؟ …………………..
چه کسانی خوشحال می شوند و سود می برند؟ آیا می ارزد که انجام داده شود؟ …………………..
پس چرا می ترسیم؟ …………………..

دیدگاه‌ها خاموش

۵ ویژگی مشترک افراد موفق

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۰۱ - ۴:۱۴ ٫ق٫ظ


وب سایت مدیر اینفو: روش‌­های خوبی برای سنجش موفقیت وجود دارند. تعریف موردعلاقه­‌ی من از موفقیت، نشات گرفته از اهداف خانوادگی و شخصی است. از نظر من، موفقیت یعنی آگاهی از اهداف خاص و اقدام سنجیده در جهت رسیدن به آن اهداف. اکثر افراد موفق بعد از دستیابی به اهداف‌شان، اهداف جدیدی برای خود تعیین می‌­کنند. ممکن است، تعریف شما از موفقیت با تعریف من متفاوت باشد. با این حال شما هم به نحوی موفقیت را برای خود تعریف کرده‌اید.
 
 افراد موفق چه ویژگی‌های مشترکی دارند؟
1 . آنها وقت‌شان را با سایر افراد موفق سپری می‌­کنند.

معمولا افراد تمایل دارند بر اساس اهداف و ارزش‌­های مشترک‌شان گردهم‌آیند. دوستان خوب الهام‌­بخش یکدیگرند. افرادی که ارزش­‌های مشابه دارند، معمولا اهداف مشابهی هم در زندگی دارند.

۲ . آنها کارهای‌شان را همین امروز انجام می‌­دهند و مبتنی بر اهداف آینده تصمیمات بزرگی می‌گیرند.

فقط ۲۰ درصد تلاش‌های ما منطقی هستند و ۸۰ درصد زمان کاری ما بیهوده تلف می­‌شود. ولی اگر آن ۲۰ درصد را درست انجام دهیم (به سوی اهداف‌مان حرکت کنیم)، آن ۸۰ درصد، دیگر اهمیتی نخواهد داشت.

۳ . آنها برای خود دستور کار تنظیم می­‌کنند.

اکثر افراد موفق به سمت کنترل و پذیرش مسئولیت قدم برمی‌­دارند. همه­‌ی افراد در زندگی خود با موانعی مواجه می‌شوند، ولی افراد موفق اجازه نمی‌­دهند که موانع، آنها را از پا درآورند. حتی اگر کسی سنگی در مسیر آنها پرتاب کند، آنها به‌کار خود در جهت رسیدن به اهداف‌شان ادامه می‌­دهند. گاهی‌اوقات آنها از این موانع و سنگ­‌ها به‌عنوان نردبانی به‌سوی هدف‌شان استفاده می­‌کنند.

۴ . آنها  منابع‌شان را به‌خوبی مدیریت می­‌کنند.  

پول خرج کردن، فقط بخشی از چالش‌های مسیر است. افراد موفق تشخیص می‌­دهند که چه‌طور تمام منابع را در راه رسیدن به اهداف‌شان مدیریت کنند. این منابع عبارتند از زمان، آموزش مداوم، پول و روابط. احتمالا افراد در چهل سالگی قادر نخواهند بود به‌راحتی کسب و کارشان را راه بیاندازند، مگر اینکه در طول مسیر آماده‌­سازی‌­های دقیقی انجام داده باشند.

اگر هدفی مثل پیاده‌روی دور دنیا داشته باشید، برای انجام این کار به‌زمان، پول و زیرکی احتیاج دارید. شاید بتوانید دوست خوبی هم پیدا کنید که هدفی مثل شما داشته باشد و با اشتیاق در این مسیر به شما بپیوندد.

۵ . آنها بازنشستگی را مرحله­‌ی دیگری از فرایند موفقیت می­‌دانند

افراد زیادی را می‌شناسم که از محل کار رسمی‌شان بازنشسته شده‌­اند ولی در فعالیت­‌های متنوع و ارزشمند دیگری همچنان فعال هستند. هیچ‌چیز مثل افراد شاد، سرزنده و مولدی که به سمت اهداف معنی‌­دار و متفکرانه پیش می‌­روند، ما را برای حرکت به سمت موفقیت ترغیب نمی­‌کنند. آنها حتی اگر دست‌شان خالی شود باز خود را تجهیز می­‌کنند تا به مسیرشان ادامه دهند. شاید کلید اصلی موفقیت‌شان اهداف منعطف‌شان باشد.

دیدگاه‌ها خاموش

« برگه ی قبلیبرگه ی بعدی »

LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE