چرا شکست برای رسیدن به موفقیت لازم است؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۲۲ - ۵:۴۸ ٫ق٫ظ


رازمجنون – ترجمه از حمید پاشایی: شیرین ترین پیروزی آن است که از همه دشوارتر باشد، وقتی که حاضرید همه چیز را در میدان نبرد رها کنید، بدون اینکه تا پیش از رسیدن به لحظه مرگ و زندگی بدانید که تلاش های قهرمانانه شما کافی خواهد بود یا نه. جامعه هیچ پاداشی برای شکست قائل نیست، و شما در کتاب های تاریخ شکست های کمی را پیدا خواهید کرد که ثبت شده باشد.

شکست هایی که سنگ بنای موفقیت های آینده می شوند، از این قاعده مستثنی هستند. در مورد توماس ادیسون که معروف ترین اختراع او لامپ حبابی بود هم این قضیه صدق می کند، به طوری که او ۱۰۰۰ بار تلاش کرد تا بالاخره نمونه اولیه موفقی ساخت. خبرنگاری از او پرسید: «1000 بار شکست خوردن چه حسی داشت؟» ادیسون پاسخ داد: «من ۱۰۰۰ بار شکست نخوردم. لامپ حبابی اختراعی با ۱۰۰۰ مرحله بود.»

بر خلاف ادیسون، بسیاری از ما از شکست خوردن اجتناب می کنیم. ما به قدری روی شکست نخوردن متمرکز هستیم که برای موفقیت تلاش نمی کنیم، و در عوض به یک زندگی معمولی رضایت می دهیم. زمانی که ما اشتباهی مرتکب می شویم، آن را پنهان می کنیم و و به طور گزینشی خطاها و اشتباهات را در رزومه زندگی مان اصلاح می کنیم. «شکست یک گزینه نیست»، جری سی. بوستیک کنترل کننده پرواز ناسا ظاهراً در حین مأموریت بازگرداندن سفینه آسیب دیده آپولو ۱۳ به زمین این را بیان کرد، و از آن زمان این جمله روی حافظه جمعی حک شده است. برای بسیاری از افراد در جامعه موفقیت محور ما، شکست فقط یه «غیر گزینه» به شمار نمی آید، بلکه یک نقص محسوب می شود. در بین تمام چیزهایی که ما در موردشان اشتباه می کنیم، این تفکر شاید در صدر لیست قرار بگیرد.

چرا شکست برای رسیدن به موفقیت لازم است؟

شکست بزرگترین معلم زندگی است

وقتی نگاهی دقیق تر به زندگی اندیشمندان بزرگ در طول تاریخ می کنیم، آمادگی برای شکست خوردن به هیچ وجه پدیده ای تازه یا خارق العاده نیست. از امثال آگوستین، داروین و فروید گرفته تا غول های کسب و کار و اسطوره های ورزشی کنونی، شکست ابزاری قدرتمند برای رسیدن به موفقیت بزرگ است. شکست و ناکامی بزرگترین معلمان زندگی هستند ولی متأسفانه بیشتر مردم و به ویژه فرهنگ های سازمانی محافظه کار، نمی خواهند آن را بپذیرند.

در عوض آن ها تصمیم می گیرند که محتاط عمل کنند و همان انتخاب های امن را دوباره و دوباره تکرار کنند. آن ها با این عقیده فعالیت می کنند که اگر هیچ موجی ایجاد نکنند، مورد توجه نیز قرار نمی گیرند؛ هیچ کس به خاطر شکست خوردن سر آن ها فریاد نمی زند چرا که به طور کلی هیچ وقت تلاش خاصی انجام نمی دهند تا به چیزی بزرگ برسند که احتمالاً ممکن است در آن شکست بخورند (یا موفق شوند).

با این حال، در اقتصاد امروزی، برخی از کارکنان دیگر از شکست فرار نمی کنند، بلکه از آن استقبال می کنند. بر اساس مقاله ای اخیر در مجله بیزنس ویک، بسیاری از شرکت ها آگاهانه به دنبال کارکنانی هستند که پیشینه ای از هم شکست و هم موفقیت داشته باشند، با این باور که این افراد در دل جنگ بوده اند، از نبرد نجات پیدا کرده اند و حالا دارای تجربه ای ارزشمند و پشتکاری مثال زدنی هستند.
آن ها کهنه کاران شکست هستند. مکتب فکری غالب در شرکت های مترقی این است که موفقیت بزرگ بستگی به ریسک بزرگ دارد، و شکست فقط یک محصول جانبی متداول است. مدیران اجرایی این شرکت ها به خاطر اشتباهاتشان عزا نمی گیرند بلکه آن ها را تبدیل به موفقیت های آینده می کنند.

سریع ترین مسیر به سمت موفقیت، داشتن طرز نگرشی مبنی بر عدم ترس از شکست است. رهبران و کارکنان برای اینکه کار خود را به درستی انجام دهند، موفق شوند و شرکت های خود را رقابتی نگه دارند، لازم است که هر روز دست به ریسک بزنند.

آن ها باید ایده ها، طرح ها، ارائه ها، توصیه ها، فناوری، محصولات، رهبری و بسیاری چیزهای دیگر را به صورت پر ریسک و پر استرس تحویل دهند. و باید تمام این ها را بدون ترس تحویل دهند، بدون ترس از هر نوع شکست، عدم پذیرش یا مجازات.

در مورد تلاش های فردی هم همین طور است، چه قصد داشته باشید بر چالشی خاص غلبه کنید یا اینکه به پتانسیل کامل خود در تمام جنبه های زندگی دست پیدا کنید. برای اینکه به بهترین توانایی خود برسید و غیر ممکن را ممکن سازید، نمی توانید از شکست بترسید. باید بزرگ فکر کنید، و باید به جلو حرکت کنید. وقتی به افرادی با این ذهنیت فکر می کنیم، مبتکران، مخترعان، و مکتشفان به ذهنمان خطور می کنند: آن ها از شکست به عنوان گامی ضروری برای رسیدن به موفقیت بی سابقه استقبال کردند.

چگونه ذهنیتی نترس داشته باشیم

یکی از بزرگترین رازهای موفقیت، عمل کردن در دایره توانایی خودتان ولی خارج از دایره راحتی تان است. اگر چه ممکن است شما به صورت جدی با شکست مواجه شوید، در عین حال ممکن است به صورت جدی با موفقیت مواجه شوید. و به همین دلیل است که ریسک و شهامت جدی ضروری هستند. در هر صورت، شما بیشتر از همیشه در مورد توانایی ها، استعدادها و عزم خود یاد خواهید گرفت، و اراده خود را برای چالش بعدی تقویت خواهید کرد. اگر این به نظرتان قلمروی خطرناکی می رسد، باید بگوییم که واقعاً هم همین طور می تواند باشد. ولی راه هایی وجود دارد که این ذهنیت نترس را در خود به وجود آورید.

نگرشی مثبت داشته باشید:

اولین قدم این است که به صورت آگاهانه نگرشی مثبت داشته باشید تا، بدون توجه به هر چیزی که با آن مواجه می شوید، بتوانید درس های تجربه را ببینید و به حرکت به سمت جلو ادامه دهید. این درست است که همه افراد ذاتاً مثبت اندیش نیستند. برای اینکه نگرش خود را عوض کنید، ابتدا باید یک انتخاب را برگزینید: باید به طور مرتب انتخاب کنید که نگرشی مثبت داشته باشید.

مطالب انگیزشی بخوانید و گوش دهید:

دوم، مدام محتوایی بخونید و گوش دهید که این نگرش را تقویت کند. تا می توانید کتاب های انگیزشی در مورد تفکر مثبت بخوانید. مطالعه شکست ها و واکنش متعاقب افراد موفق می تواند در این زمینه به شما کمک کند. اگر مدیر سازمان هستید، به کارکنانی که علی رغم تلاش زیاد در موضوعی با شکست مواجه شدند پاداش دهید و تلاش های آن ها را در جلوی تمام سازمان تحسین کنید تا همه متوجه شوند که شکست خوردن کاملاً قابل قبول است.

بنابراین کارکنان پیش خود خواهند گفت، «من همکار خود را می بینم که در کارش شکست خورد، و نه تنها به سر کار بازگشت، بلکه پیشرفت بیشتری هم کرد. من هم می توانم شکست بخورم و روز بعد سر کارم بیایم. همکارم گواهی بر این موضوع است.» او همچنین با این تفکر انگیزه پیدا می کند که، «اگر من در مورد شرایط فعلی خودم راضی بمانم و دست به ریسک نزنم، فرد دیگری متوجه خواهد شد که من چه کار می کنم، و در طول زمان تلاش بیشتری از من می کند و در نهایت من را از کار بیکار خواهد کرد.» شما باید خود را بهبود دهید، وگرنه کس دیگری دستاوردهای شما را می گیرد، آن ها را بهبود می دهد، و نتایج بهتری کسب خواهد کرد.

