پذیرش، اولین قدم برای رویارویی با شکست

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۰۸٫۰۷ - ۶:۵۸ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت – ترجمه شادی حسن پور: گاهی کسب و کارها با شکست مواجه می شوند. اگر مدیرعامل هستید باید این حقیقت را بپذیرید که ممکن است به جایی برسید که مجبور شوید کسب و کارتان را تعطیل کنید، عذر کارمندان تان را بخواهید و به شکست اقرار کنید. همه ما آمار و ارقام مربوط به تعطیلی نیمی از کسب و کارها در پنج سال نخست فعالیت شان را شنیده ایم. این رقم برای استارت آپ ها حتی بسیار بیشتر است.

من اولین شرکتم را پس از گذراندن دوره کالج افتتاح کردم و مانند بسیاری از جوانان جاه طلب دیگر خیلی خوش بین بودم و رویای ثروت و موفقیت را در ذهنم می پروراندم. زمانی که اوضاع کمی سخت شد، می ترسیدم و از اقرار به شکست سر باز می زدم. چشمانم واقعیت را نمی دیدند. سخت بود. اما کسب و کارم را تعطیل کردم.

بیکار و کمی افسرده شده بودم. عزت نفسی برایم باقی نمانده بود. دو سال نتوانستم هیچ سمت مدیریتی را قبول کنم. احساس می کردم از پس آنها بر نمی آیم. اگر اکنون بخواهم در مورد آن سال ها نظری بدهم، می گویم که رفتار اشتباهی در پیش گرفته بودم.

 
پذیرش، اولین قدم برای رویارویی با شکست

خود را برای شکست آماده کنید

اگر بخواهیم بر اساس آمار و ارقام صحبت کنیم، زمانی که اولین کسب و کار خود را راه اندازی می کنید، از قبل شکست خورده اید! اگر شکست احتمالی را به عنوان یک موقعیت در نظر بگیرید، وقتی اتفاق بیفتد راحت تر آن را خواهید پذیرفت. فکر می کنم بزرگ ترین اشتباه شخص من در هنگام راه اندازی اولین کسب و کارم این بود که فکر می کردم موفق می شوم. هیچ گاه به ذهنم نرسید که ممکن است اولین ماجراجویی بزرگ زندگی ام با شکست مواجه شود. خیلی ساده و بی تجربه بودم. سنم خیلی کم بود.

مسئولیت پذیر باشید

شما به عنوان کارآفرین و رهبر باید مسئولیت تمام حیطه های کاری خود را به عهده بگیرید. این موضوع شامل هر شکست و موفقیتی نیز می شود. اگرچه اعلام شکست و عدم موفقیت به کارمندان و شرکا کار سختی است اما با گفتن حقیقت آسوده خاطر خواهید شد. اگر شما هم مانند من بخواهید از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کنید، مدت زیادی طول خواهد کشید تا دوباره بتوانید روی پای خودتان بایستید.

من به شخصه زمانی که دچار کمبود منابع مالی شدم، سعی می کردم از برخی افراد دوری کنم. این دوری کردن باعث استرس من می شد. حتی هنوز هم نمی توانم به راحتی با عده ای از افراد صحبت کنم و اگر بخواهم پنج دقیقه با آنها گفتگو کنم، مطمئنم که چند شب دچار بی خوابی خواهم شد!

موضوع «شما» نیستید چون مشکل شخصی ای وجود ندارد

شکست را از هویت تان متمایز بدانید. این حقیقت که نمی دانید چطور باید مسئله ای را حل کنید یا چطور باید از ایده خاصی پول در بیاورید، دلیل نمی شود که خود شما مشکل داشته یا شکست خورده باشید. شاید تصمیمات بدی گرفته باشید، اما در هنگام تصمیم گیری قطعا این موضوع را نمی دانستید.

روزگاری مردی بود که کسب و کارش در ۲۱ سالگی شکست خورد؛ در ۲۲ سالگی در انتخابات مجلس رأی نیاورد؛ کسب و کار بعدی اش در ۲۴ سالگی باز هم شکست خورد؛ ۲۶ سال داشت که با مرگ نامزدش روبرو شد؛ در ۲۷ سالگی به ناراحتی شدید اعصاب مبتلا شد؛ در ۳۴ سالگی باز هم در انتخابات کنگره شکست خورد؛ در ۴۵ سالگی می خواست سناتور شود، اما نشد؛ در ۴۷ سالگی نتوانست معاون رئیس جمهور شود؛ در ۴۹ سالگی باز هم در رقابت های انتخاباتی سنا شکست خورد ولی در ۵۲ سالگی به عنوان رئیس جمهور آمریکا انتخاب شد. او آبراهام لینکلن بود. او اجازه نداد که شکست هایش او را تحت تاثیر قرار دهند و با آنها مبارزه کرد تا به موفقیت برسد.

درس بگیرید و به راه تان ادامه دهید

اگر شرکت تان نمی تواند به سوددهی برسد و مدت هاست که در حال از دست دادن منابع مالی است، دیگر دلیلی برای حفظ شرکت وجود ندارد. اگر تا به حال همه برنامه های اصلی و پشتیبان خود را عملی کرده اید و دیگر ایده ای به ذهن تان نمی رسد، زمان آن رسیده است که کسب و کارتان را تعطیل کنید. هر چه بیشتر این دوره پایانی طول بکشد، سخت تر می توانید آن را به پایان برسانید. البته منظور من این نیست که به راحتی تسلیم شوید، اما شرایط را ارزیابی کنید تا اگر دیگر گزینه خوبی پیش رو نداشتید، صدای زنگ خطر را بشنوید.

شکست مانعی در مسیر راه تان است، نه انتهای مسیر

زمانی که بحث مسئولیت پذیری پیش می آید، باید این یک موضوع را بدانید: «شما نه اولین کسی هستید که در مسیر کارآفرینی به مشکل خورده و دیگر نتوانسته است به کارش ادامه دهد، و نه آخرین نفر.» بلند شوید. دوباره شروع کنید. اهداف قابل دسترسی تری در آینده در نظر بگیرید تا ریسک تصمیمات بد و نامناسب را به جان نخرید و به یاد داشته باشید که «تیم کاری بعدی تان تیم قوی تری خواهد بود.»، چرا که شما هم قوی تر و باهوش تر شده اید و حالا دیگر کوله باری از تجربه را به دوش می کشید.