تمرین کنیم، نبینیم و نشنویم و از اعتیاد نجات یابیم!

نوشته ای از admin در دسته‌بندی ... | ۱۳۹۶٫۱۰٫۱۰ - ۷:۱۸ ٫ق٫ظ


مجله پنجره خلاقیت: گوش دادن به خبرهای گوناگون و توجه دقیق نسبت به صحنه ها و اتفاقات روزمره در سطح جامعه گاهی اوقات ما را به یک انسان همیشه منتقد و به تدریج منفی نگر تبدیل می کند که تبعات آن ناامید شدن، از دست دادن انگیزه، کم کاری و در نتیجه کناره گیری از جامعه است. حتما شما هم افرادی را می شناسید که مدام اخبار را از مجاری گوناگون و در زمان های متفاوت پیگیری کرده و با تفسیر و تحلیل آن سعی می کنند دیگران را هم با آن درگیر کنند.
 
این افراد بدون آنکه متوجه باشند، اسیر دام اعتیاد و به شنیدن و دیدن معضلات جامعه شده اند. آنها هنگام رانندگی از این که کسی بین دو خط رانندگی نکند یا راهنما نزند یا زباله ای را از خودرو به بیرون بیندازد، کنترل خود را از دست می دهند، عصبی می شوند و از رانندگی کردن و از بودن در آن لحظه نه تنها لذت نمی برند، بلکه اذیت می شوند و این حس منفی را به همراهان خود و یا به کسانی که در اطراف آنها هستند، انتقال می دهند. اگرچه رفتار آن کسانی که اصول رانندگی و آداب اجتماعی را رعایت نمی کنند، بسیار ناپسند و ناشایست است ولی ما با پرداختن به آن مسئله بدون حضور کسی که آن رفتار را مرتکب شده است، هیچ کاری را نمی توانیم از پیش ببریم.
 
خلاقانه نبینیم و نشنویم! 
 
مثل این می ماند که ما در جمع خودمان بنشینیم و مردمان کشور دیگری را که در فقر، فحشا یا فساد غرق شده اند، مدام مورد انتقاد و نقد قرار دهیم در صورتی که نه می توانیم برای آنها کاری انجام دهیم و نه آنها از ما تاثیرپذیری دارند. خیلی از انسان های موفق در عرصه های گوناگون را می شناسیم که انگار از بسیاری از مسائل حاشیه ای جامعه اطلاعی ندارند و از مهم ترین خبری که قشر عادی جامعه در مورد آن ساعت ها گفت و گو می کند، حتی مطلع هم نیستند. لازم می دانم هر از گاهی یادآوری کنم که در این نوشتار نمی خواهیم بی تفاوتی را آموزش دهیم، ما می خواهیم از حساس بودن بیش از حد بکاهیم و به جای پرداختن به حاشیه ها به اصل بپردازیم که مهم ترین کار انجام وظایف خودمان به بهترین نحو است.
 
اگر کمی دقیق شویم، متوجه می شویم که دانشمندان حوزه های علمی و تخصصی، اصولا اطلاعات عمومی زیادی ندارند، آنها خلاقانه ذهن خود را فیلتر کرده اند و فقط مانند یک آهن ربا که ذرات آهن را جذب می کند، حتی ذرات طلا را هم جذب نمی کنند چون نقش و وظیفه آنها مشخص است. ارزش یک آهن ربا همیشه بیشتر از یک جاروبرقی است و آنچه آهن ربا جمع می کند، برای ما مفیدتر و کاربردی تر است تا آنچه یک جاروبرقی جمع می کند، حتی اگر قطعه ای طلا باشد! چرا که کیسه جاروبرقی را بدون نگاه کردن به محتویات آن در سطل زباله خالی می کنیم ولی از آنچه آهن ربا جمع آوری کرده است، در آزمایشگاه و در امور کاری به بهترین نحو استفاده می کنیم.
 
خلاقانه ندیدن و خلاقانه نشنیدن به ما کمک می کند تا بتوانیم خلاقانه آن چه سودمند، مناسب، کاربردی، مفید و درخور ماست را ببینیم و بشنویم و ذهن، فکر و حواسمان را از دیدنی ها و شنیدنی های غیرمفید یا مضر، بمباران نکنیم. همان طور که می دانیم انسان های خلاق و نابغه های قرون متفاوت، آدم های چندان باهوشی نبوده اند و شاید آنقدر باهوش نبوده اند که بتوانند به چند موضوع متفاوت به طور همزمان بپردازند و چون هوش محدودی داشته اند، پس بر روی یک موضوع خاص تمرکز کرده و توانسته اند آن موضوع را به طور عمقی کشف و درک کنند، به جای آن که چندین موضوع را به طور سطحی بفهمند. خلاقانه ندیدن و خلاقانه نشنیدن به ما کمک می کند تا عمق دانسته های ما همچون یک چاه قنات پرآب و عمیق باشد نه این که همچون یک اقیانوس باشیم به عمق چند سانتی متر…
 
تمرین کنیم نبینیم و نشنویم و خودمان را از دام این اعتیاد نجات دهیم تا بتوانیم مفیدتر باشیم و بیشتر لذت ببریم پس:
 
1. یاد بگیریم هر چیزی را گوش نکنیم و هدفمند بشنویم.
۲٫ زاویه نگاهمان را مدیریت کنیم و بدانیم ضرورتی ندارد همه چیز را با دقت ببینیم و اظهارنظر کنیم.
۳٫ ما آنقدر عمر نمی کنیم که بتوانیم همه مشکلات دنیا را حل کنیم، پس اگر هر فرد یک مسئله را حل کند، روزی می رسد که دنیا محل قشنگ تری برای زندگی شود.
۴٫ تمرین کنیم که بر روی یک کار، رشته، تخصص و فعالیت تمرکز کنیم.
۵٫ باور داشته باشیم که همه چیز را همگان دانند، پس تلاش نکنیم در مورد همه چیز اظهار نظر کنیم که مجبور شویم در مورد هم چیز یاد بگیریم.
۶٫ اگر حواسمان نبوده است و معتاد به پرداختن به مسائل گوناگون و غیرمرتبط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حوادث روزمره شده ایم، زنگ خطر را به صدا درآوردیم که نخواهیم توانست اثری ماندگار از خود به جا بگذاریم.
۷٫ به جای صحبت درباره دیگران، طوری عمل کنیم که دیگران درباره ما بگویند، البته مثبت.