دیدگاه‌ها خاموش

در ۵ موقعیت هرگز ایمیل ارسال نکنید

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۲۲ - ۵:۳۱ ٫ق٫ظ


مجله پنجره‌ خلاقیت – ترجمه مریم ولی پور نورعلی: ایمیل برای امور جزئی اداری بسیار خوب است. برای هماهنگ کردن جلسات، تنظیم تماس ها و تایید مراحل بعدی از آن استفاده کنید. در زیر پنج مورد که شما هرگز نباید برای آنها از ایمیل استفاده کنید آورده شده است. اگر مشتری بالقوه شما در طول ایمیل به هر کدام از این عناوین نزدیک شود کاری را که در حال انجام آن هستید رها کنید و از تلفن استفاده کنید.

در 5 موقعیت هرگز ایمیل ارسال نکنید

۱٫ پرسیدن سوال درباره قرارداد

هرگز درباره قرارداد یا طرح پیشنهادی از طریق ایمیل نظر ندهید. اگر شما یک پیشنهاد را برای مشتری بالقوه تان فرستاده اید و جواب نگرفته اید، با یک ایمیل پیگیری نکنید و نگویید اگر زمان داشتید آن را بررسی کنید. با آنها تماس بگیرید. برای سوالات نیز اینگونه است. اگر مشتری بالقوه شما یک سوال درباره هزینه های اجرایی یا زمان اجرا بپرسد یک تماس با آنها بگیرید و به سوالات آنها پاسخ دهید. تماس های تلفنی به شما اجازه می دهد تا سوالات را پیش از اینکه آنها به نگرانی تبدیل شوند دسته بندی و مدیریت کنید.

اگر شما مجبور شدید پاسخ ایمیل را بدهید بگویید: «این یک سوال بسیار خوب است. من با شما تماس می گیرم تا بتوانم به طور کامل به آن پاسخ دهم.» هرگز در ایمیل نگوییم:

«من خواستم پیشنهادم را پیگیری کنم.»
«آیا شما درباره بستن قرارداد سوالی دارید؟»
«آیا وقت داشتید این طرح پیشنهادی را بخوانید؟»

2. معرفی

گاهی اوقات لازم است در هنگام انجام یک معامله خودتان را برای مشتری معرفی کنید. معرفی اولیه همیشه باید از طریق تلفن یا حداقل پست صوتی انجام شود. با این تصور که ایمیل اولین مرحله ای است که شما با مشتریان تان ارتباط برقرار خواهید کرد ریسک نکنید. اگر یک همکار، خود را از طریق ایمیل به مشتری شما معرفی کرد، با گفتن این جمله پیگیری کنید «با تشکر از همکارم، من فردا با شما تماس می گیرم تا خودم را به شما معرفی کنم.» و تلاش خود را برای رسیدن به آن ادامه دهید.

هرگز در ایمیل نگوییم:

«فقط خواستم خودم را معرفی کنم.»
«از آشنایی با شما بسیار خوشحالم! اگر سوالی دارید در خدمتم.»
«من چند هفته دیگر دوباره با شما تماس می گیرم.»

3. رسیدن به پاسخ

هرگز به مشتری تان برای پاسخ از طریق ایمیل گلایه نکنید. اگر یک مشتری از شما بپرسد چه کسی در هفته بعد قصد دارد این کار را انجام دهد؟ خوب است. اما اگر مشتری شما هرگز پاسخ ندهد، ایمیل دیگری نفرستید. اگر ایمیل بفرستید مشتری شما فقط از طریق ایمیل با شما ارتباط برقرار خواهد کرد. معاملاتی که کاملا آنلاین انجام می شوند معمولا فرصت هایی هستند که هفته ها یا ماه ها طول خواهند کشید. این برای هیچ کس خوب نیست. ارتباط مستقیم، مختصر و دوستانه برقرار کنید و هرگز مشتری خود را از طریق صندوق دریافت پیام اذیت نکنید.

هرگز در ایمیل نگوییم:

«از شما پاسخی دریافت نکرده ام.»
«من می خواستم بدانم آخرین ایمیل من را دریافت کرده اید.»

4. اعتراض

شما باید از اعتراضات خوشحال شوید: آنها به شما فرصتی می دهند تا دلایل عدم خرید آنها را بفهمید. اما آنها را از طریق ایمیل رسیدگی نکنید. شما باید بدانید که چگونه به این خریدار سخت و خشن پاسخ دهید. اگر یک مشتری یک ایمیل بفرستد و بگوید: «من مطمئن نیستم که بتوانم این را به صورت داخلی عرضه کنم.» در پاسخ بگویید: «من می توانم با تماس تلفنی و بحث در این مورد به شما کمک کنم.»

اگر شما تلاش کنید تا این اعتراض را از طریق ایمیل رسیدگی کنید، در معامله ریسک کرده اید، علاقه مشتری را می گیرید و حتی قرارداد را نیز به هم می زنید. مثلا اگر یک مشتری نگران موردی خاص در معامله است شما می توانید از یک مهندس برای صحبت درباره آن مورد خاص کمک بگیرید.

هرگز در ایمیل نگوییم:

«من نگرانی شما را می فهمم.»
«دلایلی وجود دارد که نشان می دهد این مسئله برای شرکت شما مشکل ساز نیست.»

5. مذاکره

اگر یک مشتری بالقوه درباره قیمت یا شروط قرارداد ابراز نگرانی کند با تلفن به او پاسخ دهید. طبیعی است که بخواهید فورا به آنها بگویید: «جازه دهید با رئیسم صحبت کنم و ببینم چه کاری می توانم بکنم»، اما ممکن است خودتان و معامله تان را خراب کنید. درک نگرانی آنها از طریق ایمیل مشکل است. پیش از گفتن هر حرفی، تلفن را بردارید و بفهمید چرا آنها به طور ناگهانی بودجه کافی برای خرید محصول یا خدمات شما را ندارند یا می خواهند تا مقدار خاصی قیمت را پایین بیاورند.

هرگز در ایمیل نگوییم:

«بگذارید ببینم می توانم کاری کنم.»
«ما از قبل بر روی این قیمت توافق کردیم. من فکر نمی کنم بتوانیم قیمت را کاهش دهیم.»
«اگر ما قیمت را پایین بیاوریم آیا شما قرارداد می بندید؟»

دیدگاه‌ها خاموش

بولگاری، برندی مدرن از دل هزاره‌ها

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۲۱ - ۶:۰۵ ٫ق٫ظ


وب سایت شنبه: بولگاری نامی آشنا در حوزه جواهرات لوکس است که فعالیت خود را در سال ۱۸۸۴ در رم ایتالیا آغاز کرد و هم‌اکنون با داشتن بیش از ۲۳۰ خرده‌فروشی و ۴ هزار کارمند در سراسر جهان، یکی از مشهورترین برندهای لاکچری جهان در حوزه مد و پوشاک، جواهر، ساعت و عطر به شمار می‌رود. نکته متمایز این برند، ترکیبی است که از سنت و مدرنیته در محصولات خود ایجاد کرده است.

برندی مدرن از دل هزاره‌ها

گروه‌های هدف محدود

تعیین دقیق بازار هدف یکی از نکاتی است که برند بولگاری در روند تبلیغاتی خود به آن توجهی ویژه دارد. مطمئنا برندی لوکس و لاکچری مانند بولگاری، مشتریان خاص خود را دارد و به همین دلیل نیز گروه هدفی که این شرکت برای خود ترسیم کرده، تا اندازه‌ای محدود است؛ به طور کلی دو گروه هدف عمده برای این شرکت در نظر گرفته شده است؛ مشتریان سطح بالایی که به محصولات منحصربه‌فردی مانند الماس و … علاقه دارند و مشتریان زنی که به طراحی‌های خاص و باکیفیت علاقه نشان می‌دهند. بر این اساس روند تولید و طراحی محصولات برند بولگاری با توجه به گروه عمده مشتریان این شرکت شکل گرفته و این کمپانی با محدود‌کردن مشتریان خاص خود، کیفیت محصولات را بالاتر برده و در نتیجه رضایت مشتری و اعتماد او را که از نکات مهم در زمینه برندسازی و حفظ هویت نام تجاری است، در نظر گرفته است.

سبک خاص بولگاری

برندهای لوکس که در یک بازار رقابتی تنگاتنگ قرار دارند، باید بتوانند به سبک خاص خود دست یابند، چراکه صرف لوکس‌بودن، نمی‌تواند عامل هویت یک نام تجاری باشد، بلکه یک برند لاکچری موفق باید بتواند در راستای لوکس‌بودن خود، هویتی خاص را نیز برای خود ترسیم کند؛ هویتی که مخاطبان برندهای لاکچری جهان بتوانند آن را از دیگر برندهای مشابه، تشخیص دهند. بر همین اساس یکی از نکات مهمی که در زمینه برندسازی بولگاری به چشم می‌خورد، دست یافتن این شرکت به سبک مخصوص به خودش است: سه ویژگی متمایز بودن، جسور بودن و در عین حال مطابق با دنیای معاصر بودن، از مهم‌ترین نکاتی هستند که سبک بولگاری را بین مخاطبان برندهای لاکچری قابل تشخیص کرده‌اند. این برند در طراحی محصولات خود سعی می‌کند سه عنصر جسارت، تمایز و مدرن‌بودن را حفظ کرده و حتی این روند را در برنامه‌های تبلیغاتی خود نیز پی بگیرد؛ یعنی با جسارت و تمایز بیشتری روند بازاریابی خود را دنبال کند.

ورود جوانان به بازار مصرف

از جمله نکاتی که برند بولگاری در ادامه اهداف خود در رابطه با تعیین بازار هدف، به آن توجه ویژه‌ای مبذول می‌دارد، مصرف‌کنندگان جوان هستند. این برند خصوصا در زمینه معرفی و تبلیغ محصولاتی مانند عطر در کمپین‌های دیجیتال خود، گروه سنی جوان را در دایره مخاطبان خود وارد کرده است، چراکه به‌زعم مدیران بازاریابی این برند، مخاطبان جوان بیشتر در فضای دیجیتال حضور داشته و در نتیجه می‌توانند مخاطبان بالقوه تأثیرگذاری برای محصولات عام‌تر این برند مانند عطر باشند؛ با توجه به اینکه بخش اعظمی از جواهرات بولگاری برای مخاطبان محدود و خاص‌تری تولید می‌شوند، عطریات این برند جامعه مصرف‌کنندگان عام‌تری داشته و این نام تجاری نیز به‌درستی گروه سنی جوان را مخاطب این محصولات دانسته و ابزار رسانه‌ای مناسب ارتباط با آنها را نیز فضای دیجیتال تشخیص داده است.

حفظ هویت با اصالت

می‌توان گفت یکی از نکات مهم و حیاتی در رابطه با برند بولگاری، حفظ هویت و ارتقای این نام تجاری است؛ چراکه با داشتن بیش از یک قرن سابقه و شناخته‌شدن به عنوان یک برند لاکچری، بولگاری در روند برندسازی خود موفق بوده ‌و از این پس آنچه باید به طور ویژه‌ای در رابطه با این برند مطرح شود، مسئله حفظ هویت این نام تجاری است. در این زمینه باید گفت برند بولگاری با حضور پررنگ خود در رسانه‌های اجتماعی نام تجاری خود را در میان جهانیان استمرار می‌بخشد، اما به نظر می‌رسد این برند در رابطه با ارتقای نام تجاری خود، بیشتر بر طراحی منحصربه‌فرد محصولات خود متکی است، چراکه بولگاری یک برند شناخته‌شده است و بنابراین باید بتواند با متمایز‌بودن و خاص جلوه‌کردن، جایگاه ویژه خود را حفظ کند.

همانگونه که ذکر شد، یکی از نکات مهم در تولید محصولات این برند به‌روز‌بودن آنهاست، اما این نکته باعث عدم توجه این برند به طرح‌های اصیل، باستانی و هزاران‌ساله نشده است، به طوری که یکی از ویژگی‌های متمایز این برند، خلق محصولات کلاسیکی است که حال و هوای روم و یونان باستان را به مخاطبان القا می‌کنند، بنابراین می‌توان گفت این برند در عین حال که سعی در ارائه‌ای مدرن از محصولات خود دارد، طرح‌های اصیل و قدیمی را نیز در دل خود جا داده و به‌درستی در مقام یک برند لاکچری خودنمایی می‌کند.

سنت در کنار مدرنیته

در ادامه روند توجه به مدرنیته و سنت، برند بولگاری کمپین‌های تبلیغاتی خود را نیز بر همین اساس پایه‌ریزی می‌کند. به عنوان مثال، عکس‌هایی که توسط چهره‌های مشهور مد جهان از برند بولگاری تهیه می‌شوند، در عین حال که محصولات مدرن و لوکس این شرکت را به نمایش می‌گذارند، از فضاهای قدیمی و باستانی استفاده می‌کنند. چنین ترکیبی به خوبی دو عنصر اصلی این برند یعنی مدرن‌بودن و در عین حال اصالت‌داشتن را برجسته می‌کنند، به این معنا که مخاطب بر این نکته واقف می‌َشود که با یک برند باستانی و به‌جا‌مانده از هزاره‌ها سر و کار دارد؛ برندی که در عین حال سلیقه‌ها و علایق انسان امروز را نیز رعایت کرده است.

هم‌قدم با بولگاری در تونلی از عکس‌ها

از جمله کمپین‌های جالبی که برند بولگاری در سال ۲۰۱۷ راه‌اندازی کرده بود، مربوط به این ایده می‌شود که جایگاه یک برند در مناطق عمومی به تصویر کشیده شود. برای این منظور، فرودگاه بین‌المللی هنگ‌کنگ انتخاب شده بود که در قسمت ورودی آن عکس‌های زیادی از محصولات بولگاری به نمایش درآمده بودند؛ عکس‌هایی که نمایانگر یک خانه لوکس ایتالیایی بوده و مطمئنا توجه همه افراد را به خود جلب می‌کردند.

در واقع این کمپین مانند تونلی بود که مسافران می‌توانستند در حین عبور از آن با جواهرات لوکس بولگاری هم‌قدم شده و آنها را تماشا کنند. مطمئنا راه‌اندازی چنین کمپین‌هایی در رشد و ارتقای نام تجاری بولگاری در بین مردم عادی تأثیرگذار خواهد بود.

دیدگاه‌ها خاموش

ایرانی‌های شگفت انگیز؛ سنگ نوردی با دستان زنانه

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۲۱ - ۵:۱۲ ٫ق٫ظ


رازمجنون: الناز رکابی از آن دسته دخترهایی است که با دستان قدرتمند خویش تا بلندترین بام های قهرمانی صعود کرده است. وی در گفتگویی گفت: به رشته سنگ نوردی وقتی علاقمند شدم که برادرم نایب قهرمان آسیا شد و آن رقابتها در زنجان زادگاه آنها برگزار شده بود. از سال ۱۳۸۰ به صورت رسمی سنگ نوردی آغاز شد، رشته ای که به معنای واقعی خاص و منحصر بفرد است، چرا که به غیر از جسم و فیزیک با روح و روان انسان نیز سروکار دارد و هوش حرکتی و فکری هر دو از عناصر اصلی این رشته هستند.

رکابی در ادامه می گوید:

سنگ نوردی در آغاز خشن و سخت به نظر می رسد، اما کمی که در عمق این رشته می رویم، متوجه ظرافتهای کار می شویم، جاییکه دقیقا بهانه ای می شود برای موفق تر بودن دخترها در این رشته ورزشی و شرایط فیزیکی دخترها باعث می شود تا معماها و مسیریابی ها در سنگ نوردی راحتر حل شود. بر همین اساس نیز در سراسر دنیا دخترها پابه پای پسرها فعالیت کرده و حتی از نظر سطح یکسان هستند، بنابراین جنسیت در این رشته ورزشی چندان حائز اهمیت نیست. حتی اغلب تماشاگران در مسابقات سنگ نوردی بسیار با لذت و هیجان بیشتر مسابقات دخترها را مشاهده می کنند و تکنیک دخترها در این ورزش قدرتی بسیار مثال زدی است.

ایرانی‌های شگفت انگیز؛ سنگ نوردی با دستان زنانه

تقریبا پانزده سال است در رشته های لید، بولدرینگ و سرعت سنگ نوردی قهرمان کشور هستم و طلای مسابقات سنگ‌نوردی “آدیداس راک استارز” در شهر اشتوتگارت آلمان، طلای کاپ آسیا در رشته لید، نقره آسیا در رشته بولدرینگ، نقره اورال در مسابقات آسیا به میزبانی ایران، برنز قهرمانی آسیا در رشته لید در کشور اندونزی را کسب نموده و در مجموع بهتر است بگویم که هشتاد و چهار مدال در سطوح مختلف به دست آورده ام که هفتاد و هشت تا از آنها طلا است.

به گفته رکابی، ورزش سنگ نوردی در ایران سالهای اخیر پیشرفت چشمگیری داشته و آقای رضا علی پور رکورد دار رشته سرعت جهان هستند و البته در رشته بولدرینگ نیز نفرات خوبی داریم که نزدیک به رازمجنونی جهان رقابت می کنند، البته هنوز نتوانستیم سکویی کسب کنیم، اما امیدوارم که این اتفاق بزودی حاصل شود که این امر تنها با برنامه ریزی خوب از سوی فدراسیون برای نسل جدید، حمایت مسئولان، وجود اسپانسرهای خوب و اردوهای آمادگی منظم حاصل می گردد.

الناز رکابی می گوید در گذشته بانوان سنگ نورد حتی فینالیست هم نداشتند، اما این اواخر نه تنها جزء فینالیستها هستند، بلکه سکو نیز کسب نموده و در رده سنی نوجوانان، جوانان و بزرگسالان مدال کسب می نمایند، بنابراین سطح کیفی ورزش سنگ نوردی بانوان در ایران را می توان رضایت بخش دانست که رقیبی جدی در سطح بین المللی به شمار می آیند.

ایرانی‌های شگفت انگیز؛ سنگ نوردی با دستان زنانه

فدراسیون کوهنوردی اخیرا برنامه ریزی های خوبی برای این رشته داشته و مسابقات مختلفی را ترتیب می دهد که در گذشته اینطور نبود. در حال حاضر بچه ها از سنین هفت یا هشت سال مسابقه می دهند که این چشم انداز خوبی را به همراه خواهد داشت، اگرچه فدراسیون حمایت مالی چندانی به دلیل مشکلات اقتصادی از ورزشکاران ندارد، اما برای حضور ورزشکاران در مسابقات جهانی بسیار علاقمند است وبرای کسب لایسنس و ویزا اعضاء تلاشهای خوبی انجام داده است.

الناز و چند تن از دوستان وی که از نفرات اصلی تیم ملی هستند با هزینه شخصی خودشان در مسابقات جام جهانی حضور یافتند والبته همین مشکلات مالی یکی از دلایل مهمی است که ما از رقابتهای جهانی باز می مانیم. امسال دومین سالی است که در مسابقات جهانی شرکت می کنم چراکه «چینی زرین» و شرکت «DWX» اسپانسرهای من شدند و لوازم فنی را نیز شرکت «دکلیو» تهیه می کند و اگرچه کمک بسیار بزرگی است اما برای من تقریبا دیر است و اگر این اتفاقات زودتر پیش می آمد موفق به کسب رتبه های جهانی بیشتری می شدم.

الناز رکابی امکانات سخت افزاری این رشته در ایران را قابل قبول و ضعف های موجود در این عرصه را در عدم برنامه ریزی و سرمایه گذاری مناسب به ویژه روی حرفه ای ترها می داند.

الناز در سال ۲۰۱۸ بازیهای آسیایی جاکارتا را پیش روی دارد و آن را جزء مهمترین مسابقاتی می داند که در آن شرکت یافته و خوشبختانه سهمیه حضور در این رقابتها را کسب نموده، همچنین در آینده المپیک ۲۰۲۰ پیش رو است که به کسب سهمیه برای حضور در این رقابت جهانی بزرگ نیز بسیار امید دارد. رکابی رشته اصلی خود را بولدرینگ معرفی نموده و برای دریافت رتبه های بهتر در مسابقات جهانی این رشته بسیار تلاش می کند.

ایرانی‌های شگفت انگیز؛ سنگ نوردی با دستان زنانه

الناز حدود هشت سال است که به عنوان مربی سنگ نوردی هم در زنجان و هم در تهران مشغول به فعالیت است و دو دوره مربی گری تیم ملی نوجوانان و جوانان را عهده دار بوده که شاگردان وی در سطوح آسیایی موفقیتهای خوبی کسب نموده اند و می توان به محیا دارابیان، مینا آرامیده، نسیم بیارجمندی اشاره نمود. الناز موفقیت شاگردان خود را موفقیت خود می داند و امیدوار است تا شاگردانش به قهرمانی جهان دست بیابند تا این آرزوی وی در شاگردانش جامه عمل بپوشد.

این قهرمان سنگ نوردی دیدگاه سایر کشورهای جهان نسبت به ورزشکاران ایرانی را مثبت ارزیابی می کند و حضور قهرمانانی ماند رضا علی پور به عنوان رکورد دار جهان را در این ارزش گذاری بسیار ارزشمند می داند، علاوه بر آن داوران و طراحان ایرانی که در مسابقات بین المللی فعالیت دارند نیز حاکی از سطح قابل قبول ایران در رشته سنگ نوردی است.

الناز رکابی منجمله اهداف پیش روی خود را سفر به کشورهای اروپایی برای کسب تجربه، تمرینات بیشتر و استفاده از مربیان خارجی می داند، چراکه کمبود مربی خوب و سخت افزار حرفه ای برای وی بسیار محسوس است و علاوه بر آن در برخی کشورهای اروپایی «گیره هایی» وجود دارد که درست همان گیره ها در مسابقات جهانی وجود دارد.

این قهرمان سنگ نوردی در پایان آرزوی پیشرفت این ورزش در ایران را دارد و معتقد است که با برنامه ریزی بسیار خوب بی شک دستاوردهای بی نظری در انتظار ایران است، اینک سنگ نوردی ایران المپیکی شده و در بازیهای آسیایی جای گرفته است و باید از این فرصتها نهایت استفاده را برد. رشته سنگ نوردی در حال حاضر زیر نظر فدراسیون کوهنوردی قرار دارد که باید از هم جدا شوند و فدراسیون جداگانه برای این دسته از رشته ها تشکیل گردد و بودجه جداگانه نیز به آن اختصاص یابد.

دیدگاه‌ها خاموش

از مشتری بالقوه تا مشتری نهایی در ۳۰ ثانیه

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۲۰ - ۶:۳۶ ٫ق٫ظ


وب‌سایت آی‌بازاریابی: فرایند تبدیل شدن یک مشتری بالقوه به یک مشتری گاهی می تواند چنان طولانی به نظر برسد که گویی یک فرایند ابدی، جاویدان و تمام نشدنی است. شما با یک مشتری بالقوه دیدار می‌کنید، در طی زمان و در بازه های زمانی مختلف این دیدار خود را پیگیری می کنید و به شکلی امیدوارانه ممکن است فرصتی برای ارائه پیشنهاد خود یا یک جلسه مشاوره رایگان بصورت رایگان برای آنها تنظیم کنید. سپس بعد از این جلسه باز هم به فرایند پیگیری خود ادامه می دهید و سعی می کنید فروش خود را به اتمام برسانید. در این بین حتی ممکن است ماه‌های متوالی یا حتی سال های زیادی بین دیدار اول و زمان امضاء شدن یک قرارداد بین دو طرف سپری شود.

چطور می توانید در این مدت طولانی بدون مواجه با لقب کَنِه، آفت یا در بهترین حالت مزاحم به پیگیری خود ادامه دهید؟ آیا طرح پرسش “آماده خرید هستید؟” از مشتری بالقوه خود برای دفعات مکرر راه و روش خوبی برای موفقیت در این عرصه هست؟ چطور می توانید اعتماد مشتری بالقوه را تا حدی نسبت به خود جلب کنید که آنها نسبت به استخدام یا خرید کردن از شما تمایل پیدا کنند؟

از مشتری بالقوه تا مشتری نهایی در 30 ثانیه

با مشتری بالقوه همانند مشتری خود رفتار کنید

پاسخ به این پرسش های مزاحم شاید خیلی ساده در ایده ای که در این بخش به شما ارائه می کنم، پیدا شود. با این مشتریان بالقوه همانند مشتریان رسمی خود رفتار کنید؛ تنها فرق آنها با شما در این است که هنوز مبلغی را به شما پرداخت نکرده اند. تصور کنید که رفتار کردن با هر مشتری بالقوه همانند شخصی که پیش از این با وی سابقه همکاری داشته اید، چگونه خواهد بود و چه احساسی برای شما دارد. هر زمان که با مشتریان بالقوه خود تماس می گیرید، ممکن مطالعه مقاله ای را به آنها پیشنهاد دهید که تصور می کنید مورد علاقه آنها باشد،

معرفی شخصی باشد که می تواند به آنها در رسیدن به یکی از اهداف آنها کمک کند یا حتی دعوتی از آنها برای شرکت کردن در یک رویداد پیش رو باشد.  وقتی که با آنها بصورت رو در رو ملاقات می کنید، به مشکلات آنها گوش فرا می دهید و راه‌حل‌هایی را به آنها پیشنهاد می دهید. وقتی پس از یک جلسه کاری یا حتی غیر کاری با آنها تماس می گیرید، منابعی را برای کمک کردن به آنها در مورد مسئله مطرح شده در جلسه پیشنهاد دهید. البته ممکن است راه حل ها و منابعی که شما پیشنهاد می دهید شامل محصولات و خدمات شما شوند،

اما نباید در این مرحله متوقف شوید. باید در کنار این موارد راه حل هایی را هم ارائه کنید که شامل استخدام و همکاری شما با آنها نباشد. تاثیر این نوع از سخاوت بر مراجعین شما می تواند به شدت زیاد باشد. نتیجه این رویکرد، به جای در نظر گرفتن در ایمیل ها و تماس های انجام شده با شما به عنوان نوعی وقفه در کار، آنها با روی باز تماس های شما را دریافت کرده و به سخنان شما گوش می دهند. دیگر شما را یک فروشنده در نظر نمی گیرند، بلکه شما را یک منبع با ارزش یا شخص مهمی می دانند که آشنایی با شما برایشان غنیمت است.

ذهنیت خود را تغییر دهید

من در رابطه با بخشیدن و رها کردن فروشگاه خودتان صحبت نمی کنم، پیشنهاد نمی کنم که به مراجعه کننده خود آموزش رایگان ارائه کنید، ساعت ها به صحبت کردن و نظر دادن به آنها در رابطه با مسئله یا مشکل آنها صرف کنید یا اینکه به هر شکلی از تخصص خودتان بدون هیچگونه دستمزدی استفاده کنید. البته که درخواست وجه یا انتظار پرداخت داشتن از آنها در ازاء خدمات تخصصی از آنها کاملا منطقی و درست است. اما چیزی که پیشنهاد می دهم، داشتن یک تغییر در باور خودتان است، در خدمت بودن به جای فروش یک خدمت. به مشتریان و مراجعین بالقوه خود طعم و مزه میزان ارزشمند بودن خود را در صورت استخدام شدن خودتان را بدهید.

نسبت به اطلاعات و تماس هایی که در اختیار دارید، بخشنده و مهربان باشید. انتقال دادن یک شماره تلفن، اخبار کوتاه یا حتی یک وبسایت مفید، شاید تنها چند دقیقه از شما وقت بگیرد، اما مطمئنا از ذهن مشتری بالقوه شما پاک نمی شود. تاثیر این تغییر بر شما می تواند به اندازه تاثیرگذاری بر روی مراجعین و مشتریان بالقوه قابل توجه باشد. از این طریق شما تماس های تلفنی مخوف خودتان را که احتمالا بی نتیجه می مانند را حذف کرده و تنها بر آنهایی تمرکز می کنید که به بهترین شکل به آنها کمک کرده اید. دیگر هیچ ترس و وحشتی از تماس گرفتن با مشتریان نخواهید داشت، بلکه همواره چشم انتظار و منتظر لحظه برقراری تماس با مشتریان بالقوه خودتان هستید. یعنی به جای فروختن، به آنها خدمت می کنید.

فراموش نکنید که سریع ترین راه برای تبدیل کردن یک مشتری بالقوه به یک مشتری خیلی ساده در تغییر دادن شیوه تفکر خودتان در رابطه با آنهاست.

دیدگاه‌ها خاموش

چگونه در هنگام مواجهه با مشکلات به تلاش ادامه دهیم؟

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۲۰ - ۵:۴۹ ٫ق٫ظ


رازمجنون – ترجمه از حمید پاشایی: در این مقاله مجله Success، سونیا تامپسون هفت راه برای افزایش پشتکار و مقاومت در هنگام برخورد با سختی ها را معرفی می کند. تا به حال پیش آمده که احساس کنید ریه هایتان در حال منفجر شدن است؟ تا به حال حسی شبیه به احساسی که من در کوهپیمایی به ماچو پیچو داشتم پیدا کرده اید؟

این شهر باستانی در ارتفاع ۲۴۰۰ متری از سطح دریا قرار دارد و گروه کوهنوردی من صعود خود را با اشتیاق از ساعت ۵ صبح شروع کرد. من در پشت گروه تنها باقی ماندم، و بیش از ۱۱۰۰ متر تا انتهای مسیر باقی مانده بود.

هرگز تصور نمی کردم که این سفر تا این حد دشوار باشد. من به صورت مرتب ورزش می کردم، ولی این مرا برای چنین ارتفاعی آماده نکرده بود. انگار که نمی تواستم هوای کافی برای نفس کشیدن پیدا کنم.

من می خواستم تسلیم شوم. بدن من التماس می کرد که توقف کنم. ذهن خسته ام نیز هینطور. ولی من پافشاری کردم، و به نوک قله رسیدم. ریه ها و قلبم هم سالم باقی ماندند.

این ها هفت چیزی هستند که به من کمک کرد تا در آن روز به حرکت ادامه دهم، در حالی که همه چیز در درونم از من می خواست که تسلیم شوم. اگر شما در موقعیتی قرار گرفتید که می خواهید تسلیم شوید، این درس ها می تواند به شما نیز کمک کند.

چگونه در هنگام مواجهه با مشکلات به تلاش ادامه دهیم؟
۱٫ هر چیز دیگری را نادیده بگیرید.

در ابتدای صعود، من فقط آدم ها را می دیدم که از من جلو می زدند. هر دفعه که کسی را می دیدم که به آسانی کوهپیمایی می کرد، احساس بدی در مورد خودم پیدا می کردم. ولی وقتی که دست از نگرانی برداشتم و از مقایسه سفر هر کس دیگر با سفر خودم دست برداشتم، شروع به تمرکز روی مأموریت خودم و چگونگی رسیدن به آن کردم.

هنگامی که برای رسیدن به رویاهایتان تلاش می کنید، ممکن است به آسانی حواستان پرت شود وقتی که می بینید دیگران آسان تر، سریع تر و بهتر از شما به اهدافشان دست پیدا می کنند. این موضوع شاید باعث شود که احساس بی لیاقتی کنید و از پیشرفت خود ناراضی باشید. ولی وقتی قصد فتح هدفی را داشته باشید، اتفاقاتی که برای دیگران می افتد و توانایی شما در حرکت به جلو را کاهش می دهد کاملاً بی ربط است.

زمانی که با مسئولیت دشواری سر و کار دارید، به تمام انرژی که بتوانید جمع کنید احتیاج دارید. سعی کنید آن انرژی را به نقطه ای معطوف کنید که شما را به جلو ببرد.

۲٫ بزرگترین حامی خود شوید.

زمانی که من کوهپیمایی را شروع کردم، تنها نبودم. ولی ظرف ۱۰ دقیقه، از بقیه جا ماندم و تنها شدم. در ابتدا عصبانی بودم که همراهانم مرا هنگامی که به کمک نیاز داشتم تنها گذاشتند. ولی بعد متوجه شدم که بار من را قرار نبود آن ها به دوش بکشند.

اگر چه داشتن کسانی در اطرافتان که به شما انگیزه دهند و حمایتتان کنند می توانند انرژی بخش باشد، ولی داشتن چنین افرادی یک نعمت است، و نه یک الزام. این درس مرا قادر ساخت که به درون خودم نگاه کنم و قدرت و عزم راسخ برای ادامه حرکت را پیدا کنم. من با هر قدم شروع به تشویق کردن خودم کردم.

گاهی وقت ها در جاده به سمت موفقیت، شما مجبورید که تنها حرکت کنید. اگر خود را در چنین موقعیتی یافتید، راهی پیدا کنید تا به خودتان چیزی را بدهید که برای ادامه دادن نیاز دارید.

۳٫ قدردان موهبت های کوچک باشید.

من پیش از طلوع خورشید شروع به کوهپیمایی کردم. همانطور که مشغول صعود بودم، شروع به نگاه کردن به کوهستان کردم و نگاهی گذرا به زیبایی های اطرافم انداختم. صحنه ای جادویی بود. در حین توقف هایی که برای نفس گرفتن داشتم، من از موهبت دیدن طبیعت و زیبایی آن شگفت زده شده بودم. در آن لحظات، هیچ اهمیتی به دشواری راهم نمی دادم. به شدت مشغول قدردانی برای بودن در آن لحظه بودم.

آسان است که تمام تمرکز خود را معطوف رسیدن به هدف نهایی خود کنید. ولی اگر تنها چیزی که بتوانید ببینید مقصد نهایی تان باشد، زیبایی مسیر در طول راه را از دست خواهید داد. تجربیات نو و سورپرایزهای خوشایند انرژی تقویتی مورد نیاز برای ادامه دادن به حرکت را فراهم می کند.

۴٫ روی قدم بعدی تمرکز کنید.

وقتی فکر می کردم که چقدر فاصله زیادی مانده تا به قله کوه برسم، کاملاً ناامید می شدم. به همین خاطر هدف خود را به چند مرحله کوچکتر تقسیم کردم تا قدم های بعدی من قابل کنترل شود. پیش خود فکر می کردم، «فقط یک قدم دیگر بردار. بسیار خُب، حالا فقط به آن سنگ ها برس. خیلی خُب، وقتی به آن نیمکت رسیدی می توانی توقف کنی و برای چند دقیقه استراحت کنی.»

زمانی که هدف شما بیش از حد بزرگ به نظر برسد، شاید غیر ممکن به نظر برسد. با تقسیم کردن هدف خود به تکه های کوچک، می توانید خود را در حرکت نگه دارید و جهش ایجاد کنید.

۵٫ ساعت خود را کنار بگذارید.

پیش از کوهپیمایی، خوانده بودم که اکثر افراد در حدود ۴۵ تا ۶۰ دقیقه به قله ماچو پیچو می رسند. رسیدن به قله برای من زمان بیشتری طول کشید. وقتی روی زمانی که «قرار بود» طول بکشد تمرکز می کردم، از دست خودم عصبانی می شدم که چرا به اندازه کافی ماهر یا سریع نیستم. ولی برای هیچ کس اهمیتی نداشت که چقدر طول کشید تا به قله برسم، و خود من هم نباید اهمیتی می دادم. تنها چیزی که اهمیت داشت کامل کردن مسیرم بود.

وقتی که برای رسیدن به اهدافتان تلاش می کنید، دست از نگاه کردن به ساعت بردارید. خودتان را در مقایسه با کسی یا چیزی دیگر اندازه گیری نکنید. این کار فقط باعث می شود که حواستان از تمرکز روی چیزی که همین الان باید انجام دهید تا به جلو پیش بروید، پرت شود.

۶٫ به دنبال راه خروج نباشید.

تمام کسانی که به ماچو پیچو می روند کوهپیمایی نمی کنند. شما می توانید مستقیماً اتوبوسی به سمت قله سوار شوید و خودتان را از خستگی احساسی و فیزیکی نجات دهید. در اوایل صعودم، من به این فکر می کردم که از ادامه مسیر منصرف شوم و یا سوار یکی از آن اتوبوس ها در مسیرم به قله شوم.

وقتی که درد و رنج شما به حداکثر برسد، طبیعی است که بخواهید آن را از بین ببرید. ولی وقتی که زمانی بگذارید تا به دنبال راهی برای خروج از مسیرتان باشید، انرژی ارزشمندی را از دست می دهید که می تواند به شما کمک کند تا برای رشد بلند مدت، بر رنج و سختی زودگذر غلبه کنید.

۷٫ محدودیت های خود را قبول کنید.

من لازم بود که با خودم روراست باشم. من به سختی نفس می کشیدم و نمی توانستم همگام با گروه پیش بروم. گذاشتن حداکثر انرژی برای اینکه گام های سریع تری بردارم خیلی کمکی به من نکرد. مسیر من لازم بود که متفاوت باشد، و این موضوع کاملاً قابل قبول است. بعد از اجرای استراتژی جدیدم، مسیر برایم کمتر طاقت فرسا بود.

مسیر شما به سمت موفقیت شاید شبیه به هیچ کس دیگر به نظر نرسد. این کاملاً قابل قبول است. شرایط هر کسی متفاوت است. در عوض بپذیرید که کجا قرار دارید، تا بتوانید به خودتان چیزی را بدهید که برای موفق بودن لازم دارید.

وقتی که برای دستیابی به اهدافتان تلاش می کنید، موانع زیادی در طول راه وجود دارد. هنگامی که مسیر دشوارتر از چیزی شود که به آن عادت دارید، آسان است که دست های خود را به نشانه تسلیم بالا ببرید و کنار بکشید.

ولی اگر این درس ها را دنبال کنید، می توانید قدرت لازم برای ادامه دادن به حرکت در میان دشواری ها را پیدا کنید. و زمانی که پافشاری کنید، به پاداشی که ارزش آن همه تلاش را داشت دست پیدا خواهید کرد.

تسلیم نشوید.

دیدگاه‌ها خاموش

توقف بی جا موجب کسب است

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۱۹ - ۷:۵۰ ٫ق٫ظ


هفته نامه چلچراغ – نوید کلهرودی: سال ها قبل اگر شما به یک فروشگاه پوشاک سر می زدید، یا در یک پاساژ به جستجوی لباس یا هر کالای دیگری می گشتید، احتمالا به فکر این نبودید که اوقات خوشی را بگذرانید، بلکه بیشتر به این فکر می کردید که زودتر کالای موردنظر خودتان را بخرید و به دیگر کارهای تان برسید. حتی اگر هم کمی سختگیر بودید و مدت زمان قابل توجهی از وقت فروشنده را می گرفتید، ممکن بود با این پاسخ از سوی او روبرو می شدید که مشتری نیستید و باید هر چه زودتر انتخاب کنید. اما به نظر میرسد سبک خرید و فروش کالاهای مختلف، به خصوص در فروشگاه های بزرگ و مال ها، امروز تغییرات چشم گیری کرده است.

پیش از نوروز امسال اگر به مال ها و پاساژها سر می زدید، احتمالا با تعداد کثیری از مشتریانی روبرو می شدید که به دنبال خرید لباس یا هر چیز دیگری بودند و احتمالا با تعداد زیادی از افرادی روبرو می شدید که چیزی نمی خریدند، اما همچنان به «گشتن» ادامه می دادند. به نظر می رسد که فروشندگان هم لزوما از چنین چیزی بر خلاف نسل های گذشته خودشان ناراضی نیستند. ظاهرا تاجر امروز ایرانی تلاش می کند به هر راه و روش ممکن هزینه کند تا در نهایت کالایش به فروش برسد. تاجر ایرانی امروز خدماتی را به مشتریان خودش می دهد که عملا ممکن است هیچ ربطی هم به شغل او نداشته باشد همزمان به نظر می رسد سازندگان مال ها هم همین نگرش را در معماری و ساخت مال ها در پیش گرفته اند. بیایید با هم به چند نمونه از این الگوهای تغییر یافته نگاهی بیندازیم.

چگونه الگوی خرید و فروش کالا تغییر یافته؟

۱. اگر در گذشته شما همراه با فرزند یا فرزندان کوچک خود به خرید می رفتید، احتمالا لحظات چندان خوشی را تجربه نمی کردید. کودکان شما احتمالا با گریه می کردند، با بهانه می گرفتند، با از خرید خسته می شدند، یا در بدترین حالت مدام به این سو و آن سو می دویدند و عملا فرصت نگاه کردن به کالاها را برای تان از بین می بردند. اگر هم به فروشگاه های خاصی مثل بلورفروشی ها سر می زدید که کارتان زار بود و ممکن بود حاصل شیطنت فرزند شما یک خسارت چند صد هزار تومانی باشد. امروز اما قضیه فرق کرده است.

بسیاری از مال ها و فروشگاه ها برای کودکان زمین «بازی» تاسیس کرده اند. شما می توانید کودک خود را در این زمین های بازی بگذارید و به خرید بپردازید و دوباره به سراغ شان بیایید. در بسیاری از مال ها برای کودکان کالسکه ها و ماشین های اسباب بازی خاصی قرار داده شده که می توان کودکان را در آنها قرار داد. به این شکل هم کودکان همراه والدین هستند و هم سرشان به ماشین سواری شان گرم است و مزاحم خرید والدین نمی شوند.

۲. در گذشته مال ها و پاساژها جایی برای استراحت شما نداشتند. فضای آن ها عمدا طوری طراحی شده بود که عده ای «بی کار» را در خود جمع نکند، بلکه تنها «مشتریان» به مال سر بزنند و خرید کنند. جمله معروف «توقف بیجا مانع کسب است» هم از همین جا ناشی می شد و حامل پیامی هشدار دهنده به کسانی بود که نمی خواهند خرید کنند اما مزاحم فروشگاه و فروشنده می شوند. الگوی ساخت مال ها و فروشگاه های بزرگ اما امروز تغییر پیدا کرده است.

در بسیاری از این مال ها شما می توانید دقایقی به استراحت بپردازید مخلوط شدن وجود فروشگاه در کنار رستوران و کافی شاپ نیز عملا باعث می شود شما همچنان در فضای پاساژ باقی بمانید، اما این امکان را هم داشته باشید که هر وقت خسته شدید، استراحت کنید و دوباره به خرید بپردازید. برخی از مال ها هم با طراحی آبنما، حوض و جلوه هایی از معماری مدرن با سنتی این امکان را فراهم می کنند تا مشتریان تنها با مغازه ها و بمباران کالاها روبرو نباشند و کلافه نشوند.

۳. برندها و فروشگاه های معتبر به هر دو مشتری یک کارمند اختصاص می دهند. این کارمند فروشگاه وظیفه دارد در کل فروشگاه همراه مشتری باشد و تا انتهای فرایند خرید او را راهنمایی کند، قیمت ها و تخفیف ها را به او بگوید، به او پیشنهاد رنگ و مدل و سایز بدهد و همچنین در طول فرایند خرید جوری رفتار کند که بتواند کالا را به فروش برساند. هر چه این کارمند تعداد بیشتری کالا را به این شکل به فروش برساند، درصد بیشتری دریافت می کند. این رفتاری متفاوت با فروشندگان قدیمی است. در گذشته ممکن بود ما بر حسب شانس با فروشنده ای خوش ذوق، با حوصله و مودب روبرو شویم، اما این برخورد اتفاقی بود و هیچ سیستمی آن را شکل نمی داد؛ در صورتی که امروز فروشندگی صاحب سبک سیستم و قواعدی شده است.

۴. ارتباط میان مشتریان و مال ها دیگر تک سویه نیست. عموم فروشگاه های بزرگ شماره مشتریان خود را در اختیار دارند. این فروشگاه ها با اهدای کارت عضویت مشتریان را ترغیب می کنند که مدام به آنها سر بزنند. شبکه های اجتماعی این امکان را به فروشندگان می دهد که از سلایق مشتریان خود باخبر شوند. صنعت برندینگ و گسترش آن به عرصه عمومی هم به این روند دامن می زند. به طور مثال برخی برندها از یک مشتری ناشناس و تازه وارد به مغازه خود می خواهند که یکی از جدیدترین لباس های فروشگاه را به تن کند و از او عکسی در اینستاگرام خود منتشر می کنند. حدود ۲۰ سال پیش تصور چنین چیزی در فروشگاه ها محال بود و حتی ممکن بود به جهت عکس انداختن در یک مغازه شما متهم به وقت کشی و مزاحمت برای فروشنده شوید.

آخر

در مجموع به نظر می رسد الگوهای خرید و فروش مدام در حال تغییر هستند. خرید کالا دیگر به شکل مستقیم و سنتی انجام نمی شود. مشتریان می توانند همزمان که در کافی شاپ یک پاساژ نشسته اند، بلوتوث خود را روشن کنند و ناگهان شاهد نصب اپلیکیشنی روی گوشی خود باشند که از سوی فروشگاهی در همان نزدیکی ارسال شده است.

آنها می توانند در حین نوشیدن قهوه بدون حتی سر زدن به فروشگاه کناری جدیدترین لباس ها را مشاهده کنند. خریداران امروزین به پرسه زنان و رهگذران تغییر حالت داده اند. در فقدان سرگرمی های معتبر و رایج در کشورمان خود فرایند خرید کردن به یک سرگرمی بدل شده است و تاجر باهوش آن کسی است که این نکته را دریابد و امیدوار باشد که این خریدار پرسه زن هم زمان و در حین تفریح در پاساژ توجهش به یک کالا جلب شود و آن را بخرد. به نظر می رسد که باید روی آن نوشته قدیمی مغازه ها که توقف بیجا مانع کسب است، یک خط بکشیم و بنویسیم توقف بیجا موجب کسب است.

دیدگاه‌ها خاموش

کارآفرینی سالمندان؛ موفقیت در میانسالی

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۱۹ - ۴:۱۸ ٫ق٫ظ


وب‌سایت مدیراینفو: رسانه‌ها استارتاپ‌ها را به‌گونه‌ای تحت‌پوشش قرار می‌‌دهند که به نظر می‌رسد همه بنیان‌گذاران‌شان افرادی جوان یا نوجوان هستند. اما واقعا این‌طور نیست. کارآفرینان زیادی با گذشت سال‌ها -حتی در دوران سالمندی- توانسته‌اند ایده‌های بزرگ خود را کشف و کسب و کارشان را‌ راه‌‌اندازی کنند. در ادامه، کارآفرینان سالمند و موفقی را معرفی می‌کنیم که در سنین بالا کارشان را شروع کردند و نشان دادند موفقیت در هر سنی امکان‌پذیر است:

۱٫ هارلند دیوید ساندرز، مرغ سوخاری کنتاکی (KFC):

«ساندرز» در کودکی پدرش را از دست داد و از چندین شغل اخراج شد. حتی سمت وکالتش را نیز از دست داد. با این حال او مصمم بود و هرگز تسلیم نشد. در نهایت سماجت و پشتکارش او را به موفقیت رساند. زمانی که ساندرز در ایستگاهی خدماتی کار می‌کرد به خاطر دستور غذای مرغ لذیذش به محبوبیت محلی دست یافت. چندی بعد ایستگاه خدماتی در حادثه آتش‌سوزی سوخت. اما ساندرز دوباره آنجا را بازسازی و به رستورانی با ۱۴۰ صندلی تبدیل کرد. در سال ۱۹۵۲، وقتی برای اولین بار حق استفاده از امتیاز مرغ سوخاری کنتاکی را دریافت کرد، ۶۲ سال سن داشت. امروزه KFC دارای بیش از ۱۸۸۰۰ فروشگاه در ۱۱۸ کشور جهان است.

کارآفرینی سالمندان؛ در هر سنی می‌توانید به موفقیت برسید!


۲٫ لئوگودوین، شرکت بیمه‌ی GEICO:

شرکت بیمه‌ی کارکنان دولتی(GEICO)، شرکتی مشهور است که در زمینه بیمه‌ی خودرو فعالیت می‌کند. تاسیس GEICO ایده‌ی لئو گودوین بود. زمانی که او در سمت یک حسابدار کار می‌کرد متوجه شد، حوزه بیمه به بازسازی اساسی نیاز دارد. با خودش گفت چرا شرکت‌ها مستقیما با مشتریان‌شان سر و کار ندارند و تمام پولی که به جیب دلال‌ها می‌رود را پس‌انداز نمی‌کنند؟ در سال ۱۹۳۶ و در سن ۵۰ سالگی شرکت GEICO را در واشنگتن تاسیس کرد. او و همسرش مدیریت شرکت را به‌دست گرفتند. این شرکت در انتهای همان سال ۱۲ کارمند و ۳۷۰۰ بیمه‌نامه داشت. ولی امروز بیش از ۲۷۰۰۰ نفر را استخدام کرده و بیش از ۱۴ میلیون بیمه‌گذار دارد.

کارآفرینی سالمندان؛ در هر سنی می‌توانید به موفقیت برسید!


۳٫ رابرت نویس، اینتل:

«رابرت نویس» بعد از اخذ مدرک دکترا در رشته فیزیک از دانشگاه MIT، به‌عنوان مهندس تحقیقات کار مشغول به کار شد. در سال ۱۹۵۷، او و هفت نفر دیگر شرکت Fairchild را تاسیس کردند. با اینکه او از کارش لذت می‌برد ولی در نهایت با «گوردون مور» شرکت را رها کردند. او در سن ۴۱ سالگی با کمک گوردون مور «اینتل» را تاسیس کرد. «نویس» کارکنانش را مثل خانواده‌اش می‌دانست و از پذیرش مزایای زیادی که اکثر مدیران دریافت می‌کردند سر باز می زد. او به جای اینکه شرکت را درگیر فرایندهای رسمی و بروکراتیک کند، ترجیح ‌داد کارکنانش در فضایی راحت و دوستانه فعالیت کنند. نویس در اینتل، سرپرست بخش اختراع ریزپردازنده بود. این نوآوری دنیای کامپیوتر را متحول کرد.

کارآفرینی سالمندان؛ در هر سنی می‌توانید به موفقیت برسید!


۴٫ رید هافمن، LinkedIn:

حتما فکر می‌کنید شرکتی مثل لینکداین که شبکه‌ی اجتماعی بزرگی است توسط یک نوجوان تاسیس شده است. اصلا این طور نیست! «رید هافمن» بعد از فارغ‌التحصیلی تصمیم به راه اندازی کسب و کار گرفت. او پیش از تاسیس شرکتش با تفکری استراتژیک، برنامه‌ای از آنچه که باید یاد می‌گرفت را تهیه کرد. در آغاز کار، سایت شبکه‌ای به نام «Socialnet‌» تاسیس کرد. هافمن معتقد بود که این سایت، با داشتن الگوریتم‌های خوبش حتما موفق می‌شود، ولی این اتفاق نیفتاد. برای ایده او جاذبه و کششی از سوی جامعه وجود نداشت. در نهایت او ایده‌اش را رها کرد و در سن ۳۵ سالگی لینکداین را تاسیس کرد. وقتی که این شرکت رونق یافت، هافمن ۴۳ ساله بود.

کارآفرینی سالمندان؛ در هر سنی می‌توانید به موفقیت برسید!


۵٫ والی بلوم، Denali Flavors:

والی بلوم در سال ۱۹۹۵ و در سن پنجاه و پنج سالگی شرکت بستنی خود با نام Denali Flavors را تاسیس کرد. شرکت دنالی بیش از ۴۰ طعم بستنی تولید می‌کند و بلوم کارآفرین سالمندی است در سن ۷۰ سالگی همچنان با قدرت پیش می‌رود. واقعا معلوم نیست در چه سنی و از کجا ایده‌ای بزرگ برای راه اندازی کسب و کار به ذهن‌تان خواهد رسید. راه‌اندازی کسب و کار، کار ساده‌ای نیست. برای رسیدن به موفقیت به سختکوشی، نظم و انضباط نیاز دارید. شاید برای کارآفرینی به جرات و جسارت‌های دوران جوانی نیاز داشته باشیم، ‌اما به نظر می‌رسد کارآفرینان سالمند به دلیل تجربه و پختگی‌شان بهتر بتوانند این مسیر پر پیچ و خم را طی کنند. خودتان را دست کم نگیرید، اصلا مهم نیست چند سال دارید، موفقیت در هر زمانی برای هر کسی ممکن است.

کارآفرینی سالمندان؛ در هر سنی می‌توانید به موفقیت برسید!

دیدگاه‌ها خاموش

عرضه محصول جدید به بازار در شش گام

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۱۸ - ۲:۳۸ ٫ق٫ظ


وبسایت مدیراینفو: خیلی‌ها می‌پرسند چطور می‌توانند ایده یا اختراع خود را روانه‌ی بازار کنند. اختراع‌ها بسیار متنوع هستند، از دستگاه‌های تغذیه کودک گرفته تا برنامه‌های نرم‌افزاری، غذاهای فریزشده، ابزارهای باغبانی الکترونیک، و لوازم‌جانبی تلفن همراه. اگر شما هم این سوال را دارید پیشنهاد می کنیم در ادامه مطلب با ما همراه باشید:

اگر واقعا اختراعی دارید (یعنی چیزی که قبلا ایجاد نشده) روش ثابتی برای ورود آن به بازار وجود ندارد. یافتن نحوه‌ی وارد کردن محصول به بازار، بیشتر از اینکه به ویژگی‌ها و مزایای اختراع شما مرتبط باشد به میزان موفقیت شما مربوط است. مشتریان واقعی، اختراع‌ها را نمی‌خرند، محصولات را می‌خرند. بنابراین سعی کنید ببینید چطور می‌توانید محصولی جدید را بفروشید.

عرضه محصول جدید به بازار در شش گام

در اولین گام، باید تحقیق کنید که دیگران چطور محصولات خود را روانه‌ی بازار می‌کنند، ابزارهای موجود مثل اوراق فروش، مالکیت‌معنوی(علامت‌های تجاری، کپی‌رایت‌ها، و حق‌اختراع‌های مختلف) و بازار بالقوه برای محصول خود را درک کنید. دوره‌ها، کتاب‌ها و انجمن‌های آنلاین مختلفی برای کمک به تحقیق شما وجود دارند، ولی شما به عنوان یک مخترع بهترین کسی هستید که می‌تواند تصمیم بگیرد کدام بازار برای محصولش بهتر است.

اگر مایل نیستید وقت و انرژی خود را صرف کسب اطلاعات، بررسی فرصت و حتی پیش‌نویس کردن طرح کسب و کارتان کنید، حتی اگر پول زیادی برای سرمایه‌گذاری در پروژه دارید، ممکن است این واقعا آن چیزی نباشد که به دنبالش هستید. مخترعان معمولا فکر می‌کنند اولین گام شان در این فرایند گرفتن حق امتیاز است. گرفتن حق امتیاز به این معنی نیست که محصول شما روانه‌ی بازار خواهد شد. اگر باور این امر برای‌تان سخت است از حقوقدان یا فردی متخصص بپرسید که چند نفر از مشتریان مخترع‌شان تا به حال پولی بیشتر از هزینه‌ی حق امتیازشان کسب کرده‌اند.

محصول جدیدشش گام برای اینکه محصول خود را روانه‌ی بازار کنید:

۱٫ یک یا دو کتاب خوب در مورد اختراع بخرید. به دنبال اختراع‌هایی بگردید که روی کسب درآمد تمرکز کرده‌اند، نه فقط روی گرفتن حق امتیاز و خواندن آن. بعد از این گام می‌توانید به سراغ پنج گام بعدی بروید.

۲٫ تحقیقات بازار انجام دهید. محصولات موجود در بازار(هم آنلاین و هم در فروشگاه‌هایی که مشابه ایده‌ی محصول شما هستند) را شناسایی کنید. توجه داشته باشید که کدام شرکت‌ها آنها را می‌سازند و در کجا به فروش می‌رسند.

۳٫ به پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز مالکیت معنوی(iripo) بروید تا حق امتیازهای مشابه محصول خود را یافته و مطالعه کنید. http://iripo.ssaa.ir/

4. با منابع موجودتان نمونه اولیه‌ی خوب تهیه کنید. این نمونه می‌تواند ترسیمی از یک محصول حرفه‌ای باشد که در حال تکامل است.

۵٫ در حوزه‌ی محلی خود یا به طور آنلاین با سایر کارآفرینان در ارتباط باشید تا اطلاعات، منابع و پشتیبانی را به اشتراک بگذارید.

۶٫ یک پیش‌نویس از یک طرح ساده‌ی کسب و کار تهیه کنید. این کار را با نوشتن مفاهیم پایه و اساسی آغاز نمایید.

از وسوسه برای انجام بسیار خوب کارتان اجتناب کنید. در مورد کسانی که مدعی هستند توانایی و دسترسی منحصر به فرد دارند تا محصول شما را روانه‌ی بازار کنند تردید کنید. تحقیق کاملی در مورد امکان‌سنجی این کار انجام دهید.

دیدگاه‌ها خاموش

تبلیغات خلاقانه؛ ساعت شنی دندانی

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۷٫۰۳٫۱۷ - ۱:۰۴ ٫ق٫ظ


وب سایت شنبه: داشتن دندان‌های سفید یکی از دغدغه‌های مهمی است که بیشتر مردم جهان با آن روبه‌رو هستند و به همین دلیل نیز به دنبال محصولاتی می‌گردند که فرایند سفید‌کردن دندان‌ها را سریع‌تر و مؤثرتر ارائه دهند.

ساعت شنی دندانی

در همین راستا یکی از برندهای معروف محصولات بهداشتی دهان و دندان، یعنی فیلیپس یکی از محصولات مهم خود را که صرفا برای سفید‌کردن دندان کاربرد دارد، طی یک تبلیغ چاپی خلاقانه ارائه می‌کند. شرکت فیلیپس سفیدکننده دندان خود با عنوان فیلیپس‌زوم را محصولی معرفی می‌کند که در عرض یک ساعت دندان‌ها را به طرز شگفت‌آوری سفید می‌کند.

تبلیغ مذکور که توسط آژانس TAG ارائه شده است، مهم‌ترین نکته‌ای را که بر آن تأکید دارد، در راستای شعار این محصول بیان می‌کند که به سفید‌شدن دندان‌ها در یک ساعت اشاره دارد. در واقع تصویر مورد نظر در این تبلیغ، یک رابطه معنایی مهم را بین شعار تبلیغ و تصویر ارائه‌شده ایجاد می‌کند، به این ترتیب که یک تصویر دو‌قسمتی را نشان می‌دهد که ‌با کمی دقت متوجه می‌شویم که شبیه دو دندان است که روی هم قرار دارند و در عین حال مانند یک ساعت شنی نیز هست که دارای دو قسمت مجزا بوده و به مرور بخش بالایی به بخش پایینی منتقل می‌شود؛ بخش بالایی زرد‌رنگ بوده و بخش پایینی نیز سفید‌رنگ است. در پایین تبلیغ نیز تصویری کوچک از این محصول‌ در کنار شعار: دندان‌هایی سفیدتر تنها در یک ساعت! دیده می‌شود که در مجموع مشاهده این تصاویر به همراه عبارت پایینی، ذهن هر مخاطبی را به سوی این معنا سوق می‌دهد که با استفاده از محصول فوق، می‌توانند در عرض یک ساعت دندان‌های خود را سفیدتر کنند.

یک تبلیغ موفق باید بتواند مفهوم اصلی و مورد نظر خود را در قالب یک استعاره تأثیرگذار بیان کند؛ استعاره‌ای که دایره معنایی آن برای مخاطبان شناخته شده باشد و بتوانند در همان وهله اول ارتباط بین مفهوم استعاری و مفهوم واقعی را پیدا کنند.

بر این اساس، ساعت شنی تقریبا یک مفهوم شناخته‌شده برای همه مردم جهان است که گذر زمان را در عرض یک ساعت نشان می‌دهد و بر این اساس، استفاده از این استعاره می‌تواند کاملا مفهوم یک ساعت را که برای سفید‌شدن دندان‌ها بیان شده است، منتقل کند. از طرفی مفهوم سفید‌شدن به طرز مؤثرتری نیز ارائه شده است؛ شن‌های زرد رنگ و شن‌های سفید رنگ!

رنگ تیره‌تری که در قسمت بالای ساعت شنی قرار دارد، مربوط به زردی دندان‌هاست که به مرور و با گذشتن یک ساعت، تبدیل به شن‌های سفید می‌شود، بنابراین انتخاب این دو رنگ نیز در نشان‌دادن تأثیر محصول مذکور بر سفید‌شدن دندان‌ها بسیار مؤثر است. از طرفی شباهتی که بین دو قسمت ساعت شنی و شکل دندان نیز ایجاد شده است، تبلیغی خلاقانه‌تر را ایجاد کرده است؛ به این معنا که قسمت بالایی ساعت شنی شبیه یک دندان زرد‌رنگ بوده و قسمت پایینی مانند یک دندان سفید است که مجموعه این عناصر در کنار هم، سفید‌شدن دندان‌ها را در عرض یک ساعت به صورت تأثیرگذاری بیان می‌کنند.

دیدگاه‌ها خاموش

برگه ی بعدی »

LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE
LOVE